﻿1
00:00:45,840 --> 00:00:47,480
زود باش دیگه

2
00:00:50,520 --> 00:00:52,680
یالا، خیلی یواش هُل می‌دی

3
00:00:52,840 --> 00:00:54,040
زور بزن دیگه

4
00:00:54,200 --> 00:00:56,000
انقدر نفس نفس نزن، گوساله‌ی عقب‌مونده

5
00:00:56,160 --> 00:00:58,840
اومدم هوا بخورم، نمی‌خوام
بوی گندِ تو بره تو دماغم

6
00:00:59,000 --> 00:01:00,280
خیلی سخته

7
00:01:00,440 --> 00:01:02,560
تو از سختی چی می‌دونی؟

8
00:01:09,920 --> 00:01:11,440
پیشتون بمونم؟

9
00:01:11,600 --> 00:01:14,840
برای چی؟ که با حرفات حالمو خوب کنی؟

10
00:01:17,880 --> 00:01:19,560
خواستین برگردین داد بزنین

11
00:01:19,720 --> 00:01:22,480
اگه صدام بلند بشه که
... دیگه کسی نمی‌تونه ساکتم کنه

12
00:01:22,640 --> 00:01:25,720
شاید داد بزنم به همه بگم
داستان واقعی این خونه چیه

13
00:01:25,880 --> 00:01:27,200
اون وقت چی می‌شه؟ ...

14
00:01:27,360 --> 00:01:29,400
... ‫می‌دونی چه بلایی سر تو و ویلفرد

15
00:01:29,560 --> 00:01:32,480
‫... و اون مسافرت احمقانه‌تون میاد؟

16
00:03:02,040 --> 00:03:03,840
پدر مایکل؟

17
00:03:04,000 --> 00:03:05,960
آدام هستم

18
00:04:04,520 --> 00:04:06,200
یا خدا

19
00:04:06,360 --> 00:04:08,120
... ‫یه انسان اینجاس

20
00:04:08,280 --> 00:04:10,280
‫ ...مرد هم که هست

21
00:04:11,360 --> 00:04:12,960
پس اون ماشین خوشگل مال شماس ...

22
00:04:13,120 --> 00:04:15,400
دنبال پدر مایکل می‌گردین؟

23
00:04:15,560 --> 00:04:17,920
... دوستش هستم

24
00:04:18,080 --> 00:04:20,800
قرار داشتیم این آخر هفته
‫بیام پیشش ولی...

25
00:04:22,240 --> 00:04:25,160
‫- انگار...
‫- دو هفته دیر کردین

26
00:04:25,320 --> 00:04:27,440
‫- چطور...
‫- سکته‌ی قلبی

27
00:04:27,600 --> 00:04:30,360
... قلبش ناراحت بود، رفت بیمارستان

28
00:04:30,520 --> 00:04:33,160
‫تازه مرخص شده بود
همون شبش مُرد

29
00:04:33,320 --> 00:04:36,400
‫- این‌جا؟
‫- روی صندلی

30
00:04:36,560 --> 00:04:38,960
‫هنوز لباس کشیشی تنش بود

31
00:04:39,120 --> 00:04:42,080
انگار تو خواب تموم کرده بود

32
00:04:42,240 --> 00:04:45,240
‫- مگی هیوسن
‫- آدام دالگیش

33
00:04:45,400 --> 00:04:47,640
... ‫همسرم، اریک، پزشک

34
00:04:47,800 --> 00:04:50,920
مجموعه‌ی توینتن هست ...
پدر مایکل هم کشیش اینجا بود

35
00:04:51,080 --> 00:04:52,400
‫تو هم اینجا کار می‌کنی؟

36
00:04:52,560 --> 00:04:54,360
... ‫فعلاً علاقه ندارم

37
00:04:54,520 --> 00:04:58,520
‫ویلفرد خیلی تلاش می‌کنه نظرمو
عوض کنه، اما فعلاً مقاومت کرده‌م

38
00:04:58,680 --> 00:05:00,600
ویلفرد اَنِستی، مالک اینجاس

39
00:05:00,760 --> 00:05:03,200
... اون خودشو «فرانسیس اَسیسی» می‌دونه
(از مقدسان کاتولیک و بنیانگذار رسته‌ی راهبان فرانسیسکان)

40
00:05:03,360 --> 00:05:05,320
اگه اون قدیس باشه، لابد منم کافرم ...

41
00:05:05,480 --> 00:05:07,640
مایکل اخیراً نگفته بود چیزی اذیتش می‌کنه؟‫

42
00:05:07,800 --> 00:05:11,200
‫- به من که چیزی نگفت
‫- آخرین نفر کی دیدتش؟

43
00:05:11,360 --> 00:05:13,760
‫فکر کنم گریس، یکی
‫از ساکنین این‌جاست

44
00:05:13,920 --> 00:05:15,360
... ‫اگه یه وقت بخوام اعتراف کنم، می‌گم

45
00:05:15,520 --> 00:05:17,680
پدر مایکل از حرفای گریس خسته شده و مُرده ...

46
00:05:18,960 --> 00:05:22,320
عذر می‌خوام ... شوخی خوبی نبود

47
00:05:22,480 --> 00:05:23,840
مایکل زیاد درباره این
... ‫مجموعه به من چیزی نگفته

48
00:05:24,000 --> 00:05:25,880
فقط گفته بود که یه‌جور ...
‫خونه‌ی سالمندان جمع و جوره

49
00:05:26,040 --> 00:05:27,760
الان دیگه خیلی جمع و جور شده

50
00:05:27,920 --> 00:05:30,440
... الان فقط چهار نفر اینجا ساکن هستن

51
00:05:30,600 --> 00:05:32,880
‫... بعد از مرگ ویکتور هولروید
دیگه ‫کسی رو پذیرش نکردن

52
00:05:33,040 --> 00:05:34,880
ویکتور هم اینجا ساکن بود

53
00:05:35,040 --> 00:05:38,600
به ظاهر آدم بداخلاقی بود
اما منو که خیلی می‌خندوند

54
00:05:40,320 --> 00:05:43,080
خودشو از بالای صخره‌های توینتن انداخت پایین ...

55
00:05:43,240 --> 00:05:46,480
‫- دو ماه پیش
‫- متاسفم

56
00:05:46,640 --> 00:05:49,360
‫همه یه‌جوری رفتار می‌کردن انگار حادثه بوده

57
00:05:49,520 --> 00:05:52,560
‫... به هر حال اینجا باید از ساکنین مراقبت
کنن، همچین اتفاقی خیلی به نفعشون نیست

58
00:05:53,360 --> 00:05:55,160
درسته

59
00:05:55,320 --> 00:05:57,160
... ما درست بالای جاده زندگی می‌کنیم

60
00:05:57,320 --> 00:05:58,600
توی یه خونه بزرگ و زشت ...

61
00:05:58,760 --> 00:06:01,880
اگه چیزی لازم داشتین حتماً به ما بگین

62
00:06:02,040 --> 00:06:04,240
ممنون -
... به خاطر مایکل هم -

63
00:06:05,040 --> 00:06:06,600
متاسفم ...

64
00:06:22,480 --> 00:06:24,240
... آدام عزیزم»

65
00:06:24,400 --> 00:06:27,560
از شنیدن خبر مصیبتی که بر تو ...
... وارد شد خیلی ناراحت شدم

66
00:06:27,720 --> 00:06:30,160
... البته، بسیار خوشحالم که دوباره می‌بینمت ...

67
00:06:30,320 --> 00:06:33,240
... البته اگه برایت مقدور باشد  ...

68
00:06:41,360 --> 00:06:45,280
... امیدوارم بتوانی کمکم کنی ...

69
00:06:45,440 --> 00:06:47,640
... ‫ ...شرایطی در خانه‌ی ییلاقی پیش آمده

70
00:06:47,800 --> 00:06:49,680
‫...که مرا نگران می‌کند ...

71
00:06:54,720 --> 00:06:57,960
«می‌دانی که همیشه دعایت می‌کنم...

72
00:07:34,640 --> 00:07:37,240
‫- ویلفرد انستی
‫- آدام دالگیش

73
00:07:37,400 --> 00:07:39,240
‫در خدمتت هستم آدام

74
00:07:39,400 --> 00:07:41,520
‫دوست پدر مایکل هستم،
... ‫قرار بود آخر این هفته

75
00:07:41,680 --> 00:07:43,880
‫ ... تو کلبه‌ی «هوپ» پیشش بمونم

76
00:07:44,040 --> 00:07:46,320
متاسفانه باید خبر بدی بهت بدم

77
00:07:46,480 --> 00:07:50,320
خبر رو ‫شنیده‌م، مگی هیوسن رو تو کلبه دیدم

78
00:07:50,480 --> 00:07:52,840
امیدوارم از طرف ما هم بهت تسلیت گفته باشه

79
00:07:53,000 --> 00:07:56,080
مایکل از اعضای با ارزش مجموعه‌ی ما بود

80
00:07:57,320 --> 00:07:59,520
حتماً باورش برات سخت بوده

81
00:07:59,680 --> 00:08:02,240
برای ما که این‌طور بود

82
00:08:02,400 --> 00:08:05,240
خبر نداشتم کارش به بیمارستان کشیده بوده

83
00:08:05,400 --> 00:08:06,680
... وقتی حالش داشت بهتر می‌شد

84
00:08:06,840 --> 00:08:09,320
‫ ... خیلی تلاش کردم قانعش کنم
... پیش بقیه تو خونه بمونه

85
00:08:09,480 --> 00:08:12,160
ولی اصرار داشت برگرده به کلبه ...

86
00:08:12,320 --> 00:08:14,920
‫اون روز بعد‌از‌ظهر دکتر
... ‫هیوستن بهش سر زد

87
00:08:15,080 --> 00:08:17,080
بعد از اون کسی دیدش؟

88
00:08:17,240 --> 00:08:18,960
... یکی از ساکنان‌مون

89
00:08:19,120 --> 00:08:22,920
‫گریس ویلسون‫،
‫غروب دیده بودش

90
00:08:23,080 --> 00:08:25,720
... بعد هم ‫قرار بود هلن، پرستار‌مون، بره پیشش

91
00:08:25,880 --> 00:08:28,960
اما متاسفانه گویا اشتباهی  ...
پیش اومده بود و نرفته بود

92
00:08:30,280 --> 00:08:32,440
پس در تنهایی مرده بود؟

93
00:08:33,840 --> 00:08:36,000
آخر کار همه تنهاییم

94
00:08:36,880 --> 00:08:38,800
مثل ویکتور هولروید

95
00:08:42,480 --> 00:08:44,920
گویا دهن مگی مثل همیشه قرص بوده

96
00:08:45,800 --> 00:08:48,080
مایکل برام نامه نوشته بود

97
00:08:48,240 --> 00:08:49,640
گفته بود یه چیزی نگرانش کرده

98
00:08:49,800 --> 00:08:51,560
حدس نمی‌زنین علت نگرانیش چی بوده؟

99
00:08:51,720 --> 00:08:53,800
مایکل آدم توداری بود

100
00:08:54,920 --> 00:08:56,800
حرف‌هاش رو به کسی نمی‌گفت

101
00:08:58,120 --> 00:09:00,520
... مثلاً در تمام مدتی که اینجا بود

102
00:09:01,760 --> 00:09:03,320
... هیچوقت از شما حرفی نزده بود ...

103
00:09:03,480 --> 00:09:05,440
حتی یک‌بار ...

104
00:09:08,200 --> 00:09:11,280
... حیف شد، این همه راه رو بی‌نتیجه اومدی

105
00:09:11,440 --> 00:09:13,720
امیدوارم سفر برگشتت بی‌خطر باشه ...

106
00:09:13,880 --> 00:09:17,480
... راستش الان آماده‌ی برگشتن نیستم

107
00:09:17,640 --> 00:09:19,320
... برنامه داشتم آخر هفته رو توی کلبه بگذرونم ...

108
00:09:19,480 --> 00:09:21,280
‫ ... ترجیح می‌دم برنامه رو تغییر ندم

109
00:09:21,440 --> 00:09:23,400
... می‌خوام ببینم زندگی پدر مایکل اینجا چطور بوده ...

110
00:09:23,560 --> 00:09:25,280
مشکلی که نیست؟

111
00:09:26,440 --> 00:09:28,280
‫البته که نه

112
00:09:28,440 --> 00:09:30,480
خوشحال هم می‌شیم

113
00:09:30,640 --> 00:09:33,080
‫امیدوارم این‌جا
‫آرامش داشته باشین

114
00:10:09,280 --> 00:10:11,320
هلن هستم آقای دالگلیش

115
00:10:11,480 --> 00:10:13,400
‫ویلفرد خواست
‫اینا رو براتون بیارم

116
00:10:15,160 --> 00:10:17,080
لطف کردی، ممنون

117
00:10:19,080 --> 00:10:21,000
... راستی اون شبی که پدر مایکل

118
00:10:21,160 --> 00:10:23,640
فوت کرد، جریان اون اشتباه چی بود؟ ...

119
00:10:23,800 --> 00:10:26,400
‫قرار بود بعد از اینکه
‫گریس رفت، به پدر سر بزنی؟

120
00:10:27,400 --> 00:10:29,400
... خب، اریک خواست به پدر سر بزنم

121
00:10:29,560 --> 00:10:32,160
... بهش گفتم به مگی یا دنیس بگه ...

122
00:10:32,320 --> 00:10:35,200
من مشغول کار‌های ...
‫ساکنین بودم، سرم شلوغ بود

123
00:10:35,360 --> 00:10:38,480
‫- خب چی شد؟
‫- مگی قبول نکرده بود

124
00:10:38,640 --> 00:10:40,800
اریک نتونسته بود دنیس رو پیدا کنه ...

125
00:10:40,960 --> 00:10:43,440
... فکر کرده بود چون به من گفته بوده، من می‌رم

126
00:10:43,600 --> 00:10:45,840
منم فکر کردم یکی دیگه رو می‌فرسته ...

127
00:10:47,360 --> 00:10:50,000
پدر مایکل اصرار ‫داشته تو کلبه بمونه

128
00:10:50,160 --> 00:10:51,640
... ‫با خودت فکر نکردی که می‌خواسته

129
00:10:51,800 --> 00:10:53,120
کسی رو ببینه، یه نفر غیر از گریس؟ ...

130
00:10:53,280 --> 00:10:55,840
... ‫یادم نمیاد تا حالا غیر از ما کسی

131
00:10:56,000 --> 00:10:57,840
‫ ... پیشش رفته باشه

132
00:10:58,000 --> 00:10:59,480
‫البته تا الان که شما اومدین

133
00:11:03,160 --> 00:11:04,760
‫شب بخیر

134
00:11:59,080 --> 00:12:02,600
به نظر ‫ویلفرد مهمه ما
حس مفید بودن داشته باشیم

135
00:12:02,760 --> 00:12:04,840
‫باعث می‌شه هدف داشته باشیم

136
00:12:06,120 --> 00:12:08,040
... ‫گاهی با خودم فکر می‌کنم

137
00:12:08,200 --> 00:12:10,720
‫مرغ‌ها هدف‌ زندگیشون رو می‌دونن؟

138
00:12:10,880 --> 00:12:13,520
تخم‌هاشون رو از زیرشون برمی‌داریم

139
00:12:13,680 --> 00:12:16,240
سرشون رو می‌بُریم و می‌ندازیمشون تو قابلمه

140
00:12:16,400 --> 00:12:17,920
شما رو که مجبور نمی‌کنن سرشونو ببُرین؟

141
00:12:18,080 --> 00:12:20,720
چند وقته اینجایین؟

142
00:12:20,880 --> 00:12:23,360
چهار سال
اینجا خیلی هم بد نیست

143
00:12:23,520 --> 00:12:25,680
همین که نزدیک دریا هستیم خوبه

144
00:12:25,840 --> 00:12:28,920
هرچند، معمولاً نمی‌شه دیدش

145
00:12:29,080 --> 00:12:32,400
‫ویکتور مجبور بود خیلی
نزدیک بشه تا بتونه ببیندش

146
00:12:32,560 --> 00:12:35,960
... آقای هولروید می‌خواست از خودش دور بشه

147
00:12:36,120 --> 00:12:38,280
آدم قدرتمندی بود ...

148
00:12:38,440 --> 00:12:42,200
دنیس بیچاره رو مجبور می‌کرد ببردش بالا

149
00:12:42,360 --> 00:12:45,400
می‌خواستی درباره
‫پدر مایکل حرف بزنی؟

150
00:12:45,560 --> 00:12:49,000
بله اگه اشکال نداره
شما آخرین نفری بودین که دیدینش؟

151
00:12:49,160 --> 00:12:52,240
‫- برای اعتراف رفتم پیشش
حالش به نظر خوب بود؟ -

152
00:12:52,400 --> 00:12:55,400
مشکلی نداشت؟ -
شاید یه کم ضعیف بود -

153
00:12:57,080 --> 00:12:59,760
فکر ‌کنم درست بعد از رفتن شما، تموم کرده

154
00:12:59,920 --> 00:13:01,040
چرا این طور فکر می‌کنی؟

155
00:13:01,200 --> 00:13:02,840
‫خانم هیوستن می‌گه
... ‫وقتی پیداش کرده

156
00:13:03,000 --> 00:13:04,240
رداش رو به تن داشته ...

157
00:13:04,400 --> 00:13:05,320
... مگه معمولاً به محض تموم شدن

158
00:13:05,480 --> 00:13:06,880
مراسم اعتراف، ردا رو از تن درنمی‌آورد؟ ...

159
00:13:07,040 --> 00:13:08,520
درآوردش

160
00:13:08,680 --> 00:13:11,080
وقتی اعترافم تموم شد، ردا رو درآورد

161
00:13:11,240 --> 00:13:13,960
تا کرد و گذاشتش روی میز ...

162
00:13:14,120 --> 00:13:16,160
مثل همیشه ...

163
00:13:18,720 --> 00:13:20,640
... ممکنه یه نفر بعد از شما رفته ‌باشه

164
00:13:20,800 --> 00:13:22,320
‫ ... دیدن مایکل؟

165
00:13:22,480 --> 00:13:24,080
... کسی برای اعتراف نرفته

166
00:13:24,240 --> 00:13:26,160
و از ساکنین خانه هم نبوده ...

167
00:13:32,400 --> 00:13:34,160
... فردا ‫من مسئول صبحانه هستم

168
00:13:34,320 --> 00:13:35,720
می‌تونم از اینا استفاده کنم

169
00:13:35,880 --> 00:13:37,400
‫- خیلی قشنگه...
‫- عذر می‌خوام!

170
00:13:37,560 --> 00:13:38,960
... اما نمی‌شه یه دفعه این‌طوری کنی که

171
00:13:39,120 --> 00:13:41,440
می‌بینم که گریس رو پیدا کردین آقای دالگلیش

172
00:13:41,600 --> 00:13:44,160
بهتره اینا رو ببرم آشپزخونه

173
00:13:44,320 --> 00:13:46,880
‫- کم‌کم وقت ناهاره
‫- شما هم باید بیاید پیش ما

174
00:13:47,040 --> 00:13:49,600
جولیوس لطفاً اطراف رو به آدام نشون بده

175
00:13:54,800 --> 00:13:56,400
شما هم اینجا کار می‌کنین؟ -
‫- نه، نه

176
00:13:56,560 --> 00:13:58,560
ویلفرد همکلاسی قدیمی منه

177
00:13:58,720 --> 00:13:59,960
... منم ‫یه کلبه این‌جا دارم و گاهی هم

178
00:14:00,120 --> 00:14:01,840
توی حساب‌کتاب‌ها کمکش می‌کنم ...

179
00:14:05,000 --> 00:14:08,320
مراقب باشین، این پایین یه کم شلوغه

180
00:14:08,480 --> 00:14:09,880
تو شهرک زندگی می‌کنین؟

181
00:14:10,040 --> 00:14:13,040
هر وقت بتونم میام این‌جا
اما ‫یه جایی هم توی لندن دارم

182
00:14:14,040 --> 00:14:15,480
تو لندن چیکار می‌کنین؟

183
00:14:15,640 --> 00:14:18,680
چند ‌جا سرمایه‌گذاری کردم
‫می‌رم به اونا سر می‌زنم

184
00:14:21,880 --> 00:14:24,920
کارگاه و فروشگاه صنایع دستی

185
00:14:25,080 --> 00:14:27,920
هنری از ساکنین این‌جاست
... ‫ایشون آدام دالگیش هستن

186
00:14:28,080 --> 00:14:31,160
‫  ... از دوستان پدر مایکل

187
00:14:31,320 --> 00:14:33,440
بهتون ‫تسلیت می‌گم

188
00:14:33,600 --> 00:14:36,480
اینجا کارگاه خانوادگی خانه‌ی ییلاقیه

189
00:14:36,640 --> 00:14:39,040
کِرِم دست و نمک حمام درست
می‌کنن و از طریق پست می‌فروشن

190
00:14:39,200 --> 00:14:42,520
... فقط لانولین، روغن بادام و گلیسرینه

191
00:14:42,680 --> 00:14:46,240
که می‌ریزیمش تو یه شیشه‌ی‫کوچیک
و یه برچسب خوشگل هم روش می‌زنیم

192
00:14:46,400 --> 00:14:49,040
ویلفرده
خیلی شبیهه

193
00:14:49,200 --> 00:14:52,200
هنری درستش کرده -
‫- خیلی وقت پیش

194
00:14:52,360 --> 00:14:54,680
ایشون هم دنیس هستن

195
00:14:58,120 --> 00:15:00,680
از دیدن‌تون خوشوقتم

196
00:15:00,840 --> 00:15:02,440
... دنیس مراقب ساکنین خونه

197
00:15:02,600 --> 00:15:05,320
و تمام تجهیزات اینجاس ...

198
00:15:05,480 --> 00:15:07,120
مسئولیت سنگینیه

199
00:15:07,280 --> 00:15:09,920
دوست دارم سرم شلوغ باشه

200
00:15:10,080 --> 00:15:12,040
عقیده داری شیطان برای آدم بیکار، کار درست می‌کنه؟

201
00:15:13,600 --> 00:15:15,480
‫نه، منظورم این بود که...

202
00:15:21,600 --> 00:15:24,080
دنیس با غریبه‌ها خوب کنار نمیاد

203
00:15:24,240 --> 00:15:26,600
وقتی ویکتور هولروید
‫مُرد، اون پیشش بود؟

204
00:15:26,760 --> 00:15:28,840
پس شما هم جریان رو شنیدین؟

205
00:15:29,000 --> 00:15:31,240
راستش تا آخر کنارش نبوده ...

206
00:15:31,400 --> 00:15:33,320
... ظاهراً ویکتور خواسته بود تنها باشه ...

207
00:15:33,480 --> 00:15:36,040
دنیس هم برگشته بود پایین ...

208
00:15:37,880 --> 00:15:40,160
وحشتناکه

209
00:15:40,320 --> 00:15:42,200
... من اون موقع لندن بودم

210
00:15:42,360 --> 00:15:44,760
اما ویلفرد می‌گفت دنیس خیلی ناراحت شده بود ...

211
00:15:52,240 --> 00:15:54,840
این هم مرکز کل عملیات ...

212
00:15:55,000 --> 00:15:56,920
آدام دالگیش
ایشون هم هلن رِینِر هستن

213
00:15:57,080 --> 00:15:58,760
‫- پرستار‌مون
‫- دوباره سلام

214
00:15:58,920 --> 00:16:01,960
سلام -
گریس رو هم که می‌شناسین -

215
00:16:02,120 --> 00:16:04,760
گریس‌ برای اهالی
‫این خونه، خبرنامه می‌نویسه

216
00:16:04,920 --> 00:16:07,480
هر ماه یه نسخه میاد بیرون
تمام انگلستان رو می‌چرخه

217
00:16:07,640 --> 00:16:10,600
... دو تا مشترک از آمریکا داریم ...

218
00:16:10,760 --> 00:16:12,200
یه نفر از جنوب فرانسه ...

219
00:16:12,360 --> 00:16:14,680
... یه کم خبر می‌نویسیم، کنارش هم

220
00:16:14,840 --> 00:16:16,680
تبلیغ فروش محصولاتمون ...

221
00:16:16,840 --> 00:16:18,720
تعداد مشترکین زیاده؟ -
شصت و هشت نفر -

222
00:16:18,880 --> 00:16:21,720
اینقدر مشخصاتشون رو تایپ کرده‌م
که همه رو از حفظ شده‌م

223
00:16:21,880 --> 00:16:24,000
جدی؟ -
فقط از روی حافظه کار می‌کنم -

224
00:16:24,160 --> 00:16:26,040
... از روی اسم آدم‌ها و نشونی خونه‌شون

225
00:16:26,200 --> 00:16:29,000
قیافه‌هاشون رو برای خودم تصور می‌کنم ...

226
00:16:29,160 --> 00:16:30,920
لوردز؟
(شهری مذهبی در جنوب غربی فرانسه، با چشمه‌های آبگرم)

227
00:16:31,080 --> 00:16:33,480
بله، زیارتگاه ماست

228
00:16:33,640 --> 00:16:35,400
چهارشنبه می‌ریم اونجا

229
00:16:35,560 --> 00:16:38,360
سالی دوبار برای درمان می‌ریم اونجا

230
00:16:38,520 --> 00:16:41,520
دو سال یه بار -
سالی دو بار -

231
00:16:41,680 --> 00:16:44,720
... قبلاً یه ون کرایه می‌کردیم

232
00:16:44,880 --> 00:16:46,880
اما پارسال تو راه برگشت تصادف کردیم ...

233
00:16:47,040 --> 00:16:48,560
دو تا از صندلی‌های چرخ‌دار داغون شدن ...

234
00:16:48,720 --> 00:16:51,080
...  برای همین جولیوس فکر کرد بهتره که

235
00:16:51,240 --> 00:16:53,240
یه ماشین مخصوص برامون بخره ...

236
00:16:53,400 --> 00:16:55,040
... خب چطور راضی می‌شدم دفعه‌ی دیگه

237
00:16:55,200 --> 00:16:58,360
باز با یکی از اون ارابه‌های مرگ برین مسافرت؟ ...

238
00:17:05,320 --> 00:17:09,360
لوردز فکر ویلفرد بوده؟

239
00:17:09,520 --> 00:17:11,800
چند سال پیش اون مریض می‌شه

240
00:17:11,960 --> 00:17:13,440
به سختی می‌تونسته راه بره ...

241
00:17:13,600 --> 00:17:15,720
در نهایت تو بیمارستان سنت‌سِیوِیر در لندن بستری می‌شه ...

242
00:17:15,880 --> 00:17:18,760
اونجا نتونستن کاری براش بکنن
... برای همین رفت لوردز

243
00:17:18,920 --> 00:17:21,000
تو چشمه‌ی اون غار معروف حمام کرد ...
(زیارتگاهی در شهر لوردز که مشهور است حضرت مریم آنجا دیده شده)

244
00:17:21,160 --> 00:17:23,160
وقتی برگشت سالم و سرحال بود ...

245
00:17:24,560 --> 00:17:26,720
... برای اینجا رو راه انداخت ...

246
00:17:26,880 --> 00:17:28,920
و برای همین ساکنین رو می‌بره اونجا ...

247
00:17:29,080 --> 00:17:32,560
داستان جالبی بود -
...بیمار بود و الان حالش خوبه  -

248
00:17:32,720 --> 00:17:34,080
فقط همین برای من مهمه ...

249
00:17:35,800 --> 00:17:37,640
... اعلان وقت ناهار

250
00:17:37,800 --> 00:17:39,960
این علامت یعنی من باید شما رو ترک کنم ...

251
00:18:07,960 --> 00:18:10,040
‫- اریک هیوسن
‫- همسر مگی

252
00:18:10,200 --> 00:18:12,640
دکتر هیوسن، پزشک

253
00:18:13,480 --> 00:18:15,200
آدام دالگیش

254
00:18:16,480 --> 00:18:18,000
اورسلا هالیس

255
00:18:19,920 --> 00:18:22,560
پس با همه آشنا شدین؟

256
00:18:22,720 --> 00:18:24,920
... همه به جز

257
00:18:25,080 --> 00:18:26,640
جنی ... آقای دالگیش

258
00:18:26,800 --> 00:18:28,480
از دوستان پدر مایکل هستن که از لندن اومدن

259
00:18:28,640 --> 00:18:30,840
خوشوقتم

260
00:18:31,000 --> 00:18:33,480
مایکل رو از کجا می‌شناختین؟

261
00:18:33,640 --> 00:18:35,560
... پدرم کشیش یه کیسای محلی کوچک

262
00:18:35,720 --> 00:18:38,200
بود تو نورفوک، وقتی بچه بودم مایکل معاونش بود ...

263
00:18:38,360 --> 00:18:40,440
شما هم شغل خانوادگی رو انتخاب کردین؟

264
00:18:40,600 --> 00:18:42,160
... نه، من سربازرس هستم

265
00:18:42,320 --> 00:18:44,400
تو پلیس شهری لندن ...

266
00:18:44,560 --> 00:18:48,200
خیلی هیجان انگیزه -
اینم یه شغله دیگه ... مگی -

267
00:18:48,360 --> 00:18:50,160
... به نظر من که گیر انداختن قاتل‌ها و دار زدنشون

268
00:18:50,320 --> 00:18:51,640
خیلی کار جالبیه  ...

269
00:18:51,800 --> 00:18:53,240
البته این روزا دیگه دارشون نمی‌زنن

270
00:18:53,400 --> 00:18:55,080
... اونایی که قبلاً می‌گرفتیشون چطور؟

271
00:18:55,240 --> 00:18:59,160
اونا رو دار زده‌ن؟ ... -
بسه دیگه جنی، شروع کنیم لطفاً -

272
00:18:59,320 --> 00:19:01,120
یه ذره فضولی کردم دیگه

273
00:19:01,280 --> 00:19:02,760
پنج نفرشون

274
00:19:02,920 --> 00:19:05,120
... وای، پنج نفر رو دار زده‌ن

275
00:19:05,280 --> 00:19:06,760
به خاطر شما ...

276
00:19:06,920 --> 00:19:08,920
... این باعث نشد که شما -
جنی -

277
00:19:19,520 --> 00:19:21,480
قانون رو به یاد بیاریم

278
00:19:24,000 --> 00:19:26,200
موقع غذا نباید حرف بزنیم

279
00:19:26,360 --> 00:19:29,240
... جسم من زندان من است

280
00:19:29,400 --> 00:19:30,840
...و من چنان مطیع قانونم ...

281
00:19:31,000 --> 00:19:33,200
که از این زندان فرار نمی‌کنم ...

282
00:19:34,400 --> 00:19:36,280
خداوند منزه است

283
00:19:36,440 --> 00:19:38,440
... من با گرسنگی کشیدن و غذا ندادن

284
00:19:38,600 --> 00:19:41,840
به این بدن، مرگ خود ...
را تسریع نخواهم کرد

285
00:19:42,000 --> 00:19:43,680
خداوند منزه است

286
00:21:03,640 --> 00:21:05,960
عذر می‌خوام، متوجه نشدم

287
00:21:06,120 --> 00:21:09,520
... اومدم قدم بزنم که اینجا رو دیدم

288
00:21:09,680 --> 00:21:11,520
ساختمون عجیبیه ...

289
00:21:11,680 --> 00:21:14,160
برج سیاه

290
00:21:14,320 --> 00:21:17,080
... در اصل در قرن هفدهم ساخته شده

291
00:21:17,240 --> 00:21:19,640
... جد بزرگم اینجا رو بازسازی کرد ...

292
00:21:19,800 --> 00:21:23,840
اون براساس کتاب مکاشفه‌ی یوحنا برای  ...
خودش یه مذهب جدید ابداع کرده بود

293
00:21:24,000 --> 00:21:25,600
آخرالزمان و داوری نهایی؟

294
00:21:25,760 --> 00:21:29,600
اون کتاب براش یه جور نقشه‌ی راه بود
که اون رو به پیروزی نهایی می‌رسوند

295
00:21:29,760 --> 00:21:32,480
پیروزی بر چی؟  -
مرگ -

296
00:21:32,640 --> 00:21:35,480
... در سال 1887 خودش رو این بالا حبس کرد

297
00:21:35,640 --> 00:21:37,600
تا زمان ظهور منجی فرا برسه ...

298
00:21:37,760 --> 00:21:40,520
سه ماه بعد پیدا کردن

299
00:21:40,680 --> 00:21:42,440
... سعی کرده بود با انگشتاش

300
00:21:42,600 --> 00:21:45,040
راهی به بیرون باز کنه  ...
انگشتاش به استخوان رسیده بود

301
00:21:45,200 --> 00:21:47,000
... به نظرم این کاریه که همه‌ می‌کنیم

302
00:21:47,160 --> 00:21:50,200
با فناپذیر بودن می‌جنگیم ...

303
00:21:50,360 --> 00:21:53,120
برای همین این مجموعه رو راه انداختی؟

304
00:21:53,280 --> 00:21:56,200
... بلایی سرم اومد و نجات داده شدم

305
00:21:56,360 --> 00:21:58,440
... می‌خواستم معنیش رو نشون بدم ...

306
00:21:58,600 --> 00:22:01,200
... نه فقط برای خودم، بلکه ...

307
00:22:01,360 --> 00:22:03,760
بقیه هم شاهد باشن؟ -
بله -

308
00:22:03,920 --> 00:22:05,600
این‌طور هم می‌شه گفت

309
00:22:07,480 --> 00:22:09,800
هنوز از اینجا استفاده می‌کنین

310
00:22:09,960 --> 00:22:12,080
برای عبادت میام اینجا

311
00:22:12,240 --> 00:22:13,800
عبادت خصوصی

312
00:22:14,800 --> 00:22:18,000
پدر مایکل هم اینجا می‌اومد

313
00:22:18,160 --> 00:22:20,920
تضاد بین شما باید جالب بوده باشه

314
00:22:21,080 --> 00:22:23,920
... گاهی با هم اختلاف عقیده داشتیم

315
00:22:24,080 --> 00:22:26,400
به نظر من اختلاف‌هامون چالشی بود ...

316
00:22:27,840 --> 00:22:30,480
... ظرف چند ماه گذشته دو نفر اینجا مرده‌ن

317
00:22:33,400 --> 00:22:35,360
فکر کنم اوضاع سختی دارین ...

318
00:22:35,520 --> 00:22:37,560
... من چالش‌های زیادی رو از سر گذروندم

319
00:22:39,800 --> 00:22:41,720
اما هنوز سرپا هستم ...

320
00:22:43,240 --> 00:22:45,520
اما هیچ‌وقت در اینجا رو
... به روی خودم قفل نمی‌کنم

321
00:22:45,680 --> 00:22:48,320
تا مجبور نباشم ...
برای بیرون رفتن تقلا کنم

322
00:22:50,160 --> 00:22:52,480
از بقیه‌ی پیاده‌رویت لذت ببر ...

323
00:23:08,640 --> 00:23:09,840
چه غافلگیری خوبی

324
00:23:10,000 --> 00:23:12,520
... می‌خواستم چیزی ازتون بپرسم

325
00:23:12,680 --> 00:23:14,520
موضوع یه‌کم حساسه ...

326
00:23:16,080 --> 00:23:19,440
... یه چیزی تو اتاق کار پدر مایکل پیدا کردم

327
00:23:20,840 --> 00:23:22,400
چیزی که کنجکاوم کرد ...

328
00:23:23,280 --> 00:23:25,360
... یه فحش‌نامه

329
00:23:27,400 --> 00:23:29,320
به شما چیزی گفته بود؟ ...

330
00:23:31,800 --> 00:23:32,920
... خبر داری که کس دیگه‌ای هم

331
00:23:33,080 --> 00:23:35,000
تو مجموعه همچین نامه‌ای گرفته باشه؟ ...

332
00:23:39,000 --> 00:23:41,880
... حدود یه هفته قبل از مرگ ویکتور

333
00:23:43,720 --> 00:23:45,400
خیلی زشت بود ...

334
00:23:45,560 --> 00:23:48,640
من که پاره‌ش کردم و انداختمش تو دستشویی

335
00:23:48,800 --> 00:23:50,320
خبر داری بقیه هم همچین نامه‌ای گرفتن یا نه؟

336
00:23:50,480 --> 00:23:53,520
نه، فکر می‌کردم فقط برای من اومده

337
00:23:53,680 --> 00:23:55,480
به پلیس خبر ندادی؟

338
00:23:55,640 --> 00:23:59,120
نمی‌تونستم به کسی نشونش بدم

339
00:24:00,000 --> 00:24:01,160
درک می‌کنم

340
00:24:01,320 --> 00:24:03,520
... بدترین نکته‌ش این بود که متوجه شدم

341
00:24:03,680 --> 00:24:06,000
نامه روی همین دستگاه تایپ شده ...

342
00:24:17,920 --> 00:24:20,360
سربازرس

343
00:24:20,520 --> 00:24:22,080
اومدین منو بازداشت کنین؟

344
00:24:22,400 --> 00:24:24,440
اینجا تا وست‌اِند خیلی فاصله داره

345
00:24:24,600 --> 00:24:26,760
... نمی‌دونم، ویلفرد رو که دیدی

346
00:24:26,920 --> 00:24:29,760
معلوم نیست چی می‌شه ...

347
00:24:29,920 --> 00:24:32,080
... ظاهرتون یه جوریه انگار هیچ‌وقت مرخصی نبودین

348
00:24:32,800 --> 00:24:34,360
متاهل هستین؟ ...

349
00:24:36,960 --> 00:24:39,480
بله -
منم همین طور -

350
00:24:40,640 --> 00:24:42,480
البته فکر کنم ...

351
00:24:42,640 --> 00:24:44,480
شوهرتون کجاس؟

352
00:24:44,640 --> 00:24:47,920
خونه‌س، خونه‌مون طبقه‌ی چهارمه

353
00:24:48,080 --> 00:24:50,920
متوجه شدم
چی شد اینجا رو انتخاب کردین؟

354
00:24:51,080 --> 00:24:53,360
... مردم فکر می‌کنن وقتی یه نفر پاش از کار می‌افته

355
00:24:53,520 --> 00:24:55,440
... مغزش هم از کار می‌افته ...

356
00:24:56,760 --> 00:24:59,080
برای همین به جای آدم تصمیم می‌گیرن ...

357
00:24:59,240 --> 00:25:01,600
حالا اینجا راحت هستین؟

358
00:25:03,240 --> 00:25:06,080
بدتر از اینجا هم بوده‌م
... در ضمن، موقتی اینجام

359
00:25:06,240 --> 00:25:08,160
شوهرم به زودی میاد دنبالم ...

360
00:25:11,200 --> 00:25:13,280
بابت فوت مایکل تسلیت می‌گم

361
00:25:18,800 --> 00:25:20,880
مایکل اینجا خوشحال بود؟

362
00:25:21,040 --> 00:25:23,800
آره، انگار از اینجا خوشش می‌اومد

363
00:25:23,960 --> 00:25:25,800
ویکتور چطور؟

364
00:25:27,720 --> 00:25:30,200
با کسی درباره‌ش حرف زدی؟ -
مگی یه چیزایی بهم گفته -

365
00:25:30,360 --> 00:25:33,600
حرفای اونو باور نکن
غیر از مگی کسی ازش خوشش نمی‌اومد

366
00:25:33,760 --> 00:25:37,080
از بدجنس بودن لذت می‌برد
کارشم خوب بلد بود

367
00:25:37,240 --> 00:25:39,480
با کارکنان هم بدرفتاری می‌کرد؟ -
... اونا که ازش متنفر بودن -

368
00:25:39,640 --> 00:25:42,200
بدش می‌ومد بابت هر کاری ...
به اونا وابسته باشه

369
00:25:42,360 --> 00:25:44,600
یه چیزی از دنیس می‌دونست
و بابت اون بهش زور می‌گفت

370
00:25:44,760 --> 00:25:47,640
به نظرت خودکشی کرد؟ -
آره -

371
00:25:47,800 --> 00:25:49,600
... به نظرم این کارو کرد که بقیه رو

372
00:25:49,760 --> 00:25:51,960
تا جایی‌که می‌شه ناراحت کنه ...

373
00:25:52,120 --> 00:25:54,520
حتی فکر کنم موقع افتادن داشته می‌خندیده ...

374
00:26:09,080 --> 00:26:11,520
می‌خواستم برم شهر -
خیلی هم عالی -

375
00:26:20,000 --> 00:26:22,560
... لازم نیست نگران باشی

376
00:26:22,720 --> 00:26:25,120
قول می‌دم، نگران چیزی نباش ...

377
00:26:50,400 --> 00:26:54,240
چرا ازم پرسیدی چیزی پدر مایکل
رو اذیت می‌‌کرده یا نه؟

378
00:26:54,400 --> 00:26:56,240
تو نامه برام یه چیزایی نوشته بود، چطور؟

379
00:26:56,400 --> 00:26:58,240
چیزی یادت اومده؟

380
00:26:59,400 --> 00:27:01,280
...  یکی دو هفته بعد از مردن ویکتور

381
00:27:01,440 --> 00:27:02,920
... رفته بودم بالای صخره ...

382
00:27:03,080 --> 00:27:06,000
دیدم پدر تو ساحل با دنیس جر و بحث می‌کنه ...

383
00:27:06,160 --> 00:27:07,880
نشنیدی چی می‌گن؟

384
00:27:08,040 --> 00:27:09,440
خیلی دور بودم

385
00:27:09,600 --> 00:27:12,240
... اما دیدم مایکل بازوی دنیس رو گرفته بود

386
00:27:12,400 --> 00:27:15,840
دنیس هلش داد و مایکل افتاد روی صخره‌‌ها ...

387
00:27:16,000 --> 00:27:19,840
بعد چی شد؟ -
دنیس راه افتاد و رفت -

388
00:27:20,000 --> 00:27:21,640
... اون موقع به نظرم خنده‌دار اومد

389
00:27:21,800 --> 00:27:24,800
هیچ جوره امکان نداشت ...
این دو تا آدم با هم دعوا کنن

390
00:27:31,120 --> 00:27:32,440
خیلی کارت درسته
من با اتوبوس برمی‌گردم

391
00:27:32,600 --> 00:27:34,680
فردا خونه‌ی جولیوس می‌بینمت

392
00:27:37,040 --> 00:27:39,200
می‌خواد شام بده
حتما شمارم دعوت می‌کنه

393
00:27:39,360 --> 00:27:42,360
من بهش می‌گم، ساعت هشت ... دیر نکنی‌ها

394
00:27:48,400 --> 00:27:51,360
... کم پیش میاد یه سربازرس بیاد این‌طرف‌ها

395
00:27:54,000 --> 00:27:56,240
حضور شما باعث افتخار ماست ...

396
00:27:56,400 --> 00:27:58,560
... قرار بود یه سفر شخصی باشه

397
00:28:00,040 --> 00:28:01,680
به شما نگفته بودن «بدلی» مرده؟

398
00:28:01,840 --> 00:28:03,720
فقط پدر مایکل می‌دونست
من دارم می‌رم اونجا

399
00:28:03,880 --> 00:28:04,960
... گفته بود به یه دلیلی

400
00:28:05,120 --> 00:28:06,800
به کمک من نیاز داره ...

401
00:28:06,960 --> 00:28:08,240
... شاید اون موضوع به

402
00:28:08,400 --> 00:28:10,000
مرگ ویکتور هولروید ارتباط داشته باشه ...

403
00:28:10,160 --> 00:28:13,280
... متوجه نمی‌شم، اون موضوع خیلی سرراست بود

404
00:28:13,440 --> 00:28:16,400
اگه از من بپرسین خودکشی بود
ما تحویل پزشک قانونی دادیمش

405
00:28:16,560 --> 00:28:19,120
مدرکی هست که نشون بده هولروید
تمایل به خودکشی داشته؟

406
00:28:19,280 --> 00:28:21,520
یادداشتی پیدا کردین؟ -
یادداشتی نبود -

407
00:28:21,680 --> 00:28:23,680
... من دیگه چیزی نمی‌دونم

408
00:28:23,840 --> 00:28:25,920
اما میسکین با پزشکش حرف زده بوده ...

409
00:28:26,080 --> 00:28:27,720
... یه هفته قبل از مرگش

410
00:28:27,880 --> 00:28:28,920
تو یه بیمارستان توی لندن وقت داشته ...

411
00:28:29,080 --> 00:28:30,200
... اونا تایید کردن که

412
00:28:30,360 --> 00:28:31,480
دیگه کاری براش نمی تونستن بکنن ...

413
00:28:31,640 --> 00:28:33,320
صندلی چرخ‌دار رو بررسی کردین؟

414
00:28:33,480 --> 00:28:35,720
نشونی از خرابی یا دستکاری توش نبود

415
00:28:35,880 --> 00:28:37,560
دنیس لرنر چطور؟

416
00:28:37,720 --> 00:28:39,560
به چشم مظنون بهش نگاه نمی‌کنین؟

417
00:28:39,720 --> 00:28:41,280
... ما

418
00:28:41,440 --> 00:28:43,920
ما شاید مثل «کارآگاه سویینی» نباشیم، ولی کارمونو بلدیم
(سریال پلیسی که اولین بار اواخر دهه‌ی هفتاد میلادی پخش می‌شد)

419
00:28:45,360 --> 00:28:47,120
... شهود تایید کردن که هولروید

420
00:28:47,280 --> 00:28:49,760
اون روز اصرار کرده  ...
لرنر ببردش بالای صخره

421
00:28:49,920 --> 00:28:51,280
... لرنر می گفت اون اصرار داشته تنها بمونه

422
00:28:51,440 --> 00:28:53,240
برای همین اونم برگشته بوده پایین ...

423
00:28:53,400 --> 00:28:56,040
وقتی هم برگشته ببینه هولروید
چطوره، دیده خبری ازش نیست

424
00:28:56,920 --> 00:28:58,120
انگیزه‌ای پیدا نشد؟

425
00:28:58,280 --> 00:29:00,760
غیر از اینکه هولروید باهاش بد رفتار می‌کرده؟

426
00:29:00,920 --> 00:29:03,880
اگه این رو انگیزه بدونیم که  ...
همه‌ی اونا مظنون حساب می‌شن

427
00:29:04,040 --> 00:29:05,680
یه تحقیقات کامل انجام دادیم

428
00:29:05,840 --> 00:29:08,280
ممنون که بهم وقت دادین

429
00:29:08,440 --> 00:29:11,000
خواهش می‌کنم

430
00:29:11,160 --> 00:29:13,320
لطفاً سربازرس رو تا بیرون همراهی کن میسکین

431
00:29:22,360 --> 00:29:24,960
خب گروهبان، رییست چی رو به من نمی‌گفت؟

432
00:29:25,120 --> 00:29:27,320
بله قربان؟

433
00:29:27,480 --> 00:29:28,560
... اونجا همه‌ش می‌خواستی یه چیزی به من بگی

434
00:29:28,720 --> 00:29:30,520
الان بگو، چی می‌خواستی بگی؟ ...

435
00:29:33,800 --> 00:29:36,040
هولروید هر چند وقت یه بار می‌رفته بیمارستان

436
00:29:36,200 --> 00:29:37,680
... این دفعه پزشک بهش گفته بود

437
00:29:37,840 --> 00:29:39,160
تغییری تو مریضیش ایجاد نشده ...

438
00:29:39,320 --> 00:29:41,800
خبر خوبی نبوده، ولی خبر بدی هم نبوده

439
00:29:41,960 --> 00:29:44,840
اون می‌دونسته که داره می‌میره -
چیز دیگه‌ای نبوده؟ -

440
00:29:45,000 --> 00:29:47,080
بقیه‌ی ساکنین می‌گفتن
... وقتی از بیمارستان برگشته بوده

441
00:29:47,240 --> 00:29:49,960
خوشحال بوده، هیجان داشته ...

442
00:29:50,120 --> 00:29:52,120
ممکنه به خاطر این بوده که  ...
تصمیم گرفته بوده خودکشی کنه

443
00:29:52,280 --> 00:29:53,960
... اما -
همه‌ی این اطلاعات رو تو جمع‌ کردی؟ -

444
00:29:54,120 --> 00:29:56,800
بله، اما مدرکی از جنایت پیدا نشد

445
00:29:56,960 --> 00:29:58,960
برای همین به من گفتن که پرونده بسته می‌شه ...

446
00:29:59,120 --> 00:30:00,840
فکر می‌کنی می‌شد چیزای دیگه‌ای پیدا کرد؟

447
00:30:01,000 --> 00:30:03,280
من فکر نمی‌کنم اون خودشو کشته باشه

448
00:30:03,440 --> 00:30:07,240
اون پر از خشم و عصبانیت بوده
... اما تمام این خشم رو می‌فرستاده

449
00:30:07,400 --> 00:30:08,960
سمت بقیه ...

450
00:30:12,600 --> 00:30:15,240
... نظرت چیه که یه‌کم درمورد سوابق کسایی که

451
00:30:15,400 --> 00:30:17,000
تو اون خونه هستن، تحقیق کنی؟ ...

452
00:30:17,160 --> 00:30:19,720
البته بی سروصدا، لازم نیست رییست هم بفهمه ...

453
00:30:21,120 --> 00:30:22,840
می‌تونم انجامش بدم

454
00:30:34,040 --> 00:30:35,760
‫چیز جالبی پیدا کردی؟

455
00:30:38,880 --> 00:30:40,800
فسیل

456
00:30:40,960 --> 00:30:43,000
دویست میلیون سال عمرشه

457
00:30:43,160 --> 00:30:45,280
دید انسان رو تغییر می‌ده، درسته؟

458
00:30:45,440 --> 00:30:47,920
زندگی ما در برابرش در حد یه پلک زدنه ...

459
00:30:50,760 --> 00:30:52,480
ویکتور از اونجا افتاد؟

460
00:30:54,200 --> 00:30:57,120
دیدی اون طرفی بره؟ -
من داشتم برمی‌گشتم پایین -

461
00:30:58,400 --> 00:31:00,480
وقتی پشت سرمو نگاه کردم، اونجا نبود

462
00:31:04,440 --> 00:31:06,400
دوست ندارم بهش فکر کنم
هنوز حس گناهکار بودن دارم

463
00:31:06,560 --> 00:31:09,320
چرا؟ -
مسئولیتش با من بود -

464
00:31:09,480 --> 00:31:11,800
یا از اون صخره هلش دادی پایین
... یا هلش ندادی

465
00:31:11,960 --> 00:31:13,920
اگه هلش ندادی ...
حس گناه داشتن، لوس بازیه

466
00:31:14,080 --> 00:31:15,560
و اگه هلش دادی
... این حس برات خطرناکه

467
00:31:15,720 --> 00:31:17,440
جنایتکارها همین‌طوری  ...
کار دست خودشون می‌دن

468
00:31:20,800 --> 00:31:22,680
با کسی در مورد این ماجرا حرف زدی؟

469
00:31:25,240 --> 00:31:26,560
مثلاً با پدر مایکل؟ ...

470
00:31:29,200 --> 00:31:32,120
وقتی هلش دادی در مورد همین ...
موضوع با هم جروبحث می‌کردین؟

471
00:31:32,280 --> 00:31:33,520
اون یه موضوع دیگه بود

472
00:31:33,680 --> 00:31:34,960
چی بود؟ -
یادم نمیاد -

473
00:31:35,120 --> 00:31:36,600
اگه حرف زدن با یه کشیش
... اون‌قدر عصبانیت کرده

474
00:31:36,760 --> 00:31:38,160
می‌تونم حدس بزنم حرفای  ...
هولروید چه بلایی سرت آورده

475
00:31:38,320 --> 00:31:40,640
این‌طوری هم نیست -
ویکتور شکنجه‌ت می‌کرد؟ -

476
00:31:40,800 --> 00:31:42,320
... چیزی راجع به  -
چرا همچین فکری می‌کنی؟ -

477
00:31:42,480 --> 00:31:43,920
بدجور بده شده بودی

478
00:31:44,080 --> 00:31:45,840
... لبه‌ی پرتگاه نزدیک بود، یه هل محکم کافی بود که

479
00:31:46,000 --> 00:31:47,480
بس کن

480
00:31:49,720 --> 00:31:52,760
... نگاه کن! باید برج باشه

481
00:32:20,000 --> 00:32:21,120
ویلفرد اونجاس ...

482
00:32:48,520 --> 00:32:50,200
... ممکن بود بمیری

483
00:32:50,360 --> 00:32:52,560
باید به پلیس خبر بدی ... -
!نه -

484
00:32:58,080 --> 00:33:00,320
ببینیم
... جولیوس مارش

485
00:33:00,480 --> 00:33:02,000
مدرسه‌ی دولتی، کمبریج

486
00:33:02,160 --> 00:33:04,200
مدتی کارمند دولت بوده، دیپلمات جزء

487
00:33:04,360 --> 00:33:07,160
یه پولی بهش به ارث رسیده و از کار استعفا داده ...

488
00:33:07,320 --> 00:33:08,720
... شماره‌ی یه نفر داخل وزارت خارجه رو بهت می‌دم

489
00:33:08,880 --> 00:33:11,400
شاید بتونه جزییات بیشتری بهت بگه ...

490
00:33:11,560 --> 00:33:13,640
... تو کلبه‌ی هوپ تلفن نیست

491
00:33:13,800 --> 00:33:15,120
ممنونم قربان

492
00:33:15,280 --> 00:33:17,400
دلیلش رو برای غیبت در صحنه‌ی
... جرم بررسی کردم، درست بود

493
00:33:17,560 --> 00:33:20,040
موقع مردن ویکتور تو یه باشگاه در لندن بوده ...

494
00:33:20,200 --> 00:33:21,640
ساکنین چطور؟

495
00:33:21,800 --> 00:33:24,480
چیزی پیدا نکردم، همه عذر موجهی داشتن

496
00:33:24,640 --> 00:33:26,920
البته هیچکدوم توانایی ارتکاب قتل رو هم نداشتن ...

497
00:33:27,080 --> 00:33:29,560
... پس اگه مارش و ساکنین رو بذاریم کنار

498
00:33:29,720 --> 00:33:31,760
فقط خدمه باقی می‌مونن ...

499
00:33:31,920 --> 00:33:33,640
همه‌جور آدمی بینشون پیدا می‌شه

500
00:33:33,800 --> 00:33:36,280
هلن رینر قبلاً برای شرکت
ریج‌ول تراست کار می‌کرده

501
00:33:36,440 --> 00:33:37,640
یه شرکت خصوصی مراقبت از سالمندان

502
00:33:37,800 --> 00:33:40,000
اونا تلاش می‌کنن کنترل مجموعه‌ی
ییلاقی توینتن رو به دست بگیرن

503
00:33:40,160 --> 00:33:42,080
عموش اونجا جزء هیات مدیره‌س
... در مورد دکتر هیوسن

504
00:33:42,240 --> 00:33:43,560
یه مدت پروانه‌ی  ...
... طبابتش معلق شده بوده

505
00:33:43,720 --> 00:33:45,920
... چون با یه بیمار جوون رابطه داشته ...

506
00:33:46,080 --> 00:33:47,320
البته رابطه به ازدواج ختم شده ...

507
00:33:47,480 --> 00:33:49,160
مگی

508
00:33:49,320 --> 00:33:52,120
داستان دنیس لرنر چیه؟

509
00:33:54,080 --> 00:33:57,920
سابقه‌ای نداره، خوب کار می‌کنه
...  خوش اخلاقه

510
00:33:58,080 --> 00:34:01,600
اما مادرش تو یه خانه‌ی  ...
سالمندان گرون‌قیمت زندگی می‌کنه

511
00:34:01,760 --> 00:34:04,240
به اسم میدولندز، هزینه‌ش خیلی بالاست ...

512
00:34:04,400 --> 00:34:07,320
و هزینه‌ی اونجا رو دنیس می‌ده ... -
انستی خوب بهش پول می‌ده؟ -

513
00:34:07,480 --> 00:34:10,720
نه قربان، راستش میدولندز
... بهش پیشنهاد کار هم داده بوده

514
00:34:10,880 --> 00:34:14,800
هم دستمزد بهتری داشته هم اینکه  ...
کنار مادرش بوده، اما دنیس قبول نکرده

515
00:34:14,960 --> 00:34:17,240
... پس باید ببینیم چی اونجا نگهش داشته

516
00:34:17,400 --> 00:34:18,800
...وفاداری به انستی ...

517
00:34:18,960 --> 00:34:21,120
یا اینکه اونجا داره  ...
یه شکل دیگه‌ای پول درمیاره

518
00:34:21,280 --> 00:34:23,800
و اگه این‌طور بوده باشه ...
شاید ویکتور چیزی فهمیده بوده

519
00:34:23,960 --> 00:34:25,880
این باعث می‌شه انگیزه داشته باشه

520
00:34:29,560 --> 00:34:31,080
گل میمون؟

521
00:34:32,640 --> 00:34:34,320
آره

522
00:34:34,480 --> 00:34:36,200
پدر مایکل داده بود بهم

523
00:34:37,400 --> 00:34:39,480
اونو یادم میاره

524
00:34:41,840 --> 00:34:44,360
اینو تو کلبه پیدا کردم

525
00:34:44,520 --> 00:34:47,840
تو برچسب کتاب نوشته که مال شماست ...

526
00:34:48,000 --> 00:34:51,080
بهش داده بودم بخونه
خودم یادم رفته بود

527
00:34:52,000 --> 00:34:53,680
خیلی ازت ممنونم

528
00:34:53,840 --> 00:34:56,160
هاردی شاعر مورد علاقه‌ی منه
از زمان مدرسه دوستش داشتم

529
00:34:57,560 --> 00:35:02,360
...توکایی پیر، شکننده، ضعیف و کوچک»

530
00:35:02,520 --> 00:35:05,240
«با پرهایی کاملاً پریشان و به هم ریخته ...

531
00:35:05,400 --> 00:35:07,000
«شعر «توکای غمگین
(اثر توماس هاردی، رمان‌نویس و شاعر جنبش طبیعت‌گرا)

532
00:35:07,160 --> 00:35:09,120
... از نوشته‌های خودت چه خبر؟

533
00:35:09,280 --> 00:35:12,600
... پدر مایکل بهم گفته بود دوستش یه شاعر معروفه ...

534
00:35:13,760 --> 00:35:16,960
خیلی بهت افتخار می‌کرد ...

535
00:35:17,120 --> 00:35:19,520
این اواخر نتونستم چیزی بنویسم

536
00:35:19,680 --> 00:35:20,960
می‌دونم

537
00:35:22,400 --> 00:35:25,000
در مورد همسر و بچه‌ت هم بهم گفته بود ...

538
00:35:28,520 --> 00:35:30,040
... خیلی متاسفم ...

539
00:35:32,320 --> 00:35:35,360
... کاش می‌تونستی پدر رو دوباره ببینی

540
00:35:36,880 --> 00:35:38,680
خیلی خوب می‌شد ...

541
00:36:01,280 --> 00:36:03,320
چه مجموعه‌ی خوبیه، مگه نه؟

542
00:36:04,480 --> 00:36:06,400
... من مثل کلاغ می‌مونم

543
00:36:06,560 --> 00:36:08,320
این‌جور چیزا به چشمم زیبا میان ...

544
00:36:08,480 --> 00:36:10,640
برای همین من ازت متفرم جولیوس

545
00:36:10,800 --> 00:36:12,880
برای چی عزیزم؟ -
... چون سفر زیاد می‌ری  -

546
00:36:12,920 --> 00:36:14,840
مگی -
چیزی نیست -

547
00:36:15,080 --> 00:36:16,280
دیپلمات بودنه دیگه ...

548
00:36:17,320 --> 00:36:19,600
یه مدت خیلی کم وابسته‌ی فرهنگی بودم

549
00:36:19,760 --> 00:36:22,120
... رویای یه شغل عجیب و غریب رو داشتم

550
00:36:22,280 --> 00:36:25,760
هیجان زده شده بودم فکر کردم  ...
... منو می‌فرستن سفارتخونه تو پاریس

551
00:36:25,760 --> 00:36:27,600
اما معلوم شد باید برم کنسولگری که تو مارسی بود ...

552
00:36:29,720 --> 00:36:31,320
خیلی هم نباید بد باشه

553
00:36:31,480 --> 00:36:34,480
خب، پاریس شهر نویسنده‌ها
... هنرمندها و موسیقی‌دان‌هاست

554
00:36:34,640 --> 00:36:38,480
و مارسی شهر ملوان‌ها، گنگسترها و قاچاق‌چی‌های مواد ...

555
00:36:38,640 --> 00:36:40,320
... بالاخره فهمیدم به درد من نمی‌خوره ...

556
00:36:40,480 --> 00:36:43,440
اون‌قدر آدم مردم دوستی نبودم که بتونم اونجا کار کنم ...

557
00:36:44,280 --> 00:36:46,200
بفرمایین شام

558
00:36:52,480 --> 00:36:55,280
غذا خوردن بدون حضور «جان دان» خیلی خوبه
(شاعر واقع‌گرای قرن شانزده انگلستان)

559
00:36:55,440 --> 00:36:58,200
ویلفرد از خوندن شعرهای اون قصد بدی نداره -
واقعاً؟ -

560
00:36:58,360 --> 00:37:00,080
... بین اینکه آدم به خدا اعتقاد داشته باشه

561
00:37:00,240 --> 00:37:02,040
و اینکه عقیده داشته باشه  ...
خودش خداست، خیلی فرق هست

562
00:37:02,200 --> 00:37:04,040
بایت فرصتی که به ما داده باید ازش تشکر کنیم

563
00:37:04,200 --> 00:37:05,960
فرصت گیر افتادن وسط ناکجاآباد

564
00:37:06,120 --> 00:37:07,800
... اونم با یه دسته آدم -
بسه دیگه -

565
00:37:10,480 --> 00:37:12,680
از وقتی ویکتور رفته وضع اینجا بدتر هم شده

566
00:37:12,840 --> 00:37:15,240
همه‌مون همچین حسی نداریم
اون آدم وحشتناکی بود

567
00:37:16,480 --> 00:37:18,080
چطور می‌تونی همچین چیزی بگی

568
00:37:18,240 --> 00:37:22,000
اون نامه رو که برای من اومد، چی می‌گی؟

569
00:37:22,160 --> 00:37:24,240
کدوم نامه؟ -
یه فحش‌نامه -

570
00:37:24,400 --> 00:37:26,320
ناشناس و حال بهم زن

571
00:37:26,480 --> 00:37:29,440
اون حس طنز داشت
دوست داشت بازی کنه

572
00:37:29,600 --> 00:37:31,360
مثلاً برای دنیس پاپوش بدوزه که کشتدش؟

573
00:37:31,520 --> 00:37:32,840
... بی‌خیال، همه می‌دونن

574
00:37:33,000 --> 00:37:34,160
... دل کشتن یه جوجه‌ رو هم نداره ...

575
00:37:34,320 --> 00:37:36,400
چه برسه به یه آدم ...

576
00:37:36,560 --> 00:37:37,880
آدم؟

577
00:37:39,080 --> 00:37:40,400
ویکتور؟ -
!هنری -

578
00:37:40,560 --> 00:37:42,280
یعنی چی؟

579
00:37:46,560 --> 00:37:47,600
کارشون اصلاً سودی نداره ... -
... سر پا نیست -

580
00:37:47,760 --> 00:37:50,360
تا خرخره تو قرض غرق شده‌ن ...
... چند وقت پیش با ریج‌ول تراست حرف زدم

581
00:37:50,520 --> 00:37:52,240
...تا قبول کنن مجموعه رو بدیم دست اونا ...

582
00:37:52,400 --> 00:37:53,880
اما با نظر ویلفرد اداره بشه ...

583
00:37:54,040 --> 00:37:55,680
... مشکل اینه که

584
00:37:55,840 --> 00:37:57,600
نمی‌دونم ویلفرد راضی می‌شه یا نه؟ ...

585
00:37:58,400 --> 00:38:00,160
خدایا، تقصیر من بود

586
00:38:00,320 --> 00:38:02,360
چیزی نشد

587
00:38:02,520 --> 00:38:04,360
دیگه دیروقته

588
00:38:04,520 --> 00:38:06,920
باید بریم ... ماجرا درست نکن

589
00:38:07,080 --> 00:38:08,560
... من اگه بخوام ماجرا درست کنم

590
00:38:08,720 --> 00:38:10,480
تمام دنیا می‌فهمه ...

591
00:38:10,640 --> 00:38:13,760
امشب نه
خواهش می‌کنم

592
00:38:17,640 --> 00:38:18,960
بریم

593
00:38:20,920 --> 00:38:22,680
تا بیرون باهاتون میام

594
00:38:33,480 --> 00:38:36,800
از براوو به مرکز
بدجور لازم دارم چند ساعت بخوابیم

595
00:38:36,960 --> 00:38:39,160
تمام ... -
کدهای بی‌سیم رو هم که بلدی -

596
00:38:39,320 --> 00:38:42,120
سریال زد-کارز رو زیاد می‌دیدم
(سریال پلیسی که از 1962 تا 1978 پخش می‌شد)

597
00:38:56,440 --> 00:38:58,440
یه ذره کمک لازم دارم

598
00:39:07,040 --> 00:39:09,160
اذیت نمی‌شی؟ -
نه -

599
00:39:33,160 --> 00:39:35,240
... اونجا تو کمد

600
00:39:35,400 --> 00:39:36,960
یه جعبه هست ...

601
00:39:44,400 --> 00:39:48,960
... تو یک هیولای بیمار و منحرف هستی»

602
00:39:49,120 --> 00:39:51,720
... تو را باید اخته کنند ...

603
00:39:51,880 --> 00:39:54,000
«در جهنم می‌سوزی ...

604
00:39:54,160 --> 00:39:56,200
یه عکس هم هست

605
00:39:58,560 --> 00:40:01,440
این پیتره، پارسال اومده بود اینجا

606
00:40:03,480 --> 00:40:06,400
... باهوش بود و

607
00:40:08,160 --> 00:40:09,360
... بامزه و  ...

608
00:40:10,600 --> 00:40:12,120
مهربون ...

609
00:40:14,600 --> 00:40:16,400
... با هم صمیمی شدیم

610
00:40:19,680 --> 00:40:21,200
... خیلی صمیمی ...

611
00:40:24,040 --> 00:40:26,120
... سعی کردیم صداش درنیاد، اما ...

612
00:40:27,440 --> 00:40:29,560
ویکتور متوجه شده بود ...

613
00:40:29,720 --> 00:40:33,400
... خیلی سریع به ویلفرد خبر داد ...

614
00:40:33,560 --> 00:40:35,320
... اونو فرستادن به یه خونه‌ی دیگه

615
00:40:35,480 --> 00:40:37,200
که چندصد کیلومتر با اینجا فاصله داشت ...

616
00:40:39,280 --> 00:40:43,080
آخرشم فهمیدم از ذات‌الریه مُرده ...

617
00:40:46,440 --> 00:40:48,560
... متاسفم

618
00:40:48,720 --> 00:40:50,280
خیلی وحشتناکه ...

619
00:40:51,600 --> 00:40:53,080
... آره، اما

620
00:40:55,240 --> 00:40:58,120
... برای آدمایی مثل ما عادیه ...

621
00:41:00,600 --> 00:41:02,720
چون ما به حساب نمیایم ...

622
00:41:09,720 --> 00:41:12,520
... به نظرم فکراتو بکن و

623
00:41:12,680 --> 00:41:14,760
... شانستو با سربازس امتحان کن ...

624
00:41:14,920 --> 00:41:16,760
آدم خوبیه ...

625
00:41:16,920 --> 00:41:19,840
حیفه ترشیده بشی ...

626
00:41:20,000 --> 00:41:22,040
!شب به‌خیر

627
00:43:17,920 --> 00:43:20,160
چیزی رو جا گذاشتی؟
