﻿1
00:00:20,270 --> 00:00:29,279
آن‌ســــــــــــــوی پــــــــــــــایـــــــــــان ســــــــــــــفر

2
00:01:28,838 --> 00:01:34,844
‫‫‫27 سال بعد از مرگ قهرمان هیمل،
شهر تجاری وارم
‫واقع درسرزمین های مرکزی

3
00:01:47,524 --> 00:01:50,860
.بیا فعلا جدا شیم و بریم چیزایی که نیاز داریم رو بخریم

4
00:01:51,319 --> 00:01:55,490
‫«جدا شیم»؟ به هرحال که اکثر کارارو خودم باید انجام بدم.

5
00:01:55,490 --> 00:01:57,700
.غذا، آب، و اقلام روزانه

6
00:01:58,409 --> 00:02:01,079
شما چی میخواید بخرید؟

7
00:02:03,456 --> 00:02:04,874
...گیاه‌های دارویی و این خرت و پرتا

8
00:02:06,459 --> 00:02:10,380
.وقتی داره یه چیزی رو ازم پنهون میکنه، قیافه‌ش اینطوری میشه

9
00:02:10,964 --> 00:02:13,716
.خیلی‌وقته که بانو فریرن رو میشناسم

10
00:02:13,716 --> 00:02:15,885
.وقتی اون قیافه رو به خودش میگیره، اتفاقای خوبی بعدش نمیفته

11
00:02:16,719 --> 00:02:19,389
.مطمئنم باز میخواد بره یه چیز غیرضروری بخره

12
00:02:20,890 --> 00:02:22,308
.اینو خریدم

13
00:02:22,308 --> 00:02:23,893
اصلا به چه دردی میخوره؟

14
00:02:24,310 --> 00:02:26,896
.این محلول، فقط لباس‌هارو آب میکنه

15
00:02:26,896 --> 00:02:28,148
.برید پسش بدید

16
00:02:28,398 --> 00:02:31,526
.این کتاب درمورد تاریخچه‌ی جادوگریه
.مطالعه‌ی تاریخ هم خیلی مهمه

17
00:02:33,444 --> 00:02:38,199
.هرچند، نمیشه اون گفت غیرضروری

18
00:02:39,200 --> 00:02:41,995
.خب دیگه، بعدا تو مسافرخونه میبینمت

19
00:02:52,088 --> 00:02:54,799
.نمیتونم بذارم بودجه‌ی سفرمون رو به باد بده

20
00:02:56,759 --> 00:02:58,970
.بهتره مراقبش باشم

21
00:03:03,224 --> 00:03:04,934
یه مغازه‌ی بدلیجات؟

22
00:03:08,104 --> 00:03:12,233
.باز که میخواستید بدون خشک کردن موهاتون بخوابید

23
00:03:14,319 --> 00:03:17,488
.پس به مد علاقه داره

24
00:03:22,660 --> 00:03:24,579
.حسابی تو فکره

25
00:03:26,289 --> 00:03:28,625
چرا قیافه‌اش اینطوریه؟

26
00:03:28,625 --> 00:03:33,379
.تاحالا ندیده بودم بانو فریرن انقد نگران بوده باشه

27
00:03:54,359 --> 00:03:56,694
.همه‌ی وقتشو صرف انتخاب کردا

28
00:04:01,699 --> 00:04:03,868
.حالا یه بدلیجاتو میشه نادیده گرفت

29
00:04:04,369 --> 00:04:06,579
.بهتر از استخون‌های عجیب و داروئه

30
00:04:10,500 --> 00:04:13,378
.منم دیگه بهتره برم سراغ کارام

31
00:04:13,670 --> 00:04:16,839
مغازه‌ای این اطراف هست که شیرینی‌های خوشمزه‌ای بفروشه؟

32
00:04:17,257 --> 00:04:20,009
.این اصلا عادلانه نیست

33
00:04:20,343 --> 00:04:24,639
.یه میخونه تو زیرزمین اون ساختمون هست. برو از اونجا بپرس

34
00:04:24,639 --> 00:04:25,598
.ممنون

35
00:04:26,349 --> 00:04:29,852
!من چندماهه نتونستم هیچ شیرینی‌ای بخورم

36
00:04:51,165 --> 00:04:52,500
.همینجا باید باشه

37
00:04:53,126 --> 00:04:56,296
هیچ مغازه‌ای این اطراف هست که شیرینی‌های خوبی بفروشه؟

38
00:04:56,296 --> 00:05:00,049
.نه نه، اینجا اصلا جای مناسبی برای این سوال نیست

39
00:05:00,633 --> 00:05:04,387
درمورد شیرینی میپرسی؟ ببینم تو مارو چی فرض کردی؟

40
00:05:07,056 --> 00:05:07,849
.قورت

41
00:05:08,349 --> 00:05:12,520
.این شهر یه عالمه مغازه‌ی شیرینی‌فروشی ناب داره

42
00:05:13,813 --> 00:05:16,524
.میتونیم همه‌شونو بهت معرفی کنیم

43
00:05:17,400 --> 00:05:19,360
.پس میدونن

44
00:05:19,944 --> 00:05:22,613
.به قیافه‌تون نمیخورد اهل این چیزا باشید

45
00:05:22,613 --> 00:05:26,534
.شیرینی باعث میشه انرژی کافی واسه ماجراجویی رو به دست بیاریم

46
00:05:26,534 --> 00:05:33,666
.هیچی بهتر از خوردن یه شیرینی خوشمزه، بعد از یه روز سخت نیست
.پس ماجراجو هستن. هرچند کلمه‌ی «خشن» زیاد بهشون نمیخوره
.ترسناکن

47
00:05:34,709 --> 00:05:36,085
‫‫عزت زیاد

48
00:05:40,173 --> 00:05:42,425
الان میخواد بره شیرینی‌فروشی؟

49
00:05:46,137 --> 00:05:50,350
.هان؟‌ داره میره سمت مسافرخونه

50
00:05:50,350 --> 00:05:51,934
داره برمیگرده؟

51
00:05:53,770 --> 00:05:55,980
.به هیچ‌کدوم از کارام نرسیدم

52
00:05:59,567 --> 00:06:00,818
.دیر کردی

53
00:06:01,110 --> 00:06:02,904
.شرمنده

54
00:06:02,904 --> 00:06:06,074
.مهم نیست. وسایلتو بذار زمین

55
00:06:13,998 --> 00:06:17,460
بریم یه چیز شیرینی بخوریم؟

56
00:06:32,725 --> 00:06:36,479
.چه نمای قشنگی. بخاطر همین بود که اینجارو پیشنهاد کردن

57
00:06:37,855 --> 00:06:42,235
.بانو فریرن، ببخشید که بهتون شک کردم

58
00:06:42,610 --> 00:06:43,736
چی داری میگی؟

59
00:06:44,278 --> 00:06:45,488
.هیچی

60
00:06:46,239 --> 00:06:48,074
.هرچی دوست داری انتخاب کن

61
00:06:48,699 --> 00:06:51,035
پولمو میرسه؟

62
00:06:51,619 --> 00:06:53,287
.من یواشکی پول پس‌انداز کردم

63
00:06:54,288 --> 00:06:56,290
یواشکی پس‌انداز کرده؟

64
00:07:01,421 --> 00:07:03,589
بانو فریرن، شما چی میخورید؟

65
00:07:04,048 --> 00:07:07,135
...خب راستش، امروز

66
00:07:08,219 --> 00:07:10,012
پودینگ مرکور رو میخورید، نه؟

67
00:07:13,015 --> 00:07:15,768
امروز میخوای پودینگ مرکور رو بخوری، مگه نه؟

68
00:07:16,227 --> 00:07:17,520
تو از کجا میدونی؟

69
00:07:17,854 --> 00:07:21,190
به نظرت چندساله که داریم باهم سفر میکنیم؟

70
00:07:21,190 --> 00:07:22,733
.میتونم بفهمم

71
00:07:27,989 --> 00:07:30,908
.ولی من هیچی درمورد شماها نمیدونم

72
00:07:31,909 --> 00:07:34,787
.پس باید بیشتر سعی کنم تا درمورد خودم بهت یاد بدم

73
00:07:35,538 --> 00:07:38,666
.محض اطلاعت، غذای موردعلاقه‌م، «املت روف»ـه

74
00:07:38,666 --> 00:07:41,669
.منم انگور دوست دارم. هرچی ترش‌تر، بهتر

75
00:07:41,669 --> 00:07:42,879
...منم

76
00:07:42,879 --> 00:07:43,629
نوشیدنیه، نه؟

77
00:07:43,629 --> 00:07:46,215
.اینو خودم میدونم، کشیش فاسد

78
00:07:46,757 --> 00:07:48,843
.الان نباید لپات گل مینداختنا

79
00:07:48,843 --> 00:07:52,889
.اصلا جالب نیست که فقط نوشیدنی خوردنت رو یادش مونده

80
00:07:54,474 --> 00:07:56,267
.فرن، ببخشید

81
00:07:57,894 --> 00:07:59,520
چرا عذرخواهی میکنید؟

82
00:08:00,855 --> 00:08:03,816
...من هیچی درمورد تو نمیدونم

83
00:08:04,108 --> 00:08:08,196
.برای همینم نمیدونستم چی دوست داری

84
00:08:13,117 --> 00:08:16,829
.حالا که فکر میکنم، میبینم امروز تولدمه

85
00:08:27,173 --> 00:08:28,925
.چه شونه‌ی سر زیبایی

86
00:08:29,759 --> 00:08:33,429
.ممنونم. واقعا خوشحال شدم

87
00:08:33,930 --> 00:08:35,348
جدی؟

88
00:08:36,140 --> 00:08:41,479
‫شما خیلی همه‌چیز رو دیرمیگیرید،
‫برای همین واضح براتون توضیح میدم.

89
00:08:42,688 --> 00:08:47,735
.از اینکه سعی کردید من رو بشناسید، خیلی خوشحالم

90
00:08:49,278 --> 00:08:51,239
فقط چون سعی کردم؟

91
00:08:54,534 --> 00:08:58,579
بانو فریرن، شما اصلا احساسات آدمارو درک نمیکنید، مگه نه؟

92
00:09:08,839 --> 00:09:10,424
دیگه راه بیفتیم؟

93
00:09:10,424 --> 00:09:11,008
.بله

94
00:09:25,147 --> 00:09:30,278
راستی بانو فریرن، این سفر هدفی هم داره؟

95
00:09:30,653 --> 00:09:34,991
.نه والا. اینکارو فقط برای جمع کردن طلسم میکنم

96
00:09:36,450 --> 00:09:39,453
...هرچند فکر کنم

97
00:09:39,453 --> 00:09:42,999
...دلم میخواد قبل ازینکه خاطراتشون محو بشن

98
00:09:44,166 --> 00:09:45,918
سفری که با هیمل و بقیه داشتم رو...
.ذره ذره برای خودم یادآوری و تکرار کنم

99
00:09:46,377 --> 00:09:51,299
پس یعنی این براتون خیلی مسئله‌ی مهمیه، نه؟

100
00:09:52,300 --> 00:09:55,928
.نمیدونم. برای همین دارم سعی میکنم بفهمم

101
00:10:01,726 --> 00:10:04,979
.ببین چقد بزرگتر از من شدی

102
00:10:05,396 --> 00:10:08,816
.الان 16 سالمه. شبیه خواهر بزرگترتون شدم

103
00:10:09,567 --> 00:10:10,818
خواهر بزرگتر؟

104
00:10:11,777 --> 00:10:15,406
.غذاهایی که میخوریم که یکیه، فکر نکنم بخاطر اون باشه

105
00:10:15,990 --> 00:10:17,199
.چه عجیب

106
00:10:19,827 --> 00:10:22,830
قسـمت سوم : جـــادوی کشــنده

107
00:10:22,830 --> 00:10:28,836
‫‫‫27 سال بعد از مرگ قهرمان هیمل،
جنگل گروسه
‫واقع درسرزمین های مرکزی

108
00:10:49,190 --> 00:10:51,567
.دیگه به جادوی دفاعی مسلط شدی

109
00:10:54,070 --> 00:10:56,489
.بیا یکم امتحانش کنیم

110
00:11:01,535 --> 00:11:02,370
عه؟

111
00:11:07,249 --> 00:11:09,543
.شکاف‌های بین دفاعت رو هدف گرفتم

112
00:11:09,543 --> 00:11:11,879
.اگه این یه مبارزه‌ی واقعی بود الان مرده بودی

113
00:11:12,546 --> 00:11:13,673
...خب حالا

114
00:11:14,840 --> 00:11:16,509
چطوری میخوای با این مقابله کنی؟

115
00:11:18,469 --> 00:11:19,470
.اینطوری

116
00:11:19,470 --> 00:11:20,638
.که اینطور

117
00:11:21,681 --> 00:11:22,890
اینو میتونی تحمل کنی؟

118
00:11:32,316 --> 00:11:34,110
.برای امروز دیگه کافیه

119
00:11:42,535 --> 00:11:47,039
.جادوی دفاعی، جادوی قدرتمندیه. اما مانای زیادی مصرف میکنه

120
00:11:47,790 --> 00:11:52,420
‫اگه بخوای محدوده‌ی دفاعیت رو بزرگ به کار بگیری،
‫ تو یه چشم به هم زدن، مانات تموم میشه.

121
00:11:54,088 --> 00:11:59,260
‫پس بهترین راه اینه که درست قبل از اصابت ضربه،
‫ اونو فقط به سمت جایی که میخوام گسترشش بدم.

122
00:11:59,260 --> 00:12:00,386
.دقیقا

123
00:12:05,975 --> 00:12:06,767
.آخ

124
00:12:16,610 --> 00:12:19,530
.هیچی جز جادوی دفاعی رو تمرین نمیکنیم

125
00:12:19,530 --> 00:12:22,158
.این جادو، شانس زنده موندنت رو بیشتر میکنه

126
00:12:22,158 --> 00:12:23,284
.حق با شماست

127
00:12:23,284 --> 00:12:27,246
.یدونه طلسم دفاعی، میتونه با خیلی از طلسم‌های تهاجمی مقابله کنه

128
00:12:27,747 --> 00:12:29,623
.جالبه که انقد قدرتمنده

129
00:12:29,999 --> 00:12:34,128
‫فرن، اون کتاب تاریخچه‌ی جادویی رو که بهت دادم رو نخوندی، نه؟

130
00:12:34,795 --> 00:12:38,299
‫جادو به همون اندازه که تمرین لازم داره، تئوری هم لازم داره.

131
00:12:40,509 --> 00:12:44,430
‫همون‌طوری که فکرش رو میکردم باید وقت خواب برات میخوندم.

132
00:12:44,764 --> 00:12:45,890
‫خودم میخونمش.

133
00:12:46,390 --> 00:12:48,100
‫بچه که نیستم.

134
00:12:56,859 --> 00:12:59,028
‫این روستا همون‌جاییه که میخواستین برین، نه؟

135
00:12:59,695 --> 00:13:01,906
‫بازم اومدین یه طلسم عجیب‌و‌غریب پیدا کنین؟

136
00:13:02,364 --> 00:13:04,909
‫نه، این دفعه فرق داره.

137
00:13:04,909 --> 00:13:07,203
‫حالا دیگه بستگی
 به هوا داره

138
00:13:07,203 --> 00:13:07,870
‫‫درسته

139
00:13:08,829 --> 00:13:11,248
‫یه‌لحظه وقت دارین؟
‫سوالی میخواستم بپرسم.

140
00:13:11,791 --> 00:13:12,833
‫الفه؟

141
00:13:13,417 --> 00:13:14,919
‫موهای سفید...

142
00:13:16,253 --> 00:13:19,173
‫بانو فریرن خودتونین؟

143
00:13:21,133 --> 00:13:22,635
‫از کجا میدونی؟

144
00:13:24,970 --> 00:13:27,765
‫اومدین اینجا تا جایی که کوال در اون مهر‌و‌موم شده رو ببینین، نه؟

145
00:13:28,849 --> 00:13:30,559
‫راه رو بهتون نشون میدم.

146
00:13:31,769 --> 00:13:32,853
‫کوال؟

147
00:13:33,479 --> 00:13:35,689
.حکمِ پیرِ نابودی، کوال

148
00:13:37,107 --> 00:13:42,655
‫شیطانیه که هشتاد سال پیش در این
‫ منطقه جنایات وحشتناکی مرتکب شد،

149
00:13:42,655 --> 00:13:47,660
‫هیمل قهرمان و اعضای گروهش برامون، مهر‌و‌مومش کردن.

150
00:13:49,078 --> 00:13:53,624
‫اون مهر‌وموم به‌زودی نابود میشه،
‫پس اومدم تا شکستش بدم.

151
00:13:53,624 --> 00:13:55,709
‫اما تو از کجا میدونستی؟

152
00:13:56,126 --> 00:13:58,379
‫من که به هیچ‌کسی در این مورد چیزی نگفتم.

153
00:13:59,213 --> 00:14:05,636
‫جناب هیمل تا تقریباً سی سال پیش،
‫هر سال به اینجا سر میزدن.

154
00:14:06,220 --> 00:14:09,890
‫انگاری که برای بررسی شرایط مهروموم بوده.

155
00:14:09,890 --> 00:14:11,851
‫مثل همیشه مهربون بوده ها؟

156
00:14:12,476 --> 00:14:15,729
‫در مورد شما زیاد حرف میزد، بانو فریرن.

157
00:14:16,355 --> 00:14:19,525
‫بخاطر سر نزدن بهش، میگفت شما سنگ‌دلین.

158
00:14:20,025 --> 00:14:21,819
‫خیلی بی‌احساسه، نه؟

159
00:14:21,819 --> 00:14:23,529
‫خیلی.

160
00:14:23,529 --> 00:14:24,780
‫بابتش شرمنده ام.

161
00:14:25,239 --> 00:14:29,535
‫اما اون‌قدر سنگ‌دل نیست که روستا رو به حال خودش رها کنه.

162
00:14:30,619 --> 00:14:33,664
‫وقتی مهروموم نزدیک نابودیش باشه، پیداش میشه.

163
00:14:34,874 --> 00:14:37,293
‫اینو گفت.

164
00:14:38,085 --> 00:14:39,044
‫که اینطور.

165
00:14:46,927 --> 00:14:48,304
‫اینه؟

166
00:15:02,359 --> 00:15:04,653
‫تقریباً ناپایدار شده.

167
00:15:05,529 --> 00:15:09,533
‫فردا مهروموم رو از بین میبرم و ترتیب کوال رو میدم.

168
00:15:16,540 --> 00:15:20,085
‫شما کسی بودین که کوال رو مهروموم کردین، نه؟

169
00:15:20,878 --> 00:15:23,631
‫دلیلی داشتین که چنین کاری کردین؟

170
00:15:24,840 --> 00:15:27,676
‫فقط اینکه اون بیش از حد قوی بود.

171
00:15:31,805 --> 00:15:33,349
‫نمیتونستیم شکستش بدیم.

172
00:15:34,725 --> 00:15:38,395
‫حتی در میون نیروهای پادشاه شیاطین، کوال یه جادوگر استثنائی بود.

173
00:15:39,063 --> 00:15:44,568
‫اون اولین طلسم سوراخ‌کردن تاریخ رو ساخت
‫ که بهش میگفتن «زولتراک».

174
00:15:45,361 --> 00:15:50,699
‫اون نه تنها به‌راحتی طلسم‌های دفاعی رو سوراخ میکرد،
‫بلکه حتی زره‌های مقاوم به جادو رو هم میشکافت.

175
00:15:50,699 --> 00:15:53,410
‫جادویی که مستقیماً بدن رو هدف قرار میداد و نابودش میکرد.

176
00:15:54,536 --> 00:15:57,623
‫گفته میشه که در این منطقه،

177
00:15:57,623 --> 00:16:03,087
‫40 درصد ماجراجویان و 70 درصد جادوگران با زولتراک کشته شدند.

178
00:16:06,423 --> 00:16:08,717
‫بیش از حد قدرتمند نبود؟

179
00:16:09,468 --> 00:16:13,347
‫درسته، بیش از حد. بیش از حد قوی بود.

180
00:16:14,223 --> 00:16:17,559
‫برای همینم براش نتیجه‌ی معکوس داشت.

181
00:16:18,310 --> 00:16:20,020
‫منظورتون چیه؟

182
00:16:24,566 --> 00:16:27,069
‫واقعاً اون کتاب تاریخچه‌ی جادو رو نخوندی؟

183
00:16:27,736 --> 00:16:29,989
‫مطمئنی نیاز نیست برات بخونمش؟

184
00:16:29,989 --> 00:16:31,573
‫همین الان شروع میکنم به خوندن.

185
00:16:32,116 --> 00:16:33,826
‫نه، لازم نیست.

186
00:16:34,576 --> 00:16:37,079
‫مهم‌تر از اون اینه که خوب بخوابی.

187
00:16:37,955 --> 00:16:39,915
‫به‌هرحال، فردا میبینیش.

188
00:16:46,046 --> 00:16:47,506
‫مهروموم رو از بین میبرم.

189
00:16:49,717 --> 00:16:51,260
‫حواست رو جمع نگه دار.

190
00:17:19,496 --> 00:17:22,583
‫خیلی وقته ندیدمت، فریرن.

191
00:17:23,417 --> 00:17:25,419
‫چند سال گذشته؟

192
00:17:25,919 --> 00:17:27,129
‫80 سال.

193
00:17:28,047 --> 00:17:30,924
‫فقط 80 سال، ها؟

194
00:17:30,924 --> 00:17:32,843
‫برای ما، آره.

195
00:17:34,428 --> 00:17:36,513
‫پادشاه شیاطین چی شد؟

196
00:17:36,513 --> 00:17:37,723
‫کشتیمش.

197
00:17:38,140 --> 00:17:39,600
‫که اینطور.

198
00:17:40,559 --> 00:17:45,105
‫پس باید انتقامش رو بگیرم.

199
00:17:45,355 --> 00:17:47,608
‫فرن، طلسم دفاعی رو جلومون اجرا کن.

200
00:17:48,859 --> 00:17:50,652
‫زولتـــــــــــراک!

201
00:17:59,036 --> 00:18:01,580
‫غافلگیر شدم.

202
00:18:02,164 --> 00:18:04,625
‫زولتراک رو دفع کردی.

203
00:18:05,709 --> 00:18:10,005
‫اون طلسم دفاعیت باید خیلی قوی باشه.

204
00:18:11,090 --> 00:18:14,843
‫بانو فریرن، اینجا چه خبره؟

205
00:18:15,928 --> 00:18:18,514
‫این که یه جادوی تهاجمی معمولی بود.

206
00:18:19,098 --> 00:18:21,016
‫اون زولتراک بود.

207
00:18:21,600 --> 00:18:26,647
همون ‫جادوی کشنده‌ای که اون ساخت.

208
00:18:30,776 --> 00:18:34,655
‫کوال، جادوی تو خیلی قدرتمند بود.

209
00:18:36,240 --> 00:18:44,039
‫بعد از مهروموم‌شدنت، جادوگران سرتاسر
‫سرزمین زولتراک رو مطالعه و آنالیزکردن.

210
00:18:45,124 --> 00:18:50,504
‫فقط ظرف مدت چند سال، زولتراک
‫در سیستم جادوی بشریت قرار گرفت، و...

211
00:18:50,504 --> 00:18:55,717
‫طلسم‌های دفاعی قدرتمندی ساخته‌شدن.

212
00:18:57,719 --> 00:19:01,390
‫مقاومت جادویی به‌واسطه‌ی تجهیزات هم
‫ به طرز شگفت‌انگیری پیشرفت کرد،

213
00:19:01,849 --> 00:19:05,269
‫و حالا دیگه زولتراک جادوی کشنده‌ای نیست.

214
00:19:06,520 --> 00:19:09,898
‫الان دیگه فقط «یه جادوی تهاجمی معمولی» صداش میزنن.

215
00:19:13,360 --> 00:19:17,239
‫80 سال برای انسان‌ها زمان بسیار طولانی‌ایه.

216
00:19:17,656 --> 00:19:21,785
‫کوال، اگه مقاومت نکنی،
‫مرگ بدون دردی رو بهت میدم.

217
00:19:22,786 --> 00:19:24,163
‫که اینطور.

218
00:19:24,997 --> 00:19:26,999
‫که اینطوریاست.

219
00:19:27,374 --> 00:19:33,297
‫خودش رو با جادوی تهاجمی وقف میده و
‫ قدرتش رو پراکنده میکنه.

220
00:19:33,839 --> 00:19:36,550
‫واقعاً هم طلسم پیچیده‌ایه.

221
00:19:37,676 --> 00:19:40,929
‫پس باید مانای زیادی هم مصرف کنه.

222
00:19:41,597 --> 00:19:43,891
‫اون به ضعف جادوی دفاعی پی برد.

223
00:19:44,349 --> 00:19:46,768
‫فرن، میدونی که باید چیکار کنی، نه؟

224
00:19:47,436 --> 00:19:50,689
‫بله. در تمرین‌مون دیدمش.

225
00:19:51,440 --> 00:19:53,901
‫پس از منم محافظت کن.

226
00:20:20,802 --> 00:20:23,430
‫میتونی پرواز کنی؟ جالب شد.

227
00:20:24,223 --> 00:20:25,349
‫زولتراک.

228
00:20:35,150 --> 00:20:42,449
‫فریرن... طلسم من...

229
00:20:58,840 --> 00:21:02,177
‫حالا دیگه میتونیم در صلح زندگی کنیم.

230
00:21:02,970 --> 00:21:05,264
‫اون کلاه...

231
00:21:05,681 --> 00:21:07,099
‫اینو میگین؟

232
00:21:08,600 --> 00:21:12,729
این اطراف، پرتوهای خورشید
...حتی توی این موقع سال هم قوی ان، پس

233
00:21:12,729 --> 00:21:14,856
‫تمام کشاورزها از اینا میپوشن.

234
00:21:15,274 --> 00:21:18,110
‫این کلاه رو قبلاً دیده بودم.

235
00:21:25,284 --> 00:21:28,453
‫داری چیکار میکنی، جغله؟

236
00:21:28,453 --> 00:21:31,540
‫میکشمت!
‫تو چیزی رو دیدی که من تمام این مدت میخواستم ببینم.

237
00:21:31,540 --> 00:21:33,166
‫اگه بکشیش بد میشه ها.

238
00:21:33,166 --> 00:21:35,627
‫مال خودمو بهت نشون میدم.

239
00:21:35,627 --> 00:21:36,628
‫عجب.

240
00:21:40,799 --> 00:21:42,509
‫هنوز زنده ای.

241
00:21:43,343 --> 00:21:46,305
‫به لطف شما، حتی میتونم بیشتر زندگی کنم.

242
00:21:47,139 --> 00:21:51,518
‫خوشحالم که به حرف جناب هیمل گوش کردم و منتظر موندم.

243
00:22:01,570 --> 00:22:04,948
‫بانو فریرن، ازتون تشکر کردند.

244
00:22:05,449 --> 00:22:07,409
‫از من تشکر نکردن.

245
00:22:08,827 --> 00:22:12,539
‫مردم این روستا به هیمل ایمان داشتن.

246
00:22:13,999 --> 00:22:20,964
‫درست متوجه نمیشم ولی فکر میکنم
‫جناب هیمل بهتون ایمان داشتن.

247
00:22:25,802 --> 00:22:27,304
‫چی شده؟

248
00:22:27,679 --> 00:22:28,805
‫هیچی.
