﻿1
00:00:09,884 --> 00:00:11,136
.ترسناک شد ها

2
00:00:11,136 --> 00:00:13,930
.جادوی ساده‌ایه، اما نمیتونم جهتش رو ببینم

3
00:00:17,392 --> 00:00:21,146
...نمیشه همه‌شو دفع کرد، ولی

4
00:00:22,022 --> 00:00:24,691
چی شد؟ نمیخوای ادامه بدی؟

5
00:00:25,442 --> 00:00:28,778
برد جادوت پنج متره، آره؟

6
00:00:29,446 --> 00:00:32,615
.نه، نیازی بهش نیست

7
00:00:32,615 --> 00:00:36,036
‫جادوی اون فریبکارانه‌ست،

8
00:00:36,036 --> 00:00:38,288
‫و تنها هدفش رسیدن به پیروزیه.

9
00:00:38,288 --> 00:00:42,584
‫دختری که الان داره با ویابل میجنگه، احتمالاً کشته بشه.

10
00:00:44,878 --> 00:00:45,712
.خیلی خب

11
00:00:50,884 --> 00:00:52,677
حمله‌ی فشرده؟

12
00:00:56,097 --> 00:00:59,517
چه‌طور میتونه این‌همه طلسم حمله رو همزمان کنترل کنه؟

13
00:01:01,895 --> 00:01:04,939
!این قدرت به طرز مسخره‌ای زیاده

14
00:01:04,939 --> 00:01:06,775
.اصلاً شرافتمندانه نیست

15
00:01:08,943 --> 00:01:12,238
.نمیتونم... از پس همه‌شون بربیام

16
00:02:45,582 --> 00:02:48,585
قسمت بیستم: قتل ضروری

17
00:02:50,003 --> 00:02:51,546
.سورگانیل

18
00:02:56,843 --> 00:02:58,970
.نمیتونم تکون بخورم

19
00:02:59,512 --> 00:03:01,890
.مانام رو هم نمیتونم کنترل کنم

20
00:03:02,640 --> 00:03:06,978
.خب، گمونم اگه نتونه یکی پیدا کنه فایده‌ای نداره

21
00:03:07,395 --> 00:03:11,941
.طلسم من هرکسی که بتونم ببینم رو گیر میندازه

22
00:03:12,358 --> 00:03:16,654
.تا وقتی چشمم رو ازت برندارم، نمیتونی حرکت کنی

23
00:03:16,905 --> 00:03:21,242
.توی این وضعیت، میتونم به راحتی بکشمت

24
00:03:21,242 --> 00:03:24,621
.علاوه بر این، جلوی خودشو میگرفت

25
00:03:25,079 --> 00:03:27,290
،اگه واقعاً میخواست منو بکشه

26
00:03:27,290 --> 00:03:27,332
.توی همون حمله‌ی اول منو گرفتار میکرد

27
00:03:27,332 --> 00:03:28,625
.توی همون حمله‌ی اول منو گرفتار میکرد

28
00:03:29,834 --> 00:03:31,252
.آخرین فرصتته

29
00:03:32,128 --> 00:03:34,464
.ای بابا، چه ضدحال

30
00:03:34,464 --> 00:03:37,133
.فکر کردم بالأخره یه نبرد تا پای مرگ پیدا کردم

31
00:03:37,425 --> 00:03:40,637
.پس هدفش این بود که منو تهدید کنه تا اشتیل رو بهش بدم

32
00:03:42,805 --> 00:03:44,307
.وایسا ببینم

33
00:03:44,307 --> 00:03:47,352
چرا بهم دستور میدی که این کار رو بکنم؟

34
00:03:47,352 --> 00:03:51,147
چرا وقتی نمیتونستم تکون بخورم خودت نیومدی اشتیل رو برداری؟

35
00:03:55,443 --> 00:04:00,740
.نه. اگه من بودم به قصد کشت، گردن رو هدف میگرفتم

36
00:04:00,740 --> 00:04:03,034
.اینطوری نبرد تموم میشد

37
00:04:03,618 --> 00:04:05,912
.میتونستی این کارو انجام بدی

38
00:04:06,871 --> 00:04:10,124
.توی نبرد هم افرادی بودن که اینطور عمل میکردن

39
00:04:10,833 --> 00:04:15,421
.همه‌شون منحرفایی بودن که از کشتن لذت میبردن

40
00:04:18,633 --> 00:04:20,385
میخوای زمان بخری؟

41
00:04:22,387 --> 00:04:24,931
.خیلی خب. باهات راه میام

42
00:04:27,475 --> 00:04:32,188
‫ارتش جادویی شمالی، مزدورانی هستن
‫که تخصصشون مبارزه با شیاطینه.

43
00:04:32,855 --> 00:04:36,067
.اما در مواقع ضروری، بسیج میشیم تا در نبرد میان ملت‌ها بجنگیم

44
00:04:39,737 --> 00:04:43,700
.مردم میدونن چی بقیه رو ضعیف میکنه

45
00:04:44,534 --> 00:04:51,124
.عمل شیطانی فرستادن زن‌ها و بچه‌ها به جنگ، غیرعادی نبود

46
00:04:51,624 --> 00:04:53,376
.جهنم نبود

47
00:04:55,211 --> 00:04:57,255
.توی شمالِ دور، عادیه

48
00:04:57,922 --> 00:05:05,888
‫به نظر من، جادویی که فرد درش تخصص پیدا میکنه،
‫کاملاً به زندگی و طبع اون فرد مرتبطه.

49
00:05:06,431 --> 00:05:12,729
‫جادویی که دشمنان رو گرفتار میکنه،
‫شبیه راهی برای به تأخیر انداختن مرگشون به نظر میاد.

50
00:05:14,480 --> 00:05:18,735
.حالا میفهمم. برای همین هم اجازه دادی زمان بخرم

51
00:05:22,280 --> 00:05:26,617
.همینطوره. از این زمان استفاده میکنم تا آماده‌ی کشتن بشم

52
00:05:27,410 --> 00:05:28,870
...اما میدونی، دخترجون

53
00:05:31,247 --> 00:05:37,003
.شاید در کشتن تهدید کنم، اما تا حالا هرکسی که نیاز بوده رو کشتم

54
00:05:40,256 --> 00:05:42,216
.فعلاً، دخترجون

55
00:05:46,346 --> 00:05:47,847
.لطفاً حرکت نکن

56
00:05:51,142 --> 00:05:53,394
.اصلاً حسش نکردم

57
00:05:53,770 --> 00:05:57,398
تعجب کردم. میتونی کاملاً مانات رو سرکوب کنی؟

58
00:05:58,441 --> 00:06:01,069
.حتماً کسی که اشتیل رو گرفت تو بودی

59
00:06:01,277 --> 00:06:03,780
.آره خدایی. شانس ندارم

60
00:06:04,322 --> 00:06:06,574
.داشتی با اره میجنگیدی

61
00:06:06,574 --> 00:06:07,784
چه بلایی سرش اومد؟

62
00:06:08,076 --> 00:06:09,285
.کشمتش

63
00:06:12,830 --> 00:06:15,792
شرایط قبولی آزمون اول

64
00:06:15,792 --> 00:06:21,964
‫اینه که لحظه‌ی غروب امروز یه اشتیل داشته باشیم
‫و تمام اعضای گروه هم حضور داشته باشن.

65
00:06:24,550 --> 00:06:27,804
.ما باختیم. از اینجا میرم

66
00:06:28,554 --> 00:06:31,099
.فکر کردم میخوای منو بکشی

67
00:06:31,099 --> 00:06:33,726
.همین الانشم توی آزمون شکست خوردم

68
00:06:33,726 --> 00:06:35,853
.نیازی به کشتنت نیست

69
00:06:35,853 --> 00:06:36,854
.فعلا

70
00:06:37,397 --> 00:06:40,191
.اگه بخوای میتونی از پشت بهم حمله کنی

71
00:06:40,942 --> 00:06:44,946
.اما یه قتل غیرضروری رو به ضروری تبدیل میکنی

72
00:06:45,446 --> 00:06:50,535
.نگران نباش. اون چهار چشمی یه پا آب زیرکاهه

73
00:07:04,757 --> 00:07:06,342
.تمومه

74
00:07:07,802 --> 00:07:09,637
.کارت خیلی خوبه

75
00:07:12,140 --> 00:07:16,102
گلبرگ‌های زیادی رو تبدیل به فلز کردی و به دقت کنترل کردی

76
00:07:16,102 --> 00:07:17,770
.تا از دفاعم عبورشون بدی

77
00:07:19,522 --> 00:07:21,649
اما این اختراع خودته، نه؟

78
00:07:21,649 --> 00:07:26,362
.این نوع طلسم‌ها معمولاً اصول اساسی رو زیرپا میذارن

79
00:07:26,737 --> 00:07:33,286
‫من همیشه موقع مبارزه با حریفی که نمیشناسم،
‫منتظر میمونم و نگاه میکنم.

80
00:07:33,578 --> 00:07:36,497
.دقیقاً میدونم نقطه ضعفت چیه

81
00:07:36,497 --> 00:07:38,666
.گمونم من برنده ام

82
00:07:39,000 --> 00:07:40,418
.خیلی پرحرفی

83
00:07:40,418 --> 00:07:43,629
‫حالا که به بازوی راستت آسیب زدم،
‫چه‌طور میخوای برنده بشی؟

84
00:07:46,466 --> 00:07:50,136
.اگه تسلیم نشی، سرت رو از بدن جدا میکنم

85
00:07:50,386 --> 00:07:54,390
.گفتم که، هنوز دارم قبل از شروع نبرد نگاهت میکنم

86
00:07:55,433 --> 00:07:57,810
کارت توی تشخیص مانا زیاد خوب نیست، نه؟

87
00:08:06,944 --> 00:08:08,529
.جادوی توهم

88
00:08:08,529 --> 00:08:12,074
.از ماده تشکیل شده، پس بهتره بگم، یه کلونه

89
00:08:13,993 --> 00:08:15,119
از کی؟

90
00:08:18,456 --> 00:08:22,877
.از ابتدا، وقتی آزمون شروع شد

91
00:08:24,003 --> 00:08:26,297
.به آدما اعتماد ندارم

92
00:08:29,550 --> 00:08:31,552
.چی چی و کشتمش

93
00:08:31,969 --> 00:08:35,348
.اون زنیکه راس‌راس تو چشام بلوف زد

94
00:08:36,224 --> 00:08:38,059
.هوی بیدار شو اره

95
00:08:40,603 --> 00:08:43,481
.مانات تموم شد؟ خاک بر سرت

96
00:08:43,481 --> 00:08:45,483
مگه شاگرد اول نبودی؟

97
00:08:46,943 --> 00:08:50,696
.توی جادوی حمله‌ی عادی غرقم کرد

98
00:08:51,239 --> 00:08:53,366
.نمیتونستم همه‌شو دفع کنم

99
00:08:55,326 --> 00:08:57,411
باورت نمیشه؟

100
00:08:58,746 --> 00:09:00,081
.نه، میشه

101
00:09:04,919 --> 00:09:08,381
چرا مثل احمقا با کله رفتی جلو و حمله کردی؟

102
00:09:08,381 --> 00:09:11,551
.اگه درست عمل میکردی میتونستی برنده بشی

103
00:09:13,010 --> 00:09:17,682
،اما اگه میتونه صرفاً با جادوی حمله‌ی عادی چنین کاری کنه

104
00:09:18,516 --> 00:09:21,227
.باید هیولای ناجوری باشه

105
00:09:22,311 --> 00:09:25,439
.بیا. میریم شارف رو پیدا کنیم

106
00:09:25,439 --> 00:09:28,234
.وایسا. نمیتونم راه برم

107
00:09:29,277 --> 00:09:31,153
.ای بابا، باشه

108
00:09:35,700 --> 00:09:38,995
وایسا ببینم. مگه من اسباب اثاثیه ام؟

109
00:09:38,995 --> 00:09:40,162
!کولم کن

110
00:09:44,917 --> 00:09:47,295
این چه غلطیه دارم میکنم؟

111
00:09:47,295 --> 00:09:49,589
شارف رو این نزدیکیا حس میکنی؟

112
00:09:49,589 --> 00:09:51,882
.اونطرف اون بوته‌هاست

113
00:09:52,550 --> 00:09:56,012
...هوی، شارف. کمکم کن اره رو بیا

114
00:09:59,890 --> 00:10:02,893
.ویربل، کولم کن

115
00:10:02,893 --> 00:10:04,979
.بدنم سر شده و نمیتونم حرکت کنم

116
00:10:09,400 --> 00:10:10,610
.لعنتی

117
00:10:10,610 --> 00:10:12,695
خدایی این چه وضعیه؟

118
00:10:15,948 --> 00:10:18,200
اون صدای چیه؟

119
00:10:18,200 --> 00:10:20,036
.احتمالاً بارون

120
00:10:20,036 --> 00:10:22,538
.بیرون از حفاظ داره بارون میاد

121
00:10:23,289 --> 00:10:25,958
‫مثل وضعیت روحی الان منه.

122
00:10:25,958 --> 00:10:28,753
‫دو سه ساعت دیگه خورشید غروب میکنه.

123
00:10:28,753 --> 00:10:30,921
‫اولین آزمون تموم میشه.

124
00:10:31,380 --> 00:10:33,799
‫ما دوتا از رقابت خارج شدیم.

125
00:10:33,799 --> 00:10:36,886
‫اینطوری دیگه نمیتونیم اشتیل کسی رو هم بدزدیم.

126
00:10:36,886 --> 00:10:39,430
‫ما شکست میخوریم.

127
00:10:40,097 --> 00:10:44,310
‫اما به‌هر‌حال کمک‌مون میکنی.
‫چه‌قدر خوبی.

128
00:10:44,310 --> 00:10:47,396
.بدم نمیاد همینجا ولتون کنم و برم

129
00:10:47,396 --> 00:10:48,773
.لطفاً نکن

130
00:10:48,773 --> 00:10:50,983
!‫گریه نکن. ناسلامتی مردی

131
00:10:52,526 --> 00:10:57,406
‫این مهربونیت دلیل جنگیدن با شیاطینه؟

132
00:11:02,328 --> 00:11:05,456
‫تو دهکده‌ی من رو هم نجات دادی.

133
00:11:05,456 --> 00:11:06,457
‫احمقی؟

134
00:11:06,874 --> 00:11:10,002
‫نمیتونم زندگیم رو برای مهربونی به خطر بندازم.

135
00:11:10,002 --> 00:11:12,922
‫آدم‌ها برای خواسته‌های خودشون میجنگن.

136
00:11:14,173 --> 00:11:16,133
‫من انگیزه‌های دیگه‌ای داشتم.

137
00:11:16,592 --> 00:11:19,053
‫عاشق یه دختر توی شهرم بودم.

138
00:11:20,554 --> 00:11:27,103
‫دقیقاً 29 سال پیش، فعالیت شیاطین در سرزمین های شمالی زیاد شد.

139
00:11:27,103 --> 00:11:30,314
‫اون و تمام خانواده‌ش به سرزمین‌های مرکزی فرار کردن.

140
00:11:30,898 --> 00:11:32,900
‫بچه احمقی بودم.

141
00:11:32,900 --> 00:11:34,860
‫میخواستم جلوش خفن به‌نظر برسم.

142
00:11:35,152 --> 00:11:39,365
‫همه‌ی اون شیاطین لعنتی رو میکشم.

143
00:11:39,365 --> 00:11:42,201
‫وقتی این‌کار رو کردم، برگرد به دهکده.

144
00:11:47,623 --> 00:11:50,960
‫فقط چهار پنج سالم بود.

145
00:11:51,502 --> 00:11:53,879
‫حتی الان اسم یا صورتش رو یادم نمیاد.

146
00:11:58,467 --> 00:12:00,136
.احمقانه ست

147
00:12:00,136 --> 00:12:02,096
.آره، احمقانه ست

148
00:12:08,978 --> 00:12:13,482
‫باز قراره با کشتی برگردیم؟
‫من زود دریا زده میشم.

149
00:12:13,816 --> 00:12:16,694
‫میخوای به پدربزرگم معرفیت کنم؟

150
00:12:16,694 --> 00:12:19,196
‫چون یه جادوگر درجه‌ی یک،
‫میتونه زمینی ببرتت...

151
00:12:20,322 --> 00:12:21,824
‫هی، ویربل.

152
00:12:22,324 --> 00:12:23,284
‫چی شده؟

153
00:12:23,284 --> 00:12:24,368
‫نگاه کن.

154
00:12:36,088 --> 00:12:39,842
‫مسخره‌م کردی؟
‫پس اون همه دردسر برای چی بود؟

155
00:12:40,718 --> 00:12:44,054
‫خیلی طول کشید تا شانس بهم رو کنه.

156
00:12:46,515 --> 00:12:50,186
‫فریرن، اون هیچ‌کاری نمیکنه.

157
00:12:51,061 --> 00:12:52,897
‫یه الف، ها؟

158
00:12:53,314 --> 00:12:55,900
‫جادوگر بامهارتیه.

159
00:12:56,567 --> 00:12:57,943
‫غیب شد؟

160
00:12:58,277 --> 00:13:00,112
‫فریرن، اشتیل...

161
00:13:01,739 --> 00:13:03,199
‫بردش، ها؟

162
00:13:06,994 --> 00:13:08,746
‫طلسم جادویی جالبیه.

163
00:13:21,050 --> 00:13:24,136
‫با وجود اینکه بارون میاد، اینجا داخل حفاظ جای راحتیه.

164
00:13:24,136 --> 00:13:28,891
‫راستی، تو ناظر آزمون دوم نبودی، زنزه؟

165
00:13:29,850 --> 00:13:34,980
‫به‌نظر بازم چندتا از آزمون‌دهنده‌های بااستعدادمون رو کشتی، گنا.

166
00:13:36,273 --> 00:13:37,733
‫من رو نخندون.

167
00:13:39,568 --> 00:13:42,738
‫هیچ آزمون‌دهنده‌ی بااستعدادی اینطور نمیمیره.

168
00:13:43,239 --> 00:13:47,326
‫به‌علاوه اینطوری جادوگرهای درجه یک ارزش بیشتری پیدا میکنن.

169
00:13:48,035 --> 00:13:50,120
‫تو که باید این رو خوب بدونی.

170
00:13:51,580 --> 00:13:58,921
‫به‌هرحال انتخاب هدفی که نمیشه با مانا پیداش کرد،
‫برای آزمون جادوگرا کار خوبی نبود.

171
00:13:59,588 --> 00:14:02,174
‫اینکه بتونن بگیرن یا نه، به شانس‌شون مربوطه.

172
00:14:02,842 --> 00:14:06,387
.‫این یک نبرده با پوشش رقابت

173
00:14:06,428 --> 00:14:08,722
‫شانس یه مهارته.

174
00:14:09,098 --> 00:14:13,686
‫و به‌نظر بعضی از آزمون‌دهنده‌ها بدون
‫ کمک‌گرفتن از شانس یه اشتیل گرفتن.

175
00:14:13,769 --> 00:14:16,605
‫سه ساعت دیگه خورشید غروب میکنه.

176
00:14:16,605 --> 00:14:19,608
‫نبرد شدیدتر میشه.

177
00:14:22,695 --> 00:14:24,947
‫فکر میکنی کی زنده بمونه؟

178
00:14:24,947 --> 00:14:27,157
.یک‌سومشون باقی میمونن

179
00:14:27,449 --> 00:14:30,619
‫و دنکن قطعاً بین‌شونه.

180
00:14:30,619 --> 00:14:34,832
‫اون تقریباً اندازه‌ی یه جادوگر درجه یک مهارت داره.

181
00:14:35,082 --> 00:14:38,586
چرا پیرمردی که فقط به پول و قدرت سیاسی علاقه داره

182
00:14:38,586 --> 00:14:40,921
‫الان دنبال مدرک گرفتنه؟

183
00:14:40,921 --> 00:14:43,215
‫درنهایت دنبال امتیازاتشه؟

184
00:14:43,215 --> 00:14:44,592
‫کی میدونه؟

185
00:14:44,925 --> 00:14:47,386
.سنش داره بالا میره

186
00:14:47,386 --> 00:14:49,722
‫مطمئنم یه چیزی تو ذهنشه.

187
00:14:50,556 --> 00:14:55,311
‫میگم، این طلسم جادویی‌ای که اون
‫ دختر استفاده کرد، اسمش جیلور نبود؟

188
00:14:55,811 --> 00:14:59,732
‫طلسم عامیانه‌ایه که یه قبیله‌ی کوهستانی
‫توی سرزمین‌های جنوبی ازش استفاده میکنن.

189
00:15:00,065 --> 00:15:01,984
‫درسته.

190
00:15:02,192 --> 00:15:03,736
‫جیلور چیه؟

191
00:15:03,736 --> 00:15:05,613
.‫یه طلسم جادویی که اجازه میده با سرعت بالا حرکت کنی

192
00:15:05,988 --> 00:15:10,075
‫پس شما دوتا باید مخفی میموندین.

193
00:15:10,659 --> 00:15:13,579
‫اون دختر میتونست خودش بدزده و فرار کنه.

194
00:15:13,829 --> 00:15:19,376
‫لاوفن هنوز خیلی بی‌تجربه‌ست.
‫اون رد زیادی از ماناش به جا میذاشت.

195
00:15:19,376 --> 00:15:23,714
‫خیلی راحت میتونستی دنبالش کنی، فریرن.

196
00:15:25,049 --> 00:15:28,677
.گمونم حضور ما برات دردسرساز باشه

197
00:15:28,928 --> 00:15:32,389
‫خب، آره.
‫تو منو میشناسی، نه؟

198
00:15:32,681 --> 00:15:37,061
‫جادوگری از نسل ما نیست که اون اسم رو نشناسه.

199
00:15:37,061 --> 00:15:40,022
‫اولین باره که خودم میبینمت.

200
00:15:40,022 --> 00:15:42,274
‫اما به محض اینکه دیدمت، فهمیدم کی هستی.

201
00:15:42,691 --> 00:15:47,279
‫تو جادوگر گروه قهرمان، فریرنی.

202
00:15:47,613 --> 00:15:48,989
‫معروفه؟

203
00:15:48,989 --> 00:15:53,702
‫یه جادوگر افسانه‌ایه.
‫میدونستم ممکنه اون باشه، ولی...

204
00:15:53,702 --> 00:15:56,330
‫گمونم واقعاً الف‌ها پیر نمیشن.

205
00:15:56,372 --> 00:15:58,791
‫نه، همین الانش هم به اندازه کافی کثیفه.

206
00:15:59,416 --> 00:16:05,673
‫در حالی که دنکن تو رو مشغول نگه میداره.
‫من یکی از این دوتا بچه رو میکشم.

207
00:16:05,965 --> 00:16:07,424
‫که اینطور.

208
00:16:07,424 --> 00:16:13,973
‫اگه به‌خاطر از دست‌دادن یکی از اعضامون نتونیم قبول بشیم،
‫چاره‌ای جز تسلیم‌شدن نداریم.

209
00:16:13,973 --> 00:16:16,558
‫جالب شد. امتحان کنیم

210
00:16:16,558 --> 00:16:18,727
‫لاوینه، اون قویه ها.

211
00:16:18,727 --> 00:16:20,104
‫میدونم.

212
00:16:22,731 --> 00:16:27,695
‫بس کن، ریچر. فقط کافیه مشغول نگه‌شون داریم.

213
00:16:27,695 --> 00:16:28,821
.اینطوری میبریم

214
00:16:29,947 --> 00:16:35,869
‫دنکن، فکر میکردم آدم سرد و بی‌رحم‌تری باشی.

215
00:16:36,078 --> 00:16:38,372
‫یه جادوگر امپراتوری ای، نه؟

216
00:16:38,372 --> 00:16:41,917
‫مطمئنم حداقل چندباری دشمن‌های سیاسی رو کشتی.

217
00:16:50,217 --> 00:16:55,097
‫من فقط بر این باورم که جادوگر درجه
‫ یک‌شدن ارزش کشتن کسی رو نداره.

218
00:16:55,431 --> 00:16:57,725
‫منم با این موضوع موافقم.

219
00:16:57,725 --> 00:17:00,769
‫«جادوگر درجه یک» فقط یه عنوانه.

220
00:17:00,769 --> 00:17:03,022
‫اونقدر ارزش نداره.

221
00:17:04,690 --> 00:17:06,817
‫ناامیدم کردی.

222
00:17:06,817 --> 00:17:10,112
‫یعنی میگی که این آزمون رو بدون دونستن
‫امتیازاتی که این عنوان میده، شرکت کردی؟

223
00:17:10,112 --> 00:17:10,988
‫امتیاز؟

224
00:17:13,282 --> 00:17:17,995
‫بیش از پنجاه سال پیش، جادوگر و بنیان‌گذار بزرگ

225
00:17:17,995 --> 00:17:23,667
‫انجمن جادوی قاره ای، زری، ناگهان ظاهر شد.

226
00:17:23,667 --> 00:17:26,086
‫تا بر جادوی انسان‌ها حکم‌فرمایی کنه.

227
00:17:27,379 --> 00:17:33,844
‫اون هنوزم دنبال جادوگرهاییه که در طول
‫ جنگ طولانی با پادشاه شیاطین جنگیدند.

228
00:17:34,803 --> 00:17:37,097
‫پس اون به هر کسی که 
به درجه‌ی یک جادوگری برسه امتیاز میده

229
00:17:37,097 --> 00:17:40,809
‫هر طلسمی که بخوان بهشون میده.

230
00:17:41,769 --> 00:17:44,104
‫شما میتونین ثروت زیادی به‌دست بیارین،

231
00:17:44,104 --> 00:17:49,193
‫شدیدترین بیماری‌ها رو درمان کنین،
‫یا یه قدرت فوق‌العاده داشته باشین.

232
00:17:50,444 --> 00:17:56,658
‫برای جادوگران، یاد گرفتن هر طلسمی که میخوان،
‫مثل براوردن یکی از آرزوهاشونه.

233
00:17:57,201 --> 00:17:59,203
‫مردم خیلی ساده ان.

234
00:17:59,203 --> 00:18:04,208
‫برای همین جادوگرهای درجه یک جدید،
‫هیولاهایی هستن که به زور میشه انسان دونست.

235
00:18:04,958 --> 00:18:07,044
‫این امتیاز باارزشیه.

236
00:18:07,628 --> 00:18:08,504
‫که اینطور.

237
00:18:09,254 --> 00:18:10,631
.مزخرفاته

238
00:18:14,676 --> 00:18:19,807
‫دنکن، امثال تو که به این امتیاز اهمیت نمیدند، توی اقلیت اند.

239
00:18:21,350 --> 00:18:22,851
‫شروع کنیم.

240
00:18:22,851 --> 00:18:25,687
‫دنکن یه دقیقه مشغول نگه‌ش دار.

241
00:18:25,687 --> 00:18:28,190
‫این زمان برای کشتن دوتاشون برام کافیه.

242
00:18:28,190 --> 00:18:30,609
‫مجبورم نکن، دوباره تکرارش کنم، ریچر.

243
00:18:30,901 --> 00:18:32,986
‫اونا فقط بچه ان.

244
00:18:32,986 --> 00:18:35,823
‫فقط سه ساعت بخوابونشون.

245
00:18:35,823 --> 00:18:38,158
‫میتونی از دوتا بچه بربیای، نه؟

246
00:18:38,158 --> 00:18:39,118
‫دنکن.

247
00:18:43,413 --> 00:18:45,958
.منم این یکی رو له میکنم

248
00:18:46,333 --> 00:18:48,043
.اینطور راضی میشی

249
00:18:48,418 --> 00:18:50,045
.ای پیرمرد

250
00:18:51,213 --> 00:18:52,548
‫بارگلاند.

251
00:19:05,519 --> 00:19:09,106
.جوان‌ها خیلی آتشین مزاج اند
