﻿1
00:00:11,928 --> 00:00:13,930
‫رابرت به خاطر احساسِ ناخوشایندی که داشت

2
00:00:14,681 --> 00:00:17,517
‫مجبور شد دست از خوندن کتاب برداره

3
00:00:20,645 --> 00:00:25,483
‫احساسِ نگرانی و خشمش ناپدید شد

4
00:00:26,359 --> 00:00:29,988
‫و جاش رو به نعوظ داد

5
00:00:34,909 --> 00:00:36,453
‫- کتابش خوبه؟
‫- نه

6
00:00:36,453 --> 00:00:38,163
‫- یه قهوه دیگه بیارم؟
‫- بله. مرسی

7
00:00:38,163 --> 00:00:41,041
‫نه در واقع، نمی‌خوام. ممنون

8
00:00:41,041 --> 00:00:42,959
‫میشه لطفا صورت‌حساب رو بیارین؟

9
00:00:42,959 --> 00:00:45,420
‫- بله حتما. الان میام خدمتتون
‫- ممنون

10
00:00:46,546 --> 00:00:49,007
‫اون فقط می‌تونه به
‫نوشته‌های این کتاب اعتماد کنه

11
00:00:50,008 --> 00:00:53,845
‫و اونقدری از زنش توی این کتاب ‫گفته شده
که بتونه اون رو تشخیص بده و مطمئن بشه

12
00:01:01,853 --> 00:01:04,647
‫وقتی جاناتان مُرد، نانسی نابود شد

13
00:01:05,440 --> 00:01:08,902
‫ذهنش محدود و تاریک شد

14
00:01:08,902 --> 00:01:12,238
‫و فقط به نبودِ پسرش فکر می‌کرد

15
00:01:21,331 --> 00:01:23,500
‫تقریبا دو ماه بعد از مرگ پسرمون بود که

16
00:01:23,500 --> 00:01:26,836
‫بالاخره تونستم
‫متقاعدش کنم بریم پیاده‌روی

17
00:01:28,463 --> 00:01:30,632
‫رفت طبقه بالا تا لباس بپوشه

18
00:01:32,175 --> 00:01:33,176
‫نانسی!

19
00:01:34,636 --> 00:01:36,262
‫نانسی، دیگه باید راه بیفتیم

20
00:01:58,660 --> 00:02:00,537
‫چرا منو کِشیدی بیرون؟

21
00:02:01,371 --> 00:02:03,540
‫نمی‌خواستم خودکشی کنم

22
00:02:03,540 --> 00:02:05,917
‫فقط می‌خواستم بفهمم...

23
00:02:08,503 --> 00:02:12,382
‫فقط می‌خواستم بدونم چه حسی داشته

24
00:02:16,469 --> 00:02:18,263
‫میگن هیچ دردی حس نکرده

25
00:02:18,263 --> 00:02:23,768
‫میگن احتمالا قبل از مرگ بیهوش شده

26
00:02:23,768 --> 00:02:25,603
‫ولی از کجا اینقدر مطمئنن؟

27
00:02:25,603 --> 00:02:26,688
از کجا؟

28
00:02:27,772 --> 00:02:32,777
‫از کجا مطمئنن درد نکشیده؟
‫که عذاب نکشیده؟

29
00:02:32,777 --> 00:02:35,363
‫از کجا مطمئنن؟

30
00:02:35,363 --> 00:02:37,407
‫نانسی، از توی آبِ سرد بیا بیرون

31
00:02:37,407 --> 00:02:40,451
‫- از کجا مطمئنن؟ ازت متنفرم!
‫- بیا. بیا

32
00:02:42,078 --> 00:02:43,037
‫بیا بیرون

33
00:02:47,292 --> 00:02:49,669
‫بشین عزیزم. حالا شد

34
00:02:50,837 --> 00:02:52,046
‫نانسی

35
00:02:57,760 --> 00:03:01,181
‫یادته اون دریا چه وسعتی داشت؟

36
00:03:03,099 --> 00:03:04,100
‫حالا شد

37
00:03:08,855 --> 00:03:12,108
‫- توی وان نمیشه حسش رو فهمید
‫- نه

38
00:03:13,067 --> 00:03:14,777
‫نمیشه

39
00:03:17,238 --> 00:03:20,742
‫حتما اون لحظه خیلی ترسیده

40
00:03:20,742 --> 00:03:22,243
‫آره

41
00:03:22,243 --> 00:03:23,870
‫و خیلی تنها بوده

42
00:03:24,746 --> 00:03:25,747
‫آره

43
00:03:46,976 --> 00:03:48,353
‫همه توی جلسه هستن

44
00:03:49,771 --> 00:03:52,232
‫آقای استیونسون از کمیته خیریه پیام گذاشتن

45
00:03:52,232 --> 00:03:54,442
‫از رفتار دستیارش فهمیدم که خیلی ناراحته

46
00:03:54,442 --> 00:03:56,778
‫گندش بزنن. بهش بگو
‫بعد جلسه باهاش حرف می‌زنم

47
00:03:56,778 --> 00:03:58,613
‫- یه مُسکن می‌خوام
‫- چشم

48
00:04:01,324 --> 00:04:02,325
‫ببخشید

49
00:04:02,325 --> 00:04:05,495
‫دیشب تا دیروقت مشغول بررسی این اسناد بودم

50
00:04:05,495 --> 00:04:10,667
‫در حال حاضر هیئت امنای خیریه مورد بازخواستِ
‫کمیته نظارت بر خزانه‌داری قرار گرفته

51
00:04:10,667 --> 00:04:12,835
‫و وظیفه‌ی ما اینه که

52
00:04:14,337 --> 00:04:16,839
‫مطمئن بشیم نحوه دریافت کمک‌های دولتی

53
00:04:16,839 --> 00:04:19,634
‫از طریق بعضی پروژه‌های خیریه
‫به هیچ وجه مشکوک نباشه

54
00:04:19,634 --> 00:04:24,347
‫یادتون باشه، در بدترین شرایط
‫یه آدم بی‌عرضه بهتر از یه آدم فریبکاره

55
00:04:24,973 --> 00:04:26,849
‫- فهمیدین؟
‫- آره. بله، فهمیدیم. بله

56
00:04:26,849 --> 00:04:30,019
‫خیلی‌خب چارلی. میشه لطفا
‫بگی الان توی چه وضعیتی هستیم؟

57
00:04:30,019 --> 00:04:31,437
‫- ممنون
‫- ممنون رابی

58
00:04:31,437 --> 00:04:33,231
‫خب وضعیت فعلی

59
00:04:34,232 --> 00:04:35,108
‫پیچیده‌ست

60
00:04:35,108 --> 00:04:38,987
‫پول‌هایی که از اون کشور دریافت می‌کنیم

61
00:04:38,987 --> 00:04:41,698
‫فقط به قوانین دولتی محدود نمیشه...

62
00:04:41,698 --> 00:04:44,909
‫یکی از این خیریه‌ها تحت نظر قرار گرفته

63
00:04:44,909 --> 00:04:46,452
‫... و شرایطی...

64
00:04:46,452 --> 00:04:49,622
‫رابرت در جریان کارهایِ اشتباهِ خیریه هست

65
00:04:49,622 --> 00:04:53,209
‫ولی باید یه داستانِ قانع‌کننده تحویل بده

66
00:04:53,209 --> 00:04:55,628
‫...با توجه به قوانین دولتی، ولی...

67
00:04:55,628 --> 00:04:58,673
‫از اینکه یه عده بهش گزارش میدن خوشحاله.

68
00:04:59,757 --> 00:05:02,427
‫لازم نیست خودش کاری کنه یا حرفی بزنه

69
00:05:02,427 --> 00:05:06,222
‫صرفا باید نظاره‌گر
‫باشه و از پسِ  این کار برمیاد

70
00:05:06,222 --> 00:05:07,765
‫- چیزِ دیگه‌ای نیاز دارین؟
‫- ردیفه

71
00:05:07,765 --> 00:05:10,435
‫یه استثناهایی توی قوانین تحریم وجود داره

72
00:05:10,435 --> 00:05:14,522
‫که اگه بتونیم یه سری موارد خاص رو
‫اثبات کنیم، ممکنه شامل حالِ ما هم بشه

73
00:05:17,275 --> 00:05:19,777
‫چون نمی‌دونیم اون صدا تا کی ادامه داره

74
00:05:19,777 --> 00:05:21,988
‫ممکنه یه هفته باشه، می‌دونی؟

75
00:05:21,988 --> 00:05:23,239
‫مشکل همینه

76
00:05:23,239 --> 00:05:25,700
‫شوکِ بعد از اینکه رابرت
‫عکس‌ها رو بهت نشون داد

77
00:05:25,700 --> 00:05:29,120
‫دوباره سراغت اومده

78
00:05:30,455 --> 00:05:32,040
‫اون می‌خواد مجازات بشی

79
00:05:33,041 --> 00:05:34,167
‫به نظرش کاملا حقته

80
00:05:34,167 --> 00:05:38,129
‫وقتشه بریم به کارمون برسیم و
‫بعد دوباره جلسه می‌ذاریم، باشه؟

81
00:05:38,129 --> 00:05:39,547
‫کاترین

82
00:05:39,547 --> 00:05:42,050
‫اون مدیری که درست بعد از بازنشتگیِ بریگزستاک

83
00:05:42,050 --> 00:05:44,260
‫- از کالج رث‌بون رفت رو می‌شناسی؟
‫- آها.

84
00:05:44,260 --> 00:05:46,971
‫توی کمبریج با هم دوست بودن.
‫شماره‌ش رو پیدا کردم

85
00:05:46,971 --> 00:05:49,223
‫ماجرایی در کار نیست. ولش کن

86
00:05:49,223 --> 00:05:50,433
‫ولی باید بهش زنگ بزنم؟

87
00:05:50,433 --> 00:05:52,685
‫بس کن جیسو، گفتم که ماجرایی در کار نیست.

88
00:05:57,398 --> 00:05:58,274
‫ببین، منو ببخش

89
00:05:58,274 --> 00:06:00,735
‫فقط ماجرایی در کار نیست. باشه؟

90
00:06:00,735 --> 00:06:03,821
‫ببین، فقط فراموشش کن.
‫فقط استیون بریگزستاک رو فراموش کن

91
00:06:05,740 --> 00:06:08,201
‫- یه فنجون چای می‌خوری؟
‫- بله، لطفا

92
00:06:16,834 --> 00:06:20,463
‫می‌دونی که یه سری چیزها
‫رو از رابرت پنهان کردی

93
00:06:21,881 --> 00:06:27,387
‫ولی تا الان متوجه نشده بودی که خودت هم
خیلی چیزها رو درباره‌ی رابرت نمی‌دونستی

94
00:06:29,389 --> 00:06:32,225
‫الان اینقدر خشمگین شده

95
00:06:32,850 --> 00:06:35,853
‫که گوشش به هیچ‌کدوم از
 حرف‌های تو بدهکار نیست

96
00:06:36,521 --> 00:06:38,398
‫- کتی، همه‌چی مرتبه؟
‫- آره. آره

97
00:06:38,398 --> 00:06:39,982
‫همه‌چی مرتبه، خوبه. مرسی

98
00:06:40,858 --> 00:06:43,361
‫- میگن جابه‌جایی...
‫- شیر؟

99
00:06:44,487 --> 00:06:46,823
‫استرسش از طلاق بیشتره، درسته؟

100
00:06:49,200 --> 00:06:51,869
‫- حالت خوبه؟
‫- کاملا. خوبِ خوبم. ممنون

101
00:06:52,578 --> 00:06:54,831
‫- وای نه. باید صبر کنی
‫- بفرما

102
00:06:58,793 --> 00:07:01,295
‫- صحیح. آره، ببخشید
‫- باید برم دستشویی. ممنون

103
00:07:16,519 --> 00:07:18,187
‫دفترِ رابرت ریونزکرافت

104
00:07:18,187 --> 00:07:20,565
‫- بله امیلی. سلام. کاترینم
‫- کاترین

105
00:07:20,565 --> 00:07:23,609
‫می‌خواستم بدونم رابرت الان توی دفترشه یا نه

106
00:07:23,609 --> 00:07:25,069
‫می‌خوای بهش خبر بدم؟

107
00:07:25,069 --> 00:07:26,904
‫نه. نمی‌خوام باهاش صحبت کنم

108
00:07:26,904 --> 00:07:28,823
‫فقط می‌خوام یه چیزی براش بفرستم

109
00:07:28,823 --> 00:07:30,616
‫خب همین‌جاست...

110
00:07:30,616 --> 00:07:31,701
‫خیالم راحت شد

111
00:07:31,701 --> 00:07:33,661
‫- وصل کنم به دفترش؟
‫- نه، نه، ببخشید. چقدر احمقم

112
00:07:33,661 --> 00:07:34,662
‫خیلی ممنون

113
00:07:34,662 --> 00:07:35,580
‫خداحافظ کاترین

114
00:07:36,164 --> 00:07:40,543
‫این همه سال پنهان‌کاریت باعث شده
‫رابرت از گناه‌کار بودنت مطمئن بشه

115
00:07:41,836 --> 00:07:47,008
‫باور اشتباهت به اینکه حق ‫سکوت
داری باعث محکومیتت شده

116
00:07:47,592 --> 00:07:49,177
‫میشه لطفا در رو باز کنی؟

117
00:07:49,177 --> 00:07:51,345
‫ببخـ... قفلش کردم

118
00:07:53,890 --> 00:07:55,475
‫نانسی دیگه سر کار نرفت

119
00:07:56,517 --> 00:07:59,395
‫دیگه تحمل بودن کنارِ بچه‌ها رو نداشت

120
00:08:00,188 --> 00:08:05,526
‫پس من جای هردومون کار کردم
‫تا خرج زندگی‌مون در بیاد

121
00:08:14,327 --> 00:08:15,453
‫نانسی؟

122
00:08:22,335 --> 00:08:23,377
‫نانسی؟

123
00:08:29,133 --> 00:08:29,967
‫نانسی؟

124
00:08:29,967 --> 00:08:31,135
‫اینا رو ببین

125
00:08:31,719 --> 00:08:32,929
‫اینا رو ببین

126
00:08:34,555 --> 00:08:35,139
‫نگاه کن

127
00:08:36,057 --> 00:08:38,768
‫عکس‌های نمای نزدیک و
‫انتزاعی‌ای هستن که با زوم گرفته

128
00:08:39,393 --> 00:08:41,145
‫منم، خنگول

129
00:08:42,939 --> 00:08:44,273
‫- این تیکه‌ست
‫- آره

130
00:08:44,273 --> 00:08:45,608
‫البته. البته. البتـه!

131
00:08:45,608 --> 00:08:47,193
‫این رو ببین!

132
00:08:47,693 --> 00:08:49,195
‫مادر در حال ظرف‌شستن

133
00:08:50,112 --> 00:08:51,906
‫بازم من در حال بشوروبساب!

134
00:08:51,906 --> 00:08:54,408
‫- به تو علاقه‌ای نداشته
‫- بله، واضحه

135
00:08:54,534 --> 00:08:58,496
‫ابهامی در رابطه با دریافتِ کمک‌های
‫دولتی توسط خیریه وجود داره ولی...

136
00:09:00,206 --> 00:09:04,752
‫رابرت دردِ شدیدی رو در سر و شکمش حس می‌کنه

137
00:09:06,128 --> 00:09:09,423
‫حس تاریک و سوزانی که
‫مدت‌ها تجربه نکرده بود...

138
00:09:11,133 --> 00:09:12,134
‫حسادت

139
00:09:13,886 --> 00:09:16,681
‫سعی کرد بهش فکر نکنه و روی حال تمرکز کنه

140
00:09:17,598 --> 00:09:20,059
‫ولی فقط تو فکرِ گذشته بود

141
00:09:22,687 --> 00:09:26,274
‫ببخشید. برای جبران کمبود...

142
00:09:26,274 --> 00:09:28,943
‫چارلز، در کمال احترام باید بگم به نظر نمیاد...

143
00:09:31,779 --> 00:09:35,992
‫اون عکس‌ها مدام از جلوی چشم رابرت رد می‌شد

144
00:09:37,827 --> 00:09:41,247
‫عکسِ همسرش برای دیگران

145
00:09:42,999 --> 00:09:45,626
‫کاترین عاشق این بود که نگاه‌ها بهش جلب بشه

146
00:09:53,426 --> 00:09:56,596
‫همیشه می‌دونست قبل از
‫اون، مردهای دیگه هم بودن

147
00:09:57,471 --> 00:10:02,893
‫ولی همیشه مطمئن بود خودش با بقیه فرق داره

148
00:10:03,978 --> 00:10:07,690
‫اون بود که اونقدر کاترین
‫رو غرق لذت کرده بود

149
00:10:07,690 --> 00:10:11,235
‫که مردهای دیگه رو فراموش کرده بود

150
00:10:13,404 --> 00:10:14,822
‫کاترین فریبش داده بود

151
00:10:16,324 --> 00:10:18,284
‫تو خیلی دوستِ خوبی برام بودی

152
00:10:19,076 --> 00:10:22,038
‫اگه تو نبودی، کتابم چاپ نمی‌شد

153
00:10:22,622 --> 00:10:26,709
‫و مطئنا هیچ‌وقت جرئت
‫نمی‌کردم رمان جدیدم رو شروع کنم

154
00:10:26,709 --> 00:10:30,755
‫استیون، چقدر عالی! درباره‌ی چیه؟

155
00:10:30,755 --> 00:10:33,591
‫یه شخصیت توی ذهنم دارم

156
00:10:33,591 --> 00:10:36,719
‫می‌تونم ببینمش. صداش رو می‌شنوم

157
00:10:38,012 --> 00:10:41,182
‫هنوز توی مرحله تحقیقاتم

158
00:10:41,182 --> 00:10:44,352
‫و می‌خواستم بدونم می‌تونی کمکم کنی یا نه

159
00:10:44,352 --> 00:10:46,270
‫می‌دونم تا همین الانم خیلی وقتت رو گرفتم

160
00:10:46,270 --> 00:10:47,855
‫واسه همین دوست ندارم بپرسم

161
00:10:47,855 --> 00:10:50,524
‫مسخره‌بازی در نیار. یالا. بپرس.

162
00:10:50,524 --> 00:10:55,029
‫یکی از شخصیت‌ها یه پسر نوجوونه

163
00:10:55,821 --> 00:11:00,826
‫و می‌خوام براش یه صفحه
‫فیسبوک بزنم، یه صفحه واقعی

164
00:11:02,286 --> 00:11:07,333
‫یعنی یه صفحه فیک برای یه نوجوونِ خیالی؟

165
00:11:09,835 --> 00:11:11,087
‫آره، گمونم همین‌طوره

166
00:11:14,465 --> 00:11:16,175
‫خیلی کار عجیب‌وغریبیه

167
00:11:19,428 --> 00:11:21,722
‫نه، نه! نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه

168
00:11:22,682 --> 00:11:25,726
‫یه منطقی پشتِ این کارم هست

169
00:11:26,268 --> 00:11:28,521
‫پسره شخصیت اصلی کتاب نیست

170
00:11:28,521 --> 00:11:30,898
‫در واقع درباره‌ی یه پدربزرگه

171
00:11:30,898 --> 00:11:34,068
‫یکی هم سن‌وسال خودمون
‫و رابطه‌ش با این نوجوونه.

172
00:11:35,069 --> 00:11:36,654
‫ولی باید بفهمم وقتی این بچه‌ها آنلاین میشن

173
00:11:36,654 --> 00:11:40,324
‫وارد چه دنیایی میشن

174
00:11:40,324 --> 00:11:43,202
‫درباره‌ی چی حرف می‌زنن. از چی خوششون میاد

175
00:11:46,247 --> 00:11:47,081
‫نگاه‌شون کن

176
00:11:51,585 --> 00:11:52,586
‫دارن به چی نگاه می‌کنن؟

177
00:11:54,630 --> 00:11:55,589
‫می‌فهمم چی میگی

178
00:11:56,424 --> 00:11:57,967
‫شاید فکر خوبی نباشه

179
00:11:57,967 --> 00:12:01,595
‫ولی بحثِ این مسائل که
‫میشه، احساسِ نادونی می‌کنم

180
00:12:01,595 --> 00:12:04,098
‫امیدوار بودم تو بتونی راهنماییم کنی

181
00:12:04,098 --> 00:12:06,392
به زبون ساده یه توضیحاتی از فیسبوک

182
00:12:06,392 --> 00:12:10,855
‫و هر چی که نسل جوون
‫برای ارتباط استفاده می‌کنه، بهم بدی

183
00:12:11,564 --> 00:12:13,399
‫برای من یه دنیای بیگانه‌ست

184
00:12:15,359 --> 00:12:16,360
‫وایسا ببینم

185
00:12:17,069 --> 00:12:20,656
‫تامیِ جوان رو یادته که برامون سایت زد؟

186
00:12:22,408 --> 00:12:28,539
‫آره، گمونم همون آدمیه که دنبالشیم

187
00:12:28,539 --> 00:12:30,499
‫و می‌تونه بهت کمک کنه

188
00:12:32,418 --> 00:12:34,795
‫خیلی هم عالی

189
00:12:35,629 --> 00:12:37,047
‫بازم ممنون رفیق

190
00:12:38,048 --> 00:12:39,675
‫حالا یه بخشیش به خاطرِ

191
00:12:39,675 --> 00:12:43,095
‫عدم وجودِ فاکتورهای رسمیه

192
00:12:43,095 --> 00:12:47,349
‫ولی 48/35 درصد بیشتر...

193
00:12:47,349 --> 00:12:50,728
‫و بعد سوالی ذهن رابرت رو مشغول کرد

194
00:12:52,480 --> 00:12:55,733
‫نیکلاس در زمان رابطه مخفیانه مادرش کجا بود؟

195
00:12:57,026 --> 00:12:58,652
‫توی اتاق بغلی بود؟

196
00:12:59,153 --> 00:13:00,154
‫تنها بود؟

197
00:13:01,238 --> 00:13:02,448
‫خواب بود؟

198
00:13:03,699 --> 00:13:05,034
‫و چه چیزهایی رو دیده بود؟

199
00:13:06,202 --> 00:13:07,620
‫چقدرش رو دیده بود؟

200
00:13:08,579 --> 00:13:10,164
‫چقدرش رو فهمیده بود؟

201
00:13:10,164 --> 00:13:14,835
‫این می‌تونه به همه سوالات بی‌جواب
‫پاسخ بده و تفاوت قیمت رو جبران کنه

202
00:13:15,795 --> 00:13:17,963
‫به نظرم این بهترین راهه

203
00:13:18,756 --> 00:13:20,174
‫رابرت، نظرت چیه؟

204
00:13:26,263 --> 00:13:27,264
‫رابرت؟

205
00:13:33,020 --> 00:13:35,481
‫حالا به این فکر می‌کنه که
 باید از نیکلاس مراقبت کنه

206
00:13:37,107 --> 00:13:40,611
‫باید اون رو زیر بال و پر خودش بگیره

207
00:13:40,611 --> 00:13:43,364
‫خیلی چیزها باید بررسی بشه.
‫ممنون از همگی

208
00:13:55,751 --> 00:13:57,545
‫رابرت، کمیته خیریه...

209
00:14:08,097 --> 00:14:10,391
‫- الو؟
‫- نیک. نیک. سلام، منم بابات

210
00:14:10,391 --> 00:14:12,852
‫گوش کن، دیشب خیلی خوشحال شدم که دیدمت

211
00:14:12,852 --> 00:14:14,728
‫- آهان
‫- امشب وقتت آزاده؟

212
00:14:14,728 --> 00:14:15,771
‫یه موضوعی رو می‌خوام بهت بگم

213
00:14:16,772 --> 00:14:19,275
‫- شاید
‫- عالیه. خودم بعدا میام دنبالت

214
00:14:19,275 --> 00:14:20,651
‫- باشه، خداحافظ
‫- خیلی‌خب

215
00:14:24,405 --> 00:14:27,575
‫توی ذهنش نوشته‌های کتاب رو مرور می‌کنه

216
00:14:28,701 --> 00:14:30,828
‫اصلا اسمی از رابرت برده نمیشه

217
00:14:31,912 --> 00:14:35,749
‫اون یه شخصیتِ فرعیه که حتی
‫ارزش نداره اسمش ذکر بشه

218
00:14:37,501 --> 00:14:38,794
‫شوهـر

219
00:14:39,336 --> 00:14:42,965
‫اشتباه بود که فکر می‌کردم
‫مرتب کردنِ وسایلِ جاناتان

220
00:14:42,965 --> 00:14:44,967
‫نشونه‌ای از بهبودی نانسیه

221
00:14:45,968 --> 00:14:48,721
‫اصلا بعد از همون ماجرا، حالش بدتر شد

222
00:14:50,472 --> 00:14:51,807
‫دیگه از خونه بیرون نمی‌رفت

223
00:14:52,558 --> 00:14:54,476
‫و پنج سال زندگی‌مون این‌جوری بود

224
00:14:55,394 --> 00:14:58,772
‫من و نانسی بودیم. غرق در غم و انده‌مون

225
00:15:14,914 --> 00:15:16,916
‫از این به بعد دیگه میرم توی اتاق جاناتان

226
00:15:22,463 --> 00:15:23,505
‫دوباره بگو

227
00:15:26,634 --> 00:15:28,594
‫از این به بعد دیگه میرم توی اتاق جاناتان

228
00:15:31,513 --> 00:15:33,432
‫می‌خوام تنها باشم

229
00:15:36,435 --> 00:15:37,603
‫حق داری...

230
00:15:41,231 --> 00:15:45,444
‫ولی میشه لطفا درباره‌ش حرف بزنیم؟

231
00:15:50,199 --> 00:15:51,116
‫نه

232
00:16:13,013 --> 00:16:15,224
‫یه سر به کتابفروشیِ محله‌تون می‌زنی

233
00:16:16,100 --> 00:16:19,228
‫می‌خوای جایی که همه
‫تحسینت می‌کنن، وقت‌کشی کنی

234
00:16:20,854 --> 00:16:23,899
‫از اینکه توی خونه با چه‌
‫چیزی روبه‌رو بشی، می‌ترسی

235
00:16:25,401 --> 00:16:27,277
‫- عه، کاترین. سلام
‫- سلام کلیر

236
00:16:27,820 --> 00:16:29,196
‫بابت جایزه‌ت تبریک میگم

237
00:16:29,196 --> 00:16:30,280
‫مرسی

238
00:16:31,407 --> 00:16:34,660
‫می‌خواستم بدونم کتابی
‫که سفارش دادم رسیده یا نه

239
00:16:34,660 --> 00:16:36,286
‫خیلی‌هاشون رسیدن

240
00:16:36,286 --> 00:16:37,329
‫گمونم هنوز رمانِ

241
00:16:37,329 --> 00:16:39,164
‫- آگوتا کریستف نرسیده
‫- آهان

242
00:16:39,164 --> 00:16:42,418
‫راستی ممنون که جنت مالکوم رو بهم معرفی کردی

243
00:16:42,418 --> 00:16:43,961
‫فوق‌العاده بود

244
00:16:44,962 --> 00:16:46,338
‫اون یه کتابِ جدیده

245
00:16:46,338 --> 00:16:50,009
‫نویسنده‌ش امروز صبح اومده بود اینجا.
‫خودش چاپش کرده ولی کتابِ خوبیه

246
00:16:50,009 --> 00:16:51,260
‫به نظرم تو هم خوشم بیاد

247
00:16:51,260 --> 00:16:55,222
‫یه شخصیتِ زنِ افتضاح داره

248
00:16:55,222 --> 00:16:57,057
‫نه، بازم هست

249
00:16:58,017 --> 00:17:00,644
‫و می‌خواستم بهت...

250
00:17:02,062 --> 00:17:04,565
‫مراقب باش زنیکه‌ی دست‌وپاچلفتی

251
00:17:13,198 --> 00:17:15,534
‫هوی! لعنتی...

252
00:17:36,722 --> 00:17:37,806
‫چیه؟

253
00:17:38,557 --> 00:17:42,102
‫منم نانسی. برات شام آوردم

254
00:17:43,228 --> 00:17:44,563
‫بذارش همون بیرون

255
00:17:53,530 --> 00:17:57,242
‫بوی گندی رو از توی اتاق حس می‌کردم

256
00:17:58,660 --> 00:18:00,079
‫سرطان داشت

257
00:18:01,080 --> 00:18:05,501
‫درد داشت ولی تحمل می‌کرد
‫و حتی ازش لذت می‌برد

258
00:18:06,418 --> 00:18:10,506
‫درد و عذاب جایِ خالی جاناتان رو پُر کرده بود

259
00:18:12,466 --> 00:18:17,387
‫خودمو لعنت می‌کردم که اینقدر
‫ضعیفم که نتونستم به زور برم توی اتاق

260
00:18:20,307 --> 00:18:25,813
‫نانسی چند ماه بعد میونِ گل‌های پژمرده

261
00:18:27,189 --> 00:18:30,359
‫و عکس‌های پسر مرحوم‌مون، از دنیا رفت

262
00:18:48,669 --> 00:18:50,963
‫به نظرم این بهتر از یه شرکت آمریکاییه

263
00:18:50,963 --> 00:18:52,297
‫که فقط به سود خودش فکر می‌کنه

264
00:18:52,297 --> 00:18:53,674
‫اونا چی از فوتبال می‌دونن؟

265
00:18:53,674 --> 00:18:58,178
‫صحیح، فقط اینکه صاحبش
تی‌شرت می‌فروشه یا نه؟

266
00:18:58,178 --> 00:19:00,931
‫- واقعا برات مهم نیست کی صاحبشه؟
‫- نه. خیلی‌خب

267
00:19:00,931 --> 00:19:04,184
‫نه، راستش فقط می‌خوام تموم بشه بره پی کارش

268
00:19:04,184 --> 00:19:06,687
‫اول فصل خیلی خوب پیش رفتیم

269
00:19:06,687 --> 00:19:08,730
‫و الان... نمی‌دونم. یه چیزی فرق کرده

270
00:19:08,730 --> 00:19:11,483
‫- اون هفته نزدیک بود به لوتون ببازیم
‫- آره، گوش کن، می‌دونی...

271
00:19:11,483 --> 00:19:13,110
‫مطمئنا توی بریج مشکلاتی هست

272
00:19:13,110 --> 00:19:16,572
‫ولی خیلی مهمه که مالکان صداقت داشته باشن

273
00:19:18,115 --> 00:19:21,827
‫نیک اومده پیشم تا تنها نباشم

274
00:19:21,827 --> 00:19:22,911
‫چی؟

275
00:19:22,911 --> 00:19:26,039
‫شنیدم یه پروژه‌ی مهمه و
‫قراره یه مدتی از خونه دور باشی

276
00:19:27,583 --> 00:19:28,667
‫نگران نباش

277
00:19:28,667 --> 00:19:31,420
‫فهمیدم عجله داری. وسایلت رو برات جمع کردم

278
00:19:32,212 --> 00:19:34,173
‫- رابرت...
‫- راستش بهتره برات تاکسی بگیرم

279
00:19:34,173 --> 00:19:35,549
‫تا به پروازت برسی

280
00:19:35,549 --> 00:19:37,050
‫مامان، چه پروژه‌ایه؟

281
00:19:41,180 --> 00:19:42,806
‫مامانت حتی به منم نمیگه

282
00:19:42,806 --> 00:19:45,225
‫حتما یه افشاگریِ بزرگه

283
00:19:45,225 --> 00:19:46,518
‫سلام. یه ماشین می‌خواستم برای...

284
00:19:46,518 --> 00:19:49,313
‫می‌خوای بری بالا ببینی تمام
‫وسایلت رو جمع کردم یا نه؟

285
00:19:49,313 --> 00:19:53,442
‫78 کینگزگیت کرسنت. چهار دقیقه؟

286
00:19:53,442 --> 00:19:55,944
‫خیلی هم عالی. نه، رواله

287
00:19:55,944 --> 00:19:59,990
‫برای رابرت سوال شده که تو نیکلاس
‫رو در مرگ دوستت مقصر می‌دونی یا نه

288
00:20:00,866 --> 00:20:05,078
‫و آیا برای همینه که همیشه در
‫رابطه‌ت با پسرت مشکل داشتی؟

289
00:20:05,078 --> 00:20:06,747
‫واقعا فکر کردی این رو گفتن...

290
00:20:06,747 --> 00:20:09,374
‫رابرت همیشه پشتت بوده

291
00:20:09,374 --> 00:20:14,254
‫همه‌چیز رو درست کرده و ازت حمایت کرده

292
00:20:14,254 --> 00:20:19,676
‫سعی کرده احساس گناه نکنی و
‫هرگز ازت انتقاد نکرده و قضاوتت نکرده...

293
00:20:21,386 --> 00:20:22,804
‫ولی دیگه نمی‌تونه

294
00:20:37,986 --> 00:20:39,321
‫ممنون آقای جونز

295
00:20:41,323 --> 00:20:45,035
‫ممنونم. مراسمِ خیلی خوبی بود. عالی بود

296
00:20:52,209 --> 00:20:56,255
‫سال‌ها پیش، دو قبر در
‫کنسال گرین خریده بودیم

297
00:20:58,090 --> 00:21:00,175
‫ولی جاناتان قبل از ما مُرد

298
00:21:00,175 --> 00:21:03,553
‫و توی قبری که قرار بود مال من باشه، دفن شد

299
00:21:05,639 --> 00:21:08,600
‫و نانسی توی قبر کناریش دفن شد

300
00:21:09,434 --> 00:21:11,228
‫خودش این رو می‌خواست

301
00:21:15,065 --> 00:21:16,775
‫من جای دیگه، تک و تنها دفن میشم

302
00:21:26,034 --> 00:21:27,619
‫تاکسی دمِ دره

303
00:21:35,585 --> 00:21:36,712
‫رابرت

304
00:21:36,712 --> 00:21:39,298
‫میرم با مادرت خداحافظی کنم

305
00:21:45,137 --> 00:21:48,849
‫نیک کتاب رو خونده. نباید بهش بگی که...

306
00:21:48,849 --> 00:21:50,642
‫که مادرش یه آدم دروغگو و دو روئه؟

307
00:21:50,642 --> 00:21:51,727
‫من همچین آدمی نیستم

308
00:21:51,727 --> 00:21:52,769
‫همه‌چی مرتبه؟

309
00:21:53,395 --> 00:21:54,521
‫آره، همه‌چیز مرتبه

310
00:21:54,521 --> 00:21:56,481
‫مامانت به خاطر یه مسئله کاری خیلی ناراحته.

311
00:21:56,481 --> 00:21:58,358
‫می‌دونی که چه‌جوریه.

312
00:21:58,358 --> 00:22:00,694
‫الان ناراحتی. درک می‌کنم

313
00:22:00,694 --> 00:22:03,572
‫نه، نه، من ناراحت نیستم.
‫بحثِ صداقته، خب؟

314
00:22:03,572 --> 00:22:06,366
‫مامان و بابام بهم گفتن
‫تو از صداقت بویی نبردی

315
00:22:06,366 --> 00:22:08,410
‫ولی من تو رو بهشون ترجیح دادم

316
00:22:08,410 --> 00:22:11,371
‫چون مثل احمقا فکر می‌کردم تو
‫صادق‌ترین آدمی هستی که توی عمرم دیدم

317
00:22:11,371 --> 00:22:12,873
‫- هستم. واقعا هستم
‫- جدی؟

318
00:22:12,873 --> 00:22:14,082
‫تو صادقی؟ آره؟

319
00:22:14,082 --> 00:22:17,127
‫لامصب تو بهم نگفته بودی 20 سال پیش
‫پسرمون نزدیک بوده غرق بشه، خب؟

320
00:22:17,127 --> 00:22:20,922
‫پسرمون نزدیک بوده بمیره چون
‫جنابعالی خوابیده بودی

321
00:22:20,922 --> 00:22:23,258
‫- من خوابم برده بود...
‫- نه، نه! نزدیک بوده بمیره

322
00:22:23,258 --> 00:22:24,343
‫می‌دونم گند زدم

323
00:22:24,343 --> 00:22:26,094
‫آره ولی نمی‌خواستی کسی
‫ باخبر بشه

324
00:22:26,094 --> 00:22:28,597
‫- رابطه مخفیانه نبود
‫- ترجیح دادی بمیره

325
00:22:28,597 --> 00:22:30,223
‫می‌خواستم بمیره

326
00:22:33,518 --> 00:22:37,105
‫تو لیاقتِ ما رو نداری. حالا هم برو گمشو

327
00:22:38,940 --> 00:22:41,234
‫نیک، با مادرت خداحافظی کن. داره میره

328
00:22:41,234 --> 00:22:42,194
‫خداحافظ مامان

329
00:22:42,194 --> 00:22:45,113
‫- خداحافظ عزیزم
‫- یالا. از پرواز جا نمونی

330
00:23:09,304 --> 00:23:10,180
‫کمک!

331
00:23:13,225 --> 00:23:14,142
‫کمک!

332
00:23:34,413 --> 00:23:35,622
‫اوناهاش!

333
00:23:37,958 --> 00:23:40,335
‫- من نمی‌بینمش
‫- اونجاست. اونجاست. اونجاست

334
00:23:47,008 --> 00:23:50,512
‫- کجا؟
‫- اینجاست. برو. برو

335
00:23:55,642 --> 00:23:57,519
‫بگیرش، آگو

336
00:24:01,606 --> 00:24:02,858
‫آهای!

337
00:24:04,818 --> 00:24:06,153
‫آگو!

338
00:24:12,868 --> 00:24:14,453
‫تیوپ نجات رو پرت کن!

339
00:24:24,588 --> 00:24:27,799
‫آهای! بیا بریم! یالا!

340
00:24:27,924 --> 00:24:30,010
‫- یک، دو، سه...
‫- بسه آگو

341
00:24:30,010 --> 00:24:33,305
‫ببین منو. کاری از دست‌مون برنمیاد
