﻿1
00:00:09,843 --> 00:00:12,178
‫در مسیر حرفه‌ای که تقریباً
‫20 سال به طول انجامیده،

2
00:00:12,178 --> 00:00:14,389
‫دریافت‌کننده‌ی جایزه‌ی امشب

3
00:00:14,389 --> 00:00:19,060
‫به روایت‌ها و ساختارهایی که حواسِ ما رو
از حقایق پنهان پرت می‌کنن فائق اومده‫

4
00:00:19,060 --> 00:00:22,689
تا به برخی از سخت‌ترین مسائلِ معاصر بپردازه،

5
00:00:22,689 --> 00:00:27,819
و به ما این امکان رو بده که نگاه بی‌پرده‌ای
‫به هویتِ واقعی سوژه‌هاش داشته باشیم

6
00:00:28,528 --> 00:00:32,574
‫این مستندسازِ فوق‌العاده
‫پرده‌ای رو کنار زده

7
00:00:32,574 --> 00:00:35,785
‫که مدت‌ها از مؤسسات برجسته

8
00:00:35,785 --> 00:00:38,705
‫و عوامل اغلب باجذبه‌شون محافظت کرده

9
00:00:39,289 --> 00:00:41,249
‫اما خانم‌ها و آقایان، آگاه باشید

10
00:00:41,833 --> 00:00:44,502
‫در روند افشای موضوع مد نظرش،

11
00:00:44,502 --> 00:00:47,922
‫کاترین نشون میده که اونا
‫می‌تونن ما رو فریب بدن

12
00:00:47,922 --> 00:00:52,135
‫فقط به خاطر باورهای عمیق خودمون

13
00:00:52,135 --> 00:00:54,596
‫و قضاوت‌هایی که می‌کنیم

14
00:00:54,596 --> 00:00:58,933
و کاترین از این طریق مشکلِ دشوارتر
‫و عمیق‌تری رو آشکار می‌کنه:

15
00:00:59,642 --> 00:01:04,898
‫مشارکتِ خود ما در تعدادی
‫از گناهان اجتماعی سمّی امروزه

16
00:01:05,690 --> 00:01:08,068
‫و بنابراین حالا باعث افتخار منه

17
00:01:08,068 --> 00:01:12,864
‫که جایزه‌ی دستاورد برجسته‌ی
‫خبرنگاری تلویزیونی امسال رو

18
00:01:12,864 --> 00:01:14,324
‫به روشنگرِ حقیقت...

19
00:01:14,324 --> 00:01:15,408
‫- خوبی؟
‫- آره

20
00:01:15,408 --> 00:01:19,913
‫و زنی که الهام‌بخش همه‌ی ما بوده،
‫یعنی کاترین ریونزکرافت تقدیم کنم.

21
00:01:41,351 --> 00:01:43,978
از اتفاقی که افتاده بود ناراحت بودم

22
00:01:43,978 --> 00:01:45,146
‫واقعاً ناراحت بودم

23
00:01:46,272 --> 00:01:48,691
‫بالأخره اون فقط یه بچه بود

24
00:01:49,776 --> 00:01:51,236
‫ولی من خسته بودم

25
00:01:51,236 --> 00:01:52,946
‫از تدریس خسته بودم

26
00:01:53,571 --> 00:01:58,493
‫از تکرار کردن یه سری درس یکسان
‫به مدت تقریباً 50 سال خسته بودم

27
00:01:59,494 --> 00:02:01,204
‫ولی بیشتر از هر چیز دیگه،

28
00:02:01,204 --> 00:02:06,876
‫از تحمل رفتارهای حیله‌گرانه‌ی
‫بچه‌های لوس و حق به جانب خسته شده بودم

29
00:02:11,005 --> 00:02:12,090
‫آقای بریگستاک؟

30
00:02:12,090 --> 00:02:13,258
‫بله؟

31
00:02:13,258 --> 00:02:15,343
‫آقای بنکس می‌خواد شما رو توی دفترش ببینه

32
00:02:16,302 --> 00:02:17,762
‫- الان؟
‫- اگه لطف کنید

33
00:02:18,805 --> 00:02:24,686
‫5,500 سانتی‌گراد. درسته.
‫حالا، هسته‌ی بیرونی...

34
00:02:24,686 --> 00:02:27,063
‫وقتی جاستین من رو به دفترش صدا کرد
‫تعجب نکردم

35
00:02:27,063 --> 00:02:28,398
‫آقای بنکس

36
00:02:28,398 --> 00:02:29,732
‫منتظرش بودم

37
00:02:30,733 --> 00:02:32,318
‫بیشتر از اونی که انتظار می‌رفت طول کشید

38
00:02:32,318 --> 00:02:33,486
‫آقای بریگستاک

39
00:02:34,654 --> 00:02:35,655
‫لطفاً بفرمایید  بشینید

40
00:02:39,951 --> 00:02:44,372
‫آقای بریگستاک، ایشون خانم پمبرتون،
‫مادرِ تریستن هستن.

41
00:02:45,290 --> 00:02:47,542
‫بله. خانم پمبرتون،
‫از دیدنتون خوشحالم.

42
00:02:48,168 --> 00:02:51,546
‫آقای بریگستاک، خانم پمبرتون
‫در مورد اظهار نظرتون

43
00:02:51,546 --> 00:02:54,632
‫راجع به مقاله‌ی تریستن جوان
‫نگرانی‌های جدی مطرح کردن

44
00:02:55,508 --> 00:02:58,386
‫خانم پمبرتون، لطفاً چیزهایی رو
‫که به من می‌گفتید تکرار کنید

45
00:02:58,386 --> 00:02:59,804
‫ممنون، جاستین. حتماً

46
00:02:59,804 --> 00:03:01,431
‫و خوشحالم که شما...

47
00:03:01,431 --> 00:03:05,518
‫که شما بهش می‌گید نگرانی‌های جدی
‫چون دقیقاً همینطوره

48
00:03:05,518 --> 00:03:11,357
‫من جداً نگرانِ چیزهایی هستم
‫که در مورد پسرم نوشتید

49
00:03:11,357 --> 00:03:13,776
‫باورش سخته که یه زمانی،

50
00:03:13,776 --> 00:03:17,947
‫من چند سال پشت سر هم به عنوان
‫محبوب‌ترین معلم سال انتخاب شده بودم

51
00:03:18,865 --> 00:03:20,742
‫ولی اون سال‌ها قبل بود

52
00:03:21,534 --> 00:03:25,580
‫اون موقع، متعهد بودم.
‫به کارم اهمیت می‌دادم.

53
00:03:26,080 --> 00:03:27,749
‫باید اون موقع بازنشسته می‌شدم،

54
00:03:27,749 --> 00:03:32,795
‫وقتی هنوز بارقه‌ای برای روشن کردن
‫ذهنِ بچه‌های کوچیک برام مونده بود

55
00:03:32,795 --> 00:03:34,797
‫- ...که نوشته‌اش در مورد...
‫- خانم پمبرتون

56
00:03:34,797 --> 00:03:37,800
‫آقای بریگستاک، میشه لطفاً
‫فقط معذرت خواهی کنید،

57
00:03:37,800 --> 00:03:40,386
‫و می‌تونیم این قضیه رو فیصله بدیم
‫و فراموشش کنیم

58
00:03:41,763 --> 00:03:44,974
‫من هنوزم سرِ ارزیابی اولم هستم

59
00:03:46,059 --> 00:03:46,851
‫ببخشید؟

60
00:03:46,893 --> 00:03:50,647
‫بیا بریم سمتِ کمپو سانتا مارگاریتا

61
00:03:50,647 --> 00:03:52,357
‫- بهترین هتل ارزون قیمت
‫- یعنی چی، شنا کنیم

62
00:03:52,357 --> 00:03:53,858
‫یا سوارِ مترو شیم؟

63
00:03:53,858 --> 00:03:58,571
‫تو می‌تونی این کارو بکنی.
‫من سوارِ «ویپرتو» میشم

64
00:03:58,571 --> 00:04:00,949
‫فکر کنم این متروشون باشه

65
00:04:00,949 --> 00:04:02,450
‫- گمونم اونجاست
‫- باشه. فهمیدم

66
00:04:02,450 --> 00:04:05,370
‫صبر کن، صبر کن. یه لحظه صبر کن

67
00:04:05,370 --> 00:04:07,747
‫- می‌خوای عکس بگیری
‫- آره

68
00:04:10,917 --> 00:04:12,543
‫می‌دونی، اصلاً بد نبود

69
00:04:12,543 --> 00:04:14,379
‫در واقع خیلی هم عالی بود

70
00:04:20,551 --> 00:04:24,222
‫- نوشیدنی  می‌خوری؟
‫- حتماً. چرا که نه؟

71
00:04:24,931 --> 00:04:29,310
‫شاید تصادفی قبل از رفتن
‫یه بطری باز کرده باشم

72
00:04:29,310 --> 00:04:30,770
‫رابرت

73
00:04:31,437 --> 00:04:32,981
‫شرمنده، فکر می‌کردم آواکادوست

74
00:04:32,981 --> 00:04:35,108
‫خب، اگه زنم نمی‌تونه
‫به خودش حال بده،

75
00:04:35,108 --> 00:04:38,444
‫که نمی‌تونه، پس این وظیفه
‫به گردن من می‌افته

76
00:04:38,444 --> 00:04:39,529
‫به من نگاه کن

77
00:04:41,864 --> 00:04:43,283
‫به افتخارِ یه روشنگر حقیقت،

78
00:04:43,992 --> 00:04:46,828
‫کسی که هر روز بهم الهام می‌بخشه

79
00:04:46,828 --> 00:04:48,246
‫ممنون، عزیزم. خیلی مسخره‌ای

80
00:04:52,834 --> 00:04:55,670
‫- خیلی خوشمزه‌ست. چیه؟ ادویه‌ست؟
‫- محشره

81
00:04:57,297 --> 00:04:58,214
‫چوب چنار

82
00:05:01,718 --> 00:05:02,885
بوی استخدوس

83
00:05:03,553 --> 00:05:04,721
‫موز

84
00:05:05,763 --> 00:05:07,098
‫و اینا هم هستن

85
00:05:07,098 --> 00:05:08,975
‫فقط همین؟

86
00:05:08,975 --> 00:05:09,892
‫بله

87
00:05:18,401 --> 00:05:19,902
‫هفت تا دامن

88
00:05:22,071 --> 00:05:23,406
‫اینا مالِ همسرم بودن

89
00:05:24,324 --> 00:05:26,993
‫متأسفم. تازه فوت شدن؟

90
00:05:27,744 --> 00:05:28,953
‫هفت تا کیف

91
00:05:28,953 --> 00:05:29,996
‫نُه سال پیش

92
00:05:29,996 --> 00:05:31,080
‫ده تا شال

93
00:05:32,165 --> 00:05:33,750
‫یه کلاه

94
00:05:34,334 --> 00:05:35,543
‫کفش‌ها هم هستن

95
00:05:35,543 --> 00:05:38,171
‫- بله. و کفش‌ها
‫- بله، البته

96
00:05:39,797 --> 00:05:40,673
‫یالا

97
00:05:40,673 --> 00:05:42,425
‫پاهاش کوچیک بودن

98
00:05:43,676 --> 00:05:45,178
‫سایز 36

99
00:05:45,178 --> 00:05:49,307
‫خب، هشت جفت کفش
‫و یه جفت دمپایی بود

100
00:05:55,480 --> 00:05:56,981
‫و همین بود

101
00:05:58,191 --> 00:06:01,319
‫زندگیِ نانسی توی فهرستی
‫از اقلام خلاصه شده بود

102
00:06:06,574 --> 00:06:07,575
‫ممنون

103
00:06:08,576 --> 00:06:10,870
‫این لباس‌ها بید دارن

104
00:06:10,870 --> 00:06:14,707
‫نمی‌تونیم لباس‌هایی رو که بید دارن ببریم
‫ولی می‌تونیم براتون بندازیمشون دور

105
00:06:14,707 --> 00:06:17,168
‫- آره. ممنون
‫- ببریدش

106
00:06:17,168 --> 00:06:18,669
‫نه، صبر کنید، صبر کنید

107
00:06:19,587 --> 00:06:22,673
‫این ژاکتِ مورد علاقه‌ی همسرم بود

108
00:06:23,257 --> 00:06:25,885
‫متوجهم. ممنون، آقای بریگستاک

109
00:06:25,885 --> 00:06:27,387
‫خیلی لطف دارید

110
00:06:45,071 --> 00:06:48,408
‫یادمه نانسی نصفِ شب
‫این ژاکت رو می‌پوشید

111
00:06:48,408 --> 00:06:50,618
‫وقتی برای شیر دادن
‫به جاناتان بیدار می‌شد

112
00:06:53,204 --> 00:06:54,997
‫هیچوقت نمیذاشت کمکش کنم

113
00:06:59,127 --> 00:07:00,670
‫ببریمش بالا؟

114
00:07:00,670 --> 00:07:04,549
‫آره. آره، من یکم دیگه میام بالا.
‫فقط می‌خوام نامه‌هام رو چک کنم.

115
00:07:05,550 --> 00:07:07,677
‫ولی تو تازه یه پروژه رو تموم کردی

116
00:07:07,677 --> 00:07:08,678
‫می‌دونم. من رو که می‌شناسی

117
00:07:08,678 --> 00:07:12,974
‫[کاملاً بیگانه]
‫[اثر: ای‌جی پرستون]

118
00:07:18,521 --> 00:07:21,524
‫[برای پسرم، جاناتان]

119
00:07:22,275 --> 00:07:28,406
‫[سلب مسئولیت]
‫[هر نوع شباهتی با اشخاص زنده]
‫[یا مُرده تصادفی نیست.]

120
00:09:30,528 --> 00:09:34,323
‫- عزیزم، حالت خوبه؟
‫- آره. نه، خوبم. کاملاً

121
00:09:34,323 --> 00:09:37,243
‫فقط... احتمالاً زیاد نوشیدنی خوردم، عزیزم.
‫خواهش می‌کنم.

122
00:09:37,243 --> 00:09:39,453
‫- مطمئنی؟
‫- آره. کاملاً. بگیر بخواب

123
00:09:40,246 --> 00:09:41,080
‫من خوبم

124
00:09:52,174 --> 00:09:54,302
قبلاً این چهره رو دیدی

125
00:09:55,428 --> 00:09:57,805
‫امیدوار بودی دیگه هرگز نبینیش

126
00:10:00,224 --> 00:10:01,934
‫نقابت افتاده

127
00:10:34,634 --> 00:10:37,219
تصور می‌کردم عکس‌ها مالِ تعطیلات باشن

128
00:10:41,307 --> 00:10:44,393
‫حتی امیدوار بودم چندتا عکس
‫از سفرمون به کورن‌وال باشه

129
00:10:47,438 --> 00:10:49,982
‫انتظار عکس‌هایی داشتم که می‌شناختم،

130
00:10:49,982 --> 00:10:53,653
‫ولی نه، هیچوقت این عکس‌ها رو ندیده بودم

131
00:11:09,794 --> 00:11:11,337
‫من اون زن رو می‌شناختم

132
00:11:11,337 --> 00:11:13,381
‫سال‌ها بود که اسمش رو می‌دونستم

133
00:11:15,049 --> 00:11:20,346
‫ولی تا اون موقع، فکر می‌کردم اون فقط
‫یه تماشاچیِ بی‌گناه توی نابودی زندگی‌ام بود

134
00:12:14,608 --> 00:12:17,319
‫ اونجا رو مثل یه زیارتگاه تزئین می‌کرد

135
00:12:27,455 --> 00:12:29,999
‫تا این که یه روز،
‫کاملاً به اونجا نقل مکان کرد،

136
00:12:30,791 --> 00:12:32,668
‫و فقط برای غذا خوردن بیرون می‌اومد

137
00:12:39,884 --> 00:12:41,552
‫اوایل میذاشت منم برم پیشش،

138
00:12:41,552 --> 00:12:45,222
‫ولی یه روز ازم خواست
‫دیگه نرم توی اتاق

139
00:12:46,140 --> 00:12:49,226
‫تنها چیزی که می‌شنیدم
‫صدای ماشین تایپش بود

140
00:12:50,519 --> 00:12:53,314
‫هیچوقت نتونستم چیزی رو
‫که می‌نوشت پیدا کنم

141
00:12:58,068 --> 00:13:00,988
‫بعد از مرگش به اتاقِ پسرمون دست نزده بودم

142
00:13:01,739 --> 00:13:05,576
‫اون کشوی بالا رو قفل کرده بود
‫و منم به زور بازش نکرده بودم

143
00:13:05,576 --> 00:13:08,496
‫و پیش خودم می‌گفتم
‫باید به حریم خصوصیش احترام بذارم

144
00:13:37,441 --> 00:13:40,945
‫حالا درک می‌کنم چرا قبلاً بازش نکرده بودم

145
00:13:40,945 --> 00:13:45,658
‫بازش نکرده بودم چون از چیزی که
‫ممکن بود توش پیدا کنم می‌ترسیدم

146
00:13:48,494 --> 00:13:51,580
‫نانسی مخفیانه یه کتاب نوشته بود،

147
00:13:51,622 --> 00:13:52,957
‫[کاملاً بیگانه]
‫[18 سپتامبر 2011]

148
00:13:52,957 --> 00:13:55,543
‫و من می‌دونستم که باید بخونمش

149
00:13:55,584 --> 00:13:57,253
‫[کاملاً بیگانه]
‫[18 سپتامبر 2011]

150
00:13:57,253 --> 00:14:02,466
‫حتی اگه می‌ترسیدم کلماتِ توی اون صفحات
‫ممکن باشه واقعاً من رو از پا در بیارن

151
00:14:45,759 --> 00:14:47,261
‫چیکار می‌کنی؟ کاترین؟

152
00:14:47,261 --> 00:14:51,307
‫کاترین! بذارش زمین!
‫کاترین. بذارش زمین...

153
00:14:51,807 --> 00:14:52,892
‫اون در مورد منه

154
00:14:52,892 --> 00:14:54,268
‫چرا این کتاب رو می‌سوزونی؟

155
00:14:54,268 --> 00:14:58,731
‫برای من فرستاده شده،
‫و فکر کنم دارم مجازات میشم.

156
00:14:58,731 --> 00:15:00,399
‫- مجازات میشی؟
‫- خدایا

157
00:15:01,609 --> 00:15:03,861
‫- خدایا. من دارم مجازات میشم
‫- آره، گفتی، عزیزم

158
00:15:03,861 --> 00:15:06,196
‫- کی سعی داره مجازاتت کنه؟
‫- نمی‌دونم. نمی‌دونم

159
00:15:06,864 --> 00:15:07,865
‫هرکی که اون کتاب رو فرستاده

160
00:15:07,865 --> 00:15:09,617
‫از چه نظر مجازاتت می‌کنه، عزیزم؟

161
00:15:09,617 --> 00:15:11,535
‫خدایا. من می‌میرم

162
00:15:11,535 --> 00:15:14,038
‫- من می‌میرم
‫- کسی تهدیدت کرده؟

163
00:15:14,038 --> 00:15:16,916
‫کاترین، چرا کسی باید بخواد
‫به تو صدمه بزنه؟

164
00:15:16,916 --> 00:15:18,000
‫کاترین!

165
00:15:18,000 --> 00:15:19,668
‫به خاطر اتفاقی که سال‌ها پیش افتاده

166
00:15:19,668 --> 00:15:21,003
‫چی؟ چه اتفاقی برات افتاده؟

167
00:15:22,004 --> 00:15:23,756
‫- به خاطر یکی از فیلم‌هاته؟
‫- نه. نه

168
00:15:23,756 --> 00:15:26,258
‫اگه واقعاً اینطور فکر می‌کنی،
‫پس باید به پلیس خبر بدیم.

169
00:15:26,258 --> 00:15:27,968
‫- کاترین
‫- نه، اصلاً اینطور نیست

170
00:15:27,968 --> 00:15:29,345
‫چی باعث میشه فکر کنی در مورد توئه؟

171
00:15:29,345 --> 00:15:32,473
‫خدایا. من خودم رو می‌شناسم

172
00:15:32,473 --> 00:15:34,433
‫- خب، اسمی ازت آورده شده؟
‫- نه

173
00:15:34,433 --> 00:15:37,603
‫نه، اسمی ازم آورده نشده،
‫ولی توصیف شدم.

174
00:15:37,603 --> 00:15:41,815
‫چطور توصیف شدی؟ سفید؟ بلوند؟

175
00:15:42,483 --> 00:15:44,610
‫- زیبا، جذاب، موفق؟
‫- بس کن

176
00:15:44,610 --> 00:15:45,778
‫نه، من پلیدم

177
00:15:45,778 --> 00:15:47,237
‫من هیچکدوم از اونا نیستم،

178
00:15:47,237 --> 00:15:49,782
‫و یه چیزی توی اون کتاب
‫باعث شد دوباره از خودم بدم بیاد

179
00:15:51,116 --> 00:15:53,494
‫آخه چرا از خودت متنفری؟
‫تو که آزارت به مورچه هم نرسیده.

180
00:15:53,494 --> 00:15:55,204
‫- تو آدمِ خوبی هستی
‫- واقعاً؟

181
00:15:55,204 --> 00:15:56,747
‫معلومه که هستی، عروسکم

182
00:15:56,747 --> 00:15:58,040
‫- تو کاملاً معصومی
‫- نه، نه، نه

183
00:15:58,040 --> 00:16:00,209
‫من نمی‌دونم که آدمِ خوبی هستم یا نه

184
00:16:00,751 --> 00:16:04,213
‫رابی، من همسرِ خوبی نیستم
‫و احساس می‌کنم مادرِ افتضاحی بودم

185
00:16:04,213 --> 00:16:05,297
‫اینا چرندیاتِ محضه

186
00:16:05,297 --> 00:16:08,175
‫نه، کنار اومدن با خودم برام خیلی سخته.
‫من خیلی از نیک فاصله گرفتم.

187
00:16:08,175 --> 00:16:10,177
‫خب، این دلیل نمیشه
‫داستانِ قتل تصور کنی،

188
00:16:10,177 --> 00:16:11,637
‫- مگه نه، عزیزم؟
‫- نه. خواهش می‌کنم، عزیزم

189
00:16:11,637 --> 00:16:14,056
‫خواهش می‌کنم گوش کن. متأسفم

190
00:16:14,056 --> 00:16:20,688
‫فقط چیزهای خیلی زیادی هست
‫که باید بهت می‌گفتم

191
00:16:20,688 --> 00:16:23,190
‫می‌دونی، چیزهایی که واقعاً می‌خوام بدونی،

192
00:16:23,190 --> 00:16:26,568
‫ولی فقط نمی‌دونم چطوری بهت بگم

193
00:16:26,568 --> 00:16:28,237
‫نمی‌دونم از کجا شروع کنم

194
00:16:28,237 --> 00:16:31,824
‫از اتفاقی که بین من و نیک افتاد.
‫از کاری که کردم.

195
00:16:31,824 --> 00:16:35,536
‫- می‌دونم. من همه چی رو می‌دونم
‫- من...

196
00:16:38,247 --> 00:16:39,790
‫- واقعاً؟
‫- آره

197
00:16:45,087 --> 00:16:48,382
‫می‌دونم رابطه‌ی تو و نیک
‫هیچوقت آسون نبوده،

198
00:16:48,424 --> 00:16:49,883
‫ولی اون دوستت داره

199
00:16:49,883 --> 00:16:51,969
‫خودتم می‌دونی که خیلی دوستت داره

200
00:16:51,969 --> 00:16:53,137
‫- آره. بحث این نیست...
‫- نه، نه، نه،

201
00:16:53,137 --> 00:16:56,640
‫فقط چون من و اون خیلی راحت
‫باهم حرف می‌زنیم،

202
00:16:56,640 --> 00:17:00,436
‫به اشتباه برداشت نکن که این یعنی
‫اون تو رو دوست نداره

203
00:17:00,436 --> 00:17:01,437
‫اون دوستت داره

204
00:17:02,771 --> 00:17:05,274
‫اون کتاب ذهنت رو درگیر کرد، مگه نه؟

205
00:17:05,274 --> 00:17:07,818
‫- موضوع چیه؟ احساس گناه داری؟
‫- آره

206
00:17:07,818 --> 00:17:10,738
‫تو دلیلی برای احساس گناه نداری، کاترین

207
00:17:10,738 --> 00:17:13,407
‫نیک 25 سالشه

208
00:17:13,407 --> 00:17:15,451
‫دیگه وقتشه بره خونه‌ی خودش

209
00:17:15,451 --> 00:17:18,078
‫تو تصمیمِ کاملاً درستی گرفتی

210
00:17:18,078 --> 00:17:19,705
‫- بعید می‌دونم
‫- آره، درست بوده،

211
00:17:19,705 --> 00:17:22,124
‫و متأسفم که باهاش مخالف بودم، باشه؟

212
00:17:22,124 --> 00:17:24,752
‫خب. اگه جور در نیاد،
‫اون برمی‌گرده پیش خودمون.

213
00:17:24,752 --> 00:17:26,670
‫بشین. بشین. باشه

214
00:17:27,880 --> 00:17:31,175
‫می‌دونی، تو حق داری زندگی کنی.
‫تو حقِ زندگی داری.

215
00:17:31,800 --> 00:17:34,261
‫آره، تو یه جورایی نبودی و فاصله گرفتی،

216
00:17:34,261 --> 00:17:36,805
‫ولی برای پسرمون الگوی فوق‌العاده‌ای بودی

217
00:17:38,515 --> 00:17:39,641
‫این طرف

218
00:17:41,060 --> 00:17:42,186
‫نوش

219
00:17:44,688 --> 00:17:45,898
‫خوندمش

220
00:17:45,898 --> 00:17:47,191
‫- آهان؟
‫- آره

221
00:17:47,191 --> 00:17:51,862
‫خب، وقتی گفتی یه رُمان نوشتی
‫خیلی خوشحال شدم

222
00:17:51,862 --> 00:17:55,407
‫و خیلی تحتِ تأثیر قرار گرفتم
‫که چقدر سریع نوشتیش، رفیق

223
00:17:55,407 --> 00:17:59,870
‫- نظرت در موردش چی بود؟
‫- خوبه. خیلی خوبه

224
00:17:59,870 --> 00:18:02,414
‫رفیق، به نظرم باید منتشرش کنی

225
00:18:02,414 --> 00:18:04,958
‫خیلی لطف داری،

226
00:18:05,918 --> 00:18:10,672
‫ولی فکر نکنم کتابِ کوچیکم
‫برای یه حرفه‌ای جالب باشه

227
00:18:10,672 --> 00:18:12,800
‫رفیق، آنلاین منتشرش کن،

228
00:18:12,800 --> 00:18:17,346
‫صدتا نسخه هم چاپ کن که
‫می‌تونی خودت یا آنلاین بفروشی

229
00:18:17,346 --> 00:18:18,430
‫ببین چطور پیش میره

230
00:18:18,430 --> 00:18:20,224
‫نمی‌دونم چطور شروع کنم

231
00:18:20,224 --> 00:18:21,600
‫من می‌تونم کمکت کنم

232
00:18:22,893 --> 00:18:23,727
‫چطور؟

233
00:18:23,727 --> 00:18:26,605
‫مگه سرگرم مدیریتِ مدرسه نیستی؟

234
00:18:26,605 --> 00:18:28,607
‫دارم بازنشسته میشم، دوستِ من

235
00:18:30,567 --> 00:18:32,945
‫- کِی؟
‫- الان

236
00:18:32,945 --> 00:18:37,282
‫دارن اخراجت می‌کنن؟
‫به خاطر منه؟

237
00:18:37,282 --> 00:18:38,742
‫نه. نه

238
00:18:39,952 --> 00:18:42,037
‫به خاطر خودمه

239
00:18:42,579 --> 00:18:45,457
‫به خاطر این که پیر شدم

240
00:18:51,755 --> 00:18:52,923
‫ما پیر شدیم

241
00:18:54,299 --> 00:18:59,054
‫خب، من یکم وقت دارم
‫و به تو ایمان دارم

242
00:18:59,054 --> 00:19:00,639
‫ممنون، جاستین

243
00:19:01,598 --> 00:19:03,433
‫واقعاً فکر می‌کنی انقدر خوبه؟

244
00:19:03,433 --> 00:19:06,145
‫آره، واقعاً اینطور فکر می‌کنم، رفیق

245
00:19:07,521 --> 00:19:11,358
‫به این نتیجه رسیدم که نانسی
‫می‌خواست نوشته‌اش رو پیدا کنم،

246
00:19:11,358 --> 00:19:14,444
‫همونطور که می‌خواست
‫عکس‌ها رو پیدا کنم

247
00:19:16,989 --> 00:19:19,491
‫می‌دونستم چرا این کتاب باید نوشته می‌شد،

248
00:19:19,491 --> 00:19:22,452
‫و شک نداشتم که برای کی نوشته شده

249
00:19:23,495 --> 00:19:25,080
‫نظرت در مورد زنه چی بود؟

250
00:19:26,623 --> 00:19:29,042
‫فکر می‌کنی به سزایی که لایقش بود رسید؟

251
00:19:30,377 --> 00:19:32,004
‫اون یه سلیطه‌ی حیله‌گر بود،

252
00:19:32,629 --> 00:19:36,508
‫و گمونم از فرصت استفاده کرد
‫تا قسر در بره، مگه نه؟

253
00:19:37,176 --> 00:19:40,846
‫آره، ولی به سؤالم جواب ندادی

254
00:19:41,847 --> 00:19:43,015
‫اون لایقش بود؟

255
00:19:45,559 --> 00:19:48,020
‫خب، وقتی اتفاق افتاد ناراحت نشدم

256
00:19:48,020 --> 00:19:51,064
‫پس، گمونم، آره. لایقش بود

257
00:19:51,064 --> 00:19:55,194
‫من قرار بود توی زندگیِ واقعی نابودش کنم،

258
00:19:56,111 --> 00:20:00,115
‫ولی اول باید عذاب می‌کشید،
‫مثل من و نانسی.

259
00:20:00,115 --> 00:20:01,450
‫به افتخار «کاملاً بیگانه»

260
00:20:02,034 --> 00:20:03,869
‫«کاملاً بیگانه»

261
00:20:07,122 --> 00:20:08,582
‫آپارتمان چطوره؟

262
00:20:08,582 --> 00:20:10,125
‫- بد نیست
‫- خوبه

263
00:20:11,335 --> 00:20:13,795
‫- هم‌اتاقی‌هات خوبن؟
‫- یه ذره خرخونن

264
00:20:14,671 --> 00:20:16,757
‫چی، همه‌شون؟

265
00:20:16,757 --> 00:20:18,383
‫همه‌شون دانشجو هستن

266
00:20:19,384 --> 00:20:20,761
‫پس مطالعه می‌کنن، آره؟

267
00:20:21,637 --> 00:20:22,804
‫خیلی خب

268
00:20:22,804 --> 00:20:24,139
‫معلومه، همه‌شون دانشجو هستن

269
00:20:24,139 --> 00:20:25,224
‫آره

270
00:20:28,185 --> 00:20:30,187
‫ولی هنوز از کار لذت می‌بری دیگه؟

271
00:20:30,187 --> 00:20:31,730
‫آره، خوبه

272
00:20:38,153 --> 00:20:39,363
‫این رو با خودم می‌برم

273
00:20:39,363 --> 00:20:43,075
‫نیکلاس توی بخشِ الکتریکی
‫یه فروشگاه بزرگ کار می‌کنه

274
00:20:43,992 --> 00:20:47,537
‫این عاقبتی نیست که تو و رابرت
‫برای پسرتون متصور بودید

275
00:20:48,080 --> 00:20:50,707
‫ولی خیالت راحته که کار می‌کنه،

276
00:20:50,707 --> 00:20:53,460
‫با توجه به این که زمانی بود که نمی‌تونستی

277
00:20:53,460 --> 00:20:57,214
‫تصور کنی روزی به هر نوع کاری متعهد بشه

278
00:20:58,131 --> 00:20:59,424
‫و سندی؟

279
00:21:02,552 --> 00:21:03,804
‫یادت میاد، مگه نه؟

280
00:21:04,388 --> 00:21:07,516
‫وقتی بدون بغل کردنش خوابت نمی‌برد

281
00:21:09,142 --> 00:21:10,936
‫- سندی
‫- فقط...

282
00:21:15,941 --> 00:21:17,859
‫درک می‌کنی دیگه، مگه نه؟

283
00:21:20,153 --> 00:21:21,321
‫- نیکلاس
‫- چیه؟

284
00:21:21,321 --> 00:21:22,823
‫یالا. خواهش می‌کنم

285
00:21:22,823 --> 00:21:24,032
‫- نمی‌تونی این کارو بکنی
‫- ببخشید

286
00:21:24,032 --> 00:21:26,493
‫فقط می‌خوام جابجایی رو درک کنی

287
00:21:27,577 --> 00:21:30,205
‫دیگه چنین جای بزرگی لازم نداشتیم

288
00:21:32,040 --> 00:21:34,293
‫خب؟ و تو باید مستقل باشی

289
00:21:35,711 --> 00:21:37,713
‫نمی‌خوای مستقل باشی؟

290
00:21:40,257 --> 00:21:42,801
‫البته ما کنارت هستیم،
‫اگه مثلاً...

291
00:21:42,801 --> 00:21:46,972
‫اگه مشکل واقعی برات پیش بیاد،
‫ولی فقط...

292
00:21:50,267 --> 00:21:51,727
‫دیگه وقتشه، نیک

293
00:21:53,770 --> 00:21:55,731
‫آره؟ اینطور نیست؟

294
00:21:55,731 --> 00:21:58,317
‫اگه این چیزیه که می‌خوای
‫به خودت بگی، مامان

295
00:21:58,317 --> 00:22:01,153
‫نیک! یالا، مسابقه داره شروع میشه!

296
00:22:09,411 --> 00:22:12,497
‫هی، یالا. یالا، بیا اینجا

297
00:22:17,085 --> 00:22:18,879
‫- یالا
‫- یالا

298
00:22:19,755 --> 00:22:21,089
‫آره!

299
00:22:25,427 --> 00:22:29,890
‫تو هیچوقت نتونستی مثل رابرت
‫با نیکلاس ارتباط برقرار کنی

300
00:22:30,932 --> 00:22:32,434
‫و این آزارت میده

301
00:23:04,257 --> 00:23:05,842
‫مادرِ عزیزم،

302
00:23:07,010 --> 00:23:10,639
‫ونیز و فلورانس واقعاً همون قدر
‫که می‌گفتی جادویی بودن

303
00:23:12,349 --> 00:23:16,269
‫اما حالا از خرابه‌ها خسته شدم،
‫برای همین به ساحل میرم،

304
00:23:19,064 --> 00:23:21,233
‫بابتِ دوربین نیکونی که بهم دادی ممنونم

305
00:23:21,983 --> 00:23:24,403
‫کلی عکس باهاش گرفتم

306
00:23:26,613 --> 00:23:28,824
‫دوستت دارم. جاناتان

307
00:23:31,701 --> 00:23:35,580
‫راستی، الان تنهام.
‫ساشا مجبور شد برگرده لندن.

308
00:24:08,405 --> 00:24:12,534
‫کریسمس اومده بود و رفته بود.
‫برای من تعطیلاتی پر از تنهایی بود.

309
00:24:12,534 --> 00:24:16,538
‫برای کریسمسِ واقعی‌ام
‫باید تا آخر ژانویه منتظر می‌موندم

310
00:24:16,538 --> 00:24:18,874
‫کریسمسی که نوید آغازی نو می‌داد

311
00:24:27,799 --> 00:24:28,842
‫بله

312
00:24:30,135 --> 00:24:31,428
‫جاستین

313
00:24:32,512 --> 00:24:34,181
‫بعد از ظهر بخیر، رفیق

314
00:24:35,015 --> 00:24:36,600
‫ببخشید که زنگ نزدم

315
00:24:36,600 --> 00:24:40,729
‫نه، نه. از دیدنت خوشحالم.
‫قدمت روی چشمه.

316
00:24:40,729 --> 00:24:42,439
‫می‌خواستم غافلگیرت کنم

317
00:24:42,439 --> 00:24:44,191
‫می‌دونستم دلت می‌خواد اونا رو ببینی

318
00:24:44,191 --> 00:24:45,984
‫به قول معروف تازه از تنور در اومدن

319
00:24:46,109 --> 00:24:48,862
‫نمی‌فهمم چرا می‌خوای
‫از اسمِ مستعار استفاده کنی،

320
00:24:48,904 --> 00:24:50,405
‫ولی من که از داستانت خوشم اومد

321
00:24:51,156 --> 00:24:52,491
‫خوب از آب در اومده، مگه نه؟

322
00:24:52,532 --> 00:24:53,909
‫[کاملاً بیگانه]
‫[اثر: ای‌جی پرستون]

323
00:24:53,909 --> 00:24:56,411
‫- فوق‌العاده‌ست
‫- خوشحالم که ازش خوشت میاد

324
00:24:56,411 --> 00:24:59,372
‫می‌دونی، و ایده‌ات برای استفاده از اون عکس؟

325
00:24:59,372 --> 00:25:00,957
‫خیلی خوب شد

326
00:25:00,957 --> 00:25:02,501
‫عالیه

327
00:25:04,878 --> 00:25:06,171
‫ولی من ازت پذیرایی نکردم

328
00:25:07,297 --> 00:25:10,091
‫بذار کتری رو بذارم بجوشه.
‫چایی می‌خوری؟

329
00:25:10,091 --> 00:25:13,637
‫آره، لطفاً. با یه ذره شیر، بدون شکر

330
00:25:13,637 --> 00:25:16,848
‫من با تامی صحبت کردم. اون شاگردم بود.
‫الان از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده...

331
00:25:16,848 --> 00:25:19,851
‫که ببینم می‌تونه یه وبسایت
‫برای کتاب درست کنه،

332
00:25:19,851 --> 00:25:22,646
‫برای این که بتونیم سفارشاتِ آنلاین بگیریم

333
00:25:24,064 --> 00:25:25,232
‫محشره

334
00:25:25,232 --> 00:25:28,568
‫خب، اون میگه چند روزه آماده میشه

335
00:25:28,568 --> 00:25:34,115
‫پس الان فقط کافیه
‫یه اکانتِ پی‌پل بسازیم،

336
00:25:34,115 --> 00:25:37,786
‫و بعدش کارِ من و تو راه می‌افته، رفیق

337
00:25:40,288 --> 00:25:41,873
‫آره، همچنین فکر می‌کردم،

338
00:25:41,873 --> 00:25:45,877
‫چطوره یه مسابقه
‫برای آثارِ منتشرنشده‌ی قدیمی بذاریم؟

339
00:25:45,877 --> 00:25:47,921
‫می‌دونی، اون موقع می‌تونیم چاپشون کنیم

340
00:25:47,921 --> 00:25:49,214
‫جاستینِ بیچاره

341
00:25:49,214 --> 00:25:55,011
‫اون در مورد پروژه‌های آینده و تبدیل شدن
‫به ناشرِ مستقل خیال‌پردازی می‌کرد

342
00:25:55,011 --> 00:26:00,934
‫ای کاش می‌دونست من قصد نداشتم
‫منتظر سفارش‌های آنلاین بمونم

343
00:26:01,518 --> 00:26:03,270
‫...ولی واقعاً فکر می‌کنم مهمه...

344
00:26:03,270 --> 00:26:06,648
‫فقط یه خواننده بود که می‌خواستم بهش برسم

345
00:26:06,648 --> 00:26:09,734
‫کتاب اون رو از مخفیگاهش بیرون می‌کشید

346
00:26:09,734 --> 00:26:12,070
‫و به فضای باز می‌آوردش

347
00:26:24,499 --> 00:26:26,668
‫- من میرم
‫- آره. لباس‌هات یادت نرن

348
00:26:31,464 --> 00:26:34,759
‫هنوز یکم نَم دارن.
‫ببخشید، عزیزم.

349
00:26:39,055 --> 00:26:40,348
‫غذای مونده هست

350
00:26:40,348 --> 00:26:42,142
‫من این کتاب رو خوندم.
‫ازش لذت بردم.

351
00:26:42,142 --> 00:26:44,227
‫- تو هم خوندیش؟
‫- آره، خیلی خوبه

352
00:26:45,729 --> 00:26:47,022
‫چی، همه رو خوندی؟

353
00:26:47,022 --> 00:26:48,940
‫آره، تمومش کردم.
‫محض اطلاعت منم کتاب می‌خونم.

354
00:26:48,940 --> 00:26:50,900
‫- اوه، نه. منظورم این نبود...
‫- آره، بیخیال، نیک

355
00:26:50,900 --> 00:26:52,193
‫ما تحسینت می‌کنیم، رفیق

356
00:26:52,193 --> 00:26:54,070
‫تو برام فرستادیش؟

357
00:26:54,070 --> 00:26:55,030
‫نه

358
00:26:55,030 --> 00:26:57,365
‫- مطمئنی؟
‫- آره، مالِ من توی آپارتمانه

359
00:26:57,365 --> 00:26:59,200
‫پس، تو چطوری خوندیش؟

360
00:26:59,200 --> 00:27:00,201
‫- یعنی...
‫- کاترین

361
00:27:00,201 --> 00:27:03,038
‫نه، نه. فقط منظورم این بود
‫که تصادفِ عجیبیه

362
00:27:03,038 --> 00:27:03,997
‫فقط برای من فرستاده شده،

363
00:27:03,997 --> 00:27:05,457
‫- و نمی‌دونم واسه کی...
‫- کتابِ من هدیه‌ست

364
00:27:06,166 --> 00:27:07,375
‫هدیه؟

365
00:27:07,375 --> 00:27:08,418
‫آره

366
00:27:08,418 --> 00:27:09,544
‫از طرف کی؟

367
00:27:09,544 --> 00:27:12,130
‫یه مشتریِ قدردان. اسمم رو روش نوشته بود
‫و گذاشته بودش روی پیشخوان

368
00:27:12,130 --> 00:27:13,256
‫این خیلی عالیه، نیک

369
00:27:13,256 --> 00:27:14,633
‫- مگه نه، کاترین؟
‫- آره. آره

370
00:27:14,633 --> 00:27:16,635
‫خب، اون کی بود؟

371
00:27:16,635 --> 00:27:18,219
‫- یکی که نیک تحت تأثیر قرارش داده
‫- نمی‌دونم

372
00:27:18,219 --> 00:27:20,388
‫من هر روز هزاران مشتری می‌بینم

373
00:27:20,388 --> 00:27:21,848
‫- می‌دونم
‫- پس، مشکل چیه؟

374
00:27:21,848 --> 00:27:23,558
‫- چرا مهمه؟
‫- مهم نیست

375
00:27:24,225 --> 00:27:26,227
‫اشکالی نداره. شرمنده، شرمنده

376
00:27:27,437 --> 00:27:28,980
‫خب، چی... ازش خوشت اومده؟

377
00:27:28,980 --> 00:27:30,523
‫- آره
‫- می‌بینی، چیزی نیست

378
00:27:30,523 --> 00:27:31,941
‫- خب، چرا؟
‫- چرا؟

379
00:27:31,941 --> 00:27:33,902
‫- چون من ازش خوشم اومده حتماً آشغاله؟
‫- نه، نه

380
00:27:33,902 --> 00:27:35,278
‫فقط می‌خوام بدونم

381
00:27:35,278 --> 00:27:38,573
‫- نظرت در موردش چیه
‫- جریان چیه؟ مگه مدرسه‌ست؟

382
00:27:38,573 --> 00:27:40,325
‫- نه. مادرت فقط می‌خواد...
‫- بعداً می‌بینمتون

383
00:27:40,325 --> 00:27:42,869
‫- در طول هفته بهتون زنگ می‌زنم
‫- میشه لطفاً بهم بگی؟

384
00:27:42,869 --> 00:27:44,579
‫خدایا. زنه آخرش می‌میره!

385
00:27:44,579 --> 00:27:48,166
‫خیلی هم لذت‌بخش بود.
‫حقش بود. اون یه سلیطه‌ی خودخواه بود.

386
00:27:55,048 --> 00:27:56,675
‫در مورد تو نیست
