﻿1
00:00:08,425 --> 00:00:12,012
‫کی هستی؟ ساعت ملاقات تموم شده.

2
00:00:13,930 --> 00:00:19,144
‫من دورات یکی از جلادان آورای گیوتین هستم.

3
00:00:19,686 --> 00:00:21,563
‫اومدم تا بکشمت.

4
00:00:22,397 --> 00:00:26,109
‫که اینطور. تظاهر به مذاکره‌تون تموم شد دیگه؟

5
00:00:26,609 --> 00:00:27,986
‫تازه شروع کردیم.

6
00:00:28,445 --> 00:00:29,696
.همممم

7
00:00:32,073 --> 00:00:34,534
‫محض اطلاعت، من قوی هستم ها.

8
00:00:35,952 --> 00:00:37,328
‫قوی‌تر از من؟

9
00:00:38,580 --> 00:00:40,915
‫قوی‌تر از آورای گیوتین.

10
00:00:43,626 --> 00:00:45,295
‫من که اینطور فکر نمیکنم.

11
00:00:45,754 --> 00:00:46,838
‫چرا؟

12
00:00:49,340 --> 00:00:51,843
‫آخه این نبرد همین الانش هم تموم شده است.

13
00:00:56,181 --> 00:00:59,934
‫سیم جادویی، ها؟
‫طلسم جالبیه.

14
00:01:00,268 --> 00:01:04,064
‫پس با متمرکزکردن مانا روی گردنت، جلوی قطع‌شدنش رو گرفتی.

15
00:01:04,522 --> 00:01:05,899
‫خیلی هم خونسردی.

16
00:01:06,441 --> 00:01:10,820
‫یه جادوگر معمولی بدون اینکه بفهمه چه اتفاقی افتاده، سرش رو از دست می‌داد.

17
00:01:11,279 --> 00:01:15,241
‫اما این سیم یکی از قوی‌ترین طلسم‌های شیاطینه.

18
00:01:15,658 --> 00:01:18,661
‫جادوی انسان‌ها شانسی در برابرش نداره.

19
00:01:20,830 --> 00:01:24,542
‫مانا و گردنت رو باهم میبرم.

20
00:01:25,460 --> 00:01:29,547
‫راست میگی. شک دارم بتونم در مورد این سیم کاری بکنم.

21
00:01:31,424 --> 00:01:34,469
برای برنده‌دونستن خودت همینو کافی می‌دونی، نه؟

22
00:01:34,469 --> 00:01:36,554
‫به شیاطین امروزی امیدی نیست.

23
00:01:36,554 --> 00:01:38,640
‫اونا تجربه‌ی یک جنگ واقعی رو ندارن.

24
00:01:44,646 --> 00:01:45,814
‫این زنیکه...

25
00:01:46,356 --> 00:01:47,982
‫دستم رو قطع کرد!

26
00:01:49,067 --> 00:01:50,443
‫ای عوضی-

27
00:01:55,698 --> 00:01:57,200
‫وایسا! بیا با حرف حلش-

28
00:02:07,085 --> 00:02:09,003
‫خب، اولی‌شون مُرد.

29
00:02:12,465 --> 00:02:20,014
‫اگه حمله‌ی این یکی رو به کنت گزارش بدم و
‫دوتای دیگه رو هم بکشم، باید منو ببخشه.

30
00:02:29,607 --> 00:02:31,818
‫نگهبان مُرده.

31
00:04:10,208 --> 00:04:11,960
‫غذاش چه خوشمزه‌ست.

32
00:04:14,963 --> 00:04:20,593
‫استادم می‌گفت هر شهری که غذاهای
‫ خوشمزه‌ای داره، شهر آروم و خوبیه.
‫

33
00:04:21,010 --> 00:04:23,304
.باید برای این شهر هم صدق کنه

34
00:04:29,894 --> 00:04:31,145
‫جناب استارک.

35
00:04:31,145 --> 00:04:32,563
‫بهت چیزی نمیدم.

36
00:04:33,356 --> 00:04:37,902
‫بیاین به کنت گرانات یه دادخواستِ
‫مستقیم برای آزادکردن بانو فریرن بدیم.

37
00:04:40,446 --> 00:04:44,575
‫دیر یا زود پای آسیب به این شهر باز میشه.

38
00:04:45,076 --> 00:04:49,289
‫باید بانو فریرن رو از سیاه‌چال آزاد کنیم
‫تا شیاطین رو شکست بدن.

39
00:04:51,916 --> 00:04:54,085
واقعا راه دیگه ای نداریم، نه؟

40
00:04:54,460 --> 00:04:57,005
‫ما حریف‌شون نمیشیم.

41
00:04:57,714 --> 00:05:01,467
‫مخصوصاً اون لوگنار.
‫اون وحشتناک قویه.

42
00:05:02,510 --> 00:05:04,387
‫اون فقط به فریرن نگاه میکرد.

43
00:05:05,388 --> 00:05:08,224
‫با اینکه ما همراه نگهبان‌ها ایستاده بودیم،

44
00:05:09,684 --> 00:05:11,894
.اون فقط چشمش به فریرن بود

45
00:05:14,731 --> 00:05:17,650
‫به‌خاطر اینکه فکر میکنه هر لحظه
‫ بخواد ما رو میتونه خلاص کنه.

46
00:05:18,901 --> 00:05:21,154
‫هنوزم دستام دارن میلرزن.

47
00:05:27,076 --> 00:05:30,413
‫دیدی؟ حتی نوشیدنیم رو طوری ریختم که انگار خودمو خیس کردم.

48
00:05:30,997 --> 00:05:32,874
.دشمن اینقدر قویه

49
00:05:34,000 --> 00:05:37,003
‫باید سریع پاکش کنین.

50
00:05:38,796 --> 00:05:41,716
‫لوگنار و نوچه‌هاش الان با کنت اند.

51
00:05:42,425 --> 00:05:44,469
‫در بدترین حالت یه نبرد خواهیم داشت.

52
00:05:44,719 --> 00:05:47,472
‫با این حال گروه قهرمان بازم میره.

53
00:05:52,226 --> 00:05:53,436
‫درست میگی.

54
00:05:53,770 --> 00:05:58,107
‫اگه توی چنین موقعیتی ترس برم داره،
‫دیگه هیچ‌وقت نمیتونم جلوی استاد سرم رو بلند کنم.

55
00:05:59,192 --> 00:06:00,276
‫بزن بریم.

56
00:06:01,110 --> 00:06:02,945
‫اون دستمال برای خودت.

57
00:06:03,529 --> 00:06:04,364
‫ها؟

58
00:06:09,327 --> 00:06:10,745
‫چیزی شده؟

59
00:06:11,162 --> 00:06:13,122
‫زانوهام سست شدن.

60
00:06:18,044 --> 00:06:20,713
‫دیگه مانای دورات رو نمیتونم حس کنم.

61
00:06:23,424 --> 00:06:24,675
‫حتماً مُرده.

62
00:06:25,468 --> 00:06:28,679
‫چه احمقی. اونو دستِ‌کم گرفت.

63
00:06:30,014 --> 00:06:31,057
‫دستِ‌کم؟

64
00:06:32,392 --> 00:06:37,355
‫ماها دست راست بانو آورا هستیم. جلادانش.

65
00:06:37,855 --> 00:06:40,441
‫فکر میکنی فقط با دستِ‌کم‌ گرفتن یه نفر میمیریم؟

66
00:06:42,485 --> 00:06:44,946
‫اون جادوگر واقعاً کیه؟

67
00:06:50,993 --> 00:06:53,204
‫ببخشید که منتظرتون گذاشتم.

68
00:06:55,415 --> 00:06:58,292
‫جادوگری که زندانی کرده بودم، فرار کرد.

69
00:06:58,793 --> 00:07:01,129
‫سربازی که سلولش رو نگهبانی میداد، سرش قطع شده.

70
00:07:01,129 --> 00:07:03,256
.به‌نظر خوب نمیاد

71
00:07:03,256 --> 00:07:05,550
‫ما هم در پیداکردنش کمک‌تون میکنیم.

72
00:07:05,550 --> 00:07:07,510
‫لینیا در پیدا کردن مانا-

73
00:07:07,510 --> 00:07:08,803
‫نه، لازم نیست.

74
00:07:11,806 --> 00:07:16,060
‫راستی، به‌نظر یکی از افرادتون حضور نداره.

75
00:07:16,936 --> 00:07:19,856
‫رفته دستشویی. زود برمیگرده.

76
00:07:19,856 --> 00:07:22,191
‫بدون اینکه از خدمتکارها بپرسه، دستشویی کجاست؟

77
00:07:25,194 --> 00:07:29,115
.حتی منم متوجهم که اون جادوگر تواناییه

78
00:07:30,199 --> 00:07:33,202
‫اما گذاشت نگهبان‌هام بدون درگیری دستگیرش کنن.

79
00:07:34,162 --> 00:07:37,957
‫اون میدونه که کشتن یه نگهبان جرم سنگینیه.

80
00:07:39,167 --> 00:07:42,462
‫جناب لوگنار، برای آخرین بار ازتون میپرسم.

81
00:07:47,341 --> 00:07:49,343
‫همراه‌تون کجاست؟

82
00:07:59,395 --> 00:08:00,980
‫ای خدا.

83
00:08:07,737 --> 00:08:09,864
‫اون دورات احمق...

84
00:08:19,123 --> 00:08:20,917
‫همه چیزو خراب کرد.

85
00:08:36,390 --> 00:08:38,601
‫بازم خیلی عجیبه.

86
00:08:39,644 --> 00:08:47,985
‫حالا که خشونت تنها راه حل این افتضاحه، بسیار هیجان‌زده ام.

87
00:08:49,695 --> 00:08:53,032
‫کنت گرانات، کلمات چی هستند؟

88
00:08:53,407 --> 00:08:56,035
میدونی تفاوتشون با شمشیر چیه؟

89
00:08:56,911 --> 00:09:00,581
‫مهم نیست از چی استفاده کنیم، ضعیف‌ها کشته میشن.

90
00:09:03,251 --> 00:09:05,795
‫درست مثل صاحب قبلی این شمشیر.

91
00:09:06,796 --> 00:09:08,923
‫لوگنار!

92
00:09:18,182 --> 00:09:21,394
‫هر چی نباشه، ما هیولاهایی وحشی هستیم.

93
00:09:22,436 --> 00:09:25,147
‫نگران نباش. نمیکشمت.

94
00:09:27,233 --> 00:09:32,071
‫شما قراره در برداشتن حفاظ دفاعی دور شهر کمکمون کنین.

95
00:09:37,243 --> 00:09:39,328
‫یه‌کم دیگه به عمارت کنت میرسیم.

96
00:09:43,708 --> 00:09:45,126
‫بانو فریرن؟

97
00:09:49,005 --> 00:09:50,715
‫بانو فریرن خودتونین، نه؟

98
00:09:58,681 --> 00:10:00,975
‫اینجا چیکار میکنین دیگه؟

99
00:10:01,309 --> 00:10:03,477
‫نگین که از سیاه‌چال فرار کردین.

100
00:10:04,437 --> 00:10:06,522
‫چاره دیگه‌ای نداشتم.

101
00:10:07,273 --> 00:10:11,402
.وقتی اونجا بودم، شیطانی به نام دورات بهم حمله کرد

102
00:10:11,402 --> 00:10:13,487
‫شکستش دادم، ولی...

103
00:10:14,071 --> 00:10:17,783
‫وقتی شیاطین میمیرند به ذرات مانا تبدیل و ناپدید میشن.

104
00:10:18,492 --> 00:10:20,453
‫خب حالا مشکلش چیه؟

105
00:10:20,828 --> 00:10:24,206
‫اون قبلش نگهبان سیاه‌چال رو کشته بود.

106
00:10:25,291 --> 00:10:27,501
‫تنها کسی که اونجا بود یه نگهبان بود که...

107
00:10:27,501 --> 00:10:32,506
‫با استفاده از سیم جادویی سرش قطع شده بود و من؛ یه جادوگر.

108
00:10:33,257 --> 00:10:35,134
‫تو باشی چه نتیجه‌ای میگیری؟

109
00:10:36,886 --> 00:10:39,472
‫که شما یه نگهبان‌کشین که باید اعدام بشه.

110
00:10:39,472 --> 00:10:43,559
‫مگه نه؟ اوضاع خیلی داره دردسرساز میشه،
‫پس من شهر رو ترک میکنم.

111
00:10:43,559 --> 00:10:44,935
‫صبر کنین.

112
00:10:45,436 --> 00:10:47,813
‫اگه شما برین، بقیه شیاطین اینجا کنترل رو به دست میگیرن.

113
00:10:48,689 --> 00:10:50,983
‫واقعاً میخواین این شهر رو رها کنین؟

114
00:10:52,526 --> 00:10:54,570
‫چرا شما دوتا شکستشون نمیدین؟

115
00:10:54,904 --> 00:10:57,198
‫یه جوری میگین انگار خیلی راحته.

116
00:10:57,698 --> 00:11:00,743
‫ما حریف اونا نمیشیم.

117
00:11:01,118 --> 00:11:03,829
‫چون اونا قوی ان باهاشون نمیجنگین؟

118
00:11:07,041 --> 00:11:12,463
‫به‌علاوه، فکر نمیکنم شما اصلاً
‫از اون شیاطین ضعیف‌تر باشین.

119
00:11:16,676 --> 00:11:18,094
‫وایستا!

120
00:11:18,094 --> 00:11:21,847
‫ما میجنگیم، باشه؟ پس حداقل یه کمکی بکنمون.

121
00:11:21,847 --> 00:11:23,099
‫التماس میکنم!

122
00:11:25,768 --> 00:11:26,560
‫نگاه دزدکی.

123
00:11:27,561 --> 00:11:29,605
‫آآآآآآ، وایسا!

124
00:11:29,605 --> 00:11:31,565
‫خواهش میکنم، فریرن!

125
00:11:31,565 --> 00:11:35,236
‫نمیدونی کی باید بیخیال بشی؟
‫ بیا خودمون رو برای بدترین چیزها آماده کنیم.

126
00:11:35,236 --> 00:11:39,115
‫آخه... غیرممکنه...

127
00:11:39,115 --> 00:11:40,741
‫انقدر بچه‌بازی در نیار.

128
00:11:50,459 --> 00:11:53,754
‫حدود 10 کیلومتری شهر...

129
00:11:53,754 --> 00:11:55,798
‫مانای زیادی رو حس میکنم.

130
00:11:55,798 --> 00:11:58,259
‫تحت نظرمون گرفتن.

131
00:12:16,193 --> 00:12:19,864
‫آورای گیوتین، یکی از هفت دانای نابودی.

132
00:12:21,657 --> 00:12:25,494
‫منم از جنگیدن با دشمن‌های قوی متنفرم.

133
00:12:28,748 --> 00:12:31,959
‫کارهای که خوشمون نمیاد رو باید سریع‌تر تموم کنیم.

134
00:13:22,968 --> 00:13:26,847
‫عیبی نداره؟
‫اینطوری دزدکی بریم داخل عمارت؟

135
00:13:27,723 --> 00:13:32,353
‫ترجیح میدی به نگهبان‌های دروازه بگی که
‫ما اومدیم تا سفیرهای صلح رو بکشیم؟

136
00:13:49,161 --> 00:13:50,871
‫به‌طرز عجیبی ساکته.

137
00:14:00,089 --> 00:14:02,967
‫جادو رو دوست دارم.

138
00:14:04,593 --> 00:14:07,346
‫درست مثل کوال، پیردانای فساد...

139
00:14:08,347 --> 00:14:14,186
‫بیشتر عمرش رو روی ساخت یه جادوی کشنده گذاشت...

140
00:14:17,398 --> 00:14:24,738
‫هر کدوم از ما شیاطین تمام عمر خودش رو
‫وقف تحقیق‌و‌توسعه‌ی یک نوع جادوی خاص میکنه.

141
00:14:25,406 --> 00:14:29,285
‫در طی سالها، هرروز رو صرف تحقیقاتمون میکنیم.

142
00:14:30,035 --> 00:14:34,707
‫ده سال دیگر جادوی ما حتی قوی‌تر خواهد بود و...

143
00:14:34,707 --> 00:14:37,877
‫ما هم قوی‌تر خواهیم شد.

144
00:14:41,297 --> 00:14:46,260
‫با این حال، جادو چیز عجیبیه.

145
00:14:46,719 --> 00:14:52,308
‫حفاظ دفاعی فلامه جادوگر افسانه‌ای
‫از این شهر در برابر...

146
00:14:52,308 --> 00:14:54,685
‫حمله‌های شیاطین حفظ میکنه.

147
00:15:18,918 --> 00:15:25,716
‫بعضی‌وقتا یه طلسم جادویی‌ای که توسط یک نابغه هزار سال
‫قبل اختراع شده، از طلسم‌های جادویی الان همچنان بهتره.

148
00:15:28,719 --> 00:15:30,888
‫از نابغه‌ها متنفرم.

149
00:15:31,305 --> 00:15:34,266
‫اون‌ها فاقد زیبایی حاصل از تلاش مستمر هستند.

150
00:15:36,060 --> 00:15:41,148
‫خاندان تو، گرانات، نسل‌های زیادیه که
‫مسئولیت نگهداری از این حفاظ بهشون سپرده شده.

151
00:15:41,982 --> 00:15:49,782
‫اگه تو تونستی اجازه بدی که ما وارد شهر بشیم،
‫باید راهی برای کنترل‌کردنش داشته باشی.

152
00:15:50,658 --> 00:15:52,242
‫بهم نشونش بده.

153
00:15:57,790 --> 00:16:00,000
‫بهت یه‌کمی زمان میدم.

154
00:16:02,378 --> 00:16:04,296
‫خوب بهش فکر کن.

155
00:16:05,255 --> 00:16:10,302
‫برای انسان‌ها هم منتظر گذاشتن کسی،
‫استراتژی دیپلوماتیک مؤثریه.

156
00:16:11,387 --> 00:16:15,599
‫اگه حرف نزنی، تنها چیزی که انتظارت رو میکشه، شکنجه‌ی بیشتره.

157
00:16:25,109 --> 00:16:28,862
‫باید یه گریمور مرتبط به حفاظ یه جایی باشه.

158
00:16:28,862 --> 00:16:32,116
‫اتاق خواب رو بگرد. منم اتاق مطالعه رو میگردم.

159
00:16:45,838 --> 00:16:49,466
‫چی؟ تو همون بچه‌ی
‫ ماجراجویی هستی که عصر دیدمت.

160
00:16:49,466 --> 00:16:52,678
‫یه لحظه فکر کردم پسرم اومده نجاتم بده.

161
00:16:52,678 --> 00:16:56,098
‫خیلی داغون به‌نظر میرسی.
‫اون شیاطین باهات اینکار رو کردن؟

162
00:16:58,017 --> 00:16:59,601
‫الان نجاتت میدم.

163
00:17:05,274 --> 00:17:06,734
‫داری میلرزی.

164
00:17:06,734 --> 00:17:08,277
‫مشکلی داره؟

165
00:17:08,277 --> 00:17:10,320
‫نه. تو شجاعی.

166
00:17:11,363 --> 00:17:14,575
‫پسرم که مُرده هم قبل رفتن به نبرد میلرزید.

167
00:17:20,873 --> 00:17:22,916
‫لعنت. بریده نمیشه.

168
00:17:22,916 --> 00:17:24,126
‫جادوئه؟

169
00:17:24,501 --> 00:17:28,297
‫نگران من نباش.
‫کارم از نجات گذشته.

170
00:17:29,006 --> 00:17:31,842
‫تخلیه‌ی اهالی شهر خیلی مهم‌تره.

171
00:17:31,842 --> 00:17:36,346
‫اونا بدون تو به حرفام گوش نمیدن.

172
00:17:36,346 --> 00:17:40,392
‫نشان خاندان گرانات روی گردنمه.

173
00:17:41,852 --> 00:17:45,564
‫به نگهبان‌ها نشونش بده و
‫هر چی بگی عمل میکنن.

174
00:17:46,857 --> 00:17:52,780
‫و اینو بدون جغله. عادی حرف‌زدن با من هم
‫در این شهر جرم سنگینی به حساب میاد.

175
00:17:59,703 --> 00:18:02,790
‫خیلی خب، این دفعه رو ازت میگذرم.

176
00:18:03,582 --> 00:18:05,292
‫حالا زود باش برو.

177
00:18:05,292 --> 00:18:06,585
‫که اینطور.

178
00:18:07,169 --> 00:18:08,837
‫ببخشید، پیری.

179
00:18:10,255 --> 00:18:12,591
‫قراره این صندلی به‌نظر گرون رو بشکنم.

180
00:18:14,676 --> 00:18:16,929
‫اما نمیتونم پولش رو بدم.

181
00:18:18,222 --> 00:18:20,516
‫جناب لوگنار، یه موش داریم.

182
00:18:23,477 --> 00:18:26,146
‫کنت گرانات، از آشناهاتون ان؟

183
00:18:26,146 --> 00:18:29,650
‫نه. فقط یکی از ماجراجوهاییه که عصر دیدیم.

184
00:18:30,025 --> 00:18:33,320
‫حتماً اومده تا مستقیماً یه دادخواست بده، بدون اینکه...

185
00:18:33,320 --> 00:18:36,031
‫اون قبلاً فرار کرده.

186
00:18:37,116 --> 00:18:38,784
‫چه بچه‌ی احمقیه.

187
00:18:39,368 --> 00:18:40,494
‫که اینطور.

188
00:18:41,620 --> 00:18:42,788
‫دوباره.

189
00:18:43,247 --> 00:18:45,290
‫تو میتونی بری، بچه.

190
00:18:45,582 --> 00:18:47,251
‫میذارم زنده بمونی.

191
00:18:47,251 --> 00:18:48,335
‫دوباره انجامش داد.

192
00:18:50,379 --> 00:18:53,132
‫حتی به من نگاه هم نمیکنه.

193
00:18:54,133 --> 00:18:56,552
‫چی شده؟ برو گمشو.

194
00:18:56,844 --> 00:18:59,096
‫اگه سر راهم قرار بگیری، میکشمت.

195
00:19:03,016 --> 00:19:04,560
.سعیتو بکن

196
00:19:08,814 --> 00:19:09,606
‫سریعه.

197
00:19:11,316 --> 00:19:14,153
‫اما تو فقط یه انسانی.

198
00:19:25,247 --> 00:19:29,543
‫از اندام‌های حیاتیت محافظت کردی.
‫ واکنشت بد نبود.

199
00:19:29,543 --> 00:19:33,463
‫میگن، جوون‌ها عجولن چه انسان‌ باشن یا شیاطین-

200
00:19:33,463 --> 00:19:35,174
‫بی‌فکر و بی‌ملاحظه.

201
00:19:37,467 --> 00:19:41,597
‫اما تو به‌تنهایی منو به چالش کشیدی.
‫شجاعتت رو تحسین میکنم.

202
00:19:42,181 --> 00:19:43,557
‫تنها؟

203
00:19:43,891 --> 00:19:47,978
‫که اینطور. پس واقعاً شما نمیتونین حسش کنین.

204
00:19:47,978 --> 00:19:49,062
‫چی رو؟

205
00:19:49,396 --> 00:19:52,900
‫فرن، برات موقعیتی که میخواستی رو ایجاد کردم.

206
00:19:53,692 --> 00:19:56,320
‫جناب لوگنار، حضور یک جادوگر رو حس میکنم!

207
00:20:11,543 --> 00:20:12,878
‫غیر ممکنه.

208
00:20:12,878 --> 00:20:18,300
‫یه جادوگر انسان ناچیز بتونه بدون متوجه‌شدن
‫ حس مانا یابِ لینیا به اینجا برسه؟

209
00:20:19,676 --> 00:20:22,387
‫و این طلسم جادویی...

210
00:20:25,140 --> 00:20:27,768
‫جناب لوگنار، بذارین من به حسابش برسم.

211
00:20:27,768 --> 00:20:28,685
‫این کار رو نکن.

212
00:20:29,561 --> 00:20:32,564
‫دختر، اسم این طلسم جادویی چیه؟

213
00:20:33,106 --> 00:20:35,025
‫یه جادوی تهاجمی معمولی.

214
00:20:35,567 --> 00:20:40,489
‫اگه درست یادم باشه، توی سیستم جادویی خودتون
‫باید با اسم «زولتراک» بشناسیدش.

215
00:20:40,489 --> 00:20:42,866
‫این زولتراک بود؟

216
00:20:43,325 --> 00:20:45,118
.مزخرف نگو

217
00:20:45,118 --> 00:20:50,040
‫ما شیاطین حدود نیم قرن پیش یاد گرفتیم
‫تا در برابر زولتراک مقاوم باشیم.

218
00:20:51,083 --> 00:20:53,335
‫این طلسم جادویی رو کی بهت یاد داده؟

219
00:20:54,461 --> 00:20:56,546
‫داری سعی میکنی زمان بخری، نه؟

220
00:20:57,214 --> 00:20:58,382
‫زود کارت رو تموم میکنم.

221
00:20:59,383 --> 00:21:00,592
.اجازه نمیدم

222
00:21:02,928 --> 00:21:03,845
‫فرن!

223
00:21:04,680 --> 00:21:06,848
‫کنت به‌شدت مجروحه.

224
00:21:06,848 --> 00:21:08,517
.برای جنگیدن وقت نداریم

225
00:21:08,517 --> 00:21:09,434
!بیا بریم

226
00:21:10,644 --> 00:21:11,478
‫باشه.

227
00:21:21,613 --> 00:21:24,157
‫وقتی جلوی خون‌ریزیم رو گرفتم میریم دنبالشون.

228
00:21:24,157 --> 00:21:26,243
‫تو اون جنگجو رو بکش.

229
00:21:28,829 --> 00:21:32,207
‫خونم روی اون دوتا ریخته.

230
00:21:32,499 --> 00:21:34,334
‫گم‌شون نمیکنیم.

231
00:21:34,710 --> 00:21:38,130
لازم نیست خودتون باهاشون بجنگین، جناب لوگنار.

232
00:21:38,338 --> 00:21:40,424
‫میتونم از پس جادوگره هم بربیام.

233
00:21:40,424 --> 00:21:44,094
‫اگه اون طلسم جادویی بهت میخورد، الان مُرده بودی.

234
00:21:46,430 --> 00:21:52,102
‫اون طلسم جادویی مخصوص کشتن شیاطین، اصلاح شده.

235
00:21:52,686 --> 00:21:56,898
‫دیگه نمیشه بهش زولتراک گفت.

236
00:21:58,734 --> 00:22:01,320
‫این یه طلسم جادویی شیطان‌کشه.

237
00:22:02,279 --> 00:22:05,532
‫نحوه حرکت اون دختر منو یاد یه جادوگر دیگه میندازه.

238
00:22:06,450 --> 00:22:10,329
‫مدت‌ها پیش توسط همین جادو بهم حمله شده بود.

239
00:22:20,756 --> 00:22:22,341
‫که اینطور.

240
00:22:24,092 --> 00:22:25,552
‫حالا یادم اومد.

241
00:22:26,762 --> 00:22:28,221
‫اون فریرن بود.

242
00:22:30,015 --> 00:22:35,145
‫جادوگری که کمک قابل توجهی در
‫ تجزیه‌وتحلیل زولتراک به انسان‌ها کرد و...

243
00:22:35,145 --> 00:22:39,941
‫بیشتر از هر کس دیگه‌ای در تاریخ شیطان کشت.

244
00:22:42,235 --> 00:22:44,446
‫فریرن سلاخ.

245
00:22:45,906 --> 00:22:49,910
‫قسمت هشتم
‫فریرن سلاخ
‫یکی از نابغه‌هایی که ازشون متنفرم.
