﻿1
00:00:06,006 --> 00:00:07,841
‫- « آنچه گذشت... »
‫- والا!

2
00:00:07,841 --> 00:00:09,342
‫بدون اون کتاب

3
00:00:09,342 --> 00:00:10,593
‫ همه چی بی‌اهمیتـه.

4
00:00:10,593 --> 00:00:12,679
‫این هم صرفاً یه کتاب نیست،
‫بلکه انجیل این آقاست.

5
00:00:12,679 --> 00:00:13,722
‫حالا

6
00:00:13,722 --> 00:00:15,223
‫هیچکس فراموشت نمی‌کنه.

7
00:00:15,223 --> 00:00:16,808
‫بندازش.

8
00:00:16,808 --> 00:00:19,310
‫دلم می‌خواست اونی که جلوم
‫رو می‌گیره تو باشی، الکس.

9
00:00:19,310 --> 00:00:21,438
‫یکی از گذشته‌ام افتاده دنبالم.

10
00:00:21,438 --> 00:00:23,023
‫،نظر حرفه‌ایِ من رو بخواید

11
00:00:23,023 --> 00:00:24,190
‫اون قابل‌درمان نیست.

12
00:00:24,190 --> 00:00:26,443
‫- این چیـه؟
‫- پرونده‌ی کسی که گفتی.

13
00:00:26,443 --> 00:00:27,694
‫پیتر لنکس.

14
00:00:27,694 --> 00:00:29,529
‫برو دنبال زندگیت، خب؟

15
00:00:29,529 --> 00:00:30,780
‫زندگی من که تموم شد.

16
00:00:30,780 --> 00:00:32,699
‫عذاب وجدان سر تا پای این یارو رو گرفته،
‫خودش رو بابت اتفاقی که

17
00:00:32,699 --> 00:00:34,451
‫سه دیردره افتاد سرزنش می‌کنه.

18
00:00:34,451 --> 00:00:36,911
‫سالها تمرکز، سالها نقشه کشیدن.

19
00:00:36,911 --> 00:00:40,081
‫همچین آدمی، هیچوقت کوتاه نمیاد.

20
00:00:42,625 --> 00:00:44,919
‫بیا جلو ببینم!

21
00:01:12,697 --> 00:01:15,241
‫الکس، چرا هنوز توی تخت‌اتـی؟

22
00:01:16,576 --> 00:01:18,203
‫نمی‌خوای بری با سمپسون بازی کنی؟

23
00:01:18,203 --> 00:01:19,871
‫بیرون منتظرته‌ها.

24
00:01:19,871 --> 00:01:23,208
‫حوصله ندارم مامان‌بزرگ.

25
00:01:28,296 --> 00:01:29,631
‫می‌فهمم.

26
00:01:29,631 --> 00:01:33,551
‫می‌دونی، منم وقتی بچه بودم از رعد و برق می‌ترسیدم.

27
00:01:33,551 --> 00:01:36,054
‫قشنگ از ترس سکته می‌کردم.

28
00:01:36,054 --> 00:01:39,933
‫تا وقتی طوفان تموم شه درست
‫مثل تو توی تخت‌ام قایم می‌شدم.

29
00:01:39,933 --> 00:01:43,895
‫اما بیرون که بارون نمیاد...

30
00:01:43,895 --> 00:01:49,234
‫نه اما تو این چند وقته طوفان‌های خیلی
‫سختی رو پشت سر گذاشتی.

31
00:01:49,234 --> 00:01:52,946
‫از دست دادن مامانت و الان هم بابات...

32
00:01:54,614 --> 00:01:57,075
‫برای یه بچه خیلی سخته.

33
00:01:57,075 --> 00:01:59,994
‫اما باید این رو بدونی که طوفان‌ها
‫همیشگی نیستن.

34
00:01:59,994 --> 00:02:04,165
‫خدا همین الان‌ش هم تو رو
‫زیر بال و پر خودش قرار داده عزیزم.

35
00:02:04,165 --> 00:02:08,253
‫برای همین هم از الان به بعدش قراره آسون باشه.

36
00:02:08,253 --> 00:02:09,462
‫بهت قول می‌دم.

37
00:02:09,462 --> 00:02:11,756
‫و وقتی که نور خورشید رو دیدی...

38
00:02:11,756 --> 00:02:13,716
‫این یعنی وقتشه دوباره بری بیرون.

39
00:02:13,716 --> 00:02:17,220
‫اما اگه برای تو هم اتفاق بدی بیفته چی؟

40
00:02:17,220 --> 00:02:20,348
‫من چیزی‌ام نمی‌شه الکس.

41
00:02:20,348 --> 00:02:21,933
‫قول می‌دی؟

42
00:02:23,434 --> 00:02:24,644
‫قول می‌دم.

43
00:02:28,106 --> 00:02:29,315
‫من پیشت‌ام مامان‌بزرگ.

44
00:02:29,315 --> 00:02:30,900
‫حالت خوب می‌شه مامان‌بزرگ.
‫چیزی نیست.

45
00:02:30,900 --> 00:02:32,110
‫من پیشت‌ام.

46
00:02:32,110 --> 00:02:34,028
‫پیداش می‌کنم.

47
00:02:34,028 --> 00:02:35,196
‫کسی که این‌کار رو باهات کرد رو پیدا می‌کنم.

48
00:02:35,196 --> 00:02:37,615
‫نگران نباش مامان‌بزرگ. پیداش می‌کنم.

49
00:02:38,950 --> 00:02:40,910
عجله کنید. ببریدش روی تخت شماره‌ی 3.

50
00:02:40,910 --> 00:02:42,036
‫مامان‌بزرگ من پیشتم. همین‌جام.

51
00:02:42,036 --> 00:02:44,330
‫فقط پرسنل می‌تونن وارد بشن.

52
00:02:49,502 --> 00:02:50,503
«‌ننه‌بزرگ»

53
00:02:54,716 --> 00:02:55,925
‫بابایی!

54
00:02:55,925 --> 00:02:58,219
‫سلام، سلام.

55
00:03:00,221 --> 00:03:02,432
ننه‌بزرگ کجاست؟ حالش خوبه؟

56
00:03:02,432 --> 00:03:04,392
‫دکترها می‌گن وضعیتش پایدارـه
‫ولی خطر هنوز رفع نشده.

57
00:03:04,392 --> 00:03:06,519
‫باید فعلاً این‌جا بمونه تا کامل حالش خوب بشه.

58
00:03:06,519 --> 00:03:08,396
‫می‌شه ببینیمش؟

59
00:03:08,396 --> 00:03:11,524
‫نه هنوز دخترم؛
‫دارن ازش آزمایش می‌گیرن.

60
00:03:11,524 --> 00:03:13,610
‫- می‌خوام ننه‌بزرگ رو ببینم!
‫- بچه‌ها...

61
00:03:13,610 --> 00:03:15,445
‫اون دستگاه خوراکی‌فروشی رو می‌بینید؟

62
00:03:15,445 --> 00:03:17,864
‫نظرتون چیه بریم چندتا خوراکی بخریم؟

63
00:03:17,864 --> 00:03:20,033
‫شاید خوراکی‌های موردعلاقه مامان‌بزرگ
‫رو هم داشت...

64
00:03:22,660 --> 00:03:24,621
‫همون یارویی که افتاده دنبالم.

65
00:03:24,621 --> 00:03:27,290
‫نیروی پشتیبانی خبر کردم؛
‫اما دیمون و جین...

66
00:03:27,290 --> 00:03:28,875
‫اون‌ها نباید برگردن به اون خونه.

67
00:03:28,875 --> 00:03:30,877
‫باید ببریم‌شون یه‌جای امن.

68
00:03:30,877 --> 00:03:32,962
‫خودم باید برم دنبال اون مرتیکه.

69
00:03:32,962 --> 00:03:34,422
‫می‌تونن بیان خونه‌ی من.

70
00:03:35,465 --> 00:03:39,010
‫واقعاً ازت ممنونم ال اما الان
‫نمی‌دونم کجا می‌تونه امن باشه.

71
00:03:39,010 --> 00:03:41,679
‫این مرتیکه‌ همه‌چیز زندگی من رو می‌دونه.

72
00:03:41,679 --> 00:03:46,226
‫ببینید؛ نمی‌خوام دخالت کنم اما...

73
00:03:46,226 --> 00:03:49,354
‫خانواده‌ی من توی «گـوس گریک» یه کلبه دارن.

74
00:03:49,354 --> 00:03:52,273
‫و اگه به‌ یه‌جای امن نیاز دارید...

75
00:03:52,273 --> 00:03:53,775
‫می‌تونم اون‌جا رو ردیف کنم.

76
00:03:53,775 --> 00:03:56,152
‫جای خاصی نیست،
‫ولی دور از دیده.

77
00:03:56,152 --> 00:04:00,615
‫و بعید می‌دونم به ذهن کسی
‫برسه شما اون‌جا باشین.

78
00:04:00,615 --> 00:04:05,703
‫خانم نانسی، اصلاً دوست ندارم شما رو قاطی
‫این ماجرا کنم ولی این واقعاً کمک بزرگیه.

79
00:04:05,703 --> 00:04:10,917
‫بی‌خیال بابا؛ خودم پیشنهاد دادم
‫شما که درخواست نکردین، پس...

80
00:04:10,917 --> 00:04:12,835
‫منم می‌رم.

81
00:04:12,835 --> 00:04:14,796
یکم هم از این اوضاع فاصله می‌گیرم.

82
00:04:14,796 --> 00:04:18,299
‫بعدش هم، توی این شرایط بهتره یکی که
می‌شناسن هم پیش‌شون باشه

83
00:04:20,510 --> 00:04:22,095
‫خوراکی موردعلاقه‌ی ننه‌بزرگ رو خریدیم.

84
00:04:22,095 --> 00:04:23,596
‫«رد واینز»

85
00:04:24,681 --> 00:04:27,141
‫آخرین بسته‌ش بود.
‫عجب شانسی داشتیم. مگه نه؟

86
00:04:27,141 --> 00:04:29,269
‫حتماً همین‌طوره.

87
00:04:29,269 --> 00:04:32,063
‫بهتره تو همچین شرایطی تو شهر نباشید بچه‌ها.

88
00:04:32,063 --> 00:04:34,357
‫یه هوایی تازه کنید؛
‫یکم تو طبیعت بچرخید.

89
00:04:34,357 --> 00:04:36,401
‫- چقدر فاصله داره؟
‫- آهای!

90
00:04:37,485 --> 00:04:39,028
‫«گوس گریک» همین نزدیکی‌هاست.

91
00:04:39,028 --> 00:04:40,321
‫راه‌ش مستقیمه.

92
00:04:40,321 --> 00:04:44,033
‫مطمئنم اگه زود برسین، می‌تونین
‫گله‌های آهو جنگل رو ببینید.

93
00:04:44,033 --> 00:04:46,703
‫عالیه. مشق‌هامون رو چیکار کنیم؟

94
00:04:48,329 --> 00:04:51,499
‫مشق‌هاتونم باید کامل انجام بدین خانم خانم‌ها.

95
00:04:51,499 --> 00:04:53,042
‫بله.

96
00:04:53,042 --> 00:04:55,128
‫به معلم‌هاتون می‌گم درس‌هاتون رو ایمیل کنن.

97
00:04:55,128 --> 00:04:57,046
‫راستش رو بخوای...

98
00:04:57,046 --> 00:04:58,673
‫من «وای‌فای» ندارم.

99
00:04:58,673 --> 00:05:01,050
‫آنتن گوشی هم درست کار نمی‌کنه.

100
00:05:01,050 --> 00:05:02,885
‫به سبک مدرسه‌های قدیمی پیش می‌ریم.

101
00:05:02,885 --> 00:05:04,262
‫اصلاً اینترنت نیست؟

102
00:05:04,262 --> 00:05:07,140
‫اینترنت نیست اما زنگ می‌شه زد.

103
00:05:07,140 --> 00:05:09,559
‫شماره‌ی تلفن‌ثابت خونه.

104
00:05:10,685 --> 00:05:11,644
‫ممنونم. می‌دونم

105
00:05:11,644 --> 00:05:13,146
‫هیچ‌کدوم از این موارد توی قراردادمون نبود...

106
00:05:13,146 --> 00:05:17,066
‫اصلاً این حرف رو نزن؛ بچه‌های خودم که
‫بزرگ شدن و رفتن...

107
00:05:17,066 --> 00:05:20,111
‫شما و رجینا...
‫حضورتون توی زندگی‌ام مثل یه نعمتِ بزرگه

108
00:05:20,111 --> 00:05:22,488
‫برای همین واقعاً خوشحال می‌شم که
‫کمک‌تون کنم.

109
00:05:22,488 --> 00:05:24,699
‫واقعاً لطف می‌کنید خانم نانسی.

110
00:05:26,034 --> 00:05:29,871
‫قبل از این‌که برید، باید یه‌چیزی رو نشون‌تون بدم.

111
00:05:34,751 --> 00:05:36,294
‫همون یاروئـه؟

112
00:05:36,294 --> 00:05:38,629
‫همونی که این بلاها رو سرمون آورده؟

113
00:05:39,714 --> 00:05:43,009
‫ازتون می‌خوام اگه این مرد رو دیدید،
‫فقط فرار کنید. باشه؟

114
00:05:43,009 --> 00:05:45,345
‫- کمک خبر کنید.
‫- فکر می‌کردم یه ردِ زخم بزرگ

115
00:05:45,345 --> 00:05:48,723
‫روی صورت‌ش داره یا یکی
‫از چشم‌هاش کور باشه.

116
00:05:52,143 --> 00:05:54,062
‫همه‌چی درست می‌شه.

117
00:05:54,062 --> 00:05:56,689
‫باشه؟ قول می‌دم.

118
00:05:57,940 --> 00:06:00,276
‫قول می‌دم.

119
00:06:48,366 --> 00:06:50,159
‫کاراگاه کراس.

120
00:06:50,159 --> 00:06:52,620
‫من کت‌ام؛ مسئول پرونده‌ی پیتر لنکس.

121
00:06:52,620 --> 00:06:54,914
‫ممنون که قبول کردید هم رو ببینیم.

122
00:06:54,914 --> 00:06:57,125
‫خب چه اطلاعاتی دارین؟
‫چیزی دارین که به‌درد من بخوره؟

123
00:06:57,125 --> 00:06:59,752
‫هیچ اطلاعات تماس معتبری طی نُه سال
‫گذشته ازشون در دسترس نیست، برای همین...

124
00:06:59,752 --> 00:07:01,045
‫آره؛ حدس می‌زدم.

125
00:07:01,045 --> 00:07:02,880
‫خانواده‌ش چی؟ هرچی باشه به‌کارم میاد.
‫واقعاً ضروریه.

126
00:07:02,880 --> 00:07:05,550
‫با توجه به سوابق‌ش...

127
00:07:05,550 --> 00:07:08,886
‫همه‌ی اقوام نزدیک‌ش یا مُردن یا توی زندان‌ان.

128
00:07:08,886 --> 00:07:11,222
‫چی شده؟ پیتر توی دردسر افتاده؟

129
00:07:11,222 --> 00:07:13,141
‫داره یه خانواده کامل رو ترور می‌کنه.

130
00:07:14,142 --> 00:07:15,977
‫خانواده‌ی من رو!

131
00:07:19,313 --> 00:07:20,898
‫متاسفم...

132
00:07:21,941 --> 00:07:23,901
‫خیلی‌خب، این توی پرونده‌ش نیست

133
00:07:23,901 --> 00:07:27,155
‫و احتمالاً هم به‌دردتون نمی‌خوره اما...

134
00:07:27,155 --> 00:07:28,948
‫یادمه پیتر یه «قَیم» داشت...

135
00:07:28,948 --> 00:07:31,784
‫بعضی وقت‌ها همراه‌ش می‌اومد
‫و توی کاغذبازی‌ها کمک‌ش می‌کرد.

136
00:07:31,784 --> 00:07:33,411
‫فامیل‌ش نبود؟

137
00:07:33,411 --> 00:07:35,830
‫پیتر بهش می‌گفت «پریِ مهربان»

138
00:07:35,830 --> 00:07:39,500
‫زن خوبی بود.
‫یکی دیگه هم باهاشون می‌اومد.

139
00:07:39,500 --> 00:07:41,961
‫یه دختر سفیدپوست با موهای سیاه.
‫اسمش چی بود...؟

140
00:07:41,961 --> 00:07:44,005
‫فکر کنم «دی‌دی» بود.
‫یه همچین چیزایی...

141
00:07:44,005 --> 00:07:46,174
‫- دیردره.
‫- دیردره.

142
00:07:46,174 --> 00:07:47,884
‫البته اونم توی زندانه...

143
00:07:47,884 --> 00:07:49,510
‫قیم...

144
00:07:49,510 --> 00:07:51,429
‫- چطور می‌تونم پیداش کنم؟
‫- واقعاً نمی‌دونم.

145
00:07:51,429 --> 00:07:54,891
‫خودش هیچوقت این‌جا ثبت‌نام نکرد،
‫برای همین اطلاعاتی ازش نداریم.

146
00:07:54,891 --> 00:07:56,350
‫حتی اسمش. واقعاً متاسفم.

147
00:07:56,350 --> 00:07:59,645
‫خیلی‌خب پس ممنونم.
‫ممنونم که وقت گذاشتید.

148
00:07:59,645 --> 00:08:03,107
‫اگر چیزی بود که فکر کردید به‌کارم میاد، هرچیزی
‫خبرم کنید.

149
00:08:03,107 --> 00:08:04,609
‫چشم.

150
00:08:11,699 --> 00:08:13,993
‫این‌جا خیلی قشنگه...

151
00:08:13,993 --> 00:08:16,537
‫آروم و ساکت.

152
00:08:16,537 --> 00:08:18,080
‫آره.

153
00:08:18,080 --> 00:08:20,833
‫مکان مورد علاقه‌ی دختر کوچولو ام بود.

154
00:08:20,833 --> 00:08:23,085
‫سال‌هاست دست خانواده‌مونه.

155
00:08:23,085 --> 00:08:25,671
‫مهم نیست چقدر اوضاع به‌هم‌ریخته باشه...

156
00:08:25,671 --> 00:08:27,924
‫این‌جا همیشه حکم یه پناهگاه رو داره.

157
00:08:27,924 --> 00:08:30,635
‫وقت‌هایی که این‌جام خیلی راحت می‌خوابم.

158
00:08:30,635 --> 00:08:32,637
‫من‌که به شهر عادت دارم...

159
00:08:32,637 --> 00:08:34,347
‫یعنی خب...

160
00:08:34,347 --> 00:08:37,850
‫تو همچین جای اینقدر ساکتی،
‫اصلاً نمی‌تونم بخوابم.

161
00:08:37,850 --> 00:08:39,769
‫پسرم هم همینطوری بود.

162
00:08:39,769 --> 00:08:43,940
‫برو سراغِ کابینت داروها،
‫هرچی بخوای هست...

163
00:08:43,940 --> 00:08:47,068
‫اونطوری تو هم می‌تونی راحت بخوابی.

164
00:08:47,068 --> 00:08:48,611
‫سگ دارین؟

165
00:08:48,611 --> 00:08:50,071
‫بچه‌هام داشتن.

166
00:08:50,071 --> 00:08:51,531
‫آره.

167
00:08:51,531 --> 00:08:53,032
‫چند وقت پیش از دنیا رفت.

168
00:08:53,032 --> 00:08:55,034
‫اما خب قلاده‌ش رو نگه داشتیم.

169
00:08:55,034 --> 00:08:57,119
‫دل کندن از بعضی چیزها واقعاً سخته...

170
00:08:57,119 --> 00:08:58,955
‫این چیـه؟

171
00:08:58,955 --> 00:09:00,289
‫عزیزم به اون دست نزن.

172
00:09:00,289 --> 00:09:01,916
‫مال پشه‌هاست...

173
00:09:01,916 --> 00:09:04,752
‫با یک بار کشیدن اون ماشه می‌تونی
‫یک دسته‌ی بزرگ‌شون رو پودر کنی.

174
00:09:04,752 --> 00:09:08,214
‫به‌خاطر همین برای بچه‌ها خطرناکه.

175
00:09:09,215 --> 00:09:10,675
‫شاید برای محافظت از خودمون به‌درد بخوره.

176
00:09:10,675 --> 00:09:12,927
‫دیمون تو نگرانِ این چیزها نباش.

177
00:09:12,927 --> 00:09:14,929
‫هیچکس نمی‌تونه این‌جا رو پیدا کنه.

178
00:09:16,222 --> 00:09:18,766
‫چرا اون مرد از ما متنفره؟

179
00:09:18,766 --> 00:09:21,352
‫- نمی‌دونم عزیزم...
‫- گمون کنم...

180
00:09:22,728 --> 00:09:26,899
‫بعضی وقت‌ها آدم‌ها اینقدر توی زندگی‌شون
‫اذیت می‌شن که...

181
00:09:26,899 --> 00:09:29,986
‫می‌خوای بقیه رو هم اذیت کنن.

182
00:09:31,779 --> 00:09:33,406
‫خیلی‌خب حالا کافیه.

183
00:09:33,406 --> 00:09:34,991
‫کی هات‌چاکلت می‌خواد؟

184
00:09:34,991 --> 00:09:37,702
‫ایول. ایول. ایول.

185
00:10:10,651 --> 00:10:12,778
«الکس»

186
00:10:27,209 --> 00:10:28,294
‫- دقیقاً همینطوره.
‫- سلام.

187
00:10:28,294 --> 00:10:29,462
‫- سلام.
‫- شنیدم دارین به کراس کمک می‌کنین

188
00:10:29,462 --> 00:10:30,921
‫پیتر لنکس رو پیدا کنه.

189
00:10:30,921 --> 00:10:33,382
‫- آره. همه دارن کمک می‌کنن.
‫- خبری نشده؟

190
00:10:33,382 --> 00:10:35,968
‫نه هنوز. باید یکم صبر کنیم.

191
00:10:35,968 --> 00:10:37,219
‫خوبه پس.

192
00:10:37,219 --> 00:10:38,429
‫بچه‌هاش چی؟

193
00:10:38,429 --> 00:10:39,972
‫- حال‌شون خوبه؟
‫- آره.

194
00:10:39,972 --> 00:10:43,809
‫تا وقتی که پیتر رو پیدا کنیم فرستادشون
‫پیش یکی از دوستاش.

195
00:10:43,809 --> 00:10:46,479
‫فعلاً نگرانِ حال ننه‌بزرگیم.

196
00:10:46,479 --> 00:10:48,564
‫آره. آره. منم.

197
00:10:48,564 --> 00:10:50,941
‫همین یکم پیش از بیمارستان برگشتم...

198
00:10:50,941 --> 00:10:53,986
‫حالش زیاد خوب نیست، اما اون زن قوی‌ایه.

199
00:10:55,071 --> 00:10:57,156
‫اگه کمکی نیاز داشتین من رو خبر کنید.

200
00:10:57,156 --> 00:10:58,574
‫به کراس بگیم بهت زنگ بزنه؟

201
00:10:59,700 --> 00:11:02,411
‫نه. اگه خودش بخواد زنگ می‌زنه.

202
00:11:11,629 --> 00:11:14,173
‫- ممنون تانا.
‫- خواهش می‌کنم.

203
00:11:15,341 --> 00:11:19,136
‫می‌گم الکس، تو و «توو جان» چه‌تون شده؟

204
00:11:19,136 --> 00:11:21,555
‫منظورت چیه؟ خودش حرفی زده؟

205
00:11:21,555 --> 00:11:25,017
‫یکم پیش این‌جا بود.
‫ازش پرسیدم کراس کجاست و گفت نمی‌دونم.

206
00:11:25,017 --> 00:11:28,854
‫اولین باریه که ازش می‌پرسم کجایی می‌گه نمی‌دونم!

207
00:11:28,854 --> 00:11:32,775
‫بدترین حرف ممکن رو توی ذهنم آماده کرده بودم...

208
00:11:32,775 --> 00:11:34,819
‫و بهش زدم.

209
00:11:34,819 --> 00:11:38,155
‫بعدش عذرخواهی کردی؟

210
00:11:38,155 --> 00:11:42,493
‫آره اما بعید می‌دونم چیزی رو عوض کنه.

211
00:11:44,578 --> 00:11:46,455
‫حق با توئه. اما...

212
00:11:48,290 --> 00:11:51,168
‫اگه من بودم باهاش حرف می‌زدم تا
‫ببینم معذرت خواهی‌ام تاثیری داشته یا نه.

213
00:12:09,895 --> 00:12:11,105
‫الـو؟

214
00:12:11,105 --> 00:12:13,357
‫خانم نانسی. الکس‌ام.

215
00:12:13,357 --> 00:12:16,652
‫زنگ زدم ببینم حال‌تون چطوره و چیزی نیاز ندارید...

216
00:12:16,652 --> 00:12:20,364
‫آهان. همه‌چی روبه‌راهه...

217
00:12:20,364 --> 00:12:22,450
‫اما خداروشکر که زنگ زدی...

218
00:12:22,450 --> 00:12:25,536
‫چون ال و بچه‌ها داشتن یکم نگران می‌شدن...

219
00:12:25,536 --> 00:12:30,082
‫خب، اون مرد رو پیدا کردی؟

220
00:12:30,082 --> 00:12:32,918
‫نه؛ نه هنوز.
‫می‌شه یه‌لحظه با ال صحبت کنم؟

221
00:12:32,918 --> 00:12:34,211
‫حتماً.
‫ال؟

222
00:12:35,296 --> 00:12:36,922
‫ممنونم.

223
00:12:40,301 --> 00:12:44,013
‫درست وسطِ یه‌بازی خیلی حساس زنگ زدی!

224
00:12:44,013 --> 00:12:47,641
‫بچه‌هات، قابلیت این رو دارن که
‫یه دنیا رو روی انگشت‌شون بچرخونن.

225
00:12:47,641 --> 00:12:50,436
‫آره، دیمون و جین واقعاً همینطوری‌ان.

226
00:12:51,520 --> 00:12:55,065
‫از ننه‌بزرگ خبری نشد؟

227
00:12:55,065 --> 00:12:58,694
‫چرا، وضعیت‌ش پایداره اما همچنان خونریزی داخلی داره.

228
00:12:58,694 --> 00:13:02,198
‫تا وقتی که خون‌ریزی داخلی بند نیاد
‫نمی‌تونن کار خاصی بکنن.

229
00:13:02,198 --> 00:13:04,158
‫چیزی‌ش نمی‌شه الکس.

230
00:13:04,158 --> 00:13:06,410
‫می‌دونم.

231
00:13:06,410 --> 00:13:08,954
‫اگه بابا زنگ زده همین الان باید باهاش صحبت کنم.

232
00:13:08,954 --> 00:13:11,332
‫یه‌لحظه.

233
00:13:11,332 --> 00:13:14,168
‫بابایی، این‌جا خیلی باحاله!

234
00:13:14,168 --> 00:13:16,253
‫شومینه و تخت‌های دوطبقه داریم،

235
00:13:16,253 --> 00:13:18,506
‫من و دیمون دوتامون می‌خوایم
‫طبقه بالا بخوابیم و هیچ مشکلی نیست

236
00:13:18,506 --> 00:13:20,883
‫- اما ال گفت می‌تونیم نوبتی اون‌جا بخوابیم.
‫- واقعاً؟

237
00:13:20,883 --> 00:13:22,635
‫خاله نانسی هم گفت اگه کمک‌ش کارای
‫خونه رو انجام بدیم به‌مون پول می‌ده.

238
00:13:22,635 --> 00:13:25,721
‫دیگه شد «خاله نانسی» ؟

239
00:13:25,721 --> 00:13:27,640
‫آره. فکر دیمون بود.

240
00:13:27,640 --> 00:13:30,267
‫اما خودِ خانم نانسی گفت دوست داره
‫«خاله نانسی» صداش کنیم.

241
00:13:30,267 --> 00:13:32,394
‫اون می‌گه آدم‌ها برای خانواده بودن
‫نیازی نیست که هم‌خون باشن.

242
00:13:32,394 --> 00:13:34,146
‫بلکه عشق و محبتی که به‌هم داریم مهمه.

243
00:13:34,146 --> 00:13:36,982
‫پس آدم‌هایی مثل اون و عمو جان هم
‫جزوی از خانواده‌مون هستن درسته؟

244
00:13:36,982 --> 00:13:40,069
‫آره دخترم درسته.
‫برای خانواده بودن نیازی نیست هم‌خون باشیم.

245
00:13:41,278 --> 00:13:42,780
‫«برای خانواده بودن نیازی نیست هم‌خون باشیم»

246
00:13:44,573 --> 00:13:46,325
‫«برای خانواده بودن نیازی نیست هم‌خون باشیم»

247
00:13:48,202 --> 00:13:49,537
‫«برای خانواده بودن نیازی نیست هم‌خون باشیم»

248
00:13:49,537 --> 00:13:51,330
‫بابایی؟ صدام رو می‌شنوی؟

249
00:13:51,330 --> 00:13:54,542
‫آره. آره. آره. می‌شنوم.

250
00:13:54,542 --> 00:13:56,836
‫خیلی‌خب، از طرف من دیمون رو ببوس. باشه؟

251
00:13:56,836 --> 00:14:00,297
‫دیمون رو نمی‌بوسم اما بهش می‌گم سلام رسوندی.

252
00:14:00,297 --> 00:14:01,465
‫دوستت دارم.

253
00:14:01,465 --> 00:14:03,217
‫منم دوستت دارم عزیزم.

254
00:14:10,307 --> 00:14:11,767
‫الکس؟ کراس؟

255
00:14:11,767 --> 00:14:14,854
‫سلام؛ الان اصلاً وقت ندارم

256
00:14:14,854 --> 00:14:18,107
‫تو که نمی‌دونی می‌خوام چی بگم...

257
00:14:18,107 --> 00:14:20,401
‫رمزی این کتاب رو برام فرستاد.

258
00:14:20,401 --> 00:14:23,487
‫- می‌خوای باهاش چیکار کنی؟
‫- نمی‌دونم.

259
00:14:23,487 --> 00:14:26,282
‫یعنی خب؛ کُلی کار توی ذهنم هست...

260
00:14:26,282 --> 00:14:29,243
‫تانیا، من واقعاً الان وقت ندارم. جدی می‌گم.

261
00:14:29,243 --> 00:14:30,786
لعنتی

262
00:14:30,786 --> 00:14:33,122
‫مطمئنم یه اتفاق خیلی بد افتاده.
‫چی شده؟

263
00:14:33,122 --> 00:14:35,457
‫اگه می‌تونی چند روز صبر کنی،
‫درموردش صحبت می‌کنیم.

264
00:14:35,457 --> 00:14:39,044
‫اگه هم نه، ازت خواهش می‌کنم اون آدم رو گُنده نکنی.

265
00:14:43,924 --> 00:14:44,967
‫تو مادرت رو از دست دادی.

266
00:14:44,967 --> 00:14:46,969
‫از دست دادن یکی از اعضای خانواده‌ت
‫چه حسی داره؟

267
00:14:46,969 --> 00:14:48,929
‫برای خانواده بودن نیازی نیست هم‌خون باشیم.

268
00:14:48,929 --> 00:14:53,392
‫بلکه عشق و محبتی که به‌هم داریم مهمه.

269
00:14:56,103 --> 00:14:59,690
‫بلکه عشق و محبتی که به‌هم داریم مهمه.

270
00:15:03,277 --> 00:15:06,739
‫بلکه عشق و محبتی که به‌هم داریم مهمه.

271
00:15:15,539 --> 00:15:16,874
‫نمی‌تونی پیدام کنی!

272
00:15:16,874 --> 00:15:19,752
‫هزار و یک، هزار دو،

273
00:15:19,752 --> 00:15:22,630
‫هزار و سه، هزار و چهار...

274
00:15:22,630 --> 00:15:26,091
‫هزار و پنج، هزار و شش...

275
00:15:26,091 --> 00:15:28,093
‫هزار و هفت...

276
00:15:28,093 --> 00:15:29,845
‫اون دوتا خانمی که گفتی به پیتر کمک می‌کردن،

277
00:15:29,845 --> 00:15:31,639
‫اگه عکس‌شون رو ببینی می‌شناسی؟

278
00:15:31,639 --> 00:15:33,599
‫آره، فکر کنم.

279
00:15:33,599 --> 00:15:35,976
‫الان برات یه لینک می‌فرستم.

280
00:15:59,249 --> 00:16:02,086
‫- اومد؟
‫- اینترنت این‌جا یکم ضعیفه....

281
00:16:03,629 --> 00:16:06,423
‫اومد.

282
00:16:06,423 --> 00:16:08,217
‫اون همون زنیه که با پیتر بود؟

283
00:16:08,217 --> 00:16:11,095
‫آره، خودشه.

284
00:16:11,095 --> 00:16:13,472
‫یکم پیر شده،

285
00:16:13,472 --> 00:16:16,266
‫اما این زن همون قیمِ پیتر لنکس‌ـه که گفتم.

286
00:16:16,266 --> 00:16:18,227
‫واقعاً عجیبه...

287
00:16:18,227 --> 00:16:19,812
‫از کجا فهمیدی؟

288
00:16:34,868 --> 00:16:36,078
‫چیکار می‌کنی؟

289
00:16:37,538 --> 00:16:39,498
‫داشتیم بازی می‌کردیم خانم نانسی.

290
00:16:39,498 --> 00:16:40,666
‫قایم موشک.

291
00:16:40,666 --> 00:16:43,377
‫با خودم گفتم این‌جا جای خوبی برای قایم شدنه.

292
00:16:45,587 --> 00:16:48,173
‫راستش اونقدرها هم خوب نبود
‫چون من پیدات کردم.

293
00:16:51,218 --> 00:16:53,846
‫خیلی‌خب، برو دیگه دست‌هات رو بشور.

294
00:16:53,846 --> 00:16:55,764
‫کم کم وقتِ شامه.

295
00:17:15,117 --> 00:17:16,910
‫دیمون عزیزم حالت خوبه؟

296
00:17:20,998 --> 00:17:23,375
‫شما بچه‌ها واقعاً تحت فشارید...

297
00:17:23,375 --> 00:17:25,586
‫امیدوارم این اوضاع زودتر تموم شه.

298
00:17:25,586 --> 00:17:27,921
‫با شناختی که من از الکس دارم،
‫خیلی زود تموم می‌شه.

299
00:17:27,921 --> 00:17:29,798
‫و تا اون موقع...

300
00:17:30,924 --> 00:17:33,927
‫نیازی نیست نگران چیزی باشید.

301
00:17:33,927 --> 00:17:36,346
‫این‌جا دست هیچکس به‌مون نمی‌رسه.

302
00:17:38,515 --> 00:17:40,809
‫ببخشید.

303
00:17:43,562 --> 00:17:44,855
‫الـو؟

304
00:17:44,855 --> 00:17:46,648
‫سلام خانم نانسی، ببخشید که دوباره مزاحم‌تون شدم...

305
00:17:46,648 --> 00:17:49,359
‫می‌شه یه‌لحظه با ال صحبت کنم؟

306
00:17:49,359 --> 00:17:53,572
‫ال داره لباس بچه‌ها رو می‌پوشونه،

307
00:17:53,572 --> 00:17:55,574
‫چون قراره بریم بیرون مارشمالو و شکلات کباب کنیم.

308
00:17:55,574 --> 00:17:57,409
‫هر حرفی داری بگو من بهش می‌زنم.

309
00:17:57,409 --> 00:17:59,286
‫نه، خب، یه‌دقیقه بیشتر طول نمی‌کشه.

310
00:17:59,286 --> 00:18:01,163
‫واقعاً باید باهاش صحبت کنم.

311
00:18:01,163 --> 00:18:02,831
‫خیلی مهمه.

312
00:18:02,831 --> 00:18:04,083
‫اتفاقی افتاده؟

313
00:18:07,044 --> 00:18:08,629
‫نه...

314
00:18:08,629 --> 00:18:13,675
‫نه، نه. آخه جین یه مریضی خیلی خاص داره و من...

315
00:18:13,675 --> 00:18:15,928
‫یادم رفت که داروهاش رو بذارم

316
00:18:15,928 --> 00:18:17,805
‫اما هنوز هم می‌شه بدون دارو

317
00:18:17,805 --> 00:18:20,390
‫کنترل‌ش کرد؛ فقط باید با ال صحبت کنم
‫و بهش بگم چیکار کنه.

318
00:18:20,390 --> 00:18:25,145
‫این همه مدت توی اون خونه بودم و یه‌بار
‫ندیدم جین دارویی بخوره.

319
00:18:25,145 --> 00:18:27,689
‫رجینا هم هیچ حرفی در این‌باره نزده بود.

320
00:18:27,689 --> 00:18:31,568
‫واقعاً عجیبه که تا حالا شاهد همچین چیزی نبودید اما...

321
00:18:31,568 --> 00:18:34,446
‫می‌شه با ال صجبت کنم؟

322
00:18:34,446 --> 00:18:36,907
‫واقعاً مشکلی پیش اومده الکس؟

323
00:18:39,284 --> 00:18:41,203
‫یا فهمیدی؟

324
00:18:42,287 --> 00:18:43,455
‫ببخشید؟

325
00:18:43,455 --> 00:18:46,625
‫فهمیدی من کی‌ام؟

326
00:18:46,625 --> 00:18:49,044
‫فهمیدی قضیه از چه قراره؟

327
00:18:50,838 --> 00:18:53,715
‫با بچه‌های من کاری نداشته باش. فهمیدی؟

328
00:18:56,135 --> 00:19:00,514
‫عاشقِ این لحنِ «این‌جا کُت تن منه»ات شدم.

329
00:19:00,514 --> 00:19:03,892
اما بعید می‌دونم واقعاً اینطور باشه، درسته؟

330
00:19:03,892 --> 00:19:06,019
‫ببین، اگه یه مو از سر بچه‌هام کم بشه...

331
00:19:06,019 --> 00:19:08,147
‫- قسم می‌خورم...
‫- جین؟ جین؟

332
00:19:08,147 --> 00:19:09,481
‫عزیزم؟ یه‌لحظه بیا.

333
00:19:09,481 --> 00:19:11,900
‫بیا ببینم...

334
00:19:11,900 --> 00:19:15,779
‫می‌دونی چی شده؟ یه‌جای خیلی قشنگ یادم اومد

335
00:19:15,779 --> 00:19:17,364
‫که دلم می‌خواد بهت نشون بدم.

336
00:19:17,364 --> 00:19:19,199
‫دخترم عاشق اون‌جا بود.

337
00:19:19,199 --> 00:19:20,909
‫مطمئنم تو هم عاشقش می‌شی.

338
00:19:20,909 --> 00:19:23,954
‫- کجا؟
‫- سورپرایزه!

339
00:19:37,009 --> 00:19:38,302
‫یا خدا.

340
00:19:38,302 --> 00:19:39,636
‫اون مامانشه؟

341
00:19:39,636 --> 00:19:40,971
‫الان چیکار کنیم؟

342
00:19:40,971 --> 00:19:43,307
‫خب، نظرت چیه

343
00:19:43,307 --> 00:19:47,144
‫بریم یه گشت و گذاری توی جنگل داشته باشیم؟
‫من و تو.

344
00:19:47,144 --> 00:19:48,979
‫- نه.
‫- خیلی خوب می‌شه.

345
00:19:48,979 --> 00:19:50,689
‫می‌شه بعد از کباب کردن مارشمالو و شکلات بریم؟

346
00:19:50,689 --> 00:19:53,233
‫معلومه که می‌شه. بعد از اون می‌ریم.

347
00:19:53,233 --> 00:19:55,319
‫خیلی‌خب؛ الان برو و شامت رو تموم کن.

348
00:19:58,655 --> 00:20:00,407
‫- چی شده؟ هیچی؟

349
00:20:00,407 --> 00:20:02,409
‫می‌شه بری یکم کره بیاری؟

350
00:20:02,409 --> 00:20:04,745
‫آره. ممنونم. ممنون عزیزم.

351
00:20:04,745 --> 00:20:06,997
‫باشــه.

352
00:20:09,499 --> 00:20:11,418
‫- بهش بگیم؟
‫- نه!

353
00:20:11,418 --> 00:20:14,630
‫نه. ازت می‌خوام که کاملاً طبیعی رفتار کنی.

354
00:20:14,630 --> 00:20:16,506
‫باید یه‌کاری برام انجام بدی.

355
00:20:16,506 --> 00:20:17,883
‫می‌تونی کلیدهای خانم نانسی رو برام بیاری؟

356
00:20:17,883 --> 00:20:19,218
‫خوبه.

357
00:20:19,218 --> 00:20:21,261
‫بقیه کارها با من.

358
00:20:21,261 --> 00:20:23,847
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم،
‫خواهش می‌کنم.

359
00:20:23,847 --> 00:20:26,099
‫خواهش می‌کنم با بچه‌هام کاری نداشته باش.

360
00:20:26,099 --> 00:20:29,102
‫حالا این شد طرز صحیح صحبت کردن.

361
00:20:29,102 --> 00:20:33,106
‫همه فکر می‌کنن تو بهترین کاراگاه دنیایی...

362
00:20:33,106 --> 00:20:36,985
‫اما برای من، یه پسر کوچولوی
‫احمق مثل بقیه‌شونی!

363
00:20:38,403 --> 00:20:41,031
‫چرا، چرا، چرا این‌کار رو می‌کنی؟

364
00:20:41,031 --> 00:20:43,325
‫تو توی این چیزها تخصص داری،

365
00:20:43,325 --> 00:20:44,910
‫تو بگو!

366
00:20:44,910 --> 00:20:47,496
‫- چی از جون‌مون می‌خوای؟
‫- ممنون عزیزدلم.

367
00:20:48,705 --> 00:20:50,958
‫ازت می‌خوام بیای این‌جا.

368
00:20:50,958 --> 00:20:53,752
‫بدون هیچ اسلحه‌ای،
‫هیچکس رو با خودت نمیاری،

369
00:20:53,752 --> 00:20:56,213
‫به هیچکس هم چیزی نمی‌گی.

370
00:20:56,213 --> 00:20:59,049
‫اگه این شرط‌هایی که گذاشتم رو رعایت نکنی،

371
00:20:59,049 --> 00:21:03,553
‫قسم می‌خورم که هیچوقت دیگه
‫رنگ بچه‌هات رو نمی‌بینی.

372
00:21:03,553 --> 00:21:06,556
‫می‌خوام برات مدت زمان تعیین کنم.

373
00:21:06,556 --> 00:21:09,518
‫چهار ساعت چطوره؟

374
00:21:09,518 --> 00:21:12,312
‫یکم بیشتر از حالت عادی چون شاید
‫توی ترافیک گیر کنی.

375
00:21:12,312 --> 00:21:16,066
‫امیدوارم موستانگ جدید و خوشگل‌ت...

376
00:21:16,066 --> 00:21:17,192
‫سروقت برسونتت!

377
00:21:17,192 --> 00:21:18,652
‫سفر خوبی داشته باشی.

378
00:21:22,948 --> 00:21:25,450
‫خیلی‌خب. کجا بودیم؟

379
00:21:25,450 --> 00:21:28,203
‫داشتی این غذای خوشمزه
‫رو از دست می‌دادی!

380
00:21:28,203 --> 00:21:29,371
‫نظرت چیه؟

381
00:21:29,371 --> 00:21:31,707
‫خیلی خوشمزه‌ست.

382
00:21:41,717 --> 00:21:43,719
‫ببین چی می‌گم عوضی.

383
00:21:43,719 --> 00:21:45,846
‫تو...

384
00:21:48,640 --> 00:21:50,267
‫راست می‌گفتی.

385
00:21:50,267 --> 00:21:53,437
‫تمام این مدت حق با تو بود.

386
00:21:54,855 --> 00:21:56,732
‫این چند مدت اصلاً رفتار درستی نداشتم.

387
00:21:56,732 --> 00:21:59,484
‫نه فقط این مدت...

388
00:21:59,484 --> 00:22:03,530
‫از وقتی ماریا مُرد...

389
00:22:03,530 --> 00:22:05,324
‫و از این‌که این رو یادآوری
‫کردی عصبانی شدم.

390
00:22:05,324 --> 00:22:09,286
‫حتی وقتی سعی کردی بهم کمک کنی
‫بیشتر عصبانی شدم.

391
00:22:09,286 --> 00:22:14,458
‫رفاقت و برادری‌مون رو زیر پا گذاشتم...

392
00:22:14,458 --> 00:22:18,420
‫و حرفی زدم که مثل سگ پشیمونم.

393
00:22:18,420 --> 00:22:21,423
‫و الان، الان، جان...

394
00:22:21,423 --> 00:22:23,633
‫حتی واسه نیت درستی نیومدم این‌جا.

395
00:22:23,633 --> 00:22:26,928
‫باید زودتر می‌اومدم توی چشم‌هات نگاه می‌کردم

396
00:22:26,928 --> 00:22:30,182
‫و مثل یه مرد می‌گفتم واقعاً متاسفم
‫و دوستت دارم داداش.

397
00:22:31,224 --> 00:22:34,269
‫اما غرورم اجازه نداد.
‫و الانم جون خانواده‌ام...

398
00:22:34,269 --> 00:22:38,190
‫جون خانواده‌مون در خطره.

399
00:22:38,190 --> 00:22:39,316
‫عزیز بس کن.

400
00:22:40,609 --> 00:22:42,611
‫همون‌جا که گفتی عوضی کافی بود.

401
00:23:07,386 --> 00:23:09,971
‫نه. نه ال. جدی می‌گم.

402
00:23:09,971 --> 00:23:11,765
‫من با کسی قرار نمی‌ذارم.

403
00:23:11,765 --> 00:23:14,351
‫فقط دوست و آشنا زیاد دارم.

404
00:23:14,351 --> 00:23:16,770
‫می‌دونی، فقط آشنا می‌شم...

405
00:23:16,770 --> 00:23:19,022
‫بعدش هم سریع می‌رم پی کارم.

406
00:23:19,022 --> 00:23:20,982
‫می‌گه قرار...

407
00:23:22,275 --> 00:23:24,403
‫یعنی هیچوقت به فکر ازدواج کردن نبودی؟

408
00:23:24,403 --> 00:23:25,904
‫نه.

409
00:23:27,406 --> 00:23:28,740
‫ظاهراً تو هم به‌فکرش نیستی.

410
00:23:28,740 --> 00:23:34,079
‫رجینا گفت الکس یه‌حرکت‌هایی زده اما
‫تو اصلاً خوشت نیومده...

411
00:23:34,079 --> 00:23:35,497
‫اما بذار یه‌چیزی رو بگم...

412
00:23:35,497 --> 00:23:40,836
‫جوری که بهت نگاه می‌کنه و
‫باهات حرف می‌زنه واقعاً بوداره.

413
00:23:40,836 --> 00:23:44,714
‫جدی می‌گم.
‫بد نیست یه تلاشی کنی.

414
00:23:47,342 --> 00:23:51,346
‫شاید یه‌روزی بچه‌ آوردی و تو هم عضوی
‫از خانواده‌ی کراس شدی!

415
00:23:51,346 --> 00:23:52,806
‫از الان داریم به اونجاش فکر می‌کنیم؟

416
00:23:52,806 --> 00:23:54,266
‫خب پس، خانم نانسی

417
00:23:54,266 --> 00:23:56,309
‫واسه اون قضیه باید یه چیزی قوی‌تر چایی برام بیارین.

418
00:23:56,309 --> 00:24:00,147
‫از صبح منتظرم ببینم کی می‌گی برم نوشیدنی بیارم.

419
00:24:00,147 --> 00:24:04,901
‫چون این نوشیدنی واقعاً حرف نداره.

420
00:24:04,901 --> 00:24:07,654
‫روال‌مون توی این کلبه همینـه

421
00:24:07,654 --> 00:24:11,616
‫می‌خوریم و می‌نوشیم و
‫توی همچین جای گرم و نرمی سَر می‌کنیم

422
00:24:14,744 --> 00:24:16,288
‫بفرما

423
00:24:16,288 --> 00:24:18,123
‫ممنونم

424
00:24:20,375 --> 00:24:23,795
‫به سلامتی رابطه‌ی موفق تو و الکس

425
00:24:25,422 --> 00:24:27,466
‫نوش

426
00:24:33,680 --> 00:24:35,807
‫باورم نمیشه تموم مدت جلو چشم‌مون بوده

427
00:24:35,807 --> 00:24:36,933
‫پسر، این زن دیوونه‌ست

428
00:24:36,933 --> 00:24:38,768
‫می‌دونی چندوقتـه که
‫مشغول نقشه کِشیدن بوده؟

429
00:24:38,768 --> 00:24:41,938
‫برای اینکه پاش به خونمون وا بشه،
‫باید داوطلبانه وارد «ارلی موتسارت» می‌شد،

430
00:24:41,938 --> 00:24:46,276
‫مدرسه بره، دیمن رو انتخاب کنه و
‫متقاعدش کنه...

431
00:24:46,276 --> 00:24:49,029
‫لعنتی. تصور کن هزاربار پیش اومده که

432
00:24:49,029 --> 00:24:50,280
‫بغل دست خودت نشسته

433
00:24:50,280 --> 00:24:51,865
‫چرا همون موقع زهرش رو نریخت؟

434
00:24:51,865 --> 00:24:55,577
‫نمی‌دونم، جان.
‫فهمیدنش لرزه به تنم می‌اندازه.

435
00:25:29,903 --> 00:25:32,531
‫جنی؟ جنی، عزیزم. جنی

436
00:25:32,531 --> 00:25:34,866
‫پاشو، بیا اینجا

437
00:25:34,866 --> 00:25:37,577
‫- چی شده؟
‫- وقتشـه بریم، عزیزم. پاشو

438
00:25:37,577 --> 00:25:38,620
‫بیا. مراقب سرت باش

439
00:25:38,620 --> 00:25:40,830
‫آفرین. بریم. بریم، بریم

440
00:25:47,837 --> 00:25:50,131
‫من هیچوقت نمی‌خوابم

441
00:25:51,132 --> 00:25:52,968
‫موضوع تو نیستی

442
00:25:54,052 --> 00:25:56,555
‫اینا هم بچه‌های تو نیستن

443
00:25:56,555 --> 00:25:59,057
‫از سر راهم برو کنار

444
00:26:05,647 --> 00:26:06,690
‫فرار کنید!

445
00:26:11,236 --> 00:26:12,821
‫برید!

446
00:26:20,495 --> 00:26:22,038
‫برید پشتِ ماشین

447
00:26:23,748 --> 00:26:26,042
‫پشت، پشت ماشین.
‫مراقب سرت باش. مراقب باشید

448
00:26:28,378 --> 00:26:29,838
‫دیمن، سوئیچ

449
00:26:37,429 --> 00:26:38,722
‫نه، نه، نه

450
00:26:38,722 --> 00:26:40,140
‫نه، نه. فرار کنید

451
00:26:40,140 --> 00:26:41,891
‫فرار کنید! فرار کنید!

452
00:26:56,990 --> 00:26:58,450
‫یک و نیم کیلومتر مونده

453
00:26:58,450 --> 00:27:00,619
‫چقدر وقت لازم داری؟

454
00:27:00,619 --> 00:27:03,079
‫به محض اینکه رسیدی،

455
00:27:03,079 --> 00:27:06,082
‫ده دقیقه منتظر بمون،
‫بعد وارد عمل شو

456
00:27:06,082 --> 00:27:08,293
‫اون طرف می‌بینمت

457
00:27:42,994 --> 00:27:45,372
‫- نشونم بده
‫- مسلح نیستم

458
00:27:45,372 --> 00:27:47,248
‫کجان؟

459
00:27:47,248 --> 00:27:49,125
‫می‌خوای بچه‌هات رو ببینی یا نه؟

460
00:28:20,407 --> 00:28:22,909
‫الکس

461
00:28:23,993 --> 00:28:25,286
‫حالشون خوبـه...

462
00:28:25,286 --> 00:28:27,288
‫البته فعلاً

463
00:28:31,042 --> 00:28:32,419
‫ببند

464
00:28:38,842 --> 00:28:40,301
‫بشین

465
00:28:42,137 --> 00:28:43,054
‫نخیر

466
00:28:45,640 --> 00:28:47,308
‫صندلی کنار پنجره

467
00:29:01,573 --> 00:29:03,408
‫سعی کردم فراری‌شون بدم

468
00:29:03,408 --> 00:29:05,660
‫شرمنده پای تو رو به این قضایا باز کردم

469
00:30:02,425 --> 00:30:06,095
‫سوال‌های اشتباهی می‌پرسی، الکس

470
00:30:06,095 --> 00:30:08,306
‫موضوع تویی، نه این بچه‌ها

471
00:30:08,306 --> 00:30:09,766
‫پس برای چی اینجان؟

472
00:30:09,766 --> 00:30:11,226
‫دیمن و جنی کار اشتباهی نکردن

473
00:30:11,226 --> 00:30:14,187
‫دیردره هم کاری نکرده بود

474
00:30:15,271 --> 00:30:17,565
‫ولی تو گفتی دیوونه‌ست

475
00:30:17,565 --> 00:30:20,568
‫گفتی قابل درمان نیست

476
00:30:20,568 --> 00:30:23,738
‫اون‌موقع که من دیدمش،
‫اوضاعش وخیم بود

477
00:30:23,738 --> 00:30:28,034
‫ولی هیچوقت نباید می‌گفتم
‫نمی‌تونه درمان بشه، شرمنده

478
00:30:28,034 --> 00:30:30,286
‫واقعاً شرمنده‌ام، خانم نانسی

479
00:30:30,286 --> 00:30:33,456
‫اگه فقط دنبال معذرت‌خواهیت بودم،
‫خوب می‌شد، نه؟

480
00:30:33,456 --> 00:30:36,042
‫چیز دیگه‌ای هم بود؟

481
00:30:36,042 --> 00:30:37,502
‫بفرما، بهم بگو

482
00:30:37,502 --> 00:30:40,213
‫چرا هی به ساعتت نگاه می‌کنی؟
‫قرار داری؟

483
00:30:43,675 --> 00:30:44,676
‫تنها نیومده بود

484
00:30:45,677 --> 00:30:47,387
‫راست گفتی

485
00:30:50,682 --> 00:30:51,850
‫رفیقت مُرده، کراس

486
00:30:54,978 --> 00:30:58,273
‫عین یه گوزن افتاده روی زمین و
‫داره ازش خون می‌ریزه

487
00:30:58,273 --> 00:31:00,066
‫نه

488
00:31:00,066 --> 00:31:01,317
‫خواستی بعداً برو

489
00:31:02,485 --> 00:31:03,611
‫شاخ‌هاش رو جمع کن

490
00:31:03,611 --> 00:31:04,737
‫نه

491
00:31:04,737 --> 00:31:06,072
‫نه

492
00:31:11,744 --> 00:31:13,246
‫الکس!

493
00:31:14,247 --> 00:31:16,541
‫یه عمره منتظر همچین لحظه‌ای بودم

494
00:31:16,541 --> 00:31:18,710
‫پیتر، صبر کن

495
00:31:18,710 --> 00:31:20,879
‫نقشه عوض شده

496
00:31:20,879 --> 00:31:22,005
‫بدش به من

497
00:31:23,339 --> 00:31:24,591
‫اینو بگیر

498
00:31:24,591 --> 00:31:26,885
‫برگردونش سر صندلیش

499
00:31:39,606 --> 00:31:41,524
‫خب، الکس،

500
00:31:41,524 --> 00:31:44,903
‫زنت رو از دست دادی

501
00:31:44,903 --> 00:31:46,905
‫بهترین رفیقت رو از دست دادی

502
00:31:46,905 --> 00:31:50,241
‫مادربزرگ پاش لب گوره

503
00:31:50,241 --> 00:31:53,036
‫ولی هنوز هم مثل من درد نمی‌کِشی

504
00:31:55,580 --> 00:32:00,335
‫هنوز نمی‌دونی دردِ از دست دادن بچه چیـه

505
00:32:00,335 --> 00:32:01,419
‫چی؟

506
00:32:01,419 --> 00:32:03,546
‫خدای من. خواهش می‌کنم نانسی. تو رو خدا!

507
00:32:03,546 --> 00:32:06,049
‫خفه‌خون بگیر

508
00:32:07,216 --> 00:32:08,468
‫بچه‌ها رو بیار

509
00:32:22,357 --> 00:32:24,233
‫خبر خوش اینـه که

510
00:32:25,526 --> 00:32:28,196
‫فقط یکی‌شون رو می‌خوایم و

511
00:32:30,114 --> 00:32:31,407
‫تو حق انتخاب داری

512
00:32:32,951 --> 00:32:35,411
‫خب، کدومشون، جنی...

513
00:32:36,663 --> 00:32:38,289
‫نه، نه

514
00:32:38,289 --> 00:32:39,707
‫یا دیمن؟

515
00:32:39,707 --> 00:32:40,833
‫نه، خواهش می‌کنم

516
00:32:43,503 --> 00:32:46,214
‫نه، نانسی. من نمی‌تونم بین‌شون انتخاب کنم

517
00:32:46,214 --> 00:32:49,384
‫تو دنبال انتقامی، خب منو بکش! منو!

518
00:32:49,384 --> 00:32:51,177
‫من نمُردم

519
00:32:51,177 --> 00:32:53,805
‫غرق رنج و عذابم

520
00:32:53,805 --> 00:32:57,433
‫هر دقیقه و هر ساعت از زندگیم

521
00:32:57,433 --> 00:32:59,394
‫می‌خوام تو هم حسش کنی

522
00:33:01,521 --> 00:33:02,689
‫پس انتخاب کن

523
00:33:02,689 --> 00:33:04,315
‫میگم پیتر به اون یکی شلیک کنه

524
00:33:04,315 --> 00:33:06,234
‫- نه، تو رو خدا
‫- چی؟

525
00:33:06,234 --> 00:33:08,861
‫سریع تموم میشه

526
00:33:09,821 --> 00:33:13,032
‫ولی ببین، اگه انتخاب نکنی،

527
00:33:13,032 --> 00:33:16,744
‫می‌برم‌شون بیرون و

528
00:33:16,744 --> 00:33:19,831
‫مجبور میشی تماشا کنی با زجر و

529
00:33:19,831 --> 00:33:23,209
‫آروم آروم تلف میشن

530
00:33:23,209 --> 00:33:24,669
‫این بچه‌ها که گناهی ندارن

531
00:33:24,669 --> 00:33:26,587
‫باید یکی رو انتخاب کنه

532
00:33:26,587 --> 00:33:27,505
‫چرا؟

533
00:33:29,048 --> 00:33:32,343
‫باید یکی رو انتخاب کنه

534
00:33:32,343 --> 00:33:34,262
‫چشم در برابر چشم،

535
00:33:34,262 --> 00:33:36,431
‫می‌خواد یکی‌شون رو بکُشه

536
00:33:36,431 --> 00:33:39,475
‫این عدالتی نیست که دنبالشـه.
‫بهش قانع نمیشه.

537
00:33:39,475 --> 00:33:41,436
‫انتخابه‌ست

538
00:33:41,436 --> 00:33:44,772
‫انتخابه. مجبورم کنه
‫از بین پاره‌های تنم یکی رو انتخاب کنم.

539
00:33:44,772 --> 00:33:46,607
‫ولی چرا انقدر مهمـه؟

540
00:33:47,817 --> 00:33:49,527
‫مگر اینکه...

541
00:33:56,367 --> 00:33:58,327
‫فعلاً پیتر مظنونـه،

542
00:33:58,327 --> 00:33:59,829
‫ولی مایلیم باهاش صحبت کنیم

543
00:33:59,829 --> 00:34:01,831
‫اگه دیدینش، بهم اطلاع بدید

544
00:34:01,831 --> 00:34:02,749
‫به روی چشم. ممنونم

545
00:34:03,082 --> 00:34:05,460
‫- هی، چی می‌گفت؟
‫- دنبال پیترن

546
00:34:07,545 --> 00:34:09,422
‫خدای من، می‌اندازنش پشت میله‌های زندون

547
00:34:09,422 --> 00:34:10,757
‫کار خودشـه دیگه؟

548
00:34:10,757 --> 00:34:12,425
‫می‌دونم، می‌دونم. خدایا

549
00:34:12,425 --> 00:34:13,801
‫با سابقه‌ای هم که داره،

550
00:34:13,801 --> 00:34:15,970
‫تا ابد باید اون تو آب‌خنک بخوره

551
00:34:17,055 --> 00:34:19,140
‫شاید هم حکم اعدام بدن

552
00:34:19,140 --> 00:34:21,934
‫خدایا، خدای من

553
00:34:24,103 --> 00:34:26,731
‫شاید هم یه راهی باشه که
‫بتونیم بهش کمک کنیم

554
00:34:27,815 --> 00:34:29,609
‫شاید تو بتونی کمکش کنی

555
00:34:29,609 --> 00:34:30,777
‫چطوری؟

556
00:34:31,027 --> 00:34:34,530
‫اگه پای یه مظنون دیگه‌ای
‫درمیون باشه چی؟

557
00:34:34,530 --> 00:34:37,533
‫اگه یکی بره و اعتراف کنه چی؟

558
00:34:37,533 --> 00:34:40,953
‫یه دختر سفیدپوست جوون،

559
00:34:40,953 --> 00:34:43,039
‫بدون هیچ سابقه‌ای،

560
00:34:43,039 --> 00:34:45,291
‫که اشتباه کرد و

561
00:34:45,291 --> 00:34:47,919
‫ترسید و

562
00:34:47,919 --> 00:34:51,005
‫اوضاع از کنترلش خارج شد

563
00:34:51,005 --> 00:34:53,800
‫هیئت منصفه هیچوقت
‫به همچین آدمی سخت نمی‌گیره

564
00:34:53,800 --> 00:34:56,052
‫شاید حتی توی یه سال آزاد بشه

565
00:34:56,052 --> 00:34:57,720
‫شاید هم حتی کمتر

566
00:34:57,720 --> 00:34:58,971
‫باشه

567
00:35:01,265 --> 00:35:03,893
‫باشه، انجامش میدم

568
00:35:03,893 --> 00:35:05,269
‫برادرمـه، باید این کار رو بکنم

569
00:35:05,269 --> 00:35:07,563
‫خدایا، ممنونم

570
00:35:09,065 --> 00:35:13,069
‫خونواده کسیـه که
‫بهت عشق و محبت می‌ورزه

571
00:35:16,322 --> 00:35:19,158
‫پیتر، هیچوقت بهت نگفت

572
00:35:19,158 --> 00:35:21,828
‫بخاطر مادرتـه که دیردره افتاد زندون

573
00:35:21,828 --> 00:35:24,413
‫- دروغـه، دروغ
‫- از چی حرف می‌زنه؟

574
00:35:24,413 --> 00:35:26,999
‫نامه‌های بین تو و دیردره رو خوندم

575
00:35:26,999 --> 00:35:30,795
‫دیدم چقدر احساس گناه می‌کنی،
‫چون می‌دونستی بخاطر کار تو...

576
00:35:30,795 --> 00:35:32,463
‫- به حرف‌هاش گوش نکن
‫- افتاده زندون

577
00:35:32,463 --> 00:35:34,924
‫- بهش گوش نده
‫- التماسش رو می‌کردی اعترافش رو پس بگیره

578
00:35:34,924 --> 00:35:37,760
‫خودت رو مقصر مرگش می‌دونستی

579
00:35:37,760 --> 00:35:40,680
‫درصورتی‌که همچین اعترافی
‫فکر خود دیردره نبود، نه؟

580
00:35:40,680 --> 00:35:41,848
‫خفه‌خون بگیر!

581
00:35:41,848 --> 00:35:42,765
‫مامان

582
00:35:44,392 --> 00:35:46,686
‫راستـه؟

583
00:35:46,686 --> 00:35:48,187
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

584
00:35:48,187 --> 00:35:50,064
‫وگرنه برات حبس ابد می‌بُریدن

585
00:35:50,064 --> 00:35:51,649
‫تصمیمش با تو نبود

586
00:35:51,649 --> 00:35:53,609
‫باید ازت محافظت می‌کردم

587
00:35:53,609 --> 00:35:55,027
‫مادر بودن یعنی همین

588
00:35:55,027 --> 00:35:56,445
‫دیردره همچین چیزی رو نمی‌خواست

589
00:35:56,445 --> 00:35:58,072
‫نمی‌خواست این بچه‌ها اینجا باشن

590
00:35:58,072 --> 00:35:59,031
‫بیا اینجا

591
00:35:59,031 --> 00:36:01,409
‫نه! نکن...

592
00:36:01,409 --> 00:36:03,995
‫نذار بازیت بده

593
00:36:03,995 --> 00:36:06,372
‫چیزی عوض نشده

594
00:36:06,372 --> 00:36:09,625
‫نه، نه، نه!

595
00:36:10,751 --> 00:36:13,129
‫باید من باشم

596
00:36:13,129 --> 00:36:15,464
‫باید من می‌افتادم زندون

597
00:36:15,464 --> 00:36:16,591
‫باید الان من زیر خروار خروار خاک باشم

598
00:36:16,591 --> 00:36:19,093
‫نه، هیچکس نباید زیر خروارها خاک باشه

599
00:36:19,093 --> 00:36:20,386
‫نقشه‌ام عملی می‌شد،

600
00:36:20,386 --> 00:36:23,848
‫اگه این آقا نمی‌گفت از دست رفته

601
00:36:23,848 --> 00:36:25,016
‫اون نابودش کرد

602
00:36:25,016 --> 00:36:27,310
‫من که دیدمش نابود شده بود

603
00:36:27,310 --> 00:36:29,187
‫زندون رفتن خردش کرد

604
00:36:29,187 --> 00:36:30,438
‫کار تو بود

605
00:36:30,438 --> 00:36:32,106
‫چرا، مامانی؟

606
00:36:32,106 --> 00:36:34,609
‫ترجیح میدم بیفتم گوشه‌ی زندون تا
‫اینکه بدونم بخاطر من مُرده

607
00:36:34,609 --> 00:36:36,777
‫نذار مثل خواهرت، تو رو هم خُرد کنه

608
00:36:36,777 --> 00:36:39,697
‫نه، نه پسرم. به من نگاه کن

609
00:36:40,740 --> 00:36:42,408
‫من مادرتم

610
00:36:42,408 --> 00:36:44,035
‫من کسی‌ام که دوستت داره

611
00:36:44,035 --> 00:36:47,496
‫من کسی‌ام که نجاتت داده

612
00:36:47,496 --> 00:36:49,624
‫نیاز دارم که کمکم کنی
‫این قائله رو ختمش کنم

613
00:36:50,917 --> 00:36:52,960
‫ولی دیردره نمی‌خواست این بچه‌ها آسیبی ببینن

614
00:36:52,960 --> 00:36:56,255
‫نه، دیردره الان اینجا نیست که
‫بهمون بگه چی می‌خواد

615
00:36:56,255 --> 00:36:57,757
‫می‌خوای بدونی چرا؟

616
00:36:57,757 --> 00:37:00,343
‫چون اون نابودش کرد

617
00:37:00,343 --> 00:37:04,388
‫توی اون سلول زندون حلق‌آویز شده بود

618
00:37:04,388 --> 00:37:07,308
‫احتمالاً هم بخاطر همین آقا
‫طناب رو انداخت دور گردنش

619
00:37:07,308 --> 00:37:09,018
‫خونواده‌مون رو از هم پاشوند و

620
00:37:09,018 --> 00:37:12,146
‫حالا نوبت ماست خونواده‌اش رو از هم بپاشونیم

621
00:37:46,264 --> 00:37:47,473
‫بچه‌ها رو بگیر

622
00:37:53,521 --> 00:37:54,605
‫از این طرف برید

623
00:38:20,089 --> 00:38:22,008
‫خوبی، جان؟

624
00:38:22,466 --> 00:38:24,385
‫بهتر از این نبودم

625
00:38:25,303 --> 00:38:28,180
‫بچه‌ام رو اذیت نکن. تقصیر اون نیست

626
00:38:28,180 --> 00:38:29,849
‫باید تقاص پس بده

627
00:38:29,849 --> 00:38:31,559
‫تو هم همینطور

628
00:38:32,935 --> 00:38:34,937
‫نمی‌تونم الان برم

629
00:38:35,354 --> 00:38:37,273
‫بچه‌هام بهم نیاز دارن

630
00:38:38,566 --> 00:38:40,443
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداری

631
00:38:40,776 --> 00:38:44,697
‫آخرین حرف‌های ماریا هم همینا بودن، الکس

632
00:38:44,697 --> 00:38:46,824
‫حدأقل اینجوری بهم رسوندن

633
00:38:49,535 --> 00:38:51,203
‫تقاص این کارت رو میدی

634
00:38:51,454 --> 00:38:53,748
‫توی جهنم آره

635
00:38:57,710 --> 00:38:59,170
‫نه! مامان!

636
00:38:59,170 --> 00:39:00,671
‫عزیز، بیا بریم! بجنب!

637
00:39:00,671 --> 00:39:02,214
‫نه! مامان!

638
00:39:05,468 --> 00:39:06,510
‫عزیز، بیا بریم!

639
00:39:31,410 --> 00:39:32,495
‫حالت خوبـه؟

640
00:39:32,495 --> 00:39:34,205
‫سرحال و قبراق

641
00:39:56,936 --> 00:39:58,479
‫بیا اینجا

642
00:41:00,040 --> 00:41:01,625
‫کی دونات می‌خواد؟

643
00:41:33,199 --> 00:41:34,867
‫صبحونه آماده‌ست

644
00:41:34,867 --> 00:41:37,119
‫می‌خوام همه‌ی خامه‌ها رو بریزم رو وافل‌ها

645
00:41:38,496 --> 00:41:40,331
‫پسر، اگه یکم به من ندی ها...

646
00:41:40,331 --> 00:41:41,415
‫راستش...

647
00:41:44,668 --> 00:41:46,879
‫می‌خوای بیای و...

648
00:41:46,879 --> 00:41:48,130
‫آره بابا

649
00:41:48,130 --> 00:41:49,465
‫- ممنونم
‫- یالا، یکمی هم

650
00:41:49,465 --> 00:41:50,966
‫بذار روی تخم‌مرغت

651
00:41:50,966 --> 00:41:52,426
‫نه

652
00:42:04,313 --> 00:42:06,190
‫به به

653
00:42:08,776 --> 00:42:10,444
‫چرا انقدر لِفتش دادی؟

654
00:42:12,363 --> 00:42:14,031
‫چیزی می‌خوری؟

655
00:42:14,031 --> 00:42:16,242
‫پاپی‌ون‌وینکل تازه‌مون تموم شده،

656
00:42:16,242 --> 00:42:18,702
‫ولی آب لوله‌کشی اداره هم گواراست

657
00:42:18,702 --> 00:42:21,747
‫خیلی لطف داری، الکس.
‫اما ممنونم، میل ندارم.

658
00:42:23,457 --> 00:42:24,833
‫بیخیال، بچه‌ها

659
00:42:26,502 --> 00:42:27,962
‫حقت بهتر از این شرایطـه

660
00:42:31,799 --> 00:42:34,760
‫اینجوری بهم میگی که ازم می‌ترسی؟

661
00:42:35,511 --> 00:42:38,264
‫می‌خوای مکالمه رو از یه جایی
‫شروع کنی یا خودم شروع کنم؟

662
00:42:39,682 --> 00:42:42,017
‫خواستی من بیام. چرا؟

663
00:42:42,017 --> 00:42:45,980
‫بهترین راه برای خاتمه دادن به
‫افسانه‌ی هواخواه همینـه

664
00:42:45,980 --> 00:42:48,357
‫گمونم عملاً آخرش برخلاف میلم
‫همچین لقبی رو پذیرفتم

665
00:42:48,357 --> 00:42:52,486
‫حالا دیگه به طریقی به
‫الکس کراسِ افسانه‌ای مرتبطم

666
00:42:53,737 --> 00:42:55,072
‫کدوم افسانه؟

667
00:42:56,824 --> 00:42:57,658
‫بامزه‌ست

668
00:42:57,658 --> 00:43:01,078
‫کاری که از دستت برنمیاد، الکس،
‫بازنویسی تاریخـه

669
00:43:01,078 --> 00:43:02,997
‫یازده‌تا قتل من رو در زُمره‌ی خدایان قرار میده

670
00:43:02,997 --> 00:43:04,331
‫حالا می‌خوای از یه جایی شروع کنی

671
00:43:04,331 --> 00:43:06,083
‫یا خودم پیشقدم بشم؟

672
00:43:07,167 --> 00:43:09,211
‫یازده‌تا؟ نه

673
00:43:09,962 --> 00:43:12,006
‫فقط به یه فقره قتل متهم شدی

674
00:43:12,256 --> 00:43:13,549
‫امیر گودسپید

675
00:43:13,549 --> 00:43:16,010
‫یکی هم آدم‌ربایی، شانون ویتمر

676
00:43:16,010 --> 00:43:18,137
‫به همه‌ی جنایاتم اعتراف می‌کنم

677
00:43:18,137 --> 00:43:20,055
‫تموم ۱۱تاش،

678
00:43:20,055 --> 00:43:22,975
‫با تک‌تک جزئیات کثیفش

679
00:43:22,975 --> 00:43:24,935
‫صبر کن

680
00:43:24,935 --> 00:43:28,856
‫صبر کن ببینم، گمونم فهمیدم نقشه‌ات چیـه

681
00:43:28,856 --> 00:43:32,192
‫فهمیدی قراره حالا حالاها آب‌خنک بخوری،
‫شاید هم حبس ابد بخوری،

682
00:43:32,192 --> 00:43:34,028
‫با خودت گفتی:

683
00:43:34,028 --> 00:43:38,240
‫«هی، ضرری که نداره،
‫بذار یه شهرتی هم دست و پا کن» نه؟

684
00:43:38,240 --> 00:43:41,201
‫طاقتش رو نداری، نه؟
‫انقدر به بُرد عادت کردی که

685
00:43:41,201 --> 00:43:44,997
‫نمی‌تونی بپذیری پادوی منی
‫و بشینی اعترافاتم رو بنویسی

686
00:43:44,997 --> 00:43:47,666
‫وقتی اسمم رو توی تاریخ ثبت می‌کنم

687
00:43:47,666 --> 00:43:49,376
‫چی... کتاب تاریخ؟

688
00:43:49,376 --> 00:43:51,879
‫داری به قتل امیر گودسپید اعتراف می‌کنی؟

689
00:43:51,879 --> 00:43:55,341
‫نمی‌دونم چجور بازی‌ای در پیش گرفتی، الکس

690
00:43:55,341 --> 00:43:58,385
‫ولی ثبت نکردن اظهاراتم
‫باعث نمیشه که حقیقت برملا نشه

691
00:43:58,385 --> 00:43:59,970
‫یا که آلبومم رو یادت رفته؟

692
00:44:01,972 --> 00:44:02,973
‫کدوم آلبوم؟

693
00:44:03,682 --> 00:44:07,019
‫منظورت کتاب بابی تریـه؟

694
00:44:08,562 --> 00:44:10,648
‫نه، نه، نه

695
00:44:10,648 --> 00:44:12,941
‫اون کتاب مال منـه

696
00:44:12,941 --> 00:44:14,860
‫تا حالا ندیدم دستت باشه

697
00:44:14,860 --> 00:44:18,697
‫من که فقط دیدم دست بابی بود،
‫تا یه ساعت دیگه هم

698
00:44:18,697 --> 00:44:20,115
‫یه کنفرانس مطبوعاتی دارم که قراره

699
00:44:20,115 --> 00:44:23,243
‫اونجا اعلام کنم بابی تری ابلرد

700
00:44:23,243 --> 00:44:24,662
‫همون هواخواهـه

701
00:44:24,662 --> 00:44:25,746
مزخرفه

702
00:44:27,456 --> 00:44:30,000
‫به تموم ۱۱ قتل اعتراف می‌کنم،

703
00:44:30,000 --> 00:44:33,170
‫همونای که مو به مو ثبت کردم،

704
00:44:33,170 --> 00:44:36,131
‫تک‌تک تغییرات ظاهری‌شون
‫توی آلبومم مکتوب شده

705
00:44:36,131 --> 00:44:37,883
‫می‌تونی آلبومه رو برام توصیفش کنی؟

706
00:44:37,883 --> 00:44:39,635
گور بابات

707
00:44:41,095 --> 00:44:45,099
‫هی، تو عاشق پخش زنده‌ای، نه؟

708
00:44:45,099 --> 00:44:46,684
‫از سرگرمی‌هاتـه؟

709
00:44:46,684 --> 00:44:47,851
‫اینجا رو باش

710
00:44:49,436 --> 00:44:50,521
‫هی، جان

711
00:44:50,521 --> 00:44:52,189
‫هی

712
00:44:52,189 --> 00:44:55,067
‫میشه یه نگاهی به آلبومـه بندازیم؟

713
00:44:55,067 --> 00:44:56,777
‫دنبال چی‌اید؟

714
00:44:56,777 --> 00:44:58,278
‫همینجاست

715
00:44:58,278 --> 00:45:00,614
‫این شکلیـه؟

716
00:45:02,157 --> 00:45:03,492
‫تو جان

717
00:45:03,492 --> 00:45:04,785
‫آره

718
00:45:06,078 --> 00:45:07,413
‫برو تو کارش

719
00:45:07,413 --> 00:45:09,957
‫خیلی‌خب پس

720
00:45:13,377 --> 00:45:14,837
‫وای چه داغـه

721
00:45:16,630 --> 00:45:19,007
‫خب از کجا شروع کنم؟ بذار ببینم...

722
00:45:21,927 --> 00:45:23,804
‫- اینجاش قطعاً باید بسوزه
‫- نه

723
00:45:24,888 --> 00:45:26,265
‫نه!

724
00:45:26,265 --> 00:45:28,100
‫نه، نه، نه!

725
00:45:30,352 --> 00:45:32,646
‫نه! نمی‌تونید همچین کاری کنید!

726
00:45:33,647 --> 00:45:35,524
‫باید نگهش دارید، ناسلامتی مدرکـه!

727
00:45:36,608 --> 00:45:41,321
‫نه! اون مدرکـه!

728
00:45:43,323 --> 00:45:45,367
‫اون قتل‌ها کار من‌ان!

729
00:45:46,452 --> 00:45:48,287
‫پاول دیوید هریس، کار منـه!

730
00:45:48,287 --> 00:45:50,831
‫پاتریشیا بنت، کار منـه!

731
00:45:50,831 --> 00:45:53,250
‫چارلز اندرسون، کار منـه!

732
00:45:53,250 --> 00:45:55,294
‫دونالد کلارک، کار منـه!

733
00:45:55,294 --> 00:45:58,172
‫کارد بزنی خونِ این عوضی درنمیاد

734
00:45:58,172 --> 00:46:00,215
‫انگار که واقعاً

735
00:46:00,215 --> 00:46:01,717
‫به حرف‌هاش باور داره

736
00:46:01,717 --> 00:46:04,720
‫ولی همه‌مون می‌دونیم که مردک روانیـه

737
00:46:04,720 --> 00:46:08,432
‫اسمم جاودانه میشه!
‫اسمم جاودانه میشه!

738
00:46:08,432 --> 00:46:11,727
‫اسمم جاودانه میشه!

739
00:46:13,854 --> 00:46:15,397
‫اسمم جاودانه میشه!

740
00:46:16,356 --> 00:46:17,983
‫اسمم جاودانه میشه!

741
00:46:29,119 --> 00:46:31,205
‫سر پُست نظارتی؟

742
00:46:32,414 --> 00:46:35,459
‫با نوه‌ام اومدیم دنبال پری دریایی بگردیم

743
00:46:35,459 --> 00:46:38,170
‫حقیقت رو درمورد بابانوئل بهش گفتم

744
00:46:38,170 --> 00:46:41,298
‫ولی واقعاً باور داره که هرآن ممکنه
‫اریل سرش رو از زیر آب بیاره بیرون

745
00:46:45,302 --> 00:46:47,513
‫خونواده چطورن؟ رجینا؟

746
00:46:47,513 --> 00:46:49,807
‫رو به بهبودیـه

747
00:46:49,807 --> 00:46:51,475
‫همه‌مون همینطوریم

748
00:46:51,475 --> 00:46:53,519
‫می‌خواستم تو رو در جریان دادرسیت قرار بدم

749
00:46:54,520 --> 00:46:55,854
‫تبرئه میشی

750
00:46:57,314 --> 00:46:59,650
‫- چطوری؟
‫- شاکی یه توافقنامه امضا کرد و

751
00:46:59,650 --> 00:47:01,735
‫همه‌ی اتهامات رو پس گرفت

752
00:47:01,735 --> 00:47:03,695
‫بنابراین می‌تونی بیخیال اون ویدیو بشی و

753
00:47:03,695 --> 00:47:05,864
‫به زندگیت ادامه بدی

754
00:47:05,864 --> 00:47:09,117
‫خب، اگه خوشحال میشی قیافه‌ات این شکلی میشه،
‫حتماً روی خودت کار کن، الکس

755
00:47:09,117 --> 00:47:12,162
‫تبرئه شدنم،
‫کاری که کردم رو از بین نمی‌بره

756
00:47:12,162 --> 00:47:14,289
‫کسی نمی‌خواد ببینه
‫نشانت رو از دست دادی

757
00:47:14,289 --> 00:47:18,794
‫همون پلیسی هستی که قاتل سریالیِ
‫پُرکارِ واشنگتن رو از پا درآوردی

758
00:47:18,794 --> 00:47:20,879
‫یه روز ازم تشکر می‌کنی

759
00:47:20,879 --> 00:47:22,881
‫اینو به عنوان یه هدیه از
‫رئیس سابقت بپذیر

760
00:47:22,881 --> 00:47:25,717
‫پس قراره نامزد شهرداری بشی؟

761
00:47:25,717 --> 00:47:30,097
‫احتمالاً عدم حضور من هم توی
‫کمیته‌ی انضباتی به نفعتـه

762
00:47:30,097 --> 00:47:32,850
‫خب، معلومه که کمک می‌کنه و
‫خودت هم یه فرصت دوباره گیرت اومده

763
00:47:32,850 --> 00:47:34,434
‫البته خودت به دستش آوردی

764
00:47:34,434 --> 00:47:36,645
‫دلم نمی‌خواد توی همچین دنیایی زندگی کنم

765
00:47:36,645 --> 00:47:39,690
‫اما همینـه که هست، زندگی واقعی همینـه

766
00:47:39,690 --> 00:47:41,859
‫چه پلیس باشی چه نباشی

767
00:47:41,859 --> 00:47:45,112
‫ولی اگه نباشی، چطوری می‌خوای
‫دنیا رو دستخوش تغییر کنی؟

768
00:47:47,739 --> 00:47:49,616
‫تو یه قهرمانی، الکس

769
00:47:50,701 --> 00:47:53,537
‫ولی فقط خودت می‌تونی
‫بهش معنا ببخشی

770
00:48:17,102 --> 00:48:18,812
‫ببین، نمی‌دونم بهت گفتن یا نه،

771
00:48:18,812 --> 00:48:21,064
‫اما اینجا تف کردن ممنوعـه

772
00:48:21,064 --> 00:48:23,233
‫راستش، کل دور و برم باید

773
00:48:23,233 --> 00:48:25,611
‫همیشه به دور تف بمونه

774
00:48:26,695 --> 00:48:29,114
‫بهم زنگ زدن بیام
‫وسایل شخصی امیر رو ببرم

775
00:48:32,200 --> 00:48:33,493
‫مدارک طبقه‌ی پایینـه

776
00:48:33,493 --> 00:48:34,578
‫می‌دونم

777
00:48:34,578 --> 00:48:36,455
‫من

778
00:48:38,123 --> 00:48:39,750
‫اومدم ازت تشکر کنم

779
00:48:39,750 --> 00:48:40,834
‫صبر کن ببینم

780
00:48:40,834 --> 00:48:43,921
‫داریم متمدنانه باهم صحبت می‌کنیم، مالیکا؟

781
00:48:47,257 --> 00:48:49,176
‫هنوز هم هیچی نیستی

782
00:48:57,684 --> 00:48:59,728
‫مراقب خودت باش، دخترجون

783
00:49:22,209 --> 00:49:24,086
‫ممنون که اومدی

784
00:49:24,836 --> 00:49:26,713
‫بخاطر تو نیومدم

785
00:49:31,885 --> 00:49:33,053
‫چرا کتکم زدی؟

786
00:49:33,053 --> 00:49:34,137
‫چرا من

787
00:49:34,137 --> 00:49:35,514
‫همسرم نزدیک بازار اتحادیه

788
00:49:35,514 --> 00:49:37,182
‫کشته شد

789
00:49:37,182 --> 00:49:40,143
‫تو تنها پرسنلی بودی که
‫سابقه‌ی خشونت داشت

790
00:49:41,186 --> 00:49:42,938
‫اون روز رفتی مرخصی و

791
00:49:43,480 --> 00:49:44,982
‫قاتل هم

792
00:49:44,982 --> 00:49:47,275
‫با کارت ورودت

793
00:49:47,275 --> 00:49:50,320
‫از طریق تونل‌های زیرزمینی فرار کرده بود

794
00:49:50,320 --> 00:49:51,947
‫من گزارش داده بودم که
‫کارتم رو دزدیدن

795
00:49:51,947 --> 00:49:53,615
‫الان می‌دونم

796
00:49:53,615 --> 00:49:56,159
‫اما اون‌موقع خیال می‌کردم

797
00:49:56,159 --> 00:49:59,246
‫یا خودت کشتیش یا که قاتل رو می‌شناختی

798
00:49:59,246 --> 00:50:01,206
‫- از هیچی خبر نداشت
‫- لطفاً بذار حرفش رو بزنه

799
00:50:04,584 --> 00:50:06,712
‫بعدش هم که پا به فرار گذاشتی...

800
00:50:06,712 --> 00:50:08,880
‫معلومه که فرار می‌کنم، پسر

801
00:50:08,880 --> 00:50:10,590
‫خیال کردی نمی‌دونم وقتی یهویی

802
00:50:10,590 --> 00:50:12,426
‫سروکله‌ی یه پلیس پیدا میشه، یعنی چی؟

803
00:50:13,677 --> 00:50:16,346
‫اصلاً نیازی به سابقه هم نیست

804
00:50:16,346 --> 00:50:18,098
‫هیچی لازم نیست

805
00:50:18,098 --> 00:50:20,225
‫فقط رنگ پوستمـه که مهمـه

806
00:50:21,309 --> 00:50:23,270
‫رنگ پوستمون

807
00:50:24,855 --> 00:50:27,691
‫انقدری پلیس بودی که
‫رنگ پوستت یادت رفته

808
00:50:27,691 --> 00:50:29,651
‫نه، اینطور نیست

809
00:50:29,651 --> 00:50:31,778
‫پس مثل یه سیاهپوست رفتار کن

810
00:50:31,778 --> 00:50:34,114
‫کاملاً حق با توئـه و

811
00:50:34,114 --> 00:50:38,368
‫خیلی خیلی متأسفم

812
00:50:46,084 --> 00:50:47,711
‫باید دوباره شکایت‌نامه‌ات رو تنظیم کنی

813
00:50:49,504 --> 00:50:53,258
‫به صورت عمومی، تا سازمان
‫نتونه ماستمالیش کنه

814
00:50:53,258 --> 00:50:55,010
‫نیازی به نشانت ندارم

815
00:50:55,010 --> 00:50:58,305
‫فقط می‌خوام قانونی که شامل حالِ
‫پلیس‌هاست، شامل حال ما هم بشه

816
00:50:58,305 --> 00:51:00,599
‫ولی دفعه‌ی بعدی که

817
00:51:00,599 --> 00:51:02,017
‫دیدی یه برادری داره می‌دوئـه،

818
00:51:02,017 --> 00:51:04,019
‫امیدوارم خودت رو بین اون و

819
00:51:04,019 --> 00:51:06,396
‫تموم اتفاقاتی که قراره بیفته بذاری

820
00:51:07,522 --> 00:51:08,940
‫حتماً

821
00:51:09,941 --> 00:51:11,651
‫بهت قول میدم

822
00:51:36,259 --> 00:51:37,552
‫بریم، دیمن!

823
00:52:07,833 --> 00:52:11,920
‫از پسش برمیای،
‫از پسش برمیای

824
00:52:11,920 --> 00:52:13,547
‫از پسش برمیای

825
00:53:42,385 --> 00:53:43,720
‫الان برمی‌گردم

826
00:54:05,533 --> 00:54:08,245
‫خب، بالأخره اومدی

827
00:54:09,913 --> 00:54:12,749
‫از کجا شروع کنیم؟

828
00:54:20,006 --> 00:54:21,383
‫ماریا

829
00:54:36,982 --> 00:54:37,899
‫خب،

830
00:54:37,899 --> 00:54:41,278
‫یعنی کراس‌جونی واقعاً خیال کرده
‫می‌تونه من رو هواخواه جا بزنه؟

831
00:54:41,278 --> 00:54:42,904
‫شاید تا ابد نه

832
00:54:42,904 --> 00:54:44,489
‫می‌خواد با اون آلبوم

833
00:54:44,489 --> 00:54:46,783
‫کاری کنه که کل آمریکا بیفتن دنبالت

834
00:54:47,826 --> 00:54:49,202
‫ولی می‌خواد یه راه فرار جلوی پات بذاره

835
00:54:49,911 --> 00:54:53,123
‫خبر داره که تاویو لمونز و
‫ونسا نوریس رو کشتی

836
00:54:53,123 --> 00:54:56,376
‫دونستنش که دلیلی بر اثباتش نیست

837
00:54:57,460 --> 00:54:58,628
‫ناسلامتی کراسـه ها

838
00:54:58,628 --> 00:54:59,713
‫می‌خوای به چالش بکشیش؟

839
00:54:59,713 --> 00:55:02,382
‫می‌خوام بدونم پیشنهادش چیـه؟

840
00:55:02,382 --> 00:55:04,134
‫منطقیـه

841
00:55:05,510 --> 00:55:06,970
‫خب، کلی از اعضای خونواده‌های

842
00:55:06,970 --> 00:55:08,972
‫قربانی‌های رمزی هنوز دنبال یه جواب‌ان و

843
00:55:08,972 --> 00:55:10,849
‫در این مورد، تو می‌تونی کمک کنی

844
00:55:10,849 --> 00:55:12,642
‫ازت می‌خوایم اطلاعاتی رو
‫در اختیارمون بذاری که

845
00:55:12,642 --> 00:55:14,311
‫مستقیماً ما رو به کشف اجساد و
‫شناسایی هویت‌ دست‌کم ۶ نفر از

846
00:55:14,311 --> 00:55:17,522
‫قربانی‌های هواخواه کمک کنه

847
00:55:17,522 --> 00:55:19,232
‫به نظرت از پسش برمیای؟

848
00:55:19,232 --> 00:55:20,859
‫در اِزای چی؟

849
00:55:20,859 --> 00:55:22,277
مصونیت کامل با

850
00:55:22,277 --> 00:55:24,362
‫۲۴‏ ماه حبس

851
00:55:26,740 --> 00:55:31,077
‫می‌دونی ۲۴ ماه برای یه سگ چقدر
‫طول می‌کِشه؟

852
00:55:31,077 --> 00:55:33,705
‫بیخیال، از ریاضی متنفرم

853
00:55:33,705 --> 00:55:36,041
‫گمونم کمتر از یه عمره

854
00:55:40,462 --> 00:55:43,048
‫اگه مصونیت رو مکتوب بنویسه

855
00:55:43,048 --> 00:55:45,759
‫می‌تونی به کراس‌جونی بگی که قبولـه

856
00:55:45,759 --> 00:55:48,470
‫فردا ساعت ۱۰ صبح
‫خودم رو تحویل میدم

857
00:55:51,306 --> 00:55:53,016
‫امروز

858
00:55:53,016 --> 00:55:55,060
‫بعد از تموم شدن غذات

859
00:55:58,521 --> 00:56:02,525
‫این بال‌ها ارزش‌شون تغییر می‌کنه،

860
00:56:02,525 --> 00:56:04,277
‫- ولی باشه
‫- باشه

861
00:56:07,864 --> 00:56:09,366
‫یه چیز دیگه

862
00:56:09,366 --> 00:56:10,784
‫بدک نیست که

863
00:56:10,784 --> 00:56:11,993
‫خواستی از زندون آزاد بشی

864
00:56:11,993 --> 00:56:14,704
‫یکم پول بیرون داشته باشی، نه؟

865
00:56:14,704 --> 00:56:16,331
‫ببین، ببین

866
00:56:16,331 --> 00:56:19,000
‫می‌دونستم برنامه‌ی خودت رو داری.
‫بگو بهم.

867
00:56:20,752 --> 00:56:23,088
‫رمزی از آدم‌هایی که باید،
‫آتوهای زیادی داشت

868
00:56:23,088 --> 00:56:24,798
‫آره، آره، همینطوره

869
00:56:24,798 --> 00:56:26,508
‫اگه می‌دونستم کجاست،

870
00:56:26,508 --> 00:56:29,594
‫چرا همش رو نمی‌زدم به جیب خودم؟

871
00:56:29,594 --> 00:56:32,680
‫اگه می‌خوای با اون الدنگ‌های
‫خرده‌فروشی کپیتال هیل کار کنی، بفرما

872
00:56:32,680 --> 00:56:37,018
‫اما گمونم ترجیح میدی پولت رو یه جا بگیری و
‫بری پی زندگیت

873
00:56:37,018 --> 00:56:41,523
‫پیشنهاد توئـه یا که دولت فدرال؟

874
00:56:41,523 --> 00:56:44,317
‫مهم نیست پولش از کجاست

875
00:56:46,694 --> 00:56:49,697
‫گمونم اطلاعاتـه که منبع جدید ثروتـه
