﻿1
00:00:09,560 --> 00:00:11,920
‫لطفاً اسمت رو بگو
‫توی پرونده ثبت بشه

2
00:00:13,520 --> 00:00:14,960
‫لایل جنینگز

3
00:00:16,160 --> 00:00:19,360
‫- چشمت چطوره؟
‫- بدتر از اینش رو هم دیدم

4
00:00:19,880 --> 00:00:21,440
‫کجا؟ اینجا؟

5
00:00:21,960 --> 00:00:25,280
‫اینجا. توی مدرسه. توی خونه

6
00:00:25,360 --> 00:00:28,160
‫- کی می‌زدت؟
‫- هر دفعه یکی

7
00:00:29,440 --> 00:00:30,840
‫ولی همیشه حقمون بوده

8
00:00:31,360 --> 00:00:32,360
‫حقتون؟

9
00:00:33,280 --> 00:00:34,360
‫من و داداشم

10
00:00:36,000 --> 00:00:39,680
‫- چرا میگی حقتون بوده؟
‫- آدم‌های آشغالی بودیم

11
00:00:39,760 --> 00:00:43,280
‫برای سیر کردنِ شکم ما صبح تا شب
‫کار می‌کردن و ما قدر نمی‌دونستیم

12
00:00:43,800 --> 00:00:46,920
‫- حرف دلتـه؟
‫- حرف‌هاییـه که دارم به زبون میارم

13
00:00:47,000 --> 00:00:49,520
‫انگار از پدر و مادرت شنیدی

14
00:00:50,040 --> 00:00:52,400
‫خب، اون که حرف خاصی باهامون نمی‌زد

15
00:00:52,480 --> 00:00:55,040
‫- اون کیـه؟
‫- مامانمون

16
00:00:55,120 --> 00:00:58,520
‫بعضی اوقات چند ماه پشت‌سر هم
‫اصلاً محلمون نمی‌داد

17
00:00:58,600 --> 00:00:59,600
‫چند ماه؟

18
00:00:59,680 --> 00:01:03,040
‫اینجوری همش درگیر این بودیم که
‫چه خبط‌وخطایی ازمون سر زده، اما...

19
00:01:04,640 --> 00:01:07,440
‫دردش بدتر از دردِ کتکـه

20
00:01:08,080 --> 00:01:09,920
‫البته نه به اندازه‌ی هایپربار

21
00:01:10,000 --> 00:01:12,160
‫هایپربار چیـه دیگه؟

22
00:01:12,760 --> 00:01:14,800
‫محفظه‌ی هایپرباریک

23
00:01:14,880 --> 00:01:17,400
‫غواص‌ها که دچار کاهش فشار میشن،
‫می‌ذارنشون توی این محفظه‌ها

24
00:01:17,480 --> 00:01:19,960
‫- غواصی زیر آب رو میگی؟
‫- بله

25
00:01:20,040 --> 00:01:22,840
‫ببینید، گاهاً غواص‌ها که میرن زیر آب

26
00:01:22,920 --> 00:01:25,520
‫مثلاً برای بررسی سکوها یا این چیزها

27
00:01:25,600 --> 00:01:28,960
‫اگه مدت زمان زیادی زیر آب بمونن
‫یا که با سرعت بالا بیان بیرون،

28
00:01:29,040 --> 00:01:30,360
‫مجبورن برن توی اون محفظه‌ها

29
00:01:30,920 --> 00:01:32,920
‫بابام به خاطر شغلش
‫یکی از همین‌ها خرید

30
00:01:33,000 --> 00:01:36,840
‫اونوقت مامانتون شما رو برای تنبیه
‫می‌انداخت اون تو؟

31
00:01:37,400 --> 00:01:38,240
‫آره

32
00:01:38,840 --> 00:01:41,440
‫- چند ساعت؟
‫- نمی‌دونم والا

33
00:01:41,520 --> 00:01:43,920
‫توی ساعت‌های نامنظم میومد
‫لامپ‌ها رو خاموش‌ یا روشن می‌کرد

34
00:01:44,000 --> 00:01:46,080
‫هری بهم می‌گفت
‫ساعت چنده یا که چندمـه

35
00:01:46,160 --> 00:01:48,440
‫ولی می‌دونستم از خودش در میاره

36
00:01:49,160 --> 00:01:53,280
‫می‌خواست من آروم بمونم.
‫از فضاهای تَنگ خوشم نمیاد.

37
00:01:53,360 --> 00:01:55,040
‫هری مراقبت بود

38
00:01:55,120 --> 00:01:57,440
‫آره، من هم مراقب هری بودم

39
00:01:58,920 --> 00:02:02,040
‫بعد مرگش،
‫مامان گهگداری ما رو می‌انداخت اون تو و

40
00:02:02,120 --> 00:02:04,720
‫می‌رفت نوشیدنی میخورد و
‫ما رو به‌کل یادش می‌رفت

41
00:02:05,240 --> 00:02:07,840
‫شما رو می‌انداخت اون تو؟
‫منظورت خودتی؟

42
00:02:08,400 --> 00:02:10,360
‫آخه گفتی گهگداری
‫شما رو می‌انداخت اون تو

43
00:02:10,440 --> 00:02:12,040
‫ولی تو که تنها بودی

44
00:02:13,840 --> 00:02:14,960
‫ولی من که تنها نبودم

45
00:02:15,920 --> 00:02:16,920
‫هری همراهم بود

46
00:02:18,160 --> 00:02:21,960
‫منظورت بعد مرگ هریـه؟

47
00:02:22,760 --> 00:02:23,960
‫آره، بعدش

48
00:02:24,480 --> 00:02:27,360
‫یعنی هری مُرده بود؟
‫دیگه پیشتون نبود؟

49
00:02:28,320 --> 00:02:32,600
‫آره، مُردن که مُرده بود، ولی از پیشمون نرفته بود.
‫هری هیچوقت تنهام نمی‌ذاشت.

50
00:02:32,680 --> 00:02:34,680
‫یعنی میگی روحش بود؟

51
00:02:36,480 --> 00:02:38,520
‫خیال کردید من کله‌پوکم؟

52
00:02:39,680 --> 00:02:40,960
‫هری روح نبود

53
00:02:41,960 --> 00:02:42,920
‫خودش بود

54
00:02:43,440 --> 00:02:45,120
‫الان اینجاست یعنی؟

55
00:02:46,240 --> 00:02:49,400
‫گمشو ببینم.
‫داری سربه‌سرم می‌ذاری.

56
00:02:49,480 --> 00:02:51,000
‫من سربه‌سرت نذاشتم

57
00:02:51,080 --> 00:02:54,360
‫یه بار دیگه بهم بگی گمشو،
‫یه بادمجون زیر این یکی چشمت می‌کارم

58
00:02:54,440 --> 00:02:55,680
‫گرفتی چی شد؟

59
00:02:56,800 --> 00:02:59,920
‫از سم هیگ بگو. جریان چی بود؟

60
00:03:00,720 --> 00:03:01,840
‫از کی بگم؟

61
00:03:02,640 --> 00:03:05,920
‫سم. همون بچه‌ای که اذیتش می‌کردی

62
00:03:06,000 --> 00:03:08,480
‫همونی که چشم‌وچالت رو به این روز انداخت

63
00:03:09,400 --> 00:03:10,440
‫آها، نه، کار هریـه

64
00:03:11,120 --> 00:03:13,360
‫داداش مُرده‌ات لگد زد زیر چشمت؟

65
00:03:14,000 --> 00:03:15,320
‫باور نمی‌کنید؟

66
00:03:15,960 --> 00:03:19,560
‫آخه نمی‌فهمم چرا باید همچین کاری باهات بکنه

67
00:03:19,640 --> 00:03:20,840
‫از دستم عصبانی بود

68
00:03:21,360 --> 00:03:23,720
‫- به خاطر چی؟
‫- چون اذیتش کردم

69
00:03:24,240 --> 00:03:26,600
‫دنبالش که می‌رفتم خوشش نمیومد

70
00:03:26,680 --> 00:03:28,400
‫برگشت بهم گفت اسکل بی‌مغز

71
00:03:28,920 --> 00:03:30,640
‫ولی اگه دنبالش نمی‌رفتم که

72
00:03:33,440 --> 00:03:34,600
‫می‌مُرد

73
00:03:36,560 --> 00:03:40,400
‫لایل، تو داداشت مرده،
‫متوجهی دیگه؟

74
00:03:41,440 --> 00:03:44,400
‫خودت... خودت گفتی اصلاً.
‫دقیقاً همین کلمات رو به زبون آوردی.

75
00:03:44,480 --> 00:03:46,200
‫«بعدِ مرگِ هری»

76
00:03:49,360 --> 00:03:51,360
‫آره، خیلی‌خب

77
00:03:52,400 --> 00:03:55,640
‫بچه‌ای که افتادی دنبالش
‫برادرت نیست

78
00:03:56,280 --> 00:03:59,280
‫یه آدم دیگه‌ست به اسم سم هیگ

79
00:04:03,920 --> 00:04:05,080
‫نه، هریـه

80
00:04:05,600 --> 00:04:07,680
‫شبیه هریـه، ولی خودش نیست

81
00:04:08,200 --> 00:04:12,440
‫یه بار دیگه میگم، اسمش سم هیگـه

82
00:04:12,520 --> 00:04:14,520
‫می‌دونم که متوجه میشی

83
00:04:15,800 --> 00:04:17,960
‫اگه شما میگی، باشه

84
00:04:21,120 --> 00:04:24,640
‫خب، به نظرتون الان
‫این بچه‌ی ‌روانی رو کجا نگه می‌دارن؟

85
00:04:24,720 --> 00:04:27,360
‫- من داشتم تحقیق می‌کردم
‫- ده سال پیش آزاد شد

86
00:04:27,440 --> 00:04:29,640
‫من هیچ ردی از لایل جنینگز

87
00:04:29,720 --> 00:04:32,680
‫بعد از انتقالش به واحد ای‌پی‌دی
‫توی رمپتون پیدا نکردم

88
00:04:32,760 --> 00:04:33,960
‫- ولی شیش سال...
‫- ای‌پی‌دی؟

89
00:04:34,040 --> 00:04:37,240
‫آم، اختلال شخصیتی پیشرفته.
‫حدوداً...

90
00:04:37,320 --> 00:04:39,520
‫- رمپتون چیـه؟
‫- تیمارستانـه

91
00:04:39,600 --> 00:04:41,240
‫یه بار من و کارل رفتیم اونجا واسه مصاحبه...

92
00:04:41,320 --> 00:04:43,040
‫دو دقیقه لالمونی می‌گیرید

93
00:04:45,680 --> 00:04:48,880
‫فقط یادآوری می‌کنم، عزیزدلم.
‫فرشته‌ی مرگ به زودی از راه می‌رسه، خب؟

94
00:04:48,960 --> 00:04:50,480
‫اجباریـه؟

95
00:04:50,560 --> 00:04:52,880
‫تو شروع کن، رز. ادامه بده

96
00:04:52,960 --> 00:04:56,560
‫جلوی این عوضی‌های خودخواه کم نیار

97
00:04:56,640 --> 00:04:58,040
‫ممنون، دانا

98
00:04:58,120 --> 00:04:59,640
‫خب...

99
00:04:59,720 --> 00:05:01,800
‫شیش سال پیش،
‫یه لام جنینگزنامی

100
00:05:01,880 --> 00:05:04,760
‫توی لانگای ساکن بود که
‫برام جالب بود

101
00:05:04,840 --> 00:05:07,480
‫- دقیقاً روبه‌روی...
‫- بذار زرش رو بزنه!

102
00:05:08,760 --> 00:05:11,200
‫درست روبه‌روی مور

103
00:05:11,280 --> 00:05:13,200
‫ولی الان دیگه لام جنینگز
‫اونجا زندگی نمی‌کنه

104
00:05:13,800 --> 00:05:15,360
‫لام مخفف چیـه؟

105
00:05:15,440 --> 00:05:18,440
‫هر چیزی که پیدا کردم،
‫از آدرس گرفته تا برق، اجاره،

106
00:05:18,520 --> 00:05:20,440
‫همش به اسم لام جنینگزه

107
00:05:20,520 --> 00:05:23,560
‫پس هم می‌تونه لایل جنینگز باشه،
‫هم لری جنینگز

108
00:05:23,640 --> 00:05:25,440
‫ولی به مور نزدیکـه

109
00:05:25,520 --> 00:05:29,360
‫درستـه، این هم هست که
‫لام جنینگز توی کشتی کار می‌کرد

110
00:05:30,200 --> 00:05:32,560
‫- تو از کجا می‌دونی؟
‫- صاحبخونه بهم گفت

111
00:05:32,640 --> 00:05:35,240
‫اون رو یادشـه.
‫برای همین هم منتظر گواهینامه‌اشم.

112
00:05:35,320 --> 00:05:37,600
‫چرا از همون اول نگفتی؟

113
00:05:38,600 --> 00:05:40,040
‫آها، صحیح

114
00:05:41,080 --> 00:05:43,240
‫- خب، تموم شدی؟
‫- تموم، بله

115
00:05:43,320 --> 00:05:45,760
‫خب، یه مرور می‌کنیم

116
00:05:46,480 --> 00:05:50,000
‫می‌دونیم که لایل جنینگز و سم هیگ
‫جفتشون توی گادهیون بودن

117
00:05:50,080 --> 00:05:52,840
‫می‌دونیم که لایل برادر هری جنینگز بود

118
00:05:52,920 --> 00:05:56,360
‫همونی که از لینگاردها دزدی کرده،
‫به ویلیام حمله کرده و موقع فرار هم مُرده

119
00:05:56,440 --> 00:05:59,680
‫سؤال اینجاست که
‫آیا لام جنینگز همون لایل خودمونـه؟

120
00:05:59,760 --> 00:06:02,800
‫ولی اگه باشه،
‫یه‌کاره مستقیم به مریت ربط پیدا می‌کنه

121
00:06:02,880 --> 00:06:05,280
‫من کاملاً مطمئنم که هر دلیل احمقانه‌ای که

122
00:06:05,360 --> 00:06:07,680
‫این بچه‌ی عقده‌ای برای
‫آسیب رسوندن به مریت داشته باشه،

123
00:06:08,760 --> 00:06:10,000
‫دیگه کارش تمومـه

124
00:06:37,760 --> 00:06:40,840
‫« بخش کیو »
‫« فصل اول، قسمت نهم/پایانی »

125
00:06:47,000 --> 00:06:50,320
‫عنکبوت‌هراسی از کلمات یونانی
‫عنکبوت و هراسی گرفته شده،

126
00:06:50,400 --> 00:06:52,000
‫یعنی ترس از عنکبوت و

127
00:06:52,080 --> 00:06:55,480
‫سایر بندپایان مانند عقرب‌ و کَنه‌

128
00:06:56,160 --> 00:06:59,480
‫افرادی که به عنکبوت‌هراسی دچارن،

129
00:06:59,560 --> 00:07:02,480
‫تصورشون از احتمال مواجهه با
‫عنکبوت به شکل اغراق‌آمیزی بالاست

130
00:07:02,560 --> 00:07:06,000
‫آنها نسبت به تار عنکبوت
‫واکنش منفی نشون میدن و

131
00:07:06,080 --> 00:07:09,120
‫اندازه و قطر عنکبوت رو
‫بیش از حد بزرگ تصور می‌کنن

132
00:07:09,680 --> 00:07:14,240
‫این ترس و اغراق می‌تونه
‫مسبب ایجاد علائم جسمانی

133
00:07:14,320 --> 00:07:15,640
‫من‌جمله سرگیجه،

134
00:07:15,720 --> 00:07:16,680
‫حالت تهوع،

135
00:07:17,280 --> 00:07:18,760
‫تعریق، لرز،

136
00:07:18,840 --> 00:07:19,720
‫رعشه،

137
00:07:19,800 --> 00:07:22,800
‫افزایش ضربان قلب، جیغ و گریه بشه

138
00:07:22,880 --> 00:07:26,480
‫قبل از اقدام به درمان،
‫از خودتون بپرسید که

139
00:07:26,560 --> 00:07:29,560
‫این ترس به طرق زیر
‫روی شما تأثیر قرار میدن یا نه

140
00:07:29,640 --> 00:07:32,680
‫آیا بیرون رفتن رو براتون سخت می‌کنه؟

141
00:07:32,760 --> 00:07:34,520
‫توی شغلتون خللی ایجاد می‌کنه؟
‫(هاردی، جیمز - بیمارستان مرکزی ادینبرو)

142
00:07:34,600 --> 00:07:37,120
‫روی روابط اجتماعیتون تأثیرگذاره؟

143
00:07:37,200 --> 00:07:40,320
‫آیا مانع وقت‌گذرونی با عزیزانتون میشه؟
‫(مورک، کارل - بیمارستان مرکزی ادینبرو)

144
00:07:40,400 --> 00:07:41,960
‫خواب شب رو ازتون گرفته؟

145
00:07:42,040 --> 00:07:44,680
‫هر روز ذهنتون رو درگیر می‌کنه؟

146
00:07:44,760 --> 00:07:47,880
‫- این چند سؤال...
‫- ببخشید، در زدم

147
00:07:50,240 --> 00:07:51,680
‫با بنده کار داشتید، خانم؟

148
00:07:51,760 --> 00:07:53,920
‫هنوز در رابطه با لیث پارک به جایی نرسیدیم

149
00:07:54,000 --> 00:07:55,280
‫نه کاملاً

150
00:07:55,800 --> 00:07:58,600
‫فهمیدیم ارتباط محکمی بین
‫قربانی و افسر اندرسون هست

151
00:07:58,680 --> 00:08:00,000
‫چقدر محکم؟

152
00:08:00,080 --> 00:08:02,280
‫احتمال داره که افسر اندرسون
‫خودش دخیل بوده باشه

153
00:08:03,040 --> 00:08:04,360
‫توی مرگ خودش؟

154
00:08:04,440 --> 00:08:08,160
‫علتی که اندرسون برای حضور
‫توی صحنه داره، مشکل‌سازه

155
00:08:08,240 --> 00:08:09,440
‫از چه نظر؟

156
00:08:09,520 --> 00:08:10,840
‫به میگه هاردی و مورک گفته

157
00:08:10,920 --> 00:08:12,960
‫دختر قربانی زنگ زده
‫جویای وضعیتش شده

158
00:08:13,040 --> 00:08:14,320
‫ظاهراً صحت نداره

159
00:08:14,400 --> 00:08:15,800
‫زنگ نزده؟

160
00:08:15,880 --> 00:08:16,960
‫اصلاً دختری در کار نیست

161
00:08:17,800 --> 00:08:19,400
‫چرا الان داری بهم میگی؟

162
00:08:19,480 --> 00:08:23,480
‫چون خودمون هم تازه فهمیدیم.
‫ولی مسیر تحقیقاتی جدیدی به رومون باز شده.

163
00:08:23,560 --> 00:08:25,760
‫صد البته

164
00:08:26,560 --> 00:08:30,520
‫بگو ببینم، لوگان. این همه اطلاعات جدید رو
‫از کجا گیر آوردی؟

165
00:08:33,720 --> 00:08:35,640
‫سؤال اصلیم سر جاشـه

166
00:08:36,520 --> 00:08:38,320
‫چطوری می‌خوای
‫این پرونده رو ببندی؟

167
00:08:39,160 --> 00:08:42,840
‫نمیشه که همینطوری ولش کنیم.
‫مخصوصاً وقتی سه‌تا افسر پلیس تیر خوردن.

168
00:08:42,920 --> 00:08:45,000
‫من که نگفتم باز رهاش کنیم

169
00:08:46,680 --> 00:08:48,280
‫می‌خوای از من بگیریش؟

170
00:08:48,360 --> 00:08:51,080
‫نمی‌دونم. لازمـه؟

171
00:08:51,160 --> 00:08:52,840
‫می‌خوای بدیش به مورک؟

172
00:08:53,520 --> 00:08:55,520
‫نمی‌دونم. لازمـه؟

173
00:08:56,040 --> 00:08:58,040
‫اون که نمی‌تونه
‫روی تیراندازی به خودش تحقیق کنه

174
00:08:58,120 --> 00:09:01,000
‫درستـه. نمی‌تونه.
‫ولی جنابعالی می‌تونی؟

175
00:09:01,080 --> 00:09:02,440
‫صد البته

176
00:09:02,520 --> 00:09:05,560
‫پس بچسب به کارت، وگرنه
‫میدمش به یکی دیگه

177
00:09:17,160 --> 00:09:19,920
‫اگه به هر کدوم از سؤالات مذکور
‫جواب مثبت دادید،

178
00:09:20,000 --> 00:09:23,840
‫شاید بهتر باشه
‫به یه روان درمانگر مراجعه کنید

179
00:09:23,920 --> 00:09:28,120
‫یا کتاب کودکانه‌ی «تار شارلوت» رو
‫مطالعه بفرمایید

180
00:10:08,320 --> 00:10:09,440
‫ایلسا؟

181
00:10:12,520 --> 00:10:14,240
‫یعنی منِ پیرزن نمی‌تونم
‫دو دقیقه چشم رو هم بذارم و

182
00:10:14,320 --> 00:10:16,880
‫یه الاغ پا نشه بیاد در خونه‌ام رو بکوبه؟

183
00:10:16,960 --> 00:10:20,080
‫- این رو آوردم برات
‫- پستچی شدی دیگه، جان؟

184
00:10:20,160 --> 00:10:22,440
‫دنی گفته چند وقتی میشه ندیدتت،
‫واسه همین...

185
00:10:22,520 --> 00:10:24,200
‫نه که خیلی مهمـه

186
00:10:25,480 --> 00:10:26,520
‫آشغال محضـه

187
00:10:26,600 --> 00:10:28,120
‫احتمالاً این رو بهونه کردی

188
00:10:28,200 --> 00:10:30,840
‫بیای ببینی هنوز نفس می‌کشم یا نه، درستـه؟

189
00:10:30,920 --> 00:10:34,000
‫تو یکی تا ما رو کفن نکنی،
‫آخ هم نمیگی

190
00:10:34,080 --> 00:10:36,640
‫ولی حق با توئـه.
‫صرفاً به خاطر نامه نیومدم.

191
00:10:37,240 --> 00:10:38,320
‫جدی؟

192
00:10:38,840 --> 00:10:42,040
‫ببین، من لیست تموم تماس‌هایی که
‫از مرکز محابرات اصلی با

193
00:10:42,120 --> 00:10:44,760
‫اورژانس گرفته میشه رو دارم

194
00:10:45,280 --> 00:10:47,480
‫یه موردی بود که از اینجا تماس گرفته شد

195
00:10:47,560 --> 00:10:49,000
‫عیبی داره؟

196
00:10:49,080 --> 00:10:52,760
‫خب، با توجه به اینکه
‫درجا بعد از اتصال قطع شد،

197
00:10:53,360 --> 00:10:56,200
‫امیدوار بودم از خودت بشنوم

198
00:10:56,280 --> 00:10:58,800
‫- من؟
‫- تماس از خط تلفن تو بود

199
00:10:58,880 --> 00:11:00,920
‫خب، نمی‌دونم چطور ممکنـه، جان

200
00:11:01,000 --> 00:11:05,520
‫چون عملاً روزهام خلاصه میشه توی

201
00:11:05,600 --> 00:11:10,200
‫تماشای برنامه‌ی عتیقه‌فروشی و گل چلسی

202
00:11:10,960 --> 00:11:14,040
‫کبودیت هم به خاطر همینـه، نه؟
‫تماشای برنامه‌ی گل چلسی؟

203
00:11:15,360 --> 00:11:16,520
‫حواسم نبود

204
00:11:17,240 --> 00:11:20,400
‫- اونقدرها هم که به نظر میاد بد نیست
‫- چی شد؟

205
00:11:20,480 --> 00:11:23,480
‫خیلی مسخره‌ست.
‫آشغال‌ها رو که می‌بردم بندازم توی سطل‌زباله،

206
00:11:23,560 --> 00:11:25,800
‫تعادلم رو از دست دادم و افتادم

207
00:11:25,880 --> 00:11:29,320
‫آخه موقع حمل چیزی
‫حتماً باید از ویلچر استفاده کنم

208
00:11:29,400 --> 00:11:31,040
‫ولی ازش متنفرم

209
00:11:31,120 --> 00:11:32,760
‫انگار علیلم

210
00:11:32,840 --> 00:11:35,160
‫- واسه این زنگ زدی اورژانس؟
‫- یادم نمیاد

211
00:11:35,240 --> 00:11:37,840
‫- ایلسا؟
‫- شاید زنگ زده باشم

212
00:11:38,920 --> 00:11:40,200
‫اینجاست؟

213
00:11:40,280 --> 00:11:42,880
‫می‌دونی که حضور اون پسر
‫برات خطرناکـه

214
00:11:42,960 --> 00:11:44,440
‫اون پسر نیست

215
00:11:44,520 --> 00:11:47,240
‫سؤال مهم‌تر؛ کار اونـه؟

216
00:11:47,320 --> 00:11:48,400
‫اگه باشه،

217
00:11:48,920 --> 00:11:51,160
‫خیال کردی بعد از بلایی که
‫سر اون یکی پسرم آوردید،

218
00:11:51,240 --> 00:11:52,960
‫این پسرم رو به پلیس لو میدم؟

219
00:11:53,560 --> 00:11:54,720
‫بهش هشدار دادم

220
00:11:55,240 --> 00:11:58,680
‫براش توضیح دادم که اگه این اطراف گیرش بیارم
‫چه اتفاقی براش میفته

221
00:11:58,760 --> 00:12:00,520
‫کاملاً در جریان هشدارت هست

222
00:12:00,600 --> 00:12:05,280
‫خب، در جریان بودن که دلیل نمیشه
‫دست از پا خطا نکنه، نه؟

223
00:12:05,360 --> 00:12:06,760
‫اینجا نیست

224
00:12:07,920 --> 00:12:11,480
‫رفته خونه‌ی یه احمق درب‌وداغون توی لانگی

225
00:12:12,080 --> 00:12:14,200
‫عه؟ یعنی تنهای تنهایی؟

226
00:12:14,280 --> 00:12:15,400
‫شاتگانم پیشمـه

227
00:12:16,120 --> 00:12:18,520
‫جز اون،
‫فقط خودمم و خرابکاری پرنده‌ها

228
00:12:18,600 --> 00:12:22,200
‫بهرحال، بیشتر میام این طرف‌ها

229
00:12:23,320 --> 00:12:25,200
‫موردی نداره، جان

230
00:12:27,320 --> 00:12:30,000
‫تو برام نامه بیار،
‫من هم چایی دم می‌کنم، خب؟

231
00:13:11,080 --> 00:13:12,840
‫اورژانس، کدوم بخش؟

232
00:13:20,320 --> 00:13:22,000
‫شروع به گرم شدن می‌کنه

233
00:13:28,880 --> 00:13:30,560
‫اورژانس، کدوم بخش؟

234
00:14:20,160 --> 00:14:22,160
‫« فشار »

235
00:14:31,640 --> 00:14:32,960
‫چرا اینقدر گرمـه؟

236
00:14:34,080 --> 00:14:37,200
‫همزمان با افزایش فشار
‫در محفظه‌ی هایپرباریک،

237
00:14:37,280 --> 00:14:39,280
‫دمای آن نیز افزایش می‌یابد

238
00:14:39,360 --> 00:14:43,480
‫در فشار پنج اتمسفر،
‫معادل قرارگیری در عمق پنجاه متری زیر آب،

239
00:14:43,560 --> 00:14:48,480
‫دمای داخل محفظه به
‫حدود ۳۲ درجه‌ی سانتیگراد،

240
00:14:48,560 --> 00:14:51,120
‫یا ۹۰ درجه فارنهایت، می‌رسد

241
00:14:52,120 --> 00:14:55,480
‫بدین معنا که با افزایش فشار و عمق،
‫دمای محفظه افزایش می‌یابد

242
00:14:57,000 --> 00:15:01,520
‫با افزایش غلظت اکسیژن،
‫فرآیند تنفس دشوار می‌گردد

243
00:15:02,800 --> 00:15:08,120
‫این وضعیت می‌تواند
‫منجر به پدیده‌ی هایپراوکسی یا...
‫(فزونی اکسیژن)

244
00:15:08,200 --> 00:15:09,200
‫کمک

245
00:15:10,680 --> 00:15:12,160
‫کمک، کمک!

246
00:15:12,680 --> 00:15:13,880
‫کمکم کن!

247
00:15:14,560 --> 00:15:17,120
‫کمکم کن، کمک!

248
00:15:17,800 --> 00:15:18,800
‫کمکم کنید!

249
00:15:18,880 --> 00:15:20,360
‫...و اختلالات بینایی است

250
00:15:20,440 --> 00:15:22,280
‫من... من مریت لینگارد هستم

251
00:15:22,360 --> 00:15:23,560
‫تو رو خدا کمکم کنید!

252
00:15:23,640 --> 00:15:29,760
‫پسرجون، بگو که دارم خواب می‌بینم

253
00:15:30,520 --> 00:15:34,280
‫بگو که این مریت لینگارد کوفتی نیست

254
00:15:34,360 --> 00:15:35,320
‫بگو

255
00:15:37,560 --> 00:15:39,960
‫یادتـه چه قراری داشتیم؟

256
00:15:40,480 --> 00:15:42,880
‫اون همون عوضیه که من رو دزدید!

257
00:15:43,480 --> 00:15:46,080
‫کمک! من رو بیار بیرون!

258
00:15:46,160 --> 00:15:49,520
‫تموم مدت اون تو بوده؟

259
00:15:49,600 --> 00:15:50,920
‫قضیه پیچیده‌ست

260
00:15:52,080 --> 00:15:54,320
‫همه چی دقیقاً اونطوری که...

261
00:15:55,240 --> 00:15:57,360
‫«از کشتی افتاد، جان!»

262
00:15:57,440 --> 00:15:59,520
‫«یه اتفاق بود، جان»

263
00:15:59,600 --> 00:16:01,600
‫«تقاص پس داد، جان»

264
00:16:02,640 --> 00:16:05,240
‫چهار سال هیچی به هیچی

265
00:16:05,320 --> 00:16:09,560
‫حالا هم هفته‌ی گذشته
‫پلیس دو دفعه از سرزمین اصلی اومده و

266
00:16:09,600 --> 00:16:11,640
‫سراغش رو از من می‌گیره

267
00:16:11,720 --> 00:16:12,800
‫به دادم برس!

268
00:16:12,880 --> 00:16:14,080
‫ای خدا!

269
00:16:17,040 --> 00:16:18,520
‫اون موقع با خودم می‌گفتم

270
00:16:19,560 --> 00:16:20,960
‫کاریـه که شده،

271
00:16:21,760 --> 00:16:24,440
‫اینکه جفت خانواده‌ها
‫به اندازه‌ی کافی زجر کشیدن

272
00:16:25,280 --> 00:16:30,640
‫چهار سال آزگار
‫توی این دستگاه بزرگ مزخرف

273
00:16:30,720 --> 00:16:32,160
‫نگهش داشتی

274
00:16:34,280 --> 00:16:36,000
‫چیکار کنم من حالا؟

275
00:16:37,120 --> 00:16:38,240
‫راهت رو بکش برو

276
00:16:38,320 --> 00:16:40,520
‫حقیقتاً بشین توی ماشینت و برو

277
00:16:41,400 --> 00:16:43,960
‫دفعه‌ی بعدی که میای اینجا،
‫دیگه نمی‌بینیش

278
00:16:44,560 --> 00:16:45,600
‫ما رو نمی‌بینی

279
00:16:46,280 --> 00:16:48,040
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم

280
00:16:49,360 --> 00:16:50,480
‫این دفعه نه

281
00:16:51,080 --> 00:16:53,680
‫پس... کارمون گره خورده

282
00:16:53,760 --> 00:16:54,840
‫ظاهراً

283
00:16:57,360 --> 00:16:58,560
‫ایلسا خبر داره تو...

284
00:17:44,960 --> 00:17:46,760
‫سلام، کلر. ویلیام

285
00:17:47,480 --> 00:17:50,360
‫- مرسی که اومدید
‫- پیامت خیلی مبهم بود

286
00:17:51,480 --> 00:17:52,480
‫خب...

287
00:17:53,200 --> 00:17:56,080
‫می‌خوایم... یه چیزی رو نشونتون بدیم

288
00:17:56,160 --> 00:17:57,160
‫بفرمایید

289
00:18:09,040 --> 00:18:10,840
‫ایشون...

290
00:18:10,920 --> 00:18:12,360
‫هری جنینگزه

291
00:18:12,440 --> 00:18:13,480
‫مریت از هری خوشش میومد

292
00:18:13,560 --> 00:18:15,120
‫به نظر بچه مثبت میاد

293
00:18:17,520 --> 00:18:18,520
‫همینطوری بود؟

294
00:18:22,320 --> 00:18:24,440
‫پس به نظرت چرا

295
00:18:25,280 --> 00:18:26,840
‫بهت حمله کرد؟

296
00:18:33,520 --> 00:18:36,720
‫...یه پاس سریع به...

297
00:18:40,600 --> 00:18:41,520
‫بابا؟

298
00:18:46,280 --> 00:18:47,160
‫آهای؟

299
00:19:21,480 --> 00:19:23,240
‫هری؟

300
00:19:23,320 --> 00:19:26,920
‫مأمور توی مور می‌گفت
‫هری زودجوش بود

301
00:19:27,000 --> 00:19:29,320
‫اینکه هری همیشه دعوا راه می‌انداخت

302
00:19:29,400 --> 00:19:30,760
‫مسئله اینجاست، ویلیام

303
00:19:30,840 --> 00:19:32,960
‫هری سابقه‌ی کیفری نداره

304
00:19:33,640 --> 00:19:34,640
‫هیچی

305
00:19:35,200 --> 00:19:39,040
‫ولی... لایل جنینگز داره

306
00:19:39,560 --> 00:19:42,640
‫لایل رو درست بعد از مرگ هری
‫فرستادن گادهیون

307
00:19:42,720 --> 00:19:44,800
‫درست بعد از حمله‌ای که به تو شد

308
00:19:45,360 --> 00:19:47,040
‫هری، چیکار می‌کنی؟

309
00:19:47,120 --> 00:19:48,560
‫واقعاً متأسفم

310
00:19:48,640 --> 00:19:49,880
‫نه!

311
00:19:54,240 --> 00:19:56,040
‫لایل!

312
00:19:56,120 --> 00:19:58,120
‫خیلی‌خب، بس کن!

313
00:19:58,200 --> 00:20:00,080
‫- به نظرم باید...
‫- بس کن!

314
00:20:03,840 --> 00:20:04,800
‫کافیـه!

315
00:20:04,880 --> 00:20:07,120
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

316
00:20:07,200 --> 00:20:10,000
‫فکر می‌کردم می‌خوای با خواهرش بری

317
00:20:10,080 --> 00:20:13,720
‫برو بیرون و بشین توی ماشین کوفتی

318
00:20:13,800 --> 00:20:16,160
‫خداتو شکر کن که اینجا بودم،
‫وگرنه الان مرده بودی

319
00:20:24,280 --> 00:20:25,360
‫لعنتی

320
00:20:44,600 --> 00:20:45,960
‫بسـه

321
00:20:46,560 --> 00:20:49,280
‫گفتم که مصاحبه‌ی کوتاهی بیش نیست و

322
00:20:49,360 --> 00:20:51,000
‫بعدش میریم خونه

323
00:20:51,080 --> 00:20:53,520
‫پس ایرادی نداره. پس ما...
‫میریم خونه دیگه

324
00:20:53,600 --> 00:20:56,000
‫نه، چیزی نیست.
‫کاریش نداشته باش. چیزی نیست.

325
00:20:56,520 --> 00:20:58,120
‫کاری به کارم نداره

326
00:20:58,880 --> 00:21:00,120
‫ترسیده

327
00:21:00,760 --> 00:21:03,600
‫توی کشتی هم که مریت رو زدی
‫همینطوری شد؟

328
00:21:04,320 --> 00:21:08,520
‫از روی ترس بود، نه عصبانیت.
‫چون دیدی لایل توی قایقـه.

329
00:21:11,560 --> 00:21:12,800
‫این آقا رو دیدی

330
00:21:15,520 --> 00:21:19,160
‫همون کسی که شب دزدی
‫توی خونه‌ات بود

331
00:21:19,840 --> 00:21:21,520
‫هری جنینگز بهت حمله‌ور نشد

332
00:21:21,600 --> 00:21:23,080
‫لایل جنینگز بود

333
00:21:26,640 --> 00:21:28,600
‫ممکنـه این هم لایل جنینگز باشه؟

334
00:21:49,120 --> 00:21:50,240
‫قضیه چی بود؟

335
00:21:50,760 --> 00:21:53,840
‫ویلیام لینگارد تأیید کرد
‫لایل جنینگز همونیـه که توی کشتی بود

336
00:21:53,920 --> 00:21:56,240
‫چطوری؟
‫خیال می‌کردم حرف نمی‌زنه

337
00:21:56,320 --> 00:21:58,600
‫- نقاشیش رو کشید
‫- کارل...

338
00:21:58,680 --> 00:22:01,520
‫- باید زنگ بزنی گارد ساحلی
‫- واسه‌ی چی؟

339
00:22:01,600 --> 00:22:02,680
‫برای اینکه ببرنمون مور

340
00:22:02,760 --> 00:22:05,560
‫تا بتونیم درباره‌ی محل احتمالی استقرار پسرش
‫با ایلسا جنینگز صحبت کنیم

341
00:22:05,640 --> 00:22:08,480
‫- عمراً زنگ بزنم گارد ساحلی
‫- پس بگو بالگرد بیاد

342
00:22:08,560 --> 00:22:11,360
‫بالـ... کشتی وامونده هست دیگه

343
00:22:11,440 --> 00:22:13,680
‫علناً گفتی می‌خوای
‫پرونده مجدد باز بشه

344
00:22:14,280 --> 00:22:16,120
‫من علناً گفتم؟

345
00:22:16,200 --> 00:22:18,240
‫حرفم اینـه که اون
‫حتماً خبردار شده ما دنبالشیم

346
00:22:18,320 --> 00:22:20,840
‫هر چی زودتر هم بفهمیم کجا قایم شده، بهتره

347
00:22:20,920 --> 00:22:21,920
‫خب برو پیداش کن

348
00:22:22,000 --> 00:22:25,520
‫ولی پیداش که کردی، دست نگهدار و
‫بگو نیروی کمکی بیاد. گرفتی؟

349
00:22:25,600 --> 00:22:26,640
‫قایقه چی؟

350
00:22:26,720 --> 00:22:31,800
‫باشه، کارل. میگم
‫یه قایق موتوری سازمانی بدن بهت

351
00:22:32,320 --> 00:22:34,000
‫قایق موتوری سازمانی هم داریم مگه؟

352
00:22:36,960 --> 00:22:38,000
‫گورت رو گم کن

353
00:22:38,680 --> 00:22:39,680
‫ممنون

354
00:22:40,720 --> 00:22:43,960
‫رز نمی‌تونه با مأمور کانینگهام
‫توی مور تماس بگیره

355
00:22:44,040 --> 00:22:45,560
‫یعنی چی که نمی‌تونه؟

356
00:22:45,640 --> 00:22:47,240
‫پسرش بهش گفته

357
00:22:47,320 --> 00:22:49,720
‫از دیروز صبحه که خبری ازش نیست

358
00:22:50,320 --> 00:22:51,880
‫پس نمی‌دونه داریم میریم سر وقتش

359
00:22:53,320 --> 00:22:54,320
‫چطور مگه؟

360
00:22:54,400 --> 00:22:57,040
‫اولین باری که اومدیم اینجا،
‫تو راجع‌به هری جنینگز پرسیدی

361
00:22:57,120 --> 00:22:58,240
‫آره

362
00:22:58,320 --> 00:23:00,760
‫کانینگهام کلاً اسمی از لایل نبرد،
‫به نظرم عجیب اومد

363
00:23:00,840 --> 00:23:03,920
‫- چرا حرف یکی‌شون رو کشید وسط و اون یکی رو نه؟
‫- من در مورد لایل نپرسیدم

364
00:23:04,000 --> 00:23:06,520
‫نه، ولی به هری گفت دردسرساز

365
00:23:06,600 --> 00:23:09,240
‫اینکه زودجوشـه و دعوایی

366
00:23:09,320 --> 00:23:12,520
‫دست‌کم هفته‌ای یه بار این بچه رو
‫از پسرهای توی بار جدا می‌کردم

367
00:23:12,600 --> 00:23:14,800
‫به نظر من تندخو بود

368
00:23:14,880 --> 00:23:17,840
‫ولی لایل رو بردن گادهیون، نه هری رو

369
00:23:18,360 --> 00:23:22,840
‫عمراً اگه آدمی مثل کانینگهام اقرار کنه که
‫با تعقیب آدم اشتباهی اون رو به کام مرگ کشونده

370
00:23:25,680 --> 00:23:28,480
‫به چشم خیلی‌ها،
‫حقیقت توی منافع‌شون خلاصه میشه

371
00:24:03,120 --> 00:24:04,840
‫می‌خوام از گادهیون بنویسم

372
00:24:04,920 --> 00:24:06,320
‫در مورد چیش؟

373
00:24:06,400 --> 00:24:09,880
‫- همه چیش. کل تجربیاتش
‫- اجازه‌ی من رو می‌خوای چیکار؟

374
00:24:09,960 --> 00:24:13,840
‫نیازی به اجازه‌ات ندارم، اما اگه
‫تو مشکلی نداشته باشی، حس بهتری دارم

375
00:24:13,920 --> 00:24:17,080
‫- چرا باید مشکلی داشته باشم؟
‫- به خاطر داستانی که پیش اومد

376
00:24:17,160 --> 00:24:19,680
‫- می‌خوام ازت معذرت‌خواهی کنم
‫- واسه‌ی چی؟

377
00:24:19,760 --> 00:24:21,000
‫به خاطر اون کارم، رفیق

378
00:24:21,600 --> 00:24:24,560
‫هر روز خدا گوشه‌ی ذهنمـه و
‫بدجور حالم گرفته‌ست

379
00:24:25,240 --> 00:24:29,120
‫یکی از دلایلی که اومدم ببینمت
‫اینـه که جبران کنم

380
00:24:29,200 --> 00:24:32,120
‫جبران کنی؟
‫نکنه تو تَرکی؟

381
00:24:32,200 --> 00:24:35,000
‫دیر یا زود باید تاوان کارهایی که
‫کردیم رو بدیم

382
00:24:35,600 --> 00:24:38,080
‫تو دومین کسی هستی که
‫توی این هفته داره این حرف رو می‌زنه

383
00:24:38,160 --> 00:24:40,240
‫خب، حقیقت داره و نوبت منـه

384
00:24:40,320 --> 00:24:42,560
‫- چطوری پیدام کردی؟
‫- فقط...

385
00:24:43,160 --> 00:24:44,160
‫کاری که لازم بود رو کردم

386
00:24:44,240 --> 00:24:49,240
‫چطوری این کارها رو می‌کنی... بدون اینکه گیر بیفتی؟

387
00:24:49,320 --> 00:24:50,680
‫منظورت چیـه؟

388
00:24:50,760 --> 00:24:53,360
‫چطوری به یکی نزدیک میشی تا
‫بتونی روش تحقیق کنی؟

389
00:24:53,440 --> 00:24:55,000
‫نکنه می‌خوای
‫زاغ سیاه کسی رو چوب بزنی؟

390
00:24:55,080 --> 00:24:57,400
‫نگو که می‌خوای باز راه بیفتی دنبال من

391
00:24:57,480 --> 00:24:58,480
‫نه

392
00:25:00,400 --> 00:25:01,840
‫شوخی می‌کنم، رفیق

393
00:25:02,840 --> 00:25:04,840
‫مهم‌ترین چیز برخورد اولـه

394
00:25:04,920 --> 00:25:06,960
‫جوری رفتار کن که
‫انگار مهم نیست چیزی بگن یا نه

395
00:25:07,040 --> 00:25:09,240
‫اعتماد به نفس داشته باش.
‫اینش یکمی سختـه.

396
00:25:09,320 --> 00:25:11,240
‫ولی باید فیلم بازی کنی

397
00:25:11,320 --> 00:25:12,960
‫می‌خوام یه چیزی بهت بدم

398
00:25:13,640 --> 00:25:17,080
‫شماره‌ی موبایلمـه.
‫هر چیزی لازم داشتی، زنگ بزن، خب؟

399
00:25:18,520 --> 00:25:19,520
‫باشه

400
00:25:21,080 --> 00:25:22,960
‫ما، گادهیونی‌ها
‫باید هوای همدیگه رو داشته باشیم، نه؟

401
00:25:23,040 --> 00:25:26,360
‫آره، صددرصد

402
00:25:27,280 --> 00:25:31,240
‫بهتره برگردم سر کارم.
‫مرسی که اومدی.

403
00:25:31,320 --> 00:25:32,160
‫آره

404
00:25:32,680 --> 00:25:35,200
‫یکی از همین روزها بریم صخره‌ی کولن

405
00:25:35,280 --> 00:25:36,880
‫عه؟ چی داره مگه؟

406
00:25:36,960 --> 00:25:39,120
‫معبدمـه. من کوهنوردم

407
00:25:39,200 --> 00:25:41,640
‫صخره‌نورد. تا حالا امتحانش کردی؟

408
00:25:41,720 --> 00:25:44,120
‫نه، پسر. از ارتفاع می‌ترسم

409
00:25:46,960 --> 00:25:48,440
‫شوخی می‌کنم، داداش

410
00:25:51,280 --> 00:25:53,960
‫ببین، مرسی که اینقدر خوب
‫با این قضیه کنار اومدی

411
00:25:54,560 --> 00:25:55,720
‫قربونت، سم

412
00:25:57,000 --> 00:25:58,560
‫- می‌بینمت دیگه؟
‫- آره

413
00:26:27,200 --> 00:26:30,440
‫خیلی‌خب، دوستان. بنشینید.
‫از جاتون تکون نخورید. شروع می‌کنیم.

414
00:32:06,400 --> 00:32:07,600
‫این پلاستیک

415
00:32:08,120 --> 00:32:10,920
‫با وجود این تَرک هم قویـه

416
00:32:12,960 --> 00:32:14,240
‫اختراع بابامـه

417
00:32:17,160 --> 00:32:19,320
‫پس عمراً اگه بتونی بشکونیش

418
00:32:19,400 --> 00:32:21,400
‫چرا باید شیشه رو بشکنم؟

419
00:32:21,920 --> 00:32:24,880
‫برای کاهش سریع فشار

420
00:32:26,680 --> 00:32:28,600
‫که خودت رو بکشی

421
00:32:29,400 --> 00:32:31,960
‫بلکه به تدریج با فشار به‌شدت بالا

422
00:32:32,040 --> 00:32:34,120
‫خفه نشی

423
00:32:36,760 --> 00:32:38,960
‫برو به جهنم، عوضی

424
00:32:42,920 --> 00:32:46,440
‫هری بهترین برادر دنیا بود

425
00:32:47,760 --> 00:32:49,040
‫می‌دونم

426
00:32:49,120 --> 00:32:51,520
‫ولی هری همیشه مراقب من بود

427
00:32:53,400 --> 00:32:56,120
‫بعدش نوبت به من رسید که
‫ازش مراقبت کنم

428
00:32:56,640 --> 00:32:57,640
‫من هم این کار رو کردم

429
00:32:58,320 --> 00:32:59,400
‫منظورت چیـه؟

430
00:32:59,920 --> 00:33:03,200
‫منظورم اینـه که نذاشتم
‫داداشت بلایی سر داداشم بیاره

431
00:33:05,320 --> 00:33:07,000
‫پس... ویلیام،

432
00:33:08,200 --> 00:33:09,480
‫کارِ تو بود

433
00:33:09,560 --> 00:33:11,240
‫نه بابا، نه، نه

434
00:33:11,320 --> 00:33:13,760
‫نه، کار تو بود. خودت

435
00:33:14,760 --> 00:33:18,000
‫تموم فکر و ذکر هری تو بودی

436
00:33:18,600 --> 00:33:22,560
‫اگه هیچوقت باهات آشنا نمی‌شد،
‫الان ما اینجا نبودیم، درست میگم؟

437
00:33:24,320 --> 00:33:28,040
‫پس تو مقصری، مریت و
‫گمونم خودت هم می‌دونی

438
00:33:29,080 --> 00:33:32,480
‫فکر کنم به خاطر همین هم بود که
‫برای مراسم خاکسپاریش اومدی

439
00:33:35,080 --> 00:33:38,080
‫الحق که هیچوقت هیچکس نمی‌تونه
‫از زیر جرمی که مرتکب شده قسر در بره

440
00:33:39,680 --> 00:33:41,080
‫مگه خودت همین رو نگفتی؟

441
00:33:42,960 --> 00:33:44,360
‫دیر یا زود،

442
00:33:45,200 --> 00:33:48,400
‫چوب هر کاری که کردی رو می‌خوری

443
00:33:58,880 --> 00:34:00,320
‫دستتـه؟

444
00:34:00,400 --> 00:34:03,840
‫نمی‌خوای بگی از کجا کپی پرونده‌ی
‫تخلفات نوجوانی لایل جنینگز رو گیر آوردی؟

445
00:34:03,920 --> 00:34:06,560
‫دو نسخه‌ست.
‫فقط درخواست دادم.

446
00:34:06,640 --> 00:34:07,840
‫دو دستی تقدیمت کردن؟

447
00:34:07,920 --> 00:34:10,640
‫به همون روشی که گفتی از بقیه
‫درخواست کنم، مطرحش کردم

448
00:34:10,720 --> 00:34:13,000
‫- به روش درست
‫- عه؟

449
00:34:13,080 --> 00:34:16,600
‫گفتم دستیارِ مویرام و
‫روی نسخه‌ی خودش قهوه ریخته

450
00:34:18,640 --> 00:34:21,280
‫باریکلا، دخترجون.
‫خیلی‌خب، بریم که شروع کنیم.

451
00:34:22,320 --> 00:34:25,560
‫می‌دونستی جزیره‌ی مور
‫یه زمانی اصلی‌ترین منطقه‌ی عملیاتی

452
00:34:25,640 --> 00:34:28,000
‫برای اکتشاف نفت دریای شمال بوده؟

453
00:34:28,080 --> 00:34:29,880
‫نمی‌دونستم

454
00:34:30,680 --> 00:34:33,680
‫بعلاوه‌ی اینکه نزدیک به یک میلیارد پوند
‫اینجا سرمایه‌گذاری شده

455
00:34:33,760 --> 00:34:36,080
‫- تو از کجا می‌دونی؟
‫- ویکیپدیا

456
00:34:36,760 --> 00:34:38,640
‫تصور کن این همه امید و آرزو،

457
00:34:38,720 --> 00:34:41,400
‫آینده‌ای که در پیش داری رو...

458
00:34:41,480 --> 00:34:44,360
‫درست لحظه‌ی آخر
‫توی یه چشم به هم زدن از چنگت در بیارن

459
00:34:45,120 --> 00:34:47,640
‫واقعاً می‌تونه آدم رو کفری کنه

460
00:34:47,720 --> 00:34:50,040
‫باعث بشه دست به کارهایی بزنن که
‫توی ذات‌شون نیست

461
00:34:50,120 --> 00:34:52,680
‫اکثریت مردم سر هیچ و پوچ
‫جوش میارن

462
00:34:52,760 --> 00:34:53,880
‫مثلاً خودت

463
00:34:54,480 --> 00:34:55,520
‫باریکلا

464
00:34:55,600 --> 00:34:59,760
‫خانمم همیشه می‌گفت
‫بهترین جواب در قبال عصبانیت، سکوتـه

465
00:34:59,840 --> 00:35:01,320
‫مشتاقم خانمت رو ببینم

466
00:35:03,000 --> 00:35:04,240
‫خانمم مُرده

467
00:35:05,000 --> 00:35:05,880
‫از کِی؟

468
00:35:05,960 --> 00:35:07,880
‫از همون موقعی که
‫توی سوریه فوت کرد

469
00:35:07,960 --> 00:35:09,960
‫- بهت که گفته بودم
‫- اگه می‌گفتی، یادم می‌موند

470
00:35:10,040 --> 00:35:12,040
‫- نه که خیلی رحم و مروت سرت میشه
‫- باشه

471
00:35:12,120 --> 00:35:15,280
‫گفتم که باید مراقب دخترها باشم،
‫مسئولیت‌شون به گردن منـه

472
00:35:15,360 --> 00:35:18,040
‫گاهی اوقات هم دیر می‌کنم یا
‫حتی ممکنه نتونم بیام

473
00:35:18,560 --> 00:35:21,120
‫گمونم برگشتی گفتی به درک

474
00:35:21,200 --> 00:35:24,880
‫آخه از کجای این جمله باید می‌فهمیدم
‫زنت... مُرده؟

475
00:35:25,840 --> 00:35:28,600
‫گفتی اومدی اینجا چون دکترلازم بودن

476
00:35:29,120 --> 00:35:30,160
‫درستـه

477
00:35:30,680 --> 00:35:33,480
‫دوست داشت دخترهامون هم
‫عین خودش پزشکی بخونن

478
00:35:35,120 --> 00:35:37,240
‫ولی هیچکدوم توی علوم خوب نیستن

479
00:35:38,640 --> 00:35:40,840
‫دختر کوچیکه‌ام، مینا، می‌خواد

480
00:35:41,880 --> 00:35:43,000
‫تیک‌تاکر بشه

481
00:35:43,760 --> 00:35:44,800
‫چی شد که فوت کرد؟

482
00:35:48,320 --> 00:35:50,280
‫آدم اشتباهی رو عمل کرد

483
00:35:54,080 --> 00:35:57,240
‫ظاهراً زندگی لایل،
‫درست بعد از مرگ برادرش

484
00:35:57,320 --> 00:35:58,720
‫به قهقهرا رفت

485
00:35:58,800 --> 00:36:01,120
‫نمی‌دونم.
‫گزارش ارزیابی روانش رو خوندی؟

486
00:36:03,040 --> 00:36:06,360
‫«در سن هشت سالگی، لایل جنینگز
‫به جرم قتل سگ همسایه به این علت که

487
00:36:06,440 --> 00:36:08,360
‫در راهپیمایی تعطیلات به وی پارس کرد،
‫دستگیر شد.»

488
00:36:08,440 --> 00:36:10,880
‫«لام‌ج مظنون چندین پرونده‌ی
‫قتل حیوانات دیگر هم بوده

489
00:36:10,960 --> 00:36:13,240
‫اما هرگز دستگیر نشد و
‫در هیچ یک از جلسات ارزیابی روانی نیز

490
00:36:13,320 --> 00:36:15,040
‫به این موضوع اقرار نکرد.»

491
00:36:15,120 --> 00:36:16,960
‫«لام‌جی به متخصص معرفی شد.»

492
00:36:17,040 --> 00:36:19,240
‫انگار لایل از همون بچگی مشکل داشت

493
00:36:19,320 --> 00:36:22,600
‫اولین بار به خاطر تعقیب یکی از
‫پسرهای مدرسه فرستادنش گادهیون

494
00:36:22,680 --> 00:36:26,720
‫پدرومادر اون بچه وقتی پیداش کردن که
‫کنار تخت اون بچه روی زمین خوابیده بود

495
00:36:26,800 --> 00:36:29,480
‫نصفه‌شب دزدکی از پنجره رفته بود داخل.
‫۱۲‏ سالش بیشتر نبود.

496
00:36:43,440 --> 00:36:44,840
‫این بوی چیـه؟

497
00:36:45,640 --> 00:36:46,920
‫ناامیدی

498
00:36:47,000 --> 00:36:49,160
‫«مادر لایل جنینگز، ایلسا جنینگز،

499
00:36:49,240 --> 00:36:52,240
‫به مدت ۱۹ ماه پس از مرگ همسرش،
‫به اجبار

500
00:36:52,320 --> 00:36:54,200
‫در بخش روانپزشکی بستری شد و

501
00:36:54,280 --> 00:36:57,040
‫لام‌جی و برادرش را
‫در خانه تنها گذاشت.»

502
00:36:57,120 --> 00:36:58,800
‫دل تو دلم نیست پرونده‌ی این رو ببینم

503
00:36:58,880 --> 00:37:01,280
‫- کجا نوشته؟
‫- صفحه‌ی ۲۳

504
00:37:02,120 --> 00:37:03,400
‫یه ارزیابی دیگه‌ست

505
00:37:03,480 --> 00:37:04,320
‫«ایلسا جنینگیز،

506
00:37:04,400 --> 00:37:07,400
‫به منظور تنبیه،
‫لایل و برادرش بزرگ‌ترش را مرتباً

507
00:37:07,480 --> 00:37:10,080
‫به مدت طولانی داخل محفظه‌ی
‫هایپرباریک واقع در مِلک شوربرد

508
00:37:10,160 --> 00:37:11,640
‫محبوس می‌کرد.»

509
00:37:11,720 --> 00:37:14,680
‫«لام‌جی هیچگونه احساسات منفی
‫نسبت به این تنبیه‌ها نداشت.»

510
00:37:14,760 --> 00:37:16,440
‫«بلکه معتقد بود کاملاً طبیعی است.»

511
00:37:36,640 --> 00:37:38,240
‫ظاهراً عجله‌ای رفته

512
00:37:41,520 --> 00:37:45,400
‫انگار بعد مرگ هری،
‫به‌کل کنترلش رو از دست داده

513
00:37:45,480 --> 00:37:46,520
‫«به گفته‌ی لایل،

514
00:37:47,040 --> 00:37:50,920
‫رفتار ایلسا پس از مرگ برادرش بدتر شد.»

515
00:37:51,000 --> 00:37:53,160
‫«پس از غیبتی طولانی از مدرسه،

516
00:37:53,240 --> 00:37:55,520
‫پلیس به مِلک مراجعه کرد و

517
00:37:55,600 --> 00:37:57,600
‫از حقیقت امر سر در آورد و

518
00:37:57,680 --> 00:37:59,400
‫در نتیجه بستری شد.»

519
00:37:59,920 --> 00:38:04,720
‫پدرشون، کلایو جنینگز، به خاطر آتیش‌سوزی
‫به دلیل سیگار کشیدن توی تخت فوت کرد

520
00:38:04,800 --> 00:38:07,120
‫لایل ۱۴ ساله تنها کسی بود که
‫اونجا زندگی می‌کرد

521
00:38:07,200 --> 00:38:09,960
‫یعنی به نظرت لایل ۱۴ ساله
‫زد پدرش رو کشت؟

522
00:38:10,040 --> 00:38:10,960
‫اینجوری که خیلی خفن میشه

523
00:38:14,680 --> 00:38:18,640
‫مویرا تاکید کرد
‫دست به همچین کاری نزنی

524
00:38:18,720 --> 00:38:20,880
‫گفت اگه لایل رو پیدا کردیم
‫نریم تو

525
00:38:20,960 --> 00:38:23,960
‫اگه یه سرنخ درست‌وحسابی پیدا کنیم،
‫خیلی راحت‌تر میشه

526
00:38:24,040 --> 00:38:26,040
‫- پس...
‫- یعنی بدون حکم می‌خوای این کار رو بکنی؟

527
00:38:26,120 --> 00:38:28,040
‫- با خودت حکم آوردی؟
‫- نه

528
00:38:28,120 --> 00:38:30,240
‫پس آره، می‌خوام بدون حکم برم داخل

529
00:38:30,320 --> 00:38:32,480
‫اون هم بدون تو که چیزیت نشه

530
00:38:34,040 --> 00:38:36,240
‫سیستم‌های اقیانوس شوربرد

531
00:38:36,320 --> 00:38:37,320
‫چی هست؟

532
00:38:37,840 --> 00:38:41,280
‫شغل باباشونـه.
‫سیستم‌های اقیانوسی شوربرد.

533
00:38:42,160 --> 00:38:43,160
‫«سین، الف، شین»
‫(به معنای کمک)

534
00:38:50,040 --> 00:38:52,360
‫می‌خوای برات بازش کنم؟

535
00:38:53,680 --> 00:38:55,400
‫- بله بی‌زحمت
‫- یه لحظه

536
00:38:55,480 --> 00:38:56,920
‫«در ۱۵ سالگی،

537
00:38:57,000 --> 00:38:59,400
‫لایل جنینگز متهم شد به اینکه
‫یک پسر دیگر را به اجبار

538
00:38:59,480 --> 00:39:01,880
‫به درون محفظه‌ی کاهش فشار
‫واقع در ملک مذکور فرستاده است.»

539
00:39:01,960 --> 00:39:04,880
‫«سپس یواشکی به بیرون رفت و
‫آن پسر را در محفظه تنها گذاشت.»

540
00:39:04,960 --> 00:39:07,080
‫- هاردی...
‫- وایسا. بقیه‌اش رو بخون

541
00:39:07,160 --> 00:39:09,160
‫«لایل فشار را افزایش می‌داد

542
00:39:09,240 --> 00:39:12,560
‫برای اینکه ببینید آیا بالاخره
‫آن پسر هوشیاری خود را از دست می‌دهد یا خیر،

543
00:39:12,640 --> 00:39:14,320
‫که در پایان پلیس محلی وی را پیدا کرد.»

544
00:39:14,400 --> 00:39:17,600
‫«این اتفاق مدت کوتاهی
‫پس از بستری شدن مادرش رخ داد.»

545
00:39:18,320 --> 00:39:22,120
‫یعنی لایل جنینگز یکی رو دزدیده و
‫انداخته توی محفظه هایپرباریک؟

546
00:39:22,200 --> 00:39:23,880
‫نوشته مجبور کرده، ندزدیده

547
00:39:23,960 --> 00:39:25,520
‫باز هم خیلی عجیبـه که

548
00:39:25,600 --> 00:39:28,280
‫یه بچه‌ی دیگه رو فرستاده جایی که
‫خودش زندانی بوده

549
00:39:28,360 --> 00:39:29,440
‫عجیب نیست

550
00:39:30,880 --> 00:39:32,040
‫بیمارگونه‌ست

551
00:39:38,000 --> 00:39:39,680
‫- رز؟
‫- خونه‌ی جنینگزهایید؟

552
00:39:39,760 --> 00:39:40,840
‫چطور مگه؟

553
00:39:40,920 --> 00:39:44,800
‫قبلاً لایل جنینگز یه بچه‌ای رو
‫به مدت سه روز توی محفظه‌ی هایپرباریک حبس کرده بود

554
00:39:44,880 --> 00:39:45,880
‫کارل

555
00:39:47,520 --> 00:39:48,400
‫کِی؟

556
00:39:48,920 --> 00:39:50,960
‫- توی ۱۵ سالگیش
‫- پونزده سالگی؟

557
00:39:51,040 --> 00:39:52,920
‫امکانش هست همچین بلایی
‫سر مریت هم آورده باشه

558
00:39:53,000 --> 00:39:55,360
‫خودت گفتی توی ساختمون رو گشتی و
‫چیزی پیدا نکردی

559
00:39:55,440 --> 00:39:57,400
‫من فقط یکیشون رو بررسی کردم

560
00:39:57,920 --> 00:40:00,240
‫اون یکی دیگه به خاطر
‫دستورالعمل‌های مواد خطرناک

561
00:40:00,320 --> 00:40:01,320
‫پلمب شده بود

562
00:40:01,400 --> 00:40:03,080
‫چجور مواد خطرناکی؟

563
00:40:03,160 --> 00:40:05,560
‫کالین می‌گفت چند وقتی میشه که
‫آژانس محیط‌زیست پلمبش کرده

564
00:40:05,640 --> 00:40:07,360
‫چند وقت پیش؟

565
00:40:07,440 --> 00:40:08,520
‫چیزی نگفت

566
00:40:11,720 --> 00:40:13,200
‫بهش زنگ بزن بپرس

567
00:40:46,960 --> 00:40:50,000
‫حالا چی میگی؟
‫جا زدن نداریم ما، عوضی

568
00:41:09,920 --> 00:41:11,720
‫عه، پیداش کردم
‫« سیستم اقیانوس شوربرد »

569
00:41:15,520 --> 00:41:17,680
‫بله؟

570
00:41:17,760 --> 00:41:21,280
‫کالین گفت حدوداً چهار سال پیش
‫اینجا رو منطقه‌ی خطرناک اعلام کردن

571
00:41:21,360 --> 00:41:23,280
‫دقیقاً همین رو گفت؟ چهار سال؟

572
00:41:23,360 --> 00:41:24,760
‫جالبـه، نه؟

573
00:41:25,280 --> 00:41:28,800
‫خیلی. خب، منتظر باشید که
‫میریم یه نگاهی بندازیم

574
00:41:28,880 --> 00:41:29,880
‫کارل،

575
00:41:29,960 --> 00:41:33,560
‫این هم گفت که تنها بدون افسر اداره
‫وارد محوطه نشیم

576
00:41:33,640 --> 00:41:35,240
‫بهش بگو اینجا صحنه‌ی جرم نیست و

577
00:41:35,320 --> 00:41:37,560
‫افسرهای اداره‌اش هم برن بمیرن

578
00:41:37,640 --> 00:41:38,880
‫من که نمیگم

579
00:41:38,960 --> 00:41:40,280
‫خبری از پدرش شد؟

580
00:41:40,360 --> 00:41:43,320
‫نه، نه هنوز، ولی هر ده دقیقه بهش زنگ می‌زنه

581
00:41:43,400 --> 00:41:45,360
‫- خیلی‌خب
‫- کارل...

582
00:41:47,360 --> 00:41:48,440
‫صحنه‌ی جرمـه یعنی؟

583
00:41:49,440 --> 00:41:50,720
‫خبرت می‌کنم

584
00:41:51,440 --> 00:41:53,040
‫مراقب مواد سمی باش

585
00:41:58,720 --> 00:42:00,200
‫« محفظه‌ی هایپرباریک »

586
00:42:15,320 --> 00:42:17,680
‫« خطر »
‫« پسماند خطرناک؛ ورود ممنوع »

587
00:42:17,720 --> 00:42:18,600
‫بله

588
00:42:25,000 --> 00:42:26,120
‫ردیفـه

589
00:43:02,160 --> 00:43:03,160
‫اون چیـه؟

590
00:43:03,760 --> 00:43:08,360
‫یه آشغالیـه واسه‌ی حفاری و
‫اکتشاف توی اعماق دریا

591
00:43:09,160 --> 00:43:10,720
‫منیفولد حفاری رو نمیگم

592
00:43:11,960 --> 00:43:12,960
‫اون

593
00:44:02,360 --> 00:44:04,360
‫کالین کانینگهامـه، پسرش

594
00:44:32,920 --> 00:44:34,400
‫« سیستم اقیانوس شوربرد »

595
00:45:18,520 --> 00:45:19,600
‫یا خدا

596
00:45:19,680 --> 00:45:21,000
‫پخش زنده‌ست؟

597
00:45:21,520 --> 00:45:22,720
‫گمون کنم

598
00:45:24,920 --> 00:45:27,440
‫تصویر هر جایی که هست،
‫ازمون دور نیست

599
00:45:27,520 --> 00:45:29,600
‫چون این آنتن‌ها به دردِ...

600
00:45:30,880 --> 00:45:32,240
‫فواصل طولانی نمی‌خورن

601
00:45:36,280 --> 00:45:37,200
‫کارل

602
00:45:37,280 --> 00:45:38,800
‫سلام به همه

603
00:45:38,880 --> 00:45:40,800
‫- کارل!
‫- یه درِ دیگه اینجاست

604
00:45:48,440 --> 00:45:51,360
‫ اما دیر یا زود، به واسطه‌ی
‫ عذاب‌وجدان، سرنوشت، یا کائنات...

605
00:45:51,440 --> 00:45:54,840
‫به نحوی به سزای اعمالشون می‌رسن

606
00:45:55,360 --> 00:45:58,800
‫ بنده عمیقاً معتقدم اونهایی که
‫ مرتکب جرایم خشونت‌آمیز میشن،

607
00:45:58,880 --> 00:46:00,840
‫ هرگز از عواقب اعمال‌شون
‫ مصون نیستن

608
00:46:01,720 --> 00:46:02,400
‫ شاید از چنگ قانون فرار کنن،

609
00:46:02,400 --> 00:46:05,880
‫ اما دیر یا زود، به واسطه‌ی
‫ عذاب‌وجدان، سرنوشت، یا کائنات...

610
00:46:05,960 --> 00:46:06,960
‫آهای؟

611
00:46:10,360 --> 00:46:13,560
‫ بنده عمیقاً معتقدم اونهایی که
‫ مرتکب جرایم خشونت‌آمیز میشن،

612
00:46:14,160 --> 00:46:16,280
‫صدام رو می‌شنوید؟

613
00:46:17,000 --> 00:46:18,120
‫آهای؟

614
00:46:18,200 --> 00:46:19,200
‫مریت!

615
00:46:20,560 --> 00:46:23,680
‫ بنده عمیقاً معتقدم اونهایی که
‫ مرتکب جرایم خشونت‌آمیز میشن،

616
00:46:23,760 --> 00:46:25,760
‫ هرگز از عواقب اعمال‌شون
‫ مصون نیستن

617
00:46:26,480 --> 00:46:28,320
‫ شاید از چنگ قانون فرار کنن،

618
00:46:28,400 --> 00:46:30,040
‫ اما دیر یا زود، به واسطه‌ی
‫ عذاب‌وجدان، سرنوشت، یا کائنات...

619
00:46:30,040 --> 00:46:31,200
‫می‌دونستم

620
00:46:33,480 --> 00:46:36,560
‫ بنده عمیقاً معتقدم اونهایی که
‫ مرتکب جرایم خشونت‌آمیز میشن،

621
00:46:36,640 --> 00:46:38,560
‫ هرگز از عواقب اعمال‌شون
‫ مصون نیستن

622
00:46:39,240 --> 00:46:41,040
‫ شاید از چنگ قانون فرار کنن،

623
00:46:41,120 --> 00:46:44,520
‫ اما به واسطه‌ی عذاب‌وجدان، سرنوشت...

624
00:46:44,600 --> 00:46:46,600
‫آخه چطوری این وامونده رو خاموشش کنیم؟

625
00:46:46,680 --> 00:46:48,960
‫...به نحوی به سزای اعمالشون می‌رسن

626
00:46:51,440 --> 00:46:54,880
‫ بنده عمیقاً معتقدم اونهایی که
‫ مرتکب جرایم خشونت‌آمیز میشن،

627
00:46:59,640 --> 00:47:02,600
‫اون طرف

628
00:47:02,680 --> 00:47:06,760
‫...اما دیر یا زود، به نحوی
‫به سزای اعمالشون می‌رسن

629
00:47:10,400 --> 00:47:13,880
‫ بنده عمیقاً معتقدم اونهایی که
‫ مرتکب جرایم خشونت‌آمیز میشن،

630
00:47:13,960 --> 00:47:14,960
‫لعنتی

631
00:47:15,920 --> 00:47:18,080
‫ شاید از چنگ قانون فرار کنن،

632
00:47:18,160 --> 00:47:22,360
‫ اما دیر یا زود، به واسطه‌ی
‫ عذاب‌وجدان، سرنوشت، یا کائنات...

633
00:47:22,440 --> 00:47:25,840
‫ اما دیر یا زود، به نحوی
‫به سزای اعمالشون می‌رسن

634
00:47:28,040 --> 00:47:29,720
‫ بنده عمیقاً معتقدم اونهایی که...

635
00:47:32,480 --> 00:47:35,520
‫ همزمان با افزایش فشار
‫  در محفظه‌ی هایپرباریک،

636
00:47:35,600 --> 00:47:37,720
‫ دمای آن نیز افزایش می‌یابد

637
00:47:37,800 --> 00:47:41,640
‫ در فشار پنج اتمسفر،
‫  معادل قرارگیری در عمق پنجاه متری زیر آب،

638
00:47:41,720 --> 00:47:43,600
‫ دمای داخل محفظه به

639
00:47:43,680 --> 00:47:47,000
‫ با افزایش غلظت اکسیژن،
‫  فرآیند تنفس دشوار می‌گردد

640
00:47:48,800 --> 00:47:49,840
‫- جلوی چشممـه
‫- توی محفظه‌ست؟

641
00:47:49,840 --> 00:47:51,640
‫به چیزی دست نزنید. یه لحظه وایسید

642
00:47:51,720 --> 00:47:55,120
‫- نمی‌ذاریم بمیره. تازه پیداش کردیم
‫- دست به چیزی نزنید

643
00:47:55,200 --> 00:47:57,240
‫اگه بازش کنید،
‫احتمال داره در هر صورت بمیره

644
00:47:58,120 --> 00:48:00,480
‫فشار محیط اطرافش معادل چند اتمسفره؟

645
00:48:01,160 --> 00:48:05,120
‫بیرون محفظه‌ی هایپرباریک پایین،
‫شیش‌تا بود و

646
00:48:05,200 --> 00:48:08,560
‫الان روی هفت و نیمـه،
‫پس فشار داره میره بالا

647
00:48:08,640 --> 00:48:11,040
‫روی نُه اتمسفر،
‫اکسیژن سمی میشه

648
00:48:11,120 --> 00:48:12,400
‫باید یه کاری کنید

649
00:48:12,480 --> 00:48:14,920
‫یعنی اگه ولش کنیم هم می‌میره،
‫اگه بیاریمش بیرون هم می‌میره

650
00:48:15,000 --> 00:48:18,560
‫- چه غلطی بکنیم ما؟
‫- باید فشار رو پایدار کنید

651
00:48:18,640 --> 00:48:21,720
‫ثابت که بشه،
‫اینج نوشته نیروی دریایی یا گارد ساحلی

652
00:48:21,800 --> 00:48:24,080
‫می‌تونن با یه برانکارد هایپرباریک
‫بیارنش بیرون

653
00:48:24,160 --> 00:48:26,360
‫- چی هست؟
‫- یه مدل قابل حمل از اون محفظه

654
00:48:26,440 --> 00:48:27,960
‫پس حتی اگه فشار افت کنه،

655
00:48:28,040 --> 00:48:30,280
‫اگه بذاریش توی یکی از اونها،
‫یه راه چاره داری

656
00:48:30,360 --> 00:48:32,360
‫- چی؟ چقدر؟
‫- شاید یه ربع

657
00:48:32,440 --> 00:48:33,800
‫یه ربع، خیلی‌خب

658
00:48:33,880 --> 00:48:36,240
‫بگرد دنبال یه چیزی که
‫فشار رو تنظیم می‌کنه

659
00:48:36,320 --> 00:48:38,160
‫کلی چیز داره که
‫میشه باهاش فشار رو تنظیم کرد

660
00:48:38,240 --> 00:48:40,480
‫بالان؟
‫ شبیه اهرمـه

661
00:48:40,560 --> 00:48:42,680
‫ای خدا، میشه خاموشش کنی؟

662
00:48:42,760 --> 00:48:45,520
‫همزمان با افزایش فشار
‫در محفظه‌ی هایپرباریک...

663
00:48:45,600 --> 00:48:47,040
‫فکر کنم یه چیزی پیدا کردیم

664
00:48:49,280 --> 00:48:50,120
‫اسلحه!

665
00:48:59,920 --> 00:49:02,480
‫ بنده عمیقاً معتقدم اونهایی که
‫ مرتکب جرایم خشونت‌آمیز میشن،

666
00:49:02,480 --> 00:49:03,960
‫به نحوی به سزای اعمالشون می‌رسن

667
00:49:04,480 --> 00:49:05,320
‫کارل!

668
00:49:19,880 --> 00:49:21,280
‫اونجا چه خبره، رفیق؟

669
00:49:26,000 --> 00:49:27,880
‫هی، مرتیکه!

670
00:49:37,520 --> 00:49:39,960
‫کارل؟

671
00:49:41,760 --> 00:49:42,760
‫لعنتی

672
00:50:04,720 --> 00:50:06,000
‫ما خوبیم

673
00:50:06,080 --> 00:50:08,080
‫وای، عوضی ای عوضی

674
00:50:23,560 --> 00:50:24,760
‫من اکرم هستم

675
00:50:26,360 --> 00:50:28,160
‫می‌خوایم ببریمت خونه

676
00:53:48,760 --> 00:53:50,960
‫یا خدا

677
00:54:15,280 --> 00:54:17,800
‫انگار وقتی شروع می‌کنی،
‫دیگه ول‌کُنش نیستی

678
00:54:17,880 --> 00:54:20,880
‫آره، آره. عینهو کوک یا بادوم‌زمینی بو داده

679
00:54:20,960 --> 00:54:22,520
‫ای خدا

680
00:54:23,520 --> 00:54:25,800
‫- خیلی‌خب، کارل؟
‫- سلام

681
00:54:28,960 --> 00:54:31,640
‫خب، اگه می‌دونستم جمع‌تون جمعـه...

682
00:54:32,920 --> 00:54:36,640
‫- توی لیوان دستشویی کنم؟
‫- اگه همیشه اونجا انجامش میدی، عیب نداره

683
00:54:37,080 --> 00:54:39,520
‫- دستت چی شده؟
‫- باز تیر خوردی؟

684
00:54:40,120 --> 00:54:40,960
‫جالبـه که...

685
00:54:41,760 --> 00:54:42,680
‫نه

686
00:54:43,320 --> 00:54:44,880
‫ساچمه‌ایـه. چیزی نیست

687
00:54:44,960 --> 00:54:47,440
‫مطمئنم خبرش پخش میشه

688
00:54:52,480 --> 00:54:53,640
‫دارید تلافی می‌کنید، نه؟

689
00:54:53,720 --> 00:54:57,000
‫تو مال من رو دیدی.
‫پس من هم باید مال تو رو ببینم.

690
00:54:57,080 --> 00:55:01,040
‫- حرف من هم همینـه
‫- راستش خیلی هم قشنگـه

691
00:55:01,120 --> 00:55:04,040
‫- ربطی به من نداره
‫- مشخصـه

692
00:55:04,120 --> 00:55:07,600
‫- کارل، دستت چی شد؟
‫- امشب پلیس‌بازی در آوردم

693
00:55:08,880 --> 00:55:10,480
‫بعد از مدت‌ها

694
00:55:11,480 --> 00:55:14,240
‫- یعنی چی آخه؟
‫- میشه بذاریمش واسه فردا؟

695
00:55:14,320 --> 00:55:17,840
‫می‌شینیم قشنگ مُفصل حرف می‌زنیم.
‫با تموم جزئیات وحشتناکش.

696
00:55:17,920 --> 00:55:19,960
‫بیا

697
00:55:20,640 --> 00:55:21,640
‫ممنون

698
00:55:24,280 --> 00:55:25,800
‫تولد ویمبلدون؟

699
00:55:26,800 --> 00:55:29,200
‫فقط می‌خواستم بذارمشون دم در

700
00:55:30,160 --> 00:55:31,960
‫حالا این شد مهمونی

701
00:55:32,040 --> 00:55:34,920
‫هوم؟

702
00:55:35,000 --> 00:55:36,400
‫جونم!

703
00:55:37,040 --> 00:55:40,160
‫خیلی‌خب. حالا که تا اینجا اومدیم...

704
00:55:46,120 --> 00:55:48,000
‫« سه ماه بعد »

705
00:55:48,040 --> 00:55:50,400
‫فقط می‌خواستم شخصاً ازت تشکر کنم

706
00:55:50,920 --> 00:55:53,480
‫بهم گفتن تو بودی که
‫پیگیر بازگشایی پرونده بودی

707
00:55:53,560 --> 00:55:55,960
‫اگه این کار رو نمی‌کردی...

708
00:55:56,040 --> 00:55:59,000
‫کار تیمی بود

709
00:55:59,080 --> 00:56:00,640
‫از همه تشکر کردم

710
00:56:01,560 --> 00:56:04,760
‫از همه به جز کارآگاه مورک.
‫امیدوار بودم اینجا باشه.

711
00:56:05,360 --> 00:56:08,240
‫- ندیدیش؟
‫- نه هنوز، ولی دلم می‌خواد ببینمش

712
00:56:08,320 --> 00:56:10,480
‫کارآگاه مورک چند وقتی رفته مرخصی

713
00:56:11,200 --> 00:56:12,480
‫تا کِی؟

714
00:56:12,560 --> 00:56:14,800
‫وقتی پای کارل وسط باشه،
‫فقط خدا می‌دونه

715
00:56:15,480 --> 00:56:16,920
‫خیلی‌خب، متوجهم

716
00:56:17,880 --> 00:56:21,640
‫خودم هم دارم از اینجا میرم.
‫حالا معلوم نیست تا کِی.

717
00:56:21,720 --> 00:56:23,120
‫کجا میری؟

718
00:56:23,760 --> 00:56:26,480
‫می‌خوام ویلیام رو ببرم خونه، مور

719
00:56:27,080 --> 00:56:28,640
‫یه چند وقت پیش بابام بمونم

720
00:56:29,360 --> 00:56:33,040
‫با هم حرف زدیم، ولی هنوز
‫کلی حرف نگفته داریم

721
00:56:33,120 --> 00:56:34,600
‫معمولاً همینطوره

722
00:56:34,680 --> 00:56:37,080
‫باز هم ممنون بابت همه چی

723
00:56:37,680 --> 00:56:40,920
‫موفق باشی، مریت. امیدوارم توی مور
‫چیزی که دنبالشی رو پیدا کنی

724
00:56:45,760 --> 00:56:49,320
‫خیلی ممنونم، خانم‌ها و آقایون.
‫فردا همگی‌تون رو می‌بینم.

725
00:56:49,400 --> 00:56:51,880
‫مارجری، صورت‌جلسه رو برام میاری؟

726
00:56:51,960 --> 00:56:53,560
‫- باشه
‫- ممنونم

727
00:57:15,160 --> 00:57:16,640
‫کارآگاه مورک

728
00:57:17,240 --> 00:57:18,400
‫دادستان کل

729
00:57:19,000 --> 00:57:20,480
‫قرار قبلی داشتیم؟

730
00:57:21,200 --> 00:57:22,800
‫مگه اینکه شما تعیین کرده باشید

731
00:57:22,880 --> 00:57:25,640
‫فقط می‌خواستم بگم
‫بابت اتفاقاتی که توی

732
00:57:26,160 --> 00:57:28,400
‫دادگاه گراهام فینج افتاد، گزارشت رو نمیدم

733
00:57:28,480 --> 00:57:32,760
‫البته، نمی‌تونم قول بدم کرستی اتکینز هم
‫به همین اندازه بخشنده باشه

734
00:57:33,360 --> 00:57:35,040
‫- اجازه هست؟
‫- چرا که نه

735
00:57:37,680 --> 00:57:40,400
‫تو کاری رو کردی که
‫هر پدری به خاطر بچه‌اش می‌کرد

736
00:57:42,320 --> 00:57:44,680
‫بعید می‌دونم هدفت تهمت زدن باشه

737
00:57:44,760 --> 00:57:49,560
‫الان بهترین کاری که ازت برمیاد
‫اینـه که خفه‌خون بگیری، بهم اعتماد کن

738
00:57:56,240 --> 00:57:57,760
‫بودجه‌ی من رو دو برابر می‌کنی،

739
00:57:57,840 --> 00:57:59,720
‫یا دقیق‌تر بگم،
‫پولی رو که در اصل

740
00:57:59,800 --> 00:58:02,680
‫برای بودجه‌ی من اختصاص داده شده رو
‫بهم میدی

741
00:58:02,760 --> 00:58:04,520
‫دیگه چه کاری از دستم بر میاد؟

742
00:58:04,600 --> 00:58:08,280
‫شک ندارم، دادستان کل،
‫با نفوذی که داری،

743
00:58:10,280 --> 00:58:13,960
‫می‌تونی یه گزینه‌ی شایسته رو
‫بی‌معطلی به درجه‌ی بازرسی برسونی

744
00:58:14,040 --> 00:58:16,320
‫گمونم منظورت همون آقای سوریـه که

745
00:58:16,400 --> 00:58:18,040
‫گفتی محافظِتـه

746
00:58:18,120 --> 00:58:20,480
‫ایشون یه پناهنده‌ی سیاسیـه که
‫به اینجا پناه آورده

747
00:58:20,560 --> 00:58:22,600
‫با اینکه دلم نمی‌خواد بگم،

748
00:58:23,960 --> 00:58:25,080
‫اما پلیس خوبیـه

749
00:58:25,160 --> 00:58:26,360
‫بهتر از خیلی‌هاست

750
00:58:27,560 --> 00:58:28,760
‫ببینم چیکار می‌تونم بکنم

751
00:58:28,840 --> 00:58:30,400
‫لطف می‌کنی

752
00:58:32,040 --> 00:58:33,040
‫ممنون

753
00:58:38,600 --> 00:58:39,720
‫آها، راستی...

754
00:58:41,720 --> 00:58:43,120
‫یه ماشین جدید هم می‌خوام

755
00:58:44,080 --> 00:58:47,320
‫نه یه ابوقراضه‌ی توقیفی یا
‫یه ماشین درب و داغون

756
00:58:48,280 --> 00:58:50,320
‫مدل خاصی مد نظرتـه؟

757
00:58:50,400 --> 00:58:51,400
‫نمی‌دونم

758
00:58:53,000 --> 00:58:54,200
‫خودت چی می‌رونی؟

759
00:58:54,920 --> 00:58:56,720
‫فورد مدلِ گورت رو گم کن

760
01:00:25,120 --> 01:00:27,240
‫- ببخشید
‫- سلام، عیبی نداره

761
01:01:53,560 --> 01:01:54,720
‫عوضی

762
01:02:19,720 --> 01:02:20,720
‫هاردی

763
01:02:23,520 --> 01:02:27,600
‫کار و بارت که راست و ریس شد،
‫یه چیزی هست که می‌خوام ببینی

764
01:02:28,200 --> 01:02:30,320
‫- پرونده؟
‫- نه پس، پرنده‌ست

765
01:02:30,840 --> 01:02:32,200
‫بله که پرونده‌ست

766
01:02:33,520 --> 01:02:35,240
‫واسه من و کارلـه؟

767
01:02:36,200 --> 01:02:37,480
‫برای خودتـه

768
01:02:40,200 --> 01:02:41,240
‫برو دیگه

769
01:03:27,240 --> 01:03:28,280
‫هوی!

770
01:03:34,080 --> 01:03:35,400
‫داری چه غلطی میکنی؟!

771
01:03:35,400 --> 01:03:40,400
« پایان سریال »
