﻿1
00:00:20,186 --> 00:00:29,195
آن‌ســــــــــــــوی پــــــــــــــایـــــــــــان ســــــــــــــفر

2
00:01:28,838 --> 00:01:34,844
‫28 سال بعد از مرگ قهرمان هیمل،
‫کانال گرنز
‫واقع درسرزمین های مرکزی

3
00:01:36,179 --> 00:01:40,600
‫کشتی‌رانی توی این مناطق همیشه سخت بوده و...

4
00:01:40,600 --> 00:01:43,520
‫همه جور چیزی رو آب به این سمت میاره.

5
00:01:44,729 --> 00:01:48,775
‫قبلاًها تمام روستا به پاکسازی ساحل کمک میکردن.

6
00:01:48,775 --> 00:01:51,820
‫اما الان چون افراد کافی ندارین بی‌خیالش شدین.

7
00:01:52,695 --> 00:01:56,866
‫این آب‌ها قبلاً زیبا و زلال بود.

8
00:01:58,284 --> 00:01:59,410
‫میدونم.

9
00:02:02,413 --> 00:02:05,250
‫این به‌عنوان دستمزدتون چطوره؟

10
00:02:08,253 --> 00:02:11,256
‫این کتاب توسط فلامه جادوگر افسانه‌ای نوشته شده.

11
00:02:11,840 --> 00:02:13,258
‫بانو فریرن.

12
00:02:14,050 --> 00:02:16,427
‫این تنها کتاب جادوییه که توی روستا دارین؟

13
00:02:16,719 --> 00:02:17,595
‫بله.

14
00:02:18,179 --> 00:02:22,058
‫گرفتم. این منطقه رو براتون تمیز میکنیم.

15
00:02:26,271 --> 00:02:29,315
‫اون کتاب جادو، تقلبیه نه؟

16
00:02:29,732 --> 00:02:33,653
‫میبینم که همونطور که گفته بودم خوب مطالعه کردی.
‫چه دختر خوبی هستی، فرن.

17
00:02:34,279 --> 00:02:39,534
‫کتاب‌های منسوب به فلامه هرگز واقعی نیستن.
‫این یکی هم یک تقلید ضعیف دیگه ست.

18
00:02:39,909 --> 00:02:41,870
‫پس چرا این کار رو قبول کردین؟

19
00:02:42,871 --> 00:02:45,456
‫چون انگار به کمک نیاز داشتن.

20
00:02:45,957 --> 00:02:48,334
‫باورکردنش برام سخته.

21
00:02:49,752 --> 00:02:53,089
‫راست میگی. برای خودمه که انجامش میدم.

22
00:02:55,717 --> 00:02:58,469
‫به‌نظر یه اقامت طولانی دیگه در پیش داریم.

23
00:03:13,735 --> 00:03:16,654
‫خیلی ممنون که همیشه ازمون خرید میکنی، فرن.

24
00:03:16,654 --> 00:03:18,990
‫برات یکی اضافه هم گذاشتم.

25
00:03:18,990 --> 00:03:20,700
‫خیلی ممنون.

26
00:03:20,700 --> 00:03:23,077
‫سه ماه شد، نه؟

27
00:03:23,328 --> 00:03:25,079
‫به روستا عادت کردی؟

28
00:03:25,079 --> 00:03:25,914
‫بله.

29
00:03:25,914 --> 00:03:30,835
‫ساحل توی این موقع سال سرد میشه. مراقب خودت باش.

30
00:03:35,048 --> 00:03:36,716
‫به این زودی زمستون رسید؟

31
00:03:42,013 --> 00:03:43,389
‫هنوز خوابه.

32
00:03:44,599 --> 00:03:46,476
‫بازم اینجا رو بهم ریخته.

33
00:03:46,976 --> 00:03:49,479
‫همین دیروز کلی مرتب کردم.

34
00:03:51,397 --> 00:03:55,235
‫بانو فریرن، صبح شده.
‫لطفاً بلند شین.

35
00:04:06,204 --> 00:04:08,498
‫بریم ساحل رو تمیز کنیم.

36
00:04:32,605 --> 00:04:34,148
‫خیلی سرده...

37
00:04:36,567 --> 00:04:38,403
‫داشتم فکر میکردم.

38
00:04:38,820 --> 00:04:39,904
‫در مورد چی؟

39
00:04:40,280 --> 00:04:45,410
‫بانو فریرن، شما واقعاً فرد شخلته‌ای هستین؟

40
00:04:45,785 --> 00:04:50,957
‫هر روز صبح، بیدارتون میکنم، بهتون صبحانه میدم و
‫کمکتون میکنم لباس بپوشین.

41
00:04:51,666 --> 00:04:54,919
‫اینا منو درست مثل یه مادر میکنه.

42
00:04:55,169 --> 00:04:57,380
‫همه کارها رو میتونم خودم انجام بدم.

43
00:04:57,380 --> 00:05:00,550
‫ولی بعدش باز تا ظهر میخوابین.

44
00:05:00,800 --> 00:05:01,843
‫آره.

45
00:05:01,843 --> 00:05:04,929
‫من که به‌هرحال تسلیم شدم.

46
00:05:05,555 --> 00:05:07,015
‫شرمنده.

47
00:05:07,598 --> 00:05:10,810
‫چطوری تونستین با گروه جناب قهرمان سفر کنید؟

48
00:05:11,227 --> 00:05:14,230
‫اونجا کسی نبود که بهتون برسه.

49
00:05:14,230 --> 00:05:16,399
‫همیشه خواب میموندم.

50
00:05:16,983 --> 00:05:19,360
‫هیچ‌وقت بقیه عصبانی نشدن؟

51
00:05:19,736 --> 00:05:22,488
‫شدن، فقط یه بار.

52
00:05:22,905 --> 00:05:27,869
‫فقط یک بار؟ جناب قهرمان و گروهش حتما سطح تحمل بالایی داشتن.

53
00:05:27,869 --> 00:05:29,620
‫اونا کلاً با من فرق داشتن.

54
00:05:30,204 --> 00:05:33,249
‫بعضی‌وقتا، هایتر شروع به نچ‌نچ‌کردن میکرد.

55
00:05:33,750 --> 00:05:34,625
‫‫‫شرمنده

56
00:05:35,293 --> 00:05:36,210
هوی

57
00:05:36,210 --> 00:05:37,920
‫‫‫‫‫احساست رو
‫درک میکنم، ولی...

58
00:05:38,379 --> 00:05:41,424
‫این یعنی واقعاً اعصباشون رو خرد کرده بودین..

59
00:05:54,103 --> 00:05:56,564
‫تمیزکاری امروز چطور پیش رفت؟

60
00:05:57,440 --> 00:06:00,068
‫تقریباً یک‌سومش باقی‌مونده.

61
00:06:00,568 --> 00:06:03,738
‫به‌نظرتون می‌تونین تا جشنواره‌ی سال نو تمومش کنین؟

62
00:06:03,738 --> 00:06:04,989
‫یه کاریش میکنیم.

63
00:06:05,573 --> 00:06:11,996
‫در این صورت، امیدوارم که این دفعه بتونین
‫طلوع خورشید رو ببینین، بانو فریرن.

64
00:06:20,004 --> 00:06:25,093
‫پاکسازی ساحل چه ربطی یه جشنواره‌ی سال نو داره؟

65
00:06:25,927 --> 00:06:30,473
‫این روستا یه رسم داره که توی روز
‫جشنواره‌ی سال نو طلوع خورشید رو تماشا کنن.

66
00:06:30,723 --> 00:06:36,354
‫میگن که دیدن انعکاس نور در آب زلال خیلی زیباست.

67
00:06:36,979 --> 00:06:39,357
‫بانو فریرن شما هیچ‌وقت ندیدنش؟

68
00:06:39,899 --> 00:06:41,984
‫به‌نظرت من میتونم صبح زود بلند شم؟

69
00:06:42,527 --> 00:06:44,487
‫نکته خوبی بود.

70
00:06:45,029 --> 00:06:47,949
‫باید زودتر انجامش بدیم. زمان زیادی نداریم.

71
00:07:28,489 --> 00:07:30,783
‫مشکلی در کیفیت آب نیست.

72
00:07:31,159 --> 00:07:33,870
‫یه‌جوری تونستیم یه روز قبل جشنواره کار رو تموم کنیم.

73
00:07:34,328 --> 00:07:36,581
‫با وقتی که شروع کردیم کاملاً متفاوت شده.

74
00:07:37,707 --> 00:07:40,376
‫خیلی زحمت کشیدین، بانو فریرن.

75
00:07:40,835 --> 00:07:44,213
‫شما هم در جشنواره‌ی سال نو بهمون ملحق میشین، نه؟

76
00:07:44,213 --> 00:07:45,006
‫اوهوم.

77
00:07:45,298 --> 00:07:47,258
‫خیلی خرسند میشیم.

78
00:07:48,342 --> 00:07:51,095
‫حواستون هست چی میگین، بانو فریرن؟

79
00:07:51,095 --> 00:07:53,514
‫شما باید قبل از طلوع خورشید بیدار شین.

80
00:07:53,514 --> 00:07:55,099
‫براتون غیرممکنه.

81
00:07:55,516 --> 00:07:57,768
‫فقط کافیه که تا صبح بیدار بمونم. چیز خاصی نیست.

82
00:07:58,269 --> 00:08:00,730
‫یعنی انقدر دلتون میخواد طلوع خورشید رو ببینین؟

83
00:08:01,230 --> 00:08:05,776
‫راستش، علاقه‌ای ندارم،
‫به‌خاطر همینه که خودم میخوام ببینمش.

84
00:08:06,819 --> 00:08:08,529
‫نمیتونم درکتون کنم.

85
00:08:09,030 --> 00:08:10,239
‫منم همینطور.

86
00:08:18,414 --> 00:08:22,043
‫چرا به جشنواره‌ی سال نو نیومدی، فریرن؟

87
00:08:22,460 --> 00:08:27,298
‫شوکش انقدر بزرگ بود که هایتر از حال رفت.

88
00:08:27,298 --> 00:08:30,635
‫اون فقط بخاطر زیادی نوشیدنی خوردن اینجوری افتاده.

89
00:08:31,093 --> 00:08:33,888
‫شماها تونستین برین، پس مشکل چیه؟

90
00:08:34,430 --> 00:08:38,267
‫ما میخواستیم به تو هم خوش بگذره.

91
00:08:38,559 --> 00:08:43,105
‫فقط یه طلوع خورشیده.
‫نمیدونم خوش‌گذروندنش کجاست.

92
00:08:43,105 --> 00:08:45,399
‫نه، خوش میگذشت.

93
00:08:45,399 --> 00:08:46,359
‫چرا؟

94
00:08:47,443 --> 00:08:49,737
‫چون که تو چنین فردی هستی.

95
00:08:53,616 --> 00:08:54,909
‫خوابش برد.

96
00:08:56,619 --> 00:08:57,995
‫خوابش برد!

97
00:08:57,995 --> 00:09:01,958
‫بانو فریرن، بیدار شین.
‫برای جشنواره‌ی سال نو دیرتون میشه ها.

98
00:09:02,250 --> 00:09:03,668
‫مادر...

99
00:09:03,668 --> 00:09:05,419
‫کی رو «مادر» صدا میزنید؟

100
00:09:07,755 --> 00:09:10,216
‫چرا اصلاً دارم اینکار رو انجام میدم؟

101
00:09:12,885 --> 00:09:15,429
‫خیلی ممنون، فرن.

102
00:09:28,985 --> 00:09:34,156
‫واقعاً قشنگه، ولی ارزشش رو داشت که صبح زود بلند شم؟

103
00:09:35,074 --> 00:09:37,910
‫هیمل اصلاً منو نمیفهمه.

104
00:09:39,120 --> 00:09:41,414
‫فرن، دارم برمیگردم خونه تا بگیرم...

105
00:09:42,290 --> 00:09:45,835
‫بانو فریرن، خیلی زیباست.

106
00:09:47,336 --> 00:09:48,838
‫زیباست ها؟

107
00:09:49,880 --> 00:09:51,674
‫فقط یه طلوع خورشیده.

108
00:09:53,634 --> 00:09:56,846
‫اما انگاری شما هم یه‌کم بهتون خوش گذشته.

109
00:09:57,263 --> 00:10:00,766
‫چون تو داری می‌خندی.

110
00:10:09,358 --> 00:10:13,487
‫به خودم بود نمیتونستم طلوع خورشید رو ببینم.

111
00:10:13,487 --> 00:10:18,409
‫البته که نه.
‫هر چی باشه شما نمیتونین خودتون از خواب بیدار شین.

112
00:10:19,744 --> 00:10:22,747
‫قسمت 4:
‫سرزمینی که ارواح در آن آرمیده‌‌اند

113
00:10:24,415 --> 00:10:26,250
‫خانواده‌ت هستن؟

114
00:10:26,250 --> 00:10:28,336
‫ قضیه مال مدت‌ها پیشه.

115
00:10:28,336 --> 00:10:31,839
‫به روستام توسط شیاطین حمله شده بود.

116
00:10:34,925 --> 00:10:36,260
‫داری چیکار میکنی؟

117
00:10:37,219 --> 00:10:38,804
‫دعا میکنم.

118
00:10:38,804 --> 00:10:41,766
‫مردم وقتی میمیرن به نیستی میرن.

119
00:10:41,766 --> 00:10:43,768
‫به بهشت میرن.

120
00:10:44,268 --> 00:10:45,770
‫تا چندین هزارسال پیش،

121
00:10:45,770 --> 00:10:48,773
‫باور عمومی مردم این بود که بعد از مرگ چیزی وجود نداره.

122
00:10:49,190 --> 00:10:51,609
‫دورف‌ها برای سنت‌ها ارزش قائل اند.

123
00:10:52,026 --> 00:10:55,404
‫خب البته، منم به ایده‌ی وجود بهشت شک دارم، ولی...

124
00:10:55,404 --> 00:11:00,660
‫از اون‌جایی که جادوهای الان نمیتونن روح مرده‌ها رو مشاهده کنن،

125
00:11:00,660 --> 00:11:03,204
‫وجودش قابل اثبات یا رد کردن نیست.

126
00:11:03,204 --> 00:11:05,748
‫فکر میکنم در هر صورت مهم نباشه.

127
00:11:06,123 --> 00:11:10,753
‫درست میگی.
‫برای منم مهم نیست که وجود داشته باشه یا نه.

128
00:11:11,003 --> 00:11:14,256
‫تو دیگه نباید اینو بگی، کشیش فاسد.

129
00:11:14,674 --> 00:11:20,096
‫اما حتی اگه وجود نداشته باشه،
‫باور دارم که باید چنین چیزی باشه.

130
00:11:20,096 --> 00:11:21,055
‫چرا؟

131
00:11:21,681 --> 00:11:24,684
‫چون اینطوری بهتره.

132
00:11:25,226 --> 00:11:28,354
‫تمام این مردم که تمام تلاششون رو
‫برای زندگی میکنن، چیزی بهتر از...

133
00:11:28,354 --> 00:11:30,606
‫نیستی باید انتظارشون رو بکشه.

134
00:11:31,565 --> 00:11:37,530
‫اگه فکر کنیم که اونا توی بهشت زندگی خوبی دارن، بهتر نیست؟

135
00:11:42,576 --> 00:11:44,286
‫واقعاً هم اینطوری بهتره.

136
00:11:44,829 --> 00:11:45,913
‫ما هم دعا کنیم؟

137
00:11:46,747 --> 00:11:47,498
‫آره.

138
00:11:54,213 --> 00:12:00,386
‫28 سال بعد از مرگ قهرمان هیمل،
‫منطقه‌ی بِرِت
‫واقع درسرزمین های مرکزی

139
00:12:03,305 --> 00:12:05,683
‫آیزن، اومدم باهات وقت بگذرونم.

140
00:12:06,434 --> 00:12:09,895
‫یه‌جوری رفتار میکنی که انگار نه انگار 30 سال گذشته.

141
00:12:10,479 --> 00:12:12,523
‫فقط 30 ساله دیگه، نه؟

142
00:12:14,900 --> 00:12:16,360
‫راست میگی.

143
00:12:17,778 --> 00:12:21,240
‫هیچ‌وقت فکر نمیکردم شاگردی بگیری.

144
00:12:22,658 --> 00:12:26,370
‫آیزن، چیزی هست که نیاز به کمک داشته باشی؟

145
00:12:26,871 --> 00:12:32,376
‫فریرن، شنیدم که از هایتر هم چنین سؤالی پرسیده بودی.

146
00:12:32,835 --> 00:12:35,045
‫هنوز برای مُردنم زوده.

147
00:12:35,546 --> 00:12:37,256
‫از کجا میدونستیش؟

148
00:12:37,798 --> 00:12:40,009
‫چون که برای هم نامه مینوشتیم.

149
00:12:40,009 --> 00:12:42,428
‫برخلاف قیافه‌ت آدم وظیفه‌شناسی هستی.

150
00:12:42,803 --> 00:12:45,806
‫تویی که خیلی بی‌تفاوتی.

151
00:12:45,806 --> 00:12:49,560
‫خب، چیزی هست که کمک بخوای؟

152
00:12:53,147 --> 00:12:54,690
‫وول باسین...

153
00:12:55,024 --> 00:12:56,358
‫یادش به‌خیر.

154
00:12:57,026 --> 00:12:58,819
‫قبلاً اینجا اومدی؟

155
00:12:58,819 --> 00:12:59,820
‫خیلی وقت پیش.

156
00:13:00,529 --> 00:13:04,283
‫وقتی میگه: «خیلی وقت پیش»
‫دقیقاً منظورش کِی هست؟

157
00:13:05,659 --> 00:13:07,578
‫شاید توی زمان ماقبل تاریخ اینجا اومده.

158
00:13:07,578 --> 00:13:10,289
.دیگه اونقدراهم پیر نیستم

159
00:13:12,625 --> 00:13:15,085
خب، حالا داری دنبال چی میگردی؟

160
00:13:15,669 --> 00:13:18,798
.دنبال دست‌نوشته‌ی فلامه، جادوگر افسانه‌ای

161
00:13:20,758 --> 00:13:25,346
باشه، ولی میدونی که اکثر کتابایی که
به اسم فلامه وجود دارن، جعلی‌ان؟

162
00:13:25,679 --> 00:13:27,223
.تقریبا میدونم کجاست

163
00:13:27,723 --> 00:13:34,313
هایتر جای این دست‌نوشته رو با توجه به
.سوابق باقی‌مونده از فلامه تو شهر مقدس پیدا کرد

164
00:13:35,314 --> 00:13:39,068
.دست‌نوشته‌های اصلیش یه جایی تو وول‌بِیسین قرار داره

165
00:13:39,985 --> 00:13:43,447
.فریرن، مطمئنم خودت درموردش میدونی

166
00:13:44,323 --> 00:13:48,369
ای کشیش فاسد. یعنی تا این حد ته توش رو در آورده؟

167
00:13:49,328 --> 00:13:53,040
.خیلی‌خب. بیاید دنبال یه درخت بزرگ بگردیم

168
00:13:53,499 --> 00:13:55,209
یه درخت بزرگ؟

169
00:13:55,626 --> 00:13:58,879
.مسخره نکن. یه عالمه درخت اینجاست

170
00:13:59,588 --> 00:14:03,175
.هرچند، وقت زیاده، عجله‌ای نداریم

171
00:14:03,175 --> 00:14:04,260
.همین

172
00:14:04,760 --> 00:14:08,264
.ولی فکر نکنم فرن خوشش بیاد، سعی میکنم سریع تمومش کنم

173
00:14:11,767 --> 00:14:14,270
.بیاید تا میتونیم با کارایی بیشتر دنبالش بگردیم

174
00:14:16,897 --> 00:14:18,357
.تغییر کردی

175
00:14:19,358 --> 00:14:23,320
.قبلا وقتِ آدمای دیگه برات پشیزی ارزش نداشت

176
00:14:23,904 --> 00:14:26,699
.ولی فرن وقتی عصبانی میشه خیلی ترسناک میشه

177
00:14:27,950 --> 00:14:30,619
.که اینطور. پس منم باید مراقب باشم

178
00:15:04,320 --> 00:15:05,654
...بانو فریرن

179
00:15:06,280 --> 00:15:09,950
.سمت غرب، یه درخت بزرگ هست که رو خرابه‌ها رشد کرده

180
00:15:10,826 --> 00:15:11,869
.از این طرف

181
00:15:12,494 --> 00:15:13,704
.فهمیدم

182
00:15:16,749 --> 00:15:21,337
هی، چرا دنبال دست‌نوشته‌های فلامه میگردی؟

183
00:15:22,379 --> 00:15:24,673
.چون دلم به حالت میسوزه

184
00:15:25,049 --> 00:15:26,008
هان؟

185
00:15:26,425 --> 00:15:30,638
.دلم به حال تو و هیمل میسوزه

186
00:15:31,430 --> 00:15:33,641
...سی سال پیش، تو اون روز

187
00:15:33,641 --> 00:15:37,645
.گفتی کاش هیمل رو بیشتر شناخته بودی

188
00:15:38,187 --> 00:15:42,900
.بهتره اینو با زبون خودت به هیمل بگی

189
00:15:44,276 --> 00:15:51,784
‫میگن تو دست‌نوشته‌های فلامه، جادوگر افسانه‌ای،
‫یه چیزایی درمورد حرف زدن با ارواح نوشته.

190
00:15:52,117 --> 00:15:57,039
.اینا که همه‌ش قصه‌ست. تازه من که نمیخوام هیمل رو ببینم

191
00:15:57,289 --> 00:16:00,876
.جادوهاهم اولش همه قصه بودن

192
00:16:01,335 --> 00:16:04,463
تازه مگه نمیخوای بیشتر درمورد هیمل بدونی؟

193
00:16:05,547 --> 00:16:08,425
.برای همینم درموردش با هایتر حرف زدم

194
00:16:08,717 --> 00:16:14,640
‫میدونستیم همش افسوس‌شو میخوری،
‫برای همین تصمیم گرفتیم کمکت کنیم.

195
00:16:23,649 --> 00:16:29,196
بانو فریرن، هم درخت و هم خرابه‌ها
.توسط یه حصار قدرتمند محافظت میشن

196
00:16:31,991 --> 00:16:38,163
‫حتی بعد از گذشت هزارسال هم،
‫انگار استادم هنوز داره منو مثل عروسک به بازی میگیره.

197
00:16:40,457 --> 00:16:43,085
این درخت کوچولو چطوری میخواد از اون محافظت کنه؟

198
00:16:43,085 --> 00:16:44,670
.بهش نگو کوچولو

199
00:16:46,463 --> 00:16:51,468
.وقتی بزرگ بشه، هزاران سال از اینجا محافظت میکنه

200
00:16:51,927 --> 00:16:54,430
.تا اون موقع تو هفت‌تا کفن پوسوندی

201
00:16:56,015 --> 00:16:57,766
.ولی تو نه

202
00:16:58,100 --> 00:17:04,106
.یه روز یه اشتباه بزرگ میکنی و با خودت میگی کاش آدمارو بیشتر میشناختم

203
00:17:04,440 --> 00:17:07,985
میخوای بیشتر بشناسمت؟ نکنه عقده‌ی توجه داری؟

204
00:17:07,985 --> 00:17:09,403
.نه بابا

205
00:17:09,737 --> 00:17:12,740
.وقتی این اتفاق افتاد، به اینجا برگرد

206
00:17:13,490 --> 00:17:18,829
.اون وقت من فلامه، جادوگر افسانه‌ای، بهت کمک میکنم

207
00:17:33,719 --> 00:17:36,138
اونا دست‌نوشته‌های فلامه هستن؟

208
00:17:37,514 --> 00:17:39,224
واقعی‌ان؟

209
00:17:39,600 --> 00:17:41,060
.واقعی‌ان

210
00:17:41,518 --> 00:17:43,103
شما از کجا میدونید؟

211
00:17:43,604 --> 00:17:46,648
.فریرن بهترین شاگرد فلامه بوده

212
00:17:47,274 --> 00:17:52,738
فلامه یه جادوگر افسانه‌ای و باستانیه که
.درمورد تاریخچه‌ی جادو کتاب نوشته

213
00:17:53,739 --> 00:17:56,617
مطمئنید از ما قبل تاریخ وجود نداشتید؟

214
00:17:57,034 --> 00:18:00,120
هیچی درمورد حرف زدن با مرده‌ها توش ننوشته؟

215
00:18:00,579 --> 00:18:03,624
.دقیقا همون صفحه بازه

216
00:18:04,458 --> 00:18:08,837
از هزاران سال قبل میدونست که من یه روزی میام سراغش؟

217
00:18:09,379 --> 00:18:11,965
.عجب زن رو اعصابی

218
00:18:13,008 --> 00:18:15,677
«...در شمالی ترین انتهای قاره»

219
00:18:16,345 --> 00:18:19,890
‫«به جایی رسیدم که مردم این دنیا آن را بهشت می نامند:»

220
00:18:20,390 --> 00:18:24,269
‫«اوریِل، ‫سرزمینی که ارواح در می‌آرمند.»

221
00:18:24,978 --> 00:18:27,940
«...ارواح زیادی در آنجا گردهم می‌آیند»

222
00:18:28,398 --> 00:18:31,485
‫«و من با دوستانی که زمانی در کنارشان
‫میجنگیدم، صحبت کردم.»

223
00:18:33,529 --> 00:18:35,948
...کشف این جادو در این قرن

224
00:18:35,948 --> 00:18:39,618
«.تحقیقات درمورد ارواح را به سوی پیشرفت سوق خواهد داد»

225
00:18:41,578 --> 00:18:43,705
یعنی واقعیه؟

226
00:18:43,705 --> 00:18:46,875
.چمیدونم. اون زن خیلی لاابالی و سهل انگار بود

227
00:18:47,417 --> 00:18:49,044
.بهشت وجود داره

228
00:18:49,586 --> 00:18:52,548
.چون اگه باشه بهتره

229
00:18:53,841 --> 00:18:57,928
.حق با توئه. به گمونم منم باید برای یبارم که شده باورش کنم

230
00:18:59,096 --> 00:19:02,057
حالا اینجایی که نوشته کجا هست؟

231
00:19:02,474 --> 00:19:03,934
.یه لحظه بذار ببینم

232
00:19:04,768 --> 00:19:07,938
ناحیه‌ی شمالی ‫قاره‌... «اِنده».

233
00:19:08,605 --> 00:19:09,940
اِنده؟

234
00:19:09,940 --> 00:19:10,899
.درسته

235
00:19:12,568 --> 00:19:15,070
.همونجایی که قلعه‌ی پادشاه شیاطین قرار داره

236
00:19:17,364 --> 00:19:19,199
ولی چرا اونجاست؟

237
00:19:19,950 --> 00:19:21,160
.فریرن

238
00:19:21,827 --> 00:19:25,956
.باید «اوریل» رو پیدا کنی و با هیمل صحبت کنی

239
00:19:28,417 --> 00:19:30,836
گفتی کمکم میکنی، مگه نه؟

240
00:19:33,088 --> 00:19:35,799
.قلقم خوب دستت اومده‌ها، آیزن

241
00:19:36,508 --> 00:19:38,510
.به لطف هایتره

242
00:19:39,344 --> 00:19:42,764
.باشه. به هرحال که مکان خاصی برای رفتن ندارم

243
00:19:44,057 --> 00:19:48,187
.ولی اطراف قلعه‌ی پادشاه شیاطین خیلی سرده

244
00:19:49,146 --> 00:19:51,190
.دلم نمیخواد بــــرم

245
00:19:51,773 --> 00:19:54,484
...از الان داره جا میزنه

246
00:19:59,573 --> 00:20:01,450
.خوابشون برد

247
00:20:01,450 --> 00:20:03,285
.چه دختر بی‌خیالی

248
00:20:04,536 --> 00:20:07,789
.سرده. نمیخوام برم

249
00:20:07,789 --> 00:20:08,999
.دارن تو خواب حرف میزنن

250
00:20:09,708 --> 00:20:12,920
واقعا نزدیکای قلعه‌ی پادشاه شیاطین سرده؟

251
00:20:16,506 --> 00:20:22,054
‫اِنده، جایی که قلعه‌ی پادشاه شیاطین وجود داره،
‫تو شمالی‌ترین قسمت قاره‌ست.

252
00:20:22,512 --> 00:20:26,016
.اونجا خیلی چیزارو از سر گذروندیم

253
00:20:26,975 --> 00:20:28,185
خیلی چیزا؟

254
00:20:35,317 --> 00:20:37,361
.جو یکم سنگینه

255
00:20:38,487 --> 00:20:40,989
.بهتره بانو فریرن رو بیدار کنم

256
00:20:42,407 --> 00:20:45,244
.بانو فریرن. بانو فریرن

257
00:20:48,163 --> 00:20:50,040
.بیدار نمیشن

258
00:20:50,499 --> 00:20:55,379
بگو ببینم فرن، اون استاد خوبیه؟

259
00:20:56,338 --> 00:20:57,714
.سوال خوبی بود

260
00:20:58,173 --> 00:20:59,883
.خودمم نمیدونم

261
00:21:00,509 --> 00:21:05,806
تنها کاری که ایشون میکنن، اینه که منو از اینور به اونور بکشن
 .تا واسه خودشون طلسم جمع کنن

262
00:21:07,057 --> 00:21:12,854
ولی به نظر میاد ایشون خیلی به اینکه جناب هیمل
 .و بقیه‌ی شمارو بشناسن علاقه دارن

263
00:21:14,064 --> 00:21:18,360
.فکر نمیکنم من چندان براشون جالب باشم

264
00:21:19,319 --> 00:21:22,114
...بانو فریرن فقط بخاطر اینکه به جناب هایتر قول دادن

265
00:21:22,906 --> 00:21:25,701
.منو به شاگردی گرفتن

266
00:21:27,619 --> 00:21:28,620
.که اینطور

267
00:21:29,705 --> 00:21:32,958
.ولی ایشون شخص عجیبی هستن

268
00:21:33,458 --> 00:21:38,755
.از وقتی سفرمون رو شروع کردیم، ایشون برای تولدم بهم کادو میدن

269
00:21:39,464 --> 00:21:41,758
...معمولا به نظر میاد به من علاقه‌ای ندارن

270
00:21:43,343 --> 00:21:47,514
.دلم میخواد بدونم تو سرشون چی میگذره. آخه خیلی عجیبن

271
00:21:53,020 --> 00:21:56,440
فریرن، نمیخوای تو پایتخت سلطنتی بمونی؟

272
00:21:57,149 --> 00:21:58,900
.میخوام به سفرم ادامه بدم

273
00:21:58,900 --> 00:22:00,360
تنها؟

274
00:22:00,360 --> 00:22:01,945
.تنهایی بهتره

275
00:22:02,696 --> 00:22:05,115
نمیخوای کسی رو به شاگردی بگیری؟

276
00:22:05,115 --> 00:22:08,035
.تو سفر، هم‌صحبت داشتن خیلی بهتره

277
00:22:08,410 --> 00:22:10,704
.وقت تلف کردنه

278
00:22:10,704 --> 00:22:13,540
.حتی اگه بهشون آموزش بدم هم، زود میمیرن

279
00:22:16,168 --> 00:22:20,380
.فریرن، روابط بین آدمارو که اینطوری توصیف نمیکنن

280
00:22:20,797 --> 00:22:22,758
.چرا دقیقا همینطورن

281
00:22:22,758 --> 00:22:27,888
‫ماجراجویی های من با شماها، حتی یک صدم زندگیم هم نمی‌شه.

282
00:22:28,638 --> 00:22:30,390
.تو که باید اینو بدونی، آیزن

283
00:22:30,390 --> 00:22:31,975
...من

284
00:22:34,061 --> 00:22:37,189
.خب خب، دیگه حرفای دل‌گیر کافیه

285
00:22:37,189 --> 00:22:40,859
.امروز روز جشنه. بیاید بنوشیم

286
00:22:40,859 --> 00:22:43,904
همش دنبال یه فرصتی برای نوشیدنی، نه؟

287
00:22:43,904 --> 00:22:45,447
.دستمو خوندی

288
00:22:45,447 --> 00:22:48,033
.تو که همیشه داری نوشیدنی میخوری

289
00:22:48,033 --> 00:22:49,659
.ای کشیش فاسد

290
00:22:54,498 --> 00:22:55,290
...فرن

291
00:22:56,166 --> 00:22:58,835
.اون استاد خوبیه

292
00:23:01,380 --> 00:23:02,756
.حق با شماست

293
00:23:07,260 --> 00:23:09,638
آیزن، واقعا نمیخوای بیای؟

294
00:23:10,097 --> 00:23:11,098
.آره

295
00:23:11,390 --> 00:23:15,811
.قبلا هم گفتم، فقط میام تو دست و پات

296
00:23:17,020 --> 00:23:18,105
.که اینطور

297
00:23:18,480 --> 00:23:22,275
یادته که چطوری باید بری به اِنده؟

298
00:23:22,275 --> 00:23:24,986
...هوم، اول باید از منطقه‌ی «ویله» گذر کنم

299
00:23:24,986 --> 00:23:29,116
...و بعد از «درّه‌ی ریگل» و اراضی شمالی بگذرم

300
00:23:31,410 --> 00:23:32,744
.می‌بخشید که مزاحم شما شدم

301
00:23:33,120 --> 00:23:35,080
.قراره سفر طولانی‌ای باشه

302
00:23:35,747 --> 00:23:38,583
.برای ما که ده سالی طول کشید

303
00:23:40,669 --> 00:23:41,920
.که اینطور

304
00:23:41,920 --> 00:23:46,716
.پس قراره از همون راهی بریم که گروه جناب هیمل ازش گذشتن

305
00:24:13,243 --> 00:24:14,453
.حق با توئه

306
00:24:15,245 --> 00:24:17,539
.فقط یه ماجراجویی 10 ساله‌ی ساده‌ست
