﻿1
00:00:11,960 --> 00:00:13,840
اگه مسموم شده باشه، فکر کنم
مایع ضدعفونی دلیلش نبوده، درسته؟

2
00:00:13,880 --> 00:00:14,520
درسته

3
00:00:14,560 --> 00:00:15,160
این دفعه خبری از اسید کاربولی نیست
... زمان مرگ

4
00:00:15,200 --> 00:00:18,360
... با توجه به دمای روده‌ها و میزان سخت شدن  ...

5
00:00:18,400 --> 00:00:21,360
اندام تحتانی، حدود هشت ساعت قبل بوده ...

6
00:00:21,400 --> 00:00:23,000
یعنی حدود نیمه‌شب -
... چیزی که بدیهیه اینه که ایشون -

7
00:00:37,440 --> 00:00:38,880
روش رو بپوشونین لطفاً

8
00:00:57,840 --> 00:00:59,080
باید یه سیگار بکشم

9
00:00:59,120 --> 00:01:00,680
بشین

10
00:01:09,000 --> 00:01:11,440
به نظر میاد به قتل رسیده؟ -
پرستار پاردو -

11
00:01:11,480 --> 00:01:15,080
می‌خوام بدونم شکل ماجرا شبیه قتله یا خودکشی؟

12
00:01:17,200 --> 00:01:19,560
... به نظرم ترسیده بود

13
00:01:19,600 --> 00:01:22,000
از یه چیزی وحشت کرده بود ...

14
00:01:24,360 --> 00:01:27,520
کاش نرفته بودم اونجا

15
00:01:27,560 --> 00:01:29,680
 چرا رفتی؟ -
... دیدم چراغش روشنه -

16
00:01:29,720 --> 00:01:32,680
می‌خواستم برم دستشویی ... -

17
00:01:36,200 --> 00:01:38,160
بابت از دست دادن دوستت بهت تسلیت می‌گم

18
00:01:38,200 --> 00:01:40,680
سرکار مسترسن اظهارات شهود رو ثبت می‌کنه

19
00:01:40,720 --> 00:01:42,480
قتل بوده؟

20
00:01:42,520 --> 00:01:43,880
الان نمی‌شه گفت

21
00:01:43,920 --> 00:01:45,720
... انگار یه نفر می‌خواد یکی یکی

22
00:01:45,760 --> 00:01:47,720
همه‌مون رو بکشه ...

23
00:01:47,760 --> 00:01:50,480
ساکت باش لطفاً  -
کدوم یکی از شما آخرین بار زنده دیدش؟ -

24
00:01:52,000 --> 00:01:56,200
احتمالاً من! قبل از خواب داشتم
... برای خودم چای درست می‌کردم

25
00:01:56,240 --> 00:01:59,440
... اونم اومد تو آشپزخونه ...

26
00:01:59,480 --> 00:02:02,560
یه کم آبجوش براش ریختم تو لیوانش ...

27
00:02:02,600 --> 00:02:03,800
خوبه ... خوبه

28
00:02:03,960 --> 00:02:06,000
فقط آبجوش بود

29
00:02:09,360 --> 00:02:12,400
کتری رو جمع کن بفرست برای آزمایش -
بله قربان -

30
00:02:12,440 --> 00:02:15,960
دست مریزاد دالگلیش، می‌فرستنت
...  درمورد یه قتل تحقیق کنی

31
00:02:16,000 --> 00:02:18,240
این‌قدر شل می‌گیری که یه قتل  ...
دیگه‌م جلوی چشمات انجام می‌شه

32
00:02:18,280 --> 00:02:20,000
هنوز معلوم نیست قتل بوده یا نه

33
00:02:20,040 --> 00:02:23,040
یعنی بیشتر شبیه خودکشیه؟ -
... با رییس پلیس حرف زدم -

34
00:02:23,080 --> 00:02:26,240
فکر نکنم به حرف من در مورد ...
... امنیت اینجا اعتماد کنه

35
00:02:26,280 --> 00:02:29,160
اونم وقتی یه قاتل سریالی آزاد برای خودش می‌چرخه -
... این طور حرف زدن -

36
00:02:29,200 --> 00:02:32,080
الان کمکی به ما نمی‌کنه ... -
... منم باید بهتون بگم -

37
00:02:32,120 --> 00:02:35,360
...دیدم چراغ اتاق فالن روشنه ...

38
00:02:35,680 --> 00:02:38,040
فکر کنم حدود دو نیمه شب بود ...

39
00:02:38,080 --> 00:02:41,360
تو بیمارستان اصلی به یه بیمار
رسیدگی کردم، بعد داشتم می‌رفتم بخوابم

40
00:02:41,400 --> 00:02:45,360
ممنون، سرکار مسترسن اظهارات همه رو ثبت می‌کنه

41
00:02:45,400 --> 00:02:47,600
لطفاً از محدوده‌ی بیمارستان خارج نشید

42
00:02:47,640 --> 00:02:49,720
اون وقت تو چه غلطی می‌کنی؟

43
00:03:59,120 --> 00:04:01,760
... من ... داشتم یه فنجون چای درست می‌کردم

44
00:04:01,800 --> 00:04:04,320
... بعد اون اومد داخل ...

45
00:04:04,360 --> 00:04:07,240
فنجونش رو برداشت و  ...
... یه لیمو برای خودش قاچ کرد

46
00:04:07,280 --> 00:04:09,320
منم براش یه‌کم آبجوش ریختم ...

47
00:04:09,360 --> 00:04:11,360
قبل از اینکه کتری رو بذاری روی گاز، پرش کردی؟

48
00:04:11,400 --> 00:04:14,120
... نه، آب داخلش بود، من فقط

49
00:04:14,160 --> 00:04:17,680
زیرش رو روشن کردم ... -
... با فالن مسئله‌ای نداشتی؟ -

50
00:04:17,720 --> 00:04:20,600
مثل مشکلی که با پیرس داشتی؟ ... -
نه -

51
00:04:20,640 --> 00:04:23,520
با پیرس هم مشکلی نداشتم

52
00:04:23,560 --> 00:04:26,680
اون می‌خواست بهم کمک کنه -
واقعاً؟ -

53
00:04:26,720 --> 00:04:28,520
... جو خیلی تودار بود

54
00:04:28,560 --> 00:04:30,280
آدم پیچیده‌ای بود ...

55
00:04:31,480 --> 00:04:33,080
بهترین پرستار سال شده بود

56
00:04:33,120 --> 00:04:35,720
این که اون بهترین
شده بود، تو رو اذیت می‌کرد؟

57
00:04:35,760 --> 00:04:38,520
... یه وقتایی اذیت می‌شدم

58
00:04:38,560 --> 00:04:41,560
اما من به محض اینکه قبول بشم از اینجا می‌رم ...

59
00:04:41,600 --> 00:04:44,800
دارم با یه کشیش ازدواج می‌کنم

60
00:04:44,840 --> 00:04:47,800
تو کلیسا کار برای منم زیاد پیدا می‌شه ...

61
00:04:47,840 --> 00:04:51,760
تو بیمارستان هم خیلی خوششون
نمیاد زن متاهل اینجا بمونه

62
00:04:51,800 --> 00:04:54,280
رابطه‌ی فالن با هِدِر پیرس چطور بود؟

63
00:04:54,600 --> 00:04:55,480
مودبانه

64
00:04:55,520 --> 00:04:59,400
پیرس یه بار جو رو تهدید کرد موضوع
... نگه داشتن ویسکی تو آشپزخونه رو

65
00:04:59,440 --> 00:05:02,360
به خانم مدیر می‌گه، اما ...
فکر نکنم جو به دل گرفته بود

66
00:05:02,400 --> 00:05:04,640
رابطه‌ش با پرستار دِیکرز چطور بود؟

67
00:05:04,680 --> 00:05:08,080
جو خیلی باهاش مهربون بود
... مهربون‌تر از

68
00:05:08,120 --> 00:05:09,840
خیلی از ماها ...

69
00:05:09,880 --> 00:05:13,160
... باید حدود نیمه شب چراغا رو خاموش می‌کردم

70
00:05:13,200 --> 00:05:16,840
... حدود ساعت پنج و نیم بیدار شدم

71
00:05:16,880 --> 00:05:19,440
خانم مدیر داشت در می‌زد ... -
... پس نیمه شب نرفتین کسی رو ببینین؟ -

72
00:05:19,480 --> 00:05:22,520
نرفتین بخش پرستارها؟ ...

73
00:05:22,560 --> 00:05:26,280
نه، برای چی باید همچین کاری بکنم؟ -
... کورتنی بریگز این کار رو  -

74
00:05:26,320 --> 00:05:29,560
برای شما پیدا کرد؟ ... -
نه! البته ایشون یکی از مُعرف‌های من بودن -

75
00:05:29,600 --> 00:05:31,720
هنوز با هم صمیمی هستین، درسته؟

76
00:05:31,760 --> 00:05:33,040
نه

77
00:05:34,400 --> 00:05:38,280
... خب، من استیفن رو دوست خودم می‌دونم

78
00:05:38,320 --> 00:05:41,840
اما اون متاهله ... متوجه حرفای شما نمی‌شم

79
00:05:41,880 --> 00:05:43,760
ارتباط این حرفا با هم چیه؟

80
00:05:43,800 --> 00:05:46,920
جو دوست‌پسر داشت؟ -
... چیزی به من نگفته بود -

81
00:05:46,960 --> 00:05:48,880
اما فکر کنم یه کسی رو داشت ...

82
00:05:48,920 --> 00:05:51,880
هر وقت فرصت می‌کرد می‌رفت لندن

83
00:05:51,920 --> 00:05:53,960
یه بار بهم گفت چند تا نامه‌ی خصوص داره

84
00:05:54,000 --> 00:05:57,080
نامه‌ها رو تو اتاقش پیدا نکردم
... خبر نداری موضوع نامه‌ها

85
00:05:57,120 --> 00:06:01,280
چی بوده؟ ... -
نه، متاسفم خبر ندارم -

86
00:06:04,000 --> 00:06:05,640
به نظر شما کشتنش؟

87
00:06:05,680 --> 00:06:09,400
چیزی مونده که به من نگفته باشی؟ -
راستش بله -

88
00:06:09,440 --> 00:06:11,640
اما در مورد جو نیست، در مورد پیرسه

89
00:06:11,680 --> 00:06:14,000
یادمه یه دفعه گفتین هیچ
چیز کوچکی بی‌اهمیت نیست

90
00:06:14,040 --> 00:06:17,720
... یکی دو روز قبل از مردنش رفتم تو اتاقش

91
00:06:17,760 --> 00:06:21,560
،ازش بپرسم یه کم کیک می‌خواد  ...
متوجه شدم داره کتاب می‌خونه

92
00:06:21,600 --> 00:06:25,480
ندیده بودم غیر از انجیل کتاب  ...
دیگه‌ای بخونه، حتی مجله هم نمی‌خوند

93
00:06:25,520 --> 00:06:28,680
البته شاید هم فقط یه کتاب درسی بوده، اما
... یه جوری رفتار کرد انگار نمی‌خواست من ببینمش

94
00:06:28,720 --> 00:06:31,600
... کتاب رو هل داد زیر پتو، الان داشتم فکر می‌کردم ...

95
00:06:31,640 --> 00:06:34,960
... شاید این کتاب همون چیزی بود که صبح روزی که مُرد  ....

96
00:06:35,000 --> 00:06:36,680
می‌گفت از زیر بالشش برداشته‌ن ...

97
00:06:36,720 --> 00:06:38,880
چرا نمی‌گی دیشب کجا بودی؟

98
00:06:38,920 --> 00:06:39,960
... تو اتاقم بودم

99
00:06:40,000 --> 00:06:42,920
در رو قفل کرده بودم و خوابیده بودم سرکار ...

100
00:06:42,960 --> 00:06:45,040
پس خبری از اون پزشک جوون نبود؟

101
00:06:45,080 --> 00:06:47,960
نه -
کس دیگه‌ای هم نیومد پیشت؟ -

102
00:06:48,000 --> 00:06:48,960
نه

103
00:06:49,000 --> 00:06:51,160
... تمام شب

104
00:06:51,200 --> 00:06:52,600
تنها بودم ...

105
00:07:39,160 --> 00:07:41,680
ممکنه اینجا بنشینم؟ -
بفرمایید لطفا -

106
00:07:46,280 --> 00:07:50,560
خنده‌داره، تا الان غذا خوردن
پلیس‌ها رو تصور نکرده بودم

107
00:07:55,040 --> 00:07:57,320
نمی‌فهمم چطور کسی می‌تونه الان چیزی بخوره

108
00:07:59,960 --> 00:08:02,400
فکر این دخترای بیچاره یه لحظه از سرم بیرون نمی‌ره

109
00:08:02,440 --> 00:08:05,640
پس به اونا فکر کن و بذار ما در آرامش باشیم

110
00:08:16,000 --> 00:08:17,240
می‌شه یه چیزی بپرسم؟

111
00:08:17,280 --> 00:08:19,360
... برای پرستار پیرس یه نامه رسیده

112
00:08:19,400 --> 00:08:23,360
مادربزرگش چند روز قبل پست کرده بوده ... -
آه، خانواده‌ی بیچاره‌ش -

113
00:08:23,400 --> 00:08:26,280
چیزی که مشخصه اینه که به
... مادربزرگش گفته بوده از مرگ

114
00:08:26,320 --> 00:08:28,440
یه بیمار به اسم دِتینجر ناراحت شده ...

115
00:08:28,480 --> 00:08:32,120
... پیرس در گردش آخر دانشجوها، تو بخش من بود

116
00:08:32,160 --> 00:08:34,520
مراقبت از آقای دتینجر به اون سپرده شده بود ...

117
00:08:34,560 --> 00:08:38,440
این آقا از بیمارهای دکتر کورتنی بریگز بود

118
00:08:38,480 --> 00:08:40,920
به التهاب روده‌ی شدید مبتلا بود

119
00:08:40,960 --> 00:08:43,640
یعنی وقت زیادی کنار بیمار بود؟

120
00:08:43,760 --> 00:08:44,640
... بله

121
00:08:44,680 --> 00:08:48,000
برای همین از مرگش متاثر شده بود ...

122
00:08:48,040 --> 00:08:52,000
راستش خیالم راحت شد
... پرستارهای من باید به دیدن مرگ عادت کنن

123
00:08:52,040 --> 00:08:54,760
اما دوست دارم هنوز به انسان‌ها
... هم اهمیت بدن، منو ببخشید

124
00:09:00,200 --> 00:09:02,440
بیمار کورتنی بریگز

125
00:09:02,480 --> 00:09:05,360
پیرس تا زمان مرگش پرستارش بود
... تا اینکه اوایل هفته‌ی پیش در 59 سالگی فوت کرد

126
00:09:05,400 --> 00:09:08,160
ظاهراً به مریض نزدیک شده بود
... تنها عضو خانواده‌ی بیمار

127
00:09:08,200 --> 00:09:10,720
لوییز دتینجر، مادرش ...
تو لندن زندگی می‌کنه

128
00:09:10,760 --> 00:09:13,480
به تلفنش زنگ زدم اما جواب نداد
... به محض اینکه کار اظهارنامه‌ها رو

129
00:09:13,520 --> 00:09:15,520
تموم کردی، برو پیشش  ...

130
00:09:15,560 --> 00:09:17,080
... می‌خوانم بدونم که -
شوخی‌تون گرفته؟ -

131
00:09:17,120 --> 00:09:18,560
... روزهای بعد از مرگ دتینجر

132
00:09:18,600 --> 00:09:21,680
پیرس بدحال بوده
می‌خوام ببینم چیزی به دتینجر گفته یا نه

133
00:09:21,720 --> 00:09:23,920
... باشه، اما اگه برم لندن، بقیه‌‌ی روز

134
00:09:23,960 --> 00:09:26,160
نمی‌تونم کمکی بکنم ... -
... همین که کاری رو که ازت می‌خوام انجام بدی  -

135
00:09:26,200 --> 00:09:29,560
بهترین کمک رو می‌کنی ... -
...به نظر من باید روی اون متمرکز بشیم -

136
00:09:29,600 --> 00:09:32,240
برای هر دو قتل فرصت کافی داشته
...  و برای قتل اول

137
00:09:32,280 --> 00:09:34,400
انگیزه‌ی روشنی هم داشته ...
... اگه یه ذره دیگه بگردیم

138
00:09:34,440 --> 00:09:37,720
اونو از فهرست کنار نذاشتم
هیچ‌کدومشون رو کنار نذاشتم

139
00:09:42,080 --> 00:09:44,480
جوزفین فالن ... الان می‌بینم

140
00:09:44,520 --> 00:09:47,320
کارت کتابخونه رو دارین؟ -
نه، راستش گم شده -

141
00:09:50,040 --> 00:09:53,200
بله عضو بوده
... می‌خوایین ببینم کارتش رو

142
00:09:53,240 --> 00:09:56,200
تحویل داده؟ ... -
... آیا ثبت شده که چه کتاب‌هایی رو امانت گرفته  -

143
00:09:56,240 --> 00:09:59,560
و در چه زمان‌هایی؟ ... -
بله، در چند هفته‌ی گذشته دو کتاب گرفته بوده -

144
00:09:59,600 --> 00:10:01,480
...  یه کتاب از سیمون دوبوار و

145
00:10:01,520 --> 00:10:04,400
آره ... اینو یادمه

146
00:10:04,440 --> 00:10:07,320
غیرمعمول بود
... خودم باهاش حرف زدم

147
00:10:07,360 --> 00:10:09,880
اون گزارش دادگاه نظامی نازی‌ها رو می‌خواست ...

148
00:10:09,920 --> 00:10:12,080
البته اون کتاب رو نداشتیم
... مجبور شدم بگم از کتابخونه‌ی استان

149
00:10:12,120 --> 00:10:14,040
برامون بیارن ... -
چه زمانی بود؟ -

150
00:10:14,200 --> 00:10:16,200
... کتاب رو چهار روز قبل

151
00:10:16,240 --> 00:10:19,520
تحویل گرفته ...
... دیروز برش ‌گردونده

152
00:10:19,560 --> 00:10:21,320
اما از راه معمول برنگردونده

153
00:10:21,360 --> 00:10:24,480
کتاب رو گذاشته بود روی مجموعه‌ی کتاب‌های کودکان

154
00:10:24,520 --> 00:10:26,560
ظاهراً آدم مسئولیت‌پذیری نیست

155
00:10:26,600 --> 00:10:30,840
کتاب هنوز اینجاست، می‌خواین ببینینش؟ -
بله -

156
00:10:32,120 --> 00:10:34,600
می‌تونین خانمی رو که باهاش
صحبت کردین برام توصیف کنین؟

157
00:10:34,840 --> 00:10:38,360
... قد متوسط

158
00:10:38,400 --> 00:10:41,320
با موهای بلند روشن که بافته شده بود ...

159
00:10:43,520 --> 00:10:44,840
هِدِر پیرس

160
00:13:14,560 --> 00:13:17,840
... بله، سولفات نیکوتین
(نوعی آفت‌کُش طبیعی)

161
00:13:17,880 --> 00:13:20,160
این با چیزی که من پیدا کردم مطابقت داره ...

162
00:13:20,200 --> 00:13:23,680
... من محتویات معده رو آزمایش می‌کنم، اما

163
00:13:23,720 --> 00:13:26,600
... استفراغ، گشاد شدن مردمک‌ها ...

164
00:13:26,640 --> 00:13:29,640
و کبودشدگی لب و پوست ...
همه‌ نشانه‌های تشنج هستن

165
00:13:29,680 --> 00:13:32,320
... این دختر به دلیل مشکل دستگاه تنفسی مرده

166
00:13:32,360 --> 00:13:34,760
همه‌ی اینها هم به دلیل مسموم ...
شدن با نیکوتین اتفاق افتاده

167
00:13:34,800 --> 00:13:37,760
... زیر ناخن‌هاش چیز غیرعادی پیدا نکردی؟

168
00:13:37,800 --> 00:13:41,160
مثلاً شن؟ ... -
نه، شنی ندیدم -

169
00:13:41,200 --> 00:13:43,560
... با قطعیت می‌تونم بگم زمان مرگ

170
00:13:43,600 --> 00:13:46,960
بین نیمه‌شب و نهایتا دوی صبح بوده ...

171
00:13:47,000 --> 00:13:50,360
و متاسفانه باید بگم یه چیز دیگه هم هست ...

172
00:13:50,400 --> 00:13:53,080
اون باردار بوده، هفته‌ی 13 یا 14

173
00:13:53,120 --> 00:13:56,320
شاید به همین دلیل خودکشی کرده باشه

174
00:13:56,360 --> 00:13:58,000
خودکشی نکرده

175
00:14:04,680 --> 00:14:07,880
اگه رییست الان می‌دیدت چیکار می‌کرد؟

176
00:14:07,920 --> 00:14:09,400
اخراجم می‌کرد

177
00:14:09,560 --> 00:14:14,440
نقطه ضعف بقیه‌ی آدما رو نداره، البته فکر  ...
می‌کنه خیلی کارش درسته، اما این‌طوری هم نیست

178
00:14:14,480 --> 00:14:17,760
ازش خوشت نمیاد؟ -
اونم یه  عوضیه -

179
00:14:19,040 --> 00:14:20,360
ولی جذابه

180
00:14:20,400 --> 00:14:23,840
سن بابابزرگتو داره -
نه‌ خیر -

181
00:14:24,840 --> 00:14:27,000
البته این مسئله به سن و سال ربطی نداره

182
00:14:27,040 --> 00:14:29,640
موضوع قدرته ... -
آره؟ -

183
00:14:30,720 --> 00:14:32,360
پس برای همین از من خوشت میاد؟

184
00:14:34,680 --> 00:14:37,440
یکی از معدود جاهاییه که قدرت زن‌ها
... می‌تونه به مردها برتری داشته باشه

185
00:14:37,480 --> 00:14:40,280
... مشت در برابر مشت ...

186
00:14:40,320 --> 00:14:43,240
منم توش خیلی واردم ...

187
00:14:43,280 --> 00:14:46,320
پس چرا خودتو با دانشجوهای پزشکی مشغول می‌کنی؟

188
00:14:46,360 --> 00:14:49,840
اون شب دانشجویی تو اتاقم نبود

189
00:14:49,880 --> 00:14:51,800
استفن کورتنی بریگز پیشم بود

190
00:14:51,840 --> 00:14:53,880
... آدم اگه قراره یکی رو انتخاب کنه

191
00:14:53,920 --> 00:14:55,680
بالاترین رو انتخاب می‌کنه ...

192
00:14:55,920 --> 00:14:58,040
... خدایا -
چیه؟ خیلی پیره؟ -

193
00:14:58,280 --> 00:15:01,360
نه، باورم نمی‌شه اونم همون
کاری رو کرده که من الان کردم

194
00:15:05,720 --> 00:15:08,640
... می‌تونیم با هرکدوم از اونا بریزیم رو هم

195
00:15:08,680 --> 00:15:12,640
حتی زن‌ها، اونا تنها و ناامیدن ...

196
00:15:12,680 --> 00:15:16,960
باهاشون نبودی که، بودی؟ -
گیرینگ با اون ریمل رنگ و رو رفته‌ش -

197
00:15:17,000 --> 00:15:20,000
برومفت که مثل سگ پاکوتاه ...
... دنبال خانم مدیر واق واق می‌کنه

198
00:15:20,040 --> 00:15:22,040
نمی‌دونم خانم مدیر چطوری تحملش می‌کنه ...

199
00:15:22,080 --> 00:15:25,320
... من پرستار خوبی هستم

200
00:15:25,360 --> 00:15:28,000
... اما امتحانا رو خراب می‌کنم ...

201
00:15:28,040 --> 00:15:30,400
کورتنی بریگز کمک می‌کنه قبول بشم ...

202
00:15:32,960 --> 00:15:35,000
یه کلمه حرف بزنم کارت تمومه ...

203
00:15:38,800 --> 00:15:41,600
منم یه کلمه حرف بزنم از دوره اخراجت می‌کنن

204
00:15:41,960 --> 00:15:45,440
 ... مگه نه؟

205
00:15:47,680 --> 00:15:50,240
بله، این اسپری گل داودی منه
(نوعی دارو برای مصرف خارجی، معمولاً برای تسکین سردرد استفاده می‌شود)

206
00:15:50,280 --> 00:15:51,480
پارسال خریدمش

207
00:15:54,120 --> 00:15:55,520
... اون که

208
00:15:57,160 --> 00:15:59,440
آ ... نه

209
00:15:59,480 --> 00:16:02,800
نه ... اما چطور جای این رو فهمیده بوده؟

210
00:16:02,840 --> 00:16:05,760
... من ... گذاشته بودمش اونجا

211
00:16:05,800 --> 00:16:07,840
... اون پشت ...

212
00:16:07,880 --> 00:16:09,560
تو دید کسی نبود ...

213
00:16:09,600 --> 00:16:13,600
ببینین، حتی جاش هم مونده -
اینو کجا پیدا کردین؟ -

214
00:16:13,640 --> 00:16:15,800
اصلاً اینجا دنبال چی می‌گشته؟

215
00:16:21,760 --> 00:16:25,120
من آسیبی بهش نزدم -
کسی نگفته تو همچین کاری کردی -

216
00:16:27,080 --> 00:16:31,280
ولی دارین به همین فکر می‌کنین
... من خوب نمی‌شناختمش، فقط

217
00:16:31,320 --> 00:16:34,200
چند بار باهاش حرف زده بودم ... -
...ممکنه کس دیگه‌ای اینجا در مورد اون -

218
00:16:34,240 --> 00:16:36,800
اسپری اطلاع داشته باشه؟ ... -
نمی‌دونم، باید خبر داشته باشه؟ -

219
00:16:36,840 --> 00:16:37,720
بله

220
00:16:37,760 --> 00:16:40,560
موراگ اسمیت، دختر نظافت‌چی

221
00:16:40,600 --> 00:16:43,880
بهش گفتم کمد رو مرتب کنه

222
00:16:43,920 --> 00:16:45,920
... فکر کنم ماه

223
00:16:45,960 --> 00:16:49,040
نوامبر بود، حتماً اونو دیده ...

224
00:16:49,080 --> 00:16:51,520
باید باهاش صحبت کنین
به نظرم یه‌کم عجیب و غریبه

225
00:16:51,640 --> 00:16:52,680
خواهر

226
00:16:52,800 --> 00:16:58,200
من به فالن و پیرس حتی نزدیک هم نشده‌م

227
00:16:59,480 --> 00:17:02,360
من کار اشتباهی نکردم -
باید برگردم بخش خودم -

228
00:17:02,400 --> 00:17:04,760
راستش باید باهاتون حرف بزنم خواهر برومفت

229
00:17:04,800 --> 00:17:06,400
با من؟

230
00:17:06,640 --> 00:17:09,760
... بعد از اینکه کارم تموم شد میام پیش شما -
باید همین الان حرف بزنیم -

231
00:17:23,560 --> 00:17:26,920
... با لحن خوبی با من حرف نمی‌زنین

232
00:17:26,960 --> 00:17:29,240
... با بقیه‌ هم همین‌طور ...

233
00:17:29,280 --> 00:17:31,160
احتمالاً چون ما زن هستیم ...

234
00:17:31,200 --> 00:17:33,520
... از خوش اخلاقی خانم مدیر سوءاستفاده می‌کنین ...

235
00:17:33,560 --> 00:17:37,720
بیش از حد آزادتون گذاشته ...

236
00:17:40,720 --> 00:17:42,960
خواهر، لطفاً بفرمایید که
شما زمان جنگ خدمت کردین؟

237
00:17:43,000 --> 00:17:45,720
نه، داشتم آموزش می‌دیدم -
... گفتین آقای کورتنی بریگز دیشب ازتون خواست -

238
00:17:45,760 --> 00:17:48,800
بیایید بیمارستان، وقتی رسیدید اون هنوز اونجا بود؟ ...

239
00:17:48,840 --> 00:17:50,960
نه، رفته بود -
رفته بود؟ -

240
00:17:51,000 --> 00:17:54,040
خب حتماً رفته بود خونه
شایدم رفته بود تو یه اتاقی استراحت کنه

241
00:17:54,080 --> 00:17:55,880
... حدود ساعت دو صبح برگشتید

242
00:17:55,920 --> 00:17:58,720
...شنیدید یه نفر داره تو راهروی پرستارها راه می‌ره ...

243
00:17:58,760 --> 00:18:00,160
و رفتید ببینید چه خبر شده ...

244
00:18:00,200 --> 00:18:03,200
خب فکر کردم بهتره دست‌کم
یه نفر مراقب اوضاع باشه

245
00:18:04,360 --> 00:18:05,920
و دوقلوها رو دیدید

246
00:18:05,960 --> 00:18:09,080
... آره، گفتن خوابشون نمی‌برده

247
00:18:09,120 --> 00:18:11,440
... دیدم چراغ اتاق فالن روشنه ...

248
00:18:11,480 --> 00:18:16,320
اما فکرم به چیزی نرسید ... -
... دیروز برخلاف نظر شما  -

249
00:18:16,360 --> 00:18:18,160
خودش رو مرخص کرد، درسته؟ ...

250
00:18:18,200 --> 00:18:22,280
با خودتون فکر نکردید برید
اتاقش و ببنید حالش خوبه یا نه؟

251
00:18:22,320 --> 00:18:25,040
... اون وقت باید استراحت می‌کرد

252
00:18:25,080 --> 00:18:29,160
به هیچ‌وجه درست نبود وسط نیمه‌شب مزاحمش بشم ...

253
00:18:29,200 --> 00:18:31,800
... وقتی دیروقت برمی‌گشتید به ساختمان، معمولاً

254
00:18:31,840 --> 00:18:35,360
از کدام در وارد می‌شید؟ ... -
... خب معمولاً از در پشتی میام داخل -

255
00:18:35,400 --> 00:18:37,320
... که به پشت اتاق مری ...

256
00:18:37,360 --> 00:18:41,400
یعنی خانم مدیر می‌رسه ...
... اما پاسبان شما جلوی در ورودی جلویی بود

257
00:18:41,440 --> 00:18:43,920
خیلی هم تاریک بود ...
... برای همین از ورودی جلویی رفتم تو

258
00:18:43,960 --> 00:18:45,640
و از راه پله‌ی اصلی رفتم بالا ...

259
00:18:48,320 --> 00:18:51,280
نمی‌دونم تا الان خودتون فهمیدین یا نه
... من هم معمولاً آدم رازداری هستم

260
00:18:51,320 --> 00:18:55,600
اما باید بهتون بگم پرستار فالن باردار بود ...

261
00:18:55,640 --> 00:18:59,960
بله، خودش بهتون گفته بود؟ -
... نه، اما به هر حال من مدتی زیادیه -

262
00:19:00,000 --> 00:19:02,520
پرستار هستم و این چیزا رو راحت متوجه می‌شم ...

263
00:19:03,920 --> 00:19:07,360
احتمالاً نتونسته با شرمندگیش کنار بیاد ...
... اولین نفر هم نیست

264
00:19:07,400 --> 00:19:09,800
... شاید هم چیزی که بقیه می‌گن درست باشه

265
00:19:09,840 --> 00:19:13,520
که اون پیرس رو کشته و  ...
عذاب وجدان راحتش نذاشته

266
00:19:13,560 --> 00:19:16,640
شاید پیرس فهمیده حامله‌س
و تهدید کرده به همه می‌گه

267
00:19:16,680 --> 00:19:18,760
... بهش فکر کرده بودین؟ شنیده‌م  ...

268
00:19:18,800 --> 00:19:21,600
پیرس هم که تو باج‌گیری ماهر شده بود ...

269
00:19:21,640 --> 00:19:24,760
... ممنون که نظراتتون رو به من گفتید

270
00:19:24,800 --> 00:19:26,280
می‌تونید برید ...

271
00:19:43,520 --> 00:19:46,360
دیر کردی -
خانم لوییز دتینجر؟ -

272
00:19:47,680 --> 00:19:50,720
تو کی هستی؟ -
گروهبان کارآگاه مسترسن -

273
00:19:50,760 --> 00:19:52,480
از پلیس لندن هستم ...

274
00:19:52,520 --> 00:19:56,480
می‌خوام چند تا سوال ازتون بپرسم
... درباره‌ی پسرتون مارتین و دوره‌ای که

275
00:19:56,520 --> 00:19:58,280
تو بیمارستان جان کارپنتر بستری بوده ...

276
00:19:58,320 --> 00:20:01,680
سوال داری؟ -
... بله، سوال دارم ... راه زیادی هم اومدم -

277
00:20:01,720 --> 00:20:02,840
از هترینگ‌فیلد ...

278
00:20:02,840 --> 00:20:04,960
... تو رو خدا

279
00:20:09,960 --> 00:20:12,040
حداقل باید زنگ می‌زد

280
00:20:12,080 --> 00:20:15,200
کی؟

281
00:20:15,240 --> 00:20:17,680
شریکم، تونی

282
00:20:17,720 --> 00:20:20,600
فردا برنامه داریم -
... خیلی خب، باید ازتون چند تا سوال -

283
00:20:20,640 --> 00:20:23,480
درباره‌ی پسرتون که تو ...
بیمارستان بستری بود بپرسم

284
00:20:23,520 --> 00:20:26,800
در اصل می‌خوام درباره‌ی پرستاری به ...
اسم پیرس بدونم، پرستار پسر شما بوده

285
00:20:30,520 --> 00:20:32,320
!اونو ولش کن

286
00:20:32,360 --> 00:20:34,240
پرستار پیرس رو دیده بودین؟

287
00:20:36,760 --> 00:20:39,240
اصلاً ملاقات پسرتون می‌رفتین؟

288
00:20:39,280 --> 00:20:42,240
هر روز می‌رفتم ملاقاتش

289
00:20:43,400 --> 00:20:44,920
پسرم مرده، می‌دونی که

290
00:20:44,960 --> 00:20:48,960
بله -
تنها فرزندم -

291
00:20:57,640 --> 00:21:03,840
باهام می‌رقصی آقای پلیس گنده؟ -
نه، ممنون -

292
00:21:03,880 --> 00:21:06,480
... ببین خانم دارم ازت می‌پرسم -
... پس باید بری بیرون -

293
00:21:14,960 --> 00:21:18,880
مسترسن و من امشب اینجا می‌مونیم -
... خیلی خوبه -

294
00:21:18,920 --> 00:21:21,080
این‌جوری خیال من راحت می‌شه ...

295
00:21:21,120 --> 00:21:24,280
فالن به قتل رسیده، درسته؟

296
00:21:24,320 --> 00:21:26,080
بله

297
00:21:27,320 --> 00:21:30,880
... امروز صبح وقتی کورتنی بریگز

298
00:21:30,920 --> 00:21:34,000
جسد اون رو دید، انگار ناراحت شد ...

299
00:21:34,040 --> 00:21:37,840
بینشون ارتباطی بود؟ -
... یه حرفهایی زده می‌شد -

300
00:21:37,880 --> 00:21:42,080
می‌گفتن یه جورایی با هم ارتباط دارن ...
... گویا دکتر به هرز پریدن مشهوره

301
00:21:42,120 --> 00:21:45,080
شاید باید بهتون می‌گفتم ...
به هر حال این شایعه‌ها هست

302
00:21:47,720 --> 00:21:51,920
امیدوارم چیزی رو که خواهر گیرینگ  ...
درباره‌ی موراگ اسمیت گفت جدی نگیرین

303
00:21:54,000 --> 00:21:56,680
موراگ هم مثل دیکرز می‌مونه
... راحت می‌شه قربانیش کرد

304
00:21:56,720 --> 00:21:59,000
هنوز با موراگ حرف نزدین؟ ...

305
00:21:59,040 --> 00:22:01,440
می‌خوام برم پیداش کنم
فکر کنم می‌دونم کجاس

306
00:22:02,800 --> 00:22:06,040
... کورتنی بریگز تا حالا در مورد جنگ حرفی زده؟

307
00:22:06,080 --> 00:22:09,760
از ماجراها یا آدم‌های به‌خصوص؟ ... -
راستش نه -

308
00:22:09,800 --> 00:22:13,000
... می‌دونم خدمت کرده، گاهی موقع آموزش جراحی

309
00:22:13,040 --> 00:22:14,840
در موردش حرف می‌زنه ...

310
00:22:14,880 --> 00:22:16,280
چطور؟

311
00:22:41,440 --> 00:22:43,680
!کمک

312
00:22:43,720 --> 00:22:46,160
!یه نفر کمکم کنه

313
00:22:46,200 --> 00:22:47,760
!کمک

314
00:22:47,800 --> 00:22:49,440
‫یکی کمک کنه

315
00:22:50,600 --> 00:22:53,080
چی شده؟ -
یکی زده تو سرش -

316
00:22:53,120 --> 00:22:55,000
همه‌ی درها رو قفل کنین -
زخم عمیقیه -

317
00:22:55,040 --> 00:22:56,560
درها رو قفل کنین، ببینین کی اینجا نیست

318
00:22:56,600 --> 00:22:58,960
آقای کورتنی بریگز رو خبر کنین، بریم تو دفتر من -
بله خانم مدیر -

319
00:22:59,000 --> 00:23:02,200
ایشون تو بخش خواهر برومفت هستن -
کورتنی بریگز رو خبر نکنین -

320
00:23:02,240 --> 00:23:03,520
کورتنی بریگز رو خبر نکنین

321
00:23:05,960 --> 00:23:07,840
چیزی نیست -
نمی‌خوام به کورتنی بریگیز بگین -

322
00:23:07,880 --> 00:23:08,680
چیزی نیست

323
00:23:08,720 --> 00:23:10,160
خوب می‌شین

324
00:23:23,480 --> 00:23:25,800
حالتون خوبه، فعلا تکون نخورین

325
00:23:25,840 --> 00:23:29,320
بدجور ضربه خوردین، چیزی یادتون میاد؟

326
00:23:29,360 --> 00:23:34,200
دیدین کی بهتون ضربه زد؟ -
احتمالاً از پشت زدنش -

327
00:23:34,240 --> 00:23:37,280
زخم بخیه لازم داره، باید بیهوشش کنیم

328
00:23:37,320 --> 00:23:39,720
سرپایی انجامش می‌دم -
بیهوشی لازم نیست -

329
00:23:39,760 --> 00:23:41,520
زخمت باید همین الان بخیه بشه

330
00:23:41,560 --> 00:23:43,400
کلی خون ازت رفته ... -
... نه -

331
00:23:47,080 --> 00:23:49,840
مارتین تو ارتش خدمت کرد

332
00:23:49,880 --> 00:23:52,600
رسته‌ی اطلاعات

333
00:23:52,640 --> 00:23:53,920
... باهوش بود

334
00:23:55,320 --> 00:23:59,800
تمام مدت یه خراش هم برنداشت ...

335
00:23:59,840 --> 00:24:03,800
بعد فرستادنش آلمان، فِلزِن‌هایم

336
00:24:03,840 --> 00:24:07,480
فِلزِن‌هایم؟ -
برای یکی از دادگاه‌های جنگ جهانی دوم -

337
00:24:07,520 --> 00:24:09,800
نازی‌ها رو محاکمه می‌کردن ...

338
00:24:10,960 --> 00:24:14,360
... همین‌طور ادامه پیدا کرد

339
00:24:15,800 --> 00:24:19,120
... می‌خواستم برگرده خونه

340
00:24:19,160 --> 00:24:23,560
به جای اینکه به اون وحشی‌ها خیره بشه ...

341
00:24:24,720 --> 00:24:27,960
نگاهشون کنه، حرفاشون رو بشنوه ...

342
00:24:29,600 --> 00:24:31,760
... بعدش هم که

343
00:24:31,800 --> 00:24:35,440
... کارش به بستری شدن تو بیمارستان کشید ...

344
00:24:37,360 --> 00:24:40,120
و کی رو اونجا دید؟ ...

345
00:24:40,160 --> 00:24:42,800
کی رو دید؟ ...

346
00:24:50,120 --> 00:24:52,160
!نه -
خدایا! چه مرگته؟ -

347
00:24:52,200 --> 00:24:53,280
گفتم نه

348
00:24:53,360 --> 00:24:55,960
... باشه هر چی تو بگی، ببینیم سوزن اول که بهت بخوره

349
00:24:56,000 --> 00:24:59,240
باز همینو می گی یا نه؟ ...
... می‌گن درد سوزنی که به گوشت زخمی می‌خوره

350
00:24:59,280 --> 00:25:02,120
... یه جوریه انگار ضربه‌ی شمشیر خوردی ...

351
00:25:02,160 --> 00:25:04,240
این زخمی که می‌بینم دست‌کم  ...
دوازده سیزده تا بخیه لازم داره

352
00:25:04,280 --> 00:25:06,920
اگه از شکنجه‌ی بقیه لذت می‌بردم امروز روز خوشیم بود -
... در مورد رابطه‌ت -

353
00:25:06,960 --> 00:25:08,960
با جوزفین فالن برام بگو ...

354
00:25:11,040 --> 00:25:13,280
فکر می‌کنی جو رو من کشته‌م؟

355
00:25:13,320 --> 00:25:14,880
باشه، به من اعتماد نداری

356
00:25:14,920 --> 00:25:17,680
کشتیش؟ -
نه -

357
00:25:17,720 --> 00:25:20,840
یه سالی بود با هم بودیم

358
00:25:20,880 --> 00:25:22,600
... انتظار ندارم حرفمو باور کنی

359
00:25:22,640 --> 00:25:25,720
... اما من واقعاً بهش علاقه داشتم ...

360
00:25:25,760 --> 00:25:27,160
خودش رابطه رو تموم کرد ...

361
00:25:27,200 --> 00:25:30,200
من هیچ وقت سر یه زن با کسی  ...
درگیر نشده بودم، اما سر اون درگیر شدم

362
00:25:30,240 --> 00:25:33,360
چرا رابطه رو تموم کرد؟ -
گفت دیگه ادامه‌ش فایده‌ای نداره -

363
00:25:33,400 --> 00:25:35,960
مطمئنم پای کس دیگه‌ای وسط نبوده، همچین آدمی نبود

364
00:25:36,000 --> 00:25:38,440
این ماجرا کی اتفاق افتاد؟ -
... حدود سه ماه پیش -

365
00:25:38,480 --> 00:25:40,920
دلیلی نداشتم اذیتش کنم ...

366
00:25:40,960 --> 00:25:43,080
... آدم محتاطی بود، به کسی چیزی نمی‌گفت ...

367
00:25:43,120 --> 00:25:47,040
وقتی رابطه رو تموم کرد خیلی ناراحت ...
...  شدم، ولی نه اونقدر که اذیتش کنم

368
00:25:48,400 --> 00:25:49,560
حاضری؟

369
00:26:01,680 --> 00:26:04,560
یالا یالا یالا ... یالا

370
00:26:06,640 --> 00:26:08,000
لعنت

371
00:26:32,280 --> 00:26:34,200
جو فالن باردار بود

372
00:26:37,040 --> 00:26:39,520
نمی‌دونستی؟ -
نه -

373
00:26:39,560 --> 00:26:42,960
سیزده چهارده هفته‌ش بود
اگه بهت می‌گفت چیکار می‌کردی؟

374
00:26:43,000 --> 00:26:44,560
کمکش می‌کردم

375
00:26:44,600 --> 00:26:49,040
که از شر بچه خلاص بشه؟ -
... نه! فکر می‌کنی خودش رو کشته که -

376
00:26:51,240 --> 00:26:53,520
... این اتفاق برای من و همسرم

377
00:26:55,160 --> 00:26:56,560
تا حالا نیفتاده ...

378
00:26:57,760 --> 00:27:01,640
البته مشکل از اون بود نه از من
... من سعی کردم با این موضوع کنار بیام

379
00:27:01,680 --> 00:27:04,120
که هیچ‌وقت پدر نمی‌شم ...

380
00:27:05,440 --> 00:27:07,560
زمان جنگ کجا خدمت کردی؟ -
چی؟ -

381
00:27:07,600 --> 00:27:10,280
دقیقاً کجا خدمت کردی؟ -
دوباره موضوع گیرینگه؟ -

382
00:27:10,320 --> 00:27:13,240
قاهره خدمت کردم
... می‌دونی که اجباری ندارم

383
00:27:13,280 --> 00:27:17,200
به هیچکدوم از سوال‌هات جواب بدم ... -
... همه جا رو دیدم، همه‌ی کسایی که باید تو -

384
00:27:17,240 --> 00:27:19,080
ساختمون باشن، الان اینجا هستن ... -
ممنون -

385
00:27:19,120 --> 00:27:22,400
کار من تمومه، می‌رم بیمارستان
مگه اینکه بخوای بازداشتم کنی

386
00:27:59,360 --> 00:28:01,600
حالت خوبه؟ می‌گفتن یکی بهت حمله کرده

387
00:28:01,640 --> 00:28:04,840
یکی تو جنگل بهم حمله کرد، الان خوبم -
قیافه‌ت که داغونه -

388
00:28:04,880 --> 00:28:06,480
نفهمیدی کی بود؟ -
نه -

389
00:28:06,520 --> 00:28:08,120
... یه چیزی پیدا کردم

390
00:28:08,160 --> 00:28:10,920
که فکر کنم حالتو خوب کنه، حق با شما بود ...

391
00:28:12,000 --> 00:28:13,560
دتینجر

392
00:28:13,600 --> 00:28:16,040
...وقتی تو اون بخش بستری بوده یه اتفاقی افتاده ...

393
00:28:16,080 --> 00:28:18,200
یه نفر رو شناخته ... -
کی؟ -

394
00:28:18,240 --> 00:28:21,640
به نظر خیلی عجیبه
... دتنیجر موقع دادگاه نازی‌ها، اونجا حاضر بوده

395
00:28:21,680 --> 00:28:25,120
تو آلمان، یه جایی به اسم فلزن‌هایم ...

396
00:28:25,160 --> 00:28:27,600
... اینجا بیمارستان جالبیه مامان»

397
00:28:27,640 --> 00:28:31,760
گروبل داره اینجا به عنوان سرپرستارکار می‌کنه  ... -
سرپرستار؟ -

398
00:28:31,800 --> 00:28:34,320
تو بخش برومفت بستری بود، درسته؟ -

399
00:28:34,360 --> 00:28:38,000
بازم هست ... وقتی مادرش به
... کورتنی بریگز گفته که پسرش چی دیده

400
00:28:38,040 --> 00:28:41,600
بریگز نصف هزینه‌ی بیمارستان ...
... رو بهشون تخفیف داده، به شرط اینکه

401
00:28:41,640 --> 00:28:45,160
این موضوع رو به کسی نگن ... -
... پس دتینجر برومفت رو شناخته  -

402
00:28:45,200 --> 00:28:48,680
داره با گستاخی تمام تو یه  ...
... بیمارستان انگلیسی کار می‌کنه

403
00:28:48,720 --> 00:28:51,880
... موضوع رو به پیرس می‌گه، اونم که ...

404
00:28:51,920 --> 00:28:54,640
باج‌گیر بوده، می‌ره سراغ برومفت ...
... برومفت هم از اولین

405
00:28:54,680 --> 00:28:59,040
فرصتی که پیدا می‌کنه، استفاده می‌کنه ...
... بین زمان صبحانه خوردن و رفتن به بخش

406
00:28:59,080 --> 00:29:01,080
کارو تموم کرده ... -
فلزن‌هایم -

407
00:29:01,120 --> 00:29:04,040
اینو از کجا گیر آوردی؟ -
... هِدر پیرس این رو با کارت فالن  -

408
00:29:04,080 --> 00:29:07,360
از کتابخونه امانت گرفته بوده
... اینجا رو برام بخون

409
00:29:09,000 --> 00:29:10,240
آره، فِلزِن‌هایم

410
00:29:11,280 --> 00:29:13,600
اینه -
اِرمگارد گروبل -

411
00:29:13,640 --> 00:29:16,760
... خدایا، یکی از هشت نفریه که

412
00:29:16,800 --> 00:29:18,720
... تو بخش پزشکی کار می‌کردن ...

413
00:29:18,760 --> 00:29:23,080
و متهم بودن 122 نفر زندانی  ...
... لهستانی رو با تزریق سم کشته‌ن

414
00:29:23,120 --> 00:29:26,800
... خدایا، همه‌شون مجرم شناخته شده‌ن ...

415
00:29:26,840 --> 00:29:28,240
... محکوم شده‌ن به ...

416
00:29:28,280 --> 00:29:32,600
دوازده سال زندان، البته به خاطر  ...
... سن کم تو مجازات بهش تخفیف دادن

417
00:29:35,320 --> 00:29:37,320
... خب، پس این خودشه ...

418
00:29:37,360 --> 00:29:39,600
برومفت همون گروبله ...

419
00:29:39,640 --> 00:29:42,040
... البته به نظر عجیب میاد که اون تونسته باشه

420
00:29:42,080 --> 00:29:44,760
... اون زنیکه رو بعد از سی سال شناخته باشه ...

421
00:29:44,800 --> 00:29:47,800
اما به هر حال شناخته دیگه ... -
اما اسم برومفت رو نیاورده بوده، درسته؟ -

422
00:29:47,840 --> 00:29:48,840
چی؟

423
00:29:48,880 --> 00:29:52,160
... مادره که چیزی نگفت

424
00:29:52,200 --> 00:29:56,240
باید همون باشه دیگه، چرا نباشه؟ ...
چرا باید یه خواهر دیگه رو دیده باشه؟

425
00:30:02,880 --> 00:30:06,040
... مسخره‌س، دتیجنر خیلی بدحال بود

426
00:30:06,080 --> 00:30:09,480
خیلی اوقات هذیون می‌گفت ...
... منم نمی‌خواستم این خبر تو روزنامه‌ها

427
00:30:09,520 --> 00:30:11,800
پخش بشه و اسم من یا این بیمارستان ...
... رو به این رسوایی بچسبونن

428
00:30:11,840 --> 00:30:14,600
برای همین چیزی رو که ...
... می‌خواست بهش دادم

429
00:30:14,640 --> 00:30:17,960
تا خفه بشه ... -
چرا این رو به ما نگفته بودی؟ -

430
00:30:18,000 --> 00:30:20,120
می‌خواستم تموم کنمش ...
... فکر نمی‌کردم ربطی به موضوع داشته باشه

431
00:30:20,160 --> 00:30:23,720
ما تشخیص می‌دیم چی به موضوع ربط داره -
... احتمال داره دتینجر غیر از برومفت خواهر دیگه‌ای  -

432
00:30:23,800 --> 00:30:26,720
رو هم تو بخش دیده باشه؟ ... -
... ممکنه، خواهر گیرینگ زیاد اونجا می‌ره -

433
00:30:26,760 --> 00:30:28,280
و آموزش می‌ده، چطور؟ ...

434
00:30:28,320 --> 00:30:30,960
یعنی شما می‌گی اون آدم راست می‌گه؟ -
بگین برومفت از بخش بیاد اینجا -

435
00:30:31,000 --> 00:30:33,880
من برومفت رو پیدا می‌کنم -
... خواهر برومفت تو بخش نیست، کارش ساعت -

436
00:30:33,920 --> 00:30:36,320
چهار بعدازظهر تموم شده ... -
... اما من فکر می‌کردم -

437
00:30:36,360 --> 00:30:39,200
خانم مدیر گفت خواهر تو بخشه ...

438
00:30:46,120 --> 00:30:48,640
چی شده؟ -
... می‌دونی خواهر برومفت یا خواهر گیرینگ -

439
00:30:48,680 --> 00:30:50,480
کجا هستن؟ ... -
نه، من تو دفترم بودم -

440
00:30:50,520 --> 00:30:51,240
قربان

441
00:30:51,280 --> 00:30:54,160
اونا اونجا نیستن قربان -
... شیفت برومفت ساعت چهار -

442
00:30:54,200 --> 00:30:56,880
تموم شده ... -
واقعاً؟ همچین قراری نداشتیم -

443
00:30:56,920 --> 00:30:58,560
آتیش

444
00:30:58,600 --> 00:31:00,760
!آتیش

445
00:31:00,800 --> 00:31:02,240
همینجا بمونین دخترا

446
00:31:08,200 --> 00:31:12,400
فکر کنم کلبه‌ی باغبون باشه
آتیش داره همه‌جا رو می‌گیره

447
00:31:16,640 --> 00:31:18,480
همه برگردین عقب

448
00:31:22,520 --> 00:31:24,280
آتش‌نشانی رو خبر کنین

449
00:31:27,400 --> 00:31:29,120
موراگ کو، اونجاست؟ -
ندیدیمش -

450
00:31:29,160 --> 00:31:30,440
کجاست؟

451
00:31:30,680 --> 00:31:34,480
اینجایی؟ -
آره، در قفل بود دیگه -

452
00:31:34,520 --> 00:31:36,240
خواهر برومفت چی شد؟

453
00:31:38,840 --> 00:31:40,120
دخترا رو بالای پله‌ها نگهدار

454
00:31:47,960 --> 00:31:49,560
کسی اونجا نیست

455
00:31:54,040 --> 00:31:55,320
فکر نکنم این‌طوری باشه

456
00:31:58,360 --> 00:32:01,560
برگرد موراگ ... برگرد

457
00:32:01,600 --> 00:32:03,320
باید یه کاری بکنیم -
!نه، نه -

458
00:32:34,200 --> 00:32:36,080
لعنت به من

459
00:32:56,960 --> 00:32:59,520
برو مراقب ساختمون باش، کسی بیرون نره

460
00:33:15,800 --> 00:33:17,280
به چیزی دست نزدم

461
00:33:18,880 --> 00:33:20,480
روی تخته

462
00:33:42,360 --> 00:33:44,520
... هدر پیرس را من کشتم»

463
00:33:44,560 --> 00:33:47,880
از چیزی خبردار شده بود ...
...  که به او هیچ ربطی نداشت

464
00:33:47,920 --> 00:33:52,480
جوزفین فالن را کشتم چون  ...
... نزدیک بود بفهمد آن راز چه بوده

465
00:33:52,520 --> 00:33:55,480
... و آن را برای مقامات افشا کند ...

466
00:33:55,520 --> 00:33:58,640
... از کاری که کرده‌ام شرمنده ‌هستم ...

467
00:33:58,680 --> 00:34:00,360
...دیگر نمی‌توانم زندگی را تحمل کنم ...

468
00:34:00,400 --> 00:34:03,120
«لطفاً مرا فراموش کنید، اتل برومفت  ...

469
00:34:09,640 --> 00:34:11,120
... ما دیگه نمی‌خوایم بمونیم

470
00:34:11,160 --> 00:34:13,120
... دیگه اینجا رو دوست نداریم ...

471
00:34:13,160 --> 00:34:16,960
دیگه نمی‌خوایم اینجا بمونیم ...

472
00:34:18,280 --> 00:34:19,600
خب برید

473
00:34:20,840 --> 00:34:22,640
بدوین برگردین مزرعه

474
00:34:24,280 --> 00:34:26,560
اینجا کسی دلش براتون تنگ می‌شه

475
00:34:26,600 --> 00:34:29,520
... این ساختمون ایرادی نداره

476
00:34:29,560 --> 00:34:31,200
ایراد از آدماشه ...

477
00:34:32,800 --> 00:34:34,600
دلم برات می‌سوزه

478
00:34:34,640 --> 00:34:36,800
... دوست ندارم مثل تو باشم

479
00:34:38,000 --> 00:34:39,880
... ترجیح می‌دم خودم باشم، تا اینکه

480
00:34:39,920 --> 00:34:44,920
قلبم پر شده باشه از فساد و ...
... مثل سنگ، سخت شده باشه

481
00:34:44,960 --> 00:34:46,240
پر از بی‌رحمی ...

482
00:34:50,840 --> 00:34:53,280
... چند تا جمله‌ی کامل گفتی

483
00:34:56,480 --> 00:34:59,880
اتل برومفت اون کسی
نبود که وانمود می‌کرد

484
00:35:02,400 --> 00:35:04,920
تو آلمان متولد شده بود

485
00:35:04,960 --> 00:35:07,440
... اسم واقعیش -
ارمگارد گروبل -

486
00:35:07,480 --> 00:35:08,880
می‌دونستی؟

487
00:35:11,080 --> 00:35:13,720
... خیلی وقت پیش بهم گفته بود

488
00:35:13,760 --> 00:35:16,360
... اون موقع که تازه آموزش رو شروع کرده بودیم ...

489
00:35:16,400 --> 00:35:20,320
فکر کنم نیاز داشت رازش  ...
... رو دست‌کم به یکی بگه

490
00:35:20,360 --> 00:35:24,360
...ماجرایی که درگیرش شده بود می‌ترسوندش ...

491
00:35:24,400 --> 00:35:27,320
هیچ‌وقت به من نگفت موضوع
... دقیقاً چی بوده، اما گفت

492
00:35:27,360 --> 00:35:31,200
خیلی بی‌تجربه بوده و کاری ...
رو کرده که ازش خواسته بودن

493
00:35:31,240 --> 00:35:34,320
بعد از یه مدت دیگه بهش فکر نکردم

494
00:35:35,960 --> 00:35:39,440
گاهی وقت‌ها به این فکر می‌کردم که ...
همه‌ی جنبه‌های موضوع رو دیده‌م یا نه؟

495
00:35:41,280 --> 00:35:43,400
محکومیتش رو گذرونده بود

496
00:35:44,920 --> 00:35:49,520
با کارهایی که اینجا می‌کرد هر روز ...
... داشت گذشته‌ش رو جبران می‌کرد

497
00:35:49,560 --> 00:35:51,560
پرستار خیلی خیلی خوبی بود ...

498
00:35:55,800 --> 00:35:59,560
کی فهمیدین؟ -
... خیلی وقت نیست -

499
00:35:59,600 --> 00:36:02,520
... تونستم با مرکز هماهنگ کنم

500
00:36:02,560 --> 00:36:06,680
تا همین الان یه نفر رو از بایگانی بفرستن ...
... اینجا، پرونده‌ش رو پیدا کردن

501
00:36:06,720 --> 00:36:08,880
پیک به زودی پرونده رو میاره اینجا ...

502
00:36:08,920 --> 00:36:13,040
... اون همه‌ی محکومیتش رو نگذرونده بود

503
00:36:13,080 --> 00:36:15,120
... بعد از 14 ماه با یه سرباز انگلیسی ...

504
00:36:15,160 --> 00:36:19,040
که قرار بود نگهبانش باشه، فرار کرد ...

505
00:36:19,080 --> 00:36:20,760
یعنی پرونده‌ش هنوز بازه

506
00:36:22,280 --> 00:36:24,040
تحت تعقیبه

507
00:36:24,080 --> 00:36:26,720
به خاطر شهرت و اعتبار  ...
... یا کار و حرفه‌ش نمی‌ترسید

508
00:36:26,760 --> 00:36:28,600
... از دستگیر شدن ...

509
00:36:30,160 --> 00:36:31,560
می‌ترسید ...

510
00:36:32,800 --> 00:36:37,400
... خیلی عجیبه که بعد از این همه سال

511
00:36:37,440 --> 00:36:40,840
کسی شناخته باشدش ...
باید خیلی تغییر کرده باشه

512
00:36:42,280 --> 00:36:46,080
چیزی در وجود اون نبود که خیلی ...
... قابل توجهش کنه، درسته؟

513
00:36:46,120 --> 00:36:49,280
... عجیب اینه که یه نگهبان عاشقش می‌شه

514
00:36:49,320 --> 00:36:52,400
و آزادیش رو به خطر می‌اندازه تا با اون فرار کنه ...

515
00:36:54,000 --> 00:36:56,240
... وجه عاشقانه‌ای در وجودش نبود ...

516
00:36:56,280 --> 00:36:58,560
... چیزی که شوق‌برانگیز باشه ...

517
00:36:58,600 --> 00:37:02,200
و نشه در برابرش مقاومت کرد ... شاید هم بوده

518
00:37:02,240 --> 00:37:04,920
تو اون پرونده عکس هم  ...
ازش هست، به زودی می‌بینمش

519
00:37:05,040 --> 00:37:05,920
بس کن

520
00:37:10,480 --> 00:37:14,720
دتینجر تو رو شناخته بود، درسته؟
... تو وضع اون عجیب نبوده که

521
00:37:14,760 --> 00:37:18,000
فکر کرده تو سرپرستار هستی ...

522
00:37:18,040 --> 00:37:22,360
این لباس خیلی شبیه چیزیه که ...
سرپرستارها زمان جنگ می‌پوشیدن

523
00:37:22,400 --> 00:37:26,360
... اون دخترا رو من نکشتم، اون کشت

524
00:37:26,400 --> 00:37:30,160
وقتی پیرس کشته شد من اصلاً اینجا نبودم ...

525
00:37:30,200 --> 00:37:34,760
...وقتی بهم گفت چیکار کرده خیلی ترسیدم ...

526
00:37:34,800 --> 00:37:39,440
در مورد کشتن فالن هم تنها چیزی ...
...  که بهش گفتم این بود که

527
00:37:39,480 --> 00:37:44,000
ممکنه به زودی ماجرای کتاب رو بفهمه ...
... همیشه ذهنش مشغول بود

528
00:37:44,040 --> 00:37:45,920
... فکر و ذکرش من بودم ...

529
00:37:45,960 --> 00:37:47,920
نمی‌تونست از دست دادن منو تحمل کنه ...

530
00:37:47,960 --> 00:37:51,000
حتماً خیلی برات سخت بود که این
... همه سال مجبور بودی نفوذ اون رو

531
00:37:51,040 --> 00:37:52,680
روی خودت تحمل کنی ...

532
00:37:52,720 --> 00:37:54,920
اون عاشق این وضع بود

533
00:37:54,960 --> 00:37:59,680
هیچ‌وقت منو تنها نمی‌ذاشت
... هر جا می‌رفتم، هر جا مشغول‌به‌کار می‌شدم

534
00:37:59,720 --> 00:38:01,920
تمام تعطیلات و کریسمس‌ها ... همه جا اونم بود ...

535
00:38:03,760 --> 00:38:06,360
ازش متنفر بودم -
پس کشتیش؟ -

536
00:38:06,600 --> 00:38:07,560
نه

537
00:38:07,600 --> 00:38:11,000
... شاید هم خیلی راحت قانعش کردی که باید این کار

538
00:38:11,040 --> 00:38:12,680
قهرمانانه رو برای تو بکنه؟ ...

539
00:38:14,720 --> 00:38:18,200
من خودم حقیقت رو می‌فهمم
بهتره خودت ماجرا رو برام تعریف کنی

540
00:38:20,600 --> 00:38:24,000
تو وقتی نوزده سالت بود چیکار می‌کردی؟

541
00:38:24,040 --> 00:38:28,080
دانشگاه بودی؟ تو اتاق‌ها‌ی  ...
شیک کنار شومینه می‌نشستی؟

542
00:38:28,120 --> 00:38:31,920
من مجبور بودم برای کسایی
کار کنم که ازشون می‌ترسیدم

543
00:38:33,480 --> 00:38:36,160
... نمی‌خواستم اون آدما رو بکشم

544
00:38:36,200 --> 00:38:39,040
... بیچاره‌های بی‌پناه ...

545
00:38:39,080 --> 00:38:42,640
... فکر می‌کردن می‌خوام براشون واکسن سل بزنم ...

546
00:38:45,280 --> 00:38:48,440
... طبق فهرست یکی یکی میومدن داخل

547
00:38:48,480 --> 00:38:49,760
بهم لبخند می‌زدن

548
00:38:51,800 --> 00:38:54,840
تشکر می کردن که بهشون لطف می‌کنم

549
00:38:56,400 --> 00:38:59,680
بعضی‌هاشون سعی می‌کردن دست ...
... منو بگیرن، البته تعداد کمی‌شون

550
00:39:01,240 --> 00:39:03,320
... خم می‌شدن جلو

551
00:39:03,360 --> 00:39:07,760
نفس می‌کشیدن، من هم  ...
سم رو بهشون تزریق می‌کردم

552
00:39:10,120 --> 00:39:12,200
... هنوز نفسشون رو روی

553
00:39:13,840 --> 00:39:15,520
صورتم حس می‌کنم ...

554
00:39:24,600 --> 00:39:30,720
... تو هم مثل منی، تو هم فقط روزمرگی رو نمی‌بینی ...

555
00:39:30,760 --> 00:39:33,160
... انسان‌ها تو این سیاره‌ی کوچیک دارن تلاش می‌کنن ...

556
00:39:33,200 --> 00:39:36,360
تصور می‌کنن همه‌چیز مهمه و همه‌چیز معنی داره ...

557
00:39:37,680 --> 00:39:38,720
... تو

558
00:39:40,200 --> 00:39:41,720
تو می‌دونی زیر این پوسته چه خبره ...

559
00:39:44,400 --> 00:39:46,440
می‌دونی طینت ما چیه ...

560
00:39:49,160 --> 00:39:50,840
تو منو می‌شناسی

561
00:39:54,120 --> 00:39:55,880
... من حبسم رو گذروندم

562
00:39:55,920 --> 00:39:59,000
سخت‌تر از اونی باید می‌گذروندم ...

563
00:40:01,640 --> 00:40:04,320
.. تمام انسان‌ها مهم هستن

564
00:40:04,360 --> 00:40:09,960
و حق تک تک انسان‌هاست  ...
که عدالت براشون اجرا بشه

565
00:40:15,360 --> 00:40:16,680
بذار برم

566
00:40:16,720 --> 00:40:20,640
بله گروهبان؟ -
نشونه‌های کشیده شدن پیدا کردیم قربان -

567
00:40:20,680 --> 00:40:23,040
... بیشتر نشونه‌ها از بین رفته‌ن، اما ...

568
00:40:23,080 --> 00:40:25,720
... اما یه مسیر مشخص وجود داره ...

569
00:40:25,760 --> 00:40:28,200
انگار جسد کشیده شده ... -
خوبه -

570
00:40:28,240 --> 00:40:30,880
... اول اتاق خواهر برومفت رو تفتیش کن

571
00:40:33,280 --> 00:40:35,160
بعد بیا اینجا ...

572
00:40:41,000 --> 00:40:42,280
این کارو نکن

573
00:40:50,960 --> 00:40:54,640
... ارمگارد گروبل، شما رو به جرم فرار از زندان

574
00:40:54,680 --> 00:40:57,320
... و به اتهام قتل اتل برومفت بازداشت می‌کنم ...

575
00:40:57,360 --> 00:40:59,760
مجبور نیستی حرفی بزنی ...
... مگه اینکه خودت مایل باشی

576
00:40:59,800 --> 00:41:02,040
...اما هر حرفی بزنی مکتوب می‌شه ...

577
00:41:02,080 --> 00:41:04,520
و ممکنه به عنوان مدرک ازش استفاده بشه
متوجه شدی؟
