﻿1
00:00:34,440 --> 00:00:35,240
‫ممنون

2
00:01:07,840 --> 00:01:14,720
‫[کرستی اتکینز]
‫[حمل مواد مخدر]
‫[سال 2017]

3
00:01:39,440 --> 00:01:43,080
« بخش کیو »

4
00:01:49,800 --> 00:01:52,560
‫18 تا دوربین برای جلوگیری
‫از سرقت ماشین وجود داشت

5
00:01:52,640 --> 00:01:56,040
‫همه جا فیلمش رو برداشتن،
‫بعدش هیچی. یهو غیبش زده.

6
00:01:56,120 --> 00:01:57,960
‫شاید نمی‌خواسته ببیننش

7
00:01:58,040 --> 00:02:00,800
‫ولی به احتمال زیاد افتاده توی آب

8
00:02:00,880 --> 00:02:02,000
‫چرا این رو میگی؟

9
00:02:02,080 --> 00:02:04,240
‫چون کی روی یه کشتی
‫نقشه‌ی قتل می‌کشه؟

10
00:02:04,320 --> 00:02:06,000
‫وقتی انجامش بدی، گیر می‌افتی

11
00:02:07,800 --> 00:02:11,120
‫خیلی خب. بیا فرض کنیم بدون نقشه‌ی قبلی
‫و یهویی بوده

12
00:02:11,200 --> 00:02:14,640
‫فرض کنیم یه احمق رو که
‫توی صفِ خرید نوشیدنی بوده عصبانی کرده

13
00:02:15,160 --> 00:02:16,280
‫و اونم زده انداختتش توی آب

14
00:02:16,360 --> 00:02:17,520
‫خب؟

15
00:02:17,600 --> 00:02:19,840
‫- یه نفر حتماً این رو می‌دید
‫- آره، می‌دیدنش

16
00:02:19,920 --> 00:02:24,200
‫و با این حال یه کشتی شلوغ داریم
‫و حتی یه نفرم چیزی ندیده و نشنیده

17
00:02:24,280 --> 00:02:28,520
‫پس غیر از این که «با اشعه
‫سوار کشتیِ فضایی‌ها شده باشه»

18
00:02:28,600 --> 00:02:31,040
‫منطقی‌ترین نظریه اینه که
‫از زندگی‌اش فرار کرده،

19
00:02:31,120 --> 00:02:35,080
‫یا غیرمنطقی‌تر اینه که تصادفی افتاده توی آب
‫بدون این که کسی ببینه یا بشنوه

20
00:02:35,160 --> 00:02:36,360
‫مگر این که یکی اون رو دزدیده باشه

21
00:02:37,080 --> 00:02:39,320
‫ممکنه اون رو به زور گرفته باشه
‫و نذاشته باشه جیغ بزنه

22
00:02:39,400 --> 00:02:41,800
‫آره، ولی آدم‌ربایی از یه کشتی
‫همون مشکلاتِ قتل رو داره،

23
00:02:41,880 --> 00:02:45,600
‫همچنین این سؤال رو ایجاد می‌کنه که
‫چرا باید برای دزدیدنش تا وسط دریا بری،

24
00:02:45,680 --> 00:02:48,280
‫و چرا باید بدزدیش و برای آزادیش باج نخوای؟

25
00:02:48,360 --> 00:02:50,320
‫درسته. کسی باج نخواسته

26
00:02:50,960 --> 00:02:53,640
‫و اگه طرف صرفاً می‌خواسته بکشتش،
‫راه‌های خیلی آسون‌تری هست.

27
00:02:53,720 --> 00:02:57,520
‫ولی اگه اشتباه کرده باشه
‫و تصادفی اون رو کشته باشه چی؟

28
00:02:58,440 --> 00:03:01,600
‫چهار سال گذشته و هیچ جسدی پیدا نشده

29
00:03:01,600 --> 00:03:03,040
‫این خیلی عجیبه، مگه نه؟

30
00:03:03,080 --> 00:03:05,080
‫امیدوارم مزاحم نشده باشم

31
00:03:07,720 --> 00:03:09,520
‫اوه، این خیلی بد نیست، مگه نه؟

32
00:03:10,120 --> 00:03:12,640
‫اینجا آروم و ساکته. آرامبخشه

33
00:03:12,720 --> 00:03:15,720
‫آره، مثل یه مرکزِ سلامتیه

34
00:03:15,800 --> 00:03:17,840
‫خوشحالم که می‌بینم
‫کامپیوترت کار می‌کنه

35
00:03:17,920 --> 00:03:21,720
‫- جواب ایمیل‌هام رو ندادی
‫- احتمالاً مستقیم رفتن توی سطل آشغالم

36
00:03:22,240 --> 00:03:25,800
‫از شانس خوبت، دستیاری از دنیای آی‌تی داری

37
00:03:25,880 --> 00:03:27,280
‫شاید اون بتونه کمکت کنه

38
00:03:27,360 --> 00:03:28,640
‫البته، خانم

39
00:03:29,800 --> 00:03:31,680
‫منتظر گزارش پرونده‌ی اولت هستم

40
00:03:31,760 --> 00:03:35,400
‫آره، داریم حدود 8,000 گزینه رو بررسی می‌کنیم،
‫خب بهار چطوره؟

41
00:03:35,480 --> 00:03:36,920
‫شاید یادت باشه که دولت

42
00:03:37,000 --> 00:03:39,520
‫پولِ خیلی زیادی به ما داده
‫که این بخش رو تأسیس کنیم

43
00:03:39,600 --> 00:03:42,240
‫کِی می‌تونیم انتظار داشته باشیم
‫یکم از اون پولِ زیاد به دستمون برسه؟

44
00:03:42,320 --> 00:03:46,040
‫اونا دوست دارن به مطبوعات اعلامش کنن،
‫ولی نمی‌تونن تا تو یه پرونده انتخاب کنی.

45
00:03:46,120 --> 00:03:48,000
‫حتماً سخت تلاش می‌کنن
‫نشون بدن دارن کاری می‌کنن

46
00:03:48,080 --> 00:03:49,520
‫حداقل یکی داره تلاش می‌کنه، کارل

47
00:03:49,600 --> 00:03:52,000
‫- روال داره
‫- آره، روال داره

48
00:03:52,080 --> 00:03:55,000
‫این شامل کِش رفتن پرونده‌های باز
‫و دسترسی غیرمجاز میشه...

49
00:03:55,080 --> 00:03:58,600
‫بیخیال، مویرا، پرونده‌های حل نشده
‫هیچ اهمیتی برات ندارن

50
00:03:58,680 --> 00:04:01,240
‫- یه پرونده انتخاب کن یا از ساختمون برو بیرون
‫- راستش...

51
00:04:02,480 --> 00:04:05,720
‫کارآگاه مورک همین امروز
‫پرونده‌ی خیلی جالبی پیدا کرده

52
00:04:05,800 --> 00:04:07,840
‫برام عجیبه که بهش اشاره نمی‌کنه

53
00:04:08,360 --> 00:04:11,400
‫چون کارآگاه مورک چیزهای زیادی پیدا کرده
‫که با عقل جور در نمیان

54
00:04:11,480 --> 00:04:13,920
‫آره، مثل این که چرا دهنت رو باز می‌کنی

55
00:04:14,600 --> 00:04:16,920
‫فکر می‌کنه ممکنه عمدی بوده باشه،
‫نه خودکشی.

56
00:04:17,440 --> 00:04:20,320
‫چون هرگز هیچ شاهد و جسدی پیدا نشده

57
00:04:20,400 --> 00:04:22,320
‫فکر نکنم نظرم این باشه

58
00:04:22,840 --> 00:04:26,160
‫مریت لینگارد. زنِ بی‌ملاحظه و کله‌شقی بود

59
00:04:26,240 --> 00:04:29,160
‫- درست عینِ کارآگاه مورک
‫- مرسی

60
00:04:29,240 --> 00:04:32,280
‫احتمالاً افراد زیادی هستن ‫که
می‌خواستن سر به تنش نباشه

61
00:04:33,600 --> 00:04:37,800
‫دادستانی که در اوج کارش گُم شده.
‫اونا عاشقش میشن.

62
00:04:38,640 --> 00:04:40,320
‫حداقل یکی دو روز روش کار کنید

63
00:04:42,360 --> 00:04:43,760
‫نمی‌دونستم اینجا دوش هم داریم

64
00:04:46,840 --> 00:04:49,640
‫گورت رو گُم کن، خائن

65
00:04:52,840 --> 00:04:56,440
‫- میرم حموم رو تمیز می‌کنم
‫- ما توی حمومیم، لامصب!

66
00:05:08,440 --> 00:05:12,000
‫روی شاهد تمرکز می‌کنیم، کارولین کر

67
00:05:12,520 --> 00:05:13,720
‫زیر نظرش داریم؟

68
00:05:13,800 --> 00:05:15,960
‫راستش نه

69
00:05:15,960 --> 00:05:17,360
‫زیاد بیرون نیومده

70
00:05:17,400 --> 00:05:19,280
‫مامانش خریدهاشون رو می‌کنه

71
00:05:19,360 --> 00:05:21,680
‫کارولین بچه‌اش رو می‌بره پیاده‌روی صبحگاهی

72
00:05:21,760 --> 00:05:24,880
‫با این حال، مطمئن نیستم من بچه‌ام رو
‫برای پیاده‌روی می‌بردم همون منطقه‌ای

73
00:05:24,880 --> 00:05:26,560
‫که توش شاهد قتل بودم

74
00:05:26,640 --> 00:05:27,920
‫شاید بچه‌ی تو رو می‌بردم

75
00:05:28,000 --> 00:05:30,720
‫مثل همیشه ممنون از تحلیل زیرکانه‌ات کارل،

76
00:05:30,800 --> 00:05:32,600
‫ولی میشه الان تنهامون بذاری

77
00:05:32,680 --> 00:05:36,160
‫اون تمام ساکنان اون اطراف رو می‌شناسه.
‫حتی خلافکارها. شاید چندتاشون رو بشناسه.

78
00:05:36,160 --> 00:05:36,920
‫سربازرس مورک...

79
00:05:37,000 --> 00:05:40,160
‫احتمالاً با قربانی هم آشنا بوده.
‫توی همچین جاهایی همه همدیگه رو می‌شناسن.

80
00:05:40,240 --> 00:05:41,280
‫از کجا این رو می‌دونی؟

81
00:05:41,360 --> 00:05:44,240
‫چون برخلافِ تو،
‫من توی همچین جایی بزرگ شدم.

82
00:05:44,840 --> 00:05:47,120
‫زیر نظرش داریم.
‫با هیچکس دیگه دیده نشده.

83
00:05:47,200 --> 00:05:50,760
‫اونا می‌دونن زیر نظرش دارید.
‫احتمالاً در این حین زیر نظرتون دارن.

84
00:05:50,840 --> 00:05:53,800
‫اون بالأخره همکاری می‌کنه.
‫می‌تونستم تشخیص بدم می‌خواست کمک کنه.

85
00:05:53,880 --> 00:05:55,640
‫اسمِ بچه‌اش چیه؟ هان؟

86
00:05:57,800 --> 00:06:00,080
‫انتظار داری برای کمک بهت
‫جونش رو به خطر بندازه،

87
00:06:00,160 --> 00:06:02,520
‫و حتی اسمِ بچه‌اش رو نمی‌دونی

88
00:06:05,160 --> 00:06:08,760
‫به یه دلیلی اومدی اینجا،
‫یا توی زیرزمین حوصله‌ات سر رفته؟

89
00:06:08,840 --> 00:06:09,840
‫چون سرمون شلوغه

90
00:06:09,920 --> 00:06:12,480
‫- فرگوس دانبار
‫- اون رو می‌خوای چیکار؟

91
00:06:12,560 --> 00:06:14,680
‫- می‌خوام باهاش حرف بزنم
‫- موفق باشی

92
00:06:14,760 --> 00:06:17,000
‫- منتقل شده؟
‫- در حال ترک اعتیاده

93
00:06:17,080 --> 00:06:19,640
‫واقعاً؟ خوش به حالش

94
00:06:19,720 --> 00:06:22,440
‫- توی یه کلیسای عجیب و غریب
‫- کِی این اتفاق افتاد؟

95
00:06:22,520 --> 00:06:25,480
‫از وقتی که ظاهراً نوشیدنی رو کنار گذاشته
‫و به عیسی مسیح ایمان آورده

96
00:06:26,640 --> 00:06:28,080
‫تو هنوز توی خونه بودی

97
00:06:28,680 --> 00:06:29,560
‫بهبود پیدا می‌کردی

98
00:06:30,920 --> 00:06:32,640
‫کدوم کلیسای عجیب و غریب؟

99
00:07:03,840 --> 00:07:04,840
‫فرگوسِ قارچ‌صفت

100
00:07:07,240 --> 00:07:08,240
‫مورک

101
00:07:08,960 --> 00:07:13,120
‫نگران نباش. فقط اومدم در مورد یه پرونده‌ی قدیمی
نظرت رو بپرسم

102
00:07:13,200 --> 00:07:17,400
‫مریت لینگارد. دادستان.
‫چهار سال پیش توی یه کشتی گُم شده.

103
00:07:17,480 --> 00:07:19,720
‫آره. می‌دونم کیه

104
00:07:20,920 --> 00:07:23,120
‫فقط برام سؤاله چرا الان
‫در موردش با من حرف می‌زنی؟

105
00:07:23,120 --> 00:07:25,800
‫چون به بازگشایی پرونده فکر می‌کنم

106
00:07:29,600 --> 00:07:33,040
‫بچه‌ها، چطوره همه باهم بریم ناهار بخوریم؟

107
00:07:34,080 --> 00:07:36,080
‫چندتا ساندویچ تخم مرغ درست کردم

108
00:07:37,760 --> 00:07:39,040
‫توی یخچال هستن

109
00:07:41,440 --> 00:07:46,000
‫توی 10 ثانیه‌ی گذشته بیشتر از 8 سال
‫که توی کار بودی شناختمت

110
00:07:46,080 --> 00:07:49,600
‫شاید افسرِ خوبی نبوده باشم.
‫یه اشتباهاتی کردم.

111
00:07:49,680 --> 00:07:52,360
‫ولی اگه اومدی اینجا که
‫یه خرابکاری رو بندازی گردنم

112
00:07:52,360 --> 00:07:53,200
گمشو

113
00:07:53,240 --> 00:07:55,760
‫حالا این حرف شایسته‌ی پیروِ مسیح نیست

114
00:07:55,840 --> 00:07:58,200
‫من مسئولیتِ تمام کارهایی رو که کردم
‫گردن گرفتم

115
00:07:58,960 --> 00:08:00,760
‫بحثِ کاریه که نکردی

116
00:08:01,760 --> 00:08:03,920
‫من هر کاری که می‌تونستم
‫برای پیدا کردنش انجام دادم

117
00:08:03,920 --> 00:08:05,960
‫هفته‌ها غواص‌ها رو فرستادم
‫توی آب دنبالش بگردن

118
00:08:05,960 --> 00:08:11,800
‫افسرهای هشت اداره‌ی محلی رو فرستادم
‫توی خط ساحلی دنبالش بگردن

119
00:08:11,880 --> 00:08:13,600
‫پس از اول مسئول پرونده بودی؟

120
00:08:14,720 --> 00:08:16,800
‫همون روز با تمام مسافرها صحبت کردم

121
00:08:16,880 --> 00:08:18,560
‫نه فقط توی اون کشتی

122
00:08:18,560 --> 00:08:20,440
‫بلکه توی اون یکی کشتی
‫که اون روز توی آب بود

123
00:08:20,480 --> 00:08:22,000
‫ولی هیچکس چیزی ندیده بود، درسته؟

124
00:08:23,080 --> 00:08:26,440
‫غیر از برادره، ولی...
‫اون داستانش فرق می‌کنه.

125
00:08:26,520 --> 00:08:27,720
‫برادره؟ اون دیگه کیه؟

126
00:08:29,480 --> 00:08:33,200
‫- اصلاً قبل از اومدن پرونده رو خوندی؟
‫- قسمتی که تو دستگیرش کردی رو خوندم

127
00:08:34,640 --> 00:08:36,800
‫فیلم دعوا کردنشون بود

128
00:08:36,880 --> 00:08:41,560
‫فکر می‌کردیم شاید برادره از کوره در رفته
‫و انداختتش توی آب ولی هیچ مدرکی براش نبود

129
00:08:41,640 --> 00:08:44,600
‫در ضمن طرف مشکلاتِ روانی هم داشته

130
00:08:44,680 --> 00:08:46,640
‫حتی اگه برادره هُلش داده بود،

131
00:08:46,640 --> 00:08:48,720
‫سقوط توی آب برای کشتنش کافی نبود

132
00:08:48,760 --> 00:08:51,360
‫- مظنون دیگه‌ای هم بود؟
‫- بیخیال. یه عالمه

133
00:08:52,040 --> 00:08:55,680
‫توی حوزه‌ی کاریش،
‫بیشتر از ما دشمن داشت.

134
00:08:56,600 --> 00:08:57,800
‫نتونستیم چیزی رو ثابت کنیم

135
00:08:57,880 --> 00:09:01,240
‫من همیشه فکر می‌کردم
‫برادره کلید حل این پرونده‌ست

136
00:09:02,040 --> 00:09:04,320
‫اون تنها شاهد اون روز بود

137
00:09:05,600 --> 00:09:08,440
‫اگه کسی بدونه چه بلایی سرش اومده،
‫برادره‌ست.

138
00:09:09,560 --> 00:09:10,640
‫الله اکبر

139
00:09:12,320 --> 00:09:13,400
‫الله اکبر

140
00:09:23,400 --> 00:09:25,080
‫برادرِ لینگارد، اسمش چیه؟

141
00:09:25,720 --> 00:09:27,360
‫- دارم نماز می‌خونم
‫- می‌بینم

142
00:09:27,440 --> 00:09:30,960
‫ولی اینجا اداره‌ی پلیسه، نه مسجد.
‫اسمش چیه؟

143
00:09:34,840 --> 00:09:36,880
‫- ویلیام لینگارد
‫- کجاست؟

144
00:09:36,960 --> 00:09:38,640
‫اون توی یه مرکزِ درمانی زندگی می‌کنه

145
00:09:38,720 --> 00:09:40,560
‫کدوم یکی؟

146
00:09:40,640 --> 00:09:42,360
‫عه، اسمش...

147
00:09:42,440 --> 00:09:43,480
‫اگلی هاوس‌ـه

148
00:09:44,520 --> 00:09:46,760
‫- مرسی
‫- شاید بهتره منم باهات بیام

149
00:10:11,760 --> 00:10:14,440
‫دخترهام همیشه فیلم‌هایی
‫از گربه‌ها برام می‌فرستن

150
00:10:15,600 --> 00:10:16,720
‫دلیلش رو نمی‌دونم

151
00:10:17,240 --> 00:10:19,520
‫دوتا دختر دارم، 9 و 12 ساله

152
00:10:20,840 --> 00:10:24,560
‫قبل از این با اونا خونه بودم،
‫ولی حالا کوچیکه هم میره مدرسه، پس...

153
00:10:25,480 --> 00:10:28,960
‫اونا لهجه‌ی اسکاتلندی دارن. خیلی قشنگه

154
00:10:29,040 --> 00:10:32,240
‫- چند وقت اینجا زندگی کردی؟
‫- تقریباً 8 سال

155
00:10:32,320 --> 00:10:34,840
‫- چرا ادینبرو؟
‫- اونا دکتر لازم داشتن

156
00:10:34,920 --> 00:10:36,640
‫زنم توی سوریه جراح بود

157
00:10:36,720 --> 00:10:38,320
‫و تو برای پلیس کار می‌کردی؟

158
00:10:40,160 --> 00:10:41,040
‫آره

159
00:10:43,320 --> 00:10:44,400
‫خروجیِ بعدیه

160
00:11:03,240 --> 00:11:05,600
‫فکر کنم نباید اینجا پارک کنیم

161
00:11:13,600 --> 00:11:15,640
[مرکز درمانی اگلی هاوس]

162
00:11:15,680 --> 00:11:17,400
‫لازم نبود تا اینجا تشریف بیارید

163
00:11:18,200 --> 00:11:20,760
‫ما اجازه نمی‌دیم آقای لینگارد
‫ملاقاتی داشته باشه

164
00:11:21,320 --> 00:11:23,640
‫و حتی اگه اجازه می‌دادیم،
‫زیاد به دردتون نمی‌خورد.

165
00:11:24,160 --> 00:11:27,600
‫خب من از شرایطش خبر دارم
‫و می‌تونم با ظرافت باهاش برخورد کنم

166
00:11:27,680 --> 00:11:29,040
‫خیلی بعید می‌دونم

167
00:11:29,120 --> 00:11:31,200
‫آخرین بار که پلیس‌ها سعی کردن
‫باهاش صحبت کنن،

168
00:11:31,200 --> 00:11:32,960
‫اصرار کردن ساعت‌ها
‫تحت فشار قرارش بدن،

169
00:11:33,000 --> 00:11:35,240
‫با وجود این که معلوم بود
‫هیچ اطلاعاتی براشون نداره

170
00:11:35,320 --> 00:11:36,600
‫خب مثل هر حرفه‌ای،

171
00:11:36,680 --> 00:11:39,160
‫تمام همکارهام تبحرِ یکسانی ندارن

172
00:11:39,240 --> 00:11:41,160
‫همکارهاتون بهش ضربه‌ی روحی وارد کردن

173
00:11:41,240 --> 00:11:42,920
‫و باعث شدن سرخورده‌تر بشه

174
00:11:43,000 --> 00:11:44,000
‫و برای چی؟

175
00:11:46,040 --> 00:11:49,280
‫اون هیچ دخالتی توی ناپدید شدن خواهرش نداشت،
‫به هیچ وجه.

176
00:11:49,360 --> 00:11:52,520
‫باهاتون موافقم، ولی اون آخرین کسی بود
‫که خواهرش رو زنده دیده

177
00:11:52,600 --> 00:11:55,720
‫پس خوشحال میشم باهاش صحبت کنم

178
00:11:56,240 --> 00:11:57,480
‫صحبت باهاش مقدور نیست

179
00:11:57,560 --> 00:11:59,920
‫- ویلیام دچارِ بیماری زبان‌پریشیه
‫- که چیه؟

180
00:12:00,000 --> 00:12:02,400
‫به بیانِ ساده بخش‌هایی از مغزش

181
00:12:02,480 --> 00:12:06,480
‫که مسئول زبان، بیان و درک هستن آسیب دیدن

182
00:12:06,560 --> 00:12:07,880
‫اون نمی‌تونه ارتباط برقرار کنه؟

183
00:12:07,960 --> 00:12:12,240
‫یه زمانی قادر به تعامل جزئی بود،
‫البته بیشتر به طور غیرکلامی.

184
00:12:13,000 --> 00:12:15,320
‫ولی توی چند سال گذشته پس‌رفت کرده

185
00:12:15,320 --> 00:12:16,880
‫با هیچکس ارتباط برقرار نمی‌کنه

186
00:12:16,920 --> 00:12:18,760
‫- اون تمام روز چیکار می‌کنه؟
‫- نقاشی می‌کشه

187
00:12:18,840 --> 00:12:20,200
‫- نقاشی می‌کشه؟
‫- تصویرگری می‌کنه

188
00:12:20,280 --> 00:12:22,480
‫- از چی؟
‫- هرچی که از خیالش می‌گذره

189
00:12:22,560 --> 00:12:25,120
‫سوژه‌هاش هیچ نظم و منطقی ندارن

190
00:12:25,200 --> 00:12:27,360
‫- می‌تونم ببینمشون؟
‫- نه، نمی‌تونید

191
00:12:28,480 --> 00:12:30,880
‫همونطور که گفتم
‫ویلیام نمی‌تونه هیچ کمکی بهتون بکنه

192
00:12:30,960 --> 00:12:32,120
‫خب، اون یه مرد بالغه،

193
00:12:32,200 --> 00:12:34,880
‫پس خودش می‌تونه تصمیم بگیره
‫می‌خواد من رو ببینه یا نه

194
00:12:34,960 --> 00:12:37,600
‫اون شاید یه مرد بالغ باشه،
‫ولی نمی‌تونه در این مورد تصمیم بگیره.

195
00:12:37,680 --> 00:12:38,520
‫چرا؟

196
00:12:38,600 --> 00:12:41,000
یکی از شرایط بسیارم
برای آوردنِ ویلیام به اینجا

197
00:12:41,080 --> 00:12:43,000
‫این بود که من سرپرستِ قانونی‌اش بشم

198
00:12:43,080 --> 00:12:44,120
‫چرا این کارو کردید؟

199
00:12:44,200 --> 00:12:46,120
‫تصمیم دادگاه بود

200
00:12:46,200 --> 00:12:48,680
‫من آدم مطمئن و قابل اعتمادی محسوب میشم

201
00:12:48,760 --> 00:12:52,440
‫مؤسسه‌ام تمام هزینه‌های ویلیام رو میده
‫که قابل توجه هستن

202
00:12:52,520 --> 00:12:56,200
‫افرادی که در حد من باوجدان نیستن تمایل دارن

203
00:12:56,280 --> 00:13:00,560
‫بیمارهایی مثل ویلیام رو وقتی
‫که امیدی بهشون نیست رها کنن

204
00:13:00,640 --> 00:13:01,720
‫امیدی به ویلیام نیست؟

205
00:13:01,800 --> 00:13:04,000
‫ترجیح میدم فکر کنم
‫نمیشه از هیچکس قطع امید کرد،

206
00:13:04,080 --> 00:13:05,520
‫ولی اون درمونده‌ست،

207
00:13:06,040 --> 00:13:08,280
‫و به همین خاطر نمی‌تونه
‫از خودش محافظت کنه

208
00:13:08,360 --> 00:13:10,400
‫در برابر یه بازجوییِ بی‌امان
‫که ممکنه تحریکش کنه

209
00:13:11,000 --> 00:13:13,280
‫باید در این مورد به قضاوتم اعتماد کنید

210
00:13:14,880 --> 00:13:17,840
‫متنِ سخنرانی، کارتِ عبور پارکینگ
‫و دعوتنامه‌تون رو آوردم

211
00:13:17,920 --> 00:13:20,200
‫و لیست سخنران‌ها؟

212
00:13:20,280 --> 00:13:23,160
‫الیسِ عزیزم. نگو که فراموش کردی

213
00:13:23,240 --> 00:13:25,120
‫چند بار ازت خواستم چک کنی؟

214
00:13:25,640 --> 00:13:27,960
‫حالا اگه من رو ببخشید،
‫قراره امروز بعد از ظهر

215
00:13:28,040 --> 00:13:30,200
‫توی ضیافت ناهار جامعه‌ی عصب‌شناسی
‫به یک همکار جایزه بدم

216
00:13:30,280 --> 00:13:31,400
‫حرفم تموم نشده بود

217
00:13:31,480 --> 00:13:35,440
‫البته اگه چیز بیشتری لازم دارید،
‫می‌تونید با حکمِ مناسب برگردید.

218
00:13:35,520 --> 00:13:38,640
‫اگه مجبورم کنی با یه حکم برگردم اینجا،
‫فقط برای ویلیام حکم نمی‌گیرم.

219
00:13:38,720 --> 00:13:41,400
‫برای بررسی اسناد مالی‌تون هم حکم می‌گیرم

220
00:13:41,480 --> 00:13:44,440
‫شاید به وزارتِ بهداشت بگیم بیان اینجا
‫و یه نگاهی به اطراف بندازن

221
00:13:45,200 --> 00:13:47,320
‫فکر کنم توی راه پله یه موش دیدم

222
00:13:47,920 --> 00:13:51,240
‫- نمی‌دونم منظورتون چیه ولی لحنتون ننگ‌آوره
‫- یعنی چی؟

223
00:13:51,320 --> 00:13:53,960
‫یعنی از سوءاستفاده‌ی ناشیانه‌تون
‫از زور و قدرت خوشم نمیاد

224
00:13:54,040 --> 00:13:55,640
اهمیت نمیدم

225
00:13:55,720 --> 00:13:57,400
‫که یعنی مهم نیست برام

226
00:13:57,480 --> 00:14:01,640
‫چقدر خوش‌شانسیم که مردهایی مثل شما رو
‫توی نیروی پلیس داریم،

227
00:14:01,720 --> 00:14:04,800
‫که توی خیابون‌های خطرناکمون گشت می‌زنید
‫و از ما در برابر آسیب محافظت می‌کنید

228
00:14:05,320 --> 00:14:08,680
‫گاهی اوقات خطرِ واقعی توی خیابون‌ها نیست

229
00:14:08,760 --> 00:14:10,640
‫آره، می‌فهمم

230
00:14:10,720 --> 00:14:14,120
‫می‌تونید توی دفترم
‫دنبال سلاح‌های کشتار جمعی بگردید

231
00:14:22,920 --> 00:14:25,120
‫دارم چیزهای زیادی ازتون یاد می‌گیرم، قربان

232
00:14:36,720 --> 00:14:37,760
‫لعنتی

233
00:14:46,280 --> 00:14:48,760
‫- مطمئنی؟
‫- بله، کاملاً مطمئنم

234
00:14:51,880 --> 00:14:53,680
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

235
00:14:54,680 --> 00:14:57,000
‫کارل

236
00:14:57,080 --> 00:14:59,920
‫ظاهراً یکی هست که هنوزم
‫به ملاقاتِ ویلیام میاد

237
00:15:00,440 --> 00:15:02,080
‫والاس گفت اون ملاقاتی نداره

238
00:15:02,600 --> 00:15:03,760
‫دروغ گفته

239
00:15:04,440 --> 00:15:05,960
‫چقدر شوکه شدم!

240
00:15:06,040 --> 00:15:08,120
‫خب، اونا دقیقاً ملاقات نیستن

241
00:15:08,200 --> 00:15:10,520
‫- مگی، مسئول پذیرش...
‫- مگی؟

242
00:15:13,240 --> 00:15:15,640
‫مگی بهم گفت زنی هست
‫که یکبار در هفته میاد

243
00:15:15,720 --> 00:15:18,760
‫و برای ویلیام نون و شیرینی
‫یا بلوز و غیره میاره

244
00:15:19,640 --> 00:15:21,840
‫- یه زن؟
‫- خانم کلر مارش

245
00:15:22,840 --> 00:15:24,200
‫اون نظافتچی بود

246
00:15:24,280 --> 00:15:26,400
‫و قبل از ناپدید شدن مریت
‫پرستارِ ویلیام بود

247
00:15:26,480 --> 00:15:28,080
‫- یک بار در هفته؟
‫- درسته

248
00:15:28,160 --> 00:15:30,760
‫پس شاید... زیاد دور نیست؟

249
00:15:30,840 --> 00:15:32,120
‫دور نیست

250
00:15:35,560 --> 00:15:39,280
‫فقط یکی از شما قراره
‫تنها بازمانده باشه

251
00:15:42,880 --> 00:15:45,640
‫حالا که همه‌تون یه قبیله هستید
‫چه فرقی می‌کنه؟ لی

252
00:15:46,160 --> 00:15:48,920
‫کسایی که دوست‌هات هستن

253
00:15:49,000 --> 00:15:52,640
‫و توی چشم‌هات نگاه کردن
‫و گفتن هرگز بهت رأی نمیدن...

254
00:16:11,160 --> 00:16:14,200
‫- به نظر نمیاد کسی خونه باشه
‫- ماشینش اینجاست

255
00:16:17,160 --> 00:16:18,520
‫یه صدایی می‌شنوم

256
00:16:20,680 --> 00:16:21,920
‫اکرم

257
00:16:30,000 --> 00:16:31,320
‫چه غلطی می‌کنی؟

258
00:16:39,040 --> 00:16:40,160
‫خدایا

259
00:16:40,240 --> 00:16:41,960
‫لعنتی!

260
00:16:44,360 --> 00:16:45,880
‫لعنتی!

261
00:16:49,040 --> 00:16:50,520
‫خوبم. گُم شو

262
00:16:55,040 --> 00:16:57,040
‫- کلر مارش؟
‫- شما؟

263
00:16:57,120 --> 00:16:59,840
‫- سربازرس مورک هستم و ایشون...
‫- اکرم هستم

264
00:16:59,920 --> 00:17:01,400
‫اینجا چیکار می‌کنید؟

265
00:17:01,480 --> 00:17:03,840
‫فقط می‌خواستیم ازتون چندتا سؤال
‫در مورد مریت لینگارد بپرسیم

266
00:17:03,920 --> 00:17:04,880
‫پیداش کردید؟

267
00:17:04,960 --> 00:17:07,520
‫نه، ولی چندتا سؤال در مورد ناپدید شدنش دارم

268
00:17:07,600 --> 00:17:09,040
‫فکر نمی‌کنید یکم دیر شده؟

269
00:17:09,120 --> 00:17:10,440
‫شما از برادرش مراقبت می‌کردی؟

270
00:17:10,520 --> 00:17:12,000
‫بله، ولی...

271
00:17:13,320 --> 00:17:14,320
‫اوه

272
00:17:14,840 --> 00:17:16,800
‫سال‌هاست که به هیچکدومشون فکر نکردم

273
00:17:16,880 --> 00:17:21,800
‫منظورت غیر از یک بار در هفته‌ست که
‫به ملاقاتِ ویلیام توی اگلی هاوس میری؟

274
00:17:27,040 --> 00:17:29,240
حالا باید واسه چایی دعوتمون کنی خونه

275
00:17:29,760 --> 00:17:31,480
‫من خیلی روی ویلیام حساسم

276
00:17:31,480 --> 00:17:33,480
‫در مورد اون به هیچکس اعتماد ندارم

277
00:17:33,880 --> 00:17:37,720
‫دیدید اونجا چقدر افتضاحه.
‫اون زنیکه. گاوِ خبیث.

278
00:17:37,800 --> 00:17:39,920
‫می‌دونید داره یه کتاب جنجالی
‫در موردش می‌نویسه

279
00:17:40,440 --> 00:17:43,480
‫- فامیل دیگه‌ای نبود که ازش مراقبت کنه؟
‫- فقط اون دوتا بودن

280
00:17:43,560 --> 00:17:46,320
‫وقتی دکتر والاس پیداش کرد
‫توی یه آسایشگاه دولتی بود

281
00:17:46,400 --> 00:17:48,000
‫اون نه. اون یکی

282
00:17:48,960 --> 00:17:50,200
‫پیداش کرد؟

283
00:17:50,280 --> 00:17:53,000
‫اون داستانش رو شنیده بود
‫و می‌خواست توی کلینیکِ خصوصی‌اش

284
00:17:53,080 --> 00:17:54,720
‫- در موردش تحقیق کنه
‫- ماما!

285
00:17:55,760 --> 00:17:56,720
‫شرمنده

286
00:18:00,440 --> 00:18:04,000
‫در موردش تحقیق کنه؟
‫این یه ناتوانیِ رایجه، مگه نه؟

287
00:18:04,080 --> 00:18:05,760
‫- شما نمی‌دونید؟
‫- چی رو نمی‌دونیم؟

288
00:18:06,280 --> 00:18:07,760
‫ویلیام ناتوان نیست

289
00:18:07,840 --> 00:18:10,480
‫خب، گمونم الان هست،
‫ولی مادرزادی ناتوان نبود.

290
00:18:11,120 --> 00:18:15,040
‫وقتی 16 سالش بود یه حادثه براش پیش اومد.
‫سرش ضربه‌ی شدیدی خورد.

291
00:18:15,120 --> 00:18:16,000
‫شیر؟

292
00:18:16,520 --> 00:18:17,720
‫- نه، ممنون
‫- بله

293
00:18:18,800 --> 00:18:20,960
‫- چجور حادثه‌ای؟
‫- مریت ازش حرف نمی‌زد

294
00:18:21,040 --> 00:18:23,440
‫فقط یکی از اون چیزهای زیادی بود
‫که آدم در موردش سؤال نمی‌کرد

295
00:18:23,520 --> 00:18:26,800
‫ولی آسیبی بود که باعث شد
‫توی صحبت کردن مشکل پیدا کنه و غیره

296
00:18:26,880 --> 00:18:28,360
‫با مریت پرخاشگر بود؟

297
00:18:30,480 --> 00:18:33,240
‫بهتره اون ایده‌ی مسخره رو مطرح نکنید
‫که خواهرش رو انداخته توی آب

298
00:18:33,320 --> 00:18:34,720
‫اونا روی کشتی دعوا کردن

299
00:18:34,800 --> 00:18:36,760
‫- اونا دعوا نکردن
‫- اون هُلش داد

300
00:18:39,280 --> 00:18:40,560
‫از خودتون پذیرایی کنید

301
00:18:45,280 --> 00:18:47,440
‫ویلیام گاهی اوقات درمونده می‌شد

302
00:18:47,520 --> 00:18:49,080
‫تصور کن توی ذهنِ خودت حبس باشی

303
00:18:49,160 --> 00:18:52,760
‫و فکر کنی داری ارتباط برقرار می‌کنی
‫و با این حال هیچکس نتونه درکت کنه

304
00:18:53,280 --> 00:18:56,600
‫گاهی گیج می‌شد، از کوره در می‌رفت.
‫هیچوقت قصد آسیب زدن نداشت.

305
00:18:56,680 --> 00:18:58,120
‫با تو هم اونطور بود؟

306
00:18:58,200 --> 00:18:59,520
‫«اونطور»؟

307
00:18:59,600 --> 00:19:00,720
‫خشن

308
00:19:00,800 --> 00:19:03,040
‫نه. هرگز

309
00:19:03,560 --> 00:19:05,960
‫از هفته‌های قبل از گُم شدن مریت
‫چیزی یادت میاد؟

310
00:19:06,040 --> 00:19:07,640
‫رفتارش عجیب نشده بود؟

311
00:19:07,720 --> 00:19:09,400
‫خیلی وقت پیش بود

312
00:19:09,480 --> 00:19:10,600
‫نه زیاد

313
00:19:15,680 --> 00:19:16,800
‫برای من یه هفته‌ی عادی بود

314
00:19:16,880 --> 00:19:18,680
‫مریت در مورد یه پرونده یکم عصبی بود،

315
00:19:18,680 --> 00:19:20,560
‫ولی هر پرونده عصبی‌اش می‌کرد

316
00:19:20,600 --> 00:19:21,720
‫اون خیلی بلندپرواز بود

317
00:19:21,800 --> 00:19:23,240
‫پرونده‌ی گراهام فینچ

318
00:19:23,320 --> 00:19:25,000
‫همون که باخت

319
00:19:27,920 --> 00:19:30,080
‫آره، ممنون اکرم

320
00:19:30,160 --> 00:19:32,720
‫مطمئن نیستم،
‫فقط همیشه خسته بود،

321
00:19:32,800 --> 00:19:35,080
‫تمام وقت کار می‌کرد،
‫دیر می‌اومد خونه.

322
00:19:35,160 --> 00:19:37,480
‫اصلاً چیزی در مورد تهدید شدن نگفت؟

323
00:19:37,560 --> 00:19:39,880
‫نه، البته هیچوقت همچین چیزی رو به من نمی‌گفت

324
00:19:39,960 --> 00:19:41,600
‫مریت آدمِ خیلی توداری بود

325
00:19:41,680 --> 00:19:44,840
‫حتی قبل از این که ناپدید شه
‫خیلی‌ها نمی‌دونستن ویلیام وجود داره

326
00:19:44,920 --> 00:19:46,640
‫چرا برادرش رو پنهان می‌کرد؟

327
00:19:46,720 --> 00:19:48,440
‫نمیشه گفت پنهانش می‌کرد،

328
00:19:48,520 --> 00:19:50,000
‫در واقع جدا نگهش می‌داشت

329
00:19:51,000 --> 00:19:53,640
‫یه مرزی بین کارش و خونه‌اش بود

330
00:19:53,720 --> 00:19:56,400
‫کسی هم می‌اومد خونه؟
‫دوستی؟ نامزدی؟

331
00:19:57,160 --> 00:19:58,720
‫آشنایی؟

332
00:19:59,920 --> 00:20:01,480
‫به اونجا بیان؟

333
00:20:01,560 --> 00:20:03,000
‫اونجا وسط ناکجاآباد بود

334
00:20:03,000 --> 00:20:05,000
‫هر بار یه ساعت طول می‌کشید برم اونجا

335
00:20:06,160 --> 00:20:07,880
‫تنها کسی که داشت من بودم

336
00:20:07,960 --> 00:20:11,680
‫و با این حال به خودش زحمت نداده بود
‫بهم بگه اون روز عازم سفرن

337
00:20:12,200 --> 00:20:14,200
‫من اومدم سرِ کارم و اونا رفته بودن

338
00:20:14,920 --> 00:20:16,960
‫بقیه‌اش رو مثل دیگران توی اخبار دیدم

339
00:20:17,040 --> 00:20:18,920
‫زیاد ازش خوشت نمی‌اومد، مگه نه؟

340
00:20:19,000 --> 00:20:21,640
‫یعنی آدمِ چندان خوشایندی به نظر نمیاد

341
00:20:21,720 --> 00:20:25,800
‫همیشه عصبی، رازدار و بی‌ادب بوده
‫و هیچ دوستی نداشته

342
00:20:26,560 --> 00:20:30,440
‫و با این حال چند وقت
‫با اون خانواده موندی؟

343
00:20:30,520 --> 00:20:32,760
‫دوازده سال. به خاطر ویلیام

344
00:20:34,280 --> 00:20:35,880
‫نه مریت. ویلیام بهم نیاز داشت

345
00:20:35,960 --> 00:20:39,600
‫توی اظهاراتت گفتی که امکان نداره
‫مریت از کشتی پایین پریده باشه

346
00:20:39,680 --> 00:20:44,120
‫منظورم این بود اگه اون از کشتی پریده بود پایین
‫ویلیام هم پشت سرش می‌پرید

347
00:20:44,200 --> 00:20:47,520
‫ویلیام به خاطر خواهرش هر کاری می‌کرد.
‫هر کاری!

348
00:20:48,560 --> 00:20:49,800
‫مریت هر چقدر هم بی‌عاطفه بود،

349
00:20:50,320 --> 00:20:52,920
‫نمی‌تونم قبول کنم ویلیام رو
‫اونجوری به حال خودش رها می‌کرد

350
00:20:54,160 --> 00:20:55,600
‫اون کارو باهاش نمی‌کرد

351
00:20:57,320 --> 00:20:58,400
‫دوستش داشت

352
00:20:59,960 --> 00:21:02,400
‫تا جایی که می‌دونم،
‫اون تنها کسی بود که دوست داشت.

353
00:21:03,400 --> 00:21:05,560
‫من پرونده‌های زیادی مثل این دیدم

354
00:21:06,760 --> 00:21:09,440
‫یکی یه روز هست و فرداش ناپدید میشه

355
00:21:13,520 --> 00:21:15,320
‫چندتاشون رو پیدا کردی؟

356
00:21:17,160 --> 00:21:18,160
‫کافی نبوده

357
00:21:23,280 --> 00:21:25,920
‫- چیه؟
‫- آقای مورک، خیلی شرمنده که مزاحم شدم

358
00:21:26,000 --> 00:21:28,000
‫لوئیز هستم. لوئیز الدریج

359
00:21:28,520 --> 00:21:30,480
‫- کی؟
‫- مدیر مدرسه‌ی جاسپر

360
00:21:30,560 --> 00:21:34,600
‫اوه، آره، عه... لوئیز.
‫ببخشید، مشکلی پیش اومده؟

361
00:21:34,680 --> 00:21:36,880
‫امروز جاسپر رو توی مدرسه ندیدیم

362
00:21:36,960 --> 00:21:39,000
‫می‌خواستیم بدونیم شما می‌دونید اون کجاست؟

363
00:21:39,080 --> 00:21:40,400
‫آره، اون توی مدرسه‌ست

364
00:21:45,800 --> 00:21:46,840
‫جاسپر!

365
00:21:55,840 --> 00:21:57,120
‫سلام

366
00:21:57,720 --> 00:21:59,880
‫فقط... کیفم رو برمی‌دارم

367
00:22:00,400 --> 00:22:02,000
‫نمی‌خوای ما رو بهم معرفی کنی؟

368
00:22:02,840 --> 00:22:04,120
‫عه، نه

369
00:22:13,320 --> 00:22:16,120
‫کجا میری؟

370
00:22:16,720 --> 00:22:18,160
‫عه...

371
00:22:18,240 --> 00:22:19,080
‫جهنم

372
00:22:19,760 --> 00:22:22,120
‫خب اونجا می‌بینمت

373
00:22:24,320 --> 00:22:25,600
‫توله‌سگِ آشغال

374
00:22:28,360 --> 00:22:29,560
لعنتی

375
00:22:36,720 --> 00:22:38,200
‫برق چی؟

376
00:23:05,520 --> 00:23:06,520
‫سلام

377
00:23:09,480 --> 00:23:12,120
‫چطور می‌تونم سوابق تمام
‫پرونده‌های مریت لینگارد رو گیر بیارم؟

378
00:23:13,600 --> 00:23:14,920
‫کارل گفت ازت بپرسم

379
00:23:15,600 --> 00:23:17,560
‫- من؟
‫- آره، ما لازمشون داریم

380
00:23:18,440 --> 00:23:19,280
‫ما؟

381
00:23:19,360 --> 00:23:22,000
‫داریم در مورد ناپدید شدن مرموز
‫چهار سال پیشش تحقیق می‌کنیم

382
00:23:22,080 --> 00:23:25,000
‫آره، می‌دونم کدوم پرونده‌ست.
‫تو داری باهاش روش کار می‌کنی؟

383
00:23:25,600 --> 00:23:26,720
‫آره، بهش کمک می‌کنم

384
00:23:26,800 --> 00:23:30,040
‫- اون یه نقشه‌ای داره
‫- ببخشید؟

385
00:23:30,640 --> 00:23:32,600
‫- مواظب خودت باش
‫- نمی...

386
00:23:32,680 --> 00:23:34,920
‫کارل نمیذاره یکی مثل تو بهش کمک کنه

387
00:23:35,600 --> 00:23:38,200
‫یکی مثل من؟ یعنی چی؟

388
00:23:38,280 --> 00:23:39,920
‫یعنی کسی غیر از خودش

389
00:23:40,600 --> 00:23:43,400
‫آره. میگن اون منزوی و تکروئه

390
00:23:43,480 --> 00:23:44,960
‫اون خود شیطانه

391
00:23:45,840 --> 00:23:47,840
‫اگه باهات مهربونه،
‫به خاطر اینه که ازت استفاده می‌کنه.

392
00:23:48,400 --> 00:23:51,000
‫- از کجا این رو می‌دونی؟
‫- من توی تیم قبلیش زیردستش بودم

393
00:23:51,520 --> 00:23:53,560
‫قبل از این که تیر بخوره

394
00:23:54,160 --> 00:23:55,560
‫پس اینجا چیکار می‌کنی؟

395
00:23:56,440 --> 00:23:58,160
‫واقعاً چیز مهمی نبود

396
00:24:00,760 --> 00:24:02,280
‫چی واقعاً چیز مهمی نبود؟

397
00:24:03,160 --> 00:24:06,640
‫من یه مشکلِ جزئی داشتم

398
00:24:07,240 --> 00:24:09,320
‫ولی الان خوبم، پس...

399
00:24:14,520 --> 00:24:16,720
‫خب، سوابقی که ازت می‌خوام

400
00:24:16,800 --> 00:24:18,960
‫- گیرشون میارم
‫- خیلی ممنون

401
00:24:32,600 --> 00:24:33,840
‫- سلام
‫- سلام

402
00:24:40,360 --> 00:24:41,240
‫زیاده؟

403
00:24:41,320 --> 00:24:42,560
‫اوه، نه. قشنگه

404
00:24:44,560 --> 00:24:47,120
‫راستش، می‌خواستم بدونم
‫می‌تونم یه لحظه باهات صحبت کنم

405
00:24:47,640 --> 00:24:49,120
‫در مورد حجمِ پرونده‌هامه

406
00:24:49,880 --> 00:24:53,640
‫الان یه مدته که پشتِ میز نشینم
‫و فکر کنم وقتشه برگردم بیرون

407
00:24:54,160 --> 00:24:57,520
‫می‌دونم می‌خوای چی بگی،
‫ولی الان ماه‌هاست که حمله‌ای بهم دست نداده.

408
00:24:57,600 --> 00:25:01,000
‫داروهام رو می‌خورم،
‫همونطور که خواستی سرم رو انداختم پایین.

409
00:25:01,080 --> 00:25:02,800
‫فقط الان زمانِ مناسبی نیست

410
00:25:02,880 --> 00:25:04,160
‫عه...

411
00:25:04,960 --> 00:25:07,400
‫تمام مکالماتت رو می‌شنوم.
‫می‌دونم که کمک لازم داری.

412
00:25:07,480 --> 00:25:09,360
‫- آره، ولی...
‫- درسته. به خاطر زن بودنمه؟

413
00:25:10,680 --> 00:25:11,520
‫جدی؟

414
00:25:11,600 --> 00:25:13,840
‫کارل، که الان خیلی روانیه،

415
00:25:13,920 --> 00:25:16,080
‫یه بخش کامل رو دست گرفته
‫که اصلاً براش مهم نیست

416
00:25:16,160 --> 00:25:19,160
‫- اون فرق می‌کنه
‫- من فقط یه فرصت می‌خوام

417
00:25:19,720 --> 00:25:23,000
‫- وقتی اوضاع آروم شه در موردش حرف می‌زنیم
‫- آخه کِی اوضاع آروم میشه؟

418
00:25:27,200 --> 00:25:28,200
‫آره، باشه

419
00:25:32,520 --> 00:25:35,280
‫«آخه کِی اوضاع آروم میشه؟»
‫عوضی احمق!

420
00:25:52,520 --> 00:25:54,280
‫خب...

421
00:25:54,360 --> 00:25:55,800
‫در مورد چی حرف بزنیم؟

422
00:25:55,880 --> 00:25:59,320
‫این که بهترین دوستت جلوت تیر خورد
‫و فکر می‌کنی تقصیرِ توئه چطوره؟

423
00:25:59,920 --> 00:26:00,920
‫لعنتی

424
00:26:02,480 --> 00:26:06,960
‫مثل دفعه‌ی قبل بی‌حوصله نیستی.
‫این یه روش درمانِ جدیده؟

425
00:26:07,560 --> 00:26:10,920
‫تو هاردی رو بردی اونجا.
‫مأموریتِ خودت نبود.

426
00:26:11,000 --> 00:26:14,240
‫- و بعدش بدون پشتیبانی رفتی داخل
‫- هاردی با من رفت داخل

427
00:26:14,320 --> 00:26:16,640
‫- تو افسر ارشد بودی
‫- ما همکار بودیم

428
00:26:16,720 --> 00:26:18,440
‫فیلمِ بادی‌کَم رو دیدم

429
00:26:20,560 --> 00:26:22,880
‫داشتی ورّاجی می‌کردی و جوک می‌گفتی

430
00:26:22,960 --> 00:26:24,960
‫چیزی که تو بهش میگی ورّاجی
‫ما بهش می‌گیم کنار اومدن

431
00:26:25,040 --> 00:26:27,200
‫خب، هرچی که بهش میگی،
‫مرد توی آشپزخونه رو ندیدی.

432
00:26:27,280 --> 00:26:28,520
‫افسرِ اول باید...

433
00:26:28,600 --> 00:26:31,240
‫اون مُرده و نمی‌تونه بگه
‫چیکار کرده یا نکرده

434
00:26:32,200 --> 00:26:33,920
‫و صحنه‌ی جرم اولت نبود

435
00:26:34,000 --> 00:26:37,600
‫پس بیا باهم رُک باشیم،
‫چون تو اینجوری ترجیح میدی،

436
00:26:37,680 --> 00:26:39,400
‫و بگیم چی بود

437
00:26:39,480 --> 00:26:41,360
‫یه افتضاح عظیم

438
00:26:41,440 --> 00:26:46,440
‫افتضاحی که باعث شد بهترین دوست
‫و همکارت فلج شه و خودت... چی؟

439
00:26:46,960 --> 00:26:48,160
‫بدخلق شدی؟

440
00:26:48,240 --> 00:26:50,720
‫به شدت عصبانی‌ام

441
00:26:50,800 --> 00:26:53,040
‫همیشه از همه عصبانی نیستی؟

442
00:26:53,120 --> 00:26:55,240
‫چون خیلی باهوش‌تری

443
00:26:55,840 --> 00:26:57,720
‫- اگه تو میگی
‫- خودت میگی

444
00:26:57,800 --> 00:27:01,680
‫و زیاد این رو میگی، طبق پرونده‌ات
‫که حالا با دقتِ بیشتری خوندم

445
00:27:01,760 --> 00:27:04,760
‫راستش رو بخوای این جلسات برام مفید نیستن

446
00:27:05,280 --> 00:27:07,760
‫- پس چرا برگشتی؟
‫- بهم دستور دادن

447
00:27:07,840 --> 00:27:12,080
‫به نظرم آدمی نیستی که به جزئیاتِ ناچیزی
‫مثل دستورات اهمیت بدی

448
00:27:12,160 --> 00:27:15,560
‫شاید فقط فکر می‌کنم خوشگلی
‫و می‌خواستم دوباره ببینمت. این چطوره؟

449
00:27:24,280 --> 00:27:25,280
‫عجب

450
00:27:27,480 --> 00:27:28,480
‫خیلی خب

451
00:27:30,520 --> 00:27:32,120
‫دفعه‌ی پیش اون حلقه دستت نبود

452
00:27:35,080 --> 00:27:37,000
‫فکر می‌کنی اشتباهت این بود
‫که متوجه حلقه‌ام نشدی؟

453
00:27:40,160 --> 00:27:42,120
‫عه...

454
00:27:42,200 --> 00:27:46,560
‫فارغ از وضعیتِ زناشویی‌ام،
‫دیگه نمی‌تونی چیزی رو که الان گفتی بگی.

455
00:27:46,640 --> 00:27:49,200
‫خب مطمئنم یه خط اضطراری هست
‫که می‌تونی باهاش تماس بگیری

456
00:27:52,840 --> 00:27:54,360
‫لعنتی. شرمنده

457
00:27:55,400 --> 00:27:56,400
‫جدی میگم

458
00:27:57,640 --> 00:27:58,680
‫عه...

459
00:28:00,400 --> 00:28:01,920
‫امیدوارم واقعاً خوشبخت باشی

460
00:28:02,680 --> 00:28:06,440
‫فکر کنم، عه...
‫فکر کنم داریم یکم از مسیر منحرف می‌شیم.

461
00:28:06,520 --> 00:28:09,080
‫- مگه اصلاً توی مسیر هم بودیم؟
‫- نمی‌دونم. شاید

462
00:28:12,520 --> 00:28:14,800
‫- دوباره شروع کنیم؟
‫- آره، قطعاً

463
00:28:14,880 --> 00:28:15,840
‫باشه

464
00:28:20,120 --> 00:28:21,680
‫باشه. من...

465
00:28:24,360 --> 00:28:27,240
‫- میرم بیرون و دوباره میام تو
‫- خدایا. ببین...

466
00:28:28,240 --> 00:28:29,960
‫واقعاً نیازی نیست

467
00:28:30,040 --> 00:28:31,400
فضا رو آروم می‌کنه

468
00:29:18,360 --> 00:29:19,360
‫ببخشید

469
00:29:23,000 --> 00:29:24,200
‫ببخشید، کجاست...؟

470
00:29:25,360 --> 00:29:27,600
‫کسی که روی این تخت بود کجاست؟

471
00:29:30,440 --> 00:29:33,640
‫باید با سرپرستار حرف بزنید.
‫من تازه اومدم.

472
00:29:42,600 --> 00:29:46,400
‫- یالا. از سرِ راه گُم شو اونور
‫- لعنتی. باشه. شرمنده

473
00:29:52,840 --> 00:29:55,400
‫با شماره سه. یک، دو، سه

474
00:30:07,200 --> 00:30:08,680
‫- مرسی
‫- ممنون

475
00:30:11,000 --> 00:30:12,960
‫تنهات میذاریم با دوستت وقت بگذرونی

476
00:30:13,960 --> 00:30:16,320
‫هرچی که آوردید حق ندارید بهش بدید

477
00:30:17,280 --> 00:30:18,280
‫آره، هرگز

478
00:30:23,240 --> 00:30:25,720
‫فکر نمی‌کنی واسه نوشیدنی خوردن
‫یکم زوده، لعنتی؟

479
00:30:26,520 --> 00:30:28,520
‫دقیقاً وقتِ نوشیدنی خوردنه

480
00:30:29,120 --> 00:30:30,320
‫خیلی داغون به نظر میای

481
00:30:30,840 --> 00:30:33,760
‫- روزِ سختی داشتم
‫- متأسفم که این رو می‌شنوم

482
00:30:38,920 --> 00:30:41,400
‫رفتم خونه و دیدم جاسپر با یه دختره
‫از مدرسه‌شون رفیق شده

483
00:30:41,480 --> 00:30:42,520
‫خوش به حالش

484
00:30:44,120 --> 00:30:46,280
‫- می‌خوای برم؟
‫- به خودت بستگی داره، رفیق

485
00:30:46,360 --> 00:30:47,360
‫خیلی خب

486
00:30:54,800 --> 00:30:55,800
‫بعداً می‌بینمت

487
00:32:03,400 --> 00:32:05,560
‫صبح بخیر، مریت

488
00:32:06,280 --> 00:32:08,720
‫امیدوارم فکر نکرده باشی فراموشت کردیم

489
00:32:09,680 --> 00:32:12,440
‫رفته بودید؟ متوجه نشدم

490
00:32:12,520 --> 00:32:14,640
‫از تعطیلات برگشتیم

491
00:32:14,720 --> 00:32:16,840
‫چه عالی

492
00:32:16,920 --> 00:32:19,040
‫سایه‌ی شماره دو هم باهات رفته بود؟

493
00:32:19,120 --> 00:32:22,800
‫آره، رفته بودیم کنار دریا

494
00:32:22,880 --> 00:32:25,400
‫اتفاقاً این دفعه آفتاب هم بیرون اومد

495
00:32:25,400 --> 00:32:27,400
‫حتی انقدر گرم بود که می‌شد شنا کرد

496
00:32:27,840 --> 00:32:30,480
‫و البته برای بستنی خوردن

497
00:32:30,560 --> 00:32:33,360
‫حیف که هیچکدومتون غرق نشدید

498
00:32:33,440 --> 00:32:35,520
‫مطمئنم از ته دل نمیگی

499
00:32:35,600 --> 00:32:38,800
‫یا می‌تونستید برای همیشه
‫اونجا که بودید بمونید

500
00:32:39,320 --> 00:32:41,440
‫چی و امروز رو از دست بدیم؟

501
00:32:42,200 --> 00:32:43,280
‫امروز چیه؟

502
00:32:45,000 --> 00:32:46,800
‫روز تولدته یا چی؟

503
00:32:46,880 --> 00:32:48,440
‫حتی بهتر از اون

504
00:32:49,520 --> 00:32:51,520
‫آخرِ ماهه

505
00:32:52,120 --> 00:32:55,400
‫و می‌دونی این یعنی چی

506
00:32:56,080 --> 00:32:57,400
‫کیک می‌گیرم؟

507
00:32:57,960 --> 00:32:59,960
‫به این میگن روحیه

508
00:33:08,440 --> 00:33:10,480
‫هر وقت آماده بودی بگو، مریت

509
00:33:11,640 --> 00:33:13,440
‫چرا اینجایی؟

510
00:33:15,320 --> 00:33:17,560
‫کرستی اتکینز

511
00:33:18,560 --> 00:33:20,600
‫با کرستی چیکار کردی؟

512
00:33:21,440 --> 00:33:22,960
‫انداختمش زندان

513
00:33:23,640 --> 00:33:25,480
‫البته که این کارو کردی

514
00:33:30,920 --> 00:33:33,880
‫قبل از این که توی دادگاه
‫وقتم رو تلف کنی این رو گفتم

515
00:33:35,240 --> 00:33:37,280
‫- ولی الان اینجاییم
‫- آره، الان اینجاییم

516
00:33:38,280 --> 00:33:41,400
‫- باید توی دادگاه علنی شهادت بدی
‫- هر کاری لازم باشه می‌کنم

517
00:33:42,240 --> 00:33:44,920
‫بعد از این که من رو از اینجا ببری بیرون

518
00:33:45,000 --> 00:33:49,360
‫تا شهادت ندی نمی‌تونم این کارو بکنم

519
00:33:49,440 --> 00:33:53,200
‫توی این مدت شاید بتونم
‫توی بازداشتِ حفاظتی قرارت بدم

520
00:33:54,200 --> 00:33:56,920
‫تو کمکش نکردی، مگه نه مریت؟

521
00:33:57,560 --> 00:33:58,680
‫نه

522
00:33:58,760 --> 00:34:01,040
‫چرا به کرستیِ بیچاره کمک نکردی؟

523
00:34:03,600 --> 00:34:05,040
‫فکر می‌کردم داره دروغ میگه

524
00:34:13,520 --> 00:34:15,360
‫مریت

525
00:34:16,200 --> 00:34:19,760
‫اون بهم گفت بدجوری توی دردسر افتاده و...

526
00:34:21,360 --> 00:34:23,080
‫من اونجا ولش کردم

527
00:34:24,880 --> 00:34:26,640
‫می‌تونستم کمکش کنم

528
00:34:28,120 --> 00:34:30,920
‫آره، می‌تونستی

529
00:34:35,600 --> 00:34:37,160
‫احساس خوبی داره، مگه نه؟

530
00:34:37,240 --> 00:34:42,160
‫این که همه رو می‌ریزی بیرون
‫و می‌فهمی چقدر پست فطرت بودی

531
00:34:42,240 --> 00:34:45,360
‫و این که حالا تویی که باید تقاص پس بدی

532
00:34:51,240 --> 00:34:52,560
‫واقعاً احساس خوبی داره

533
00:34:55,600 --> 00:34:57,120
‫احساس خیلی خوبی داره

534
00:34:58,320 --> 00:35:01,280
‫حالا دخترِ خوبی شدی، مریت

535
00:35:06,840 --> 00:35:08,560
‫خب، پس همینه؟

536
00:35:09,600 --> 00:35:11,400
‫اون... اون مُرده؟

537
00:35:12,200 --> 00:35:14,720
‫چی همینه؟

538
00:35:14,800 --> 00:35:18,040
‫همه‌ی این کارها به خاطر کرستی اتکینز بود؟

539
00:35:18,120 --> 00:35:20,080
‫تو خواهرشی یا چی؟

540
00:35:26,400 --> 00:35:28,040
‫شوخیت گرفته لعنتی؟

541
00:35:28,120 --> 00:35:31,000
‫تو شوخیت گرفته، مریت؟

542
00:35:32,120 --> 00:35:34,000
‫احسنت، مریت

543
00:35:34,080 --> 00:35:35,680
‫عجب نقشی بازی کردی

544
00:35:35,760 --> 00:35:38,320
‫مخصوصاً اشک‌هات.
‫ریزه‌کاریِ قشنگی بود.

545
00:35:38,400 --> 00:35:40,360
‫- گُم شو بابا
‫- خیلی واقعی بود

546
00:35:41,160 --> 00:35:43,160
‫پس جرج اُوندن چی؟

547
00:35:44,440 --> 00:35:47,320
‫فین مک‌بین؟ کانر کمبل؟

548
00:35:47,400 --> 00:35:51,200
‫اوه، بیخیال. دو سال پیش اون رو حدس زدی

549
00:35:51,280 --> 00:35:53,480
‫دونالد داک. نمی‌دونم

550
00:35:53,560 --> 00:35:55,320
‫میشه فقط من رو بکشید
‫و تمومش کنید؟

551
00:35:55,400 --> 00:35:58,880
‫ترجیح میدم بمیرم
‫تا این بازی‌های لامصب رو بکنم

552
00:35:58,960 --> 00:36:02,840
‫و بارها و بارها این رو گفتی

553
00:36:02,920 --> 00:36:04,560
‫ولی واقعاً جدی نمیگی

554
00:36:06,200 --> 00:36:07,600
‫معلومه که جدی میگم

555
00:36:08,120 --> 00:36:10,080
‫اگه واقعاً می‌خواستی بمیری،

556
00:36:10,080 --> 00:36:13,440
‫مدت‌ها قبل از غذا خوردن دست می‌کشیدی

557
00:36:13,720 --> 00:36:16,840
‫یه راهی برای کشتنِ خودت پیدا می‌کردی

558
00:36:16,920 --> 00:36:19,520
‫واقعاً از تماشا کردنش لذت می‌بردم

559
00:36:21,280 --> 00:36:23,400
‫نمی‌تونید تا ابد اینجا نگهم دارید

560
00:36:24,680 --> 00:36:27,440
‫سلام، با ویکتوریا تماس گرفتید.
‫لطفاً پیغام بذارید.

561
00:36:27,520 --> 00:36:29,520
‫سلام، نمی‌دونم چرا زنگ زدم

562
00:36:32,080 --> 00:36:35,040
‫شاید یادت باشه که چند ماه پیش
‫به سرم شلیک کردن

563
00:36:36,200 --> 00:36:38,200
‫البته حالم خوبه. چیز مهمی نبود

564
00:36:39,320 --> 00:36:40,640
‫البته نه که زنگ زدی

565
00:36:40,720 --> 00:36:42,240
‫عه، جاسپر

566
00:36:45,160 --> 00:36:46,000
‫عه...

567
00:36:46,800 --> 00:36:48,800
‫جاسپر همون جاسپرِ قدیمه، یعنی...

568
00:36:48,800 --> 00:36:50,800
‫حالش ازم بهم می‌خوره

569
00:36:50,840 --> 00:36:53,440
‫راستش، فکر کنم از همه متنفره

570
00:36:55,760 --> 00:36:57,800
‫به جز دختری که باهاش دوست شده

571
00:36:57,960 --> 00:37:00,680
‫آره، این اتفاق می‌افته

572
00:37:03,480 --> 00:37:06,480
‫بیشتر از یه هفته‌ست که مدرسه نرفته

573
00:37:18,920 --> 00:37:21,240
‫می‌دونم که گفتیم زندگیش با من بهتر میشه،

574
00:37:21,320 --> 00:37:23,600
‫ولی فکر کنم من تنها راحت‌ترم

575
00:37:25,360 --> 00:37:26,200
‫اکرم؟

576
00:37:26,800 --> 00:37:30,040
‫مطمئن نیستم جای درستی اومدم

577
00:37:33,360 --> 00:37:35,960
‫احتمالاً جای درستی نیومدی

578
00:37:36,680 --> 00:37:39,960
‫سربازرس... مورک

579
00:37:40,040 --> 00:37:41,240
‫آره؟

580
00:37:42,600 --> 00:37:43,680
‫استیون برنز هستم

581
00:37:45,920 --> 00:37:48,400
‫من سرپرستِ مریت لینگارد بودم

582
00:37:50,120 --> 00:37:51,160
‫اون موقع

583
00:37:53,560 --> 00:37:54,800
‫چیکار می‌تونم براتون بکنم؟

584
00:37:54,880 --> 00:37:57,600
‫متوجه شدم داری پرونده‌اش رو بازگشایی می‌کنی،

585
00:37:57,680 --> 00:38:00,520
‫و فقط می‌خواستم خودم رو معرفی کنم

586
00:38:00,600 --> 00:38:01,800
‫از آشنایی باهاتون خیلی خوشحال شدم

587
00:38:01,880 --> 00:38:07,120
‫گمونم یه زمانی قراره یه سؤال‌هایی داشته باشی

588
00:38:07,200 --> 00:38:08,680
‫راستش همین الان چندتا سؤال دارم

589
00:38:08,760 --> 00:38:11,200
‫- میشه ازت یه چیزی بپرسم؟
‫- آره

590
00:38:11,800 --> 00:38:15,840
‫حالا چرا مریت رو به عنوان
‫پرونده‌ی اولت انتخاب کردی؟

591
00:38:15,920 --> 00:38:17,600
‫فقط نظرم رو جلب کرد

592
00:38:17,680 --> 00:38:20,720
‫یکی از اون پرونده‌هاست که
‫بهش نگاه می‌کنی و میگی: «اوه!»

593
00:38:21,240 --> 00:38:22,800
‫فقط داد می‌زنه که همه جاش می‌لنگه

594
00:38:22,880 --> 00:38:24,640
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم

595
00:38:25,320 --> 00:38:27,320
‫اوه. متوجه شدم

596
00:38:27,840 --> 00:38:30,600
‫شما دوتا قبل از ناپدید شدنش
‫یه پرونده رو پیگیری نمی‌کردید؟

597
00:38:30,680 --> 00:38:32,120
‫آره، گراهام فینچ

598
00:38:32,640 --> 00:38:34,800
‫آره، یارو زنش رو از پنجره
‫پرت کرده بود بیرون

599
00:38:35,320 --> 00:38:36,720
‫از پله‌ها انداخته بودش پایین

600
00:38:39,800 --> 00:38:41,360
‫معتاد بودن،

601
00:38:41,360 --> 00:38:44,800
‫و زنه بهش گفته بود
‫قصد داره ترکش کنه

602
00:38:45,360 --> 00:38:48,640
‫اوهوم. مطمئنم زنه می‌خواست محکومش کنه، نه؟

603
00:38:48,720 --> 00:38:50,680
‫اوه، قطعاً همین رو می‌خواست

604
00:38:52,160 --> 00:38:53,160
‫خب، همه‌مون می‌خواستیم

605
00:38:54,080 --> 00:38:57,720
‫- آره، ولی شکست خوردید
‫- خب، هیئت منصفه علیه ما رأی داد

606
00:38:57,800 --> 00:39:00,040
‫- پیش میاد
‫- خب، برای اون نه

607
00:39:00,560 --> 00:39:04,040
‫یعنی، سوابقش رو دیدم.
‫اون چندان مستعد باختن نبود.

608
00:39:04,120 --> 00:39:06,880
‫نه، می‌خواست دوباره تحت پیگرد قرارش بده

609
00:39:07,600 --> 00:39:10,520
‫دوباره به قتل غیرعمد محکومش کنه

610
00:39:10,600 --> 00:39:13,160
‫میشه گفت اون پرونده
‫به حرفه‌اش صدمه زد؟

611
00:39:13,880 --> 00:39:15,120
‫کاملاً برعکس

612
00:39:17,000 --> 00:39:20,360
‫اون به راحتی تا الان شغل من رو داشت

613
00:39:23,680 --> 00:39:26,640
‫تو کاری رو می‌کنی که یه وکیلِ خوب انجام میده

614
00:39:27,480 --> 00:39:28,760
‫منظورت چیه؟

615
00:39:28,840 --> 00:39:31,840
‫سؤال‌هایی می‌پرسی که خودت
‫جوابشون رو می‌دونی

616
00:39:31,920 --> 00:39:33,400
‫آره، ولی شما توی دادگاه نیستی

617
00:39:33,480 --> 00:39:35,720
‫بازم احساس می‌کنم وکیل لازم دارم

618
00:39:37,320 --> 00:39:42,480
‫خب، از اون شخصیت‌ها دارم که باعث میشه
‫همه چنین احساسی پیدا کنن

619
00:39:43,200 --> 00:39:46,200
‫بگو ببینم، چرا به پلیس گفتی

620
00:39:46,280 --> 00:39:48,480
‫فکر می‌کنی مریت خودکشی کرده؟

621
00:39:50,600 --> 00:39:52,400
‫این سؤالیه که جوابش رو نمی‌دونم

622
00:39:52,920 --> 00:39:54,080
‫یارو قسر در رفت

623
00:39:55,000 --> 00:39:56,600
‫مریت نمی‌تونست بیخیالش شه

624
00:39:57,560 --> 00:40:00,800
‫فقط فکر نمی‌کنم توی ذاتش بود

625
00:40:04,160 --> 00:40:06,920
‫عه، اون یه...

626
00:40:07,000 --> 00:40:08,440
‫یه روی تاریک داشت، می‌دونید؟

627
00:40:15,000 --> 00:40:20,400
‫فکر می‌کنی احتمالش هست
‫اون هنوز اون بیرون باشه؟

628
00:40:23,760 --> 00:40:25,480
‫نه، فکر نمی‌کنم

629
00:40:26,000 --> 00:40:28,520
‫ولی خب هر چیزی ممکنه

630
00:40:29,560 --> 00:40:32,320
‫قربان، طبقه‌ی بالا کارتون دارن

631
00:40:33,000 --> 00:40:34,000
‫واسه چی؟

632
00:40:34,080 --> 00:40:36,920
‫ببخشید. قصد نداشتم مزاحم کارت بشم

633
00:40:37,000 --> 00:40:37,840
‫عه...

634
00:40:37,920 --> 00:40:39,320
‫منم باید برم بالا

635
00:40:39,880 --> 00:40:41,560
‫اگه کارم داشتی، می‌دونی کجا پیدام کنی

636
00:40:41,600 --> 00:40:43,800
‫بله. بله، البته. ممنون

637
00:40:45,080 --> 00:40:48,560
‫چرا مزاحم میشی؟
‫و از چه کوفتی حرف می‌زنی؟

638
00:40:48,640 --> 00:40:50,640
‫یه کنفرانس مطبوعاتی هست

639
00:40:50,720 --> 00:40:51,920
‫چی هست؟

640
00:40:54,360 --> 00:40:57,880
‫عه، دیر کردی. می‌تونستی ریش‌هات رو بزنی

641
00:40:57,960 --> 00:41:01,400
‫کراواتت کجاست؟
‫میشه یه کراوات و کت بهش بدید؟

642
00:41:02,200 --> 00:41:03,720
‫نمی‌تونی اینجوری بری بیرون

643
00:41:03,800 --> 00:41:05,240
‫لیدیا براون هستم، رابط مطبوعاتی

644
00:41:05,320 --> 00:41:07,840
‫متنِ بیانیه‌ات اینه.
‫بعد از رئیس صحبت می‌کنی.

645
00:41:07,920 --> 00:41:08,760
‫واو، صبر کن

646
00:41:08,840 --> 00:41:10,720
‫فقط بخونش. مشکلی برات پیش نمیاد

647
00:41:10,800 --> 00:41:11,760
‫مویرا

648
00:41:12,280 --> 00:41:13,160
‫مویرا

649
00:41:17,360 --> 00:41:19,840
‫سلام به همه. ممنون که تشریف آوردید

650
00:41:19,920 --> 00:41:21,920
‫فقط یه بیانیه‌ی کوتاه میدم

651
00:41:22,440 --> 00:41:25,880
‫من رئیس پلیس سربازرس مویرا جیکوبسن هستم

652
00:41:26,680 --> 00:41:31,400
‫به دنبال نتیجه‌ی موفق
‫پرونده‌ی ویندلی در ابردین‌شیر

653
00:41:31,480 --> 00:41:35,360
‫امروز اینجاییم که اعلام کنیم
‫بخش جدیدی رو تأسیس می‌کنیم،

654
00:41:35,440 --> 00:41:37,320
‫داخل دایره‌ی جرائم ویژه

655
00:41:37,400 --> 00:41:40,600
‫صرفاً با هدفِ رسیدگی
‫به پرونده‌های قتل حل‌نشده

656
00:41:40,680 --> 00:41:44,400
‫و سایر جرائم جدی که
‫نیاز به تحقیقاتِ دوباره دارن

657
00:41:44,480 --> 00:41:47,080
‫تمام منابع موجود در اختیارشون قرار می‌گیره

658
00:41:47,160 --> 00:41:50,560
‫و این فرصت رو پیدا می‌کنن که
‫مستقیم با دادستان‌های محلی

659
00:41:50,640 --> 00:41:53,200
‫و پلیس‌های سراسر کشور کار کنن

660
00:41:53,280 --> 00:41:57,080
‫تا مجرم‌هایی رو که فکر می‌کردن از چنگِ قانون
‫فرار کردن رو به پای میز محاکمه بکشونن

661
00:41:57,720 --> 00:41:59,800
‫در مقام ریاستِ این بخش جدید

662
00:41:59,880 --> 00:42:03,440
همکارِ عزیزمون سربازرس کارل مورک خواهد بود،

663
00:42:03,520 --> 00:42:05,800
‫که برای به اشتراک گذاشتن
‫جزئیاتِ بیشتر اینجاست

664
00:42:05,880 --> 00:42:07,440
‫ممنون. کارل

665
00:42:11,360 --> 00:42:12,440
‫ممنون

666
00:42:18,440 --> 00:42:19,880
‫بعد از ظهر بخیر. عه...

667
00:42:21,160 --> 00:42:24,960
‫چهار سال پیش، ما...
‫ما یک قهرمانِ اجرای عدالت رو از دست دادیم.

668
00:42:26,320 --> 00:42:28,880
‫کسی که تعهد خستگی‌ناپذیرش به حقیقت

669
00:42:28,960 --> 00:42:31,560
‫مجرمانِ بی‌شماری رو پشتِ میله‌ها انداخت

670
00:42:33,360 --> 00:42:36,600
‫ناپدید شدنش برای نزدیکانش بسیار دردناک بود،

671
00:42:36,680 --> 00:42:39,440
‫و همچنین برای همکارانش در دفتر سلطنتی،

672
00:42:39,520 --> 00:42:42,080
‫و بنابراین شایسته به نظر میاد
‫که پرونده‌ی مریت لینگارد

673
00:42:42,160 --> 00:42:45,400
‫اولین پرونده‌ای باشه که بازگشایی می‌کنیم

674
00:42:46,240 --> 00:42:49,400
‫ما مصمم هستیم که بفهمیم
‫چه اتفاقی براش افتاده،

675
00:42:49,480 --> 00:42:52,480
‫و برای این کار از شما کمک می‌خوایم

676
00:42:53,560 --> 00:43:00,800
‫مریت آخرین بار بعد از ظهر دوشنبه 27 سپتامبر
‫سال 2021 در کشتی عازم جزیرۀ مور دیده شده

677
00:43:00,880 --> 00:43:04,480
‫اون یه بلوز خاکستری با کتِ سبز
‫و شلوار جین آبی پوشیده بود

678
00:43:05,800 --> 00:43:08,920
‫از هرکسی که شاید چیزی دیده
‫یا به خاطر میاره

679
00:43:09,000 --> 00:43:11,920
‫یا اطلاعاتی در مورد مریت داره،
‫لطفاً الان با ما در میون بذاره.

680
00:43:12,000 --> 00:43:14,080
‫- هر جزئیاتی هر چقدر هم کوچیک باشه...
‫- زنیکه‌ی...

681
00:43:14,160 --> 00:43:15,640
‫- ممکنه برای پیدا کردن مریت...
‫- ...عوضی!

682
00:43:16,160 --> 00:43:20,200
‫و آوردنش به خونه حیاتی باشه. ممنون

683
00:43:20,280 --> 00:43:21,800
‫کارآگاه!

684
00:43:21,880 --> 00:43:24,000
‫مدرکِ جدیدی حول پرونده کشف شده

685
00:43:24,080 --> 00:43:26,360
‫که منجر به بازگشایی پرونده شده؟

686
00:43:26,880 --> 00:43:28,400
‫میشه لطفاً سؤال رو تکرار کنید؟

687
00:43:28,480 --> 00:43:31,040
‫مدرکِ جدیدی حول پرونده پیدا کردید

688
00:43:31,120 --> 00:43:32,560
‫که منجر به این بازگشایی شده؟

689
00:43:32,640 --> 00:43:36,160
‫نمی‌تونم چنین اطلاعاتی رو فاش کنم

690
00:43:36,240 --> 00:43:38,960
‫شما فکر می‌کنید مریت لینگارد
‫ممکنه هنوز زنده باشه؟

691
00:43:39,040 --> 00:43:40,920
‫قطعاً هیچ احتمالی رو رد نکردیم

692
00:43:41,000 --> 00:43:42,720
‫به پیدا کردن مردی که در لیث پارک

693
00:43:42,800 --> 00:43:46,200
‫به شما، افسر اندرسون و جیمز هاردی شلیک کرد
‫نزدیک‌تر شدید؟

694
00:43:49,800 --> 00:43:52,160
‫من در اون تحقیقات...

695
00:43:54,200 --> 00:43:55,200
‫...دخالت ندارم

696
00:43:55,280 --> 00:43:56,960
‫دنیس پایپر هستم، ‫از اسکاتیش تلگراف

697
00:43:57,040 --> 00:44:02,560
‫می‌تونید بهمون بگید آیا حقیقت داره که شما و
‫بازرس هاردی، قربانی آرچی الن رو می‌شناختید

698
00:44:02,640 --> 00:44:06,560
‫و اون یه خبرچین مزدورِ محرمانه بود

699
00:44:06,640 --> 00:44:09,800
‫که چیزهای زیادی در مورد
‫خیلی از پرسنل پلیس می‌دونست؟

700
00:44:09,880 --> 00:44:13,240
‫- کی این رو بهتون گفته؟ نه، کی گفته؟
‫- دیگه سؤالی نپرسید. ممنون

701
00:44:13,320 --> 00:44:15,280
‫این فقط یه حواس‌پرتیه؟

702
00:44:15,360 --> 00:44:18,240
‫تموم شد. ممنون از همه. ممنون

703
00:44:20,680 --> 00:44:22,520
‫خانم‌ها و آقایون، ممنون

704
00:44:22,600 --> 00:44:27,360
‫حالا، همونطور که رئیس پلیس
‫و سربازرس مورک گفتن،

705
00:44:27,960 --> 00:44:32,800
‫چهار سال پیش،
‫ما یک قهرمانِ عدالت رو از دست دادیم.

706
00:44:34,200 --> 00:44:40,240
‫مریت لینگارد کارش رو
‫وقف کشفِ حقیقت کرد

707
00:44:57,200 --> 00:44:58,480
‫آهای؟

708
00:44:59,200 --> 00:45:00,200
‫آهای؟

709
00:45:17,720 --> 00:45:19,320
‫ویلیام!

710
00:45:25,080 --> 00:45:26,120
‫اوه

711
00:45:29,800 --> 00:45:30,680
‫خدایا

712
00:46:08,840 --> 00:46:11,000
‫چی شده؟

713
00:46:13,320 --> 00:46:14,200
‫خدایا

714
00:46:20,400 --> 00:46:21,360
‫فقط نفس بکش

715
00:46:21,440 --> 00:46:23,400
‫خدایا. دارم سکته می‌کنم

716
00:46:23,480 --> 00:46:25,600
‫نه، سکته نمی‌کنی

717
00:46:25,680 --> 00:46:27,800
‫فقط نفس بکش. آروم

718
00:46:27,880 --> 00:46:29,880
‫گُم شو

719
00:46:29,960 --> 00:46:33,360
‫خیلی خب، بشین. آروم باش.
‫بشین. آروم باش.

720
00:46:36,240 --> 00:46:38,520
‫نفس بکش. تنفست رو کنترل کن. آروم

721
00:46:49,320 --> 00:46:50,200
‫کارل...

722
00:46:55,480 --> 00:46:58,720
‫وقتی نماز می‌خونم، مزاحمم نشو

723
00:47:05,320 --> 00:47:06,320
‫باشه
