﻿1
00:01:59,238 --> 00:02:01,002
‫«برای استقلالِ کُره»

2
00:02:03,690 --> 00:02:05,034
‫دو هفتۀ دیگه

3
00:02:05,622 --> 00:02:08,100
‫یه مراسم جمع‌آوری کمک مالی
‫برای خط مقدم ژاپن

4
00:02:08,184 --> 00:02:09,444
‫توی «بومینگوان» برگزار میشه

5
00:02:09,528 --> 00:02:10,830
‫بعد از بمب‌گذاری توکیو

6
00:02:10,914 --> 00:02:13,350
‫ارتش ژاپن دست و پا می‌زنه که
‫دخل و خرجش رو با هم جور کنه

7
00:02:13,434 --> 00:02:15,912
‫اونا دارن مردانِ چوسانِ خودمون رو
‫می‌فرستن خط مقدم

8
00:02:15,996 --> 00:02:17,634
‫پس این گردهمایی پروپاگاندایی

9
00:02:18,516 --> 00:02:20,196
‫واسه جمع کردن پول برای اهداف جنگی‌شونـه

10
00:02:20,280 --> 00:02:22,212
‫تمام افراد امپراتور در اون رویداد شرکت دارن

11
00:02:22,296 --> 00:02:24,816
‫سرهنگ دوم مینامی، سپهبد سیجیرو

12
00:02:24,900 --> 00:02:26,034
‫سرلشکر جونجی

13
00:02:26,832 --> 00:02:28,008
‫رئیس پلیس نیشیمورا

14
00:02:28,092 --> 00:02:30,276
‫و کمیسر ایشیکاوا قراره اونجا باشن

15
00:02:30,360 --> 00:02:32,670
‫همه‌ی کله‌گنده‌های گیونگ‌سئونگ اونجان

16
00:02:34,308 --> 00:02:37,080
‫نمایندۀ مردم ما «انجمن متحد چوسان»ـه

17
00:02:37,164 --> 00:02:39,222
‫همراه با حزب محافظه‌کار مین‌سانگ

18
00:02:40,314 --> 00:02:41,784
‫این بهترین فرصت برای ماست

19
00:02:42,540 --> 00:02:44,052
‫جون تیک، تو حتماً باید
‫توی اون رویداد حاضر باشی

20
00:02:47,958 --> 00:02:50,814
‫پس رهبران نیروهای اشغالگر ژاپن و

21
00:02:50,898 --> 00:02:55,140
‫سران خائن طرفدار ژاپن،
‫همگی یه جا جمع میشن

22
00:02:56,694 --> 00:02:58,878
‫این یه فرصت تکرار نشدنی برای ماست

23
00:02:58,962 --> 00:03:03,036
‫ما هنوز همۀ اون دینامیت‌هایی رو که واسه
‫منفجر کردن راه‌آهن دزدیده بودیم رو داریم

24
00:03:03,120 --> 00:03:04,338
‫حدوداً بیست کیلو میشه

25
00:03:05,430 --> 00:03:08,496
‫وقتی هم‌رزم جونگ دستگیر شد،
‫مجبور شدیم نقشه رو لغو کنیم

26
00:03:08,580 --> 00:03:11,856
‫ولی هنوز اون دینامیت دستمونـه

27
00:03:12,864 --> 00:03:15,762
‫نباید گیر بیفتیم.
‫به هر قیمتی شده این حمله باید انجام شه.

28
00:03:17,064 --> 00:03:18,828
‫هم‌رزم کوون، نگران نباش

29
00:03:18,912 --> 00:03:20,676
‫توی این جمع فقط من می‌دونم جاش کجاست

30
00:03:22,020 --> 00:03:23,532
‫می‌دونم کجا مخفیش کردیم

31
00:03:31,302 --> 00:03:32,814
‫همگی فرار کنید!

32
00:03:39,198 --> 00:03:40,248
‫از اینجا خارج شید!

33
00:03:52,428 --> 00:03:53,436
‫هم‌رزم کوون

34
00:03:57,972 --> 00:04:00,534
‫گرفتنش؟ به چه اتهامی؟

35
00:04:01,374 --> 00:04:02,886
‫واسه پخش کردن روزنامه‌های شورشی‌

36
00:04:03,810 --> 00:04:06,834
‫ولی یه چیز عجیبی هست. بهم گفتن
‫اونو داخل زندان عادی ننداختن

37
00:04:06,918 --> 00:04:08,010
‫پس کجا؟

38
00:04:08,094 --> 00:04:09,690
‫بردنش بیمارستان اونگ‎‌سئونگ

39
00:04:29,556 --> 00:04:31,026
‫چی؟

40
00:04:33,000 --> 00:04:34,302
‫همینجا ول‌مون می‌کنن؟

41
00:04:54,378 --> 00:04:55,470
‫هم‌رزم لی این‌هیوک؟

42
00:04:55,554 --> 00:04:56,856
‫تو کی هستی؟ آهای

43
00:04:57,486 --> 00:04:59,964
‫- وایسا، تو اهل چوسانی؟
‫- ببخشید

44
00:05:00,048 --> 00:05:02,022
‫آهای، هوی. اینجا!

45
00:05:04,584 --> 00:05:06,390
‫لطفاً به ما کمک کنید، آقا

46
00:05:06,474 --> 00:05:08,112
‫لطفاً به ما کمک کنید از اینجا خارج بشیم

47
00:05:09,414 --> 00:05:12,312
‫- می‌دونی هم‌رزم لی این‌هیوک کیه؟
‫- من به کمکت نیاز دارم آقا. گوش کن

48
00:05:12,354 --> 00:05:14,160
‫دو تا بچه توی خونه دارم که منتظرم هستن

49
00:05:14,244 --> 00:05:17,142
‫خواهش می‌کنم آقا، باید برم به
‫بچه‌هام غذا بدم. میشه کمکم کنید؟

50
00:05:18,570 --> 00:05:22,224
‫لطفاً کمکم کنید برگردم خونه!
‫خواهش می‌کنم آقا!

51
00:05:22,308 --> 00:05:25,710
‫متأسفم خانم. من الان
‫یه مأموریت واجب‌تر دارم

52
00:05:25,794 --> 00:05:27,768
‫نه، نه، نه، آقا. کمکم کن!

53
00:05:27,852 --> 00:05:29,490
‫اینجا! ما اینجاییم!

54
00:05:29,574 --> 00:05:31,296
‫- اینجاییم!
‫- آقا، به ما کمک کنید، التماس می‌کنم

55
00:05:32,556 --> 00:05:34,572
‫- خیلی متأسفم
‫- خواهش می‌کنم آقا! نـه!

56
00:05:35,286 --> 00:05:36,798
‫خواهش می‌کنم کمکم کن، آقا!

57
00:05:37,596 --> 00:05:38,940
‫هم‌رزم کوون!

58
00:05:39,654 --> 00:05:41,334
‫ممنون که اومدی دنبال‌مون

59
00:05:42,048 --> 00:05:45,240
‫خیلی‌خب حالا درمون بیار.
‫عجله کن ما رو از اینجا ببر بیرون.

60
00:05:47,634 --> 00:05:49,482
‫الان وقت ندارم.
‫توی موقعیت بدی هستم.

61
00:05:49,524 --> 00:05:51,330
‫وایسا، منظورت چیه؟

62
00:05:51,876 --> 00:05:54,312
‫مگه... مگه نیومدی اینجا
‫که کمکمون کنی فرار کنیم؟

63
00:05:54,816 --> 00:05:57,210
‫ازت می‌خوام بهم بگی
‫دینامیت‌ها رو کجا قایم کردی

64
00:05:57,798 --> 00:06:00,276
‫تا قبل از گردهمایی بزرگ
‫کمتر از ده روز وقت داریم

65
00:06:00,360 --> 00:06:03,174
‫بعید می‌دونم دیگه
‫همچین فرصتی دستمون بیاد

66
00:06:03,258 --> 00:06:06,660
‫باید بهم بگی، هم‌رزم لی.
‫کجا قایمش کردی؟ کجاست؟

67
00:06:07,668 --> 00:06:08,844
‫بهت نمیگم

68
00:06:10,440 --> 00:06:11,700
‫اول جفت‌مون رو از اینجا خلاص کن

69
00:06:13,968 --> 00:06:15,816
‫الان نمی‌تونم این کار رو بکنم

70
00:06:15,900 --> 00:06:18,546
‫گوش کن، اول بهم بگو دینامیت‌ها کجان

71
00:06:19,638 --> 00:06:21,570
‫قول میدم به محض اینکه
‫برم بیرون، برمی‌گردم

72
00:06:22,074 --> 00:06:24,972
‫یه راهی پیدا می‌کنم که جفت‌تون رو
‫از اینجا خلاص کنم. بهت قول میدم.

73
00:06:25,056 --> 00:06:27,576
‫- ما رو بیار بیرون وگرنه هیچی بهت نمیگم
‫- بگو کجاست!

74
00:06:27,576 --> 00:06:28,626
‫گوش کن!

75
00:06:29,172 --> 00:06:31,020
‫اینجا یه جهنم‌درّه‌ست!

76
00:06:31,902 --> 00:06:33,750
‫این یه زندان عادی نیست!

77
00:06:36,606 --> 00:06:38,706
‫هم‌رزم کوون، اگه ما رو از اینجا خلاص نکنی

78
00:06:38,790 --> 00:06:40,386
‫هیچی بهت نمیگم

79
00:06:42,570 --> 00:06:44,670
‫دینامیت‌ها رو بهت نمیدم

80
00:06:47,778 --> 00:06:48,870
‫جُم نخور

81
00:06:49,626 --> 00:06:50,844
‫دستات رو ببر بالا!

82
00:10:09,252 --> 00:10:11,898
‫این چی بود؟ این دیگه چجور هیولایی بود؟

83
00:10:11,982 --> 00:10:16,266
‫روحمم خبر نداره اون جونور چی بود.
‫هرچند، مطمئنم همینجا خلق شده.

84
00:11:30,774 --> 00:11:33,210
‫عجله کن. باید یه راه خروج پیدا کنی

85
00:11:33,294 --> 00:11:35,226
‫می‌تونیم خودمون رو
‫به تهویه‌ی مرکزی برسونیم

86
00:11:35,310 --> 00:11:37,200
‫پشت شوفاژخونه‌ایـه که الان توش هستیم

87
00:11:37,284 --> 00:11:38,292
‫بیا اون طرفی بریم

88
00:12:41,334 --> 00:12:42,678
‫چاقوت رو بنداز

89
00:12:44,988 --> 00:12:46,500
‫نشنیدی چی گفتم؟

90
00:12:47,256 --> 00:12:48,558
‫چاقو روی زمین

91
00:13:04,350 --> 00:13:07,710
‫«هیولای گیونگ‌سئونگ»
‫«مابین انکار و حقیقت»

92
00:13:07,794 --> 00:13:10,356
‫«قسمت پنجم: درماندگی»

93
00:13:11,196 --> 00:13:12,918
‫بهت گفتم چاقوت رو بنداز!

94
00:13:17,328 --> 00:13:20,016
‫چائه‌اوک. بیا کاری که میگه رو بکنیم

95
00:13:20,940 --> 00:13:22,830
‫چرا؟ در هر صورت جفتمون رو می‌کشه

96
00:13:22,914 --> 00:13:25,980
‫الان توی بد موقعیتی هستیم،
‫همه‌ چی بر ضد ماست

97
00:13:26,022 --> 00:13:28,122
‫قضیه همیشه برای تو کاریـه، مگه نه؟

98
00:13:29,046 --> 00:13:30,390
‫همیشه سریع وا میدی

99
00:13:30,474 --> 00:13:32,658
‫من سریع می‌تونم مشکل رو حل کنم

100
00:13:32,742 --> 00:13:35,136
‫مدیریت بحران توی خونِ منـه،
‫حتی بدترین نوعش

101
00:13:35,976 --> 00:13:37,908
‫اسمش رو بذار انعطاف‌پذیری

102
00:13:39,756 --> 00:13:41,772
‫الان وقت جوک گفتن نیست، ته‌سانگ

103
00:13:41,856 --> 00:13:44,334
‫حداقل از دست اون هیولای
‫وحشتناک فرار کردیم

104
00:13:44,880 --> 00:13:46,980
‫واقعاً تونستیم فرار کنیم؟

105
00:13:47,526 --> 00:13:49,290
‫سؤالم اینـه که هیولای واقعی کیه

106
00:13:50,214 --> 00:13:51,768
‫این آخرین هشدارتـه

107
00:13:52,440 --> 00:13:54,876
‫چاقوت رو بنداز و بخواب
‫روی زمین، همین حالا!

108
00:14:10,206 --> 00:14:14,112
‫اگه هر دومون اینجوری بمیریم،
‫انگار به اونا باختیم

109
00:14:14,196 --> 00:14:15,162
‫فعلاً تسلیم شو

110
00:14:15,666 --> 00:14:17,724
‫تو دایره‌لغاتِ من،
‫چیزی به اسم تسلیم وجود نداره

111
00:14:17,808 --> 00:14:20,370
‫معمولا، من هم همینطورم،
‫ولی این فرق می‌کنه

112
00:14:20,454 --> 00:14:22,218
‫بهم اعتماد کن. چاقو رو بنداز

113
00:14:22,806 --> 00:14:26,082
‫می‌خوام خودمون رو
‫زنده نگه دارم تا اینجا نمیریم

114
00:14:51,156 --> 00:14:52,164
‫تکون نخور!

115
00:15:15,852 --> 00:15:17,574
‫هنوز داریم دنبال اون هیولا می‌گردیم، قربان

116
00:15:18,372 --> 00:15:20,556
‫چند سرباز از جوخه‌ی اول کشته شدن؟

117
00:15:20,640 --> 00:15:22,488
‫همه‌شون. هیچکس زنده نموند

118
00:15:44,958 --> 00:15:46,218
‫داری میگی

119
00:15:47,604 --> 00:15:50,586
‫اون موجود خودش به تنهایی
‫بلده از آسانسور استفاده کنه؟

120
00:15:52,434 --> 00:15:54,450
‫چطور گذاشتی این اتفاق بیفته؟

121
00:15:54,954 --> 00:15:57,012
‫- اون هم زیر دماغت!
‫- عذر می‌خوام، قربان

122
00:15:58,398 --> 00:16:01,800
‫بهمون حمله شده بود.
‫یهویی بهمون شبیخون زدن، قربان.

123
00:16:01,884 --> 00:16:04,278
‫خب اون هیولا الان کجاست؟
‫کسی می‌دونه؟

124
00:16:04,362 --> 00:16:07,890
‫نگران نباشید قربان.
‫آسانسور اصلی قبلاً از کار افتاده

125
00:16:07,974 --> 00:16:10,242
‫و مسلسل‌چی‌ها توی تمام
‫مسیرهای طبقه‌ی اول زیرزمین

126
00:16:10,326 --> 00:16:11,502
‫مستقر شدن

127
00:16:11,586 --> 00:16:13,182
‫الان موقعیت تحت کنترلـه

128
00:16:13,266 --> 00:16:15,492
‫مطمئنم به زودی همه چی تموم میشه

129
00:16:15,576 --> 00:16:18,600
‫می‌دونی بیشتر از همه
‫از چی بدم میاد، سرباز؟

130
00:16:19,104 --> 00:16:20,910
‫مشکلاتی که میشه
‫به کل ازشون اجتناب کرد

131
00:16:22,422 --> 00:16:25,026
‫و چیزی که بیشتر بدم میاد اینه که
‫اون مشکلاتی که می‌شد ازشون اجتناب کرد

132
00:16:25,110 --> 00:16:26,244
‫درست شدن‌شون خیلی طول بکشه

133
00:16:26,916 --> 00:16:27,924
‫ببخشید، جناب مدیر

134
00:16:28,512 --> 00:16:31,410
‫مثل یه دختر دبیرستانی رقت‌انگیز و
‫درمونده عذرخواهی می‌کنی

135
00:16:31,494 --> 00:16:34,140
‫به جای اینکه راه‌ حلی
‫واسه مشکل پیدا کنی

136
00:16:34,224 --> 00:16:37,542
‫از نظر من، تو مایه‌ی سرافکندگی
‫هستی، آقای سوما

137
00:16:41,616 --> 00:16:45,144
‫شما، ماجرا رو حل کنید
‫قبل اینکه اتفاق بدتری بیفته

138
00:16:45,648 --> 00:16:46,488
‫مفهومـه؟

139
00:16:46,572 --> 00:16:47,622
‫بله، قربان!

140
00:16:51,150 --> 00:16:52,956
‫دکتر ایچیرو، یه مزاحم رو دستگیر کردیم

141
00:17:03,120 --> 00:17:04,128
‫ببین کی اینجاست

142
00:17:04,632 --> 00:17:06,858
‫ارباب جوان شرکت بوگانگ

143
00:17:07,530 --> 00:17:10,848
‫شنیدم خیلی آدم دردسرساز و
‫رو مخی هستی

144
00:17:10,932 --> 00:17:13,284
‫انگار الان توی بد دردسری افتادی

145
00:17:14,460 --> 00:17:16,896
‫دوستت جانگ ته‌سانگ هم باهات اومده؟

146
00:17:16,980 --> 00:17:18,828
‫من هیچ ارتباطی با اونا ندارم،
‫پس ولم کن برم

147
00:17:19,752 --> 00:17:20,760
‫ای شورشی عوضی

148
00:17:23,742 --> 00:17:25,422
‫درست گفتم؟

149
00:17:28,740 --> 00:17:30,756
‫لطفاً به پدرم نگو شورشی‌ام، باشه؟

150
00:17:37,140 --> 00:17:38,610
‫مراقب حرف زدنت باش

151
00:17:39,408 --> 00:17:41,424
‫چطور جرأت می‌کنی با من
‫اینطوری حرف بزنی؟

152
00:17:42,054 --> 00:17:44,112
‫برام مهم نیست پدرت کیه

153
00:17:44,196 --> 00:17:47,682
‫فقط بدون اگه توی این بیمارستان بمیری،
‫برای هیچکس مهم نیست

154
00:17:49,236 --> 00:17:50,244
‫خرفهم شدی؟

155
00:17:55,662 --> 00:17:57,888
‫- ببریدش آزمایشگاه
‫- اطاعت!

156
00:18:06,834 --> 00:18:09,690
‫می‌تونیم ازش به عنوان اهرم فشار برای
‫گرفتن بودجه‌ از پدرش استفاده کنیم

157
00:18:09,774 --> 00:18:11,286
‫زمان‌بندی بهتر از این نمی‌شد

158
00:18:11,580 --> 00:18:14,898
‫می‌خوام یه درسی بهش بدم،
‫ولی زنده می‌مونه

159
00:18:19,266 --> 00:18:20,442
‫برو تو!

160
00:18:26,574 --> 00:18:28,128
‫این در رو باز کنید!
‫بازش کنید!

161
00:18:28,800 --> 00:18:29,808
‫در رو باز کنید!

162
00:18:31,110 --> 00:18:33,042
‫بذارید برم! بذارید برم!

163
00:18:33,126 --> 00:18:34,554
‫تکون نخور!

164
00:19:14,622 --> 00:19:15,588
‫قربان!

165
00:19:17,352 --> 00:19:18,192
‫چیه؟

166
00:19:18,276 --> 00:19:19,956
‫جوخه‌ای که توی بخش کنترل بیماری بود

167
00:19:20,712 --> 00:19:22,728
‫دو تا مزاحم توی طبقه‌ی دوم
‫زیرزمین پیدا کرده

168
00:19:22,812 --> 00:19:24,660
‫دارن می‌برن‌شون پیش ستوان کاتو

169
00:19:38,688 --> 00:19:39,486
‫اونا کی هستن؟

170
00:19:39,570 --> 00:19:41,586
‫مزاحم‌هایی که دزدکی
‫وارد بیمارستان شدن، قربان

171
00:19:56,034 --> 00:19:57,084
‫این ارباب جانگـه

172
00:19:57,168 --> 00:19:59,898
‫- ارباب جانگ؟ واقعاً؟
‫- اون ارباب جانگـه

173
00:20:02,082 --> 00:20:03,090
‫ساکت!

174
00:20:10,440 --> 00:20:12,372
‫اینی که اینجاست رو می‌برم

175
00:20:13,422 --> 00:20:15,312
‫- بیاریدش
‫- بله قربان

176
00:20:15,396 --> 00:20:17,328
‫وایستید! کجا داریم می‌ریم؟

177
00:20:18,042 --> 00:20:20,142
‫- پس اون چی؟
‫- اون همینجا می‌مونه!

178
00:20:22,200 --> 00:20:23,670
‫دست بهش نزن!

179
00:20:25,182 --> 00:20:26,232
‫چیه؟

180
00:20:26,988 --> 00:20:28,374
‫این زنتـه؟

181
00:20:29,088 --> 00:20:30,180
‫بریم

182
00:20:30,264 --> 00:20:32,994
‫همونجا که هستی بمون!
‫قول میدم برگردم سراغت!

183
00:20:34,254 --> 00:20:35,640
‫تو دیگه مال منی!

184
00:20:36,522 --> 00:20:40,092
‫همونجا که هستی بمون. پیدات می‌کنم!
‫بهت قول میدم! برمی‌گردم سراغت!

185
00:21:13,188 --> 00:21:16,758
‫ممکنه اون هیولا باهوش‌تر از
‫چیزی باشه که انتظارش می‌رفت

186
00:21:18,648 --> 00:21:21,210
‫خودش به تنهایی یاد گرفته
‫چطوری از آسانسور استفاده کنه

187
00:21:26,376 --> 00:21:29,652
‫الان بیشتر از یک ساعته که ندیدیمش

188
00:21:38,052 --> 00:21:40,404
‫موندم دنبالِ چیه

189
00:21:51,366 --> 00:21:54,054
‫مزاحم‌ها رو دستگیر کردیم، ستوان

190
00:21:54,138 --> 00:21:56,574
‫گویا میگن که هیولا رو دیدن

191
00:22:47,226 --> 00:22:50,166
‫حالا بالاخره من و تو می‌تونیم صحبت کنیم

192
00:22:52,140 --> 00:22:54,408
‫خب چرا دزدکی وارد این ساختمون شدید؟

193
00:22:54,492 --> 00:22:56,424
‫قصد چه کاری داشتید؟

194
00:22:58,146 --> 00:22:59,742
‫اینجا دنبالِ یکی هستم

195
00:23:01,884 --> 00:23:04,320
‫می‌دونستی که اینجا بودنت غیرقانونیـه

196
00:23:04,824 --> 00:23:06,840
‫با این‌حال بی‌اجازه وارد شدی. چرا؟

197
00:23:10,074 --> 00:23:13,392
‫باشه، پس الان بودن من
‫داخل این بیمارستان غیر قانونیـه

198
00:23:15,240 --> 00:23:17,760
‫ولی یجوری می‌تونین
‫اینجا روی آدم‌ها آزمایش کنین؟

199
00:23:22,422 --> 00:23:24,480
‫به من

200
00:23:25,110 --> 00:23:26,202
‫احترام

201
00:23:27,084 --> 00:23:28,050
‫بذار

202
00:23:28,554 --> 00:23:32,292
‫چطور اول تو یه‌کم بهم احترام بذاری
‫به جای اینکه منو بزنی و هلم بدی؟

203
00:23:34,602 --> 00:23:36,366
‫چرا به هر دری می‌زنی که بهت توجه کنم؟

204
00:23:46,278 --> 00:23:49,512
‫چطوره از اول شروع کنیم؟

205
00:23:49,596 --> 00:23:51,402
‫چرا امشب دزدکی وارد این ساختمون شدی؟

206
00:23:51,486 --> 00:23:52,788
‫حقیقت رو بهم بگو!

207
00:23:57,198 --> 00:23:58,878
‫از جون من چی می‌خوای؟

208
00:23:59,760 --> 00:24:03,162
‫بمب‌گذاری‌های اخیر توکیو.
‫شنیدی دیگه؟

209
00:24:04,254 --> 00:24:07,404
‫بگی‌نگی، ولی اون چه ربطی به این داره؟

210
00:24:07,488 --> 00:24:10,344
‫من قصد ندارم برگردم خونه

211
00:24:11,268 --> 00:24:12,822
‫حتی وقتی جنگ تموم بشه

212
00:24:13,578 --> 00:24:14,964
‫خانواده‌ام از اینجا خوش‌شون میاد

213
00:24:15,468 --> 00:24:18,618
‫گیونگ‌سئونگ جای قشنگیـه و
‫اونا هم نمی‌خوان برگردن

214
00:24:19,416 --> 00:24:20,466
‫باشه، خب؟

215
00:24:23,490 --> 00:24:26,556
‫یه پول درشت و یه خونه‌ی قشنگ بهم میدی

216
00:24:28,572 --> 00:24:30,294
‫می‌خوام یه مغازۀ جدید هم باز کنم

217
00:24:31,596 --> 00:24:34,242
‫اگه اینا رو برام فراهم کنی،
‫زنده از این بیمارستان میری

218
00:24:34,326 --> 00:24:35,334
‫پیشنهاد من اینـه

219
00:24:41,844 --> 00:24:44,616
‫اون‌وقت چی باعث شده
‫فکر کنی من موافقت می‌کنم؟

220
00:24:45,204 --> 00:24:48,522
‫یکی بهم بدهکاری. زنده‌ای
‫چون قبلاً کمکت کردم

221
00:24:50,076 --> 00:24:52,722
‫میشه یه نگاهی داخل گاریت بندازیم؟

222
00:25:05,280 --> 00:25:07,632
‫می‌خوای جای دیگه‌ای رو هم بررسی کنی؟

223
00:25:07,716 --> 00:25:10,488
‫نه. شب خوبی داشته باشید،
‫آقای ساچیموتو

224
00:25:12,630 --> 00:25:14,352
‫راستش رو بخوای، غافلگیر شدم

225
00:25:15,108 --> 00:25:16,998
‫با اینکه می‌دونستم به خاطر آکیکو اومدی اینجا

226
00:25:18,132 --> 00:25:20,442
‫انتظار نداشتم به بچه‌ها هم کمک کنی

227
00:25:22,542 --> 00:25:24,768
‫اسمش میونگ‌جائـه. کجاست؟

228
00:25:27,078 --> 00:25:28,086
‫بیخیال شو

229
00:25:29,514 --> 00:25:31,908
‫محاله بتونی آزادش کنی

230
00:25:33,000 --> 00:25:35,016
‫پس بیخیالش شو و بدون اون برو

231
00:25:36,570 --> 00:25:39,972
‫اون پایین توی زندان، کلی آدم
‫اهل چوسان رو حبس کردید

232
00:25:41,148 --> 00:25:42,408
‫قصد دارید با اون همه

233
00:25:42,450 --> 00:25:44,508
‫زن و بچه‌ی بی‌گناه چیکار کنید؟

234
00:25:46,734 --> 00:25:49,170
‫اون هیولای وحشتناک چطور؟

235
00:25:50,514 --> 00:25:52,320
‫اصلاً درست کردن اون جونور چه فایده‌ای داره؟

236
00:25:52,950 --> 00:25:54,588
‫دارن آزمایشات زیست‌شناختی انجام میدن؟

237
00:25:54,672 --> 00:25:57,318
‫اون همه زندانی واسه آزمایش کردن هستن؟

238
00:26:00,342 --> 00:26:01,728
‫این یعنی

239
00:26:03,240 --> 00:26:04,962
‫قراره پیشنهادم رو رد کنی؟

240
00:26:12,102 --> 00:26:13,236
‫چائه‌اوک کجاست؟

241
00:26:14,412 --> 00:26:16,722
‫زنی که همراه من دستگیر شد کجاست؟

242
00:26:25,164 --> 00:26:27,054
‫به نظر درد داشت

243
00:26:27,138 --> 00:26:30,036
‫- داره کتک می‌خوره
‫- خوب حالش رو جا آورد

244
00:26:42,216 --> 00:26:43,896
‫اگه واقعاً می‌خوای زنده از اینجا بری

245
00:26:43,980 --> 00:26:46,164
‫اون‌وقت پیشنهادم رو قبول می‌کنی
‫و خودت رو نجات میدی

246
00:26:46,248 --> 00:26:49,104
‫اگه بدون میونگ‌جا از اینجا برم
‫در هر صورت می‌میرم

247
00:26:50,994 --> 00:26:53,934
‫پس چرا بهم نمیگی اون دو زن کجا هستن؟

248
00:26:56,328 --> 00:26:57,672
‫وگرنه معامله‌ای در کار نیست

249
00:27:07,206 --> 00:27:10,986
‫چرا دزدکی وارد این ساختمون شدید؟
‫نقشه‌تون چی بود

250
00:27:13,884 --> 00:27:15,564
‫همین الان جوابم رو بده!

251
00:27:19,974 --> 00:27:21,402
‫برو بمیر، خب؟

252
00:27:26,568 --> 00:27:27,534
‫بیا بگیرش

253
00:28:03,234 --> 00:28:05,670
‫من خیلی خوب بلدم

254
00:28:06,384 --> 00:28:10,668
‫چطوری زن کله‌شقی مثل تو رو مُقُر بیارم

255
00:28:20,076 --> 00:28:22,890
‫شاید بتونی با زور بهم تعرض کنی

256
00:28:25,704 --> 00:28:28,182
‫ولی این هیچ قدرتی بهت نمیده

257
00:28:31,164 --> 00:28:32,508
‫هنوز اینو نفهمیدی؟

258
00:28:32,592 --> 00:28:33,684
‫زنیکه‌ی عوضی

259
00:28:33,768 --> 00:28:35,238
‫می‌کُشمت!

260
00:28:35,322 --> 00:28:36,918
‫کافیه!

261
00:28:46,116 --> 00:28:48,090
‫فعلاً کافیه، گروهبان هاندا

262
00:28:48,174 --> 00:28:51,030
‫ستوان، باید یه درسی بهش بدم.
‫اون کله‌شقـه.

263
00:28:52,248 --> 00:28:53,802
‫هنوز متوجه نشدی؟

264
00:28:54,768 --> 00:28:56,196
‫اون اصلاً ازت نترسیده

265
00:29:55,878 --> 00:29:57,138
‫حق با تو بود

266
00:29:58,440 --> 00:30:00,036
‫درست وقتی فکر می‌کنی

267
00:30:01,128 --> 00:30:03,774
‫شکوفه‌های گیلاس، کاملاً گل دادن

268
00:30:04,782 --> 00:30:06,798
‫شروع به ریختن می‌کنن

269
00:30:22,842 --> 00:30:24,984
‫خانم ناول

270
00:30:26,034 --> 00:30:28,554
‫از ارباب جانگ خبری ندارید؟
‫برنگشته؟

271
00:30:37,542 --> 00:30:39,138
‫پس هنوز برنگشته؟

272
00:30:47,664 --> 00:30:51,360
‫لابد دیشب اصلاً استراحت نکردی، ایشیکاوا

273
00:30:51,444 --> 00:30:52,662
‫بی‌قرار بودی

274
00:30:54,930 --> 00:30:55,938
‫خب

275
00:30:57,324 --> 00:31:01,062
‫انگار فقط من تا دیروقت
‫بیرون نبودم، مگه نه؟

276
00:31:02,322 --> 00:31:03,330
‫درسته

277
00:31:33,948 --> 00:31:34,956
‫بفرمایید بشینید، قربان

278
00:31:38,484 --> 00:31:41,256
‫پیغامت به دستم رسید و
‫فوراً خودمو رسوندم

279
00:31:41,844 --> 00:31:44,322
‫پس لطفاً بهم بگو چه خبره

280
00:31:46,086 --> 00:31:48,942
‫- چیزی واسه نوشیدن نمی‌خواید؟
‫- اگه یه‌کم آب بدید ممنون میشم

281
00:31:54,654 --> 00:31:56,628
‫می‌خواستم راجع به پسرتون صحبت کنم

282
00:31:56,712 --> 00:31:59,526
‫متأسفانه خودش رو به دردسر انداخته

283
00:31:59,610 --> 00:32:03,726
‫دیشب، موقع ورود غیرقانونی داخل
‫بیمارستان اونگ‌سئونگ دستگیرش کردن

284
00:32:05,574 --> 00:32:09,522
‫خیلی خجالت‌آوره. شرمنده‌ام.
‫روم سیاه.

285
00:32:09,606 --> 00:32:11,370
‫به نظر من وضعیت رو دستِ کم گرفتید

286
00:32:14,898 --> 00:32:16,830
‫این وضعیت خیلی جدی‌ـه

287
00:32:18,678 --> 00:32:21,702
‫قضیه بیشتر از دزدکی وارد شدنـه

288
00:32:23,508 --> 00:32:25,524
‫اینطور که شنیدم شورشی هم هست

289
00:32:28,716 --> 00:32:30,984
‫اگه پسرت به جرمی محکوم بشه

290
00:32:31,488 --> 00:32:34,134
‫خانواده و شرکتت در معرض
‫خطر بزرگی قرار می‌گیره

291
00:32:55,008 --> 00:32:56,268
‫پس تو یه شورشی هستی؟

292
00:32:58,074 --> 00:33:00,720
‫دنبالِ چی هستی؟

293
00:33:02,148 --> 00:33:03,786
‫استقلال چوسان؟

294
00:33:04,962 --> 00:33:06,600
‫یه همچین چیزی؟

295
00:33:36,546 --> 00:33:37,932
‫راستش رو بخوای

296
00:33:39,108 --> 00:33:40,998
‫شکنجه معمولاً اولین گزینه‌ام نیست

297
00:33:44,484 --> 00:33:48,138
‫به نظرم خسته کننده‌ست،
‫شلوغ‌کاری داره و ناخوشاینده

298
00:33:49,188 --> 00:33:50,742
‫در عوض، ترجیح میدم

299
00:33:51,624 --> 00:33:54,018
‫بندازمت توی یکی از محفظه‌ها کنار بقیه

300
00:33:54,102 --> 00:33:56,580
‫سرت رو بشکافم، شکمت رو
‫بُرش بدم، ساده‌تره

301
00:34:11,112 --> 00:34:13,464
‫می‌خوام اسم دوستانِ مزاحمت رو بنویسی

302
00:34:13,506 --> 00:34:16,866
‫و دلیل ورود غیرقانونی‌تون رو،
‫به همراه افرادی که داشتی باهاشون کار می‌کردی

303
00:34:18,966 --> 00:34:20,142
‫یه ساعت وقت داری

304
00:34:20,940 --> 00:34:24,174
‫اگه اسمشون رو ننویسی،
‫همینجا زندانی می‌مونی

305
00:34:25,056 --> 00:34:28,416
‫ولی بعدش، پهنت می‌کنیم روی
‫میز کالبدشکافی و یه تفریحی می‌کنیم

306
00:34:36,396 --> 00:34:39,042
‫برای چوسانی آزاد و مستقل می‌جنگی

307
00:34:40,134 --> 00:34:42,066
‫رویای بزرگی داری.
‫اینو اعتراف می‌کنم.

308
00:34:42,780 --> 00:34:46,098
‫باید بدونی که سرنوشت شرکت پدرت
‫به مدیر ایچیرو بستگی داره

309
00:34:47,736 --> 00:34:49,584
‫عجب احمقی هستی ها

310
00:35:03,906 --> 00:35:05,712
‫اگه تونستی بری اون پایین

311
00:35:05,796 --> 00:35:08,148
‫میشه دنبال برادر کوچولوی من هم بگردی؟

312
00:35:08,736 --> 00:35:10,332
‫اسمش «اوه سانگ‌دئوک»ـه

313
00:35:11,172 --> 00:35:13,272
‫زیر گوش راستش یه ماه‌گرفتگی هست

314
00:35:13,356 --> 00:35:15,246
‫تقریباً به اندازه‌ی یه بند انگشتـه

315
00:35:34,188 --> 00:35:36,288
‫چرا این کار رو با خودت می‌کنی، جون‌تاک؟

316
00:35:43,008 --> 00:35:45,738
‫مشکلاتت هر چی که هست،
‫راه حلش نوشیدنی خوردن نیست

317
00:35:51,324 --> 00:35:53,886
‫آره، ولی اقلاً بعد از
‫بالا آوردن حالم بهتر میشه

318
00:35:55,482 --> 00:35:57,960
‫خانواده‌ات تا الان چند بار خبرت رو گرفتن

319
00:36:00,942 --> 00:36:02,832
‫گمونم بهتره بری خونه

320
00:36:06,024 --> 00:36:07,074
‫ته‌سانگ

321
00:36:10,896 --> 00:36:13,290
‫من از معاملات تجاری پدرم خجالت می‌کشم

322
00:36:15,894 --> 00:36:19,212
‫پدرم از خیانت به کشورش،
‫خیلی پولدار شده

323
00:36:19,296 --> 00:36:20,472
‫باورت میشه؟

324
00:36:21,900 --> 00:36:24,042
‫از اینکه همچین زندگی مرفهی دارم،
‫از خودم بدم میاد

325
00:36:24,546 --> 00:36:26,478
‫در عین حال، خیلی خوش‌شانسم

326
00:36:27,990 --> 00:36:31,560
‫همون کسایی که به خاطر پول پدرم
‫پاچه‌خواری‌شو می‌کنن

327
00:36:32,694 --> 00:36:35,928
‫همونایی هستن که هر وقت رومون رو
‫برمی‌گردونیم، محکوم‌مون می‌کنن

328
00:36:37,524 --> 00:36:39,750
‫اونا نمی‌دونن ما پشت صحنه چیکارا می‌کنیم

329
00:36:42,102 --> 00:36:44,664
‫واسه همینـه هر کسی رو
‫که به تو یا خانواده‌ات

330
00:36:44,748 --> 00:36:46,806
‫چپ نگاه کنه می‌زنم لت و پار می‌کنم

331
00:36:50,040 --> 00:36:52,266
‫تو یه چیز دیگه هستی، می‌دونستی؟

332
00:36:53,316 --> 00:36:56,466
‫همون موقع هم از همه بهتر مشت می‌زدی
‫ولی هیچ‌وقت شورشی رو رهبری نکردی

333
00:36:57,600 --> 00:37:00,918
‫چون همیشه تمرکزم
‫روی امرار معاش بود

334
00:37:02,724 --> 00:37:06,168
‫تو خیلی باهوشی.
‫و به شدت لایقی.

335
00:37:08,268 --> 00:37:10,116
‫پس چرا مغازۀ گرو فروشی آخه؟

336
00:37:11,460 --> 00:37:14,358
‫خب، با توجه به جذابیت و استعدادهام

337
00:37:15,114 --> 00:37:16,584
‫کاملاً بهم میاد، می‌دونی؟

338
00:37:18,810 --> 00:37:19,902
‫تو اصلاً...

339
00:37:21,120 --> 00:37:24,102
‫اصلاً تا حالا رویای بزرگتری
‫واسه خودت نداشتی، ته‌سانگ؟

340
00:37:24,858 --> 00:37:27,042
‫تو همیشه اهل رویاپردازی بودی

341
00:37:27,126 --> 00:37:29,058
‫ده ساله داری همین رو ازم می‌پرسی

342
00:37:29,100 --> 00:37:30,276
‫خسته نشدی؟

343
00:37:33,468 --> 00:37:35,064
‫باطن خوبی داری

344
00:37:37,122 --> 00:37:41,406
‫تو تنها دوستمی که صداقت و میهن‌پرستی و

345
00:37:43,002 --> 00:37:45,354
‫همه چیزم رو می‌فهمه

346
00:37:48,210 --> 00:37:51,276
‫پس یالا! توی انجمن وطن‌دوستان
‫بهمون ملحق شو، ته‌سانگ

347
00:37:53,166 --> 00:37:56,358
‫ولم کن، جون‌تاک. نمی‌خوام
‫کت و شلوار جدیدم بوی نوشیدنی بگیره

348
00:37:56,442 --> 00:37:59,340
‫بیا برای کشورمون خوب زندگی کنیم و
‫جوون‌مرگ بشیم!

349
00:37:59,424 --> 00:38:00,810
‫نظرت چیه؟

350
00:38:02,532 --> 00:38:04,128
‫نمی‌خوام، باشه؟

351
00:38:04,842 --> 00:38:07,698
‫می‌خوام یه زندگی طولانی بدون تو داشته باشم

352
00:38:07,782 --> 00:38:10,470
‫آهای! وایسا! وایسا!

353
00:38:10,554 --> 00:38:13,578
‫صبر کن، ته‌سانگ! هنوز حرفم
‫تموم نشده. حرفم تموم نشده.

354
00:38:28,866 --> 00:38:32,730
‫فکر کنم ارباب خرپول
‫خانه گنجینۀ طلایی هم

355
00:38:32,814 --> 00:38:34,242
‫نمی‌تونه از زندان فرار کنه

356
00:38:34,788 --> 00:38:39,030
‫به فکرت نرسید قبل از اینکه وارد
‫بیمارستان بشی، به چند تا ژاپنی رشوه بدی؟

357
00:38:39,702 --> 00:38:42,180
‫اصلاً چطور یکی مثل تو
‫سر از اینجا در آورده؟

358
00:38:42,264 --> 00:38:43,860
‫خودم هم کنجکاوم

359
00:38:44,448 --> 00:38:46,380
‫به خاطر یه زنی
‫به اسم میونگ‌جا اینجام

360
00:38:46,884 --> 00:38:47,892
‫وایسا

361
00:38:48,480 --> 00:38:51,294
‫شاید به خاطر کمیسر ایشیکاوا اینجام؟

362
00:38:51,840 --> 00:38:52,806
‫نه، وایسا

363
00:38:53,604 --> 00:38:55,536
‫یا شاید همه‌اش تقصیر زنشـه

364
00:38:57,006 --> 00:38:57,972
‫پس...

365
00:39:00,450 --> 00:39:01,920
‫با هم‌رزم کوون اومدی داخل؟

366
00:39:02,760 --> 00:39:04,062
‫صرفاً جهت اطلاع

367
00:39:04,104 --> 00:39:07,002
‫لیاقت ندارم اسمم با اون
‫توی یه جمله برده بشه

368
00:39:07,506 --> 00:39:09,270
‫دوستم هدف شریفی داره

369
00:39:09,354 --> 00:39:12,462
‫اون جونش رو واسه یه هدف شرافتمندانه به خطر
‫انداخته و من فقط می‌خوام یه دختر رو نجات بدم

370
00:39:16,116 --> 00:39:19,560
‫هرچند، در کل،
‫زندگی آدم‌ها به نظر ناچیز میاد

371
00:39:20,064 --> 00:39:22,710
‫بنا به دلایل نامعلوم،
‫خیلی از مرگ می‌ترسم

372
00:39:28,422 --> 00:39:30,942
‫نه. خیلی حرف زدم، مگه نه؟

373
00:39:32,034 --> 00:39:35,898
‫بهتره دست از وراجی بردارم
‫و آماده‌ی خروج از اینجا بشم

374
00:39:37,494 --> 00:39:38,754
‫منظورت چیه؟

375
00:39:39,846 --> 00:39:41,316
‫چطور قراره از اینجا خارج بشی؟

376
00:39:44,340 --> 00:39:45,600
‫من جانگ ته‌سانگ هستم

377
00:39:46,146 --> 00:39:49,254
‫فکر می‌کنید یه آدم پولدار و
‫بانفوذ مثل من توی گیونگ‌سئونگ

378
00:39:49,338 --> 00:39:51,606
‫بدون اینکه داخل آدم
‫داشته باشه، میاد اینجا؟

379
00:39:54,798 --> 00:39:58,116
‫اینا شرایط من هستن.
‫این سه چیز رو برام فراهم کن.

380
00:39:59,880 --> 00:40:03,072
‫به خانم ناول توی خانه
‫گنجینۀ طلایی زنگ می‌زنی

381
00:40:12,102 --> 00:40:13,110
‫ارباب جانگ؟

382
00:40:13,992 --> 00:40:15,000
‫بله

383
00:40:15,462 --> 00:40:16,890
‫خودم هستم، بله

384
00:40:16,974 --> 00:40:20,544
‫ارباب جانگ یه پیغام برات داره.
‫باید بنویسیش.

385
00:40:22,980 --> 00:40:24,072
‫حاضرم. بفرما

386
00:40:25,668 --> 00:40:27,264
‫درخواست دومت چیه؟

387
00:40:27,348 --> 00:40:30,750
‫همه‌ی افراد گشتی و سربازهاتون رو
‫از سلول‌های زندان دور کن

388
00:40:30,834 --> 00:40:33,018
‫هر دوتون با من بیاید

389
00:40:33,858 --> 00:40:34,824
‫همین الان، قربان؟

390
00:40:36,798 --> 00:40:39,822
‫مربوط به نمونه‌ی آزمایشگاهی
‫توی طبقه‌ی چهارم زیرزمین‌ـه

391
00:40:39,906 --> 00:40:41,922
‫پس خفه شید و از دستورام پیروی کنید!

392
00:40:43,182 --> 00:40:44,190
‫بله قربان

393
00:40:46,752 --> 00:40:47,760
‫آهای!

394
00:40:48,096 --> 00:40:50,322
‫تو که اونجایی! تو هم بیا!

395
00:40:50,406 --> 00:40:51,708
‫بله قربان!

396
00:41:15,732 --> 00:41:18,588
‫وایسا، وایسا!
‫بذار ما هم باهات بیایم، ارباب جانگ!

397
00:41:18,672 --> 00:41:21,318
‫- ما رو هم با خودت می‌بری؟
‫- آقای جانگ، ما رو ول نکن!

398
00:41:21,402 --> 00:41:24,888
‫- لطفاً ما رو هم ببر
‫- کمکمون کن، ارباب جانگ!

399
00:41:29,802 --> 00:41:31,482
‫وایسا، وایسا. ارباب جانگ

400
00:41:31,566 --> 00:41:34,800
‫فقط یه نیم ساعتی صبر کنید.
‫برمی‌گردم همه‌تون رو در میارم.

401
00:41:34,884 --> 00:41:37,110
‫چطور توقع داری باور کنیم؟

402
00:41:37,194 --> 00:41:39,042
‫اگه برنگردی چی؟

403
00:41:39,714 --> 00:41:41,856
‫خیلی بدگمانی، مگه نه هم‌رزم لی؟

404
00:41:45,048 --> 00:41:47,400
‫قول میدم برگردم، خب؟

405
00:41:47,904 --> 00:41:50,844
‫پس همینجا صبر کنید تا برگردم.
‫تکون نخورید.

406
00:41:51,348 --> 00:41:52,608
‫باشه

407
00:41:53,910 --> 00:41:56,850
‫- ارباب جانگ، مراقب باش
‫- وایسا وایسا، ارباب جانگ!

408
00:41:58,698 --> 00:42:02,982
‫شرمنده، درخواست سومت زیادیـه.
‫اگه بری دنبال اون دختره بگردی، ممکنه بمیری.

409
00:42:03,066 --> 00:42:05,544
‫خودم تصمیم می‌گیرم که امشب بمیرم یا نه

410
00:42:07,728 --> 00:42:08,820
‫یون چائه‌اوک

411
00:42:09,828 --> 00:42:11,466
‫کجا نگهش می‌دارن؟

412
00:42:17,220 --> 00:42:18,228
‫اینو بپوش

413
00:42:29,148 --> 00:42:30,156
‫ممنون بابت لباس

414
00:42:34,356 --> 00:42:36,540
‫من زیاد توی گیونگ‌سئونگ نبودم

415
00:42:37,758 --> 00:42:39,396
‫قبلش توی منچوری بودم

416
00:42:40,320 --> 00:42:42,378
‫پس توی بخش کنترل بیماری کار می‌کردی؟

417
00:42:43,848 --> 00:42:46,326
‫اون هیولا رو از منچوری آوردی اینجا؟

418
00:42:49,056 --> 00:42:50,022
‫تو کی هستی؟

419
00:42:53,676 --> 00:42:54,894
‫با گروه مقاومت هستی؟

420
00:42:54,978 --> 00:42:58,464
‫مادرم ده سال پیش ناپدید شد و
‫از اون موقع دارم دنبالش می‌گردم

421
00:43:00,270 --> 00:43:02,412
‫وقتی داشتم دنبال مادرم می‌گشتم

422
00:43:03,504 --> 00:43:06,066
‫دیدم توی مانوول چه آزمایشاتی
‫رو مردم چوسان انجام دادید

423
00:43:09,846 --> 00:43:13,542
‫اصلاً تصور نمی‌کردم توش گیونگ‌سئونگ
‫از جزیره‌ی مانوول بشنوم

424
00:43:13,626 --> 00:43:16,860
‫می‌خوام بدونم چرا اون هیولا رو
‫برداشتی آوردی گینوگ‌سئونگ

425
00:43:19,548 --> 00:43:22,656
‫می‌دونی، به عنوان یه دانشمند،
‫من همیشه کنجکاوم

426
00:43:23,622 --> 00:43:26,100
‫به چیزی که خلق می‌کنم علاقمند میشم

427
00:43:26,940 --> 00:43:27,948
‫ولی توقع ندارم

428
00:43:28,914 --> 00:43:30,510
‫این رو درک کنی

429
00:43:41,472 --> 00:43:42,564
‫احیاناً

430
00:43:44,454 --> 00:43:46,764
‫من و تو قبلاً همدیگه رو ندیدیم؟

431
00:43:49,788 --> 00:43:50,754
‫چشمات

432
00:43:52,434 --> 00:43:54,366
‫برام کمی آشناست

433
00:44:02,388 --> 00:44:03,648
‫گفتی اسم مادرت

434
00:44:05,202 --> 00:44:07,638
‫که خیلی وقته گم شده چیه؟

435
00:44:08,982 --> 00:44:10,536
‫اسم ژاپنیش...

436
00:44:13,518 --> 00:44:14,484
‫سیشین بود

437
00:44:34,476 --> 00:44:35,610
‫بگو کی هستی

438
00:44:36,450 --> 00:44:37,458
‫خب اسمم...

439
00:44:38,592 --> 00:44:39,642
‫چوی سئونگ سیمـه

440
00:44:45,522 --> 00:44:46,530
‫یا سیشین

441
00:44:56,946 --> 00:44:57,954
‫ولی چرا؟

442
00:44:59,130 --> 00:45:01,104
‫چرا از مادرم می‌پرسی؟

443
00:45:06,396 --> 00:45:07,950
‫گفتی اون هیولا رو دیدی

444
00:45:08,034 --> 00:45:09,168
‫از نزدیک که دیدیش چطور بود؟

445
00:45:11,226 --> 00:45:12,234
‫ترسناک بود

446
00:45:13,284 --> 00:45:17,022
‫نکته‌ی خاص دیگه‌ای
‫از اون هیولا متوجه نشدی؟

447
00:45:17,106 --> 00:45:18,828
‫هیچیش برات آشنا نبود؟

448
00:45:19,584 --> 00:45:20,550
‫چطور؟

449
00:45:21,978 --> 00:45:24,036
‫جونم رو برداشته بودم و داشتم فرار می‌کردم

450
00:45:25,548 --> 00:45:27,774
‫پس وقت نداشتم دقیق‌تر نگاهش کنم

451
00:45:34,998 --> 00:45:36,804
‫حالا نوبت منـه که به جواب‌هام برسم

452
00:45:38,274 --> 00:45:40,290
‫چرا ازم راجع به سیشین پرسیدی؟

453
00:45:41,382 --> 00:45:42,642
‫چی می‌دونی؟

454
00:45:44,364 --> 00:45:45,834
‫مادرم رو این اطراف دیدی؟

455
00:45:53,184 --> 00:45:55,158
‫تو قبلاً گروهبان رو حسابی عصبانی کردی

456
00:45:56,880 --> 00:45:58,980
‫چه فایده‌ای داره اینطور به خودت زجر میدی؟

457
00:45:59,652 --> 00:46:01,962
‫رفتارِ من در قبالِ اون مهم نبود

458
00:46:03,936 --> 00:46:05,196
‫بازم کار خودش رو می‌کرد

459
00:46:08,136 --> 00:46:09,228
‫شاید حق با تو باشه

460
00:47:05,634 --> 00:47:07,440
‫- ببریدش
‫- بله قربان

461
00:47:16,050 --> 00:47:18,948
‫دیگه دستت بهش نخوره
‫تا وقتی خودم اجازه بدم

462
00:47:20,838 --> 00:47:22,392
‫و اگه از دستورم سرپیچی کنی

463
00:47:23,316 --> 00:47:25,542
‫به یه سرباز عادی
‫تنزل درجه پیدا می‌کنی

464
00:47:25,626 --> 00:47:27,810
‫شیرفهم شد؟

465
00:47:28,608 --> 00:47:29,700
‫بله قربان

466
00:47:47,802 --> 00:47:50,406
‫هنوز کارم باهات تموم نشده

467
00:47:51,246 --> 00:47:52,926
‫بالا بری پایین بیای می‌کُشمت

468
00:47:54,858 --> 00:47:57,084
‫خیلی دوست دارم تلاشت رو ببینم

469
00:47:58,680 --> 00:48:01,116
‫چون تو فقط یه سرباز دون‌پایه‌ای

470
00:48:01,704 --> 00:48:04,140
‫- سرباز دون‌پایه؟
‫- سرباز دون‌پایه؟

471
00:48:05,190 --> 00:48:06,870
‫- سرباز دون‌پایه
‫- سرباز دون‌پایه

472
00:48:08,130 --> 00:48:09,264
‫خفه شید

473
00:48:10,566 --> 00:48:12,162
‫هوس مُردن کردی؟

474
00:48:12,246 --> 00:48:13,254
‫هان؟

475
00:48:16,950 --> 00:48:19,092
‫افسر آسانو دنبال شما می‌گرده، قربان

476
00:48:29,718 --> 00:48:32,742
‫- از کدوم طرف بریم؟
‫- بریم چپ...

477
00:48:32,826 --> 00:48:33,918
‫لعنتی

478
00:49:14,364 --> 00:49:17,556
‫شاید پسرم خام و بی‌تجربه باشه،
‫ولی تنها پسرمـه

479
00:49:17,640 --> 00:49:19,152
‫تنها فرزندیـه که دارم

480
00:49:19,236 --> 00:49:21,336
‫پس لطفاً پسرم رو آزاد کنید

481
00:49:22,218 --> 00:49:25,620
‫آقای ایچیرو، بهتون التماس می‌کنم.
‫التماس می‌کنم اونو ببخشید، قربان.

482
00:49:28,476 --> 00:49:30,156
‫لطفاً رحم داشته باشید، آقای ایچیرو

483
00:49:32,634 --> 00:49:34,482
‫منو گذاشتی لای منگنه

484
00:49:38,556 --> 00:49:40,026
‫بذار ببینیم چی میشه

485
00:49:49,854 --> 00:49:51,408
‫همه‌اش داخل کیفـه؟

486
00:49:52,122 --> 00:49:53,130
‫بله قربان

487
00:49:53,592 --> 00:49:55,818
‫همه‌ی کارهایی که بهم گفته بودید انجام دادم

488
00:50:01,824 --> 00:50:03,378
‫اون آدم دم‌دمی مزاجی‌ـه

489
00:50:03,462 --> 00:50:05,940
‫باید نقشه‌ی جایگزین هم آماده کنیم

490
00:50:06,696 --> 00:50:07,704
‫بله قربان

491
00:50:08,586 --> 00:50:10,686
‫چرا این کار رو به ما نمی‌سپارید؟

492
00:50:18,078 --> 00:50:20,430
‫شما از خانه گنجینۀ طلایی هستید؟

493
00:50:20,934 --> 00:50:21,858
‫صد درصد

494
00:50:21,942 --> 00:50:24,336
‫ما هم یه نقشه‌ای داریم

495
00:50:24,924 --> 00:50:26,436
‫بیاید با هم همکاری کنیم، ارباب کوون

496
00:51:54,342 --> 00:52:01,272
‫«دلم برات تنگ شده
‫چائه‌اوک، دختر عزیزم»

497
00:52:16,602 --> 00:52:18,702
‫من و تو قبلاً همدیگه رو ندیدیم؟

498
00:52:18,786 --> 00:52:21,768
‫چشمات انگار برام کمی آشناست

499
00:52:22,776 --> 00:52:26,808
‫گفتی اسم مادرت که
‫خیلی وقته گم شده چیه؟

500
00:52:47,136 --> 00:52:48,186
‫من می‌خوام

501
00:52:49,572 --> 00:52:50,538
‫زنده بمونم

502
00:52:55,830 --> 00:52:57,384
‫می‌خوام زنده بمونم...

503
00:53:02,214 --> 00:53:04,062
‫تا بتونم ببینمت

504
00:53:04,902 --> 00:53:05,952
‫دختر

505
00:53:07,170 --> 00:53:08,304
‫عزیزم

506
00:53:15,234 --> 00:53:17,334
‫چائه‌اوک، کجایی؟

507
00:53:50,136 --> 00:53:51,102
‫وای، مامان

508
00:54:00,972 --> 00:54:02,106
‫دارم از گشنگی می‌میرم

509
00:54:03,156 --> 00:54:04,374
‫چقدر دیگه مونده؟

510
00:54:04,458 --> 00:54:06,222
‫یه ساعت دیگه مونده

511
00:54:26,004 --> 00:54:27,642
‫- عجب چیزیـه
‫- چیه؟

512
00:54:28,566 --> 00:54:29,574
‫کارامل؟

513
00:54:30,036 --> 00:54:33,228
‫چرا باید یکی همچین چیز
‫باارزشی رو بندازه زمین؟

514
00:54:33,312 --> 00:54:34,698
‫یکی دیگه هم هست

515
00:54:50,322 --> 00:54:51,960
‫چائه‌اوک، حالت خوبه؟

516
00:54:59,814 --> 00:55:02,586
‫مشکل چیه؟ چی شده؟
‫کسی بهت صدمه زد؟

517
00:55:08,508 --> 00:55:11,952
‫چی شده، مشکل چیه، چائه‌اوک؟

518
00:55:14,430 --> 00:55:16,152
‫مادرم داخل این سلول بوده

519
00:55:17,244 --> 00:55:18,336
‫از کجا می‌دونی؟

520
00:55:20,520 --> 00:55:23,166
‫«دلم برات تنگ شده
‫چائه‌اوک، دختر عزیزم»

521
00:55:23,250 --> 00:55:25,602
‫پس صد درصد اینجا بوده

522
00:55:26,400 --> 00:55:28,206
‫و گمونم هنوز هم اینجا باشه

523
00:55:35,052 --> 00:55:37,866
‫درک می‌کنم چه حالی داری،
‫ولی باید یه راهی برای خروج پیدا کنیم

524
00:55:37,950 --> 00:55:39,042
‫وگرنه اینجا گیر میفتیم

525
00:55:42,570 --> 00:55:45,174
‫ارباب جانگ، راهمون اینجا جدا میشه.
‫من تنهایی ادامه میدم.

526
00:55:45,678 --> 00:55:47,148
‫پس طبق نقشۀ اولیه‌ات ادامه بده

527
00:55:47,232 --> 00:55:49,164
‫چائه‌اوک، نقشه‌ی اولیه هم شامل تو می‌شد

528
00:55:49,248 --> 00:55:52,398
‫وقتی می‌دونم اون یه جایی داخل
‫همین ساختمونـه، محاله بذارم برم

529
00:55:53,742 --> 00:55:55,506
‫میرم مادرم رو پیدا کنم

530
00:55:57,648 --> 00:55:58,824
‫گوش کن

531
00:55:58,908 --> 00:56:01,638
‫هر طبقۀ اینجا پر از سربازه

532
00:56:01,722 --> 00:56:03,738
‫اونا تا دندون مسلح هستن و
‫دارن دنبال ما می‌گردن

533
00:56:03,822 --> 00:56:06,510
‫از همه مهم‌تر، یه هیولا توی این بیمارستانـه

534
00:56:06,594 --> 00:56:08,232
‫که اصلاً نمیشه تکی شکستش داد

535
00:56:09,198 --> 00:56:12,768
‫پس به جاش، این یکی چطوره؟
‫فعلاً هر دومون بهتره فرار کنیم

536
00:56:13,272 --> 00:56:16,422
‫وقتی خارج شدیم، یه راه دیگه پیدا می‌کنیم
‫که از مادرت اطلاعات بگیریم

537
00:56:17,136 --> 00:56:20,370
‫اگه اینجا بمونی، اون هیولا ممکنه
‫زخمیت کنه یا بدتر، بُکشتت

538
00:56:20,454 --> 00:56:22,680
‫چطور قراره به تنهایی از خودت دفاع کنی؟

539
00:56:22,764 --> 00:56:24,990
‫و اگه اتفاق بدی برات بیفته، من...

540
00:56:34,356 --> 00:56:35,448
‫ممنون بابت همه چی

541
00:56:40,320 --> 00:56:43,386
‫شرمنده که نشد تا آخر خط
‫باهات بمونم، ارباب جانگ

542
00:57:02,244 --> 00:57:03,378
‫واقعاً مجبوری بری؟

543
00:57:04,596 --> 00:57:05,898
‫ده سال شده

544
00:57:09,132 --> 00:57:11,400
‫توی این مدت، هر جا که
‫فکرش رو بکنی رفتم

545
00:57:11,442 --> 00:57:12,912
‫به امید پیدا کردن مادرم

546
00:57:14,844 --> 00:57:16,986
‫حالا برای یه بارم که شده،
‫بالاخره می‌دونم کجاست

547
00:57:19,926 --> 00:57:21,186
‫پس میرم پیداش کنم

548
00:57:35,802 --> 00:57:37,272
‫هر چی شد، زنده بمون

549
00:59:02,700 --> 00:59:08,706
‫خانه گنجینۀ طلایی

550
00:59:16,476 --> 00:59:23,448
‫ارباب جانگ ته‌سانگ

551
00:59:38,694 --> 00:59:42,516
‫کارآگاه یون چائه‌اوک

552
00:59:52,050 --> 00:59:54,696
‫کارآگاه یون جونگ‌وون

553
00:59:57,426 --> 00:59:59,820
‫برای پیدا کردن لی این‌هیوک
‫از انجمن وطن‌پرستان

554
01:00:24,390 --> 01:00:26,490
‫این دیگه چیه؟
‫بقیه کجا رفتن؟

555
01:00:40,434 --> 01:00:41,484
‫تو اونو می‌شناسی

556
01:00:43,206 --> 01:00:45,222
‫توی همون سلولی که منو
‫انداختید توش زندانی بوده

557
01:00:49,506 --> 01:00:50,850
‫بهتر بهم بگی کجاست

558
01:00:58,830 --> 01:01:00,384
‫جوابم رو بده!

559
01:01:03,450 --> 01:01:05,298
‫می‌خوام همین الان منو ببری پیشش
