﻿1
00:01:28,838 --> 00:01:38,598
‫در شمالی ترین انتهای قاره،
‫به جایی رسیدم که مردم این دنیا
‫آن را بهشت می نامند:
اوریِل، ‫سرزمینی که ارواح در آن آرمیده اند

2
00:01:38,598 --> 00:01:46,856
‫ارواح زیادی در آنجا گرد هم می‌آیند
‫و من با دوستانی که زمانی در کنارشان
‫میجنگیدم، صحبت کردم.
‫         - فلامه، جادوگر افسانه‌ای -

3
00:01:58,660 --> 00:01:59,702
.فریرن

4
00:02:07,293 --> 00:02:09,379
.داریم به پایتخت سلطنتی نزدیک میشیم

5
00:02:09,379 --> 00:02:12,298
‫بازگشت غرورآمیز «گروه قهرمانان».

6
00:02:12,298 --> 00:02:14,050
.احتمالا دارن توی شهر جشن میگیرن

7
00:02:16,594 --> 00:02:19,180
.وقتی رسیدیم، باید برم دنبال کار

8
00:02:19,639 --> 00:02:21,850
از الان تو فکر کاری؟

9
00:02:22,267 --> 00:02:23,810
.به هرحال مسئله‌ی مهمیه

10
00:02:23,810 --> 00:02:26,938
.درسته که پادشاه شیاطین رو شکست دادیم، ولی هنوز تموم نشده

11
00:02:27,730 --> 00:02:30,024
.بقیه‌ی عمرمون هنوز منتظر سپری شدنه

12
00:02:30,733 --> 00:02:32,610
کار، هان؟

13
00:02:32,610 --> 00:02:34,779
.من شغلی میخوام که بشه توش نوشیدنی خورد

14
00:02:35,029 --> 00:02:36,364
مگه خیرسرت کشیش نیستی؟

15
00:02:39,033 --> 00:02:40,660
.به گمونم حق با توئه

16
00:02:42,787 --> 00:02:50,295
‫فریرن، مطمئنم که زندگی پیش روی تو،
‫طولانی‌تر از اونیه که ما حتی بتونیم تصورش کنیم.

17
00:02:51,129 --> 00:02:52,463
.گمونم همینطوره

18
00:03:00,847 --> 00:03:06,769
آن‌ســــــــــــــوی پــــــــــــایـــــــــــان ســــــــــــفر

19
00:03:29,626 --> 00:03:31,336
...قهرمان هیمل

20
00:03:31,669 --> 00:03:34,839
...جنگجو آیزن، کشیش هایتر

21
00:03:35,340 --> 00:03:37,550
.و جادوگر فریرن

22
00:03:38,134 --> 00:03:41,763
.بخاطر شکست پادشاه شیاطین، ازتون سپاس‌گزاریم

23
00:03:42,180 --> 00:03:46,809
.حالا عصر صلح‌ و صفا بر این جهان طلوع خواهد کرد

24
00:04:01,824 --> 00:04:05,787
.پادشاه میخواد مجسمه‌ای از ما بسازه و تو میدون شهر بذاره

25
00:04:06,204 --> 00:04:13,169
هرچند گمون نمیکنم بتونن مجسمه من رو
.به اندازه‌ی خودم، جذاب درست کنن

26
00:04:13,920 --> 00:04:15,755
.اون خیلی مرد منفعت طلبیه

27
00:04:15,755 --> 00:04:19,300
‫وقتی میخواستیم ماجراجویی‌مون رو شروع کنیم،
‫ فقط 10 سکه‌ی مسی بهمون داد.

28
00:04:20,969 --> 00:04:25,640
.کوتاه بیا فریرن. امشب قراره نوشیدنی مجانی بزنیم بر بدن

29
00:04:25,640 --> 00:04:27,600
اینطوری دیگه باهم بی‌حساب میشیم، موافق نیستی؟

30
00:04:28,017 --> 00:04:29,310
.ای کشیش فاسد

31
00:04:37,277 --> 00:04:39,070
.دیگه همه‌چی تموم شده

32
00:04:39,946 --> 00:04:41,030
.آره

33
00:04:41,823 --> 00:04:44,409
.این دیگه پایان ماجراجویی ماست

34
00:04:45,285 --> 00:04:46,786
ده سال شد، هان؟

35
00:04:47,453 --> 00:04:49,789
.خیلی چیزارو از سر گذروندیم

36
00:04:50,873 --> 00:04:52,250
...روزی که میخواستیم عازم سفر بشیم

37
00:04:52,875 --> 00:04:57,338
.نزدیک بود هیمل و آیزن رو بخاطر بی‌ادبی به درگاه پادشاه، اعدام کنن
بکشـــــــشون
حسابی
توبیخشون میکنیم
اجازه بدید
کفشتونو لیس بزنم قربان

38
00:04:57,630 --> 00:05:00,758
‫یه اشتباه کوچیک دیگه میکردیم،
‫ماجراجویی‌مون شروع نشده، تموم میشد.

39
00:05:01,676 --> 00:05:05,388
.گاهی‌وقتا، هایتر انقد نوشیدنی میخورد که هیچ‌کاری نمیتونست بکنه

40
00:05:09,684 --> 00:05:13,354
مثل زامبی رنگت پریده، حالت خوبه؟

41
00:05:13,354 --> 00:05:14,314
.نه

42
00:05:14,314 --> 00:05:15,440
نه، هان؟

43
00:05:15,940 --> 00:05:18,234
.هر هفته اوضاعمون همین بود

44
00:05:18,484 --> 00:05:20,236
.در عوض من، همیشه استثنایی بودم

45
00:05:20,486 --> 00:05:24,073
‫وقتی اون مقلد سعی کرد درسته قورتت بده،
‫میخواستیم ولت کنیم بریم.

46
00:05:24,073 --> 00:05:28,953
.خداوکیلی؟‌ مگه بهت نگفتیم این یه تله‌ست
اینجا تاریک
!و ترسناکه
چطوره الفه رو
ول کنیم و بریم؟

47
00:05:33,583 --> 00:05:37,170
.هیچی جز خاطرات احمقانه نداشتیم

48
00:05:38,546 --> 00:05:40,214
.ولی خوش گذشت

49
00:05:40,715 --> 00:05:44,093
.خوشحالم که تونستم با شماها ماجراجویی کنم

50
00:05:44,886 --> 00:05:46,095
.همچنین

51
00:05:46,596 --> 00:05:48,848
.ولی اون فقط یه ماجراجویی ده ساله‌ی معمولی بود

52
00:05:49,098 --> 00:05:50,558
‫«یه ماجراجویی ده‌ساله‌ی معمولی»؟

53
00:05:50,558 --> 00:05:52,977
.و ما یه دهه رو کنارهم ماجراجویی کردیم

54
00:05:53,269 --> 00:05:56,939
.هایتر رو ببین. یه پا پیرمرد شده

55
00:05:56,939 --> 00:05:58,483
.بهم برخورد

56
00:05:58,483 --> 00:06:00,026
.از اول که همین بود

57
00:06:00,026 --> 00:06:01,319
.بازم بهم برخورد

58
00:06:08,576 --> 00:06:10,078
.تقریبا وقتشه

59
00:06:18,127 --> 00:06:20,546
.شهاب بارون نیم‌قرنی

60
00:06:21,130 --> 00:06:24,425
.هر 50 سال یکبار اتفاق میفته

61
00:06:25,468 --> 00:06:28,346
.برای شروع دوران صلح و صفا... چه به موقع‌ست

62
00:06:31,391 --> 00:06:33,059
.زیباست

63
00:06:33,059 --> 00:06:35,478
.البته از توی شهر خوب دیده نمیشه

64
00:06:35,478 --> 00:06:38,606
.دارم سعی میکنم از منظره لذت ببرم. جو رو خراب نکن

65
00:06:40,650 --> 00:06:42,110
.پس باشه برای دفعه‌ی بعد

66
00:06:43,903 --> 00:06:46,823
.جایی رو میشناسم که میشه از اونجا واضح تماشا کرد

67
00:06:46,823 --> 00:06:48,366
.پنجاه سال دیگه میبرمتون اونجا

68
00:06:52,036 --> 00:06:53,246
چیه؟

69
00:06:53,246 --> 00:06:55,540
.هیچی

70
00:06:57,375 --> 00:07:00,586
.موافقم. همه باهم بریم

71
00:07:23,109 --> 00:07:24,819
.خب دیگه، من باید برم

72
00:07:25,403 --> 00:07:27,113
از این به بعد میخوای چیکار کنی؟

73
00:07:27,655 --> 00:07:30,199
.میخوام طلسم‌های مختلف جمع کنم

74
00:07:30,199 --> 00:07:33,703
.میخوام چند صد سال بعد رو صرف سفر تو ایالت‌های مرکزی کنم

75
00:07:33,703 --> 00:07:36,080
.گهگاهی بهتون سر میزنم

76
00:07:41,169 --> 00:07:43,796
.نمیتونم بفهمم که الف بودن چه حسی داره

77
00:07:43,796 --> 00:07:46,466
!دوست دارم بدونم اون چند سالشه

78
00:07:47,216 --> 00:07:52,430
.برای اون، 50 یا حتی 100 سال هم خیلی کوتاه به نظر میاد

79
00:08:39,894 --> 00:08:41,771
شاخ اژدهای تاریکی؟

80
00:08:42,063 --> 00:08:44,440
.از این مدل چیزا اینجا نداریم

81
00:08:44,857 --> 00:08:48,736
‫20، 30 سالی هست که هیچ اژدهای تاریکی‌ای ندیدم.

82
00:08:48,736 --> 00:08:52,782
.که اینطور چه بد. میخواستم برای احضار ازش استفاده کنم

83
00:08:55,326 --> 00:09:00,873
راستی، فکر کنم هیمل اون شاخی که از قلعه‌ی
.پادشاه شیاطین برداشتیم رو هنوز داشته باشه

84
00:09:01,457 --> 00:09:04,794
.به نظر میاد یه نوع هاله‌ی شیطانی دورشه

85
00:09:04,794 --> 00:09:06,754
برای مردم که خطرناک نیست، هان؟

86
00:09:06,754 --> 00:09:07,880
.نمیدونم

87
00:09:07,880 --> 00:09:09,757
نمیدونی، هان؟

88
00:09:10,466 --> 00:09:13,177
.تقریبا همین روزاست که دوباره بارش شهابی نیم قرنی اتفاق بیفته

89
00:09:13,177 --> 00:09:14,762
.وقتی رفتم بهش سر بزنم، شاخ رو ازش میگیرم

90
00:09:20,726 --> 00:09:24,146
.این شهر، از آخرین باری که داخلش بودم، خیلی فرق کرده

91
00:09:38,536 --> 00:09:40,746
.باید همین دور و ورا باشه

92
00:09:41,455 --> 00:09:42,790
فریرن؟

93
00:09:43,708 --> 00:09:44,584
...هیمل

94
00:09:51,465 --> 00:09:52,800
.چه پیر شدی

95
00:09:52,800 --> 00:09:54,176
لازم بود حتما به روم بیاری؟

96
00:09:56,637 --> 00:10:00,474
اما حتی تو این سن هم خوش‌تیپم، مگه نه؟

97
00:10:01,892 --> 00:10:06,731
‫50 سال گذشته، اما تو حتی یه ذره هم تکون نخوردی.

98
00:10:07,607 --> 00:10:10,943
.فکر میکردم دیگه هیچ‌وقت نتونم ببینمت

99
00:10:13,321 --> 00:10:15,197
بارش شهابی نیم‌قرنی؟

100
00:10:15,531 --> 00:10:17,366
.خاطراتم زنده شد

101
00:10:17,366 --> 00:10:20,536
...بابت اون چیزی که از قلعه‌ی پادشاه شیاطین غارت کردیم

102
00:10:20,536 --> 00:10:22,622
شاخ اژدهای تاریکی رو میگی؟

103
00:10:22,955 --> 00:10:25,875
.هیچ‌وقت نتونستم فراموشش کنم

104
00:10:26,334 --> 00:10:29,837
.چون کمدم همیشه از خودش یه هاله‌ی شیطانی ساطع میکنه

105
00:10:30,296 --> 00:10:31,631
.من... واقعا شرمنده‌ام

106
00:10:32,214 --> 00:10:36,093
.میتونستی تو خرابه‌ای جایی مخفیش کنی

107
00:10:37,845 --> 00:10:39,764
.نمیتونستم

108
00:10:42,975 --> 00:10:47,647
...شاید تو اهمیتی بابت سپردن این شاخ به من نداده باشی

109
00:10:47,647 --> 00:10:53,277
.ولی برای من، این گنجینه‌ای بود که دوست عزیزم بهم سپرده بود

110
00:10:53,277 --> 00:10:57,031
.باید یه روزی بهت پسش میدادم

111
00:11:05,623 --> 00:11:08,584
.چندان چیز مهمی هم نبود

112
00:11:28,437 --> 00:11:29,730
هیمل، هنوز آماده نشدی؟

113
00:11:30,398 --> 00:11:33,317
تو که به هرحال کچلی، واسه چی انقد مارو معطل میکنی؟

114
00:11:34,193 --> 00:11:36,737
.حتی کچلاهم باید به سر و وضعشون برسن

115
00:11:43,786 --> 00:11:47,373
خب، حالا بریم تماشای بارش شهابی؟

116
00:11:55,506 --> 00:11:58,342
.خیلی با وقارتر شدی، هایتر

117
00:11:58,342 --> 00:12:00,261
.هرچی نباشه، اسقف شهر مقدسم

118
00:12:00,553 --> 00:12:03,681
.تو که ذره‌ای تغییر نکردی

119
00:12:03,681 --> 00:12:05,516
‫سرم رو ناز نکن.

120
00:12:07,017 --> 00:12:09,353
.آیزن، توهم تغییر نکردی

121
00:12:09,937 --> 00:12:12,440
جدی؟ اینطور به نظر میام؟

122
00:12:12,440 --> 00:12:13,816
.از یه دورف کمتر از این انتظار نمیرفت

123
00:12:14,233 --> 00:12:17,319
خب، حالا قراره کجا بریم تماشای بارش شهابی؟

124
00:12:18,237 --> 00:12:20,281
الان میخوایم بریم؟

125
00:12:20,281 --> 00:12:24,285
به نظرت واسه دیدن بارش شهابی، زیادی زود نیست؟

126
00:12:24,285 --> 00:12:28,372
.هوم، تا اونجا یه هفته‌ای راهه

127
00:12:28,622 --> 00:12:30,875
یعنی انقد دوره؟

128
00:12:30,875 --> 00:12:32,460
.از دست تو

129
00:12:32,460 --> 00:12:34,837
.حداقل مراعات ما پیرمردارو بکن

130
00:12:38,174 --> 00:12:39,717
‫یادش به‌خیر.

131
00:12:40,092 --> 00:12:43,846
‫این‌جوری سفر‌کردنمون باعث می‌شه
.حس اون روزهای قدیم بهم دست بده

132
00:12:48,267 --> 00:12:50,895
‫ما به جاهای مختلفی سفر کردیم.

133
00:12:51,854 --> 00:12:56,901
‫همه‌چیز جوری می‌درخشید که انگار تازه بود.

134
00:13:21,717 --> 00:13:26,764
‫و در همه‌ی اون خاطرات زیبا شما اونجا بودین دوستان من.

135
00:13:29,934 --> 00:13:35,606
‫من، مشتاقانه منتظر روزی بودم که دوباره بتونیم پیش هم باشیم.

136
00:13:36,315 --> 00:13:38,234
‫ممنونم، فریرن.

137
00:13:39,151 --> 00:13:44,532
‫به‌خاطر تو برای آخرین بار، ماجراجویی لذت‌بخشی رو تجربه کردم.

138
00:14:08,556 --> 00:14:10,182
‫خیلی زیباست.

139
00:14:37,293 --> 00:14:40,713
‫فکر می‌کنم هیمل خوشحال بود.

140
00:14:42,172 --> 00:14:43,674
‫این‌طور فکر می‌کنی؟

141
00:14:50,598 --> 00:14:53,726
‫اون دختر یکی از همراهان جناب هیمل بود؟

142
00:14:54,101 --> 00:14:56,270
‫امروز یک‌بار هم ندیدم ناراحت به‌نظر برسه.

143
00:14:56,520 --> 00:14:58,480
‫چه سنگ‌دلیه.

144
00:14:59,481 --> 00:15:00,649
‫چی شد، چی شد!

145
00:15:00,900 --> 00:15:03,152
!ما هم ناراحت به‌نظر نمیایم ها

146
00:15:03,152 --> 00:15:04,695
‫یه‌کم احترام به خرج‌ بده!
‫مثلاً کشیشی ها!

147
00:15:04,695 --> 00:15:05,905
‫مردک سنگ دل!

148
00:15:07,531 --> 00:15:08,908
‫دردم گرفت.

149
00:15:32,890 --> 00:15:37,186
‫آخه من... چیزی درموردش نمی‌دونستم.

150
00:15:49,323 --> 00:15:53,202
‫فقط برای ده سال با هم سفر کردیم.

151
00:16:00,292 --> 00:16:04,672
‫میدونستم عمر آدما کوتاهه، پس...

152
00:16:05,923 --> 00:16:10,678
‫چرا بیشتر سعی نکردم تا بشناسمش؟

153
00:16:19,812 --> 00:16:22,022
‫سرم رو ناز نکن.

154
00:16:30,656 --> 00:16:33,826
‫منم باید به شهر مقدس برگردم.

155
00:16:36,912 --> 00:16:39,581
.هر دوتون بذارید خوب صورتتون رو ببینم

156
00:16:40,165 --> 00:16:42,418
‫این احتمالاً آخرین باری باشه که هم‌دیگه رو می‌بینیم.

157
00:16:42,876 --> 00:16:44,211
‫حالت بده؟

158
00:16:44,586 --> 00:16:46,964
‫اون سال‌هایی که نوشیدنی می‌خوردم، بالأخره داره تأثیرش رو می‌ذاره.

159
00:16:47,256 --> 00:16:48,716
‫عذاب الهیه.

160
00:16:50,217 --> 00:16:54,847
‫اگه دوباره گذرت به شهر مقدس افتاد،
‫یه جام نوشیدنی به قبرم پیشکش کن.

161
00:16:56,724 --> 00:16:59,393
‫هایتر، تو از مُردن نمی‌ترسی؟

162
00:17:01,520 --> 00:17:05,315
‫ما گروه ماجراجویانی بودیم که دنیا رو نجات دادیم.

163
00:17:05,315 --> 00:17:09,028
‫مطمئناً بعد از مرگ زندگی خوبی در بهشت خواهیم داشت.

164
00:17:09,695 --> 00:17:13,782
‫تمام دلیلی که کنار شماها می‌جنگیدم، همین بود.

165
00:17:13,782 --> 00:17:15,367
‫اون کشیش فاسد رو ببین.

166
00:17:17,619 --> 00:17:19,329
‫خب دیگه، با اجازه.

167
00:17:27,546 --> 00:17:30,507
‫منم دیگه باید کم‌کم راه بیفتم.

168
00:17:31,341 --> 00:17:33,552
‫می‌خوای طلسم‌های بیشتر جمع کنی؟

169
00:17:33,552 --> 00:17:35,387
‫اوهوم، به‌خاطر اونم هست، ولی...

170
00:17:36,263 --> 00:17:39,266
‫می‌خوام انسان‌ها رو بیشتر بشناسم.

171
00:17:41,393 --> 00:17:42,352
‫که اینطور.

172
00:17:43,353 --> 00:17:45,773
‫راستی می‌خواستم یه چیز دیگه هم ازت بپرسم.

173
00:17:45,773 --> 00:17:50,861
‫از اونجایی که من یه جادوگرم، داشتن یه مبارز قوی
‫که ازم مراقبت کنه، کمک بزرگیه.

174
00:17:50,861 --> 00:17:52,571
‫از خیر من بگذر.

175
00:17:52,905 --> 00:17:55,824
‫من دیگه برای چرخوندن تبر پیر شدم.

176
00:17:59,078 --> 00:18:01,663
‫اون قیافه رو به خودت نگیر، فریرن.

177
00:18:01,997 --> 00:18:06,960
‫وقتی نیروی خودت رو از دست بدی،
‫زندگی به طرز عجیبی برات کند می‌شه.

178
00:18:08,796 --> 00:18:09,713
‫که اینطور.

179
00:18:10,506 --> 00:18:12,716
‫پس تا بعد، آیزن.

180
00:18:13,092 --> 00:18:14,676
‫آره. تا بعد.

181
00:18:49,253 --> 00:18:52,756
‫قسـمت اول : پـــایـــان ســـــفر

182
00:18:56,260 --> 00:18:58,262
‫همون درختی که یه‌کم پیش دیدم.

183
00:18:58,262 --> 00:19:00,097
‫همیشه توی جنگل گم می‌شم.

184
00:19:00,931 --> 00:19:06,145
‫حالا کجام؟
‫20 سال بعد از مرگ قهرمان هیمل،
جایی در حومه‌ی شهر مقدس استرال
در سرزمین های مرکزی

185
00:19:06,812 --> 00:19:08,897
‫دنبال چیزی می‌گردین؟

186
00:19:14,194 --> 00:19:15,904
‫مشکلی به وجود اومده؟

187
00:19:16,780 --> 00:19:20,784
‫نه، دنبال خونه‌ی مردی به نام هایتر ام.

188
00:19:20,784 --> 00:19:23,453
‫پس شما مهمون ما هستین.

189
00:19:26,415 --> 00:19:29,042
‫هنوز هم زنده‌ای، کشیش فاسد؟

190
00:19:30,460 --> 00:19:34,047
‫معلوم شد که یه مرگ جذاب سخت‌تر از اونیه که فکرش رو می‌کردم.

191
00:19:34,464 --> 00:19:36,842
‫یه‌کم نوشیدنی آورده بودم که سر قبرت پیشکش کنم.

192
00:19:37,217 --> 00:19:38,427
‫می‌خوای بخوری؟

193
00:19:38,427 --> 00:19:40,804
‫دیگه نوشیدنی رو ترک کردم.

194
00:19:40,804 --> 00:19:41,597
‫که اینطور.

195
00:19:42,306 --> 00:19:47,227
‫فکر نکنم حتی اگه الان ادای پاک بودن رو در بیاری، الهه ببخشتت.

196
00:19:54,276 --> 00:19:56,320
‫خیلی ممنون.

197
00:20:01,366 --> 00:20:02,451
‫اون دختر کیه؟

198
00:20:02,743 --> 00:20:04,286
‫اسمش «فرن»ئه.

199
00:20:04,286 --> 00:20:07,664
‫اهل سرزمین‌های جنوبیه و به‌خاطر جنگ یتیم شده.

200
00:20:09,082 --> 00:20:14,254
‫بهت نمیاد داوطلبانه به مردم کمک کنی.

201
00:20:14,254 --> 00:20:15,923
‫تو که هیمل نیستی.

202
00:20:18,675 --> 00:20:21,762
‫فریرن، چرا به دیدن من اومدی؟

203
00:20:21,762 --> 00:20:23,931
‫توی راه شهر مقدس بودم که چندتا چیز بخرم.

204
00:20:24,431 --> 00:20:28,227
‫سعی کردم کسایی رو که در حین سفرم ملاقات می‌کنم، بشناسم.

205
00:20:29,228 --> 00:20:34,274
‫و اینکه خیلی بهت بدهکارم،
‫پس اومدم قبل از مرگت دِینم رو بهت ادا کنم.

206
00:20:37,736 --> 00:20:40,030
‫پس در این‌صورت یه درخواستی ازت داشتم.

207
00:20:41,156 --> 00:20:43,116
‫اون دختر رو به شاگردی قبول می‌کنی؟

208
00:20:44,952 --> 00:20:48,872
‫فرن، استعداد جادوگر‌شدن رو داره.

209
00:20:48,872 --> 00:20:52,000
‫همراه خودت به ماجراجویی‌هات می‌بریش؟

210
00:20:54,836 --> 00:20:58,006
‫شرمنده ام، هایتر.
‫هر چیزی به جز این مورد.

211
00:20:58,257 --> 00:20:59,967
‫فقط سر راهم قرار می‌گیره.

212
00:21:01,260 --> 00:21:05,097
‫تو که می‌دونی چقدر آمار مرگ شاگردان جادوگری در نبرد زیاده.

213
00:21:05,806 --> 00:21:09,476
‫من نمی‌تونم بچه‌ای که دوستم بهم سپرده رو به سمت مرگ ببرم.

214
00:21:12,646 --> 00:21:16,441
‫که اینطور. پس یه درخواست دیگه داشتم.

215
00:21:22,030 --> 00:21:25,492
‫این در مقبره‌ی اویگ حکیم کشف شده.

216
00:21:26,076 --> 00:21:33,292
‫گفته شده که این کتاب جادو، حاوی طلسم‌های
‫فراموش‌شده‌ای مثل زنده‌کردن مردگان و جاودانگیه.

217
00:21:33,625 --> 00:21:36,920
.باورم نمی‌شه که چنین جادوهایی هم وجود داشته

218
00:21:37,212 --> 00:21:40,924
‫به همین دلیل ازت می‌خوام رمزگشاییش کنی.

219
00:21:41,174 --> 00:21:42,426
‫می‌تونی؟

220
00:21:43,010 --> 00:21:45,220
‫با استفاده از تصاویر به صورت کد نوشته شده.

221
00:21:45,220 --> 00:21:48,015
‫مردم این دوره‌و‌زمونه واقعاً از چنین چیزهایی خوششون میاد ها.

222
00:21:48,432 --> 00:21:50,767
‫پنج یا شش سالی بهم وقت بده و انجامش می‌دم.

223
00:21:51,476 --> 00:21:53,020
‫که اینطور.

224
00:21:53,562 --> 00:21:56,606
‫اما برای چی می‌خوای رمزگشاییش کنی؟

225
00:21:56,606 --> 00:21:59,276
‫فکر می‌کردم از مرگ نمی ترسی.

226
00:21:59,276 --> 00:22:01,403
‫دو دلیل دارم.

227
00:22:01,862 --> 00:22:06,366
‫اول اینکه وقتی اینو گفتم،
‫می‌خواستم براتون ادای افراد شجاع رو در بیارم.

228
00:22:06,616 --> 00:22:10,787
‫دومین دلیلش هم اینه که حالا بیشتر از قبل از مرگ می‌ترسم.

229
00:22:11,663 --> 00:22:19,963
‫حتی اگه نتونم به جاودانگی برسم،
‫می‌خوام یه‌کم زمان بیشتری داشته باشم، یه‌کم بیشتر.

230
00:22:23,967 --> 00:22:28,221
‫به‌علاوه، متن‌های مقدس بهمون می‌گن زندگی سالمی داشته باشیم.

231
00:22:28,221 --> 00:22:31,433
‫و یه زندگی طولانی دقیقاً بیان اون مفهومه.

232
00:22:31,433 --> 00:22:33,101
‫کشیش فاسد.

233
00:22:35,270 --> 00:22:42,194
‫و تا اون‌موقع می‌تونی تو وقت اضافه‌ت به فرن جادو یاد بدی؟

234
00:22:42,527 --> 00:22:46,823
‫به‌عنوان کشیش، من دانشش رو ندارم.

235
00:22:47,574 --> 00:22:49,910
‫گمونم در این حد ازم بر بیاد.

236
00:22:57,584 --> 00:22:58,752
‫پس اینجایی.

237
00:23:00,170 --> 00:23:02,506
‫پیدا کردنت خیلی سخته.

238
00:23:02,506 --> 00:23:04,591
‫همیشه توی جنگل تمرین می‌کنی؟

239
00:23:04,966 --> 00:23:09,137
‫پیداکردن من براتون مشکل بود، بانو فریرن؟

240
00:23:09,763 --> 00:23:13,975
‫جناب هایتر معمولاً بهم می‌گن که من عملاً نامرئی ام.

241
00:23:15,644 --> 00:23:18,146
‫این چیز خوبیه، نه؟

242
00:23:19,481 --> 00:23:20,857
‫درسته.

243
00:23:23,693 --> 00:23:27,864
.‫همون‌طوری که فکر می‌کردم، نمی‌تونم ماناش رو تشخیص بدم

244
00:23:28,323 --> 00:23:30,826
‫کنترلش رو پوشوندن ماناش استثنائیه.

245
00:23:31,660 --> 00:23:35,122
‫توی این سن کم چقدر مطالعه داشته؟

246
00:23:35,497 --> 00:23:41,586
‫جناب هایتر گفتن که وقتی بتونم توی اون سنگ
‫ یه سوراخ ایجاد کنم، یه جادوگر کامل شدم.

247
00:23:42,045 --> 00:23:45,507
‫عـــه؟! هایتر اصلاً می‌دونه چی می‌گه؟ این-

248
00:23:51,721 --> 00:23:55,517
‫همینطور که دیدین، جادوی من
‫قبل از رسیدن بهش از هم متلاشی می‌شه.

249
00:23:56,309 --> 00:23:57,561
‫که اینطور.

250
00:23:58,186 --> 00:24:01,106
‫برای تمرین باید چیکار کنم؟

251
00:24:01,440 --> 00:24:04,276
‫می‌گم، می‌شه یه چیزی رو ازت بپرسم؟

252
00:24:05,277 --> 00:24:06,820
‫جادو رو دوست داری؟

253
00:24:07,612 --> 00:24:09,322
‫یه‌جورایی.

254
00:24:11,867 --> 00:24:13,785
‫پس، من و تو مثل همیم.
