﻿1
00:00:00,125 --> 00:00:02,335
‫بعدش وگ کرد و یه جور
‫حمله بهش دست داد

2
00:00:02,419 --> 00:00:04,587
‫- داری یه چیزایی حس میکنی
‫- نه

3
00:00:04,629 --> 00:00:06,840
‫باور دارن که اگه یه روح پاک
‫رو با خودت ببری

4
00:00:07,007 --> 00:00:10,885
‫میتونی در ازاش راهت
‫به زندگی جاودان پیدا کنی

5
00:00:10,969 --> 00:00:12,429
‫من این نمادها رو روی صورتش دیدم

6
00:00:12,512 --> 00:00:14,556
‫وقتی اونجا بودم...
‫و همینطور روی اون پارچه

7
00:00:14,639 --> 00:00:16,224
‫چیزی که تو میبینی رو من نمیبینم

8
00:00:18,226 --> 00:00:20,103
‫یه نفر مجبورم کرد بناپارت رو بکشم

9
00:00:21,938 --> 00:00:24,065
‫سخنران کمپین انتخاباتی رنارد بود

10
00:00:24,149 --> 00:00:26,943
‫اثرانگشت فرمانده رنارد
‫توی تمام اون خونه هست

11
00:00:26,985 --> 00:00:28,153
‫فرمانده فکر میکنه برکارد

12
00:00:28,194 --> 00:00:29,988
‫وقتی بیرون اومده اون
‫دو تا پلیس رو کشته

13
00:00:29,988 --> 00:00:32,240
‫همین الان یه دستور بازداشت با
‫اجازه شلیک به قصد کشت صادر کردیم

14
00:00:32,615 --> 00:00:34,492
‫من فراری‌ام. یه جایی برای مخفی شدن میخوام

15
00:00:35,076 --> 00:00:36,161
‫اونا از باد خبر دارن

16
00:00:36,202 --> 00:00:37,579
‫وانتش تحت تعقیبه

17
00:00:37,579 --> 00:00:38,705
‫جلوی مغازه وایساده

18
00:00:38,747 --> 00:00:41,082
‫اونا مراقبن. نیک، باید
‫همین الان از اونجا بزنی بیرون

19
00:00:41,082 --> 00:00:42,834
‫- در موقعیت قرار گرفتیم، قربان
‫- دخلشون رو بیارید

20
00:00:44,794 --> 00:00:49,215
‫"انسان آنی نیست که فکر میکند،
‫آن است که پنهانش میکند."

21
00:00:52,594 --> 00:00:54,888
‫تیم آلفا صحبت میکنه. در موقعیت هستیم

22
00:00:59,059 --> 00:01:00,685
‫

23
00:01:07,442 --> 00:01:09,569
‫- دارن میان
‫- حالا چیکار کنیم؟

24
00:01:16,451 --> 00:01:17,535
‫وانت خالیه

25
00:01:17,577 --> 00:01:18,995
‫دریافت شد

26
00:01:20,497 --> 00:01:22,540
‫- بیاین حسابشون رو برسیم
‫- روزالی حامله‌ست

27
00:01:22,582 --> 00:01:24,959
‫- داداش!
‫- شرمنده

28
00:01:25,043 --> 00:01:27,462
‫اوه اوه، حامله‌ای؟

29
00:01:27,545 --> 00:01:29,839
‫همین الان؟

30
00:01:29,923 --> 00:01:31,299
‫خدای من، عالیه!

31
00:01:31,382 --> 00:01:33,051
‫منظورم اینه که اگه...

32
00:01:33,093 --> 00:01:34,469
‫خبر خیلی خوبیه

33
00:01:34,552 --> 00:01:36,262
‫خیلی متأسفم که پای
‫شما هم به این ماجرا باز کردم

34
00:01:37,555 --> 00:01:39,349
‫همه برن اون پشت، همین الان

35
00:01:42,102 --> 00:01:43,394
‫میرم خودم رو تحویل بدم

36
00:01:43,436 --> 00:01:45,188
‫- نه نیک، نباید اینکارو بکنی
‫- نه

37
00:01:46,856 --> 00:01:48,566
‫در موقعیت هستیم. اجازه‌ی
‫ورود داریم؟

38
00:01:51,069 --> 00:01:52,904
‫آماده‌ی اقدام هستیم

39
00:01:52,987 --> 00:01:54,989
‫تکرار میکنم. آماده‌ی اقدام هستیم

40
00:01:55,073 --> 00:01:56,491
‫دریافت کردید؟

41
00:01:59,244 --> 00:02:00,578
‫شما دو تا بد جایی اومدید

42
00:02:00,662 --> 00:02:02,080
‫بهتون گفته بودم دخالت نکنین

43
00:02:02,163 --> 00:02:03,623
‫شان رنارد، تو بازداشت هستی...

44
00:02:03,706 --> 00:02:05,542
‫- نمیتونی من رو بازداشت کنی
‫- به جرم قتل "ریچل وود"

45
00:02:05,542 --> 00:02:07,043
‫سلاح و نشانت رو تسلیم کن

46
00:02:07,085 --> 00:02:08,294
‫خوابش رو ببینی

47
00:02:08,294 --> 00:02:09,629
‫شماها دارین چه غلطی میکنین؟

48
00:02:09,629 --> 00:02:11,089
‫تو این بازداشت دخالت نکن

49
00:02:11,172 --> 00:02:12,757
‫چه خبره اونجا؟

50
00:02:12,841 --> 00:02:14,342
‫از این قضیه دیگه قسر در نمیری

51
00:02:14,425 --> 00:02:16,636
‫- مأموریت رو شروع کنید
‫- دیگه حق دستور دادن نداری

52
00:02:16,678 --> 00:02:18,805
‫دیگه دستورات با تو نیست

53
00:02:18,847 --> 00:02:20,348
‫حق این رو داری که سکوت اختیار کنی

54
00:02:20,348 --> 00:02:22,100
‫- اینا رو دستگیر کنید!
‫- دخالت نکنید دوستان!

55
00:02:22,142 --> 00:02:23,476
‫ماجرا قتله

56
00:02:23,560 --> 00:02:25,228
‫نیک، تو خودت رو تسلیم نمیکنی

57
00:02:25,311 --> 00:02:26,771
‫پس چیکار کنیم؟

58
00:02:26,855 --> 00:02:29,149
‫اونا دارن میان؟

59
00:02:29,232 --> 00:02:31,734
‫نمیخوام کسی صدمه ببینه

60
00:02:31,818 --> 00:02:33,153
‫حالا هم از سر راهم برو کنار

61
00:02:38,533 --> 00:02:40,160
‫یه فراری تو اون ساختمونه

62
00:02:40,243 --> 00:02:41,661
‫حسابش رو برسید!

63
00:02:41,703 --> 00:02:43,788
‫حرفش رو گوش نکنین. دیگه
‫دستورات با این نیست

64
00:02:56,426 --> 00:02:57,802
‫حالا چی؟

65
00:02:59,554 --> 00:03:01,014
‫میتونین وارد بشین

66
00:03:04,893 --> 00:03:06,519
‫- کسی تکون نخوره
‫- دستا بالا. دستا بالا!

67
00:03:06,603 --> 00:03:08,563
‫من نیک برکارد هستم

68
00:03:08,605 --> 00:03:09,898
‫من همونیم که دنبالشین

69
00:03:15,153 --> 00:03:17,697
‫برکارد رو دستگیر کردیم

70
00:03:17,739 --> 00:03:19,157
‫دریافت شد

71
00:03:24,370 --> 00:03:25,663
‫برگرد

72
00:03:36,633 --> 00:03:38,509
‫این چه کوفتیه؟

73
00:04:05,536 --> 00:04:08,539
‫شاید نباید سعی
‫میکردن ازت بگیرنش

74
00:04:11,501 --> 00:04:13,670
‫فرمانده نیروی ویژه، وضعیتتون
‫رو شرح بدین

75
00:04:13,753 --> 00:04:14,963
‫چه آشفته‌بازاری

76
00:04:19,425 --> 00:04:22,512
‫بهتره به کاری که دارین
‫میکنین فکر کنین

77
00:04:22,595 --> 00:04:24,430
‫داریم کارمون رو انجام میدیم

78
00:04:24,472 --> 00:04:25,765
‫اینجوری به برکارد کمکی نمیشه

79
00:04:25,974 --> 00:04:27,850
‫پیشنهاد میکنم همین الان برم گردونی

80
00:04:27,934 --> 00:04:30,520
‫ما برت نمیگردونیم. تو بازداشتی

81
00:04:33,523 --> 00:04:35,775
‫برکارد دیگه کارش تمومه

82
00:04:35,817 --> 00:04:39,946
‫هر اتفاقی برای نیک بیفته
‫برای تو هم میفته

83
00:04:44,867 --> 00:04:46,536
‫چرا انقدر طول کشیده؟

84
00:04:46,619 --> 00:04:49,414
‫دیگه تا الان باید برکارد رو می‌آوردن بیرون

85
00:04:49,455 --> 00:04:52,375
‫چه وضعیتی دارین؟

86
00:04:52,458 --> 00:04:53,710
‫گزارش بدید

87
00:04:55,670 --> 00:04:57,130
‫یا خدا

88
00:04:57,171 --> 00:04:58,214
‫برکارد فرار کرد!

89
00:04:59,090 --> 00:05:00,633
‫داره میره جنوب به سمت "میلواکی"،
‫ما میریم دنبالش

90
00:05:00,633 --> 00:05:03,344
‫میلواکی رو مسدود کنید
‫منطقه رو محاصره کنید

91
00:05:32,832 --> 00:05:34,751
‫نمیتونیم خیلی دور بشیم. باید
‫از شرش خلاص بشیم

92
00:05:34,834 --> 00:05:36,419
‫و تو هم باید از دید خارج بشی

93
00:05:36,502 --> 00:05:38,296
‫نمیتونم پیش کسی که من رو
‫میشناسه بمونم

94
00:05:38,338 --> 00:05:40,506
‫تونل‌ها. رفیق،
‫امن‌ترین جا اونجاست

95
00:05:40,548 --> 00:05:42,133
‫تنها راهم برای رفتن تو تونل‌ها

96
00:05:42,133 --> 00:05:44,260
‫اتاق زیر شیروونیه، اونا هم
‫که زیر نظر دارنش

97
00:05:44,302 --> 00:05:45,636
‫- نه! ما یه راه فرار پیدا کردیم
‫- چی؟

98
00:05:45,720 --> 00:05:47,180
‫من و روزالی پیداش کردیم...
‫مثل یه دریچه‌ست

99
00:05:47,180 --> 00:05:48,431
‫پایین خط راه‌آهنه

100
00:05:48,473 --> 00:05:50,099
‫امکان نداره ببینیش، مگه
‫اینکه ازش خبر داشته باشی

101
00:05:50,183 --> 00:05:51,392
‫چطوری پیداش کنم؟

102
00:05:51,476 --> 00:05:53,186
‫دو تا بلوک از اتاق زیر شیروونی فاصله داره

103
00:05:53,227 --> 00:05:54,562
‫یه نقشه برات میکشم

104
00:05:54,562 --> 00:05:56,856
‫تو و روزالی باید برگردین به عطاری

105
00:05:56,856 --> 00:05:58,858
‫نباید در حال حاضر نزدیک من باشین

106
00:07:02,130 --> 00:07:03,881
‫واقعا فکر میکنی این کار به جایی میرسه؟

107
00:07:04,465 --> 00:07:05,967
‫ما کارمون رو جدی میگیریم، فرمانده

108
00:07:06,342 --> 00:07:08,052
‫بله، واقعاً فداکاری‌تون
‫رو تحسین میکنم، واقعاً میگم

109
00:07:08,136 --> 00:07:10,388
‫ولی فکر نمیکنین دارین اشتباه بزرگی مرتکب میشین؟

110
00:07:10,430 --> 00:07:12,390
‫تو به اتهام قتل ریچل وود دستگیر شدی

111
00:07:12,432 --> 00:07:14,183
‫اون شبی که به قتل رسید تو کجا بودی؟

112
00:07:14,225 --> 00:07:15,601
‫من که نمیدونم کی به قتل رسیده

113
00:07:15,685 --> 00:07:17,478
‫وقتی بهت گفتیم بنظر
‫غافلگیر نشدی

114
00:07:17,562 --> 00:07:19,856
‫- من ریچل وود رو نکشتم
‫- ولی میدونستی که مُرده

115
00:07:19,897 --> 00:07:21,232
‫در ضمن تو خونه‌ش هم بودی

116
00:07:21,232 --> 00:07:22,650
‫اثر انگشتت روی تمام اون خونه هست

117
00:07:22,650 --> 00:07:23,776
‫از جمله آشپزخونه

118
00:07:23,776 --> 00:07:24,735
‫حالا هم اگه فکر میکنین اینکه یقه من رو بگیرین

119
00:07:24,777 --> 00:07:27,071
‫کمکی به برکارد میکنه،
‫پس شاید بهتره

120
00:07:27,071 --> 00:07:28,739
‫به فکر یه شغل جدید تو
‫ادارات قانونی باشین

121
00:07:28,781 --> 00:07:30,867
‫ما میدونیم که رابطه‌ت با اون
‫بیشتر از یه رابطه کاری بود

122
00:07:31,451 --> 00:07:33,244
‫میتونیم تو صحنه جرم قرارت بدیم، قربان

123
00:07:33,494 --> 00:07:35,204
‫و بهت انگیزه بدیم

124
00:07:35,246 --> 00:07:37,331
‫بی‌صبرانه منتظرم ببینم چی
‫میتونه بهم انگیزه بده

125
00:07:37,415 --> 00:07:38,958
‫تو میخواستی شهردار بشی

126
00:07:39,125 --> 00:07:40,668
‫میخواستی یه خانواده شاد و خوشبخت تشکیل بدی

127
00:07:40,668 --> 00:07:42,378
‫اونوقت زنی که باهاش رابطه مخفیانه داشتی

128
00:07:42,420 --> 00:07:44,255
‫سعی میکنه ازت باج بگیره،

129
00:07:44,338 --> 00:07:46,257
‫آرزوهای سیاسیت رو به خطر میندازه

130
00:07:46,299 --> 00:07:47,884
‫پس تو هم میکشیش

131
00:07:47,925 --> 00:07:50,887
‫بنظر میرسه فهمیدنش برای یه هیئت
‫ژوری کاری نداشته باشه

132
00:07:50,970 --> 00:07:52,889
‫کارش هیچوقت به محاکمه کشیده نمیشه
‫و خودتم میدونی

133
00:07:52,972 --> 00:07:57,268
‫پس اگه تو نکشتیش، کی کشته؟

134
00:07:57,310 --> 00:07:59,645
‫تنها کسی که میتونسته اونجا باشه تویی

135
00:07:59,687 --> 00:08:01,105
‫ریچل مُرده

136
00:08:01,147 --> 00:08:02,482
‫تو تختش خفه شده

137
00:08:02,607 --> 00:08:04,233
‫و یه اتفاق تصادفی هم نبوده

138
00:08:04,275 --> 00:08:05,985
‫یه فرد عادی هم این کار از دستش برنمیاد

139
00:08:06,027 --> 00:08:08,946
‫فکر نمیکردم تو این سن کم
‫اینقدر بااستعداد باشه ولی...

140
00:08:08,988 --> 00:08:10,448
‫بگو دیشب کجا بودی

141
00:08:10,531 --> 00:08:12,283
‫پیش مشاور کمپینم بودم

142
00:08:12,325 --> 00:08:13,367
‫اسمش

143
00:08:13,367 --> 00:08:14,994
‫خوب به کاری که میکنین فکر کنین

144
00:08:14,994 --> 00:08:15,995
‫اسمش

145
00:08:17,663 --> 00:08:19,332
‫میخوای کار رو به محاکمه بکشونی؟

146
00:08:22,919 --> 00:08:24,545
‫اسمش

147
00:08:28,424 --> 00:08:31,052
‫- کانرد بناپارت
‫- چطوری میتونیم پیداش کنیم؟

148
00:08:35,890 --> 00:08:38,476
‫از کشور رفت

149
00:08:38,518 --> 00:08:42,313
‫برای تو هم بهونه‌ای نذاشت

150
00:08:42,355 --> 00:08:43,981
‫میخوام با وکیلم تماس بگیرم

151
00:09:01,082 --> 00:09:02,291
‫الو؟

152
00:09:02,375 --> 00:09:04,085
‫آیا میپذیرید تماسی از شان رنارد

153
00:09:04,168 --> 00:09:06,337
‫از محدوده زندان پورتلند به شما وصل شود؟

154
00:09:06,420 --> 00:09:08,798
‫- گمونم
‫- آدالیند

155
00:09:08,881 --> 00:09:10,424
‫چی شده؟

156
00:09:11,884 --> 00:09:13,970
‫به جرم قتل بازداشت شدم

157
00:09:14,053 --> 00:09:17,098
‫جدی؟ حالا کی رو کشتی؟

158
00:09:17,181 --> 00:09:18,641
‫من کسی رو نکشتم

159
00:09:18,724 --> 00:09:20,518
‫خب اونا فکر میکنن کی رو کشتی؟

160
00:09:21,936 --> 00:09:24,814
‫ریچل وود

161
00:09:24,855 --> 00:09:26,107
‫آره

162
00:09:26,190 --> 00:09:27,900
‫پس گوشِت رو بده به من

163
00:09:27,984 --> 00:09:29,777
‫باید یکی رو بذاری مراقب
‫بچه‌ها باشه

164
00:09:29,860 --> 00:09:31,028
‫و خودت سریع پاشی بیای اینجا

165
00:09:31,070 --> 00:09:32,780
‫چرا؟

166
00:09:32,863 --> 00:09:34,615
‫چون قراره من رو از اینجا ببری بیرون

167
00:10:01,225 --> 00:10:04,312
‫این درست نیست، فرمانده

168
00:10:04,395 --> 00:10:07,356
‫هر چیزی نیاز داری بهم خبر بده

169
00:10:11,193 --> 00:10:12,862
‫یه موبایل برام جور کن

170
00:10:18,868 --> 00:10:20,244
‫چقدر میتونیم اون تو نگهش داریم؟

171
00:10:20,286 --> 00:10:22,204
‫نمیدونم... واسه پرونده قتل
‫که نمیشه وثیقه گذاشت

172
00:10:22,246 --> 00:10:23,748
‫ولی کلی رابطه و پارتی داره

173
00:10:23,789 --> 00:10:26,250
‫- اگه بیاد بیرون چی میشه؟
‫- واسه ما که خوب نمیشه

174
00:10:26,292 --> 00:10:28,085
‫اگه بیاد دنبال من،
‫دارم بهت میگم

175
00:10:28,169 --> 00:10:29,712
‫یکیمون نمیتونه از قضیه فرار کنه

176
00:10:29,712 --> 00:10:31,380
‫- میفهممت
‫- خیلی‌خب، آره

177
00:10:31,380 --> 00:10:33,007
‫بهت زنگ میزنم

178
00:10:33,299 --> 00:10:35,301
‫هی، بالاخره میخواین بهم
‫بگین چه خبره؟

179
00:10:35,468 --> 00:10:38,095
‫- نیک کجاست؟
‫- نمیدونم. فرار کرد

180
00:10:38,137 --> 00:10:40,306
‫- چطوری فرار کرد؟
‫- من چمیدونم

181
00:10:40,389 --> 00:10:41,557
‫وقتی نیروهای ویژه رو پیدا کردیم

182
00:10:41,641 --> 00:10:43,100
‫بی‌هوش افتاده بودن رو زمین

183
00:10:43,142 --> 00:10:45,144
‫نیک غیبش زده بود، هیچکس
‫هم نمیدونست چه اتفاقی افتاده

184
00:10:45,186 --> 00:10:47,271
‫فرمانده نیروهای ویژه شیش مایل
‫اونورتر تو یه کامیون بیدار شده

185
00:10:47,313 --> 00:10:49,106
‫روحشم خبر نداره چجوری رفته اونجا

186
00:10:49,148 --> 00:10:50,441
‫اینا اصلاً با عقل جور درنمیان

187
00:10:50,483 --> 00:10:52,276
‫از جمله شما که فرمانده رو دستگیر کردین

188
00:10:52,318 --> 00:10:53,569
‫اون قضیه‌ش چی بود؟

189
00:10:53,653 --> 00:10:55,446
‫فقط داریم با مدارک پیش میریم

190
00:10:55,488 --> 00:10:57,823
‫خب، خوشحالم که من مجبور
‫نشدم بازداشتش کنم

191
00:10:57,865 --> 00:10:59,450
‫ولی اگه با برکارد صحبت کردین،

192
00:10:59,492 --> 00:11:01,285
‫بهش بگین خودش رو تحویل بده

193
00:11:01,369 --> 00:11:03,537
‫چون دفعه بعد،
‫اول شلیک میکنن

194
00:11:05,289 --> 00:11:06,791
‫- گریفین هستم
‫- هنک، منم

195
00:11:06,832 --> 00:11:07,958
‫ترابل، کجایی؟

196
00:11:07,958 --> 00:11:09,335
‫داریم از طریق راهی که مونرو پیدا کرده

197
00:11:09,335 --> 00:11:11,128
‫برمیگردیم به تونل‌ها

198
00:11:11,170 --> 00:11:12,797
‫باید تو هم بیای اینجا

199
00:11:12,838 --> 00:11:14,965
‫از اتاق زیر شیروونی برو، و
‫اگرم کسی زیر نظرت داره،

200
00:11:15,257 --> 00:11:16,926
‫فکر میکنه داری دنبال نیک میگردی

201
00:11:16,967 --> 00:11:18,135
‫خیلی‌خب. بذار رو بلندگو

202
00:11:18,135 --> 00:11:19,178
‫نیک باید این رو بشنوه

203
00:11:19,220 --> 00:11:21,305
‫- بله؟
‫- ما رنارد رو دستگیر کردیم

204
00:11:21,389 --> 00:11:22,848
‫بعداً برات تعریف میکنم

205
00:11:22,932 --> 00:11:24,975
‫حداقل یه مدت تو خیابون دیده نمیشه

206
00:11:26,394 --> 00:11:27,687
‫رنارد رو دستگیر کردن؟

207
00:11:27,770 --> 00:11:29,397
‫حتماً زیاد خوشحال نشده از این قضیه

208
00:11:29,438 --> 00:11:31,399
‫اون نشده، ولی من شدم

209
00:11:31,482 --> 00:11:33,192
‫مطمئنین کسی تعقیبمون نمیکنه دیگه؟

210
00:11:33,275 --> 00:11:35,569
‫نمیتونن تعقیبمون کنن.
‫نمیدونن ما کجاییم

211
00:11:35,653 --> 00:11:37,113
‫خب محل کارم رو که میشناسن

212
00:11:37,154 --> 00:11:39,198
‫طولی نمیکشه که بفهمن
‫کجا زندگی میکنم

213
00:11:39,198 --> 00:11:40,574
‫به زنم چی بگم؟

214
00:11:40,574 --> 00:11:43,119
‫هیچی، تا اینکه بفهمیم
‫اونا چی میدونن

215
00:11:43,202 --> 00:11:44,412
‫هی! هی، ممکنه اون باشه

216
00:11:44,495 --> 00:11:46,288
‫شبیه در یه کوره‌ی قدیمی میمونه

217
00:11:51,627 --> 00:11:53,629
‫- که کوره نداره
‫- باید همین باشه

218
00:12:03,389 --> 00:12:04,890
‫بالاخره که زنم دلش برام تنگ میشه

219
00:12:04,974 --> 00:12:06,851
‫و منم دلم براش تنگ میشه

220
00:12:06,851 --> 00:12:09,311
‫یعنی، بنظرت چقدر باید
‫این پایین زندگی کنیم؟

221
00:12:09,395 --> 00:12:10,688
‫نمیدونم، باد

222
00:12:10,688 --> 00:12:12,773
‫خب، شاید بهتره فکر کنه من مُرده‌ام

223
00:12:12,773 --> 00:12:14,275
‫چرا باید فکر کنه تو مُردی، باد؟

224
00:12:14,275 --> 00:12:15,484
‫خب، من مفقودم، مگه نه؟

225
00:12:15,484 --> 00:12:17,194
‫وای خدا، بنظرت الان تو خطرن؟

226
00:12:17,236 --> 00:12:19,447
‫ممکنه بخوان از طریق اونا من رو پیدا کنن
‫که بتونن بیان سراغ تو؟

227
00:12:19,488 --> 00:12:21,991
‫به یکی میگیم به زن و بچه‌ت خبر بده، باد

228
00:12:22,074 --> 00:12:23,409
‫ولی شاید دلشون بخواد

229
00:12:23,659 --> 00:12:25,244
‫یه مدت تو پورتلند نباشن

230
00:12:25,995 --> 00:12:27,538
‫وای خدای من، اگه اتفاقی برای
‫خانواده‌ام بیفته...

231
00:12:27,538 --> 00:12:28,914
‫باد به محض اینکه کارمون اینجا تموم بشه،

232
00:12:29,457 --> 00:12:30,833
‫مطمئن میشیم که حالشون خوبه

233
00:12:30,875 --> 00:12:33,461
‫باشه. باشه

234
00:12:33,502 --> 00:12:36,797
‫دلم برای روزالی میسوزه
‫که الان حامله شده

235
00:12:36,881 --> 00:12:40,092
‫اونم با این اتفاقاتی که داره میفته

236
00:12:40,634 --> 00:12:43,095
‫کِی اوضاع خوب بوده که الان باشه؟

237
00:12:47,099 --> 00:12:49,351
‫تو حالت چطوره؟

238
00:12:49,435 --> 00:12:52,313
‫متفاوت...

239
00:12:52,605 --> 00:12:55,900
‫و مثل قبل، انگار...

240
00:12:55,983 --> 00:12:57,568
‫انگار دو تا شخصیت دارم

241
00:12:57,610 --> 00:12:59,278
‫خیلی گیج‌کننده‌ست

242
00:13:00,571 --> 00:13:02,531
‫خیلی هم هست

243
00:13:02,615 --> 00:13:04,909
‫نیک، باید اون پارچه رو بدی به من

244
00:13:04,950 --> 00:13:07,828
‫میخوام ببرمش پیش روزالی

245
00:13:07,912 --> 00:13:11,582
‫چرا؟

246
00:13:11,624 --> 00:13:13,209
‫بعد از اتفاقاتی که برامون افتاد،

247
00:13:13,292 --> 00:13:15,419
‫باید بدونیم اون چیه و
‫از کجا اومده

248
00:13:15,461 --> 00:13:17,004
‫جوابش شاید تو اون پارچه باشه

249
00:13:21,550 --> 00:13:23,636
‫من گمون نکنم اینطور باشه

250
00:13:26,305 --> 00:13:28,140
‫باید بدونیم قدرتش رو از کجا میگیره

251
00:13:28,516 --> 00:13:30,476
‫قبل از اینکه یکیمون رو بکشه

252
00:13:43,614 --> 00:13:45,616
‫مراقب باش

253
00:13:45,658 --> 00:13:46,742
‫من کسی رو ندیدم

254
00:13:46,826 --> 00:13:48,619
‫- تو دیدی کسی دنبالمون باشه؟
‫- نه

255
00:13:48,661 --> 00:13:50,871
‫معنیش این نیست که دنبالمون نیستن

256
00:13:52,623 --> 00:13:55,000
‫وای پسر، کلی چسب لازمم میشه

257
00:13:57,545 --> 00:13:58,796
‫خب...

258
00:13:58,838 --> 00:14:00,798
‫الان باید مغازه رو باز کنیم،

259
00:14:00,840 --> 00:14:02,550
‫و وانمود کنیم هیچ مشکلی نیست؟

260
00:14:02,633 --> 00:14:04,426
‫یا بذاریم بسته بمونه و وانمود
‫کنیم بدگمانیم؟

261
00:14:04,468 --> 00:14:06,387
‫- خب مگه نیستیم؟
‫- نمیدونم

262
00:14:06,470 --> 00:14:07,721
‫دارم سخت تلاش میکنم نباشم

263
00:14:07,721 --> 00:14:10,099
‫نمیخوام بچه‌مون مضطرب به دنیا بیاد، خیلی مرسی

264
00:14:10,140 --> 00:14:12,309
‫نه، درست میگی، درست میگی، شرمنده‌ام

265
00:14:12,476 --> 00:14:13,644
‫باشه؟

266
00:14:13,686 --> 00:14:16,438
‫مغازه رو باز میکنیم

267
00:14:16,480 --> 00:14:18,774
‫انگار که اینم روز معمولی دیگه‌ست

268
00:14:25,739 --> 00:14:28,659
‫- عطاری "چای و ادویه"
‫- سلام، ادلیند هستم

269
00:14:28,742 --> 00:14:30,452
‫یه دقیقه وقت داری؟ میخوام یه لطفی بهم بکنی

270
00:14:30,536 --> 00:14:31,787
‫حتماً، چیه؟

271
00:14:31,829 --> 00:14:34,748
‫میتونم یه چند ساعتی
‫بچه‌ها رو بیارم تو مغازه؟

272
00:14:34,832 --> 00:14:36,584
‫یه کاری هست که باید انجام بدم

273
00:14:36,667 --> 00:14:39,295
‫و در مورد بچه‌هام به کس
‫دیگه‌ای اعتماد ندارم

274
00:14:39,378 --> 00:14:41,505
‫به جز نیک، ولی نمیدونم کجاست

275
00:14:41,547 --> 00:14:43,841
‫و خیلی هم میترسم
‫که باهاش تماس بگیرم

276
00:14:43,883 --> 00:14:45,509
‫- بله. بیارشون اینجا
‫- عالی شد

277
00:14:45,551 --> 00:14:46,927
‫خیلی ممنون. زود میرسیم اونجا

278
00:14:47,011 --> 00:14:48,679
‫- باشه
‫- "بیارشون اینجا"؟

279
00:14:48,762 --> 00:14:50,848
‫- کیا رو؟
‫- کلی و دایانا

280
00:14:50,931 --> 00:14:53,475
‫- ادلیند میخواد ما مراقبشون باشیم
‫- وایسا ببینم، دایانا؟

281
00:14:53,517 --> 00:14:55,769
‫منظورت اونیه که،
‫خودش رو تو اتاق نیک ظاهر کرد؟

282
00:14:55,769 --> 00:14:57,146
‫مطمئنی فکر خوبیه؟

283
00:14:57,187 --> 00:14:58,898
‫اگه بنظر ادلیند این
‫فکر خوبی نبود،

284
00:14:58,981 --> 00:15:01,317
‫نمی‌آوردشون اینجا. اونا بچه‌هاشن

285
00:15:01,358 --> 00:15:02,693
‫خیلی‌خب، قبول، هر چی تو بگی

286
00:15:02,735 --> 00:15:05,613
‫ولی مثلاً اگه دایانا یه دفعه
‫ناپدید بشه،

287
00:15:05,696 --> 00:15:07,531
‫ما مسئولش نیستیم

288
00:15:07,573 --> 00:15:08,991
‫حرف من اینه

289
00:15:52,826 --> 00:15:54,411
‫- الو؟
‫- منم

290
00:15:54,495 --> 00:15:56,038
‫یه مشکلی داریم

291
00:15:56,080 --> 00:15:58,082
‫- خب کجایی؟
‫- تو بازداشتگاه

292
00:15:58,165 --> 00:16:00,751
‫به اتهام قتل بازداشت شدم

293
00:16:00,834 --> 00:16:03,671
‫- چی؟
‫- مدرک هم دارن

294
00:16:03,754 --> 00:16:05,089
‫ثابت میکنه من تو صحنه جرم بودم

295
00:17:10,237 --> 00:17:12,322
‫نیک، باید جواب سوالامون رو بدونیم

296
00:17:15,534 --> 00:17:18,037
‫این فکر خوبی نیست

297
00:17:20,581 --> 00:17:23,876
‫اون همه راه تا آلمان رفتی
‫که این رو پیدا کنی

298
00:17:23,917 --> 00:17:25,878
‫الان چی جلوت رو میگیره؟

299
00:17:25,961 --> 00:17:27,546
‫درست نمیدونم

300
00:17:29,089 --> 00:17:31,383
‫نیک، باید بفهمیم داستان این چیه

301
00:17:36,930 --> 00:17:40,559
‫این رو دیدم، این و این

302
00:17:46,857 --> 00:17:48,442
‫نمیتونم چیزی که تو میبینی رو ببینم

303
00:17:48,525 --> 00:17:50,944
‫آره، منم نمیتونستم ببینم

304
00:17:51,028 --> 00:17:53,530
‫منم نمیدیدمشون تا اینکه به اون
‫جسده توی عطاری دست زدم

305
00:17:53,530 --> 00:17:54,656
‫حال داد

306
00:17:54,656 --> 00:17:56,033
‫فکر نمیکردم بتونه برگرده

307
00:17:56,116 --> 00:17:57,576
‫یه مُرده بهت دست زده

308
00:17:57,659 --> 00:18:00,037
‫چطور ممکنه، اگه اون مُرده؟

309
00:18:00,120 --> 00:18:01,330
‫چنگ مرگ

310
00:18:01,413 --> 00:18:03,040
‫روزالی که اینجوری صداش میزد

311
00:18:03,123 --> 00:18:04,458
‫"چنگ مرگ" خوب بنظر نمیرسه

312
00:18:04,500 --> 00:18:05,709
‫چطور ازش اومدی بیرون؟

313
00:18:05,793 --> 00:18:08,128
‫روزالی دست آقای جسد رو قطع کرد

314
00:18:08,170 --> 00:18:10,923
‫خب، آره، فکر کنم همون کفایت میکرده

315
00:18:11,006 --> 00:18:13,926
‫حالا که اون دستته خیلی مراقب خودت باش

316
00:18:14,009 --> 00:18:16,136
‫هستم

317
00:18:16,178 --> 00:18:18,180
‫تو هم باید مراقب باشی

318
00:18:18,263 --> 00:18:19,598
‫بنظرم نباید اون چوب‌دستی

319
00:18:19,681 --> 00:18:21,558
‫رو همیشه پیش خودت نگه داری

320
00:18:25,562 --> 00:18:27,231
‫دلیل زنده بودنم همینه

321
00:18:27,314 --> 00:18:30,484
‫آره. قدرتمنده

322
00:18:30,567 --> 00:18:32,611
‫ولی تو نمیدونی قدرتش از کجا میاد

323
00:18:32,694 --> 00:18:34,571
‫- فکر نکنم مهم باشه
‫- هست

324
00:18:34,571 --> 00:18:35,948
‫ببین چی شد وقتی اونا

325
00:18:35,989 --> 00:18:37,908
‫سعی کردن چوب‌دستی رو ازت بگیرن

326
00:18:37,991 --> 00:18:39,993
‫تدافعی برخورد کرد،
‫انگار که به تو متصله

327
00:18:40,077 --> 00:18:41,870
‫با کاری که با مونرو یا من

328
00:18:41,954 --> 00:18:43,580
‫یا تو کرد وقتی گلوله خورده بودی فرق داره

329
00:18:43,664 --> 00:18:45,082
‫نیک، شاید حق با اونه

330
00:18:45,165 --> 00:18:48,001
‫- میدونی، شاید...
‫- ببین

331
00:18:48,043 --> 00:18:51,213
‫اگه این چوب‌دستی نبود
‫منم اینجا نبودم

332
00:18:52,631 --> 00:18:55,676
‫پس بنظرم این منم که باید

333
00:18:55,717 --> 00:18:58,595
‫تصمیم بگیرم کِی ازش استفاده نکنم

334
00:19:00,139 --> 00:19:02,057
‫خب، این پایین خطری تهدیدت نمیکنه

335
00:19:02,141 --> 00:19:05,310
‫برای همین نمیدونم چرا برات سخته
‫که یه مدت بذاریش کنار...

336
00:19:05,394 --> 00:19:07,229
‫اگه بتونی

337
00:19:22,286 --> 00:19:24,079
‫راضی شدی؟

338
00:19:26,039 --> 00:19:27,875
‫دیگه باید بریم

339
00:19:34,423 --> 00:19:36,091
‫تو گلوله خورده بودی؟

340
00:19:40,179 --> 00:19:41,889
‫نباید بازی‌ای چیزی داشته باشیم؟

341
00:19:41,930 --> 00:19:43,015
‫میدونی چیه؟

342
00:19:43,098 --> 00:19:44,474
‫میرم بیرون چند تا اسباب‌بازی بخرم

343
00:19:44,558 --> 00:19:46,310
‫- همینجوری خوبه
‫- تو که نمیدونی

344
00:19:46,393 --> 00:19:48,228
‫دایانا بچه‌ی یه هگزن‌بیست کامل

345
00:19:48,270 --> 00:19:49,897
‫و یه نیمه زابربیست‌ ـه

346
00:19:49,938 --> 00:19:52,232
‫و کلی بچه‌ی همون هگزن‌بیست
‫و یه گریمه

347
00:19:52,316 --> 00:19:54,234
‫شرمنده، ولی استخر ژنی

348
00:19:54,318 --> 00:19:56,320
‫عجیب غریبی برای شیرجه زدنه

349
00:19:56,403 --> 00:19:58,197
‫اوه، سلام. سلام

350
00:19:58,280 --> 00:19:59,615
‫سلام

351
00:19:59,698 --> 00:20:01,241
‫خیلی ممنون که کمکمون میکنی

352
00:20:01,283 --> 00:20:03,368
‫- وظیفه‌ست
‫- سلام دایانا

353
00:20:03,452 --> 00:20:05,204
‫خوشحالم بالاخره فوصت شد
‫هم رو ببینیم

354
00:20:05,287 --> 00:20:06,580
‫من روزالی‌ام، اینم مونرو ـه

355
00:20:06,622 --> 00:20:08,081
‫- سلام
‫- میدونم

356
00:20:08,123 --> 00:20:09,875
‫جفتتون رو با بابای کلی دیدم

357
00:20:09,958 --> 00:20:12,252
‫درسته، کاری که کردی خیلی تحسین‌برانگیز بود

358
00:20:12,336 --> 00:20:14,838
‫همینجوری یهویی غیب شدی

359
00:20:14,922 --> 00:20:18,091
‫چرا؟

360
00:20:18,133 --> 00:20:20,219
‫عه، چون بیشتر مردم

361
00:20:20,302 --> 00:20:22,346
‫نمیتونن از اینجور کارا بکنن

362
00:20:26,850 --> 00:20:28,268
‫این چیزا چی‌ان؟

363
00:20:28,310 --> 00:20:30,145
‫فقط یه مقدار گیاه دارویی و ادویه‌ان

364
00:20:30,604 --> 00:20:31,647
‫کلی هنوز خوابیده

365
00:20:32,314 --> 00:20:33,899
‫اشکال نداره بذارمش اتاق پشتی؟

366
00:20:33,982 --> 00:20:36,109
‫حتماً. بریم یه جای گرم و نرم پیدا کنیم

367
00:20:36,151 --> 00:20:38,403
‫خب... باشه

368
00:20:38,487 --> 00:20:41,323
‫

369
00:20:41,406 --> 00:20:43,158
‫میخوای چند تا از این گیاه
‫و ادویه‌ها رو ببینی

370
00:20:43,242 --> 00:20:45,202
‫- اوهوم
‫- هی، دارچین دوست داری؟

371
00:20:45,285 --> 00:20:47,037
‫چند تا چوب دارچین اینجا داریم

372
00:20:47,037 --> 00:20:48,288
‫میدونی دارچین از کجا بدست میاد؟

373
00:20:48,330 --> 00:20:50,207
‫- تو میدونی؟
‫- راستش آره

374
00:20:50,290 --> 00:20:52,042
‫از پوسته‌ی درونی چندین

375
00:20:52,125 --> 00:20:54,086
‫درخت از جنس دارچین بدست میاد

376
00:20:54,169 --> 00:20:57,047
‫این پوسته دارای روغن‌های
‫خاصیه که موجب...

377
00:21:10,352 --> 00:21:13,021
‫بابت این کارت خیلی ممنونم

378
00:21:13,105 --> 00:21:15,190
‫حتی تصورشم نمیتونم بکنم
‫داری چی میکشی

379
00:21:15,274 --> 00:21:17,317
‫با توجه به اتفاقاتی که داره میفته

380
00:21:17,359 --> 00:21:20,279
‫- شان دستگیر شده
‫- چی؟

381
00:21:20,362 --> 00:21:23,782
‫آره. به اتهام قتل

382
00:21:23,865 --> 00:21:25,242
‫غافلگیر شدم

383
00:21:25,325 --> 00:21:26,535
‫نه بخاطر اینکه کسی رو کُشته

384
00:21:26,618 --> 00:21:27,911
‫بخاطر اینکه دستگیر شده

385
00:21:27,995 --> 00:21:29,329
‫بخاطر بناپارت؟

386
00:21:29,371 --> 00:21:33,083
‫- نه، ریچل وود
‫- نامزد خودش رو کشته؟

387
00:21:33,166 --> 00:21:37,254
‫پیچیده‌ست، ولی میخواد از اونجا بیارمش بیرون

388
00:21:37,337 --> 00:21:39,006
‫چطوری؟

389
00:21:39,047 --> 00:21:42,926
‫نمیدونم، ولی به محض
‫اینکه بتونم برمیگردم

390
00:21:43,010 --> 00:21:44,261
‫

391
00:21:45,178 --> 00:21:46,888
‫باشه

392
00:21:48,140 --> 00:21:50,934
‫خیلی خوش‌شانسی که نیک باباته

393
00:21:57,816 --> 00:21:59,985
‫- تو خوبی؟
‫- چی؟

394
00:22:00,068 --> 00:22:03,071
‫انگار یه‌کم بی‌قراری
‫بنظر میاد یه جورایی،
‫میدونی، بی‌قراری

395
00:22:03,113 --> 00:22:05,741
‫نمیگم که نباید با این اوضاع بی‌قرار باشی
‫نه اینکه با این اتفاقات نباید بی‌قرار باشی‌ها

396
00:22:05,782 --> 00:22:08,160
‫منم بدجور بی‌قرارم

397
00:22:08,327 --> 00:22:10,287
‫- اشتباه می‌کردن
‫- کی؟

398
00:22:10,287 --> 00:22:11,830
‫نیک نیک نیک، داری چیکار می‌کنی؟

399
00:22:11,830 --> 00:22:12,873
‫داری چیکار می‌کنی؟

400
00:22:12,914 --> 00:22:14,833
‫- اون باید پیش من باشه
‫- نیک نیک نیک

401
00:22:14,833 --> 00:22:16,626
‫فکر نکنم ایده‌ی خوبی باشه

402
00:22:16,626 --> 00:22:18,086
‫و بقیه هم فکر کنم باهام هم نظر باشن

403
00:22:22,674 --> 00:22:23,842
‫ببین نیک

404
00:22:23,884 --> 00:22:24,926
‫راستش به نظرم

405
00:22:25,010 --> 00:22:27,763
‫چیزی که خیلی خوب باشه...

406
00:22:27,846 --> 00:22:29,097
‫خوب نیست

407
00:22:35,103 --> 00:22:36,605
‫آره، آره

408
00:22:36,646 --> 00:22:39,024
‫به نظرم کار درست رو کردی

409
00:22:39,107 --> 00:22:43,028
‫- باید راه بیوفتیم
‫- آره، آره

410
00:22:48,784 --> 00:22:51,536
‫امیدوارم بچه‌ی من به اندازه تو بامزه باشه

411
00:22:51,578 --> 00:22:53,538
‫آره

412
00:22:53,580 --> 00:22:55,040
‫من...

413
00:22:55,082 --> 00:22:57,876
‫میشه یه کمکی به دایانا بکنی؟

414
00:22:57,918 --> 00:22:59,544
‫چی شده؟

415
00:22:59,586 --> 00:23:01,088
‫فکر کنم...

416
00:23:01,171 --> 00:23:03,090
‫فکر کنم باید خودت ببینی

417
00:23:03,173 --> 00:23:04,925
‫باشه

418
00:23:10,889 --> 00:23:12,057
‫

419
00:23:26,738 --> 00:23:28,907
‫خوشت میاد؟

420
00:23:28,949 --> 00:23:30,659
‫آره

421
00:23:30,742 --> 00:23:33,829
‫خیلی خوشگله

422
00:23:33,912 --> 00:23:36,039
‫ولی...

423
00:23:36,123 --> 00:23:38,750
‫باید مواظب این چیزا باشی

424
00:23:38,792 --> 00:23:39,918
‫ممکنه همه‌شون بیوفتن بشکنن

425
00:23:39,960 --> 00:23:41,336
‫میدونم. ببین

426
00:23:42,796 --> 00:23:44,631
‫می‌خوای یکی دیگه ببینی؟

427
00:23:44,714 --> 00:23:48,385
‫نه، نه، همونم خیلی بود.
‫عالی بود

428
00:23:48,427 --> 00:23:51,721
‫الان باید همه‌ش رو سر جاش بذاری

429
00:23:51,805 --> 00:23:53,306
‫اگه بخوای می‌تونم کمک کنم

430
00:23:53,390 --> 00:23:56,143
‫- نه، خودم می‌تونم
‫- مطمئنی؟

431
00:24:06,778 --> 00:24:08,613
‫الان چیکار کنیم؟

432
00:24:12,993 --> 00:24:14,327
‫ادلیند اینجاست؟

433
00:24:14,411 --> 00:24:16,872
‫نه، یه نفرو برای مواظبت از بچه‌ها لازم داشت

434
00:24:16,955 --> 00:24:18,248
‫تو رو می‌شناسم

435
00:24:18,331 --> 00:24:19,958
‫تو یکی از دوستای بابای کلی هستی

436
00:24:20,000 --> 00:24:23,712
‫آره درسته

437
00:24:23,795 --> 00:24:25,422
‫منم تو رو می‌شناسم

438
00:24:25,505 --> 00:24:27,007
‫تو دایانا هستی

439
00:24:27,090 --> 00:24:29,968
‫تو رو هم می‌شناسم

440
00:24:30,010 --> 00:24:31,720
‫الان فرق کردی

441
00:24:31,803 --> 00:24:33,680
‫بله

442
00:24:33,763 --> 00:24:34,931
‫همه چی روبراهه؟

443
00:24:35,015 --> 00:24:37,017
‫باید درمورد این اطلاعات بیشتری گیر بیاریم

444
00:24:37,100 --> 00:24:39,853
‫باشه، بریم تو کارش

445
00:24:41,813 --> 00:24:44,691
‫تو...

446
00:24:44,774 --> 00:24:46,985
‫این بالا تنهام می‌ذاری؟

447
00:24:47,027 --> 00:24:48,820
‫تنهای تنها؟

448
00:24:48,862 --> 00:24:49,905
‫تنها نیستی

449
00:24:49,988 --> 00:24:51,823
‫منم اینجام

450
00:24:51,865 --> 00:24:53,950
‫حالا می‌خوای چیکار کنم؟

451
00:24:59,414 --> 00:25:01,958
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم اینو ببینم

452
00:25:02,042 --> 00:25:03,627
‫خب، حالا که می‌تونی از دیدنش لذت ببر

453
00:25:03,710 --> 00:25:06,338
‫- ازم چی می‌خوای؟
‫- یه کمک کوچیک

454
00:25:06,379 --> 00:25:08,048
‫اونوقت چه جور کمکی باشه؟

455
00:25:08,131 --> 00:25:09,883
‫خب راستش برای شبی که ریچل به قتل رسید

456
00:25:09,966 --> 00:25:11,384
‫عذر و بهانه‌ی غیبتی در صحنه‌ی جرم ندارم

457
00:25:11,468 --> 00:25:13,470
‫- کجا بودی؟
‫- داشتم بناپارت رو می‌کشتم

458
00:25:13,553 --> 00:25:15,013
‫خب، ناجور شد

459
00:25:15,055 --> 00:25:16,723
‫ولی هردومون می‌دونیم که من ریچل رو نکشتم

460
00:25:16,806 --> 00:25:17,933
‫می‌خوای چیکار کنم؟

461
00:25:17,974 --> 00:25:19,935
‫دخترمون رو تحویل بدم تا
‫تو بتونی از اینجا آزاد بشی؟

462
00:25:19,935 --> 00:25:21,394
‫نه، تو منو از اینجا در میاری

463
00:25:21,394 --> 00:25:22,479
‫چطوری؟

464
00:25:22,479 --> 00:25:23,772
‫تو می‌تونی بهونه‌ی غیبتم باشی

465
00:25:23,855 --> 00:25:26,733
‫کل شب رو باهم بودیم.
‫هیچوقت خونه رو ترک نکردم

466
00:25:26,816 --> 00:25:28,443
‫ازم انتظار داری بهونه‌ات واسه

467
00:25:28,527 --> 00:25:29,819
‫قتلی باشم که مرتکب نباشی

468
00:25:29,903 --> 00:25:31,947
‫چون درواقع کسی رو می‌کشتی که

469
00:25:32,030 --> 00:25:33,281
‫بهونه‌ی غیبتت بود؟

470
00:25:34,324 --> 00:25:36,826
‫اساساً آره

471
00:25:36,910 --> 00:25:38,286
‫نباید سخت باشه

472
00:25:38,328 --> 00:25:39,788
‫مگه اینکه گواهی دروغ بدم

473
00:25:39,829 --> 00:25:41,414
‫و آخرش سر از زندون در بیارم

474
00:25:41,498 --> 00:25:43,833
‫ببین چی میگم، من دوتا بچه دارم
‫که باید مراقبشون باشم

475
00:25:43,917 --> 00:25:46,002
‫نمی‌خوام به خاطر قتلی که مرتکب نشدم
‫برم زندون

476
00:25:46,086 --> 00:25:47,087
‫چرا نه؟

477
00:25:47,295 --> 00:25:49,214
‫به خاطر قتلی که مرتکب شدی هم که نمیری زندون

478
00:25:49,256 --> 00:25:50,382
‫تو بهم مدیونی

479
00:25:50,382 --> 00:25:52,717
‫من به بچه‌هام مدیونم و اگه قرار باشه

480
00:25:52,759 --> 00:25:55,345
‫انتخاب کنم که بین من و تو کی بره زندون

481
00:25:55,387 --> 00:25:57,681
‫جلوی هیئت منصفه موفق باشی

482
00:26:28,503 --> 00:26:29,588
‫هی

483
00:26:29,671 --> 00:26:31,673
‫خدا رو شکر که شماهایین

484
00:26:31,840 --> 00:26:33,717
‫هیچوقت معلوم نیست این پایین
‫چیا میشه دید

485
00:26:33,800 --> 00:26:35,427
‫- حالت خوبه؟
‫- آره

486
00:26:35,510 --> 00:26:37,012
‫به لطف کاری که کردی

487
00:26:37,095 --> 00:26:38,388
‫سعی کردیم جلوی رینارد رو بگیریم

488
00:26:38,430 --> 00:26:40,056
‫چطوری از اونجا خارج شدین؟

489
00:26:40,140 --> 00:26:41,975
‫باورنکردنی بود.
‫همون چوبه رو میگم

490
00:26:42,058 --> 00:26:44,102
حرف از نرم حرف زدن و
نگهداری یه چوب بزرگ شد

491
00:26:44,102 --> 00:26:45,687
‫سعی کردن از اون بگیرن

492
00:26:45,729 --> 00:26:47,981
‫انگار که یه رعد و برق بهشون خورد

493
00:26:48,064 --> 00:26:50,275
‫- جدی؟
‫- یه همچین چیزی بود

494
00:26:50,317 --> 00:26:51,610
‫چه اتهامی به رینارد زدین؟

495
00:26:51,693 --> 00:26:52,777
‫قتل ریچل وود

496
00:26:52,819 --> 00:26:54,112
‫جسد خفه‌اش روی تختش که

497
00:26:54,195 --> 00:26:55,739
‫دور یه ملافه پیچیده شده بود پیدا شد

498
00:26:55,822 --> 00:26:57,616
‫اثر انگشت رینارد کل خونه‌اش بود

499
00:26:57,699 --> 00:26:59,451
‫- خب کار خودش بود؟
‫- خودش میگه که نه

500
00:26:59,534 --> 00:27:01,328
‫ولی مدارک کافی واسه تحویل پرونده به
‫هیئت منصفه داریم

501
00:27:01,328 --> 00:27:03,496
‫فکر کنم مدارک کافی واسه
‫زندونی کردن این عوضی داریم

502
00:27:03,538 --> 00:27:04,748
‫ولی من هنوزم فراریم

503
00:27:04,789 --> 00:27:06,916
‫حداقل واسه یه مدت دست از سرت برمیداره

504
00:27:07,000 --> 00:27:08,043
‫کافی نیست

505
00:27:08,501 --> 00:27:10,462
‫باید اتهامات منو حذف کنیم

506
00:27:10,462 --> 00:27:12,547
‫فکر خوبیه ولی می‌خوای چطوری این کارو بکنی؟

507
00:27:12,589 --> 00:27:14,633
‫اون یارو یه عوضی تمام عیاره

508
00:27:14,716 --> 00:27:17,969
‫نمی‌ذاریم زندونی بشه.
‫آزادش می‌کنیم

509
00:27:18,053 --> 00:27:19,554
‫منظورت چیه؟

510
00:27:19,638 --> 00:27:21,640
‫رینارد هم اندازه من نمی‌خواد بره زندون

511
00:27:21,723 --> 00:27:22,974
‫برای همین باید مذاکره کنیم

512
00:27:23,058 --> 00:27:24,476
‫فکر می‌کنی می‌تونی بهش اعتماد کنی، نیک؟

513
00:27:24,559 --> 00:27:26,645
‫نه ولی به عطشش برای نابودی من مطمئنم

514
00:27:26,728 --> 00:27:29,064
‫کمکی از دستم برمیاد؟

515
00:27:29,147 --> 00:27:30,690
‫خب تو به قدر کافی کمک کردی

516
00:27:30,774 --> 00:27:33,485
‫چرا برنمی‌گردی بری خونه؟

517
00:27:33,526 --> 00:27:35,195
‫باشه، باشه ولی اگه بهم نیاز داشتی

518
00:27:35,278 --> 00:27:37,238
‫حاضرم حتی اگه لازم باشه تاآخر عمرم

519
00:27:37,322 --> 00:27:38,948
‫این پایین توی تونل بمونم

520
00:27:38,990 --> 00:27:42,744
‫- زنت چی میشه؟
‫- راست میگی

521
00:27:42,827 --> 00:27:44,371
‫آره، شاید حاضر نباشه

522
00:27:44,454 --> 00:27:45,664
‫این پایین زندگی کنه

523
00:27:45,747 --> 00:27:47,207
‫ولی مطمئناً بچه‌ها دوست دارن

524
00:27:50,043 --> 00:27:52,128
‫توجه، ابلاغیه‌ی جستجوی کاراگاه برکهارت هنوز درجریانه

525
00:27:52,212 --> 00:27:53,922
‫احتمالاً مسلح و خطرناکه

526
00:27:53,922 --> 00:27:55,465
‫- الو؟
‫- سلام منم

527
00:27:56,299 --> 00:27:58,218
‫سلام، کجایی؟ وایسا، نگو

528
00:27:58,301 --> 00:27:59,928
‫کمکت رو لازم دارم

529
00:28:00,804 --> 00:28:01,888
‫کجایی؟

530
00:28:01,888 --> 00:28:03,390
‫راستش توی حوزه هستم

531
00:28:03,390 --> 00:28:06,393
‫- می‌تونی حرف بزنی؟
‫- فکر کنم

532
00:28:07,060 --> 00:28:09,896
‫باید با کسی معامله کنم که بهش اعتماد ندارم

533
00:28:09,979 --> 00:28:11,564
‫یه گره اعتماد نیاز داری

534
00:28:11,606 --> 00:28:12,774
‫منظورم اعتماد نکردن نیست

535
00:28:12,816 --> 00:28:15,068
‫اعتماد نکردن و گره اعتماد فرق می‌کنن

536
00:28:15,151 --> 00:28:17,737
‫- یعنی چطوری؟
‫- راستش خیلی ساده‌ست

537
00:28:17,779 --> 00:28:19,698
‫هر کسی که گره اعتماد می‌بنده

538
00:28:19,864 --> 00:28:21,783
‫باید به قولش عمل کنه
‫اگه عمل نکنه خفه میشه و می‌میره

539
00:28:21,825 --> 00:28:23,785
‫مثل گرهِ داری که دور گردنش حلقه شده باشه

540
00:28:23,868 --> 00:28:25,120
‫می‌تونم برات انجامش بدم

541
00:28:25,203 --> 00:28:26,454
‫میشه الان انجامش بدی؟

542
00:28:26,538 --> 00:28:29,249
‫آره

543
00:28:29,290 --> 00:28:30,917
‫بذار به چند تا کارام برسم

544
00:28:31,000 --> 00:28:32,627
‫بعدش کجا بیام دیدنت؟

545
00:28:34,838 --> 00:28:37,966
‫جایی که برای اولین بار بهم گفتی عاشقمی

546
00:28:38,007 --> 00:28:40,218
‫باشه

547
00:28:45,432 --> 00:28:47,684
‫دیگه چی شده؟

548
00:28:47,767 --> 00:28:49,310
‫یه نفر فکر می‌کنه تو به اینجا تعلق نداری

549
00:28:49,394 --> 00:28:50,437
‫بیا بریم

550
00:28:52,397 --> 00:28:54,232
‫کجا؟

551
00:28:54,274 --> 00:28:56,776
‫بریم دنبال برکهارت بگردیم.
‫اون دنبالت می‌گرده

552
00:28:59,612 --> 00:29:01,197
‫فکر کنم واسه انتقال یه زندانی

553
00:29:01,197 --> 00:29:02,365
‫لازم باشه کلی کاغذبازی انجام بدی

554
00:29:02,407 --> 00:29:04,033
‫- شایدم نه
‫- نگران نباش

555
00:29:04,117 --> 00:29:05,201
‫نمی‌خوایم بکشیمت

556
00:29:06,161 --> 00:29:07,996
‫برگرد

557
00:29:12,292 --> 00:29:13,752
‫نگهبان؟

558
00:29:32,729 --> 00:29:34,647
‫چقدر آشنا

559
00:29:34,731 --> 00:29:35,982
‫خوشحالم که رسیدی

560
00:29:36,065 --> 00:29:38,860
‫خب، نمی‌تونم دعوت کسی رو رد کنم

561
00:29:38,943 --> 00:29:40,904
‫محض اطلاعت اگه گم بشم یا بمیرم

562
00:29:40,987 --> 00:29:42,197
‫تو مظنون شماره یکی

563
00:29:42,280 --> 00:29:44,032
‫مرده‌ات به دردم نمی‌خوره

564
00:29:44,115 --> 00:29:45,825
‫سعی کردم متقاعدش کنم این کارو نکنه ولی...

565
00:29:45,909 --> 00:29:47,994
‫ما مدارک کافی برای متقاعد کردن هیئت منصفه

566
00:29:48,077 --> 00:29:49,996
‫واسه دادگاهی کردنت به جرم قتل ریچل داریم

567
00:29:50,079 --> 00:29:51,456
‫من ریچل وود رو نکشتم

568
00:29:51,498 --> 00:29:53,208
‫اثرانگشتت توی صحنه جرم بود

569
00:29:53,291 --> 00:29:55,043
‫و برای اون شب هیچ بهونه‌ی غیبتی نداری

570
00:29:55,126 --> 00:29:57,587
‫یکی داره

571
00:29:57,629 --> 00:29:59,005
‫من

572
00:29:59,088 --> 00:30:02,133
‫من می‌دونم کجا بود و چیکار می‌کرد

573
00:30:06,012 --> 00:30:08,932
‫ولی اگه من شهادت بدم که اونموقع
‫داشتی بناپارات رو می‌کشتی

574
00:30:09,015 --> 00:30:11,810
‫ممکنه جون هردومون بیشتر به خطر بیوفته

575
00:30:11,893 --> 00:30:14,896
‫- ولی برای این تو رو نیاوردیم اینجا
‫- آوردیمت که کمکت کنم

576
00:30:14,979 --> 00:30:17,774
‫به نظرتون چطوری کمک می‌کنید؟

577
00:30:17,857 --> 00:30:20,109
‫همه‌ی اتهامات علیه من رو حذف می‌کنی

578
00:30:20,151 --> 00:30:22,612
‫و دوباره مقامش در اداره رو بهش میدیم

579
00:30:22,695 --> 00:30:23,988
‫و یه بهونه‌ی غیبت بهت برای

580
00:30:24,072 --> 00:30:26,032
‫اون شبی که ریچل کشته شده میدیم

581
00:30:26,115 --> 00:30:30,036
‫- بهونه‌ای در نظر دارین؟
‫- ادلیند

582
00:30:30,078 --> 00:30:31,871
‫یه‌کم برای این کار دیره.
‫امتحان کردم

583
00:30:31,955 --> 00:30:33,039
‫رد کرد

584
00:30:33,122 --> 00:30:34,999
‫حرف منو رد نکرد

585
00:30:37,961 --> 00:30:40,588
‫پس باید شهادت بده

586
00:30:40,672 --> 00:30:42,757
‫شهادت میده

587
00:30:42,841 --> 00:30:45,426
‫حتی اگه شهادت نده باورم نمیشه
‫که بخواد همچین کاری کنه

588
00:30:45,426 --> 00:30:47,095
‫تا وقتی که اتهامات من حذف نشن

589
00:30:47,136 --> 00:30:49,013
‫اتهاماتت رو حذف نمی‌کنم

590
00:30:49,097 --> 00:30:50,849
‫و ادلیند هم شهادت نمیده

591
00:30:50,932 --> 00:30:52,559
‫تااینکه تضمین کنیم که

592
00:30:52,642 --> 00:30:54,936
‫تو اتهامات منو حذف می‌کنی

593
00:30:55,019 --> 00:30:58,982
‫پس چطوری با این بی‌اعتمادی دوطرفه‌مون کنار بیایم؟

594
00:30:59,065 --> 00:31:02,151
‫با یه گره اعتماد

595
00:31:02,235 --> 00:31:03,820
‫همه جا هستی، نه؟

596
00:31:03,862 --> 00:31:05,029
‫دستبندش رو باز کنین

597
00:31:05,113 --> 00:31:08,783
‫دستاش لازم میشه

598
00:31:08,867 --> 00:31:10,743
‫طرز کارش رو بلدی؟

599
00:31:10,827 --> 00:31:12,078
‫یه جورایی

600
00:31:20,086 --> 00:31:21,880
‫بگیرش

601
00:31:25,049 --> 00:31:27,093
‫این یه عهد خونیه

602
00:31:27,176 --> 00:31:30,221
‫هر کس که عهدش رو بشکنه می‌میره

603
00:31:30,263 --> 00:31:33,641
‫تو نیک برکهارت باید قبول کنی که

604
00:31:33,725 --> 00:31:35,894
‫من از طرف شان رینارد
‫برای هیئت منصفه شهادت بدم

605
00:31:35,977 --> 00:31:39,856
‫و تو شان رینارد باید قبول کنی که
‫وقتی من شهادتم رو دادم

606
00:31:39,898 --> 00:31:42,066
‫اتهامات نیک برکهارت رو حذف کنی

607
00:31:42,150 --> 00:31:44,068
‫و مقامش رو بهش برگردونی

608
00:31:44,152 --> 00:31:47,614
‫- قبوله؟
‫- قبول

609
00:31:47,697 --> 00:31:48,907
‫قبوله؟

610
00:31:51,367 --> 00:31:52,911
‫قبول

611
00:32:22,440 --> 00:32:24,400
‫اگه اعتماد خدشه دار بشه

612
00:32:24,442 --> 00:32:26,027
‫گره می‌کشه

613
00:32:30,782 --> 00:32:34,160
‫خب من که نمی‌خوام اعتماد خدشه دار بشه

614
00:32:37,747 --> 00:32:39,874
‫شاید بهتر باشه اون گوشه امتحان کنی

615
00:32:39,958 --> 00:32:42,335
‫که اگه احیاناً اتفاقی افتاد
‫نابودش نکنیم

616
00:32:42,418 --> 00:32:44,671
‫اول روی یه پارچه‌ی دیگه امتحانش کنیم

617
00:32:44,754 --> 00:32:46,130
‫آره. فکر خوبیه

618
00:32:55,014 --> 00:32:57,308
‫تا اینجا که خوب پیش رفت

619
00:32:57,392 --> 00:32:59,060
‫شرمنده، یه‌کم طول کشید

620
00:32:59,143 --> 00:33:00,979
‫اشکال نداره. فرشته‌ی نازنینی بود

621
00:33:01,020 --> 00:33:02,647
‫رینارد چی می‌خواست؟

622
00:33:02,730 --> 00:33:04,899
‫- می‌خواست بهونه‌ی غیبتش باشم
‫- جوابش رو چی دادی؟

623
00:33:04,983 --> 00:33:08,319
‫- گفتم نه
‫- به نظرم خوب پیش رفته

624
00:33:08,361 --> 00:33:11,823
‫- خب یه جورایی یه معامله کردیم
‫- یه معامله با رینارد؟

625
00:33:11,906 --> 00:33:12,991
‫درمورد چی؟

626
00:33:13,074 --> 00:33:15,910
‫نیک. تو راهه

627
00:33:15,994 --> 00:33:17,245
‫هنوزم دنبالشن

628
00:33:17,328 --> 00:33:18,413
‫اون می‌دونه

629
00:33:18,496 --> 00:33:20,248
‫داره از راه طولانی میاد

630
00:33:20,331 --> 00:33:23,001
‫خیلی قدیمی بنظر میاد.
‫میخواین چیکار کنین؟

631
00:33:23,251 --> 00:33:25,253
‫یه پارچه‌ی باستانیه که
‫روش یه سری نوشته داره

632
00:33:25,336 --> 00:33:26,504
‫و ما هم میخوایم بخونیمشون

633
00:33:26,546 --> 00:33:28,006
‫بدون اینکه نابودش کنیم

634
00:33:28,047 --> 00:33:29,757
‫از یه دستگاه تصویر روحی استفاده کردیم

635
00:33:29,841 --> 00:33:31,718
‫فقط چند تا حرف رو میتونیم ازش دربیاریم

636
00:33:31,759 --> 00:33:33,886
‫آره، یکی از کلمه‌ها "معجزه"ست،‌

637
00:33:33,928 --> 00:33:36,556
‫و اون یکی "خطرناک" یا "خطردار"ـه

638
00:33:36,597 --> 00:33:37,682
‫از چی استفاده میکنی؟

639
00:33:37,765 --> 00:33:38,933
‫خب، از اونجایی که خیلی قدیمیه

640
00:33:39,017 --> 00:33:40,852
‫میخواستیم با مخلوط دو تا مواد 

641
00:33:40,935 --> 00:33:42,020
‫و آب کلم شروع کنیم

642
00:33:42,103 --> 00:33:43,896
‫اگه جوهرش از آمونیوم باشه

643
00:33:43,938 --> 00:33:45,773
‫صورتی میشه و در نتیجه خواناتر

644
00:33:45,857 --> 00:33:47,066
‫تئوری که این رو میگه

645
00:33:54,282 --> 00:33:56,951
‫شاید کافی نیست؟

646
00:33:57,035 --> 00:33:58,703
‫صبر کن ببینم، یه اتفاقی داره میفته

647
00:34:04,250 --> 00:34:06,377
‫خیلی‌خب، روشن شد که از آمونیوم نیست

648
00:34:08,421 --> 00:34:10,381
‫مامان،فکر میکردم دیگه داریم میریم

649
00:34:10,465 --> 00:34:12,050
‫الان میریم. فقط یه لحظه

650
00:34:12,091 --> 00:34:14,469
‫یه وقت فکر نکنین ما خودشحال نمیشیم
‫بیشتر اینجا بمونین

651
00:34:14,552 --> 00:34:16,304
‫دارین چیکار میکنین؟

652
00:34:16,387 --> 00:34:19,057
‫فقط دارم به روزالی و ایو کمک میکنم یه چیزی رو ببینن

653
00:34:19,140 --> 00:34:20,933
‫کجا چیزی رو ببینن؟

654
00:34:21,017 --> 00:34:22,393
‫روی این تیکه پارچه‌ی قدیمی

655
00:34:22,435 --> 00:34:23,895
‫یه سری نوشته روش داره

656
00:34:23,936 --> 00:34:25,563
‫و ما هم دیدنش برامون مشکله

657
00:34:25,646 --> 00:34:27,440
‫- میشه منم امتحان کنم؟
‫- عزیزم این خیلی قدیمیه

658
00:34:27,523 --> 00:34:29,233
‫و ما هم باید رفع زحمت کنیم

659
00:34:33,488 --> 00:34:34,739
‫میتونم ببینمش

660
00:34:38,367 --> 00:34:41,287
‫چی رو میتونی ببینی؟

661
00:34:41,370 --> 00:34:43,748
‫کلی چیزا

662
00:35:05,812 --> 00:35:07,021
‫میشه بهمون بگی چی میبینی؟

663
00:35:07,605 --> 00:35:09,315
‫تصویرهای کوچیک و یه
‫سری نوشته‌های عجیب

664
00:35:09,357 --> 00:35:12,110
‫- چند تا تصویر کوچیک داره؟
‫- روی کل پارچه هستن

665
00:35:12,193 --> 00:35:13,778
‫بیشتر از چیزی که اینجاست
‫میتونی ببینی؟

666
00:35:13,861 --> 00:35:15,530
‫اوهوم

667
00:35:17,281 --> 00:35:19,534
‫- نیک، روبراهی؟
‫- آره

668
00:35:19,617 --> 00:35:21,786
‫فقط میخواستم مطمئن شم
‫کسی تعقیبم نمیکنه

669
00:35:21,828 --> 00:35:23,788
‫نیک، دایانا میتونه یه چیزایی
‫روی پارچه ببینه

670
00:35:23,871 --> 00:35:26,541
‫- چی؟
‫- تصاویر و نوشته‌های عجیب

671
00:35:27,542 --> 00:35:31,045
‫تو همونی هستی که مامانم
‫میخواست باهاش صحبت کنم

672
00:35:31,129 --> 00:35:35,299
‫- ممنون که کمکمون میکنی
‫- تو بابای کلی هستی

673
00:35:35,383 --> 00:35:38,970
‫بله، و تو هم خواهرشی

674
00:35:39,011 --> 00:35:41,139
‫ازش خوشم میاد

675
00:35:41,222 --> 00:35:43,015
‫زیاد حرف نمیزنه

676
00:35:44,851 --> 00:35:46,894
‫میتونی چیزی که میبینی رو نقاشی کنی؟

677
00:35:46,978 --> 00:35:48,646
‫حتماً

678
00:35:50,231 --> 00:35:51,315
‫بفرما

679
00:35:53,234 --> 00:35:56,070
‫- اچ‌دبلیو ـه
‫- تو پورتلند؟

680
00:35:56,154 --> 00:35:57,989
‫دیگه نه

681
00:36:00,158 --> 00:36:02,034
‫گوشم با توئه

682
00:36:02,118 --> 00:36:06,873
‫نه، الان وقت خوبی نیست برای...

683
00:36:06,914 --> 00:36:08,040
‫کِی؟

684
00:36:10,042 --> 00:36:11,669
‫آره متوجهم. فقط...

685
00:36:15,214 --> 00:36:16,883
‫باشه، باشه

686
00:36:20,386 --> 00:36:23,222
‫نیک، من تا 4 ساعت دیگه از پورتلند میرم

687
00:36:23,514 --> 00:36:25,474
‫- کجا؟
‫- وقتی برسم اونجا میفهمم

688
00:36:25,516 --> 00:36:28,394
‫- من چی؟
‫- چیزی از تو نگفت

689
00:36:28,477 --> 00:36:30,479
‫فقط گریم‌ها. میخوان تو هم باهام بیای

690
00:36:30,563 --> 00:36:33,065
‫شرمنده بچه‌ها، ولی باید
‫این رو ببینین

691
00:36:33,191 --> 00:36:36,235
‫مثل یه جور چیز نمادی و معادله‌ایِ

692
00:36:36,277 --> 00:36:39,405
‫عجیب و غریبه، یه جور چیز
‫قیفی‌شکلِ

693
00:36:39,447 --> 00:36:43,075
‫نجومی میمونه

694
00:36:43,117 --> 00:36:44,327
‫که منم دیگه دایره لغاتم واسش قد نمیده

695
00:36:44,368 --> 00:36:46,412
‫تا حالا همچین چیزی ندیدم

696
00:36:46,495 --> 00:36:47,580
‫منم همینطور

697
00:36:47,622 --> 00:36:50,458
‫تو کامپیوتر بررسیش کن

698
00:36:59,383 --> 00:37:00,551
‫پسر

699
00:37:02,511 --> 00:37:05,348
‫همین الان یه فکر بدی به سرم زد

700
00:37:05,389 --> 00:37:07,350
‫اگه مدرکمون علیه رنارد زیادی قوی باشه

701
00:37:07,391 --> 00:37:08,476
‫و ببرن محاکمه‌ش کنن؟

702
00:37:09,435 --> 00:37:11,145
‫اونوقت معامله کنسله
‫و دخل نیک هم اومده

703
00:37:11,312 --> 00:37:12,396
‫این حرفات کمکی نمیکنه

704
00:37:12,480 --> 00:37:13,940
‫هیچ شاهدی که وجود نداره

705
00:37:14,023 --> 00:37:15,524
‫و شهادت ادلیند هم که باید روشنش کنه

706
00:37:15,566 --> 00:37:17,318
‫خیلی‌خب، حرفش رو باور میکنن، درسته؟

707
00:37:17,401 --> 00:37:19,737
‫خب وقتی اونقدر خوشگل باشی
‫مردم میخوان حرفت رو باور کنن

708
00:37:21,113 --> 00:37:23,115
‫گریفین هستم

709
00:37:23,282 --> 00:37:25,117
‫چی؟ کجا؟

710
00:37:26,786 --> 00:37:28,037
‫حتماً شوخیت گرفته

711
00:37:28,079 --> 00:37:29,747
‫- چیه؟
‫- آره، آره

712
00:37:29,789 --> 00:37:32,083
‫خودمون رو میرسونیم

713
00:37:32,124 --> 00:37:34,669
‫دو ساعت دیگه هیئت منصفه‌ی بزرگ
‫تشکیل جلسه میده

714
00:37:34,752 --> 00:37:36,212
‫دو ساعت؟

715
00:37:36,295 --> 00:37:38,839
‫سه روز طول میکشه که یه
‫هیئت منصفه رو گردآوری کنن

716
00:37:38,923 --> 00:37:40,591
‫ولی برای رنارد استثناء قائل میشن

717
00:37:40,675 --> 00:37:42,760
‫با توجه به اینکه فرمانده‌ی پلیس
‫و کاندیدای شهردار شدنه

718
00:37:42,843 --> 00:37:44,887
‫خیلی‌خب. باید به نیک زنگ بزنیم

719
00:37:48,057 --> 00:37:50,726
‫این نمادها هر چی که هستن،
‫فکر نکنم شمارشی باشن

720
00:37:50,768 --> 00:37:51,978
‫هیچ‌جا پیداشون نمیکنم

721
00:37:52,019 --> 00:37:53,771
‫شاید جای اشتباهی داریم میگردیم

722
00:37:53,854 --> 00:37:55,940
‫تو نمادهای بابلی و مصری گشتم

723
00:37:56,023 --> 00:37:57,608
‫و از این قدیمی‌تر هم نداریم

724
00:37:57,692 --> 00:37:59,068
‫که میشه حدود 2000 سال قبل از میلاد

725
00:37:59,151 --> 00:38:00,653
‫حالا که اینا رو قبلاً ندیدیم

726
00:38:00,736 --> 00:38:02,071
‫چجوری بدونیم کجا دنبالشون بگردیم؟

727
00:38:02,154 --> 00:38:04,448
‫به جز جهنم

728
00:38:04,490 --> 00:38:07,910
‫باید برم

729
00:38:07,994 --> 00:38:09,287
‫میخوام تو هم باهام بیای

730
00:38:11,789 --> 00:38:13,165
‫میدونی که نمیتونم

731
00:38:13,249 --> 00:38:14,875
‫میدونم ولی حتی اگه
‫از این ماجرا خلاص شی

732
00:38:14,959 --> 00:38:16,919
‫بازم رنارد شهر رو اداره میکنه

733
00:38:17,003 --> 00:38:18,296
‫این خیلی بده

734
00:38:20,798 --> 00:38:23,092
‫خب، بالاخره یکی باید بمونه
‫و باهاش سروکله بزنه

735
00:38:28,347 --> 00:38:30,808
‫هی

736
00:38:30,891 --> 00:38:32,893
‫وقتی برگشتم به نفعته که زنده باشی

737
00:38:39,567 --> 00:38:41,277
‫هنکه

738
00:38:42,403 --> 00:38:43,487
‫سلام، فکر میکردم نباید

739
00:38:43,571 --> 00:38:45,281
‫از موبایل استفاده کنیم

740
00:38:45,364 --> 00:38:47,366
‫یه مشکل بزرگتر داریم

741
00:38:47,408 --> 00:38:48,659
‫نیک کجاست؟

742
00:38:50,911 --> 00:38:52,121
‫هی چه خبره؟

743
00:38:52,204 --> 00:38:53,706
‫همین الان دارن هیئت منصفه
‫رو گردآوری میکنن

744
00:38:53,748 --> 00:38:55,458
‫باید ادلیند بیاد دادگاه

745
00:38:55,499 --> 00:38:56,542
‫چی؟ به این زودی؟

746
00:38:57,043 --> 00:38:59,086
‫بخاطر مقام و منصبش میخوان
‫سریعتر بهش رسیدگی کنن

747
00:38:59,170 --> 00:39:01,380
‫خیلی‌خب. من دارم میام

748
00:39:01,964 --> 00:39:03,966
‫یه دفعه‌ای استرس گرفتم

749
00:39:10,097 --> 00:39:12,850
‫خانم‌ها و آقایان، این دادگاه اکنون
‫آغاز میشه

750
00:39:12,892 --> 00:39:14,852
‫لطفاً بنشینید

751
00:39:21,484 --> 00:39:25,863
‫هیئت منصفه در پرونده شماره 75-6574

752
00:39:25,905 --> 00:39:27,531
‫تشکیل جلسه داده

753
00:39:29,450 --> 00:39:30,826
‫عصر بخیر، خانم هرتز

754
00:39:30,868 --> 00:39:33,537
‫عصر شما هم بخیر، قاضی "استنکرافت"

755
00:39:33,579 --> 00:39:35,706
‫فرمانده رنارد، بنده یک دور تمام مدارک

756
00:39:36,082 --> 00:39:38,793
‫رو با وکیل ناحیه دوره کردم

757
00:39:41,504 --> 00:39:43,464
‫از نظر من مدارک اونقدر محکم نیستن

758
00:39:43,547 --> 00:39:46,133
‫که بخوان این پرونده رو به محاکمه ببرن

759
00:39:47,927 --> 00:39:49,387
‫جدی میگه؟

760
00:39:49,470 --> 00:39:51,138
‫کلاً داره پرونده رو میندازه دور

761
00:39:51,222 --> 00:39:52,973
‫از هیئت منصفه تشکر میکنم بابت خدمتتون

762
00:39:53,057 --> 00:39:55,434
‫و اینکه در چنین مدت کوتاهی اینجا حاضر شدید

763
00:39:55,476 --> 00:39:57,520
‫شما مرخصید. متهم هم آزاده که بره

764
00:40:05,069 --> 00:40:06,821
‫اون قراری که داشتیم رو یادته، آره؟

765
00:40:06,904 --> 00:40:08,823
‫خب، تو که شهادت ندادی،

766
00:40:08,906 --> 00:40:10,825
‫پس قرارمون لغو میشه

767
00:40:13,369 --> 00:40:16,080
‫میخوام صبح استعفاهاتون روی میزم باشه

768
00:40:23,921 --> 00:40:25,840
‫فکر نکنم از این بهتر میشد

769
00:40:25,923 --> 00:40:27,091
‫فقط دفعه بعد مراقب باش

770
00:40:27,174 --> 00:40:28,926
‫اثر انگشتت کجا میمونه

771
00:40:28,968 --> 00:40:30,511
‫حتماً، و به محض اینکه پشت میزم بشینم،

772
00:40:30,594 --> 00:40:32,430
‫یه سری‌ها رو تو پورتلند مجازات میکنم

773
00:40:37,560 --> 00:40:39,145
‫امیدوارم اون گریم هم شاملش بشه

774
00:40:39,186 --> 00:40:42,815
‫- و همه‌ی دوستاش
‫- همینطوره

775
00:40:42,857 --> 00:40:44,525
‫پس کلاً قرارمون با رنارد کنسله؟

776
00:40:44,608 --> 00:40:46,569
‫آره، پس اون قضیه گره اعتماد چی شد؟

777
00:40:46,652 --> 00:40:48,404
‫مگه قرار نبود اگه به قولش عمل نکرد

778
00:40:48,487 --> 00:40:50,239
‫خفه بشه بمیره؟

779
00:40:50,322 --> 00:40:52,283
‫نه، چون من اول باید شهادت میدادم

780
00:40:52,324 --> 00:40:53,909
‫که رنارد نیک رو آزاد کنه

781
00:40:53,993 --> 00:40:56,245
‫و از اونجایی که شهادت نداده،
‫اصلاً کار به اون قرار نکشیده

782
00:40:56,287 --> 00:40:58,664
‫پس اون حرومزاده راست راست داره راه میره
‫و نیک هنوز یه فراریه

783
00:40:58,747 --> 00:41:00,416
‫ما رو دست انداختن. همش فیلمش بود

784
00:41:00,416 --> 00:41:02,793
‫- و فردا هم استعفا میدیم
‫- ما چی؟

785
00:41:02,835 --> 00:41:04,587
‫تو مجبوری برگردی پیشش زندگی کنی

786
00:41:04,628 --> 00:41:07,965
‫- چی؟ نه، ازش متنفرم
‫- اون میاد دنبال من

787
00:41:08,007 --> 00:41:09,383
‫و اگه تو برنگردی،

788
00:41:09,467 --> 00:41:12,928
‫میفته دنبال جفتمون

789
00:41:13,012 --> 00:41:15,556
‫عوضی هر چی میخواست رو به دست آورد

790
00:41:40,915 --> 00:41:42,291
‫چی لازم دارین قربان؟

791
00:41:42,374 --> 00:41:44,001
‫میخوام برکارد پیدا بشه

792
00:41:44,168 --> 00:41:45,920
‫بله، قربان
