﻿1
00:00:03,253 --> 00:00:06,464
.من شاگرد فریرن-ساما هستم

2
00:00:09,092 --> 00:00:10,552
.قبولی

3
00:00:12,345 --> 00:00:13,304
.بعدی

4
00:01:36,638 --> 00:01:41,643
‫جادوگر امپراتوری، دنکن.
‫درموردت شنیده ام.

5
00:01:42,560 --> 00:01:44,687
.باعث افتخاره

6
00:01:45,480 --> 00:01:52,821
‫جادوگر نظامی خودساخته‌ای که
‫از بانفوذترین افراد در سرزمین‌های شمالیه.

7
00:01:53,404 --> 00:01:55,406
.مثل داستان‌های قهرمانی کلیشه‌ایه

8
00:01:56,699 --> 00:02:01,079
،راستش، آرزو میکنم تو رو در جوانی ملاقات میکردم

9
00:02:04,666 --> 00:02:07,502
.علاقه‌ای به خاکستر سوخته ندارم

10
00:02:10,130 --> 00:02:12,423
.البته اینطور فکر میکردم

11
00:02:15,844 --> 00:02:17,804
الان نظرتون عوض شده؟

12
00:02:18,388 --> 00:02:23,560
‫وقتی منو دیدی، به این فکر کردی که
‫چه‌طور میتونی باهام بجنگی، نه؟

13
00:02:25,895 --> 00:02:29,941
.فقط برای یه لحظه، بلافاصله بیخیال شدم

14
00:02:31,276 --> 00:02:34,654
.قبولی، هنوز آتش درونت رو داری

15
00:02:35,572 --> 00:02:38,575
.معمولا برای افراد پیش نمیاد که به جنگیدن با من فکر کنن

16
00:02:39,909 --> 00:02:40,869
.بعدی

17
00:02:42,537 --> 00:02:44,873
شوخی میکنی؟

18
00:02:44,873 --> 00:02:45,790
منظورتون چیه؟

19
00:02:46,249 --> 00:02:48,668
.این آزمون جادوگری درجه یکه

20
00:02:48,668 --> 00:02:52,172
کدوم احمقی حتی پاشو توی محل آزمون نمیذاره؟

21
00:02:53,590 --> 00:02:59,053
.همونطور که میبینید، بدن واقعیم هم اینجاست

22
00:02:59,053 --> 00:03:00,722
.نمیخوام رد صلاحیت بشم

23
00:03:00,722 --> 00:03:05,852
.در تمام طول آزمون، بدن واقعیت از شهرت خارج نشد

24
00:03:06,895 --> 00:03:09,105
الان داری چای میخوری؟

25
00:03:13,234 --> 00:03:14,736
.تحت تأثیر قرار گرفتم

26
00:03:15,069 --> 00:03:17,071
.حتی یوبل هم متوجه نشد

27
00:03:17,989 --> 00:03:21,034
.خوب جیگر داری، قبولی

28
00:03:21,367 --> 00:03:22,535
.بعدی

29
00:03:24,370 --> 00:03:27,874
.تو ویربل، کاپیتان سپاه جادوی شمالی هستی

30
00:03:27,874 --> 00:03:32,503
‫از بین جادوگران درجه دومی که میشناسم،
‫بیشتر از همه مبارزه محوری.

31
00:03:33,546 --> 00:03:37,592
.با یه نگاه متوجه شدی نمیتونی من رو در مبارزه شکست بدی

32
00:03:38,092 --> 00:03:40,803
.اما این قضاوت از روی ترس نبود

33
00:03:41,304 --> 00:03:46,142
‫احمقی که مبارزه‌ای که نمیتونه برنده بشه شرکت کنه،
‫حتی به سطح جادوگری درجه دو هم نمیرسه.

34
00:03:46,809 --> 00:03:48,269
.همینطوره

35
00:03:49,979 --> 00:03:51,814
طلسم مورد علاقه‌ت چیه؟

36
00:03:52,690 --> 00:03:55,276
.جادو ابزاری برای کشتنه

37
00:03:55,276 --> 00:03:57,278
.طلسمی نیست که ازش خوشم بیاد یا بدم بیاد

38
00:03:59,197 --> 00:04:00,657
.قبولی

39
00:04:00,657 --> 00:04:01,699
.بعدی

40
00:04:06,204 --> 00:04:09,374
وقتی منو دیدی به چی فکر کردی؟

41
00:04:10,708 --> 00:04:15,296
.خب، با خودم گفتم چه‌قدر کوچیک و ناز هستید

42
00:04:17,632 --> 00:04:20,843
آزمون دهنده‌های امسال چه مرگشونه؟

43
00:04:21,678 --> 00:04:22,929
.قبولی

44
00:04:29,686 --> 00:04:30,853
.زنزه

45
00:04:31,688 --> 00:04:36,359
.معذرت میخوام. امسال محصول زیادی داشتیم

46
00:04:39,445 --> 00:04:41,864
.فریرن-ساما، قبول شدم

47
00:04:43,866 --> 00:04:45,159
.آفرین

48
00:04:46,661 --> 00:04:47,870
.فریرن

49
00:04:49,455 --> 00:04:52,792
.به خاطر شما دو نفر تونستم تا اینجا بیام

50
00:04:53,835 --> 00:04:57,088
.بالأخره میتونم از مقبره‌ی خاصی در زادگاهم دیدن کنم

51
00:04:58,881 --> 00:04:59,799
.که اینطور

52
00:05:07,640 --> 00:05:09,475
.هی، فرن

53
00:05:09,475 --> 00:05:11,060
هنوز تصمیم نگرفتی؟

54
00:05:22,196 --> 00:05:23,573
...از این خوشم میاد
.از اینا میخوام

55
00:05:25,033 --> 00:05:26,159
...خب

56
00:05:30,872 --> 00:05:33,499
.خجالت نکش، بخور

57
00:05:33,499 --> 00:05:38,421
‫وقتی جوون بودم، به ندرت میتونستم
‫خوراکی‌های شیرین بخورم.

58
00:05:39,088 --> 00:05:40,757
.خیلی ممنون

59
00:05:46,262 --> 00:05:48,139
اینجا چه خبره؟

60
00:05:51,351 --> 00:05:53,353
.پسرک، تو هم بخور

61
00:05:55,438 --> 00:05:57,148
.خیلی ممنون، پدرجان

62
00:06:05,281 --> 00:06:06,282
اون کیه؟

63
00:06:06,866 --> 00:06:09,619
.جادوگر امپراتوری، دنکن-ساما

64
00:06:10,912 --> 00:06:12,872
جادوگر امپراتوری؟

65
00:06:17,502 --> 00:06:19,545
یعنی نجیب زاده‌ست؟

66
00:06:19,545 --> 00:06:23,674
.چیزه... ببخشید اینطور عادی باهاتون حرف زدم

67
00:06:23,674 --> 00:06:28,429
.فدای سرت. مثل بقیه صرفاً به عنوان یه جادوگر به این شهر اومدم

68
00:06:28,429 --> 00:06:32,975
.اما مجبور نیستید از غریبه‌ای مثل من پذیرایی کنید

69
00:06:32,975 --> 00:06:35,812
آخه پول دیگه به چه دردم میخوره؟

70
00:06:35,812 --> 00:06:38,481
.بالأخره چیزی هست

71
00:06:38,481 --> 00:06:40,525
درسته. نوه ندارید؟

72
00:06:42,693 --> 00:06:45,822
.فرزند یا نوه‌ای ندارم

73
00:06:45,822 --> 00:06:49,534
.همسرم زمانی که بیست و چند سالم بود فوت کرد

74
00:06:51,452 --> 00:06:54,205
.همیشه بدن ضعیفی داشت

75
00:06:55,164 --> 00:07:00,420
‫دختر یکی از نجیب‌زاده‌ای مرزهای شمالی بود
‫که در یک جنگ سیاسی شکست خورد.

76
00:07:01,212 --> 00:07:06,259
.اون زمان هم به پول و هم نفوذ نیاز داشتم

77
00:07:06,259 --> 00:07:09,846
.تنها راهی بود که برای نجاتش میشناختم

78
00:07:11,514 --> 00:07:16,602
‫زمانی که زریه انجمن جادوی قاره‌ای رو تأسیس
‫و شروع به ارائه‌ی این جایزه کرد،

79
00:07:16,602 --> 00:07:19,856
.کمی بعد از زمانی بود که همسرم فوت کرد

80
00:07:20,773 --> 00:07:23,693
.هرگز اینقدر احساس ناتوانی نکرده بودم

81
00:07:25,987 --> 00:07:32,994
.واقعاً مسخره‌ست. الان میتونم به یک ملت دستور بدم

82
00:07:34,078 --> 00:07:35,204
.فرن

83
00:07:35,746 --> 00:07:40,626
‫برای من، جادو همیشه چیزی جز
‫ابزاری برای حل اختلافات سیاسی نبود.

84
00:07:41,544 --> 00:07:49,385
‫به فریرن بگو یادم آورد که جادو
‫چه‌قدر میتونه سرگرم کننده باشه.

85
00:07:50,219 --> 00:07:56,267
‫تمام دلیل جادوگر شدنم به خاطر این بود که
‫اعمال فریرن در گروه قهرمان‌ها رو تحسین میکردم.

86
00:07:59,145 --> 00:08:01,272
.باید خودتون بهش بگید

87
00:08:01,272 --> 00:08:03,733
.مطمئنم ایشون هم از شنیدنش خوشحال میشن

88
00:08:05,526 --> 00:08:08,696
.درسته. همین کارو میکنم

89
00:08:18,372 --> 00:08:21,626
.واقعاً که شهر جادویی اویساست آدمو دست خالی نمیذاره

90
00:08:21,626 --> 00:08:23,836
.کلی گریمور خوب خریدم

91
00:08:31,219 --> 00:08:32,553
.هی پیرزن

92
00:08:33,971 --> 00:08:36,140
میخوای بذاریشون توی سبد، ها؟

93
00:08:39,810 --> 00:08:42,104
چه‌طور میتونی همینطوری از کنارش رد شی؟

94
00:08:42,104 --> 00:08:44,815
.راستش یه لحظه درموردش فکر کردم

95
00:08:44,815 --> 00:08:46,317
یه لحظه؟

96
00:08:47,109 --> 00:08:51,447
...تعجب کردم. فکر میکردم اعضای گروه هیمل قهرمان

97
00:08:51,447 --> 00:08:53,824
اعضای گروه هیمل قهرمان چی؟

98
00:08:56,244 --> 00:08:58,788
.من کسی ام که تعجب کردم

99
00:08:59,497 --> 00:09:03,042
سعی کردی گروه فرن رو توی آزمون اول بکشی، نه؟

100
00:09:03,042 --> 00:09:05,127
.فرن درموردش غر میزد

101
00:09:05,127 --> 00:09:07,880
‫میگفت از اونایی که برای لگد زدن به
‫سگی که جلوی پاته درنگ نمیکنی.

102
00:09:08,673 --> 00:09:10,299
.زیاد بهم میگن

103
00:09:11,092 --> 00:09:13,052
.فقط تهدیدشون کردم

104
00:09:14,136 --> 00:09:19,100
.البته یکی از اونا، مرگش دنیا رو به جای بهتری تبدیل میکرد

105
00:09:19,642 --> 00:09:23,521
.برای محافظت از شهرم هرکاری میکنم

106
00:09:24,647 --> 00:09:30,611
‫به‌خاطر جایزه‌ی یادگرفتن هر طلسمی که بخوام،
‫میخواستم به یه جادوگر درجه یک تبدیل بشم.

107
00:09:30,611 --> 00:09:35,533
.با یه طلسم قدرتمندتر میتونم شیاطین بیشتری رو بکشم

108
00:09:35,992 --> 00:09:43,833
‫اما هرجای دنیا که باشم،
‫از کاری برای کمک به دیگران دریغ نمیکنم.

109
00:09:44,292 --> 00:09:45,293
چرا؟

110
00:09:48,504 --> 00:09:51,299
.زادگاه من روی مرز شمالیه

111
00:09:52,341 --> 00:09:55,803
.اونجا داستان‌های بی‌شماری درمورد هیمل قهرمان گفته میشه

112
00:09:58,681 --> 00:10:01,100
.فتح برج هزار آینه

113
00:10:01,100 --> 00:10:03,811
‫نبردش علیه بِزِ نامیرا،
‫هفت حکیم نابودی،

114
00:10:03,811 --> 00:10:05,563
.و اژدهای امپراتور جهنم

115
00:10:06,272 --> 00:10:10,192
.زمان بچگی، عاشق اون داستان‌های ماجراجویی بودم

116
00:10:12,069 --> 00:10:16,657
.اما سالمندان روستا به ندرت در موردشون حرف میزدن

117
00:10:17,742 --> 00:10:20,828
‫درمورد این حرف میزدن که چه‌طور شیاطینی
‫که به روستا حمله کرده بودن رو شکست داد،

118
00:10:20,828 --> 00:10:23,414
،یا چه‌طور از چندتا بازرگان محافظت کرد

119
00:10:23,414 --> 00:10:26,876
.یا اینکه چه‌طور مثل یه باربر توی جابجایی وسایل کمک میکرد

120
00:10:28,127 --> 00:10:32,256
.اصلاً تأثیر گذار نبودن، یه مشت داستان خسته کننده

121
00:10:32,256 --> 00:10:33,466
.اینطور فکر میکردم

122
00:10:34,300 --> 00:10:39,930
‫اما وقتی در این مورد حرف میزدن،
‫میشد از چهره‌شون دید که چه‌قدر خوشحال بودن.

123
00:10:43,225 --> 00:10:45,561
،بعد از اینکه هیمل قهرمان مرد

124
00:10:45,561 --> 00:10:49,065
.و باقی‌مانده‌ی شیاطین شروع به فعالیت کردن، بالأخره فهمیدم

125
00:10:59,742 --> 00:11:05,247
‫برج هزار آینه، بِز، اژدهای امپراتور جهنم،

126
00:11:05,247 --> 00:11:09,085
.و حتی پادشاه شیاطین، هیچ ربطی به روستای ما ندارن

127
00:11:10,169 --> 00:11:14,298
‫هرکس تمام چیزی که در توانش بود رو
‫برای حفظ زندگی عادیش انجام میداد.

128
00:11:15,633 --> 00:11:19,970
،اگه هیمل قهرمان پا به روستای من نذاشته بود

129
00:11:19,970 --> 00:11:25,142
‫شک دارم که هنوز سر جاش باقی‌ میموند،
‫چه دنیا رو نجات میداد چه نمیداد.

130
00:11:25,393 --> 00:11:27,812
خب، میخوای چی بگی؟

131
00:11:28,104 --> 00:11:34,110
‫همون داستان‌های کمتر هیجان‌انگیز هیمل
‫چیزی بود که من رو به اینجا هدایت کرد.

132
00:11:37,071 --> 00:11:38,906
.فقط میخواستم همینو بگم

133
00:11:41,867 --> 00:11:44,370
.گمونم حرفام زیادی طول کشید

134
00:11:45,121 --> 00:11:48,833
‫من با اونا برمیگردم.

135
00:11:51,794 --> 00:11:55,589
.فریرن، باید رویارویی‌هایی که با دیگران داری رو عزیز بشماری

136
00:11:56,173 --> 00:11:59,802
.توی این زندگی، خداحافظی فقط با مرگ نیست

137
00:12:01,721 --> 00:12:04,306
‫بیخیال، گمونم خودت بدونی.

138
00:12:12,022 --> 00:12:17,153
فریرن، نمیتونی با جادو، یکی یکی ببریمون اون‌طرف؟

139
00:12:17,695 --> 00:12:20,906
‫اینطوری خودم تنها این سمت میمونم.

140
00:12:21,323 --> 00:12:26,537
‫هیمل، باید هر چه سریع تر پادشاه شیاطین رو شکست بدیم.

141
00:12:26,537 --> 00:12:30,207
‫این کمک‌های کوچک به مردم چه فایده‌ای داره؟

142
00:12:33,669 --> 00:12:36,088
‫درسته که کوچیک ان.

143
00:12:37,047 --> 00:12:40,676
‫چنین کارهایی دنیا رو عوض نمیکنن.

144
00:12:42,636 --> 00:12:47,391
.اما نمیتونم چشمم رو به کسی که ازم طلب کمک داره ببندم

145
00:12:58,527 --> 00:13:00,696
‫نگران نباش، هیمل.

146
00:13:01,906 --> 00:13:04,450
‫دنیا عوض شده.

147
00:13:08,037 --> 00:13:13,042
‫امشب جایزه‌هامون رو اعطا میکنن،
‫و به هر کدوم از ما اجازه رو دادن که مهمون بیاریم.

148
00:13:13,501 --> 00:13:16,670
‫حالا که فرصتش هست بیاین همه با هم بریم.

149
00:13:19,173 --> 00:13:21,926
‫واقعاً از این ایده خوشش نیومده.

150
00:13:23,260 --> 00:13:26,889
‫بهم گفتن که اجازه داریم مهمون بیاریم.

151
00:13:27,556 --> 00:13:33,354
‫خیلی عذر میخوام، ولی زریه-ساما ورود
‫ فریرن-ساما رو ممنوع کردن.

152
00:13:33,354 --> 00:13:34,980
‫برای هزارسال آینده،

153
00:13:34,980 --> 00:13:38,442
‫اون از ورود به هر ساختمان انجمن جادوی بین قاره‌ای منع شدن.

154
00:13:39,151 --> 00:13:42,112
فریرن-ساما دقیقاً چه جرمی انجام دادن؟

155
00:13:42,738 --> 00:13:47,409
‫فایده نداره.
‫زریه افتاده روی دنده‌ی لج.

156
00:13:48,911 --> 00:13:51,789
‫واقعاً مثل بچه میمونه.

157
00:13:52,248 --> 00:13:55,668
‫خب حالا، اینطورم نبوده که به خواست خودم اینجا باشم.

158
00:13:55,668 --> 00:13:57,419
‫بیرون منتظر میمونم.

159
00:14:01,090 --> 00:14:02,925
‫منم بیرون منتظر میمونم.

160
00:14:04,885 --> 00:14:06,303
‫هوی.

161
00:14:16,188 --> 00:14:17,940
‫زنگ اول شبه.

162
00:14:18,357 --> 00:14:21,235
‫کم‌کم دیگه باید مراسم اعطای امتیازات رو تموم کنن.

163
00:14:21,235 --> 00:14:22,152
‫آره.

164
00:14:22,611 --> 00:14:24,905
‫جادوگر درجه یک.

165
00:14:24,905 --> 00:14:28,784
‫بالاترین سطح جادوگرها که کمتر از پنجاه نفر ازشون وجود داره.

166
00:14:29,451 --> 00:14:31,537
‫فرن بزرگ شده ها.

167
00:14:35,875 --> 00:14:41,755
‫در این دوره، فرن احتمالاً از منم جادوگر معروف‌تری بشه.

168
00:14:44,091 --> 00:14:45,217
‫فریرن.

169
00:14:46,093 --> 00:14:47,344
‫خوشحالم.

170
00:14:49,638 --> 00:14:50,806
‫منم همینطور.

171
00:14:51,390 --> 00:14:52,975
‫فریرن-ساما.

172
00:14:55,769 --> 00:14:56,979
اون ‫کیه؟

173
00:14:56,979 --> 00:14:59,398
‫یکی از اعضای انجمن جادوی بین قاره‌ای.

174
00:14:59,398 --> 00:15:05,237
‫من جادوگر درجه یک لرنن هستم،
‫یکی از شاگردهای زریه-ساما.

175
00:15:06,071 --> 00:15:09,408
‫برای دردسری که زریه-ساما براتون به‌وجود آوردن عذر میخوام.

176
00:15:09,909 --> 00:15:13,704
‫چیز خاصی نیست. از قدیم همینطور بود.

177
00:15:16,540 --> 00:15:18,459
‫چی شده، فریرن؟

178
00:15:20,669 --> 00:15:24,632
واقعاً میتونی نوسانات مانای من رو ببینی، نه؟

179
00:15:26,508 --> 00:15:31,263
‫خیلی مهارت داری.
‫این دوره‌ی صلح اصلاً برات خوب نیست.

180
00:15:31,263 --> 00:15:37,645
‫درسته. من یه جادوگر قدیمی ام که فقط نبرد رو میشناسه.‫

181
00:15:37,937 --> 00:15:40,564
‫زریه-ساما هم معمولاً چنین چیزی میگن.

182
00:15:40,564 --> 00:15:43,984
‫اگه در دورانی به‌دنیا میومدم که
‫با نیروهای پادشاه شیاطین میجنگیدیم،

183
00:15:43,984 --> 00:15:49,198
‫در کنار بقیه‌ی قهرمانان معروف اسمم در تاریخ ثبت میشد.

184
00:15:50,032 --> 00:15:53,661
‫که اینطور. خب حالا چی از من میخوای؟

185
00:15:53,994 --> 00:15:58,415
‫تنها شاگرد زریه-ساما که اسمش به یادها مونده اولین اوناست،

186
00:15:58,415 --> 00:16:02,711
‫فلامه‌ی کبیر که در افسانه‌ها ازش یاد شده.

187
00:16:03,087 --> 00:16:09,677
‫وقتی پیر بشم و بمیرم، یکی دیگه از مدارک وجود اون از بین میره.

188
00:16:10,344 --> 00:16:15,641
‫نمیخوام که در آینده اون تنها باشه،

189
00:16:16,183 --> 00:16:23,440
‫حتی اگه به‌معنای بدنام‌شدن به‌عنوان
‫ قاتل جادوگر افسانه‌ای فریرن باشه.

190
00:16:40,874 --> 00:16:43,961
‫درخواست یه دوئل رو داشتم، فریرن-ساما.

191
00:16:44,837 --> 00:16:48,298
‫باهات نمیجنگم. وقت تلف کردنه.

192
00:16:49,049 --> 00:16:50,259
‫ای خدا.

193
00:16:50,968 --> 00:16:55,848
‫جادوگرهایی که فقط جنگ رو میشناسن خیلی رو ضدحالن.

194
00:16:56,849 --> 00:16:59,643
‫نیازی نیست که اسمت توی تاریخ ثبت بشه.

195
00:17:02,021 --> 00:17:04,314
‫زریه به‌خاطر میسپارت.

196
00:17:08,402 --> 00:17:09,987
‫آخرین درخواستم.

197
00:17:11,405 --> 00:17:14,908
‫این دشت گل با جادو پدیدار شده.

198
00:17:15,993 --> 00:17:17,661
‫خب که چی؟

199
00:17:18,370 --> 00:17:20,748
‫این طلسم موردعلاقه‌ی استادم بود.

200
00:17:21,540 --> 00:17:24,460
‫نگفتی که طلسم بی‌خاصیته؟

201
00:17:28,088 --> 00:17:31,341
‫واقعاً که فلامه مایه‌ی سرافکندگی بود.

202
00:17:32,426 --> 00:17:37,514
‫با وجود اون همه استعدادش نتونست به سطح من برسه.

203
00:17:39,475 --> 00:17:42,269
.بعد از اون شاگردهای زیادی داشتم

204
00:17:43,103 --> 00:17:47,316
.‫بیشترشون بدون رسیدن به سطح من مردن

205
00:17:48,275 --> 00:17:50,319
‫اما عجیبه.

206
00:17:50,986 --> 00:17:53,947
‫اونا شاگردهایی بودن که از روی هوس انتخاب‌شون کرده بودم،

207
00:17:53,947 --> 00:17:58,827
‫ولی میتونم کاملاً هر شخصیتی که داشتن
‫ و طلسم موردعلاقه‌شون رو به یاد بیارم.

208
00:18:01,038 --> 00:18:07,211
‫فریرن، بنا به دلایلی، هرگز از انتخاب
‫ هیچ‌کدوم از شاگردهام پشیمون نشدم.

209
00:18:08,462 --> 00:18:11,131
‫حتی اگه هرگز اسم‌شون در تاریخ ثبت نشده باشه.

210
00:18:13,175 --> 00:18:17,096
‫حتی نمیتونه به شاگردهای خودش بگه که واقعاً چه احساسی داره.

211
00:18:17,888 --> 00:18:20,182
‫واقعاً بچه‌ست.

212
00:18:25,521 --> 00:18:26,605
‫فریرن-ساما.

213
00:18:28,023 --> 00:18:30,317
‫مراسم اعطای امتیازات تموم شد.

214
00:18:30,317 --> 00:18:31,652
‫پس، بریم؟

215
00:18:32,111 --> 00:18:35,614
‫فریرن-ساما، شانه‌تون چه‌جوری زخم شده؟

216
00:18:36,031 --> 00:18:38,742
‫بهتره بریم کلیسا برای درمانش.

217
00:18:38,742 --> 00:18:40,160
‫فکر میکنی هنوز بازن؟

218
00:18:41,829 --> 00:18:44,164
.واقعاً که ضدحالیم

219
00:18:47,000 --> 00:18:49,753
‫هم شما و هم من.

220
00:18:53,298 --> 00:18:56,051
‫استارک، امروز چی بازی‌ کنیم؟

221
00:18:56,051 --> 00:18:59,429
‫ببخشید، ولی امروز نمیتونم بازی کنم.

222
00:18:59,429 --> 00:19:02,141
‫استارک، صبحونه خوردی؟

223
00:19:02,141 --> 00:19:03,559
‫خوردم.

224
00:19:03,851 --> 00:19:06,353
.‫استارک، بیا یکم از این بنوش

225
00:19:06,353 --> 00:19:07,938
‫عه، خیلی ممنون.

226
00:19:08,564 --> 00:19:12,067
‫مسیر یک جنگجو طولانی و پر از فریبه.

227
00:19:12,067 --> 00:19:13,694
‫مراقب باش.

228
00:19:14,528 --> 00:19:15,404
‫چشم.

229
00:19:19,032 --> 00:19:21,952
.وقت خداحافظی از اویساسته

230
00:19:22,661 --> 00:19:26,081
‫استارک-ساما هر جا میرین دوست‌تون دارن.

231
00:19:26,081 --> 00:19:27,332
‫واقعاً؟

232
00:19:27,958 --> 00:19:31,962
‫راستی فرن، دیروز چه طلسمی رو خواستی؟

233
00:19:38,635 --> 00:19:39,928
‫معلوم نیست؟

234
00:19:41,513 --> 00:19:43,849
‫لباس‌هات تمیزتر شدن..

235
00:19:45,726 --> 00:19:48,604
‫و یه‌جور بوی گلی میدن.

236
00:19:49,396 --> 00:19:50,981
‫نکنه...

237
00:19:51,607 --> 00:19:54,943
‫طلسمی که لباس‌ها رو تمیز و بدون لکه میکنه.

238
00:19:55,444 --> 00:19:57,946
‫این کار لباس‌شستن رو آب خوردن میکنه.

239
00:19:57,946 --> 00:20:00,991
‫زریه واقعاً یه گریمور زنده‌ست!

240
00:20:01,491 --> 00:20:05,704
‫این یه طلسم در سطح افسانه‌ای از دوران اساطیریه.

241
00:20:07,122 --> 00:20:08,582
.احسنت، فرن

242
00:20:10,417 --> 00:20:12,628
.الحق که شاگرد خودمی

243
00:20:16,173 --> 00:20:18,467
‫همینطوره، فریرن-ساما.

244
00:20:19,218 --> 00:20:23,472
‫هر چند، زریه-ساما اصلاً خوشحال به‌نظر نمیرسید.

245
00:20:23,472 --> 00:20:25,390
‫دیوونه‌ ای؟

246
00:20:25,933 --> 00:20:28,477
‫مطمئنم همینطور بوده. حقشه.

247
00:20:32,481 --> 00:20:33,649
‫اینجان.

248
00:20:34,650 --> 00:20:35,484
‫فریرن، واقعاً ممنون.

249
00:20:35,484 --> 00:20:37,402
‫فریرن، واقعاً ممنون.

250
00:20:37,903 --> 00:20:43,075
‫ما این دفعه قبول نشدیم،
‫ولی سه سال دیگه دوباره تلاش میکنیم.

251
00:20:43,075 --> 00:20:45,244
‫که اینطور. خوبه.

252
00:20:45,744 --> 00:20:47,204
‫خوش گذشت.

253
00:20:47,204 --> 00:20:48,330
‫سالم‌وسلامت باشین.

254
00:20:48,580 --> 00:20:49,957
‫خب، تا بعد.

255
00:20:49,957 --> 00:20:51,500
‫همم. تا بعد.

256
00:21:00,384 --> 00:21:04,972
‫درست مثل زاین-ساما، خداحافظی‌تون سریع و ساده بود.

257
00:21:04,972 --> 00:21:06,848
‫کرافت هم همینطور بود.

258
00:21:17,109 --> 00:21:21,655
‫هیمل، تو همیشه خیلی سریع خداحافظی میکنی.

259
00:21:22,155 --> 00:21:23,323
‫فکر میکنی عجیبه؟

260
00:21:23,699 --> 00:21:26,576
‫خب، بهت نمیخوره اینطور باشی.

261
00:21:26,576 --> 00:21:30,580
‫فقط یه کار فرعی بود، ولی بازم دو هفته رو با هم گذروندیم.

262
00:21:30,998 --> 00:21:36,378
‫عملاً میشه گفت هر شب با هم نوشیدنی مینوشیدیم.

263
00:21:37,254 --> 00:21:38,463
‫درسته.

264
00:21:39,089 --> 00:21:43,302
‫اما ممکنه که باز هم اگه سفرمون رو
‫ادامه بدیم، مسیرمون به هم بخوره.

265
00:21:44,970 --> 00:21:48,390
‫یه خداحافظی اشک‌آلود بهمون نمیاد.

266
00:21:53,353 --> 00:21:57,399
‫آخه، اگه باز همدیگه رو ببینیم خجالت‌آور میشه.

267
00:23:05,050 --> 00:23:07,803
‫اگه باز همدیگه رو ببینیم خجالت‌آور میشه.

268
00:23:09,846 --> 00:23:12,140
این حرف معنیش چیه؟

269
00:23:16,269 --> 00:23:19,231
‫قسمت بیست‌وهشتم: بار بعدی که همدیگه رو ببینیم خجالت‌آور خواهد بود
