﻿1
00:01:49,116 --> 00:01:56,046
‫« هیولای گیونگ‌سئونگ »

2
00:02:00,078 --> 00:02:01,212
‫چند نفر مجروح شدن؟

3
00:02:01,296 --> 00:02:04,530
‫سه تا سرباز و چهار عضو جوخه‌ی کنترل بیماری
‫ رو از دست دادیم.

4
00:02:04,614 --> 00:02:06,630
‫یکی از سرگردها شدیداً زخمی شده.

5
00:02:06,714 --> 00:02:09,570
‫به نظر می‌رسه اکثر نمونه‌های آزمایشی چوسان مردن.

6
00:02:49,638 --> 00:02:51,612
‫برام از زیباییش بگو.

7
00:02:51,696 --> 00:02:53,208
‫چطور حرکت می‌کرد؟

8
00:02:54,342 --> 00:02:56,190
‫تونستی بفهمی سرعتش چقدره؟

9
00:02:59,886 --> 00:03:01,860
‫یالا. بهم بگو.

10
00:03:01,902 --> 00:03:04,296
‫هرچیزی که دیدی رو می‌خوام بدونم.

11
00:03:04,380 --> 00:03:05,472
‫ها؟

12
00:03:12,024 --> 00:03:16,770
‫[ 6 ساعت قبل ]

13
00:04:44,298 --> 00:04:45,474
‫ببخشید سرگرد.

14
00:04:45,558 --> 00:04:48,120
‫دیگه هاگی نیست.
‫همه‌شون ناپدید شدن قربان.

15
00:05:42,762 --> 00:05:44,022
‫کمک می‌خوام!

16
00:05:45,660 --> 00:05:46,962
‫یکی کمکم کنه!

17
00:05:52,800 --> 00:05:55,236
‫چراغ‌ها رو روشن کنید! زود باشید! همین الان!

18
00:05:55,320 --> 00:05:56,328
‫هدف بگیرید!

19
00:06:09,768 --> 00:06:11,532
‫هدف رو می‌بینید؟

20
00:06:11,616 --> 00:06:13,548
‫نه قربان، چیزی نمی‌بینم.

21
00:06:32,532 --> 00:06:33,960
‫لطفاً کمکم کنید.

22
00:06:37,110 --> 00:06:39,294
‫خواهش می‌کنم، یکی کمکم کنه.

23
00:06:44,460 --> 00:06:45,594
‫کمکم کنید!

24
00:06:46,140 --> 00:06:47,736
‫نمی‌خوام اینجا بمیرم.

25
00:06:48,282 --> 00:06:50,886
‫نباید بمیرم! نمی‌خوام اینجا بمیرم!
‫لطفاً‌ کمکم کنید!

26
00:06:51,642 --> 00:06:53,238
‫اون در رو ببند.

27
00:07:01,806 --> 00:07:04,578
‫به نفعته در رو همین الان ببندی!

28
00:07:28,518 --> 00:07:30,030
‫چرا دست نگه داشتی؟

29
00:07:30,114 --> 00:07:32,046
‫ببندش! ببند وگرنه شلیک می‌کنم!

30
00:07:34,020 --> 00:07:37,506
‫به حرفم گوش بده و در رو ببند! بدو!

31
00:07:56,280 --> 00:07:59,052
‫کمکم کنید قربان! یکی کمکم کنه!

32
00:08:07,032 --> 00:08:10,056
‫نمی‌خوام بمیرم! این چیز رو از من جدا کنید!

33
00:08:11,526 --> 00:08:13,542
‫در رو ول کن یا شلیک می‌کنم!

34
00:08:13,626 --> 00:08:15,978
‫- مغزت رو می‌ریزم بیرون!
‫- نمی‌خوام امروز بمیرم!

35
00:08:16,062 --> 00:08:19,548
‫یکاری کنید قربان!
‫نمی‌خوام اینجوری بمیرم ماج اندو!

36
00:08:20,766 --> 00:08:22,404
‫- ول کن!
‫- نه!

37
00:08:22,488 --> 00:08:25,008
‫- ول کن!
‫- کمکم کن! لطفاً‌ کمکم کن!

38
00:08:25,092 --> 00:08:28,158
‫- در رو ول کن! ول کن درو!
‫- لطفاً نذارید بمیرم!

39
00:08:37,314 --> 00:08:39,540
‫ول کن! ول کن!

40
00:08:39,624 --> 00:08:42,186
‫ماج اندو! این کار رو نکن!

41
00:09:45,480 --> 00:09:46,740
‫یالا، جواب بده.

42
00:09:48,126 --> 00:09:49,806
‫بهم بگو اون پایین چه اتفاقی افتاد.

43
00:09:50,814 --> 00:09:51,864
‫موفق شدیم؟

44
00:09:54,090 --> 00:09:55,812
‫نه قربان. فقط لطفاً...

45
00:09:58,542 --> 00:09:59,718
‫نابودش کنید قربان.

46
00:10:02,364 --> 00:10:03,372
‫شما یه هیولا...

47
00:10:04,086 --> 00:10:05,514
‫یه هیولا ساختید.

48
00:10:07,992 --> 00:10:09,168
‫این یه شکست کاملـه.

49
00:10:10,638 --> 00:10:13,662
‫خواهش می‌کنم قبل این‌که دیر بشه،
‫اون موجود رو نابودش کنید.

50
00:10:14,628 --> 00:10:16,434
‫اون هیولا قراره...

51
00:10:17,274 --> 00:10:18,912
‫همه‌مون رو بکشه.

52
00:10:30,210 --> 00:10:31,764
‫فکر می‌کنی که ساختن اون

53
00:10:33,150 --> 00:10:34,242
‫یه شکستـه؟

54
00:11:20,274 --> 00:11:21,282
‫که این‌طور.

55
00:11:29,724 --> 00:11:33,042
‫« هیولای گیونگ‌سئونگ »
‫« میان تعصب و پافشاری »

56
00:11:33,126 --> 00:11:35,730
‫« قسمت سوم: علامت »

57
00:11:49,716 --> 00:11:51,186
‫این چای خیلی خوش عطره.

58
00:11:53,286 --> 00:11:55,428
‫خب،‌ خود شما این چای رو به من دادید.

59
00:11:56,688 --> 00:11:59,796
‫به لطف شما،
‫ از مراسم‌های چای خیلی بیشتر لذت می‌برم.

60
00:11:59,880 --> 00:12:03,156
‫شما خیلی با من خوب بودید.
‫خیلی برام با ارزشـه ارباب جانگ.

61
00:12:03,744 --> 00:12:06,852
‫با زندگی جدیدتون در چوسان چطور کنار اومدید؟

62
00:12:06,936 --> 00:12:10,044
‫اوه،‌ به لطف حمایت فوق‌العاده‌ی شما،
‫خیلی خوب دارم کنار میام.

63
00:12:10,128 --> 00:12:11,220
‫ممنون که پرسیدید.

64
00:12:23,022 --> 00:12:26,886
‫خب، شنیدید که بیمارستان اونگ‌سئونگ
‫به تازگی تعطیل شده؟

65
00:12:27,642 --> 00:12:29,658
‫چیزی درباره‌ش شنیدید؟

66
00:12:31,674 --> 00:12:32,640
‫تا حدودی.

67
00:12:34,278 --> 00:12:37,302
‫شنیدم که یه بیماری مسری شیوع پیدا کرده.

68
00:12:37,974 --> 00:12:39,528
‫توی کل بیمارستان پخش شده.

69
00:12:40,956 --> 00:12:44,568
‫که اینطور. خب دوست من اونجا بستری شده بود و
‫  من نگرانشم.

70
00:12:45,198 --> 00:12:47,676
‫می‌خواستم بدونم که
‫ کسی رو داخل بیمارستان می‌شناسید؟

71
00:12:47,760 --> 00:12:51,624
‫کسی که مطلع باشه از این که
‫بیمارستان کی دوباره باز میشه.

72
00:12:51,708 --> 00:12:53,598
‫که بتونم به دوستم یه سری بزنم.

73
00:12:54,102 --> 00:12:57,126
‫میونگ‌جا. دنبال همین شخص هستید؟

74
00:13:01,074 --> 00:13:04,056
‫اگه دنبال ایشون هستید،
‫پس بهتره فراموشش کنید.

75
00:13:14,346 --> 00:13:15,606
‫یکبار یک نفر بهم گفت که

76
00:13:16,740 --> 00:13:20,184
‫«درماندگی می‌تونه آدم رو مجبور به کارهایی کنه که
‫در شرایط عادی ازشون حذر می‌کنه»

77
00:13:21,360 --> 00:13:23,754
‫حالا من همون مرد درمانده‌م که
‫مقابل شما نشسته‌ام و

78
00:13:23,838 --> 00:13:25,224
‫امیدوارم که معجزه‌ای رخ بده.

79
00:13:27,954 --> 00:13:31,020
‫من فقط ازتون کمی کمک می‌خوام بانو مائدا.

80
00:13:31,734 --> 00:13:35,892
‫فقط تهدیدهای تو‌خالی همسر من رو نادیده بگیرید.
‫می‌تونید این کار رو بکنید؟

81
00:13:36,480 --> 00:13:40,092
‫معمولاً اگه فقط تهدید باشه نادیده می‌گیرم،

82
00:13:41,436 --> 00:13:43,116
‫ولی فکر می‌کنم این دفعه جدیـه.

83
00:13:44,838 --> 00:13:45,678
‫در نتیجه؟

84
00:13:45,762 --> 00:13:48,870
‫در نتیجه تصمیم دارم من هم جدی باشم،

85
00:13:50,256 --> 00:13:52,566
‫اگر می‌خوام جون سالم به در ببرم،‌ مجبورم خانم.

86
00:13:53,868 --> 00:13:56,724
‫بله، ولی بیمارستان تعطیلـه.
‫هیچکسی پذیرش نشده.

87
00:13:56,808 --> 00:14:00,630
‫حتی اگه وارد بشید، مطمئنم که
‫چیزی که می‌خوای رو پیدا نمی‌کنید.

88
00:14:01,680 --> 00:14:05,586
‫بهم اعتماد کنید،
‫ از راه دیگه‌ای موفق‌تر می‌شید.

89
00:14:06,804 --> 00:14:09,450
‫این چیزیـه که به عنوان دوست بهتون میگم.

90
00:14:19,488 --> 00:14:21,336
‫نقشه‌های بیمارستان رو می‌خوام.

91
00:14:21,420 --> 00:14:23,562
‫با مخاطبم توی دفتر شهردار تماس بگیر و

92
00:14:23,646 --> 00:14:25,746
‫ببین می‌تونی بهترین نقشه‌ی ممکن رو بگیری.

93
00:14:25,830 --> 00:14:29,862
‫وقتی بیمارستان بسته‌ست،‌ فایده‌ی نقشه چیـه؟

94
00:14:29,946 --> 00:14:32,592
‫هیچکس نمی‌تونه وارد بشه.
‫قفل‌ساز هم شدی حالا؟

95
00:14:32,634 --> 00:14:35,532
‫کل ساختمون رو مهر و موم کردن.
‫حتی محموله‌های تدارکات هم نمی‌تونن وارد شن.

96
00:14:35,532 --> 00:14:37,632
‫چی باعث شده فکر کنی که
‫می‌تونی راه ورود رو پیدا کنی؟

97
00:14:37,632 --> 00:14:40,026
‫من فقط ازت خواستم که
‫نقشه‌ها رو برام پیدا کنی.

98
00:14:40,068 --> 00:14:41,664
اون ‫بیماری مسری چی؟

99
00:14:42,378 --> 00:14:45,318
‫اصلاً نمی‌دونیم چه بیماری‌ایـه و
‫من هم علاقه‌ای ندارم مریض شم.

100
00:14:45,402 --> 00:14:47,754
‫خیلی‌خب، تنها میرم آقای گو.
‫شما می‌تونی اینجا بمونی.

101
00:14:47,838 --> 00:14:49,728
‫اگه همه‌ش یه دروغ بزرگ باشه چی؟

102
00:14:49,812 --> 00:14:53,088
‫اگه اسلوثـه دروغ گفته باشه و
‫فقط برای فرار کردن ازت کمک خواسته باشه چی؟

103
00:14:53,088 --> 00:14:54,810
‫خب، ممکنـه، نیست؟

104
00:14:54,894 --> 00:14:56,616
‫بیمارستان تعطیل شده. هیچ راه خروجی نیست.

105
00:14:56,658 --> 00:14:58,254
‫یه بیماری‌ای هم که داره توش پخش میشه.

106
00:14:58,254 --> 00:15:01,278
‫یهو برگشته گفته میونگ‌جا هم پیدا کرده، ها؟

107
00:15:01,278 --> 00:15:02,538
‫و تو هم باور کردی!

108
00:15:07,158 --> 00:15:10,434
‫- واقعاً فکر می‌کنی هدفش اینـه؟
‫- صادقانه بگم، آره. بهش فکر کن.

109
00:15:10,518 --> 00:15:13,836
‫چطور میونگ‌جا می‌تونه بره تو بیمارستانی که
‫برای کارکنان نظامی ژاپنیـه؟

110
00:15:13,920 --> 00:15:15,642
‫هیچ‌راهی نداره که بهش اجازه بدن بره داخل.

111
00:15:15,726 --> 00:15:18,582
‫خب؟ من کل داراییم رو شرط می‌بندم که
‫تو این موضوع حق با منـه.

112
00:15:18,666 --> 00:15:21,816
‫اه، خیلی‌خب، واقعاً بد شانسی.

113
00:15:21,900 --> 00:15:22,782
‫چی؟

114
00:15:22,866 --> 00:15:24,798
‫هر ورقی که رو کردی آشغال بوده.

115
00:15:24,882 --> 00:15:26,478
‫هر شرطی که بستی رو باختی.

116
00:15:26,520 --> 00:15:29,754
‫مهارت شرط‌بندیت به شکل ناباورانه‌ای بده.
‫بدترین قماربازی که تا الان دیدم.

117
00:15:29,838 --> 00:15:31,770
‫تا الان کی شده که...
‫بدترین قماربازی که دیدی؟

118
00:15:31,812 --> 00:15:34,080
‫به صورت قطع می‌دونم که میونگ‌جا تو بیمارستانه.

119
00:15:34,164 --> 00:15:36,600
‫با بانو مائدا صحبت کردم یکم پیش و بهم گفت.

120
00:15:37,188 --> 00:15:38,784
‫همسر ایشی‌کاوا؟

121
00:15:38,868 --> 00:15:42,102
‫واقعاً تایید کرد؟
‫ میونگ‌جا واقعاً تو بیمارستانه؟

122
00:15:43,740 --> 00:15:46,806
‫همین رو گفت؟ میونگ‌جا اون توئـه؟
‫خودش گفت؟

123
00:15:46,890 --> 00:15:50,208
‫من دارم میرم آقای گو، خب؟
‫ساعت 10 میرم بیمارستان اونگ‌سئونگ.

124
00:15:50,292 --> 00:15:51,972
‫می‌خوام وسایلم تا اون موقع آماده باشه.

125
00:16:08,604 --> 00:16:11,250
‫« میونگ‌جا رو پیدا کردیم »

126
00:16:14,274 --> 00:16:15,576
‫تا ساعت 10 برام توی

127
00:16:16,164 --> 00:16:18,432
‫ بخش غربی بیمارستان علامتی بفرست.

128
00:16:19,230 --> 00:16:22,338
‫از دود یا هرچیزی که
‫بشه از فاصله دور دیدش استفاده کن.

129
00:16:22,422 --> 00:16:24,606
‫مطمئنم چیزی که دنبالشید رو پیدا نخواهید کرد.

130
00:16:24,690 --> 00:16:26,832
‫لطفاً همه رو پیدا کن و کمک‌شون کن.

131
00:16:27,546 --> 00:16:28,722
‫باید یه راهی پیدا کنی.

132
00:16:28,806 --> 00:16:31,284
‫ از راه دیگه‌ای موفق‌تر می‌شید.

133
00:17:02,616 --> 00:17:04,716
‫خب بهم بگو، جانگ ته سانگ چه فکری تو سر داره؟

134
00:17:04,800 --> 00:17:07,992
‫خب، امروز کل شهر رو زیر و رو کرده قربان.

135
00:17:08,496 --> 00:17:09,462
‫موضوع اینه که...

136
00:17:10,890 --> 00:17:11,898
‫چیـه؟

137
00:17:12,528 --> 00:17:14,754
‫مسیرش یکم عجیب بوده.

138
00:17:18,702 --> 00:17:19,710
‫ماژونگ؟

139
00:17:20,886 --> 00:17:21,726
‫من بردم!

140
00:17:21,810 --> 00:17:22,692
‫بله قربان.

141
00:17:22,776 --> 00:17:26,430
‫یک ساعتی توی مغازه‌ی یه مهاجر چینی
‫به اسم آقای وانگ ماژونگ بازی کرد.

142
00:17:29,202 --> 00:17:30,966
‫[ آتش‌بازی ]

143
00:17:39,618 --> 00:17:41,256
‫رو دور بعد دو برابر شرط می‌بندم.

144
00:17:42,558 --> 00:17:43,566
‫هستی؟

145
00:17:44,196 --> 00:17:45,162
‫آره.

146
00:17:47,136 --> 00:17:48,144
‫و بعد؟

147
00:17:49,236 --> 00:17:51,336
‫حدود نیم ساعت با درشکه

148
00:17:51,420 --> 00:17:53,142
‫خیابون‌ها رو گشت.

149
00:17:54,864 --> 00:17:57,468
‫- یعنی بی‌دلیل تو خیابونا می‌چرخیده؟
‫- بله قربان.

150
00:17:57,552 --> 00:17:59,736
‫و بعد این کارها، به یه...

151
00:18:05,280 --> 00:18:07,464
‫- رفت پیش خیاط؟
‫- درستـه قربان.

152
00:18:07,548 --> 00:18:09,564
‫به نظر می‌رسید داره یه کت جدید می‌خره قربان.

153
00:18:09,648 --> 00:18:13,134
‫دوست دارم تو این سبکی باشه که
‫تازگی خیلی محبوب شده.

154
00:18:14,394 --> 00:18:15,360
‫بله قربان.

155
00:18:25,020 --> 00:18:27,414
‫ارباب جانگ این پارچه از پشم خالص آمریکائیـه.

156
00:18:27,498 --> 00:18:29,262
‫به تازگی از توکیو رسیده.

157
00:18:30,060 --> 00:18:33,924
‫فکر کردم شاید نوع پارچه دومی رو ترجیح بدید.

158
00:18:40,476 --> 00:18:43,752
‫دیشب از بار مهتاب فرستادنش ارباب جانگ.

159
00:18:55,722 --> 00:18:57,906
‫من با گروه تمیز‌کاری بعدازظهرم.

160
00:18:57,990 --> 00:18:59,292
‫[ بیمارستان اونگ‌سئونگ ]

161
00:18:59,838 --> 00:19:00,930
‫برو تو.

162
00:19:01,434 --> 00:19:02,442
‫بله قربان.

163
00:19:12,606 --> 00:19:14,034
‫[ لوازم تمیز‌کاری ]

164
00:19:33,396 --> 00:19:34,740
‫پیام رو رسوندی؟

165
00:19:34,824 --> 00:19:36,840
‫دادمش به یه آدم قابل اعتماد. نگران نباش.

166
00:19:36,882 --> 00:19:39,318
‫مطمئنم تا الان به دست ارباب جانگ رسیده.

167
00:19:40,242 --> 00:19:44,274
‫چئوک مطمئنی این دختره میونگ‌جا اون پایینـه؟

168
00:19:44,358 --> 00:19:45,912
‫بنابر چیز‌هایی که من دیدم آره.

169
00:19:45,912 --> 00:19:47,886
‫- راستی، یه چیزی هست که...
‫- اوه!

170
00:19:49,776 --> 00:19:50,910
‫بهش شلیک نکن پدر.

171
00:19:52,296 --> 00:19:53,430
‫اون ژاپنی نیست.

172
00:19:53,514 --> 00:19:54,648
‫مطمئنی؟

173
00:19:54,732 --> 00:19:56,202
‫ولی اون یه سرباز ژاپنیـه!

174
00:19:56,286 --> 00:19:57,630
‫اوه، نه، نه، نیستم!

175
00:19:57,714 --> 00:19:59,352
‫من اهل چوسانم، قسم می‌خورم.

176
00:20:00,570 --> 00:20:02,964
‫من دشمن نیستم. من یکی از شمام.

177
00:20:21,234 --> 00:20:22,830
‫خب، بیا یه نگاهی بندازیم.

178
00:20:27,492 --> 00:20:29,928
‫اوم، وضعیتش که خوبـه.

179
00:20:30,726 --> 00:20:32,322
‫فقط مدلش تقریباً قدیمیـه.

180
00:20:32,406 --> 00:20:36,144
‫آره، خب، خانواده‌ی من ده سال اخیر رو
‫با این زندگیشون رو گردونده.

181
00:20:36,900 --> 00:20:38,958
‫کمکم کرد که پسر بزرگم رو بفرستم مدرسه‌ی طبابت.

182
00:20:39,042 --> 00:20:41,814
‫بهترین پیشنهادی که
‫ می‌تونم بابتش بدم، 90 وونـه.

183
00:20:42,486 --> 00:20:45,720
‫- هنوز می‌خوای گرو بذاریش؟
‫- راستش به پولش نیاز ندارم.

184
00:20:45,804 --> 00:20:46,812
‫به جاش،

185
00:20:47,946 --> 00:20:50,340
‫ازتون می‌خوام پسرم رو پیدا کنید.

186
00:20:51,264 --> 00:20:54,246
‫پسر بزرگم خدمت بود و بعدش صدمه دیدم و

187
00:20:54,330 --> 00:20:57,648
‫اینجوری شد که... ارتباطم رو باهاش از دست دادم.

188
00:20:58,656 --> 00:21:02,142
‫من توی مدرسه‌ی طبابت بودم که
‫ارتش منو برای خدمت انتخاب کرد.

189
00:21:03,066 --> 00:21:05,586
‫بعد توی بونگلیم چین،
‫وسط تیراندازی آسیب دیدم.

190
00:21:05,670 --> 00:21:08,526
‫بعدش، منو فرستادن اینجا
‫ توی بیمارستان اونگ‌سئونگ.

191
00:21:08,610 --> 00:21:11,802
‫و وقتی حالم بهبود پیدا کرد،
‫وظیفه‌ی جدیدم شد جلوگیری از بیماری.

192
00:21:12,558 --> 00:21:13,398
‫دیگه چی؟

193
00:21:13,482 --> 00:21:17,304
‫بیمارستان توی زیرزمین
‫ آزمایش‌های انسانی انجام میده پدر.

194
00:21:19,614 --> 00:21:22,050
‫کلی از افرادمون رو دیدم که
‫دیشب کشته شدن.

195
00:21:24,276 --> 00:21:26,124
‫باورتون نمیشه که چندین نفر به قتل رسیدن.

196
00:21:28,560 --> 00:21:30,240
‫دلیل مردنشون...

197
00:21:33,348 --> 00:21:35,238
‫آلودگی به سیاه زخم بود.

198
00:21:38,220 --> 00:21:40,866
‫توی بونگلیم هم شاهد همچین فاجعه‌ای بودم.

199
00:21:42,546 --> 00:21:45,780
‫یک روستا پر از مردم بی‌گناه رو
‫با ویروس سیاه زخم کشتن.

200
00:21:50,484 --> 00:21:53,298
‫هنوز فریاد‌هاشون یادمه،
‫ انگار که همین دیروز بود.

201
00:21:56,112 --> 00:21:58,128
‫ای عوضیا!
‫چطور تونستن این کار رو بکنن؟

202
00:22:03,462 --> 00:22:06,486
‫بر حسب اتفاق، بین جسد‌ها مرد جوونی که

203
00:22:06,570 --> 00:22:08,082
‫حدود بیست سالش باشه ندیدی؟

204
00:22:08,166 --> 00:22:11,106
‫قدش متوسطه و پشت گوش راستش
‫یه ماه‌گرفتگی سیاه داره.

205
00:22:11,190 --> 00:22:12,324
‫برادرمـه.

206
00:22:14,802 --> 00:22:16,146
‫نمی‌دونم، ببخشید.

207
00:22:17,070 --> 00:22:19,464
‫نتونستم جسد‌ها رو بررسی کنم.

208
00:22:22,194 --> 00:22:25,764
‫محض اطلاع‌تون میگم، خیلی از مردم چوسان
‫اون پایین توی زیرزمینن.

209
00:22:26,394 --> 00:22:28,284
‫میونگ‌جا هم اون پایین بود. مطمئنم.

210
00:22:37,818 --> 00:22:40,380
‫تا وقتی که محیط رو استریل نکردیم تکون نخور.

211
00:22:41,724 --> 00:22:44,454
‫خطرناکه، پس لطفاً همینجا که هستی بمون.

212
00:22:45,798 --> 00:22:48,276
‫حتی با تماس با کسی که سیاه‌زخم داره
‫ممکنه بمیری،

213
00:22:48,360 --> 00:22:51,468
‫پس تکون نخور و اون گوشه بمون
‫تا همه‌چی استریل بشه.

214
00:22:52,056 --> 00:22:53,064
‫متوجهی؟

215
00:22:54,786 --> 00:22:57,264
‫جناب، باید بهم کمک کنید.
‫من نمی‌تونم اینجا بمونم.

216
00:22:58,356 --> 00:23:01,968
‫باید بگید کمیسر ایشی‌کاوا از
‫ ایستگاه پلیس بیاد، عجله کنید.

217
00:23:02,052 --> 00:23:03,690
‫نمی‌دونه که من اینجام.

218
00:23:03,774 --> 00:23:08,310
‫میشه بهش بگید میونگ‌جا اینجا گیر افتاده؟
‫نه، اکیکو. بگید اکیکو اینجاست.

219
00:23:08,982 --> 00:23:11,124
‫اگه بهش بگید بهتون پول خوبی میده.

220
00:23:11,922 --> 00:23:12,930
‫خواهش می‌کنم.

221
00:23:13,938 --> 00:23:15,870
‫کمکم کنید. نمی‌تونم اینجا بمونم.

222
00:23:15,954 --> 00:23:19,398
‫با کمیسر تماس بگیرید.
‫باید بدونه که من این پایینم. خواهش می‌کنم.

223
00:23:21,456 --> 00:23:24,732
‫ساکت باش! در رو ببند! عقب وایسا!

224
00:23:37,920 --> 00:23:39,936
‫ولی نمی‌تونستم براش کاری بکنم.

225
00:23:41,028 --> 00:23:43,422
‫چون من هم تو همون قایقی بودم که اون بود.

226
00:23:59,760 --> 00:24:00,894
‫چیکار داری می‌کنی؟

227
00:24:07,236 --> 00:24:09,252
‫ای چوسانی کثیف!

228
00:24:17,862 --> 00:24:20,004
‫چه مرگتـه؟ چرا اینقدر حال‌بهم‌زنی! ها؟

229
00:24:30,000 --> 00:24:31,512
‫چوسانی کثیف!

230
00:24:44,406 --> 00:24:46,254
‫استفراغت رو بخور چوسانی!

231
00:24:54,906 --> 00:24:56,880
‫فقط یک راه برای فرار از این

232
00:24:58,056 --> 00:24:59,106
‫جهنم بود.

233
00:25:07,548 --> 00:25:08,556
‫مادر...

234
00:25:12,126 --> 00:25:14,100
‫امیدوارم که منو ببخشی.

235
00:25:44,214 --> 00:25:45,180
‫احمق نباش.

236
00:25:49,506 --> 00:25:51,354
‫اگه می‌خوای بمیری...

237
00:25:53,538 --> 00:25:55,428
‫مطمئن شو که مردنت فایده داشته.

238
00:25:58,368 --> 00:25:59,376
‫زندگیت رو هدر نده.

239
00:26:36,924 --> 00:26:37,932
‫کی بود؟

240
00:26:39,318 --> 00:26:40,284
‫نمی‌دونم.

241
00:26:41,586 --> 00:26:44,190
‫نمی‌دونم زنِ تو نقاشی کیـه،

242
00:26:45,282 --> 00:26:47,760
‫ولی نقاشش رو می‌شناسم.

243
00:26:49,314 --> 00:26:50,406
‫یه شخص ژاپنیـه.

244
00:26:52,506 --> 00:26:54,396
‫به عنوان نقاش اینجا مشغولـه.

245
00:26:55,110 --> 00:26:56,454
‫فکر می‌‌کنم که...

246
00:26:57,168 --> 00:26:58,512
‫اسمش ساچیموتو بود.

247
00:28:01,554 --> 00:28:02,898
‫اینا چین دیگه؟

248
00:28:04,074 --> 00:28:05,964
‫چرا این چیز زشت رو داری می‌کشی؟

249
00:28:07,518 --> 00:28:08,526
‫ها؟

250
00:28:13,608 --> 00:28:17,556
‫بهم اطلاعاتشو بده.
‫برای کی کار می‌کنه و کجا زندگی می‌کنه.

251
00:28:18,438 --> 00:28:19,824
‫غذای چینی دوست داری؟

252
00:28:20,874 --> 00:28:23,268
‫نظرت چیه ساعت 8 بریم رستوران ساهرو.

253
00:28:25,074 --> 00:28:28,140
‫عذر می‌خوام، ولی متاسفانه
‫نمی‌تونم امشب باهات شام بخورم یئونگ‌چون.

254
00:28:28,140 --> 00:28:30,702
‫اوه، بد برداشت کردید،
‫ قرار نیست با من شام بخورید ارباب جانگ.

255
00:28:31,374 --> 00:28:32,676
‫قرارتون با ساچیموتوئـه.

256
00:28:32,760 --> 00:28:35,154
‫من امشب قراره تو ساهرو باهاش شام بخورم.

257
00:28:35,994 --> 00:28:37,842
‫- ساعت 8 شب؟
‫- بله، درستـه.

258
00:28:38,430 --> 00:28:39,438
‫دیر نکنید، خب؟

259
00:28:48,006 --> 00:28:51,114
‫شنیدم که آزمایش جالبی اینجا راه انداختی.

260
00:28:51,744 --> 00:28:54,684
‫یک جوخه‌ی کامل از سرباز‌هامون رو به همراه

261
00:28:55,188 --> 00:28:58,254
‫کلی از نمونه‌های آزمایشی چوسانی نابود کردی.

262
00:29:00,186 --> 00:29:03,798
‫قطعاً نتیجه‌ی نهایی این آزمایش
‫ارزش این همه دردسر رو باید داشته باشه.

263
00:29:05,142 --> 00:29:06,864
‫منظورتون چیه قربان؟

264
00:29:07,452 --> 00:29:10,938
‫توکیو بر اثر بمباران‌های اخیر دشمنانمون
‫ با خاک یکسان شده.

265
00:29:11,442 --> 00:29:15,684
‫ما در حال حاضر نیاز مبرم به
‫سلاحی قدرمتند و مخفی داریم که

266
00:29:16,272 --> 00:29:18,624
‫بتونه جنگ رو به نفع‌مون برگردونـه.

267
00:29:20,514 --> 00:29:24,882
‫چرا از این موجودی که
‫ این پایین ساختی استفاده نکنیم؟

268
00:29:27,276 --> 00:29:29,334
‫هنوز نیاز دارم آزمایش‌های بیشتری انجام بدم.

269
00:29:31,014 --> 00:29:33,912
‫باید توانایی‌های شناختی موجود رو بسنجیم.

270
00:29:33,996 --> 00:29:36,810
‫در حال حاضر هنوز ناواضحه که
‫این هیولا موجودی هست که

271
00:29:37,818 --> 00:29:39,918
‫بشه رام کرد یا نه.

272
00:29:40,506 --> 00:29:42,774
‫می‌دونی، تمام موجودات زنده‌ی دنیا

273
00:29:42,858 --> 00:29:46,176
‫پتانسیل اینو دارن که تسلیم بشن و
‫به ارباب واقعی‌شون خدمت کنن.

274
00:29:46,260 --> 00:29:49,116
‫خودت می‌بینی که توی چوسان چیکار کردیم.

275
00:30:34,014 --> 00:30:37,500
‫من فقط تا دو طبقه زیر زمین رفتم و
‫زندان هم همونجاست.

276
00:30:37,584 --> 00:30:40,104
‫و میونگ‌جا هم، اینجا زندانی شده بود.

277
00:30:42,666 --> 00:30:43,548
‫چندتا نگهبان بودن؟

278
00:30:43,632 --> 00:30:47,328
‫اوه، خب هر ده متر یا همین حدود،
‫دو تا نگهبان گذاشن.

279
00:30:47,874 --> 00:30:49,092
‫همه‌شون هم البته مسلحند.

280
00:30:49,092 --> 00:30:51,906
‫از اونجا فراری دادنش قراره به
‫سختی وارد شدن باشه.

281
00:30:52,326 --> 00:30:53,670
‫با این وجود،

282
00:30:55,014 --> 00:30:56,274
‫اگه بتونید بیاریدش بیرون،

283
00:30:56,358 --> 00:30:58,920
‫خب، چطور می‌خواید از بیمارستان فرار کنید؟

284
00:31:03,708 --> 00:31:05,472
‫فعلاً بیاید توی موقعیت‌هامون منتظر بمونیم تا

285
00:31:05,514 --> 00:31:07,152
‫از بیرون علامت رو دریافت کنیم.

286
00:31:07,194 --> 00:31:09,336
‫و تو هم فعلاً برگرد به پستت.

287
00:31:10,428 --> 00:31:13,326
‫نه، نمی‌خوام.
‫ترجیح میدم اینجا پیش شما بمونم.

288
00:31:13,410 --> 00:31:15,090
‫اگه سر پستت نباشی،

289
00:31:15,174 --> 00:31:17,442
‫میان دنبالت و همه‌مون تو خطر میوفتیم.

290
00:31:17,526 --> 00:31:19,374
‫نباید بذاریم درباره‌ی این دونفر مطلع بشن.

291
00:31:20,172 --> 00:31:23,196
‫اگه این اتفاق بیوفته،
‫تمام کارمون اینجا بی‌فایده میشه.

292
00:31:26,682 --> 00:31:28,320
‫نگران نباش. ما همه با هم فرار می‌کنیم.

293
00:31:31,092 --> 00:31:32,100
‫بهت قول میدم.

294
00:31:34,620 --> 00:31:36,636
‫خیلی‌خب پس. من میرم.

295
00:31:38,358 --> 00:31:39,366
‫فقط...

296
00:31:41,760 --> 00:31:43,398
‫من رو فراموش نکنید، خب؟

297
00:32:06,666 --> 00:32:08,514
‫احیاناً تو هم چیزی رو می‌بینی که من می‌بینم؟

298
00:32:09,480 --> 00:32:11,496
‫- منظورم توی نقشه‌ی ساختمونـه.
‫- آره.

299
00:32:12,588 --> 00:32:15,528
‫ساختارش شبیه آزمایشگاه زیرزمینی توی منچوریـه.

300
00:32:15,612 --> 00:32:17,418
‫باید به هرکس که می‌تونیم کمک کنیم.

301
00:32:19,266 --> 00:32:22,080
‫همونطور که باید تو منچوری کمک می‌کردیم.

302
00:32:24,138 --> 00:32:27,162
‫احتمال داره که
‫ دقیقاً همون اتفاق اینجا بیوفتـه.

303
00:32:29,262 --> 00:32:31,446
‫به چیز‌های وحشتناکی که
‫ توی منچوری دیدیم فکر کن.

304
00:32:31,488 --> 00:32:32,538
‫گوش کن چئوک...

305
00:32:32,622 --> 00:32:34,428
‫اگه اون اتفاق‌ها اینجا هم بیوفته چی؟

306
00:32:37,158 --> 00:32:39,552
‫نباید هرکاری که می‌تونیم رو بکنیم که
‫جلوش رو بگیریم؟

307
00:32:43,080 --> 00:32:45,726
‫بیا اول منتظر علامت بمونیم، خب؟
‫و بعدش اقدام می‌کنیم.

308
00:33:11,472 --> 00:33:14,118
‫نیم ساعتـه که اینجا منتظریم.

309
00:33:14,202 --> 00:33:16,134
‫دقیق بگو منتظر کی‌ای؟

310
00:33:16,680 --> 00:33:17,688
‫یه خانم.

311
00:33:18,024 --> 00:33:19,410
‫واقعاً؟ یه خانم؟

312
00:33:19,494 --> 00:33:21,342
‫شکه ‌نشو گنده بک.

313
00:33:21,972 --> 00:33:23,316
‫اوه! خودشـه.

314
00:33:35,118 --> 00:33:37,596
‫کارت خوب بود امروز.
‫برو یچیزی بگیر بخور.

315
00:33:57,252 --> 00:33:58,218
‫اوه، متاسفم.

316
00:33:58,680 --> 00:34:00,738
‫خب، خب،‌ ببین کی اینجاست.

317
00:34:01,326 --> 00:34:03,720
‫ارباب خانه گنجینۀ طلایی.

318
00:34:08,802 --> 00:34:11,700
‫میشه منو ببخشید؟ امشب سرم شلوغـه.
‫یه قرار مهم دارم باید بهش برسم.

319
00:34:12,498 --> 00:34:14,598
‫خوش اومدید خانم، از همین طرف بیاید.

320
00:34:29,046 --> 00:34:32,448
‫نباید قبلش یکم کار‌های عقب‌افتاده‌مون
‫رو سر و سامون بدیم؟

321
00:34:33,918 --> 00:34:35,934
‫خیلی‌خب، گوش کن ببین این چطوره.

322
00:34:36,942 --> 00:34:40,806
‫فردا اول و صبح می‌شینیم و
‫درباره‌ی هرچی که فکر می‌کنی

323
00:34:41,478 --> 00:34:42,570
‫بهت بدهکارم صحبت می‌کنیم.

324
00:34:49,878 --> 00:34:51,138
‫این چه کوفتیـه...

325
00:34:55,716 --> 00:34:57,102
‫اوه، برگشتید.

326
00:34:57,186 --> 00:34:59,412
‫هی، گشنت نیست؟ بخور تعارف نکن.

327
00:34:59,496 --> 00:35:01,092
‫بیا. پنکیک چوسانی.

328
00:35:01,176 --> 00:35:02,226
‫بله قربان.

329
00:35:05,544 --> 00:35:06,636
‫خوش‌مزه‌ست.

330
00:35:07,308 --> 00:35:09,072
‫اینا خیلی خوبن.

331
00:35:09,156 --> 00:35:11,172
‫مردم چوسان خوب بلدن آشپزی کنن.

332
00:35:11,256 --> 00:35:12,264
‫اممم.

333
00:35:13,272 --> 00:35:16,590
‫فکر می‌کنی، ام، مشکلی براش پیش میاد؟
‫فقط کنجکاوم.

334
00:35:23,016 --> 00:35:24,024
‫موری.

335
00:35:24,486 --> 00:35:28,014
‫منو و تو، فقط نگاه می‌کنیم.
‫توی هیچی دخالت نمی‌کنیم. خب؟

336
00:35:28,812 --> 00:35:31,164
‫ما نگاه می‌کنیم، بعد گزارش می‌دیم.

337
00:35:31,416 --> 00:35:33,096
‫و کاری که بهمون گفته میشه رو انجام می‌دیم.

338
00:35:33,096 --> 00:35:36,582
‫همین. نه کمتر نه بیشتر. همم؟

339
00:35:37,170 --> 00:35:39,018
‫- بله قربان.
‫- یالا. یه لقمه بزن. امتحانش کن.

340
00:35:50,610 --> 00:35:52,668
‫یه لحظه صبر کن، صبر کن، صبر کن.

341
00:35:52,752 --> 00:35:53,676
‫یه لحظه صبر کن.

342
00:35:53,760 --> 00:35:55,608
‫می‌تونیم با پول حلش کنیم.

343
00:35:56,406 --> 00:35:59,220
‫به این احتیاجی نیست.
‫بذارش کنار، خب؟ سلاح لازم نیست.

344
00:35:59,304 --> 00:36:03,000
‫بیا مثل دو تا مرد حلش کنیم.
‫بهم قیمتت رو بگو. آره همینـه.

345
00:36:04,176 --> 00:36:05,184
‫من همه‌چی رو می‌خوام.

346
00:36:05,730 --> 00:36:06,738
‫همه‌چی رو می‌خوای؟

347
00:36:08,670 --> 00:36:09,510
‫چی؟

348
00:36:09,594 --> 00:36:13,332
‫گروفروشی باارزشت رو بده به من و
‫می‌ذارم زنده بمونی.

349
00:36:19,506 --> 00:36:23,202
‫خیلی‌خب، دیگه مسخره بازی در نیار.
‫بهت گفتم که امشب سرم شلوغـه.

350
00:36:23,286 --> 00:36:26,394
‫بهت گفتم کار مهم دارم. نباید دیر کنم.

351
00:36:26,478 --> 00:36:27,990
‫می‌بینی؟ ببین!

352
00:36:28,074 --> 00:36:30,300
‫انگار دیرم شده! بهتره برم.

353
00:36:32,400 --> 00:36:36,684
‫هی، باید به این فکر کنی که
‫کی الان مهم‌تره، خب؟

354
00:36:36,768 --> 00:36:38,112
‫ببین، عذر می‌خوام.

355
00:36:38,196 --> 00:36:41,052
‫من فقط الان دنبال چیز جدی‌ای نیستم.

356
00:36:41,136 --> 00:36:44,538
‫بعدشم، چرا اینقدر تلاش می‌کنی که
‫شخص مهمی تو زندگیم باشی؟

357
00:36:44,622 --> 00:36:46,554
‫- خیلی‌خب. جانگ دای‌ سانگ
‫- اسمم ته‌ سانگه!

358
00:36:47,646 --> 00:36:49,662
‫دای ‌سانگ نیست. ته سانگـه!

359
00:36:50,586 --> 00:36:51,804
‫حالا درست اسمم رو بگو!

360
00:36:54,366 --> 00:36:56,214
‫احتمالاً  خیلی دلت می‌خواد امشب بمیری.

361
00:36:59,322 --> 00:37:00,330
‫البته که نمی‌خوام.

362
00:37:01,338 --> 00:37:03,270
‫با این‌که خیلی خوش‌شانس نبودم،

363
00:37:03,858 --> 00:37:06,168
‫ولی باز هم نمی‌خوام یه بی‌عرضه منو بکشه.

364
00:37:06,252 --> 00:37:07,596
‫ای عوضی...

365
00:38:46,632 --> 00:38:47,766
‫هی، شماها!

366
00:38:50,286 --> 00:38:51,546
‫چه خبره؟

367
00:38:52,344 --> 00:38:53,394
‫جناب پلیس،

368
00:38:54,486 --> 00:38:57,174
‫من... من جانگ ته سانگم.

369
00:38:57,258 --> 00:38:59,316
‫از خانه گنجینۀ طلایی.

370
00:38:59,400 --> 00:39:03,138
‫این مزدورا بی‌دلیل بهم حمله کردن قربان.

371
00:39:03,852 --> 00:39:06,204
‫لطفاً کمکم کنید سرکار.

372
00:39:06,288 --> 00:39:09,438
‫فقط می‌خواستیم به این
‫ چوسانی چموش یه درسی بدیم.

373
00:39:09,522 --> 00:39:12,630
‫چیزی نیست که نگرانش بشید.
‫می‌تونید برید. شب خوبی داشته باشید سرکار.

374
00:39:12,714 --> 00:39:14,646
‫سرکار، لطفاً نرید! این‌ها اسلحه دارن.

375
00:39:14,730 --> 00:39:17,250
‫اینجا رو نگاه کنید! شمشیر‌های سامورایی دارن.

376
00:39:17,334 --> 00:39:19,644
‫زندگیم تو خطره.
‫خواهش می‌کنم کمکم کنید سرکار!

377
00:39:21,744 --> 00:39:24,642
‫خب، خیلی از دور خارج نشید امشب.
‫شب خوبی داشته باشید.

378
00:39:25,230 --> 00:39:26,154
‫ممنونم قربان.

379
00:39:26,238 --> 00:39:29,262
‫سرکار، اینا می‌خوان منو بکشن!

380
00:39:30,858 --> 00:39:31,950
‫دیدی؟

381
00:39:32,622 --> 00:39:35,058
‫هرکاری که بخوام می‌تونم بکنم.
‫این حقیقت زندگیتـه.

382
00:39:35,772 --> 00:39:38,712
‫و تو هیچی به جز یه آشغال بدردنخور
‫با کلی پول نیستی.

383
00:39:39,804 --> 00:39:42,492
‫توی چوسانی...

384
00:39:43,752 --> 00:39:47,322
‫حقیر و کثیف.

385
00:39:48,456 --> 00:39:49,632
‫تمام چیزی که هستی همینـه.

386
00:39:56,478 --> 00:39:57,486
‫رئیس!

387
00:40:01,182 --> 00:40:02,190
‫درست میگی.

388
00:40:03,324 --> 00:40:05,550
‫این بلاییـه که سر کشور عزیزم اومده.

389
00:40:07,650 --> 00:40:09,792
‫پس چرا راحت‌مون نمی‌ذارید؟

390
00:40:10,842 --> 00:40:13,446
‫چون الان به اندازه‌ی کافی عصبانیم.

391
00:40:27,684 --> 00:40:28,776
‫اوه، اونجارو ببین!

392
00:40:29,574 --> 00:40:31,590
‫عجب چوسانی جون‌سختیـه.

393
00:40:35,286 --> 00:40:36,588
‫خیلی مقاومـه.

394
00:41:07,584 --> 00:41:09,222
‫اینجوری نمیشه بابا.

395
00:41:09,306 --> 00:41:12,372
‫اگه بیشتر صبر کنیم،
‫ممکنه پوششی که داریم تو شب از بین بره.

396
00:41:12,456 --> 00:41:14,766
‫میرم نگاه کنم ببینم چخبره اون بیرون.

397
00:41:26,022 --> 00:41:27,954
‫اگه همون نقشه‌ی ساختمون منچوری باشه،

398
00:41:28,038 --> 00:41:30,768
‫باید یه دریچه باشه که
‫به آزمایشگاه زیرزمینی وصل بشه.

399
00:41:30,852 --> 00:41:32,070
‫که به...

400
00:41:32,154 --> 00:41:33,834
‫پشت‌بوم هم وصل میشه.

401
00:42:02,478 --> 00:42:05,544
‫چئوک، خواهش می‌‌کنم ریسک بیجا نکن.

402
00:42:05,628 --> 00:42:08,400
‫اگه خیلی خطرناک شد برات بیا بیرون،
‫فهمیدی؟

403
00:42:09,156 --> 00:42:10,458
‫سریع برمی‌گردم، خب؟

404
00:43:00,396 --> 00:43:02,664
‫عجله کن! زود باش تکون بخور!

405
00:43:19,968 --> 00:43:21,354
‫نقشه‌ها رو گرفتی؟

406
00:43:22,278 --> 00:43:24,000
‫آره گرفتمشون، همونطور که بهم گفت.

407
00:43:24,084 --> 00:43:26,268
‫مطمئنی باید این کار رو بکنیم خانم ناول؟

408
00:43:26,352 --> 00:43:29,082
‫حس می‌کنم داریم ارباب جانگ رو
‫به کام مرگ می‌فرستیم. شما چی؟

409
00:43:29,082 --> 00:43:31,014
‫باید ازش حمایت کنی آقای گو.

410
00:43:31,098 --> 00:43:32,946
‫به هرحال اون کسیه که ما رو استخدام کرده.

411
00:43:38,574 --> 00:43:39,666
‫ته سانگ بالاست؟

412
00:43:39,750 --> 00:43:42,018
‫ببخشید، ایشون اینجا نیست.
‫چی شده جناب؟

413
00:43:42,102 --> 00:43:45,294
‫من عجله دارم و باید ته سانگ رو ببینم.
‫یه کار ضروریـه، خب؟

414
00:43:45,966 --> 00:43:47,436
‫که اینطور.

415
00:43:51,048 --> 00:43:54,198
‫- ته سانگ!
‫- ارباب جانگ! چه بلایی سرتون اومده؟

416
00:44:11,082 --> 00:44:14,064
‫یه لحظه صبر کنید جناب.
‫می‌خوام با ارباب جانگ صحبت کنم.

417
00:44:14,148 --> 00:44:15,156
‫باشه.

418
00:44:59,508 --> 00:45:02,616
‫نمی‌دونستم هنوز این روزا
‫با شمشیر دعوا می‌کنن.

419
00:45:02,700 --> 00:45:04,758
‫اوه، محض رضای خدا! این چه...

420
00:45:04,842 --> 00:45:08,328
‫کدوم عوضی ای این کار رو کرده؟
‫کی جرئت کرده به ارباب جانگمون صدمه بزنه، ها؟

421
00:45:09,084 --> 00:45:11,142
‫اینجا بمونید، میرم ایستگاه پلیس.

422
00:45:11,142 --> 00:45:13,830
‫اول بریم بیمارستان. ماشین رو آماده کن.

423
00:45:13,914 --> 00:45:15,510
‫آره، بیمارستان. ولی کدوم بیمارستان؟

424
00:45:16,098 --> 00:45:19,038
‫نقشه‌ها رو پیدا کردی؟ کجان؟

425
00:45:19,122 --> 00:45:21,936
‫براتون پیداشون کردم ارباب جانگ.
‫آره پیدا کردم، همه‌شون رو پیدا کردم!

426
00:45:22,020 --> 00:45:24,162
‫- پایینن.
‫- نگران نقشه‌ها نباشید.

427
00:45:24,162 --> 00:45:26,304
‫باید اول براتون بیمارستان پیدا کنیم، خب؟

428
00:45:26,388 --> 00:45:28,152
‫آره! بیمارستان، درستـه.

429
00:45:28,236 --> 00:45:31,470
‫مشکلی پیش نمیاد برام. نگران نباشید.
‫برو نقشه‌ها رو برام بیار آقای گو.

430
00:45:33,108 --> 00:45:36,216
‫زخمی که دارید از چیزی که
‫ فکر می‌کنید عمیق‌تره. دکتر نیاز دارید.

431
00:45:39,912 --> 00:45:43,650
‫وقت ندارم، خب؟ گفتم ساعت 10 میرم.

432
00:45:43,734 --> 00:45:45,036
‫گوش کنید، بس کنید.

433
00:45:45,120 --> 00:45:46,800
‫من نقشه‌ها رو همین الان می‌خوام!

434
00:45:46,842 --> 00:45:48,060
‫ته سانگ، بس کن دیگه!

435
00:45:53,268 --> 00:45:57,384
‫هیچی مهم‌تر از زندگیت نیست.
‫گوش کن ببین چی میگم، خب؟

436
00:45:58,644 --> 00:46:01,836
‫میونگ‌جا مهم‌تر از بیمارستان رفتن تو نیست.

437
00:46:02,592 --> 00:46:04,020
‫نباید زندگیت رو براش در خطر بندازی.

438
00:46:04,104 --> 00:46:06,120
‫- من دارم میرم، خب؟
‫- نمی‌خوام بشنوم.

439
00:46:06,708 --> 00:46:09,942
‫هیچکاری ارزش زندگیت‌ رو نداره ارباب جانگ.
‫ برو پیش دکتر. می‌فهمی؟

440
00:46:13,722 --> 00:46:14,730
‫آره.

441
00:46:15,192 --> 00:46:18,804
‫وقت ندارم، خب؟
‫من برای میونگ‌جا این کار رو نمی‌‌کنم.

442
00:46:20,064 --> 00:46:21,450
‫خب؟

443
00:46:22,500 --> 00:46:24,936
‫دارم این کار رو می‌کنم چون اون عوضی‌ها
‫می‌خوان منو ورشکست کنن و

444
00:46:24,978 --> 00:46:26,574
‫هرچیزی که ساختم رو ازم بگیرن.

445
00:46:27,708 --> 00:46:30,816
‫می‌خوان همه‌چی رو برای خودشون بردارن،
‫با اینکه من براش زحمت کشیدم.

446
00:46:30,900 --> 00:46:32,706
‫هیچ شرم و حیایی ندارن!

447
00:46:32,790 --> 00:46:34,890
‫گوش کن، اونا هرکسی که
‫ دوستش داشتم رو ازم گرفتن.

448
00:46:35,394 --> 00:46:36,906
‫اون عوضی‌ها خیلی نفوذ دارن، می‌فهمی؟

449
00:46:37,998 --> 00:46:39,006
‫که چی؟

450
00:46:40,686 --> 00:46:41,694
‫برام مهم نیست.

451
00:46:44,046 --> 00:46:46,146
‫من بدون جنگیدن تسلیم نمیشم.

452
00:46:48,036 --> 00:46:50,220
‫دیگه نمی‌ذارم بهم زور بگن. نمی‌ذارم!

453
00:46:50,304 --> 00:46:53,034
‫برام مهم نیست با کی یا هرچی که
‫رو می‌کنن طرف میشم!

454
00:46:54,756 --> 00:46:56,562
‫من فرار نمی‌کنم. من ترسو نیستم.

455
00:46:56,646 --> 00:46:58,788
‫نمی‌ذارم دیگه ما رو بترسونن.

456
00:47:00,216 --> 00:47:02,778
‫من هنوز کلی توان جنیگدن دارم،
‫بیشتر از چیزی که فکرشو کنن.

457
00:47:02,862 --> 00:47:03,870
‫و خودتم می‌دونی.

458
00:47:04,332 --> 00:47:05,298
‫می‌دونم.

459
00:47:06,810 --> 00:47:08,280
‫ولی امشب زخمی شدی.

460
00:47:10,338 --> 00:47:13,236
‫زخمش جدیـه.
‫خواهش می‌کنم برو بیمارستان، خب؟

461
00:47:14,916 --> 00:47:17,058
‫زخم‌های این شکلی برای من درد ندارن خانم ناول.

462
00:47:18,486 --> 00:47:21,300
‫زخم‌های باز مشکل من نیستن.

463
00:47:24,240 --> 00:47:25,500
‫مشکل من غرورمـه.

464
00:47:54,690 --> 00:47:56,202
‫یئونگ‌چون، چرا اینجایی؟

465
00:47:58,008 --> 00:47:59,436
‫متاسفم. می‌دونم دیر وقتـه.

466
00:47:59,940 --> 00:48:03,468
‫فقط اینـکه... یکی هست که
‫می‌خواد باهاتون صحبت کنه ارباب جانگ و

467
00:48:03,552 --> 00:48:04,770
‫اومده اینجا.

468
00:48:40,764 --> 00:48:43,074
‫آقای وانگ، در رو باز کنید.

469
00:48:43,158 --> 00:48:44,838
‫آقای گو هستم. در رو باز کنید.

470
00:48:46,392 --> 00:48:47,358
‫آقای وانگ!

471
00:48:55,926 --> 00:49:01,344
‫[ آزمایشگاه ]

472
00:51:25,740 --> 00:51:26,958
‫آقای ساچیموتو.

473
00:51:28,302 --> 00:51:31,032
‫سلام. عصر بخیر.
‫داشتم وسایل نقاشی می‌گرفتم.

474
00:51:31,620 --> 00:51:33,846
‫تو خالی کردن بار کمک می‌خوام.
‫میشه یه لحظه بیاد؟

475
00:51:36,996 --> 00:51:39,096
‫فقط به خاطر اینه که کلی
‫لوازم نقاشی دارم جناب.

476
00:51:39,516 --> 00:51:40,776
‫نمی‌تونم همچین اجازه‌ای بدم.

477
00:51:40,818 --> 00:51:43,506
‫افراد خارجی اجازه‌ی ورود به بیمارستان رو ندارن.
‫دستورات من همینـه.

478
00:51:48,210 --> 00:51:49,218
‫خیلی‌خب.

479
00:51:49,638 --> 00:51:52,620
‫پس به مدیر ایچیرو گزارش بده،
‫این کار رو می‌کنی؟

480
00:51:53,586 --> 00:51:54,426
‫ببخشید؟

481
00:51:54,510 --> 00:51:57,282
‫مدیر ایچیرو بهم گفت که
‫همه‌ی این‌ها رو امشب بخرم،

482
00:51:57,366 --> 00:51:58,374
‫پس بهش زنگ بزن.

483
00:51:59,970 --> 00:52:04,086
‫می‌تونی خودت به مدیر ایچیرو بگی که
‫اجازه‌ی ورود وسایلش رو نمیدی.

484
00:52:35,208 --> 00:52:37,224
‫اومدی اینجا نجاتمون بدی؟

485
00:52:38,568 --> 00:52:39,576
‫چی؟

486
00:52:39,618 --> 00:52:42,852
‫دیدم از دریچه اومدی پایین.

487
00:52:44,196 --> 00:52:45,792
‫میشه نجات‌مون بدی؟

488
00:52:46,506 --> 00:52:49,320
‫میشه لطفاً مارو از اینجا ببری بیرون؟
‫می‌تونی؟

489
00:53:38,166 --> 00:53:39,846
‫یالا! عجله کن!

490
00:55:05,526 --> 00:55:07,038
‫عوضی های کوچولو.

491
00:55:43,326 --> 00:55:44,334
‫یالا بیا بیرون.

492
00:55:46,812 --> 00:55:48,744
‫خدای من.

493
00:55:51,600 --> 00:55:53,532
‫فکر می‌کردم اون تو خفه شم.

494
00:56:00,630 --> 00:56:01,974
‫از این طرف.

495
00:56:17,556 --> 00:56:18,564
‫[ بسته ]

496
00:58:00,414 --> 00:58:01,422
‫چه خبره؟

497
00:58:02,136 --> 00:58:04,152
‫مطمئنی اینجا جاییه که گفتن هم رو ببینیم؟

498
00:58:04,236 --> 00:58:07,554
‫مطمئنم که این تنها
‫اتاق لوازم تمیز‌کاری تو این طبقه‌ست.

499
00:58:10,872 --> 00:58:11,922
‫علامت.

500
00:58:15,156 --> 00:58:17,424
‫شاید چون علامت رو دیر دادیم
‫زمان‌بندیمون بهم ریخت.

501
00:58:32,544 --> 00:58:33,636
‫وای!

502
00:58:34,518 --> 00:58:36,702
‫هوای شب تو چوسان خستگی رو از آدم می‌گیره.

503
00:58:36,870 --> 00:58:38,466
‫آره!

504
00:58:39,054 --> 00:58:40,398
‫بیا اینجا یچیزی بخوریم.

505
00:58:49,176 --> 00:58:52,368
‫اینجا رو باش.
‫یکم پیش توی انباری نوشیدنی پیدا کردم.

506
00:58:52,452 --> 00:58:54,930
‫- آه!
‫- کش رفتم آوردم.

507
00:58:55,014 --> 00:58:56,022
‫اوه آره!

508
00:59:47,850 --> 00:59:49,488
‫هی، ساکت باش.

509
01:00:11,958 --> 01:00:13,680
‫دست نگه دارید! شلیک نکنید!

510
01:00:19,854 --> 01:00:21,786
‫خواهش می‌کنم شلیک نکنید! من غیر مسلحم.

511
01:00:22,416 --> 01:00:23,508
‫تو کی هستی؟

512
01:00:44,886 --> 01:00:46,734
‫- این چیـه؟
‫- آتیش‌بازیـه؟

513
01:01:44,610 --> 01:01:45,702
‫چئوک!

514
01:02:45,720 --> 01:02:46,854
‫خیلی متاسفم.

515
01:02:48,828 --> 01:02:50,550
‫میشه دیر کردنم رو ببخشید؟

516
01:03:06,510 --> 01:03:08,652
‫آه، اینجا رو ببین.

517
01:03:28,602 --> 01:03:30,324
‫انگار موفق شدن.

518
01:03:30,408 --> 01:03:32,340
‫واقعاً امیدوارم حق با تو باشـه.

519
01:03:34,692 --> 01:03:36,246
‫شانس با ما یار بود امشب.

520
01:03:43,638 --> 01:03:45,612
‫نه، مطمئن نیستم که چه اتفاقی افتاده.

521
01:03:45,612 --> 01:03:47,670
‫بله،‌ البته. آتیش‌بازی تو گیونگ‌سئونگ ممنوعـه.

522
01:03:47,670 --> 01:03:49,056
‫همه اینو می‌دونن.

523
01:03:49,056 --> 01:03:51,156
‫بله جناب! کسی که این کار رو کرده پیدا می‌‌کنم و
‫وقتی پیداش کردم

524
01:03:51,156 --> 01:03:53,592
‫در سریع‌ترین حالت ممکن بهتون گزارش میدم قربان.

525
01:03:53,592 --> 01:03:54,600
‫بله قربان!

526
01:03:57,330 --> 01:03:59,724
‫باید بریم اداره، وسایلم رو آماده کن.

527
01:03:59,808 --> 01:04:00,816
‫بله قربان.

528
01:04:16,356 --> 01:04:17,784
‫اینجا رو ببین.

529
01:04:19,212 --> 01:04:21,396
‫میونگ‌جا کجاست، ها؟ پیداش کردید؟

530
01:04:22,068 --> 01:04:23,958
‫پیامت گفت که پیداش کردی.
‫خب پس کجاست؟

531
01:04:26,352 --> 01:04:28,200
‫خب، می‌تونید بیاید بیرون.

532
01:04:53,652 --> 01:04:54,744
‫مراقب باش.

533
01:04:56,886 --> 01:04:57,894
‫اینم از این.

534
01:05:07,806 --> 01:05:09,066
‫صبر کن.

535
01:05:10,494 --> 01:05:11,460
‫میونگ‌جا کجاست؟

536
01:05:11,880 --> 01:05:13,560
‫این بچه‌ها اولویت اولن.

537
01:05:13,644 --> 01:05:16,332
‫چی داری میگی؟
‫چرا این همه بچه همراهتـه؟

538
01:05:16,416 --> 01:05:18,054
‫اگه بچه‌ها رو از اینجا ببری،

539
01:05:18,768 --> 01:05:20,028
‫قسم می‌خورم که پیداش می‌کنم.

540
01:05:38,550 --> 01:05:40,398
‫تو گفتی که یچیزی داری که باید ببینم؟

541
01:05:41,532 --> 01:05:42,540
‫آره.

542
01:05:53,334 --> 01:05:56,022
‫حرکت کن! زود باش! حرکت کن!

543
01:06:24,456 --> 01:06:25,674
‫چخبره؟

544
01:06:44,406 --> 01:06:47,220
‫نقشه‌م اینه که اون هیولا رو جوری آموزش بدم
‫که بدونه اربابش کیـه.

545
01:06:48,816 --> 01:06:50,454
‫هربار که زنگ رو به صدا در میارم.

546
01:06:50,538 --> 01:06:53,058
‫جواب میده و می‌دونه که دارم بهش غذا میدم.

547
01:06:53,646 --> 01:06:56,544
‫به زودی می‌فهمه هرکسی که
‫زنگوله رو داره، اربابشـه و

548
01:06:56,628 --> 01:06:58,098
‫باید ازش اطاعت کنـه.

549
01:06:58,644 --> 01:07:00,576
‫من هیولا رو رام می‌کنم.
