﻿1
00:01:01,166 --> 00:01:03,250
‫ هر سفری از یه جایی شروع میشه

2
00:01:13,250 --> 00:01:14,875
‫ ولی سفر تو، پایانی نداره

3
00:01:18,500 --> 00:01:20,291
‫ تا ابد ادامه داره

4
00:01:26,250 --> 00:01:30,125
‫من اینجام تا بالأخره مهر ختامی بر سفرت بزنم

5
00:01:35,625 --> 00:01:37,125
‫امکان نداره

6
00:01:40,750 --> 00:01:42,250
‫تو مُردی

7
00:01:44,625 --> 00:01:46,375
‫من سپُردم بکُشنت

8
00:01:47,125 --> 00:01:50,500
‫هنوزم قاعده‌ی این بازی رو یاد نگرفتی

9
00:01:51,791 --> 00:01:54,291
‫تو می‌خوای گِره رو از بین ببری،

10
00:01:55,250 --> 00:01:58,666
‫ولی با تمام کارهات
داری ازش محافظت می‌کنی

11
00:02:00,125 --> 00:02:01,625
‫محاله

12
00:02:07,125 --> 00:02:08,750
من نابودش کردم

13
00:02:11,000 --> 00:02:14,166
‫من مارتا رو کُشتم و
‫سرآغاز رو از بین بُردم

14
00:02:20,416 --> 00:02:22,250
‫دنیای تو و دنیای حوا

15
00:02:23,625 --> 00:02:26,041
‫هیچ‌کدوم نباید وجود می‌داشت

16
00:02:30,916 --> 00:02:32,541
‫تو خیال می‌کردی سرآغاز

17
00:02:32,625 --> 00:02:35,000
‫در اتصال بین دو دنیا قرار داره

18
00:02:36,291 --> 00:02:38,875
‫ولی در واقع، خارج از هر دو دنیاست

19
00:02:43,500 --> 00:02:46,125
‫دوگانگی‌های ما تفکرات‌مون رو شکل میده

20
00:02:48,125 --> 00:02:49,750
‫سیاه، سفید

21
00:02:50,541 --> 00:02:52,125
‫روشنایی و سایه

22
00:02:54,250 --> 00:02:56,250
‫دنیای تو و دنیای حوا

23
00:02:57,500 --> 00:02:59,125
‫ولی این اشتباهه

24
00:03:01,291 --> 00:03:04,000
‫بدون بُعدِ سوم، همه چیز ناقصه

25
00:03:09,000 --> 00:03:10,500
‫سه‌گوش

26
00:03:21,291 --> 00:03:22,625
‫دنیای...

27
00:03:25,041 --> 00:03:26,625
‫سومی وجود داره؟

28
00:03:30,625 --> 00:03:33,500
‫ دنیایی هست که گره رو به وجود میاره

29
00:03:34,375 --> 00:03:36,500
‫ محل خلق کائنات

30
00:03:38,875 --> 00:03:41,250
‫ در اونجا فقط یک اشتباه رُخ داد

31
00:03:47,750 --> 00:03:50,750
‫ تن‌هاوس... در دنیای اصلی...

32
00:03:51,625 --> 00:03:53,875
‫ مثل تو، یک نفر رو از دست داد

33
00:03:56,291 --> 00:03:59,875
‫ و مثل خودت، سعی کرد
‫ یکی رو از مرگ برگردونه

34
00:04:09,000 --> 00:04:11,750
‫ ولی به‌جاش، شکاف ایجاد کرد
‫ و دنیای خودش رو از بین بُرد

35
00:04:13,750 --> 00:04:16,625
‫ و به این ترتیب دو دنیای ما ایجاد شدن

36
00:04:40,750 --> 00:04:43,791
‫ولی راهی برای نابود کردن گره وجود داره

37
00:04:45,625 --> 00:04:48,666
‫اونم اینکه همون اول
‫توی دنیای اصلی، جلوی

38
00:04:49,375 --> 00:04:52,750
‫اختراع روش سفر در زمان و فضا رو بگیریم

39
00:06:16,125 --> 00:06:20,500
‫« بهشت »

40
00:06:53,875 --> 00:06:56,625
‫می‌خواستم همه‌شو بدم بهت

41
00:06:59,500 --> 00:07:01,791
‫ولی مسیرت نباید تغییر می‌کرد

42
00:07:02,875 --> 00:07:06,291
‫باید مو به مو عین قبل عمل می‌کردی

43
00:07:08,291 --> 00:07:10,041
‫تا این موقع

44
00:07:18,375 --> 00:07:19,500
‫این...

45
00:07:22,125 --> 00:07:24,000
‫این اتفاق قبلاً هم افتاده؟

46
00:07:25,166 --> 00:07:30,166
‫تو بی‌نهایت بار تلاش کردی که
‫دنیای اصلی رو از بین ببری

47
00:07:32,125 --> 00:07:33,791
‫ولی اولین باره

48
00:07:33,875 --> 00:07:37,291
‫که من و تو اینجاییم

49
00:07:41,666 --> 00:07:45,625
‫وقتشه از ارتباط واقعی بینِ
‫همه چیز سر در بیاری

50
00:07:47,625 --> 00:07:49,750
‫ تمام کارهایی که کردی،

51
00:07:52,041 --> 00:07:53,750
‫ اون هم خودش رو

52
00:08:00,125 --> 00:08:01,625
‫اونها باید بمیرن

53
00:08:03,250 --> 00:08:05,166
‫همه‌شون باید بمیرن

54
00:08:05,250 --> 00:08:07,416
‫تا بتونن از اول به دنیا بیان

55
00:08:15,000 --> 00:08:17,125
‫هر دو دنیا در شکم توئه

56
00:08:17,166 --> 00:08:18,291
‫چی؟

57
00:08:19,000 --> 00:08:20,250
‫پسرت

58
00:08:20,791 --> 00:08:22,291
‫اون سرآغازه

59
00:08:23,250 --> 00:08:28,041
‫و پشت سر هم همه رو
‫در هر دو دنیا به وجود میاره

60
00:08:45,916 --> 00:08:47,875
‫اون مدت‌ها منتظرت بوده

61
00:08:50,125 --> 00:08:51,875
‫و باز هم بارها و بارها انتظارت رو می‌کِشه

62
00:09:04,875 --> 00:09:10,250
‫ تو می‌خوای پسرت، و
‫ به همراهش گره رو نابود کنی

63
00:09:10,375 --> 00:09:12,375
‫ حوا می‌خواد اون زنده بمونه،

64
00:09:13,000 --> 00:09:16,250
‫ و به همین خاطر باید
‫ از گره محافظت کنه

65
00:09:18,041 --> 00:09:20,416
‫ دستِ خودش نیست

66
00:09:20,500 --> 00:09:23,875
‫ بازم بارها تمام تلاشش رو می‌کنه
‫ تا مطمئن بشه اون زنده می‌مونه

67
00:09:27,000 --> 00:09:31,125
‫ هر کاری که تو و حوا
‫ توی این گره کردید،

68
00:09:31,166 --> 00:09:33,041
‫ و هزاران بارِ دیگه تکرارشون می‌کنید،

69
00:09:33,375 --> 00:09:35,208
‫ با این همه تنها ثمره‌‌ی کارهاتون درد و رنج بوده

70
00:09:50,416 --> 00:09:52,541
‫اگه مي‌خواین جوناس زنده بمونه،

71
00:09:53,166 --> 00:09:55,208
‫اگه می‌خواین همه‌شون زنده بمونه،

72
00:09:56,458 --> 00:09:59,416
‫باید به روال سابق عمل کنیم

73
00:10:03,083 --> 00:10:04,291
‫تو هم همینطور

74
00:10:15,041 --> 00:10:19,041
‫ هر دوی شما توی سفرتون
‫ کارهای غيرقابل‌تصوری انجام دادید

75
00:10:21,458 --> 00:10:25,541
‫ چون نمي‌تونین از شدیدترین امیال‌تون دل بکَنین

76
00:10:34,041 --> 00:10:36,958
‫سفر شما اینجا و الان تموم میشه

77
00:10:37,541 --> 00:10:38,791
‫منظورت چیه؟

78
00:10:38,916 --> 00:10:43,333
‫شما رو برای یه هدف به این دنیا فرستادن،
‫و به این هدف رسیدین

79
00:10:44,333 --> 00:10:45,916
‫ما به هیچی نرسیدیم

80
00:10:46,416 --> 00:10:48,916
‫اون گفت که باید جلوی آخرالزمان رو بگیریم

81
00:10:48,958 --> 00:10:54,166
‫- بشکه‌های توی نیروگاه...
‫- همه چیز رو به وقتش می‌فهمی

82
00:11:01,666 --> 00:11:04,708
‫ شما در تلاش بودین از آینده‌تون فرار کنید

83
00:11:07,166 --> 00:11:08,916
‫ ولی این امکان نداره

84
00:11:11,166 --> 00:11:14,541
‫ دست آخر، همیشه با خودتون روبرو میشید

85
00:11:28,208 --> 00:11:29,708
‫تو کی هستی؟

86
00:11:31,166 --> 00:11:33,041
‫من متأسفم

87
00:11:35,541 --> 00:11:39,166
‫دو دنیای شما هرگز نباید وجود می‌داشت

88
00:11:39,916 --> 00:11:42,041
‫تو و حوا،

89
00:11:42,166 --> 00:11:45,291
‫شما دو نفر هیچ‌وقت نباید وجود می‌داشتید

90
00:11:48,208 --> 00:11:50,083
‫از کجا تمام اینها رو مي‌دونی؟

91
00:11:50,416 --> 00:11:52,916
‫از کجا راجع‌به دنیای اصلی خبر داری؟

92
00:11:55,208 --> 00:11:59,791
‫من ۳۳ سال آزگار توی دنیای تو و اون،
‫دنبال جواب می‌گشتم

93
00:12:00,666 --> 00:12:03,708
‫ سعی کردم تکه‌های پازل رو کنار هم بذارم

94
00:12:04,416 --> 00:12:10,833
‫تا بفهمم چطور امکان داره همه چیز بارها و
‫بارها از یک درخت خانوادگی به وجود بیاد

95
00:12:12,666 --> 00:12:17,041
‫ تا اینکه فهمیدم همه‌ی ما
‫ بخشی از اون گره نیستیم

96
00:12:18,208 --> 00:12:19,958
‫ هر دو دنیا حکم سرطان رو دارن

97
00:12:20,041 --> 00:12:22,416
‫ برای رشد نیازمند بسترن

98
00:12:24,166 --> 00:12:28,458
‫ با از بین بردنشون، تمام چیزهایی که
‫ داخلشون به وجود اومده رو هم نابود می‌کنی

99
00:12:28,541 --> 00:12:33,833
‫ولی تمام چیزهایی که از قبل توی
‫دنیای اصلی بودن، از بین نمیرن

100
00:12:34,708 --> 00:12:36,791
‫این همه سال فکر می‌کردم

101
00:12:37,458 --> 00:12:39,416
‫اون دختر منه

102
00:12:41,666 --> 00:12:44,416
‫سال‌های سال آرزو داشتم پدرش تو بودی

103
00:12:52,958 --> 00:12:54,458
‫ولی اینطوری بهتره

104
00:12:54,500 --> 00:12:55,583
‫« رجینا »

105
00:12:56,291 --> 00:12:58,166
‫اون جزئی از گره نیست

106
00:13:00,791 --> 00:13:02,166
‫زنده می‌مونه

107
00:13:03,166 --> 00:13:05,083
‫ اما درست مثل تو و حوا،

108
00:13:05,666 --> 00:13:08,416
‫ باید همه چیز رو حفظ می‌کردم تا

109
00:13:08,458 --> 00:13:10,791
‫ امروز توی جایگاه فعلیم باشم

110
00:13:14,041 --> 00:13:15,916
‫خودت می‌دونی باید چیکار کنی

111
00:13:17,833 --> 00:13:19,083
‫سریع انجامش بده

112
00:13:19,791 --> 00:13:21,041
‫نذار عذاب بکِشه

113
00:13:22,916 --> 00:13:24,541
‫زندگیِ اون که زندگی نیست

114
00:13:26,166 --> 00:13:27,666
‫باید این اتفاق بیفته،

115
00:13:28,791 --> 00:13:32,166
‫تا بتونم با هزار زحمت جلوشو بگیرم

116
00:13:48,333 --> 00:13:49,958
‫ من هر کاری کردم

117
00:13:51,458 --> 00:13:53,375
‫ به‌خاطر رجینا بود

118
00:13:55,833 --> 00:14:00,708
‫ این همه سال، توی هر دو دنیا،
‫ دنبال راهی بودم که اون زنده بمونه

119
00:14:03,250 --> 00:14:07,708
‫ دنبال راهی برای قطع کردن
‫ زنجیره‌ی علت و معلول

120
00:14:29,208 --> 00:14:30,375
‫ هم توی دنیای تو

121
00:14:31,583 --> 00:14:33,333
‫ و هم در دنیای حوا،

122
00:14:34,333 --> 00:14:37,208
‫ در تلاش بودم که از
‫ ارتباط بین همه چیز سر در بیارم

123
00:14:38,625 --> 00:14:40,458
‫ ارتباط واقعی بین‌شون

124
00:14:41,583 --> 00:14:46,583
‫ تا بالأخره فهمیدم که این دو دنیا،
‫ از یک دنیای دیگه به وجود اومدن

125
00:14:47,708 --> 00:14:50,833
‫ که رجینا همیشه توی
‫ هر دو دنیا می‌میره

126
00:14:52,458 --> 00:14:56,041
‫ فهمیدم که اون فقط می‌تونه توی دنیایی که
‫ همه چیز از اون به وجود اومده، زنده بمونه،

127
00:14:57,208 --> 00:14:58,833
‫ دنیای اصلی

128
00:15:00,458 --> 00:15:02,083
‫ من به تو و حوا...

129
00:15:03,708 --> 00:15:04,958
‫ دروغ گفتم

130
00:15:06,833 --> 00:15:09,708
‫ ولی گره باید صحیح و سالم باقی می‌موند

131
00:15:10,833 --> 00:15:14,125
‫ باید مطمئن میشدم که
‫ چیزی دستگیر شما دو نفر نمیشه

132
00:15:14,833 --> 00:15:17,708
‫ مطمئن میشدم که تمام آدم‌های
‫ توی این گره، خبردار نمیشن

133
00:15:19,958 --> 00:15:23,458
‫ اولش، همه چیز توی
‫ دنیای تو و اون باید...

134
00:15:24,208 --> 00:15:27,125
‫ به روال سابق پیش می‌رفت

135
00:15:39,500 --> 00:15:45,375
‫ هر قدم توی این هزارتو باید
‫ مثل سابق برداشته میشد

136
00:15:52,375 --> 00:15:55,958
‫ یه زنجیره‌ی بی‌نهایت از علت و معلول

137
00:15:56,500 --> 00:15:59,500
‫ که باعث میشد
‫ سرنوشت همه‌ی ما، در هر دو دنیا،

138
00:15:59,833 --> 00:16:02,000
‫به یک شکل رقم بخوره

139
00:16:06,875 --> 00:16:08,250
‫عذر مي‌خوام

140
00:16:09,500 --> 00:16:12,083
‫همین الان یه نفر از اینجا رد نشد؟

141
00:16:12,583 --> 00:16:14,000
‫یه پیرمرد؟

142
00:16:15,708 --> 00:16:18,375
‫ ما توی هیچ‌کدوم از این دو دنیا،
‫ از خودمون اختیاری نداریم

143
00:16:19,500 --> 00:16:22,333
‫ هر بار کارهای گذشته‌مون رو تکرار می‌کنیم

144
00:16:24,458 --> 00:16:25,458
‫سلام

145
00:16:35,458 --> 00:16:37,083
‫تو هلگ داپلری، مگه نه؟

146
00:16:38,583 --> 00:16:39,833
‫هلگ

147
00:16:39,958 --> 00:16:42,583
‫در یک دنیا، سرنوشت‌ها

148
00:16:43,625 --> 00:16:45,208
‫ یکی از یکی بدتره

149
00:16:45,333 --> 00:16:46,833
‫امروز چندمه؟

150
00:16:48,875 --> 00:16:50,333
‫۸ نوامبر

151
00:16:51,583 --> 00:16:52,833
‫سال چند؟

152
00:16:54,833 --> 00:16:57,750
‫۱۹۸۶

153
00:16:59,750 --> 00:17:01,333
‫۱۹۸۶

154
00:17:07,583 --> 00:17:09,958
‫ من می‌تونم تغییرش بدم، می‌دونی؟

155
00:17:10,625 --> 00:17:12,208
‫می‌تونم گذشته رو عوض کنم

156
00:17:12,958 --> 00:17:14,083
‫و ایضاً آینده رو

157
00:17:15,083 --> 00:17:16,958
‫کمک!

158
00:17:17,000 --> 00:17:19,083
‫اگه تو نبودی، هیچ‌کدوم از این اتفاق‌ها نمی‌افتاد

159
00:17:21,958 --> 00:17:22,958
‫نه!

160
00:17:25,375 --> 00:17:28,208
‫چی اون داخله؟
‫همون پسره؟

161
00:17:37,708 --> 00:17:39,708
‫- چه بلایی سرش آوردی؟
‫- ولم کن!

162
00:18:05,083 --> 00:18:07,125
‫ تا وقتی اون گره وجود داشته باشه،

163
00:18:07,708 --> 00:18:10,458
‫ همه‌مون محکومیم که
‫ در هر دو دنیا باز هم

164
00:18:10,500 --> 00:18:14,083
‫ ذره ذره عذاب بکِشیم
‫ و رنج به بار بیاریم

165
00:18:18,333 --> 00:18:21,125
‫ این دو دنیا با هم هیچ فرقی ندارن

166
00:18:22,208 --> 00:18:27,708
‫ شاید روند یا زمان وقوع اتفاقات مثل هم نباشه،

167
00:18:28,458 --> 00:18:29,833
‫ اما همون اتفاقات رخ میدن

168
00:18:38,958 --> 00:18:42,750
‫توی این گره، هیچکس نمی‌تونه
‫از تقدیرش فرار کنه

169
00:18:46,208 --> 00:18:47,833
‫کار تو بود

170
00:19:06,625 --> 00:19:08,208
‫ هر تکه‌ی پازل مکرراً

171
00:19:08,250 --> 00:19:10,583
‫ جای خودش رو پیدا می‌کنه

172
00:19:16,375 --> 00:19:19,500
‫ درست مثل خودت، من مهره‌ها رو
‫ روی تخته‌ی شطرنج حرکت دادم،

173
00:19:20,083 --> 00:19:23,708
‫ و به ناچار بارها و بارها
‫ شاهد اتفاقات بودم

174
00:19:35,458 --> 00:19:38,958
‫ ولی بالأخره فهمیدم
‫ چطور گره رو باز کنم

175
00:19:42,333 --> 00:19:45,583
‫می‌دونم اون روزنه‌ای که این همه وقت
‫دنبالش می‌گشتی، کجاست

176
00:19:47,083 --> 00:19:48,208
‫زمان

177
00:19:50,250 --> 00:19:54,708
‫در آخرالزمان، چند صَدُم ثانیه متوقف شد

178
00:19:55,208 --> 00:19:57,875
‫و اون قضیه همه چیز رو
‫از تعادل خارج کرد

179
00:19:58,708 --> 00:20:00,625
‫ولی هر موقع که زمان از حرکت بایسته،

180
00:20:01,208 --> 00:20:05,083
‫زنجیره‌ی علت و معلول هم در یک آن قطع میشه

181
00:20:08,708 --> 00:20:10,000
‫یه روزنه می‌تونه...

182
00:20:10,500 --> 00:20:12,583
‫شرایط رو تغییر بده

183
00:20:14,625 --> 00:20:16,250
‫حوا این رو می‌دونه

184
00:20:17,250 --> 00:20:19,000
‫حوا توی دنیای با استفاده از اون روزنه

185
00:20:19,083 --> 00:20:22,458
‫خودِ کم سن و سال‌ترش رو به
‫سمت و سوهای مختلفی می‌فرسته،

186
00:20:23,500 --> 00:20:25,833
‫تا چرخه متوقف نشه

187
00:20:26,833 --> 00:20:31,375
‫منم با اون روزنه خودم رو
‫به جهات مختلفی فرستادم

188
00:20:31,458 --> 00:20:32,875
‫تا امروز اینجا باشم

189
00:20:33,958 --> 00:20:38,500
‫باید باهاش جوناس رو
‫به یه مسیر دیگه بفرستی...

190
00:20:39,833 --> 00:20:42,333
‫تا یک بار برای همیشه
‫اون چرخه به هم بریزه

191
00:20:43,375 --> 00:20:48,125
‫تقصیر جوناس و مارتا هست که
‫این اتفاقات بارها و بارها می‌افته

192
00:20:48,708 --> 00:20:53,875
‫باید بفرستی‌‌شون به دنیای اصلی، تا بتونن
‫بالأخره تمام این قضایا رو تموم کنن

193
00:21:23,625 --> 00:21:24,875
‫بهت قول میدم

194
00:21:28,208 --> 00:21:29,833
‫درستش می‌کنم

195
00:21:45,125 --> 00:21:46,583
‫چرا هنوز اینجایی؟

196
00:21:48,583 --> 00:21:49,833
‫اون مُرده!

197
00:21:54,125 --> 00:21:55,958
‫دیگه چی از جونم می‌خوای؟

198
00:21:56,708 --> 00:21:58,750
‫می‌تونم توضیح بدم. همه چی رو!

199
00:21:59,750 --> 00:22:01,625
‫ولی فعلاً باید از اینجا بریم

200
00:22:04,708 --> 00:22:06,083
‫چه خبره؟

201
00:22:08,833 --> 00:22:10,125
‫این چیه؟

202
00:22:14,000 --> 00:22:15,333
‫این چیه؟

203
00:22:15,958 --> 00:22:17,958
‫این آخرین امیدمونه

204
00:22:35,458 --> 00:22:37,250
‫چطور اون کارو کردی؟

205
00:22:37,333 --> 00:22:38,875
‫الان توی چه سالی هستیم؟

206
00:22:41,208 --> 00:22:43,208
‫«توی چه سالی؟» سؤال اشتباهیه

207
00:22:46,458 --> 00:22:48,125
‫باید بپرسی: «تو کدوم دنیا؟»

208
00:22:56,458 --> 00:22:57,958
‫یعنی چی؟

209
00:22:59,833 --> 00:23:01,083
‫یه راه هست که

210
00:23:02,750 --> 00:23:05,000
‫نذاریم تو در آینده تبدیل بشی به من،

211
00:23:05,625 --> 00:23:08,833
‫یه راه برای اینکه لازم نباشه
‫تمام این اتفاقات بیفتن

212
00:23:09,750 --> 00:23:12,708
‫ولی اگه می‌خوای جواب بده،
‫باید به من اعتماد کنی

213
00:23:43,625 --> 00:23:45,583
‫وقت زیادی برات نمونده

214
00:23:46,375 --> 00:23:47,958
‫اون مارتای دیگه،

215
00:23:48,625 --> 00:23:50,333
‫باید نجاتش بدی

216
00:23:53,083 --> 00:23:55,000
‫مارتای دیگه؟

217
00:23:55,875 --> 00:23:57,958
‫تمام این سال‌ها فکر می‌کردم

218
00:23:59,750 --> 00:24:02,375
‫که تنهایی باید تغییرش بدم

219
00:24:03,583 --> 00:24:05,708
‫ولی اون هم همینقدر تقصیرکاره

220
00:24:07,958 --> 00:24:10,000
‫شما دو نفر بخشی از یه چیزِ کامل هستین

221
00:24:11,333 --> 00:24:14,125
‫فقط با همدیگه می‌تونین به
‫دنیای اصلی برگردین

222
00:24:15,500 --> 00:24:17,375
‫دانسته‌های ما مثل یه قطره می‌مونه

223
00:24:18,583 --> 00:24:20,125
‫و ندانسته‌هامون عینِ...

224
00:24:21,833 --> 00:24:23,208
‫یک اقیانوس

225
00:24:26,458 --> 00:24:27,958
‫یعنی چی؟

226
00:24:36,250 --> 00:24:38,250
‫تیک، تاک

227
00:24:39,333 --> 00:24:40,875
‫تیک، تاک

228
00:24:42,833 --> 00:24:44,333
‫تیک، تاک

229
00:24:50,208 --> 00:24:52,583
‫امروز توی دنیای اون...

230
00:24:52,833 --> 00:24:53,833
‫آخرالزمانه...

231
00:24:57,833 --> 00:24:59,375
‫روزنه...

232
00:25:00,208 --> 00:25:02,083
‫اینجا هم وجود داره

233
00:25:03,708 --> 00:25:07,250
‫در یک لحظه، زمان متوقف میشه

234
00:25:11,500 --> 00:25:13,625
‫باید قبل از اینکه مگنوس و...

235
00:25:15,125 --> 00:25:17,583
‫فرانسیسکا دستشون به
مارتا برسه، اونو نجات بدی

236
00:25:20,875 --> 00:25:23,208
‫و قبل از اینکه همه چیز
‫دوباره اتفاق بیفته

237
00:25:30,833 --> 00:25:34,083
‫شما دو نفر آخرین امید مایید

238
00:25:37,833 --> 00:25:40,583
‫آدم به جوناس میگه که باید چیکار کنه

239
00:25:42,500 --> 00:25:47,708
‫اون و مارتا، جلوی این اتفاق
‫رو برای همیشه می‌گیرن

240
00:26:04,375 --> 00:26:05,458
‫بابا

241
00:26:09,375 --> 00:26:11,250
‫بهش بگو من متأسفم

242
00:26:31,458 --> 00:26:33,083
‫اگه همه چیز درست پیش بره...

243
00:26:35,208 --> 00:26:36,958
‫رجینا زنده می‌مونه

244
00:28:06,083 --> 00:28:07,375
‫مارتا؟

245
00:28:07,458 --> 00:28:09,458
‫چه خبره؟

246
00:28:12,875 --> 00:28:14,083
‫مارتا؟

247
00:28:18,083 --> 00:28:19,250
‫باید همراهمون بیای

248
00:28:20,125 --> 00:28:21,500
‫کجا؟

249
00:28:50,833 --> 00:28:52,333
‫امکان نداره

250
00:29:05,500 --> 00:29:07,000
‫تو زنده‌ای

251
00:29:16,500 --> 00:29:18,250
‫تو شبیه اونی

252
00:29:37,875 --> 00:29:39,750
‫نمی‌دونم کی هستم

253
00:29:51,833 --> 00:29:53,500
‫ما توی چه زمانی هستیم؟

254
00:30:01,833 --> 00:30:03,208
‫توی چه زمانی هستیم؟

255
00:30:04,458 --> 00:30:06,125
‫چرا اینجاییم؟

256
00:30:12,708 --> 00:30:15,333
‫امروز 21 ژوئنِ 1986‌ـه

257
00:30:15,708 --> 00:30:18,208
‫روزی که دنیاهای هر دوی ما به وجود اومدن

258
00:30:18,958 --> 00:30:21,125
‫اینجا نه، بلکه تو دنیای اون

259
00:30:23,208 --> 00:30:27,500
‫تن‌هاوس، ساعت‌ساز، امروز برای
‫اولین بار گذرگاه رو باز می‌کنه

260
00:30:28,000 --> 00:30:29,125
‫چی؟

261
00:30:33,583 --> 00:30:35,125
‫وقتِ زیادی نداریم

262
00:30:36,333 --> 00:30:38,583
‫باید جلوی اتفاق افتادنش رو بگیریم

263
00:30:39,125 --> 00:30:40,125
‫صبر کن!

264
00:30:41,500 --> 00:30:43,083
‫این یعنی چی؟

265
00:32:01,416 --> 00:32:02,791
‫کجا داریم میریم؟

266
00:32:04,583 --> 00:32:06,833
‫یه نفرو از مرگ برمی‌گردونیم

267
00:32:09,541 --> 00:32:11,416
‫اینی که میگی یعنی چی

268
00:32:11,458 --> 00:32:13,666
‫یه ذره پیچیده‌تر از اونه که بشه توضیح داد

269
00:32:14,791 --> 00:32:17,041
‫باید قبل از این که بمیرن گیرشون بیاریم

270
00:32:23,166 --> 00:32:24,541
‫سعی داری چیکار کنی؟

271
00:32:36,541 --> 00:32:37,958
‫من و تو

272
00:32:40,208 --> 00:32:43,041
‫دلیلِ تمام این اتفاقاتی که میوفته ما هستیم

273
00:32:45,583 --> 00:32:47,458
‫علتِ این که دوباره و دوباره اتفاق میوفته

274
00:32:50,208 --> 00:32:52,666
‫چون تو نمی‌تونی چیزی رو که می‌خوای رها کنی

275
00:32:55,166 --> 00:32:57,333
‫و من نمی‌تونم چیزی رو که می‌خوام رها کنم

276
00:32:59,291 --> 00:33:01,041
‫ولی اشتباه ماییم

277
00:33:04,916 --> 00:33:06,666
ایرادِ توی ماتریس

278
00:33:14,791 --> 00:33:16,791
‫تو می‌خوای اونا هرگز وجود نداشته باشن

279
00:33:20,291 --> 00:33:22,041
‫دنیای تو و من

280
00:33:24,041 --> 00:33:26,166
‫می‌خوای ما هرگز وجود نداشته باشیم

281
00:34:32,625 --> 00:34:34,500
‫منتظرت بودم

282
00:34:40,250 --> 00:34:42,083
‫می‌دونم برای چی اومدی اینجا

283
00:35:00,875 --> 00:35:02,375
‫ولی در نهایت...

284
00:35:03,833 --> 00:35:05,333
‫هر مرگی

285
00:35:05,958 --> 00:35:07,625
‫فقط یه شروع تازه‌ست

286
00:35:21,250 --> 00:35:22,958
‫تو نمی‌تونی برنده شی

287
00:35:24,000 --> 00:35:25,333
‫مرگِ من

288
00:35:25,458 --> 00:35:28,083
‫یه مرحله‌ی دیگه تو چرخه‌ست

289
00:35:29,333 --> 00:35:31,000
‫تو امروز من رو می‌کشی

290
00:35:32,708 --> 00:35:34,333
‫مارتا پیدام می‌کنه

291
00:35:36,333 --> 00:35:38,875
‫همونطور که خودم زمانی خودم رو پیدا کردم

292
00:35:41,583 --> 00:35:43,958
‫این اتفاق اون رو برای همیشه
‫باهات دشمن می‌کنه

293
00:35:47,000 --> 00:35:48,583
‫منتظرِ چی هستی؟

294
00:36:18,000 --> 00:36:19,625
‫این درست نیست

295
00:36:21,458 --> 00:36:23,583
‫اینجوری اتفاق نیوفتاد

296
00:36:25,583 --> 00:36:26,583
‫هرگز...

297
00:36:26,708 --> 00:36:28,750
‫هرگز اینجوری اتفاق نیوفتاد

298
00:36:31,125 --> 00:36:33,458
‫تو من رو کشتی

299
00:36:35,458 --> 00:36:36,958
‫هر دفعه

300
00:36:37,583 --> 00:36:39,333
‫تو می‌میری

301
00:36:42,333 --> 00:36:44,333
‫منم می‌میرم

302
00:36:45,583 --> 00:36:47,875
‫و هر چیزی که ازمون به عمل اومده

303
00:36:51,125 --> 00:36:52,708
‫تو چیکار کردی؟

304
00:37:04,833 --> 00:37:06,750
‫زندگی یه هزارتوئه

305
00:37:07,375 --> 00:37:10,708
‫بعضی‌ها تا زمانِ مرگشون در جستجوی
‫راهی برای خروج

306
00:37:10,750 --> 00:37:12,750
‫داخلش سرگردون میشن،

307
00:37:16,583 --> 00:37:18,375
،ولی فقط یه مسیر وجود داره

308
00:37:20,250 --> 00:37:22,708
و به بخش‌های عمیق‌ترِش ختم میشه

309
00:37:24,625 --> 00:37:27,875
آدم فقط وقتی درک می‌کنه

310
00:37:28,833 --> 00:37:30,333
که به مرکزش برسه

311
00:37:33,875 --> 00:37:37,083
‫مرگ غیر قابل ادراکه

312
00:37:39,708 --> 00:37:42,583
‫ولی آدم فقط می‌تونه خودش رو باهاش وفق بده

313
00:37:46,250 --> 00:37:48,333
‫هر کاری که ما کردیم

314
00:37:50,625 --> 00:37:52,583
‫در نهایت به فراموشی سپرده میشه

315
00:37:58,833 --> 00:38:04,208
ما مسئولِ ایجاد این آشناپنداریِ ابدی هستیم

316
00:38:07,958 --> 00:38:10,583
و ما کسایی هستیم

317
00:38:10,625 --> 00:38:12,250
که باید تمومش کنیم

318
00:38:17,500 --> 00:38:19,125
‫من و تو

319
00:38:34,625 --> 00:38:39,375
سرنوشتِ هردوی ما محکوم به
عذابی ابدی به هم گره خورده

320
00:38:40,541 --> 00:38:42,250
در سر تا سرِ هر دو دنیا

321
00:38:43,875 --> 00:38:46,500
همه چی جزو زنجیره‌ی علت و معلوله

322
00:38:47,750 --> 00:38:51,125
،هر دردی ما رو به سوی عمل کردن سوق میده

323
00:38:51,666 --> 00:38:53,541
اراده‌مون رو شکل میده

324
00:38:54,750 --> 00:39:00,375
تن‌هاوس هرچیزی رو که براش ارزشمند بود
تو دنیای اصلی از دست داد

325
00:39:01,750 --> 00:39:07,250
پسرش، عروسش و نوه‌اش توی
یه تصادفِ رانندگی کشته شدن

326
00:39:08,000 --> 00:39:12,875
،اونا از یه پل به پایین پرت شدن
و تو رود غرق شدن

327
00:39:14,791 --> 00:39:17,291
اون هرگز این درد رو فراموش نکرد

328
00:39:22,250 --> 00:39:23,875
،جوناس و مارتا

329
00:39:24,750 --> 00:39:27,375
،اونا باید دردش رو ازش بگیرن

330
00:39:28,875 --> 00:39:33,416
تا هرگز دنبالِ راهی برای برگردوندنِ
همه چی به حالت اول نگرده

331
00:39:37,250 --> 00:39:40,541
اونا باید برن به دنیای اصلی

332
00:39:41,916 --> 00:39:44,125
و جلوی خلق شدنِ دو دنیای ما رو

333
00:39:44,875 --> 00:39:48,375
از همون لحظه‌ی اول بگیرن

334
00:40:05,875 --> 00:40:09,500
‫این همون لحظه‌ست که گذرگاه
‫برای اولین بار باز میشه

335
00:40:18,750 --> 00:40:22,875
‫تن‌هاوس سعی کرد به دنیایی برگرده
‫که خانوادش هنوز توش زنده بودن

336
00:40:26,791 --> 00:40:29,250
‫ولی به جاش، دنیای خودش رو جدا کرد

337
00:40:31,500 --> 00:40:33,125
‫اون یه گره ایجاد کرد

338
00:40:36,250 --> 00:40:37,750
‫ما رو ایجاد کرد

339
00:40:44,125 --> 00:40:45,791
‫برای یه لحظه‌ی کوتاه،

340
00:40:46,500 --> 00:40:48,250
‫پُلی...

341
00:40:51,375 --> 00:40:53,125
‫بین سه دنیا ایجاد میشه

342
00:40:57,916 --> 00:40:59,750
‫می‌خوای بری به دنیای اون؟

343
00:41:02,500 --> 00:41:06,375
‫باید به لحظه‌ای برگردیم که دردش
‫برای اولین بار شروع شد

344
00:41:22,000 --> 00:41:23,375
‫جوناس...

345
00:41:25,541 --> 00:41:27,166
‫اونی که تو دنیای تو بود...

346
00:41:30,750 --> 00:41:32,125
‫فرق می‌کرد؟

347
00:42:22,416 --> 00:42:23,625
‫داره شروع میشه

348
00:43:26,333 --> 00:43:27,458
‫مارتا؟

349
00:43:46,375 --> 00:43:47,875
‫مارتا؟

350
00:44:05,958 --> 00:44:07,083
‫جوناس؟

351
00:44:18,708 --> 00:44:20,083
‫جوناس!

352
00:44:29,458 --> 00:44:30,708
‫مارتا؟

353
00:44:42,500 --> 00:44:43,500
‫جوناس!

354
00:45:20,375 --> 00:45:21,625
‫مارتا؟

355
00:45:22,333 --> 00:45:23,833
‫پس اینجایی

356
00:45:27,083 --> 00:45:29,083
‫اون غمگین به نظر میاد

357
00:45:30,208 --> 00:45:31,708
‫کی غمگین به نظر میاد؟

358
00:45:31,750 --> 00:45:33,708
‫پسری که اونجا وایساده

359
00:45:35,125 --> 00:45:37,083
‫ولی هیچکس اونجا نیست

360
00:45:37,208 --> 00:45:39,083
‫فقط پشتِ کُمدته

361
00:45:55,208 --> 00:45:56,333
‫جوناس؟

362
00:45:57,708 --> 00:45:59,208
‫همه چی روبراهه؟

363
00:46:01,333 --> 00:46:03,208
‫تو زیرزمین چیکار می‌کنی؟

364
00:46:08,083 --> 00:46:09,083
‫چی شده؟

365
00:46:10,208 --> 00:46:12,083
‫یه دختر اونجا وایساده

366
00:46:13,750 --> 00:46:15,625
‫هیچ دختری اونجا نیست

367
00:46:21,958 --> 00:46:23,958
‫زود باش. بیا برگردیم پیشِ بقیه، باشه؟

368
00:46:38,000 --> 00:46:39,458
‫بجنب

369
00:48:35,625 --> 00:48:39,458
‫همیشه باید حرفش رو وسط بکشی؟
‫نمی‌تونی یه بار بیخیالش شی؟

370
00:48:41,833 --> 00:48:44,333
‫فکر می‌کردم تو مغازه رو می‌خوای

371
00:48:45,875 --> 00:48:48,958
‫- شاید الان نخوای، ولی یه وقتِ دیگه
‫- تو هیچوقت به حرفم گوش نمیدی!

372
00:48:49,708 --> 00:48:51,958
‫تعجبی نداره مامان دیگه نمی‌تونست تحمل کنه

373
00:48:52,583 --> 00:48:55,458
‫سخنرانی‌های طولانیت در مورد
‫بیگ بنگ و بیگ کرانچ...
‫(دو تئوری در مورد آغاز و پایان جهان)

374
00:48:55,458 --> 00:48:57,875
‫اصلاً از سونیا پرسیدی به
‫این چیزها علاقه داره یا نه؟

375
00:48:59,333 --> 00:49:02,333
‫تمام این سال‌ها، ازم پرسیدی
‫که بهشون علاقه دارم یا نه؟

376
00:49:02,458 --> 00:49:04,208
‫یا این که واقعاً چی می‌خوام؟

377
00:49:09,625 --> 00:49:11,125
‫بیرون داره بارون میاد

378
00:49:16,375 --> 00:49:18,458
‫این تنها حرفیه که برای گفتن داری؟

379
00:49:23,958 --> 00:49:25,083
‫مارک، بیا

380
00:49:25,125 --> 00:49:27,750
‫تو بهم گفتی دنیای بیرون پر از رمز و رازه،

381
00:49:27,833 --> 00:49:31,000
‫و چیزی که می‌دونیم مثل
‫قطره‌ای در برابر اقیانوسه

382
00:49:31,750 --> 00:49:33,708
‫حداقل در این مورد حق داشتی

383
00:49:33,750 --> 00:49:36,875
‫تو شاید همه چی رو راجع به پُل‌های
‫اینیشتین-روزن و سیاهچاله‌ها بدونی،

384
00:49:36,958 --> 00:49:41,083
‫ولی در مورد من... اصلاً هیچی
‫در مورد من نمی‌دونی

385
00:49:56,000 --> 00:49:58,458
‫فکر می‌کردم چند روز دیگه می‌مونید

386
00:50:00,250 --> 00:50:01,583
‫بالأخره آروم میشه

387
00:50:27,875 --> 00:50:29,625
‫اون کار واقعاً لازم بود؟

388
00:50:30,958 --> 00:50:33,333
‫می‌تونستیم به راحتی فردا راه بیوفتیم

389
00:50:36,458 --> 00:50:37,958
‫از این که پسرشی خجالت می‌کشی

390
00:50:40,083 --> 00:50:41,708
‫اصلاً نمی‌دونی اون چجور آدمیه

391
00:50:41,833 --> 00:50:45,375
‫بزرگ شدن تو اون فضا چجوریه. اون تو سرش
‫زندگی می‌کنه، تو ایده‌های بزرگش غرق شده

392
00:50:45,458 --> 00:50:47,833
‫اصلاً دیدی چیکار می‌کنه؟

393
00:50:47,875 --> 00:50:50,750
‫اصلاً تو کتم نمیره چرا یه نفر
‫اون چیزها رو تماشا می‌کنه

394
00:50:50,833 --> 00:50:52,208
‫اون همیشه آسمون رو نگاه می‌کرد

395
00:50:52,250 --> 00:50:55,208
‫ستاره‌ها، کهکشان‌ها، جهان‌های احمقانه،
‫ولی من...

396
00:50:56,083 --> 00:50:57,583
‫هرگز من رو ندید

397
00:51:05,083 --> 00:51:06,958
‫تو نمی‌تونی خانوادت رو انتخاب کنی

398
00:51:11,500 --> 00:51:12,583
‫آره

399
00:51:14,958 --> 00:51:16,458
‫من تو رو انتخاب کردم

400
00:51:18,708 --> 00:51:19,875
‫آره

401
00:51:21,458 --> 00:51:23,208
‫من رو انتخاب کردی

402
00:51:27,375 --> 00:51:28,666
‫مواظب باش!

403
00:51:37,416 --> 00:51:38,875
‫حالت خوبه؟

404
00:51:38,916 --> 00:51:40,166
‫آره؟

405
00:51:44,500 --> 00:51:47,500
‫- اونا اینجا چیکار می‌کنن؟
‫- میرم ببینم جریان چیه

406
00:51:49,416 --> 00:51:51,250
‫شما دارید چه غلطی می‌کنید؟

407
00:51:51,791 --> 00:51:55,000
‫نمی‌تونید اینجوری وسطِ خیابون وایسید!
‫نزدیک بود زیرتون کنم!

408
00:52:08,500 --> 00:52:09,875
‫همه چی روبراهه؟

409
00:52:14,791 --> 00:52:16,125
‫کمک لازم دارید؟

410
00:52:19,250 --> 00:52:20,916
‫پُل بسته‌ست

411
00:52:23,250 --> 00:52:24,416
‫چی؟

412
00:52:25,541 --> 00:52:27,125
‫تصادف شده

413
00:52:27,625 --> 00:52:29,250
‫فکر می‌کنی این خنده‌داره؟

414
00:52:31,541 --> 00:52:33,041
‫زود باشید برید خونه

415
00:52:34,291 --> 00:52:36,125
‫چیزی که می‌دونیم یه قطره‌ست

416
00:52:37,666 --> 00:52:39,750
‫چیزی که نمی‌دونیم یه اقیانوسه

417
00:52:42,750 --> 00:52:44,250
‫پدرت دوستت داره

418
00:52:46,916 --> 00:52:48,625
‫حاضره هر کاری به خاطرت بکنه

419
00:52:58,125 --> 00:52:59,750
‫الان چی گفتی؟

420
00:53:00,625 --> 00:53:01,875
‫مارک

421
00:53:03,000 --> 00:53:04,500
‫همه چی روبراهه؟

422
00:53:18,916 --> 00:53:20,416
‫پُل بسته‌ست

423
00:53:25,291 --> 00:53:27,250
‫یالا. بیا بریم

424
00:53:28,041 --> 00:53:29,125
‫مارک!

425
00:53:42,500 --> 00:53:44,125
‫اون دیگه چی بود؟

426
00:53:49,375 --> 00:53:50,875
‫حق داشتی

427
00:53:52,791 --> 00:53:54,500
‫باید فردا بریم

428
00:54:36,000 --> 00:54:37,750
‫برگشتید؟

429
00:54:37,791 --> 00:54:39,500
‫پُل بسته‌ست

430
00:54:41,125 --> 00:54:44,916
‫- پسرت فکر می‌کنه یه جُفت فرشته دیده
‫- مسخره‌ام نکن

431
00:54:50,541 --> 00:54:52,166
‫نمی‌دونم چرا...

432
00:54:54,791 --> 00:54:56,500
‫ولی ناگهان یه احساسی...

433
00:54:57,750 --> 00:54:59,166
‫بهم دست داد

434
00:55:24,041 --> 00:55:25,916
‫خوشحالم که برگشتید

435
00:55:31,125 --> 00:55:33,291
‫هنوز حتی ملافه‌ها رو هم
‫از روی تخت‌ها جمع نکردم

436
00:55:36,666 --> 00:55:39,000
‫کیف‌ها رو می‌برم طبقه‌ی بالا

437
00:55:49,625 --> 00:55:50,875
‫مرسی

438
00:55:57,125 --> 00:55:58,166
‫می‌خوای بغلش کنی؟

439
00:56:02,000 --> 00:56:03,875
‫شارلوت به این زودی دلش برات تنگ شده

440
00:56:46,875 --> 00:56:48,625
‫فکر می‌کنی جواب داد؟

441
00:57:16,958 --> 00:57:18,333
‫داخلِ نور...

442
00:57:22,125 --> 00:57:23,458
‫تو رو دیدم

443
00:57:26,625 --> 00:57:27,875
‫بچه بودی

444
00:57:34,250 --> 00:57:35,958
‫به من نگاه می‌کردی...

445
00:57:40,208 --> 00:57:42,208
‫انگار تو هم می‌تونستی من رو ببینی

446
00:57:47,750 --> 00:57:49,125
‫داخلِ کُمد؟

447
00:57:55,458 --> 00:57:56,875
‫اون تو بودی؟

448
00:58:02,208 --> 00:58:03,833
‫یعنی رویا نبود؟

449
00:58:23,708 --> 00:58:26,125
‫فکر می‌کنی چیزی ازمون باقی می‌مونه؟

450
00:58:30,375 --> 00:58:32,208
‫یا این چیزیه که ما هستیم؟

451
00:58:35,208 --> 00:58:36,458
‫یه رویا؟

452
00:58:39,708 --> 00:58:41,625
‫و ما هرگز واقعاً وجود نداشتیم؟

453
00:58:46,583 --> 00:58:48,083
‫نمی‌دونم

454
00:59:24,833 --> 00:59:26,708
‫ما یه زوجِ عالی هستیم

455
00:59:33,708 --> 00:59:35,500
‫هرگز چیزی غیر از این رو باور نکن
