﻿1
00:01:49,116 --> 00:01:56,046
« هیولای گیونگ‌سئونگ »

2
00:02:28,722 --> 00:02:30,234
‫مادر.

3
00:02:36,492 --> 00:02:37,332
مادر؟

4
00:02:52,788 --> 00:02:53,964
‫ارباب جانگ!

5
00:03:05,724 --> 00:03:07,194
‫چه بلایی سرت اومده؟

6
00:03:08,076 --> 00:03:09,672
‫بدجور زخمی شدی؟

7
00:03:11,268 --> 00:03:12,444
‫کمکـم کن چئوک.

8
00:03:47,808 --> 00:03:48,858
‫تو رو خدا ارباب جانگ.

9
00:04:16,200 --> 00:04:17,460
‫خانم یون چئوک.

10
00:04:46,230 --> 00:04:47,616
‫جانگ ته سانگ.

11
00:05:07,818 --> 00:05:11,136
‫« هیولای گیونگ‌سئونگ »
‫« میان خیر و شر »

12
00:05:11,220 --> 00:05:13,824
‫« قسمت هفتم: تعقیب »

13
00:05:13,908 --> 00:05:16,890
‫[16‏ ساعت پیش]

14
00:05:16,974 --> 00:05:19,788
‫بسیارخب، وقتـش رسیده.
‫همگی خوب گوش کنید، فقط 10 دقیقه فرصت داریم.

15
00:05:22,434 --> 00:05:24,954
‫از زمانی‌که ماشین از راه برسه،
‫10‏ دقیقه زمان داریم.

16
00:05:28,188 --> 00:05:30,666
‫کلاً بخش نظامی رو قرنطینه کنید
‫و تمامیِ ورودی‌ها رو ببندید.

17
00:05:30,708 --> 00:05:31,716
‫بله قربان!

18
00:05:39,276 --> 00:05:42,846
‫باید سرعت عمل داشته باشیم.
‫نمی‌خوام کسی جا بمونه.

19
00:05:43,560 --> 00:05:45,996
‫اگه نتونیم همه رو
‫به موقع سوار ماشین کنیم، چی؟

20
00:05:46,752 --> 00:05:47,634
‫چی می‌شه؟

21
00:05:47,718 --> 00:05:51,372
‫شرمنده ولی کاریـه که شده دیگه.
‫فقط یادتون باشه تا آخرین نفس ادامه بدید.

22
00:05:56,580 --> 00:05:58,680
‫بسیارخب.
‫همگی آمادۀ حرکت هستید؟

23
00:06:17,580 --> 00:06:18,588
‫وقتـش رسیده.

24
00:06:20,100 --> 00:06:21,192
‫بیاید کار رو یک‌سره کنیم.

25
00:06:43,494 --> 00:06:44,880
‫مراقب باشید.

26
00:06:55,758 --> 00:06:57,438
‫بیاید با خانم‌ها شروع کنیم.

27
00:07:03,360 --> 00:07:04,578
‫مراقب باشید.

28
00:07:06,804 --> 00:07:07,938
‫محکم بگیریدش.

29
00:07:09,366 --> 00:07:10,416
‫خیلی مراقب باشید.

30
00:07:12,642 --> 00:07:13,902
‫از پسـش برمیاید.

31
00:07:30,996 --> 00:07:32,172
‫آروم برید.

32
00:07:42,672 --> 00:07:45,360
‫یونیفرم‌های دزدی پوشیدن
‫تا بتونن از اینجا فرار کنن.

33
00:07:45,444 --> 00:07:47,796
‫حواستون به تک‌تکِ افرادی
‫که مشکوک می‌زنن، باشه.

34
00:07:47,880 --> 00:07:50,022
‫- باید گیرشـون بندازیم.
‫- بله قربان!

35
00:07:54,852 --> 00:07:56,028
‫اینجا چی؟

36
00:07:57,456 --> 00:07:58,926
‫کسی اینجا رو گَشتـه؟

37
00:07:59,724 --> 00:08:03,000
‫خب راستش دو سه نفری از افرادمـون
‫اومده بودن یه نگاهـی به اینجا بندازن قربان.

38
00:08:06,402 --> 00:08:09,048
‫پس چرا برق‌ اتاق‌ها خاموشـه؟

39
00:08:17,406 --> 00:08:18,876
‫باید عجله کنید.

40
00:08:19,506 --> 00:08:20,724
‫اگه بخوایم این دست اون دست کنیم،

41
00:08:20,808 --> 00:08:23,622
‫احتمال داره نتونیـم همه از اینجا بریم.
‫پس عجله کنید و برید.

42
00:08:24,462 --> 00:08:27,066
‫یالا برو میونگ جا.
‫حواست رو جمع کن.

43
00:08:27,654 --> 00:08:28,704
‫طناب رو محکم بگیر.

44
00:08:32,988 --> 00:08:33,996
‫آروم باش.

45
00:08:49,158 --> 00:08:51,258
‫داری چیکار می‌کنی؟
‫چرا از توی صف اومدی بیرون؟

46
00:08:52,308 --> 00:08:53,442
‫آماده باشـم.

47
00:08:53,526 --> 00:08:55,122
‫مگه نشنیدی که گفتم
‫اول خانم‌ها برن؟

48
00:08:55,164 --> 00:08:56,970
‫مطمئنـم خیلی واضح
‫حرفـم رو زده بودم، درسته؟

49
00:08:58,356 --> 00:08:59,784
‫بهتون گفتم
‫من یکی به روشِ خودم پیش می‌رم.

50
00:08:59,868 --> 00:09:02,220
‫بله، کاملاً واضح و شفاف هم گفتید،
‫ولی به من گوش کن.

51
00:09:02,262 --> 00:09:03,984
‫سوار ماشین بشی،
‫من خیالـم راحت‌تره.

52
00:09:04,068 --> 00:09:05,076
‫حالا برو توی صف وایسا.

53
00:09:09,696 --> 00:09:11,124
‫به من علاقمند شدید؟

54
00:09:21,540 --> 00:09:25,152
‫آم، چرا باید یهویی
‫همچین سوال مضحکی بپرسید؟

55
00:09:26,244 --> 00:09:28,050
‫اونـم توی همچین شرایطی...

56
00:09:28,134 --> 00:09:32,502
‫اگه واقعاً علاقه‌ای بهم داری،
‫پس دیگه نگران من نباش.

57
00:09:41,994 --> 00:09:43,506
‫مراقب باشید.

58
00:09:45,732 --> 00:09:46,740
‫تکون نخورید.
‫حواستون باشه.

59
00:09:47,580 --> 00:09:48,924
‫ای داد بی‌داد!

60
00:09:59,592 --> 00:10:02,490
‫باید برید! فوراً برید!
‫سوار ماشین بشید و از اینجا برید!

61
00:10:02,574 --> 00:10:04,170
‫- فوراً از اینجا برید!
‫- بله قربان!

62
00:10:21,810 --> 00:10:23,406
‫باید راه بیفتیم.
‫عجله کنید.

63
00:10:32,184 --> 00:10:33,150
‫بجنبید برید بیرون!

64
00:10:33,780 --> 00:10:36,720
‫- بریم! بریم! حرکت کنید!
‫- عجله کنید! عجله کنید! بریم، بریم، بریم!

65
00:10:36,804 --> 00:10:38,106
‫چیزی نمونده.

66
00:10:41,592 --> 00:10:43,692
‫گرفتمتون.
‫احسنت، آروم باشید.

67
00:10:54,402 --> 00:10:57,258
‫طبقۀ دوم‌ان!
‫یالا! بدویید! بریم!

68
00:11:05,490 --> 00:11:07,884
‫بجنبید، بجنبید! عجله کنید!
‫بیاید بریم!

69
00:11:23,340 --> 00:11:25,398
‫حالا چیکار کنیم؟

70
00:11:26,364 --> 00:11:27,960
‫تقصیر منـه که
‫از جامـون باخبر شدن.

71
00:11:28,002 --> 00:11:29,514
‫تقصیر شما نیست.

72
00:11:29,598 --> 00:11:31,446
‫خودت رو سرزنش نکن، خب؟

73
00:11:32,412 --> 00:11:34,722
‫سربازهای ژاپنی میان سراغمون.

74
00:11:35,226 --> 00:11:36,486
‫کارِ همه‌مون تمومـه.

75
00:11:36,570 --> 00:11:38,250
‫هیچکس قرار نیست چیزیـش بشه.

76
00:11:38,838 --> 00:11:40,434
‫همه دارن اینجا رو تخلیه می‌کنن.

77
00:11:40,518 --> 00:11:43,416
‫محض رضای خدا هم که شده
‫خودت رو جمع و جور کن.

78
00:11:52,278 --> 00:11:55,470
‫باید خودت رو به ماشین برسونی.
‫خودم تنهایی می‌تونم جلوشـون رو بگیرم.

79
00:11:56,730 --> 00:11:58,494
‫الان داری آرنولد بازی درمیاری؟

80
00:11:58,536 --> 00:12:00,636
‫دارم واسه خودمون وقت جور می‌کنم،
‫پس برو سوار شو.

81
00:12:00,720 --> 00:12:04,080
‫نخیر، نمی‌رم. بیا دوتایی جلوشـون رو بگیریم،
‫بعدشـم با همدیگه فرار کنیم.

82
00:12:04,164 --> 00:12:06,978
‫هی، مگه ما توی یه تیم نیستیم؟

83
00:12:07,062 --> 00:12:09,204
‫چرا همیشۀ خدا
‫ساز مخالفِ حرف‌های منـی؟

84
00:12:09,288 --> 00:12:12,144
‫می‌شه ساز مخالف زد
‫و هم‌زمان یک طرفِ داستان بود.

85
00:12:13,152 --> 00:12:16,008
‫اگه نتونیم آزادانه افکار
‫و عقایدمون رو به همدیگه بگیم،

86
00:12:16,512 --> 00:12:18,864
‫پس دیگه توی یک تیم بودن
‫چه فایده‌ای داره؟

87
00:12:19,662 --> 00:12:20,964
‫پس هرکاری که می‌گم رو بکن.

88
00:12:43,098 --> 00:12:44,148
‫بذارید منـم کمکـتون کنم.

89
00:12:46,164 --> 00:12:47,718
‫نباید گلوله‌ها رو هدر بدیم.

90
00:12:47,802 --> 00:12:50,028
‫پس اگه هدف توی تیررس نیست،
‫اصلاً شلیک نکنید.

91
00:13:19,260 --> 00:13:21,192
‫به احد و ناسی رحم نمی‌کنید.
‫مفهومـه؟

92
00:13:21,276 --> 00:13:22,326
‫بله، قربان!

93
00:13:22,410 --> 00:13:23,586
‫سربازها، حمله!

94
00:14:01,554 --> 00:14:04,872
‫آقای مدیر بگو ببینم
‫دقیقاً تو این بیمارستان چه خبره؟

95
00:14:07,728 --> 00:14:10,710
‫مطمئنی هیچ ارتباطی با
‫گم شدنِ اخیر اون خانم‌ها نداری؟

96
00:14:11,298 --> 00:14:14,406
‫اگه واقعاً می‌خوای بدونی
‫توی این بیمارستان چه خبره...

97
00:14:16,380 --> 00:14:19,110
‫قبل از هرچیزی
‫باید بری از فرماندۀ کل کسب اجازه کنی،

98
00:14:19,194 --> 00:14:20,412
‫چون مسئله محرمانه‌ست.

99
00:14:20,958 --> 00:14:24,948
‫یا که برگردی خونه و
‫از خودِ مائدا خانم بپرسی.

100
00:14:27,594 --> 00:14:28,980
‫این حرفت یعنی چی؟

101
00:14:30,702 --> 00:14:32,340
‫خب منظورم اینه که

102
00:14:32,424 --> 00:14:34,314
‫اتفاقاتِ بیمارستان اونگ‌سونگ

103
00:14:34,398 --> 00:14:36,708
‫به غیرخودی‌ها ارتباطی نداره کمیسر.

104
00:14:37,674 --> 00:14:38,514
‫بعلاوه،

105
00:14:38,598 --> 00:14:40,908
‫هیچ احد و ناس چوسانی‌ای نمی‌تونه

106
00:14:41,622 --> 00:14:44,604
‫زنده پاش رو از این بیمارستان بیرون بذاره.
‫احتیاط شرطِ عقلـه.

107
00:14:44,688 --> 00:14:46,872
‫بیشتر از این نمی‌تونم حرفی بزنم.

108
00:14:47,376 --> 00:14:48,384
‫امیدوارم درک کنی.

109
00:14:50,022 --> 00:14:51,576
‫اگه یه چوسانی‌ای باشه

110
00:14:51,660 --> 00:14:53,592
‫که من در به در دنبالـش باشم چی؟

111
00:14:57,792 --> 00:14:59,262
‫هیچ استثنائی وجود نداره.

112
00:15:10,476 --> 00:15:12,240
‫سربازها، شلیک نکنید!

113
00:15:19,254 --> 00:15:20,262
‫ورود کنید.

114
00:15:42,816 --> 00:15:44,580
‫آشغال ‌ها دست‌بردار نیستن.

115
00:15:49,116 --> 00:15:50,124
‫زخمی شدی؟

116
00:15:53,316 --> 00:15:54,660
‫یه خراشِ کوچیـکه فقط.

117
00:15:55,332 --> 00:15:56,970
‫خودت چی؟ حالت خوبـه؟

118
00:15:57,474 --> 00:15:58,944
‫من خوبـم. تیر نخوردم.

119
00:16:01,170 --> 00:16:02,388
‫تو چی پسرجون؟

120
00:16:12,342 --> 00:16:14,610
‫باید از اینجا ببریمت بیرون.
‫سعی کن بلند بشی.

121
00:16:19,020 --> 00:16:21,582
‫به مادرت فکر کن.
‫مطمئنـم دلت پَر می‌زنه واسه دیدنـش، نه؟

122
00:16:21,666 --> 00:16:23,766
‫اگه می‌خوای دوباره مادرت رو ببینی،
‫پاشو از اینجا بریم.

123
00:16:23,850 --> 00:16:27,000
‫به صدام گوش بده.
‫یالا، پاشو. خواهش می‌کنم!

124
00:16:45,858 --> 00:16:47,706
‫اسمم...

125
00:16:53,838 --> 00:16:56,148
‫چوی یئونگ گان‌ـه.

126
00:16:57,618 --> 00:16:58,878
‫لطفاً به مادرم خبر بده.

127
00:17:01,524 --> 00:17:03,078
‫خونه‌مون...

128
00:17:04,842 --> 00:17:06,984
‫سانگ وانگ سیمنی جانگ 9ـه.

129
00:17:18,366 --> 00:17:19,752
‫خواهش می‌کنم به مادرم بگو...

130
00:17:22,692 --> 00:17:23,868
‫که چقدر...

131
00:17:26,640 --> 00:17:27,858
‫چقدر دلـم براش تنگ شده.

132
00:17:32,142 --> 00:17:33,612
‫گفتم که
‫با همدیگه فرار می‌کنیم.

133
00:17:35,712 --> 00:17:37,308
‫گوش کن بهم،
‫مطمئنـم از پسـش برمیای.

134
00:17:37,896 --> 00:17:40,878
‫مادرت چشم به راهـته،
‫پس پاشو از اینجا بریم. خب؟

135
00:17:41,592 --> 00:17:43,944
‫هی، بیدار بمون!
‫خواهش می‌کنم!

136
00:17:44,028 --> 00:17:45,624
‫خواهش می‌کنم!

137
00:18:06,162 --> 00:18:07,674
‫خودت رو سرزنش نکن چئوک.

138
00:18:09,144 --> 00:18:10,530
‫کار اون‌هاست، نه تو.

139
00:18:11,790 --> 00:18:14,394
‫منصفانه نیست.
‫حقـش این نبود.

140
00:18:19,140 --> 00:18:20,820
‫هیچکس مستحق همچین مرگی نیست.

141
00:18:27,162 --> 00:18:30,690
‫نه بدبخت‌هایی که امروز جون دادن
‫و نه زندانی‌های هرکجای جهان.

142
00:18:33,210 --> 00:18:34,848
‫مادرم حقـش این نبود.

143
00:18:36,696 --> 00:18:38,166
‫می‌خوام دلیلـش رو بدونم.

144
00:18:47,868 --> 00:18:50,430
‫نمی‌شه اینجا بمونیم.
‫باید راه بیفتیم.

145
00:18:51,102 --> 00:18:53,118
‫حتی اگه فرض رو بر این بذاریم
‫که از اینجا جون سالم به در ببریم...

146
00:18:56,688 --> 00:18:59,124
‫اون بیرون اصلاً شانسی برای زندگی داریم؟

147
00:18:59,628 --> 00:19:00,720
‫نمی‌دونم...

148
00:19:02,904 --> 00:19:04,836
‫ولی اجازه نمی‌دم
‫که با کشتنـم

149
00:19:05,550 --> 00:19:07,020
‫یه نفس راحت بکشن.

150
00:19:07,104 --> 00:19:09,750
‫قرار نیست امروز
‫کلک ما دو نفر رو بکنن.

151
00:19:13,362 --> 00:19:14,538
‫ببین،

152
00:19:15,672 --> 00:19:18,192
‫قصد دارم تا جایی‌که میتونم
‫از این مخمصه خودم رو نجات بدم.

153
00:19:19,830 --> 00:19:20,838
‫زنده می‌مونم...

154
00:19:22,812 --> 00:19:26,760
‫تا بتونم بخاطر بلاهایی که به سرمون آوردن،
‫نذارم یه آب خوش از گلوشـون پایین بره.

155
00:19:28,188 --> 00:19:30,078
‫پس برنامه‌م صرفاً زنده‌ موندنـه...

156
00:19:32,220 --> 00:19:33,900
‫تا لحظه به لحظۀ درد و عذاب‌هایی که

157
00:19:35,370 --> 00:19:37,512
‫سرمـون آوردن رو
‫به خودشـون برگردونم.

158
00:19:39,402 --> 00:19:40,494
‫من زنده می‌مونم.

159
00:19:41,964 --> 00:19:44,190
‫هرگز تسلیم نمی‌شم.
‫بخاطر همه‌مون دست از جنگیدن برنمی‌دارم.

160
00:19:51,120 --> 00:19:52,506
‫همه رفتن پایین.

161
00:19:52,590 --> 00:19:54,480
‫باید عجله کنید بیاید.

162
00:19:57,294 --> 00:20:00,234
‫وقتِ رفتنـه.
‫فقط کنارم بمون، باشه؟

163
00:20:13,296 --> 00:20:15,228
‫باید هر طوری که شده،
‫راهـمون رو باز کنیم.

164
00:20:15,774 --> 00:20:19,428
‫باید یهویی بریزید داخل
‫و تک‌تک‌شون رو رگبار ببندید!

165
00:20:19,512 --> 00:20:21,108
‫- بله قربان!
‫- صبر کنید گروهبان.

166
00:20:31,818 --> 00:20:33,624
‫اول تو برو. مراقب باش.

167
00:20:53,742 --> 00:20:55,086
‫فعلاً ارباب جانگ.

168
00:21:30,198 --> 00:21:32,214
‫چرا پایین نمی‌ری ارباب جانگ؟

169
00:21:36,540 --> 00:21:37,548
‫هی چی شده؟

170
00:21:39,984 --> 00:21:43,344
‫یکی از ما باید بمونه هم‌رزم لی،
‫پس فعلاً من اینجا می‌مونم. شما برید.

171
00:21:45,780 --> 00:21:46,956
‫این حرف‌ها یعنی چی؟

172
00:21:47,040 --> 00:21:49,434
‫مدیر ایچیرو دستور داده
‫که زندانی‌ها رو...

173
00:21:49,518 --> 00:21:51,282
‫صحیح و سالم بگیرید گروهبان.

174
00:21:51,366 --> 00:21:52,878
‫زنده؟ چی؟

175
00:21:54,516 --> 00:21:56,448
‫ولی همینجوریـش 6 تا
‫از افراد خودمون کشته شدن!

176
00:21:56,532 --> 00:21:58,674
‫خب، دستوراتِ شخص بنده نیست، درست می‌گم گروهبان؟

177
00:22:02,454 --> 00:22:04,260
‫به هیچکدومـشون رحم نمی‌کنیم،
‫این یه دستوره!

178
00:22:04,344 --> 00:22:05,646
‫نه، زنده بگیریدشون.

179
00:22:56,970 --> 00:23:00,918
‫داستان چیه؟ ارباب جانگ کجا موند؟
‫واسه چی طناب رو انداخت؟

180
00:23:01,002 --> 00:23:02,682
‫ارباب جانگ نمیاد.

181
00:23:05,244 --> 00:23:07,008
‫چرا یکیـمون باید بمونه؟

182
00:23:07,092 --> 00:23:09,654
‫برای اینکه همه بتونن
‫صحیح و سالم تا ماشین برسن،

183
00:23:09,696 --> 00:23:12,384
‫باید حواسِ این
‫سربازهای ژاپنی رو پرت کنیم.

184
00:23:13,098 --> 00:23:14,106
‫پیشنهادت چیه؟

185
00:23:14,148 --> 00:23:16,836
‫رفتی پایین، منتظرم نمونید.
‫برید و پشت‌سرتونـم نگاه نکنید.

186
00:23:18,642 --> 00:23:20,994
‫تا جایی‌که بتونم
‫براتون وقت جور می‌کنم.

187
00:23:21,078 --> 00:23:23,052
‫فقط همه رو
‫سالم از اینجا بیرون ببر.

188
00:23:28,344 --> 00:23:30,780
‫نه، نمی‌شه که ارباب جانگ
‫رو به امون خدا ول کنیم.

189
00:23:30,864 --> 00:23:32,922
‫- خواستۀ خودش بود، خب؟
‫- از سر راهـم برو کنار.

190
00:23:34,266 --> 00:23:36,072
‫انقدر وقت رو هدر نده!
‫سوار ماشین شو!

191
00:23:36,156 --> 00:23:37,206
‫گفتم از سر راهـم گمشو کنار!

192
00:23:37,290 --> 00:23:38,970
‫همه رو به کشتن می‌دی‌ها!

193
00:23:40,020 --> 00:23:41,784
‫مرگ همۀ ما به گردنِ تو میفته.

194
00:23:55,224 --> 00:23:56,232
‫باید راه بیفتیم.

195
00:24:15,678 --> 00:24:16,812
‫آقای گو.

196
00:24:18,702 --> 00:24:22,104
‫مهم نیست چه اتفاقی میفته،
‫باید سر وقت حرکت کنی

197
00:24:23,658 --> 00:24:25,674
‫حتی اگه کسی به ماشین نرسید.

198
00:24:26,346 --> 00:24:28,908
‫خودِ ارباب جانگ هم از این قائده مستثنی نیست.
‫متوجه شدی؟

199
00:24:29,622 --> 00:24:32,982
‫وگرنه این همه زحمت هیچ و پوچ می‌شه.
‫فقط از اونجا برو.

200
00:24:34,788 --> 00:24:36,384
‫کجایی بابا؟ نمی‌تونم همینطوری...

201
00:25:38,922 --> 00:25:40,392
‫شخصاً مسئولیتِ همه‌چیز رو گردن می‌گیرم.

202
00:25:40,476 --> 00:25:43,374
‫اینجا رئیس منـم،
‫پس برید داخل و بهشون شلیک کنید!

203
00:25:43,458 --> 00:25:44,970
‫گوش کن ببین چی می‌گم گروهبان!

204
00:25:45,936 --> 00:25:48,414
‫خودم می‌تونم همه‌چیز رو
‫به رئیس‌پلیس ایچیرو گزارش بدم.

205
00:25:52,782 --> 00:25:55,512
‫واسه چی خشکـتون زده؟
‫گفتم حمله کنید!

206
00:25:55,596 --> 00:25:56,604
‫بله قربان!

207
00:26:32,514 --> 00:26:33,690
‫ای لعنتی.

208
00:29:03,714 --> 00:29:06,360
‫آکیکو رو که نجات دادید،
‫از شرِّ بقیه خلاص بشید.

209
00:29:06,864 --> 00:29:08,082
‫بله قربان.

210
00:29:16,272 --> 00:29:18,204
‫- بریم.
‫- بله قربان.

211
00:30:02,892 --> 00:30:04,908
‫همه‌جا رو زیر و رو کنید!

212
00:30:04,992 --> 00:30:07,260
‫با همه‌تونـم‌ها!
‫این یه دستوره!

213
00:30:56,568 --> 00:30:58,374
‫اونجاست! اون طرفی رفته!

214
00:31:00,474 --> 00:31:01,398
‫متجاوز داره از طریق...

215
00:31:01,482 --> 00:31:03,918
‫کانال‌های هواسازِ بیمارستان
‫به سمت شمال می‌ره.

216
00:31:54,108 --> 00:31:56,040
‫مطمئنـم اصلـه.

217
00:31:56,124 --> 00:31:59,022
‫تردیدی ندارم که این اثر
‫اواخر قرن هجدهم در خلال حکومتِ

218
00:31:59,106 --> 00:32:01,122
‫پادشاه جئونگ‌جوی کبیر،
‫بیست‌ودومین پادشاهِ...

219
00:32:01,206 --> 00:32:03,054
‫سلسله چوسان درست شده.

220
00:32:12,084 --> 00:32:13,092
‫بله؟

221
00:32:14,898 --> 00:32:15,864
‫آها.

222
00:32:16,578 --> 00:32:17,628
‫مطمئنی؟

223
00:32:20,694 --> 00:32:21,660
‫بسیارخب.

224
00:32:22,080 --> 00:32:23,424
‫باشه، بسپرش به من.

225
00:32:29,934 --> 00:32:31,698
‫دیگه خیلی داره دیر می‌شه.

226
00:32:40,392 --> 00:32:42,030
‫اونجا رو نگاه کنید قربان.

227
00:32:55,512 --> 00:32:58,200
‫ارباب یانگ! ارباب یانگ!

228
00:33:01,182 --> 00:33:02,526
‫لطفاً بهم رحم کنید.

229
00:33:02,610 --> 00:33:04,458
‫- من رو نکشید.
‫- چیزی نیست ارباب یانگ.

230
00:33:04,458 --> 00:33:07,356
‫لطفاً بهم رحم کنید.
‫نمی‌خوام بمیرم. نمی... نمی‌خوام بمی...

231
00:33:07,440 --> 00:33:09,330
‫- چیزی نیست.
‫- خواهش می‌کنم من رو نکشید.

232
00:33:09,414 --> 00:33:10,716
‫دیگه در امانیـد، خب؟

233
00:33:10,800 --> 00:33:12,816
‫خواهش می‌کنم!
‫خواهشاً من رو نکشید.

234
00:33:13,446 --> 00:33:15,210
‫لطفاً بهم رحم کنید.

235
00:33:15,294 --> 00:33:16,680
‫لطفاً من رو نکشید.

236
00:33:16,764 --> 00:33:18,654
‫لطفاً بهم رحم کنید. من نمی‌خوام...

237
00:33:18,738 --> 00:33:19,830
‫خواهش می‌کنم من رو نکشید!

238
00:33:24,534 --> 00:33:25,542
‫بریم.

239
00:34:03,048 --> 00:34:04,686
‫ایشی‌کاوا، خودتی؟

240
00:34:08,844 --> 00:34:10,104
‫ایشی‌کاوا!

241
00:34:36,732 --> 00:34:38,832
‫دلم برات تنگ شده بود.
‫ممنون که نجاتـم دادی.

242
00:34:38,916 --> 00:34:41,100
‫می‌دونستم که به دادم می‌رسی ایشی‌کاوا.
‫جدی می‌گم.

243
00:34:42,024 --> 00:34:43,158
‫زخمی شدی؟

244
00:34:46,770 --> 00:34:48,786
‫بچه‌مون حالـش خوبه ایشی‌کاوا.

245
00:34:49,374 --> 00:34:50,508
‫صبر کن...

246
00:34:51,390 --> 00:34:52,566
‫اول باید حموم کنی.

247
00:35:00,714 --> 00:35:02,814
‫من رو ببخشید مدیر ایچیرو!

248
00:35:03,570 --> 00:35:07,812
‫وقتی‌که... رفتم بهـشون سر بزنم،
‫دیدم خانمه غیبـش زده.

249
00:35:08,988 --> 00:35:11,214
‫اگه واقعاً غیبـش زده بود،

250
00:35:11,298 --> 00:35:13,524
‫پس چطوریه که
‫توی سلولـش گیر افتادی؟

251
00:35:14,112 --> 00:35:15,540
‫لطفاً من رو ببخشید!
‫از صمیم قلب شرمنده‌ام!

252
00:35:17,220 --> 00:35:20,118
‫مدیر ایچیرو،
‫همۀ این قضایا زیرِ سرِ سوماست قربان.

253
00:35:20,706 --> 00:35:21,672
‫سوما؟

254
00:35:28,140 --> 00:35:31,374
‫بله، درسته!
‫مطمئنـم که کارِ گروهبان سوما بوده.

255
00:35:32,844 --> 00:35:33,810
‫کمکـم کن، سوما!

256
00:35:35,028 --> 00:35:36,036
‫سوما!

257
00:35:36,540 --> 00:35:38,052
‫خواهش می‌کنم کمکـم کنید قربان!

258
00:35:38,136 --> 00:35:39,186
‫خواهش می‌کنم، سوما!

259
00:35:46,830 --> 00:35:48,216
‫نه سوما!

260
00:35:50,736 --> 00:35:52,878
‫ای سومای آدم‌فروش.

261
00:35:55,398 --> 00:35:56,406
‫مدیر ایچیرو؟

262
00:35:56,490 --> 00:35:57,792
‫بله، چی می‌گی؟

263
00:35:59,430 --> 00:36:01,362
‫احیاناً کسی اینجا

264
00:36:02,832 --> 00:36:05,142
نوشیدنیِ توی این لیوان رو خورده؟

265
00:36:05,226 --> 00:36:07,578
‫من که نه، به جون مادرم راست می‌گم.
‫کلاً دست و پاهام بسته بود.

266
00:36:07,662 --> 00:36:09,342
‫اصلاً روحمم خبر نداشت
‫که اون لیوان اونجاست.

267
00:36:09,426 --> 00:36:10,686
‫پس باید بفهمیم

268
00:36:11,736 --> 00:36:12,870
‫ممکنه کار کی بوده باشه.

269
00:36:12,954 --> 00:36:14,088
‫اطلاعی ندارم.

270
00:36:15,348 --> 00:36:16,818
‫دقت نکردم. شرمنده.

271
00:36:17,826 --> 00:36:18,960
‫سپهبد کاتو،

272
00:36:19,044 --> 00:36:21,984
‫فکر کنم هنوز به عمق ماجرا پِی نبُردید.

273
00:36:26,142 --> 00:36:27,948
‫اصلا مهم نیست که
‫کی از این لیوان کوفتی خورده.

274
00:36:27,948 --> 00:36:29,628
‫ما دنبال چیز دیگه‌ایم سپهبد.

275
00:36:29,670 --> 00:36:32,358
‫همۀ سوژه‌های چوسانی آزمایشگاهیـمون
‫که اینجا زندانی بودن، فرار کردن.

276
00:36:33,366 --> 00:36:35,508
‫از جمله خانم مائدا
‫که به طرز ویژه‌ای...

277
00:36:35,592 --> 00:36:37,230
‫سفارشش رو کرده بودن.

278
00:36:37,734 --> 00:36:38,742
‫می‌فهمی؟

279
00:36:45,630 --> 00:36:48,528
‫فوراً برید اون سومای آشغال  رو پیدا کنید.

280
00:36:49,578 --> 00:36:51,510
‫برگردید پادگان و
‫منتظر دستورات بعدی باشید.

281
00:36:51,594 --> 00:36:52,560
‫بله قربان!

282
00:36:55,710 --> 00:36:57,432
‫- گروهبان.
‫- بله قربان.

283
00:36:57,516 --> 00:37:00,204
‫گفته بودی
‫دیگه کی اومده بود توی این اتاق؟

284
00:37:01,002 --> 00:37:02,136
‫آم، کی...

285
00:37:04,194 --> 00:37:05,454
‫لباس‌هات رو دربیار.

286
00:37:14,064 --> 00:37:15,954
‫آم، چهار نفری می‌شدن قربان.

287
00:37:19,188 --> 00:37:20,280
‫که اینطور.

288
00:37:21,582 --> 00:37:22,632
‫همین اندازه کافیـه.

289
00:37:34,854 --> 00:37:36,030
‫یعنی کی خوردتـش؟

290
00:37:37,500 --> 00:37:39,516
‫کدوم بدبختی این رو خورده؟

291
00:37:41,910 --> 00:37:43,590
‫کی مبتلا شده؟

292
00:38:27,060 --> 00:38:28,824
‫بالاخره گرفتمت.

293
00:38:30,420 --> 00:38:31,848
‫حال کردی؟

294
00:39:17,670 --> 00:39:20,526
‫یه ماشین دیگه هست که
‫داره از پشت‌سرمون میاد. نقشه چیـه؟

295
00:39:35,772 --> 00:39:37,116
‫مراقب باشید! مراقب باشید!

296
00:39:42,534 --> 00:39:43,920
‫از سر راهـم برید کنار!

297
00:39:44,550 --> 00:39:46,230
‫مراقب باشید!

298
00:40:02,442 --> 00:40:03,996
‫- دنده عقب بگیر!
‫- بله قربان!

299
00:41:00,822 --> 00:41:03,972
‫گوش کنید بهم!
‫امشب شب عشق و حالـه.

300
00:41:04,056 --> 00:41:07,626
‫امشب همه‌‌چیز مُفت و مجانیـه.

301
00:41:09,936 --> 00:41:11,490
‫همگی بیاید اینجا جمع بشید.

302
00:41:11,994 --> 00:41:13,758
‫- مجانیـه؟
‫- امشب مهمون مائید.

303
00:41:13,842 --> 00:41:15,564
‫لذت ببرید جناب.
‫بفرمایید.

304
00:41:15,648 --> 00:41:17,706
‫- بفرمایید این ورِ بازار!
‫- بیاید اینجا پیش خودم!

305
00:41:17,790 --> 00:41:20,520
‫بله، درسته! نوشیدنی دارم!
‫هرچقدر دلتـون بخواد می‌تونید نوش جان کنید!

306
00:41:20,604 --> 00:41:23,460
‫- سر بکشید!
‫- بله، همین طرف! تشریف بیارید!

307
00:41:37,110 --> 00:41:38,202
‫داریم گمـش می‌کنیم.

308
00:41:40,722 --> 00:41:41,940
‫هی، بده دنده عقب.

309
00:41:42,024 --> 00:41:44,502
‫اگه دست بجنبونیم،
‫می‌تونیم توی جاده فرعی گیرش بندازیم. یالا بریم!

310
00:41:55,380 --> 00:41:57,564
‫آهای، راه رو باز کنید!

311
00:41:57,648 --> 00:41:59,916
‫وای ببخشید جناب.
‫عذر می‌خوام.

312
00:42:02,478 --> 00:42:04,242
‫یالا، بزن بریم! دارن می‌رن!

313
00:42:07,098 --> 00:42:09,492
‫بهتره عجله کنیم
‫وگرنه دیگه دستـمون بهـشون نمی‌رسه!

314
00:42:09,576 --> 00:42:10,710
‫- بریم!
‫- بله قربان.

315
00:42:52,080 --> 00:42:53,592
‫- گمشو پیاده شو.
‫- جان؟

316
00:42:53,676 --> 00:42:56,742
‫من، آم... ولی من باید
‫این ماشین رو تحویل بدم.

317
00:42:56,826 --> 00:42:57,960
‫گفتم پیاده شو!

318
00:42:58,044 --> 00:42:59,010
‫باشه، به روی چشم.

319
00:42:59,556 --> 00:43:02,538
‫ولی من فقط دارم
‫طبق دستوراتِ کمیسر ایشی‌کاوا عمل می‌کنم.

320
00:43:12,030 --> 00:43:13,248
‫اون پشت چی مخفی کردی؟

321
00:43:13,290 --> 00:43:15,600
‫منظورتون رو نمی‌فهمم.
‫پشتِ کجا؟

322
00:43:16,524 --> 00:43:17,700
‫پشتِ ماشین یا اینکه...

323
00:43:18,540 --> 00:43:21,522
‫همونطوری که ازم خواستن میونگ‌جا رو پیاده کردم،
‫دیگه کسی سوار ماشینـم نشد.

324
00:43:21,606 --> 00:43:22,572
‫باور کنید جناب مامور.

325
00:43:22,656 --> 00:43:24,252
‫مطمئنی؟

326
00:43:30,048 --> 00:43:31,854
‫صدای چی بود؟ جریان چیه؟

327
00:43:32,526 --> 00:43:35,382
‫این کار رو نکنید قربان!
‫جریان چیه؟ مردم دارن نگاه می‌کنن.

328
00:43:42,354 --> 00:43:43,698
‫کجان، ها؟

329
00:43:44,454 --> 00:43:46,092
‫زندونی‌ها رو کجا فرستادید، ها؟

330
00:43:47,394 --> 00:43:50,670
‫زندونی‌ها رو داشتی فراری می‌دادی،
‫حالا بگو ببینم کدوم قبرستونی‌ان!

331
00:43:56,634 --> 00:43:58,272
‫از قبل بهتون گفتم آقای مامور.

332
00:43:59,742 --> 00:44:02,430
‫میونگ‌جا تنها فردی بود
‫که از بیمارستان با ما اومد.

333
00:44:03,564 --> 00:44:05,958
‫کمیسر ایشی‌کاوا
‫دستور دادن فقط ایشون رو ببریم.

334
00:44:06,966 --> 00:44:09,402
‫بنابراین به قولی که به کمیسر دادیم عمل کردیم.

335
00:44:09,990 --> 00:44:11,628
‫مشکل چیه آقای مامور؟

336
00:44:27,966 --> 00:44:29,562
‫عجله کنید،
‫لباس‌هاتون رو عوض کنید.

337
00:44:29,646 --> 00:44:31,998
‫قراره خلاص بشیم.

338
00:44:32,082 --> 00:44:33,720
‫نوش جان کنید و خوش گذرونید!

339
00:44:37,542 --> 00:44:39,684
‫وای شرمنده آقای مامور!
‫عذر می‌خوام.

340
00:45:05,346 --> 00:45:07,824
‫سریع مراقب باشید دیگه.

341
00:45:20,172 --> 00:45:22,482
‫باید عجله کنیم،
‫وگرنه از دستـمون در می‌رن!

342
00:45:22,566 --> 00:45:23,616
‫- بریم!
‫- بله قربان!

343
00:45:44,238 --> 00:45:47,052
‫خوشحالیـم که صحیح و سالم
‫از اونجا فرار کردید.

344
00:45:47,724 --> 00:45:49,992
‫با این حال، متاسفانه
‫وقتِ زیادی نداریم.

345
00:45:50,034 --> 00:45:51,672
‫باید هرچه سریع‌تر از شهر خارج بشید.

346
00:45:52,386 --> 00:45:54,108
‫- یالا برید.
‫- بریم.

347
00:45:57,510 --> 00:45:58,980
‫خیلی ازتون ممنونـم.

348
00:45:59,064 --> 00:46:00,576
‫عجله کنید.
‫مراقب خودتون باشید.

349
00:46:00,660 --> 00:46:02,340
‫عجله کنید. بریم.
‫می‌بینمتـون.

350
00:46:03,432 --> 00:46:04,440
‫ببخشید، ولی...

351
00:46:05,910 --> 00:46:07,716
‫شما با خانه گنجینۀ طلایی
‫همکاری می‌کنید؟

352
00:46:10,740 --> 00:46:12,000
‫متاسفانه باید گزارشی
‫رو به عرضـتون برسونم.

353
00:46:13,302 --> 00:46:15,234
‫ارباب جانگ نتونستن
‫از بیمارستان خارج بشن.

354
00:46:17,712 --> 00:46:20,358
‫حالا برید خونه
‫و مراقب خودتون باشید.

355
00:46:20,442 --> 00:46:22,332
‫اگه مشکلی نداره،
‫یه سوالی ازتون دارم.

356
00:46:24,180 --> 00:46:26,196
‫از همون اول هم،
‫ارباب جانگ همچین نقشه‌ای...

357
00:46:27,834 --> 00:46:29,934
‫توی سرشـون بود،
‫یا که شما بهش گفتید این کار رو بکنه؟

358
00:46:31,530 --> 00:46:33,462
‫نباید همچین چیزی
‫رو بهتون بگم،

359
00:46:33,546 --> 00:46:37,158
‫ولی هر کسی که توی گیونگ‌سئونگ
‫به کمک نیاز داشته باشه، میاد دنبالِ ارباب جانگ.

360
00:46:37,242 --> 00:46:40,140
‫اصلاً هم فرقی نداره
‫کمکِ مالی باشه یا برای نجات کسی باشه.

361
00:46:40,854 --> 00:46:43,164
‫ارباب جانگ توی هر زمینه‌ای
‫دست به خیر داره.

362
00:46:44,046 --> 00:46:45,936
‫بیشتر از هرکسی،
‫به دادِ مردم خودش می‌رسه.

363
00:46:46,440 --> 00:46:47,784
‫همچین آدمیـه.

364
00:46:57,528 --> 00:46:59,166
‫شما بازداشتیـد جناب!

365
00:47:04,584 --> 00:47:07,104
‫ازتون می‌خوام پراکنده بشید
‫و زندونی‌ها رو پیدا کنید!

366
00:47:07,608 --> 00:47:09,918
‫هرکسی که مشکوکه رو دستگیر کنید.
‫دستور مستقیماً از بالاست!

367
00:47:10,002 --> 00:47:11,304
‫حالا تکون بخورید برید.

368
00:47:11,388 --> 00:47:12,396
‫بله قربان!

369
00:47:29,406 --> 00:47:30,666
‫همه‌چیز رو رها کنید!

370
00:49:23,520 --> 00:49:26,754
‫تا روزی که شکوفه‌های گیلاس پَرپَر بشن.

371
00:49:37,464 --> 00:49:39,018
‫یعنی هنوز زنده‌ست؟

372
00:50:24,756 --> 00:50:27,738
‫همسرتون پیغام فرستادن
‫تا دیروقت سرکارن.

373
00:50:27,822 --> 00:50:31,686
‫برای همین هم احتمالاً
‫تا دیروقت نمی‌رسن بیان خونه.

374
00:51:07,386 --> 00:51:09,108
‫عذر می‌خوام بانو مائدا.

375
00:51:09,780 --> 00:51:11,796
‫از صمیم قلب شرمنده‌ام.

376
00:51:12,636 --> 00:51:16,500
‫فرصت‌های زیادی دراختیارت گذاشتم
‫مدیر ایچیرو.

377
00:51:16,584 --> 00:51:17,592
‫نذاشتم؟

378
00:51:18,852 --> 00:51:21,708
‫ازم بیمارستان خواستی،
‫یه بیمارستان واست ساختم.

379
00:51:21,792 --> 00:51:26,202
‫برای آزمایشاتت درخواست بودجه دادی،
‫از هیچگونه حمایتی دریغ نکردم.

380
00:51:26,874 --> 00:51:29,394
‫قول... می‌دم به هر قیمتی که شده،
‫این وضعیت رو سروسامون بدم.

381
00:51:29,478 --> 00:51:30,612
‫رو حرفـم حساب کنید.
‫قول می‌دم.

382
00:51:30,696 --> 00:51:31,956
‫چطوری می‌خوای این کار رو بکنی؟

383
00:51:32,040 --> 00:51:33,678
‫همۀ سوژه‌های آزمایشیت فرار کردن،

384
00:51:33,762 --> 00:51:36,408
‫بگو ببینم برنامه‌ات
‫واسه برگردوندنـشون چیه؟

385
00:51:37,626 --> 00:51:39,852
‫آکیکو هم رسماً آب شده رفته توی زمین.

386
00:51:41,616 --> 00:51:43,800
‫چطوری پیداش می‌کنی مدیر؟

387
00:51:43,884 --> 00:51:45,522
‫آم، من... آم...

388
00:51:45,606 --> 00:51:47,790
‫خیلی زود یه راه‌حل پیدا می‌کنیم، آم...

389
00:51:47,832 --> 00:51:50,772
‫فقط... اگه یکم بهمون فرصت بدید،
‫مسئولیت همه‌چیز رو قبول می‌کنم و...

390
00:51:50,856 --> 00:51:51,990
‫استعفا می‌دی.

391
00:51:55,602 --> 00:51:59,214
‫از موقعیتت کناره‌گیری می‌کنی مدیر ایچیرو،

392
00:52:00,012 --> 00:52:02,028
‫و سریعاً به توکیو برمی‌گردی.

393
00:52:09,672 --> 00:52:13,200
‫قبل اینکه برید، خدمتتون عرض کنم
‫توی یکی از آزمایشات بزرگـمون به نتایج موفقیت‌آمیزی رسیدیم.

394
00:52:21,516 --> 00:52:23,574
‫تونستیم موجودی ارزشمند
‫خلق کنیم

395
00:52:24,162 --> 00:52:26,052
‫که دنیای پزشکی رو به لرزه درمیاره.

396
00:52:26,136 --> 00:52:27,480
‫حتی به نظرم می‌تونه...

397
00:52:28,152 --> 00:52:31,008
‫مسیر تاریخچۀ بشریت رو
‫دستخوش تغییر بکنه.

398
00:52:31,092 --> 00:52:34,578
‫بهتون قول می‌دم
‫این دفعه از من ناامید نشید.

399
00:52:35,334 --> 00:52:37,560
‫می‌شه لطفاً یه فرصت دیگه بهم بدید؟

400
00:52:38,400 --> 00:52:39,450
‫خواهش می‌کنم بانو مائدا.

401
00:53:27,204 --> 00:53:28,800
‫آره، خودشـه.

402
00:53:29,388 --> 00:53:32,034
‫همون خانم چوسانی‌ایـه که
‫سال‌ها پیش از من خواستید

403
00:53:32,118 --> 00:53:33,126
‫ازش مراقبت کنم.

404
00:53:33,882 --> 00:53:35,436
‫سوژۀ آزمایشاتـمونه.

405
00:54:04,710 --> 00:54:06,684
‫سوژه با موفقیت بیهوش شد

406
00:54:06,768 --> 00:54:08,322
‫و کاملاً در قفس محبوس شده.

407
00:54:08,364 --> 00:54:10,464
‫به نظرتون چقدر نیتروژن لازمه قربان؟

408
00:54:13,572 --> 00:54:14,580
‫سپهبد کاتو.

409
00:54:16,176 --> 00:54:17,310
‫در عجبـم

410
00:54:18,234 --> 00:54:20,334
‫کی این لیوان رو سَر کشیده؟

411
00:54:31,212 --> 00:54:33,354
‫- عجله کنید، برید داخل! برید داخل!
‫- باشه، باشه.

412
00:55:30,306 --> 00:55:31,608
‫در عجبـم کی...

413
00:55:32,364 --> 00:55:33,624
‫این لیوان رو سَر کشیده.

414
00:55:34,590 --> 00:55:36,270
‫کی ناجین رو خورده؟
