﻿1
00:00:38,371 --> 00:00:40,206
‫بیشتر شب‌ها بیدار بودی

2
00:00:40,206 --> 00:00:43,710
‫و حس می‌کردی خاطراتِ تازه از گور در اومده
‫مثل طنابی دور گردنتـه

3
00:00:45,545 --> 00:00:48,798
‫بالاخره ساعت 4:30 خوابیدی

4
00:00:50,383 --> 00:00:53,887
‫با این یقین از خواب بیدار میشی
‫که اولویتت باید

5
00:00:53,887 --> 00:00:55,430
‫محافظت از خانواده‌ت باشه

6
00:00:57,182 --> 00:00:58,600
‫تا دوباره تعادل رو به زندگیت برگردونی

7
00:01:05,690 --> 00:01:07,650
‫آره. حتما

8
00:01:09,611 --> 00:01:12,781
‫دارم تمامِ تلاشم رو می‌کنم ولی
‫از الان بهت بگم که این کارمون

9
00:01:12,781 --> 00:01:15,617
‫ما رو با کمیته نظارت بر خزانه‌داری
‫به بن‌بست می‌رسونه

10
00:01:16,993 --> 00:01:18,036
‫آره، سوالِ عجیبیه

11
00:01:18,036 --> 00:01:20,330
‫البته که می‌خوام به
‫مدیریت منابع مالی ادامه بدم

12
00:01:21,831 --> 00:01:23,958
‫خب... چی؟ تصمیمش دستِ تو نیست

13
00:01:23,958 --> 00:01:25,460
‫این تصمیم باید با رأی اکثریت

14
00:01:25,460 --> 00:01:28,838
‫اعضای خانواده و تاییدِ صندوق انجام بشه

15
00:01:28,838 --> 00:01:31,299
‫یادِ دیروز می‌افتی

16
00:01:31,299 --> 00:01:33,718
‫وقتی که نزدیک بود همه‌چیز رو به رابرت بگی

17
00:01:34,469 --> 00:01:35,804
‫و الان خوشحالی که نگفتی

18
00:01:36,513 --> 00:01:37,514
‫خیلی‌خب

19
00:01:37,514 --> 00:01:41,017
‫اون خودش رو خیلی قوی می‌دونه
‫ولی در واقع این‌جوری نیست

20
00:01:42,894 --> 00:01:45,522
‫وقتی تازه از دانشگاه فارغ‌التحصیل
‫شده بود، باهاش آشنا شدی

21
00:01:46,606 --> 00:01:48,191
‫دو سال از تو کوچیک‌تره

22
00:01:49,109 --> 00:01:50,401
‫خجالتی بود

23
00:01:50,401 --> 00:01:52,862
‫و همین باعث شده بود
‫جوون‌تر از سنش نشون بده

24
00:01:54,447 --> 00:01:56,783
‫و تو فورا حس کردی که باید ازش مراقبت کنی

25
00:01:57,408 --> 00:01:59,452
‫باشه، اگه تو داد نزنی، منم داد نمی‌زنم

26
00:02:01,996 --> 00:02:03,915
‫عوضی گوشی رو روم قطع کرد

27
00:02:04,624 --> 00:02:07,001
‫- هیوگو بود؟
‫- آره، اون کثافت بی‌همه‌چیز

28
00:02:07,710 --> 00:02:10,380
‫تهدید می‌کنه خیریه‌ها رو به
‫یه شرکت دیگه منتقل می‌کنه

29
00:02:10,380 --> 00:02:12,841
‫- از یه برادر همچین کاری بعیده
‫- چون برادر ناتنیمـه

30
00:02:12,841 --> 00:02:14,968
‫بی‌خیال! اون همیشه بیشتر
‫هارت و پورت می‌کنه، عزیزم.

31
00:02:14,968 --> 00:02:17,053
‫آره ولی مشکل اینه که هارت و پورت‌هاش

32
00:02:17,053 --> 00:02:18,680
‫باعث شده صدای بقیه
‫اعضای خانواده هم در بیاد

33
00:02:18,680 --> 00:02:21,599
‫انگار یه گله سگ چی‌واوا افتادن به جونم

34
00:02:22,225 --> 00:02:24,602
‫اونا این سازمان‌های مردم‌نهاد و خیریه رو

35
00:02:24,602 --> 00:02:27,730
‫راهی برای فرار از مالیات و سبزشویی می‌بینن.

36
00:02:27,730 --> 00:02:30,984
‫نمی‌دونن واقعا باید به وظیفه‌شون عمل کنن...

37
00:02:30,984 --> 00:02:33,570
‫- تو می‌دونی داری چیکار می‌کنی و...
‫- وگرنـه... آره...

38
00:02:33,570 --> 00:02:34,654
‫آره، می‌دونم

39
00:02:37,115 --> 00:02:38,366
‫بذار امشب من شام درست کنم

40
00:02:39,075 --> 00:02:40,410
‫لطف داری که می‌خوای این کار رو بکنی

41
00:02:40,410 --> 00:02:43,288
‫ولی اخیرا خیلی بابتِ اون کتاب
‫استرس داشتی پس نیازی نیست

42
00:02:43,288 --> 00:02:45,081
‫اوه، اون کتاب؟ اصلا مهم نیست

43
00:03:07,145 --> 00:03:09,397
‫- ببخشید. میشه کمکم کنید؟
‫- بله؟

44
00:03:09,397 --> 00:03:11,065
‫البته. دنبال چی هستین؟

45
00:03:11,065 --> 00:03:14,360
‫بله. می‌خوام جاروبرقی بخرم

46
00:03:14,944 --> 00:03:16,279
‫مدلی مدنظرتونه؟

47
00:03:17,071 --> 00:03:21,826
‫خب،زنم قبلا بیشتر
‫کارهای خونه رو انجام می‌داد

48
00:03:22,535 --> 00:03:26,080
‫- الان هم مُرده
‫- متأسفم که این رو می‌شنوم

49
00:03:26,080 --> 00:03:27,582
‫لطف داری

50
00:03:27,582 --> 00:03:29,250
‫دنبال یه چیزِ سبکم

51
00:03:29,250 --> 00:03:33,463
‫یه چیزی که پیرمردی مثل من
‫بتونه از پله‌ها بالا و پایینش ببره

52
00:03:33,463 --> 00:03:36,090
‫البته. گمونم دقیقا همین مدلی
‫که می‌خواین رو داشته باشیم

53
00:03:36,090 --> 00:03:37,425
‫لطفا تشریف بیارین

54
00:03:45,225 --> 00:03:48,770
‫این مدل دایسونـه، پادشاه جاروبرقی‌هاست

55
00:03:48,770 --> 00:03:51,314
‫قدرتش زیاده.
‫مکشش فوق‌العاده‌ست

56
00:03:51,314 --> 00:03:53,191
‫از این بهتر توی بازار پیدا نمی‌کنید

57
00:03:53,191 --> 00:03:56,694
‫تازه خیلی هم سبکه و راحت
‫می‌تونید از پله‌ها بالا و پایین ببریدش

58
00:03:57,445 --> 00:04:00,949
‫عالیه. خب...

59
00:04:01,991 --> 00:04:03,618
‫یکم عجیب‌وغریبه، نه؟

60
00:04:04,160 --> 00:04:07,372
‫جزو آخرین مدل‌هاست. با یه تکنولوژی انقلابی

61
00:04:07,372 --> 00:04:09,499
‫- البته قیمتش هم بالاست
‫- چنده؟

62
00:04:09,499 --> 00:04:10,708
‫229 پوند

63
00:04:13,670 --> 00:04:15,922
‫نمی‌دونم. گمونم با یه دونه که

64
00:04:15,922 --> 00:04:19,342
‫شبیه مدل‌های قدیمی باشه، راحت‌تر باشم.

65
00:04:19,342 --> 00:04:22,512
‫یه چیزی تو مایه‌های... اون یکی

66
00:04:24,514 --> 00:04:26,099
‫بله، جارو برقی عصایی هوور.

67
00:04:26,891 --> 00:04:29,811
‫قدرتش خیلی کمتره و برای
‫بودجه‌ی کم انتخاب مناسبیه

68
00:04:29,811 --> 00:04:33,940
‫میشه... وای خدایا!
‫خیلی‌سنگین‌تره، نه؟

69
00:04:36,317 --> 00:04:39,404
‫بعید می‌دونم زورم برسه با خودم

70
00:04:39,404 --> 00:04:41,614
‫از پله‌ها بالا و پایین ببرمش

71
00:04:42,949 --> 00:04:43,950
‫گمونم آره...

72
00:04:44,534 --> 00:04:47,453
‫شاید یه چیز غیربرقی بهتر باشه

73
00:04:48,579 --> 00:04:50,164
‫یه بیسل. اسمشون همینه؟

74
00:04:50,164 --> 00:04:53,251
‫همونا که با غلطک‌هاشون که حین حرکت
‫گرد و خاک رو جمع می‌کنه

75
00:04:54,877 --> 00:04:56,963
‫آهان آره. خودشه. این یکی چی؟

76
00:04:58,214 --> 00:04:59,632
‫فرش آپارتمان‌تون چقدر ضخیمه؟

77
00:04:59,632 --> 00:05:00,967
‫آپارتمان نیست. خونه ویلاییه.

78
00:05:01,509 --> 00:05:04,679
‫یه خونه‌ ردیفی با باغچه و...

79
00:05:04,679 --> 00:05:07,515
‫فرش یا قالیچه؟ یا هیچ‌کدوم؟

80
00:05:07,515 --> 00:05:11,144
‫خب طبقه پایین کفپوش چوبی داره با چندتا فرش

81
00:05:11,144 --> 00:05:15,273
‫بالا هم بیشتر فرشه. نظرت چیه؟

82
00:05:17,317 --> 00:05:18,943
‫همه‌شون خوبن

83
00:05:18,943 --> 00:05:21,029
‫خب چه تفاوت‌هایی دارن؟

84
00:05:21,029 --> 00:05:22,989
‫نه، اصلا قابل مقایسه نیستن

85
00:05:22,989 --> 00:05:25,867
‫عین این می‌مونه که بخوای مازراتی رو
‫با تویوتا کمری مقایسه کنی

86
00:05:26,826 --> 00:05:28,119
‫من اصلا ماشین ندارم

87
00:05:29,203 --> 00:05:31,331
‫منظورم اینه که جفت‌شون یه کار رو می‌کنن

88
00:05:31,331 --> 00:05:33,041
‫ولی یکی‌شون بهتـره

89
00:05:33,833 --> 00:05:35,335
‫شما جای من بودی کدوم رو می‌خریدی؟

90
00:05:36,836 --> 00:05:37,837
‫دایسون رو

91
00:05:39,964 --> 00:05:40,965
‫شما توی این زمینه متخصصی دیگه

92
00:05:42,008 --> 00:05:43,509
‫ناامیدتون نمی‌کنه. ارزشش رو داره

93
00:05:45,345 --> 00:05:47,722
‫به وضوح کم‌طاقتی و بی‌حوصلگیش رو حس کردم

94
00:05:48,222 --> 00:05:50,558
‫چرا اینقدر مضطرب بود؟

95
00:05:50,558 --> 00:05:55,021
‫قطعا به خاطر یه پیرمردی که نمی‌دونه
‫کدوم مدل جاروبرقی رو بخره، نبود

96
00:05:56,105 --> 00:05:57,273
‫می‌خواین براتون بیاریم دم خونه؟

97
00:05:57,273 --> 00:05:58,733
‫باید هزینه بیشتری بدم؟

98
00:05:58,733 --> 00:06:01,277
‫نه، برای سفارشات بالای 50 پوند
‫ارسال‌مون رایگانـه

99
00:06:01,277 --> 00:06:02,987
‫چه خوب

100
00:06:02,987 --> 00:06:04,655
‫خب بیاریم دم خونه یا با خودتون می‌برین؟

101
00:06:04,655 --> 00:06:06,324
‫اگه بیارین بهتره

102
00:06:06,991 --> 00:06:08,076
‫میشه اسم‌تون رو بفرمایید

103
00:06:08,701 --> 00:06:12,163
‫جوزف تئودور کنراد کوژِینوسکی

104
00:06:12,830 --> 00:06:14,123
‫میشه لطفا بگین چطور نوشته میشه؟

105
00:06:14,665 --> 00:06:16,751
‫ج - و - ز - ف

106
00:06:16,751 --> 00:06:20,046
‫با یه اکسان اگو روی حرف «اُ»(واو)

107
00:06:20,046 --> 00:06:21,297
‫اکسان اگو دیگه چیه؟

108
00:06:21,839 --> 00:06:25,676
‫علامتِ اکسان اگو به سمت راسته

109
00:06:25,676 --> 00:06:29,514
‫برخلاف اکسان گراو که یکم به سمت چپ متمایله

110
00:06:29,514 --> 00:06:31,349
‫مثل علامتی که بالای بعضی حروفِ فرانسویه

111
00:06:31,349 --> 00:06:33,810
‫صحیح، باشه. بهتره برام روی کاغذ بنویسین

112
00:06:33,810 --> 00:06:35,186
‫لطفا آدرس‌تونم بنویسین

113
00:06:36,062 --> 00:06:38,314
‫بهش اسمِ اصلی جوزف کنراد رو گفته بودم
(نویسنده‌ی بریتانیایی-لهستانی)

114
00:06:38,815 --> 00:06:41,359
‫نه اینکه بدونه جوزف کنراد کیه

115
00:06:41,359 --> 00:06:43,736
‫ولی اسم واقعیش باعث میشه بیشتر تایپ کنه

116
00:06:43,736 --> 00:06:46,239
‫و احتمالا جا کم بیاره

117
00:06:52,161 --> 00:06:53,496
‫بعد از "س"، "ل" نوشتین؟

118
00:06:54,997 --> 00:06:56,124
‫"ک" نوشتم

119
00:07:00,002 --> 00:07:01,003
‫[بـرای نیکلاس ریونزکرافت]

120
00:07:01,170 --> 00:07:02,380
‫چطور پرداخت می‌کنین؟

121
00:07:03,339 --> 00:07:06,884
‫اگه بشه می‌خوام با کارت اعتباریم پرداخت کنم

122
00:07:10,721 --> 00:07:13,057
‫مطمئنین اون یکی جارو بهتر نیست؟

123
00:07:13,057 --> 00:07:15,059
‫گفتم که، به نظرم جاروی
‫خیلی خوبی انتخاب کردین

124
00:07:15,059 --> 00:07:17,687
‫- فقط من...
‫- ببخشید؟

125
00:07:17,687 --> 00:07:20,273
‫مطمئن نیستم. چطور بگم؟

126
00:07:20,273 --> 00:07:23,067
‫برای یه نفر با این حقوق بازنشستگی،
‫پول زیادیه

127
00:07:23,985 --> 00:07:26,279
‫- ولی...
‫- واقعا شرمنده

128
00:07:26,279 --> 00:07:29,240
‫بعید می‌دونم بتونم بخرمش

129
00:07:29,824 --> 00:07:31,284
‫ببخشید که نظرم عوض شـد

130
00:07:32,743 --> 00:07:36,747
‫ممنون از کمکت.
‫امیدوارم وقتت رو نگرفته باشم

131
00:07:37,748 --> 00:07:38,749
‫ممنون

132
00:07:39,292 --> 00:07:41,377
‫امیدوار بودم حداقل بتونه راضیم کنه

133
00:07:41,377 --> 00:07:43,296
‫یه چیزِ غیرضروری بخرم

134
00:07:43,296 --> 00:07:44,881
‫ولی امیدی نداشت

135
00:07:45,381 --> 00:07:47,258
‫یه موجودِ کاملا بی‌مصرف

136
00:07:49,427 --> 00:07:51,429
‫خیلی راحت می‌شد به دامش انداخت

137
00:07:55,808 --> 00:07:57,768
‫صبح بخیر کاترین.
‫تبریک میگم بابت جایزه

138
00:07:57,768 --> 00:07:59,020
‫مرسی جودی

139
00:08:03,024 --> 00:08:04,442
‫- صبح بخیر کاترین
‫- جیسو

140
00:08:05,276 --> 00:08:06,402
‫چطور پیش رفت؟

141
00:08:07,153 --> 00:08:08,196
‫خوب بود

142
00:08:09,572 --> 00:08:11,073
‫می‌دونم از این چیزها متنفری

143
00:08:11,741 --> 00:08:13,242
‫تبریک میگم، کاترین

144
00:08:13,242 --> 00:08:14,494
‫ممنون، مِگ

145
00:08:14,494 --> 00:08:16,078
‫کلی کارت برات فرستادن

146
00:08:16,078 --> 00:08:18,456
‫- این رو از طبقه بالا فرستادن
‫- چقدر قشنگن

147
00:08:18,456 --> 00:08:20,458
‫شامپاین هم فرستادن

148
00:08:22,043 --> 00:08:23,211
‫جایزه اینه؟

149
00:08:23,211 --> 00:08:24,295
‫آره

150
00:08:25,087 --> 00:08:27,507
‫- میشه دستم بگیرم؟
‫- آره حتما. سنگینه

151
00:08:28,049 --> 00:08:29,258
‫- تبریک میگم کاترین
‫- سلام

152
00:08:29,258 --> 00:08:31,010
‫مبارکه کاترین

153
00:08:31,761 --> 00:08:33,346
‫می‌خوام ببینم سایمون وقتی جایزه رو ببینه

154
00:08:33,346 --> 00:08:35,097
‫چه واکشنی نشون میده

155
00:08:39,101 --> 00:08:40,186
‫خب جابه‌جایی چطور پیش میره؟

156
00:08:41,103 --> 00:08:42,480
‫روالـه

157
00:08:43,481 --> 00:08:46,776
‫تا میای یه جا مستقر شی باید باز جابه‌جا بشی

158
00:08:47,735 --> 00:08:49,111
‫- قهوه می‌خوری؟
‫- آره لطفا

159
00:08:55,243 --> 00:08:58,829
‫- باریکلا کتی
‫- مرسی. مرسی سایمون

160
00:08:58,829 --> 00:08:59,997
‫خب حالا برنامه‌ت چیه؟

161
00:09:00,498 --> 00:09:05,336
‫خب یه نفر می‌خواد مستندم رو
فیلم سینمایی کنه

162
00:09:06,295 --> 00:09:08,631
‫- آره. فیلم...
‫- این...

163
00:09:09,799 --> 00:09:12,176
‫- عالیه. آره
‫- جدی؟

164
00:09:12,802 --> 00:09:14,387
‫- آره
‫- هرچند فکر نمی‌کنم آمریکایی‌ها

165
00:09:14,387 --> 00:09:17,557
‫بتونن با فرهنگ مدرسه
‫شبانه‌روزی ارتباط بگیرن

166
00:09:17,557 --> 00:09:19,183
‫- بعید می‌دونم
‫- آره

167
00:09:20,017 --> 00:09:22,061
‫آره ولی می‌خوان جودی فاستر
‫نقش اصلی رو بازی کنه

168
00:09:25,481 --> 00:09:26,524
‫- خیلی‌خب
‫- آره

169
00:09:28,818 --> 00:09:30,319
‫خب، جودی بازیگرِ خفنیه

170
00:09:30,319 --> 00:09:31,862
‫- همینو بگو!
‫- آره

171
00:09:31,862 --> 00:09:34,282
‫اگه خواستی درباره‌ش حرف بزنی بهم خبر بده

172
00:09:34,282 --> 00:09:35,866
‫- حتما
‫- چون من تجربه کار با...

173
00:09:35,866 --> 00:09:37,285
‫چندتا فیلمساز داشتم

174
00:09:37,285 --> 00:09:38,744
‫- آره می‌دونم
‫- باشه

175
00:09:38,744 --> 00:09:40,371
‫- مرسی سایمون
‫- خواهش می‌کنم کتی

176
00:09:43,165 --> 00:09:45,710
‫راست گفتی؟ قراره ازش اقتباس سینمایی بشه؟

177
00:09:46,252 --> 00:09:49,046
‫نه. فقط می‌خواستم واکنشش رو ببینم!

178
00:09:50,715 --> 00:09:51,674
‫خیلی بدی

179
00:09:52,300 --> 00:09:53,175
‫واقعا

180
00:10:03,185 --> 00:10:05,896
‫اینم از عکس‌هاتون، نگاتیوها و فلش

181
00:10:05,896 --> 00:10:09,358
‫فکر می‌کردم به خاطر محتوای حساس عکس‌ها

182
00:10:09,358 --> 00:10:13,154
‫زیر بار نرن چاپ‌شون کنن

183
00:10:13,779 --> 00:10:15,114
‫ولی هیچی نگفتن

184
00:10:15,990 --> 00:10:17,992
‫[رابرت ریونزکرافت. خصوصی و مهم.]

185
00:10:21,120 --> 00:10:22,371
‫دیگه مهمات داشتم

186
00:10:23,581 --> 00:10:25,708
‫فقط لازم بود یه نارنجک پرت کنم

187
00:10:25,708 --> 00:10:28,294
‫صحیح، باشه.
‫فقط اینجا کلیک کن. حله؟

188
00:10:28,294 --> 00:10:30,254
‫- روز خوش جناب
‫- روز خوش

189
00:10:33,758 --> 00:10:35,926
‫می‌دونی که افرادِ معدودی

190
00:10:35,926 --> 00:10:38,721
‫از وقایعی که الهام‌بخشِ این کتاب بودن،
‫خبر داشتن

191
00:10:39,805 --> 00:10:41,057
‫و خودت رو سرزنش می‌کنی که

192
00:10:41,057 --> 00:10:45,019
‫با همون دقت و جدیتی که
‫صرفِ موضوعاتِ دیگه می‌کردی

193
00:10:45,019 --> 00:10:47,146
‫این موضوع رو بررسی نکردی

194
00:10:50,399 --> 00:10:53,944
‫تو فقط یک بار نانسی بریگزستاک رو دیدی،
‫ اونم ده سال پیش

195
00:10:55,154 --> 00:10:58,449
‫و به این نتیجه می‌رسی که
‫شاید قدرتش رو دست کم گرفتی

196
00:11:01,410 --> 00:11:04,246
‫شاید اون پیرزنِ نحیف مرگ رو شکست داده

197
00:11:05,247 --> 00:11:07,833
‫و حالا داره سراغِ تو میاد

198
00:11:09,919 --> 00:11:11,253
‫- خانم بریگزستاک؟
‫- بله

199
00:11:12,963 --> 00:11:13,964
‫کاترین هستم

200
00:11:19,762 --> 00:11:22,515
‫- قهوه یا چای می‌خورین؟
‫- نه، مرسی

201
00:11:27,061 --> 00:11:29,105
‫تسلیت میگم

202
00:11:29,105 --> 00:11:30,189
‫جانم؟

203
00:11:32,650 --> 00:11:33,943
‫شوهر... شوهرتون...

204
00:11:33,943 --> 00:11:35,403
‫توی نامه‌تون نوشته بودین

205
00:11:35,403 --> 00:11:37,446
‫- شوهرتون از دنیا رفته
‫- آهان بله. ممنون

206
00:11:37,446 --> 00:11:38,489
‫بله

207
00:11:42,243 --> 00:11:46,997
‫خب چه کمکی از دستم برمیاد؟

208
00:11:50,084 --> 00:11:51,127
‫تو به من فکر می‌کنی؟

209
00:11:53,379 --> 00:11:56,674
‫چون من هر روز بهت فکر می‌کنم

210
00:11:59,051 --> 00:12:02,263
‫تعجب کردم دیگه خبری ازت نشد

211
00:12:03,514 --> 00:12:06,475
‫حتی به خودت زحمت ندادی مراسم ختم پسرم بیای

212
00:12:06,475 --> 00:12:08,561
‫گل هم نفرستادی

213
00:12:08,561 --> 00:12:10,813
‫آره. نـه

214
00:12:13,274 --> 00:12:14,275
‫بله، واقعا متأسفم

215
00:12:14,275 --> 00:12:15,860
‫این حداقل کاری بود که می‌تونستی بکنی

216
00:12:16,527 --> 00:12:19,280
‫با توجه به اون اتفاقات، کار درست این بود

217
00:12:20,072 --> 00:12:22,658
‫خودتم بچه داری.
‫باید این چیزها رو بفهمی

218
00:12:23,200 --> 00:12:25,119
‫الان که اینجام، خانم بریگزستاک

219
00:12:29,749 --> 00:12:34,295
‫وقتی اون اتفاق افتاد، به
‫پلیس گفتی پسرم رو نمی‌شناختی

220
00:12:35,129 --> 00:12:36,130
‫جاناتان

221
00:12:41,927 --> 00:12:42,928
‫ولی می‌شناختی

222
00:12:44,472 --> 00:12:46,348
‫می‌شناختیش، نه؟

223
00:12:52,313 --> 00:12:53,189
‫بله

224
00:12:55,524 --> 00:12:58,027
‫خب چرا دروغ گفتی؟
‫چرا راستش رو نگفتی؟

225
00:13:01,989 --> 00:13:06,577
‫فکر نمی‌کردم فایده‌ای داشته باشه

226
00:13:06,577 --> 00:13:08,329
‫فایده؟ برای کی؟ برای خودت؟

227
00:13:08,329 --> 00:13:09,830
‫نه، نه. برای هر کسی

228
00:13:09,830 --> 00:13:11,415
‫خیلی‌خب، آره. فراموشش کردی

229
00:13:11,415 --> 00:13:13,292
‫خودتو خلاص کردی

230
00:13:13,292 --> 00:13:15,544
‫قسر در رفتی. اینم صرفا برات یه رازِ مگو بود

231
00:13:16,462 --> 00:13:20,758
‫- نه
‫- زندگیِ من بعد از اون اتفاق جهنـم شد

232
00:13:21,884 --> 00:13:24,053
‫هر روزش جهنم بود

233
00:13:25,888 --> 00:13:28,015
‫مجبور شدم کارم رو ول کنم. همه‌چیم رو باختم

234
00:13:29,183 --> 00:13:30,810
‫بله. متأسفم

235
00:13:32,228 --> 00:13:35,523
‫خب اگه الان می‌خوای کار درست رو بکنی

236
00:13:35,523 --> 00:13:36,941
‫بهتره به حرف بیای

237
00:13:36,941 --> 00:13:39,360
‫چون این احتمالا آخرین فرصتت باشه

238
00:13:42,154 --> 00:13:44,532
‫فقط باید بدونین که برام
‫راحت نیست خانم بریگزستاک

239
00:13:44,532 --> 00:13:46,492
‫در واقع خیلی پیچیده‌ست...

240
00:13:46,492 --> 00:13:49,954
‫پیچیده‌ست؟ پیچیده؟
‫نه، نه، نه، نه، نه، هیچ هم پیچیده نیست

241
00:13:51,705 --> 00:13:54,959
‫- من دارم می‌میرم. سرطان لاعلاج دارم
‫- خیلی...

242
00:13:56,460 --> 00:13:57,503
‫خیلی متأسفم

243
00:13:59,004 --> 00:14:01,048
‫پس خیلی پیچیده نیست، نه؟

244
00:14:01,757 --> 00:14:03,926
‫متأسفم. فکر نمی‌کنم...

245
00:14:04,802 --> 00:14:07,263
‫فکر نمی‌کنم بتونم چیزی بگم که کمک‌تون کنه

246
00:14:07,263 --> 00:14:09,181
‫اسمِ پسرت نیکلاسه، درسته؟

247
00:14:10,724 --> 00:14:11,725
‫آره

248
00:14:12,268 --> 00:14:13,269
‫می‌خوام ببینمش

249
00:14:17,314 --> 00:14:18,148
‫جانم؟

250
00:14:18,148 --> 00:14:20,109
‫می‌خوام پسرت رو ببینم

251
00:14:21,610 --> 00:14:23,529
‫- نه
‫- فقط یه لحظه

252
00:14:23,529 --> 00:14:25,990
‫- نه، نه، ببخشید، نمیشه
‫- مطمئنم می‌تونی دلیلش رو درک کنی

253
00:14:25,990 --> 00:14:30,494
‫پسرت سالم و سرحال داره می‌چرخه درحالی‌که
‫پسرِ من زیر یه خروار خاک داره می‌پوسه

254
00:14:30,494 --> 00:14:32,872
‫نیکلاس جونش رو مدیونِ پسر منـه

255
00:14:32,872 --> 00:14:35,958
‫باید بدونه اگه جاناتان نبود الان زنده نبود

256
00:14:35,958 --> 00:14:38,168
‫ببخشید. اصلا اشتباه کردم اومدم اینجا

257
00:14:39,378 --> 00:14:40,963
‫واقعا شاهکاری!

258
00:14:40,963 --> 00:14:44,800
‫چطوری می‌تونی شب‌ها بخوابی؟
‫چطور می‌تونی با خودت کنار بیای؟

259
00:14:45,634 --> 00:14:48,304
‫بابتِ بیماری‌تون متأسفم
‫ولی کمکی از من ساخته نیست

260
00:14:48,304 --> 00:14:50,556
‫- اون پسرت رو نجات داد
‫- خب کاش نمی‌داد

261
00:14:51,348 --> 00:14:54,101
‫خسته نمیشی اینقدر نقش بازی می‌کنی؟

262
00:14:55,269 --> 00:14:56,896
‫آره، همینه. فرار کن. برو

263
00:14:56,896 --> 00:14:59,607
‫نانسی بریگزستاک سال 2011 مُرده

264
00:14:59,607 --> 00:15:02,151
‫- فقط شوهرش زنده مونده
‫- نه، نه، شوهرش مُرده

265
00:15:03,903 --> 00:15:05,279
‫نه، زنده‌ست

266
00:15:05,279 --> 00:15:08,490
‫اسمش استفان بریگزستاکـه و 77 سالشه

267
00:15:08,490 --> 00:15:11,911
‫معلم بازنشسته‌ست. فارغ‌التحصیلِ کمبریجه
‫و ساکنِ لندنـه

268
00:15:12,536 --> 00:15:14,288
‫اطلاعات تماسش رو داری؟

269
00:15:14,288 --> 00:15:16,332
‫- بیا. ادرس و شماره تلفن
‫- مرسی

270
00:15:16,332 --> 00:15:17,917
‫برات ایمیل هم کردم

271
00:15:20,169 --> 00:15:22,087
‫بهش زنگ نـزن

272
00:15:22,087 --> 00:15:25,424
‫فقط می‌خوام بدونم این چند سال
‫سرش به چه کاری گرم بوده

273
00:15:26,634 --> 00:15:27,760
‫خب، قضیه چیه؟

274
00:15:27,760 --> 00:15:29,678
‫« استفان بریگزستاک، بچه‌باز؟ »

275
00:15:29,762 --> 00:15:30,763
‫هنوز نمی‌دونم

276
00:15:33,223 --> 00:15:36,060
‫احتمالاً چیز خاصی نیست.
‫فقط...ممنون جیسو.

277
00:15:36,060 --> 00:15:37,978
‫- مرسی
‫- خواهش

278
00:15:40,856 --> 00:15:43,776
‫واسه چیزی که تهدیدت می‌کنه
‫یه اسم و یه چهره پیدا کردی

279
00:15:45,069 --> 00:15:47,363
‫افسار این فرآیند رو دست گرفتی

280
00:15:48,656 --> 00:15:50,491
‫تمرکزت رو دوباره بدست آوردی

281
00:15:52,409 --> 00:15:53,786
‫دوباره حس امنیت داری...

282
00:15:55,454 --> 00:15:59,124
‫ولی متوجهی که باید استفان بریگزستاک رو
‫گیر بندازی

283
00:15:59,124 --> 00:16:01,210
‫قبل اینکه بتونه به کسی صدمه‌ی جدی بزنه

284
00:16:01,210 --> 00:16:03,212
‫« پیامک از رابرت: بی‌صبرانه
‫منتظر یه قرار شام هستم »

285
00:16:38,288 --> 00:16:39,748
‫درها در حال بسته شدن

286
00:16:48,298 --> 00:16:50,968
‫سلام، صندوق هوپ. جنیس صحبت می‌کنه.
‫تماس‌تون رو به کجا وصل کنم؟

287
00:16:58,100 --> 00:16:59,101
‫« صندوق خیریه‌ی هوپ »

288
00:16:59,101 --> 00:17:00,102
‫ببخشید؟

289
00:17:00,686 --> 00:17:01,937
‫بله. چه کمکی ازم برمیاد؟

290
00:17:01,937 --> 00:17:05,649
‫بله. یه بسته دارم واسه آقای رابرت ریونسکرافت

291
00:17:06,608 --> 00:17:08,944
‫می‌‌تونستید همون پایین به پذیرش تحویل بدید

292
00:17:08,944 --> 00:17:12,114
‫بله می‌‌دونم، ولی منتظرشـه و

293
00:17:12,114 --> 00:17:14,199
‫به من گفتن

294
00:17:14,199 --> 00:17:18,746
‫حواسم باشه صحیح و سالم به دستش می‌رسه

295
00:17:18,746 --> 00:17:20,748
‫- به منشیش میگم
‫- ممنون

296
00:17:39,224 --> 00:17:40,267
‫آسانسور در حال رفتن به پایین

297
00:17:41,018 --> 00:17:42,186
‫درها در حال بسته شدن

298
00:17:44,897 --> 00:17:46,356
‫- سلام، رکس
‫- سلام، کاترین

299
00:17:46,356 --> 00:17:49,276
‫- وضعیت صید چطوره؟
‫- عالیه. تازه رسیده

300
00:17:49,276 --> 00:17:51,445
‫عه، چه خوب. دو تا می‌خوام. مرسی

301
00:17:51,445 --> 00:17:53,238
‫حتماً. پاکشون کنم؟

302
00:17:53,238 --> 00:17:54,698
‫نه. فقط سرشون رو جدا کن

303
00:17:54,698 --> 00:17:55,783
‫- باشه
‫- ممنون

304
00:17:57,826 --> 00:17:59,787
‫اوایل رابطه‌ات،

305
00:17:59,787 --> 00:18:02,039
‫با رابرت یه سفر رفتی پاریس

306
00:18:03,540 --> 00:18:06,043
‫توی یه رستوران در «ایل سن لویی»،

307
00:18:06,043 --> 00:18:08,879
‫جفت‌تون «سول میونیق» خوردید که
‫اون خیلی دوست داشت

308
00:18:12,007 --> 00:18:15,636
‫تو آشپز حرفه‌ای نیستی،
‫ولی اون دستور پخت رو یاد گرفتی

309
00:18:16,470 --> 00:18:19,765
‫هر بار که می‌خوای دوباره
‫اون اوقات شادتر و راحت‌تر رو

310
00:18:19,765 --> 00:18:22,935
‫برای خودت و رابرت تداعی کنی،
‫این غذا رو می‌پزی

311
00:18:24,478 --> 00:18:25,437
‫یه شاخه اضافی برداشتم

312
00:18:26,355 --> 00:18:28,649
‫- سرشون رو می‌خوای؟
‫- نه، نه. باشه پیش خودت

313
00:18:28,649 --> 00:18:30,275
‫- اونا رو بده به اِما
‫- حتماً. ممنون

314
00:18:30,275 --> 00:18:31,360
‫- می‌بینمت
‫- خیلی‌خب. خداحافظ

315
00:18:35,906 --> 00:18:36,907
‫رابرت

316
00:18:37,449 --> 00:18:41,078
‫اینا همون پرونده‌هایی بود که می‌خواستی و
‫این بسته هم کمی قبل‌تر رسید

317
00:18:41,078 --> 00:18:42,704
‫گفتن منتظرشی

318
00:18:42,704 --> 00:18:44,414
‫ممنون. بذارش روی میز لطفاً

319
00:18:44,915 --> 00:18:45,916
‫چیز دیگه‌ای لازم داری، رابرت؟

320
00:18:45,916 --> 00:18:47,835
‫نه. دیگه کاری نیست.
‫شب خوبی داشته باشی، امیلی.

321
00:18:47,835 --> 00:18:48,961
‫ممنون. تو هم همینطور رابرت

322
00:18:49,461 --> 00:18:50,796
‫اگه میشه در رو باز بذار

323
00:18:50,796 --> 00:18:51,880
‫آره

324
00:18:51,880 --> 00:18:53,507
‫رابرت مدیر شرکتیـه که

325
00:18:53,507 --> 00:18:56,635
‫امور چندین سازمان مردم‌نهاد رو در دست داره،

326
00:18:57,594 --> 00:19:02,307
‫خیلی‌هاشون توسط خانواده‌اش واسه
‫اهداف خیریه‌ای و اعتبار تأسیس شدن

327
00:19:03,517 --> 00:19:08,564
‫ولی بعلاوه، میشه باهاشون قوانینِ
‫ضد پولشویی رو هم دور زد

328
00:19:10,274 --> 00:19:13,277
‫« سراسر بیگانه، ای‌جی پرستون »

329
00:19:33,213 --> 00:19:35,883
‫امیلی! امیلی!

330
00:19:45,017 --> 00:19:45,851
‫امیلی!

331
00:19:45,851 --> 00:19:48,187
‫- رابرت؟
‫- شرمنده، امیلی

332
00:19:48,187 --> 00:19:49,897
‫این از کجا اومده؟

333
00:19:50,856 --> 00:19:52,357
‫یکی به پذیرش تحویلش داد

334
00:19:52,357 --> 00:19:54,818
‫- کی؟
‫- جنیس گفت یه پیرمرد بوده

335
00:19:54,818 --> 00:19:57,654
‫گفت منتظرش هستید.
‫چیز دیگه‌ای نگفت.

336
00:19:57,654 --> 00:20:00,741
‫این مرد قیافه‌اش چه شکلی بود؟

337
00:20:00,741 --> 00:20:05,537
‫گفت ظاهرش نامرتب و شلخته بود،
‫ولی مؤدب بود

338
00:20:05,537 --> 00:20:07,873
‫اینجا نموند، فقط پاکت رو داد و رفت

339
00:20:07,873 --> 00:20:09,166
‫- مشکلی هست؟
‫- نه، نه، نه

340
00:20:09,166 --> 00:20:10,918
‫مشکلی نیست. ممنون.
‫صبح می‌بینمت.

341
00:20:10,918 --> 00:20:12,711
‫- شب بخیر، آقای ریونسکرافت
‫- شب بخیر. ممنون

342
00:20:12,711 --> 00:20:13,962
‫درها در حال بسته شدن

343
00:20:23,096 --> 00:20:23,889
‫وای خدا

344
00:20:45,327 --> 00:20:47,746
‫همیشه هر هفته به مادرت زنگ می‌زنی

345
00:20:48,872 --> 00:20:52,793
‫هرچند، اخیراً، این تماس‌ها
‫سَرسَری بودن، مکالمات بی‌دقت و

346
00:20:53,460 --> 00:20:56,004
‫حس می‌کنی حقش بیشتر از ایناست

347
00:20:58,423 --> 00:21:02,552
‫مادرت کم‌کم تاریخ‌ها و زمان‌ها رو قاتی می‌کنه،

348
00:21:03,512 --> 00:21:07,307
‫ولی هنوز جای نگرانی نیست

349
00:21:09,643 --> 00:21:10,644
‫الو؟

350
00:21:10,644 --> 00:21:12,688
‫مامان. حالت چطوره؟

351
00:21:12,688 --> 00:21:13,772
‫این هفته برات چطور گذشت؟

352
00:21:14,398 --> 00:21:15,816
‫عالی. ممنون

353
00:21:15,816 --> 00:21:17,859
‫ساکت بود، ولی خیلی خوب

354
00:21:17,859 --> 00:21:19,653
‫کِی از تعطیلات برگشتی؟

355
00:21:19,653 --> 00:21:21,571
‫خیلی وقتـه برگشتم

356
00:21:21,571 --> 00:21:25,117
‫از اون موقع چندین دفعه دیدمت

357
00:21:26,368 --> 00:21:29,204
‫- رفتی بچه‌ی جدید اِما رو دیدی؟
‫- آره. اومدن دنبالم

358
00:21:29,204 --> 00:21:30,914
‫خیلی لطف داشتن

359
00:21:30,914 --> 00:21:33,834
‫- وروجکِ کوچولو. یه بند می‎‌خندید
‫- جدی؟

360
00:21:34,668 --> 00:21:36,795
‫چه خبر از نیک و کارش؟

361
00:21:36,795 --> 00:21:39,840
‫آره. آره، گمونم از کارش راضیـه

362
00:21:39,840 --> 00:21:41,508
‫آره، واقعاً راضیـه

363
00:21:41,508 --> 00:21:43,302
‫خیلی هم عالی. الحق پسر باهوشیـه

364
00:21:44,469 --> 00:21:47,639
‫شرمنده که این چند هفته بهت سر نزدم

365
00:21:47,639 --> 00:21:50,809
‫همه چی به‌هم ریخته بود.
‫دردسر اسباب‌کشی و اینا دیگه.

366
00:21:50,809 --> 00:21:53,186
‫خل شدی؟ همین دو روز پیش اومدی که

367
00:21:53,854 --> 00:21:56,189
‫دیروز که دیدمت خوشحال شدم

368
00:21:57,899 --> 00:22:01,653
‫نه مامان، دو هفته‌ست که نیومدم

369
00:22:02,404 --> 00:22:03,697
‫می‌دونی، من و رابرت اسباب‌کشی کردیم

370
00:22:04,239 --> 00:22:05,365
‫نمی‌دونستم

371
00:22:05,365 --> 00:22:07,159
‫خونه‌مون رو عوض کردیم

372
00:22:08,660 --> 00:22:12,497
‫ببین، چطوره یه ناهار خانوادگی با هم بخوریم؟

373
00:22:12,497 --> 00:22:17,169
‫می‌تونم نیک رو هم بگم بیاد.
‫بیام دنبالت؟

374
00:22:17,169 --> 00:22:20,130
‫نه، لازم نیست بیای دنبالم، کاترین.
‫می‌تونم با اتوبوس بیام.

375
00:22:20,964 --> 00:22:23,550
‫خیلی‌خب. می‌تونیم درموردش حرف بزنیم

376
00:22:24,885 --> 00:22:27,471
‫آلینا چطوره؟
‫حواسش به همه چی هست؟

377
00:22:27,471 --> 00:22:28,889
‫خوبه

378
00:22:28,889 --> 00:22:31,224
‫خیلی‌خب. می‌خوای بیشتر بهت سر بزنه؟

379
00:22:31,892 --> 00:22:34,728
‫یعنی طول هفته هر روز بیاد

380
00:22:34,728 --> 00:22:36,438
‫وای خدا، نه. نه

381
00:22:36,438 --> 00:22:38,398
‫می‌شینیم با هم تلوزیون می‌بینیم

382
00:22:38,398 --> 00:22:40,692
‫مبل بوی ادویه کاری گرفته

383
00:22:41,318 --> 00:22:44,988
‫- خب، لابد خیلی دوستت داره پس
‫- اون حرف نداره

384
00:22:44,988 --> 00:22:49,242
‫خیلی‌خب مامان. آره،
‫بهتره برگردم سر آماده کردنِ شام و...

385
00:22:49,868 --> 00:22:52,079
‫- ولی باز بهت زنگ می‌زنم. خب؟
‫- باشه، عزیزم

386
00:22:52,079 --> 00:22:54,331
‫- دوستت دارم. آره. خداحافظ
‫- خداحافظ. مراقبت کن. خداحافظ

387
00:22:58,085 --> 00:23:01,838
‫می‌دونی که دلت نمی‌خواد قبول کنی
‫وضع مادرت رو به وخامت میره

388
00:23:03,048 --> 00:23:06,843
‫هنوز جدی نیست،
‫ولی بالأخره به چشم میاد

389
00:23:07,552 --> 00:23:14,559
‫« شام ساعت 7 حاضره،
‫انگشت‌هات رو می‌خوری! بوس بوس »

390
00:23:15,977 --> 00:23:17,813
‫حین سفر ایتالیا

391
00:23:19,481 --> 00:23:22,150
‫یادش میاد که یه جاهایی
‫از اون تعطیلات رو حضور نداشت

392
00:23:23,902 --> 00:23:25,070
‫زودتر با پرواز برگشت خونه و

393
00:23:26,238 --> 00:23:28,490
‫کاترین و نیکلاس رو تنها گذاشت

394
00:23:28,490 --> 00:23:30,492
‫کاترین: « شام ساعت 7 حاضره،
‫انگشت‌هات رو می‌خوری! بوس بوس »

395
00:23:36,164 --> 00:23:37,916
‫- الو؟
‫- نیک. سلام، منم پدرت

396
00:23:40,043 --> 00:23:41,211
‫سلام

397
00:23:42,337 --> 00:23:43,922
‫گوش کن، غذا خوردی؟

398
00:23:44,923 --> 00:23:45,966
‫نه

399
00:23:46,466 --> 00:23:48,218
‫خب، میام پیشت و

400
00:23:48,218 --> 00:23:49,344
‫شام می‌برمت بیرون

401
00:23:50,095 --> 00:23:52,722
‫کارم تا دیروقت طول کشید و
‫دارم از گشنگی تلف میشم

402
00:23:56,351 --> 00:23:57,769
‫زیاد طولش نمیدم

403
00:23:57,769 --> 00:24:01,064
‫می‌ریم همون باری که نزدیکتـه.
‫اتفاقاً سر راه مسیرم تا خونه‌ست.

404
00:24:01,773 --> 00:24:03,483
‫راستی مامان داره سعی می‌کنه
‫باهات تماس بگیره

405
00:24:03,483 --> 00:24:04,818
‫آره. آره. آره. می‌دونم. می‌دونم

406
00:24:04,818 --> 00:24:06,653
‫باهاش حرف زدم،
‫جای نگرانی نیست

407
00:24:08,280 --> 00:24:10,157
‫زودی می‌بینمت، پسرک

408
00:24:11,741 --> 00:24:12,742
‫باشه

409
00:24:46,109 --> 00:24:51,114
‫« شام حاضره؟ بوس بوس »

410
00:24:55,118 --> 00:24:57,954
‫رابرت جواب پیامک‌ها و تماس‌هات رو نمیده

411
00:24:59,372 --> 00:25:03,627
‫این آزارت میده.
‫حتی زنگ نزده عذرخواهی کنه.

412
00:25:06,171 --> 00:25:10,300
‫فکر می‌کنی خودخواه شده.
‫اصلاً به فکرت نیست.

413
00:25:12,761 --> 00:25:13,762
‫ناراحتی

414
00:25:16,097 --> 00:25:21,478
‫« ساعت 7:45 شد.
‫کاش زودتر بهم خبر می‌دادی که نمیای »

415
00:25:32,489 --> 00:25:34,032
‫کاترین اشتباه می‌کنه

416
00:25:35,116 --> 00:25:38,787
‫این دو ساعتِ گذشته،
‫تمام فکر و ذکر رابرت، کاترین بوده

417
00:25:42,123 --> 00:25:43,959
‫قبل آشناییش با کاترین،

418
00:25:43,959 --> 00:25:46,503
‫رابرت تجربه احساسی چندانی نداشت

419
00:25:47,087 --> 00:25:49,839
‫و هرچند هیچ‌وقت در این باره صحبتی نکردن،
‫[کاترین: چی شده؟]

420
00:25:50,924 --> 00:25:54,594
‫همیشه می‌ترسید که نکنه
‫کاترین ازش باتجربه‌تر باشه

421
00:25:56,596 --> 00:25:58,807
‫این همیشه حس اعتماد به نفس رو ازش می‌گرفت

422
00:26:13,989 --> 00:26:16,575
‫- بریم؟
‫- هنوز حاضر نیستم

423
00:26:16,575 --> 00:26:18,368
‫مشکلی نیست. میام بالا منتظر میشم

424
00:26:44,185 --> 00:26:45,812
‫بشین. کسی نیست

425
00:26:51,651 --> 00:26:53,528
‫از خونه‌اش بوی مواد مخدر میاد

426
00:26:55,155 --> 00:26:56,281
‫از سه ماه پیش که

427
00:26:56,281 --> 00:27:00,952
‫با کاترین به نیکلاس کمک کردن به اونجا
‫اسباب‌کشی کنه، رابرت به اونجا سر نزده بود

428
00:27:02,495 --> 00:27:04,289
‫حالش از آپارتمان به‌هم خورد،

429
00:27:05,498 --> 00:27:09,628
‫ولی واسه خودش اینطوری توجیه کرد که
‫توی آپارتمانی پر از دانشجو، جز این انتظار نمیره

430
00:27:11,504 --> 00:27:14,132
‫فقط نیکلاس دانشجو نبود

431
00:27:16,885 --> 00:27:18,511
‫رابرت نمی‌خواست قبول کنه

432
00:27:18,511 --> 00:27:22,098
‫ولی عمیقاً از نیکلاس ناامید شده بود

433
00:27:23,767 --> 00:27:27,646
‫به خودش میگه که پسرش یه زمان
‫پر از استعداد و پتانسیل بود و

434
00:27:28,813 --> 00:27:32,025
‫عصبانیتش از کاترین
‫از یه جهت دیگه شدت می‌گیره

435
00:27:34,569 --> 00:27:35,612
‫این تقصیر کاترینـه

436
00:27:36,988 --> 00:27:41,242
‫اون همیشه کار و لذت خودش رو
‫توی اولویت قرار میده

437
00:27:41,242 --> 00:27:42,786
‫از پسر خودش غفلت می‌کنه

438
00:27:44,663 --> 00:27:47,457
‫و حالا نیکلاس رو از خودش دور کرده

439
00:27:49,417 --> 00:27:50,669
‫رابرت رو قانع کرد که

440
00:27:50,669 --> 00:27:53,672
‫واسش بهتره که مستقل باشه

441
00:27:55,423 --> 00:27:56,800
‫زود باش رفیق. بریم «مونت‌پلیه»؟

442
00:27:57,801 --> 00:28:00,261
‫از اون کروکت‌های خوک دارن که
‫واسش سر و دست می‌شکونی

443
00:28:02,347 --> 00:28:04,557
‫می‌تونی بیرون منتظر باشی.
‫یه دقیقه‌ای میام.

444
00:28:05,183 --> 00:28:06,267
‫عجله نکن، رفیق

445
00:28:45,432 --> 00:28:47,100
‫آره، کنجکاوم که به کجا می‌رسی

446
00:28:47,100 --> 00:28:49,102
‫نه، اگه بتونم توش مشارکت داشته باشم و

447
00:28:49,102 --> 00:28:51,020
‫پول بیشتری به جیب بزنم، عالی میشه

448
00:28:51,020 --> 00:28:52,313
‫عالیه

449
00:28:52,313 --> 00:28:53,523
‫نمی‌دونم. شاید

450
00:28:53,523 --> 00:28:55,191
‫گمونم دلم می‌خواد واردِ...

451
00:28:55,191 --> 00:28:58,361
‫کار مدیریت و این چیزا بشم

452
00:28:58,361 --> 00:29:02,365
‫حتی یه برنامه‌ی پنج ساله بهم دادن

453
00:29:02,907 --> 00:29:05,744
‫گمونم گفتن بعد یک ماه آموزش تمومه و

454
00:29:06,286 --> 00:29:08,747
‫بعدش شامل مزایای کارکنان و این چیزا میشم

455
00:29:08,747 --> 00:29:12,542
‫یعنی، بهتر از این نمیشه، نه؟

456
00:29:13,126 --> 00:29:15,712
‫آره. آره. آره، محشره

457
00:29:16,629 --> 00:29:20,175
‫خب، اوضاع توی آپارتمان چطوره؟

458
00:29:21,092 --> 00:29:22,677
‫این اواخر زیاد اونجا نبودم

459
00:29:23,762 --> 00:29:26,431
‫- چرا؟
‫- یه دختری هست که باهاش آشنا شدم و

460
00:29:27,098 --> 00:29:30,393
‫اکثر اوقاتم توی خونه‌ی اون می‌گذره

461
00:29:30,393 --> 00:29:31,478
‫بیشتر ازش برام بگو

462
00:29:32,687 --> 00:29:34,439
‫چیز زیادی واسه گفتن نیست

463
00:29:36,107 --> 00:29:37,984
‫فکر نکنم باب سلیقه‌ی مامان باشه

464
00:29:37,984 --> 00:29:41,154
‫ربطی به مادرت نداره که.
‫اون کی باشه قضاوتت کنه؟

465
00:29:42,614 --> 00:29:44,365
‫خب این دختره، چطوریاست؟

466
00:29:46,075 --> 00:29:48,620
‫خدا خدا می‌کنیم این تابستون بریم سفر،

467
00:29:48,620 --> 00:29:50,914
‫ولی مطمئن نیستم بتونم پولش رو جور کنم

468
00:29:50,914 --> 00:29:52,248
‫کجا برید؟

469
00:29:52,248 --> 00:29:53,666
‫یه جای ارزون

470
00:29:54,793 --> 00:29:56,836
‫مثلاً مایورکا یا اسپانیا

471
00:29:56,836 --> 00:29:57,921
‫ایتالیا چطور؟

472
00:29:59,005 --> 00:30:00,757
‫گمونم آره. سواحل‌شون قشنگـه؟

473
00:30:00,757 --> 00:30:01,925
‫آره، البته که قشنگـه

474
00:30:02,509 --> 00:30:05,720
‫مگه اون تعطیلاتی که وقتی بچه بودی
‫رفتیم ایتالیا رو یادت نیست؟

475
00:30:05,720 --> 00:30:07,764
‫- نه
‫- آره، پنج سالت بود

476
00:30:07,764 --> 00:30:10,600
‫به خاطر کارم مجبور شدم
‫وسط سفر برگردم خونه

477
00:30:10,600 --> 00:30:12,727
‫مامان و تو رو تنها گذاشتم

478
00:30:12,727 --> 00:30:15,688
‫- خاطره‌ی واضحی ازش توی ذهنم نیست
‫- آره. فقط یه چند روز بود

479
00:30:15,688 --> 00:30:18,107
‫اون موقع خیلی بابت رفتنم ناراحت شدم

480
00:30:18,107 --> 00:30:20,902
‫نباید با مامانی جونت تنهات می‌ذاشتم

481
00:30:20,902 --> 00:30:23,238
‫لازم نیست ناراحت بشی، پدر،
‫چون من یادم نمیاد

482
00:30:23,238 --> 00:30:25,114
‫نه، ولی ناراحتم... بدجور

483
00:30:25,114 --> 00:30:26,282
‫مطمئنی چیزی یادت نمیاد؟

484
00:30:26,282 --> 00:30:28,409
‫مامانی با یکی از دوستاش ملاقات نکرد؟

485
00:30:28,409 --> 00:30:31,913
‫دارم میگم، چیزی یادم نیست

486
00:30:40,296 --> 00:30:43,633
‫باید با دوستت بری یه جای خوب.
‫کمکت می‌کنم.

487
00:30:44,509 --> 00:30:47,887
‫من که از خدامـه، ولی مامان راضی نمیشه

488
00:30:48,638 --> 00:30:52,433
‫میگه خلاف قوانینـه و
‫باید خودم راست و ریستش کنم

489
00:30:52,433 --> 00:30:53,643
‫خب پس، گور باباش

490
00:30:58,439 --> 00:30:59,440
‫ممنون

491
00:31:01,484 --> 00:31:03,361
‫- یه بطری دیگه می‌خوای؟
‫- نه، همین کافیه واسم

492
00:31:03,361 --> 00:31:05,071
‫به طرز غیر قابل توجیهی وحشتناکـه

493
00:31:05,947 --> 00:31:07,365
‫خیلی‌خب. الان برمی‌گردم

494
00:31:52,660 --> 00:31:53,620
‫چی شده؟

495
00:31:56,205 --> 00:31:57,415
‫عزیزم؟

496
00:32:16,601 --> 00:32:18,311
‫وای خدا

497
00:32:18,311 --> 00:32:19,771
‫اینا رو فرستادن دفتر

498
00:32:22,357 --> 00:32:23,358
‫کی فرستاده؟

499
00:32:24,025 --> 00:32:25,026
‫نمی‌دونم

500
00:32:25,026 --> 00:32:26,527
‫دیگه کی اینا رو داره؟

501
00:32:26,527 --> 00:32:28,029
‫نمی‌دونم

502
00:32:28,029 --> 00:32:29,489
‫نمی‌دونی؟

503
00:32:29,489 --> 00:32:32,158
‫اینا ممکنه هر لحظه توی
‫اینترنت پخش بشن. بگیر بشین

504
00:32:33,409 --> 00:32:34,619
‫نگاهشون کن

505
00:32:35,119 --> 00:32:36,329
‫کی اینا رو بهت داده؟

506
00:32:36,329 --> 00:32:37,413
‫نگاهشون کن

507
00:32:38,039 --> 00:32:39,123
‫خواهش می‌کنم، من...

508
00:32:41,626 --> 00:32:42,752
‫با دقت نگاهشون کن

509
00:32:43,378 --> 00:32:46,214
‫خواهش می‌کنم، رابرت.
‫می‌تونم توضیح بدم.

510
00:32:46,214 --> 00:32:49,592
‫من فقط...عزیزم، خواهش می‌کنم بس کن

511
00:32:52,261 --> 00:32:53,262
‫چطور تونستی؟

512
00:32:55,890 --> 00:32:56,933
‫خیلی متأسفم

513
00:32:58,810 --> 00:33:00,311
‫وای خدا، باید بهت می‌گفتم

514
00:33:00,311 --> 00:33:01,646
‫دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟

515
00:33:01,646 --> 00:33:03,022
‫اینطوری نیست که...

516
00:33:05,358 --> 00:33:07,402
‫مالِ خیلی وقت پیشـه. من...

517
00:33:07,402 --> 00:33:10,321
‫دقیقاً می‌دونم چه زمانی بوده.
‫خیلی خوب یادمه.

518
00:33:10,321 --> 00:33:11,739
‫آره می‌دونم. باید بهت می‌گفتم

519
00:33:11,739 --> 00:33:14,033
‫تا جایی که یادمـه،
‫اون موقع به ندرت دعوا داشتیم

520
00:33:14,033 --> 00:33:16,119
‫واسه همین این لباس کوفتی رو برات خریدم

521
00:33:16,119 --> 00:33:19,497
‫رابرت، بس کن. بهت میگم،
‫ولی فقط گوش کن.

522
00:33:19,497 --> 00:33:21,332
‫- حالا با عقل جور در میاد
‫- اگه گوش کنی برات میگم

523
00:33:21,332 --> 00:33:22,542
‫چون بعد از اون تعطیلات...

524
00:33:22,542 --> 00:33:24,961
‫بعد از اون...
‫بذار حرف بزنم، کاترین

525
00:33:24,961 --> 00:33:26,796
‫بعد از همون تعطیلات کوفتی بود که

526
00:33:26,796 --> 00:33:29,507
‫بهم گفتی می‌خوای برگردی سر کارت

527
00:33:29,507 --> 00:33:31,342
‫- آره، خب...
‫- آره. گفتی «من افسرده شدم.

528
00:33:31,342 --> 00:33:33,803
‫دلم واسه کارم تنگ شده.
‫دیگه خودم رو نمی‌شناسم.»

529
00:33:33,803 --> 00:33:34,971
‫مزخرف گفتی

530
00:33:34,971 --> 00:33:37,557
‫از مادر بودن خسته شده بودی.
‫از ازدواج با من خسته شده بودی.

531
00:33:37,557 --> 00:33:39,267
‫- نه. نه. نه
‫- نه، خسته شده بودی و

532
00:33:39,267 --> 00:33:41,894
‫- باید توجه بقیه رو به خودت جلب می‌کردی
‫- نه، رابرت، اینطور...

533
00:33:41,894 --> 00:33:43,771
‫خدا می‌دونه چند بار اتفاق افتاده

534
00:33:43,771 --> 00:33:45,523
‫اون همه سفر کاری کوفتی رفتی

535
00:33:45,523 --> 00:33:47,775
‫نه، نه، نه، نه. رابرت، خواهش می‌کنم

536
00:33:47,775 --> 00:33:48,568
‫عجیب نیست که هر وقت می‌خوام باهات
‫وقت بگذرونم میگی میگرنم عود کرده

537
00:33:48,568 --> 00:33:49,068
‫می‌دونم. متأسفم

538
00:33:49,068 --> 00:33:51,237
‫- دلیلش این نیست که بهونه بیارم
‫- تابلوئـه هیچوقت واست کافی نبودم

539
00:33:51,237 --> 00:33:53,072
‫نه، نه. بودی. بودی.
‫هستی، عزیزم.

540
00:33:53,072 --> 00:33:56,200
‫باید به حرف خانواده‌ام گوش می‌دادم.
‫راجع به توی لعنتی بهم هشدار داده بودن!

541
00:33:56,200 --> 00:33:58,870
‫عزیزم، لطفاً بس کن.
‫اگه میشه بهم گوش کن عزیزم.

542
00:33:58,870 --> 00:34:00,204
‫بهت گوش بدم؟

543
00:34:02,123 --> 00:34:04,584
‫نمی‌خواستم اونجا تنهامون بذاری

544
00:34:06,419 --> 00:34:07,420
‫یادتـه؟

545
00:34:07,920 --> 00:34:09,756
‫ازت خواستم نری.
‫برنگردی سر کار،

546
00:34:09,756 --> 00:34:11,466
‫من و نیک رو تنها نذاری

547
00:34:11,466 --> 00:34:14,010
‫یادتـه؟ چون نمی‌خواستم تنها باشم.
‫می‌خواستم...

548
00:34:14,010 --> 00:34:15,970
‫بابا تو دیگه کی هستی.
‫داری میگی این...

549
00:34:15,970 --> 00:34:18,222
‫- نه. می‌خواستم با...
‫- داری میگی این تقصیر منـه

550
00:34:18,222 --> 00:34:20,058
‫- نه، نه، نه، نه
‫- البته، همیشه قربانی تویی

551
00:34:20,058 --> 00:34:21,142
‫مگه نه؟

552
00:34:21,142 --> 00:34:22,435
‫خب، آره، هستم. من...

553
00:34:22,435 --> 00:34:25,188
‫نه، نه، نه. واقعاً خیال می‌کنی
‫می‌تونی همه چی رو توجیه کنی، نه؟

554
00:34:25,188 --> 00:34:27,607
‫می‌تونی همه‌ی اطرافیانت رو بازی بدی و

555
00:34:27,607 --> 00:34:29,692
‫خودت رو کاترینِ مقدس جا بزنی؟

556
00:34:29,692 --> 00:34:31,277
‫نامرد نباش

557
00:34:31,277 --> 00:34:34,280
‫من شدم نامرد؟ کاترین

558
00:34:38,117 --> 00:34:39,285
‫خب، ادامه داشت؟

559
00:34:41,245 --> 00:34:42,663
‫- نه
‫- کی بود؟

560
00:34:43,915 --> 00:34:44,791
‫اون...

561
00:34:44,791 --> 00:34:46,793
‫- می‌خوام بدونم کدوم خری بوده
‫- عزیزم خواهش می‌کنم

562
00:34:46,793 --> 00:34:48,544
‫یه پیشخدمت ایتالیایی؟

563
00:34:48,544 --> 00:34:50,421
‫- نه
‫- یه دیدار تصادفی حین تعطیلات بود؟

564
00:34:50,421 --> 00:34:52,799
‫- مثلاً یه نوجوونِ عاشق پیشه.؟
‫- نه

565
00:34:52,799 --> 00:34:55,343
‫یا مثلاً یه توریستِ بریتانیایی که
‫اومده بوده تور تفریحی؟

566
00:34:55,343 --> 00:34:57,011
‫- آفتاب گرفتید، چندتا نوشیدنی خوردید و...
‫- نه

567
00:34:57,011 --> 00:34:58,096
‫نمی‌دونم

568
00:34:58,096 --> 00:35:00,598
‫البته، معمولاً بچه‌هاشون رو
‫با خودشون نمی‌برن، مگه نه؟

569
00:35:00,598 --> 00:35:03,976
‫می‌دونم. ولی اینطوری نبود

570
00:35:03,976 --> 00:35:07,188
‫خب، چطوری بود؟
‫چون داشته از نیک هم عکس می‌گرفته

571
00:35:08,606 --> 00:35:10,525
‫پسرمون اونجا بود. پسرمون!

572
00:35:10,525 --> 00:35:14,654
‫- می‌دونم. متأسفم. خیلی متأسفم
‫- چطور تونستی این کار رو باهاش بکنی؟

573
00:35:15,446 --> 00:35:17,281
‫با من بکنی یه چیزه، ولی با اون آخه؟!

574
00:35:18,616 --> 00:35:20,284
‫بیخود نیست که سال به سال باهات حرف نمی‌زنه

575
00:35:20,284 --> 00:35:22,453
‫بیخود نیست که حتی نمی‌تونه نگاهت کنه

576
00:35:23,371 --> 00:35:24,872
‫علتش چیزاییـه که دیده؟

577
00:35:27,041 --> 00:35:29,502
‫- نه، نه، نه
‫- این اتفاقات رو دیده؟

578
00:35:29,502 --> 00:35:30,920
‫یا شنیده؟

579
00:35:30,920 --> 00:35:34,048
‫نه، نیک هیچی نشنیده.
‫قسم می‌خورم.

580
00:35:34,757 --> 00:35:36,425
‫عالیه. تو بهترین مادر تاریخی

581
00:35:36,425 --> 00:35:38,094
‫چطوره اینم بذاریم کنار بقیه‌ی جوایزت؟

582
00:35:38,094 --> 00:35:39,846
‫من مادر افتضاحی هستم. خودم می‌دونم

583
00:35:39,846 --> 00:35:42,348
‫ولی اون هیچی نشنید.
‫اون هیچی نمی‌دونه.

584
00:35:42,348 --> 00:35:45,268
‫اون این کتاب رو خونده، مگه نه کاترین؟

585
00:35:45,268 --> 00:35:47,478
‫آره می‌دونم خونده.
‫ولی به ارتباطش پی نبرده.

586
00:35:47,478 --> 00:35:48,938
‫- بابا تو دیگه کی هستی
‫- خب...

587
00:35:56,070 --> 00:35:57,155
‫نویسنده‌اش اونـه؟

588
00:35:58,281 --> 00:36:00,032
‫چی گفتی؟ نشنیدم

589
00:36:01,784 --> 00:36:04,078
‫- نمی‌تونسته اون باشه
‫- پس کی نوشته؟

590
00:36:04,745 --> 00:36:05,788
‫نمی‌دونم

591
00:36:05,788 --> 00:36:07,748
‫- پدرش، فکر کنم
‫- پدرش؟

592
00:36:07,748 --> 00:36:09,208
‫آره. فکر کنم پدرش بوده

593
00:36:09,208 --> 00:36:11,169
‫وای خدا. عوضی بچه بوده، مگه نه؟

594
00:36:11,169 --> 00:36:12,253
‫چند سالش بود؟

595
00:36:12,253 --> 00:36:14,505
‫اون مُرده. اون مُرد

596
00:36:26,434 --> 00:36:27,685
‫واسه همین بهم نگفتی

597
00:36:27,685 --> 00:36:29,812
‫خیال کردی قسر در رفتی

598
00:36:29,812 --> 00:36:31,898
‫نه، فکر کردم می‌تونم فراموشش کنم

599
00:36:31,898 --> 00:36:34,066
‫- دارم همین رو بهت میگم
‫- خیال کردی قسر در رفتی

600
00:36:34,066 --> 00:36:36,235
‫نمی‌تونم. خواهش می‌کنم عزیزم. لطفاً

601
00:36:36,235 --> 00:36:38,321
‫- می‌خوام بهت بگم
‫- فکر کردی قسر در رفتی

602
00:36:38,321 --> 00:36:40,281
‫لطفاً نرو. همه چی رو بهت میگم

603
00:36:40,281 --> 00:36:41,782
‫- خواهش می‌کنم
‫- بهم دست نزن، کاترین

604
00:36:41,782 --> 00:36:44,702
‫خواهش می‌کنم رابرت. نرو
‫لطفاً بمون. ترکم نکن

605
00:36:44,702 --> 00:36:48,331
‫- مشکلی نیست. کتاب رو می‌خونم می‎‌فهمم دیگه
‫- عزیزم. عزیزم. خواهش می‌کنم. لطفاً

606
00:36:48,331 --> 00:36:49,999
‫گفتم به من دست نزن!

607
00:36:49,999 --> 00:36:53,169
‫باشه. خیلی متأسفم

608
00:36:54,253 --> 00:36:55,713
‫رابرت؛ لطفاً تنهام نذار

609
00:36:55,713 --> 00:36:57,131
‫نرو

610
00:36:58,007 --> 00:36:59,800
‫رابرت! رابرت! لطفاً نرو...

611
00:36:59,800 --> 00:37:01,636
‫اینطوری که فکر می‌کنی نیست عزیزم!
