﻿1
00:00:20,270 --> 00:00:29,279
آن‌ســــــــــــــوی پــــــــــــــایـــــــــــان ســــــــــــــفر

2
00:01:29,672 --> 00:01:37,597
‫برای جادوی دوربرد لازمه که ترکیب سه عنصر
‫کلیدی که برای هر جادوگری ضروریه؛ رو بدونی.

3
00:01:38,139 --> 00:01:40,100
‫اولیش مقدار مانا،

4
00:01:40,100 --> 00:01:44,187
‫بعدش قدرتی که با اون شلیک می‌شه و
‫بعد هم سطح کنترلی که جادوگر بر اون داره ست.

5
00:01:44,187 --> 00:01:46,189
‫تو در این حد می‌دونی، نه؟

6
00:01:46,189 --> 00:01:46,940
‫بله.

7
00:01:47,440 --> 00:01:50,777
‫اون موقعی، جادوت قبل از رسیدن به هدف از هم متلاشی شد.

8
00:01:50,777 --> 00:01:54,614
‫این یه نشونه ست که مانا و قدرت شلیک‌ات کمه.

9
00:01:54,989 --> 00:01:58,243
‫و این چیزی نیست که یه شبه بتونی درستش کنی.

10
00:01:58,243 --> 00:02:02,330
‫صرف‌نظر از استعدادت، سال‌ها طول می‌کشه تا
‫این مورد رو کامل مسلط بشی.

11
00:02:06,960 --> 00:02:12,090
‫هرچند، سطحت در کنترل جادو بسیار بالاست.

12
00:02:12,090 --> 00:02:14,467
‫این چیزیه که بیشتر مردم در اون مشکل دارن.

13
00:02:14,467 --> 00:02:16,970
‫اما تو در این مورد مشکلی نداری، پس...

14
00:02:17,387 --> 00:02:19,430
‫پس باید در این زمینه خیلی صبور باشی.

15
00:02:21,766 --> 00:02:22,809
‫چشم.

16
00:03:32,879 --> 00:03:35,673
‫تمرین‌های فرن خوب پیش می‌رن؟

17
00:03:36,174 --> 00:03:39,969
‫فقط توی چهار سال، چیزی که برای
‫بیشتر مردم ده سال طول می‌کشه رو یاد گرفته.

18
00:03:39,969 --> 00:03:43,640
‫زمان مطالعه‌ش خیلی زیاده.
‫این چیز خوبی نیست.

19
00:03:43,640 --> 00:03:47,185
‫اخیراً تمام زمانش رو در جنگل می‌گذرونه.

20
00:03:47,185 --> 00:03:49,896
‫باید جادو رو خیلی دوست داشته باشه.

21
00:03:50,480 --> 00:03:53,816
‫اما هنوزم راه زیادی رو تا یه جادوگر کامل‌شدن فاصله داره.

22
00:03:54,150 --> 00:03:57,070
‫رمزگشایی کتاب جادو رو قبل از مسلط‌شدن اون انجام میدم.

23
00:03:58,029 --> 00:03:59,447
‫که اینطور.

24
00:04:01,532 --> 00:04:02,825
‫میگم، هایتر.

25
00:04:03,409 --> 00:04:05,787
‫این کتاب جادو، احتمالاً...

26
00:04:08,957 --> 00:04:10,083
‫هایتر؟

27
00:04:17,507 --> 00:04:20,260
‫این قیافه رو به خودت نگیر.

28
00:04:20,677 --> 00:04:24,764
‫تا همین الانش هم، اینکه می‌تونستم حرکت کنم و
‫به‌صورت معمولی زندگیم رو بکنم، یه معجزه بوده.

29
00:04:28,977 --> 00:04:31,187
‫سعی می‌کنم رمزگشایی کتاب جادو رو سریع‌تر پیش ببرم.

30
00:04:31,646 --> 00:04:33,189
‫ازت ممنون میشم.

31
00:04:38,403 --> 00:04:40,947
‫فرن، تمرینت رو متوقف کن.

32
00:04:40,947 --> 00:04:44,075
‫هایتر مریضی زمین‌گیرش کرده.
‫ برو کنارش بمون.

33
00:04:44,909 --> 00:04:47,870
‫اما هنوز نتونستم ضربه‌ای به سنگ بزنم.

34
00:04:48,413 --> 00:04:52,000
‫بالأخره انجامش میدی. الان-

35
00:04:52,000 --> 00:04:53,668
‫«بالأخره» برام کافی نیست.

36
00:04:55,920 --> 00:05:00,425
‫جناب هایتر قبل از اون میمیرن.

37
00:05:03,011 --> 00:05:05,930
‫اون زندگی منو نجات داد.

38
00:05:16,983 --> 00:05:20,320
‫اگه الان بمیری خیلی حیف میشه.

39
00:05:21,279 --> 00:05:22,905
‫«حیف»؟

40
00:05:23,823 --> 00:05:30,330
‫مدت‌ها پیش، من یه دوست قدیمیم رو از دست دادم.

41
00:05:30,830 --> 00:05:34,000
‫برخلاف من اون کارهاش بسیار صادقانه‌ بود، و...

42
00:05:34,000 --> 00:05:38,129
‫هیچ‌وقت کسی رو که به کمک نیاز داشت رها نکرد.

43
00:05:39,505 --> 00:05:45,345
‫اگه به‌جای من اون زنده‌مونده بود،
‫جون افراد زیادی رو نجات می‌داد.

44
00:05:45,970 --> 00:05:51,809
‫از اونجایی که شبیه اون نیستم، تصمیم گرفتم
‫بقیه روزهای زندگیم رو آروم بگذرونم، ولی...

45
00:05:52,185 --> 00:05:55,355
‫یه روز چیزی رو فهمیدم.

46
00:05:56,189 --> 00:05:58,608
‫اگه بدون انجام کاری بمیرم،

47
00:05:58,608 --> 00:06:02,320
‫تمام شجاعت، اراده راسخ و دوستی‌ای که از اون آموختم رو-

48
00:06:02,570 --> 00:06:07,950
‫حتی خاطرات گران‌بهام-
‫از این دنیا ناپدید میشن.

49
00:06:11,329 --> 00:06:15,750
‫اگه تو هم در وجودت خاطرات گران‌بهایی داری، پس...

50
00:06:16,459 --> 00:06:19,337
‫گمونم حیفه که بمیری.

51
00:06:21,506 --> 00:06:25,968
‫جناب هایتر همیشه از مُردن و تنها گذاشتن من میترسید.

52
00:06:27,387 --> 00:06:29,847
‫اون کار درست رو انجام داد.

53
00:06:30,473 --> 00:06:33,059
‫نمیخوام که از نجات‌دادن من پیشمون بشه.

54
00:06:33,726 --> 00:06:36,104
‫برام مهم نیست که جادوگرشدن باشه یا هر چیز دیگه‌ای-

55
00:06:36,104 --> 00:06:40,858
‫یادگرفتن چیزی که کمک کنه از پس خودم بربیام،
‫جبران اون لطف‌شه.

56
00:06:41,275 --> 00:06:46,239
‫میخوام که خوشحال باشه که منو نجات داده و
‫بدونه که مشکلی برام پیش نمیاد.

57
00:06:49,867 --> 00:06:53,079
‫تمام چیزهایی رو که بهت یاد دادم رو به یاد میاری، نه؟

58
00:06:53,079 --> 00:06:53,955
‫بله.

59
00:06:54,455 --> 00:06:56,374
‫پس هر جور دوست داری عمل کن.

60
00:07:57,268 --> 00:08:00,980
‫هیچ طلسمی برای زنده‌کردن مُرده و جاودانگی درش وجود نداشت.

61
00:08:01,355 --> 00:08:02,607
‫که اینطور.

62
00:08:03,024 --> 00:08:04,108
‫میدونستیش، نه؟

63
00:08:04,901 --> 00:08:08,237
‫ترس از مرگ چیز غیر قابل اندازه‌گیری‌ایه.

64
00:08:08,237 --> 00:08:12,950
‫اگه چنین طلسمی وجود داشت، اویگ روی خودش استفاده میکرد.

65
00:08:12,950 --> 00:08:14,619
‫پس چرا؟

66
00:08:15,870 --> 00:08:18,164
‫فرن در چه حاله؟

67
00:08:18,539 --> 00:08:20,708
‫هنوز تو بعضی از زمینه‌ها جا برای بهترشدن داره، ولی...

68
00:08:21,209 --> 00:08:24,378
‫اگه الان یه جادوگر کامل صداش بزنی، اشتباه نیست.

69
00:08:25,838 --> 00:08:29,050
‫که اینطور. پس به موقع رسید.

70
00:08:30,092 --> 00:08:33,846
‫حالا دیگه سر راهت نیست، فریرن.

71
00:08:35,848 --> 00:08:39,060
‫چرا با خودت به سفرهات نمیبریش؟

72
00:08:39,644 --> 00:08:42,355
‫شرمنده ام، هایتر.
‫هر چیزی به جز این مورد.

73
00:08:43,314 --> 00:08:45,107
‫فقط سر راهم قرار میگیره.

74
00:08:45,733 --> 00:08:47,818
‫تو گولم زدی، هایتر.

75
00:08:50,905 --> 00:08:54,158
‫دستمزدت برای رمزگشایی کتاب جادو توی کشوی میزه.

76
00:08:54,909 --> 00:08:57,620
‫لطفاً امشب اینجا رو ترک کن.

77
00:08:58,079 --> 00:08:59,580
‫چرا؟

78
00:09:00,456 --> 00:09:04,210
‫همونطوری که میبینی، زمان زیادی برام نمونده.

79
00:09:05,253 --> 00:09:11,634
‫نمیخوام تجربه‌ی از دست‌دادن کس دیگه‌ای رو داشته باشه.

80
00:09:12,718 --> 00:09:16,639
‫فریرن، لطفاً ازش مراقبت کن.

81
00:09:18,683 --> 00:09:21,644
‫باز داری سعی می‌کنی اون قیافه‌ی شجاع رو به خودت بگیری، هایتر؟

82
00:09:24,397 --> 00:09:27,567
‫فرن همین الانم آماده‌ی خداحافظی کردنه.

83
00:09:28,317 --> 00:09:31,070
‫باید قبل مُردن باهاش یه...

84
00:09:31,070 --> 00:09:33,906
‫خداحافظی درست بکنی و...

85
00:09:34,365 --> 00:09:37,535
‫تا جایی که میتونی باهاش خاطره بسازی.

86
00:09:40,663 --> 00:09:45,918
‫فریرن، تو واقعاً دختر مهربونی هستی.

87
00:09:55,219 --> 00:09:58,556
‫چرا فرن رو نجات دادی؟

88
00:10:15,573 --> 00:10:18,576
.چون اگه قهرمان هیمل بود، همینکارو انجام میداد

89
00:10:21,287 --> 00:10:22,455
‫درسته.

90
00:10:35,968 --> 00:10:40,306
‫پس گمونم منم باید چنین کاری رو بکنم.

91
00:10:50,399 --> 00:10:52,109
‫ممنونم.

92
00:10:52,568 --> 00:10:56,656
‫به لطف شما، تونستم دِینم رو به جناب هایتر ادا کنم.

93
00:10:57,990 --> 00:11:00,660
‫من فقط گول خوردم.

94
00:11:01,994 --> 00:11:04,080
‫ای کشیش فاسد.

95
00:11:09,460 --> 00:11:11,087
‫پس راه بیفتیم؟

96
00:11:13,923 --> 00:11:16,926
‫قسـمت دوم : حتـــــما نبــاید جـــــادو باشــــه...

97
00:11:25,559 --> 00:11:31,065
‫‫20 سال بعد از مرگ قهرمان هیمل،
‫جایی در منطقه‌ی ترک
‫واقع درسرزمین های مرکزی

98
00:11:33,359 --> 00:11:34,944
‫دیگه کافیه، فرن.

99
00:11:35,319 --> 00:11:36,320
‫کارمون تموم شد.

100
00:11:40,074 --> 00:11:42,159
‫برای کمکتون بسیار سپاسگزارم.

101
00:11:42,159 --> 00:11:44,787
‫اینم اون انعامی که قولش رو داده بودم.

102
00:11:46,497 --> 00:11:49,166
‫ما فقط داریم کارهای ساده انجام میدیم.

103
00:11:49,166 --> 00:11:51,210
‫ماجراجویی همین‌جور کارهاست.

104
00:11:51,544 --> 00:11:53,754
‫اون انعام چی بود؟

105
00:11:53,754 --> 00:11:57,717
‫یه جادوی عامیانه.
‫یه طلسمه که چای گرم تولید میکنه.

106
00:11:57,717 --> 00:11:59,176
‫بعداً باز امتحان میکنیم.

107
00:12:01,178 --> 00:12:04,306
‫اون روزی یه طلسم برای از بین بردن
‫زنگ روی مجسمه‌های برنزی یاد گرفتیم.

108
00:12:04,849 --> 00:12:09,270
‫قبل از اونم یه طلسم برای تبدیل‌کردن
‫انگورهای شیرین به ترش یاد گرفتیم.
‫چطور بود؟
ترش

109
00:12:09,979 --> 00:12:12,606
‫مدام عجیب‌ترین طلسم‌ها رو جمع می‌کنید.

110
00:12:12,606 --> 00:12:13,899
‫سرگرمیم همینه دیگه.

111
00:12:14,483 --> 00:12:18,404
‫بانو فریرن، شما واقعاً جادو رو دوست دارین.

112
00:12:18,404 --> 00:12:21,157
‫فقط «یه‌جورایی»، مثل خودت.

113
00:12:21,699 --> 00:12:24,410
‫این حس رو دارم که یه‌کم فرق داریم.

114
00:12:25,745 --> 00:12:26,996
‫مثل همیم.

115
00:12:28,330 --> 00:12:31,959
‫واقعاً برام کاری انجام میدین؟

116
00:12:32,460 --> 00:12:37,298
‫چون گیاه‌شناسم طلسمی رو ندارم که بهتون یاد بدم.

117
00:12:37,757 --> 00:12:42,678
‫مشکلی نیست. اگه فقط در مورد پوشش گیاهی محلی
‫ چیزی بهمون یاد بدین، به اندازه کافی کمکمون میکنه.

118
00:12:47,057 --> 00:12:48,309
‫اینجاست.

119
00:12:53,689 --> 00:12:56,233
‫این مجسمه‌ی هیمل قهرمانه؟

120
00:12:56,567 --> 00:12:58,694
‫وضعیتش خیلی بده، نه؟

121
00:12:58,694 --> 00:13:02,448
‫برای زنی به پیری من، کار خیلی سختیه.

122
00:13:03,157 --> 00:13:06,118
‫و روستایی‌ها دیگه اهمیتی نمیدن.

123
00:13:08,829 --> 00:13:09,955
‫فرار کن!

124
00:13:29,266 --> 00:13:32,978
‫وقتی به‌وسیله‌ی یه هیولا به روستا حمله شد،

125
00:13:32,978 --> 00:13:35,439
‫جناب هیمل دلیرانه برای دفاع از ما جنگید.

126
00:13:35,856 --> 00:13:38,776
.اینطوری ول کردنش قلبم رو به درد میاره

127
00:13:39,735 --> 00:13:45,699
.به نظر من که حقشه. همش میخواست خودنمایی کنه

128
00:13:46,534 --> 00:13:50,663
.وقتی روستاییا گفتن میخوان براش مجسمه بسازن، باید رد میکرد

129
00:13:52,540 --> 00:13:53,624
اینطوری خوبه؟

130
00:13:53,624 --> 00:13:55,626
به نظرتون این ژست زیادی جذاب نیست؟

131
00:13:55,626 --> 00:14:00,339
زودباش یه ژستی
انتخاب کن دیگه
‫18 ساعت فقط داشت یه ژست انتخاب میکرد،
‫ مجسمه‌ساز دیوونه شده بود.
من گشنمه

132
00:14:01,173 --> 00:14:05,344
.آخرشم یه ژست مسخره‌ی ساده انتخاب کرد

133
00:14:06,220 --> 00:14:08,264
.چه داستان عجیبی

134
00:14:08,848 --> 00:14:13,769
.حالا که فکر میکنم، یه جادوگر الف هم تو گروه قهرمانان حضور داشت

135
00:14:15,563 --> 00:14:17,398
تمیزش کنیم؟

136
00:14:21,360 --> 00:14:23,153
.ممنون

137
00:14:23,529 --> 00:14:25,948
جادو واقعا بی‌نظیره، مگه نه؟

138
00:14:25,948 --> 00:14:28,409
.حتی یه ذره هم زنگ روی این مجسمه باقی نمونده

139
00:14:30,870 --> 00:14:33,414
.کاش میشد اینجارو رنگارنگ‌تر کرد

140
00:14:33,414 --> 00:14:35,749
.شاید بعدا یکم گل اینجا کاشتم

141
00:14:36,250 --> 00:14:40,379
بانو فریرن، شما جادویی که یه باغچه‌ی گل ایجاد میکرد رو بلد نبودید؟

142
00:14:40,379 --> 00:14:43,757
...همینطوره. اگه بتونم یه گل خوب انتخاب کنم

143
00:14:46,719 --> 00:14:50,180
.نه، گل بنفشه‌ی آبی بهترین انتخابه

144
00:14:50,180 --> 00:14:52,850
اون دیگه چه نوع گلیه؟

145
00:14:52,850 --> 00:14:55,269
.نمیدونم، تاحالا ندیدمش

146
00:14:55,269 --> 00:14:56,395
پس چرا اون گل؟

147
00:14:57,021 --> 00:14:59,023
.این گلی بود که تو زادگاه هیمل رشد میکرد

148
00:14:59,440 --> 00:15:02,234
.ولی شما که نمیتونید گلی رو که تاحالا ندیدید احضار کنید

149
00:15:09,116 --> 00:15:10,659
...گل بنفشه‌ی آبی

150
00:15:10,910 --> 00:15:13,120
.خیلی‌وقت بود که اسم این گل رو نشنیده بودم

151
00:15:15,456 --> 00:15:20,669
.خیلی‌وقت پیش، دشتی ازون گل تو اون جنگل بود

152
00:15:26,300 --> 00:15:28,510
دیگه اینجا رشد نمیکنن؟

153
00:15:29,386 --> 00:15:31,430
.همه‌شون خشک شدن

154
00:15:31,889 --> 00:15:36,060
.چندین دهه‌ست که دیگه این گل‌ها تو این قاره دیده نشدن

155
00:15:37,019 --> 00:15:38,103
.که اینطور

156
00:15:41,440 --> 00:15:43,651
.بیا بریم، فرن

157
00:15:43,651 --> 00:15:44,693
.چشم

158
00:15:48,989 --> 00:15:50,908
.یه چیزی قایم کردی

159
00:15:51,450 --> 00:15:53,535
.دعوات نمیکنم، نشونم بده

160
00:15:57,539 --> 00:16:01,460
.اون یه نوع سنجابه. دونه‌هارو میخوره و نابود میکنه

161
00:16:01,460 --> 00:16:03,170
.تو جنگل رهاشون میکنم

162
00:16:07,716 --> 00:16:10,928
خب فرن، بریم دنبال بنفشه‌ی آبی؟

163
00:16:11,345 --> 00:16:13,055
جدی میگید؟

164
00:16:13,555 --> 00:16:16,600
.تا همین چندوقت پیش یه دشت از این گل‌ها اینجا بوده

165
00:16:16,600 --> 00:16:17,893
.ولی اون که برای دهه‌ها پیشه

166
00:16:18,310 --> 00:16:20,145
.ولی ارزش داره دنبالش بگردیم

167
00:16:21,397 --> 00:16:26,986
‫اگه یدونه پیدا کنیم و بررسی‌شون کنیم،
‫میتونم با جادو، رشدشون بدم...

168
00:16:27,695 --> 00:16:29,488
دارید اینکارو بخاطر جناب هیمل میکنید؟

169
00:16:30,114 --> 00:16:30,990
...نه

170
00:16:31,657 --> 00:16:33,659
.اینکارو دارم برای خودم میکنم

171
00:17:13,198 --> 00:17:18,871
.بانو فریرن، الان 6 ماهی هست که داریم دنبال بنفشه‌ی آبی میگردیم

172
00:17:19,163 --> 00:17:23,083
.حق با توئه. شاید بهتر باشه میدان جستجومون رو گسترش بدیم

173
00:17:32,217 --> 00:17:36,013
.اوه، کم پیش میاد تورو تنها ببینم

174
00:17:38,307 --> 00:17:42,227
.مدت زیادی از وقتی به این دهکده اومدید میگذره

175
00:17:43,437 --> 00:17:46,148
تونستید بنفشه‌ی آبی پیدا کنید؟

176
00:17:46,774 --> 00:17:48,692
به نظرتون میتونیم پیدا کنیم؟

177
00:17:50,778 --> 00:17:54,281
.اشتیاق بانو فریرن نسبت به جادو خیلی زیاده

178
00:17:54,823 --> 00:17:59,203
.با این اوصاف، سال‌ها... نه، دهه‌ها باید دنبال اون گل بگردیم

179
00:18:00,370 --> 00:18:04,708
.ایشون جادوگری هستن که قدرت نجات خیلی‌هارو دارن

180
00:18:05,793 --> 00:18:10,881
.ایشون نباید وقتشون رو صرف چیزی بکنن که اصلا وجود خارجی نداره

181
00:18:12,466 --> 00:18:14,051
.تو هنوز خیلی جوونی

182
00:18:15,552 --> 00:18:18,722
اشتباه میکنم؟

183
00:18:19,389 --> 00:18:21,391
...فکر نمیکنم

184
00:18:22,643 --> 00:18:27,356
.اما بانو فریرن حتما دید متفاوتی به این قضیه داره

185
00:18:30,109 --> 00:18:35,072
...ولی از اونجایی که اون خیلی بالغ‌تر از ماهاست

186
00:18:35,072 --> 00:18:39,493
.مطمئنم اگه احساسات واقعیت رو بهش بگی، حتما درکت میکنه

187
00:18:58,053 --> 00:19:02,391
‫اینا انگار دونه‌های گیاهی شبیه به بنفشه‌ی آبیه که
‫اون خانوم بخاطر خواص داروییش، نگهشون داشته.

188
00:19:03,142 --> 00:19:06,979
به جاش این گل‌هارو کنار مجسمه‌ی جناب هیمل بکاریم؟

189
00:19:07,646 --> 00:19:09,398
.متوجه‌ام، فرن

190
00:19:09,940 --> 00:19:11,942
.نگرانت کردم

191
00:19:15,028 --> 00:19:17,739
.با این کارم، تنها وقت خودم نیست که تلف میشه

192
00:19:18,073 --> 00:19:19,533
.وقتشه بریم

193
00:19:20,200 --> 00:19:22,536
.یکم دیگه بگردم و دیگه تمومه

194
00:19:24,997 --> 00:19:27,666
منظورتون از یکم، چند ساله؟

195
00:19:28,041 --> 00:19:29,459
.گفتم یکم دیگه

196
00:19:30,043 --> 00:19:32,963
...شما نمیدونید کِی باید دست نگه

197
00:19:44,600 --> 00:19:46,226
بریم دنبالش؟

198
00:20:16,381 --> 00:20:20,260
بانو فریرن، شما چرا طلسم جمع میکنید؟

199
00:20:20,677 --> 00:20:21,929
.فقط یه جور سرگرمیه

200
00:20:22,221 --> 00:20:23,931
.باور نمیکنم

201
00:20:24,681 --> 00:20:26,934
.واقعا فقط برام یه سرگرمیه

202
00:20:27,392 --> 00:20:31,313
.قبلا خیلی بی‌خیال زندگی میکردم

203
00:20:56,713 --> 00:20:57,923
.چندشا

204
00:21:06,890 --> 00:21:10,352
...ولی وقتی با دیوونه‌ای آشنا شدم که از طلسم‌هام خوشش میومد

205
00:21:10,852 --> 00:21:12,104
.دلیلش فقط همینه

206
00:21:14,147 --> 00:21:15,941
.چه دلیل احمقانه‌ای

207
00:21:16,692 --> 00:21:17,859
.موافقم

208
00:21:40,007 --> 00:21:41,091
...اون یه

209
00:21:41,383 --> 00:21:42,843
.گلبرگه

210
00:21:43,552 --> 00:21:48,849
‫سنجاب‌ها غذاهاشونو دور از دسترس دشمن‌هاشون،
‫تو یه جای امن قایم میکنن.

211
00:21:49,391 --> 00:21:51,393
اونا حیوونای باهوشی هستن، مگه نه؟

212
00:21:51,852 --> 00:21:53,270
.فکر نمیکنم

213
00:21:54,104 --> 00:21:58,692
.چون وقتی غذاهاشونو یه جا قایم میکنن، بعدا فراموشش میکنن

214
00:22:03,280 --> 00:22:04,448
گل بنفشه‌ی آبی؟

215
00:22:04,990 --> 00:22:08,952
.اون گل تو زادگاه من رشد میکنه، گل زیباییه

216
00:22:09,911 --> 00:22:12,372
.هرچند، نه به زیبایی من

217
00:22:12,372 --> 00:22:13,957
میشه راه بیفتیم؟

218
00:22:15,334 --> 00:22:15,959
.فریرن

219
00:22:17,210 --> 00:22:19,171
.یه روزی، دلم میخواد اون گل رو بهت نشون بدم

220
00:22:20,464 --> 00:22:21,173
.که اینطور

221
00:22:21,590 --> 00:22:23,133
.اگه فرصتش پیش اومد، اینکارو بکن

222
00:22:31,391 --> 00:22:35,270
.حدس میزدم اینجا باشن، ولی انتظار نداشتم انقد زیاد باشن

223
00:22:39,608 --> 00:22:42,361
.خیلی دیر اونارو بهم نشون دادی، هیمل

224
00:22:47,908 --> 00:22:50,494
.باورم نمیشه واقعا پیداشون کردیم

225
00:22:50,869 --> 00:22:53,663
.حالا میتونم از طلسمم استفاده کنم

226
00:22:54,331 --> 00:22:57,167
شما چرا انقد نسبت به جادو مشتاقید؟

227
00:22:57,709 --> 00:22:59,252
.درک نمیکنم

228
00:23:00,003 --> 00:23:01,463
.ولی به نظرم درک میکنی

229
00:23:02,172 --> 00:23:05,509
.تو هیچ‌وقت بیخیال جادوگر شدن نشدی

230
00:23:06,927 --> 00:23:08,637
.اون قضیه‌ش فرق میکنه

231
00:23:09,012 --> 00:23:13,683
من فقط میخوام از جادویی استفاده کنم که
 .بتونم باهاش از خودم محافظت کنم

232
00:23:14,726 --> 00:23:16,853
...حتما نباید جادو باشه

233
00:23:17,521 --> 00:23:20,732
.ولی تو جادو رو انتخاب کردی

234
00:23:33,120 --> 00:23:34,413
.حق با شماست

235
00:23:36,456 --> 00:23:41,253
.هیچ‌وقت فکر نمیکردم دوباره بنفشه‌ی آبی رو ببینم

236
00:23:41,753 --> 00:23:43,380
.زیبان

237
00:23:44,548 --> 00:23:46,633
.ممنونم، بانو فریرن

238
00:23:47,092 --> 00:23:50,887
.حالا دیگه هیچ‌وقت این مجسمه فراموش نمیشه

239
00:23:51,263 --> 00:23:54,433
.اوه، نزدیک بود یادم بره

240
00:23:55,767 --> 00:23:56,726
.حالا شد

241
00:23:57,853 --> 00:24:00,647
.چقدر دوست داشتنی شد

242
00:24:01,273 --> 00:24:02,899
بریم؟
