﻿1
00:00:08,750 --> 00:00:10,625
‫همه سوار شن!

2
00:00:13,625 --> 00:00:15,916
‫حتماً باید خداحافظی کنم؟

3
00:00:16,000 --> 00:00:18,000
‫اگه دلت نمی‌خواد، نه

4
00:00:20,291 --> 00:00:21,291
‫دلم می‌خواد

5
00:00:21,375 --> 00:00:22,541
‫خیلی‌خب

6
00:00:22,625 --> 00:00:23,750
‫ما همینجاییم

7
00:00:31,375 --> 00:00:32,666
‫خداحافظ، پسی

8
00:00:33,500 --> 00:00:35,875
‫خداحافظ، رایلی. دلت برام تنگ میشه؟

9
00:00:36,500 --> 00:00:37,500
‫احتمالاً

10
00:00:37,625 --> 00:00:39,375
‫خب، آب توی دلت تکون نخوره

11
00:00:39,500 --> 00:00:42,500
‫من و دوستام داریم میریم «کوهستانِ شاد»

12
00:00:42,625 --> 00:00:45,625
‫آفرین، پستونک

13
00:00:45,750 --> 00:00:50,416
‫باید حس تلخ و شیرین رو بازتاب کنی.
‫ضمناً یادت باشه، این دوربین انگار رایلی‌ـه.

14
00:00:50,500 --> 00:00:52,750
‫- بیارش عقب
‫- تک‌شاخ رنگین‌کمانی وارد صحنه بشه

15
00:00:52,875 --> 00:00:55,916
‫این ستاره‌ی درخشان سر می‌رسه
‫تا به پسی قوت قلب بده

16
00:00:56,791 --> 00:00:58,291
‫زَر بپاشید

17
00:01:01,000 --> 00:01:02,250
‫واو!

18
00:01:03,541 --> 00:01:04,791
‫وسایل بچه وارد صحنه بشن

19
00:01:10,750 --> 00:01:12,375
‫ولوم موسیقی بیشتر شه

20
00:01:12,416 --> 00:01:14,125
‫هوهوچی‌چی اجرا شه

21
00:01:16,500 --> 00:01:19,125
‫تو عاشق رایلی هستی،
‫ولی وقت جداییـه

22
00:01:19,250 --> 00:01:20,250
‫خداحافظ، رایلی

23
00:01:20,291 --> 00:01:22,250
‫خداحافظ، پسی

24
00:01:22,291 --> 00:01:27,625
‫اوناهاشش، دختر قوی و افتخارآفرینِ من.
‫شک ندارم عاشق این صحنه‌ست.

25
00:01:29,625 --> 00:01:31,541
‫حالا موسیقی اوج بگیره

26
00:01:41,375 --> 00:01:42,375
‫خداحافظ

27
00:01:43,125 --> 00:01:45,166
‫- حالا کات!
‫- خیلی‌خب

28
00:01:45,250 --> 00:01:46,500
‫عالی بود، رفقا

29
00:01:46,541 --> 00:01:48,041
‫آخی! قشنگ بود

30
00:01:48,125 --> 00:01:50,166
‫- کارتون حرف نداشت!
‫- بی‌نظیر بود!

31
00:01:50,250 --> 00:01:51,666
‫عجب رؤیایی

32
00:01:51,750 --> 00:01:55,875
‫واسه همین مشغول این کاریم، جماعت.
‫ما جادو خلق می‌کنیم.

33
00:01:56,000 --> 00:02:00,000
‫از خلق این رؤیاها برای رایلی لذت می‌برم.
‫امیدوارم هیچوقت دست‌خوش تغییر نشه.

34
00:02:00,541 --> 00:02:02,041
‫ممکنه هر چیزی اینجا باشه!

35
00:02:02,125 --> 00:02:03,125
‫« 9 سال بعد »

36
00:02:03,250 --> 00:02:04,375
‫- یکم خل شدم...
‫- نه وایسا...

37
00:02:27,000 --> 00:02:29,875
‫« بخش تولید رؤیا »

38
00:02:30,125 --> 00:02:32,125
‫خیلی‌خب، بذار گرم کنم

39
00:02:32,250 --> 00:02:36,291
‫قوری گل‌قرمزی، قوری گل‌قرمزی.
‫گوری قل‌گرمزی!؟

40
00:02:36,375 --> 00:02:38,125
‫خیلی‌خب، حاضرم!
‫من شادی هستم

41
00:02:38,250 --> 00:02:39,375
‫به مرکز فرماندهی خوش اومدید

42
00:02:39,416 --> 00:02:42,125
‫احساسات رایلی از اینجا
‫نشأت می‌گیرن، از جمله خودم

43
00:02:42,250 --> 00:02:44,750
‫این نفرتـه. عه، خشم!
‫یادت نره اون رضایت‌نامه‌ رو امضاء کنی

44
00:02:44,875 --> 00:02:45,875
‫«مامان سعی می‌کنه از ایموجی استفاده کنه»

45
00:02:45,916 --> 00:02:46,916
‫باشه بابا

46
00:02:47,000 --> 00:02:50,125
‫ما به رایلی کمک می‌کنیم روزش رو
‫مدیریت کنه، اون دختر پرمشغله‌ای‌ـه

47
00:02:50,250 --> 00:02:52,125
‫ببین تا اینجا چقدر خاطرات ذخیره کرده

48
00:02:52,250 --> 00:02:54,750
‫اون ترسـه. پـِـخ!

49
00:02:54,791 --> 00:02:57,375
‫امروز پشت سر هم جشن تولد داشتیم،

50
00:02:57,416 --> 00:02:59,416
‫بابایی یه شوخی بی‌مزه راجع به موهامون کرد...

51
00:02:59,500 --> 00:03:00,875
‫آخی، عیب نداره، اندوه

52
00:03:00,916 --> 00:03:02,500
‫از من بشنو، عجب روزی بود

53
00:03:02,541 --> 00:03:04,625
‫خلاصه شب که شد، اکثر اینا
‫به حافظه‌ی بلند مدت منتقل میشن

54
00:03:04,750 --> 00:03:07,916
‫ولی کلی خاطره هم هستن که
‫نیاز به پردازش بیشتری دارن

55
00:03:08,000 --> 00:03:10,541
‫ما هم اونا رو می‌فرستیم «بخش تولید رؤیا»

56
00:03:10,625 --> 00:03:11,875
‫«بخش تولید رؤیا»

57
00:03:11,916 --> 00:03:12,916
‫«بخش تولید رؤیا»

58
00:03:13,000 --> 00:03:16,375
‫می‌دونم شاید از نظر خیلی‌ها خواب‌ها تصادفی و
‫بی‌قاعده هستن، ولی ظاهراً کلی زحمت و کار پشتشونـه

59
00:03:16,500 --> 00:03:18,875
‫معلوم شد پشتِ نحوه‌ی خلق رؤیاها،

60
00:03:18,916 --> 00:03:20,500
‫یه داستان جذاب هست

61
00:03:20,625 --> 00:03:22,625
‫داستانِ یه فرد خلاق

62
00:03:22,666 --> 00:03:25,625
‫- یه فرد خلاق به اسم «پائولا پرسیمون»
‫- جی‌جی!

63
00:03:25,666 --> 00:03:27,000
‫سه‌جمجمه رو خیلی دوست دارم

64
00:03:27,041 --> 00:03:28,875
‫یه‌وقت رایلی رو نترسونید از خواب بپره ها

65
00:03:29,000 --> 00:03:31,916
‫عه، اون اسکیت‌ها رو واسه فردا می‌خوام.
‫جورشون کنید.

66
00:03:32,000 --> 00:03:34,000
‫بهترین تیم بدلکاریِ جهان چی میگه؟

67
00:03:34,041 --> 00:03:35,416
‫آهای، نگاه!

68
00:03:35,500 --> 00:03:37,500
‫«زنگ تفریح تا ابد»؟ این که رؤیای خودمـه!
‫عه، دارن یه چیز دیگه می‌ذارن روش. عجب

69
00:03:37,625 --> 00:03:38,791
‫«نمی‌تونم در کمدم رو باز کنم!»
‫«امتحانِ یهویی» «رُفوزه!»

70
00:03:38,875 --> 00:03:41,250
‫به‌به! عالی شدید!

71
00:03:41,291 --> 00:03:42,916
‫- سلام تیم تهیه!
‫- صبح بخیر

72
00:03:43,000 --> 00:03:44,541
‫کارگردان محترم وارد صحنه میشن!

73
00:03:44,625 --> 00:03:47,250
‫چه رنگی، نسیم. عالیه

74
00:03:47,375 --> 00:03:50,625
‫میشه یه لاته بدید دستِ من؟
‫وای، جنل، تو همیشه یه قدم جلویی

75
00:03:50,750 --> 00:03:53,250
‫خیلی‌خب، اوضاع صحنه چطوره؟

76
00:04:09,000 --> 00:04:10,000
‫« بیدار - خواب »

77
00:04:10,125 --> 00:04:11,916
‫خیلی‌خب همگی.
‫رایلی خوابـه.

78
00:04:14,500 --> 00:04:15,750
‫رو ضبطیم؟

79
00:04:15,875 --> 00:04:17,500
‫صحنه رو زَر بارون کنید

80
00:04:18,000 --> 00:04:20,041
‫تکونش بده ببینم، کیک فنجونی

81
00:04:20,125 --> 00:04:22,666
‫این کلاس مال خودتـه!
‫کیکِ مافین به گرد پات نمی‌رسه!

82
00:04:24,750 --> 00:04:28,041
‫- همگی خسته نباشید
‫- باریکلا، تیم. فیلم‌برداری بعدی می‌بینمتون

83
00:04:28,125 --> 00:04:29,875
‫« منزل سازمانی کارگردان‌ها »

84
00:04:32,541 --> 00:04:34,625
‫ملاتونین! مل!

85
00:04:34,750 --> 00:04:38,000
‫ولش کن. ولش کن.
‫بیا. اون بی‌آزاره.

86
00:04:38,041 --> 00:04:41,875
‫بهتره زیاد نوازشش نکنی چون مل تمایل داره...

87
00:04:42,000 --> 00:04:44,375
‫- خیلی‌خب! اوه!
‫- ...ملت رو بخوابونـه

88
00:04:44,500 --> 00:04:46,166
‫بنا به دلایلی این کار رو با من نمی‌کنه

89
00:04:50,625 --> 00:04:51,750
‫الان حدوداً ده سالـه که...

90
00:04:51,791 --> 00:04:52,625
‫«کارگردان رؤیا»

91
00:04:52,750 --> 00:04:54,500
‫خواب‌های ذهن رایلی رو کارگردانی می‌کنم

92
00:04:54,541 --> 00:04:55,625
‫از وقتی رایلی حدوداً دو سالش بود

93
00:04:55,750 --> 00:04:56,541
‫«دستیار کارگردان»

94
00:04:56,625 --> 00:05:00,000
‫- «پستونکم بدرود» اولین رؤیای مهم‌مون بود
‫- آره. عکسش رو اینجا دارم

95
00:05:00,916 --> 00:05:03,916
‫بخش تولید رؤیا باعث شدن رایلی کاری رو بکنه که
‫ما نتونستیم مجبورش کنیم بکنه

96
00:05:04,000 --> 00:05:06,625
‫- پستونک رو بندازه آشغال
‫- خداحافظ، پسی

97
00:05:06,750 --> 00:05:08,416
‫آره اون رؤیا دنیا رو عوض کرد

98
00:05:09,041 --> 00:05:10,875
‫اون رؤیای مهم باعث شد من به چشم بیام
‫(پائولا)

99
00:05:10,916 --> 00:05:15,000
‫فقط به یه شرط می‌تونی ساندویچ
‫مخصوص خودت رو توی بوفه داشته باشی

100
00:05:15,041 --> 00:05:18,125
‫اینکه با رایلی خو بگیری،
‫و این کاری بود که من کردم

101
00:05:18,750 --> 00:05:23,750
‫من عاشق ساختن رؤیاهای جادویی‌ام.
‫رؤیاهایی که به رایلی، بالِ پرواز از واقعیت میدن.

102
00:05:23,791 --> 00:05:27,375
‫از همۀ مسائل سخت.
‫بهش نیاز داره خب.

103
00:05:29,916 --> 00:05:32,541
‫هر کارگردانی خوشش میاد
‫دستاوردهای مهمش رو نگه داره

104
00:05:32,625 --> 00:05:35,750
‫تازه این استودیو گلچینی از
‫بهترین کارگردان‌ها رو داره

105
00:05:35,875 --> 00:05:36,666
‫توی خواب‌های ورزشی مارکو...

106
00:05:36,750 --> 00:05:37,625
‫«کارگردان ورزشی»

107
00:05:37,666 --> 00:05:38,875
‫هر شب، شب قهرمانیـه

108
00:05:39,000 --> 00:05:40,500
‫شِنگ می‌تونه هر چیزی رو هیجان‌انگیز کنه...

109
00:05:40,625 --> 00:05:41,416
‫«کارگردان اکشن»

110
00:05:41,500 --> 00:05:43,250
‫- حتی سیب‌زمینی سوخاری رو!
‫- آره!

111
00:05:43,375 --> 00:05:45,000
‫کارگردان رؤیاهای کابوسی‌مون، جی‌جی...

112
00:05:45,041 --> 00:05:45,875
‫«کارگردان کابوس»

113
00:05:46,000 --> 00:05:47,750
‫خیلی ترسناکـه

114
00:05:47,791 --> 00:05:49,250
‫زک هم کارگردان کمدی رایلیـه...

115
00:05:49,375 --> 00:05:50,166
‫«کارگردان کمدی»

116
00:05:50,250 --> 00:05:52,916
‫ولی زیاد توی خلق کمدی...

117
00:05:53,000 --> 00:05:54,250
‫موفق نیست

118
00:05:54,375 --> 00:05:57,375
‫من هم گمونم کارگردان سرگرمی‌های رایلی هستم

119
00:05:57,416 --> 00:06:01,625
‫و این همون خوابِ معروفیـه که
‫وِرد زبون همه شده

120
00:06:03,000 --> 00:06:05,291
‫خیلی‌خب. یکم تیره و تار شده

121
00:06:05,375 --> 00:06:08,125
‫آخه از آخرین باری که رایلی
‫این خواب رو به یاد آورد خیلی گذشته

122
00:06:08,166 --> 00:06:09,541
‫پس بیاید یه خواب جدیدتر پیدا کنیم

123
00:06:09,625 --> 00:06:11,250
‫اینجا رو نگاه کنیم

124
00:06:13,250 --> 00:06:16,291
‫خب؛ مهم نیست.
‫امشب یه خواب جدید می‌سازیم.

125
00:06:16,375 --> 00:06:18,875
‫اصلاً... قدم به قدم نشون‌تون میدم که

126
00:06:19,000 --> 00:06:21,375
‫چطوری رؤیای خفن می‌سازیم

127
00:06:21,416 --> 00:06:22,416
‫مگه نه، جنل؟

128
00:06:22,500 --> 00:06:23,500
‫- یه لحظه گوشی دستت
‫- جنل؟

129
00:06:23,625 --> 00:06:24,666
‫آره، صد درصد؟

130
00:06:28,125 --> 00:06:30,000
‫خب، پائولا یه سبک منحصر به فرد داره و

131
00:06:30,041 --> 00:06:33,375
‫من هم که دستیارشم،
‫مسئول اجرای سبکش هستم

132
00:06:33,500 --> 00:06:36,375
‫این تیم تهیه حرف ندارن.
‫از پس همه چی برمیایم.

133
00:06:36,416 --> 00:06:37,625
‫خب، به جز فینک...

134
00:06:37,750 --> 00:06:39,125
‫«هیچ کاری نکنی خودش یه کاره»

135
00:06:39,250 --> 00:06:40,416
‫که ظاهراً هیچ کاری نمی‌کنه

136
00:06:41,375 --> 00:06:43,416
‫جنل بیشتر از یه دستیار کارگردان معمولیـه

137
00:06:43,500 --> 00:06:45,541
‫اون بهترین دوستمـه توی صحنه

138
00:06:45,625 --> 00:06:50,375
‫جملات همدیگه رو کامل می‌کنیم.
‫کاملاً با همدیگه هماهنگ و موافق هستیم.

139
00:06:50,416 --> 00:06:52,166
‫تیم رؤیایی!

140
00:06:52,250 --> 00:06:55,250
‫راستش همیشـه می‌خواستم
‫خودم رؤیا کارگردانی کنم،

141
00:06:55,375 --> 00:07:00,166
‫پس رزومه‌ام رو فرستادم و
‫یه مصاحبه‌ی محشر داشتم و

142
00:07:00,250 --> 00:07:03,041
‫انگار به زودی قراره به آرزوم برسم

143
00:07:04,250 --> 00:07:07,250
‫فقط باید با پائولا درموردش حرف بزنم

144
00:07:07,375 --> 00:07:08,416
‫جنل!

145
00:07:08,500 --> 00:07:10,250
‫شرمنده. چی شده، پائولا؟

146
00:07:10,375 --> 00:07:13,000
‫خیلی‌خب

147
00:07:14,541 --> 00:07:16,625
‫خیلی‌خب

148
00:07:16,750 --> 00:07:18,375
‫باشه. آره، حلش می‌کنم

149
00:07:18,500 --> 00:07:21,416
‫- چون آزمونِ یهویی جواب میده! تکرار میشه مدام!
‫- نه. رایلی یه چیز جدید لازم داره

150
00:07:21,500 --> 00:07:23,375
‫- رایلی یه خوابِ دنباله‌دار لازم داره
‫- تا سه ساعت باید این خواب رو واسه رایلی حاضر کنیم

151
00:07:23,416 --> 00:07:24,250
‫«اتاق نویسندگان»

152
00:07:24,375 --> 00:07:26,750
‫استودیو بهمون خواب‌نامه میده،
‫ولی سابقه‌ی درخشانِ من

153
00:07:26,791 --> 00:07:28,500
‫تا حدی آزادی خلاقانه بهم میده

154
00:07:28,625 --> 00:07:29,625
‫- اینجا رو...
‫- آهای، پائولا

155
00:07:29,666 --> 00:07:31,625
‫باید راجع به یه چیزی باهات حرف بزنم

156
00:07:31,750 --> 00:07:33,625
‫آره، حتماً. فقط یه لحظه وایسا، جنل

157
00:07:33,750 --> 00:07:34,750
‫«خاطراتِ پردازش نشده»

158
00:07:34,791 --> 00:07:37,791
‫ظاهراً کلی خاطرات شاد اینجاست

159
00:07:37,875 --> 00:07:40,000
‫- از من قایم شدن
‫- پائولا، اینو نگاه

160
00:07:40,125 --> 00:07:42,750
‫- ها؟
‫- رایلی، نگاه. قراره مراسم رقص باشه!

161
00:07:42,875 --> 00:07:45,125
‫- به نظرت بریم؟
‫- شاید؟

162
00:07:45,250 --> 00:07:47,125
‫قطعاً احساسات متناقضی در رابطه با این داره

163
00:07:47,250 --> 00:07:48,041
‫«خاطراتِ پردازش نشده»

164
00:07:48,125 --> 00:07:50,541
‫وایسا، جنل. نگاه!
‫رایلی پریِ تک‌شاخ رو پیدا می‌کنه.

165
00:07:50,625 --> 00:07:52,500
‫واو!

166
00:07:52,625 --> 00:07:55,541
‫باورم نمیشه این خاطره برگشته!
‫باید ازش استفاده کنیم

167
00:07:55,625 --> 00:08:00,000
‫راستش پائولا، احتمالاً عروسک
‫پری تک‌شاخ توی آرشیو لباس گم شده،

168
00:08:00,041 --> 00:08:01,375
‫پس بهتر نیست از همین...

169
00:08:01,416 --> 00:08:03,500
‫برو پیداش کن، آره. دیدید؟

170
00:08:03,541 --> 00:08:05,791
‫رسماً جملات همدیگه رو کامل می‌کنیم

171
00:08:08,000 --> 00:08:09,375
‫رایلی، اون چیه؟

172
00:08:09,416 --> 00:08:11,916
‫این؟ یجورایی طلسم خوش‌شانسیـه

173
00:08:12,000 --> 00:08:13,166
‫وای رفیق

174
00:08:13,250 --> 00:08:16,041
‫نگاه! چراغ‌هاش روشن میشه!

175
00:08:16,125 --> 00:08:17,625
‫اون هم تک‌شاخـه، هم پری؟

176
00:08:17,750 --> 00:08:20,416
‫- خوش‌شانسی میاره، خب؟
‫- خیلی خجالت‌آوره

177
00:08:20,500 --> 00:08:22,750
‫- رایلی، اسباب‌بازی توی کلاس ممنوعـه
‫- واو

178
00:08:22,875 --> 00:08:24,500
‫خیلی‌خب، همگی آروم

179
00:08:24,541 --> 00:08:26,625
‫شوخی می‌کنم

180
00:08:32,625 --> 00:08:37,500
‫این مجموعه‌‌های فوق‌العاده رو ببین، جنل

181
00:08:38,000 --> 00:08:41,041
‫انگار داریم توی چشم‌انداز
‫همکاری‌مون قدم می‌زنیم

182
00:08:41,125 --> 00:08:45,000
‫باید از اینا استفاده کنیم.
‫باعث خوشحالی رایلی شدن.

183
00:08:45,041 --> 00:08:48,000
‫می‌بینیش؟ قطار شهاب درخشان!

184
00:08:48,041 --> 00:08:49,541
‫چقدر خاطره باهاش هست

185
00:08:49,625 --> 00:08:53,625
‫نگاه. پیش‌خدمت آدم‌برفی.
‫اینو یادتـه؟

186
00:08:53,666 --> 00:08:55,250
‫سینی‌ش کجاست؟

187
00:08:55,291 --> 00:08:57,625
‫- سینی‌ت کجاست، پیش‌خدمت آدم‌برفی؟
‫- خیلی‌خب. پائولا، ببین

188
00:08:57,750 --> 00:08:59,416
‫یه چیزی هست که باید بهت بگم

189
00:08:59,500 --> 00:09:01,041
‫ایناهاشش!

190
00:09:02,250 --> 00:09:04,666
‫آخ جون!

191
00:09:05,750 --> 00:09:08,291
‫آره! تکونش بده!

192
00:09:08,375 --> 00:09:09,625
‫وایسا، وایسا

193
00:09:09,750 --> 00:09:13,000
‫آره! آره! این معجزه‌ی تک‌شاخـه!

194
00:09:15,250 --> 00:09:16,875
‫رایلی عاشق این میشه

195
00:09:18,625 --> 00:09:21,416
‫من بادم. تو همون درختی هستی که
‫توی زمین ریشه دَوونده

196
00:09:21,500 --> 00:09:23,125
‫ببخشید. باید رد شیم

197
00:09:23,250 --> 00:09:25,125
‫وسط فیلم‌برداری هستیم

198
00:09:25,166 --> 00:09:27,125
‫دارن رؤیای روزانه (خیال‌بافی) ضبط می‌کنن

199
00:09:27,166 --> 00:09:28,625
‫باد موسیقی شماست

200
00:09:34,875 --> 00:09:37,541
‫- شرمنده. ما یه خواب واقعی داریم که باید بسازیم
‫- چیکار می‌کنی؟! بس کن!

201
00:09:37,625 --> 00:09:39,375
‫چی... رایلی رو بیدار کردی

202
00:09:39,416 --> 00:09:41,750
‫چطوری ممکنه وقتی حتی خواب هم نبوده؟

203
00:09:41,791 --> 00:09:45,000
‫شما سازنده‌های رؤیاهای شبانه
‫هیچوقت هنر رو درک نمی‌کنید

204
00:09:46,000 --> 00:09:49,500
‫خب، رؤیاهای روزانه اصلاً رؤیا نیستن.
‫چشمای رایلی بازه.

205
00:09:49,625 --> 00:09:52,291
‫درسته. ما داریم چشمای رایلی رو باز می‌کنیم

206
00:09:52,375 --> 00:09:55,000
‫- وای پسر
‫- این پری تک‌شاخـه؟

207
00:09:55,125 --> 00:09:56,416
‫در این حد سوژه کم آوردی؟

208
00:09:56,500 --> 00:09:58,875
‫- آخه تو چه می‌دونی؟
‫- می‌دونم اصلاً هیچی بارت نیست

209
00:09:58,916 --> 00:10:00,541
‫من از وقتی دو سالش بود دارم رؤیاسازی می‌کنم!

210
00:10:00,625 --> 00:10:04,875
‫بله، اسم من زِنی‌ـه. املاش همونطوریـه که
‫فکرش رو می‌کنید. ز ن ی

211
00:10:05,000 --> 00:10:06,666
‫من یه کارگردان رؤیای روزانه‌ی کارکُشته‌ام

212
00:10:06,750 --> 00:10:07,791
‫«کارگردان رؤیای روزانه»
‫(خیال‌بافی)

213
00:10:07,875 --> 00:10:09,875
‫من رؤیای «آیا اون ابر شبیه گوی هاکیـه؟» رو
‫کارگردانی کردم

214
00:10:10,000 --> 00:10:12,500
‫«جز من همه رباتن».
‫اینم ساختۀ خودم بوده.

215
00:10:12,625 --> 00:10:15,250
‫«خواهر مخفی‌م اونطرفِ خیابون زندگی می‌کنه»

216
00:10:15,291 --> 00:10:18,291
‫داره میره روی مخ‌تون؟ خیلی شرمنده.
‫با من بیاید.

217
00:10:18,375 --> 00:10:19,500
‫بذارید شما رو با

218
00:10:19,541 --> 00:10:21,625
‫- رؤیاسازهای واقعی آشنا کنم
‫- ازم خواستن مصاحبه کنم

219
00:10:22,625 --> 00:10:25,000
‫یه چُسه خبر بد دارم و
‫کلی خبر خوب

220
00:10:25,041 --> 00:10:27,916
‫خبر بد اینـه که نویسنده‌ها دوباره
‫یه خواب‌نامه‌ی یهویی فرستادن

221
00:10:28,000 --> 00:10:31,000
‫- اَه!
‫- خبر خوب اینـه که ما انجامش نمی‌دیم

222
00:10:31,041 --> 00:10:32,750
‫- چطوره؟
‫- آره!

223
00:10:32,875 --> 00:10:37,375
‫یه رؤیای مراسم رقص مدرسه‌ای
‫ترتیب می‌دیم با حضور پری تک‌شاخ!

224
00:10:38,750 --> 00:10:41,000
‫توی کلاس، آهنگش از ذهنم نمی‌رفت

225
00:10:41,041 --> 00:10:41,916
‫♪ اون کیه که... ♪

226
00:10:42,000 --> 00:10:44,500
‫- خیلی خجالت‌آوره...
‫- خواهر من که اصلاً باهاش بازی نمی‌کنه

227
00:10:46,625 --> 00:10:48,041
‫عالیه!

228
00:10:48,125 --> 00:10:50,791
‫به نظرت یکم زیادی نیست؟

229
00:10:50,875 --> 00:10:52,750
‫قراره بترکونه

230
00:10:52,791 --> 00:10:56,416
‫پائولا، جنل؟ جین یه جلسۀ
‫اضطراری گذاشته. همین الان.

231
00:10:56,500 --> 00:10:57,875
‫ردیفش کنید. ما الان برمی‌گردیم

232
00:10:59,416 --> 00:11:02,375
‫عالیه. تا عمر داره
‫این رؤیا رو فراموش نمی‌کنه!

233
00:11:02,500 --> 00:11:03,500
‫آهای!

234
00:11:03,541 --> 00:11:04,375
‫«جین دوبری»
‫«رئیس استودیو»

235
00:11:04,500 --> 00:11:06,000
‫سلام سلام تیم.
‫سلام دوست‌!

236
00:11:06,125 --> 00:11:07,541
‫موهات رو کوتاه کردی؟

237
00:11:07,625 --> 00:11:08,666
‫- آره
‫- خوشگل شدی!

238
00:11:08,750 --> 00:11:11,625
‫- بعداً حرف بزنیم؟ آره عالیه
‫- آره

239
00:11:11,666 --> 00:11:15,500
‫جماعت! رایلی عزیز، رؤیاهای ما رو یادش نمیاد

240
00:11:15,625 --> 00:11:20,000
‫همه‌ی زحماتی که کشیدیم،
‫صبح که میشه انگار نه انگار، خب؟

241
00:11:20,041 --> 00:11:22,375
‫شنگ، رایلی همین الانش خفن‌ترین رؤیایی که
‫ساختی رو یادش رفته. مگه نه؟

242
00:11:22,416 --> 00:11:24,416
‫نه! همینجاست

243
00:11:25,000 --> 00:11:27,750
‫- خیلی سریع بود!
‫- تازه این بدترینش نیست

244
00:11:27,875 --> 00:11:31,125
‫اخیراً حتی در چندین مورد،
‫وسط رؤیا از خواب پریده

245
00:11:31,166 --> 00:11:34,250
‫وسط شب، جماعت!

246
00:11:34,291 --> 00:11:40,791
‫رؤیاهای خفن بیشتری لازم داریم! نوجوان‌ها عاشق
‫کشمکش هستن. می‌خوان جدی گرفته بشن. خب؟

247
00:11:40,875 --> 00:11:42,750
‫عملاً آدم بالغ محسوب میشن!

248
00:11:42,791 --> 00:11:44,500
‫پس قصد داریم

249
00:11:44,541 --> 00:11:48,500
‫با متوسل شدن به علایق نوجوان‌ها،
‫عملکردمون رو قوی‌تر کنیم

250
00:11:48,625 --> 00:11:51,416
‫شماره‌ی یک، واحد کارگردانی رو

251
00:11:51,500 --> 00:11:57,125
‫با تغییرات هیجان‌انگیز در پرسنلش بهینه‌سازی می‌کنیم.
‫بعضی از این تغییرات همین الانش دارن انجام میشن.

252
00:11:58,000 --> 00:12:00,875
‫- شماره‌ی دو. این یعنی پائولا...
‫- بله

253
00:12:00,916 --> 00:12:02,375
‫رؤیای تو امشب پخش میشه

254
00:12:02,416 --> 00:12:03,416
‫رؤیای افتتاحیه به ما می‌رسه؟!

255
00:12:03,500 --> 00:12:05,125
‫- حاضری؟
‫- آره! تازه من و جنل کلی...

256
00:12:05,250 --> 00:12:06,750
‫- عالیه. و شمارۀ سه...
‫- خیلی‌خب

257
00:12:06,875 --> 00:12:10,375
‫الساعه یه کارگردان جدید رو
‫وارد این چرخه می‌کنیم

258
00:12:10,416 --> 00:12:14,500
‫کارگردانی که شور و نشاط و
‫ایده‌های نو به ارمغان بیاره

259
00:12:14,625 --> 00:12:19,000
‫- کسی نیست جز جنل جانسون خودمون!
‫- چی؟

260
00:12:19,041 --> 00:12:21,916
‫چی؟ همین الان شد؟!
‫وای خدا، چقدر سریع!

261
00:12:22,000 --> 00:12:25,416
‫- وایسا. جنلِ من؟
‫- آره، جنل

262
00:12:25,500 --> 00:12:27,291
‫- باریکلا
‫- می‌دونستم از پسش برمیای

263
00:12:27,375 --> 00:12:29,250
‫شرمنده، از صبح داشتم سعی می‌کردم بهت بگم

264
00:12:29,375 --> 00:12:30,666
‫ببینم چیکار می‌کنی!

265
00:12:30,750 --> 00:12:32,750
‫این صندلی متعلق به خودته!

266
00:12:32,791 --> 00:12:34,000
‫ممنون

267
00:12:34,041 --> 00:12:35,541
‫می‌دونی اولین رؤیات قراره چی باشه؟

268
00:12:35,625 --> 00:12:37,291
‫- آره، چندین هفته‌ست که دارم بهش فکر می‌کنم
‫- آره!

269
00:12:37,375 --> 00:12:40,541
‫من خیلی بهت افتخار می‌کنم!
‫شاید همگی غافلگیر شدید،

270
00:12:40,625 --> 00:12:41,916
‫ولی حدس بزنید کی غافلگیر نشده

271
00:12:42,000 --> 00:12:44,375
‫من! من غافلگیر نشدم!

272
00:12:44,416 --> 00:12:45,791
‫جین، این غافلگیریـه

273
00:12:45,875 --> 00:12:48,166
‫از جین خواستیم فعلاً به کسی نگه،

274
00:12:48,250 --> 00:12:50,500
‫ولی مطمئن بودم به تو میگه

275
00:12:50,625 --> 00:12:51,750
‫هیچی نگفت؟

276
00:12:51,875 --> 00:12:54,916
‫خب، خیلی سرمون شلوغ بود

277
00:12:55,000 --> 00:12:56,875
‫ممنون. همیشه رؤیاهاتون رو دوست داشتم

278
00:12:57,000 --> 00:12:58,000
‫ببین، می‌فهمم

279
00:12:58,041 --> 00:13:01,125
‫جفت‌تون همکاری بی‌نظیری داشتید.
‫یعنی اگه بخواید تجدید قوا کنی،

280
00:13:01,250 --> 00:13:02,791
‫عجله نکن. بهش فکر کن

281
00:13:02,875 --> 00:13:05,541
‫مثل آب خوردن می‌تونم رؤیای افتتاحیه
‫امشب رو بدم به یکی دیگه

282
00:13:05,625 --> 00:13:07,416
‫نه! نه! نه! من واسه افتتاحیه حاضرم

283
00:13:07,500 --> 00:13:09,625
‫نیازی به جنل ندارم که این رؤیا خفن در بیاد

284
00:13:09,666 --> 00:13:12,500
‫چه خوب!
‫بی‌صبرانه منتظرشم.

285
00:13:12,625 --> 00:13:18,416
‫سبک تصاویر کودکانه‌ی تو خیلی
‫موفق هستن... ببخشید، بودن

286
00:13:18,500 --> 00:13:21,250
‫ولی رایلی الان تقریباً 13 سالش شده

287
00:13:21,291 --> 00:13:24,500
‫پس من هم خیلی هیجان‌زده‌ام که ببینم
‫چطوری این رؤیای موفقیت‌آمیزت

288
00:13:24,625 --> 00:13:27,250
‫کاملاً متفاوت از هر چیزیـه که تا الان ساختی

289
00:13:27,375 --> 00:13:31,000
‫ضمناً از متفاوت، منظورم بهتره.
‫خیلی بهتر. خب؟

290
00:13:35,250 --> 00:13:38,125
‫پائولا؟ خب، من...

291
00:13:39,125 --> 00:13:41,750
‫به نظرم رایلی حقشـه رؤیاهای بهتری ببینه

292
00:13:41,875 --> 00:13:43,750
‫رؤیاهایی که با مراحل فعلی زندگیش مرتبط باشه

293
00:13:44,500 --> 00:13:48,041
‫و فکر نمی‌کنم کیک‌های فنجونی و
‫آدم‌برفی از پسش بر بیاد

294
00:13:59,916 --> 00:14:04,000
‫مشکلی نیست. نیازی به جنل ندارم.
‫فقط خودم لازمم.

295
00:14:04,125 --> 00:14:07,250
‫توی شرایط بدتری هم بودم و
‫همیشه گلیمم رو از آب بیرون کشیدم

296
00:14:08,291 --> 00:14:11,625
‫یجورایی دلم واسه جنل می‌سوزه.
‫اون کم‌تجربه‌ست.

297
00:14:11,750 --> 00:14:13,791
‫اگه وسط رؤیای اولش، رایلی رو از خواب بپرونه چی؟

298
00:14:13,875 --> 00:14:18,125
‫اون‌وقت دست از پا درازتر برمی‌گرده که
‫دوباره دستیارم بشه

299
00:14:18,166 --> 00:14:19,916
‫خدایا، امیدوارم اینطوری نشه

300
00:14:20,666 --> 00:14:26,625
‫شنیدم دستیارش از پیشش رفته.
‫بذار ببینیم تهِ این ماجرا چی میشه.

301
00:14:38,625 --> 00:14:41,125
‫- شنیدی جنل ترفیع گرفته؟
‫- آره، موندم بدون اون چیکار کنیم

302
00:14:41,250 --> 00:14:42,250
‫خدا رحم کنه

303
00:14:42,291 --> 00:14:43,916
‫نمی‌تونیم بدون اون
‫از پس رؤیای افتتاحیه بر بیایم...

304
00:14:44,000 --> 00:14:45,875
‫خیلی‌خب رفقا، جمع شید.
‫مشکلی نیست.

305
00:14:45,916 --> 00:14:48,875
‫از پسش برمیایم.
‫کلی وقت داریم.

306
00:14:48,916 --> 00:14:52,166
‫مگه جنل چیکار می‌کرد که ما کنارِ هم نتونیم؟

307
00:14:54,625 --> 00:14:57,791
‫پائولا، بهتر نیست رؤیای افتتاحیه رو
‫بدیم به یکی دیگه؟

308
00:14:57,875 --> 00:15:00,000
‫- بدون جنل...
‫- نه، نه. ما این رؤیای خفن رو لازم داریم، نوریکو

309
00:15:00,125 --> 00:15:01,625
‫آسون‌تر از اونیـه که فکر می‌کنیم

310
00:15:01,666 --> 00:15:04,916
‫مثلا، یکی از کارهایی که جنل می‌کرد
‫این بود که حواسش به نمایشگر خواب بود

311
00:15:05,000 --> 00:15:07,000
‫همونجاست و همگی می‌بینیمش. پس... وایسا

312
00:15:07,125 --> 00:15:07,916
‫« بیدار - خواب »

313
00:15:08,000 --> 00:15:09,000
‫چرا داره به سمتِ خواب متمایل میشه؟

314
00:15:09,125 --> 00:15:12,125
‫رایلی داره خوابش می‌بره!

315
00:15:12,166 --> 00:15:13,416
‫رایلی خوابش نمی‌بره

316
00:15:13,500 --> 00:15:15,541
‫جمعه شبه و تازه ساعت شده 7

317
00:15:15,625 --> 00:15:17,750
‫من این صدا رو می‌شناسم

318
00:15:17,875 --> 00:15:19,291
‫«کلبه‌ای کوچک در دل درّه»

319
00:15:19,375 --> 00:15:21,500
‫«کلبه‌ای کوچک در دل درّه»ست!

320
00:15:21,541 --> 00:15:23,041
‫الانـه که بخوابه!

321
00:15:23,125 --> 00:15:26,750
‫مشکلی پیش نمیاد.
‫وحشت نکنید. گزارش وضعیت.

322
00:15:26,791 --> 00:15:29,375
‫رایلی با لحاف مامان‌بزرگ‌دوزش روی مبله!

323
00:15:29,416 --> 00:15:31,750
‫وحشت! یعنی همه سر جای خودشون! حالا!

324
00:15:31,791 --> 00:15:33,666
‫خودتون رو نجات بدید!

325
00:15:34,875 --> 00:15:36,250
‫مل، رنگین‌کمان رو فعال کن

326
00:15:37,125 --> 00:15:38,125
‫آهای!

327
00:15:38,250 --> 00:15:40,625
‫همگی واسه خواب افتتاحیه لبخند بزنید

328
00:15:40,666 --> 00:15:44,125
‫رایلی داره دمنوش بابونه می‌خوره.
‫تکرار می‌کنم «هشدار چای قبل از خواب» داریم.

329
00:15:44,250 --> 00:15:46,125
‫خدا لعنتت کنه، بابونه!

330
00:15:48,250 --> 00:15:50,375
‫« در حال نزدیک شدن به خواب »

331
00:15:50,500 --> 00:15:51,791
‫پیلار، کامیلا!

332
00:15:51,875 --> 00:15:53,125
‫دوربین آماده‌ست؟

333
00:15:53,250 --> 00:15:55,125
‫نه. راستش یه سؤال ایمنی ازت داریم

334
00:15:55,250 --> 00:15:56,875
‫خوبه، خوبه. موسیقی رو پخش کنید!

335
00:15:58,166 --> 00:16:00,625
‫- خیلی‌خب جنل
‫- جنل دیگه نیست، یادت رفته؟

336
00:16:00,666 --> 00:16:02,166
‫خب، باید شروع کنیم!

337
00:16:07,000 --> 00:16:09,750
‫خیلی‌خب، پائولا. انگشت به دهنم کن

338
00:16:22,541 --> 00:16:23,833
‫- واو، رایلی
‫- نه، نه، نه، نه

339
00:16:23,916 --> 00:16:25,791
‫واقعاً شامه‌ی تیزی واسه چیزای جالب داری!

340
00:16:25,916 --> 00:16:27,833
‫نه، نه

341
00:16:28,666 --> 00:16:31,416
‫- یکم زیادی اومده پایین. چرا وانمیسته؟
‫- وای نه

342
00:16:31,541 --> 00:16:34,208
‫- منتظر علامتِ جنل هستن
‫- قرار بوده اینطوری بشه؟

343
00:16:34,291 --> 00:16:35,666
‫وایسید! نگهش دارید!

344
00:16:37,833 --> 00:16:38,916
‫بپا!

345
00:16:40,416 --> 00:16:43,208
‫وای نه! نگران نباش رایلی.
‫من حلش می‌کنم.

346
00:16:43,291 --> 00:16:47,541
‫همه به رقص ادامه بدید!
‫به خاطر رایلی خوشحال بمونید! واسش لبخند بزنید!

347
00:16:50,916 --> 00:16:52,916
‫من تنهات نمی‌ذارم، رایلی!

348
00:18:30,791 --> 00:18:33,041
‫« بخش تولید رؤیا »
