﻿1
00:00:12,554 --> 00:00:14,389
‫خواهش می‌کنم، رابرت

2
00:00:40,081 --> 00:00:43,084
‫[کاترین]

3
00:00:51,760 --> 00:00:53,261
‫گُم شو

4
00:01:00,393 --> 00:01:02,270
‫گُم شو!

5
00:01:05,482 --> 00:01:09,152
‫نمی‌تونیم نمایشگاه رامبرانت
‫توی گالریِ ملی رو از دست بدیم...

6
00:01:11,654 --> 00:01:17,160
‫همونطور که نمایشگاه‌های پولاک
‫و مونه رو از دست دادیم

7
00:01:17,160 --> 00:01:20,455
‫همچنین، فیلمِ جدید آلمودوار
‫ماه بعد منتشر میشه

8
00:01:20,455 --> 00:01:23,666
‫میگن سرنوشت در می‌زنه

9
00:01:25,668 --> 00:01:27,087
‫این حقیقت نداره

10
00:01:27,754 --> 00:01:29,464
‫یعنی روزِ یکشنبه کی می‌تونه باشه؟

11
00:01:29,464 --> 00:01:32,425
‫همسایه‌هان، حتماً از دود شاکی شدن

12
00:01:33,802 --> 00:01:36,429
‫خب، درو باز می‌کنی یا نه؟

13
00:01:37,555 --> 00:01:38,556
‫درسته

14
00:01:39,682 --> 00:01:42,602
‫سرنوشت اصلاً در نمی‌زنه

15
00:01:43,561 --> 00:01:46,272
‫سرنوشت اجازه نمی‌گیره

16
00:01:46,272 --> 00:01:48,483
‫بدون اعلامِ قبلی از راه می‌رسه

17
00:01:48,483 --> 00:01:52,737
‫و بی‌رحمانه به جسم و روحت چنگ میندازه

18
00:01:53,738 --> 00:01:55,490
‫آقای بریگزستاک؟

19
00:01:55,490 --> 00:01:56,699
‫بله

20
00:01:57,951 --> 00:01:59,160
‫میشه لطفاً بیایم داخل، جناب؟

21
00:02:00,745 --> 00:02:02,497
‫نانسی

22
00:02:03,081 --> 00:02:06,000
‫نانسی

23
00:02:10,588 --> 00:02:11,965
‫استیون؟

24
00:02:15,718 --> 00:02:19,472
‫پلیس‌ها اومدن، توی اتاق نشیمن هستن

25
00:02:23,726 --> 00:02:25,019
‫این رو در بیار

26
00:02:27,856 --> 00:02:29,232
‫بله؟

27
00:02:32,610 --> 00:02:34,737
‫من سربازرس داگینز هستم.
‫ایشون هم افسر دیویس هستن،

28
00:02:34,779 --> 00:02:36,030
‫از پلیس متروپولیتن

29
00:02:36,072 --> 00:02:39,033
‫- چیکار می‌تونیم براتون بکنیم؟
‫- میشه لطفاً بشینید؟

30
00:02:50,962 --> 00:02:52,755
‫شما یه پسر دارید

31
00:02:52,755 --> 00:02:54,799
‫- جاناتان، 19 ساله
‫- بله

32
00:02:54,799 --> 00:02:57,093
‫- به ایتالیا سفر کرده؟
‫- بله. بله، اون...

33
00:02:57,093 --> 00:02:59,679
‫اون ایتالیاست. دیروز یه کارت پستال
‫ازش به دستمون رسید

34
00:03:01,973 --> 00:03:07,145
‫خیلی متأسفیم، اما جاناتان
‫دیروز توی یه حادثه مُرده

35
00:03:09,522 --> 00:03:10,732
‫خیلی متأسفیم

36
00:03:21,159 --> 00:03:22,410
‫چجور حادثه‌ای؟

37
00:03:24,120 --> 00:03:25,330
‫اون غرق شده

38
00:03:26,122 --> 00:03:27,916
‫چایی می‌خورید؟

39
00:03:33,129 --> 00:03:38,134
‫حادثه توی فورته دی مارمی اتفاق افتاده

40
00:03:40,094 --> 00:03:41,387
‫حادثه؟

41
00:03:41,387 --> 00:03:45,058
‫بله. نظرِ پلیس ایتالیا
‫در این مورد کاملاً واضحه

42
00:03:46,517 --> 00:03:50,605
‫حالا، باید برید ایتالیا
‫تا پسرتون رو شناسایی کنید

43
00:03:52,023 --> 00:03:53,942
‫نزدیک‌ترین فرودگاه پیزاست

44
00:03:55,360 --> 00:03:58,112
‫مقاماتِ ایتالیایی جنازه رو ترخیص نمی‌کنن

45
00:03:58,112 --> 00:04:00,740
‫تا وقتی که شناسایی رسمی انجام بشه

46
00:04:01,616 --> 00:04:04,494
‫پس شاید جاناتان نباشه؟
‫ممکنه اشتباه شده باشه؟

47
00:04:04,494 --> 00:04:07,747
‫نه، متأسفم، خانم بریگزستاک،
‫اما اشتباهی پیش نیومده.

48
00:04:07,747 --> 00:04:10,583
‫پلیس ایتالیا وسایل پسرتون رو گشته،

49
00:04:10,583 --> 00:04:13,628
‫- و کیفش کنارِ ساحل بوده
‫- ممکنه یکی اون رو دزدیده باشه

50
00:04:13,628 --> 00:04:15,380
‫خب، اونا پاسپورتش رو پیدا کردن

51
00:04:15,380 --> 00:04:17,924
‫شرمنده، متأسفانه قطعاً جاناتانـه

52
00:04:24,055 --> 00:04:27,850
‫جنازه تا وقتی رسماً شناسایی نشه
‫قابل ترخیص نیست

53
00:04:28,685 --> 00:04:30,561
‫بعد از اون، می‌تونید بیاریدش خونه

54
00:04:31,521 --> 00:04:33,564
‫کسِ دیگه‌ای هست که بتونه
‫این کارو براتون انجام بده؟

55
00:04:34,440 --> 00:04:37,527
‫نه، هیچکس دیگه نیست

56
00:04:37,527 --> 00:04:39,946
‫این شماره‌ی کنسولگریه

57
00:04:39,946 --> 00:04:43,783
‫و شماره‌ی خودمم بهتون میدم،
‫اگه یه وقت سؤال دیگه‌ای داشتید.

58
00:04:45,326 --> 00:04:48,288
‫دوباره خیلی خیلی بهتون تسلیت می‌گیم

59
00:04:49,998 --> 00:04:51,958
‫خودمون می‌تونیم بریم

60
00:04:57,171 --> 00:04:58,464
‫شیرش زیاده

61
00:04:59,132 --> 00:05:00,174
‫ببخشید؟

62
00:05:03,428 --> 00:05:05,513
‫چایی شیرش زیاده

63
00:05:06,556 --> 00:05:07,765
‫صحیح

64
00:05:09,100 --> 00:05:10,226
‫متأسفم

65
00:05:15,857 --> 00:05:17,984
‫لطفاً اگه سؤالی داشتید تماس بگیرید

66
00:05:52,643 --> 00:05:53,811
‫جاناتان

67
00:06:28,054 --> 00:06:30,640
‫به سرویس پیغام‌گیر صوتی خوش آمدید

68
00:06:30,640 --> 00:06:33,309
‫مشترکِ مورد نظر قادر به پاسخگویی نیست

69
00:06:33,810 --> 00:06:35,770
‫لطفاً پس از صدای بوق پیغام بذارید

70
00:06:37,188 --> 00:06:39,107
‫رابرت

71
00:06:39,107 --> 00:06:41,484
‫می‌فهمم که ناراحتی

72
00:06:43,986 --> 00:06:46,531
‫میشه لطفاً فقط بهم زنگ بزنی؟

73
00:06:47,782 --> 00:06:49,575
‫می‌خوام بدونم صحیح و سالمی

74
00:06:56,958 --> 00:07:00,169
‫می‌خوای به اون بفهمونی چرا بهش نگفتی

75
00:07:01,587 --> 00:07:03,089
‫به خاطر تو نبود

76
00:07:03,714 --> 00:07:05,049
‫به خاطر اونا بود

77
00:07:05,800 --> 00:07:09,011
‫به خاطر رابرت، اما در اصل به خاطر نیکلاس

78
00:07:10,888 --> 00:07:13,516
‫سکوتت برای محافظت از پسرت بود،

79
00:07:14,392 --> 00:07:16,686
‫و مرگِ جاناتان تمومش کرده بود

80
00:07:17,728 --> 00:07:20,398
‫نیازی نبود کسِ دیگه‌ای عذاب بکشه

81
00:07:37,206 --> 00:07:38,541
‫آقا و خانم بریگزستاک؟

82
00:07:39,125 --> 00:07:41,627
‫سلام، من ریچارد پرکینز هستم

83
00:07:41,627 --> 00:07:46,215
‫کنسولگری من رو فرستاد
‫در این پروسه‌ی دردناک به شما کمک کنم

84
00:07:46,215 --> 00:07:48,843
‫اگه آماده باشید ماشین دارم

85
00:07:50,428 --> 00:07:52,805
‫آره. بله. بذارید کمکتون کنم، خانم بریگزستاک

86
00:07:52,805 --> 00:07:54,265
‫آقای بریگزستاک؟

87
00:07:54,265 --> 00:07:56,267
‫خیلی خب، لطفاً دنبالم بیاید

88
00:07:56,267 --> 00:07:59,562
‫ببخشید که دیر کردم.
‫ولی اتوبان ترافیک بود.

89
00:07:59,562 --> 00:08:01,189
‫منظورم بزرگراهه

90
00:08:07,403 --> 00:08:10,615
‫آفتاب جوری می‌درخشید که
‫انگار هیچ اتفاق وحشتناکی نیفتاده بود

91
00:08:12,825 --> 00:08:16,162
‫هر چقدر که بار سنگین‌تر باشه
‫اشیاء واقعی‌تر میشن

92
00:08:17,955 --> 00:08:22,585
‫مجسمه‌ی مرمری برات
‫به یه تکه سنگ تبدیل میشه

93
00:08:52,281 --> 00:08:53,574
‫گُم شو

94
00:08:54,408 --> 00:08:57,662
‫رابرت متوجه میشه که نمی‌تونه
‫تا محل کار رانندگی کنه

95
00:08:58,454 --> 00:08:59,830
‫چنین ریسکی نمی‌کنه

96
00:09:00,498 --> 00:09:02,542
‫قطعاً هنوز سطح اعتیادش 
‫بالاتر از حد مجازه

97
00:09:04,418 --> 00:09:09,298
‫می‌تونه تاکسی بگیره
‫اما تصمیم می‌گیره با اتوبوس بره

98
00:09:36,492 --> 00:09:41,455
‫طبق قانون ایتالیا جنازه باید قبل از انتقال
‫به خارج از کشور مومیایی شه

99
00:09:42,498 --> 00:09:44,041
‫متوجه هستید این یعنی چی؟

100
00:09:46,586 --> 00:09:47,795
‫خانم بریگزستاک؟

101
00:09:54,385 --> 00:09:56,220
‫صورتش وَرم نکرده

102
00:09:57,013 --> 00:09:58,347
‫ببخشید؟

103
00:09:58,347 --> 00:10:03,019
‫شما گفتید اون غرق شده،
‫اما صورتش وَرم نکرده.

104
00:10:04,437 --> 00:10:06,230
‫دلیلی برای تورّم وجود نداره

105
00:10:06,230 --> 00:10:09,108
‫بدنش زمانِ زیادی زیر آب نمونده

106
00:10:14,780 --> 00:10:16,365
‫اونی که روی دستشه چیه؟

107
00:10:17,408 --> 00:10:21,078
‫اون احتمالاً آسیبیه که
‫حینِ حادثه وارد شده

108
00:10:36,260 --> 00:10:38,387
‫خانم بریگزستاک؟

109
00:10:38,387 --> 00:10:40,473
‫آقای بریگزستاک، می‌تونیم بریم

110
00:11:10,044 --> 00:11:11,879
‫نمی‌تونم به اندازه‌ی کافی ازت تشکر کنم

111
00:11:11,879 --> 00:11:15,549
‫بعد از پیتزایی که مهمونم کردی
‫این کمترین کاریه که می‌تونستم بکنم

112
00:11:15,549 --> 00:11:20,805
‫که حین خوردنش پسرم رو سرگرم کردی
‫تا شامش رو بخوره

113
00:11:20,805 --> 00:11:23,307
‫باحال بود. از بچه‌ها خوشم میاد

114
00:11:24,600 --> 00:11:25,935
‫توی رُم موفق باشی

115
00:11:26,519 --> 00:11:27,520
‫ممنون

116
00:11:27,520 --> 00:11:29,438
‫از بقیه‌ی سفرت لذت ببر

117
00:11:30,106 --> 00:11:31,232
‫سعی می‌کنم

118
00:11:31,982 --> 00:11:32,983
‫باشه

119
00:11:33,651 --> 00:11:35,361
‫باشه. یالا، نیکلاس

120
00:11:36,153 --> 00:11:37,279
‫شرمنده

121
00:11:41,701 --> 00:11:43,911
‫خیلی خب. ممنون

122
00:11:44,829 --> 00:11:45,871
‫ممنون

123
00:11:45,871 --> 00:11:47,998
‫خدافظ، جاناتان

124
00:11:47,998 --> 00:11:49,083
‫خداحافظ

125
00:11:54,088 --> 00:11:55,339
‫جاناتان؟

126
00:11:55,339 --> 00:11:56,424
‫بله؟

127
00:11:57,174 --> 00:11:59,844
‫میشه لطفاً یه لحظه صبر کنی
‫تا بچه رو ببرم بالا بخوابه؟

128
00:11:59,844 --> 00:12:03,097
‫فکر کنم یه نوشیدنی واسه تشکر حقته

129
00:12:03,931 --> 00:12:07,184
‫آره. آره. می‌تونم منتظر بمونم

130
00:12:07,184 --> 00:12:08,352
‫خیلی خب. عالیه

131
00:12:09,145 --> 00:12:11,605
‫راستش، خوشحال میشم برای تنوع
‫با یه آدم بزرگ هم‌صحبت بشم

132
00:12:12,523 --> 00:12:16,152
‫چطوره بیای توی بار منتظر بمونی
‫تا من بچه رو ببرم بالا و بیام

133
00:12:16,152 --> 00:12:18,112
‫- آره. آره
‫- باشه. عالیه

134
00:12:18,112 --> 00:12:19,530
‫زود میام

135
00:12:19,530 --> 00:12:20,614
‫خیلی خب

136
00:12:28,080 --> 00:12:28,914
‫عصر بخیر

137
00:13:01,489 --> 00:13:05,409
‫سال‌هاست که رابرت
‫از حمل و نقل عمومی استفاده نکرده

138
00:13:09,163 --> 00:13:13,334
‫به مردمی نگاه می‌کنه که معمولاً
‫باهاشون سرِ کار نمیره

139
00:13:19,965 --> 00:13:22,968
‫فکر می‌کنه زنه احتمالاً
‫چند شیفت کار می‌کنه

140
00:13:22,968 --> 00:13:25,137
‫تا خرج خودش و خانواده‌اش رو در بیاره

141
00:13:26,722 --> 00:13:28,015
‫یه زنِ خوب

142
00:13:28,933 --> 00:13:30,643
‫زنی بدون فیس و افاده

143
00:13:31,435 --> 00:13:34,313
‫که برای روابط پنهانی و فریب وقت نداره

144
00:13:40,986 --> 00:13:43,405
‫می‌تونه بوی ناهار رو که از کوله پشتیِ

145
00:13:43,405 --> 00:13:45,866
‫مردی که دو صندلی اونورتر نشسته حس کنه

146
00:13:48,661 --> 00:13:50,830
‫حدس می‌زنه مرده بنّاست،

147
00:13:51,831 --> 00:13:54,875
‫احتمالاً توی خونه‌ی یه لندنی ثروتمند کار می‌کنه،

148
00:13:56,585 --> 00:13:58,170
‫خونه‌ای مثل خونه‌ی خودش،

149
00:13:59,171 --> 00:14:03,926
‫جایی که به این مرد یه فنجون قهوه
‫و اجازه‌ی استفاده از دستشویی نمیدن

150
00:14:07,137 --> 00:14:10,808
‫براش سؤاله که افکارش
‫نژادپرستانه‌ان یا متکبرانه

151
00:14:11,976 --> 00:14:13,143
‫یا هردو،

152
00:14:14,186 --> 00:14:16,230
‫و به نتیجه می‌رسه احتمالاً همینطورن

153
00:14:17,857 --> 00:14:21,068
‫این فرضیه‌ی سادگی

154
00:14:21,068 --> 00:14:24,655
‫ارزشی که برای وجود اونا تعیین می‌کنه

155
00:14:27,116 --> 00:14:30,578
‫خودش رو «احمقِ حق به جانب» توصیف می‌کنه

156
00:14:47,720 --> 00:14:51,265
‫مطمئن نیستی استیون بریگزستاک چی می‌خواد

157
00:14:53,559 --> 00:14:55,227
‫معذرت خواهی؟

158
00:14:55,227 --> 00:14:56,854
‫اعتراف به گناهکاری؟

159
00:14:59,315 --> 00:15:03,485
‫می‌دونی که باید تا اوضاع بدتر نشده
‫باهاش تماس بگیری

160
00:15:04,486 --> 00:15:08,782
‫قبل از این که خشمِ استیون بریگزستاک
‫دامنِ نیکلاس رو بگیره

161
00:15:22,963 --> 00:15:26,550
‫هنوز توی گنجه یه سری مربا داشتم
‫که نانسی درست کرده بود

162
00:15:27,968 --> 00:15:30,095
‫بعد از مرگش به اونا دست نزده بودم

163
00:15:31,096 --> 00:15:33,849
‫اونا رو برای مناسبت‌های خاص نگه می‌داشتم

164
00:15:34,558 --> 00:15:37,436
‫و امروز مناسبتِ خاصی بود

165
00:15:37,937 --> 00:15:41,440
‫نقشه بی‌نقص پیش می‌رفت

166
00:15:42,191 --> 00:15:46,528
‫اجرای هر قسمتش باعث می‌شد
‫بیشتر بهش احساس نزدیکی کنم

167
00:15:46,528 --> 00:15:51,450
‫شما با شماره 02079460534 تماس گرفتید

168
00:15:51,450 --> 00:15:54,828
‫اسیتون یا نانسی برای پاسخ دادن
‫به این تماس اینجا نیستند

169
00:15:54,828 --> 00:15:59,291
‫اما اگه لطفاً پیغامی با زمان، تاریخ
‫و شماره تلفنتون بذارید

170
00:15:59,291 --> 00:16:00,709
‫باهاتون تماس می‌گیریم

171
00:16:01,460 --> 00:16:02,753
‫روز خوبی داشته باشید

172
00:16:05,047 --> 00:16:06,382
‫بله. سلام

173
00:16:06,382 --> 00:16:09,635
‫این پیام برای استیون بریگزستاکه

174
00:16:09,635 --> 00:16:12,096
‫اسم من کاترین ریونزکرافته

175
00:16:12,972 --> 00:16:17,476
‫من کتاب «کاملاً بیگانه» رو خوندم و اون...

176
00:16:17,476 --> 00:16:21,563
‫اون با تعهد عاطفی عمیقی نوشته شده

177
00:16:21,563 --> 00:16:25,150
‫و دردی در دلِ این کتاب نهفته‌ست

178
00:16:25,150 --> 00:16:27,611
‫که غیر قابل انکاره

179
00:16:27,611 --> 00:16:33,951
‫بنابراین غیرممکنه که تحتِ تأثیر قلبی
‫که این کلمات رو نوشته قرار نگرفت

180
00:16:35,035 --> 00:16:40,124
‫و خیلی کم پیش میاد که یه اثرِ داستانی

181
00:16:40,124 --> 00:16:44,378
‫چنین احساساتِ عمیقی
‫در خواننده‌اش ایجاد کنه

182
00:16:46,171 --> 00:16:49,591
‫بله، این اثرِ داستانی بی‌نظیریه

183
00:16:51,051 --> 00:16:52,553
‫و براتون آرزوی موفقیت می‌کنم

184
00:16:57,766 --> 00:16:59,727
‫احساس می‌کنی کارِ درستی کردی

185
00:17:00,477 --> 00:17:03,981
‫و چیزی که استیون بریگزستاک لازم داشت
‫تصدیقِ تو بود

186
00:17:04,898 --> 00:17:06,483
‫و به خودت هم کمک کرد

187
00:17:08,652 --> 00:17:13,824
‫نوشتنِ اون کلمات و به زبون آوردنشون
‫مجبورت کرده به دردش فکر کنی

188
00:17:15,784 --> 00:17:19,163
‫شاید توازنی بین شما دو نفر برقرار شده

189
00:17:23,167 --> 00:17:25,210
‫شیطان درِ خونه‌ام رو زده بود

190
00:17:26,670 --> 00:17:28,505
‫اون فهمیده بود من کی هستم

191
00:17:29,882 --> 00:17:33,927
‫انتظار داشتم اتفاق بیفته.
‫اما شنیدنِ صداش باعث شد جا بخورم.

192
00:17:35,763 --> 00:17:40,809
‫کتاب به قول اون
‫یه «اثر داستانی بی‌نظیر» نبود

193
00:17:40,809 --> 00:17:45,689
‫و اون بهتر از هرکسی این رو می‌دونست.
‫چه آدمِ فریبکاری.

194
00:17:47,107 --> 00:17:52,529
‫اون خیلی مواظب بود معذرت خواهی نکنه
‫و مسئولیتی نپذیره

195
00:17:53,781 --> 00:17:57,576
‫من به تصدیقِ دردم توسط اون علاقه‌ای نداشتم

196
00:17:59,161 --> 00:18:00,496
‫دیگه واسش دیر شده بود

197
00:18:01,038 --> 00:18:02,498
‫اون باید احساسش می‌کرد

198
00:18:03,874 --> 00:18:06,251
‫اون باید مثل من عذاب می‌کشید

199
00:18:10,464 --> 00:18:14,093
‫و موی بلند و سفید نانسی یه نشونه بود

200
00:18:14,635 --> 00:18:16,470
‫مُهرِ تأییدش

201
00:18:17,054 --> 00:18:19,807
‫باعث شد فکر کنم دیگه چه کاری
‫می‌تونم برای راضی کردنش انجام بدم

202
00:18:24,686 --> 00:18:26,814
‫این فکر به ذهنم رسید که جسور باشم

203
00:18:45,457 --> 00:18:47,042
‫همچین کاری نمی‌کردی. دوستش داری

204
00:18:47,042 --> 00:18:49,002
‫خب، اون خیلی نازه

205
00:18:49,002 --> 00:18:51,505
‫فقط کلی انرژی داره

206
00:18:51,505 --> 00:18:55,050
‫«مامانی. مامانی، می‌تونی به این نگاه کنی؟

207
00:18:55,050 --> 00:18:57,177
‫مامانی، به من نگاه کن. به من نگاه کن»

208
00:18:57,177 --> 00:18:58,512
‫و تو دوستش داری

209
00:18:59,805 --> 00:19:01,640
‫البته که دوستش دارم

210
00:19:02,391 --> 00:19:06,395
‫هر لحظه‌اش رو دوست دارم

211
00:19:09,189 --> 00:19:13,944
‫ولی راستش رو بخوای،
‫وقتی تو رو می‌بینم یکم حسودیم میشه.

212
00:19:13,944 --> 00:19:16,572
‫به من حسودیت میشه؟

213
00:19:16,572 --> 00:19:18,991
‫آره. ولی به طرزِ نه چندان جدی

214
00:19:18,991 --> 00:19:21,243
‫فقط به آزادیت حسودیم میشه

215
00:19:22,953 --> 00:19:24,705
‫آزادیم؟

216
00:19:25,497 --> 00:19:27,749
‫می‌دونی، برای سیاحت توی دنیا

217
00:19:27,749 --> 00:19:29,751
‫برای سفر کردن

218
00:19:29,751 --> 00:19:31,920
‫برای تصمیم گرفتن آنی

219
00:19:32,462 --> 00:19:34,548
‫برای آشنا شدن با آدم‌های جدید

220
00:19:34,548 --> 00:19:41,471
‫برای داشتن روابط عاشقانه‌ی پرشور
‫و هیجان‌انگیز توی هرجایی که میری

221
00:19:41,471 --> 00:19:43,557
‫این رو نمی‌دونم

222
00:19:44,641 --> 00:19:48,395
‫منظورت اینه که روابط عاشقانه‌ی پرشور
‫و هیجان‌انگیز نداری؟

223
00:19:48,395 --> 00:19:53,400
‫خب، راستش نه

224
00:19:54,735 --> 00:19:55,903
‫چرا؟

225
00:20:00,115 --> 00:20:04,119
‫من با نامزدم سفر می‌کردم

226
00:20:05,162 --> 00:20:06,663
‫حتماً خیلی حال میده

227
00:20:10,209 --> 00:20:11,501
‫دیگه چیکار می‌کنی؟

228
00:20:23,138 --> 00:20:25,849
‫دیگه داره دیر میشه،
‫پس فکر کنم بهتره برگردم اتاقم.

229
00:20:29,603 --> 00:20:34,316
‫ولی خیلی دلم می‌خواد بشنوم
‫دیگه چه کارهایی...

230
00:20:35,943 --> 00:20:37,027
‫با کایلی می‌کردی

231
00:20:39,821 --> 00:20:43,867
‫پس میرم پذیرش، چون فکر کنم
‫کلیدم رو توی اتاقم جا گذاشتم

232
00:20:44,534 --> 00:20:47,746
‫چطوره تو اینجا منتظر بمونی
‫و بعدش بری دستشویی؟

233
00:20:47,746 --> 00:20:49,414
‫توی راهت، آسانسور رو پیدا می‌کنی

234
00:20:49,414 --> 00:20:51,083
‫این نقشه چطوره؟

235
00:20:52,209 --> 00:20:54,253
‫خیلی خب

236
00:20:55,003 --> 00:20:56,630
‫نیکلاس چی؟

237
00:20:56,630 --> 00:20:58,924
‫نگرانِ نکیلاس نباش،
‫اون تخت می‌خوابه.

238
00:21:48,098 --> 00:21:49,308
‫این اتاقشه

239
00:21:52,561 --> 00:21:54,521
‫جاناتان اینجا می‌خوابید؟

240
00:21:54,521 --> 00:21:56,106
‫بله، خانم بریگزستاک

241
00:22:20,756 --> 00:22:22,257
‫این کادوی تولدش بود

242
00:22:22,924 --> 00:22:24,009
‫سیزده سالگی

243
00:22:24,634 --> 00:22:26,094
‫چهارده سالگی

244
00:22:30,599 --> 00:22:33,018
‫گفتی بچه‌تر از اونه که این رو بهش بدم

245
00:22:36,521 --> 00:22:39,358
‫نانسی مخالفِ این بود که
‫چاقو رو به جاناتان بدم،

246
00:22:41,109 --> 00:22:43,153
‫ولی می‌خواستم محبتش رو جلب کنم

247
00:22:46,281 --> 00:22:48,742
‫هیچوقت به اندازه‌ی نانسی
‫به پسرمون نزدیک نبودم

248
00:22:49,701 --> 00:22:51,370
‫کِی شروع به سیگار کشیدن کرده بود؟

249
00:22:53,955 --> 00:22:56,625
‫احتمالاً اون دختره ساشاپ
سیگاریش کرده بود

250
00:22:58,418 --> 00:23:00,545
‫نانسی هیچوقت از ساشا خوشش نمی‌اومد

251
00:23:02,339 --> 00:23:05,133
‫من خودم هم نمی‌خواستم
‫جاناتان با اون دختره بمونه

252
00:23:08,011 --> 00:23:09,554
‫حتماً نانسی پیداش کرده بود،

253
00:23:09,554 --> 00:23:13,517
‫و برام سؤاله دقیقاً کِی تصمیم گرفت
‫عکس‌ها رو ظاهر کنه

254
00:23:18,730 --> 00:23:20,107
‫همه‌ی اینا رو جمع کنیم؟

255
00:23:21,441 --> 00:23:24,444
‫آره. نگرانش نباش، استیون.
‫من ترتیب همه چی رو میدم.

256
00:23:33,412 --> 00:23:35,831
‫میشه لطفاً یواش‌تر بری؟

257
00:23:35,831 --> 00:23:37,124
‫چیزی نمونده برسیم

258
00:23:37,124 --> 00:23:39,584
‫20 دقیقه‌ست داری همین رو میگی

259
00:23:39,584 --> 00:23:42,671
‫ببین، اگه اون شکم گُنده‌ات رو
‫تکون بدی نمی‌میری، پیرمرد

260
00:23:42,671 --> 00:23:45,090
‫نگرانِ شکمم نیستم، نگرانِ ریه‌هامم

261
00:23:45,090 --> 00:23:48,343
‫- حس می‌کنم الان سکته می‌کنم
‫- انقدر غُر نزن

262
00:23:51,805 --> 00:23:55,600
‫واسه چی پوزخند می‌زنی؟

263
00:23:55,600 --> 00:23:57,102
‫ای احمق

264
00:23:57,102 --> 00:23:59,771
‫- ابله. چی... کجا...
‫- سلام، کلر

265
00:23:59,771 --> 00:24:02,190
‫- سلام. چطوری؟
‫- تو چطوری؟

266
00:24:02,190 --> 00:24:03,358
‫خوبم

267
00:24:04,276 --> 00:24:05,986
‫حدس بزن کی رو آوردم

268
00:24:05,986 --> 00:24:07,654
‫استیون

269
00:24:09,197 --> 00:24:10,198
‫استیون

270
00:24:11,116 --> 00:24:12,784
‫بیا و با کلر آشنا شو

271
00:24:12,784 --> 00:24:16,455
‫اینجا کتاب‌فروشیِ قشنگشه
‫و تازه ناشر هم هست

272
00:24:16,455 --> 00:24:20,542
‫- خیلی از آشنایی با شما خوشحالم
‫- همچنین. عاشق کتابت شدم

273
00:24:20,542 --> 00:24:21,793
‫واقعاً؟

274
00:24:21,793 --> 00:24:23,086
‫خیلی زیاد

275
00:24:23,086 --> 00:24:25,797
‫به مشتری‌هام توصیه‌اش می‌کنم.
‫چند جلد ازش فروختیم.

276
00:24:25,797 --> 00:24:28,091
‫استیون اصرار کرد که کتابش

277
00:24:28,091 --> 00:24:31,470
‫باید توی کتاب‌فروشیت
‫در معرض دید باشه

278
00:24:31,511 --> 00:24:33,555
‫آره. خیلی روش تأکید کرد

279
00:24:33,555 --> 00:24:35,891
‫واقعاً؟ اوه، ممنون

280
00:24:35,891 --> 00:24:37,642
‫میشه بپرسم چرا؟

281
00:24:37,642 --> 00:24:41,938
‫اوه، خب، من چیزهای زیادی در موردش خوندم

282
00:24:41,938 --> 00:24:44,816
‫و به گمونم شما کلی...

283
00:24:44,816 --> 00:24:50,405
‫کلی مشتریِ سطح بالا دارید
‫که کتاب دوست دارن

284
00:24:50,405 --> 00:24:52,532
‫خب، بله. بعضی‌ها میان

285
00:24:52,532 --> 00:24:54,493
‫ما خیلی خوش‌شانسیم

286
00:24:54,493 --> 00:24:57,996
‫شاید بتونیم اینجا برنامه‌ای
‫برای خوندن کتابت ترتیب بدیم

287
00:24:57,996 --> 00:24:59,080
‫آره

288
00:24:59,080 --> 00:25:01,625
‫هفته‌ی پیش آدام ثیرول اینجا بود

289
00:25:01,625 --> 00:25:03,627
‫بهم افتخار می‌دید

290
00:25:03,627 --> 00:25:04,961
‫عالیه

291
00:25:04,961 --> 00:25:07,589
‫می‌دونی، انتظارِ اون پایان رو نداشتم

292
00:25:07,589 --> 00:25:09,508
‫پایانش غافلگیرم کرد

293
00:25:09,508 --> 00:25:10,926
‫- این چیزِ بدیه؟
‫- نه

294
00:25:10,926 --> 00:25:13,678
‫کاملاً برعکس، خیلی خوشحال شدم
‫که زنه به سزای اعمالش رسید

295
00:25:13,678 --> 00:25:15,388
‫اون زنِ خیلی بدیه

296
00:25:15,388 --> 00:25:17,682
‫آره، همینطوره

297
00:25:30,070 --> 00:25:32,280
‫ببخشید. امکانش هست
‫یه میز بهم بدید؟

298
00:25:54,719 --> 00:25:58,682
‫میشه لطفاً یه ساندویچ گوجه
‫و اسپرسو بهم بدید؟

299
00:25:58,682 --> 00:26:01,685
‫دیشب، کاترین سعی کرد رابرت رو قانع کنه

300
00:26:01,685 --> 00:26:03,937
‫که کتاب اتفاقاتِ واقعی رو توصیف نکرده

301
00:26:04,938 --> 00:26:06,648
‫تا جایی که به اون مربوطه،

302
00:26:06,648 --> 00:26:10,026
‫زنش سال‌ها پیش فرصتِ تعریف کردن
‫نسخه‌ی خودش رو از دست داده

303
00:26:12,112 --> 00:26:16,616
‫اون می‌دونه که هرچی که قراره بخونه
‫واقعاً اتفاق افتاده

304
00:26:20,704 --> 00:26:25,208
‫از این که اغلب جاناتان رو بچه‌ی لوس
‫و گمراهی می‌دونستم پشیمونم

305
00:26:26,251 --> 00:26:29,921
‫و از اعتراف به این که هیچوقت به شجاعتش
‫ایمان نداشتم شرمنده میشم

306
00:26:32,132 --> 00:26:34,509
‫ولی زمانِ دیگه‌ای رو به یاد نمیارم

307
00:26:34,509 --> 00:26:39,973
‫که جاناتان خودش رو نسبت به دیگران
‫در اولویت قرار نداده باشه

308
00:26:40,807 --> 00:26:41,891
‫حتی یه بارم نشده

309
00:26:42,976 --> 00:26:44,352
‫پس چرا اون موقع این کارو کرده بود؟

310
00:26:45,145 --> 00:26:47,147
‫چرا سعی کرده بود اون بچه رو نجات بده؟

311
00:26:48,440 --> 00:26:51,192
‫یعنی فقط یه لحظه جوگیر شده بود؟

312
00:26:55,739 --> 00:26:59,200
‫اونجا اتفاق افتاده.
‫کنارِ صندلی غریق نجات.

313
00:27:01,036 --> 00:27:02,495
‫غریق نجات کجا بود؟

314
00:27:07,584 --> 00:27:11,379
‫اون به بچه‌ای رسیدگی می‌کرد
‫که پاش زخمی شده بود

315
00:27:13,465 --> 00:27:15,550
‫چطور می‌تونید انقدر مطمئن باشید
‫که حادثه بوده؟

316
00:27:16,468 --> 00:27:20,513
‫حادثه توسط شاهدهای زیادی تأیید شده

317
00:27:20,513 --> 00:27:22,349
‫جاناتان شناگرِ خیلی ماهری بود

318
00:27:22,891 --> 00:27:25,894
‫- خیلی متأسفم، خانم بریگزستاک
‫- پای کسِ دیگه‌ای هم در میون بود؟

319
00:27:30,273 --> 00:27:33,234
‫فقط مردهایی که از آب بیرونش آوردن
‫و غریق نجاتی که نجاتش داد

320
00:27:35,779 --> 00:27:37,697
‫و خانم انگلیسی، مادرِ بچه

321
00:27:39,574 --> 00:27:40,742
‫اسمش چیه؟

322
00:27:45,038 --> 00:27:48,208
‫کاترین ریونزکرافت

323
00:27:49,876 --> 00:27:51,211
‫می‌خوام باهاش حرف بزنم

324
00:27:59,386 --> 00:28:01,680
‫متأسفم اما اون خانم
‫امروز صبح به لندن برگشت

325
00:28:01,680 --> 00:28:03,473
‫ادعا کرد هیچوقت جاناتان رو ندیده

326
00:28:03,473 --> 00:28:04,641
‫اون رفت؟

327
00:28:06,184 --> 00:28:07,352
‫به همین سادگی؟

328
00:28:12,899 --> 00:28:14,401
‫می‌خوام باهاش تماس بگیرم

329
00:28:15,193 --> 00:28:17,028
‫فکر نمی‌کنی اونه که باید تصمیم بگیره؟

330
00:28:17,028 --> 00:28:18,988
‫من اطلاعاتِ تماسش رو می‌خوام

331
00:28:18,988 --> 00:28:21,449
‫حتماً اطلاعاتِ تماسش رو براتون پیدا می‌کنم،
‫خانم بریگزستاک.

332
00:28:25,704 --> 00:28:26,913
‫نانسی

333
00:28:29,290 --> 00:28:30,542
‫نانسی!

334
00:29:21,760 --> 00:29:24,179
‫یه شعری یادم اومد که
‫یه زمانی تدریس می‌کردم

335
00:29:25,138 --> 00:29:28,808
‫شعری که مارک تواین
‫روی سنگِ قبر دخترش حک کرده بود

336
00:29:31,644 --> 00:29:35,857
‫«آفتابِ گرم تابستانی،
‫با ملایمت به اینجا بتاب،

337
00:29:36,733 --> 00:29:40,528
‫بادِ گرم جنوبی،
‫به آرامی در اینجا بوز.

338
00:29:41,905 --> 00:29:43,782
‫مرغزارِ سبز بالای سرش،

339
00:29:44,991 --> 00:29:46,201
‫آرام بخواب،

340
00:29:47,202 --> 00:29:48,912
‫آرام بخواب

341
00:29:51,372 --> 00:29:54,042
‫شب بخیر، عزیز دل

342
00:29:55,919 --> 00:29:57,086
‫شب بخیر،

343
00:29:59,464 --> 00:30:00,799
‫شب بخیر»
