﻿1
00:01:29,964 --> 00:01:32,967
‫قسمت دوازدهم: قهرمان حقیقی

2
00:01:33,968 --> 00:01:38,973
‫29 سال پس از مرگ هیمل قهرمان،
‫ در منطقه‌ی شیور، واقع در سرزمین‌های شمالی

3
00:01:47,565 --> 00:01:49,901
.فریرن-ساما داره خوابشون میبره

4
00:01:51,486 --> 00:01:52,445
ها؟

5
00:01:58,910 --> 00:02:00,787
.خوابشون برد

6
00:02:00,787 --> 00:02:03,123
.چاره‌ای نیست. من میارمش

7
00:02:03,123 --> 00:02:05,583
...اما استارک-ساما، تبرتون

8
00:02:05,583 --> 00:02:06,835
.آها

9
00:02:07,418 --> 00:02:09,754
.ولی خب دستام که خالی ان

10
00:02:19,347 --> 00:02:20,932
.خودم میارمشون

11
00:02:20,932 --> 00:02:22,267
عه، چرا؟

12
00:02:22,642 --> 00:02:23,893
.هیچی

13
00:02:33,069 --> 00:02:37,991
.آخرش پادشاه فقط ده سکه‌ی مسی بهمون داد

14
00:02:37,991 --> 00:02:39,492
.خیلی خسیسه

15
00:02:39,492 --> 00:02:41,202
.تعجب نمیکنم

16
00:02:41,202 --> 00:02:46,624
‫تا الان قهرمانای زیادی برای شکست دادن
‫پادشاه شیاطین عازم شدن و شکست خوردن.

17
00:02:46,958 --> 00:02:52,463
‫خب میتونیم در حین دنبال کردن هدفمون
‫که شکست دادن پادشاه شیاطینه پول دربیاریم.

18
00:02:54,716 --> 00:02:56,509
.خودش یه ماجراجوییه

19
00:02:56,509 --> 00:02:57,719
.حق با توئه

20
00:02:58,052 --> 00:03:01,222
میگم... اون شمشیر قهرمانه؟

21
00:03:01,222 --> 00:03:02,724
.یه بدله

22
00:03:04,142 --> 00:03:09,606
‫قدیم یه بازرگان که به شهرمون اومده بود،
‫برای نجاتش از دست هیولاها اینو بهم داد.

23
00:03:09,606 --> 00:03:11,649
‫گفت :«برای قهرمان آینده».

24
00:03:11,941 --> 00:03:13,985
.از این حرفا که به بچه‌ها میزنن

25
00:03:13,985 --> 00:03:16,362
برای این تصمیم گرفتی قهرمان بشی؟

26
00:03:16,362 --> 00:03:17,238
.نه

27
00:03:17,572 --> 00:03:21,201
.توی یتیم‌خونه‌ی روستا یه بچه پررو به اسم هایتر بود

28
00:03:21,201 --> 00:03:26,748
.بهم گفت چون شمشیرت قلابیه فوقش یه قهرمان قلابی ازت دربیاد

29
00:03:27,999 --> 00:03:32,128
.برای همین تصمیم گرفتم یه قهرمان واقعی بشم تا بزنم تو دهنش

30
00:03:34,047 --> 00:03:39,886
‫یه روز شمشیر قهرمان واقعی رو به‌دست میارم
‫و پادشاه شیاطین رو شکست میدم.

31
00:03:41,638 --> 00:03:44,140
.اما گذر زمان خیلی بی‌رحمه

32
00:03:44,557 --> 00:03:50,021
.همون بچه ‌پرو الان یه کشیش قلابی شده

33
00:03:50,021 --> 00:03:51,773
.من یه کشیش واقعی ام

34
00:04:12,043 --> 00:04:13,253
‫خواب میدیدم...؟

35
00:04:13,711 --> 00:04:17,090
.فریرن-ساما، بالأخره بیدار شدید

36
00:04:17,966 --> 00:04:20,510
.این صحنه به چشمم آشناست

37
00:04:21,010 --> 00:04:22,929
.حتماً هنوز دارم خواب میبینم

38
00:04:22,929 --> 00:04:24,973
.کاش اینطور بود

39
00:04:24,973 --> 00:04:27,558
.هوای کوهستان رو دست‌کم گرفته بودم

40
00:04:27,558 --> 00:04:31,688
‫به حرکت به سمت شمال ادامه بدین.
‫ دهکده‌ای که میخوایم بریم جلومونه.

41
00:04:31,688 --> 00:04:32,855
.متوجه شدم

42
00:04:33,523 --> 00:04:36,484
فریرن-ساما، میتونید راه برید؟

43
00:04:37,944 --> 00:04:38,903
.نمیتونم

44
00:04:38,903 --> 00:04:40,071
.که اینطور

45
00:04:41,698 --> 00:04:42,949
.بوی خوبی میدی

46
00:04:45,994 --> 00:04:48,496
.کولاک تقریبا خوابیده

47
00:04:48,496 --> 00:04:50,498
.فکر کردم قراره از سرما بمیریم

48
00:04:54,627 --> 00:04:58,047
واقعاً توی اعماق کوهستان یه دهکده هست؟

49
00:05:00,633 --> 00:05:03,720
.منتظرتون بودیم، فریرن-ساما

50
00:05:04,846 --> 00:05:07,890
.کدخدای فعلی تو هستی؟ خیلی جوونی

51
00:05:07,890 --> 00:05:12,270
.بله. در صف طولانی کدخداها، چهل‌و‌نهمین هستم

52
00:05:12,895 --> 00:05:15,648
.به دهکده‌ی شمشیر خوش اومدید

53
00:05:17,358 --> 00:05:20,111
.یه کلبه‌ی کوچبک مخروبه بیرون از دهکده بود

54
00:05:20,361 --> 00:05:23,197
.یه کلبه‌ی شکاری قدیمیه

55
00:05:23,656 --> 00:05:25,616
.ارباب کوهستان خرابش کرد

56
00:05:25,616 --> 00:05:28,995
ارباب کوهستان؟ همیشه همچین چیزی وجود داشته؟

57
00:05:29,412 --> 00:05:31,956
.پس دهکده‌ی شمشیر

58
00:05:31,956 --> 00:05:34,375
اینجا رو میشناسید، استارک-ساما؟

59
00:05:34,792 --> 00:05:37,378
.این دهکده قبلا از شمشیر قهرمان حفاظت میکرد

60
00:05:38,588 --> 00:05:44,802
‫میگفتن شمشیر قهرمان در یه مهراب
‫نزدیک دهکده قرار داده شده بود.

61
00:05:45,303 --> 00:05:50,767
‫طی تاریخ، قهرمانان بی‌شماری سعی در
‫بیرون کشیدنش داشتن، اما تکون نخورد.

62
00:05:51,351 --> 00:05:53,311
.البته تا هشتاد سال پیش

63
00:05:56,147 --> 00:05:58,816
...طبق افسانه ها، اِ

64
00:05:59,192 --> 00:06:01,819
‫شمشیر قهرمان تنها توسط قهرمانی بیرون کشیده خواهد شد

65
00:06:01,819 --> 00:06:06,032
‫که مصیبتی که کمر به نابودی جهان بسته را خواهد راند.

66
00:06:06,032 --> 00:06:07,075
.خودشه

67
00:06:07,241 --> 00:06:10,995
و کسی که شمشیر رو از سنگ بیرون کشید، هیمل-ساما بود؟

68
00:06:10,995 --> 00:06:14,457
.آره. فکر میکردم داستان خیلی معروفی باشه

69
00:06:14,457 --> 00:06:15,792
نشنیده بودیش؟

70
00:06:16,167 --> 00:06:19,003
.نه، هایتر-ساما چیز نگفتن

71
00:06:21,672 --> 00:06:22,882
.اینجاست

72
00:06:24,926 --> 00:06:26,594
.چه گرمه

73
00:06:27,428 --> 00:06:30,223
.ولی ناامید شدما، فریرن-ساما

74
00:06:30,223 --> 00:06:33,768
.قول داده بودید نیم‌قرن بعد برگردید

75
00:06:33,768 --> 00:06:37,146
.با اینکه آدم آرومی ام، اما منم دیگه از کوره در رفتم

76
00:06:38,147 --> 00:06:42,193
.البته این چیزی بود که مادربزرگم گفت

77
00:06:42,193 --> 00:06:46,030
.بهش که گفتم هشتاد سال چیزی نمیشه

78
00:06:46,656 --> 00:06:50,451
‫مردم این دهکده که برای نسل‌ها
‫از شمشیر قهرمان محافظت کردن،

79
00:06:50,451 --> 00:06:52,662
.به‌راحتی میتونن از خودشون دفاع کنن

80
00:06:52,662 --> 00:06:57,583
.درسته، اما بازم برای عمل به وظیفه‌مون به کمک شما نیاز داریم

81
00:06:58,084 --> 00:07:00,086
چه وظیفه‌ای؟

82
00:07:00,086 --> 00:07:01,712
.نابود کردن هیولاها

83
00:07:01,712 --> 00:07:05,508
.هیولاها مرتباً اطراف دهکده ظاهر میشن

84
00:07:05,758 --> 00:07:09,887
‫ارباب کوهستان هم اخیراً خیلی سرکش شده.
‫ دردسر بزرگی بوده.

85
00:07:11,305 --> 00:07:13,724
.پس فردا شروع میکنم

86
00:07:14,267 --> 00:07:16,436
.بهتره هرچه زودتر بهش رسیدگی کرد

87
00:07:34,078 --> 00:07:37,123
.این منطقه پر از هیولاست، با اینکه دهکده نزدیکه

88
00:07:37,123 --> 00:07:42,378
چرا برای نابودیشون بقیه‌ی ماجراجویان رو استخدام نکردید؟

89
00:07:42,378 --> 00:07:45,256
...ای کاش میتونستیم، ولی خب

90
00:07:45,423 --> 00:07:47,675
.چون هیمل قهرمانه

91
00:07:48,968 --> 00:07:51,721
.راست میگفتیا، کلی هیولا هست

92
00:07:52,680 --> 00:07:55,141
.جلوی اون غار جمع شدن

93
00:08:14,577 --> 00:08:16,454
...فریرن، این

94
00:08:24,545 --> 00:08:25,630
.اربابه

95
00:08:29,342 --> 00:08:30,551
.که اینطور

96
00:08:30,551 --> 00:08:34,180
.عجیب هم نیست که نمیشناسمش. جدیده

97
00:08:34,597 --> 00:08:36,933
فقط هشتاد سال گذشته و روی خودت اسم ارباب گذاشتی؟

98
00:08:39,435 --> 00:08:42,021
.استارک، میدونم میتونی حرکت کنی

99
00:08:48,569 --> 00:08:50,613
یه‌ذره رحم و مروت نداری؟

100
00:08:56,994 --> 00:08:58,287
.کارت خوب بود

101
00:09:07,338 --> 00:09:09,549
.حالا به وظیفه‌م رسیدگی کردم

102
00:09:14,428 --> 00:09:17,306
فریرن، اینجا چه خبره؟

103
00:09:18,724 --> 00:09:20,643
.اون که شمشیر قهرمانه

104
00:09:22,311 --> 00:09:25,606
.این چیزیه که هیولاها رو جذب میکنه

105
00:09:25,606 --> 00:09:28,776
،حفاظ قدرتمندی از ورودشون جلوگیری میکنه

106
00:09:28,776 --> 00:09:31,904
.اما با این‌حال، نمیتونن جلوی میل به نابودکردنش رو بگیرن

107
00:09:32,280 --> 00:09:35,074
.حتماً از شمشیر قهرمان خیلی میترسن

108
00:09:35,074 --> 00:09:37,034
.منظورم این نبود

109
00:09:37,660 --> 00:09:38,911
.خیلی خب

110
00:09:43,165 --> 00:09:47,211
.هیمل نتونست شمشیر رو بیرون بکشه

111
00:09:48,379 --> 00:09:52,341
.پس ایشون هم قهرمان حقیقی نبود

112
00:09:55,052 --> 00:09:56,345
...هیمل

113
00:09:56,846 --> 00:09:59,932
قهرمان قلابی بودن... چه اشکالی داره؟

114
00:10:01,058 --> 00:10:05,104
.پادشاه شیاطین رو شکست میدم و صلح رو به دنیا برمیگردونم

115
00:10:06,897 --> 00:10:11,444
.اینطوری قلابی باشم یا واقعی، فرقی نداره

116
00:10:14,697 --> 00:10:17,366
.و هیمل به حرفش عمل کرد

117
00:10:17,366 --> 00:10:20,536
.حتی بدون اون شمشیر، جهان رو نجات داد

118
00:10:20,911 --> 00:10:22,538
.یه قهرمان واقعی بود

119
00:10:23,164 --> 00:10:26,917
پس چرا حقیقت مخفی موند؟

120
00:10:26,917 --> 00:10:30,504
.حتماً میخواستن از هیمل یه قهرمان بسازن

121
00:10:31,213 --> 00:10:33,883
.هیچ قهرمانی نیاز به داستان‌های خجالت‌آور نداره

122
00:10:33,883 --> 00:10:36,969
.مثل داستان زمانی که نتونستن شمشیر رو از سنگ بیرون بکشن

123
00:10:38,304 --> 00:10:43,768
،نسل‌های آینده همیشه قهرمان رو آرمانی جلوه میدن

124
00:10:47,938 --> 00:10:51,942
.تا جایی که درنهایت طبیعت اصلیش ناپدید میشه

125
00:11:08,793 --> 00:11:12,171
.همیشه به توانایی شما باور داشتم، فریرن-ساما

126
00:11:12,171 --> 00:11:13,547
.بسیار متشکرم

127
00:11:14,173 --> 00:11:16,258
.این رو هم مادربزرگم گفت

128
00:11:16,509 --> 00:11:19,428
این جملات قصار مادربزرگت قضیه‌شون چیه؟

129
00:11:19,762 --> 00:11:22,264
.خب، پس پنجاه سال دیگه میبینمت

130
00:11:24,517 --> 00:11:27,311
.لطفاً بار بعد دیر نکنید

131
00:11:30,106 --> 00:11:36,112
‫29 سال پس از مرگ هیمل قهرمان،
‫ در منطقه‌ی شیور، واقع در سرزمین‌های شمالی

132
00:11:36,570 --> 00:11:38,364
،وقتی وسایلمون رو توی مسافرخونه گذاشتیم

133
00:11:38,364 --> 00:11:40,241
.میتونین شب رو هرطوری میخواین بگذرونین

134
00:11:40,241 --> 00:11:41,909
.خیلی وقته شهر نبودیم

135
00:11:41,909 --> 00:11:43,327
.بالأخره میتونیم لش کنیم

136
00:11:44,578 --> 00:11:46,622
فریرن-ساما، شما چیکار میکنید؟

137
00:11:46,997 --> 00:11:49,333
میتونیم با هم بریم مغازه‌ها رو ببینیم؟

138
00:11:49,333 --> 00:11:50,751
.من نمیام

139
00:11:50,751 --> 00:11:53,212
.میخوام همینجا توی مسافرخونه استراحت کنم و گریمور بخونم

140
00:11:53,212 --> 00:11:56,257
.که اینطور. پس تنها میرم

141
00:11:56,674 --> 00:11:57,883
...آها، راستی

142
00:11:58,217 --> 00:12:01,345
.امروز تولد هیجده سالگی استارکه

143
00:12:03,973 --> 00:12:07,476
چرا از قبل بهم نگفتید؟

144
00:12:07,476 --> 00:12:10,229
.براش چیزی نخریدم

145
00:12:10,229 --> 00:12:12,189
.خب از شهر یه چیزی براش بگیر

146
00:12:13,816 --> 00:12:16,527
‫نمیدونم استارک-ساما دلشون چی میخواد.

147
00:12:18,070 --> 00:12:21,198
‫باید خودم سر در بیارم.

148
00:12:21,657 --> 00:12:23,617
‫اما حتماً متوجه میشه.

149
00:12:26,162 --> 00:12:27,288
‫استارک-ساما.

150
00:12:32,418 --> 00:12:34,295
‫رفته بیرون یعنی؟

151
00:12:37,673 --> 00:12:40,342
‫یه جنگجو که یه تبر با خودش داشته باشه؟

152
00:12:40,634 --> 00:12:43,429
‫کمکم کرد گاری‌ام رو حرکت بدم.‫

153
00:12:43,429 --> 00:12:46,098
‫فکر کنم رفت سمت میدون.

154
00:12:48,267 --> 00:12:51,020
‫تا همین یه‌کم پیش داشت باهامون بازی میکرد.

155
00:12:52,605 --> 00:12:55,983
‫کمکون کرد از درخت پایین بیایم.

156
00:12:57,318 --> 00:13:00,029
‫گاو وحشی‌ام رو متوقف کرد.

157
00:13:01,197 --> 00:13:03,491
‫به کلی آدم کمک کرده.

158
00:13:05,117 --> 00:13:07,661
‫چه‌طور فریرن-ساما میتونن انقدر بی‌ادب باشن؟

159
00:13:07,661 --> 00:13:11,957
‫اصلاً راه نداره استارک-ساما چنین معجون منحرفانه‌ای رو بخوان.

160
00:13:29,767 --> 00:13:30,976
‫استارک-ساما!
‫وای!

161
00:13:34,271 --> 00:13:35,523
‫استارک-ساما.

162
00:13:36,982 --> 00:13:41,278
‫فرن، خوب موقعی اومدی. اون ابر...

163
00:13:43,489 --> 00:13:46,158
‫ببخشید. چیزی نبود.

164
00:13:47,785 --> 00:13:50,162
‫چــــــیــــــــ...چـــیـــزه...

165
00:13:50,162 --> 00:13:52,039
‫دوست دارین یه‌کم قدم بزنیم؟

166
00:13:52,039 --> 00:13:52,790
‫چشم.

167
00:13:55,417 --> 00:13:58,629
‫میگم، چرا عصبانی‌ای؟ کاری کردم؟

168
00:14:00,881 --> 00:14:02,842
‫چه‌طور بیانش کنم؟

169
00:14:04,093 --> 00:14:06,387
‫معذرت میخوام، باشه؟

170
00:14:06,846 --> 00:14:09,265
‫مهم نیست چه‌طور بپرسم، یه‌جوری مشکوک میشه.

171
00:14:09,265 --> 00:14:11,141
‫پس یه‌راست برم و بپرسم.

172
00:14:13,352 --> 00:14:17,022
‫استارک-ساما، چیزی هست دلتون بخواد؟

173
00:14:17,022 --> 00:14:18,190
‫برای چی؟

174
00:14:18,899 --> 00:14:21,652
‫آخه امروز تولدتونه، استارک-ساما.

175
00:14:21,652 --> 00:14:23,404
‫راست میگی‌ها!

176
00:14:23,404 --> 00:14:25,781
‫چه ربطی به چیزی که من دلم میخواد، داره؟

177
00:14:28,242 --> 00:14:30,786
‫برای هدیه‌ی تولدتون.

178
00:14:30,786 --> 00:14:32,872
‫ها؟ میخوای بهم چیزی بدی؟

179
00:14:33,998 --> 00:14:36,917
‫راستش، ولش کن.
‫یه‌‌جورایی رو اعصابمی.

180
00:14:39,211 --> 00:14:42,423
‫وایسا. شوخی نمیکردم.

181
00:14:42,756 --> 00:14:46,468
‫آخه من تا حالا هدیه تولدی نگرفتم.

182
00:14:50,931 --> 00:14:55,603
‫هیچ‌وقت از خانواده‌ام که مُردن یا استادم چیزی نگرفتم،

183
00:14:55,603 --> 00:14:57,646
‫پس فکر میکردم که همینطوریه کلاً.

184
00:14:58,397 --> 00:15:00,399
‫حتی از خانواده‌تون؟

185
00:15:00,941 --> 00:15:03,027
‫اونجا چنین رسمی نبود؟

186
00:15:03,277 --> 00:15:07,740
‫نه، احتمالاً اون‌ها اونقدر بهم اهمیت نمیدادن.

187
00:15:09,033 --> 00:15:11,535
‫من اصالتاً اهل روستای جنگجوهام.

188
00:15:12,077 --> 00:15:14,330
‫اونجا جایی برای ضعیف‌ها نیست.

189
00:15:15,372 --> 00:15:17,750
‫واقعاً عملکرد ناامیدکننده‌ای جلوی هیولا داشتین.

190
00:15:18,375 --> 00:15:19,919
‫از استولز یاد بگیرین.

191
00:15:20,169 --> 00:15:24,298
‫نه تنها آسیبی ندیده، بلکه ذره‌ای خون یا خاک هم روش نیست.

192
00:15:26,884 --> 00:15:31,764
‫اون شنل سفید بدون لکه‌اش ثابت
‫ میکنه که قوی‌ترین جنگجوی روستاست.

193
00:15:32,139 --> 00:15:34,391
‫استولز، تو افتخار این روستایی.

194
00:15:34,391 --> 00:15:36,018
‫قطعاً همینطوره، پدر.

195
00:15:39,605 --> 00:15:43,359
‫در مقایسه با تو، استارک یه سرافکندگیه.

196
00:15:43,359 --> 00:15:49,323
‫ باوجود تمرین سختی که هرروز میکنه،
‫بازم نمیتونه جلوی یه هیولا بایسته.

197
00:15:53,202 --> 00:15:55,496
‫بارون گرفت. بریم خونه.

198
00:15:56,080 --> 00:15:58,332
‫میرم برادر ابله‌ام رو تمرین بدم.

199
00:15:58,332 --> 00:16:00,334
‫زیاد اذیتش نکن.

200
00:16:00,334 --> 00:16:03,045
‫وقت تلف‌کردنه من میرم خونه.

201
00:16:06,590 --> 00:16:07,716
‫استارک.

202
00:16:12,930 --> 00:16:14,056
‫برادر.

203
00:16:17,977 --> 00:16:18,852
‫شرمنده‌ ام.

204
00:16:19,979 --> 00:16:21,939
‫تمرکزت خوبه.

205
00:16:23,649 --> 00:16:28,362
‫میدونم که قوی‌تر میشی ولی
‫باید یه‌کم طرز ایستادنت رو بهتر کنی.

206
00:16:31,699 --> 00:16:35,119
‫حالا که فکرش رو میکنم، برادرم احتمالاً
‫تنها کسی بود که رفتارش متفاوت بود.

207
00:16:36,036 --> 00:16:36,954
‫اما...

208
00:16:45,671 --> 00:16:51,301
‫وقتی هیولاها به دهکده‌ام حمله کردند،
‫حتی برادرم رو رها کردم و فرار کردم.

209
00:16:52,094 --> 00:16:55,180
.طبیعیه که خانواده‌م هرگز تولدم رو جشن نگرفتن

210
00:16:55,639 --> 00:16:57,891
‫مایه‌ی سرافکندگی‌ای بودم که از همه‌چیز فرار میکرد.

211
00:17:00,602 --> 00:17:03,063
‫مطمئنم که اگه هیمل بود، فرار نمیکرد.

212
00:17:07,735 --> 00:17:11,697
‫استارک-ساما بریم یه هدیه براتون بگیریم.

213
00:17:13,741 --> 00:17:15,701
‫گذشته مهم نیست.

214
00:17:16,326 --> 00:17:20,831
‫استارکِ جنگجویی که من میشناسم، هیچ‌وقت فرار نمیکنه.

215
00:17:21,832 --> 00:17:24,293
‫اما ممکنه توی آینده بکنم.

216
00:17:24,710 --> 00:17:26,462
‫ما نمیذاریم.

217
00:17:27,129 --> 00:17:28,297
‫اما من-

218
00:17:28,297 --> 00:17:31,050
‫اما چیزی انتخاب نکنی، خودم براتون انتحاب میکنم.

219
00:17:33,802 --> 00:17:35,220
‫فهمیدم.

220
00:17:40,392 --> 00:17:43,228
‫پس اینو دوست دارم.
‫خیلی گرونه، پس نه.

221
00:17:43,228 --> 00:17:44,021
‫چشم.

222
00:17:53,030 --> 00:17:55,240
‫ خوش برگشتین. دیر کردین.

223
00:17:55,491 --> 00:18:00,037
‫فریرن-ساما، اون همبرگر‌های مسخره بزرگ دیگه چی ان؟

224
00:18:00,037 --> 00:18:01,747
‫چی داری میگی؟

225
00:18:01,747 --> 00:18:03,832
‫اینجوری تولد میگیرن.

226
00:18:04,666 --> 00:18:07,336
‫استادم هیچ‌وقت بهم هدیه‌ای نداد، ولی...

227
00:18:07,336 --> 00:18:10,130
‫برام همبرگر تولد درست میکرد.

228
00:18:10,506 --> 00:18:12,216
‫منظورتون چیه؟

229
00:18:12,216 --> 00:18:15,552
‫استارک، آیزن بهت چیزی نگفت؟

230
00:18:15,552 --> 00:18:16,386
‫چی رو بگه؟

231
00:18:17,513 --> 00:18:19,932
‫جنگجوها خیلی ضد حالن.

232
00:18:19,932 --> 00:18:22,392
‫این حرف رو از دهن شما شنیدن، عجیبه فریرن-ساما!

233
00:18:22,643 --> 00:18:26,146
‫درسته. منم جون ضدحالم درک میکنم.

234
00:18:26,146 --> 00:18:27,564
‫احمقانه‌ست، نه؟

235
00:18:27,564 --> 00:18:30,984
‫مردم تا وقتی بهشون چیزی نگی، نمیفهمن.

236
00:18:31,944 --> 00:18:33,028
‫این...

237
00:18:35,697 --> 00:18:37,032
‫حالا که فکرش رو میکنم،

238
00:18:37,032 --> 00:18:41,328
‫همیشه این همبرگرها رو برای تولدمون
‫ به‌طرز مسخره‌ای بزرگ درست میکردی.

239
00:18:41,328 --> 00:18:42,329
‫قضیه‌شون چیه؟

240
00:18:42,621 --> 00:18:45,541
‫این یه رسم توی منطقه‌ی منه.

241
00:18:45,541 --> 00:18:50,170
‫اونا هدیه‌ای برای قدردانی از جنگجویانی
‫که خیلی سخت تلاش کردن هستن.

242
00:18:50,629 --> 00:18:54,341
‫یه‌جورایی برام مثل هدیه تولد میمونه.

243
00:18:54,341 --> 00:18:57,594
‫اما آیزن، ما که جنگجو نیستیم.

244
00:18:57,928 --> 00:19:01,098
‫هر کسی که خیلی سخت تلاش کنه، جنگجوئه.

245
00:19:01,098 --> 00:19:02,432
‫واقعاً؟

246
00:19:02,432 --> 00:19:03,767
‫کی میدونه؟

247
00:19:04,476 --> 00:19:07,479
...جنگجویانی که خیلی سخت تلاش کردن

248
00:19:08,188 --> 00:19:10,607
‫برادر، چی داری درست میکنی؟

249
00:19:10,983 --> 00:19:14,069
‫همبرگر. تولدته، نه؟

250
00:19:14,736 --> 00:19:16,822
‫به بقیه خانواده چیزی نگو.

251
00:19:24,037 --> 00:19:25,622
‫فرار کن، استارک.

252
00:19:28,333 --> 00:19:29,877
‫باید زنده بمونی.

253
00:19:59,156 --> 00:20:01,909
‫آیزن طرز تهیه‌ش رو بهم داد.

254
00:20:02,701 --> 00:20:04,494
‫خوشمزه‌ست؟

255
00:20:12,753 --> 00:20:13,629
‫آره.

256
00:20:18,508 --> 00:20:21,720
‫هنوز یه‌کمی از این دارم.

257
00:20:21,720 --> 00:20:24,640
‫دوباره روتون خالی میکنم، فریرن-ساما.

258
00:20:24,640 --> 00:20:26,808
‫ها؟ این چیه؟

259
00:20:26,808 --> 00:20:29,186
.به شما مربوط نیست، استارک-ساما

260
00:20:29,186 --> 00:20:30,938
‫معجون کمیابیه.‫

261
00:20:30,938 --> 00:20:32,564
‫ها؟ چیکار میکنه؟

262
00:20:32,564 --> 00:20:33,732
‫منحرف.

263
00:20:33,732 --> 00:20:35,192
ها؟ مگه چیکار کردم؟

264
00:20:35,192 --> 00:20:36,151
.‫منحرف

265
00:20:36,151 --> 00:20:38,362
!آخه میگم چه غلطی کردم؟
