﻿1
00:00:06,006 --> 00:00:07,799
‫آنچه گذشت...

2
00:00:07,799 --> 00:00:09,050
‫خیلی خب، امیر گودسپید

3
00:00:09,050 --> 00:00:10,385
‫توسط یک قاتل زنجیره‌ای به قتل رسیده

4
00:00:10,385 --> 00:00:12,303
‫اون قاتل یه آلبوم از عکس
‫قربانی‌هاش درست کرده

5
00:00:12,303 --> 00:00:14,764
‫هر کدوم از قربانی‌ها

6
00:00:14,764 --> 00:00:16,057
‫شبیه به یک قاتل زنجیره‌ای شدن

7
00:00:16,057 --> 00:00:17,517
‫حالا قاتل ما نیاز به یک قربانی دیگه داره

8
00:00:17,517 --> 00:00:19,269
‫آیلین وورنوس

9
00:00:19,269 --> 00:00:20,979
‫اسم این روانی رو چی گذاشتید؟

10
00:00:20,979 --> 00:00:23,732
‫- هواخواه
‫- خب، این دختر گم شده

11
00:00:23,732 --> 00:00:25,692
‫اگه بلوندش کنـی، میشه کپی آیلین

12
00:00:26,234 --> 00:00:28,820
‫من آیلین و کتاب رو می‌خوام

13
00:00:28,820 --> 00:00:30,822
‫می‌دونم کار تو نیست.
‫برای کی کار می‌کنـی، بابی؟

14
00:00:34,826 --> 00:00:37,495
‫اون شب رو یادت هست که ازم خواستی

15
00:00:37,495 --> 00:00:39,456
‫برم اون جعبه پر از عکس
‫و فیلم رو گیر بیارم؟

16
00:00:39,456 --> 00:00:41,458
‫بهم گفتی بسوزونمـش

17
00:00:41,458 --> 00:00:43,126
‫من نسوزوندمـش

18
00:00:43,126 --> 00:00:45,712
‫اد رمزی همون هواخواهه؟

19
00:00:45,712 --> 00:00:48,048
‫- داری کجا میری؟
‫- میرم مهمونی تولدش

20
00:01:39,307 --> 00:01:41,267
‫[شماره حساب: 987382092]
‫[با عشق، از طرف بابی]

21
00:01:58,243 --> 00:02:00,703
‫می‌دونی از چیِ این پروژه خیلی خوشم میاد؟

22
00:02:00,703 --> 00:02:04,290
‫هر تغییر شکل چالش های مخصوص
‫خودش رو داره

23
00:02:04,290 --> 00:02:06,751
‫چالش‌ تو دندون‌هات هستن

24
00:02:06,751 --> 00:02:09,045
‫آیلین خیلی از دندون‌هاش خجالت می‌کشیده

25
00:02:09,045 --> 00:02:12,090
‫درواقع، هر عکس که از جوونی‌هاش پیدا کنـی

26
00:02:12,090 --> 00:02:14,676
‫لباش رو محکم بسته

27
00:02:14,676 --> 00:02:17,178
‫سال 1986

28
00:02:17,178 --> 00:02:21,391
‫رفت به دفتر یک متخصص ارتودنسی،
‫و پیش پرداخت داد

29
00:02:21,391 --> 00:02:24,269
‫600 دلار. اون پول رو از مردی دزدیده بود

30
00:02:24,269 --> 00:02:27,689
‫که سه هفته قبلـش کشته بودش

31
00:02:27,689 --> 00:02:31,484
‫خب، دکترا هم معاینه‌شون رو انجام دادن
‫و یه قالب برای دندون‌هاش ساختن

32
00:02:31,484 --> 00:02:33,862
‫که منم اون قالب رو

33
00:02:33,862 --> 00:02:36,239
‫به قیمت فقط 169 دلار و 50 سنت خریدم

34
00:02:36,239 --> 00:02:37,448
‫چقد مفت خریدم

35
00:02:37,448 --> 00:02:39,868
‫می‌بینی دندون‌های جلوییـش
‫چطور همه تو هم تو هم هستن؟

36
00:02:39,868 --> 00:02:42,412
‫آیلین می‌خواسته همین مشکل رو درست کنـه

37
00:02:42,412 --> 00:02:45,456
‫اما پلیس‌ها فقط دو روز قبل از زمانی که

38
00:02:45,456 --> 00:02:49,002
‫ارتودنسی‌ها قرار بوده برن توی
‫دهنش دستگیرش کردن

39
00:02:49,002 --> 00:02:50,962
‫بیچاره با دندون‌های کج و کوله مُرد

40
00:02:53,756 --> 00:02:57,802
‫حالا باید دندون‌های تو رو تنظیم کنیم

41
00:02:57,802 --> 00:02:59,596
‫می‌خوام که دهنـت رو باز کنی

42
00:02:59,596 --> 00:03:03,683
‫تا بتونم قالب دندون‌هات رو بگیرم
‫که مطمئن بشیـم کاملاً فیت باشه

43
00:03:07,145 --> 00:03:09,397
‫به اندازه پُتک درد نداره

44
00:03:13,985 --> 00:03:15,945
‫می‌خوای بازی در بیاری؟

45
00:03:20,116 --> 00:03:21,910
‫ادامه بده

46
00:03:25,288 --> 00:03:28,291
‫خانم داره مبارزه می‌کنـه

47
00:03:28,291 --> 00:03:30,668
‫آره

48
00:03:30,668 --> 00:03:33,171
‫باز کن. دهنت رو باز کن.

49
00:03:33,171 --> 00:03:35,924
‫دیگه از این بچه‌ بازیـا خسته شدم.
‫دهنت رو باز کن میگم!

50
00:03:35,924 --> 00:03:37,342
‫خودشه

51
00:03:37,342 --> 00:03:40,887
‫هزار و یک، هزار و دو،

52
00:03:40,887 --> 00:03:43,306
‫هزار و سه، هزار و چهار،

53
00:03:43,306 --> 00:03:44,807
‫هزار و پنج،

54
00:03:44,807 --> 00:03:47,268
‫هزار و شش،

55
00:03:47,268 --> 00:03:48,811
‫هزار هفت،

56
00:03:48,811 --> 00:03:50,230
‫و...

57
00:03:52,815 --> 00:03:54,400
‫ده

58
00:03:56,819 --> 00:04:01,366
‫تصمیم این که چقد سخت ترش بکنی
‫با خودته

59
00:04:01,366 --> 00:04:04,202
‫اما بهرحال اتفاق می‌افته شانون،

60
00:04:04,202 --> 00:04:08,164
‫دقیقاً هم به همون شکل که قرار بود

61
00:04:12,210 --> 00:04:13,628
‫عالیـه

62
00:04:13,628 --> 00:04:15,880
‫خیلی خب

63
00:04:15,880 --> 00:04:18,049
‫کی برای مهمونی آماده‌ست؟

64
00:05:09,851 --> 00:05:12,478
‫تولدت مبارک، اد.
‫مثل همیشه بابت دعوتت قدردانیـم

65
00:05:12,478 --> 00:05:13,938
‫خواهش می‌کنم

66
00:05:13,938 --> 00:05:16,316
‫اگه یک نماینده جوان مجلس

67
00:05:16,316 --> 00:05:19,319
‫توی کمپین انتخابات مجددش
‫بهم مسئولیت نداده بود

68
00:05:19,319 --> 00:05:21,779
‫امروز هیچ کدوم اینجا نبودیم، نه؟

69
00:05:21,779 --> 00:05:23,364
‫عذر می‌خوام، برای آقا یک کوکتل منهتن

70
00:05:23,364 --> 00:05:25,825
‫و برای بانوی جوان یک قهوه‌ی سرد
‫با ویسکی بیلیز بیارید

71
00:05:25,825 --> 00:05:27,535
‫اوه، چه حافظه خوبی داری

72
00:05:27,535 --> 00:05:30,830
‫کلید یک میزبان خوب بودن این هست که
‫همه‌چی رو درمورد مهمون‌هات بدونی

73
00:05:31,289 --> 00:05:34,000
‫اما تو هیچ وقت پیرتر نمیشی

74
00:05:34,000 --> 00:05:36,419
‫خواهش می‌کنم.
‫مثل یک سیاستمدار کارکشته حرف می‌زنی.

75
00:05:36,419 --> 00:05:38,546
‫شایدم مثل یک شهردار؟

76
00:05:38,546 --> 00:05:40,548
‫- فقط احتمالـه
‫- احتمال قوی‌ای هست

77
00:05:40,548 --> 00:05:43,301
‫تمام هفته داشتم درمورد
‫مؤسسه‌ی ساموِر بهش می‌گفتم

78
00:05:43,301 --> 00:05:45,094
‫- برای اون ارائه بزرگ آماده‌ای؟
‫- آماده‌ی حمله‌ام

79
00:05:45,094 --> 00:05:46,304
‫تازه پشتیبانی هم آوردم

80
00:05:46,304 --> 00:05:48,264
‫الکس رو یادتـه؟

81
00:05:49,849 --> 00:05:51,851
‫مگه میشه یادم بره؟
‫پسر معروف پلیس.

82
00:05:51,851 --> 00:05:53,603
‫مفتخر شدم که وقت کردید بیایید

83
00:05:53,603 --> 00:05:56,481
‫درواقع من مفتخر شدم.
‫تولدتون مبارک.

84
00:05:56,481 --> 00:05:58,441
‫ممنون. خواهش می‌کنم.

85
00:05:58,441 --> 00:05:59,817
‫لذت ببرید

86
00:06:01,444 --> 00:06:04,030
‫[سه روز قبل]

87
00:06:04,113 --> 00:06:06,657
‫- اد رمزی، هان؟
‫- اد رمزی

88
00:06:06,657 --> 00:06:08,493
‫به نظر که غافلگیر نشدی

89
00:06:08,493 --> 00:06:10,411
‫از این که یه بچه پولدار قدرتمند
‫بی رحمانه مردم رو می‌کشه؟

90
00:06:10,411 --> 00:06:12,997
‫- آره؟
‫- به نظرم عادیـه

91
00:06:16,000 --> 00:06:19,212
‫- به کس دیگه‌ای هم گفتی؟
‫- هنوز نه

92
00:06:22,340 --> 00:06:24,509
‫نمی‌تونی برای مدت طولانی این
‫راز رو پیش خودت نگه داری

93
00:06:24,509 --> 00:06:29,013
‫نه، اما این کار بهم زمان میده که وارد
‫مغزش بشم و نقطه‌ ضعف‌هاش رو پیدا کنم

94
00:06:29,013 --> 00:06:33,434
‫باید همه چیز رو درمورد رمزی بفهمیم،
‫به علاوه دوران کودکیش

95
00:06:33,434 --> 00:06:34,852
‫چی درمورد خانواده‌اش می‌دونی؟

96
00:06:34,852 --> 00:06:36,687
‫مادر، پدر، خواهر همه مُردن

97
00:06:36,687 --> 00:06:39,690
‫یه یارویی رو از زادگاه رمزی پیدا کردم
‫که میگه یه داستان داره

98
00:06:39,690 --> 00:06:41,609
‫اما فقط می‌خواد حضوری تعریفـش کنـه

99
00:06:47,532 --> 00:06:49,784
‫پس داری میری به شهر لوول توی ایالت ایندیانا؟

100
00:06:49,784 --> 00:06:50,993
‫من نه

101
00:06:50,993 --> 00:06:53,788
‫- نه عمراً
‫- چیه؟

102
00:06:53,788 --> 00:06:55,206
‫نهایتـش یکی دو روز طول می‌کشه

103
00:06:55,206 --> 00:06:58,626
‫یه کندوکاو بکن، ببین چی دستگیرت میشه

104
00:06:58,626 --> 00:07:00,545
‫یالا دیگه

105
00:07:05,633 --> 00:07:08,261
‫خیلی خب. چرا خودت نمیری؟

106
00:07:11,264 --> 00:07:13,474
‫چون...

107
00:07:15,101 --> 00:07:17,019
‫دارم میرم جشن تولد رمزی

108
00:07:17,019 --> 00:07:18,604
‫فقط افراد خاص دعوتـن

109
00:07:18,604 --> 00:07:21,149
‫من همراه ال میرم

110
00:07:21,149 --> 00:07:23,276
‫دوست دخترت داره می‌برتت به
‫تولد یک قاتل زنجیره‌ای؟

111
00:07:23,276 --> 00:07:24,569
‫شانسی شد

112
00:07:24,569 --> 00:07:27,238
‫ببین، اگه رمزی رو قبل از
‫سین جین کردنـش دستگیر کنیم

113
00:07:27,238 --> 00:07:29,824
‫وکیلـش میاد کمکـش،
‫و هیچی گیرمون نمیاد

114
00:07:29,824 --> 00:07:33,411
‫اینطوری من وارد خونه‌اش میشم،
‫و قبل از اینکه متوجه بشه

115
00:07:33,411 --> 00:07:35,037
‫می‌دونیم کار اون بوده وارد مغزش میشم

116
00:07:35,037 --> 00:07:38,291
‫مثل یک بازجویی سه ساعته،
‫بدون حضور وکیل

117
00:07:38,291 --> 00:07:39,792
‫بیخیال مرد

118
00:07:39,792 --> 00:07:41,335
‫یالا بچه جون

119
00:07:41,335 --> 00:07:43,880
‫پس توخاویار گیرت میاد

120
00:07:43,880 --> 00:07:45,381
‫بعد من باید برم به ناکجاآباد تو ایندینیا؟

121
00:07:45,381 --> 00:07:47,550
‫بلی

122
00:07:54,015 --> 00:07:56,726
‫برای 117 کیلومتر به مسیر خود ادامه دهید

123
00:07:56,726 --> 00:07:58,936
‫دستم انداختی؟

124
00:08:12,241 --> 00:08:13,951
‫تنهایی؟

125
00:08:13,951 --> 00:08:16,078
‫منتظر کسی هستم

126
00:08:23,461 --> 00:08:25,046
‫بار اولتـه، هان؟

127
00:08:25,046 --> 00:08:27,381
‫که یه سیاه پوست می‌بینی؟

128
00:08:35,181 --> 00:08:36,974
‫کاراگاه سمپسون

129
00:08:36,974 --> 00:08:38,476
‫شما باید دکس باشی

130
00:08:40,353 --> 00:08:41,979
‫ممنون

131
00:08:47,318 --> 00:08:49,529
‫خب اد رو از کجا می‌شناسی؟

132
00:08:49,529 --> 00:08:50,947
‫خونه‌هامون کنار هم بود

133
00:08:50,947 --> 00:08:53,282
‫هم سن بودیم و تو یک خیابون

134
00:08:53,282 --> 00:08:55,993
‫مامان‌هامون دلشون می‌خواست
‫ما بهترین دوستای هم باشیم، اما...

135
00:08:57,787 --> 00:08:59,789
‫اما؟

136
00:08:59,789 --> 00:09:02,375
‫به نظرم یه مرگـش بود

137
00:09:02,375 --> 00:09:04,126
‫حتی وقتی که بچه بود

138
00:09:08,464 --> 00:09:10,925
‫اون یکی چی؟
‫اوه خدای من.

139
00:09:10,925 --> 00:09:13,135
‫اد، این رو ببین

140
00:09:14,095 --> 00:09:17,557
‫فلیشیا داره تو اینترنت دنبال قاتل‌های زنجیره‌ای
‫خانم قدیمی می‌گرده

141
00:09:17,557 --> 00:09:19,183
‫- چه جالب
‫- باید مطمئن بشم

142
00:09:19,183 --> 00:09:20,601
‫که شبیه هیچ کدوم نیستم

143
00:09:20,601 --> 00:09:22,186
‫مقاله رو خوندی، درسته؟

144
00:09:22,186 --> 00:09:24,814
‫داره کسایی رو هدف قرار میده
‫که شبیه به قاتل‌های زنجیره‌ای مشهورن

145
00:09:24,814 --> 00:09:27,525
‫خب، تو که شبیه به هیچکدوم از
‫قاتل‌های زنجیره‌ای که تاحالا دیدم نیستی فلیشیا

146
00:09:29,986 --> 00:09:32,113
‫ممکنـه باشم.
‫کسی چه می‌دونـه.

147
00:09:32,113 --> 00:09:33,656
‫الکس

148
00:09:33,656 --> 00:09:36,701
‫نمی‌دونستم تو و اد دوست هستید

149
00:09:36,701 --> 00:09:38,953
‫اوه نه، من همراه ال اومدم

150
00:09:38,953 --> 00:09:41,914
‫اون یکی از حامی‌های بزرگ مؤسسه‌ی ساموِره

151
00:09:41,914 --> 00:09:44,375
‫تو چی؟ حتماً شایعات درست هستن، هان؟

152
00:09:44,375 --> 00:09:46,168
‫می‌خوای توی انتخابات شرکت کنی؟

153
00:09:46,168 --> 00:09:50,965
‫اینجا از اون شهرها نیست که بتونی توش
‫برای مدت طولانی توی یک سِمت بمونی

154
00:09:50,965 --> 00:09:53,634
‫یا میری بالا یا پایین

155
00:09:53,634 --> 00:09:55,303
‫منم که از بالا بیشتر خوشم میاد

156
00:09:55,303 --> 00:09:56,596
‫هی

157
00:09:56,596 --> 00:09:59,015
‫این دو نفر همونایی هستن
‫که باید ازشون بپرسیم

158
00:09:59,015 --> 00:10:01,517
‫زود باشید، بین خودمون می‌مونه

159
00:10:01,517 --> 00:10:04,145
‫من وارد این بازی نمیشم، هورس

160
00:10:04,145 --> 00:10:06,105
‫میشه فقط به عنوان شهروندان دلواپس
‫بپرسیم؟

161
00:10:06,105 --> 00:10:07,356
‫می‌تونی بپرسی

162
00:10:07,356 --> 00:10:08,858
‫اما شما جواب نمی‌دید

163
00:10:09,108 --> 00:10:10,484
‫وقت شام نیست؟

164
00:10:10,484 --> 00:10:12,320
‫خب من میگم

165
00:10:12,320 --> 00:10:14,739
‫کی وقت شامـه. و اپریل،
‫وا بده دیگه

166
00:10:14,739 --> 00:10:16,032
‫مردم ترسیدن

167
00:10:16,032 --> 00:10:18,326
‫فقط یکم اطلاعات می‌خوایم.
‫تو رئیس پلیس هستی.

168
00:10:18,326 --> 00:10:21,579
‫الکس هم که مسئول این پرونده‌ست.
‫باید یه چیزی بهمون بگید.

169
00:10:21,579 --> 00:10:23,789
‫همونطور که گفتم، می‌تونی بپرسی

170
00:10:23,789 --> 00:10:25,666
‫- چندتا قربانی وجود داشته؟
‫- زیاد

171
00:10:25,666 --> 00:10:27,668
‫بیشتر از پنج تا؟

172
00:10:27,668 --> 00:10:30,588
‫- مظنونی دارید؟
‫- هنوز نه

173
00:10:30,588 --> 00:10:32,381
‫اما...

174
00:10:33,424 --> 00:10:35,885
‫اما اطلاعات قاتل رو داریم

175
00:10:35,885 --> 00:10:37,553
‫از اوناس که آدم دلش می‌خواد بشنوه

176
00:10:37,553 --> 00:10:39,138
‫- یا فقط قراره ترسناک ترش بکنـه؟
‫- نه، نه

177
00:10:39,138 --> 00:10:42,642
‫می‌خوایم تک تک جزئیات رو بشنویم،
‫خیلی ممنون

178
00:10:42,642 --> 00:10:45,019
‫یادتون باشه که اینا فقط تئوری و گمان هستن

179
00:10:45,186 --> 00:10:46,479
‫و تو بهترینی

180
00:10:46,479 --> 00:10:48,230
‫بیایید بشنویم

181
00:10:48,230 --> 00:10:50,608
‫یک مرد سفید پوست.
‫در دهه چهلـم زندگیـش.

182
00:10:50,608 --> 00:10:52,026
‫شیک، بی پروا

183
00:10:52,026 --> 00:10:54,445
‫قتل‌هاش بیشتر شبیه به باندی
‫هستن تا دامر

184
00:10:54,445 --> 00:10:57,365
‫می‌دونه چطوری از ظاهر و کاریزماش استفاده بکنـه

185
00:10:57,365 --> 00:10:58,949
‫هم روی مرد‌ها و هم زن‌ها

186
00:10:58,949 --> 00:11:00,284
‫وای خدا

187
00:11:01,369 --> 00:11:04,288
‫پولداره، پارتی داره

188
00:11:04,288 --> 00:11:06,040
‫اما از اولـش اینطوری نبوده،
‫بی پول بزرگ شده

189
00:11:06,040 --> 00:11:09,168
‫کودکیـش زمین تا آسمون با زندگی
‫شیکی که الان داره فرق می‌کرده

190
00:11:09,168 --> 00:11:11,921
‫احتمالاً اهل جنوب هست

191
00:11:11,921 --> 00:11:14,298
‫ایالت‌های میانه آمریکا شاید

192
00:11:17,426 --> 00:11:19,720
‫ادی هرموقع می‌خواست می‌تونست
‫حسابی دلربا باشه

193
00:11:19,720 --> 00:11:22,640
‫اما وقتی فکر می‌کرد که کسی
‫حواسـش بهش نیست، نگات می‌کرد

194
00:11:22,640 --> 00:11:24,892
‫با دوربینی که همیشه همراهـش بود
‫عکس می‌گرفت

195
00:11:24,892 --> 00:11:26,102
‫عجیب غریب بود

196
00:11:26,102 --> 00:11:28,229
‫اما چیزی که برامون داری
‫بیشتر از فقط عجیب و غریب بودنـه، نه؟

197
00:11:28,229 --> 00:11:29,730
‫چیز خاصی داری؟

198
00:11:31,399 --> 00:11:33,234
‫آه...

199
00:11:33,234 --> 00:11:36,112
‫وقتی 14 سالـم بود، یه مشکلی توی شهر بوجود اومد

200
00:11:37,196 --> 00:11:39,115
‫یهو همه‌جا پر شد از پرنده‌های مُرده

201
00:11:39,115 --> 00:11:41,951
‫ناودان ها، حیاط کلیساها، ایوان ها

202
00:11:41,951 --> 00:11:44,328
‫همه جور پرنده‌ای، اما همه‌شون
‫یک چیز مشترک داشتن

203
00:11:45,371 --> 00:11:46,831
‫پاهاشون قطع شده بود

204
00:11:48,165 --> 00:11:49,875
‫یکی داشت شکنجه‌شون می‌کرد

205
00:11:51,627 --> 00:11:53,254
‫فکر می‌کنی کار رمزی بوده؟

206
00:11:53,254 --> 00:11:55,089
‫می‌دونم که کار خودش بوده

207
00:11:55,089 --> 00:11:58,676
‫چون همون سال وقتی لوزه‌هاش رو
‫برداشتن مریض شد

208
00:11:59,760 --> 00:12:02,555
‫سوپ مامان منم این اطراف معروفه

209
00:12:02,555 --> 00:12:04,265
‫مجبورم کرد براش سوپ ببرم

210
00:12:04,265 --> 00:12:06,267
‫اتاقـش توی زیر شیروانی بود، رفتم بالا

211
00:12:06,267 --> 00:12:08,352
‫باید در می‌زدم

212
00:12:11,272 --> 00:12:12,690
‫پاها رو دیدم

213
00:12:12,690 --> 00:12:16,235
‫مثل کارت‌های بسکتبال
‫روی تخت چیده شده بودن

214
00:12:16,235 --> 00:12:18,738
‫- هیچ وقت به کسی نگفتم
‫- چرا نگفتی؟

215
00:12:18,738 --> 00:12:20,823
‫آخه طرف داشته همینطوری پرنده‌ها رو می‌کشته...

216
00:12:21,866 --> 00:12:24,452
‫یه سری از عکس‌هایی که دائم می‌گرفت

217
00:12:24,452 --> 00:12:26,078
‫از پدر من بودن

218
00:12:27,163 --> 00:12:28,372
‫از مادرت نبودن

219
00:12:28,372 --> 00:12:30,666
‫اگه چیزی می‌گفتم خانواده‌ام رو نابود می‌کرد

220
00:12:30,666 --> 00:12:32,501
‫واسه همین دهنـم رو بسته نگه داشتم

221
00:12:32,501 --> 00:12:34,920
‫بالاخره قضیه پرنده‌ها تموم شد

222
00:12:34,920 --> 00:12:37,673
‫واسه همین فکر کردم شاید سر عقل اومده،
‫یا ترسیده

223
00:12:37,673 --> 00:12:39,175
‫- اما اینطور نبود، نه؟
‫- نمی‌دونم

224
00:12:39,175 --> 00:12:42,178
‫احتمالاً من اون شخصی نیستم
‫که باید باهاش صحبت کنید

225
00:12:42,178 --> 00:12:43,846
‫باید با کی صحبت کنم؟

226
00:12:47,308 --> 00:12:49,226
‫رمزی بعد از دبیرستان برام نامه‌هایی نوشت

227
00:12:49,226 --> 00:12:51,020
‫من هیچ وقت جواب‌شون رو ندادم.
‫تو همه نامه‌هاش درمورد

228
00:12:51,020 --> 00:12:53,773
‫شخصی به اسم وایت مایک
‫توی ایالت فیلادلفیا نوشته بود

229
00:12:53,773 --> 00:12:55,858
‫ایالت فیلادلفیا؟
‫کسی رو توی لوول نداشت؟

230
00:12:57,568 --> 00:12:59,236
‫باید بگم مادرش

231
00:12:59,236 --> 00:13:02,072
‫- اما سال‌هاست که بهش سر نزده
‫- وایسا

232
00:13:02,072 --> 00:13:04,283
‫داری بهم میگی که مادر اد رمزی زنده‌ست؟

233
00:13:04,283 --> 00:13:05,701
‫ما اولین افرادی نیستیم

234
00:13:05,701 --> 00:13:07,244
‫که روی این زمین‌ها راه می‌ریم

235
00:13:07,244 --> 00:13:08,996
‫و اولین کسانی هم نیستیم
‫که روشون جشن می‌گیریم

236
00:13:08,996 --> 00:13:12,708
‫من امشب می‌خوام به قبیله آناکوستان
‫ادای احترام کنم

237
00:13:12,708 --> 00:13:14,752
‫کسانی که سرزمین اجدادیشان همین جایی است
‫که اکنون بر آن ایستاده‌ایم

238
00:13:14,752 --> 00:13:16,212
‫به سلامتی بومی‌ها

239
00:13:16,212 --> 00:13:19,757
‫خوکی که جلوتون می‌بینید
‫به شیوه‌ای سنتی در یک تنور پخته شده

240
00:13:19,757 --> 00:13:22,885
‫برای ساعاتی طولانی به آرامی

241
00:13:22,885 --> 00:13:24,929
‫به صورت غیر مستقیم از طریق
‫سنگ‌های رودخانه و بوته‌های محلی

242
00:13:24,929 --> 00:13:27,848
‫حالا قبل از این که شروع کنیم
‫امیدوارم که همه شما...

243
00:13:31,018 --> 00:13:33,604
‫عکاسی و تهدید؟

244
00:13:33,604 --> 00:13:35,773
‫حداقل سبکـش تغییر نکرده

245
00:13:35,773 --> 00:13:38,526
‫از قضا سبک دروغ گفتنـش هم تغییر نکرده

246
00:13:38,526 --> 00:13:40,486
‫اون قضیه مادر فوت شده‌ای
‫که می‌گفت رو یادته؟

247
00:13:40,486 --> 00:13:42,571
‫مادرش سر و مر و گنده‌ست

248
00:13:44,365 --> 00:13:46,242
‫جالب‌تر شد

249
00:13:46,242 --> 00:13:48,494
‫خیلی امیدوار نباش

250
00:13:48,494 --> 00:13:51,080
‫میگن 25 ساله که با هم صحبت نکردن

251
00:13:51,080 --> 00:13:52,915
‫معلومه که نکردن

252
00:13:52,915 --> 00:13:57,837
‫نه، نه، مادر فوت شده رکن اساسی
‫اسطوره‌شناسی شخصی رمزی هست

253
00:13:57,837 --> 00:14:00,256
‫نمی‌تونسته که بیخیالـش بشه،
‫واسه همین باید بطور نمادین

254
00:14:00,256 --> 00:14:03,342
‫توی مغزش اون رو می‌کشته تا بتونه
‫تبدیل به آدمی بشه که می‌خواد

255
00:14:03,342 --> 00:14:06,595
‫این یعنی مادرش هنوز هم
‫قدرت کنترلـش رو داره

256
00:14:06,595 --> 00:14:09,890
‫باید باهاش صحبت کنی.
‫به تحقیقاتـت ادامه بده.

257
00:14:09,890 --> 00:14:11,851
‫آره

258
00:14:11,851 --> 00:14:14,103
‫خودت الان داری روی چی تحقیق می‌کنـی؟

259
00:14:14,103 --> 00:14:15,729
‫چند سیخ میگو؟

260
00:14:15,729 --> 00:14:17,064
‫بعداً باهات تماس می‌گیرم، جان

261
00:16:13,263 --> 00:16:16,225
‫حکم تفتیش دارید، دکتر کراس؟

262
00:16:16,225 --> 00:16:20,229
‫نمی‌دونستم برای دستشویی رفتن
‫باید حکم تفتیش داشته باشم

263
00:16:20,229 --> 00:16:24,900
‫از سه‌تا دستشویی رد شدید
‫تا به این اتاق رسیدید

264
00:16:24,900 --> 00:16:28,112
‫اوه، خب، آدم تو همچین خونه‌ای
‫راحت گم میشه

265
00:16:28,112 --> 00:16:30,864
‫اما خوشحالـم که تصادفاً سر از اینجا در آوردم

266
00:16:30,864 --> 00:16:33,283
‫چون...

267
00:16:34,368 --> 00:16:36,161
‫خیلی جذابـه

268
00:16:36,161 --> 00:16:38,706
‫باید می‌دونستم که هنر رو درک می‌کنـی

269
00:16:38,706 --> 00:16:43,043
‫تو برای امرار معاش توی ذهن
‫قاتل‌های زنجیره‌ای کند و کاوش می‌کنـی

270
00:16:43,043 --> 00:16:44,294
‫اهمم

271
00:16:44,294 --> 00:16:46,547
‫گمونم جفت‌مون مرگ ‌شناس هستیم

272
00:16:47,589 --> 00:16:50,217
‫و همچنین نوشیدنی ‌شناس

273
00:16:57,683 --> 00:17:01,478
‫به سلامتی کمیاب‌ترین لذت‌های زندگی

274
00:17:16,368 --> 00:17:20,539
‫هر چقدر هم که گرون باشه،
‫می‌ارزه، درسته؟

275
00:17:20,539 --> 00:17:23,083
‫خیلی دست و دل‌بازانه ریختید. ممنونم

276
00:17:23,083 --> 00:17:25,377
‫مایه‌ی مباهاته. اما مجانی نیست

277
00:17:25,377 --> 00:17:28,130
‫می‌خوام بیشتر درمورد چیز بدونم...

278
00:17:28,130 --> 00:17:30,382
‫اطلاعات قاتل که بهش اشاره کردی

279
00:17:30,382 --> 00:17:31,675
‫دیگه چی می‌تونی بهم بگی؟

280
00:17:33,302 --> 00:17:35,220
‫الانـش هم زیادی گفتم

281
00:17:35,220 --> 00:17:37,264
‫بیخیال دیگه، الکس

282
00:17:37,264 --> 00:17:39,641
‫تولدمـه

283
00:17:43,520 --> 00:17:48,067
‫مردی که دنبالـش هستیم بطور استثنایی
‫زیرک هست

284
00:17:48,067 --> 00:17:50,402
‫منحصربفرده

285
00:17:50,402 --> 00:17:53,030
‫اما هوشـش

286
00:17:53,030 --> 00:17:56,867
‫یک نقطه ضعف اساسی رو پنهان می‌کنـه

287
00:17:59,536 --> 00:18:00,704
‫چرا این رو میگی؟

288
00:18:00,704 --> 00:18:04,750
‫اون قاتل‌های زنجیره‌ای شگفت انگیزتر
‫رو ستایش می‌کنـه

289
00:18:06,126 --> 00:18:08,295
‫بینهایت دلـش می‌خواد بخشی
‫از کلاب اونا باشه

290
00:18:10,756 --> 00:18:14,635
‫شاید به کارشون احترام می‌گذاره

291
00:18:14,635 --> 00:18:19,473
‫به شکلی که اون‌ها اسم خودشون رو
‫توی ناخودآگاه جمعی آمریکا حک کردن

292
00:18:19,473 --> 00:18:22,226
‫اما من چه بدونم؟

293
00:18:24,937 --> 00:18:26,772
‫فکر می‌کنی می‌تونی جلوش رو بگیری؟

294
00:18:26,772 --> 00:18:28,690
‫می‌دونم که می‌تونم

295
00:18:28,690 --> 00:18:31,026
‫- چطور؟
‫- چون...

296
00:18:31,026 --> 00:18:35,823
‫من اون رو بهتر از خودش می‌شناسم

297
00:18:36,865 --> 00:18:39,284
‫اون می‌خواد یک افسانه باشه

298
00:18:39,284 --> 00:18:43,413
‫اما اون داره یه کپی بی کیفیت
‫از کار قاتل‌های واقعی رو انجام میده

299
00:18:43,413 --> 00:18:47,626
‫حتی یه آلبوم هم درست کرده،
‫مثل دختر بچه‌ها

300
00:18:48,669 --> 00:18:50,462
‫براش یه اسم مستعار انتخاب کردیم

301
00:18:51,505 --> 00:18:53,423
‫هواخواه

302
00:18:59,138 --> 00:19:01,515
‫چه زیرکانـه

303
00:19:02,891 --> 00:19:04,977
‫هی. باید برگردیم به مهمونی

304
00:19:04,977 --> 00:19:08,230
‫اما بیا این رو یه راز نگه داریم، خب؟

305
00:19:08,230 --> 00:19:11,733
‫برای همه پاپی ون وینکل ندارم

306
00:19:30,210 --> 00:19:33,922
‫خونه‌ام. خونه‌ی کوفتیم.
‫لعنتی.

307
00:19:33,922 --> 00:19:35,424
‫خونه‌ام.
‫لعنت بهش.

308
00:19:38,010 --> 00:19:39,219
‫من خوبم

309
00:19:39,219 --> 00:19:41,096
‫چیزی نیست

310
00:19:49,188 --> 00:19:50,230
‫لعنتی

311
00:19:52,733 --> 00:19:56,695
‫ده هزار دلاری که داره میره توی زمین. عالی شد.

312
00:20:00,991 --> 00:20:02,826
‫نمی‌دونی چقد داره خوش می‌گذره

313
00:20:17,925 --> 00:20:21,011
‫هر كه‌ گوش‌ خود را از فریاد فقیر می‌بندد

314
00:20:21,011 --> 00:20:24,306
‫او نیز فریاد خواهد كرد

315
00:20:24,306 --> 00:20:26,141
‫و مستجاب‌ نخواهد شد

316
00:20:26,141 --> 00:20:27,809
‫این آیه مورد علاقه مامانـم توی انجیل هست

317
00:20:27,809 --> 00:20:29,478
‫خدا رحمتـش بکنـه

318
00:20:29,478 --> 00:20:32,064
‫هر یکشنبه موقع غذا برامون می‌خوندش

319
00:20:32,064 --> 00:20:36,526
‫وقتی که از بین ما رفت، من عهد کردم

320
00:20:36,526 --> 00:20:40,489
‫که تا آخر عمرم به این جمله پایبند بمونم

321
00:20:41,698 --> 00:20:45,077
‫عصر بخیر. من کاراگاه جان سمپسون هستم،
‫از پلیس‌ واشنگتن

322
00:20:45,077 --> 00:20:48,121
‫- اومدم خانم رمزی رو ببینم
‫- بذارید ببینم مهمون قبول می‌کنـه یا نه

323
00:20:48,121 --> 00:20:49,873
‫ممنون

324
00:21:27,202 --> 00:21:30,080
‫این تولد واقعا یه نقطه‌عطف بزرگ برای منه

325
00:21:30,080 --> 00:21:32,833
‫همیشه تو ذهنم این بود که
‫میان سالی از 45 سالگی شروع میشه

326
00:21:32,833 --> 00:21:35,460
‫اما حالا که به اینجا رسیدم،
‫فکر کنم باید 50 سالگی رو انتخاب کنم

327
00:21:35,460 --> 00:21:37,129
‫خیلی هم خوبی، اد

328
00:21:37,129 --> 00:21:39,214
‫شبیه 35 ساله‌ها هستی

329
00:21:39,214 --> 00:21:41,717
‫برام سوالـه که از ژن خوبه

330
00:21:41,717 --> 00:21:43,677
‫یا کار دست دکتر دین؟

331
00:21:43,677 --> 00:21:45,679
‫هیچ وقت بروز نمیدم

332
00:21:45,679 --> 00:21:50,058
‫توی حیطه کاری من، اعتبار کار رو بهت نمیدن
‫فقط برات ارباب رجوع می‌فرستن

333
00:21:51,977 --> 00:21:55,063
‫خب به تازه وارد ها باید بگم،
‫که من چندتا قانون دارم

334
00:21:55,063 --> 00:21:57,065
‫من هدیه تولد قبول نمی‌کنم

335
00:21:57,065 --> 00:22:01,069
‫فقط می‌خوام که به یک خیریه
‫به انتخاب خودتون پول بدید

336
00:22:01,069 --> 00:22:03,322
‫و بعد البته ازتون می‌پرسم که
‫به کدوم و چقدر پول دادید

337
00:22:03,322 --> 00:22:04,531
‫چون خیلی بیکلاسـم

338
00:22:04,531 --> 00:22:07,034
‫اما اول...

339
00:22:07,034 --> 00:22:08,660
می‌خوام بهتون داستانی بگم

340
00:22:08,660 --> 00:22:11,580
در مورد این که چرا خیریه
انقدر برام ارزشمنده

341
00:22:11,580 --> 00:22:13,957
‫اولین باری که واقعاً خودم رو وقف کردم

342
00:22:13,957 --> 00:22:15,876
‫که یک تغییر توی این دنیا بوجود بیارم

343
00:22:15,876 --> 00:22:19,838
‫مدت کوتاهی بعد از کشته شدن مادرم بود

344
00:22:19,838 --> 00:22:22,883
‫چنین چیزی واقعاً دیدگاه آدم رو
‫نسبت به دنیا تغییر میده

345
00:22:22,883 --> 00:22:25,927
‫من همیشه انقد پول نداشتم

346
00:22:25,927 --> 00:22:29,348
‫اما زمان و انرژی داشتم
‫و سرشار از عشق بودم

347
00:22:29,348 --> 00:22:33,435
‫واسه همین کلـش رو اختصاص دادم
‫به پسر جوانـی به نام آیزیا

348
00:22:33,435 --> 00:22:37,773
‫جیسون، پدر آیزیا یه موادفروش بود

349
00:22:37,773 --> 00:22:38,982
‫که خانواده‌اش رو ترک کرده بود

350
00:22:38,982 --> 00:22:43,445
‫و مدت کوتاهی بعدش،
‫مادرش یعنی جوان مُرد

351
00:22:43,445 --> 00:22:46,531
‫اون معتاد به مواد بود.

352
00:22:46,531 --> 00:22:50,494
‫به همین خاطر زحمت بزرگ کردنـش
‫افتاد گردن مادربزرگ رجینا

353
00:22:50,494 --> 00:22:52,829
‫اون زن شجاع و سرافرازی بود

354
00:22:52,829 --> 00:22:54,623
‫تمام تلاشـش رو کرد

355
00:22:54,623 --> 00:22:58,919
‫آیزیا خیلی کله شق
‫و خودآزار بود

356
00:22:58,919 --> 00:23:01,797
‫تصور مادرش که

357
00:23:01,797 --> 00:23:03,799
‫بخاطر مواد زندگیش رو خراب کرد

358
00:23:03,799 --> 00:23:06,760
‫چیزی بود که از دنیا عصبانیـش کرده بود

359
00:23:06,760 --> 00:23:09,012
‫الکس، چه خبره؟

360
00:23:09,012 --> 00:23:11,098
‫چرا داره درمورد تو صحبت می‌کنه؟

361
00:23:11,098 --> 00:23:13,892
‫تماشا کردنش برام سخت بود
‫که داشت جون می‌کند

362
00:23:13,892 --> 00:23:15,936
‫که ثابت کنـه چیزی بیشتر از فقط

363
00:23:15,936 --> 00:23:17,771
‫پسر یک ساقی هست

364
00:23:17,771 --> 00:23:20,315
‫امیدوارم داستانـت پایان خوشی داشته باشه، اد

365
00:23:20,315 --> 00:23:22,567
‫بیشتر از اوناس که باید تهش گفت
‫"ادامه دارد"

366
00:23:22,567 --> 00:23:24,027
‫مشخص هست که

367
00:23:24,027 --> 00:23:25,487
‫همیشه به آیزیا سخت گذشته

368
00:23:25,487 --> 00:23:29,032
‫زندگی دائم داره سرش میاره

369
00:23:29,032 --> 00:23:30,700
‫اون با عشق زندگیـش آشنا شد،
‫و دو بچه زیبا به دنیا آورد

370
00:23:30,700 --> 00:23:33,787
‫و بعد بازم به طرز غم‌انگیزی
‫همسرش با اسلحه کشته شد

371
00:23:34,913 --> 00:23:37,416
‫حالا اون داره جون می‌کنـه،
‫و تهدید می‌کنـه

372
00:23:37,416 --> 00:23:39,418
‫که دوباره مثل قبل خودآزار میشه

373
00:23:39,418 --> 00:23:42,254
‫صادقانه باید بگم نمی‌دونم
‫که از پسـش بر میاد یا نه

374
00:23:42,254 --> 00:23:43,505
‫اما یک چیز رو می‌دونم

375
00:23:43,505 --> 00:23:45,340
‫اون هیچ شانسی در این دنیا نمی‌داشت

376
00:23:45,340 --> 00:23:47,300
‫اگه من نبودم

377
00:23:47,300 --> 00:23:49,052
‫و واسه همین هم هیچ وقت بیخیالـش نمیشم

378
00:23:49,052 --> 00:23:51,096
‫مهم نیست چقد فرو بره

379
00:23:51,263 --> 00:23:52,264
‫قضیه بین تو و اد رمزی چیـه؟

380
00:23:52,264 --> 00:23:54,057
‫نمی‌دونم

381
00:23:54,057 --> 00:23:56,601
‫مزخرفه. اون داشت
به تو تیکه مینداخت

382
00:23:56,601 --> 00:23:59,479
‫بهم دروغ نگو

383
00:24:07,696 --> 00:24:09,489
‫رمزی هواخواهه

384
00:24:09,489 --> 00:24:11,408
‫چی؟

385
00:24:15,245 --> 00:24:16,413
‫نمی‌تونه حقیقت داشته باشه

386
00:24:16,413 --> 00:24:18,874
‫اگه تاحالا مطمئن نبودم، الان دیگه هستم

387
00:24:18,874 --> 00:24:22,377
‫ال، تو هیچ کدوم از اینا رو
‫درمورد من بهش گفتی؟

388
00:24:22,377 --> 00:24:25,088
‫نه. نمی‌فهمم

389
00:24:25,088 --> 00:24:28,508
‫وایسا، اگه رمزی هواخواهه
‫پس... چند وقته که می‌دونی؟

390
00:24:30,135 --> 00:24:31,595
‫الکس، از کی بهش شک داشتی؟

391
00:24:33,472 --> 00:24:34,556
‫چند روز پیش

392
00:24:38,894 --> 00:24:41,563
‫پس واسه همین نظرت درمورد

393
00:24:41,563 --> 00:24:43,231
‫اومدن به مهمونی تغییر کرد

394
00:24:45,275 --> 00:24:46,651
‫چرا بهم نگفتی؟

395
00:24:46,651 --> 00:24:50,155
‫اگه بهت می‌گفتم، عادی رفتار نمی‌کردی

396
00:24:50,155 --> 00:24:51,615
‫عادی رفتار کنم؟

397
00:24:51,615 --> 00:24:53,742
‫اصلاً نمی‌اومدم

398
00:24:53,742 --> 00:24:55,118
‫خواهش می‌کنم

399
00:24:55,118 --> 00:24:57,871
‫اما اینطوری برات مشکل پیش می‌اومد، درسته؟

400
00:24:57,871 --> 00:25:00,415
‫اگه من نمی‌اومدم، توام نمی‌اومدی

401
00:25:01,708 --> 00:25:02,918
‫واسه همین دروغ گفتی

402
00:25:02,918 --> 00:25:04,961
‫دروغ نگفتم

403
00:25:04,961 --> 00:25:07,714
‫تو حقیقت رو ازم پنهان کردی

404
00:25:07,714 --> 00:25:10,634
‫از نظر من، این دروغ حساب میشه

405
00:25:11,843 --> 00:25:14,346
‫تظاهر کردن...

406
00:25:14,346 --> 00:25:16,473
‫حتی بدتره

407
00:25:26,608 --> 00:25:27,859
‫هی، لطفاً بگو چیزی دستگیرت شده

408
00:25:27,859 --> 00:25:30,153
‫مادر رمزی زوال عقل داره

409
00:25:30,153 --> 00:25:32,197
‫مغزش روشنـه، اما هیچی توش نیست

410
00:25:32,197 --> 00:25:34,491
‫لعنتی

411
00:25:34,491 --> 00:25:37,494
‫- یه اهرمِ فشار لازم دارم
‫- اونجا اوضاع چطوره؟

412
00:25:37,494 --> 00:25:38,620
‫می‌دونه که حواست بهش هست؟

413
00:25:38,620 --> 00:25:40,455
‫اوه آره، بازی تازه شروع شده

414
00:25:42,040 --> 00:25:43,708
‫خیلی خب، ببین، ببین

415
00:25:43,708 --> 00:25:46,503
‫می‌خوام تکنیکی به اسم وضوح متناقض
‫رو امتحان کنی

416
00:25:46,503 --> 00:25:49,297
‫با این تکنیک آدم‌های مبتلا به زوال عقل
‫اگه جای درست رو هدف بگیری

417
00:25:49,297 --> 00:25:50,757
‫چیزهایی رو به خاطر میارن

418
00:25:50,757 --> 00:25:52,425
‫می‌دونم احتمالـش کمـه

419
00:25:52,425 --> 00:25:54,511
‫اما اگه بتونی جای درستی رو مورد هدف...

420
00:25:54,511 --> 00:25:56,304
‫می‌دونی اون جایی که باید مورد
‫هدف قرار بگیره چیـه؟

421
00:25:59,182 --> 00:26:00,642
‫درواقع آره

422
00:26:00,642 --> 00:26:02,936
‫فکر می‌کنم رمزی همین الان بهم گفت

423
00:26:03,103 --> 00:26:04,312
‫می‌دونی که می‌تونی باهام صحبت کنی، درسته؟

424
00:26:04,312 --> 00:26:06,106
‫درمورد هرچیزی

425
00:26:06,106 --> 00:26:08,233
‫بعد از اون همه زمانی که
‫با هم سپری کردیم...

426
00:26:08,233 --> 00:26:10,485
‫تو رو یک دوست واقعی می‌دونم

427
00:26:10,485 --> 00:26:12,862
‫امیدوارم توام همین حس رو داشته باشی

428
00:26:12,862 --> 00:26:14,322
‫بله، البته

429
00:26:14,322 --> 00:26:16,866
‫فقط حالـم خوب نبود

430
00:26:16,866 --> 00:26:18,785
‫می‌خواستم زودتر برم خونه

431
00:26:18,785 --> 00:26:20,537
‫اوه، الان نمی‌تونی بری

432
00:26:21,830 --> 00:26:24,249
‫وقت نمایشـه

433
00:26:24,249 --> 00:26:27,961
‫منظورت باکلی هست

434
00:26:27,961 --> 00:26:30,213
‫مطمئن نیستم بتونم براش ارائه کنم

435
00:26:30,213 --> 00:26:31,965
‫ال...

436
00:26:31,965 --> 00:26:36,011
‫تو ماه‌ها منتظر این شانس بودی

437
00:26:36,011 --> 00:26:38,680
‫بچه‌ها روی تو حساب کردن

438
00:26:38,680 --> 00:26:40,557
‫- درسته؟
‫- آره

439
00:26:40,557 --> 00:26:42,642
‫- یالا
‫- درسته

440
00:26:44,644 --> 00:26:47,606
‫هر كه‌ گوش‌ خود را از فریاد فقیر می‌بندد

441
00:26:47,606 --> 00:26:51,192
‫او نیز فریاد خواهد كرد،
‫و مستجاب‌ نخواهد شد

442
00:27:01,119 --> 00:27:05,790
‫هر كه‌ گوش‌ خود را از فریاد فقیر می‌بندد

443
00:27:05,790 --> 00:27:09,419
‫او نیز فریاد خواهد كرد

444
00:27:09,419 --> 00:27:11,838
‫و مستجاب‌ نخواهد شد

445
00:27:16,217 --> 00:27:17,260
‫تو کی هستی؟

446
00:27:17,260 --> 00:27:19,137
‫اسم من جان هست

447
00:27:19,137 --> 00:27:20,889
‫من پلیس هستم

448
00:27:22,515 --> 00:27:24,225
‫باید درمورد پسرتون ادی باهاتون
‫صحبت کنم

449
00:27:25,268 --> 00:27:27,562
‫مسیح اشک ریخت

450
00:27:27,562 --> 00:27:29,606
‫خانم؟

451
00:27:29,606 --> 00:27:33,526
‫"نمی‌خواهم ناظر مرگ فرزندم باشم

452
00:27:33,526 --> 00:27:35,904
‫گرانبهاست...

453
00:27:35,904 --> 00:27:39,115
‫در نظر خداوند...

454
00:27:39,115 --> 00:27:41,242
‫مرگِ فرشتگانش"

455
00:27:42,786 --> 00:27:44,454
‫اون یک فرشته بود

456
00:27:45,789 --> 00:27:47,415
‫خواهر ادی؟

457
00:27:50,960 --> 00:27:53,296
‫ادی...

458
00:27:53,296 --> 00:27:55,674
‫بازم کارِ بدی کرده؟

459
00:27:57,884 --> 00:27:59,427
‫من و باک خیلی وقته باهم دوستیم

460
00:27:59,427 --> 00:28:02,263
‫اون ضرب‌المثل چی بود؟
‫دوست‌ها کمکت می‌کنن حرکت کنی...

461
00:28:02,263 --> 00:28:04,516
‫و دوست‌های واقعی کمکت می‌کنن
‫جسد رو جابجا کنی

462
00:28:05,517 --> 00:28:10,730
‫خب اد هفته‌هاست که باهام
‫در مورد خیریه‌ی شما صحبت می‌کنه

463
00:28:10,730 --> 00:28:13,483
‫خب، بفرما. پیشنهاد بزرگت رو مطرح کن

464
00:28:16,695 --> 00:28:19,280
‫این فرصتِ بزرگیه که منتظرش بودی، ال.
‫ازش استفاده کن

465
00:28:22,492 --> 00:28:26,538
‫تمرکز برنامه‌ی مؤسسه‌ی ساموِر
‫روی ارشاد و تربیته

466
00:28:26,538 --> 00:28:29,207
‫بچه‌هایی که بهشون خدمات می‌دیم...

467
00:28:29,207 --> 00:28:32,544
‫بلندتر حرف بزن، عزیزم.
‫گوش‌هام یکم سنگینن.

468
00:28:33,795 --> 00:28:38,049
‫اسمِ من اله.
‫و داشتم می‌گفتم ما تلاش می‌کنیم...

469
00:28:38,049 --> 00:28:41,052
‫ما به بچه‌ها دیدگاه یکپارچه‌ای می‌دیم

470
00:28:41,052 --> 00:28:43,722
‫فقط گرفتن مهم نیست،
‫بلکه دادن هم مهمه.

471
00:28:43,722 --> 00:28:46,182
‫خیلی خب. و هزینه‌های مدیریتی چقدره؟

472
00:28:46,182 --> 00:28:48,101
‫هزینه‌ها متغیرن. ما در حال رشد...

473
00:28:48,101 --> 00:28:50,645
‫من دنبال یه درصد بودم، عزیزم،

474
00:28:50,645 --> 00:28:52,731
‫نه یه مقاله‌ی پنج بندی

475
00:28:52,731 --> 00:28:55,608
‫اسمِ من ال مانتیروئه

476
00:28:55,608 --> 00:28:57,819
‫هزینه‌های مدیریتی‌ام 22 درصده

477
00:28:57,986 --> 00:28:58,862
‫- می‌تونه کمتر باشه
‫- در مقایسه با بیشتر مؤسسات مردم‌نهاد منطقه...

478
00:28:58,862 --> 00:29:02,031
‫تا حالا در تظاهراتی علیه
‫مجریان قانون شرکت کردی؟

479
00:29:02,031 --> 00:29:04,576
‫متوجه نیستم این چه ربطی داره

480
00:29:04,576 --> 00:29:08,121
‫شصت درصد از مبالغ اهدایی سالانه‌ام
‫به صندوق حمایت از پلیس میره

481
00:29:08,121 --> 00:29:10,832
‫بهم اعتماد کن، ربط داره

482
00:29:13,334 --> 00:29:16,963
‫بله، من توی تظاهرات علیه پلیس شرکت کردم

483
00:29:16,963 --> 00:29:18,423
‫بیشتر از اونی که می‌تونم بشمارم

484
00:29:19,674 --> 00:29:21,593
‫این باعث نمیشه ضدپلیس باشه

485
00:29:21,593 --> 00:29:25,680
‫در واقع، لری، اون با کارآگاه کراس دوسته

486
00:29:29,309 --> 00:29:31,853
‫اینجا چه خبره؟

487
00:29:31,853 --> 00:29:33,813
‫اوه، آقای باکلی الان داشتن متعهد می‌شدن

488
00:29:33,813 --> 00:29:36,316
‫250 هزار دلار به مؤسسه‌ی ساموِر اهدا کنن

489
00:29:36,316 --> 00:29:37,442
‫شما دوتا، هان؟

490
00:29:37,442 --> 00:29:39,652
‫می‌دونید، شاید سالانه این مبلغ رو اهدا کنم

491
00:29:39,652 --> 00:29:42,363
‫می‌دونی، من و لارنس مثل هم هستیم

492
00:29:42,363 --> 00:29:44,532
‫وقتی پروژه‌ای پیدا می‌کنیم
‫که خیلی براش مشتاقیم...

493
00:29:44,532 --> 00:29:47,911
‫- اوهوم
‫- دوست داریم تا آخر دنبالش کنیم

494
00:29:47,911 --> 00:29:49,662
‫من رو ببخشید

495
00:30:12,018 --> 00:30:14,062
‫ببین، اون فقط داشت سر به سرت میذاشت
‫که به من برسه

496
00:30:14,062 --> 00:30:17,982
‫- درست عینِ سخنرانی
‫- انگیزه‌اش برام مهم نیست

497
00:30:17,982 --> 00:30:21,611
‫مهم اینه که مردی که دوستش دارم
‫من رو توی اون موقعیت قرار داد

498
00:30:25,990 --> 00:30:28,326
‫امیدوارم دعوای عاشق و معشوق نباشه

499
00:30:30,453 --> 00:30:32,038
‫می‌خوای باهاش صحبت کنم؟

500
00:30:33,706 --> 00:30:36,543
‫راستش، فکر کنم وقتشه

501
00:30:36,543 --> 00:30:38,878
‫من یه کاری برات انجام بدم

502
00:30:38,878 --> 00:30:41,589
‫حالا، می‌دونم گفتی کادوی تولد نیارم، درسته؟

503
00:30:41,589 --> 00:30:46,010
‫ولی چون دوستم واسه این هدیه
‫از اینجا تا ایندیانا رفته

504
00:30:46,010 --> 00:30:50,181
‫امیدوارم یه استثنا قائل بشی

505
00:30:50,265 --> 00:30:52,767
‫تولدت مبارک

506
00:30:53,309 --> 00:30:56,855
‫تولدت مبارک، ادیِ عزیز

507
00:30:57,981 --> 00:31:01,276
‫تولدت مبارک

508
00:31:01,860 --> 00:31:03,361
‫این آهنگِ مورد علاقه‌مه

509
00:31:03,361 --> 00:31:08,199
‫تو داری چاله‌ی عمیق‌تری
‫واسه خودت می‌کنی

510
00:31:08,199 --> 00:31:09,742
‫چرا در مورد مرگش دروغ گفتی؟

511
00:31:09,742 --> 00:31:12,120
‫چیکار باید بکنم...
‫بیارم دور شهر بگردونمش؟

512
00:31:12,120 --> 00:31:13,955
‫زنِ بیچاره هیچ درکی از واقعیت نداره

513
00:31:13,955 --> 00:31:17,876
‫واقعاً؟ به نظر همکارم که
‫به طرز عجیبی هشیار بود

514
00:31:17,876 --> 00:31:19,878
‫آیه‌ی مورد علاقه‌اش از انجیل رو براش خوند

515
00:31:19,878 --> 00:31:21,337
‫همونی که تو باهامون در میون گذاشتی

516
00:31:21,337 --> 00:31:23,840
‫و اون ناگهان به خودش اومد

517
00:31:23,840 --> 00:31:26,718
‫همه جور چیزی باهاش در میون گذاشت

518
00:31:26,718 --> 00:31:30,388
‫- اون پیرزنِ ضعیفیه
‫- ولی قبل از پیر شدن ضعیف شد، درسته؟

519
00:31:30,388 --> 00:31:34,893
‫هی، امیدوارم بدونی
‫که وقتی بهت پشت کرد

520
00:31:34,893 --> 00:31:36,644
‫احتمالاً دلیل شخصی نداشت

521
00:31:36,644 --> 00:31:39,731
‫بهش میگن داغداری بیمارگونه

522
00:31:39,731 --> 00:31:41,524
‫مادر یه بچه‌اش رو از دست میده،

523
00:31:41,524 --> 00:31:44,235
‫ارتباط عاطفی‌اش رو با بچه‌ی زنده قطع می‌کنه

524
00:31:44,235 --> 00:31:46,404
‫برای مادر یه مکانیزمِ دفاع از خوده،

525
00:31:46,404 --> 00:31:51,576
‫ولی برای بچه‌ای که به جا مونده
‫به شدت ویرانگره

526
00:31:51,576 --> 00:31:54,871
‫می‌خوای واسه این تشخیص
‫واسه بیمه‌ام فاکتور بفرستی؟

527
00:31:54,871 --> 00:31:57,540
‫جوری که رفتار کرد،
‫شاید بهتر بود با خواهرت می‌مردی.

528
00:31:57,540 --> 00:32:00,919
‫ولی نه، نه، نه،
‫هنوز تشنه‌ی رضایتِ مامان بودی،

529
00:32:00,919 --> 00:32:02,754
‫و وقتی که دریافتش نکردی...

530
00:32:02,754 --> 00:32:05,006
‫شروع کردی به تلاش برای جلب توجهش،

531
00:32:05,006 --> 00:32:07,842
‫شروع کردی به انجام دادن کارهایی
‫که نمی‌تونست نادیده بگیره

532
00:32:07,842 --> 00:32:09,719
‫مثل پرنده‌ها

533
00:32:09,719 --> 00:32:11,471
‫نمی‌دونی از چی حرف می‌زنی

534
00:32:11,471 --> 00:32:13,306
‫و وقتی اون کار جواب نداد،

535
00:32:13,306 --> 00:32:15,808
‫وقتی بالأخره مجبور شدی بپذیری

536
00:32:15,808 --> 00:32:19,520
‫که اون دیگه هرگز دوستت نخواهد داشت...

537
00:32:21,272 --> 00:32:23,983
‫مجبور شدی اون رو تبدیل به مُرده کنی

538
00:32:23,983 --> 00:32:26,277
‫مجبور شدی اون رو توی ذهنت بکشی

539
00:32:26,277 --> 00:32:31,324
‫تا مجبور نباشی با این ایده زندگی کنی
‫که مادرِ خودت زنده بود،

540
00:32:31,324 --> 00:32:36,746
‫و هیچ ارزشی برای تو قائل نبود

541
00:32:43,211 --> 00:32:45,672
‫نزدیک بود، ولی واقعاً اینطور نبود

542
00:32:45,672 --> 00:32:47,715
‫من هیچوقت ماجرای پرنده‌ها رو به مادرم نگفتم

543
00:32:47,715 --> 00:32:53,846
‫ولی اینو بهش گفتم که حاضر بودم هر کاری بکنم
‫که تک فرزند باشم

544
00:32:54,973 --> 00:32:56,432
‫هر کاری

545
00:32:58,017 --> 00:33:00,645
‫ما همه رازهایی داریم، الکس

546
00:33:00,645 --> 00:33:05,316
‫فرقش اینه که من حاضرم رازهام رو فاش کنم

547
00:33:08,194 --> 00:33:09,737
‫تولدت مبارک، اد

548
00:33:24,544 --> 00:33:26,087
‫[پندلتون]
‫[الان انجامش بده]

549
00:33:51,320 --> 00:33:53,489
‫بدش به من. بدش به من

550
00:33:53,489 --> 00:33:55,074
‫آخ!

551
00:34:39,035 --> 00:34:40,787
کمک! کمکم کن

552
00:34:40,787 --> 00:34:43,122
کمکم کن بازش کنم. لطفاً

553
00:34:43,122 --> 00:34:45,249
‫لطفاً کمکم کن!

554
00:34:45,249 --> 00:34:47,460
‫نه! نه! نه

555
00:34:47,460 --> 00:34:49,295
‫نه!

556
00:34:49,295 --> 00:34:52,757
‫نه! نه!

557
00:34:52,757 --> 00:34:55,009
‫هیچ جایی برای فرار نداری، شانون

558
00:34:56,928 --> 00:34:58,679
‫من باید بی‌نقص باشم، درسته؟

559
00:35:00,264 --> 00:35:02,100
‫درست مثل آیلین؟

560
00:35:02,100 --> 00:35:03,726
‫نه. نه!

561
00:35:29,669 --> 00:35:31,963
‫هیچی نگو

562
00:35:31,963 --> 00:35:34,924
‫هیچی هم یادت نمونه

563
00:35:34,924 --> 00:35:38,344
‫تقریباً وقتِ کیکه

564
00:36:06,873 --> 00:36:07,957
‫آخ!

565
00:36:22,722 --> 00:36:23,931
‫

566
00:36:23,931 --> 00:36:26,475
‫آقای رمزی، قربان؟

567
00:36:26,475 --> 00:36:28,436
‫یه لحظه تنهام بذار

568
00:36:29,437 --> 00:36:31,647
‫ازم خواستید خبرتون کنم وقتی کیک...

569
00:36:31,647 --> 00:36:33,399
‫فقط یه دقیقه بهم وقت بده لعنتی!

570
00:36:37,528 --> 00:36:38,446
‫آخ!

571
00:36:42,658 --> 00:36:45,161
‫اوه، کجا بودی؟

572
00:36:47,955 --> 00:36:49,582
‫حالت خوبه؟

573
00:36:49,582 --> 00:36:52,001
‫- به نظر میاد روح دیدی
‫- خدای من

574
00:37:16,651 --> 00:37:18,694
‫- بفرمایید
‫- آرزو کن

575
00:37:21,447 --> 00:37:23,407
‫حالا، البته که خودم این کیک رو درست کردم،

576
00:37:23,407 --> 00:37:24,742
‫پس همه باید یکم امتحان کنن

577
00:37:25,993 --> 00:37:27,703
‫خیلی ممنون

578
00:37:31,874 --> 00:37:36,212
‫می‌بینم که دوش گرفتی
‫و یه پیراهن تازه پوشیدی

579
00:37:36,212 --> 00:37:37,713
‫دکمه‌های قشنگی هم داری

580
00:37:37,713 --> 00:37:39,757
‫باید اختلال وسواس رو هم
‫به شرح حالت اضافه کنم؟

581
00:37:39,757 --> 00:37:42,176
‫عجیبه که هنوز اینجایی

582
00:37:44,512 --> 00:37:47,682
‫وقتی رفتی نوشیدنی بیاری یه اتفاقی افتاد

583
00:37:48,724 --> 00:37:50,893
‫خدایا

584
00:37:50,893 --> 00:37:54,063
‫جداً انقدر مغروری که
دختره رو اینجا نگه داری؟

585
00:37:54,063 --> 00:37:56,107
‫من نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی،

586
00:37:56,107 --> 00:37:58,609
‫ولی خوشحالم که موندی

587
00:37:58,609 --> 00:38:01,654
‫چون مطمئن نبودم می‌تونم
‫اتفاق افتادنش رو تماشا کنم

588
00:38:01,654 --> 00:38:02,655
‫منظورت چیه؟

589
00:38:02,655 --> 00:38:05,741
‫لحظه‌ای که از مجلس جیم میشی

590
00:38:06,909 --> 00:38:08,119
‫خوبی؟

591
00:38:08,119 --> 00:38:09,829
‫شاید بهتر باشه چکش کنی

592
00:38:14,709 --> 00:38:17,420
وقتِ جیم شدنه

593
00:38:20,673 --> 00:38:23,301
[تانیا هایتاور]
[این تویی؟]

594
00:38:23,509 --> 00:38:25,428
‫تو چیکار کردی؟

595
00:38:25,428 --> 00:38:28,055
‫نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی

596
00:38:28,055 --> 00:38:30,099
‫این تویی، مگه نه؟

597
00:38:30,099 --> 00:38:34,020
‫این حادثه‌ایه که سمپسون گزارش کرد

598
00:38:34,020 --> 00:38:36,522
‫- تو اون رو کشتی؟!
‫- لطفاً شلیک نکن!

599
00:38:38,941 --> 00:38:42,236
‫- به من دست نزن
‫- ال، ال، ال!

600
00:38:45,740 --> 00:38:46,991
‫اون این کارو کرد

601
00:38:48,242 --> 00:38:49,994
‫- کی؟
‫- رمزی

602
00:38:49,994 --> 00:38:52,872
‫چی؟ چرا؟

603
00:38:52,872 --> 00:38:54,540
‫چون اون قاتله

604
00:38:54,540 --> 00:38:55,875
‫- الکس
‫- گوش کنید

605
00:38:55,875 --> 00:38:59,211
‫اد رمزی قاتل هواخواهه

606
00:38:59,211 --> 00:39:01,881
‫خیلی خب، وقتِ رفتنه

607
00:39:01,881 --> 00:39:05,051
‫خیلی خب، کارآگاه،
‫همه دوست داریم حرفت رو باور کنیم.

608
00:39:05,051 --> 00:39:07,928
‫جدی میگم. ولی این اده

609
00:39:07,928 --> 00:39:10,681
‫یادتونه بهتون گفتم شرح حالش رو داریم، آره؟

610
00:39:10,681 --> 00:39:13,768
‫کودکیِ حقیرانه. جذابیتِ تد باندی

611
00:39:13,768 --> 00:39:16,228
‫همش اد رمزی رو توصیف می‌کنه

612
00:39:16,228 --> 00:39:21,400
‫همین چند لحظه پیش،
‫اون به قتل خواهر خودش اعتراف کرد.

613
00:39:21,400 --> 00:39:23,861
‫خواهرم از مسمومیت با مونواکسید کربن مُرد

614
00:39:23,861 --> 00:39:27,698
‫این، این مرد آدم‌ها رو می‌دزده

615
00:39:27,698 --> 00:39:30,701
‫قطع عضوشون می‌کنه.
‫اونا رو می‌کشه.

616
00:39:30,701 --> 00:39:32,036
‫اون یه هیولای کثیفه

617
00:39:32,036 --> 00:39:37,625
‫تنها هیولایی که توی این اتاق می‌بینم تویی

618
00:39:37,625 --> 00:39:41,712
‫اوه... خیلی خب... آره، این بده.
‫خیلی افتضاحه.

619
00:39:41,712 --> 00:39:45,508
‫ولی نذارید این قضاوتتون رو
‫تحت تأثیر قرار بده

620
00:39:46,675 --> 00:39:47,968
‫شما... این...

621
00:39:47,968 --> 00:39:50,096
‫صبر کن، فقط از خودتون بپرسید، چرا الان؟

622
00:39:50,096 --> 00:39:52,348
‫چرا الان، هوم؟

623
00:39:52,348 --> 00:39:55,935
‫این ویدیو اتفاقی بعد از این که می‌فهمه
‫مظنونِ اصلی منه منتشر میشه؟

624
00:39:55,935 --> 00:39:57,812
‫- الکس...
‫- نه، نه، وایسید، صبر کنید

625
00:39:57,812 --> 00:39:59,355
‫شما... شما ویدیو دوست دارید؟

626
00:39:59,355 --> 00:40:01,774
‫ویدیو. من همین‌جا یه ویدیو براتون دارم

627
00:40:01,774 --> 00:40:03,359
‫مگه اون نگفت مادرش مُرده؟

628
00:40:03,359 --> 00:40:06,112
‫اون درست بعد از کالج به قتل رسیده بود؟

629
00:40:06,112 --> 00:40:07,405
‫پس این چیه؟

630
00:40:09,365 --> 00:40:12,493
‫هوم؟ رمزی، این کیه؟

631
00:40:12,493 --> 00:40:17,832
این فیلم مادرشه که امشب
‫توی خونه‌اش توی ایندیانا ضبط شده

632
00:40:17,832 --> 00:40:20,209
‫کل ماجرای مادر مُرده دروغه

633
00:40:20,209 --> 00:40:23,254
‫یه دروغه. همه چی در مورد این مرد دروغه

634
00:40:24,922 --> 00:40:26,465
‫تو باید بری

635
00:40:29,969 --> 00:40:33,013
‫- حرفم رو باور نمی‌کنی، رئیس؟
‫- الان زمان یا مکانش نیست

636
00:40:33,013 --> 00:40:35,474
‫برو خونه و به نماینده صنفت زنگ بزن

637
00:40:35,474 --> 00:40:38,269
‫خیلی خب، همه چی روبراهه

638
00:40:38,269 --> 00:40:40,104
‫بیاید به این ربطش بدیم
‫که کارآگاه کراس

639
00:40:40,104 --> 00:40:41,981
‫یکم زیادی خورده بود

640
00:40:42,273 --> 00:40:44,483
‫درسته؟ چون زیادی تحت فشار بوده

641
00:40:44,483 --> 00:40:45,818
‫اتفاقی که توی خونه‌ی رمزی می‌افته

642
00:40:45,818 --> 00:40:48,279
‫توی خونه‌ی رمزی می‌مونه. درسته، الکس؟

643
00:40:48,279 --> 00:40:50,531
‫- می‌دونی، خفه شو
‫- خدای من

644
00:40:50,531 --> 00:40:52,783
‫- خدای من
‫- ولم کن. وگرنه دستگیرت می‌کنم

645
00:40:52,783 --> 00:40:54,785
‫- همین الان برو بیرون!
‫- هی

646
00:40:54,785 --> 00:40:56,454
‫شانون ویتمر زنده‌ست

647
00:40:56,454 --> 00:40:59,623
‫اون احتمالاً همین الان
‫اینجا توی این خونه‌ست

648
00:40:59,623 --> 00:41:01,250
‫برو بیرون

649
00:41:04,336 --> 00:41:06,130
‫خب، تولد کوفتی‌ات مبارک، اد

650
00:41:12,595 --> 00:41:13,888
‫ولم کنید

651
00:42:12,738 --> 00:42:15,366
‫یه درخواستِ رسمی برای تحویل نشان و تفنگت
‫به دستت می‌رسه

652
00:42:15,366 --> 00:42:17,493
‫اختیاری نیست. مجبوری تحویلشون بدی

653
00:42:17,493 --> 00:42:19,662
‫آنچه در قسمت بعد خواهید دید...

654
00:42:20,079 --> 00:42:21,705
‫چطور من رو مقصر می‌دونی؟

655
00:42:21,705 --> 00:42:23,666
‫تو با گزارش کردنم اینا رو شروع کردی

656
00:42:23,666 --> 00:42:25,834
‫مواظب باش تا کجا پیش میری

657
00:42:25,834 --> 00:42:28,087
‫شانون آخرین قربانیِ رمزیه

658
00:42:28,087 --> 00:42:29,755
‫اون مرد یه کمال‌گراست

659
00:42:29,755 --> 00:42:31,382
‫اون وسواسِ پیروزی داره

660
00:42:31,382 --> 00:42:34,134
‫داری از هواخواه حرف می‌زنی یا خودت؟

661
00:42:34,134 --> 00:42:35,553
‫من اشتباه کردم، خب؟

662
00:42:35,553 --> 00:42:37,596
‫نمی‌تونی بذاری این مانع
‫نجات دادن جون شانون بشه

663
00:42:37,596 --> 00:42:38,722
‫انقدر سخت بود؟!

664
00:42:40,099 --> 00:42:41,517
‫- دوستت کیه؟
‫- اون کسیه که

665
00:42:41,517 --> 00:42:43,435
‫شاهدی رو پیدا کرده که
‫قراره باهاش محکومت کنیم

666
00:42:43,435 --> 00:42:44,353
‫مطمئنی؟
