﻿1
00:00:29,360 --> 00:00:30,360
‫مریت؟

2
00:00:32,400 --> 00:00:33,400
‫آهای؟

3
00:00:36,760 --> 00:00:40,200
‫مریت لینگارد، خودتی؟

4
00:00:40,800 --> 00:00:41,800
‫الان...

5
00:00:55,600 --> 00:00:57,640
‫آهای؟

6
00:01:02,440 --> 00:01:03,480
‫هی!

7
00:01:06,520 --> 00:01:08,000
‫با تو هستم!

8
00:01:35,480 --> 00:01:38,640
‫من مأمور دادگاهم.
‫می‌دونی معنیش چیه؟

9
00:01:39,400 --> 00:01:40,600
‫یعنی...

10
00:01:42,120 --> 00:01:45,800
‫تمام افسرهای پلیس کشور
‫الان دارن دنبالم می‌گردن

11
00:01:45,880 --> 00:01:48,920
‫خبر داری چقدر توی دردسر افتادی؟

12
00:01:49,000 --> 00:01:50,480
‫داداشم کجاست؟

13
00:01:51,120 --> 00:01:52,680
‫داداشم اینجاست؟

14
00:01:53,800 --> 00:01:55,440
‫داداشم رو گرفتی؟

15
00:01:56,480 --> 00:01:59,160
‫به خدا قسم اگه دستت بهش بخوره...

16
00:02:33,000 --> 00:02:35,000
‫«بخش کیو»

17
00:02:42,320 --> 00:02:44,720
‫صد در صد که آزارم میده. صد در صد

18
00:02:44,800 --> 00:02:48,240
‫ولی بیشتر از اون، می‌دونی چیه؟
‫فقط... گیجم می‌کنه

19
00:02:48,960 --> 00:02:50,480
‫تاتی‌بای دیگه چه کوفتیه؟

20
00:02:50,560 --> 00:02:52,000
‫همون خدافظیه، کارل

21
00:02:52,080 --> 00:02:54,680
‫نیست. نه، نه، نه.
‫تاتی یعنی سیب‌زمینی

22
00:02:54,760 --> 00:02:57,000
‫سیب‌زمینی چه ربطی به خدافظی کردن داره؟

23
00:02:57,080 --> 00:02:59,000
‫سیب‌زمینی غذاست لامصب

24
00:02:59,080 --> 00:03:02,040
‫چیریوز چه ربطی به خدافظی کردن داره؟

25
00:03:02,120 --> 00:03:04,640
‫چیریوز غلات صبحانه است

26
00:03:04,720 --> 00:03:06,160
‫داری شوخی می‌کنی. هورا

27
00:03:06,240 --> 00:03:09,880
‫نه، فقط دنبال یه لوله‌کشم.
‫آشنا سراغ داری؟

28
00:03:09,960 --> 00:03:11,520
‫حوزه تخصصی من نیست

29
00:03:11,600 --> 00:03:15,160
‫مال منم نیست، واسه همین
‫لازمه یه متخصص واقعی پیدا کنم

30
00:03:16,000 --> 00:03:19,000
‫اینقدر از اسکاتلند بدت میاد.
‫واسه چی اصلاً اومدی اینجا؟

31
00:03:19,080 --> 00:03:20,400
‫به خاطر ازدواج

32
00:03:20,480 --> 00:03:24,400
‫خب، حالا بالأخره می‌تونی بری.
‫استقلال کوفتی ما رو بهمون بدی

33
00:03:24,480 --> 00:03:26,960
‫چطوری قراره بهم کمک کنی، ها؟

34
00:03:27,040 --> 00:03:29,680
‫اگه ماشین ظرف‌شوییت خراب بشه،
‫زنگ می‌زنی لوله‌کش

35
00:03:31,400 --> 00:03:33,960
‫تو این سناریو، کارل، لوله‌کشت منم

36
00:03:34,040 --> 00:03:37,120
‫نصف عمرم با یه مشت آدم بی‌عرضه می‌گذره،

37
00:03:37,200 --> 00:03:40,240
‫نصف دیگه‌اش با یه نوجوون بداخلاق و پر از هورمون

38
00:03:40,320 --> 00:03:42,560
‫حتی بچه من نیست. اصلاً بچه من نیست

39
00:03:42,640 --> 00:03:45,800
‫تو قرعه‌کشی بزرگِ طلاق، یه‌جوری اون بهم افتاد،

40
00:03:45,880 --> 00:03:49,000
‫همراه با قاشق و چنگالی که خیلی کمتر از اون لازمه برق انداخته بشن

41
00:03:53,320 --> 00:03:55,800
‫- نمی‌دونستم پسر داری
‫- پسرناتنی

42
00:03:57,560 --> 00:03:58,800
‫حضانتش رو شریکید؟

43
00:03:58,880 --> 00:04:01,960
‫نه، نه. من خوش شانسم.
‫جاسپر کامل مال خودمه

44
00:04:03,640 --> 00:04:04,920
‫پیش مادرش نیست؟

45
00:04:05,000 --> 00:04:08,000
‫ویکتوریا خیلی به خاطر کار سفر می‌کنه

46
00:04:08,080 --> 00:04:10,520
‫گفت بهتره که جاسپر...

47
00:04:12,960 --> 00:04:16,640
‫...یه الگوی مرد قوی تو زندگیش داشته باشه، به قول خودش

48
00:04:16,720 --> 00:04:20,040
‫...توی این برهه حساس در رشدش

49
00:04:20,120 --> 00:04:21,200
‫وای

50
00:04:23,200 --> 00:04:25,920
‫باید بگم کارل، تعجب کردم

51
00:04:26,000 --> 00:04:28,400
‫- واسه چی؟
‫- علتی که نرفتی

52
00:04:29,000 --> 00:04:31,360
‫واسه تعهد بزرگی پا پیش گذاشتی

53
00:04:31,440 --> 00:04:33,080
‫نگران نباش. بابتش باهاش دعوا کردم

54
00:04:33,160 --> 00:04:34,200
‫اینم از این

55
00:04:34,280 --> 00:04:37,480
‫وقتش رسید که ببرمش خونه مادربزرگش.
‫گفتم...

56
00:04:38,480 --> 00:04:39,480
‫هوم..

57
00:04:40,480 --> 00:04:43,600
‫و نتونستم... نشد اونجا بذارمش.
‫نتونستم

58
00:04:44,200 --> 00:04:46,240
‫- چون بهش اهمیت میدی
‫- نه

59
00:04:46,320 --> 00:04:48,240
‫چون از اون پیر خرفت متنفرم

60
00:04:50,120 --> 00:04:51,240
‫جاسپر چند سالشه؟

61
00:04:51,320 --> 00:04:52,400
‫هفده

62
00:04:53,320 --> 00:04:54,480
‫«برو به درک. ولی جام رو توی تخت مرتب کن»

63
00:04:55,480 --> 00:04:56,520
‫ببخشید؟

64
00:04:56,600 --> 00:04:57,600
‫نوجوون‌ها رو میگم

65
00:04:58,520 --> 00:05:01,520
‫باید ازت متنفر باشن،
‫تا زمانش که رسید ولت کنن،

66
00:05:01,600 --> 00:05:04,560
‫ولی نمی‌خوان برن، پس همه رو روانی می‌کنن

67
00:05:04,640 --> 00:05:07,280
‫آره، کاملاً مطمئنم جاسپر اونقدرها در کشمکش نیست

68
00:05:07,360 --> 00:05:09,680
‫زندگیت خیلی شلوغ شده، کارل

69
00:05:09,760 --> 00:05:12,280
‫آره آره، می‌شه گفت، ریچل. آره، آره

70
00:05:12,360 --> 00:05:15,280
‫جای تعجبی نداره که توی پخش زنده دیوونه شدی

71
00:05:15,960 --> 00:05:18,800
‫ولی... وقت امروزمون تموم شد

72
00:05:20,400 --> 00:05:21,400
‫وای

73
00:05:22,440 --> 00:05:25,360
‫- حس می‌کنم خیلی پیشرفت داشتیم
‫- آها

74
00:05:25,440 --> 00:05:27,040
‫تاتی‌بای، کارل

75
00:05:30,600 --> 00:05:31,680
‫چیریو، ریچل

76
00:05:34,960 --> 00:05:38,000
‫باید دوباره بریم صحنه جرم رو ببینیم،
‫یه بار دیگه بگردیم

77
00:05:38,080 --> 00:05:39,960
‫حتماً یه چیزی رو از قلم انداختیم

78
00:05:40,440 --> 00:05:44,000
‫وقتی رفتی، یه صحبت دیگه هم با همسایه‌ها بکن

79
00:05:44,840 --> 00:05:46,360
‫باید یه چیزی یادشون باشه

80
00:05:55,000 --> 00:05:56,000
‫نباید اینجا باشی

81
00:05:56,080 --> 00:05:59,320
‫- چقدر گذشته؟ چهار ماه؟
‫- نمی‌تونم از پرونده صحبت کنم

82
00:05:59,400 --> 00:06:02,960
‫احترام حرفه‌ایه،
‫حتی اگه یکی‌مون حرفه‌ای باشه

83
00:06:03,040 --> 00:06:05,480
‫و فقط یکی‌مون واقعاً احترام سرش می‌شه

84
00:06:06,040 --> 00:06:07,040
‫خوب گفتی

85
00:06:08,200 --> 00:06:11,840
‫میگم مویرا تیم رو ببره یه جایی
‫که نتونی پیدامون کنی

86
00:06:11,920 --> 00:06:15,880
‫تو پیدا کردن این قلعه نازی‌های کوفتی موفق باشی.
‫اصلاً چطوره تبادل کنیم؟

87
00:06:15,960 --> 00:06:18,240
‫جای خفن ما در سیاهچاله‌ی متغییر مال تو،

88
00:06:18,320 --> 00:06:20,120
‫ما هم میایم این بالا توی نور

89
00:06:20,200 --> 00:06:22,520
‫اگه به این کارهات ادامه بدی،
‫ممکنه یکی فکر کنه

90
00:06:22,600 --> 00:06:24,640
‫می‌خوای تحقیقات رو خراب کنی

91
00:06:24,720 --> 00:06:26,240
‫راستش سعی دارم کمکت کنم

92
00:06:26,320 --> 00:06:28,920
‫فقط تو زیادی تزلزل شخصیتی داری که بپذیریش

93
00:06:29,000 --> 00:06:34,360
‫چطوره فقط بهم بگی چی فکر می‌کنی
‫به جای اینکه مثل همیشه چرند تفت بدی؟

94
00:06:36,600 --> 00:06:39,360
‫وقتی رسیدیم اونجا
‫تیرانداز داخل منتظر بوده

95
00:06:40,680 --> 00:06:44,840
‫به کارآگاه ویلسون و کارآگاه کلارک گفتی
‫که تیرانداز بیرون منتظر بوده

96
00:06:44,920 --> 00:06:48,520
‫- گفتم یکی بیرون منتظره
‫- کلمه تیرانداز رو به کار بردی

97
00:06:48,600 --> 00:06:51,040
‫اگه کسی می‌رفت داخل
‫صداش رو می‌شنیدیم یا می‌دیدیمش

98
00:06:51,120 --> 00:06:53,160
‫نه اگه از راه پشتی اومده باشه

99
00:06:53,240 --> 00:06:55,440
‫خصوصاً اگه از راه پشتی اومده باشه

100
00:06:55,520 --> 00:06:57,320
‫جلوش چندتا سطل‌زباله بوده

101
00:06:57,400 --> 00:06:58,720
‫چرا کسی باید این کار رو بکنه؟

102
00:06:58,800 --> 00:07:02,880
‫چون اکثر مردم توی اون فلت‌ها
‫اون فضا رو یه اتاق دیگه می‌کنن

103
00:07:03,400 --> 00:07:06,120
‫توش یه صندلی جلوی در بود

104
00:07:06,200 --> 00:07:08,600
‫هرکی اومده سطل‌ها رو جابجا کرده،

105
00:07:08,680 --> 00:07:10,400
‫در رو باز کرده و صندلی رو جابجا کرده

106
00:07:10,480 --> 00:07:12,920
‫اون همه کار رو انجام داده و ما نشنیدیم؟

107
00:07:13,000 --> 00:07:15,560
‫صندلی رو جابجا کردن
‫و سطل‌زباله‌ها رو چپه کرده بودن

108
00:07:15,640 --> 00:07:17,400
‫وقتی رسیدم هیچکدوم از این دو حالت نبود

109
00:07:17,480 --> 00:07:19,880
‫سطل‌ها و صندلی رو دیدم.
‫چرا؟ کار همینه

110
00:07:19,960 --> 00:07:22,320
‫جسد یه مدتی اونجا بوده

111
00:07:22,400 --> 00:07:25,120
‫دختره چند روزی ازش بی‌خبر بوده، آره؟

112
00:07:25,200 --> 00:07:29,000
‫پس... یکی شبونه توی خونه نشسته بوده،

113
00:07:29,080 --> 00:07:31,080
‫منتظرِ... چی؟

114
00:07:31,160 --> 00:07:32,160
‫نمی‌دونم

115
00:07:32,240 --> 00:07:35,640
‫منظورم اینه که بعد از تیراندازی
‫یکی از در پشتی رفته بیرون، نه داخل

116
00:07:35,720 --> 00:07:38,080
‫در ضمن، دوربین مداربسته یکی رو توی مک‌دونالد نشون میده

117
00:07:38,160 --> 00:07:41,120
‫حدود ۲۵ دقیقه قبل از شروع تیراندازی، آره؟

118
00:07:41,200 --> 00:07:43,400
‫اون رفته، بعد درست قبل از رسیدنت برگشته

119
00:07:44,000 --> 00:07:46,240
‫- چرا؟
‫- به گفته تو، تشنه‌اش شده

120
00:07:47,520 --> 00:07:50,120
‫لیوان اونجا بوده، در محل پارک فورد،

121
00:07:50,200 --> 00:07:53,680
‫نشون میده اونجا سیب‌زمینیش
‫و مک‌فلاریش رو خورده

122
00:07:53,760 --> 00:07:55,560
‫بسته به اینکه با چه سرعتی خورده،

123
00:07:55,640 --> 00:07:57,800
‫می‌شه ده دقیقه قبل از اینکه وارد فلت بشه

124
00:07:57,880 --> 00:08:01,360
‫ممکنه قبل از رسیدنت به موقع برگشته باشه
‫که دوباره وارد فلت بشه

125
00:08:01,440 --> 00:08:02,600
‫مسیر کوتاهیه

126
00:08:02,680 --> 00:08:04,440
‫بهتره باشه

127
00:08:04,520 --> 00:08:07,200
‫دوربین مداربسته نشون میده یکی با هودی و لباس مشکی

128
00:08:07,280 --> 00:08:08,960
‫درست بعد از ۱۰:۱۵ توی مک‌دونالد بوده

129
00:08:09,040 --> 00:08:11,840
‫۱۲ دقیقه اونجا بوده، که می‌رسیم به ساعت ۱۰:۳۰

130
00:08:11,920 --> 00:08:15,760
‫دوربین بدنی افسر اندرسون
‫نشون میده تیراندازی دقیقاً هشت دقیقه بعدش بوده

131
00:08:17,120 --> 00:08:20,360
‫پس هشت دقیقه زمان داشته
‫تا به لیث پارک برگرده،

132
00:08:20,440 --> 00:08:24,040
‫بخوره، بنوشه، زودتر از ما به فلت برسه،
‫وارد فلت بشه و بعد بهمون تیراندازی کنه

133
00:08:24,120 --> 00:08:27,720
‫در واقع، کمتر از هشت دقیقه است،
‫چون افسر اندرسون قبلش رسیده

134
00:08:27,800 --> 00:08:29,840
‫پس باید حرفت رو پس بگیری

135
00:08:29,920 --> 00:08:32,640
‫که تیرانداز قبل از رسیدنت داخل بوده

136
00:08:32,720 --> 00:08:33,880
‫شاهدت...

137
00:08:37,040 --> 00:08:40,000
‫گفت بعد از تیراندازی یکی رو دیده

138
00:08:40,080 --> 00:08:42,720
‫که فوراً سوار فورد شده و رفته

139
00:08:42,800 --> 00:08:44,280
‫شاهد سابق، ولی آره

140
00:08:44,360 --> 00:08:48,040
‫گفت ماشین به کدوم طرف رفته؟

141
00:08:48,120 --> 00:08:49,480
‫به سمت زمین فوتبال

142
00:08:49,560 --> 00:08:54,320
‫و گفت طرف از کدوم طرف سوار شده؟

143
00:08:56,480 --> 00:08:58,240
‫نگفت

144
00:08:58,320 --> 00:09:00,600
‫شاید بهتره برگردی و ازش بپرسی، آره؟

145
00:09:15,800 --> 00:09:16,800
‫لعنتی

146
00:09:19,040 --> 00:09:20,240
‫دوتا بودن

147
00:09:26,240 --> 00:09:27,240
‫خوبی؟

148
00:09:27,720 --> 00:09:29,200
‫هاردی

149
00:09:30,520 --> 00:09:31,640
‫من...

150
00:09:32,280 --> 00:09:33,320
‫برات یه...

151
00:09:38,600 --> 00:09:41,960
‫محض رضای سگ، اینقدر ناراحت نباش.
‫داری حالم رو بدتر می‌کنی

152
00:09:42,560 --> 00:09:43,680
‫ممنون

153
00:09:43,760 --> 00:09:46,400
‫خب اوضاع چطوره؟
‫کارل باهات چطوری تا می‌کنه؟

154
00:09:46,480 --> 00:09:48,440
‫- به زود بهم توجه می‌کنه
‫- شک دارم

155
00:09:48,520 --> 00:09:50,480
‫تمام چیزهای خوب رو به اکرم میده

156
00:09:50,560 --> 00:09:52,600
‫- کل کارهای داغون رو به من میده
‫- مثلاً؟

157
00:09:52,680 --> 00:09:56,640
‫دارم میرم مور که حمله ویلیام لینگارد رو بررسی کنم،

158
00:09:56,720 --> 00:10:00,400
‫ولی فکر کنم فقط می‌خواد من رو
‫از تحقیقات دور نگه داره

159
00:10:00,480 --> 00:10:02,120
‫خودش آوردتت.
‫چرا بخواد دور نگهت داره؟

160
00:10:02,200 --> 00:10:05,560
‫- با اخاذی کاری کردم که من رو بیاره
‫- هیچکس نمی‌تونه از کارل اخاذی کنه

161
00:10:05,640 --> 00:10:07,280
‫- چرا؟
‫- براش مهم نیست

162
00:10:07,360 --> 00:10:09,440
‫بهم اعتماد کن

163
00:10:09,520 --> 00:10:11,720
‫اگه نمی‌خواست بیای، نمی‌اومدی

164
00:10:12,720 --> 00:10:14,760
‫خب نقشه‌ات واسه مور چیه؟

165
00:10:14,840 --> 00:10:16,720
‫با قایق میرم

166
00:10:16,800 --> 00:10:19,280
‫منظورم اینکه از چه راهی میری نیست.
‫می‌خوای چه غلطی بکنی؟

167
00:10:19,360 --> 00:10:21,480
‫آره، آره، آره، من...

168
00:10:21,560 --> 00:10:25,000
‫گفتم اولش با معاون رئیس پلیس صحبت کنم،
‫ببینم برداشت اون چیه

169
00:10:25,080 --> 00:10:28,480
‫برداشت اون هیچ معنایی نداره.
‫فقط برداشت خودت مهمه

170
00:10:28,560 --> 00:10:30,640
‫- برداشت من چیه؟
‫- دقیقاً

171
00:10:31,160 --> 00:10:34,240
‫برو دیدن معاون، ولی فقط واسه اینکه بهش بگی درگیر پرونده‌ای

172
00:10:34,760 --> 00:10:37,600
‫و اگه می‌تونه با یه نقشه کمکت کنه.
‫یه چیزی که خیلی بهش نیاز نداری

173
00:10:37,680 --> 00:10:40,560
‫این حس رو بهش بده انگار اون مهمه.
‫اونجوری کاری به کارت نداره

174
00:10:40,640 --> 00:10:43,720
‫باشه... بعدش می‌تونم برم سر صحنه جرم؟

175
00:10:43,800 --> 00:10:45,240
‫بعد شونزده سال؟ وقت هدر دادنه

176
00:10:45,320 --> 00:10:46,960
‫- حتی واسه اینکه سرک بکشم هم نه؟
‫- سرک بکشی؟

177
00:10:47,040 --> 00:10:50,480
‫توی سرک کشیدنت فقط می‌فهمی که «باشه، پس اینجا بوده»

178
00:10:50,560 --> 00:10:51,600
‫خب...

179
00:10:51,680 --> 00:10:54,200
‫یکی رو بابتش گیر آورده بودن، نه؟

180
00:10:54,280 --> 00:10:56,880
‫موقع تلاش واسه فرار مُرد.
‫هنری فلان

181
00:10:56,960 --> 00:10:57,880
‫هری جنینگز

182
00:10:57,960 --> 00:11:00,760
‫- هری جنینگز. از اونجا شروع کن
‫- با کسی که مُرده؟

183
00:11:00,840 --> 00:11:04,400
‫درسته. با خانواده‌اش،
‫دوست‌هاش، ماهی طلایی کوفتیش

184
00:11:04,480 --> 00:11:05,720
‫دنبال ارتباط‌ها بگرد

185
00:11:05,800 --> 00:11:08,640
‫بحث بیست سال پیشه.
‫احتمالاً ربطی به هری نداره

186
00:11:08,720 --> 00:11:11,080
‫احتمالاً نداره،
‫ولی هر رشته تو رو به کلاف بر می‌گردونه،

187
00:11:11,160 --> 00:11:12,920
‫پس یکی رو انتخاب کن و تهش رو بگیر

188
00:11:13,880 --> 00:11:15,600
‫- کارل بهت گفته؟
‫- نیرو ولف

189
00:11:15,680 --> 00:11:16,920
‫هر خری که هست

190
00:11:17,000 --> 00:11:18,920
‫تو می‌خوای چه رشته‌ای رو دنبال کنی؟

191
00:11:19,000 --> 00:11:22,560
‫- اتفاقی که بعد از ناپدید شدن افتاد
‫- نمی‌دونیم چی شده

192
00:11:22,640 --> 00:11:25,720
‫نمی‌دونیم چه اتفاقی واسه مریت افتاده،
‫ولی وجود داشته

193
00:11:26,640 --> 00:11:29,240
‫موج‌هایی بین مردم، سازمان‌ها و چیزها ایجاد کرده،

194
00:11:29,320 --> 00:11:32,480
‫که این موج‌ها به وقتش باعث الگوهایی تو زندگیش شدن

195
00:11:33,000 --> 00:11:34,920
‫می‌تونه مفید باشه که ببینیم
‫آیا این الگوها تغییر می‌کنن یا نه

196
00:11:35,000 --> 00:11:36,760
‫بعد از اینکه یکی‌شون دیگه وجود نداشته باشه

197
00:11:36,840 --> 00:11:39,160
‫بازم نیرو ولف؟

198
00:11:39,240 --> 00:11:40,400
‫اون یکی رو کارل گفته

199
00:11:42,200 --> 00:11:45,240
‫با این فرضه که یکی توی زندگیش اون رو گرفته

200
00:11:45,320 --> 00:11:46,800
‫یه حدس کوفتیه دیگه، آره

201
00:11:46,880 --> 00:11:51,040
‫ولی از اونجا شروع می‌کنیم، درسته؟
‫با حدس‌ها. فقط بهشون میگیم نظریه

202
00:11:51,120 --> 00:11:52,120
‫هوم

203
00:12:51,480 --> 00:12:54,000
‫[مراحل تخلیه فشار]

204
00:12:57,320 --> 00:12:59,960
‫[احتیاط - فضای تحت فشار]
‫[ممکن است فوراً تخلیه شود]

205
00:13:00,040 --> 00:13:02,600
‫[هشدار - نهایت فشار کاری ایمن]

206
00:13:07,880 --> 00:13:09,560
‫خب...

207
00:13:09,640 --> 00:13:12,600
‫طرف تو بار نشسته، بدون لباس،

208
00:13:12,680 --> 00:13:15,920
‫رنگ جلوشه و فقط منتظره که دستگیرش کنم

209
00:13:18,600 --> 00:13:21,040
‫خدای من، حتماً کلی داستان‌های عالی بلدی

210
00:13:21,880 --> 00:13:23,040
‫خیلی زیاد، آره

211
00:13:24,040 --> 00:13:25,040
‫بگو

212
00:13:25,120 --> 00:13:27,600
‫اون گردان چهارم هنگ سلطنتی اسکاتلنده

213
00:13:27,680 --> 00:13:30,440
‫- های‌لندرها
‫- تاریخ ارتشی بلدی؟

214
00:13:30,520 --> 00:13:32,120
‫می‌دونم های‌لندرها از سی‌فورثس،

215
00:13:32,200 --> 00:13:34,840
‫کمرونز و گوردنز اومدن

216
00:13:34,920 --> 00:13:36,800
‫آره خب، اونجان. ببین

217
00:13:36,880 --> 00:13:39,600
‫- اجازه هست؟
‫- آره، البته

218
00:13:40,440 --> 00:13:43,800
‫خدای من، خیلی قشنگن.
‫از کجا آوردی‌شون؟

219
00:13:43,880 --> 00:13:44,880
‫خودم درست کردم

220
00:13:45,400 --> 00:13:47,240
‫- نه بابا
‫- چرا والا

221
00:13:47,320 --> 00:13:49,600
‫خیلی قشنگن

222
00:13:49,680 --> 00:13:51,920
‫وای

223
00:13:52,000 --> 00:13:54,600
‫چطوری رئیس عوضی تو

224
00:13:54,680 --> 00:13:56,560
‫کسی به لطافت تو رو استخدام کرده؟

225
00:13:56,640 --> 00:13:58,400
‫من خیلی لطیف نیستم

226
00:13:58,480 --> 00:13:59,840
‫روح تاریکی دارم

227
00:13:59,920 --> 00:14:00,960
‫مطمئنم

228
00:14:01,040 --> 00:14:03,280
‫- چندین شخصیت
‫- چه بهتر

229
00:14:03,360 --> 00:14:05,840
‫می‌تونم از چندتاش استفاده کنم

230
00:14:05,920 --> 00:14:07,800
‫برخلاف خنگول‌هایی که اینجا دارم

231
00:14:07,880 --> 00:14:09,880
‫اون کالین‌ـه، بچه بزرگم

232
00:14:09,960 --> 00:14:12,680
‫هیچی متأثرکننده‌تر از عشق بین پدر و پسر نیست

233
00:14:12,760 --> 00:14:14,200
‫اگه تو میگی که باشه

234
00:14:15,080 --> 00:14:17,680
‫پس شما اینجا هشت نفر نیرو دارید؟

235
00:14:17,760 --> 00:14:19,840
‫آره، ولی دوتاشون یه شیفتی هستن

236
00:14:19,920 --> 00:14:25,080
‫- خیلی جرم و جرایم ندارین؟
‫- جنگ توی بار و اعتیاد در انظار عموم

237
00:14:25,160 --> 00:14:28,640
‫جزیره است دیگه.
‫اگه بانک بزنی، می‌خوای کجا بری؟

238
00:14:28,720 --> 00:14:31,680
‫پس مثلاً، یکی دزدکی وارد یه خونه بشه
‫که یه چیزهایی رو بدزده

239
00:14:31,760 --> 00:14:35,080
‫و یکی رو بزنه لِه و لَوَرده کنه،
‫یه اتفاق غیرعادیه

240
00:14:35,160 --> 00:14:36,160
‫خیلی

241
00:14:36,240 --> 00:14:38,920
‫تازه بماند که مظنون موقع قرار کشته می‌شه

242
00:14:39,000 --> 00:14:40,400
‫منظورت خانواده لینگارده؟

243
00:14:40,480 --> 00:14:44,640
‫خب راستش، بیشتر به مظنون، هری جنینگز علاقمندم،

244
00:14:44,720 --> 00:14:47,360
‫پسری که نزدیک بود ویلیام لینگارد رو
‫با کتک‌کاری بکشه

245
00:14:47,440 --> 00:14:48,440
‫می‌دونم کی رو میگی

246
00:14:49,280 --> 00:14:51,600
‫سرقت‌های دیگه‌ای که اون ماه رخ داد

247
00:14:51,680 --> 00:14:53,760
‫- خشونتی نداشتن
‫- هیچی

248
00:14:53,840 --> 00:14:55,800
‫به این فکر کردین که شاید کار هری نبوده؟

249
00:14:55,880 --> 00:14:59,920
‫معلومه، ولی در حین سرقت‌های دیگه
‫کسی توی خونه نبود

250
00:15:00,000 --> 00:15:02,480
‫و... به محض اینکه به سن قانونی رسید،

251
00:15:02,560 --> 00:15:05,840
‫حداقل هفته‌ای یک بار داشتم اون پسر رو
‫از دعوا با بقیه پسرها جدا می‌کردم

252
00:15:06,440 --> 00:15:08,880
‫می‌تونم بگم آدم زودجوشی بود

253
00:15:08,960 --> 00:15:10,600
‫پس راحت می‌شد هری رو عصبانی کرد؟

254
00:15:10,680 --> 00:15:15,240
‫طرف عصبانی به دنیا اومده بود.
‫با عصبانیت از شکم مادرش در اومده بود

255
00:15:15,320 --> 00:15:19,040
‫پس فقط بدشانسی بود که ویلیام خونه بود

256
00:15:19,120 --> 00:15:22,760
‫آره و فقط همین بود. بدشانسی زیاد

257
00:15:22,840 --> 00:15:24,440
‫مریت هم بلافاصله بعدش رفت؟

258
00:15:24,520 --> 00:15:28,200
‫با هلی‌کوپتر با داداشش رفت بیمارستان و برنگشت

259
00:15:28,280 --> 00:15:31,480
‫یه دفعه برگشت. واسه مراسم ختم

260
00:15:33,120 --> 00:15:36,480
‫آره آره، یه حرف درست هم زدی.
‫واسه مراسم ختم برگشت

261
00:15:36,560 --> 00:15:38,040
‫صبر کنید ببینم

262
00:15:38,680 --> 00:15:41,880
‫واسه مراسم ختم پسری
‫که نزدیک بود برادر خودش رو بکشه؟

263
00:15:41,960 --> 00:15:43,880
‫هری و مریت نزدیک بودن

264
00:15:43,960 --> 00:15:46,440
‫اگه اینقدر نزدیک بودن،
‫چرا از خونه‌شون دزدی کرد؟

265
00:15:46,520 --> 00:15:50,320
‫چون خانواده‌اش درمانده بود.
‫کسب و کار کلایو جنینگز ورشکسته شده بود

266
00:15:50,920 --> 00:15:53,680
‫- می‌تونم با کلایو صحبت کنم؟
‫- اگه روشن‌بین باشی، می‌شه

267
00:15:53,760 --> 00:15:55,640
‫چند سال پیش مُرد، شش سال؟

268
00:15:55,720 --> 00:15:58,480
‫- مامانه، ایلسا چطور؟
‫- تحقیقاتت رو کردی، نه؟

269
00:15:58,560 --> 00:16:02,440
‫مطمئنی نمی‌خوای بیای واسه من کار کنی؟
‫می‌تونی کالین رو آموزش بدی

270
00:16:02,520 --> 00:16:04,080
‫باهاش ازدواج کنی، سر و سامون بدیش

271
00:16:04,160 --> 00:16:08,480
‫نه. اون خیلی خوشتیپه.
‫حواسم پرت می‌شه

272
00:16:10,480 --> 00:16:14,520
‫آره، ایلسا هنوز زنده است،
‫ولی خیلی آدم اجتماعی‌ای نیست

273
00:16:14,600 --> 00:16:16,720
‫می‌شه برم سراغش ببینم چی می‌شه

274
00:16:16,800 --> 00:16:19,000
‫- کالین راه رو نشونت میده
‫- خودم می‌تونم پیداش کنم

275
00:16:19,080 --> 00:16:20,080
‫به هرحال،

276
00:16:21,160 --> 00:16:22,560
‫کالین می‌برتت

277
00:16:22,640 --> 00:16:25,600
‫- واقعاً ناهارش رو خوردی
‫- خیلی سخت نبود

278
00:16:25,680 --> 00:16:28,000
‫رفقات که سری پیش اومدن،

279
00:16:28,080 --> 00:16:30,640
‫درباره سرباز پلاستیکی‌ها بهت گفته بودن؟

280
00:16:30,720 --> 00:16:35,440
‫نمی‌دونم منظورت چیه.
‫من کلاً عاشق مردهای یونیفرم‌پوش‌ام

281
00:16:35,520 --> 00:16:36,360
‫اوه!

282
00:16:36,440 --> 00:16:38,320
‫واقعاً فکر می‌کنی من خوشتیپم، نه؟

283
00:16:38,400 --> 00:16:39,480
‫آره

284
00:16:40,320 --> 00:16:43,600
‫آره، مثل یه رالف فینیس جوان هستی

285
00:16:44,680 --> 00:16:45,680
‫اوه

286
00:16:46,200 --> 00:16:48,720
‫جمله «سر و سامونش» بده واسه همین بود. قشنگه

287
00:16:48,800 --> 00:16:51,200
‫بازم میگم، سخت نبود

288
00:16:52,440 --> 00:16:54,600
‫یکی از این روزها، می‌ذارم میرم

289
00:16:54,680 --> 00:16:56,000
‫نمی‌تونم بگم سرزنشت می‌کنم

290
00:16:56,080 --> 00:17:00,440
‫ممکنه متوجه شده باشی که
‫موضوع خانواده لینگارد و جنینگز

291
00:17:00,520 --> 00:17:02,360
‫بحث تلخی برای معاونه

292
00:17:02,440 --> 00:17:06,000
‫- به بابات میگی معاون؟
‫- بابا که صداش نمی‌کنم

293
00:17:06,920 --> 00:17:09,600
‫عکس‌های صحنه جرم رو دیدی؟
‫عکس‌های ورود به منزل؟

294
00:17:09,680 --> 00:17:12,880
‫آره آره. دیدم‌شون.
‫چرا؟ چطور مگه؟

295
00:17:12,960 --> 00:17:15,480
‫بعد از اینکه رئیست
‫پرونده‌ها رو درخواست کرد،

296
00:17:15,560 --> 00:17:18,160
‫معاون رفت از بایگانی درشون آورد...

297
00:17:18,240 --> 00:17:20,520
‫...و کل شب بیدار موند که اون‌ها رو بخونه

298
00:17:20,600 --> 00:17:22,960
‫کارل روش هوشمندانه‌ای
‫واسه انگیزه دادن به مردم داره

299
00:17:23,040 --> 00:17:26,280
‫بیشتر از انگیزه بود.
‫طرف ناراحت بود

300
00:17:27,480 --> 00:17:29,520
‫پس خودم رفتم یه نگاهی بهشون انداختم

301
00:17:29,600 --> 00:17:32,160
‫ای شیطون

302
00:17:33,200 --> 00:17:34,600
‫خب؟

303
00:17:34,680 --> 00:17:37,400
‫قبلاً نخونده بودمـشون،
‫چون اون موقع بچه بودم،

304
00:17:37,480 --> 00:17:40,120
‫ولی پسر... بی‌رحمانه بود

305
00:17:40,200 --> 00:17:43,560
‫عکس‌های صحنه جرم حالم رو بهم زد

306
00:17:43,640 --> 00:17:45,720
‫هری عملاً جمجمه ویلیام رو خرد کرده

307
00:17:45,800 --> 00:17:47,160
‫باعث صدمه مغزی بهش شده

308
00:17:47,240 --> 00:17:51,320
‫یه عکس فنی از اتاقی بود
‫که ویلیام رو توش پیدا کرده بودن،

309
00:17:52,000 --> 00:17:53,120
‫ولی یکی...

310
00:17:54,840 --> 00:17:58,960
‫...با ماژیک سیاه دور یه چیزی
‫که روی زمین بود دایره کشیده بود

311
00:17:59,560 --> 00:18:00,520
‫دور چی؟

312
00:18:00,600 --> 00:18:01,960
‫یه گردنبند

313
00:18:04,080 --> 00:18:05,760
‫می‌دونی چرا دورش دایره کشیده بودن؟

314
00:18:05,840 --> 00:18:07,320
‫نه

315
00:18:07,400 --> 00:18:09,640
‫و فکر می‌کنی بابات دایره رو کشیده؟

316
00:18:10,240 --> 00:18:12,400
‫خب...

317
00:18:13,200 --> 00:18:14,600
‫نمی‌تونم دقیق بگم

318
00:18:15,400 --> 00:18:16,960
‫می‌تونی...

319
00:18:17,760 --> 00:18:19,040
‫عکس رو اسکن کنی؟

320
00:18:20,840 --> 00:18:22,040
‫آره، می‌تونم

321
00:18:22,120 --> 00:18:23,960
‫شاید معاون رو خراب کنه

322
00:18:27,160 --> 00:18:28,800
‫یا شاید هدف همینه

323
00:18:57,080 --> 00:19:01,760
‫دقیقاً داریم از چه نوع زباله خطرناک صحبت می‌کنیم؟

324
00:19:02,320 --> 00:19:03,320
‫اوه...

325
00:19:04,040 --> 00:19:05,040
‫پنبه‌نسوز؟

326
00:19:05,880 --> 00:19:08,840
‫اورانیوم، شاید؟
‫واقعاً خیلی بهش فکر نکردم

327
00:19:10,200 --> 00:19:11,600
‫- جای نگرانی نداره
‫- باشه

328
00:19:16,200 --> 00:19:18,880
‫اینجا قبلاً تمام‌وقت پُر از کارگر بود

329
00:19:20,560 --> 00:19:22,080
‫کسب و کار جنینگز چی بود؟

330
00:19:22,160 --> 00:19:24,400
‫هر چی که می‌خواستی رو، کلایو جنینگز تعمیرش می‌کرد

331
00:19:24,480 --> 00:19:26,480
‫یا رنگش می‌کرد یا اسقاطش می‌کرد

332
00:19:34,600 --> 00:19:37,400
‫اونی که اون بالاست منزل قدیمی جنینگزه

333
00:19:37,480 --> 00:19:39,000
‫چطوری آتیش گرفت؟

334
00:19:39,840 --> 00:19:42,000
‫خب، به قول معاون،

335
00:19:42,080 --> 00:19:46,320
‫همه‌چیز وقتی شروع شد که رعد و برق
‫به بیمه آتش‌سوزی خورد

336
00:19:47,320 --> 00:19:48,840
‫خانم جنینگز؟

337
00:19:48,920 --> 00:19:50,120
‫منم کالین کانینگهام

338
00:19:50,800 --> 00:19:51,800
‫اه...

339
00:19:51,880 --> 00:19:52,960
‫دارم میام داخل

340
00:19:54,120 --> 00:19:55,120
‫سلام؟

341
00:19:57,000 --> 00:19:58,000
‫ایلسا؟

342
00:20:00,360 --> 00:20:03,640
‫- منم کالین
‫- پرنده‌های مُرده به خاطر همینه

343
00:20:07,760 --> 00:20:09,000
‫ایلسا؟

344
00:20:17,080 --> 00:20:19,840
‫- احتمالاً رفته کلیسا
‫- سه‌شنبه است

345
00:20:19,920 --> 00:20:23,280
‫آره می‌دونم. اونجا به عنوان کتاب‌دار
‫یه شغل نیمه‌وقت داره

346
00:20:23,880 --> 00:20:25,840
‫اونوقت الان یادت اومده؟

347
00:20:26,920 --> 00:20:29,280
‫بابات راست میگه. واقعاً خنگولی

348
00:20:30,080 --> 00:20:31,200
‫اوه

349
00:20:31,760 --> 00:20:32,920
‫یکم ناراحت شدم

350
00:20:33,440 --> 00:20:37,000
‫اگه بخوای با ماشین بری،
‫خیلی با اینجا فاصله‌ای نداره

351
00:20:37,080 --> 00:20:38,360
‫نمی‌شه قایق رو از دست بدم

352
00:20:43,240 --> 00:20:44,680
‫یه جوری خیالم راحت شده

353
00:20:45,480 --> 00:20:47,360
‫باید ازش چی می‌پرسیدم آخه؟

354
00:20:47,960 --> 00:20:49,920
‫از دست دادن پسرت چطوری بود؟

355
00:20:50,000 --> 00:20:53,600
‫توهین نباشه، ولی... عجب جایی واسه بزرگ شدن

356
00:20:53,680 --> 00:20:55,360
‫تعجبی نداره که مریت فرار کرده

357
00:20:56,160 --> 00:20:57,960
‫اینجا همه‌چیز... می‌میره

358
00:20:58,560 --> 00:20:59,560
‫خب...

359
00:21:00,080 --> 00:21:01,920
‫فرار کردن ازش خیلی آسون نیست

360
00:21:02,000 --> 00:21:04,200
‫- مریت که فرار کرد
‫- فکر کرد فرار کرده

361
00:21:04,280 --> 00:21:07,840
‫آخرش مثل هری مُرد

362
00:21:09,960 --> 00:21:12,000
‫بهشت روی زمین

363
00:21:12,080 --> 00:21:15,920
‫ولی دستشوییه دیگه، باید بری،
‫پس یه تپه شنی پیدا می‌کنه

364
00:21:16,000 --> 00:21:18,960
‫چمباتمه می‌زنه، خودش رو تخلیه می‌کنه

365
00:21:19,040 --> 00:21:21,360
‫می‌دونیم کار اونه. اونجا رو به گند کشیده

366
00:21:21,440 --> 00:21:24,280
‫بعدش سگ کوچیکش میاد توی خونه، یه اسپانیل داشت

367
00:21:24,800 --> 00:21:27,280
‫انداخت گردن اسپانیل

368
00:21:27,360 --> 00:21:30,160
‫ما گفتیم، امکان نداره اون عن یه اسپانیل باشه

369
00:21:30,240 --> 00:21:32,080
‫خودِ کار از اسپانیل بزرگتر بود

370
00:21:32,160 --> 00:21:34,200
‫شب بخیر، کارل

371
00:21:34,280 --> 00:21:36,280
‫شب بخیر، ویکتوریا

372
00:21:36,360 --> 00:21:40,040
‫خب عزیزم، کلکسیون گوی‌های برفیم چی شد؟

373
00:21:40,120 --> 00:21:42,160
‫یه آدم بی‌سلیقه دزدیده‌شون

374
00:21:42,240 --> 00:21:43,960
‫همه رو انداخت توی سطل آشغال

375
00:21:44,480 --> 00:21:48,600
‫ولی نگران نباش، تونستم اثرات قشنگت رو
‫از چنگال شرور اون نجات بدم

376
00:21:48,680 --> 00:21:50,160
‫ممنون، مارتین

377
00:21:50,240 --> 00:21:52,440
‫اینجا دقیقاً همونجوریه که بود، کارل

378
00:21:52,520 --> 00:21:54,200
‫اوهوم. مثل یه مقبره

379
00:21:54,280 --> 00:21:55,280
‫هوم

380
00:21:56,640 --> 00:21:59,720
‫زیاد وقت ندارم.
‫با پرواز فرانکفورت بر می‌گردم

381
00:22:00,920 --> 00:22:03,480
‫- خودت اومدی داخل. جلسه خودته
‫- من در رو براش باز کردم

382
00:22:03,560 --> 00:22:06,400
‫- راه خروج رو هم بلدی
‫- مثل همیشه خوش‌صحبتی

383
00:22:06,480 --> 00:22:07,480
‫خدافظ عزیزم

384
00:22:10,880 --> 00:22:13,000
‫- بهم‌ریخته‌ای
‫- نزدیک بود بمیرم

385
00:22:13,080 --> 00:22:14,720
‫چی؟ امروز صبح؟

386
00:22:14,800 --> 00:22:15,800
‫هوم

387
00:22:16,320 --> 00:22:18,000
‫اون علاف نمی‌دونم چی‌چی حالش چطوره؟

388
00:22:18,080 --> 00:22:20,000
‫- طرف خلبانه‌ها
‫- طرف یه عوضیه

389
00:22:20,080 --> 00:22:21,120
‫هوم

390
00:22:21,200 --> 00:22:23,840
‫باشه. جاسپر رفت.
‫پیش مامانته

391
00:22:23,920 --> 00:22:26,280
‫گمونم زنگ زده، واسه همین اینجوری ما رو مستفیض کردی

392
00:22:26,360 --> 00:22:28,360
‫آره، بهم زنگ زد. چی شده؟

393
00:22:28,440 --> 00:22:30,720
‫اون پیغام صوتی کوفتی رو براش پخش کردی دیگه

394
00:22:30,800 --> 00:22:32,520
‫نه، علت رفتنش اون نیست

395
00:22:32,600 --> 00:22:34,960
‫باهم یه قراری گذاشتیم.
‫اوضاع بهتر شده بود

396
00:22:35,040 --> 00:22:38,320
‫قرار گذاشتین؟ اون یه پدر نیاز داره،
‫نه یه فروشنده ماشین کوفتی

397
00:22:38,400 --> 00:22:42,320
‫بعدش تو سرک کشیدی و گند زدی
‫انگار می‌خوای عمداً خرابکاری کنی

398
00:22:42,400 --> 00:22:44,280
‫- برام جالبه واقعاً
‫- واسه چی این کار رو بکنم؟

399
00:22:44,360 --> 00:22:46,040
‫چرا پیغام صوتی رو براش پخش کردی؟

400
00:22:46,120 --> 00:22:48,640
‫- می‌خوام بدونه تقصیر اون نبوده
‫- چی؟

401
00:22:48,720 --> 00:22:51,640
‫طرز رفتارت باهاش.
‫در واقع با همه

402
00:22:51,720 --> 00:22:54,600
‫می‌خوام بدونه مشکل از اون نیست. مشکل خودتی

403
00:22:54,680 --> 00:22:56,920
‫چیه؟ تو رو می‌پرسته،
‫اونوقت تو پسش می‌زنی

404
00:22:57,000 --> 00:22:59,440
‫می‌پرسته؟ به زور دوکلام باهام حرف می‌زنه

405
00:22:59,520 --> 00:23:02,440
‫هفده سالشه دیگه.
‫قرار نیست شعر بخونه برات که، درسته؟

406
00:23:02,520 --> 00:23:05,000
‫وقتی بردنت بیمارستان، بودش

407
00:23:05,080 --> 00:23:07,720
‫نرفت تا از جراحی خارج شدی، خطر...

408
00:23:08,240 --> 00:23:09,600
‫خطر به جونت رفع شد

409
00:23:10,680 --> 00:23:11,760
‫چطور می‌دونی؟

410
00:23:11,840 --> 00:23:13,040
‫مامان بهم گفت

411
00:23:16,480 --> 00:23:17,800
‫به من که چیزی نگفت

412
00:23:18,280 --> 00:23:19,840
‫ازش پرسیدی؟

413
00:23:20,880 --> 00:23:23,120
‫فکر کردی چقدر ترسیده؟

414
00:23:23,200 --> 00:23:25,760
‫به من هم خیلی خوش نگذشت

415
00:23:25,840 --> 00:23:27,560
‫بهش توضیحش دادی؟

416
00:23:27,640 --> 00:23:30,040
‫بحث آسونی نیست که توی مکالمه داشته باشی، ویک

417
00:23:30,120 --> 00:23:34,800
‫نمیگم آسونه، کارل.
‫اون عصبانیه ولی تو پدرناتنیش هستی

418
00:23:34,880 --> 00:23:38,360
‫شاید عصبانیه چون مادرش
‫گورش رو به مناطق ناشناخته گم کرده

419
00:23:38,440 --> 00:23:40,960
‫- صحبت ما یه چیز دیگه است
‫- بعید می‌دونم

420
00:23:41,040 --> 00:23:44,000
‫نیازت داره. وقتی پسش می‌زنی، انگار داری تنبیهش می‌کنی

421
00:23:44,080 --> 00:23:45,880
‫من پسش نمی‌زنم، محض رضای سگ

422
00:23:45,960 --> 00:23:50,200
‫پیغام صوتیه رو برات پخش کنم؟
‫فکر کنم شاید تنهایی وضعم بهتر باشه

423
00:23:50,280 --> 00:23:52,680
‫- در مورد اون نگفتم!
‫- منظورم همینه

424
00:23:52,760 --> 00:23:54,480
‫جاسپر باید بدونه که مشکل

425
00:23:54,560 --> 00:23:57,120
‫هر چیزیه که توی ذهن تو می‌چرخه، نه اون

426
00:24:00,920 --> 00:24:02,040
‫باید برم

427
00:24:05,040 --> 00:24:08,160
‫- می‌خوای برم دنبالش؟
‫- نه، ولش کن

428
00:24:08,240 --> 00:24:10,840
‫مامان دیوونه‌اش می‌کنه.
‫به زودی میاد خونه

429
00:24:11,840 --> 00:24:14,480
‫ولی باید به این فکر کنی
‫که اگه بیاد خونه، چی گیرش میاد

430
00:24:15,080 --> 00:24:16,040
‫آها

431
00:24:29,720 --> 00:24:30,920
‫ببخشید

432
00:24:31,480 --> 00:24:32,560
‫خواهش می‌کنم

433
00:24:33,480 --> 00:24:34,800
‫منتظرت بودم

434
00:24:35,600 --> 00:24:37,080
‫که در مورد مور بشنوم

435
00:24:38,160 --> 00:24:39,560
‫جالب بود

436
00:24:40,920 --> 00:24:41,920
‫چطور؟

437
00:24:46,120 --> 00:24:49,240
‫- از کجا آوردیش؟
‫- پرونده سرقت لینگارد

438
00:24:50,320 --> 00:24:51,680
‫رفیقم کالین فرستادش

439
00:24:52,480 --> 00:24:53,480
‫کالین؟

440
00:24:54,160 --> 00:24:57,000
‫معاون و پسر کانینگهام. به همین ترتیب

441
00:24:57,080 --> 00:24:58,920
‫در ضمن شوهر آینده‌ام

442
00:25:00,560 --> 00:25:04,600
‫ثبت شده به عنوان «آویز الماس روی زنجیر پلاتین، متعلق به لیلا لینگارد»

443
00:25:04,680 --> 00:25:05,720
‫کجا ثبت شده؟

444
00:25:05,800 --> 00:25:07,600
‫توی درخواست بیمه

445
00:25:07,680 --> 00:25:08,840
‫ولی به سرقت نرفته

446
00:25:08,920 --> 00:25:10,040
‫اون موقع به سرقت نرفته بوده

447
00:25:10,840 --> 00:25:12,120
‫مریت برگشته دنبالش

448
00:25:12,200 --> 00:25:13,440
‫کِی؟

449
00:25:13,520 --> 00:25:15,480
‫روز مراسم ختم هری جنینگز

450
00:26:08,000 --> 00:26:10,800
‫برو به جهنم، ای مریضِ...

451
00:26:19,680 --> 00:26:20,680
‫جاسپر؟

452
00:26:35,160 --> 00:26:36,480
وای

453
00:26:36,560 --> 00:26:38,160
ترسیدم

454
00:26:38,240 --> 00:26:40,160
‫فکر کردم از آهنگ بچه‌ها متنفری

455
00:26:40,240 --> 00:26:43,320
‫آره. ازش بیزارم.
‫پس تصمیم گرفتم درباره‌اش تحقیق کنم

456
00:26:43,400 --> 00:26:45,880
‫ببینم بچه‌ها به چی جذب می‌شن،
‫مثل هر باستان‌شناسی

457
00:26:45,960 --> 00:26:49,600
‫داری مدرک فلسفه می‌گیری.
‫یا نکنه دوباره نظرت عوض شده؟

458
00:26:49,680 --> 00:26:53,120
‫یه فیلسوف همون باستان‌شناس ذهنه، نه؟

459
00:26:53,200 --> 00:26:55,680
‫حقیقتش برام مهم نیست.
‫این‌ها چیه دیگه؟

460
00:26:55,760 --> 00:26:58,600
‫گفتم باهم یه شام خوب بخوریم
‫و صحبت کنیم

461
00:26:58,680 --> 00:27:02,040
‫- آخه من عاشق صحبت کردن با تو هستم
‫- باید با یکی صحبت کنی بالأخره

462
00:27:04,240 --> 00:27:05,640
‫موردعلاقه‌ات رو درست کردم. جیگر

463
00:27:06,240 --> 00:27:08,000
‫کی گفته جیگر دوست دارم؟

464
00:27:08,080 --> 00:27:09,040
‫جاسپر

465
00:27:10,920 --> 00:27:12,320
‫سر به سرت گذاشته

466
00:27:12,400 --> 00:27:14,160
‫خیلی خنده‌داره

467
00:27:14,240 --> 00:27:16,800
‫می‌شه بپرسم می‌خوای از چی صحبت کنیم؟

468
00:27:17,640 --> 00:27:19,480
‫لیث پارک

469
00:27:21,560 --> 00:27:22,800
‫واسه چی آخه؟

470
00:27:22,880 --> 00:27:25,280
‫چون به قول فیلسوف موردعلاقه‌ام،

471
00:27:25,360 --> 00:27:27,840
‫درمان کردن خودت
‫مرتبط با درمان کردن دیگرانه

472
00:27:27,920 --> 00:27:30,880
‫- یوکو اونو گفته
‫- یوکو؟ جان نه. یوکو؟

473
00:27:30,960 --> 00:27:35,480
‫«رویایی که تنهایی ببینی فقط یه رویاست.
‫رویایی که با هم ببینیم، واقعیته»

474
00:27:35,560 --> 00:27:37,120
‫اون بانمک و ظریفِ ماجرا بود، در برابر صداقت اون

475
00:27:37,200 --> 00:27:40,880
‫تراپیست من میگه می‌تونم با صحبت کردن
‫درباره لیث پارک با خودش، خودم رو درمان کنم

476
00:27:40,960 --> 00:27:43,240
‫میری پیش تراپیست؟ داوطلبانه؟

477
00:27:43,320 --> 00:27:44,920
‫نه بابا، اجبار سازمانه

478
00:27:45,000 --> 00:27:47,400
‫خدا رو شکر. دنیا همونیه که بود

479
00:27:47,480 --> 00:27:51,640
‫فکر کردی می‌تونم با صحبت با تو
‫خودم رو درمان کنم؟ موفق باشی رفیق جان

480
00:27:51,720 --> 00:27:54,480
‫با من نه. حتی با تراپیستت نه

481
00:27:54,560 --> 00:27:55,720
‫با جاسپر

482
00:27:56,800 --> 00:27:59,840
‫- داشتی صحبت ما رو گوش می‌کردی؟
‫- سخت بود که گوش نکنم

483
00:27:59,920 --> 00:28:02,840
‫راستش آسونه. فقط سرت تو کار کوفتی خودت باشه

484
00:28:07,480 --> 00:28:08,440
‫ببین

485
00:28:09,120 --> 00:28:10,440
‫ویکتوریا اشتباه نمیگه

486
00:28:11,520 --> 00:28:12,520
‫باشه

487
00:28:13,120 --> 00:28:17,360
‫گلوله رفت اینجا، از اینجا در اومد

488
00:28:17,440 --> 00:28:19,520
‫می‌شه دید

489
00:28:20,040 --> 00:28:22,400
‫خدایا بهم توان بده

490
00:28:24,800 --> 00:28:26,680
‫گلوله...

491
00:28:27,600 --> 00:28:28,880
‫از اینجا رفت داخل،

492
00:28:28,960 --> 00:28:30,760
‫و از اینجا خارج شد

493
00:28:30,840 --> 00:28:32,640
‫بعد از، بعد از...

494
00:28:34,120 --> 00:28:37,240
‫اینکه از ستون فقرات هاردی رد شد

495
00:28:39,880 --> 00:28:41,240
‫- اوه
‫- آره

496
00:28:42,160 --> 00:28:43,160
‫اوه

497
00:28:51,760 --> 00:28:54,040
‫هاردی سرعتش رو کم کرد،
‫که بی‌شک جون من رو نجات داد

498
00:28:54,120 --> 00:28:56,480
‫تو این بین، از کمر به پایین فلج شده

499
00:28:56,560 --> 00:28:58,320
‫یه دستش سالمه، یکیش نصف تحرکش رو از دست داده

500
00:28:58,400 --> 00:29:01,960
‫و همونطور که همه می‌دونیم، افسر اندرسون
‫اونقدر خوش‌شانس نبود

501
00:29:03,000 --> 00:29:05,720
‫ویکتوریا گفت وقتی توی بیمارستان من رو دیده، ترسیده

502
00:29:05,800 --> 00:29:07,920
‫وقتی این‌ها رو بشنوه چه حسی پیدا می‌کنه؟

503
00:29:08,000 --> 00:29:11,080
‫چه حسی پیدا می‌کنه اگه بهش بگم
‫حتی اگه مسلح بودیم هم،

504
00:29:11,160 --> 00:29:12,640
‫نتیجه هم می‌شد؟

505
00:29:12,720 --> 00:29:14,880
‫می‌دونی چرا، مارتین؟ بهت میگم

506
00:29:15,400 --> 00:29:18,720
‫هر چقدر چیزهای بی‌مزه‌ای توی اینترنت پیدا کنی،

507
00:29:18,800 --> 00:29:22,000
‫دنیا واقعاً جای خطرناکیه که هیچکس در امان نیست

508
00:29:22,080 --> 00:29:24,560
‫که یه غافلگیریِ بد زندگی کوفتیش رو به گند بکشه

509
00:29:24,640 --> 00:29:26,160
‫می‌دونی چرا، مارتین؟

510
00:29:26,240 --> 00:29:30,360
‫چون خطرناک‌ترین موجودات کوفتی این سیاره ما هستیم

511
00:29:33,080 --> 00:29:34,720
‫حالا میرم یه دوش بگیرم،

512
00:29:35,240 --> 00:29:37,440
‫بر می‌گردم، می‌نشینیم،

513
00:29:37,520 --> 00:29:39,160
‫و اون جیگر کوفتی رو...

514
00:29:39,240 --> 00:29:41,000
‫...می‌خوریم

515
00:29:44,320 --> 00:29:46,120
‫ترجیحاً در سکوت

516
00:30:01,800 --> 00:30:05,640
‫می‌تونم گمون کنم ویلیام پدرش رو
‫روی قایق یا توی خونه ندیده

517
00:30:06,160 --> 00:30:07,240
‫چرا؟

518
00:30:07,320 --> 00:30:10,560
‫چون می‌شه گمون کرد ویلیام پدر کوفتی خودش رو می‌شناخته دیگه

519
00:30:10,640 --> 00:30:13,000
‫حتی بعد از دوازده سال؟

520
00:30:13,080 --> 00:30:15,760
‫باشه رُز. زود باش.
‫تئوریت رو بهمون بگو

521
00:30:15,840 --> 00:30:19,760
‫به همه بگو چرا جیمی توی ناپدید شدن
‫دختر خودش نقش داره

522
00:30:19,840 --> 00:30:22,120
‫- مشتاقم بشنوم
‫- نمی‌دونم چرا، کارل

523
00:30:22,200 --> 00:30:26,560
‫فقط می‌دونم به گفته ویلیام،
‫یکی رو دیده که کلاه سرش بوده،

524
00:30:26,640 --> 00:30:30,280
‫هم روی قایق و هم توی خونه،
‫که اسم قایق جیمی روش بوده

525
00:30:30,360 --> 00:30:33,640
‫نه، یکی رو دیده که کلاهش
‫تصویر یه پرنده کوفتی رو داشته،

526
00:30:33,720 --> 00:30:35,720
‫ولی تو، که یه پرنده‌شناس آماتوری،

527
00:30:35,800 --> 00:30:38,560
‫تصمیم گرفتی همون پرنده‌ایه
‫که روی قایق جیمی هست

528
00:30:38,640 --> 00:30:39,840
‫درست فهمیدم؟

529
00:30:39,920 --> 00:30:41,680
‫- داری اون حرکته رو می‌زنی
‫- چی؟

530
00:30:41,760 --> 00:30:44,000
‫مخالفت می‌کنی که مرغت یه پا داشته باشه

531
00:30:44,080 --> 00:30:45,360
‫مخالفت می‌کنم

532
00:30:45,440 --> 00:30:47,880
‫چون اونقدری بهش فکر نکردی
‫که قانعم کنی

533
00:30:47,960 --> 00:30:50,000
‫خب...

534
00:30:50,720 --> 00:30:52,800
‫گردنبنده چی، ها؟

535
00:30:52,880 --> 00:30:55,280
‫مال مادره.
‫اونی که جیمی گفت مریت برداشته

536
00:30:55,360 --> 00:30:58,280
‫- که چی؟
‫- شاید جیمی می‌خواسته پسش بگیره

537
00:30:58,360 --> 00:30:59,640
‫بذار شفاف‌سازی کنم

538
00:30:59,720 --> 00:31:01,240
‫دخترش رو می‌پاییده،

539
00:31:01,320 --> 00:31:05,240
‫بعد اون رو ربوده یا کشته
‫تا گردنبند رو پس بگیره، درسته؟

540
00:31:06,600 --> 00:31:07,840
‫باشه. این مسخره است

541
00:31:07,920 --> 00:31:09,920
‫- آره
‫- لعنتی

542
00:31:10,000 --> 00:31:12,720
‫- اکرم، اون‌ها چیه؟
‫- از دفتر سلطنتی رسیده

543
00:31:12,800 --> 00:31:15,160
‫- بررسی‌شون کردی؟
‫- اکثرشون رو

544
00:31:15,240 --> 00:31:16,680
‫چیز خوبی توش هست؟

545
00:31:16,760 --> 00:31:20,840
‫انگار زنه هیچ زندگی‌ای نداشته.
‫هیچی توی دفترهای خاطراتش نیست

546
00:31:22,160 --> 00:31:23,040
‫سوابق تلفنی

547
00:31:23,120 --> 00:31:25,600
‫همه‌شون بین خونه و دفتر بوده

548
00:31:26,120 --> 00:31:28,480
‫انگار هر شب مستقیم می‌رفته خونه

549
00:31:28,560 --> 00:31:32,760
‫با رده‌بالایی‌ها شام نمی‌خورده.
‫با همکارهاش نمی‌رفته بار نوشیدنی بزنه

550
00:31:37,880 --> 00:31:39,520
‫«به همین زودی دلتنگتم»

551
00:31:39,600 --> 00:31:42,400
‫«مشتاق سری بعد هستم. همون اتاق؟»

552
00:31:42,480 --> 00:31:44,720
‫«فکر کنم اونجا خوش‌شانسی میاره»

553
00:31:45,880 --> 00:31:47,000
‫امضا «اِس»

554
00:31:47,720 --> 00:31:49,640
‫پس همیشه مستقیم نمی‌رفته خونه

555
00:31:50,680 --> 00:31:52,360
‫اِس کدوم خریه؟

556
00:31:52,440 --> 00:31:54,720
‫اسم گل‌فروش هست، ولی تاریخ نداره

557
00:31:54,800 --> 00:31:57,520
‫یعنی ممکنه هر زمانی قبل از ناپید شدنش
‫این رو گرفته باشه

558
00:31:57,600 --> 00:31:59,720
‫شک دارم هنوز سوابقش رو داشته باشن

559
00:31:59,800 --> 00:32:02,560
‫- شاید یکی اسمه رو یادش باشه؟
‫- از کِی؟

560
00:32:02,640 --> 00:32:04,800
‫بازم میگم، کی می‌دونه کِی این رو گرفته؟

561
00:32:04,880 --> 00:32:06,720
‫به یه دلیلی کارت رو نگه داشته دیگه

562
00:32:09,040 --> 00:32:10,360
‫«همون اتاق»

563
00:32:10,880 --> 00:32:13,200
‫- هتله
‫- ولی کدومش؟

564
00:32:13,280 --> 00:32:16,200
‫این سری از دفترش اومده، آره؟
‫کی جمع‌شون کرده؟

565
00:32:17,160 --> 00:32:19,120
‫دستیارش...

566
00:32:20,240 --> 00:32:21,840
‫سابرین پررا

567
00:32:23,840 --> 00:32:24,880
‫سابرین

568
00:32:26,320 --> 00:32:28,440
‫اینجا مستراحی چیزی بوده؟

569
00:32:28,520 --> 00:32:29,800
‫حموم بوده

570
00:32:29,880 --> 00:32:31,440
‫البته

571
00:32:31,520 --> 00:32:34,000
‫میگن مریت خشن بوده

572
00:32:34,080 --> 00:32:35,320
‫اینجوری هم می‌شه گفت

573
00:32:35,400 --> 00:32:36,760
‫شما چطوری میگی؟

574
00:32:36,840 --> 00:32:39,760
‫مردم رو تحریک می‌کرد.
‫مستقیم باهاشون درگیر می‌شد. محک‌شون می‌زد

575
00:32:39,840 --> 00:32:42,040
‫مریت به نظر مردم اهمیت نمی‌داد

576
00:32:42,120 --> 00:32:44,040
‫تا وقتی فکر می‌کردن کارش رو خوب انجام میده

577
00:32:44,120 --> 00:32:47,120
‫- اینجوری فکر می‌کردن؟
‫- باید می‌کردن، چون کارش خوب بود

578
00:32:47,200 --> 00:32:49,480
‫استیون برنز گفت با بقیه جور نمی‌شده

579
00:32:49,560 --> 00:32:51,000
‫هر دوتامون اینجوری بودیم

580
00:32:51,080 --> 00:32:53,920
‫فکر کنم واسه همین من رو با خودش برد.
‫که یه متحد داشته باشه

581
00:32:54,000 --> 00:32:56,000
‫جلوی پسرهای تیم راگبی
‫از مدارس گرون؟

582
00:32:56,080 --> 00:33:00,040
‫قبلاً درباره‌شون شوخی می‌کردیم.
‫دندون‌هاشون سالمه و اخلاق‌شون بد

583
00:33:00,120 --> 00:33:02,560
‫- ما بودیم جلوی اون‌ها
‫- حسش رو می‌شناسم

584
00:33:02,640 --> 00:33:04,320
‫سعی می‌کنن بترسوننت

585
00:33:04,400 --> 00:33:07,440
‫کاری کنن فقط یه چرخ‌دنده کوچیک
‫در ماشین گنده‌ی پسرونه‌شون هستی

586
00:33:10,440 --> 00:33:11,440
‫چیه؟

587
00:33:12,120 --> 00:33:13,240
‫تموم شد؟

588
00:33:13,840 --> 00:33:14,880
‫- ببخشید
‫- خب...

589
00:33:15,840 --> 00:33:18,640
‫مریت قوی بود؟ یه بازمانده بود؟

590
00:33:18,720 --> 00:33:21,000
‫بازمانده؟ شوخی می‌کنی؟

591
00:33:21,760 --> 00:33:24,000
‫با این چیزها رشد می‌کرد

592
00:33:24,080 --> 00:33:27,760
‫پس مثلاً... می‌تونست...

593
00:33:27,840 --> 00:33:29,160
‫تو شرایط سخت زنده بمونه؟

594
00:33:31,160 --> 00:33:32,720
‫فکر می‌کنید ممکنه زنده باشه؟

595
00:33:32,800 --> 00:33:33,880
‫ممکنه

596
00:33:35,560 --> 00:33:37,120
‫نه، چهار سال گذشته

597
00:33:37,200 --> 00:33:40,720
‫فکر نکنم همینجوری بره و برادرش
‫یا من رو اینجوری ول کنه

598
00:33:40,800 --> 00:33:42,920
‫اگه زنده بود، فقط... می‌دونستم

599
00:33:43,000 --> 00:33:44,560
‫چون اونقدر صمیمی بودین؟

600
00:33:44,640 --> 00:33:47,040
‫- فقط همیشه یه ارتباطی داشتیم
‫- جدی؟

601
00:33:49,360 --> 00:33:52,000
‫- عمراً اونجوری می‌شد
‫- چرا؟

602
00:33:53,720 --> 00:33:56,040
‫چون تو یه تیم نبودیم

603
00:33:56,560 --> 00:33:59,200
‫حالا که حرفش شد، این رو یادته؟

604
00:34:03,400 --> 00:34:04,240
‫نه

605
00:34:04,320 --> 00:34:07,040
‫گذاشتیش کنار بقیه وسایل اداریش

606
00:34:07,560 --> 00:34:08,920
‫اگه شما میگی که آره

607
00:34:09,000 --> 00:34:10,760
‫می‌دونی اِس ممکنه کی باشه؟

608
00:34:10,840 --> 00:34:12,200
‫فکر می‌کنید منم؟

609
00:34:12,280 --> 00:34:14,800
‫فکر کنم کسیه که اسمش با اِس شروع می‌شه

610
00:34:16,160 --> 00:34:18,360
‫کلمه «یکی» هم با اِس شروع می‌شه

611
00:34:19,600 --> 00:34:20,880
‫ممکنه هر خری باشه

612
00:34:20,960 --> 00:34:25,080
‫- زنگ بزنید گل‌فروش. از اون بپرسید
‫- زدیم. جمع کردن

613
00:34:25,160 --> 00:34:27,840
‫ممکنه یکی از محل کار باشه؟

614
00:34:28,440 --> 00:34:31,040
‫خدای من، امیدوارم نباشه

615
00:34:33,200 --> 00:34:34,560
‫فقط همین رو دارین؟

616
00:34:39,560 --> 00:34:43,440
‫پس دقیقاً همینجوریه.
‫یه حرکت تبلیغاتی و وقت هدر دادن

617
00:34:43,520 --> 00:34:46,480
‫- می‌خوایم پیداش کنیم
‫- آدم قبلی هم می‌خواست. ببین تا کجا پیش رفت

618
00:34:46,560 --> 00:34:47,920
‫آدم قبلی گند زد

619
00:34:48,000 --> 00:34:49,000
‫هوم

620
00:34:49,880 --> 00:34:53,320
‫حداقل تو مستراح آخر اداره کار نمی‌کرد

621
00:34:53,400 --> 00:34:56,840
‫با دوتا کارمند موقتی که انگار از یه شرکت استخدام دستیار اومدن

622
00:34:56,920 --> 00:34:59,360
‫تعجبی نداره اینقدر دوست داشتن

623
00:34:59,440 --> 00:35:01,720
‫بگید چرا می‌خواید بهتر عمل کنید

624
00:35:01,800 --> 00:35:02,800
‫چون من دارم انجامش میدم

625
00:35:04,160 --> 00:35:05,160
لعنتی

626
00:35:07,000 --> 00:35:08,680
‫راستش مثل اون حرف می‌زنی

627
00:35:08,760 --> 00:35:11,120
‫اگه مریت با کسی می‌بود، می‌دونستم

628
00:35:11,200 --> 00:35:14,240
‫اون همه نَرِ آلفا بوده.
‫هیچکدوم شانس‌شون رو امتحان نکردن؟

629
00:35:14,320 --> 00:35:16,600
‫معلومه که امتحان کردن.
‫همه می‌خواستنش

630
00:35:17,320 --> 00:35:21,080
‫احتمالاً شرط بسته بودن.
‫ولی اون تمایل نداشت

631
00:35:21,600 --> 00:35:24,280
‫وقتی ازشون حرف می‌زد،
‫انگار در حدش نبودن

632
00:35:24,360 --> 00:35:25,920
‫با هیچکدوم رفتار دوستانه نداشت؟

633
00:35:26,000 --> 00:35:27,240
‫نمی‌دونم

634
00:35:27,760 --> 00:35:28,960
‫شاید لیام

635
00:35:29,560 --> 00:35:33,600
‫باهم روی پرونده فینچ کار می‌کردن،
‫بیشتر هم صمیمانه بود تا دوستانه

636
00:35:33,680 --> 00:35:35,480
‫- لیام تیلور؟
‫- آره

637
00:35:36,000 --> 00:35:38,960
‫دادستان خوبی بود.
‫و زندگی زناشویی شادی هم داشت

638
00:35:39,600 --> 00:35:42,320
‫پس همیشه مثل بقیه دنبال اون نبود

639
00:35:42,400 --> 00:35:45,040
‫- چرا میگی شاد بوده؟
‫- مریت اینجوری می‌گفت

640
00:35:45,120 --> 00:35:48,520
‫- علاقه‌ای بهش نشون داده بود؟
‫- یه بار درباره‌اش پرسیدم

641
00:35:49,040 --> 00:35:52,200
‫گفت لیام رو بیشتر یه چالش می‌بینه

642
00:35:52,280 --> 00:35:55,120
‫می‌دونست زندگی زناشویی شادی داره.
‫هیچوقت اون کار رو نمی‌کرد

643
00:35:55,200 --> 00:35:59,080
‫پس اگه مریت با کسی بوده،
‫یکی بیرون دفتر بوده

644
00:36:11,160 --> 00:36:14,600
‫- چی کار می‌کنی؟ توریست نیستی که
‫- خوش‌شانسی میاره

645
00:36:14,680 --> 00:36:17,800
‫واسه سگه نه. دو بار دماغش رو عوض کردن. یالا

646
00:36:23,000 --> 00:36:24,800
‫خانم‌ها و آقایون،

647
00:36:24,880 --> 00:36:27,200
‫کوتاه میگم، چون زیاد پُرحرف نیستم

648
00:36:27,280 --> 00:36:28,960
‫آره، باشه

649
00:36:29,040 --> 00:36:30,400
‫باشه، باشه

650
00:36:30,480 --> 00:36:31,880
‫آم...

651
00:36:32,520 --> 00:36:33,960
‫باید افتخار کنید

652
00:36:34,040 --> 00:36:38,200
‫می‌دونم چقدر زحمت کشیدین
‫و چقدر کم براش اعتبار گرفتین

653
00:36:38,280 --> 00:36:42,440
‫ولی مایلم تشکر کنم و بگم کارتون خوب بود،

654
00:36:42,520 --> 00:36:45,160
‫و بُرد خیلی حس خوبی داره

655
00:36:49,840 --> 00:36:51,560
‫تولد کوچولوئه

656
00:36:51,640 --> 00:36:52,720
‫فردا صبح می‌بینمت

657
00:36:56,560 --> 00:36:58,640
‫کارل مورک عوضی

658
00:36:58,720 --> 00:37:01,440
‫لیام تیلور، سر و مر و گنده

659
00:37:01,520 --> 00:37:03,280
‫لیام تیلور، اکرم هستم

660
00:37:04,560 --> 00:37:06,760
‫- شنیدم مُردی
‫- فقط از درون

661
00:37:06,840 --> 00:37:08,160
‫ذکر خیرت بود

662
00:37:08,240 --> 00:37:11,720
‫می‌شه یه لحظه بمونی؟
‫بعد از اینکه با رئیست صحبت کردم

663
00:37:11,800 --> 00:37:14,400
‫تولد کلی‌ـه.
‫شام خانوادگی داریم

664
00:37:14,480 --> 00:37:17,160
‫باشه. هنوز اون روتین خرس قطبی عجیب رو میری؟

665
00:37:17,240 --> 00:37:18,920
‫هر صبح. جوون نگهم می‌داره

666
00:37:19,000 --> 00:37:20,960
‫تا وقتی قلب کوفتیت منفجر بشه

667
00:37:22,040 --> 00:37:24,520
‫- خوشحالم هنوز زنده‌ای
‫- پیدات می‌کنم

668
00:37:28,280 --> 00:37:29,240
‫جشن گرفتین؟

669
00:37:29,320 --> 00:37:31,600
‫سه محکومیت در یک پرونده پولشویی بزرگ

670
00:37:31,680 --> 00:37:33,280
‫توی باشگاه گلف مردم رو آزرده‌خاطر می‌کنی

671
00:37:33,360 --> 00:37:36,840
‫کی واسه گلف وقت داره؟

672
00:37:36,920 --> 00:37:39,640
‫- فکر نکنم آشنا شده باشیم
‫- من اکرم هستم

673
00:37:39,720 --> 00:37:41,160
‫چترم رو نگه می‌داره

674
00:37:41,240 --> 00:37:42,960
‫کاری از دستم بر میاد،

675
00:37:43,040 --> 00:37:46,000
‫به جز گوش کردن به صحبت‌های منسوخت درباره آب و هوا؟

676
00:37:46,080 --> 00:37:47,800
‫«به همین زودی دلتنگتم»

677
00:37:48,960 --> 00:37:49,880
‫ببخشید؟

678
00:37:49,960 --> 00:37:54,280
‫«مشتاق سری بعد هستم. همون اتاق، همونجا»

679
00:37:54,360 --> 00:37:55,720
‫ور ور ور

680
00:37:55,800 --> 00:37:56,960
‫ببخشید، نمی‌فهمم چی گفتی

681
00:37:57,040 --> 00:38:00,280
‫یادداشتی بود که به گل‌های ارسال‌شده به مریت وصل بود

682
00:38:00,360 --> 00:38:01,400
‫کی فرستاده؟

683
00:38:01,480 --> 00:38:04,840
‫یه تحسین‌کننده با اول اسم «اِس»

684
00:38:05,880 --> 00:38:07,520
‫که اینطور

685
00:38:07,600 --> 00:38:09,760
‫می‌دونی ممکنه کی باشه، استیون؟

686
00:38:09,840 --> 00:38:10,800
‫نه

687
00:38:11,320 --> 00:38:14,480
‫محض شفاف‌سازی، من و مریت
‫هیچوقت از زندگی خصوصیش صحبت نکردیم

688
00:38:14,560 --> 00:38:16,440
‫تو سرپرستش بودی، مربیش بودی

689
00:38:16,520 --> 00:38:19,560
‫دلیل محکم‌تر. نمی‌دونستم
‫بیرون از دفتر چی کار می‌کنه

690
00:38:19,640 --> 00:38:23,120
‫داخل دفتر چی؟
‫مردم همیشه روابط کاری دارن

691
00:38:23,200 --> 00:38:26,000
‫و بازم انتظار دارم حرفه‌ای رفتار کنن

692
00:38:26,080 --> 00:38:29,840
‫اگه مردم کاری رو می‌کردن که ازشون
‫انتظار داریم، من و تو بی‌کار بودیم

693
00:38:29,920 --> 00:38:31,200
‫اوه

694
00:38:31,280 --> 00:38:34,000
‫اونجوری خیلی بد می‌شد، نه؟

695
00:38:35,200 --> 00:38:38,560
‫حرف دیگه‌ای هست؟
‫یا می‌خوای یه سؤال دیگه بندازی وسط؟

696
00:38:42,240 --> 00:38:43,240
‫امروز نه

697
00:38:45,120 --> 00:38:46,800
‫از آشناییت خیلی خوشحال شدم،

698
00:38:47,560 --> 00:38:48,960
‫جناب دادستان

699
00:38:49,040 --> 00:38:50,360
‫گمشو بابا

700
00:38:58,200 --> 00:39:00,880
‫- یه فنجون چای میاری؟
‫- باید خواب باشی

701
00:39:00,960 --> 00:39:04,240
‫- این بار صبر کن آب جوش بیاد
‫- هر چی

702
00:39:07,320 --> 00:39:10,280
‫- یه بیسکوئیت هم کنارش میاری؟
‫- بخواب!

703
00:39:33,040 --> 00:39:34,240
‫آفرین، مریت

704
00:39:54,280 --> 00:39:55,840
‫آب قشنگه

705
00:39:58,080 --> 00:40:00,040
‫فقط با دیدنت صورتم جمع شد

706
00:40:00,120 --> 00:40:03,360
‫باید امتحانش کنی.
‫روش بیدار شدن خیلی خوبیه

707
00:40:03,440 --> 00:40:05,520
‫با این فرض که آدم بخواد بیدار بشه، آره

708
00:40:06,080 --> 00:40:08,840
‫توی اون کنفرانس‌های پرونده اول صبحی یادمه چطوری بودی

709
00:40:09,360 --> 00:40:10,880
‫خیلی خوش‌برخورد

710
00:40:10,960 --> 00:40:13,320
‫حالا که صحبت از سرما و پرونده شد...

711
00:40:14,080 --> 00:40:15,360
‫آره، باشه

712
00:40:15,440 --> 00:40:18,320
‫تو و مریت لینگارد
‫باهم روی پرونده گراهام فینچ کار کردین

713
00:40:19,160 --> 00:40:20,000
‫درسته

714
00:40:20,080 --> 00:40:21,520
‫به نظرت چطور آدمی بود؟

715
00:40:21,600 --> 00:40:23,600
‫جاه‌طلب. رو مُخ

716
00:40:25,400 --> 00:40:28,120
‫خیلی متمرکز بود.
‫خیلی اهل کار تیمی نبود

717
00:40:28,640 --> 00:40:31,960
‫- همکارهاش رو خیلی محترم نمی‌شمرد؟
‫- نه

718
00:40:32,600 --> 00:40:34,360
‫ولی هیچوقت باهاش مشکلی نداشتم

719
00:40:34,920 --> 00:40:38,640
‫دستیار سابقش گفت مریت تو رو یه چالش می‌دونسته

720
00:40:39,960 --> 00:40:41,920
‫- چالش؟
‫- آره دیگه، می‌دونی...

721
00:40:43,440 --> 00:40:46,120
‫یه امتحان... یه جایزه واسه برنده شدن

722
00:40:47,520 --> 00:40:49,040
‫گمونم باعث افتخارمه

723
00:40:49,120 --> 00:40:51,160
‫همه میگن مریت عاشق چالش بوده

724
00:40:51,240 --> 00:40:53,440
‫تو تمام امتحان‌ها قبول می‌شده،
‫تمام جایزه‌ها رو می‌بُرده

725
00:40:53,520 --> 00:40:56,080
‫برام سؤاله، اگه تو رو یه چالش می‌دونسته،

726
00:40:56,800 --> 00:40:58,280
‫اقدامی براش کرده؟

727
00:40:58,360 --> 00:41:01,960
‫و چون معمولاً به خواسته‌اش می‌رفته،
‫اگه اقدامی براش می‌کرده...

728
00:41:05,520 --> 00:41:07,600
‫- سؤالم اینه که...
‫- مریت رو قرار بردم؟

729
00:41:07,680 --> 00:41:10,360
‫- یا برعکس، آره
‫- محض رضای سگ، کارل

730
00:41:10,440 --> 00:41:11,760
‫نظرم رو عوض کن، لیام

731
00:41:12,360 --> 00:41:15,120
‫بگو چی شده.
‫بگو کار به اونجا نرسید

732
00:41:15,200 --> 00:41:17,880
‫- نمی‌دونم چی بگم
‫- میگی که اتفاق نیفتاده

733
00:41:20,880 --> 00:41:21,920
‫نیفتاده

734
00:41:24,240 --> 00:41:25,960
‫- بس کن، لیام
‫- کارل...

735
00:41:28,840 --> 00:41:30,040
‫مارتا خبر داره؟

736
00:41:30,640 --> 00:41:31,640
‫معلومه که نه

737
00:41:32,640 --> 00:41:33,640
‫معلومه که نه

738
00:41:45,480 --> 00:41:46,920
‫چطوری شروع شد؟

739
00:41:47,000 --> 00:41:49,960
‫همونطور که گفتی، مریت بهم نظر داشت

740
00:41:50,040 --> 00:41:52,040
‫بعد از کار رفتیم واسه نوشیدنی

741
00:41:52,560 --> 00:41:53,880
‫دوتامون یکم خوردیم

742
00:41:54,440 --> 00:41:56,760
و همچی خیلی سریع اتفاق افتاد

743
00:41:56,840 --> 00:42:00,080
‫- یه ماه ادامه داشت
‫- یه ماه طول کشید تا سر عقل بیای

744
00:42:00,160 --> 00:42:01,680
‫از طرف مریت بود. اون تمومش کرد

745
00:42:02,920 --> 00:42:03,920
‫چرا؟

746
00:42:05,520 --> 00:42:09,400
‫کرد دیگه. بدون هشدار، بدون توضیح، بدون دعوای بزرگ

747
00:42:09,480 --> 00:42:11,760
‫فقط گفت «ممنون. اینورها می‌بینمت»

748
00:42:13,200 --> 00:42:14,920
‫بعدش دیگه فاصله‌ام رو ازش حفظ کردم

749
00:42:16,000 --> 00:42:18,280
‫تو متأهلی.
‫اون هیچوقت کسی رو نمی‌برد خونه‌اش

750
00:42:18,360 --> 00:42:20,600
‫- کجا همدیگه رو می‌دیدین؟
‫- هتل

751
00:42:20,680 --> 00:42:23,280
‫- کدومش؟
‫- پرنس گاردن

752
00:42:23,360 --> 00:42:24,800
‫براش گل فرستادی؟

753
00:42:24,880 --> 00:42:26,000
‫متنفر بود از این کار

754
00:42:26,080 --> 00:42:27,640
‫تاریخی یادت میاد؟

755
00:42:28,200 --> 00:42:31,800
‫- نه، ولی... همیشه اون پول می‌داد
‫- هوات رو هم داشته

756
00:42:31,880 --> 00:42:35,040
‫- به احتمال زیاد سوابقش باشه
‫- خیلی وقت پیش بوده

757
00:42:35,560 --> 00:42:37,640
‫بیش از یک سال قبل از ناپدید شدنش بود

758
00:42:38,720 --> 00:42:41,040
‫هیچکدومش ربطی به تحقیقات تو نداره

759
00:42:41,120 --> 00:42:43,880
‫فقط اگه خودت به مارتا بگی قراره بفهمه

760
00:42:43,960 --> 00:42:45,160
‫لازم نیست توی یه پرونده ثبت بشه؟

761
00:42:45,240 --> 00:42:49,000
‫پس باهم رابطه داشتین.
‫اون ولت می‌کنه. حس کردی بازی خوردی

762
00:42:49,080 --> 00:42:52,600
‫- بعد یه سال صبر کردم تا بکشمش؟
‫- نمی‌دونم کسی کشتتش یا نه

763
00:42:53,480 --> 00:42:56,720
‫باید بهش فکر کنی دیگه.
‫تحقیقات یعنی جرمی در کاره

764
00:42:56,800 --> 00:42:58,760
‫جرم واقعی...

765
00:42:59,440 --> 00:43:01,160
‫اون مایوی وامونده توئه

766
00:43:03,920 --> 00:43:06,480
‫نگران نباش. توی پرونده ثبتت نمی‌کنم

767
00:43:08,080 --> 00:43:09,720
‫از یه اسم دیگه استفاده می‌کرد

768
00:43:12,000 --> 00:43:13,880
‫به اسم لیلا گراهام رزرو می‌کرد

769
00:43:17,160 --> 00:43:20,120
‫- مطمئنی؟
‫- یه کارت اعتباری به اون اسم داشت

770
00:43:21,080 --> 00:43:24,880
‫یادمه چون درباره اینکه دادستان‌ها هم
‫دارن کلاهبرداری می‌کنن باهاش شوخی کردم

771
00:43:24,960 --> 00:43:26,760
‫مطمئنم غش‌غش خندیده

772
00:43:27,760 --> 00:43:31,880
‫فقط گفت «حالا جات امنه.
‫یه مدرکی علیه من داری»

773
00:43:59,000 --> 00:44:03,000
‫سربازرس مورک، ایشون مارکوس هستن، معاون مدیر هتل

774
00:44:03,080 --> 00:44:04,560
‫حال شما چطوره، مارکوس؟

775
00:44:04,640 --> 00:44:05,760
‫کارآگاه...

776
00:44:05,840 --> 00:44:09,080
‫...همونطور که به همکارهاتون گفتم،
‫نمی‌تونم بهتون کمک کنم

777
00:44:09,160 --> 00:44:12,120
‫- شرمنده تا اینجا اومدین، ولی متأسفانه...
‫- خفه شو، مارکوس

778
00:44:12,200 --> 00:44:14,440
‫سوابق مهمون‌هاتون رو تا کِی نگه می‌دارین؟

779
00:44:14,520 --> 00:44:16,960
‫- پنج سال، ولی خب...
‫- خفه شو، مارکوس

780
00:44:17,040 --> 00:44:19,320
‫داریم درباره ناپدید شدن یه زن تحقیق می‌کنیم

781
00:44:19,400 --> 00:44:21,800
‫که ممکنه قبل از گم شدنش
‫تو این هتل اقامت داشته

782
00:44:21,880 --> 00:44:25,640
‫مطمئنیم حدود یه سال قبلش اینجا بوده

783
00:44:25,720 --> 00:44:27,400
‫پس می‌شه چهار سال،

784
00:44:27,480 --> 00:44:30,400
‫دوتا المپیک، یه جام جهانی
‫و چهارتا نخست‌وزیر قبل

785
00:44:30,480 --> 00:44:32,800
‫- زحمتش رو بکش
‫- مجوز نیاز دارین

786
00:44:32,880 --> 00:44:35,760
‫فقط واسه تأییده.
‫پنجاه کیلو مواد نیست که

787
00:44:35,840 --> 00:44:40,000
‫به هر حال، اجازه ندارم
‫اطلاعات شخصی رو منتشر کنم

788
00:44:40,080 --> 00:44:42,440
‫اون اطلاعات الان تحت محافظت قانونه

789
00:44:42,520 --> 00:44:44,640
‫قانون محافظت از اطلاعات، ۲۰۱۸

790
00:44:45,480 --> 00:44:47,480
‫ممنون اکرم. مفید بودی

791
00:44:47,560 --> 00:44:49,680
‫همونطور که به همکارهاتون گفتم،
‫ممکنه شغلم رو از دست بدم

792
00:44:49,760 --> 00:44:52,200
‫اگه به بالاسری‌هات بگم واسه مهمون‌هات

793
00:44:52,280 --> 00:44:55,200
‫مواد جور می‌کنی، ممکنه شغلت رو از دست بدی

794
00:44:55,280 --> 00:44:56,280
‫چنین کاری نمی‌کنم

795
00:44:56,360 --> 00:44:59,840
‫و یه خدمتکار کوفتی داری که از سبد نظافتیش مواد معامله می‌کنه

796
00:44:59,920 --> 00:45:02,800
‫- اصلاً حقیقت نداره
‫- می‌دونم. وضع بدیه، نه؟

797
00:45:03,960 --> 00:45:06,160
‫- این آزار و اذیته
‫- زنگ بزن پلیس

798
00:45:10,560 --> 00:45:14,200
‫شش مرتبه توی دو ماه یه اتاق رو رزرو کرده
‫قبل از ناپدید شدنش

799
00:45:14,280 --> 00:45:18,200
‫این همه مدت می‌تونستن سوابق مالی لیلا گراهام رو ردیابی کنن

800
00:45:18,280 --> 00:45:19,720
‫الان داریم انجامش میدیم

801
00:45:19,800 --> 00:45:22,440
‫آخه چه آدمی از اسم مادر مُرده‌اش استفاده می‌کنه؟

802
00:45:25,120 --> 00:45:27,720
‫مهمون دارای اجازه دیگه چیه؟

803
00:45:28,240 --> 00:45:31,920
‫کسی که اجازه داره روم سرویس، صورت‌حساب بار
‫و چیزهای دیگه رو امضا کنه

804
00:45:32,440 --> 00:45:35,400
‫- واسه چی این کار رو بکنه؟
‫- چون اصلاً اینجا نبوده

805
00:45:36,720 --> 00:45:39,640
‫- توی کامپیوتره
‫- لیلا گراهام توی کامپیوتره

806
00:45:39,720 --> 00:45:43,240
‫امضای لیام تیلور روی مدرکیه
‫که مریت رو توی اتاق قرار میده

807
00:45:43,320 --> 00:45:46,000
‫احمق توهمی لامصب

808
00:45:46,080 --> 00:45:50,880
‫دارم آخرین دفعه اینجا بودنش رو می‌بینم
‫و اون اسم لیام تیلور نیست

809
00:45:56,080 --> 00:45:58,000
‫سم هیگ دیگه چه خریه؟

810
00:46:01,760 --> 00:46:03,320
‫حدس اول

811
00:46:04,280 --> 00:46:05,600
‫حدس خوبی بزن

812
00:46:22,200 --> 00:46:23,360
‫سم هیگ؟

813
00:46:24,320 --> 00:46:28,480
‫- مور. مور چه خبره؟
‫- جزیره است

814
00:46:29,080 --> 00:46:31,760
‫آره، خبر دارم.
‫ولی تو توی مور چی کار داری؟

815
00:46:31,840 --> 00:46:33,080
‫پدرم

816
00:46:33,160 --> 00:46:34,160
‫هوم

817
00:46:35,400 --> 00:46:37,520
‫- چند وقت نیستی؟
‫- کی می‌دونه؟

818
00:46:37,600 --> 00:46:40,640
‫وای. کی می‌دونه یعنی همیشه

819
00:46:40,720 --> 00:46:43,720
‫دست بردار. نمیرم خونه با بابام زندگی کنم

820
00:46:43,800 --> 00:46:45,960
‫باید ببینمش. بعد...

821
00:46:46,040 --> 00:46:47,160
‫بعدش چی؟

822
00:46:48,040 --> 00:46:50,160
‫- وقتی برگشتم بهت زنگ می‌زنم
‫- یعنی کِی؟

823
00:46:50,240 --> 00:46:52,000
‫نمی‌دونم. وقتی برگشتم

824
00:46:52,600 --> 00:46:55,920
‫- خیلی اطلاعات میدی
‫- نمی‌شه بدون تبادل اطلاعات قرار بذاریم؟

825
00:46:56,000 --> 00:46:58,160
‫قضیه الان اینه؟

826
00:46:58,800 --> 00:46:59,960
‫فقط قرار؟

827
00:47:01,720 --> 00:47:03,440
‫فکر کردی چیه؟

828
00:47:07,040 --> 00:47:08,400
‫باید برم

829
00:47:08,480 --> 00:47:11,520
‫ولی تو می‌تونی بمونی.
‫روم سرویس سفارش بدی. خوش بگذرونی

830
00:47:14,040 --> 00:47:15,400
‫هی مریت

831
00:47:17,640 --> 00:47:18,640
گور بابات

832
00:47:31,360 --> 00:47:35,160
‫با سم چی کار کردی؟

833
00:47:38,800 --> 00:47:40,120
‫ازش استفاده کردم

834
00:47:41,520 --> 00:47:42,920
‫همین؟

835
00:47:46,600 --> 00:47:48,080
‫بی‌عاطفه بودم

836
00:47:52,800 --> 00:47:54,200
‫قضیه در مورد سم‌ـه؟

837
00:48:00,560 --> 00:48:01,640
‫نه

838
00:48:03,880 --> 00:48:07,480
‫ولی سم هیگ به خاطر تو مُرده

839
00:48:10,600 --> 00:48:11,920
‫سم مُرده؟

840
00:48:12,440 --> 00:48:15,120
‫هر بار جواب اشتباه بدی،

841
00:48:15,200 --> 00:48:19,520
‫شرایط رو یکم سخت‌تر می‌کنی

842
00:48:20,840 --> 00:48:25,320
‫پس از حالا به بعد، بهتره قبل از حرف زدن

843
00:48:25,400 --> 00:48:26,920
‫حسابی فکر کنی

844
00:48:41,720 --> 00:48:44,800
‫اتاق پرفشار با بالا رفتن فشار،

845
00:48:44,880 --> 00:48:46,600
‫شروع می‌کنه به گرم شدن

846
00:48:46,680 --> 00:48:50,920
‫در فشار پنج اتمسفر، یا عمق ۵۰ متری،

847
00:48:51,000 --> 00:48:56,160
‫دمای داخل محفظه حدود ۳۲ درجه سلسیوس خواهد بود،

848
00:48:56,240 --> 00:48:58,880
‫یا ۹۰ درجه فارنهایت

849
00:48:58,960 --> 00:49:02,640
‫قاعده‌ی کلی اینه که هرچی عمیق‌تر بری، هوا گرم‌تر می‌شه

850
00:49:02,720 --> 00:49:07,080
‫اکسیژن متراکم‌تر می‌شه، و نفس کشیدن سخت‌تر

851
00:49:07,160 --> 00:49:10,960
‫ممکنه فرد دچار هایپراکسی بشه،

852
00:49:11,040 --> 00:49:14,680
‫یعنی سطح بالای دی‌اکسید کربن در تنفس

853
00:49:14,760 --> 00:49:19,600
‫علائمش شامل لرزش، تعریق، گیجی،

854
00:49:19,680 --> 00:49:22,400
‫سردرد و تاری دید می‌شن
