﻿1
00:00:02,502 --> 00:00:07,173
‫اگه کسی باشه که تو رو بکشه،
‫اون پادشاه شیاطین خواهد بود یا...

2
00:00:09,592 --> 00:00:11,636
‫یه انسان جادوگر.

3
00:01:40,934 --> 00:01:43,978
‫قسمت بیست‌وششم: ‫اوج جادو

4
00:02:53,298 --> 00:02:54,591
‫جلوش رو گرفت.

5
00:02:58,469 --> 00:03:00,805
‫تا اینجاش رو پیش‌بینی کرده بودیم.

6
00:03:01,681 --> 00:03:05,852
‫از اینجا به بعد، نبرد فرسایشیه.

7
00:03:12,317 --> 00:03:16,696
‫واقعاً اینجان.
‫همونطوری که متود دیده بود.

8
00:03:18,072 --> 00:03:19,616
‫توی دست‌وپام نیا.

9
00:03:20,491 --> 00:03:22,202
.من باید اینو بگم

10
00:03:25,580 --> 00:03:29,459
‫متود، مکان دقیق دشمن‌ها رو مشخص کرده.

11
00:03:30,043 --> 00:03:32,962
‫نمیتونیم توی یه نبرد برنامه‌ریزی نشده‌ی
‫ هرکی‌به‌هرکی شکست‌شون بدیم.

12
00:03:33,630 --> 00:03:38,968
‫پس باید تقسیم بشیم و کپی‌ها رو قبل
‫ از اینکه اینجا جمع بشن، شکست بدیم.

13
00:03:39,594 --> 00:03:42,597
‫بدترین کسایی که میتونن باهامون
‫روبرو بشن رو به همدیگه گفتیم.

14
00:03:42,597 --> 00:03:47,852
.ضعیف‌ترین حریفتون هم کپی خودتونه

15
00:03:48,645 --> 00:03:53,066
‫برتری ما اینه که میتونیم ارتباط و کار گروهی داشته باشیم.

16
00:03:57,654 --> 00:04:00,823
‫اگه حریف مناسب رو انتخاب کنیم،

17
00:04:01,741 --> 00:04:04,911
‫ما دستِ بالا رو داریم.

18
00:04:13,670 --> 00:04:15,838
‫برای دشمنی که نمیتونید باهاش تنها بجنگید،
‫از تعداد بیشترتون استفاده کنید.

19
00:04:39,028 --> 00:04:41,906
.با این کار، میتونیم جلوی کپی‌ها رو بگیریم

20
00:04:50,290 --> 00:04:52,333
‫پس طبق نقشه پیش میریم.

21
00:04:52,333 --> 00:04:54,961
‫آها. موفق باشید.

22
00:04:57,505 --> 00:04:59,257
‫فقط یه موردی هست.

23
00:04:59,590 --> 00:05:05,221
‫من تعداد کمتری کپی از آزمون‌دهندگان تشخیص میدم.

24
00:05:05,513 --> 00:05:11,227
‫مخصوصاً بزرگترین تهدیدمون،
‫کپی زنزه-سان رو نمیتونم تشخیص بدم.

25
00:05:12,186 --> 00:05:14,355
‫راست میگی. منم نمیتونم.

26
00:05:14,772 --> 00:05:18,026
‫قطعاً نباید از کپی زنزه غافل بشیم.

27
00:05:18,318 --> 00:05:22,363
‫اگه از پشت به سمت‌مون بیاد،
‫من نمیتونم از فرن محافظت کنم.

28
00:05:22,363 --> 00:05:24,532
‫در بدترین حالت، ممکنه هردو بمیریم.

29
00:05:25,158 --> 00:05:30,038
‫کپی‌های فرن-سان و دنکن-سان رو هم پیدا نکردم.

30
00:05:30,038 --> 00:05:34,042
‫باید به‌وسیله‌ی یه روش تشخیص دقیق‌تر
‫ با محدوده‌ی گشتن کم دنبال‌شون بگردیم.

31
00:05:35,710 --> 00:05:40,381
‫اگه شما اینجا نبودین، لازم نبود نگران این موضوع باشیم.

32
00:05:41,382 --> 00:05:47,388
‫جادوگر‌های درجه یک باید بتونن
‫بر سختی‌های ناعادلانه غلبه کنند.

33
00:05:47,847 --> 00:05:50,641
‫و این مورد حتی سختی هم به حساب نمیاد.

34
00:05:52,352 --> 00:05:56,147
‫به‌علاوه، شما میتونین این آزمون رو فقط با
‫ مراقبت از همراهان‌تون قبول بشین

35
00:05:56,731 --> 00:06:00,234
‫واقعاً خیلی آرام و صلح‌آمیزه، نه؟

36
00:06:08,993 --> 00:06:10,453
‫موافقم،

37
00:06:11,454 --> 00:06:13,664
‫ولی نمیتونم بگم ازش لذت میبرم.

38
00:06:17,877 --> 00:06:19,045
.شبیخونه

39
00:06:26,302 --> 00:06:27,595
.ای هیولا

40
00:06:29,013 --> 00:06:32,183
‫یادم نمیاد از تشخیص مانا غافل شده باشم.

41
00:06:33,726 --> 00:06:36,396
‫لاوینه، تو هم باید بطریت رو بشکنی.

42
00:06:38,398 --> 00:06:40,983
‫انقدر بچه نیستی که ندونی کی تسلیم بشی، نه؟

43
00:06:41,692 --> 00:06:43,820
‫این تست سه سال دیگه هم برگزار میشه.

44
00:06:45,446 --> 00:06:46,406
‫لعنتی.

45
00:06:53,329 --> 00:06:55,373
‫به موقع نرسیدم.

46
00:06:56,707 --> 00:07:01,379
.البته حتی با کمک من هم نتیجه یکسان میبود

47
00:07:02,755 --> 00:07:07,093
‫حتی وقتی پشتش به منه،
‫باز هم نقطه ضعفی رو تشخیص نمیدم.

48
00:07:07,927 --> 00:07:11,889
‫درهرصورت، باید حداقل زمان بخرم.

49
00:07:13,099 --> 00:07:16,853
‫بی‌خیال توضیحات.‫
‫این کار ضروریه یا نه؟

50
00:07:19,147 --> 00:07:20,273
‫درسته.

51
00:07:21,899 --> 00:07:23,985
‫پس من شکستش میدم.

52
00:07:23,985 --> 00:07:29,073
‫چی داری میگی؟
‫بین ما دنکن قوی‌ترینه.

53
00:07:29,073 --> 00:07:32,160
.تو حتی ویربل رو هم نتونستی شکست بدی

54
00:07:32,410 --> 00:07:36,164
‫هممم، اون‌طوری‌ها نیست.

55
00:07:36,581 --> 00:07:40,334
‫درسته که من یه جادوگر بی‌تجربه‌ی درجه سه هستم.

56
00:07:40,334 --> 00:07:43,463
‫خیلی ضعیف‌تر از دنکن یا ویربل ام.

57
00:07:44,130 --> 00:07:47,300
‫اما فکر میکنم زنزه رو بتونم شکست بدم.

58
00:07:48,384 --> 00:07:50,887
.‫این طلسم ویژه‌ی منه

59
00:07:51,929 --> 00:07:55,683
‫طلسمی که هر چیزی رو میبرّه، رِیل‌زایدن.

60
00:07:55,683 --> 00:08:02,648
‫اون هر چیزی رو تا وقتی که فکر کنم میتونم ببرم رو میبره و
‫نمیتونه چیزی که نمیتونم فکر کنم ببره رو ببره.

61
00:08:02,648 --> 00:08:08,029
‫خب که چی؟
‫این طلسم خیلی راحت با جادوی دفاعی جلوش گرفته میشه.

62
00:08:08,321 --> 00:08:13,117
‫اوه، راستی، چهارچشمی تو نبردم رو
‫مقابل ویربل دیدی، نه؟

63
00:08:13,701 --> 00:08:17,997
‫درسته، جادوی دفاعی برای جلوی طلسم گرفتنه.

64
00:08:18,414 --> 00:08:21,501
‫برام سخته که بریدنش رو تصور کنم.

65
00:08:21,501 --> 00:08:25,880
‫که اینطور. درهرصورت،
‫مقابل زنزه جواب نمیده.

66
00:08:26,506 --> 00:08:29,425
‫از اون چیزی که من میبینم،

67
00:08:29,425 --> 00:08:33,262
‫میتونم بگم که اون مو در چندین لایه
‫ مختلف جادوی دفاعی روش اجرا شده.

68
00:08:33,346 --> 00:08:36,474
‫واقعاً سورگانیل کار نمیکنه.

69
00:08:37,141 --> 00:08:40,394
‫خب، موهای یه فرد هم جزو بدنش محسوب میشه.

70
00:08:40,394 --> 00:08:42,980
‫غیرممکنه که همه‌ی بدنش رو یه‌دفعه دید.

71
00:08:45,608 --> 00:08:47,026
‫رِیل‌زایدن.

72
00:08:48,819 --> 00:08:52,490
‫پس همون‌طوری که انتظار داشتم
‫کسی که با کپی من میجنگه، یوبله.

73
00:08:53,199 --> 00:08:55,826
‫همین الانش هم میدونم کی میبره.

74
00:08:55,826 --> 00:08:58,329
‫این حتی یه نبرد واقعی هم حساب نمیشه.

75
00:08:59,830 --> 00:09:03,709
‫دو سال پیش،
‫در حین آزمون جادوگری درجه دو اتفاق افتاد.

76
00:09:04,418 --> 00:09:09,757
‫بورگ، جادوگر درجه یک،
‫بر آزمون دوم نظارت میکرد.

77
00:09:10,675 --> 00:09:13,719
در جادوی دفاعی اونقدر مسلط بود که

78
00:09:13,719 --> 00:09:19,350
‫از وقتی که جادوگر درجه یک شده بود
‫یه‌بار هم مجروح نشده بود.

79
00:09:20,393 --> 00:09:22,395
.«شنل تحرک‌ناپذیر»

80
00:09:22,395 --> 00:09:24,939
‫شنلی که به‌وسیله‌ی مانا درست کرده بود،

81
00:09:24,939 --> 00:09:29,819
‫سرشار از جادوهای دفاعی زیادی بود که
‫هیچ جادوی تهاجمی‌ای نمیتونست بهش نفوذ کنه.

82
00:09:31,320 --> 00:09:37,827
‫برای آزمون دوم، شرکت‌کنندگان جادوهای
‫تهاجمی‌شون رو مقابل بورگ و شنلش شلیک میکردند.

83
00:09:38,119 --> 00:09:42,498
‫تست ساده‌ای بود.
‫اگه اونا فقط میتونستن وادارش کنن یه قدم به عقب برداره، قبول میشدن.

84
00:09:42,957 --> 00:09:45,876
‫کشتن منجر به رد صلاحیت میشد،

85
00:09:45,876 --> 00:09:52,258
‫محدودیت‌هایی بر جادوهای تهاجمی برای
‫مراقبت از آزمون دهندگان گذاشته شده بود.

86
00:09:52,258 --> 00:09:53,175
‫بعدی.

87
00:09:54,093 --> 00:09:57,471
‫هیچ‌کس نگران بورگ نبود.

88
00:10:06,439 --> 00:10:09,400
چه‌طور به شنل تحرک‌ناپذیر نفوذ کردی؟

89
00:10:11,777 --> 00:10:16,616
‫چی بگم، زنزنه-سان تا حالا خیاطی کرده بودین؟

90
00:10:16,616 --> 00:10:18,951
‫نه. چرا میپرسی؟

91
00:10:19,452 --> 00:10:22,246
‫به‌نظر از خانواده‌ی ثروتمندی میاین.

92
00:10:22,246 --> 00:10:26,167
‫یا تا حالا شده از جادو برای انجام چنین کارهایی استفاده کنین؟

93
00:10:27,126 --> 00:10:32,715
‫راستش منم تا حالا امتحان نکرده چون خیلی دست‌و‌پا چلفتی‌ ام.

94
00:10:35,843 --> 00:10:39,764
‫اما معمولاً میدیدم که خواهرم انجام میداد.

95
00:10:43,726 --> 00:10:51,108
‫وقتی پارچه‌ای رو میبرین، قیچی رو اینطوری در مقابلش
‫ قرار میدین و همینطور از بینش برش میزنین.

96
00:10:54,945 --> 00:10:57,657
‫من اون صدا رو دوست داشتم.

97
00:10:58,449 --> 00:11:00,368
میخوای چی بگی؟

98
00:11:01,952 --> 00:11:04,080
.عقلشو از دست داده

99
00:11:05,081 --> 00:11:08,584
‫درسته که هر کسی میتونه بریدن یه پارچه رو تصویر‌سازی کنه.

100
00:11:08,584 --> 00:11:10,461
‫حتی اگه احمق باشه.

101
00:11:11,170 --> 00:11:14,590
‫اما دنیای جادو انقدر ساده نیست.

102
00:11:16,592 --> 00:11:20,930
‫همونطور که چیزی به کوچکی مورچه
‫ نمیتونه له کردن یه اژدهای غول‌پیکر رو تصور کنه.

103
00:11:21,597 --> 00:11:27,019
‫تقریباً هیچ جادوگری نمیتونست‫ تصور کنه
به اون شنلی که

104
00:11:27,019 --> 00:11:28,979
‫توسط جادوهای دفاعی غیرقابل شکست
‫محافظت شده بود، نفوذ کنه.

105
00:11:30,481 --> 00:11:36,696
‫از اونجا که انسان‌ها موجودات هوشمندی هستن،
‫نمیتونن از این قیدها فرار کنن.

106
00:11:37,905 --> 00:11:41,492
‫اما اون در عوض به شهود خودش اعتماد کرد.

107
00:11:42,118 --> 00:11:46,330
‫شک دارم اصلاً بتونه مثل یه انسان عادی فکر کنه.

108
00:11:47,081 --> 00:11:49,250
‫این عملاً یک ابرقدرته.

109
00:11:53,421 --> 00:11:57,758
‫شاید همون موقع در مقابلش شکست خوردم.

110
00:11:58,467 --> 00:12:01,303
‫نمیتونم تصور کنم یوبل رو شکست بزنم.

111
00:12:01,971 --> 00:12:03,764
‫اون بدترین کسیه که میتونه جلوی من قرار بگیره.

112
00:12:07,226 --> 00:12:12,148
‫همه‌تون خیلی سخت میگیرین.
‫مو بریدنیه دیگه.

113
00:12:14,358 --> 00:12:16,152
‫رسیدن به موهام؟

114
00:12:16,444 --> 00:12:17,653
‫جهنمه.

115
00:12:18,404 --> 00:12:20,239
‫حتی نمیخوام بهش فکر کنم.

116
00:12:23,200 --> 00:12:25,161
‫پس باید ببریش.

117
00:12:28,289 --> 00:12:30,416
‫من تقریباً فهمیدم چی میگین.

118
00:12:30,833 --> 00:12:36,380
‫پس شما دارین زمان میخرین تا
‫وقتی که فریرن اشپیگل رو شکست بده.

119
00:12:36,380 --> 00:12:38,090
‫بله، درسته.

120
00:12:38,549 --> 00:12:41,802
‫ما سه‌تا از کپی‌ها رو شکست دادیم.

121
00:12:41,802 --> 00:12:43,971
‫پس باید همه‌چی زودتر قابل حل‌شدن باشه.

122
00:12:44,597 --> 00:12:47,308
‫در این صورت... عه.

123
00:12:47,308 --> 00:12:51,854
‫کپی زنزه-سان همین‌الان شکست خورد.

124
00:12:51,854 --> 00:12:53,355
‫این مانا...

125
00:12:53,981 --> 00:12:57,318
‫اون کسی که شکستش داد باید یوبل جادوگر درجه سه باشه.

126
00:12:57,902 --> 00:12:59,695
‫غیرمنتظره بود.

127
00:12:59,695 --> 00:13:03,240
‫اینطور فکر میکنی؟
‫اون واقعاً حریف بدی برای زنزه بود.

128
00:13:03,783 --> 00:13:08,287
‫نبردهای بین جادوگرها مثل سنگ‌کاغذ‌قیچیه.

129
00:13:08,537 --> 00:13:13,834
‫هرچند، این یه بازی پیچیده و سخت
‫ سنگ‌کاغذ‌قیچی با پیشامدهای بی‌شماره.

130
00:13:14,460 --> 00:13:18,255
‫و تو میخوای تا جای ممکن این احتمالات رو بالا ببری، نه؟

131
00:13:20,508 --> 00:13:24,845
‫حله. ما هم کمک‌تون میکنیم سرعت کپی‌ها رو کم کنین.

132
00:13:25,429 --> 00:13:28,557
‫من از اوناش نیستم که راحت به بقیه اعتماد کنم،

133
00:13:28,557 --> 00:13:31,811
‫ولی اون‌قدر هم احمق نیستم که یه راه برد حتمی
‫رو که جلوی پام گذاشتن از دست بدم.

134
00:13:33,729 --> 00:13:39,109
‫درحال‌حاضر، دو کپی خطرناک هستن که ما باید متوقف‌شون کنیم.

135
00:13:39,610 --> 00:13:44,990
‫من مکان یکی‌شون رو مشخص کردم، کپی دنکن-سان.

136
00:13:44,990 --> 00:13:47,576
‫ازتون میخوام که بهش رسیدگی کنید.

137
00:13:49,411 --> 00:13:54,875
‫لطفاً فرن-سان رو به خودم بسپارید.

138
00:13:55,251 --> 00:13:59,505
‫مهارت به‌خصوصی در مخفی‌کردن ماناش داره.

139
00:13:59,505 --> 00:14:03,759
‫تا وقتی که کپیش رو پیدا نکنیم،
‫میتونه در یه حمله‌ی غافلگیر کننده یکی از ما رو بکشه.

140
00:14:04,093 --> 00:14:06,554
‫واقعاً میتونی تنهایی از پسش بربیای؟

141
00:14:06,887 --> 00:14:10,224
‫تنها کارکردن باعث میشه بهتر روی تشخیص مانا تمرکز کنم.

142
00:14:10,224 --> 00:14:12,768
‫میدونی که اون خیلی قویه!

143
00:14:13,143 --> 00:14:14,937
‫من استعدادهای زیادی دارم.

144
00:14:14,937 --> 00:14:17,523
‫وقتی صحبت از فقط متوقف‌کردن
‫یه فرد باشه، مهارت بسیاری دارم.

145
00:14:18,983 --> 00:14:25,406
‫به‌علاوه من روی خود فرن-سان هم
‫جادوی گرفتارکننده رو امتحان کردم و کار کرده.
‫امتحان کنیم.
‫نمیتونم حرکت کنم.

146
00:14:26,240 --> 00:14:29,994
‫خیلی‌خب. بریم با این چیزه بجنگیم.

147
00:14:31,996 --> 00:14:37,251
‫یوبل، این چیزها توهم من نیستن، نه؟

148
00:14:37,626 --> 00:14:39,295
‫فکر نکنم.

149
00:14:39,295 --> 00:14:42,298
‫آخه، نمیتونی تکون بخوری، چهارچشمی، نه؟

150
00:14:42,840 --> 00:14:46,093
‫کپی من دوباره وارد عمل شده.

151
00:14:52,766 --> 00:14:57,646
‫نکنه این موضوع تا وقتی که اشپیگل
‫شکست نخوره ادامه پیدا میکنه؟

152
00:14:57,980 --> 00:15:01,567
‫یه نبرد فرسایشیه.
‫قراره خوش بگذره.

153
00:15:02,443 --> 00:15:04,153
‫کاملاً موافقم.

154
00:15:04,987 --> 00:15:07,031
‫وقتش نشده از اینجا بزنیم بیرون؟

155
00:15:45,611 --> 00:15:47,529
‫این فرصت ایجاد شده هم جواب نمیده.

156
00:15:48,280 --> 00:15:50,574
‫فرن اونقدر باتجربه نیست که متوجه‌ش بشه.

157
00:15:52,826 --> 00:15:54,703
‫واقعاً چاره‌ی دیگه‌ای ندارم.

158
00:15:55,913 --> 00:16:01,043
‫نقطه‌ضعفی که در تشخیص مانای من
‫وجود داره به تنهایی برای کشتن من کافی نیست.

159
00:16:01,043 --> 00:16:02,336
‫درسته.

160
00:16:03,128 --> 00:16:06,465
.البته اگه یه فرصت بهتر پیدا کنیم میتونیم برنده بشیم

161
00:16:06,465 --> 00:16:07,883
‫میتونیم، ببریم نه؟

162
00:16:09,385 --> 00:16:11,095
‫پس من یه فرصت ایجاد میکنم.

163
00:16:11,720 --> 00:16:13,931
همچین چیزی ممکنه؟

164
00:16:13,931 --> 00:16:18,602
‫اگه من یه فرصت بهش بدم،
‫کپی فرصت بزرگتری بهمون میده.

165
00:16:20,062 --> 00:16:22,356
‫اما این یعنی شما فریرن-سان...

166
00:16:22,356 --> 00:16:26,151
‫اگه روی دفاع تمرکز کنم، کشنده نمیشه.

167
00:16:26,860 --> 00:16:29,947
‫پس چه نقشه‌ای رو پیاده میکنیم؟

168
00:16:33,742 --> 00:16:38,122
‫به تصمیمت اعتماد دارم.
‫اگه فکر میکنی میبریم، پس برنده میشیم.‫

169
00:16:38,622 --> 00:16:40,791
‫چطور میتونین انقدر مطمئن باشین؟

170
00:16:41,583 --> 00:16:45,671
‫چون که تو رو دستِ‌کم میگیرم.

171
00:16:49,925 --> 00:16:51,927
.از شنیدنش خوشحالم

172
00:16:51,927 --> 00:16:54,638
.پس شانس خوبی برای بردن داریم

173
00:17:49,610 --> 00:17:52,905
‫هنوز سر پاست، ولی زخم کشنده‌ایه.

174
00:17:53,822 --> 00:17:54,907
‫باید کار رو تموم کنم-

175
00:18:03,040 --> 00:18:06,376
‫چه اتفاقی افتاد؟ بهم حمله شد؟

176
00:18:07,127 --> 00:18:09,546
‫هیچ مانایی حس نمیکنم.

177
00:18:09,546 --> 00:18:13,884
.این حمله رو نمیشه جادو درنظر گرفت

178
00:18:15,302 --> 00:18:18,347
‫شگفت‌انگیزه، فریرن-ساما.

179
00:18:18,347 --> 00:18:20,891
‫پس اوج جادو اینه.

180
00:18:22,101 --> 00:18:25,020
‫اما شما اینطوری نیستین.

181
00:18:27,397 --> 00:18:28,774
‫کاملاً حواس‌تون پرت شده.

182
00:18:39,326 --> 00:18:41,662
‫کارت خوب بود، فرن.

183
00:18:42,412 --> 00:18:46,625
‫هشتاد سال از آخرین باری که مجبور شدم
‫ازش استفاده کنم میگذره.

184
00:18:59,763 --> 00:19:03,100
‫خیلی خب، بیا تمومش کنیم.

185
00:19:14,153 --> 00:19:15,737
‫پس تموم شد.

186
00:19:17,656 --> 00:19:19,658
‫دیگه نمیتونم تکون بخورم.

187
00:19:20,033 --> 00:19:22,703
‫ویربل، کولم کن.

188
00:19:23,120 --> 00:19:25,831
شما انگار کلاً پا ندارید، ها؟

189
00:19:35,549 --> 00:19:38,677
‫شماها خرابه‌های مقبره‌ی پادشاه رو فتح کردین.

190
00:19:39,136 --> 00:19:45,142
‫چنین دستاورد قابل توجهی شما را شایسته تبدیل‌شدن به جادوگران درجه یک میکنه.

191
00:19:47,436 --> 00:19:51,148
خب حالا، این شیرزنمون کجاست؟

192
00:19:54,151 --> 00:19:57,946
!تاریکه! ترسناکه

193
00:19:59,198 --> 00:20:03,911
‫تاریکه! ترسناکه!
‫گمونم این حس رو درک میکنم.
‫تاریکه! ترسناکه!

194
00:20:06,330 --> 00:20:10,125
.بدین وسیله، آزمون دوم به پایان رسید

195
00:20:12,002 --> 00:20:15,422
‫حتی میتونه جادوی شفا هم استفاده کنه.

196
00:20:15,714 --> 00:20:18,050
‫شگفت‌انگیزه، نه؟

197
00:20:18,050 --> 00:20:19,301
‫آه،

198
00:20:23,013 --> 00:20:24,723
تو دیگه کی هستی؟
