﻿1
00:00:02,961 --> 00:00:05,130
‫زمانـش رسیده که حقیقت رو بفهمـن.

2
00:00:06,339 --> 00:00:08,550
‫آنچه در «مورمور» گذشت...

3
00:00:09,884 --> 00:00:11,219
‫اسم مامانت سارا هست، درسته؟

4
00:00:11,302 --> 00:00:12,762
‫بابات گفت که مامانـت
‫اینجا رفته مدرسه.

5
00:00:12,846 --> 00:00:14,347
‫چند روز پیش داشتـم زیرزمینـم
‫رو تمیز می‌کردم

6
00:00:14,431 --> 00:00:16,850
‫و این آلبوم رو پیدا کردم.
‫واسه همین...

7
00:00:21,312 --> 00:00:23,148
‫- مامان؟
‫- هی، هارولد.

8
00:00:23,231 --> 00:00:26,484
‫بچه‌ها، مامانـم بیدل رو می‌شناخته.

9
00:00:26,776 --> 00:00:30,697
‫- وایسا، از کجا می‌دونی؟
‫- همه‌اش اینجا هست.

10
00:00:30,947 --> 00:00:31,990
‫اینطوری کار می‌کنـه که

11
00:00:31,990 --> 00:00:34,034
‫اگه تو موقعیتی باشم
‫که صفحه درمورد اونِ،

12
00:00:34,117 --> 00:00:36,494
‫تصوراتش رو می‌بینم.
‫گذشته رو خیلی واضح می‌بینم.

13
00:00:37,412 --> 00:00:38,621
‫من واقعاً ترسیدم.

14
00:00:38,621 --> 00:00:40,290
‫فکر می‌کنم یکی داره سعی می‌کنـه
‫بهم آسیب بزنه.

15
00:00:42,083 --> 00:00:43,460
‫آدم‌های دیگه‌ای هم توی خونه بودن.

16
00:00:44,961 --> 00:00:45,962
‫جعبه رو پیدا کردی.

17
00:00:46,046 --> 00:00:47,839
‫پیداش کردم.

18
00:00:56,556 --> 00:00:58,725
‫یعنی الان فهمیدمـیم که
‫والدین‌مون قاتل هستند؟

19
00:00:58,767 --> 00:01:00,477
‫داخل اون جعبه چی بوده؟

20
00:01:00,477 --> 00:01:02,604
‫گفتی می‌خوای بدونی
‫داخل جعبه چی هست؟

21
00:01:03,021 --> 00:01:05,398
‫بیایید داخل، بهتـون میگم.

22
00:01:09,944 --> 00:01:12,447
‫ایول.
‫کل گروه اینجاست.

23
00:01:12,447 --> 00:01:14,282
‫بیایید، بیایید، درموردش بهتـون میگم.

24
00:01:14,282 --> 00:01:15,450
‫بیایید، بشینید.

25
00:01:15,700 --> 00:01:16,951
‫توام می‌تونی اینجا بشینی.

26
00:01:17,160 --> 00:01:19,245
‫- ممنون.
‫- مرسی.

27
00:01:19,662 --> 00:01:21,706
‫هی، اگه کارت با اون تمومـه
‫دیگه بدش به من.

28
00:01:22,791 --> 00:01:25,085
‫بله. با کمال میل.
‫دیگه این رو نمی‌خوام.

29
00:01:26,920 --> 00:01:29,214
‫- هی، آقای برت؟
‫- بله؟

30
00:01:29,214 --> 00:01:30,757
‫چطوری این جعبه دست شماست؟

31
00:01:30,757 --> 00:01:33,009
‫اوه، همه‌چیز رو توضیح میدم.
‫فقط... فقط بشینید.

32
00:01:33,134 --> 00:01:35,678
‫بشینید دیگه.
‫بشینید.

33
00:01:36,387 --> 00:01:37,430
‫ایول.

34
00:01:38,556 --> 00:01:39,724
‫چیزی میل دارید؟

35
00:01:39,724 --> 00:01:41,559
‫نوشیدنی‌ای چیزی؟
‫پودر کاکائو دارمـا.

36
00:01:41,726 --> 00:01:42,936
‫- نه، من...
‫- چیزی نمی‌خوایم.

37
00:01:43,061 --> 00:01:44,145
‫- میشه بریم سر موضوع اصلی؟
‫- اهل پودر کاکائو نیستیم.

38
00:01:44,270 --> 00:01:45,355
‫آره، البته.

39
00:01:45,855 --> 00:01:46,940
‫خیلی هم خوب.

40
00:01:46,940 --> 00:01:49,192
‫همه اینا از جد من

41
00:01:49,359 --> 00:01:51,027
‫در سال 1925 شروع شد.

42
00:01:51,111 --> 00:01:52,570
‫از این داستان طولانی‌هاست؟

43
00:01:52,654 --> 00:01:55,365
‫میشه فقط...
‫می‌خوام شروع کنم.

44
00:01:55,865 --> 00:01:56,950
‫شرمنده.

45
00:01:57,033 --> 00:01:58,409
‫داستان از...

46
00:01:58,409 --> 00:02:03,581
‫جد من در سال 1925 در
‫نیویورک سیتی شروع شد.

47
00:02:05,291 --> 00:02:06,501
‫بریم سراغ حقه‌ای

48
00:02:06,543 --> 00:02:11,673
‫که اسمـش رو گذاشتم...
‫[نیویورک سیتی، سال 1925]
‫"کُند کبوتر تنها پرواز".

49
00:02:11,840 --> 00:02:15,051
‫اینجا یه پرنده داریم، که هروقت
‫اداره بکنـه می‌تونه پرواز کنـه،

50
00:02:15,135 --> 00:02:18,888
‫اما یه پرنده چطوری می‌تونـه
‫موقعی که توی قفسه پرواز کنـه؟

51
00:02:18,888 --> 00:02:22,725
‫برای چنین کاری، به کمک
‫قفس جادویی نیاز داره.

52
00:02:23,143 --> 00:02:28,857
‫اجی مجی لاترجی!

53
00:02:30,024 --> 00:02:32,986
‫طی الارض کن!

54
00:02:33,153 --> 00:02:35,572
‫حتی پرنده‌ها هم رنگ هم نیستن.

55
00:02:35,655 --> 00:02:37,448
‫من پولـم رو پس می‌خوام.

56
00:02:44,789 --> 00:02:46,916
[مغازه ابزار جادو]

57
00:02:54,841 --> 00:02:57,552
‫یه حقه جدید می‌خوام.
‫نه از اون قدیمی‌های معمولی.

58
00:02:57,969 --> 00:02:59,804
‫یه چیز گرون می‌خوام.

59
00:02:59,804 --> 00:03:01,598
‫از اونا که به کله گنده‌ها می‌فروشی.

60
00:03:01,681 --> 00:03:02,974
‫پولـت کافی نیست.

61
00:03:03,016 --> 00:03:05,810
‫اینطوری نکن. من زن و بچه دارم.
‫خواهش می‌کنـم.

62
00:03:05,935 --> 00:03:09,355
‫حتماً یه چیزی هست که
‫بتونـم بگیرم.

63
00:03:09,439 --> 00:03:11,399
‫فکر نمی‌کنـم.

64
00:03:11,441 --> 00:03:13,568
‫یه سر به فروشگاه‌های ارزون بزن.

65
00:03:29,876 --> 00:03:32,337
‫همینجا بود که...

66
00:03:37,634 --> 00:03:39,844
‫اون جعبه چطور؟

67
00:03:50,355 --> 00:03:52,148
‫برای نمایشـت پول گرفتی؟

68
00:03:52,148 --> 00:03:56,527
‫آره، اما سرمایه‌گذاریـش کردم...

69
00:03:56,778 --> 00:03:58,446
‫روی این.

70
00:03:58,446 --> 00:04:00,031
‫اسمـش اسپلی هست.

71
00:04:00,156 --> 00:04:02,784
‫اینجا رو ببین، کنار جلیقۀ کوچولوش...

72
00:04:02,784 --> 00:04:04,244
اسمـش ‫قلاب دوزی شده.

73
00:04:04,327 --> 00:04:06,829
‫یه عروسک؟
‫یه عروسک خریدی؟

74
00:04:07,789 --> 00:04:09,123
.باید یه کاری واقعی پیدا کنی

75
00:04:09,123 --> 00:04:10,750
‫این کاری هست که براش ساخته شدم.

76
00:04:10,792 --> 00:04:11,876
‫می‌دونـم.

77
00:04:15,171 --> 00:04:16,381
‫خب، تا آب گرمه

78
00:04:16,422 --> 00:04:18,174
‫من برم دوش بگیرم.

79
00:04:18,299 --> 00:04:21,344
‫بتسی. بتسی.
‫بتسی!

80
00:04:27,892 --> 00:04:29,519
‫شگفت انگیزه.

81
00:04:31,479 --> 00:04:32,981
‫نگران نباش رفیق.

82
00:04:41,114 --> 00:04:44,617
‫"کارانو. ماری. مولونو

83
00:04:44,784 --> 00:04:47,662
‫لوما. مولونو. کارانو."

84
00:04:51,541 --> 00:04:55,044
‫این دیگه یعنی چی؟

85
00:05:21,571 --> 00:05:26,576
‫« مـورمـور »
« قسمت شـش، فـصل اول »

86
00:05:27,410 --> 00:05:32,415
‫و حالا به افتخار دستیار جدیدم،
‫اسلپی، یه دست محکم بزنید.

87
00:05:32,540 --> 00:05:34,042
‫ممنونـم. متشکرم.

88
00:05:34,042 --> 00:05:39,422
‫خیلی هیجان دارم که با چندتا جادو
‫شما رو متعجب کنم.

89
00:05:39,589 --> 00:05:41,507
‫خیلی خب، عالیه.
‫خب، اسلپی...

90
00:05:41,507 --> 00:05:43,301
‫ازت می‌خوام که یه کارت...

91
00:05:43,593 --> 00:05:46,596
‫انتخاب کنی.
‫بزاریـش...

92
00:05:46,637 --> 00:05:49,640
‫خیلی بده.
‫عوضی نابلد.

93
00:05:49,682 --> 00:05:51,225
‫موافقـم.

94
00:05:51,225 --> 00:05:54,562
‫این مرد واقعاً احمق و هالو هست.

95
00:05:54,604 --> 00:05:57,648
‫یه کودن. یه نفهم.
‫یه آدم ساده.

96
00:05:59,567 --> 00:06:01,736
‫نه. وایسید.
‫کار من نیست.

97
00:06:01,736 --> 00:06:03,404
‫خودش داره میگه.

98
00:06:03,404 --> 00:06:05,156
‫عروسک داره خودش حرف می‌زنـه.

99
00:06:05,156 --> 00:06:07,992
‫- آره، درسته.
‫- من عروسک هستم.

100
00:06:08,034 --> 00:06:09,452
‫چه بدبختی.

101
00:06:11,204 --> 00:06:12,205
‫آه...

102
00:06:12,205 --> 00:06:15,166
‫تو که نمی‌خوای تمام زندگیـت
‫یه بازنده باشی، می‌خوای؟

103
00:06:15,333 --> 00:06:17,585
‫نه. معلومِ که نه.
‫اما تو، من نمی‌...

104
00:06:17,668 --> 00:06:20,922
‫بسته.
.نمایشـت رو انجام بده

105
00:06:21,089 --> 00:06:23,633
‫باشه؟
‫بهم اعتماد کن.

106
00:06:27,762 --> 00:06:30,306
[افرام بزرگ و اسلپی]

107
00:06:32,975 --> 00:06:34,018
‫ما خانواده تو هستیم

108
00:06:34,143 --> 00:06:36,521
‫و تو دیگه وقتی رو
‫با ما نمی‌گذرونی.

109
00:06:37,814 --> 00:06:40,233
افرام بزرگ و اسلپی، در عصر افسردگی]
[لذت را به ارمغان می‌آورند
[سال 1932]

110
00:06:40,233 --> 00:06:43,694
‫یا اون یا ما، افرام.
‫اون یا ما!

111
00:06:43,736 --> 00:06:46,322
‫من اون رو انتخاب... می‌کنـم.

112
00:06:47,281 --> 00:06:50,410
افرام و اسلپی: جادویی که]
[کاخ سفید را شگفت زده کرد
[سال 1950]

113
00:07:06,551 --> 00:07:08,845
‫باور نکردنیـه.
‫نصف سالن خالی بود.

114
00:07:11,347 --> 00:07:13,683
‫می‌دونی، اگه یه پیش‌نمایش

115
00:07:13,683 --> 00:07:16,769
‫مثلاً دلقکی چیزی اضافه کنیم

116
00:07:17,311 --> 00:07:19,355
‫فروش‌مون بیشتر میشه.

117
00:07:20,231 --> 00:07:23,317
‫نمایش مال ماست.

118
00:07:23,359 --> 00:07:26,696
‫قطعاً، مخاطب میاد
‫که شما رو ببینـه.

119
00:07:26,696 --> 00:07:29,740
‫اما خیلی وقت داری
‫این کار رو می‌کنی، افرام.

120
00:07:29,907 --> 00:07:31,534
‫اگه بخوای شبی رو نیای یا...

121
00:07:31,617 --> 00:07:33,661
‫چرا باید شبی رو نیام؟

122
00:07:33,661 --> 00:07:37,165
‫من فقط... دارم آینده رو میگم افرام.

123
00:07:37,248 --> 00:07:39,167
‫سلیقه‌ها عوض میشه.

124
00:07:39,333 --> 00:07:40,793
‫مسئول باجه فروش
‫می‌خواد شما رو ببینـه.

125
00:07:42,712 --> 00:07:44,922
‫الان برمی‌گردم.

126
00:07:47,800 --> 00:07:50,219
‫اون قراره همه نقشه‌هامون رو خراب کنـه.

127
00:07:50,261 --> 00:07:53,848
‫امشب تحویلـش میدن.
‫یه کاریـش بکن.

128
00:07:56,976 --> 00:07:59,770
‫فکر کردم صدای کسی رو شنیدم.

129
00:07:59,770 --> 00:08:03,816
‫وقتش هست، افرام.
‫از طلسم استفاده کن.

130
00:08:04,108 --> 00:08:08,362
‫آدانا. مینو.
‫سانارا. کوداراش.

131
00:08:10,323 --> 00:08:11,699
‫داری چیکار می‌کنی؟

132
00:08:11,741 --> 00:08:14,076
‫نه! نه!

133
00:08:21,375 --> 00:08:23,878
‫تاحالا مقبره دزدی نکرده بودم.

134
00:08:31,594 --> 00:08:34,430
‫سال‌ها به دنبال این بودیم.

135
00:08:34,472 --> 00:08:37,850
‫و حالا اینجاست و نوبت توئه
‫که برای من جبران کنی.

136
00:08:38,476 --> 00:08:40,061
‫هی ببین، در این مورد.

137
00:08:40,436 --> 00:08:42,480
‫دیگه دارم یه فکرای
‫دیگه‌ای می‌کنم.

138
00:08:42,480 --> 00:08:46,275
‫ما قراری داشتیم.
‫طبق نقشه عمل کن.

139
00:08:47,568 --> 00:08:49,529
‫خیلی خب.
‫باشه.

140
00:08:52,281 --> 00:08:53,616
‫حالا چی؟

141
00:08:53,658 --> 00:08:55,076
‫جیبـش رو بگرد.

142
00:08:59,622 --> 00:09:03,793
‫آره، خودشـه.
‫بخونـش.

143
00:09:03,876 --> 00:09:07,547
‫آلدو. مینودی.

144
00:09:13,427 --> 00:09:16,013
‫نه، نه.
‫نمی‌تونم بزارم همچین اتفاقی بیوفته.

145
00:09:16,097 --> 00:09:18,599
‫- بخونـش!
‫- نمی‌تونم بزارم این کار رو بکنی.

146
00:09:18,724 --> 00:09:21,102
‫- تو ازم استفاده کردی!
‫- داری چیکار می‌کنی؟ نه!

147
00:09:21,143 --> 00:09:23,479
‫هرچیزی که می‌خواستی رو بهت دادم.

148
00:09:23,646 --> 00:09:24,939
‫تمومـش کن!

149
00:09:24,939 --> 00:09:28,150
[پورت لارنس]
[دو هفتۀ بعد]

150
00:09:32,363 --> 00:09:34,574
‫ترتیب همه‌چی داده شده.

151
00:09:35,116 --> 00:09:37,868
‫حالا شما صاحب جدید
‫این خونه هستید.

152
00:09:38,077 --> 00:09:39,745
‫جعبه‌هام رسیدن؟

153
00:09:39,745 --> 00:09:42,290
‫بله، همونطور که خواسته بودید
‫داخل هستند.

154
00:09:42,373 --> 00:09:44,709
‫می‌خواید کسی رو استخدام کنم
‫که این کاراتون رو براتون انجام بده؟

155
00:09:44,709 --> 00:09:46,460
‫نه، کمکـی نمی‌خوام.

156
00:09:46,544 --> 00:09:49,171
‫درواقع، اصلاً نمی‌خوام
‫کسی این اطراف باشه.

157
00:09:49,255 --> 00:09:52,550
‫بسیار خب. خب، اگه چیزی خواستید

158
00:09:52,633 --> 00:09:55,678
‫بی معطلی بهم زنگ بزنید.
‫باشه؟

159
00:09:55,761 --> 00:09:58,306
‫میشه به دوستاتـون بگید؟

160
00:10:41,307 --> 00:10:44,435
‫این دیگه آخر خطه.

161
00:11:01,994 --> 00:11:06,707
مطمئن میشم که دیگه هیچ وقت
‫کسی تو رو پیدا نمی‌کنه.

162
00:11:10,002 --> 00:11:13,005
‫اوه، یکی پیدام خواهد کرد.

163
00:11:19,011 --> 00:11:20,930
‫ببخشید، من یکم گیج شدم.

164
00:11:21,013 --> 00:11:22,515
‫خب بزار ادامه بده.

165
00:11:22,515 --> 00:11:24,684
‫اگه تا آخرش گوش بدی،
‫ممکنِ همه‌چی برات روشن شه.

166
00:11:24,684 --> 00:11:28,396
‫خیلی خب، فقط...

167
00:11:28,604 --> 00:11:31,607
‫ببین گوشی و یوتیوب چه کرده
‫با بچه‌های این دوره زمونـه.

168
00:11:31,649 --> 00:11:33,526
‫اصلاً نمی‌تونید تمرکز کنید.

169
00:11:33,609 --> 00:11:36,362
‫نمی‌تونید روی یه داستان
‫خیلی خوب تمرکز کنید.

170
00:11:36,570 --> 00:11:37,697
‫داستان خوبیـه.

171
00:11:37,697 --> 00:11:39,490
‫- من داشتم گوش می‌کردم.
‫- ممنون.

172
00:11:39,532 --> 00:11:41,325
‫برگردیم سراغ داستان.

173
00:11:41,367 --> 00:11:42,993
‫همه آروم باشید،

174
00:11:42,993 --> 00:11:45,955
‫چون داریم می‌رسیم
‫به بهترین بخشـش، خب؟

175
00:11:49,041 --> 00:11:51,585
‫اوه سلام جورجیا بیدل.

176
00:11:51,585 --> 00:11:52,878
‫خوشحالـم که بلاخره شما رو می‌بینم.

177
00:11:52,962 --> 00:11:54,964
‫ببخشید انقد طول کشید
‫تا شما رو پیدا کنم.

178
00:11:55,131 --> 00:11:58,175
‫افرام برت هیچ اطلاعاتی
‫از خانوده‌اش بجا نگذاشته.

179
00:11:58,175 --> 00:12:01,512
‫معلومـه. ده سال طول کشیده تا
‫پیدامون کنید. سلام، من بری هستم.

180
00:12:01,721 --> 00:12:04,056
‫می‌دونی، من هیچ وقت حتی
‫پدربزرگم رو ندیدم.

181
00:12:04,056 --> 00:12:06,267
‫افرام زیاد اهل معاشرت نبود،

182
00:12:06,267 --> 00:12:08,436
‫یخورده عجیب بود.

183
00:12:08,686 --> 00:12:11,105
‫و این پسرمون هارولد هست.

184
00:12:11,147 --> 00:12:12,523
‫چی؟

185
00:12:14,650 --> 00:12:16,986
‫- چی داخل اونـه؟
‫- حیوون خونگیـم.

186
00:12:17,027 --> 00:12:19,155
‫یجورایی حیوون‌های خونگیـش.

187
00:12:19,530 --> 00:12:22,366
‫- کرم هستن.
‫- کرم؟

188
00:12:22,450 --> 00:12:23,659
‫- کرم.
‫- عجیبـه.

189
00:12:24,535 --> 00:12:26,787
‫اون رسید‌های امضا شده
‫که فکس کردیم رسیدن؟

190
00:12:26,787 --> 00:12:29,123
‫آره. تمام مشکلات انحصار وراثت
‫حل شدن.

191
00:12:29,373 --> 00:12:32,877
‫حالا شما کاملاً مالک خونه‌اید.
‫به پورت لارنس خوش اومدید.

192
00:12:32,877 --> 00:12:34,837
‫به بزرگی شهری که قبلاً
‫داخلـش بودید نیست.

193
00:12:34,837 --> 00:12:36,255
‫خوبـه.

194
00:12:36,422 --> 00:12:39,884
‫یه شروع تازه می‌خواستیم.
‫درسته؟

195
00:12:40,342 --> 00:12:42,303
‫- خب، بزارید خونه رو نشونـتون بدم.
‫- عالیـه.

196
00:12:42,303 --> 00:12:44,346
‫خونۀ قشنگی هست، نه؟

197
00:12:44,472 --> 00:12:48,184
‫از اینجا خوش‌مون میاد.
‫توام خوشت میاد.

198
00:12:48,225 --> 00:12:49,602
‫بچه‌ها همه‌جا یه جورن.

199
00:12:49,685 --> 00:12:51,771
‫نه، نیستن.

200
00:12:51,854 --> 00:12:54,315
‫قول میدم که نیستن.

201
00:13:07,703 --> 00:13:08,871
‫ها.

202
00:13:11,040 --> 00:13:15,044
‫وای خدای من.

203
00:13:18,756 --> 00:13:21,175
‫انگار باید یه حراج اثاثیۀ منزل بزاریم.

204
00:13:21,175 --> 00:13:24,136
.یا حراج یا باید خونه رو آتیش بزنیم

205
00:13:38,734 --> 00:13:42,029
‫هارولد عزیزم، بیا اینجا رو ببین.

206
00:13:42,822 --> 00:13:44,949
‫میای پایین مراقب باش.
‫لق به نظر می‌رسن.

207
00:13:45,199 --> 00:13:46,659
‫- نه، درواقع...
‫- چه خبره؟

208
00:13:46,659 --> 00:13:49,328
‫سفتـن. اوه وای.
‫خدای من.

209
00:13:49,870 --> 00:13:53,833
‫چقد کارا میشه اینجا کرد.

210
00:13:54,041 --> 00:13:55,626
‫می‌تونیم اینجا رو برای زمان گذروندن

211
00:13:55,626 --> 00:13:57,086
‫تو و دوستای جدیدت درست کنیم.

212
00:13:57,211 --> 00:14:00,130
‫رنگش می‌کنیم. فرشی چیزی هم می‌ندازیم.
‫یه ظبط صوت هم می‌زاریم.

213
00:14:00,381 --> 00:14:02,007
‫نظرت چیـه؟

214
00:14:02,007 --> 00:14:04,426
‫- خب قطعاً یه تلویزیون می‌خوام.
‫- قطعاً.

215
00:14:04,426 --> 00:14:06,095
‫می‌تونم کابل بکشیم پایین.

216
00:14:06,178 --> 00:14:08,013
‫بازم زدی تو خط تلویزیون.

217
00:14:08,097 --> 00:14:09,890
‫آره، و لامپ حرارتی برای کرم‌ها.

218
00:14:10,015 --> 00:14:12,726
‫می‌دونی، شاید حالا که
‫داخل یه خونۀ جدیدیم

219
00:14:13,310 --> 00:14:15,938
‫بتونیم درمورد گرفتن یه
‫حیوون خونگی دیگه حرف بزنیم.

220
00:14:16,063 --> 00:14:17,940
‫مثلاً یه سگ گلدن رتریور.

221
00:14:17,982 --> 00:14:19,733
‫گلدن رتریور‌ها احمقـن.

222
00:14:20,109 --> 00:14:22,736
‫کرم‌ها اصلاً مغز دارن؟

223
00:14:22,778 --> 00:14:24,321
‫معلومـه. مغز دارن.
‫پنج‌تا قلب دارن.

224
00:14:24,405 --> 00:14:26,031
‫گلدن رتریورها چندتا قلب دارن؟

225
00:14:26,115 --> 00:14:28,158
‫خب چرا نمیری

226
00:14:28,158 --> 00:14:29,660
‫اتاق جدید رو انتخاب کنی؟

227
00:14:29,910 --> 00:14:30,953
‫باشه.

228
00:14:33,038 --> 00:14:34,498
‫ناماستـه.

229
00:14:34,498 --> 00:14:35,791
‫ممنون.

230
00:14:38,168 --> 00:14:39,587
‫اینجا!

231
00:14:48,053 --> 00:14:49,513
‫صبح بخیر خرگوش کوچولو.

232
00:14:50,139 --> 00:14:52,266
‫پدر بس کن دیگه.
‫من دیگه دبیرستانی شدم.

233
00:14:52,266 --> 00:14:54,768
‫چیـه؟ بیخیال.
‫نازه کـه.

234
00:14:54,768 --> 00:14:57,688
‫تو همیشه خرگوش کوچولوی من می‌مونی.

235
00:14:57,938 --> 00:14:59,899
‫آره، اما میشه جلو مردم نگی؟

236
00:14:59,982 --> 00:15:01,483
‫خیلی خب. قبول.

237
00:15:02,151 --> 00:15:05,529
‫خب بچه‌جون، چه حسی

238
00:15:05,613 --> 00:15:07,406
نسبت به اولین روز مدرسه داری؟

239
00:15:07,489 --> 00:15:08,866
‫- صادقانه بگم؟
‫- آره.

240
00:15:10,409 --> 00:15:11,827
‫دلـم نمی‌خواد برم.

241
00:15:11,911 --> 00:15:14,038
‫هیچ کس قرار نیست اینجا
‫برات قلدری کنـه.

242
00:15:14,204 --> 00:15:15,456
‫مدرسۀ قبلیـت...

243
00:15:15,456 --> 00:15:16,832
‫اونا چیز بودن...

244
00:15:17,166 --> 00:15:18,584
‫بچه‌های خیلی بدی بودن.

245
00:15:18,584 --> 00:15:21,420
‫قرار نیست اینجا اینطوری بشه.
‫قول میدم.

246
00:15:21,503 --> 00:15:23,422
‫حتی یه چیزی برات گرفتم
‫که بهت کمک کنـه.

247
00:15:24,173 --> 00:15:26,216
‫یه شنل نامرئی کننده‌ست؟

248
00:15:26,300 --> 00:15:27,593
‫آره، این...
‫نه، نه.

249
00:15:27,676 --> 00:15:30,721
‫شاید تولدت از اونا بگیرم.
‫فقط بازش کن.

250
00:15:30,846 --> 00:15:32,514
‫یه دوربین چاپ سریع هست.

251
00:15:32,556 --> 00:15:34,767
‫نوار رو می‌زاری اینجاش.

252
00:15:34,892 --> 00:15:37,186
‫بعد سریع عکس میاد بیرون.

253
00:15:37,227 --> 00:15:39,313
‫قبلاً همیشه از این دوربین‌ها
‫می‌بردیم توی مهمونی‌ها.

254
00:15:39,396 --> 00:15:40,981
‫همه عاشق‌شون بودن.

255
00:15:41,065 --> 00:15:42,733
‫پدر، خودم می‌دونم این دوربین‌ها
‫چی هستن.

256
00:15:42,816 --> 00:15:47,154
‫فقط نمی‌دونم به چه درد
‫مدرسه‌ام می‌خوره.

257
00:15:47,363 --> 00:15:50,199
‫دوتا کلمه‌: باشگاه عکاسی.

258
00:15:50,240 --> 00:15:52,910
‫شاید این دوربین بهت کمک کنـه

259
00:15:52,910 --> 00:15:54,328
‫که چندتا دوست جدید پیدا کنی.

260
00:15:54,370 --> 00:15:56,538
‫- پدر، این بازی با کلمه‌ها جالب نیستن.
‫- کی گفته؟

261
00:15:56,580 --> 00:15:59,458
‫من.
‫همین الان.

262
00:15:59,625 --> 00:16:01,043
‫بگو سیب.

263
00:16:04,505 --> 00:16:05,839
‫آفرین.

264
00:17:06,984 --> 00:17:09,903
‫سلام، اینجا باشگاه عکاسیـه؟

265
00:17:11,613 --> 00:17:14,658
‫آره.
.خیلی برامون جدی هست

266
00:17:14,700 --> 00:17:16,577
‫چه مدتی هست عکاسی می‌کنی؟

267
00:17:16,660 --> 00:17:19,830
‫چون خودم چند وقتی هست
‫که شروع کردم.

268
00:17:19,830 --> 00:17:21,331
‫اوه، چند وقتـه؟

269
00:17:21,373 --> 00:17:23,208
‫از شروع تابستون گذشته.

270
00:17:24,585 --> 00:17:27,921
‫خب، من این دوربین رو دارم.

271
00:17:34,970 --> 00:17:36,388
‫خب، تو عضو باشگاه شدی.

272
00:17:36,805 --> 00:17:37,890
‫من نورا هستم.

273
00:17:37,890 --> 00:17:39,892
‫- من هارولدم.
‫- وای خدای من!

274
00:17:39,933 --> 00:17:42,144
‫یه اس‌ایکس-70؟
‫قدیمیـه؟

275
00:17:43,312 --> 00:17:45,856
‫نو هست. فقط ظاهرش رو قدیمی می‌کنن
‫که گرونتر بفروشن.

276
00:17:46,398 --> 00:17:48,233
‫میشه دوربین رو ببینم؟

277
00:17:48,233 --> 00:17:49,902
‫اوه آره.
‫البته.

278
00:17:56,533 --> 00:17:57,826
‫من سارا هستم.

279
00:17:57,826 --> 00:17:59,870
‫قبلا ندیدمـت، جدیدی؟

280
00:18:00,120 --> 00:18:02,831
‫تازه اومدیم اینجا.
‫من هارولد هستم.

281
00:18:03,749 --> 00:18:05,834
‫توی جلسه بعدی می‌بینیمت.
‫سر تایم شروع می‌کنیم

282
00:18:05,834 --> 00:18:07,377
‫چون می‌خوایم زود بریم خونه
‫سریال "پرونده‌های ایکس" رو ببینیم.

283
00:18:07,419 --> 00:18:09,880
‫- خیلی اهلشیـم.
‫- خیلی هم خوب.

284
00:18:09,880 --> 00:18:12,382
‫این سریال رو ندیدم،
‫اما خوبه که گفتید.

285
00:18:25,437 --> 00:18:28,357
‫- عمرا! همه‌شون زیادی تاریکـن.
‫- از کنتراست خوشم میاد.

286
00:18:28,440 --> 00:18:31,110
‫اینا فقط وسایل عجیب
‫زیرزمینـت هستن.

287
00:18:31,193 --> 00:18:33,153
‫نمی‌خوام عکس‌هام شبیه
‫مال بقیه بشن.

288
00:18:33,153 --> 00:18:35,489
‫گاهی فکر می‌کنم که
‫دنیا رو متفاوت می‌بینم

289
00:18:35,572 --> 00:18:37,449
‫و می‌خوام اینـا، نشان دهندۀ
.دنیای من باشن

290
00:18:38,742 --> 00:18:40,160
‫هرچقدم هم از این حرفای هنری بزنی

291
00:18:40,244 --> 00:18:42,412
‫عکس تارت درست نمیشه، آقا.

292
00:18:43,789 --> 00:18:44,832
‫خب چرا اینطوری شد؟

293
00:18:44,832 --> 00:18:46,375
‫چون تو نوار رو توی
‫دوربین نگذاشتی.

294
00:18:46,375 --> 00:18:49,878
‫- خودت نوار رو گذاشتی.
‫- فکر نمی‌کنم. تو گذاشتی.

295
00:18:50,170 --> 00:18:51,672
‫بزار از مولدر و اسکالی بپرسیم.
[شخصیت‌های پرونده‌های ایکس]

296
00:18:51,755 --> 00:18:53,173
تماشاش کردی؟

297
00:18:54,675 --> 00:18:56,093
‫هی، آخر این هفته تولد الایزاست،

298
00:18:56,135 --> 00:18:58,428
‫واسه همین داریم توی خونۀ
.بن تولد می‌گیریم. بیا

299
00:18:58,679 --> 00:19:00,556
‫اوه، نه ممنون.

300
00:19:00,597 --> 00:19:02,141
‫چرا نمی‌خوای بیای؟

301
00:19:02,266 --> 00:19:03,851
‫دوستات...

302
00:19:03,851 --> 00:19:06,145
‫- چیه؟
‫- باحالـن.

303
00:19:06,520 --> 00:19:08,856
‫- خب توام باحالی.
‫- من قطعاً باحال نیستم.

304
00:19:08,856 --> 00:19:11,024
‫آره، اما باحال نبودن هم
‫می‌تونه باحال باشه.

305
00:19:11,108 --> 00:19:13,610
‫ببین، بن یه بازیکن خط حمله‌ست.

306
00:19:13,694 --> 00:19:15,779
‫ویکتوریا هم قراره شاگرد اول بشه.

307
00:19:15,863 --> 00:19:20,784
‫الایزا هم سر گروه تشویق کننده‌هاست
‫و نورا... ترسناکـه.

308
00:19:20,784 --> 00:19:23,662
‫هیچ وقت این رو بهش نگو،
‫ذوق مرگ میشه.

309
00:19:26,415 --> 00:19:28,917
‫فقط بیا هارولد،
‫یه مهمونیِ دیگه.

310
00:19:29,042 --> 00:19:30,335
‫تازه می‌تونیم یه چیزایی

311
00:19:30,335 --> 00:19:33,255
‫درمورد دوستام بهت بگم
‫که اصلاً باحال نیستن.

312
00:19:33,338 --> 00:19:34,965
‫می‌بینمت.

313
00:20:36,151 --> 00:20:38,862
‫هی، مهمونی بزرگ چطور بود؟

314
00:20:39,154 --> 00:20:40,739
‫عالی بود.

315
00:20:40,989 --> 00:20:43,867
‫از همیشه محبوب‌ترم.
‫الان بهترین دوست همه شدم.

316
00:20:43,867 --> 00:20:45,452
‫- نرفتی.
‫- نمی‌خوام درموردش حرف بزنم.

317
00:20:45,994 --> 00:20:48,372
‫فکر کردم از اون دختره
‫سارا خوشت میاد.

318
00:20:48,538 --> 00:20:52,167
‫معلومه خوشم میاد، فقط...
‫اون هیچ وقت قرار نیست ازم خوشش بیاد.

319
00:20:52,251 --> 00:20:55,003
‫شرمنده، می‌دونم ناامید کننده ست

320
00:20:55,045 --> 00:20:56,255
‫که بدونی پسرت یه بازنده‌ست.

321
00:20:56,296 --> 00:20:59,424
‫هارولد، تو دبیرستانی هستی
‫همه توی این دوره بازنده‌ هستن.

322
00:20:59,466 --> 00:21:01,885
‫سارا ازت خوشـش میاد.

323
00:21:02,177 --> 00:21:04,221
‫اما یهویی و زود نه.

324
00:21:10,477 --> 00:21:12,771
‫هیچ وقت قرار نیست اتفاق بیوفته.

325
00:21:21,113 --> 00:21:22,322
‫اینـم ازاین.

326
00:21:56,189 --> 00:21:57,941
‫وای خدا.

327
00:21:58,191 --> 00:21:59,651
‫عزیزم؟

328
00:21:59,651 --> 00:22:02,487
‫توی زیرزمین پیداش کردم.

329
00:22:02,487 --> 00:22:03,697
‫چی هست؟

330
00:22:03,697 --> 00:22:06,158
‫از این عروسک‌هاست که میشه
‫جاش حرف زد. اسمش اسلپی هست.

331
00:22:06,199 --> 00:22:07,284
‫باحال نیست؟

332
00:22:07,284 --> 00:22:09,286
‫آره، معلومه.
‫انکارش نمی‌کنم.

333
00:22:09,453 --> 00:22:12,372
‫سلام، من اسلپی هستم.

334
00:22:13,165 --> 00:22:14,374
‫باز جای شکرش باقیه.

335
00:22:14,416 --> 00:22:16,460
‫این چیزا واقعاً من رو می‌ترسونـه.

336
00:22:16,460 --> 00:22:17,753
‫تقریباً سکتـم دادی.

337
00:22:18,879 --> 00:22:20,630
‫میرم روش تمرین کنم.

338
00:22:22,799 --> 00:22:25,719
‫بعداً می‌بینمت، مامان.

339
00:22:26,636 --> 00:22:28,347
‫هی، رفیق.

340
00:22:28,430 --> 00:22:29,556
‫همم.

341
00:22:43,487 --> 00:22:48,658
‫کارو، ماری. اودونا.
‫لومل. مولونا. کارونو.

342
00:22:54,414 --> 00:22:55,957
‫خب، جالب بود.

343
00:23:06,301 --> 00:23:08,678
‫- میرم سوار اتوبوس شم.
‫- هی وایسا، وایسا.

344
00:23:08,678 --> 00:23:10,138
‫داری عروسکه رو می‌بری مدرسه؟

345
00:23:10,180 --> 00:23:11,431
‫آره.

346
00:23:11,515 --> 00:23:13,558
‫شاید فقط باید

347
00:23:13,642 --> 00:23:15,644
‫بزاریش اینجا بمونـه، رفیق.

348
00:23:15,644 --> 00:23:17,229
‫که بچه‌های همسنـت نبیننـش.

349
00:23:17,562 --> 00:23:20,273
‫برای کلاس تائترمون این ترم
.باید یه چیزی اجرا کنیم

350
00:23:20,273 --> 00:23:21,733
‫فکر کردم شاید بتونم با اسلپی
‫انجامـش بدم.

351
00:23:21,900 --> 00:23:23,402
‫تو که صدات خیلی خوبـه.

352
00:23:23,402 --> 00:23:26,029
‫گروه کُر کلیسا رو یادتـه؟
‫تو نمایش بخونی بهتره.

353
00:23:26,029 --> 00:23:28,365
‫یا گیتار بزن.
‫همه گیتار دوست دارن...

354
00:23:28,615 --> 00:23:30,117
‫واقع هرچیز دیگه‌ای باشه بهتره.

355
00:23:30,117 --> 00:23:31,952
‫هیچکس نمایش عروسکی
‫اجرا نمی‌کنـه

356
00:23:32,285 --> 00:23:34,788
‫عزیزم دقیقاً این همون چیزی هست
‫که ما ازش می‌ترسیم.

357
00:23:36,540 --> 00:23:40,127
‫هیچکس اهمیت نمیده من
‫چیکار می‌کنم، بهم اعتماد کنید.

358
00:23:40,502 --> 00:23:42,337
‫داره مدرسه‌ام دیر میشه.
‫بعداً می‌بینمت‌تون.

359
00:23:42,379 --> 00:23:44,756
‫خیلی خب.
‫دوستت دارم.

360
00:23:44,756 --> 00:23:46,174
‫روز خوبی داشته باشی، خرگوش کوچولو.

361
00:23:46,174 --> 00:23:47,300
‫ممنون.

362
00:23:52,347 --> 00:23:55,434
‫ببین، اگه خوشحالـش می‌کنـه...

363
00:23:55,684 --> 00:23:59,229
‫این که عروسکه توی خونه
‫خوشحالـش کنـه اشکالی نداره،

364
00:23:59,438 --> 00:24:01,440
‫اما توی مدرسه انگشت نماش می‌کنـه.

365
00:24:01,606 --> 00:24:02,774
‫می‌خواستی چیکار کنم؟

366
00:24:02,774 --> 00:24:04,401
‫قبل از این که از خونه بره

367
00:24:04,401 --> 00:24:05,902
‫عروسک رو به زور ازش بگیرم؟

368
00:24:06,987 --> 00:24:09,197
بدتر نمیشد؟

369
00:24:14,077 --> 00:24:15,704
‫هروقت آماده بودید
‫شروع کنید، دخترا.

370
00:24:19,082 --> 00:24:21,209
‫امروز، ما یکی از صحنه‌های

371
00:24:21,293 --> 00:24:23,837
‫فیلم گلن‌گری گلن راس رو اجرا می‌کنیم.

372
00:24:23,920 --> 00:24:25,922
‫به دلیل دخالت بیش از حد

373
00:24:25,964 --> 00:24:27,299
‫هیئت امنای مدرسه

374
00:24:27,382 --> 00:24:30,218
‫بعضی از کلمه‌های بد
‫به "خاک تو سر" تغییر پیدا کرده اند.

375
00:24:30,510 --> 00:24:32,387
‫جلمۀ اعراضی‌ای بود.

376
00:24:38,226 --> 00:24:43,982
‫الف، ب، پ. الف مثل آفتاب.
‫ب مثل برادر، پ مثل پدر.

377
00:24:44,024 --> 00:24:46,735
‫همیشه همینطوریـه.
‫پرسیدی اسم من چیـه؟

378
00:24:46,776 --> 00:24:48,153
‫خاک تو سرت، اسم من اینـه.

379
00:24:48,153 --> 00:24:49,654
‫خاک تو سرت مادر خاک تو سره
‫خاک تو سر!

380
00:24:49,738 --> 00:24:52,365
‫من یه ماشین بی‌ام‌دبلیو
‫هشتاد هزار دلاری سوار میشم.

381
00:24:52,741 --> 00:24:54,367
‫اسم من این هست،
‫جیره‌های خاک تو سر!

382
00:24:54,367 --> 00:24:57,871
‫خیلی خب.
‫تشکر از الایزا و ویکتوریا.

383
00:25:06,254 --> 00:25:10,509
‫نفر بعدی... هارولد هست.

384
00:25:13,261 --> 00:25:17,098
‫اوه، یه نمایش عروسکی!
‫باحالـه.

385
00:25:28,443 --> 00:25:31,947
‫سلام به همگی.

386
00:25:32,113 --> 00:25:35,242
‫این دوست من هست، هارولد.

387
00:25:36,243 --> 00:25:37,619
‫سلام به همگی.

388
00:25:37,994 --> 00:25:39,996
.چقد بدی

389
00:25:39,996 --> 00:25:42,207
‫مامانـت هم همین رو گفت.

390
00:25:42,290 --> 00:25:43,375
‫من این رو نگفتم.

391
00:25:43,458 --> 00:25:45,085
‫نمی‌تونم دستـم رو

392
00:25:45,168 --> 00:25:46,461
‫ازش در بیارم.
‫گیر کرده.

393
00:25:46,545 --> 00:25:48,338
لعنتی عوضی

394
00:25:49,714 --> 00:25:51,925
‫این صدای من نیست.
‫خنده هم نداره.

395
00:25:52,217 --> 00:25:54,386
‫فکر کنم همه با این موافقیـم.

396
00:25:55,720 --> 00:25:56,846
‫من انجامـش نمی‌دم.

397
00:25:57,013 --> 00:25:58,640
‫"من انجامـش نمی‌دم."

398
00:25:58,640 --> 00:26:00,767
‫اگه عدالتی وجود داشت
‫و می‌گذاشتن من راه برم

399
00:26:00,809 --> 00:26:03,687
‫برای همیشه می‌گذاشتمـش توی یه جعبه.

400
00:26:11,069 --> 00:26:13,863
‫می‌بینی؟ با من، تو دیگه یه بازنده نیستی.

401
00:26:21,329 --> 00:26:22,831
بعد همین برمی‌گرده و بهم نگاه می‌کنـه

402
00:26:22,872 --> 00:26:26,042
‫یه لبخند بزرگ می‌زنه
‫و بهم میگه "منم همین رو گفتم."

403
00:26:27,252 --> 00:26:29,713
‫وای خدایا، نه.

404
00:26:30,130 --> 00:26:31,423
‫- می‌بینمت.
‫- می‌بینمت.

405
00:26:31,506 --> 00:26:32,549
‫- خدافظ.
‫- خدافظ.

406
00:26:34,926 --> 00:26:37,429
‫توی رقص زمستانی
‫شرکت می‌کنی؟

407
00:26:38,263 --> 00:26:41,266
‫واقعاً درموردش فکر نکردم.
‫با بن می‌ری؟

408
00:26:41,516 --> 00:26:44,311
‫نه، اون دوستم نیست.

409
00:26:49,149 --> 00:26:51,276
‫بعداً می‌بینمت.
‫کلاسم داره دیر میشه.

410
00:27:07,292 --> 00:27:08,668
‫نمی‌تونی بهش اعتماد کنی.

411
00:27:08,835 --> 00:27:12,380
‫سارا ازت خوشش نمیاد.
‫دلـش برات می‌سوزه.

412
00:27:12,380 --> 00:27:14,841
‫من تنها کسی هستم که
‫می‌تونی بهش اعتماد کنی.

413
00:27:17,969 --> 00:27:20,555
‫یه چیز اون دختر فرق داره.

414
00:27:21,264 --> 00:27:23,016
‫نورا!
‫چه خبره؟

415
00:27:23,016 --> 00:27:24,267
‫عروسک هارولد.
‫شنیدم حرف می‌زد.

416
00:27:24,351 --> 00:27:26,436
‫خب کارش همینـه.

417
00:27:26,519 --> 00:27:28,605
‫نه سارا، شنیدم که
‫خودش حرف میزد، خب؟

418
00:27:28,730 --> 00:27:29,981
‫انگار جون داشت.

419
00:27:29,981 --> 00:27:32,442
‫چیزی نیست. فقط یه نفس
‫عمیق بگیر. فقط یه عروسکـه.

420
00:27:32,442 --> 00:27:34,819
‫نه! می‌دونم چی شنیدم.
‫من دیوونه نیستم.

421
00:27:35,403 --> 00:27:36,571
‫یه داستانی داره. خب؟

422
00:27:36,613 --> 00:27:38,865
‫یه داستان شیطانی‌ای چیزی داره.

423
00:27:39,199 --> 00:27:40,617
‫نمی‌دونم چطوری توضیح بدم.

424
00:27:42,619 --> 00:27:44,245
‫بعداً درموردش حرف می‌زنیم.

425
00:27:44,245 --> 00:27:45,955
‫خواهش می‌کنم، نرو.

426
00:27:46,081 --> 00:27:47,624
‫هارولد، داری چیکار می‌کنی؟

427
00:27:48,583 --> 00:27:49,709
‫دستـم رو ول کن.

428
00:27:49,709 --> 00:27:51,002
‫سارا!

429
00:27:54,547 --> 00:27:57,759
‫- داره دیرم میشه.
‫- یه لحظه صبر کن هارولد.

430
00:27:57,842 --> 00:28:01,346
‫- چیـه؟
‫- خب، ما شنیدیم تا دیر وقت

431
00:28:01,346 --> 00:28:03,682
‫داشتی با عروسکـت حرف می‌زندی.

432
00:28:03,765 --> 00:28:04,849
‫عروسک خیمه شب بازی.

433
00:28:04,849 --> 00:28:06,393
‫درموردش صحبت کردیم

434
00:28:06,559 --> 00:28:09,854
‫فکر می‌کنیم باید بزاریش توی خونه.

435
00:28:10,021 --> 00:28:13,108
‫اسمـش اسلپی هست و من باید
‫ببرمـش مدرسه. بهش نیاز دارم.

436
00:28:13,108 --> 00:28:16,736
‫درسته. به نظر میاد بیشتر
‫با سارا آشنا شدی.

437
00:28:16,778 --> 00:28:18,905
‫فکر می‌کنیم خوب میشه اگه
‫زمان بیشتری رو

438
00:28:18,905 --> 00:28:23,660
‫با دوست‌های واقعیـت بگذرونی
‫تا با عروسکـت.

439
00:28:23,702 --> 00:28:25,537
‫تا قبل از اسلپی، اونا دوست‌های
‫واقعیـم نبودن.

440
00:28:25,578 --> 00:28:26,788
‫حالا می‌فهمم.

441
00:28:26,788 --> 00:28:28,665
‫حتی بدون عروسکه هم
‫دوستات پیشـت می‌مونن.

442
00:28:28,748 --> 00:28:31,418
‫اسلپی! اسمـش اسلپی هست
لعنتی

443
00:28:31,459 --> 00:28:33,128
‫- هی، چی رفته توی جلدت؟
‫- هارولد!

444
00:28:33,253 --> 00:28:36,589
‫اینطوری با مامانـت صحبت نکن.

445
00:28:39,926 --> 00:28:41,511
‫ازتون متنفرم.

446
00:28:45,056 --> 00:28:46,808
‫حق با اونـه.

447
00:28:46,891 --> 00:28:48,560
‫درمورد همه‌چیز حق با اونـه.

448
00:28:55,817 --> 00:28:58,903
‫می‌دونم شاید اغراق باشه، اما
‫این چیزا من رو می‌ترسونه.

449
00:28:59,362 --> 00:29:00,530
‫شاید خیالـم رسیده

450
00:29:00,530 --> 00:29:02,615
‫اما فکر می‌کنم دیدم که پلک می‌زد.

451
00:29:03,283 --> 00:29:05,493
‫- پلک؟
‫- خودش.

452
00:29:06,453 --> 00:29:10,248
‫به‌هر‌حال، هارولد از وقتی که
‫این پیداش شده فرق کرده.

453
00:29:12,375 --> 00:29:15,253
‫- قاطی می‌کنـه.
‫- می‌گیم که یه حادثه بوده.

454
00:29:15,253 --> 00:29:17,797
‫مثلاً این که زیادی گذاشتیم نزدیک آتیش

455
00:29:17,797 --> 00:29:20,425
‫و بعدش براش... ماشین می‌خریم.

456
00:29:20,508 --> 00:29:22,343
‫بخاطر خودشه.
‫نمی‌تونه دوباره

457
00:29:22,385 --> 00:29:24,053
‫اتفاق‌های سال گذشته رو
‫از سر بگذرونه.

458
00:29:24,053 --> 00:29:25,138
‫از بین می‌برتـش.

459
00:29:25,388 --> 00:29:26,556
‫آره.

460
00:29:28,475 --> 00:29:30,101
‫نمی‌سوزه.

461
00:29:30,101 --> 00:29:32,103
‫می‌دونم.
‫نمی‌فهمم چرا.

462
00:29:32,187 --> 00:29:34,189
‫آخه از چوب ساخته شده،
‫مگه میشه نسوزه؟

463
00:29:34,355 --> 00:29:35,440
‫دارید چیکار می‌کنید؟

464
00:29:35,440 --> 00:29:36,900
‫هارولد...

465
00:29:36,900 --> 00:29:38,777
‫- دارید می‌کشیدش!
‫- اون یه عروسکه، هارولد.

466
00:29:38,777 --> 00:29:40,445
‫نه، شما متوجه نیستید!
‫اون جادوئیـه!

467
00:29:40,528 --> 00:29:42,572
‫میشه فقط...
‫برای صلاح خودتـه!

468
00:29:42,655 --> 00:29:43,990
‫اون چیزی هست که به صلاحمـه!

469
00:29:44,073 --> 00:29:48,077
‫زمانش رسیده، هارولد.
‫از طلسم استفاده کن.

470
00:29:49,329 --> 00:29:54,334
‫ادانا. مینو.
‫سنارا. کوداراش.

471
00:29:55,126 --> 00:29:58,713
‫آدانا. مینو.
‫سانارا.

472
00:29:58,797 --> 00:30:00,715
‫- داره چه اتفاقی میوفته؟
‫- کوداراش.

473
00:30:01,132 --> 00:30:02,550
‫نه.

474
00:30:08,598 --> 00:30:10,809
‫اون والدینـش رو کُشته.

475
00:30:11,059 --> 00:30:13,686
‫پس اون قاتلـه.

476
00:30:13,812 --> 00:30:16,523
‫آره. آره، تو... کاملاً حق با تو بود.
‫آره.

477
00:30:16,564 --> 00:30:19,192
‫نه، درواقع کاملاً حق با اون نیست.

478
00:30:19,275 --> 00:30:21,361
‫- هارولد قاتل نیست.
‫- از کجا میگی؟

479
00:30:21,444 --> 00:30:23,780
‫- قطعاً پیچیده‌ست.
‫- چطوری پیچیده‌ست؟

480
00:30:23,863 --> 00:30:25,490
‫اگه خفه شید می‌فهمید!

481
00:30:26,991 --> 00:30:28,076
‫فقط بزارید داستان رو تموم کنم.

482
00:30:29,244 --> 00:30:31,788
‫ممنون خانما.
‫ممنونـم.

483
00:30:32,455 --> 00:30:34,749
‫و حالا دانش آموز سال آخر،
‫هارولد بیدل،

484
00:30:34,833 --> 00:30:36,417
‫و عروسکـش، اسلپی.

485
00:30:43,258 --> 00:30:45,552
‫بَه، اینجا رو می‌بینی؟

486
00:30:46,219 --> 00:30:49,347
‫زحمت یه اجرای دبیرستانی دیگه
‫افتاد به گردنـم.

487
00:30:49,430 --> 00:30:51,641
‫نه این که مخالف مدرسه باشم.

488
00:30:51,975 --> 00:30:53,977
‫اتفاقاً تحصیلات خوبی هم دارم.

489
00:30:53,977 --> 00:30:56,104
‫میشه یه مثال برامون بزنی، اسلپی؟

490
00:30:56,187 --> 00:30:59,190
‫می‌دونی سریع‌ترین حیوون جهان چیـه؟

491
00:30:59,357 --> 00:31:02,944
‫جواب میشه الایزا ایتن،
‫بعد از این که پارسال

492
00:31:02,944 --> 00:31:05,238
‫ماشین مدیر رو توی پارکینگ خط انداخت

493
00:31:05,238 --> 00:31:07,115
‫و داشت فرار می‌کرد.

494
00:31:10,076 --> 00:31:12,579
‫آه، اینـم از بن هووارد،

495
00:31:12,704 --> 00:31:14,873
‫بهترین بازکن خط حملۀ پورت لارنس.

496
00:31:14,873 --> 00:31:17,500
‫آره. رو کن ببینـم چی داری.

497
00:31:17,667 --> 00:31:20,003
‫سارا، بوس کی پر از تف تره،

498
00:31:20,211 --> 00:31:23,047
‫گلدن رتریورت یا بن؟

499
00:31:23,214 --> 00:31:24,549
‫بن.

500
00:31:25,300 --> 00:31:26,843
‫چی؟

501
00:31:26,843 --> 00:31:28,970
‫- هی، هارولد.
‫- بله، اسلپی.

502
00:31:29,053 --> 00:31:31,139
‫می‌خوام یه امتحان
‫چهارگزینه‌ای یهویی بگیرم.

503
00:31:31,431 --> 00:31:33,391
‫کدوم بیشتر رقت انگیزن؟

504
00:31:33,391 --> 00:31:37,437
‫ویکتوریا که فکر می‌کنه که مردن
‫هنوز باور می‌کنن که باکره‌ست

505
00:31:37,520 --> 00:31:41,524
‫یا نورا که داره سعی می‌کنه
‫باکره بودنـش رو پنهان کنـه؟

506
00:31:42,692 --> 00:31:44,152
‫دیگه کافیـه.

507
00:31:44,152 --> 00:31:45,653
‫سارا، تو واقعاً همه اینا رو بهش گفتی؟

508
00:31:45,695 --> 00:31:47,196
‫بعد از این سریع میری

509
00:31:47,280 --> 00:31:48,531
‫دفتر مدیر، جناب.

510
00:31:48,531 --> 00:31:51,576
‫تموم، حالا!

511
00:31:51,910 --> 00:31:53,536
‫خب، یه استراحت کوچولو می‌کنیم

512
00:31:53,578 --> 00:31:56,164
‫بعد برمی‌گردیم برای نمایش مادلین کلر.

513
00:31:58,583 --> 00:32:00,752
‫یعنی چی، هارولد؟
‫اونا راز بودن.

514
00:32:00,835 --> 00:32:02,170
‫پس چرا به من گفتی‌شون؟

515
00:32:02,253 --> 00:32:04,422
‫واقعاً سارا؟
‫ما بهت اعتماد کردیم.

516
00:32:04,505 --> 00:32:06,174
‫و محض اطلاع، من باکره‌ام.

517
00:32:06,257 --> 00:32:08,009
‫شاید نباید بهش اعتماد می‌کردید.

518
00:32:08,384 --> 00:32:10,887
‫می‌دونی که این معنیـش اینه
‫که دیگه نمی‌تونم دوستت باشم، نه؟

519
00:32:11,512 --> 00:32:13,765
‫فقط واسه این با من خوب بودی
‫چون به خودت حس خوبی می‌داد.

520
00:32:13,806 --> 00:32:15,516
‫چرا همچین چیزی میگی؟

521
00:32:15,725 --> 00:32:17,310
‫اون روز خودت گفتی که ترسیدی

522
00:32:17,393 --> 00:32:19,812
‫و به کمک نیاز داری.
‫چی شده؟

523
00:32:19,812 --> 00:32:21,272
‫فقط هنوز نفهمیده بودم.

524
00:32:21,272 --> 00:32:22,565
‫چی رو؟

525
00:32:22,565 --> 00:32:24,192
‫نقشه‌ای که در جریان هست رو.

526
00:32:30,239 --> 00:32:32,909
‫همش تقصیر توئه، سارا.

527
00:32:33,117 --> 00:32:36,162
‫کار عروسکه‌ست، خب؟
‫دیدم خودش داشت حرف می‌زد.

528
00:32:36,204 --> 00:32:38,247
‫دارم بهتون میگم بچه‌ها،
‫ما توی یه خطر جدی هستیم.

529
00:32:38,289 --> 00:32:40,249
‫از وقتی که عروسک رو پیدا کرده،
‫تغییر کرده.

530
00:32:40,416 --> 00:32:41,793
‫قبلاً بهم گفت که ترسیده.

531
00:32:41,834 --> 00:32:43,544
‫آره، چون عروسکه شیطانیـه.

532
00:32:44,462 --> 00:32:46,089
‫باید از هارولد دورش کنیم.

533
00:32:46,089 --> 00:32:48,883
‫من کاری با این داستان
‫ترسیدن و اینا ندارم،

534
00:32:48,883 --> 00:32:51,302
‫فقط می‌دونم عرسکه احتمالاً
‫هارولد رو روانی می‌کنـه.

535
00:32:51,511 --> 00:32:53,680
‫پس بیایید اینجامـش بدیم.

536
00:32:53,721 --> 00:32:55,682
‫آره، بیایید عروسکه رو بگیریم.

537
00:32:55,723 --> 00:32:57,016
‫فردا شب.

538
00:33:14,283 --> 00:33:15,660
‫کیـه؟

539
00:33:20,915 --> 00:33:22,250
‫آهای؟

540
00:33:26,671 --> 00:33:28,464
‫آهای؟

541
00:33:49,652 --> 00:33:53,197
‫- خداحافظ احمق کوچولو.
‫- خودت خداحافظ، احمق کوچولو.

542
00:34:07,045 --> 00:34:08,838
‫حق با نورا بود.

543
00:34:25,313 --> 00:34:29,108
‫بچه‌ها! بچه‌ها! حقیقت داره!
‫عروسکِ شیطانـیه.

544
00:34:29,150 --> 00:34:31,110
‫هنوز نمی‌تونیم بریم،
‫باید به هارولد کمک کنیم.

545
00:34:31,152 --> 00:34:32,904
‫هارولد!
‫می‌خوایـم کمک کنیم!

546
00:34:32,987 --> 00:34:34,155
‫هارولد!

547
00:34:34,197 --> 00:34:35,448
‫نزدیک من نشید!

548
00:34:35,490 --> 00:34:37,658
‫اون متوجه‌ نیست که ما
‫می‌خوایم کمکـش کنیم.

549
00:34:41,287 --> 00:34:43,247
‫- داره دود میاد!
‫- هارولد، می‌خوایم کمکـت کنیم.

550
00:34:43,331 --> 00:34:44,749
‫- زودباش! باید بریم!
‫- زودباش!

551
00:34:44,832 --> 00:34:46,918
‫زودباش، بیا بریم!

552
00:34:47,001 --> 00:34:50,088
‫نه، هارولد!

553
00:34:57,053 --> 00:34:58,429
‫باید بیاریمـش بیرون!

554
00:34:58,721 --> 00:35:03,392
‫هی! هی!

555
00:35:03,643 --> 00:35:04,894
‫اون مُرده.

556
00:35:09,565 --> 00:35:11,526
‫- هارولد مرده.
‫- نه.

557
00:35:17,573 --> 00:35:20,326
‫نه. این واقعیت نداره.

558
00:35:20,618 --> 00:35:23,162
‫بهت گفتم.
‫تو حرفـم رو باور نکردی.

559
00:35:23,371 --> 00:35:24,956
‫حالا چی؟
‫باید به یکی زنگ بزنیم؟

560
00:35:24,997 --> 00:35:26,707
‫نه، بیدل مُرده، خب؟

561
00:35:26,749 --> 00:35:28,501
‫این به این معنی نیست که
‫ما هم باید زندگی‌مون رو خراب کنیم.

562
00:35:28,501 --> 00:35:30,628
‫من‌ نمی‌تونم برم زندان، خب؟
‫جعبه رو بردار.

563
00:35:37,802 --> 00:35:40,263
‫فکر کردید به همین سادگیـه؟

564
00:35:52,859 --> 00:35:54,819
‫بیایید بندازیمـش توی آتیش.

565
00:35:55,278 --> 00:35:56,904
‫نمی‌سوزه.

566
00:35:56,946 --> 00:35:58,573
‫از کجا می‌دونی، نورا؟

567
00:35:58,739 --> 00:36:00,741
‫می‌دونم دیگه!

568
00:36:00,908 --> 00:36:04,078
‫فقط باید یه جایی خاکش کنیم
‫که کسی نتونه پیدا کنه، خب؟

569
00:36:04,162 --> 00:36:05,788
‫خب، کلبۀ خانواده من
‫توی کوهستان.

570
00:36:05,788 --> 00:36:07,915
‫نه، بیایید توی معدن قدیمی
‫پدر من خاکـش کنیم.

571
00:36:07,999 --> 00:36:09,917
‫خب بسته‌ست، کسی پیداش نمی‌کنـه.

572
00:36:09,917 --> 00:36:11,836
‫پس بعد از این دیگه هیچوقت

573
00:36:11,836 --> 00:36:13,963
‫دوباره درمورد اتفاقی که امشب
‫افتاد حرف نمی‌زنیم، باشه؟

574
00:36:16,299 --> 00:36:17,550
‫باشه؟

575
00:36:23,222 --> 00:36:24,849
‫بریم.

576
00:36:26,184 --> 00:36:30,188
‫پس والدین ما رفتن داخل
‫تا عروسک رو بردارن، چون شیطانیـه.

577
00:36:30,271 --> 00:36:32,273
‫- آره، دلیل خوبیـه، نه؟
‫- آره.

578
00:36:32,315 --> 00:36:34,233
‫آره. واقعاً خوبـه چون
‫معنیش این هست که

579
00:36:34,275 --> 00:36:35,568
‫اونا واقعاً قاتل نیستن.

580
00:36:35,568 --> 00:36:36,694
‫- آره.
‫- که این عالیه.

581
00:36:36,736 --> 00:36:38,988
‫آم... چی؟

582
00:36:39,447 --> 00:36:42,116
‫آره، اونا واقعاً قاتل‌های واقعی بودن.

583
00:36:42,241 --> 00:36:44,952
‫نکته داستان همینِ دیگه.

584
00:36:44,952 --> 00:36:47,163
‫شوخیـتون گرفته؟
‫والدین شما شیطان بودن.

585
00:36:47,330 --> 00:36:49,707
‫به همین دلیل هست که روح بیدل

586
00:36:49,790 --> 00:36:52,752
‫با تسخیر ما داره برمی‌گرده برای انتقام ازشون.

587
00:36:52,752 --> 00:36:55,713
‫- اون داره من رو مجبور می‌کنـه خانواده‌ام رو بکشم.
‫- بله.

588
00:36:55,713 --> 00:36:57,673
‫و لوکاس رو وادار می‌کنه
به کرم‌ها گوش کنه

589
00:36:57,673 --> 00:36:59,050
‫و جیمز رو ول کنه که بمیره.

590
00:36:59,050 --> 00:37:01,344
‫خب، فهمیدین.
‫ممنون.

591
00:37:01,344 --> 00:37:03,346
‫آره، اما این یارو هارولد بیدل

592
00:37:03,387 --> 00:37:05,056
‫به نظر اسکل میاد.

593
00:37:05,056 --> 00:37:08,142
‫چون والدین ما داشتن سعی می‌کردن
‫که کمکـش کنن.

594
00:37:08,476 --> 00:37:09,977
‫بیشتر والدین‌مون فکر می‌کنم.

595
00:37:09,977 --> 00:37:11,729
‫نه، گوش بدید.

596
00:37:11,729 --> 00:37:13,397
‫- این یعنی چی؟
‫- آره، منظورت چیـه؟

597
00:37:13,397 --> 00:37:14,398
‫- نه!
‫- هر برداشتی می‌خواید بکنید.

598
00:37:14,482 --> 00:37:17,777
‫- منظور خاصی نداشت.
‫- نه! نه! گوش کنید.

599
00:37:18,152 --> 00:37:21,489
‫والدین شما برای هارولد قلدری کردن.

600
00:37:21,489 --> 00:37:23,908
‫می‌فهمید؟
‫دائم براش قلدری کردن.

601
00:37:23,991 --> 00:37:26,244
‫دائم و دائم و دائم براش قلدری کردن.

602
00:37:26,410 --> 00:37:27,912
‫بعد دزدکی رفتن توی خونه‌اش

603
00:37:27,912 --> 00:37:29,956
‫و بهترین دوستـش رو دزدیدن.

604
00:37:29,956 --> 00:37:32,291
‫- بهترین دوست؟
‫- آره! بهترین‌ دوستـش!

605
00:37:32,375 --> 00:37:35,503
‫و پشت بندش اون رو کُشتن.

606
00:37:36,379 --> 00:37:39,715
‫پس آره، اونا قاتل هستن.

607
00:37:39,924 --> 00:37:41,801
‫آخه مگه گوش نمی‌کردید؟

608
00:37:42,009 --> 00:37:43,803
‫باید حتماً از زبونـم بشنوید؟

609
00:37:51,978 --> 00:37:53,646
‫خیلی خب.

610
00:37:56,941 --> 00:37:57,984
‫آقای برات؟

611
00:37:57,984 --> 00:37:58,985
‫چیـه؟

612
00:38:01,195 --> 00:38:03,572
‫شما اینا رو از کجا می‌دونید؟

613
00:38:05,658 --> 00:38:08,661
‫درسته.
‫پیچش داستانی همینجاست.

614
00:38:10,121 --> 00:38:14,875
‫من همه اینا رو می‌دونم
‫چون من آقای برات نیستم.

615
00:38:17,336 --> 00:38:18,963
‫من هارولد بیدل هستم.
