﻿1
00:01:49,067 --> 00:01:56,074
‫[هیولای گیونگ‌سئون]

2
00:02:29,607 --> 00:02:34,070
‫با مدیر ایکیرو
‫ از بیمارستان اونگ‌سئونگ قرار گذاشتم.

3
00:02:36,698 --> 00:02:39,325
‫بچه‌ای که تو شکمتونه 
‫معنای خاصی داره،

4
00:02:41,119 --> 00:02:44,747
‫نه فقط برای آقای ایشی‌کاوا،
‫برای من هم همینطور.

5
00:02:46,958 --> 00:02:48,376
‫پس با این وجود،

6
00:02:49,836 --> 00:02:51,713
‫باید خیلی حواس‌تون جمع باشه،
‫خب؟

7
00:02:52,213 --> 00:02:53,464
‫مواظب خودتون باشین.

8
00:02:54,340 --> 00:02:55,341
‫خانم آکیکو.

9
00:03:35,131 --> 00:03:38,468
‫شرمنده
‫ولی مغازه تعطیله خانم.

10
00:04:15,630 --> 00:04:19,300
‫هاگ‌های هیولا یک ساعته که
‫ دیگه توی هوا معلق نیستن.

11
00:04:19,801 --> 00:04:21,386
‫به هوش اومده؟

12
00:04:22,679 --> 00:04:24,681
‫نه،
‫هیچ تکونی نخورده.

13
00:04:25,181 --> 00:04:27,433
‫احتمال داره که
‫ نیتروژن بیش از حد زده باشیم؟

14
00:04:33,022 --> 00:04:36,693
‫چی تو کَلَته سیشین؟

15
00:04:47,662 --> 00:04:50,957
‫سرهنگ کاتو،
‫یه مهمون برجسته داریم.

16
00:04:51,040 --> 00:04:52,500
‫بانو مائدا هستن.

17
00:04:52,583 --> 00:04:54,252
‫همسر کمیسر ایشی‌کاوا

18
00:04:54,335 --> 00:04:58,214
‫و دختر سپهبد سیجیرو مائدا.

19
00:04:58,298 --> 00:05:02,468
‫اینجا یه منطقۀ ممنوعه‌اس.
‫متاسفانه غیرخودی‌ها اجازه ندارن اینجا باشن.

20
00:05:02,468 --> 00:05:06,180
‫سرهنگ کاتو، بانو مائدا
‫ از بخشنده‌ترین حامیان مالی بیمارستانن.

21
00:05:18,651 --> 00:05:19,736
‫هیولا اونه؟

22
00:05:21,988 --> 00:05:24,574
‫توصیه می‌کنم خیلی نزدیک نشین.

23
00:05:31,080 --> 00:05:32,081
‫سیشین.

24
00:05:39,714 --> 00:05:41,883
‫خب استاد سیشین،

25
00:05:43,509 --> 00:05:46,179
‫‫انگار هنوز زنده‌ای.

26
00:06:35,770 --> 00:06:39,107
‫« هیولای گیونگ‌سئونگ »
‫« میان توجیه و بهانه »

27
00:06:39,190 --> 00:06:41,776
‫« قسمت هشتم - هشیاری »

28
00:06:45,363 --> 00:06:47,198
.انگار از هفت‌خوان گذشته

29
00:06:48,533 --> 00:06:52,537
‫اصلاً نتونسته بخوابه
‫یا یه قاشق غذا بخوره!

30
00:06:54,414 --> 00:06:56,040
‫جانگ ته سانگ چی؟

31
00:06:56,124 --> 00:06:57,583
‫نتونستن برگردن.

32
00:06:58,084 --> 00:07:01,254
‫تاجران توی شهر هم
‫همه دستگیر شدن.

33
00:07:06,175 --> 00:07:07,385
‫بله،
‫سلام.

34
00:07:07,885 --> 00:07:09,387
‫بله،
‫متوجهم.

35
00:07:09,470 --> 00:07:10,471
‫بله قربان.

36
00:07:11,055 --> 00:07:12,515
‫بله قربان.
‫خبرتون می‌کنم...

37
00:07:12,598 --> 00:07:15,309
‫ساکت شین!
‫بشینین سر جاهاتون!

38
00:07:21,524 --> 00:07:23,943
‫هی آقای گو،
‫می‌دونین اینجا چه خبره؟

39
00:07:24,026 --> 00:07:26,195
‫پس چرا از ارباب جانگ خبری نشد؟

40
00:07:27,405 --> 00:07:28,489
کجاس ‫پس؟

41
00:07:28,573 --> 00:07:30,408
‫یعنی نمیاد نجات‌مون بده؟

42
00:07:33,161 --> 00:07:34,162
‫نمیاد؟

43
00:07:35,329 --> 00:07:36,789
‫ای خدا.

44
00:07:44,380 --> 00:07:48,843
‫[خانه گنجینۀ طلایی - گروفروشی]

45
00:07:54,432 --> 00:07:56,767
‫[تعطیل]

46
00:08:21,542 --> 00:08:22,710
‫ارباب جانگ.

47
00:08:24,462 --> 00:08:25,630
‫پس کجایین؟

48
00:08:27,256 --> 00:08:29,175
‫دیگه وقتش رسیده
‫که برگردین.

49
00:08:40,770 --> 00:08:41,771
‫نفس می‌کشه؟

50
00:08:45,024 --> 00:08:46,567
‫به زور قربان.

51
00:08:46,651 --> 00:08:49,320
‫خب پس،
‫شما دونفر ببرینش واحد درمان.

52
00:08:49,862 --> 00:08:51,489
‫- بجنبین.
‫- بله قربان!

53
00:08:58,162 --> 00:08:59,372
‫بکشینش.

54
00:09:07,129 --> 00:09:08,381
‫ردش رو بگیرین...

55
00:09:10,800 --> 00:09:12,093
‫هرجا هست پیداش کنین

56
00:09:13,803 --> 00:09:15,638
‫و اون عوضی رو بکشین.

57
00:10:33,382 --> 00:10:35,676
‫وایسین سر جاهاتون.
‫جلو نیاین!

58
00:10:55,363 --> 00:10:56,364
‫آزادین.

59
00:11:11,420 --> 00:11:13,839
‫قربان!
‫یه اتفاقی افتاده.

60
00:11:17,760 --> 00:11:18,844
‫کارت خیلی ضروریه؟

61
00:11:18,928 --> 00:11:21,430
‫استوار دوم هاندا رو
‫تو سردخونۀ طبقه پایین پیدا کردیم،

62
00:11:21,430 --> 00:11:23,891
‫تیر خوردن
‫ و شدیداً زخمی شدن.

63
00:11:24,058 --> 00:11:26,268
‫پوزش می‌خوام بانو مائدا.

64
00:11:26,811 --> 00:11:28,562
‫لطفاً منتظر بمونین
‫تا برگردم.

65
00:12:06,350 --> 00:12:07,476
‫جانگ ته سانگ!

66
00:12:09,645 --> 00:12:11,731
‫شما اینجا...
‫چی‌کار می‌کنین؟

67
00:12:12,356 --> 00:12:14,316
‫باید به چندتا کار رسیدگی‌ می‌کردم.

68
00:12:15,568 --> 00:12:17,403
‫اما نتونستم از اینجا برم بیرون.

69
00:12:19,488 --> 00:12:20,656
‫باید کمکم کنین

70
00:12:21,240 --> 00:12:23,743
‫تا بتونم از اینجا برم بیرون،
‫بانو مائدا.

71
00:12:29,915 --> 00:12:31,125
‫منظورت چیه؟

72
00:12:31,208 --> 00:12:33,586
‫هنوز یه چوسانی
‫ این طراف قایم شده؟

73
00:12:33,669 --> 00:12:35,629
‫بله قربان،
‫همین دور و بره.

74
00:12:35,629 --> 00:12:36,839
‫دکتر ایکیرو!

75
00:12:38,716 --> 00:12:40,801
‫انگار چوسانیه رفته سمت آزمایشگاه.

76
00:12:40,885 --> 00:12:43,971
‫چون یکی از نگهبان‌ها
‫لکه‌های خون تازه رو اون نزدیکی پیدا کرده.

77
00:12:53,731 --> 00:12:55,357
‫بانو مائدا،
‫درحال‌حاضر...

78
00:12:56,150 --> 00:12:57,902
‫فکر نمی‌کنم وقت خوبی باشه.

79
00:13:06,535 --> 00:13:08,078
‫سربازها،
‫موقعیت اضطراری!

80
00:13:08,162 --> 00:13:09,914
‫بانو مائدا رو بردن!

81
00:13:09,997 --> 00:13:12,666
‫باید سریعاً بانو مائدا رو پیدا کنیم!
‫تو خطر بزرگی‌ان!

82
00:13:12,750 --> 00:13:14,293
‫باید سریع پیداشون کنیم!

83
00:13:36,232 --> 00:13:37,316
‫بانو مائدا؟

84
00:13:51,372 --> 00:13:53,582
‫هیچ سوالی نکن.
‫فقط بشین پشت فرمون.

85
00:14:17,815 --> 00:14:18,983
‫راه بیفت.

86
00:14:30,286 --> 00:14:31,370
‫ممنون.

87
00:14:45,509 --> 00:14:47,970
‫چی‌کار کنم خانم؟
‫وایسم؟

88
00:15:11,160 --> 00:15:12,202
‫برو هوماچی.

89
00:15:27,468 --> 00:15:31,764
‫[گرو فروشی - تعطیل]

90
00:16:22,690 --> 00:16:24,900
‫باز هم رفتی خانۀ گنجینۀ طلایی؟

91
00:16:29,697 --> 00:16:30,864
‫خیلی وقته منتظری؟

92
00:16:32,616 --> 00:16:34,576
‫چهار روز شده که
‫از اونجا اومدیم بیرون.

93
00:16:35,077 --> 00:16:37,329
‫و هنوز خبری از ارباب جانگ نشده.

94
00:16:38,038 --> 00:16:39,999
‫احتمال زنده بودنش خیلی کمه.

95
00:16:41,250 --> 00:16:44,628
‫با این وجود،
‫وظیفۀ ما پیدا کردن میونگ‌جا بود،

96
00:16:44,712 --> 00:16:46,296
‫که همین کار رو هم کردیم.

97
00:16:47,339 --> 00:16:48,799
‫وقتش رسیده بریم خونه.

98
00:16:51,218 --> 00:16:53,804
‫صبح زود باید راه بیفتیم،
‫پس آماده شو.

99
00:16:54,304 --> 00:16:56,390
‫باید اونجا می‌موندم.

100
00:16:57,725 --> 00:16:59,727
‫دست خودش بود.
‫کار درست هم بود.

101
00:16:59,810 --> 00:17:03,230
‫قفط کافی بود میونگ‌جا رو نجات بده،
‫اما باز هم اونجا موند.

102
00:17:05,524 --> 00:17:06,817
‫به‌خاطر ما اونجا موند.

103
00:17:08,819 --> 00:17:11,947
‫من هم باید تو بیمارستان می‌موندم،
‫یه‌جوری مادر رو نجات می‌دادم.

104
00:17:13,407 --> 00:17:15,451
‫حداقلش باید انتقامش رو

105
00:17:15,534 --> 00:17:18,037
‫از کسایی که اون کار رو باهاش کردن
‫می‌گرفتم.

106
00:17:19,913 --> 00:17:23,292
‫اگه مادر رو نجات می‌دادم،
‫ارباب جانگ اونجا نمی‌موند.

107
00:17:24,126 --> 00:17:26,712
‫حالا به‌خاطر رفتن از بیمارستان
‫احساس گناه می‌کنم.

108
00:17:28,756 --> 00:17:30,090
‫منظورت چیه؟

109
00:17:36,638 --> 00:17:38,474
‫وقتی داخل بودیم
‫مادر رو پیدا کردم.

110
00:17:41,310 --> 00:17:42,811
‫هنوز زنده‌‌اس.

111
00:17:45,814 --> 00:17:47,566
‫تو هم احتمالاً اونجا دیدیش.

112
00:18:02,164 --> 00:18:05,125
‫از وقتی بانو مائدا رو دیده
‫اینطوری شده.

113
00:18:05,626 --> 00:18:08,378
‫انگار یه چیزی عصبانیش کرده قربان.

114
00:18:10,214 --> 00:18:12,299
‫حتماً یه چیزی این هیولا رو تحریک کرده.

115
00:18:12,382 --> 00:18:14,384
‫هان؟

116
00:18:14,468 --> 00:18:16,345
‫فقط عصبانی نیست.

117
00:18:16,845 --> 00:18:18,138
‫بیشتر بی‌تاب و قرار شده.

118
00:20:20,761 --> 00:20:21,970
‫یه بار دیگه می‌پرسم.

119
00:20:22,596 --> 00:20:25,349
‫اون زندانی‌هایی که کمک‌شون کردی
‫کجا فرار کردن؟

120
00:20:26,808 --> 00:20:29,561
‫نمی...
‫نمی‌دونم.

121
00:20:30,312 --> 00:20:32,814
‫جانگ ته سانگ کجا قایم شده؟

122
00:20:32,814 --> 00:20:33,815
‫کاش...

123
00:20:36,235 --> 00:20:37,653
‫کاش می‌دونستم کجا بود.

124
00:20:41,615 --> 00:20:43,784
‫گوش‌هات مشکلی دارن؟

125
00:20:44,326 --> 00:20:46,870
‫می‌‌خوای از اول شروع کنم؟

126
00:20:48,872 --> 00:20:50,540
‫از اول...
‫از اول شروع کن.

127
00:20:50,624 --> 00:20:53,210
‫یالا، از اول شروع کن.
‫ببین چی میشه.

128
00:20:53,293 --> 00:20:54,294
‫یالا.

129
00:20:54,628 --> 00:20:56,421
‫از اول شروع کن.
‫من از هیچی خبر ندارم.

130
00:21:01,218 --> 00:21:02,970
‫تاحالا کسی

131
00:21:03,720 --> 00:21:06,014
‫ناخن‌هاتون رو از دستاتون کَنده؟

132
00:21:09,851 --> 00:21:12,104
‫تاحالا کسی
‫پوست‌تون رو سوزونده؟

133
00:21:17,901 --> 00:21:20,153
‫تاحالا
‫بهتون برق وصل کردن؟

134
00:21:24,408 --> 00:21:26,285
‫می‌دونیم چه بلایی سر کسی که

135
00:21:26,368 --> 00:21:30,414
‫به زور تو دماغش پودر فلفل
‫و آب می‌ریزن میاد؟

136
00:21:30,914 --> 00:21:32,582
‫اون هم وقتی که وارونه نگهش داشتن.

137
00:21:34,543 --> 00:21:36,712
‫کار به جایی می‌رسه

138
00:21:36,795 --> 00:21:39,589
‫که دیگه فراموش می‌کنین
 .آدمین

139
00:21:41,133 --> 00:21:43,844
‫آقای گو،
‫اگه تو همچین وضعیتی بودین،

140
00:21:43,844 --> 00:21:44,845
‫مثل یه قهرمان نباشین.

141
00:21:44,845 --> 00:21:49,391
‫فقط اوضاع رو براتون بدتر می‌کنه.
‫به‌جاش باید همه‌چیز رو بگین.

142
00:21:49,391 --> 00:21:52,060
‫اگه به این وضعی افتادین،

143
00:21:52,060 --> 00:21:54,563
‫و بهمون خیانت کردین،
‫ازتون متنفر نمیشم.

144
00:21:54,563 --> 00:21:56,315
‫خواستم یادتون بمونه.

145
00:21:58,859 --> 00:22:00,277
‫یه بار دیگه می‌پرسم.

146
00:22:00,360 --> 00:22:02,821
‫هدف واقعی خانۀ گنجینۀ طلایی چیه؟

147
00:22:03,322 --> 00:22:04,448
‫شورش می‌کنین؟

148
00:22:05,198 --> 00:22:07,367
‫اونجا یواشکی
‫از شورشی‌ها حمایت می‌کنین؟

149
00:22:09,911 --> 00:22:11,705
‫جواب من رو بده!

150
00:22:12,414 --> 00:22:15,375
‫چرا جواب نمیدی؟ هان؟!
‫جانگ ته سانگ کجاس؟!

151
00:22:28,138 --> 00:22:29,848
‫خیلی‌خب...

152
00:22:56,083 --> 00:22:57,084
‫خوب خوابیدین؟

153
00:23:00,087 --> 00:23:01,171
‫بانو مائدا،
‫شمایین.

154
00:23:20,107 --> 00:23:21,983
‫خب،
‫انگار تب‌تون قطع شده.

155
00:23:22,067 --> 00:23:24,736
‫زخماتون هم دارن بهتر میشن.

156
00:23:29,533 --> 00:23:31,284
‫چندوقته که...

157
00:23:31,368 --> 00:23:32,869
‫...من اینجام؟

158
00:23:34,371 --> 00:23:36,373
‫با امروز،
‫میشه چهار روز.

159
00:23:41,169 --> 00:23:45,966
‫خب، باید بگم که...
‫آشوب بزرگی تو بیمارستان اونگ‌سئونگ راه انداختین.

160
00:23:48,218 --> 00:23:51,430
‫انتظار نداشتم که ببینم شما
‫به‌خاطر کسی جون‌تون رو به خطر بندازین.

161
00:23:52,097 --> 00:23:54,057
‫به شما نمی‌خوره،
‫درست نمیگم؟

162
00:23:59,729 --> 00:24:00,730
‫می‌دونم.

163
00:24:02,107 --> 00:24:03,984
‫اما اوضاع الان عوض شده.

164
00:24:05,610 --> 00:24:08,780
‫تقصیر من نیست
‫که کشورم اینطوری شده.

165
00:24:11,116 --> 00:24:14,953
‫به من هیچ ربطی نداره که
‫ خیلی‌ها اونجا زندانی شدن.

166
00:24:18,248 --> 00:24:19,416
‫پس چرا کمک‌شون کردین؟

167
00:24:20,041 --> 00:24:21,126
‫چون...

168
00:24:23,503 --> 00:24:25,672
‫چون وقتی که
‫با چشم‌های خودم دیدم،

169
00:24:26,923 --> 00:24:28,592
‫خیلی عصبانی شدم.

170
00:24:29,468 --> 00:24:30,844
‫می‌خواستم کمک‌شون کنم.

171
00:24:31,761 --> 00:24:36,641
‫جانگ ته سانگ، حرفاتون اصلاً با عقل جور در نمیاد.
‫به‌خاطر چوسانی بودن‌شون کمک‌شون کردین؟

172
00:24:38,685 --> 00:24:40,604
‫نه به‌خاطر چوسانی بودن‌شون.

173
00:24:41,563 --> 00:24:43,190
‫به‌خاطر انسان بودن‌شون.

174
00:24:45,108 --> 00:24:47,527
‫به‌نظرتون تموم زندگی‌ها
‫ارزش دارن؟

175
00:24:47,611 --> 00:24:49,738
‫به‌نظرتون تموم موجودات زنده برابرن؟

176
00:24:52,324 --> 00:24:54,701
‫بله.
‫مگه شما چه عقیده‌ای دارین بانو مائدا؟

177
00:25:00,665 --> 00:25:01,708
‫جانگ ته‌‌سانگ.

178
00:25:03,168 --> 00:25:05,420
‫من و شما،
‫هنوز دوستیم؟

179
00:25:23,980 --> 00:25:25,482
‫گفتین پروندۀ یه قاتل سریالی؟

180
00:25:25,482 --> 00:25:29,152
‫بله قربان، فقط تو چهار روز گذشته
‫۱۱ قتل تو اون منطقه رخ داده.

181
00:25:29,152 --> 00:25:31,321
‫از ارتش گزارش‌های کالبد‌شکافی‌شون رو خواستیم.

182
00:25:31,321 --> 00:25:34,491
‫اما این تعداد جنازه خیلی عجیب بود.

183
00:25:34,574 --> 00:25:36,868
‫منظورت چیه که عجیبه؟

184
00:25:37,452 --> 00:25:40,330
‫مغز تمومی جسدها رو...
‫برداشته بودن قربان.

185
00:26:09,359 --> 00:26:12,696
‫ایشون از منطقۀ نظامی‌ اومدن جناب کمیسر.

186
00:26:26,918 --> 00:26:28,670
‫بله؟
‫چطور می‌تونم کمک‌تون کنم؟

187
00:26:29,254 --> 00:26:30,297
‫ببخشید.

188
00:26:31,256 --> 00:26:32,757
.مغازه فروشی نیست

189
00:26:35,135 --> 00:26:36,636
‫نه،
‫از کجا شنیدین؟

190
00:26:38,471 --> 00:26:39,472
‫کی مرده؟

191
00:26:40,390 --> 00:26:42,767
‫دیگه کی‌ها این حرف رو درموردش می‌زنن؟

192
00:26:43,476 --> 00:26:45,437
‫کجا با این عجله آقا؟

193
00:26:45,937 --> 00:26:49,274
‫خیلی چرته.
‫فقط یه کودن همچین چیزی رو باور می‌‌کنه.

194
00:26:49,357 --> 00:26:52,569
‫حرف دهنت رو بفهم!
‫فکر کردی کی هستی؟ ساکت شو!

195
00:26:53,445 --> 00:26:57,699
‫یه کاری می‌کنم پشیمون شی.
‫آره، خودم دهنت رو می‌بندم.

196
00:27:00,452 --> 00:27:02,120
‫این چه حرفاییه می‌زنن؟

197
00:27:02,120 --> 00:27:05,498
‫چطور می‌تونن به این راحتی بگن
‫که یه نفر مرده.

198
00:27:17,177 --> 00:27:19,679
‫خدایا،
‫دیگه عقلی برای مردم این شهر نمونده.

199
00:27:25,977 --> 00:27:27,312
‫بله؟
‫چطور می‌تونم کمک‌تون کنم؟

200
00:27:28,605 --> 00:27:31,066
‫در رابطه با اون باید بگم که...

201
00:27:31,149 --> 00:27:33,860
‫همکارم قبلاً براتون توضیح داده.

202
00:27:34,653 --> 00:27:35,820
‫می‌پرسین که من کی‌ام؟

203
00:27:37,197 --> 00:27:39,324
‫ارباب خانۀ گنجینۀ طلایی.

204
00:27:40,533 --> 00:27:41,701
‫جانگ ته‌سانگ.

205
00:27:45,955 --> 00:27:46,956
‫بله.

206
00:27:47,290 --> 00:27:49,834
‫نه، زنده‌ام.
‫درسته. حی و حاضر.

207
00:27:53,713 --> 00:27:57,217
‫انگار همه چشم به این گروفروشی‌مون دوختن.

208
00:27:57,300 --> 00:27:58,301
‫مگه نه؟

209
00:28:00,011 --> 00:28:02,263
‫ارباب جانگ،
‫شما زنده‌این.

210
00:28:02,847 --> 00:28:03,932
‫مگه نگفتم که

211
00:28:04,474 --> 00:28:07,977
‫فقط دو سه روز نیستم
‫و لازم نیست مغازه رو ببندین؟

212
00:28:08,061 --> 00:28:10,855
‫همینه که همه فکر می‌کنن
‫مغازه رو واسه فروش گذاشتیم.

213
00:28:11,523 --> 00:28:12,524
‫خب...

214
00:28:14,484 --> 00:28:16,403
‫چرا اینقدر طول کشید؟

215
00:28:17,278 --> 00:28:18,613
‫شرمنده،
‫یه کاری پیش اومد.

216
00:28:21,574 --> 00:28:24,744
‫یعنی اصلاً چیزی‌تون نشده؟
‫سالمین؟

217
00:28:25,036 --> 00:28:26,621
‫حالم خوبه.

218
00:28:27,163 --> 00:28:28,248
‫احمق!

219
00:28:28,873 --> 00:28:31,459
‫اگه آسیب ندیده بودین
‫پس چرا زودتر نیومدین خونه؟

220
00:28:31,459 --> 00:28:32,794
‫چرا اینقدر طول کشید؟

221
00:28:32,877 --> 00:28:35,797
‫داشتم از نگرانی سکته می‌کردم!

222
00:28:35,880 --> 00:28:38,591
‫- اصلاً به فکر من بودین؟
‫- شرمنده، معلومه که بودم.

223
00:28:38,591 --> 00:28:41,010
‫کارم بی‌دلیل نبود.

224
00:28:41,094 --> 00:28:43,805
‫از دستم ناراحت نباشین خانم ناول.
‫دیگه برگشتم.

225
00:28:49,269 --> 00:28:50,687
‫گفتم که ببخشین.
‫گریه نکنین.

226
00:28:53,189 --> 00:28:54,607
‫دیگه مهم نیست.

227
00:28:56,526 --> 00:28:59,696
‫بعدش هم،
‫باید برین دنبال آقای گو.

228
00:29:06,244 --> 00:29:07,328
‫آقای گو کجاس؟

229
00:29:44,365 --> 00:29:45,241
‫نه!

230
00:29:45,325 --> 00:29:47,994
‫وای نه.

231
00:29:51,372 --> 00:29:52,373
‫بیا بیرون.

232
00:29:57,378 --> 00:30:00,298
‫نه! ولم کنین!
‫نه! نمی‌خوام بیام!

233
00:30:01,299 --> 00:30:03,092
‫برو بیرون!

234
00:30:10,350 --> 00:30:11,643
‫ارباب جانگ،
‫شمایین.

235
00:30:15,772 --> 00:30:17,190
‫ارباب جانگ؟

236
00:30:18,441 --> 00:30:19,818
‫واقعاً ارباب جانگن؟

237
00:30:19,901 --> 00:30:22,195
‫- امکان نداره!
‫- فکر کنم خودشونن!

238
00:30:32,080 --> 00:30:33,414
‫همینجا وایسا،
‫خب؟

239
00:30:34,624 --> 00:30:35,834
‫هی،
‫وایسا سر جات!

240
00:30:36,709 --> 00:30:38,920
‫جانگ ته سانگ،
‫کجا داری میری؟

241
00:30:42,006 --> 00:30:44,759
‫ایشون ارباب جانگ
‫از خانۀ گنجینۀ طلایی نیستن؟

242
00:30:49,389 --> 00:30:51,307
‫باید با کمیسر ایشی‌کاوا صحبت کنم.

243
00:30:51,391 --> 00:30:52,684
‫هی تو!

244
00:30:52,767 --> 00:30:54,727
‫به من محل نمی‌ذاری؟

245
00:30:56,020 --> 00:30:57,856
‫برو و بهشون بگو
‫که جانگ ته‌سانگ اومده.

246
00:30:57,939 --> 00:30:59,524
‫عوضی
‫مگه کری؟

247
00:31:01,734 --> 00:31:03,653
‫چرا داری به من مشت می‌زنی؟

248
00:31:03,736 --> 00:31:06,698
‫افسر پلیسی یا تبه‌کار؟
‫کارت اصلاً حرفه‌ای نیست.

249
00:31:10,910 --> 00:31:12,078
‫همه‌تون پلیسین.

250
00:31:12,662 --> 00:31:15,164
‫خیلی سخته که عین پلیس‌ها رفتار کنین؟

251
00:31:29,888 --> 00:31:32,348
‫تو بیمارستان غوغای بزرگی به پا کردی.

252
00:31:34,100 --> 00:31:36,269
‫گفتین هرکاری لازمه انجام بدم،
‫مگه نه؟

253
00:31:37,770 --> 00:31:38,855
‫بله،
‫درسته.

254
00:31:39,439 --> 00:31:42,317
‫اما چی‌کار به زندانی‌های چوسانی داشتی
‫که فراری‌شون دادی؟

255
00:31:42,317 --> 00:31:43,985
‫جزو قرارمون نبود.

256
00:31:45,695 --> 00:31:48,448
‫راستش اصلاً نمی‌دونم
‫درمورد چی حرف می‌زنین.

257
00:31:50,241 --> 00:31:51,743
‫من به نمایندگی

258
00:31:51,826 --> 00:31:55,038
‫از تموم چوسانی‌هایی که
‫ به اشتباه اینجا زندانی شدن اومدم.

259
00:31:55,121 --> 00:31:56,706
‫لطفاً هرچه سریع‌تر آزاد‌شون کنین

260
00:31:56,789 --> 00:31:59,250
‫چون اتهامات واردۀ بهشون
‫کاملاً اشتباهن.

261
00:32:00,877 --> 00:32:03,922
‫اما اون شب،
‫متاسفانه خیلی از قوانین‌مون زیر پا گذاشته شدن.

262
00:32:04,422 --> 00:32:06,633
‫آهنگ خارجی گذاشتن،
‫خوردن نوشیدنی توی عموم،

263
00:32:06,716 --> 00:32:10,970
‫نقض قوانین نظم و امنیت عمومی،
‫از بقیۀ تخطی‌های از قانون هم بگذریم.

264
00:32:10,970 --> 00:32:12,847
‫نظرتون چیه با پرداخت جریمه
‫مشکل رو حل کنیم؟

265
00:32:12,847 --> 00:32:15,058
‫فکر کردی با ولخرجی
‫میشه این مشکل رو حل کرد؟

266
00:32:15,058 --> 00:32:17,685
‫به‌نظرم آسون‌ترین راه
‫برای جمع و جور کردن اوضاعه.

267
00:32:20,396 --> 00:32:21,898
‫اگه قبول نکنم چی میشه؟

268
00:32:22,231 --> 00:32:24,817
‫خب،
‫تمومی کسب و کارها تو ناحیۀ بون‌جئونگ

269
00:32:24,817 --> 00:32:26,903
‫برای مدتی تعطیل میشن.

270
00:32:27,737 --> 00:32:32,241
‫مطمئنم خبر دارین که مهمونی‌های جمع آوری سرمایه،
‫ دو روزه که توی گیونگ‌سئونگ برگزار میشه.

271
00:32:32,825 --> 00:32:34,077
‫با تعطیلی کسب و کارها،

272
00:32:34,160 --> 00:32:37,413
‫تامین نوشیدنی و غذا برای مهمون‌ها
‫ متوقف میشن.

273
00:32:37,497 --> 00:32:39,457
‫فقط کافیه به تموم مقامات
‫ و همسران‌شون

274
00:32:39,499 --> 00:32:41,960
‫که به این مناسب
‫ لباس مخصوص سفارش دادن فکر کنین.

275
00:32:41,960 --> 00:32:44,629
‫می‌دونین که چه تاثیری
‫رو وجهۀ عمومی‌تون می‌ذاره.

276
00:32:45,505 --> 00:32:47,048
‫از اونجایی که شما به همه‌چیز ناظرین،

277
00:32:47,048 --> 00:32:49,425
‫تحقیقات سریعاً آغاز میشن.

278
00:32:49,509 --> 00:32:53,012
‫بالادستی‌هاتون حتماً شما رو
‫مسئول می‌دونن.

279
00:32:53,221 --> 00:32:54,263
‫داری تهدید می‌کنی؟

280
00:32:56,307 --> 00:32:59,185
‫یه زمانی می‌رسه
‫که دوتا دشمن

281
00:32:59,727 --> 00:33:01,562
‫موقتاً پیمان اتحاد می‌بندن.

282
00:33:02,271 --> 00:33:06,275
‫این حرف‌ها رو فقط واسه این می‌زنیم
‫که به همدیگه کمک کنیم.

283
00:33:07,527 --> 00:33:09,278
‫حد خودت رو بدون.

284
00:33:10,071 --> 00:33:13,116
 برای چیزایی که بهت ربطی ندارن
‫جونت رو به خطر ننداز.

285
00:33:18,663 --> 00:33:22,834
‫ملاقات کوتاهی که توی بیمارستان اونگ‌سئونگ داشتم
‫ درس مهمی رو بهم یاد داد.

286
00:33:24,210 --> 00:33:26,212
‫وقتی جونت رو تو خطر می‌ندازی

287
00:33:26,963 --> 00:33:28,381
‫باید تا تهش بری.

288
00:33:29,716 --> 00:33:31,968
‫اگه حتی واسه یه دقیقه تردید کنی،

289
00:33:33,136 --> 00:33:34,303
‫دخلت اومده.

290
00:33:36,931 --> 00:33:38,433
‫با اجازه شما جناب کمیسر...

291
00:33:38,516 --> 00:33:40,768
‫فکر کنم بدونم مظنونین درجه یک
‫ چه کسایین.

292
00:33:42,645 --> 00:33:45,064
جانگ ته‌سانگ
‫از خانۀ گنجینۀ طلایی.

293
00:33:45,148 --> 00:33:48,943
‫اون اسلوثه،
‫یون چئوک هم همینطور.

294
00:33:48,943 --> 00:33:49,986
‫همچنین یه فاحشه.

295
00:33:50,695 --> 00:33:52,155
‫که چوسانیه
‫و اسمش آکیکوئه.

296
00:34:00,038 --> 00:34:01,456
‫خانم آکیکو؟

297
00:34:02,623 --> 00:34:05,043
‫حال‌تون خوبه؟

298
00:34:11,424 --> 00:34:15,428
‫دلیل خاصی هست که این‌ها رو
‫ مظنونین درجه یک می‌دونی؟

299
00:34:15,511 --> 00:34:18,264
‫چون هرسه‌نفر توی این بیمارستان بودن
‫جناب کمیسر.

300
00:34:18,347 --> 00:34:22,101
‫دزدکی وارد این منطقۀ نظامی شدن...
‫بعدش هم با هم فرار کردن.

301
00:34:22,852 --> 00:34:26,147
‫جناب ستوان...
‫می‌خوام بدونم دقیقاً تو اون بیمارستان چه خبره.

302
00:34:26,230 --> 00:34:29,275
‫تمایلی ندارم که
‫ چنین اطلاعاتی رو افشا کنم.

303
00:34:29,358 --> 00:34:31,069
‫اطلاعات محرمانه‌ایه.

304
00:34:35,782 --> 00:34:36,783
‫آکیکو.

305
00:34:41,037 --> 00:34:42,038
‫آکی...

306
00:34:46,626 --> 00:34:56,636
«د یجــــی مو ویـــــز»

307
00:35:10,900 --> 00:35:12,527
‫خدایا!

308
00:35:16,697 --> 00:35:18,908
‫می‌خوام بدونم چی اونجا دیدی.

309
00:35:20,451 --> 00:35:22,203
‫می‌خوام از تموم اتفاقایی که

310
00:35:22,203 --> 00:35:24,747
‫که اون بیمارستان افتاده خبردار بشم!

311
00:35:28,626 --> 00:35:30,628
‫همونطور که می‌دونین،

312
00:35:31,254 --> 00:35:33,965
‫قیمت خدماتم خیلی بالان جناب کمیسر.

313
00:35:34,465 --> 00:35:37,802
‫اطلاعاتی که دنبالش هستین،
‫مربوط به اسرار بیمارستان نظامی میشه.

314
00:35:37,885 --> 00:35:40,096
‫و جزو اطلاعات سطح بالا به حساب میاد.

315
00:35:40,596 --> 00:35:42,515
‫به همین راحتی به کسی نمیگم،

316
00:35:42,598 --> 00:35:44,767
‫مخصوصاً اطلاعاتی به این مهمی رو.

317
00:35:44,851 --> 00:35:46,352
‫می‌خوای ازم رشوه بگیری؟

318
00:35:46,435 --> 00:35:48,104
‫کمیسر ایشی‌کاوا،

319
00:35:48,187 --> 00:35:51,691
‫من فقط به دنبال اعتماد متقابلم.

320
00:35:52,567 --> 00:35:56,737
‫این رو هم نگم که سر قولم موندم.
‫آکیکو رو صحیح و سالم برگردوندم.

321
00:35:59,323 --> 00:36:01,492
‫حالا هم شما باید لطفم رو جبران کنین.

322
00:36:02,952 --> 00:36:05,163
‫افرادم رو آزاد کنین جناب کمیسر.

323
00:36:19,218 --> 00:36:20,261
‫برین بیرون!

324
00:36:21,179 --> 00:36:22,847
‫همه‌تون آزادین!

325
00:36:22,930 --> 00:36:24,557
‫آزاد شدیم!
‫بالاخره آزاد شدیم!

326
00:36:24,640 --> 00:36:26,934
‫میریم بیرون!

327
00:36:27,018 --> 00:36:28,769
‫باورم نمیشه داریم میریم بیرون!

328
00:36:28,853 --> 00:36:30,730
‫وای خدا.
‫ممنون ارباب جانگ!

329
00:36:30,813 --> 00:36:33,733
‫ارباب جانگ از اینجا آوردمون بیرون!
‫باورم نمیشه آزاد شدیم!

330
00:36:33,816 --> 00:36:35,735
‫باورم نمیشه!
‫همه آزاد شدن.

331
00:36:36,569 --> 00:36:39,030
‫همه آزاد شدن!
‫زنده از اینجا میریم بیرون!

332
00:36:39,113 --> 00:36:41,824
‫باورم نمیشه!
‫بریم خونه!

333
00:37:00,843 --> 00:37:02,094
‫ارباب جانگ،
‫شمایین.

334
00:37:05,932 --> 00:37:07,141
‫واقعاً زنده‌این؟

335
00:37:11,437 --> 00:37:12,688
‫آقای گو،
‫می‌تونین راه برین؟

336
00:37:15,066 --> 00:37:18,236
‫چرا اینقدر طول کشید؟

337
00:37:28,329 --> 00:37:29,705
‫باید از اینجا بریم بیرون.

338
00:37:33,251 --> 00:37:35,419
‫خیلی‌خب،
‫بلند شو.

339
00:37:37,546 --> 00:37:40,549
‫- بون‌جئونگ!
‫- بون‌جئونگ! بون‌جئونگ!

340
00:37:40,633 --> 00:37:43,761
‫بون‌جئونگ! بون‌جئونگ!
‫بون‌جئونگ! بون‌جئونگ!

341
00:37:43,844 --> 00:37:46,430
‫- بون‌جئونگ! بون‌جئونگ!
‫- هوس کردین اینجا بمیرین؟

342
00:37:47,056 --> 00:37:49,100
‫پس صداتون رو ببُرین!

343
00:38:02,113 --> 00:38:05,116
‫بون‌جئونگ!
‫بون‌جئونگ! بون‌جئونگ!

344
00:38:05,199 --> 00:38:07,493
‫بون‌جئونگ!
‫بون‌جئونگ! بون‌جئونگ!

345
00:38:07,576 --> 00:38:10,079
‫بون‌جئونگ!
‫بون‌جئونگ! بون‌جئونگ!

346
00:38:10,162 --> 00:38:11,747
‫بون‌جئونگ!
‫بون‌جئونگ!

347
00:38:11,831 --> 00:38:14,250
‫بون‌جئونگ!
‫بون‌جئونگ! بون‌جئونگ!

348
00:38:14,333 --> 00:38:16,002
‫بون‌جئونگ!
‫بون‌جئونگ!

349
00:38:16,085 --> 00:38:17,712
‫بون‌جئونگ!
‫بون‌جئونگ!

350
00:38:17,795 --> 00:38:20,131
‫بون‌جئونگ!
‫بون‌جئونگ!

351
00:38:20,214 --> 00:38:21,799
‫- موری.
‫- بله قربان؟

352
00:38:23,050 --> 00:38:23,884
‫جناب کمیسر.

353
00:38:23,968 --> 00:38:26,178
‫باید حواست باشه که
‫ جانگ ته‌سانگ کجاها میره.

354
00:38:26,262 --> 00:38:29,015
‫قربان؟
‫واسه چی؟

355
00:38:30,433 --> 00:38:34,103
‫خیلی‌خب...
‫هرچی شما بگین جناب کمیسر.

356
00:38:39,150 --> 00:38:42,361
‫[بیمارستان اونگ‌سئونگ - آزمایشگاه زیرزمینی]
‫[آزمایش‌های انسانی - بانو مائدا]

357
00:38:46,282 --> 00:38:49,827
‫[بانو مائدا]

358
00:39:04,425 --> 00:39:05,426
‫اوه...

359
00:39:06,052 --> 00:39:08,429
‫نگران نباشین.
‫چیزی‌شون نمیشه.

360
00:39:10,348 --> 00:39:13,893
‫بهش مدیونم.
‫باید براش جبران کنم.

361
00:39:13,976 --> 00:39:15,061
‫نه،
‫لازم نیست.

362
00:39:15,936 --> 00:39:19,190
‫شما اینقدر جون آقای گو رو نجات دادین
‫که شمارش از دستم خارج شده.

363
00:39:19,815 --> 00:39:21,609
‫راستش جون همه‌مون رو نجات دادین.

364
00:39:29,283 --> 00:39:30,951
‫آسیب شکنجه،

365
00:39:32,870 --> 00:39:34,663
‫تا مدتی با آدم می‌مونه،
‫درسته؟

366
00:39:37,875 --> 00:39:39,460
‫بهتر نیست یکم بخوابین؟

367
00:39:42,171 --> 00:39:44,340
‫نه، چیزی نیست.
‫همینجا می‌مونم.

368
00:39:44,340 --> 00:39:46,717
‫راستش یکی دیگه هم منتظرتونه.

369
00:39:50,429 --> 00:39:52,223
‫هرروز میومد اینجا.

370
00:39:53,224 --> 00:39:55,726
‫همش میومد
‫ تا ببینه سالم رسیدین خونه یا نه.

371
00:39:57,353 --> 00:39:58,687
‫من پیش آقای گو می‌مونم.

372
00:39:59,397 --> 00:40:01,107
‫برین بهش سر بزنین ارباب جانگ.

373
00:40:39,812 --> 00:40:41,897
‫امشب شام نمی‌‌خورین؟

374
00:40:41,981 --> 00:40:45,109
‫گشنم نیست.
‫تو بخور.

375
00:40:45,192 --> 00:40:47,695
‫لااقل یکم کوفته بخورین.
‫براتون می‌خرم.

376
00:40:51,323 --> 00:40:53,117
‫می‌گیرم و زودی میام.

377
00:41:50,341 --> 00:41:52,426
‫تو کی هستی؟

378
00:42:08,609 --> 00:42:11,862
من رو بگو انتظار داشتم
‫استقبال گرمی ازم بشه.

379
00:42:19,036 --> 00:42:22,790
‫حالا که صورتم رو دیدی...
‫میشه ولم کنی؟

380
00:42:30,130 --> 00:42:31,131
‫واقعاً خودتی.

381
00:42:33,133 --> 00:42:34,593
‫دقیقاً چی می‌خوای بدونی؟

382
00:42:34,677 --> 00:42:35,970
‫می‌خوام بدونم...

383
00:42:38,264 --> 00:42:43,602
‫...که تو بیمارستان اونگ‌سئونگ و...
‫آزمایشگاه زیریش چه خبره.

384
00:42:49,275 --> 00:42:52,778
‫اصلاً نمی‌دونی که
‫ تو بیمارستان اونگ‌سئونگ چه خبره؟

385
00:42:52,861 --> 00:42:55,948
‫اتفاقی نیست که توش بیفته
‫و من خبری نداشته باشم.

386
00:42:59,368 --> 00:43:01,662
چه بلایی سر آکیکو آوردی؟

387
00:43:06,375 --> 00:43:08,377
‫ازت سوال کردم.
‫چرا جواب نمیدی؟

388
00:43:08,460 --> 00:43:11,463
‫بهت می‌خوره گیج شده باشی.

389
00:43:12,548 --> 00:43:16,135
‫یادت رفته که حق نداری
‫همچین سوالاتی از من بپرسی.

390
00:43:17,261 --> 00:43:19,513
‫لازم نیست هیچ توضیحی بهت بدم.

391
00:43:20,264 --> 00:43:21,181
‫چرا.
‫لازمه.

392
00:43:21,265 --> 00:43:24,310
‫از همون اولش،
‫هردو درک متقابلی داشتیم

393
00:43:24,393 --> 00:43:26,937
‫که ازدواج‌مون به‌خاطر منافع مشترک بوده.

394
00:43:28,105 --> 00:43:31,859
‫من یه شوهر وفادار می‌خواستم
‫که بتونم بیام چوسان.

395
00:43:33,068 --> 00:43:37,573
‫تو هم به اسم و
‫ اصل و نسب قدرتمندم نیاز داشتی

396
00:43:37,656 --> 00:43:39,617
‫تا پیشرفت کنی.

397
00:43:40,951 --> 00:43:44,538
‫این که یهویی وانمود می‌کنی شوهرمی

398
00:43:44,622 --> 00:43:47,166
‫معذبم می‌کنه،

399
00:43:48,042 --> 00:43:49,168
‫کمیسر ایشی‌کاوا.

400
00:43:51,754 --> 00:43:54,423
‫نباید حریم رو می‌شکوندی
‫و آکیکو رو اذیت می‌کردی.

401
00:43:55,716 --> 00:43:58,135
‫تو هم نباید ارباب خانه گنجینۀ طلایی رو

402
00:43:58,135 --> 00:43:59,928
‫واسه پیدا کردنش استخدام می‌کردی.

403
00:44:00,012 --> 00:44:03,098
‫توافق کردیم که
‫تو زندگی همدیگه دخالت نکنیم، مگه نه؟

404
00:44:03,182 --> 00:44:05,851
‫اما تو بودی که تصمیم گرفتی
‫قرارمون رو زیر پا بذاری.

405
00:44:05,934 --> 00:44:09,104
‫این که تصمیم بگیری شب‌ها چی‌کار کنی
‫به من ربطی نداره.

406
00:44:10,064 --> 00:44:12,524
‫اما اگه یکی دیگه رو عقد کنی

407
00:44:13,192 --> 00:44:15,527
‫اصل توافق‌مون رو بهم می‌ریزه.

408
00:44:24,244 --> 00:44:25,245
‫راستی،

409
00:44:25,579 --> 00:44:29,583
‫نمی‌دونم خبر داری یا نه...
‫اما جانگ ته‌سانگ برای خودش زن پیدا کرده.

410
00:44:35,798 --> 00:44:37,591
‫اسمش یون چئوکه.

411
00:44:37,675 --> 00:44:39,343
‫شنیدم یه زن چوسانیه.

412
00:44:40,052 --> 00:44:43,931
‫ظاهراً جوون و قشنگ هم هست.
‫بیچاره تو.

413
00:44:45,474 --> 00:44:47,434
‫گفتم شاید بخوای بدونی،

414
00:44:48,018 --> 00:44:51,397
‫چون این همه وقت و تلاش گذاشتی
‫تا سلامتیش رو برگردونی.

415
00:44:52,106 --> 00:44:53,982
‫همش هدر رفت.

416
00:45:55,878 --> 00:45:57,963
‫همم...

417
00:46:17,900 --> 00:46:18,901
‫همم...

418
00:46:31,163 --> 00:46:33,040
‫این هم کوفته‌هاتون خانم.

419
00:46:41,215 --> 00:46:42,299
‫همم...

420
00:46:45,260 --> 00:46:46,512
‫بریم؟

421
00:46:50,265 --> 00:46:51,517
‫دیدمش‌ها!

422
00:46:52,309 --> 00:46:54,019
‫یکم غذات رو بده من.

423
00:46:54,102 --> 00:46:55,521
‫نه!

424
00:46:56,563 --> 00:46:57,856
‫غذا خودت رو بخور.

425
00:46:57,940 --> 00:46:59,274
‫این مال منه.

426
00:47:36,353 --> 00:47:38,397
‫نزدیک نشو!

427
00:47:47,614 --> 00:47:49,700
‫برو...
‫برو گمشو. برو گمشو!

428
00:47:49,783 --> 00:47:50,534
‫نزدیک من نشو!

429
00:47:50,534 --> 00:47:51,451
‫نزدیک من نشو!

430
00:48:38,290 --> 00:48:39,291
‫مـ...

431
00:48:40,292 --> 00:48:42,210
‫میونگ...
‫میونگ‌جا!

432
00:48:56,683 --> 00:48:57,643
‫خودشه؟

433
00:48:58,477 --> 00:49:00,312
‫انگل ناجینی که کشف کردین؟

434
00:49:00,395 --> 00:49:01,563
‫درسته.

435
00:49:02,898 --> 00:49:06,276
‫تو اعماق یخچال‌‌های کوه‌های موریونگ پیدا شدن.

436
00:49:06,276 --> 00:49:08,195
‫پیدا کردن‌شون خیلی سخت بود.

437
00:49:08,195 --> 00:49:12,199
‫یعنی این انگل وارد مغز میزبانش میشه

438
00:49:12,199 --> 00:49:15,535
‫و اینطوری به هیولایی
‫ مثل سیشین جهش پیدا می‌کنه؟

439
00:49:16,244 --> 00:49:17,245
‫دقیقاً نه.

440
00:49:18,538 --> 00:49:19,957
‫اگه ناجینِ خالی باشه،

441
00:49:20,749 --> 00:49:22,834
‫میزبان فقط تبدیل به شکارچی میشه.

442
00:49:25,212 --> 00:49:27,172
‫اما ظاهر بیرونیش رو حفظ می‌کنه.

443
00:49:27,255 --> 00:49:28,548
‫یعنی شکل انسانیش.

444
00:49:28,548 --> 00:49:30,884
‫برای این که زنده بمونه،

445
00:49:30,884 --> 00:49:32,970
‫ناجین از داخل کنترل‌شون می‌کنه،

446
00:49:32,970 --> 00:49:35,555
‫و مغز آدم‌ها رو شکار می‌کنه.

447
00:50:06,628 --> 00:50:08,630
‫ناجین شدیداً تهاجمیه

448
00:50:08,714 --> 00:50:11,341
‫و نسبت به بیشتر شکارچیان راس هرم
‫خشن‌تره.

449
00:50:11,967 --> 00:50:15,679
‫سریع موقعیت‌ها رو ارزیابی می‌کنه
‫و تقریباً همون لحظه زخم‌هاش رو درمان می‌کنه.

450
00:50:22,144 --> 00:50:23,520
‫خب توضیح بدین.

451
00:50:23,603 --> 00:50:25,981
‫پس چرا سیشین اینطوری تغییر ظاهر داده؟

452
00:50:25,981 --> 00:50:30,193
‫چون دوتا تزریق به اون انجام شد.
‫یکی از سرم‌ها با سیاه‌زخم ترکیب شده بود.

453
00:50:57,345 --> 00:50:58,972
‫به محض این که
‫ سرم تزریق بشه،

454
00:50:59,056 --> 00:51:01,099
‫با انگل ناجین جهش پیدا می‌کنن

455
00:51:01,683 --> 00:51:03,477
‫مثل مورد سیشین.

456
00:51:04,186 --> 00:51:06,980
‫طبق مشاهدات‌تون،
‫نقطه ضعفی هم دارن؟

457
00:51:16,573 --> 00:51:18,033
‫نیتروژن ضعیفش می‌کنه،

458
00:51:19,117 --> 00:51:20,952
‫مثل نور خورشید و آتش.

459
00:51:43,642 --> 00:51:45,227
‫خودت رو کنترل کن.

460
00:51:45,811 --> 00:51:47,020
‫چت شده؟

461
00:51:48,105 --> 00:51:49,272
‫میونگ‌جا!

462
00:51:56,446 --> 00:51:58,281
‫چقدر ترسناکه

463
00:51:59,366 --> 00:52:03,120
‫که وقتی تو این وضع گیر افتادی
‫یادت بیاد آدم بودن چه شکلی بود.

464
00:52:04,538 --> 00:52:06,206
‫یه بلایی سرش اومده.

465
00:52:07,791 --> 00:52:09,793
‫فکر کنم توی بیمارستان
‫روش آزمایش کردن.

466
00:52:34,234 --> 00:52:36,695
‫جناب کمیسر،
‫یه منور قرمز به هوا شلیک شده.

467
00:52:55,172 --> 00:52:57,382
‫اینجا!
‫بگیرینش!

468
00:53:05,515 --> 00:53:06,600
‫وایسا سر جات!

469
00:53:37,339 --> 00:53:38,465
‫گمش نکنین!

470
00:53:38,548 --> 00:53:40,133
‫- پیداش کنین!
‫- بله قربان!

471
00:54:03,823 --> 00:54:06,201
‫اولش چیزی به خاطر نیورد.

472
00:54:07,244 --> 00:54:08,536
‫اما بعد سر و کله دخترش پیدا شد.

473
00:54:11,122 --> 00:54:12,374
‫دختر؟

474
00:54:13,416 --> 00:54:14,876
‫یعنی سیشین مادر بوده؟

475
00:54:15,585 --> 00:54:16,836
‫از کجا می‌دونین؟

476
00:54:17,420 --> 00:54:20,799
‫به زور وارد بیمارستان شد
‫تا مادرش که خیلی وقته گم شده رو پیدا کنه.

477
00:54:20,799 --> 00:54:23,301
‫اون موقع بود که
‫به هم رسیدن.

478
00:54:23,301 --> 00:54:26,805
‫سیشین دخترش رو شناخت
‫و اوضاع عوض شد.

479
00:54:27,973 --> 00:54:29,766
‫تونست ناجین رو کنترل کنه.

480
00:54:30,558 --> 00:54:32,686
‫میشه بپرسم اسم این دختر بیچاره چیه؟

481
00:54:32,769 --> 00:54:34,437
‫اسمش یون چئوکه،

482
00:54:36,231 --> 00:54:37,732
‫و یه اسلوثه.

483
00:54:40,110 --> 00:54:41,569
‫نمی‌دونم خبر داری یا نه،

484
00:54:41,653 --> 00:54:43,780
‫اما جانگ ته‌سانگ برای خودش زن پیدا کرده

485
00:54:44,281 --> 00:54:47,826
‫اسمش یون چئوکه.
‫شنیدم یه زن چوسانیه.

486
00:54:52,789 --> 00:54:54,207
‫- پیداش کنین!
‫- بله قربان!

487
00:54:54,291 --> 00:54:55,458
‫این سمت رو هم بگردین!

488
00:54:55,542 --> 00:54:57,168
‫- بجنبین!
‫- از این سمت!

489
00:54:57,252 --> 00:54:59,087
‫- بدوین!
‫- پیداش کنین!

490
00:55:30,618 --> 00:55:32,037
‫اونجاس!
‫برین دنبالش!

491
00:55:45,717 --> 00:55:46,551
‫حالت خوبه؟

492
00:55:46,634 --> 00:55:48,636
‫اگه میونگ‌جا رو بگیرن،
‫ممکنه بکشنش

493
00:55:50,096 --> 00:55:52,682
‫یا بلای بدتری
‫سر خودش و بچه‌اش بیارن.

494
00:55:53,308 --> 00:55:54,809
‫مثل اتفاقی که برای مادرم افتاد.

495
00:55:57,228 --> 00:55:58,688
‫برین دنبالش!

496
00:56:00,899 --> 00:56:01,983
‫بجنبین!

497
00:56:03,735 --> 00:56:05,320
‫عجله کنین!
‫بگیرینش!

498
00:56:06,696 --> 00:56:07,989
‫بگیرینش!

499
00:56:24,798 --> 00:56:26,508
‫راه بیفت.

500
00:56:33,723 --> 00:56:35,558
‫نمی‌خوام بمیرم!

501
00:56:36,559 --> 00:56:38,144
‫لطفاً من رو نکشین!

502
00:56:40,271 --> 00:56:41,564
‫بذارین زنده بمونم!

503
00:56:48,154 --> 00:56:49,239
‫وایسا!

504
00:56:49,906 --> 00:56:51,658
‫از این سمت!

505
00:57:03,253 --> 00:57:04,504
‫پیداش کنین!
‫از این سمت!

506
00:57:04,587 --> 00:57:07,090
‫- نذارین در بره!
‫- وایسا سر جات!

507
00:57:14,889 --> 00:57:17,350
‫من رو نکشین!
‫تو رو خدا من رو نکشین! تو رو خدا!

508
00:57:18,309 --> 00:57:20,353
‫نمی‌خوام بمیرم!
‫نمی‌خوام بمیرم!

509
00:57:21,104 --> 00:57:22,981
‫نمی‌خوام بمیرم!
‫من رو نکشین!

510
00:57:23,565 --> 00:57:25,024
‫نمی‌خوام بمیرم!
