﻿1
00:00:01,751 --> 00:00:07,590
چشم در مقابل چشم، دندان در مقابل دندان"
".دست در مقابل دست، پا در مقابل پا
[از کتاب خروج، بخشي از انجيل]

2
00:00:41,082 --> 00:00:44,419
من ميشناسمت؟

3
00:00:44,419 --> 00:00:47,797
.آره، منو ميشناسي
.خيلي هم خوب منو ميشناسي

4
00:00:54,304 --> 00:00:55,555
چي ميخواي؟

5
00:00:55,555 --> 00:00:58,475
نميدوني؟

6
00:01:00,518 --> 00:01:02,187
.من حرفي ندارم بهت بزنم

7
00:01:02,187 --> 00:01:04,022
لازم نيست به من حرفي بزني

8
00:01:04,022 --> 00:01:07,025
.ولي بايد به يه نفر بگي

9
00:01:07,025 --> 00:01:08,693
چي واست بيارم عزيزم؟

10
00:01:08,693 --> 00:01:12,739
.اون چيزي نميخوره
.داره ميره

11
00:01:12,781 --> 00:01:15,950
.من جلوي کسي رو نميگيرم

12
00:01:15,950 --> 00:01:19,329
فکر کردم ميتونم اين قضيه رو
.فراموش کنم ولي نميتونم

13
00:01:19,329 --> 00:01:21,498
.نميدونم از چي حرف ميزني

14
00:01:23,666 --> 00:01:26,586
.شايد اين کمک کنه يادت بياد

15
00:01:31,257 --> 00:01:34,260
.حالا ديگه يادت نميره

16
00:01:34,260 --> 00:01:35,929
.تو ديوونه شدي

17
00:01:35,929 --> 00:01:39,140
تا به کاري که کردي
.اعتراف نکني، از اينجا نميرم

18
00:01:39,182 --> 00:01:40,934
.تو به کمک نياز داري

19
00:01:50,443 --> 00:01:53,613
زندگي ميزاني است که بر اساس آن"

20
00:01:53,613 --> 00:01:57,033
".عمقِ روح انسان سنجيده مي‌‌شود -
.چه قشنگ -

21
00:01:57,075 --> 00:01:58,868
کي اينو گفته؟ -
.همين الان خودم گفتم ديگه -

22
00:01:58,910 --> 00:02:01,204
صدام رو نشناختي؟

23
00:02:05,667 --> 00:02:08,670
هي، سرپيچ کوچيک شياردار منو نديدي؟

24
00:02:08,670 --> 00:02:11,840
.نه، سرپيچ کوچيک شياردارت رو نديدم

25
00:02:11,840 --> 00:02:16,010
هي، چطوره بعد از اينکه اين دارو رو براي
خانم ورستنر درست کردم، بريم مرغ سوخاري بخوريم؟

26
00:02:16,010 --> 00:02:18,012
.دارم از گرسنگي ميميرم

27
00:02:20,849 --> 00:02:23,810
نامه از طرف مامانت اومده؟

28
00:02:23,810 --> 00:02:27,564
.اوه، آره
.چند روز پيش اومد

29
00:02:27,564 --> 00:02:30,900
اين مگه اولين ارتباطي نيست
...که با مادرت داشتي بعد از

30
00:02:30,900 --> 00:02:33,236
.هفت سال

31
00:02:33,236 --> 00:02:35,822
خبر خوبيه يا بديه؟ -
.هنوز نميدونم -

32
00:02:35,822 --> 00:02:38,449
ميخواد من به "مِدفورد" برم
.و باهاش شام بخورم

33
00:02:38,491 --> 00:02:41,035
.عجب

34
00:02:41,035 --> 00:02:44,956
ميخواي بري؟ -
.مطمئن نيستم -

35
00:02:44,956 --> 00:02:47,750
ميدونيم چي ميخواد؟

36
00:02:47,750 --> 00:02:50,670
.اين آخرهفته، سالگرد فوت بابامه

37
00:02:50,712 --> 00:02:52,714
.اوه

38
00:02:54,799 --> 00:02:59,137
خب، بنظر مياد که ميخواد
.باهات ارتباط برقرار کنه

39
00:03:04,976 --> 00:03:07,854
تو باهام مياي؟

40
00:03:07,937 --> 00:03:10,648
.معلومه

41
00:03:10,648 --> 00:03:13,568
مطمئني مزاحم نيستم؟

42
00:03:13,610 --> 00:03:15,403
.شايد اينجوري بهتر باشه

43
00:03:17,155 --> 00:03:20,158
خب کِي؟
کِي ميخوايم بريم؟

44
00:03:20,158 --> 00:03:22,035
ميخواد فرداشب برم پيشش

45
00:03:22,035 --> 00:03:24,579
پس گمونم بهتره بهش بگم
که تو هم مياي

46
00:03:24,621 --> 00:03:27,373
.و اينکه گياهخوار هستي

47
00:03:27,373 --> 00:03:29,375
.دارم بهت ميگم دختره توي پورتلنده

48
00:03:29,375 --> 00:03:33,046
!همين الان توي مجتمع ديدمش

49
00:03:33,046 --> 00:03:34,923
آخه من از کجا بدونم؟

50
00:03:35,006 --> 00:03:38,009
.دارم ميگم اون ديوونه‌ست

51
00:03:38,009 --> 00:03:41,179
.زده دستشو پاره پوره کرده

52
00:03:41,221 --> 00:03:43,181
.مشکل واسمون درست ميشه

53
00:03:44,933 --> 00:03:46,935
.بعداً بهت زنگ ميزنم

54
00:03:48,937 --> 00:03:50,939
ديگه منو نميخواي، گروهبان؟

55
00:03:50,939 --> 00:03:53,274
.حتماً شوخيت گرفته

56
00:03:56,194 --> 00:03:57,654
!هي

57
00:03:57,695 --> 00:04:00,448
!از خونه‌ي من برو بيرون

58
00:04:03,159 --> 00:04:06,663
يه بار ديگه بياي اينجا
.ميندازمت تو هلفدوني

59
00:04:06,746 --> 00:04:09,123
!تکون بخور

60
00:04:09,123 --> 00:04:11,125
به پليس چي ميخواي بگي؟

61
00:04:11,125 --> 00:04:12,835
ميخواي با من بازي کني؟

62
00:04:12,835 --> 00:04:14,337
ها؟

63
00:04:14,337 --> 00:04:16,798
خيال ميکني از اين کارا قسر در ميري؟

64
00:04:16,798 --> 00:04:19,550
.من هرگز از اينجا نميرم

65
00:04:19,592 --> 00:04:21,135
.حالا ميبيني

66
00:04:21,135 --> 00:04:23,388
.من هرگز از اينجا نميرم

67
00:04:23,429 --> 00:04:25,807
!من هرگز از اينجا نميرم

68
00:05:15,064 --> 00:05:17,900
.زنيکه‌ي ديوونه

69
00:06:00,985 --> 00:06:02,779
.سلام

70
00:06:02,779 --> 00:06:07,408
قرباني "ران هرد"ـه، صاحبخونه و
."دستيار ارشد فروش شرکت امنيتي "مک‌کيب

71
00:06:07,408 --> 00:06:08,659
.محافظِ مايه‌دارها

72
00:06:08,659 --> 00:06:10,036
وقتي سر کار نيومد

73
00:06:10,036 --> 00:06:12,497
شرکت، نماينده‌ش "تروي داج" رو فرستاد
.تا اوضاع رو بررسي کنه

74
00:06:12,497 --> 00:06:14,957
در قفل نبود، اثري از
.ورود غيرمجاز نيست

75
00:06:14,957 --> 00:06:17,335
آقاي داج جسد رو داخل پيدا کرد
.و باهامون تماس گرفت

76
00:06:17,335 --> 00:06:20,129
مسئول نصب دزدگير خونگي
توي خونه‌ي خودش کشته شد؟

77
00:06:20,129 --> 00:06:21,964
.ظاهراً دزدگيرش رو فعال نکرده بود

78
00:06:23,549 --> 00:06:25,635
.زخم بزرگتر از جاي گلوله‌ست

79
00:06:25,676 --> 00:06:27,095
گلوله به اين بزرگي از بدنش

80
00:06:27,136 --> 00:06:30,181
.و ديوار رد ميشد -
.از گِرديش هم معلومه شمشير نيست -

81
00:06:30,181 --> 00:06:31,808
بنظر نمياد ازش شليک شده باشه

82
00:06:31,808 --> 00:06:35,561
.ولي يارو واسه يه نفر آماده شده بود -
.آره، به اندازه‌ي کافي آماده نبود -

83
00:06:37,814 --> 00:06:39,357
.يه جعبه‌ي مدال

84
00:06:39,440 --> 00:06:43,528
وقتي يه سرباز از خدمت مرخص ميشه
.مدال و نشان‌هاش رو قاب ميگيره

85
00:06:43,528 --> 00:06:44,570
تو از کجا ميدوني؟

86
00:06:44,612 --> 00:06:46,656
.پدرم خدمت ميکرد

87
00:06:46,656 --> 00:06:49,158
شماره يکِ بزرگ قرمز
.لشکر پياده نظامِ اول

88
00:06:49,158 --> 00:06:51,202
.ستاره‌ي برنزي، ستاره‌ي نقره‌اي
[مدال‌هاي دلاوري و خدمت]

89
00:06:51,202 --> 00:06:54,330
خب چرا يه نفر خواست قرباني رو
براي مدال‌هاي جنگيش بکشه؟

90
00:06:54,330 --> 00:06:56,874
.نميدونم
.ران مَرد خوبي بود

91
00:06:56,874 --> 00:06:59,043
.از 2011 باهاش تو شرکت همکار بودم

92
00:06:59,043 --> 00:07:01,712
.قبلش توي عراق بوديم -
شما خدمت ميکردين؟ -

93
00:07:01,712 --> 00:07:03,881
.ران توي گُردان دهم بود
.من واسه "آرتيموس" کار ميکردم

94
00:07:03,881 --> 00:07:05,049
پيمانکاران نظامي؟

95
00:07:05,091 --> 00:07:06,717
.آره -
ظاهراً آقاي هرد -

96
00:07:06,717 --> 00:07:09,053
.سيستم امنيتي خيلي خوبي داشت
دوربين نصب نشده بود؟

97
00:07:09,053 --> 00:07:11,013
.جزو تخفيف کارمندي نبود

98
00:07:11,055 --> 00:07:13,057
شما به جسدش دست نزدين
يا تکونش ندادين؟

99
00:07:13,057 --> 00:07:14,725
.نه قربان
به محض اينکه ديدم چي شده

100
00:07:14,725 --> 00:07:18,271
.با 911 تماس گرفتم

101
00:07:18,271 --> 00:07:19,772
.از شرکت ميخوان خبر بگيرن

102
00:07:19,772 --> 00:07:21,941
عيب نداره جواب بدم؟ -
.نه -

103
00:07:21,941 --> 00:07:24,610
الو؟

104
00:07:24,610 --> 00:07:27,613
پس الان يه مأمور امنيتي داريم
که توي خونه‌ي خودش کشته شد

105
00:07:27,613 --> 00:07:29,157
اسلحه‌ش کنارش بود

106
00:07:29,198 --> 00:07:31,117
به 911 زنگ نزد
.دزدگير رو هم فعال نکرد

107
00:07:31,117 --> 00:07:32,952
.انگار قاتلش رو راه داده داخل خونه

108
00:07:32,952 --> 00:07:35,288
ولي چي اون سوراخ بزرگ
توي سينه‌ش رو ايجاد کرده؟

109
00:07:35,288 --> 00:07:37,206
.ما آلت قتاله نداريم -
چرا مدال‌هاش رو دزديده؟ -

110
00:07:37,248 --> 00:07:38,958
خب شايد قاتل فکر کرده
.که اون مدال‌ها حقش نبوده

111
00:07:38,958 --> 00:07:40,334
آخه به اون چه؟

112
00:07:40,334 --> 00:07:43,379
.مگر اينکه خودشم نظامي باشه

113
00:07:43,463 --> 00:07:44,797
.پليس‌ها هنوز اينجان

114
00:07:44,839 --> 00:07:46,716
.ران ديشب بهم زنگ زد

115
00:07:46,716 --> 00:07:49,385
.فرانکي" توي پورتلنده" -
واسه چي؟ -

116
00:07:49,385 --> 00:07:50,887
بنظرت اون ران رو کشته؟

117
00:07:50,887 --> 00:07:53,389
.بعيد ميدونم

118
00:07:53,389 --> 00:07:56,225
.فقط هواي خودتو داشته باش

119
00:07:59,729 --> 00:08:03,232
قهوه ميخوري؟ -
.آره -

120
00:08:03,232 --> 00:08:06,527
با مامانت حرف زدي؟ -
.خب، آره -

121
00:08:06,527 --> 00:08:08,779
.امشب ميريم -
حالت چطوره؟ -

122
00:08:08,779 --> 00:08:10,114
خوبي؟
مامانت چطور بود؟

123
00:08:10,198 --> 00:08:11,782
احساساتي شده بود؟
تو احساساتي شدي؟

124
00:08:11,782 --> 00:08:13,075
.آخه هفت سال خيلي حرفه

125
00:08:13,075 --> 00:08:14,911
.خيلي بهت افتخار ميکنم

126
00:08:14,911 --> 00:08:18,247
.راستش من باهاش شفاهاً حرف نزدم

127
00:08:18,289 --> 00:08:20,625
بهش زنگ نزدي؟

128
00:08:20,625 --> 00:08:23,336
.واسش ايميل زدم
...شرمنده. فقط

129
00:08:23,377 --> 00:08:24,879
.فکر کردم اينجوري راحتتره

130
00:08:24,879 --> 00:08:26,297
خب؟

131
00:08:26,297 --> 00:08:27,673
.فعلاً که مشکلي نيست

132
00:08:27,715 --> 00:08:31,969
.بايد ساعت 5:30 اونجا باشيم
.اونا زود شام ميخورن

133
00:08:31,969 --> 00:08:34,805
اونا؟ -
.خواهرم هم هست -

134
00:08:37,975 --> 00:08:39,644
ديتا؟ -
.آره -

135
00:08:39,644 --> 00:08:42,396
همون ديتايي که بهترين سال‌هاي عمرش رو

136
00:08:42,438 --> 00:08:46,067
صرفِ فداکاري توي خونه کرد
در حاليکه رزالي

137
00:08:46,108 --> 00:08:48,194
.داشت توي ساحل خوش ميگذروند

138
00:08:54,033 --> 00:08:55,868
.واقعاً خوشحالم که تو هم مياي

139
00:08:55,868 --> 00:08:57,828
فکر نکنم بتونم تنهايي
.از پسش بربيام

140
00:09:01,457 --> 00:09:04,252
خب، گمون کنم بايد يه چيزي
با خودمون ببريم، ميدوني؟

141
00:09:04,252 --> 00:09:06,921
.تا جَو صميمي‌تر بشه

142
00:09:06,921 --> 00:09:09,382
.يه بطري نوشیدنی واسه مامانم مناسبه

143
00:09:09,382 --> 00:09:12,385
.يه بطري دیگه هم واسه خانوم ايثارگر

144
00:09:15,763 --> 00:09:17,765
.بنظر باحال مياد

145
00:09:20,268 --> 00:09:23,729
ران هرد توي عراق، سه مأموريت
.انجام داد و آبرومندانه مرخص شد

146
00:09:23,729 --> 00:09:26,065
مدال خدمت در جنگ عراق
.و دو نشان قلب ارغواني داره

147
00:09:26,065 --> 00:09:27,608
.پس ران يه قهرمانه

148
00:09:27,608 --> 00:09:29,277
.ظاهراً واسه همه اينطور نيست

149
00:09:29,277 --> 00:09:32,989
آخرين خريد از کارت اعتباري
توي مجتمع رزمندگان 97896 بود

150
00:09:32,989 --> 00:09:37,076
يه صورتحساب 35 دلاري توي بار
.ساعت 11:03 ب.ظ پول پرداخت شد

151
00:09:37,118 --> 00:09:39,036
و سه تماس آخر با گوشيش

152
00:09:39,078 --> 00:09:42,456
درست بعد از اون
.با "جيم مک‌کيب" بود

153
00:09:42,456 --> 00:09:44,333
شرکت امنيتي مک‌کيب؟ -
.آره -

154
00:09:44,333 --> 00:09:46,335
...دو تماس اول فقط چند ثانيه طول کشيدن

155
00:09:46,335 --> 00:09:48,129
.احتمالاً روي پيغامگير رفت

156
00:09:48,129 --> 00:09:51,007
آخرين تماس در ساعت 12:09
.حدود دو دقيقه طول کشيد

157
00:09:51,007 --> 00:09:52,508
خب بيا بريم
با جيم مک‌کيب حرف بزنيم

158
00:09:52,508 --> 00:09:54,677
.و سر راه به مجتمع هم سر بزنيم

159
00:10:01,892 --> 00:10:05,396
.سلام عزيزم
.يه سوپرايز خوب داريم

160
00:10:05,479 --> 00:10:07,857
.يه دوست قديمي اومده ببيندت

161
00:10:07,857 --> 00:10:10,901
.از عراق تا حالا نديدتت

162
00:10:10,901 --> 00:10:13,863
.شما حال و احوال بپرسين
.من ميرم يه چيزي بيارم بخورين

163
00:10:19,076 --> 00:10:21,245
تو اينجا چه غلطي ميکني؟

164
00:10:21,245 --> 00:10:25,041
.خيلي از زنت خوشم مياد
.خانوم خيلي خوبيه

165
00:10:25,041 --> 00:10:27,293
.گمونم راجع به ما بهش نگفتي

166
00:10:27,293 --> 00:10:29,295
.از خونه‌م برو بيرون

167
00:10:29,295 --> 00:10:33,591
.کلي حرف‌هاي ناگفته داريم

168
00:10:33,591 --> 00:10:37,970
.انگار دست خودم رو بُريدم

169
00:10:37,970 --> 00:10:40,640
وقتي يه چيزي رو واسه مدت زيادي
.توي خودت نگه ميداري، اينجوري ميشه

170
00:10:40,640 --> 00:10:44,644
چاي سرد ميخورين يا شربت؟ -
!هرچي شد -

171
00:10:44,644 --> 00:10:48,689
.برو بيرون وگرنه زنگ ميزنم پليس

172
00:10:48,731 --> 00:10:50,650
.خودم ميخوام به پليس زنگ بزني

173
00:10:50,650 --> 00:10:52,610
.ميدوني که بهتره اينکارو بکني

174
00:10:52,610 --> 00:10:55,946
.تا اينکارو نکني، زياد آفتابي ميشم

175
00:11:09,085 --> 00:11:12,004
دوستت چي شد؟

176
00:11:12,004 --> 00:11:14,006
.بايد ميرفت

177
00:11:24,600 --> 00:11:27,019
کسي هست اينجا کار کنه؟ -
.خب، "کندي" اون پشته -

178
00:11:27,061 --> 00:11:30,648
ولي اگه نظرتون عوض شد
.قدمتون روي چشم ماست

179
00:11:34,652 --> 00:11:35,945
کمکي از دستم برمياد؟

180
00:11:35,945 --> 00:11:37,530
آره، فقط بايد ازتون

181
00:11:37,613 --> 00:11:39,865
چندتا سؤال درباره‌ي يه مشتري
.که ديشب اينجا بود بپرسيم

182
00:11:39,865 --> 00:11:41,701
.باشه -
.اسمش ران هرد ـه -

183
00:11:41,701 --> 00:11:44,161
واي خدا، باز راني چيکار کرده؟

184
00:11:44,161 --> 00:11:47,331
.اون ديشب به قتل رسيد -
ببخشيد؟ -

185
00:11:47,331 --> 00:11:49,083
آخرين تراکنش از کارت اعتباريش

186
00:11:49,125 --> 00:11:51,877
.اينجا ساعت 11:03 ب.ظ انجام شد

187
00:11:51,877 --> 00:11:53,421
.باورم نميشه

188
00:11:53,462 --> 00:11:54,755
کِي از اينجا رفت؟

189
00:11:54,797 --> 00:11:57,091
.بعد از اينکه پول نوشیدنیش رو داد

190
00:11:57,133 --> 00:11:58,592
چه اتفاقي افتاد؟ -
با کسي رفت؟ -

191
00:11:58,634 --> 00:12:01,429
.نه. تنها اومد و تنها رفت

192
00:12:01,470 --> 00:12:02,930
وقتي اينجا بود، کسي همراهش بود؟

193
00:12:02,972 --> 00:12:05,099
.بله، مشتري‌هاي هميشگي
.توي بار شام خورد

194
00:12:05,182 --> 00:12:07,601
.بچه‌ها رو يه دور نوشیدنی مهمون کرد

195
00:12:07,601 --> 00:12:09,311
ميدونين کيا بودن؟ -
.ميتونم اساميشون رو واستون گير بيارم -

196
00:12:09,478 --> 00:12:11,355
يه زن جوون باهاش سر ميز نشست

197
00:12:11,355 --> 00:12:13,774
.ولي ظاهراً ران از ديدنش خوشحال نبود

198
00:12:13,774 --> 00:12:15,234
.اين جريان درست قبل از رفتنش بود -
اسم اون زن رو ميدونين؟ -

199
00:12:15,276 --> 00:12:18,738
...تابحال نديده بودمش، ولي

200
00:12:18,779 --> 00:12:21,323
ولي چي؟ -
وقتي ديشب ميزش رو تميز کردم -

201
00:12:21,407 --> 00:12:23,576
يه چيزي پيدا کردم
.که بنظرم خيلي عجيب بود

202
00:12:23,576 --> 00:12:25,911
.يه دستمال خوني بود

203
00:12:25,953 --> 00:12:29,373
با دستمال چيکار کردين؟

204
00:12:29,373 --> 00:12:31,751
يادتونه اون زن چه شکلي بود؟

205
00:12:31,751 --> 00:12:34,462
.حدوداً سي ساله، موهاي مشکي

206
00:12:34,503 --> 00:12:36,255
نظامي بود؟ -
مطمئن نيستم -

207
00:12:36,255 --> 00:12:37,798
.ولي بنظر خانوم سرسختي ميومد

208
00:12:37,840 --> 00:12:39,216
بعد از اينکه ران رفت
اون زن چقدر موند؟

209
00:12:39,216 --> 00:12:40,593
.زياد نموند

210
00:12:40,593 --> 00:12:42,595
.حدوداً پنج دقيقه بعد رفت

211
00:12:42,595 --> 00:12:44,805
دوربين مداربسته ندارين، نه؟

212
00:12:44,847 --> 00:12:49,226
وقتي يه مشت سرباز دور و بر هست
کي ميخواد دزدي کنه؟

213
00:12:49,226 --> 00:12:52,146
همينه؟ -
.آره -

214
00:12:52,188 --> 00:12:54,732
چجوري ميشه اينجوري
از بدن خون بياد؟

215
00:12:54,732 --> 00:12:58,736
.ممکنه يجور الگو باشه
.نميدونم

216
00:13:08,287 --> 00:13:12,958
...خب اصلاً قراره امروز بريم داخل يا

217
00:13:12,958 --> 00:13:15,586
.اين ممکنه زياد خوب پيش نره

218
00:13:15,586 --> 00:13:18,756
از طرف ديگه
.ممکنه خيلي بد پيش بره

219
00:13:20,800 --> 00:13:23,928
.ببين، ما اين همه راه رو اومديم

220
00:13:25,846 --> 00:13:29,809
.بايد حداقل يه امتحاني بکني

221
00:13:29,809 --> 00:13:31,644
.باشه

222
00:13:31,644 --> 00:13:34,313
.حق با توئه
.بزن بريم

223
00:13:37,858 --> 00:13:39,318
.خيلي‌خب، خيلي‌خب

224
00:13:39,318 --> 00:13:41,862
ميدوني، روحيه‌ت رو تحسين ميکنم

225
00:13:41,862 --> 00:13:44,114
.ولي قرار نيست حمله کنيم که

226
00:13:49,662 --> 00:13:51,664
.مرسي

227
00:13:58,254 --> 00:13:59,922
.رزي

228
00:13:59,922 --> 00:14:03,092
.سلام مامان

229
00:14:03,092 --> 00:14:05,261
.اين مونروئه -
.سلام -

230
00:14:05,261 --> 00:14:09,223
.لطف کردي

231
00:14:09,223 --> 00:14:10,641
.سلام رزالي

232
00:14:10,641 --> 00:14:14,311
.سلام ديتا
.اين مونروئه

233
00:14:14,311 --> 00:14:16,605
.از آشنايي با هر دوتون خوشحالم

234
00:14:16,605 --> 00:14:18,274
.خوب شد تشريف آوردين

235
00:14:18,274 --> 00:14:20,943
.شام تقريباً حاضره

236
00:14:20,943 --> 00:14:22,820
.لطفاً بفرمايين داخل

237
00:14:22,820 --> 00:14:25,489
.فکر کنين خونه‌ي خودتونه

238
00:14:31,662 --> 00:14:33,998
داري چه غلطي ميکني، فرانکي؟

239
00:14:33,998 --> 00:14:36,917
آقاي مک‌کيب، دوتا کاراگاه
.به ديدنتون اومدن

240
00:14:36,917 --> 00:14:38,961
.بفرستشون داخل

241
00:14:43,674 --> 00:14:46,385
آقاي مک‌کيب، ما کاراگاه برکارد
.و گريفين هستيم

242
00:14:46,385 --> 00:14:48,721
.واسه ران اومدين

243
00:14:48,721 --> 00:14:51,181
.بله همينطوره -
.هر کمکي از دستم بربياد انجام ميدم -

244
00:14:51,181 --> 00:14:52,892
به محض اينکه خبردار شدم

245
00:14:52,892 --> 00:14:54,727
تو اين فکر افتادم که کي ميتونسته
.همچين کاري کرده باشه

246
00:14:54,727 --> 00:14:56,270
متأسفانه جواب خاصي به ذهنم نرسيد

247
00:14:56,312 --> 00:14:58,063
.ولي واستون يه پرونده تهيه کردم

248
00:14:58,063 --> 00:15:00,065
سوابق استخدامي ران
مشتري‌هايي که باهاشون سر و کار داشته

249
00:15:00,065 --> 00:15:01,734
کارهايي که انجام داده
.همش همون داخله

250
00:15:01,734 --> 00:15:03,736
.ديشب ساعت 12:10 باهاتون تماس گرفت

251
00:15:03,736 --> 00:15:05,362
.بله همينطوره

252
00:15:05,362 --> 00:15:07,364
ميشه بهمون بگين
درباره‌ي چي حرف زدين؟

253
00:15:07,364 --> 00:15:08,782
...واسه مسائل کاري زنگ زد

254
00:15:08,782 --> 00:15:11,410
يه کاري که داريم
.توي جنوب پورتلند انجام ميديم

255
00:15:11,410 --> 00:15:13,412
واسه زنگ زدن براي
.مسائل کاري يکم ديروقته

256
00:15:13,412 --> 00:15:15,581
همونطور که ميدونين
.شغل امنيتي، شبانه‌روزيه

257
00:15:15,581 --> 00:15:17,750
قبل از اينکه با شما تماس بگيره
توي مجتمع بود

258
00:15:17,791 --> 00:15:19,960
.و داشت تا ساعت 11 نوشیدنی ميخورد

259
00:15:19,960 --> 00:15:22,087
.اونجا با يه زن روبرو شد

260
00:15:22,087 --> 00:15:24,340
دربارش حرفي به شما زد؟ -
.نه -

261
00:15:24,381 --> 00:15:27,259
.فقط راجع به مسائل کاري حرف زديم -
اون با کسي رابطه داشت؟ -

262
00:15:27,259 --> 00:15:29,470
ميدونين اون زن کي ميتونسته باشه؟

263
00:15:29,470 --> 00:15:32,473
.نه
.ران ارتباطش با خانمها بد بود

264
00:15:32,473 --> 00:15:36,268
متأسفانه فقط 10% از دفعات
.اونا هم از ران خوششون ميومد

265
00:15:36,268 --> 00:15:38,604
کسي به ذهنتون نميرسه
که ممکنه بخواد اون بميره؟

266
00:15:38,604 --> 00:15:40,731
.امنيت شخصي، کسب‌وکارِ دشواريه

267
00:15:40,773 --> 00:15:43,150
.هميشه که دوست پيدا نميکنيم

268
00:15:43,150 --> 00:15:45,319
.اين تروي‌ـه

269
00:15:45,319 --> 00:15:47,029
اون ران‌ـه؟ -
.بله -

270
00:15:47,029 --> 00:15:48,739
.ما باهم توي عراق بوديم

271
00:15:48,781 --> 00:15:51,241
بيشتر کارمنداي من
.تا حدي تمرين نظامي داشتن

272
00:15:51,283 --> 00:15:54,536
اين يکي کيه؟ -
.بابي هاموند -

273
00:15:54,536 --> 00:15:56,205
اونم اينجا کار ميکنه؟ -
.کار ميکرد -

274
00:15:56,205 --> 00:15:57,873
دو سال پيش به فينيکس رفت

275
00:15:57,873 --> 00:15:59,667
.و واسه خودش فروشگاه باز کرد

276
00:16:02,670 --> 00:16:05,881
...ببينين

277
00:16:05,881 --> 00:16:07,925
اين واستون معنايي نداره؟

278
00:16:10,052 --> 00:16:12,721
.نه
از کجا آوردينش؟

279
00:16:12,721 --> 00:16:15,474
.روي ميز ران توي مجتمع بود

280
00:16:15,516 --> 00:16:17,142
.نميدونم

281
00:16:17,184 --> 00:16:19,937
خب، ميشه يه کپي
از اون عکس داشته باشم؟

282
00:16:19,937 --> 00:16:22,189
.راحت باشين

283
00:16:23,607 --> 00:16:25,109
.بابت اين ممنون

284
00:16:27,111 --> 00:16:28,904
ران هرد توي عراق بود
.و سه مأموريت انجام داد

285
00:16:28,904 --> 00:16:32,282
سه تاي ديگه، جيم مک‌کيب
تروي داج و رابرت هاموند

286
00:16:32,282 --> 00:16:34,994
همشون واسه پيمانکاران امنيتيِ
.آرتيموس کار ميکردن

287
00:16:34,994 --> 00:16:36,829
همشون همزمان توي عراق بودن

288
00:16:36,829 --> 00:16:39,456
همشون سابقه‌ي نظامي دارن
.ولي فقط اون ارتشي مُرده

289
00:16:39,456 --> 00:16:40,791
.اوه

290
00:16:40,791 --> 00:16:42,334
.يه چيزي از رابرت هاموند پيدا کردم

291
00:16:42,334 --> 00:16:44,837
چي؟ -
.اون مُرده -

292
00:16:47,756 --> 00:16:50,551
کِي؟ -
.يه هفته پيش -

293
00:16:50,551 --> 00:16:52,678
به علل طبيعي؟ -
.نه -

294
00:16:52,678 --> 00:16:54,304
.حمله به خونه

295
00:17:49,902 --> 00:17:51,445
.بايد آروم بگيري

296
00:17:51,445 --> 00:17:53,113
.من نميتونم اينکارو بکنم

297
00:17:53,113 --> 00:17:56,450
.ديگه نميتونم اينکارو بکنم

298
00:17:58,702 --> 00:18:00,162
.بنظرم بايد اعتراف کنيم

299
00:18:00,204 --> 00:18:02,623
.فراموشش کن
.فقط حرفِ اون در برابر حرف ماست

300
00:18:04,792 --> 00:18:07,252
.به "بتسي" گفتم

301
00:18:09,046 --> 00:18:10,839
آخه چرا اينکارو کردي؟

302
00:18:10,839 --> 00:18:15,010
چون ديگه خسته شدم از بس
با اين قضيه زندگي کردم

303
00:18:15,094 --> 00:18:16,887
.و دربارش دروغ گفتم

304
00:18:16,929 --> 00:18:19,473
پليس‌ها اون دختر رو پيدا ميکنن
و وقتي پيداش کردن

305
00:18:19,473 --> 00:18:21,809
.تمام اين قضيه برملا ميشه

306
00:18:21,809 --> 00:18:24,853
.جيم، ما اشتباه کرديم

307
00:18:24,853 --> 00:18:28,023
.اين تنها راهشه

308
00:18:28,023 --> 00:18:30,526
.شايد

309
00:18:30,526 --> 00:18:32,194
ولي ميشه بهش فکر کنيم؟

310
00:18:32,194 --> 00:18:36,156
.من چهار سال بهش فکر کردم

311
00:18:41,995 --> 00:18:44,998
ويـن

312
00:18:52,381 --> 00:18:54,258
.آداليند همين الان به اتاق هتلش برگشت

313
00:18:54,258 --> 00:18:55,759
حالش چطوره؟

314
00:18:55,759 --> 00:18:57,594
.امشب يه اتفاق خيلي عجيبي افتاد

315
00:18:57,594 --> 00:18:59,930
تا کافه تعقيبش کردم

316
00:18:59,930 --> 00:19:01,306
و مطمئن نيستم چي ديدم

317
00:19:01,348 --> 00:19:03,600
.ولي فکر کنم يجور درد داشت

318
00:19:03,600 --> 00:19:05,644
بخاطر حاملگي؟

319
00:19:05,727 --> 00:19:08,814
بنظر ميومد همين باشه
.ولي اتفاقي که بعدش افتاد عجيبه

320
00:19:08,897 --> 00:19:10,232
دستشو به سمت قهوه‌ش برد

321
00:19:10,232 --> 00:19:12,109
و قسم ميخورم اصلاً
به فنجون دست نزد

322
00:19:12,109 --> 00:19:14,778
.ولي فنجون از دستش فاصله گرفت

323
00:19:14,778 --> 00:19:17,030
بعدش دوباره دستشو دراز کرد

324
00:19:17,072 --> 00:19:19,158
.و ايندفعه فنجون اومد تو دستش

325
00:19:19,158 --> 00:19:21,160
بعدش چي شد؟ -
.مطمئن نيستم -

326
00:19:21,160 --> 00:19:23,453
جريان برق زياد شد
.و لامپ‌ها منفجر شدن

327
00:19:23,453 --> 00:19:25,873
.ولي فکر نکنم به اون مربوط باشه

328
00:19:25,914 --> 00:19:28,792
.مطمئن باش مربوطه

329
00:19:28,792 --> 00:19:32,671
آماده باش که دست به کار بشي
.چون اونا هم يه کاري ميکنن

330
00:19:32,671 --> 00:19:35,215
.ديگه زياد طول نميکشه

331
00:19:35,215 --> 00:19:38,677
.داره دوباره قدرت‌هاش رو بدست مياره

332
00:19:38,677 --> 00:19:40,512
.من بايد برم

333
00:19:44,183 --> 00:19:46,393
ميخواستين ما رو ببينين؟ -
.آره -

334
00:19:46,393 --> 00:19:49,271
با فرمانده ويلتون
.از اداره پليس فينيکس حرف زدم

335
00:19:49,313 --> 00:19:51,523
اينا اسناد و مدارکيه
که درباره‌ي رابرت هاموند

336
00:19:51,523 --> 00:19:53,442
.و تحقيقات قتلش فرستاده

337
00:19:53,483 --> 00:19:55,235
دليل مرگ مشخصه؟

338
00:19:55,235 --> 00:19:58,947
آره، ظاهراً يه نيزه‌ي سمي
.توي بدنش فرو رفته

339
00:19:58,989 --> 00:20:01,450
سم رو شناسايي کردن؟ -
.نتيجه‌اي نداشت -

340
00:20:01,533 --> 00:20:04,286
هنوز منتظريم که هارپر، نتيجه‌ي
آزمايش سم‌شناسي قرباني رو بهمون بده

341
00:20:04,369 --> 00:20:06,038
.ولي نيزه توي سينه يکسانه

342
00:20:06,038 --> 00:20:08,290
.پس دوتا از اين چهار نفر مُردن

343
00:20:08,290 --> 00:20:10,334
به فاصله‌ي يه هفته
.به يه شکل به قتل رسيدن

344
00:20:10,375 --> 00:20:12,127
.و دوتاي ديگه توي پورتلند هستن

345
00:20:12,127 --> 00:20:13,253
جفتشون واسه شرکتِ
.امنيتي مک‌کيب کار ميکنن

346
00:20:13,295 --> 00:20:15,297
.اون يکي مک‌کيب‌ـه

347
00:20:15,297 --> 00:20:16,965
ممکنه يکيشون داره بقيه رو ميکشه؟

348
00:20:16,965 --> 00:20:18,634
.خب ممکنه يه خصومتي بينشون باشه

349
00:20:18,634 --> 00:20:20,928
...يه ارتشي با سه پيمانکار نظامي

350
00:20:20,928 --> 00:20:21,970
دليلشو ميدونيم؟

351
00:20:21,970 --> 00:20:24,306
.همشون رفيق بودن

352
00:20:24,306 --> 00:20:25,974
.با افسر فرمانده‌ش صحبت کنين

353
00:20:25,974 --> 00:20:28,143
.ببينين چي از رابطه‌ي بين اونا ميدونه

354
00:20:28,143 --> 00:20:31,480
.چشم

355
00:20:38,946 --> 00:20:40,530
.خيلي خوشمزه‌ست، خانم کالورت

356
00:20:40,530 --> 00:20:43,158
.اوه، منو "گلوريا" صدا کن -
.گلوريا -

357
00:20:46,203 --> 00:20:49,539
واقعاً ممنونم که واسه من
.غذاي گياهي درست کردين

358
00:20:49,539 --> 00:20:52,000
.خواهش ميکنم

359
00:20:52,000 --> 00:20:57,005
اين لوبيا سبزها رو توي چي خوابوندين
که اينقدر معرکه شدن؟

360
00:20:57,005 --> 00:21:00,175
.نمک

361
00:21:00,175 --> 00:21:04,388
خب رزالي گفته شما
.ساعت تعمير ميکنين

362
00:21:04,388 --> 00:21:05,931
.راستش بله

363
00:21:05,931 --> 00:21:08,267
خونوادم نسل‌اندرنسل تو کار ساعت بودن

364
00:21:08,267 --> 00:21:10,727
از زمان جنگل سياه توي آلمان

365
00:21:10,727 --> 00:21:13,897
که اونجا پدرِ پدرِ پدربزرگم
.استاد طراحي ساعت بود

366
00:21:13,897 --> 00:21:15,440
با اين کار ميشه
خرج زندگي رو درآورد؟

367
00:21:15,440 --> 00:21:17,651
اون ساعت‌هاي تعميري رو

368
00:21:17,693 --> 00:21:20,487
از اقصي نقاط دنيا ميگيره
.و خيلي خيلي هم تو کارش وارده

369
00:21:20,529 --> 00:21:22,239
فکر نميکردم يه بلوتباد

370
00:21:22,239 --> 00:21:24,449
صبر و حوصله‌ي اينجور
.ريزه‌کاري‌ها رو داشته باشه

371
00:21:24,449 --> 00:21:26,994
الان واقعاً بحث وسن رو پيش کشيدي؟

372
00:21:31,164 --> 00:21:34,334
خب ديتا، تو شغلت چيه؟

373
00:21:34,334 --> 00:21:37,296
خب، قبلاً نماينده‌ي فروشِ
منطقه‌ي پاسيفيک نورثوِست

374
00:21:37,296 --> 00:21:38,797
.واسه لوازم پزشکي سيمپسون بودم

375
00:21:38,797 --> 00:21:42,301
.حتماً خيلي جالب بوده

376
00:21:42,301 --> 00:21:45,554
ولي الان توي خونه
.دندون مصنوعي درست ميکنم

377
00:21:45,595 --> 00:21:48,807
ميدوني، حس کردم بايد بعد از
.مرگ پدرم، بيام خونه

378
00:21:48,807 --> 00:21:51,018
.ديتا -
.ديگه بذار حرفشو بزنه، مامان -

379
00:21:51,018 --> 00:21:54,104
خب فقط دارم ميگم
.من اومدم خونه و تو نيومدي

380
00:21:54,688 --> 00:21:58,275
يعني همينجوري شد ديگه، مگه نه؟ -
.آره، همينجوري شد -

381
00:21:58,692 --> 00:22:03,071
تو اومدي خونه و منم توي ساحل
.تا ميتونستم خوشگذروني کردم

382
00:22:03,071 --> 00:22:05,574
...خب پس دندون مصنوعي
چجوري وارد اينکار شدي؟

383
00:22:05,574 --> 00:22:07,326
ميدوني چيه رزالي؟

384
00:22:07,326 --> 00:22:10,912
.من واقعاً با اين جريانات مشکلي ندارم

385
00:22:10,912 --> 00:22:14,207
ولي اينکه واسه مراسم تدفين پدرت نياي؟

386
00:22:14,207 --> 00:22:16,877
حتي يه معتاد هم ميتونه
.يکم احترام قائل بشه

387
00:22:16,877 --> 00:22:18,962
!بس کن ديتا -
.خب، ببخشيد مامان -

388
00:22:19,004 --> 00:22:21,590
.ولي ما هفت ساله که نديديمش

389
00:22:21,590 --> 00:22:23,383
.ممکنه ديگه هم فرصت نکنيم ببينيمش

390
00:22:23,383 --> 00:22:26,803
يعني ميگم پارتي محشري در کار بود
که نميتونستي ازش بگذري

391
00:22:26,887 --> 00:22:29,931
يا اينکه نامزد /موادفروش جديدي
...پيدا شده بود که نتونستي

392
00:22:29,931 --> 00:22:32,100
.توي زندون بودم

393
00:22:36,813 --> 00:22:40,609
با رفقاي ناباب پريدم

394
00:22:40,609 --> 00:22:43,612
.و همه چيزو از دست دادم

395
00:22:43,612 --> 00:22:48,992
و وقتي داشتم از فروشگاه
.دزدي ميکردم، گير افتادم

396
00:22:48,992 --> 00:22:51,203
تازه بعد از اينکه آزاد شدم
از مراسم تدفين خبردار شدم

397
00:22:51,286 --> 00:22:53,038
و اون موقع هم هردوتاتون
باهام قهر بودين

398
00:22:53,038 --> 00:22:56,333
پس چيکار بايد ميکردم؟

399
00:22:56,333 --> 00:22:58,335
چطور بود معذرت‌خواهي کني؟

400
00:23:01,963 --> 00:23:06,009
ديتا، هر روز که ميگذره
حسرت اينو ميخورم

401
00:23:06,009 --> 00:23:09,262
.که نتونستم با بابا خداحافظي کنم

402
00:23:09,304 --> 00:23:12,682
.نميدونين چقدر متأسف هستم

403
00:23:12,682 --> 00:23:15,185
.رزالي -
!نميدونين -

404
00:23:17,729 --> 00:23:20,190
.من بايد برم

405
00:23:23,110 --> 00:23:24,736
.رزالي

406
00:23:24,736 --> 00:23:26,321
.رزالي -
.نه، بهت که گفتم -

407
00:23:26,363 --> 00:23:28,782
!ميدونستم اينجوري ميشه -
.عيبي نداره -

408
00:23:28,782 --> 00:23:30,117
.چرا، داره
.عيب داره

409
00:23:30,117 --> 00:23:31,576
.عيب داره -
!نه، عيب نداره -

410
00:23:31,576 --> 00:23:33,787
.حرفا زده شد
.ديگه چيزي پنهون نمونده

411
00:23:33,787 --> 00:23:35,455
آخه انتظار داشتي بياي اينجا

412
00:23:35,455 --> 00:23:38,083
و هيچ مشکلي پيش نياد؟ -
!نميدونم -

413
00:23:38,083 --> 00:23:39,292
...نميدونم چي انتظار داشتم

414
00:23:39,292 --> 00:23:46,758
شايد واسه اينکه بعد از مرگ فِرِدي
.خودمو جمع‌وجور کردم، انتظار يکم قدرداني داشتم

415
00:23:46,758 --> 00:23:50,345
...ببين

416
00:23:50,345 --> 00:23:52,973
...تو و مامان و خواهرت

417
00:23:55,267 --> 00:23:58,145
...يه گذشته‌ي مشترک دارين -
.آره -

418
00:23:58,145 --> 00:24:00,021
از عشق و درد

419
00:24:00,021 --> 00:24:03,650
.و خونواده همينجوريه

420
00:24:03,650 --> 00:24:05,861
.راه حل ساده‌اي وجود نداره

421
00:24:11,283 --> 00:24:14,244
چي از فروشگاه دزديدي؟

422
00:24:14,244 --> 00:24:15,245
.يه ساعت مچي

423
00:24:15,245 --> 00:24:17,664
واقعاً؟ چه مدلي؟

424
00:24:20,250 --> 00:24:23,920
.اونا جزئياتش هستن

425
00:24:25,839 --> 00:24:30,093
تو واقعاً اين کارا رو کردي؟

426
00:24:30,093 --> 00:24:33,597
.همون موقع ميخواستم خودمو تحويل بدم

427
00:24:33,597 --> 00:24:35,182
چرا ندادي؟

428
00:24:35,182 --> 00:24:36,892
.يه بزدل بودم

429
00:24:36,892 --> 00:24:41,104
بقيه گفتن نبايد اينکارو بکنم
.و منم به حرفشون گوش دادم

430
00:24:42,439 --> 00:24:45,108
.حق با اونا بود

431
00:24:47,736 --> 00:24:51,156
.هيشکي اينو نميخونه

432
00:24:51,156 --> 00:24:53,950
...اعترافت رو

433
00:24:57,162 --> 00:24:58,497
!بسوزونش

434
00:25:15,388 --> 00:25:17,265
بتسي؟

435
00:25:17,307 --> 00:25:18,808
!بتسي

436
00:25:20,894 --> 00:25:23,855
!واي خداي من، بتسي

437
00:25:23,855 --> 00:25:26,399
.واي عزيزم
!واي عزيزم

438
00:25:26,399 --> 00:25:28,985
.واي خداي من

439
00:26:14,114 --> 00:26:18,368
اگه قلب خواهر کوچولوم رو بشکوني

440
00:26:18,410 --> 00:26:20,453
.خودم ميکشمت

441
00:26:31,089 --> 00:26:34,009
ارتباط ويديويي با افسر فرمانده‌ي
سابق ران هرد برقرار کردم

442
00:26:34,009 --> 00:26:35,635
.سرهنگ آدام دساي

443
00:26:35,635 --> 00:26:37,512
کِي؟ -
.همين حالا -

444
00:26:37,512 --> 00:26:39,973
.اون توي بيمارستان والتر ريد واشنگتن‌ـه

445
00:26:39,973 --> 00:26:42,726
.سرطان لاعلاج داره

446
00:26:46,146 --> 00:26:48,773
جناب سرهنگ، خيلي ممنونم
.که وقتتون رو به ما دادين

447
00:26:48,815 --> 00:26:50,400
ايشون همکار من
.کاراگاه برکارد هستن

448
00:26:50,400 --> 00:26:52,736
کاش شخصاً ميتونستم اونجا باشم

449
00:26:52,736 --> 00:26:55,030
.ولي ريه‌هام بهم اجازه نميدن -
.درک ميکنيم -

450
00:26:55,030 --> 00:26:57,365
.واقعاً درباره‌ي مرگ ران متأسفم

451
00:26:57,365 --> 00:27:01,911
اميدوار بوديم شما کمکمون کنين تا از رابطه‌ي
.بين اون و چند پيمانکار نظامي سر در بياريم

452
00:27:01,911 --> 00:27:03,747
اون عکسي که فرستاديم بدستتون رسيد؟

453
00:27:03,747 --> 00:27:04,998
.بله

454
00:27:04,998 --> 00:27:07,917
جيم مک‌کيب، تروي داج
.رابرت هاموند

455
00:27:07,917 --> 00:27:10,462
پس ميشناختينشون؟ -
.بله، شرکت امنيتي آرتيموس -

456
00:27:10,462 --> 00:27:13,632
دسته‌ي ما خارج از "بَلَد" مستقر بود

457
00:27:13,632 --> 00:27:17,010
پاکسازي مين و حفظ آرامش ميکرديم
ولي نيمي از مواقع

458
00:27:17,052 --> 00:27:20,764
داشتيم سعي ميکرديم خساراتي که
.اون گاوچرون‌ها وارد ميکردن رو برطرف کنيم

459
00:27:20,764 --> 00:27:22,807
خسارت؟ -
آزار رسوندن به مردم محلي -

460
00:27:22,807 --> 00:27:26,478
...دزدي، زورگيري
.سگِ بدون قلاده بودن

461
00:27:26,478 --> 00:27:27,854
نميتونستين دستگيرشون کنين؟

462
00:27:27,896 --> 00:27:31,316
شما متوجه قرار و مداري که ارتش
.با پيمانکاران خصوصي داشت نيستين

463
00:27:31,316 --> 00:27:33,026
چجور قرار و مداري بود؟

464
00:27:33,026 --> 00:27:34,527
.يه توافق خوب براي اونا

465
00:27:34,527 --> 00:27:35,862
قراردادشون با دولت

466
00:27:35,862 --> 00:27:37,614
اونا رو از هرگونه
.پيگرد قانوني معاف ميکرد

467
00:27:37,656 --> 00:27:45,372
اونا تا زمستون 2010 که بالاخره آرتيموس
.از عراق بيرون انداخته شد، دست‌نيافتني بودن

468
00:27:45,372 --> 00:27:47,165
.گفتين از پيگرد قانوني معاف بودن

469
00:27:47,165 --> 00:27:50,418
اصلاً شکايتي ازشون شد؟

470
00:27:50,460 --> 00:27:53,171
.يه سرباز وظيفه تحت فرمان من اومد پيشم

471
00:27:53,171 --> 00:27:57,842
گفت که ران و اين آدماي آرتيموس
.بهش آزار رسوندن

472
00:27:57,842 --> 00:28:00,553
من اين اتفاق رو به مافوقم گزارش دادم

473
00:28:00,595 --> 00:28:02,555
.ولي بهم گفت ناديده بگيرم

474
00:28:02,555 --> 00:28:04,265
.ولي ران که تحت فرمان شما بود

475
00:28:04,265 --> 00:28:08,269
اون قبل از اينکه بتونم کاري جز
.شکايت محرمانه انجام بدم، منتقل شد

476
00:28:08,269 --> 00:28:09,646
.شکايت راه به جايي نبرد

477
00:28:09,688 --> 00:28:12,315
اسم اون سرباز وظيفه چي بود؟

478
00:28:12,357 --> 00:28:15,068
.فرانکي گونزالز -
ميدونين کجاست؟ -

479
00:28:15,068 --> 00:28:16,945
تا جايي که من ميدونم
.توي کاليفرنياي جنوبيه

480
00:28:16,945 --> 00:28:21,074
تاريخ روزي که اين اتفاق برای گونزالز
افتاد رو يادتونه؟

481
00:28:21,074 --> 00:28:23,243
.هرگز يادم نميره

482
00:28:23,243 --> 00:28:25,704
.يازدهم نوامبر 2010

483
00:28:31,459 --> 00:28:35,130
.اين يه تاريخه

484
00:28:35,130 --> 00:28:37,006
بدم مياد اين حرفو بزنم

485
00:28:37,006 --> 00:28:41,344
ولي هر بلايي که داره
.سر اونا مياد حقشونه

486
00:28:41,344 --> 00:28:46,015
.پرستارها دارن واسم دست تکون ميدن
.وقت شيمي‌درمانيمه

487
00:28:46,015 --> 00:28:47,892
.توي تحقيقاتتون موفق باشين

488
00:28:47,934 --> 00:28:49,936
.ممنون جناب سرهنگ

489
00:29:05,869 --> 00:29:08,288
سرباز وظيفه فرانچسکا فرانکي گونزالز

490
00:29:08,329 --> 00:29:09,789
در سال 2012 مرخص شد

491
00:29:09,873 --> 00:29:12,250
و بعدش ليست بلندبالايي
.از اعمال خلاف براش ثبت شد

492
00:29:12,250 --> 00:29:14,419
مقطعي به مرکز بازپروري رفت
...گواهينامه‌ش تعليق شد

493
00:29:14,419 --> 00:29:19,215
حدوداً يک ماه پيش توي فينيکس
.بخاطر مواد و رفتار نادرست دستگير شد

494
00:29:19,215 --> 00:29:21,092
.همون جايي که بابي هاموند کشته شد

495
00:29:21,092 --> 00:29:23,553
بنظرم بهتره بفهميم
.به پورتلند اومده يا نه

496
00:29:23,553 --> 00:29:24,971
...دوتا قتل داريم

497
00:29:24,971 --> 00:29:26,639
همون يارويي که جسد قرباني رو
پيدا کرده بود

498
00:29:26,723 --> 00:29:29,934
.و همسرش، تروي و بتسي داج

499
00:29:35,148 --> 00:29:38,777
.جاي زخم مشابه

500
00:29:38,777 --> 00:29:40,487
بنظرت اينا کار فرانکي‌ـه؟

501
00:29:40,487 --> 00:29:44,324
اگه کار اونه، کاش ميدونستم
.از چي داره استفاده ميکنه

502
00:29:52,040 --> 00:29:54,042
.گريفين هستم

503
00:30:00,465 --> 00:30:03,676
.گوشي دستت
.بذار برم پيش نيک

504
00:30:07,055 --> 00:30:08,264
.وو پشت خطه

505
00:30:08,264 --> 00:30:10,099
همين الان نتايج سم‌شناسي
.روي قرباني اول بدستش رسيد

506
00:30:10,141 --> 00:30:13,269
با اوني که توي فينيکس
.پيدا کردن، مطابقت داره

507
00:30:13,311 --> 00:30:15,730
.بگو بشنويم -
هر دو قرباني -

508
00:30:15,730 --> 00:30:17,398
از ميزان بيش از حد سم اعصاب

509
00:30:17,398 --> 00:30:20,777
و بازدارنده‌هاي آنزيمي که مربوط به
.خانواده‌ي بوتيده ميشه، کشته شدن

510
00:30:20,777 --> 00:30:22,862
.زير ديپلم حرف بزن، وو

511
00:30:22,862 --> 00:30:24,948
.نزديکترين تطابق، زهرِ عقرب هستش

512
00:30:26,908 --> 00:30:28,493
مشخصاً با يه عقرب واقعي طرف نيستيم

513
00:30:28,535 --> 00:30:31,788
.چون بايد 180 سانت قدش باشه

514
00:30:31,788 --> 00:30:33,915
.فقط همينو گير آوردم -
.مرسي -

515
00:30:33,915 --> 00:30:36,793
اين بنظر آشنا مياد؟

516
00:30:36,793 --> 00:30:39,462
...يازدهم نوامبر
.روزي که فرانکي آزار دید 

517
00:30:39,462 --> 00:30:41,130
.بهتره بفهميم با چي طرفيم

518
00:30:41,130 --> 00:30:42,966
...سم اعصاب، بازدارنده‌هاي آنزيمي

519
00:30:42,966 --> 00:30:44,467
.به جوليت زنگ ميزنم

520
00:30:44,467 --> 00:30:46,845
آره، واسه رويارويي
با يه عقرب 180 سانتي

521
00:30:46,886 --> 00:30:49,472
.از هرکي بشه بايد کمک گرفت

522
00:30:49,472 --> 00:30:51,683
خيلي‌خب، اولين کانديدا

523
00:30:51,683 --> 00:30:55,353
.از فرانسه‌ي قرن سيزدهمه

524
00:30:55,353 --> 00:30:57,897
.اسمش «تراسک»ـه
يه موجود کوچيک و تنها

525
00:30:57,939 --> 00:31:00,024
.که آواز دختران رو دوست داره

526
00:31:00,024 --> 00:31:01,526
کيه که دوست نداشته باشه؟

527
00:31:01,526 --> 00:31:03,027
.احتمالاً اوني نيست که دنبالشيم

528
00:31:03,027 --> 00:31:08,533
خيلي‌خب، پس قبل‌تر تو 1100 سال پس از
.ميلاد مسيح، يه «اشنابل‌تيرمردر» داريم
[واژه‌ي آلماني به معنيِ قاتل نوک‌اُردکي]

529
00:31:09,701 --> 00:31:11,494
.نه

530
00:31:11,494 --> 00:31:12,662
خيلي‌خب، اين چطوره؟

531
00:31:12,662 --> 00:31:14,372
يه «مانتيکور»؟

532
00:31:14,372 --> 00:31:17,208
.اندازه‌ش درسته

533
00:31:17,208 --> 00:31:20,169
اولين رويارويي من با موجودي که"
بعداً متوجه شدم يک مانتيکور است

534
00:31:20,169 --> 00:31:23,381
زماني بود که يگانم، قلعه‌اي"
.در تنگه‌ي هرمز را به محاصره درآوردند

535
00:31:23,381 --> 00:31:29,095
پليني بزرگ اين وسن را در کتاب معروفش"
تاريخ طبيعي» سال 77 ميلادي، توصيف کرد»

536
00:31:29,095 --> 00:31:31,764
.و خاستگاهش را از ايران باستان دانست"

537
00:31:31,764 --> 00:31:34,309
اين موجود، بدني بسيار غيرعادي داشت"

538
00:31:34,350 --> 00:31:36,394
.که با يک دوگانگي جسمي نمايان بود"

539
00:31:36,394 --> 00:31:39,314
بخشي شير بود ولي همچنين"
دُمي مانند عقرب داشت

540
00:31:39,355 --> 00:31:41,232
که مي‌توانست از ستون فقراتش بيرون بزند"

541
00:31:41,232 --> 00:31:43,443
و در انتها ميخي نيزه‌مانند داشت"

542
00:31:43,443 --> 00:31:45,194
.که قادر به تزريق مقدار زيادي زهر بود"

543
00:31:45,194 --> 00:31:47,155
وقتي خواستم به اين وسن يورش ببرم"

544
00:31:47,238 --> 00:31:49,991
دريافتم که تعداد بيشتري از اينها"
.در گروه وجود دارد

545
00:31:50,074 --> 00:31:54,287
سريعاً دشنه‌ي خود را کنار گذاشتم"
.تا هويت گريم خود را فاش نکنم

546
00:31:54,287 --> 00:31:57,832
پي بردم که آنها از مرگبارترين"
سربازان يگان ما بودند

547
00:31:57,832 --> 00:31:59,834
".زيرا هيچ ترسي از مرگ نداشتند

548
00:31:59,834 --> 00:32:02,420
از اينکه هيچ ترسي از مرگ
.ندارن، خوشم نمياد

549
00:32:02,420 --> 00:32:05,381
.واسه سلامتي خوب نيست

550
00:32:05,423 --> 00:32:07,842
نيک، تو چي گير آوردي؟

551
00:32:07,842 --> 00:32:10,094
...يه اعتراف

552
00:32:10,094 --> 00:32:13,848
.به آزار دسته‌جمعي فرانکي گونزالز

553
00:32:13,848 --> 00:32:17,560
ظاهراً تروي چند لحظه قبل از
.کشته شدنش، اينو نوشته بود

554
00:32:17,560 --> 00:32:20,188
.سرهنگ راست ميگفت
.قضيه درباره‌ي فرانکي‌ـه

555
00:32:20,188 --> 00:32:21,356
.اون مانتيکور ماست

556
00:32:21,356 --> 00:32:23,524
.اون ران، تروي و بابي رو کشت

557
00:32:23,524 --> 00:32:25,902
.فقط يه گاوچرون مونده

558
00:32:44,212 --> 00:32:45,338
.ازم دور شو

559
00:32:45,338 --> 00:32:46,673
!يازدهم نوامبر

560
00:32:46,673 --> 00:32:48,049
اينو يادته؟

561
00:32:48,049 --> 00:32:49,592
ها؟

562
00:32:49,634 --> 00:32:51,052
!از ماشين پياده شو

563
00:32:51,052 --> 00:32:52,220
!از ماشينت پياده شو

564
00:32:52,220 --> 00:32:54,222
!بيا بيرون

565
00:32:58,476 --> 00:33:02,230
!بيا بيرون -
.بيا عقب، فرانکي -

566
00:33:02,230 --> 00:33:05,233
.مبارزه نکن
خب؟

567
00:33:05,233 --> 00:33:07,235
اگه کاري کني، صدمه ميبيني

568
00:33:07,235 --> 00:33:10,405
.ولي ما نميخوايم اينجوري بشه
.حالا به ماشين تکيه بده

569
00:33:10,405 --> 00:33:12,615
.دستاتو ببر بالا
.به ماشين تکيه بده

570
00:33:12,615 --> 00:33:16,035
.يالا

571
00:33:26,254 --> 00:33:27,463
.ديگه تموم شد

572
00:33:30,758 --> 00:33:32,802
.من کسي رو نکشتم

573
00:33:32,802 --> 00:33:35,930
.فرانکي، ما ميدونيم که کشتي

574
00:33:35,930 --> 00:33:37,598
.اول بابي هاموند توي فينيکس

575
00:33:37,598 --> 00:33:39,809
...بعدش ران هرد
.توي مجتمع گير آورديش

576
00:33:39,809 --> 00:33:41,978
.من اصلاً نميدونستم اونا مُردن

577
00:33:41,978 --> 00:33:43,980
.تو تا خونه‌ش دنبالش کردي -
!که حرف بزنيم -

578
00:33:43,980 --> 00:33:45,481
ولي وقتي از حرفي که زد
.خوشت نيومد، زدي کشتيش

579
00:33:45,481 --> 00:33:46,899
.نه، نکشتمش

580
00:33:46,941 --> 00:33:48,359
تروي داج و همسرش چطور؟

581
00:33:48,359 --> 00:33:50,028
اونا رو هم نکشتي؟ -
.نه -

582
00:33:50,028 --> 00:33:51,863
پس چي؟ چهارتا مَردي که بهت
آزار رسوندن رو پيدا کردي

583
00:33:51,863 --> 00:33:55,074
که بهشون سلام بگي؟

584
00:33:55,074 --> 00:33:57,452
من چهار سال آخر زندگيم رو

585
00:33:57,452 --> 00:34:00,580
...صرف فراموشي اون اتفاق کردم

586
00:34:00,621 --> 00:34:04,917
تک تک دقايق اتفاقي که
.واسم افتاد رو مرور کردم

587
00:34:05,001 --> 00:34:07,879
.اونا قسر در رفتن

588
00:34:07,879 --> 00:34:10,882
.فقط منم که تاوان دادم

589
00:34:12,508 --> 00:34:15,303
کاري که باهام کردن
.حق من نبود

590
00:34:15,344 --> 00:34:18,389
.من سرباز خوبي بودم

591
00:34:18,389 --> 00:34:22,518
فقط ميخواستم اونا اعتراف کنن
.ولي حاضر نبودن اينکارو بکنن

592
00:34:24,771 --> 00:34:26,105
.ما ميدونيم تو چي هستي

593
00:34:26,105 --> 00:34:28,775
چي؟

594
00:34:28,775 --> 00:34:31,652
من يه گريم هستم
و تو يه مانتيکوري

595
00:34:31,652 --> 00:34:34,072
.و همينجوري اونا رو کشتي

596
00:34:34,072 --> 00:34:35,990
اينطور فکر ميکني؟

597
00:34:35,990 --> 00:34:37,450
.ميدونيم که همينطوره

598
00:34:37,450 --> 00:34:39,452
.پس چيز زيادي نميدونين

599
00:34:46,626 --> 00:34:48,544
چيه؟

600
00:34:48,586 --> 00:34:50,004
.اون مانتيکور نيست

601
00:34:50,004 --> 00:34:53,299
چي هست؟

602
00:34:53,299 --> 00:34:55,384
«استاين‌ادلر»
[واژه آلماني به معني عقاب طلايي]

603
00:34:55,426 --> 00:34:58,346
يه مانتيکور اونا رو کشت؟

604
00:34:58,346 --> 00:34:59,806
ديگه کي ميدونه تو اينجايي؟

605
00:34:59,806 --> 00:35:01,849
.هيشکي

606
00:35:01,849 --> 00:35:03,017
.فرانکي، يکي ديگه ميدونه تو اينجايي

607
00:35:03,017 --> 00:35:07,522
به کي گفتي؟

608
00:35:07,522 --> 00:35:11,067
فقط افسر فرمانده‌ي سابقم ميدونه
.ولي اون توي بيمارستانه

609
00:35:11,067 --> 00:35:13,194
رفتم پيشش تا واسه پيدا کردن
.اين آدما ازش کمک بگيرم

610
00:35:13,194 --> 00:35:16,280
.گفت دارم وقتمو تلف ميکنم
.ولي واسم مهم نبود

611
00:35:16,322 --> 00:35:20,785
بايد يه کاري ميکردم
.وگرنه خودمو ميکشتم

612
00:35:20,785 --> 00:35:22,411
.ولي من اونا رو نکشتم

613
00:35:22,411 --> 00:35:24,372
سرهنگ دساي؟

614
00:35:24,372 --> 00:35:26,415
.اون تنها کسي بود که اهميت داد

615
00:35:34,132 --> 00:35:35,174
.الو

616
00:35:35,216 --> 00:35:37,135
.جناب سرهنگ، منم قربان

617
00:35:37,135 --> 00:35:41,139
فرانکي؟ -
وضع درمانتون چطوره؟ -

618
00:35:41,139 --> 00:35:43,850
.تو ميدوني من توي بيمارستان نيستم

619
00:35:43,891 --> 00:35:45,810
پيش پليس هستي، مگه نه؟

620
00:35:45,810 --> 00:35:51,149
.بگين چيزي که اينا ميگن حقيقت نداره

621
00:35:51,149 --> 00:35:54,235
فقط دارم عدالتي که
.مستحقشي رو اجرا ميکنم

622
00:35:55,653 --> 00:35:57,488
.بهت که گفتم اونا هرگز اعتراف نميکنن

623
00:35:57,488 --> 00:36:00,199
.بايد چند سال پيش اينکارو ميکردم

624
00:36:00,199 --> 00:36:02,827
.من نااميدت کردم

625
00:36:02,827 --> 00:36:06,497
.خودمو نااميد کردم
.وظيفه‌م رو درست انجام ندادم

626
00:36:08,708 --> 00:36:11,377
.مواظب خودت باش، فرانکي

627
00:36:12,378 --> 00:36:15,047
.اون توي مجتمع رزمندگانه

628
00:36:26,767 --> 00:36:28,436
تو دساي هستي؟

629
00:36:28,436 --> 00:36:31,856
.درسته

630
00:36:31,856 --> 00:36:34,609
بارمن کجاست؟

631
00:36:34,609 --> 00:36:37,904
.فرستادمش واسم يه بسته سيگار بخره

632
00:36:37,904 --> 00:36:41,240
.الان ديگه واسه ترک يکم دير شده

633
00:36:41,240 --> 00:36:45,953
گفتي يه چيزي داري
.که بهش علاقمند ميشم

634
00:36:45,953 --> 00:36:50,750
شکايت محرمانه که دوازدهم
نوامبر 2010 انجام دادم

635
00:36:50,750 --> 00:36:55,504
فرداي روزي که به سرباز وظيفه
.فرانکي گونزالز آزار رسوندین 

636
00:36:55,504 --> 00:36:57,840
.آخرين نسخه

637
00:36:57,840 --> 00:37:00,843
اين نابود بشه
.مشکلاتت حل ميشن

638
00:37:00,843 --> 00:37:03,137
چقدر ميخواي؟

639
00:37:03,137 --> 00:37:05,014
يه وجدان پاک چقدر مي‌ارزه؟

640
00:37:05,014 --> 00:37:06,849
.هيچي

641
00:37:06,849 --> 00:37:11,312
.زنيکه‌ي رواني غيرقابل‌کنترل شده

642
00:37:11,312 --> 00:37:14,023
.من که ميگم تو غيرقابل‌کنترل شده بودي

643
00:37:14,023 --> 00:37:16,817
.من دوستات ران و رابرت رو کشتم

644
00:37:19,153 --> 00:37:21,030
.ولي تروي و زنش رو نکشتم

645
00:37:21,030 --> 00:37:23,366
.اون حتماً کار تو بوده

646
00:37:28,663 --> 00:37:30,748
.اون احمق ميخواست اعتراف کنه

647
00:37:32,750 --> 00:37:35,753
.گمونم حالا ديگه بين من و توئه

648
00:37:37,713 --> 00:37:41,384
.بنظرم بايدم همينطور باشه

649
00:37:41,384 --> 00:37:43,177
.ذات ما اينجوريه

650
00:38:47,950 --> 00:38:50,161
!مک‌کيب، بيا عقب

651
00:38:56,292 --> 00:39:00,254
.بندازش
.برگرد

652
00:39:02,381 --> 00:39:05,468
.بشين رو زمين
.دستاتو جايي بذار که بتونم ببينمشون

653
00:39:05,468 --> 00:39:07,928
.دفاع از خود بود

654
00:39:07,928 --> 00:39:10,014
واقعاً؟
.ما که چيز ديگه ديديم

655
00:39:12,266 --> 00:39:15,603
شما نميتونين اونو واسه کاري که
با فرانکي کرد دستگير کنين

656
00:39:15,603 --> 00:39:17,980
ولي واسه کاري که با من کرد
.ميتونين گير بندازينش

657
00:39:31,869 --> 00:39:33,496
تروي اينو نوشت؟

658
00:39:33,496 --> 00:39:36,916
.ظاهراً اونم عذاب وجدان داشت

659
00:39:41,712 --> 00:39:44,048
.من فقط همينو ميخواستم

660
00:39:44,048 --> 00:39:46,384
بازپرس بخش احتمالاً ميخواد
.که شهادت بدي

661
00:39:49,553 --> 00:39:51,764
.ميتونم اينکارو بکنم

662
00:39:53,724 --> 00:39:56,811
سرهنگ چهار هفته پيش
.از بيمارستان بيرون اومد

663
00:39:56,811 --> 00:39:58,771
دکترا بهش گفتن
.سه ماه بيشتر زنده نميمونه

664
00:39:58,771 --> 00:40:03,317
.اين فرصتش واسه رستگاري بود

665
00:40:03,359 --> 00:40:06,237
.سرهنگ سرباز خوبي بود

666
00:40:06,237 --> 00:40:08,447
.تو هم همينطور
