﻿1
00:00:01,751 --> 00:00:04,587
‫در حال حاضر، کمبود اطلاعات داریم.

2
00:00:05,046 --> 00:00:08,174
‫باید فرض کنیم که ذهنی نداره.

3
00:00:08,508 --> 00:00:11,678
‫در این صورت باید با زور راه‌مون رو باز کنیم.

4
00:00:12,762 --> 00:00:14,347
‫میتونیم؟

5
00:00:14,347 --> 00:00:16,349
‫نمیدونم.

6
00:00:20,729 --> 00:00:22,981
‫میگم، در این صورت،

7
00:00:23,898 --> 00:00:28,486
.احتمالاً من بتونم فریرن-ساما رو بکشم

8
00:00:30,530 --> 00:00:31,406
‫عه؟

9
00:00:32,032 --> 00:00:32,824
‫بله.

10
00:00:41,708 --> 00:00:42,876
‫خب، پس...

11
00:00:42,876 --> 00:00:44,961
‫بیاین نقشه بکشیم.

12
00:02:07,877 --> 00:02:10,922
‫قسمت بیست‌وپنجم: ‫نقطه‌ضعف مرگبار

13
00:02:13,925 --> 00:02:18,805
‫بیاین مرور کنیم: اگه کپی ذهن داشت،

14
00:02:18,805 --> 00:02:23,643
‫ما از جادوی هیپنوتیزم ادل استفاده میکنیم
‫ تا به مکانیزم دفاع روانیش نفوذ کنیم و...

15
00:02:23,643 --> 00:02:25,937
‫فرن من رو میکشه.

16
00:02:25,937 --> 00:02:26,396
‫بله.

17
00:02:26,688 --> 00:02:28,439
‫همینطوری، «بله» گفتن که نمیشه.

18
00:02:32,110 --> 00:02:33,528
.دونسته-سان

19
00:02:41,661 --> 00:02:43,121
‫ادل-سان کجا هستند؟

20
00:02:44,289 --> 00:02:48,793
‫وقتی کپی زنزه-سان بهمون حمله کرد، بطریش رو انداخت.

21
00:02:50,336 --> 00:02:53,131
‫که اینطور. بلِی-سان هم همین کار رو کرد؟

22
00:02:55,925 --> 00:02:59,888
‫به‌خاطر اینکه اون مشغول نگه‌ش داشت، من تونستم فرار کنم.

23
00:03:00,805 --> 00:03:03,975
‫امیدوارم اونم تونسته باشه صحیح‌وسالم فرار کنه.

24
00:03:12,734 --> 00:03:14,903
‫من رو ول کن! برو!

25
00:03:19,574 --> 00:03:20,825
‫امـ-اما...

26
00:03:21,117 --> 00:03:23,620
‫بهتر از اینه که هیچ‌کدوم‌مون نتونیم قبول بشیم.

27
00:03:30,335 --> 00:03:32,337
‫من اطلاعات دارم.

28
00:03:32,795 --> 00:03:34,505
‫چطوره با هم همکاری کنیم؟

29
00:03:35,882 --> 00:03:39,219
.من هم از اول همینو گفتم

30
00:03:40,845 --> 00:03:43,181
‫کسی هست که بتونه این مرد رو درمان کنه؟

31
00:03:44,140 --> 00:03:48,519
‫یه کتاب مقدس دارم.
‫میتونم طلسم‌های درمانی ساده رو اجرا کنم.

32
00:03:48,978 --> 00:03:49,979
‫لطف میکنی.

33
00:03:57,153 --> 00:03:58,238
‫که اینطور.

34
00:03:58,696 --> 00:04:01,199
‫کپی‌ها ذهن ندارن.

35
00:04:01,616 --> 00:04:04,702
‫بله. طبق گفته‌‌ی ادل-سان،

36
00:04:04,702 --> 00:04:08,206
‫صرفاً عملکردهای یک ذهن رو به دقت تقلید میکنن،

37
00:04:08,206 --> 00:04:10,583
.بدون اینکه ذهنی داشته باشن

38
00:04:11,501 --> 00:04:14,629
‫خب، راه آسون شکست‌دادنش رو از دست دادیم.

39
00:04:15,546 --> 00:04:18,466
‫باید یه نقشه با توجه به این موضوع بکشیم.

40
00:04:19,175 --> 00:04:24,514
‫اما، فریرن، عوامل زیادی هست که ما ازشون بی‌خبریم.

41
00:04:25,181 --> 00:04:30,770
‫بزرگ‌ترین سؤال اینه که اون کپی‌ها
‫ چی هستند و چه کسی اونا رو ساخته؟

42
00:04:31,271 --> 00:04:34,607
‫به‌سختی میتونیم بدون دونستن ماهیت اصلی
‫ اون‌ها نابودنشون کنیم.

43
00:04:35,316 --> 00:04:38,194
‫مخصوصاً باید بدونیم که کپی‌ها نقطه‌ضعفِ-

44
00:04:38,194 --> 00:04:39,904
‫خاصی دارن یا نه.

45
00:04:40,363 --> 00:04:45,326
‫اگه اون کپی به‌اندازه شما، فریرن قوی
‫ باشه به احتمال زیاد تلفات خواهیم داشت.

46
00:04:47,370 --> 00:04:49,622
‫جواب این سؤال رو نمیدم.

47
00:04:49,622 --> 00:04:50,790
‫انتظاری هم نداشتیم.

48
00:04:51,416 --> 00:04:53,793
‫اون‌ها نقطه‌ضعفی ندارن.

49
00:04:53,835 --> 00:04:57,213
‫به ویرانه‌های مقبره‌ی پادشاه فرستاده شده بود.

50
00:04:58,172 --> 00:05:03,553
‫پس  تو اطلاعات داشتی،
‫تعجبی هم نداره تا اینجا تونستی بیای.

51
00:05:05,263 --> 00:05:08,516
.اما کارت منطقی نبود

52
00:05:09,058 --> 00:05:14,605
‫باید از همون اول اطلاعاتت رو با ما به
‫ اشتراک میذاشتی و باهامون کار میکردی.

53
00:05:14,605 --> 00:05:17,650
‫در اون زمان به‌نظر نمیرسید بتونیم.

54
00:05:18,067 --> 00:05:21,988
‫و اینکه فریرن و فرن هم قبل اینکه بفهمیم، رفتن.

55
00:05:21,988 --> 00:05:23,656
،‫به‌علاوه، پیرمرد

56
00:05:23,656 --> 00:05:27,118
‫تو از اون‌هایی هستی که اگه قوانینی بر خلافش نباشه،
‫متحدان‌تون همینطور رها میکنید.

57
00:05:29,203 --> 00:05:31,205
‫هر کسی باشه نسبت به همکاری با تو شک میکنه.

58
00:05:31,497 --> 00:05:34,625
‫واقعاً ازت خوشش نمیاد.

59
00:05:34,625 --> 00:05:37,420
‫درسته که من سنی ازم گذشته،

60
00:05:37,420 --> 00:05:40,465
‫اما بازم کار خوبی نیست همینطور
‫ توی روم وایستی و اینا رو بگی.

61
00:05:40,882 --> 00:05:43,217
‫شاید باید عذرخواهی بکنی.

62
00:05:43,217 --> 00:05:44,844
‫ببخشید، پیری.

63
00:05:47,680 --> 00:05:50,433
‫طبق گزارش مشاهدات گروه مخصوص،

64
00:05:50,433 --> 00:05:55,813
‫اشپیگل در اتاق گنجینه در اون طرف در هست.

65
00:05:56,439 --> 00:06:00,735
‫اون هیولا خودش ضعیفه و راهی برای حمله‌ی مستقیم نداره.

66
00:06:01,944 --> 00:06:05,281
‫وقتی که شکستش بدیم،
‫تمام کپی‌ها ناپدید میشن.

67
00:06:06,366 --> 00:06:09,744
‫چیزی که میگی با نتیجه‌ی تشخیص مانای ما مطابقت داره.

68
00:06:11,371 --> 00:06:14,374
‫هیولا باید در اون سمت در باشه،

69
00:06:14,374 --> 00:06:18,544
‫اما با یه طلسم مهر‌وموم قدرتمند بسته شده.

70
00:06:19,170 --> 00:06:24,467
‫میتونم تأیید کنم،
‫این کار کپی منه.

71
00:06:25,510 --> 00:06:29,472
‫این طلسمیه که درب انبار گنجینه رو
‫به قیمت جونت بسته نگه میداره.

72
00:06:29,889 --> 00:06:33,518
‫حتی میون جادوهای عامیانه،
‫این یه طلسم مهرومور درجه یکه.

73
00:06:34,268 --> 00:06:37,480
‫در تا وقتی که اجراکننده نمیره، باز نمیشه.

74
00:06:39,023 --> 00:06:42,693
.‫میتونیم بی‌خیال در بشیم و دیوار رو خراب کنیم

75
00:06:42,693 --> 00:06:45,238
‫اما احتمالاً قبلاً فکر اینجاش رو هم کردن.

76
00:06:47,573 --> 00:06:54,705
‫در هر صورت، اگه میخوایم اشپیگل رو نابود کنیم،
‫باید کپی رو شکست بدیم.

77
00:06:55,790 --> 00:06:58,167
‫اگه میخوایم نابودش کنیم بهتر عجله کنیم.

78
00:06:58,876 --> 00:07:00,336
‫منظورت چیه؟

79
00:07:02,547 --> 00:07:08,219
‫به غیر از واحد برادرم، بیشتر
‫گروه‌های مخصوص...

80
00:07:10,596 --> 00:07:14,851
‫درست همینجا، درست قبل از
‫پایین‌ترین بخش سیاه‌چال کشته‌شدن.

81
00:07:20,815 --> 00:07:23,067
‫که اینطور.

82
00:07:23,067 --> 00:07:24,110
‫میگم...

83
00:07:24,777 --> 00:07:29,115
‫ کپی‌ها عملکردهای یک ذهن را دقیقاً تقلید میکنند، نه؟

84
00:07:29,449 --> 00:07:32,702
‫در این صورت، هر نقطه‌ضعفی در عملکرد رفتاری اون‌ها،

85
00:07:32,702 --> 00:07:34,620
‫درست مثل خود شخص خواهد بود، همینطوره؟

86
00:07:34,912 --> 00:07:36,330
‫احتمالاً.

87
00:07:38,291 --> 00:07:41,711
‫در این صورت، واقعاً باید یه شانسی داشته باشیم.

88
00:07:42,128 --> 00:07:44,464
‫به چه نقطه‌ضعفی فکر میکنی؟

89
00:07:47,800 --> 00:07:52,555
‫فریرن-ساما، میتونین برین و کنار دیوار بایستید؟

90
00:07:52,972 --> 00:07:53,514
‫هوم.

91
00:08:13,201 --> 00:08:14,494
‫این...؟

92
00:08:15,077 --> 00:08:18,915
‫چطور ممکنه. باور نمیکنم.

93
00:08:18,915 --> 00:08:20,625
‫متوجه شدین؟

94
00:08:21,584 --> 00:08:23,252
‫تو فهمیدی؟

95
00:08:23,252 --> 00:08:24,212
‫نه.

96
00:08:24,212 --> 00:08:28,799
‫واقعاً این نقطه‌ضعف مرگباره فریرنه.

97
00:08:28,799 --> 00:08:32,261
‫چرا وقتی باهاش میجنگیدم متوجه نشدم؟

98
00:08:33,721 --> 00:08:38,809
‫نه، به‌خاطر ذهنیت‌های قبلی‌ای که از
‫ جادوگرهای باتجربه داشتم، متوجه‌ش نمیشدم.

99
00:08:40,603 --> 00:08:46,067
‫وقتی طلسمی رو اجرا میکنه،
‫برای لحظات کوتاهی دست از تشخیص مانا میکشه.

100
00:08:46,484 --> 00:08:50,196
‫این اشتباهی نیست که جادوگرهای تازه‌کار میکنن؟

101
00:08:50,196 --> 00:08:52,615
‫هیچ‌وقت توی این موضوع خوب نبودم.

102
00:08:52,907 --> 00:08:56,369
‫اگه ازش خبر داشتین،
‫پس چرا هیچ حرفی ازش نزدین؟

103
00:08:56,786 --> 00:08:58,955
‫آخه، خجالت‌آوره.

104
00:08:58,955 --> 00:09:01,249
‫الان وقت این حرف‌ها نیست.

105
00:09:02,291 --> 00:09:06,504
‫اما اون زیادی تو بقیه زمینه‌ها مهارت داره.

106
00:09:07,380 --> 00:09:11,884
‫فکر نکنم جادوگرهای زیادی باشن که
‫بتونن از این نقطه ضعف استفاده کنن.

107
00:09:11,884 --> 00:09:14,762
‫درهرصورت، بیاین روی نقشه‌مون بحث کنیم.

108
00:09:37,535 --> 00:09:40,037
‫فرض کنیم بتونیم کپی فریرن رو یه کاریش بکنیم،
‫بقیه رو چیکار کنیم؟

109
00:09:40,329 --> 00:09:45,418
‫فریرن-ساما، انگار داره بهتون خوش میگذره.

110
00:09:54,218 --> 00:09:56,053
‫انگار یه نقشه داریم.

111
00:09:56,387 --> 00:10:00,683
‫آیزن دشمن رو به‌سمت خودش میکشه و
‫من هم از جناح حمله میکنم.

112
00:10:01,851 --> 00:10:03,936
‫فریرن، تو هم آتش پشتیبانی رو فراهم میکنی.

113
00:10:03,936 --> 00:10:05,021
‫هایتر چی؟

114
00:10:05,021 --> 00:10:07,440
‫اون بیحاله پس بی‌فایده‌س.

115
00:10:09,066 --> 00:10:10,401
‫مُرده.

116
00:10:30,254 --> 00:10:35,843
‫داشتم به زمان‌هایی فکر میکردم که درمورد
‫شکست دادن رئیس سیاهچال بحث میکردیم.

117
00:10:52,401 --> 00:10:53,486
.خیلی خب

118
00:10:53,486 --> 00:10:55,738
‫بیاین حمله رو شروع کنیم.

119
00:10:56,989 --> 00:10:58,699
‫میتونیم برنده بشیم؟

120
00:10:59,033 --> 00:11:03,746
‫نگران نباش. سیاه‌چالی نیست که نشه فتحش کرد.

121
00:11:04,455 --> 00:11:10,336
‫من جادوگر گروهی هستم که بیشترین تعداد
‫ سیاه‌چال‌ها رو در طول تاریخ پاک‌سازی کرده.

122
00:11:13,547 --> 00:11:20,137
‫مطمئنین که شما دوتا برای جنگیدن
‫با کپی فریرن هیچ کمکی نمیخواین؟

123
00:11:20,596 --> 00:11:24,725
‫هر چی تعدادمون بیشتر باشه،
‫پیش‌بینی حرکاتش آسون‌تر میشه.

124
00:11:26,352 --> 00:11:32,983
‫قطعاً اگه همگی بجنگیم برنده میشیم،
‫اما احتمالاً بیشترمون میمیرن.

125
00:11:33,901 --> 00:11:37,446
.شک دارم حتی فرصت استفاده از گولم فرارمون رو داشته باشیم

126
00:11:37,988 --> 00:11:44,245
‫پس کم‌کردن سرعت کپی‌ها در
‫جمع‌شدن‌شون این پایین خیلی مهم‌تره.

127
00:11:49,625 --> 00:11:53,504
‫اگه محاصره‌مون کنن، همه‌مون مردیم.

128
00:11:54,547 --> 00:11:56,799
‫پس طبق نقشه پیش میریم.

129
00:11:56,799 --> 00:11:59,510
‫آها. موفق باشید.

130
00:12:02,722 --> 00:12:04,098
‫در رو باز کن.

131
00:12:38,340 --> 00:12:39,341
‫جوداراجیم.

132
00:12:44,388 --> 00:12:47,349
‫درست همونطوری که فریرن-ساما پیش‌بینی کرده بود رفتار میکنه.

133
00:13:04,116 --> 00:13:05,159
‫وُلزانبل.

134
00:13:07,536 --> 00:13:09,622
‫تشخیص مانا رو متوقف کرد.

135
00:13:10,080 --> 00:13:13,834
‫من مراقب فرن که از این فرصت برای پنهان‌شدن استفاده میکنه، هستم.

136
00:13:15,294 --> 00:13:18,714
‫اما اون مشغول مقابله با حریف هم‌سطح خودش یعنی منه.

137
00:13:19,632 --> 00:13:22,510
‫وقتی برای دنبال فرن گشتن پیدا نمیکنه.

138
00:13:23,844 --> 00:13:28,933
‫هرچی باشه، هیچکس جز خودم
‫نمیدونه چقدر میتونم ترسناک باشم.

139
00:13:33,646 --> 00:13:35,272
‫از پسش برمیای.

140
00:13:35,272 --> 00:13:40,402
‫حتی منم به‌راحتی نمیتونم وقتی کاملاً
‫خودت رو پنهان کردی تشخصیت بدم.

141
00:13:41,028 --> 00:13:45,699
‫اما واقعاً مطمئنین که باید از زولتراک برای حمله استفاده کنم؟

142
00:13:46,116 --> 00:13:49,078
‫اون سریع‌ترین طلسمیه که میتونه اجرا شه.

143
00:13:50,287 --> 00:13:55,459
‫به‌علاوه، زولتراک، به نسبت بقیه میشه گفت
‫طلسم جدیدی برای الف‌ها محسوب میشه.

144
00:13:55,793 --> 00:14:00,256
‫اون‌قدری زمان برای ما نگذشته که بتونیم
‫به‌صورت غریزی واکنش دفاعی نشون بدیم.

145
00:14:01,048 --> 00:14:06,470
‫فقط یه لحظه برای ما برای پاسخ بهش لازمه،

146
00:14:06,929 --> 00:14:09,974
‫ولی زمانی که ما صرف فکر‌کردن بهش میکنیم باعث تأخیر میشه.

147
00:14:10,683 --> 00:14:12,393
‫اما تو متفاوتی، فرن.

148
00:14:13,686 --> 00:14:18,607
‫فرن از زمان به‌دنیا اومدنت زولتراک
‫ وجود داشته پس برات چیز خاصی نیست.

149
00:14:18,607 --> 00:14:22,653
‫این یه طلسم جادوی اساسیه که در وجودت حک شده.

150
00:14:25,030 --> 00:14:28,409
‫زولتراک تو میتونه من رو بکشه.

151
00:14:28,951 --> 00:14:31,495
‫با تمام مانایی که داری شلیکش کن.

152
00:14:48,888 --> 00:14:53,684
‫فریرن، فکر میکردم از من بدت میاد.

153
00:14:53,684 --> 00:14:56,312
‫چرا به دیدنم اومدی؟

154
00:14:56,312 --> 00:15:00,608
‫راستش، فکر میکردم هیچ‌وقت دیگه هم‌دیگر رو نبینیم.

155
00:15:01,734 --> 00:15:04,653
‫اومدم تا وصیت استادم رو بهتون تحویل بدم.

156
00:15:06,488 --> 00:15:08,365
‫50 سال گذشته.

157
00:15:09,241 --> 00:15:12,244
‫که اینطور. پس فلامه مُرده.

158
00:15:14,955 --> 00:15:19,710
‫امپراطور تحقیقات جادویی را در سراسر کشور مجاز کرده است.

159
00:15:21,128 --> 00:15:26,342
‫تا به حال جوامع بشری جادو را تکنیکی میدانستند که شیاطین از آن استفاده میکردند و...

160
00:15:26,342 --> 00:15:29,803
‫مطالعه آشکار آن ممنوع بود.

161
00:15:30,512 --> 00:15:32,640
‫فلامه بود که به سمت قانونی‌کردنش سوقش داد و...

162
00:15:32,973 --> 00:15:38,145
‫و بخش تازه‌تأسیس جادوگران امپراطوری رو تمرین میداد.

163
00:15:39,480 --> 00:15:43,525
‫ازم خواسته که این مسئولیت رو به‌عهده بگیرم.

164
00:15:45,819 --> 00:15:50,240
‫بزرگترین امپرطوری متحد این قاره قراره
‫ مطالعه جادو را آغاز کنه و...

165
00:15:50,240 --> 00:15:52,576
‫میخواد برای مصارف جنگی ازش بهره ببره.

166
00:15:53,494 --> 00:15:56,163
‫ملت‌های همسایه قطعاً ساکت نمیشینن.

167
00:15:56,163 --> 00:16:00,626
‫تنها در چند دهه، جادو در سرتاسر قاره پخش خواهد شد.

168
00:16:01,669 --> 00:16:05,381
‫ما وارد دوره‌ای خواهیم شد که
‫ هر انسانی میتونه از جادو استفاده کنه.

169
00:16:06,590 --> 00:16:08,801
‫در آینده‌ای نزدیک،

170
00:16:08,801 --> 00:16:12,680
‫بشریت قدرت مبارزه با نیروهای پادشاه شیاطین رو بدست میاره.

171
00:16:13,180 --> 00:16:16,558
‫که اینطور. واقعاً شگفت‌انگیزه.

172
00:16:17,017 --> 00:16:18,394
‫واقعاً همینطوره.

173
00:16:21,355 --> 00:16:25,526
‫اما این چیزی نیست که من میخوام.

174
00:16:26,527 --> 00:16:28,529
.از اینجا برو، فریرن

175
00:16:29,154 --> 00:16:32,116
‫من نمیتونم این درخواست آخر رو انجام بدم.

176
00:16:32,116 --> 00:16:33,742
.واقعاً برام ناخوشاینده

177
00:16:35,786 --> 00:16:38,622
‫دوره‌ای که هر کسی بتونه از جادو استفاده کنه؟

178
00:16:39,248 --> 00:16:41,709
‫جادو باید چیز خاصی باشه.

179
00:16:42,668 --> 00:16:45,504
‫به هرکسی که استعدادش رو نداره یاد نمیدم.

180
00:16:46,463 --> 00:16:48,924
‫با چه رویی این رو برام فرستاده؟

181
00:16:48,924 --> 00:16:51,927
‫من و فلامه تا آخر عمرش نتونستیم هم‌دیگر رو بفهمیم.

182
00:16:52,803 --> 00:16:55,973
‫اون فقط شاگردی بود که از روی هوس آموزش دادم.

183
00:16:56,432 --> 00:17:02,688
‫استادم گفت که احتمالاً عصبانی بشین و
‫ کاغذ خواسته‌ی اون رو پاره کنین.

184
00:17:05,024 --> 00:17:10,029
‫اما میخواست بهتون بگه که درهرصورت رویاش به حقیقت پیوسته.

185
00:17:10,779 --> 00:17:12,573
‫قابل فهم نیست، نه؟

186
00:17:16,827 --> 00:17:18,662
‫خب، من دیگه میرم.

187
00:17:19,288 --> 00:17:22,041
‫شک دارم دوباره هم‌دیگر رو ملاقات کنیم.

188
00:17:22,041 --> 00:17:22,958
‫فریرن.

189
00:17:25,210 --> 00:17:27,504
‫قبل از رفتن، بیا یه‌کمی با هم قدم بزنیم.

190
00:17:27,921 --> 00:17:31,467
.‫هر چی باشه، ما هرچی زمان بخوایم داریم

191
00:17:35,846 --> 00:17:39,850
‫شک دارم از اولش هم اون در مورد
‫کمک‌کردن به‌ انسان‌ها یا...

192
00:17:39,850 --> 00:17:45,189
‫یا رسیدن به قدرت شکست نیروهای
‫پادشاه شیاطین اهمیتی میداده.

193
00:17:50,319 --> 00:17:53,280
‫میدونی طلسم موردعلاقه‌ش چی بود؟

194
00:17:54,281 --> 00:17:56,283
‫طلسمی که بتونه یه ناحیه‌ای از گل‌ها درست کنه.

195
00:17:57,659 --> 00:18:01,121
‫یه طلسم جادویی بی‌مصرفِ احمقانه.

196
00:18:06,335 --> 00:18:09,088
‫اون واقعاً جادو رو دوست داشت.

197
00:18:09,588 --> 00:18:15,344
‫اون واقعاً با تمام وجود آرزو میکرد هر کسی
‫ توی دنیا مثل اون بتونه طلسم رو اجرا کنه.

198
00:18:16,887 --> 00:18:18,764
‫حالم رو بهم میزد.

199
00:18:20,599 --> 00:18:27,231
.از وقتی که قدش از من کوتاه‌تر بود، از این رویاش میگفت

200
00:18:28,816 --> 00:18:33,362
.‫حقیقتش، فکر میکردم اون دوره تا سالهای خیلی دور فرا نرسه

201
00:18:33,362 --> 00:18:36,573
‫فکر نمیکردم بتونه به رویاش تحقق ببخشه.

202
00:18:39,868 --> 00:18:45,124
‫برای من، زندگی اون اون‌قدر کوتاه بود
‫ که عملاً میشه گفت هیچی نبود، و...

203
00:18:45,124 --> 00:18:48,168
‫با این وجود مؤسس جادوی انسان‌ها شد.

204
00:18:48,877 --> 00:18:52,256
‫استادم همیشه توی تصمیم‌گیری سریع بود.

205
00:18:52,756 --> 00:18:55,467
‫انگار که همیشه عجله داشت.

206
00:18:57,553 --> 00:18:59,972
‫انسان‌ها محدودیت دوره زندگی دارن.

207
00:18:59,972 --> 00:19:02,766
.نسبت به ما بسیار به مرگ نزدیک‌تر هستن

208
00:19:04,268 --> 00:19:09,815
‫همه‌ی ما باید در چندین مرحله از زندگیمون
‫تصمیمات مهمی بگیریم، اما...

209
00:19:09,815 --> 00:19:13,485
.‫انسان‌ها نمیتونن این تصمیمات رو به تأخیر بندازن

210
00:19:15,404 --> 00:19:19,324
‫ما میتونیم یک یا دو قرن صبر کنیم.

211
00:19:19,992 --> 00:19:23,871
‫حتی اگه برای یه هزاره با تأخیر بندازیم‌شون مشکلی نداریم.

212
00:19:25,247 --> 00:19:29,126
‫هر چی باشه تقریباً به‌اندازه‌ی ابدیت زمان داریم.

213
00:19:31,461 --> 00:19:36,383
‫فریرن، سال‌های زیادی از ساختن چیزی که انسان‌ها،

214
00:19:36,383 --> 00:19:38,260
‫بهش تمدن میگن میگذره.

215
00:19:39,469 --> 00:19:42,598
‫از این بعد، پیشرفت اون‌ها سرعت میگیره.

216
00:19:46,018 --> 00:19:47,603
‫فقط هزار سال.

217
00:19:49,146 --> 00:19:51,982
‫فقط هزار سال، دوره‌ی انسان‌ها خواهد رسید.

218
00:19:57,613 --> 00:20:00,115
‫انسان‌ها از ما پیشی میگیرند.

219
00:20:06,580 --> 00:20:09,583
‫فریرن، از تمریناتت غافل نشو.

220
00:20:21,261 --> 00:20:25,641
‫اگه کسی باشه که تو رو بکشه،
‫اون پادشاه شیاطین خواهد بود یا...

221
00:20:28,268 --> 00:20:30,270
‫یه انسان جادوگر.

222
00:20:34,983 --> 00:20:37,694
.مشتاقشم، زریه

223
00:20:39,613 --> 00:20:46,286
‫قراره کلی از انواع مختلف جادوگرها و طلسم‌ها رو ببینیم.
