﻿1
00:00:06,464 --> 00:00:09,759
‫پس این شکاف نتیجه‌ی تمرین‌هاتون بوده.

2
00:00:33,241 --> 00:00:42,208
آن‌ســــــــــــــوی پــــــــــــــایـــــــــــان ســــــــــــــفر

3
00:01:42,936 --> 00:01:45,980
‫‫قسـمت ششم : قهرمان روستا

4
00:01:53,780 --> 00:01:56,366
نمیخوای با اژدها بجنگی، نه؟

5
00:01:57,033 --> 00:01:59,536
پس چرا تمرینت رو ادامه میدی؟

6
00:02:00,995 --> 00:02:03,123
‫وقتی اینجا رسیدم،

7
00:02:03,123 --> 00:02:07,502
‫همه‌ی مردم این روستا از ترس اژدها
‫خیلی نگران و بدون امید به‌نظر میرسیدن.

8
00:02:08,419 --> 00:02:13,133
‫حالا همون مردم رو میبینی که با خوشحالی میخندن.

9
00:02:13,800 --> 00:02:17,220
‫ اونا میگن که چون من این دوروبرها ام روستا در امانه،

10
00:02:18,138 --> 00:02:20,265
‫با اینکه من هیچ‌کاری نکردم.

11
00:02:21,224 --> 00:02:25,603
‫اژدها هم فقط برای این به این روستا
‫حمله نکرده که حس‌و‌حالش رو نداشته.

12
00:02:31,192 --> 00:02:35,780
‫حتی اگه اژدها به روستا حمله کنه، باهاش میجنگین، نه؟

13
00:02:36,114 --> 00:02:37,740
‫نمیخوام بمیرم.

14
00:02:38,116 --> 00:02:43,663
‫اما برای مردم این روستا، من قهرمانشون هستم.

15
00:02:44,706 --> 00:02:47,083
‫من، استارک، قهرمان این روستام.

16
00:02:47,750 --> 00:02:49,836
‫باید ازش محافظت کنم.

17
00:02:52,213 --> 00:02:56,676
.کی میدونه؟‌ شاید واقعا فرار کردم

18
00:03:00,180 --> 00:03:06,728
‫این زخم روی پیشونیم هم به‌خاطر دعواییه که
‫با استادم کردم، نه به‌خاطر اژدها.

19
00:03:11,316 --> 00:03:14,194
‫اولین باری بود که منو زد.

20
00:03:16,237 --> 00:03:18,281
‫باید ازم ناامید شده باشه.

21
00:03:19,574 --> 00:03:24,412
‫آخرش هم، یک بار هم ازم تعریف نکرد.

22
00:03:32,378 --> 00:03:33,463
‫چی شده؟

23
00:03:34,964 --> 00:03:38,760
‫من بهتون باور دارم که فرار نکردین.

24
00:03:41,262 --> 00:03:43,014
‫در مورد من چی میدونی؟

25
00:03:43,014 --> 00:03:47,936
‫من هیچی ازتون نمیدونم،
‫ولی تجربه‌ی وحشتناک خودم رو به یاد میارم...

26
00:03:47,936 --> 00:03:49,562
‫تجربه‌ی وحشتناک؟

27
00:03:51,147 --> 00:03:53,650
‫اولین نبردم مقابل یک هیولا بود.

28
00:03:55,360 --> 00:03:59,614
‫بیشتر از حدی که کافی بود تمرین کرده بودم.

29
00:03:59,989 --> 00:04:02,784
‫اما ترس زانوهام رو سست کرد، و...

30
00:04:03,743 --> 00:04:05,453
‫فرار کردم.

31
00:04:07,247 --> 00:04:09,290
‫هیولا دست از تعقیب من برنمیداشت.

32
00:04:09,749 --> 00:04:12,418
‫بنا به دلایلی، بانو فریرن هم کمکم نمیکرد.

33
00:04:12,418 --> 00:04:15,505
‫استاد منم همینطور بود.

34
00:04:15,505 --> 00:04:17,382
‫وقتی دیگه گیرم انداخته بود...

35
00:04:18,049 --> 00:04:19,676
‫عزمم رو جزم کردم و...

36
00:04:20,677 --> 00:04:22,053
‫من خود به خود عمل کرد.

37
00:04:26,724 --> 00:04:29,936
‫تمام چیزی که نیاز داشتم یه عزم بود.

38
00:04:30,645 --> 00:04:34,315
‫همه‌ی اون تمرین‌هایی که انجام دادید، ناامیدتون نمیکنن.

39
00:04:35,358 --> 00:04:44,117
‫حتی اگه یه بزدل  به تمام معنا باشید،
‫من باور دارم که عزمتون برای محافظت از روستا واقعیه.

40
00:04:52,667 --> 00:04:55,128
‫عزم، ها؟

41
00:05:02,176 --> 00:05:03,303
‫چطور پیش رفت؟

42
00:05:05,221 --> 00:05:06,472
‫نمیدونم.

43
00:05:07,432 --> 00:05:08,933
‫نمیدونم، ولی...

44
00:05:11,060 --> 00:05:13,313
‫گمونم خوب پیش بره.

45
00:05:23,364 --> 00:05:24,615
‫نیستش.

46
00:05:24,615 --> 00:05:25,742
‫پس فرار کرد.

47
00:05:26,242 --> 00:05:28,202
‫بهش امید بیشتری داشتم.

48
00:05:28,494 --> 00:05:29,746
‫کاریش نمیشه کرد.

49
00:05:29,746 --> 00:05:32,498
‫فرن، میریم با اژدها گرگم‌به‌هوا بازی کنیم.

50
00:05:32,498 --> 00:05:33,041
‫عـــــه؟

51
00:05:36,753 --> 00:05:37,837
‫فریرن.

52
00:05:40,214 --> 00:05:42,550
‫فقط باید 30 ثانیه مشغول نگه‌ش دارم، نه؟

53
00:05:43,801 --> 00:05:45,470
‫دیر کردی.

54
00:05:46,262 --> 00:05:48,556
‫میشه یه قولی بهم بدی؟

55
00:05:48,556 --> 00:05:52,935
‫اگه در حین نبرد مُردم،
‫میخوام که کار اژدها رو تموم کنی.

56
00:05:53,686 --> 00:05:56,147
‫فهمیدم. قول میدم.

57
00:05:56,773 --> 00:06:00,777
‫اما چرا میخوای تا انقدر برای روستایی‌ها پیش بری؟

58
00:06:03,571 --> 00:06:04,614
‫چی شده؟

59
00:06:04,614 --> 00:06:07,658
‫هیچی. فقط فکر کردم سوال عجیبی بود.

60
00:06:08,493 --> 00:06:11,204
‫من 3 سال توی این روستا زندگی کردم.

61
00:06:13,873 --> 00:06:15,041
‫زمان زیادی نیست.

62
00:06:15,041 --> 00:06:16,084
‫خیلی هم هست.

63
00:06:20,129 --> 00:06:23,174
‫باشه. بزنیم تو کارش.

64
00:06:23,674 --> 00:06:25,510
‫دست‌هاتون میلرزن.

65
00:06:25,510 --> 00:06:27,762
‫این حقیقت که میترسم رو چیزی عوض نکرده.

66
00:06:29,555 --> 00:06:31,432
‫بهم نخندین...

67
00:06:32,016 --> 00:06:33,810
‫درست مثل آیزن ای.

68
00:06:34,435 --> 00:06:35,853
‫استادم؟

69
00:06:37,021 --> 00:06:39,190
‫دشمن قوی‌ایه ها.

70
00:06:39,857 --> 00:06:43,319
‫آیزن، دست‌هات میلرزن.
‫ترسیدی؟

71
00:06:44,320 --> 00:06:45,363
‫آره.

72
00:06:45,822 --> 00:06:47,782
بدون تردید اعتراف کردی؟

73
00:06:48,533 --> 00:06:51,619
‫ترسیدن چیز بدی نیست.

74
00:06:52,495 --> 00:06:57,458
‫همین ترسه که منو تا اینجا رسونده.

75
00:07:00,628 --> 00:07:02,797
‫حتی لرزیدنشون هم مثل همه.

76
00:07:08,428 --> 00:07:09,554
‫که اینطور.

77
00:07:14,058 --> 00:07:18,271
‫استادم هم میترسیده.

78
00:07:19,313 --> 00:07:23,151
‫تمام چیزی که لازم دارم یه عزمه.

79
00:07:27,071 --> 00:07:28,906
‫وارد محدوده اژدها شد.

80
00:07:30,074 --> 00:07:31,826
‫حمله نمیکنه.

81
00:07:32,910 --> 00:07:34,620
‫داره محتاط عمل میکنه.

82
00:07:35,705 --> 00:07:37,206
‫همونطوری بود که فکر میکردم.

83
00:07:45,506 --> 00:07:48,342
‫حالا منطقی به‌نظر میرسه که چرا دیگه به روستا حمله نکرد.

84
00:07:49,177 --> 00:07:51,220
‫اژدها موجود باهوشیه.

85
00:07:51,804 --> 00:07:55,600
‫اونقدر احمق نیست که در مقابل یه حریف قوی قد قلم کنه.

86
00:07:57,602 --> 00:08:00,146
‫آیزن به‌خاطر ضعیف‌بودن استارک رو نزده،

87
00:08:00,897 --> 00:08:05,526
‫یا به‌خاطر اینکه ازش ناامید شده باشه!

88
00:08:10,740 --> 00:08:13,493
‫باعصبانیت از هم جدا شدیم.

89
00:08:14,243 --> 00:08:15,453
‫زدیش؟

90
00:08:18,498 --> 00:08:22,251
‫بدنم همینطور خودش عمل کرد.

91
00:08:22,835 --> 00:08:25,421
‫برای کاری که انجام دادم خیلی حس بدی دارم.

92
00:08:27,215 --> 00:08:28,591
‫ترسیده بودم.

93
00:08:29,842 --> 00:08:33,262
‫ازش ترسیده بودم، فریرن.

94
00:08:34,639 --> 00:08:37,099
‫چیز شگفت‌انگیزی بود.

95
00:08:37,934 --> 00:08:43,606
‫شاگردم یه جنگجوی فوق‌العاده شده بود.

96
00:09:17,139 --> 00:09:19,433
‫حالا وقتشه! پشت‌سرهم بهش شلیک کن!

97
00:09:23,104 --> 00:09:25,565
‫هوی، چرا شلیک نمیکنی؟

98
00:09:25,565 --> 00:09:27,567
‫مگه چیزی که بهم گفتی رو انجام ندادم؟

99
00:09:27,942 --> 00:09:29,735
‫انتظار داری خودم تنهایی باهاش بجنگم؟

100
00:09:29,735 --> 00:09:31,779
‫مسخره‌بازی در نیار، عجوزه!

101
00:09:32,822 --> 00:09:34,615
‫دیگه مُرده.

102
00:09:35,324 --> 00:09:36,200
‫ها؟

103
00:09:37,368 --> 00:09:38,953
پس گفتی عجوزه، ها؟

104
00:09:39,954 --> 00:09:41,872
‫فکر چیزی که بعداً سرش در بیاره، میترسونم.

105
00:09:45,334 --> 00:09:48,838
‫من... انجامش دادم؟

106
00:09:50,214 --> 00:09:54,510
‫تنهایی اژدها رو شکست دادم؟

107
00:09:56,345 --> 00:09:57,555
‫استارک.

108
00:09:58,681 --> 00:10:00,057
‫گل کاشتی.

109
00:10:00,391 --> 00:10:03,352
‫از توقعاتم بهتر بود. بهت افتخار میکنم.

110
00:10:06,188 --> 00:10:09,066
‫این کوه گنجینه رو نگاه کن. جونمی‌جون!

111
00:10:09,066 --> 00:10:11,235
‫همه‌ش رو با هم نمیتونیم ببریم.

112
00:10:16,407 --> 00:10:18,200
‫بیشتر از 3 تا نمیشه.

113
00:10:22,163 --> 00:10:24,248
‫واقعاً مسخره‌س.

114
00:10:24,624 --> 00:10:26,876
‫از چنین‌چیزهایی خوشت میاد؟

115
00:10:26,876 --> 00:10:28,419
‫یه کوه گنجینه‌ست.

116
00:10:29,128 --> 00:10:35,134
‫استادم میگفت به‌خاطر تو، ماجراجویی
‫قهرمانانه‌شون به یه سفر مسخره تبدیل شده بوده.

117
00:10:35,551 --> 00:10:36,510
‫که اینطور!

118
00:10:36,886 --> 00:10:41,182
‫مسخره بوده اما خیلی خوش می‌گذشته.

119
00:10:45,311 --> 00:10:48,814
‫عالیه، واقعاً یخ تراشیده درست کردی!

120
00:10:49,565 --> 00:10:51,776
‫گفتم که ارزش دنبالش گشتن رو داره.

121
00:10:51,776 --> 00:10:54,987
‫تازه فقط اینم نیست،
‫به جای حالت یخیش، یه جوری نرمه.

122
00:10:54,987 --> 00:10:56,030
‫راست میگی ها.

123
00:10:56,030 --> 00:10:59,992
‫مسخره‌س. وقتمون رو باید با چنین چیزهایی تلف کنیم؟

124
00:10:59,992 --> 00:11:04,372
‫چه عیبی داره؟ تازه سفرمون رو شروع کردیم.

125
00:11:05,081 --> 00:11:08,668
‫قهرمان جنوب، که میگفتن قوی‌ترین جنگجوی بشریته-

126
00:11:08,668 --> 00:11:11,379
‫توسط هفت دانای نابودی پادشاه شیاطین شکست خورد.

127
00:11:12,505 --> 00:11:17,218
‫ما حتی نمیدونیم بتونیم زنده برگردیم یا نه.

128
00:11:18,052 --> 00:11:21,597
‫آیزن، تو یه سفر سخت و طاقت‌فرسا رو ترجیح میدی؟

129
00:11:24,892 --> 00:11:32,900
‫ من... ترجیح میدم یه سفر مسخره و سرگرم‌کننده داشته باشم
‫که وقتی تموم شد به یادشون بیارم و به کارهایی که کردیم بخندم.

130
00:11:35,736 --> 00:11:39,490
‫اینو ببینن! به محض اینکه دستش میزنی، آب میشه!

131
00:11:39,490 --> 00:11:41,242
‫دستش نزن. میخوایم بخوریمش.

132
00:11:41,242 --> 00:11:42,284
‫مسخره‌س.

133
00:11:42,284 --> 00:11:45,162
‫راستی فریرن، در مورد شربت نظرت چیه؟

134
00:11:45,162 --> 00:11:47,331
‫طلسمی ندارم که باهاش شربت درست کنم.

135
00:11:47,331 --> 00:11:48,207
‫نداری؟

136
00:11:48,207 --> 00:11:50,209
‫واقعاً مسخره‌س.

137
00:12:05,015 --> 00:12:07,685
‫خب؟ میتونی زیرشون رو ببینی؟

138
00:12:07,685 --> 00:12:12,022
‫میتونم، ولی طلسم خیلی جالبی نیست.

139
00:12:12,022 --> 00:12:14,984
‫ببخشید که بدن جذابی ندارم.

140
00:12:17,820 --> 00:12:18,821
‫چیه؟

141
00:12:19,905 --> 00:12:20,656
‫کوچیکه!

142
00:12:20,656 --> 00:12:22,408
‫اصلاً هم کوچیک نیست!

143
00:12:22,867 --> 00:12:26,662
‫خب، استارک حالا چیکار میکنی؟

144
00:12:26,662 --> 00:12:29,457
‫میدونی که میتونی پیش آیزن برگردی.

145
00:12:30,166 --> 00:12:32,918
‫استادم بهتون گفت که منو با خودتون ببرین، نه؟

146
00:12:33,627 --> 00:12:34,628
‫تازه‌شم...

147
00:12:35,671 --> 00:12:39,675
.کاری کردی... دلم بخواد منم به این سفر مسخره بیام

148
00:12:44,555 --> 00:12:49,935
‫‫‫28 سال بعد از مرگ قهرمان هیمل،
‫شهر محافظت‌شده‌ی وال،
‫جایی در دره‌ی ریگل
‫واقع در سرزمین‌های مرکزی

149
00:12:50,686 --> 00:12:54,482
.شهرهای شمالی تا خرخره پر از هیولا شدن

150
00:12:54,940 --> 00:12:58,569
.درحال حاضر به هیچ‌کس اجازه‌ی عبور از دروازه داده نمیشه

151
00:12:59,153 --> 00:13:02,782
دروازه دوباره کی باز میشه؟

152
00:13:03,032 --> 00:13:04,366
.خدا میدونه

153
00:13:04,366 --> 00:13:07,328
...حداقل میشه گفت از وقتی که این پست رو گرفتم

154
00:13:07,328 --> 00:13:10,956
.نه هیولایی از اینجا رد شده و نه آدمی

155
00:13:12,166 --> 00:13:13,542
‫معذرت میخوام

156
00:13:14,335 --> 00:13:16,962
.فرمانده، دژبان میخوان شمارو ببینن

157
00:13:16,962 --> 00:13:18,172
.الان میام

158
00:13:19,256 --> 00:13:21,217
.خوب گوشاتونو باز کنید، ماجراجوها

159
00:13:21,634 --> 00:13:25,262
.حواستون باشه تو این شهر دست از پا خطا نکنید

160
00:13:30,267 --> 00:13:32,812
.انگاری زیاد مهمان‌نواز نبودن

161
00:13:33,145 --> 00:13:36,857
.همینطوره. نگهبان کار درستی بود

162
00:13:36,857 --> 00:13:38,692
...با غیربومی‌ها تند رفتار میکنه

163
00:13:39,026 --> 00:13:42,029
.درست همونطوری که یه نگهبان باید باشه

164
00:13:45,491 --> 00:13:50,079
.به هرحال، این شهر امن به نظر میاد

165
00:13:50,079 --> 00:13:52,289
.یه چندوقتی همینجا منتظر میمونیم

166
00:13:53,415 --> 00:13:56,669
.فرصت خوبی برای مطالعه‌ی جادوئه

167
00:13:56,669 --> 00:14:00,005
‫همینکه وسایلمونو گذاشتیم تو مسافرخونه،
‫میخوام برم یه مغازه‌ی وسایل جادویی.

168
00:14:03,551 --> 00:14:07,805
.چتونه؟ ایست‌بازرسی که بسته‌ست
.هیچ‌کار دیگه‌ای واسه انجام دادن نیست

169
00:14:08,556 --> 00:14:10,599
.خب دیگه، شماهم هرجا دلتون میخواد برید

170
00:14:10,599 --> 00:14:12,643
.من میرم مسافرخونه اتاق بگیرم

171
00:14:15,062 --> 00:14:16,856
میخوای بریم یه چیزی بخوریم؟

172
00:14:18,607 --> 00:14:20,359
.باشه بابا... تنها میرم

173
00:14:21,652 --> 00:14:22,862
...چه ترسناک

174
00:14:27,741 --> 00:14:30,911
.شنیدم راه‌های دریایی اینجاهم اخیرا بسته شدن

175
00:14:31,537 --> 00:14:34,999
‫انگار نیروهای سرزمین‌های شمالی دارن
‫بسیج میشن تا اونارو شکست بدن.

176
00:14:34,999 --> 00:14:38,419
.ولی اونطوری حداقل 2 سالی طول میکشه تا ایست‌بازرسی دوباره باز شه

177
00:14:39,336 --> 00:14:41,297
.کار و کاسبی‌های اینجا داره کساد میشه

178
00:14:44,341 --> 00:14:46,343
.خیلی‌وقت بود از اینا نخورده بودم

179
00:14:46,844 --> 00:14:48,721
.جامبو-بری مخصوص

180
00:14:49,346 --> 00:14:53,058
.آخرین باری که اومدم اینجا بچه بودم، برای همین نتونستم کلشو بخورم

181
00:14:53,058 --> 00:14:55,102
.مجبور شدم با استادم تقسیمش کنم

182
00:14:56,520 --> 00:14:59,273
ولی واقعا همینقد کوچیک بود؟؟

183
00:14:59,607 --> 00:15:03,944
.چون دیگه بزرگ شدی، برات کوچیک به نظر میاد

184
00:15:04,904 --> 00:15:08,949
که اینطور. پس بزرگ شدم، هان؟

185
00:15:09,825 --> 00:15:12,745
.وقتی بچه بودم همه‌چی واسه‌ام بزرگ به نظر میومد

186
00:15:13,370 --> 00:15:16,540
...حتی شونه‌های استادم هم که یه زمانی خیلی پهن به نظر میومد

187
00:15:16,540 --> 00:15:18,876
.یهویی انگار شروع به کوچیک‌شدن کرد

188
00:15:20,169 --> 00:15:22,922
.جناب آیزن هم داره سنشون بالا میره

189
00:15:22,922 --> 00:15:25,341
.امیدوارم براشون شاگرد وظیفه‌شناسی باشی

190
00:15:27,259 --> 00:15:29,053
.الان دقیقا دارم همینکارو میکنم

191
00:15:30,095 --> 00:15:32,348
ولی خدایی... واقعا همینقد کوچیک بود؟

192
00:15:32,348 --> 00:15:35,726
.گذر زمان خیلی بی‌رحمانه‌ست

193
00:15:41,023 --> 00:15:42,733
چیه؟‌ مشکل داری؟

194
00:15:42,733 --> 00:15:44,485
.با پول خودم خریدمشا

195
00:15:45,194 --> 00:15:47,613
!ببخشید. یه لیوان شیر بی‌زحمت

196
00:15:47,613 --> 00:15:48,781
.حتما

197
00:15:50,491 --> 00:15:53,994
چیه؟ چرا ناراحتی؟

198
00:15:55,037 --> 00:15:56,246
.جناب استارک

199
00:15:56,246 --> 00:15:58,499
.خیلی‌خب بابا، بیا نصفش مال تو

200
00:15:58,499 --> 00:16:00,125
.منظورم این نبود

201
00:16:00,918 --> 00:16:05,798
اگه بهتون بگم باید بیشتر از دو سال تو این شهر منتظر بمونیم، چیکار میکنید؟

202
00:16:05,798 --> 00:16:07,299
!عه؟‌ عمرا بخوام

203
00:16:07,299 --> 00:16:09,802
.دقیقا. منم همینطور

204
00:16:09,802 --> 00:16:10,970
...اوهوم

205
00:16:10,970 --> 00:16:12,179
این دختره چش شده؟

206
00:16:12,471 --> 00:16:16,725
.خیالم راحت شد. پس شماهم یه آدم نرمالید

207
00:16:16,725 --> 00:16:19,645
هی ببینم، قبلا هیزم تری بهت فروختم؟

208
00:16:21,438 --> 00:16:24,316
یه راه برای رد شدن از دروازه؟

209
00:16:24,733 --> 00:16:27,486
.خیلی‌خب! کمکت میکنم

210
00:16:27,486 --> 00:16:29,321
.ممنون

211
00:16:29,863 --> 00:16:33,325
نمیشه از روش پرواز کنیم و بریم؟

212
00:16:34,118 --> 00:16:36,495
...مرز اینجا با سرزمین‌های شمالی

213
00:16:36,495 --> 00:16:39,581
.با یه حصار خیلی قدرتمند محافظت شده که تا آسمون کشیده شده

214
00:16:39,581 --> 00:16:41,542
.نمیشه ازش رد شد

215
00:16:41,542 --> 00:16:45,754
.منطقیه. وگرنه هر هیولایی با قابلیت پرواز، میتونست وارد اینجا بشه

216
00:16:46,839 --> 00:16:50,300
.پس چاره‌ای نیست. بیا یه سر بریم گیلد تاجرها

217
00:16:50,300 --> 00:16:52,428
.ممکنه با اون طرف دروازه دادوستد بکنن

218
00:17:04,398 --> 00:17:06,567
.تجارت با اون‌طرف دروازه کاملا متوقف شده

219
00:17:07,151 --> 00:17:09,862
...وقتی حتی به کاروان‌های تحت محافظت هم اجازه‌ی عبور نمیدن

220
00:17:09,862 --> 00:17:12,698
.یعنی سرزمین‌های شمالی حسابی خطرناکن

221
00:17:13,824 --> 00:17:16,702
.مجبوریم تا وقتی آبا از آسیاب بیفته، منتظر بمونیم

222
00:17:17,828 --> 00:17:22,332
.نه، بیا از بازار سیاه و دزداهم پرس‌وجو کنیم

223
00:17:23,083 --> 00:17:25,627
یکم خطرناک نیست؟

224
00:17:25,627 --> 00:17:30,966
‫نگران نباش. من به چشم بقیه، قوی به نظر میام،
‫تازه تو چاخان کردن رو دست ندارم.

225
00:17:32,134 --> 00:17:33,844
.قیافه‌تون هم شبیه اراذل اوباشه

226
00:17:33,844 --> 00:17:34,803
.ببند

227
00:17:53,197 --> 00:17:54,698
.خب، انگاری فایده نداره

228
00:17:55,491 --> 00:17:59,953
.البته جای تعجبم نداره. اونا درگیر یه جنگ دفاعی‌ان

229
00:17:59,953 --> 00:18:02,247
.انگار تا وقتی دروازه‌ها باز نشن نمیتونیم کاری بکنیم

230
00:18:02,581 --> 00:18:06,835
‫خب، ما که چیزی برای از دست دادن نداریم،
‫بیا یه سر به ایست‌بازرسی بعدی هم بزنیم.

231
00:18:09,671 --> 00:18:10,798
چیه؟

232
00:18:10,798 --> 00:18:15,469
.فقط داشتم فکر میکردم چقد اهل همکاری‌اید

233
00:18:15,469 --> 00:18:17,888
.خودت پیشنهادشو دادیا

234
00:18:17,888 --> 00:18:20,015
.فکر کردم شاید دلت نمیخواد منتظر بمونی

235
00:18:20,474 --> 00:18:23,060
.انگاری شما بیشتر از من دلتون میخواد از اینجا برید

236
00:18:25,604 --> 00:18:28,899
.خب، من زمان زیادی برام نمونده

237
00:18:29,525 --> 00:18:30,984
منظورتون چیه؟

238
00:18:33,070 --> 00:18:35,906
نمای اینجا خیلی قشنگه، مگه نه؟

239
00:18:35,906 --> 00:18:37,783
.شمال از اینجا کاملا پیداست

240
00:18:38,659 --> 00:18:42,204
.وقتی بچه بودم، استادم منو آورد اینجا

241
00:18:45,332 --> 00:18:50,003
.ما از اینجا، عازم سرزمین‌های شمالی شدیم

242
00:18:50,462 --> 00:18:52,589
سفرتون چطور بود، استاد؟

243
00:18:53,298 --> 00:18:57,928
...میخوای بدونی؟‌ اون زمان، ما

244
00:18:57,928 --> 00:19:01,056
...اون معمولا خیلی کم درمورد خودش حرف میزد

245
00:19:01,723 --> 00:19:04,768
.ولی با خوشحالی تمام، از ماجراجویی قهرمانان واسه‌ام تعریف میکرد

246
00:19:05,978 --> 00:19:08,438
...تو کل عمرش

247
00:19:08,438 --> 00:19:12,985
.هیچی براش باارزش‌تر ازون ده‌سالی نبود که ماجراجویی کرده بود

248
00:19:14,236 --> 00:19:16,697
.مطمئنم فریرن هم همینطوره

249
00:19:18,240 --> 00:19:19,533
.نمیدونم والا

250
00:19:20,868 --> 00:19:24,413
.ولی استاد دیگه واسه سفر کردن خیلی پیر شده

251
00:19:25,581 --> 00:19:29,126
.اون از شما خواست تا منو با خودتون ببرید

252
00:19:30,335 --> 00:19:37,759
...پس باید به جای اون، یه عالمه چیزای مسخره و باحال رو تجربه کنم

253
00:19:37,759 --> 00:19:40,888
.و یه عالمه داستان برای تعریف کردن براش داشته باشم

254
00:19:42,181 --> 00:19:45,100
.این تنها راهیه که میتونم لطفش رو جبران کنم

255
00:19:46,518 --> 00:19:50,230
.اگه خیلی طولش بدم، استادم میمیره

256
00:19:53,483 --> 00:19:57,362
.پس نباید اجازه بدیم اینجا معطلمون کنن

257
00:19:57,905 --> 00:20:02,034
.هرچند مطمئنم استادم حالا حالاها عمر کنه

258
00:20:15,005 --> 00:20:19,676
بانو فریرن، شما اینجا چیکار میکنید؟

259
00:20:19,676 --> 00:20:21,595
.هیس، ساکت باشید

260
00:20:22,137 --> 00:20:23,597
.افتادن دنبالم

261
00:20:31,855 --> 00:20:34,399
مـ-مگه چیکار کردی؟

262
00:20:34,399 --> 00:20:35,776
.من چه میدونم

263
00:20:35,776 --> 00:20:38,570
...همینطوری داشتم چندتا مغازه‌ی وسایل جادویی رو دید میزدم که

264
00:20:42,574 --> 00:20:45,827
!واقعا من رو ببخشید، بانو فریرن

265
00:20:45,827 --> 00:20:47,246
!از صمیم قلب ازتون عذرخواهی میکنم

266
00:20:48,247 --> 00:20:52,584
.صبر کن! فکر نکنم از ادامه‌ی این ماجرا خوشم بیاد

267
00:20:53,752 --> 00:20:57,589
.به نظر میاد فرمانده‌ی نگهبانان بهتون بی‌احترامی کرده

268
00:20:58,090 --> 00:21:01,885
.به عنوان دژبان این شهر، از شما عذرخواهی میکنم

269
00:21:02,719 --> 00:21:07,349
.نه بابا، این حرفو نزنید. اون فقط داشت وظیفه‌اشو انجام میداد

270
00:21:07,349 --> 00:21:10,560
...من فعلا عجله‌ای ندارم... میتونم همینجا

271
00:21:10,560 --> 00:21:13,939
دوباره میخواید به شمال سفر کنید، اینطور نیست؟

272
00:21:15,065 --> 00:21:18,902
...شنیدم که درحال حاضر، سرزمین‌های شمالی درگیر مبارزه‌ی بی‌پایانی

273
00:21:18,902 --> 00:21:20,988
.با بقایای ارتش پادشاه شیاطین شدن

274
00:21:21,405 --> 00:21:24,157
.حتما درمورد وضعیت فعلی خیلی نگرانید

275
00:21:24,157 --> 00:21:27,911
.الحق که شما خیلی مهربونید، دقیقا همونطور که یه قهرمان باید باشه

276
00:21:28,412 --> 00:21:31,999
.مردم سرزمین‌های شمالی هم خیلی خوشحال میشن

277
00:21:31,999 --> 00:21:35,419
.درهای دروازه به روی شما بازه

278
00:21:48,598 --> 00:21:51,184
.باورم نمیشه به این راحتی داریم از دروازه رد میشیم

279
00:21:51,184 --> 00:21:55,230
نباید از همون اول بهشون میگفتیم شما کی هستید؟

280
00:21:56,023 --> 00:21:58,567
.فکر میکردم فایده نداشته باشه

281
00:21:59,192 --> 00:22:01,153
.میخواستم همینطوری وقت بگذرونم

282
00:22:01,611 --> 00:22:05,282
.بعدشم، از این مدل کارا خوشم نمیاد

283
00:22:05,991 --> 00:22:08,452
.اینطوری احساس معذب بودن میکنم

284
00:22:09,286 --> 00:22:12,080
.ولی خوشحالم که تونستم ببینمش

285
00:22:20,005 --> 00:22:23,550
.مطمئنم استادم هم با این منظره عازم شمال شده

286
00:22:36,355 --> 00:22:37,481
.حق با توئه

287
00:22:38,899 --> 00:22:43,320
.آآآه، میخواستم یکم بیشتر درمورد جادو تحقیق کنم

288
00:22:43,320 --> 00:22:44,613
هنوزم فکرتون گیر اونه؟

289
00:22:44,613 --> 00:22:48,325
جناب‌عالی تو مغازه بودی، ما پدرمون داشت در میومد، مگه نه؟

290
00:22:48,325 --> 00:22:49,117
.دقیقا
