﻿1
00:00:18,625 --> 00:00:20,750
‫[سال 1789 میلادی]

2
00:00:20,750 --> 00:00:22,416
‫اون آماده‌ست

3
00:00:24,666 --> 00:00:28,083
‫قدرت اون با خوردن خون مقدس شما،
‫تقویت شده

4
00:00:29,166 --> 00:00:31,125
‫قطره به قطره

5
00:00:31,916 --> 00:00:33,625
‫جرعه به جرعه

6
00:00:34,416 --> 00:00:35,875
‫سال به سال

7
00:00:37,250 --> 00:00:40,541
‫برای 175 چرخه‌ی خورشید

8
00:00:42,375 --> 00:00:44,000
‫اون نخواهد سوخت

9
00:00:48,000 --> 00:00:50,083
‫و تو دوباره بر زمین قدم خواهی زد

10
00:01:09,875 --> 00:01:16,125
‫« کسلوانیا: سمفونی شبانه »
‫" فصل دوم - قسمت پنجـم "

11
00:01:46,375 --> 00:01:47,625
‫حالا چیکار کنیم؟

12
00:01:47,625 --> 00:01:49,916
‫ریکتر بلمونت، اگه بهشون نگفته بودی
‫که داریم کجا می‌ریم

13
00:01:49,916 --> 00:01:52,250
‫هیچ‌کدوم از این‌ها اتفاق نمی‌افتادن

14
00:01:52,250 --> 00:01:55,041
‫پیش بینی این که به پاریس می‌ریم
‫کار سختی نبود، آلوکارد

15
00:01:55,041 --> 00:01:58,958
‫و فکر می‌کردیم درولتا مُرده.
‫فکر می‌کردیم تو کشتیـش.

16
00:02:00,500 --> 00:02:03,458
‫باید شهر رو برای وحشتی که
‫در راهـه، آماده کنیم

17
00:02:03,500 --> 00:02:07,875
‫می‌تونیم با کنوانسیون ملی
‫یا کمون انقلابی پاریس صحبت کنیم

18
00:02:07,875 --> 00:02:09,333
‫بسپرش به من

19
00:02:09,375 --> 00:02:11,125
‫دنبال لونه‌های خون‌آشام‌ها بگرد

20
00:02:11,125 --> 00:02:12,541
‫وقتی ارتش ارزبت حمله کنـه

21
00:02:12,541 --> 00:02:15,375
‫نباید بذاریم یه جنگ دیگه هم
‫داخل شهر شکل بگیره

22
00:02:15,375 --> 00:02:17,958
‫اگه لونه‌ای بود، نابودشون کن

23
00:02:18,000 --> 00:02:20,000
‫چرا ما باهات نیاییم؟

24
00:02:21,041 --> 00:02:23,166
‫بهتون شرح وظایف‌تون رو گفتم

25
00:02:23,916 --> 00:02:25,291
‫باید تکرار کنم؟

26
00:02:39,125 --> 00:02:41,666
‫از خودش عصبانیـه.
‫نه تو.

27
00:02:43,875 --> 00:02:46,000
‫هنوزم نیاکانـت آزارت میدن؟

28
00:02:46,791 --> 00:02:47,875
‫نه

29
00:02:48,875 --> 00:02:49,875
‫اینجان،

30
00:02:51,000 --> 00:02:52,250
‫اما ساکتـن

31
00:02:52,916 --> 00:02:55,583
‫خوشحالـم که نیاکانـم، تلاش نمی‌کنـن
‫باهام حرف بزنـن

32
00:02:55,625 --> 00:02:58,791
‫اگه چیزی شبیه به ژوست باشن،
‫غیر قابل تحملـن

33
00:03:02,625 --> 00:03:05,625
‫از زمانی که زبون باز کردم،
‫می‌دونستم یه بلمونت هستم

34
00:03:06,875 --> 00:03:08,666
‫و می‌دونستـم معنیـش چیـه

35
00:03:09,500 --> 00:03:13,125
‫مبارزه با اهریمن و خدمت به هدفی والاتر

36
00:03:14,375 --> 00:03:17,375
‫اما بعد مرگ مادرم توسط اُلراکس رو به چشم دیدم

37
00:03:18,166 --> 00:03:20,291
‫و حقیقت تلخ کوفتی رو فهمیدم

38
00:03:25,916 --> 00:03:28,625
‫مادرم سر هیچی مُرد

39
00:03:30,375 --> 00:03:33,125
‫درواقع مُرد چون من سعی کردم کمکـش کنم

40
00:03:33,125 --> 00:03:36,250
‫باید ازم محافظت می‌کرد
‫و این چیزیـه که به کشتنـش داد

41
00:03:39,125 --> 00:03:43,625
‫از اون موقع دل خودم رو با این حرف
گول می‌زنم که بخاطر بقای من بوده

42
00:03:44,375 --> 00:03:46,750
طوری که انگار من هدف والاتر بودم

43
00:03:49,791 --> 00:03:50,791
‫چه احمقی هستم

44
00:03:57,541 --> 00:03:59,625
‫مادر من هم سر محافظت از من جونـش رو داد

45
00:04:00,375 --> 00:04:02,250
‫اما این باعث نمیشه مرگـش تقصیر من باشه، ریکتر

46
00:04:06,416 --> 00:04:07,625
‫ریکتر

47
00:04:08,291 --> 00:04:09,333
‫خوش‌آشام‌ها

48
00:04:09,375 --> 00:04:11,666
‫نه!

49
00:04:11,666 --> 00:04:13,375
‫آه

50
00:05:20,208 --> 00:05:21,583
‫می‌دونم کی هستی

51
00:05:22,708 --> 00:05:24,208
‫پیرمرد حیله‌گر

52
00:05:25,583 --> 00:05:28,333
‫شیطان یا چیزای دیگه

53
00:05:30,000 --> 00:05:34,583
‫می‌دونم چه وعده‌هایی میدی
‫و چقدر وسوسه‌انگیز هستند

54
00:05:35,958 --> 00:05:38,958
‫و یه پشتیبان قدرتمند خیلی به کارم میاد

55
00:05:41,333 --> 00:05:44,458
‫اما این متعلق به این جهان نیست

56
00:05:46,250 --> 00:05:47,458
‫و توام نیستی

57
00:06:04,833 --> 00:06:07,083
‫داری سعی می‌کنـی چیزی رو احضار کنـی؟

58
00:06:07,833 --> 00:06:09,708
‫یا بی‌دلیل به سیاه چال خیره شدی؟

59
00:06:11,458 --> 00:06:13,500
‫می‌دونم فکر می‌کنی من یک کار
‫وحشتناک کردم

60
00:06:14,250 --> 00:06:15,458
‫پدر خودم رو کشتم

61
00:06:16,458 --> 00:06:19,333
‫تو یک جادوگر بسیار قدرتمند هستی، ماریا

62
00:06:19,333 --> 00:06:21,125
‫به‌ویژه با توجه به سن کمـت

63
00:06:22,083 --> 00:06:24,791
‫اما جادوت یک منبع باستانی داره

64
00:06:24,833 --> 00:06:27,416
‫که شاید کامل درکـش نکنی

65
00:06:27,458 --> 00:06:30,833
‫اوه، نه که تو همه‌چی رو
‫درمورد آتش و یخ درک می‌کنـی

66
00:06:30,833 --> 00:06:32,458
‫اون سزاوار مرگ بود

67
00:06:37,708 --> 00:06:39,500
‫ماریا، مراقب باش

68
00:06:45,333 --> 00:06:48,750
‫داشتن چنین قدرتی، حس خوبی داره

69
00:06:49,708 --> 00:06:52,208
‫کنترل کردن چنین نیروهای قدرتمندی

70
00:06:53,083 --> 00:06:55,291
‫داشتن چنین قدرتـی بر زندگی و مرگ

71
00:06:55,333 --> 00:06:57,958
‫نباید حس خوبی داشته باشه، ماریا

72
00:07:02,000 --> 00:07:05,250
‫جهان می‌تونه جای تاریکی باشه،
‫پر از ترس

73
00:07:06,500 --> 00:07:09,125
‫اما اگه تسلیم تاریکی بشی

74
00:07:09,708 --> 00:07:11,125
‫پس هدف زندگی چیـه؟

75
00:07:12,750 --> 00:07:14,583
‫هیچکدوم از ما اهمیت خاصی نداریم

76
00:07:15,583 --> 00:07:18,125
‫در نهایت همه‌ی ما فراموش می‌شیم

77
00:07:19,083 --> 00:07:22,625
‫اما حضور ما در اینجا نوعی معجزه‌ست

78
00:07:23,333 --> 00:07:24,875
‫دیدن این دنیا

79
00:07:25,833 --> 00:07:27,083
‫تنفس هواش

80
00:07:28,083 --> 00:07:30,083
‫بوی جنگل در طول شب

81
00:07:31,208 --> 00:07:32,833
‫احساس نور خورشید روی پوست‌مون

82
00:07:34,583 --> 00:07:36,333
‫مادامی که قادر به انجام این‌ها هستیم...

83
00:07:38,750 --> 00:07:40,250
‫پس هدفی در زندگی کردن وجود داره

84
00:07:43,125 --> 00:07:45,916
‫و شاید حتی هدف بیشتری در زندگی ابدی
‫وجود داشته باشه

85
00:07:47,250 --> 00:07:49,583
‫حق با اونـه.
‫متفاوت بود.

86
00:07:50,208 --> 00:07:51,250
‫کشتن پدرم

87
00:07:52,333 --> 00:07:53,375
‫قتل بود

88
00:07:54,375 --> 00:07:56,125
‫دوباره هیچ وقت نمی‌تونم آدم قبلی بشم

89
00:08:00,333 --> 00:08:02,458
‫اما می‌تونم برای همیشه با تو رفیق باشم

90
00:08:10,208 --> 00:08:11,750
‫ازش دور شو، ترا

91
00:08:15,583 --> 00:08:17,958
‫زندگی خودمـه.
‫خودم انتخاب می‌کنم که باهاش چیکار کنم.

92
00:08:31,583 --> 00:08:32,875
‫بس کن، ماریا!

93
00:08:38,500 --> 00:08:39,625
‫برش گردون

94
00:08:40,458 --> 00:08:41,958
‫عزیزم، برش گردون

95
00:08:44,708 --> 00:08:46,125
‫این چیزی نیست که می‌خوام

96
00:08:48,500 --> 00:08:50,375
‫و خودت هم اینـو نمی‌خوای

97
00:09:01,083 --> 00:09:02,500
‫دوستـت دارم ماریا

98
00:09:03,625 --> 00:09:04,958
‫با تمام وجودم

99
00:09:07,500 --> 00:09:09,333
‫تنها چیزی که می‌خوام،
‫پیش تو بودنـه

100
00:09:11,708 --> 00:09:13,708
‫اما اگه می‌خوای دوباره خودت رو پیدا کنـی

101
00:09:15,458 --> 00:09:16,750
‫با من نمیشه

102
00:09:17,958 --> 00:09:18,958
‫کجا میری؟

103
00:09:20,250 --> 00:09:21,875
‫خداحافظ عزیزم

104
00:09:23,458 --> 00:09:25,500
‫منم باید خودم رو پیدا کنم

105
00:09:27,375 --> 00:09:28,375
‫ازش مراقبـت کن

106
00:09:33,250 --> 00:09:34,250
‫مامان

107
00:09:35,208 --> 00:09:36,208
‫مامان!

108
00:09:36,958 --> 00:09:38,583
‫مامان، لطفاً ترکـم نکن!

109
00:09:39,833 --> 00:09:40,833
‫خواهش می‌کنم!

110
00:09:46,208 --> 00:09:48,500
‫خواهش می‌کنم ترکـم نکن!

111
00:11:02,458 --> 00:11:06,875
‫به من چه که برای آهنگر شیطان
‫لعنتی‌شون عزاداری می‌کنن؟

112
00:11:07,833 --> 00:11:10,875
‫درولتا به زودی برمی‌گرده،
‫و باهاشون برخورد می‌کنـه

113
00:11:24,083 --> 00:11:26,250
‫این قصر حوصله‌ام رو سر می‌بره

114
00:11:26,791 --> 00:11:28,333
‫می‌خوام پرستـش بشم

115
00:11:30,541 --> 00:11:32,750
‫اما اینجا نه

116
00:12:00,458 --> 00:12:02,208
‫اینجا دیگه چه جهنم دره‌ایـه؟

117
00:12:02,208 --> 00:12:03,666
‫ممکنه تله باشه

118
00:12:16,791 --> 00:12:19,583
‫عجیب و غریب‌ترین جاییـه که تاحالا دیدم

119
00:12:20,291 --> 00:12:21,416
‫ترسیدی؟

120
00:12:22,416 --> 00:12:23,416
‫خودت ترسیدی؟

121
00:12:23,916 --> 00:12:26,958
‫چون لازم نیست نگران باشی.
‫من ازت مراقبـت می‌کنم.

122
00:13:01,083 --> 00:13:02,541
‫یه جنگ در جریانـه

123
00:13:05,291 --> 00:13:07,791
‫فعلاً جنگ رو بسپر به بقیه آدم‌ها

124
00:13:07,791 --> 00:13:09,166
‫نه

125
00:13:09,916 --> 00:13:11,041
‫یه جنگ هست

126
00:13:11,958 --> 00:13:13,458
‫باید بریـم و توش بجنگیـم

127
00:13:15,916 --> 00:13:18,041
‫...در راه گناهکاران قرار نمی‌گیرد

128
00:13:18,041 --> 00:13:20,166
‫بلکه لذت او در شریعت خداوند است

129
00:13:20,166 --> 00:13:24,166
‫و او مانند درختی خواهد بود، که در
‫کنار جویبارهای آب کاشته شده است

130
00:13:32,041 --> 00:13:33,041
‫دارم میرم

131
00:13:34,958 --> 00:13:36,166
‫کجا میری؟

132
00:13:37,208 --> 00:13:38,208
‫خونه

133
00:13:39,666 --> 00:13:42,041
‫البته که اون خیانت در نظرش می‌گیره

134
00:13:42,041 --> 00:13:44,291
‫و یک روز میاد به دنبال انتقامـش

135
00:13:45,666 --> 00:13:47,416
‫جهان نو وسیعـه

136
00:13:48,208 --> 00:13:49,833
‫همه می‌تونم جام رو جابجا کنم

137
00:13:51,416 --> 00:13:53,833
‫باید اینجا بمونی و بجنگی

138
00:13:54,791 --> 00:13:56,666
‫می‌دونم یک جنگ شکست خورده چطوریـه

139
00:13:59,208 --> 00:14:02,541
‫مردم من شکوه و جلایی رو در اختیار داشتن
‫که تصورش برات سخته

140
00:14:03,833 --> 00:14:06,625
‫شهرهای عظیم، قصرهای وسیع

141
00:14:06,666 --> 00:14:10,083
‫معبدهای باشکوهی برای ادای احترام
‫به خدایان ترسناک‌مون

142
00:14:12,333 --> 00:14:15,416
‫وقتی برای اولین بار مسیحیان اسپانیایی
‫رو دیدیم، خندیدیم

143
00:14:16,833 --> 00:14:18,458
‫چطور ممکن بود برامون تهدیدی باشن؟

144
00:14:19,416 --> 00:14:21,541
‫اما لحظه‌ای که متوجه‌اش شدم رو یادمـه

145
00:14:22,583 --> 00:14:25,708
‫در میان آتش‌هایی که تنوشتیتلان رو نابود کردن

146
00:14:26,541 --> 00:14:28,041
‫می‌دونستم که دیگه تمومـه

147
00:14:29,041 --> 00:14:32,208
‫و خدایان ترسناک‌مون برای نجات‌مون
‫کاری نمی‌تونستن بکنن

148
00:14:34,416 --> 00:14:36,458
‫شاید مشکل خدایان‌تون بودن

149
00:14:39,166 --> 00:14:41,166
‫وقتی اسپانیایی‌ها شکست‌تون دادن،

150
00:14:42,208 --> 00:14:43,416
‫هنوزم انسان بودی؟

151
00:14:44,291 --> 00:14:45,291
‫آره

152
00:14:45,833 --> 00:14:47,791
‫یکی‌شون من رو خون‌آشام کرد

153
00:14:48,791 --> 00:14:51,666
‫اینـم یک چیز دیگه بود که با خودشون
‫از دنیای قدیم آوردن

154
00:14:55,541 --> 00:14:56,541
‫باهام بیا

155
00:14:57,916 --> 00:15:00,166
‫و یک عمر از اون فرار کنم؟

156
00:15:01,458 --> 00:15:02,458
‫نه

157
00:15:05,791 --> 00:15:08,291
‫پس در نبرد پیش رو مراقب باش

158
00:15:10,416 --> 00:15:13,041
‫الراکس، اگه روحی داری

159
00:15:13,791 --> 00:15:15,041
‫که احتمالاً داری

160
00:15:16,916 --> 00:15:18,791
‫امیدوارم آرامش پیدا بکنـه

161
00:15:53,541 --> 00:15:54,541
‫هان؟

162
00:16:04,416 --> 00:16:07,666
‫در گذشته، وقتی که به پاریس اومدم

163
00:16:08,416 --> 00:16:10,791
‫انگل‌هایی مثل تو من رو می‌شناختن

164
00:16:11,666 --> 00:16:13,208
‫اون موقع پاریس کثیف‌تر بود

165
00:16:13,833 --> 00:16:15,041
‫خیلی کثیف‌تر

166
00:16:15,666 --> 00:16:19,666
‫فقط خون‌آشام‌هایی که دنبال ماجراجویی بودن
‫برای غذا به کوچه‌ها می‌رفتن

167
00:16:20,416 --> 00:16:23,041
‫بیشترشون امنیـت کاخ‌ها رو ترجیح می‌دادن

168
00:16:23,041 --> 00:16:25,958
‫و حالا خب البته که حس می‌کنـی
‫هدفی پیدا کردی

169
00:16:25,958 --> 00:16:27,666
‫یک رسالت

170
00:16:28,666 --> 00:16:30,166
‫یک الهه

171
00:16:31,041 --> 00:16:34,125
‫اما اون هیچی بجز یه نوکیسه‌ی بی‌ارزش
‫که دنبال خون افراد جوونـه نیست

172
00:16:36,458 --> 00:16:37,458
‫اهمم

173
00:17:04,541 --> 00:17:08,333
‫خرد و منافع عمومـی انقلاب رو آغاز کردند

174
00:17:08,333 --> 00:17:11,666
‫دسیسه و جاه‌طلبی متوقفـش کردند

175
00:17:11,666 --> 00:17:14,291
‫اکثریت خواهان خیر هستند

176
00:17:14,291 --> 00:17:16,958
‫اما نه راه‌های دستیابیـه به اون رو می‌شناسن

177
00:17:16,958 --> 00:17:20,250
‫و نه موانعی که مانع رسیدنشون بهش میشه

178
00:17:20,291 --> 00:17:24,333
‫تمام دشمن‌های قانون اساسی، به دروغ
‫خودشون رو میهن پرست صدا میکنن

179
00:17:24,333 --> 00:17:28,041
‫تا باهاش اشتباهات، نفاق
‫و اصول نادرست رو گسترش بدن

180
00:17:28,041 --> 00:17:30,708
‫این‌چنین است که افکار عمومی...

181
00:17:31,833 --> 00:17:32,958
‫تحریک می‌شود

182
00:17:35,541 --> 00:17:39,625
‫ببخشید که سخنرانـی میخکوب کننده‌تون
‫رو قطع می‌کنم، آقای روبزپیر

183
00:17:39,666 --> 00:17:43,291
‫اما خیلی زود، قراره که ارتشی از
‫خون‌آشام‌ها به این شهر حمله کنـن

184
00:17:45,291 --> 00:17:47,333
‫درواقع خون‌آشام‌ها و شیاطین

185
00:17:48,791 --> 00:17:50,791
‫می‌تونم کمک‌تون کنـم برای جنگ آماده بشید

186
00:18:10,041 --> 00:18:11,041
‫چرا آواز می‌خونـی؟

187
00:18:16,291 --> 00:18:18,083
‫چون بهم آزادی میده

188
00:18:19,791 --> 00:18:22,166
‫و کسانی که دوست دارن گوشـش بدن
‫هم آزادن

189
00:18:23,666 --> 00:18:25,166
‫اما ما آزاد نیستیم

190
00:18:26,291 --> 00:18:29,833
‫اگه به آواز خوندن ادامه بدی،
‫زبونـت رو قطع می‌کنـن

191
00:18:32,166 --> 00:18:34,583
‫پس باید همه با هم آواز بخونیم

192
00:18:35,291 --> 00:18:37,416
‫و سر اونا رو قطع کنیم

193
00:19:05,125 --> 00:19:07,666
‫همونطور که می‌دونید، کشیش اعظم‌تون

194
00:19:08,375 --> 00:19:09,500
‫مُرده

195
00:19:10,291 --> 00:19:13,000
‫توسط ارتش انقلابی کشته شده

196
00:19:14,500 --> 00:19:18,500
‫کشیش اعظم‌تون من رو با ژاندارک مقایسه کرد

197
00:19:19,000 --> 00:19:21,916
‫اما من مثل اون نیستم

198
00:19:22,666 --> 00:19:26,416
‫اون شکست خورد، مثل یک پیرزن
‫سوخته شد

199
00:19:27,791 --> 00:19:31,125
‫من تمام دشمنان شما رو می‌سوزانـم

200
00:19:31,125 --> 00:19:33,041
‫تمام ستمگرها رو

201
00:19:33,041 --> 00:19:35,541
‫خاکسترشون می‌کنم

202
00:19:36,791 --> 00:19:40,875
‫من کسی هستم که چاقو رو به دست دارم

203
00:19:41,500 --> 00:19:45,375
‫دختر و قاتل خورشید

204
00:20:18,666 --> 00:20:22,708
‫من آنم که بر خون می‌رقصد!

205
00:20:26,416 --> 00:20:29,791
‫خیلی طول کشید، ای الهه قدرتمند

206
00:20:30,666 --> 00:20:31,666
‫خیلی

207
00:20:32,666 --> 00:20:35,958
‫اما بلاخره می‌تونید کامل بشید

208
00:20:50,333 --> 00:20:54,041
‫ای کاش می‌دونستم که ارواح
‫ازم چی می‌خوان

209
00:20:54,708 --> 00:20:57,083
‫چه بد که مستقیم بهت نمیگن

210
00:21:02,791 --> 00:21:04,041
‫مادرت اونجاست؟

211
00:21:06,041 --> 00:21:07,166
‫مامان منم هست؟

212
00:21:08,041 --> 00:21:09,041
‫ممکنـه باشه؟

213
00:21:10,041 --> 00:21:12,083
‫آره، فکر کنم

214
00:21:13,083 --> 00:21:14,166
‫همه ارواح هستن

215
00:21:15,041 --> 00:21:16,291
‫مادرهامون هم هستن

216
00:21:18,916 --> 00:21:21,208
‫مادرت چطوری بود؟

217
00:21:25,208 --> 00:21:26,791
‫شجاع، متعهد

218
00:21:28,291 --> 00:21:29,291
‫با محبت

219
00:21:30,541 --> 00:21:31,916
‫اون مبارزه رو یادم داد

220
00:21:32,791 --> 00:21:34,291
‫اون همه‌چی رو یادم داد

221
00:21:35,041 --> 00:21:36,458
‫تمام چیزایی که بلدم رو

222
00:21:38,916 --> 00:21:40,833
‫تصادف عجیبیـه

223
00:21:41,833 --> 00:21:44,291
‫جفت‌مون مجبور شدیم که به قتل
‫رسیدن مادرهامون رو تماشا کنیم

224
00:21:47,041 --> 00:21:48,666
‫می‌دونم که کاملاً شبیه به هم نیستیم

225
00:21:49,166 --> 00:21:51,333
‫می‌دونم که حتی تصور چیزی که
‫به تو گذشته رو نمی‌تونم بکنم

226
00:22:07,791 --> 00:22:10,041
‫دنیا داره خیلی سریع تغییر می‌کنـه

227
00:22:11,208 --> 00:22:13,708
‫ما بلومنت‌ها مال گذشته هستیم

228
00:22:15,083 --> 00:22:17,000
‫شاید دیگه اینجا جایی برای ما نیست

229
00:22:23,166 --> 00:22:25,416
‫مطمئنـم که توی دنیا، جایی برای تو وجود داره

230
00:22:30,666 --> 00:22:33,541
‫وقتی با معلمـم سیسیل صحبت می‌کنم

231
00:22:33,541 --> 00:22:35,625
‫توی دنیای ارواح ملاقاتـش می‌کنم

232
00:22:36,500 --> 00:22:39,500
‫چون بخشی از ما اونجاست
‫می‌تونیم این کار رو بکنیم

233
00:22:40,125 --> 00:22:41,750
‫اگه برای سخمت هم اینطوری باشه چی؟

234
00:22:42,375 --> 00:22:46,166
‫ما درمورد با و کا، خون و قلب مومیایی می‌دونیم

235
00:22:46,166 --> 00:22:49,083
‫اما اگه تیکه‌ای از روح سخمت
‫توی دنیای ارواح باشه چی؟

236
00:22:49,125 --> 00:22:50,500
‫سومین روح

237
00:22:51,166 --> 00:22:52,166
‫البته

238
00:22:54,500 --> 00:22:58,000
‫اونا ازم می‌خوان که به دنیای ارواح برم،
‫و روح سخمت رو پیدا کنم

239
00:23:16,666 --> 00:23:17,666
‫بله

240
00:23:20,000 --> 00:23:21,416
‫این چیزیـه که می‌خوان
