﻿1
00:00:00,959 --> 00:00:02,585
.فریرن

2
00:00:02,585 --> 00:00:06,673
.باید «اوریل» رو پیدا کنی و با هیمل صحبت کنی

3
00:00:08,383 --> 00:00:11,219
«...در شمالی ترین انتهای قاره»

4
00:00:11,886 --> 00:00:15,849
‫«به جایی رسیدم که مردم این دنیا آن را بهشت می نامند:»

5
00:00:15,849 --> 00:00:19,769
‫«اوریِل، ‫سرزمینی که ارواح در می‌آرمند.»

6
00:00:20,437 --> 00:00:23,565
«...ارواح زیادی در آنجا گردهم می‌آیند»

7
00:00:23,982 --> 00:00:27,277
‫«و من با دوستانی که زمانی در کنارشان
‫میجنگیدم، صحبت کردم.»

8
00:00:30,655 --> 00:00:32,115
.می‌بخشید که مزاحم شما شدم

9
00:00:32,490 --> 00:00:34,451
.قراره سفر طولانی‌ای باشه

10
00:00:35,076 --> 00:00:37,912
.برای ما که ده سالی طول کشید

11
00:00:39,998 --> 00:00:41,291
.که اینطور

12
00:00:41,291 --> 00:00:46,046
.پس قراره از همون راهی بریم که گروه جناب هیمل ازش گذشتن

13
00:00:56,931 --> 00:00:58,099
.حق با توئه

14
00:00:58,892 --> 00:01:01,186
.فقط یه ماجراجویی 10 ساله‌ی ساده‌ست

15
00:01:03,438 --> 00:01:05,440
‫«یک‌صدم»، هان؟

16
00:01:07,233 --> 00:01:10,987
فریرن، نمیخوای تو پایتخت سلطنتی بمونی؟

17
00:01:11,321 --> 00:01:13,073
.میخوام به سفرم ادامه بدم

18
00:01:13,073 --> 00:01:14,491
تنها؟

19
00:01:14,491 --> 00:01:16,159
.تنهایی بهتره

20
00:01:16,868 --> 00:01:19,245
نمیخوای کسی رو به شاگردی بگیری؟

21
00:01:19,245 --> 00:01:22,207
.تو سفر، هم‌صحبت داشتن خیلی بهتره

22
00:01:22,582 --> 00:01:24,793
.وقت تلف کردنه

23
00:01:24,793 --> 00:01:27,712
.حتی اگه بهشون آموزش بدم هم، زود میمیرن

24
00:01:30,256 --> 00:01:34,636
.فریرن، روابط بین آدمارو که اینطوری توصیف نمیکنن

25
00:01:34,928 --> 00:01:36,888
.چرا دقیقا همینطورن

26
00:01:36,888 --> 00:01:41,976
‫ماجراجویی های من با شماها، حتی یک صدم زندگیم هم نمی‌شه.

27
00:01:43,186 --> 00:01:45,563
.یادمه قبلا همچین چیزی گفتم

28
00:01:47,023 --> 00:01:49,025
جالبه، نه؟

29
00:01:49,484 --> 00:01:50,693
چی جالبه؟

30
00:01:51,903 --> 00:01:55,949
.اینکه همون «یک‌صدم» هم تورو عوض کرده

31
00:02:08,044 --> 00:02:09,462
.خب دیگه، به امید دیدار

32
00:02:10,088 --> 00:02:12,048
.اوهوم، به امید دیدار

33
00:02:19,722 --> 00:02:22,600
نیمی از کل زندگیم شده‌ها، میدونستید؟

34
00:02:24,018 --> 00:02:26,563
.زمانی که با شما گذروندم رو میگم

35
00:02:28,815 --> 00:02:31,359
.قراره خیلی بیشتر از اینا بشه

36
00:02:53,298 --> 00:03:02,265
آن‌ســــــــــــــوی پــــــــــــــایـــــــــــان ســــــــــــــفر

37
00:04:05,995 --> 00:04:08,081
.به من گوش بده، فرن

38
00:04:08,498 --> 00:04:13,920
....از این به بعد، باید هرچی فریرن میگه گوش کنی و دختر خوبی باشی

39
00:04:14,671 --> 00:04:16,089
...وگرنه

40
00:04:16,839 --> 00:04:18,591
‫«وگرنه»؟

41
00:04:18,591 --> 00:04:21,344
.بعد از مرگم میفتم دنبالت

42
00:04:25,139 --> 00:04:30,436
جناب هایتر، پس یعنی اگه دختر بدی باشم،
بعد از مرگتون میاید به دیدنم؟

43
00:04:34,983 --> 00:04:39,779
خیلی زرنگ بار اومدیا، کی این چیزارو بهت یاد داده؟

44
00:04:40,989 --> 00:04:42,657
.حرفمو پس میگیرم

45
00:04:44,575 --> 00:04:50,873
.اگه دختر خوبی باشی، شاید یه روز بیام به دیدنت

46
00:04:55,920 --> 00:04:58,214
.تقریبا به روستا رسیدیم

47
00:05:00,466 --> 00:05:02,010
.که اینطور

48
00:05:02,969 --> 00:05:03,845
چیه؟

49
00:05:04,387 --> 00:05:06,180
.هیچی

50
00:05:10,310 --> 00:05:16,149
‫28 سال پس از مرگ هیمل قهرمان،
‫منطقه ویل،
‫واقع در سرزمین های مرکزی

51
00:05:25,074 --> 00:05:28,202
شماها میخواید از کوهستان رد بشید، نه؟

52
00:05:28,619 --> 00:05:30,621
.اگه من جای شما بودم اینکارو نمیکردم

53
00:05:30,621 --> 00:05:33,458
.چند نفر اونجا گم و گور شدن

54
00:05:34,042 --> 00:05:35,710
کار هیولاهاست؟

55
00:05:36,044 --> 00:05:39,047
.میگن ارواح اونارو گرفتن

56
00:05:39,047 --> 00:05:41,257
.بعضیا با چشم خودشون اونارو دیدن

57
00:05:41,257 --> 00:05:42,967
.احتمالا کار «نامیرا»ها باشه

58
00:05:42,967 --> 00:05:45,470
میدونید اون ارواح چه شکلی‌ان؟

59
00:05:45,470 --> 00:05:47,430
.نمیدونم والا

60
00:05:47,430 --> 00:05:50,308
ولی اگه کنجکاوید، چرا خودتون نمیرید ازشون بپرسید؟

61
00:06:01,110 --> 00:06:02,612
...خلاصه اینکه

62
00:06:03,321 --> 00:06:09,369
‫مردم ارواحِ خانواده، یا نزدیکانشون رو دیدن.
‫درست مثل زمانِ زنده بودنشون بودن.

63
00:06:10,286 --> 00:06:13,581
.بعضیا ادعا کردن که ارواح باهاشون صحبت کردن

64
00:06:14,707 --> 00:06:17,794
.این کار نامیراها نیست

65
00:06:17,794 --> 00:06:19,337
واقعا؟

66
00:06:22,048 --> 00:06:26,219
.نامیراها جسد‌هایی‌ان که با جادو کنترل میشن

67
00:06:26,219 --> 00:06:28,805
.مثل زامبی‌ها و اسکلت‌ها

68
00:06:30,348 --> 00:06:33,643
...ولی ظاهر این ارواح، دقیقا مثل دوران زنده بودنشون بوده

69
00:06:34,227 --> 00:06:36,229
.اگه جسد احیاشده بودن، اینطوری نبودن

70
00:06:37,438 --> 00:06:40,900
.این کار یه هیولای کاملا متفاوته

71
00:06:42,735 --> 00:06:45,196
.انگار شما یه چیزایی در این باره میدونید

72
00:06:46,197 --> 00:06:50,368
.این کار یه موجود خبیثه. باید سعی کنیم باهاش روبه‌رو نشیم

73
00:06:53,788 --> 00:06:55,665
.فردا صبح اول وقت راه میفتیم

74
00:06:56,457 --> 00:07:00,461
.بانو فریرن، روستایی‌ها به کمک نیاز دارن

75
00:07:01,087 --> 00:07:03,798
.شبیه هیمل و بقیه حرف میزنی

76
00:07:04,173 --> 00:07:07,552
.برخلاف شما، من دختر خوبی‌ام

77
00:07:07,969 --> 00:07:11,556
.خب اگه میخوای کمک کنی، مشکلی ندارم

78
00:07:12,348 --> 00:07:15,101
...به هرحال که قراره از کوهستان رد بشیم

79
00:07:30,241 --> 00:07:33,286
.اینجا همونجاییه که اخیرا روستایی ازش ناپدید میشن

80
00:07:34,620 --> 00:07:38,958
.حداقل چندتا سرنخ اینجا هست

81
00:07:39,750 --> 00:07:42,587
.نشونه‌هایی از استفاده شدن جادو در اینجا هست

82
00:07:43,129 --> 00:07:46,174
دقیقا. به نظرت چه مدل جادویی بوده؟

83
00:07:46,924 --> 00:07:48,551
.جادوی توهم

84
00:07:49,594 --> 00:07:53,181
...تو یه کتاب جادوشناسی خوندم که نوشته بود یه نوع هیولا هست

85
00:07:53,681 --> 00:07:56,476
.که برای فریب شکارش، از توهم استفاده میکنه

86
00:07:57,059 --> 00:07:58,478
.«آینزام»

87
00:07:59,812 --> 00:08:01,981
...حتی میون هم‌نوع‌های خودشم

88
00:08:01,981 --> 00:08:06,360
.اون یه هیولای حیله‌گر و حریصه که فقط از آدم‌ها تغذیه میکنه

89
00:08:07,320 --> 00:08:10,490
.به آدما روح مُرده‌ها رو نشون میده تا فریبشون بده

90
00:08:11,073 --> 00:08:13,451
واقعا همچین جادویی هم شدنیه؟

91
00:08:13,784 --> 00:08:17,705
.اون روح کسایی که برای آدما عزیزه رو تقلید میکنه

92
00:08:20,249 --> 00:08:25,505
.ولی توهم‌های آینزام روی جادوگرا تاثیر چندانی نداره

93
00:08:26,214 --> 00:08:31,344
‫توهم‌هاش به راحتی با مانای تراکم بالا،
‫مثل جادوی تهاجمی، از بین میرن.

94
00:08:32,053 --> 00:08:34,764
.پس فقط لازمه به اون ارواح ضربه بزنیم

95
00:08:37,099 --> 00:08:38,184
میتونی؟

96
00:08:39,477 --> 00:08:40,770
.بله میتونم

97
00:08:41,312 --> 00:08:43,689
.چون میدونم که همه‌شون دروغی‌ان

98
00:08:44,190 --> 00:08:47,985
.من قبلا روح استادم که التماس میکرد نکشمش رو نابود کردم

99
00:08:49,487 --> 00:08:52,990
...هرچند من به التماسای استادم عادت داشتم

100
00:08:52,990 --> 00:08:56,035
.برای همین چندان احساس گناه نکردم

101
00:08:56,702 --> 00:08:59,622
.هرچند قرار نیست خوشایند باشه

102
00:08:59,997 --> 00:09:03,501
منظورتون چیه که گفتید به شنیدن التماس‌هاش عادت داشتید؟

103
00:09:09,340 --> 00:09:11,342
.همه‌جا مه‌آلود شده

104
00:09:12,260 --> 00:09:13,511
.نزدیکیم

105
00:09:15,054 --> 00:09:17,807
.اگه روحی دیدی، حتی یه لحظه هم توی زدنش تردید نکن

106
00:09:22,853 --> 00:09:23,854
.فرن

107
00:09:29,318 --> 00:09:32,822
.اونها. یه روح اونجاست

108
00:09:34,657 --> 00:09:36,033
.آروم باش

109
00:09:37,410 --> 00:09:38,536
.میتونم بزنمش

110
00:09:40,538 --> 00:09:44,458
.چه جادوگر خوبی شدی

111
00:09:46,377 --> 00:09:52,300
.چون دختر خوبی بودی، گفتم بیام دیدنت

112
00:09:55,595 --> 00:09:56,637
...خاطراتم

113
00:09:56,637 --> 00:10:00,349
.اینکه خواستی جادوگر بشی، انتخاب خوبی بود

114
00:10:01,892 --> 00:10:02,852
.فرن

115
00:10:06,439 --> 00:10:07,815
فایده نداره، هان؟

116
00:10:15,656 --> 00:10:17,867
.پس این دفعه نوبت هیمله

117
00:10:18,451 --> 00:10:22,204
.فکر میکردم این دفعه هم استادم رو نشونم بدی

118
00:10:23,456 --> 00:10:26,834
این یعنی من عوض شدم؟

119
00:10:30,379 --> 00:10:33,382
.فریرن، بهم ضربه بزن

120
00:10:34,425 --> 00:10:37,887
.همینطوره. این دقیقا همون چیزیه که هیمل میگه

121
00:11:00,159 --> 00:11:02,745
.حالا دیگه راه کوهستانی امنه

122
00:11:03,788 --> 00:11:05,206
...بانو فریرن

123
00:11:05,956 --> 00:11:08,626
.اون روح جناب هایتر بود

124
00:11:09,168 --> 00:11:10,628
.یه روح دروغی

125
00:11:10,628 --> 00:11:11,796
.همینطوره

126
00:11:15,466 --> 00:11:17,843
.بیا بریم تا هایتر واقعی رو ببینیم

127
00:11:18,886 --> 00:11:22,056
.چون قراره به اوریل بریم

128
00:11:24,392 --> 00:11:25,851
.حق با شماست

129
00:11:30,022 --> 00:11:35,403
‫‫28 سال پس از مرگ هیمل قهرمان،
‫درّه‌ی ریگل،
‫واقع در سرزمین‌های مرکزی

130
00:11:36,362 --> 00:11:37,905
اون یه اژدهاست؟

131
00:11:39,490 --> 00:11:41,367
.تا حالا یه اژدها ندیده بودم

132
00:11:42,451 --> 00:11:43,786
‫به لونه‌ش نگاه کن.

133
00:11:45,287 --> 00:11:47,081
‫کتاب جادو رو میبینی؟

134
00:11:47,623 --> 00:11:50,251
‫همونیه که دنبالش میگشتم.

135
00:11:50,251 --> 00:11:52,378
‫مثل همیشه کتاب جادوها رو دوست دارین.

136
00:11:52,795 --> 00:11:54,839
‫اما اینجا دیگه چیکار میکنه؟

137
00:11:55,423 --> 00:11:59,635
‫اژدهایان از اجسامی که درشون مانا وجود داره
‫ برای ساختن لونه‌شون استفاده میکنن.

138
00:12:00,636 --> 00:12:02,012
‫اون یه اژدهای خورشیدیه.

139
00:12:02,722 --> 00:12:05,599
‫ماجراجویان زیادی رو خورده.

140
00:12:06,100 --> 00:12:09,103
‫در هر صورت باید از سر راه برش داریم.

141
00:12:10,438 --> 00:12:12,857
‫مواظب باش لونه‌ش رو نزنی.

142
00:12:12,857 --> 00:12:13,649
‫چشم.

143
00:12:26,954 --> 00:12:30,666
‫بانو فریرن، هیچ تأثیری نداشت.

144
00:12:30,666 --> 00:12:33,002
‫واقعاً اژدهایان خیلی پوست سختی دارن.

145
00:12:33,002 --> 00:12:35,045
‫کاریش نمیتونیم بکنیم. فرار کن.

146
00:12:53,856 --> 00:12:55,858
‫بالأخره گم‌مون کرد.

147
00:12:56,317 --> 00:12:58,360
‫خیلی سریع هم پرواز میکنه.

148
00:12:58,360 --> 00:13:00,613
‫شک دارم بتونیم توی نبرد هوایی هم شکستش بدیم.

149
00:13:00,613 --> 00:13:05,075
‫فـ... فکر کردم میمیریم.

150
00:13:05,075 --> 00:13:06,368
‫خب دیگه برگردیم.

151
00:13:06,786 --> 00:13:10,331
‫اگه همینطور ادامه بدیم، بالأخره میتونیم شکستش بدیم.

152
00:13:14,919 --> 00:13:16,045
‫... راست میگی.

153
00:13:16,629 --> 00:13:20,841
‫جادوگرها نباید با اژدها گرگم‌به‌هوا بازی کنن.

154
00:13:25,262 --> 00:13:27,681
‫گمونم باید همراه استخدام کنیم.

155
00:13:31,143 --> 00:13:32,436
‫یه جنگجو؟

156
00:13:32,436 --> 00:13:35,272
‫آره. دنبال همون میگردی، نه؟

157
00:13:35,606 --> 00:13:40,694
‫یه جنگجویی با اسم استارک در
‫دهکده‌ای نزدیک دره ریگل زندگی میکنه.

158
00:13:40,694 --> 00:13:44,323
‫سر راهتون به سرزمین‌های شمالی برش دارین.

159
00:13:44,323 --> 00:13:46,408
‫اون شاگردمه.

160
00:13:46,867 --> 00:13:50,037
‫هااا. جنگجوی خوبیه؟

161
00:14:01,674 --> 00:14:05,469
‫انقدر آرومه که اصلاً باور نمیکنی یه اژدها این نزدیکی‌ها هست.

162
00:14:05,469 --> 00:14:06,762
‫راست میگی.

163
00:14:08,806 --> 00:14:14,353
‫بانو فریرن، اون کتاب چه‌جور جادویی رو داره؟

164
00:14:14,937 --> 00:14:17,106
‫طلسمی که میتونی توی جیب ها رو هم ببینی.

165
00:14:20,192 --> 00:14:24,488
‫بانو فریرن، واقعاً طلسم‌های عجیب‌و‌غریبی رو جمع میکنین.

166
00:14:24,488 --> 00:14:26,115
‫سرگرمی‌مه دیگه.

167
00:14:26,907 --> 00:14:29,159
‫اما بدردبخور هم هست.

168
00:14:29,577 --> 00:14:37,042
‫بسته به اینکه چه چیزهایی لباس محسوب بشه،
‫میتونه سلاح‌های زیرش هم نشون بده-
‫مسافران، میتونم لحظه‌ای وقتتون رو بگیرم؟

169
00:14:38,043 --> 00:14:40,963
‫جناب استارک مایلن شما رو ملاقات کنن.

170
00:14:41,672 --> 00:14:43,883
‫ما رو از پیداکردنش نجات داد، نه؟

171
00:14:47,970 --> 00:14:54,143
‫سه سال پیش اژدها به روستا حمله کرد.

172
00:15:01,317 --> 00:15:05,738
‫اونجا بود که جناب استارک پیداش شد.

173
00:15:06,030 --> 00:15:10,034
‫او در مقابل اژدها ایستاد و یک قدم هم به عقب برنداشت.

174
00:15:10,034 --> 00:15:14,872
‫بعد از اینکه برای مدتی طولانی به هم زل‌زدن، اژدها رفت.

175
00:15:14,872 --> 00:15:19,168
‫از اون موقع، برای اینکه اینجا موند،

176
00:15:19,168 --> 00:15:24,548
‫اژدها حمله نکرد و ما در صلح‌و‌آرامش زندگی کردیم.

177
00:15:25,966 --> 00:15:30,930
‫پس شاید بتونیم به کمک جناب استارک اژدها رو شکست بدیم.

178
00:15:31,430 --> 00:15:32,806
‫منم امیدوارم.

179
00:15:35,100 --> 00:15:38,646
‫فکر میکنی منم بتونم مثل تو جنگجوی قوی‌ای بشم؟

180
00:15:38,646 --> 00:15:39,813
‫البته که میتونی.

181
00:15:40,230 --> 00:15:43,025
‫اما جنگجو‌بودن اونقدرها هم عالی نیست.

182
00:15:45,361 --> 00:15:47,446
‫مادربزرگ!

183
00:15:55,204 --> 00:15:57,915
‫پس اونایی که سربه‌سر اژدها گذاشتن شماهایین.

184
00:15:58,582 --> 00:16:02,419
‫زیاد تحریکش نکنین.
‫روستا رو در خطر قرار میدین.

185
00:16:03,462 --> 00:16:07,132
‫اژدهایان از چیزی که فکر کنین خیلی وحشتناک‌ترن.

186
00:16:09,051 --> 00:16:12,513
‫این زخم روی پیشمونیم نتیجه‌ی نبرد با یک اژهای سایه‌ست-

187
00:16:12,513 --> 00:16:14,640
‫زخم زیاد جدی‌ای هم نیست.

188
00:16:16,725 --> 00:16:19,353
‫استادم شما رو فرستاده؟

189
00:16:19,353 --> 00:16:20,437
‫شما کی هستین؟

190
00:16:21,313 --> 00:16:23,440
‫فریرن جادوگر.

191
00:16:26,193 --> 00:16:28,529
‫مادربزرگ میشه یکم تنهامون بذارین؟

192
00:16:29,905 --> 00:16:33,158
‫نگران نباشین.
‫ از آشناهای استادم هستن.

193
00:16:38,914 --> 00:16:41,542
‫استادم باید خیلی عصبانی باشه.

194
00:16:42,167 --> 00:16:44,336
‫بدون گفتن چیزی همینطور رفتم.

195
00:16:44,962 --> 00:16:48,590
‫استارک، چرا اژدها رو شکست ندادی؟

196
00:16:48,590 --> 00:16:51,135
‫تو دلیلی برای موندن توی این دهکده نداری.

197
00:16:51,719 --> 00:16:54,638
‫چرا اول شما بهم نمیگین که چی میخواین؟

198
00:16:55,139 --> 00:16:58,308
‫اگه اینجا اومدین تا منو پیش استادم برگردونین، فراموشش کنین.

199
00:16:59,393 --> 00:17:02,980
‫میخوایم که به‌عنوان یک جنگجو به ما بپیوندی،

200
00:17:02,980 --> 00:17:06,692
‫و البته اولش ممنون میشیم که کمکمون کنی
‫ اژدهای خورشیدی رو شکست بدیم.

201
00:17:07,151 --> 00:17:10,029
‫اون کتاب جادویی که در لونه‌شه رو میخوام.

202
00:17:10,029 --> 00:17:10,863
‫چرا؟

203
00:17:11,321 --> 00:17:14,366
‫فقط سرگرمی‌مه. دلیل خاصی نداره.

204
00:17:14,742 --> 00:17:17,119
‫داریم در مورد اژدهای خورشیدی حرف میزنیم ها.

205
00:17:17,119 --> 00:17:19,621
‫چیزی نیست که بدون داشتن دلیل خاصی بخواین باهاش بجنگین.

206
00:17:28,088 --> 00:17:29,506
‫عالیه!

207
00:17:30,924 --> 00:17:32,384
‫راست میگی.

208
00:17:32,760 --> 00:17:36,430
‫یه زمانی یه احمقی بود که برای طلسم‌هایی
‫که جمع کردم، ازم تعریف میکرد.

209
00:17:37,139 --> 00:17:39,016
‫همین دلیل برات کافیه؟

210
00:17:40,059 --> 00:17:42,686
‫ازت تعریف میکرد، ها؟

211
00:17:45,355 --> 00:17:46,648
‫مسخره‌س.

212
00:17:46,648 --> 00:17:47,649
‫همینطوره ، نه؟

213
00:17:48,609 --> 00:17:51,028
‫بدم نمیاد عضو گروهتون بشم.

214
00:17:51,862 --> 00:17:54,323
‫استادم گفته منو با خودتون ببرین، نه؟

215
00:17:54,865 --> 00:17:58,744
‫اما حتماً باید اولش اژدهای خورشیدی رو نابود کنم.

216
00:17:59,620 --> 00:18:01,872
‫راستش رو بخواین، تنهایی شکست دادنش کار سختیه.

217
00:18:03,082 --> 00:18:06,376
‫فریرن، تو میتونی شکستش بدی، نه؟

218
00:18:06,794 --> 00:18:10,422
‫اگه بتونی 30 ثانیه معطلش کنی، قطعاً میتونم.

219
00:18:11,006 --> 00:18:15,177
‫که اینطور. 30 ثانیه، ها؟

220
00:18:17,012 --> 00:18:19,723
‫واقعاً باید چنین کاری کنم؟

221
00:18:19,723 --> 00:18:22,142
‫این یارو واقعاً داره این سؤال رو میکنه؟

222
00:18:22,601 --> 00:18:24,728
‫همونطور که فکرش رو میکردم.

223
00:18:25,354 --> 00:18:28,649
‫استارک، چه‌قدر در مبارزه با هیولاها تجربه داری؟

224
00:18:28,941 --> 00:18:30,400
‫صفر!

225
00:18:30,400 --> 00:18:33,195
‫نجاتم بده، فریرن!

226
00:18:33,529 --> 00:18:36,406
‫سعی کردم با اژدها بجنگم.

227
00:18:36,698 --> 00:18:40,452
‫اما انقدر ترسیده بودم که نتونستم یه‌ذره تکون بخورم!

228
00:18:40,744 --> 00:18:45,207
‫جوری خونه‌ها رو ریز‌ریز کرد که انگار سبزیجات ان!

229
00:18:45,207 --> 00:18:48,460
‫یه انسان هیچ شانسی در مقابلش نداشت.

230
00:18:49,670 --> 00:18:52,673
‫فکر کردم از سر دل‌رحمی از جونم گذشته و بعدش...

231
00:18:55,342 --> 00:18:59,847
‫نمیدونم چرا اژدها دیگه به روستا
‫حمله نکرد و مثل یه قهرمان باهام رفتار کردن.

232
00:18:59,847 --> 00:19:03,058
‫روستایی‌ها هم چه آدم‌های خوبی ‌ان!

233
00:19:03,058 --> 00:19:05,394
‫هنوز جوونی. حسابی بخور گوشت بشه به جونت.

234
00:19:05,394 --> 00:19:08,480
‫استارک، حرکت کشنده‌ی جدیدت رو بهم نشون بده!

235
00:19:08,730 --> 00:19:12,568
‫حتی اگه میخواستم هم نمیتونستم برم.

236
00:19:12,568 --> 00:19:17,197
‫بانو فریرن، این یارو کلاً تباهه.
‫بریم یکی دیگه رو پیدا کنیم.

237
00:19:17,197 --> 00:19:19,908
‫منو رها نکنین!

238
00:19:19,908 --> 00:19:24,705
‫نه، اون میتونه  با اژدها بجنگه.
‫میدونم که میتونه.

239
00:19:24,705 --> 00:19:27,916
‫به یه چیزی بیشتر از تشویق نیاز داره...

240
00:19:48,854 --> 00:19:52,191
‫استارک، تا فردا صبح وقت داری.

241
00:19:53,025 --> 00:19:54,651
‫خوب فکرهاتو بکن.

242
00:19:54,985 --> 00:19:58,155
‫باید بدونی که اینجوری نمیتونی ادامه بدی.

243
00:20:12,336 --> 00:20:14,880
‫جناب استارک رو دیدی، نه؟

244
00:20:15,214 --> 00:20:17,216
‫مرد خیلی خوبیه، نه؟

245
00:20:17,216 --> 00:20:21,887
‫هر بار که میبینم با لذت غذای ما رو میخوره، خیلی خوشحال میشم.

246
00:20:22,721 --> 00:20:24,973
‫مردم واقعاً جناب استارک رو دوست دارن.

247
00:20:25,599 --> 00:20:28,977
‫خب، به‌نظر فرد خیلی مهربونی میاد.

248
00:20:29,686 --> 00:20:30,854
‫مهربون؟

249
00:20:31,730 --> 00:20:34,316
‫به‌نظر من که فقط ترسو میاد.

250
00:20:34,900 --> 00:20:37,527
‫اون بخش ترسو بودن رو رد نمیکنم.

251
00:20:37,527 --> 00:20:40,906
‫اما در اولین نبردت در مقابل هیولاها...

252
00:20:42,699 --> 00:20:44,534
‫باشه، گرفتم. فراموشش کن.

253
00:20:47,829 --> 00:20:52,542
‫ای خدا، وقتی کوچک بودی خیلی آروم و ناز بودی.

254
00:20:53,752 --> 00:20:57,965
‫راستی، چرا اژدها دیگه به روستا حمله نمیکنه؟

255
00:20:57,965 --> 00:21:02,511
‫کی میدونه؟ شاید از روی دل‌رحمی، یا شایدم...

256
00:21:05,222 --> 00:21:06,765
‫اون صدا دیگه چی بود؟

257
00:21:07,224 --> 00:21:08,767
‫استارکه، احتمالاً.

258
00:21:10,352 --> 00:21:12,271
‫اگه کنجکاوی، چرا نمیری ببینی چیکار میکنه؟

259
00:21:12,729 --> 00:21:14,398
‫من که میرم بخوابم.

260
00:21:31,665 --> 00:21:34,543
‫هااا. جنگجوی خوبیه؟

261
00:21:37,212 --> 00:21:45,470
‫اون تنها کسیه وقتی هیولاها به شهرش حمله کردن فرار کرد. یه ترسو.

262
00:21:47,222 --> 00:21:48,849
‫شبیه منه.

263
00:21:51,143 --> 00:21:54,938
‫پس هر چی بلد بودم بهش یاد دادم.

264
00:21:55,772 --> 00:21:59,943
‫حالا کسیه که میتونه برای دیگران بجنگه.

265
00:22:00,694 --> 00:22:03,822
‫که اینطور. پس جنگجوی خوبیه.

266
00:22:24,843 --> 00:22:28,138
‫پس این شکاف نتیجه‌ی تمرین‌هات بوده.
