﻿1
00:01:49,067 --> 00:01:56,074
‫« هیولای گیونگ‌سئونگ »

2
00:02:02,831 --> 00:02:03,665
‫تموم آرزوی من...

3
00:02:05,834 --> 00:02:08,086
‫فقط داشتن یک زندگی معمولی بود

4
00:02:10,588 --> 00:02:13,174
‫با خونواده‌ام دور میز شام جمع شیم

5
00:02:14,843 --> 00:02:16,845
‫و راجع‌به روزمون حرف بزنیم

6
00:02:20,348 --> 00:02:21,766
‫غرق رویای بودن...

7
00:02:23,309 --> 00:02:24,727
‫با عشق زندگیمم

8
00:02:25,895 --> 00:02:26,980
‫فقط همین

9
00:02:37,407 --> 00:02:38,783
‫تموم هم و غمم داشتنِ...

10
00:02:41,286 --> 00:02:42,745
‫یه زندگیِ عادی بوده...

11
00:02:44,914 --> 00:02:46,207
درست ‫مثل زندگی همۀ آدم‌ها

12
00:02:57,135 --> 00:02:59,304
‫چه آرزوی پوچ و بیخودی

13
00:03:05,643 --> 00:03:09,355
‫توی این دنیا،
‫هرچی بیشتر خیال‌بافی بکنی،

14
00:03:10,023 --> 00:03:11,774
بیشتر زجر می‌کشی

15
00:03:14,861 --> 00:03:16,196
‫چرا نمی‌ذاری از اینجا برم؟

16
00:03:18,364 --> 00:03:23,161
‫واسم سوال بود چجور آدمی بودی

17
00:03:26,164 --> 00:03:27,665
‫حالا که دارم نگاهت می‌کنم،

18
00:03:28,708 --> 00:03:31,294
‫می‌بینم که چشم‌هات به سیشین رفته

19
00:03:33,796 --> 00:03:34,964
‫مادرم رو می‌شناسی؟

20
00:03:36,883 --> 00:03:39,052
‫یه روزی می‌رسه که می‌فهمی سرنوشت

21
00:03:40,053 --> 00:03:43,223
‫همۀ ما آدم‌ها رو انقدر محکم
‫و مرموزانه به همدیگه پیوند زده

22
00:03:43,973 --> 00:03:45,600
‫که توی مخیله‌مون هم نمی‌گنجه

23
00:03:47,894 --> 00:03:52,440
‫حالا ظاهراً این موضوع
‫درمورد من و شما، خانم یون چئوک

24
00:03:54,359 --> 00:03:55,860
‫و سیشین صدق می‌کنه

25
00:04:00,240 --> 00:04:02,742
‫مدعی شده که می‌دونه
‫یون چئوک رو کجا بردن

26
00:04:04,369 --> 00:04:05,453
‫عذر می‌خوام

27
00:04:05,536 --> 00:04:08,122
‫واقعاً حرف‌های این بچه رو باور دارید؟

28
00:04:08,206 --> 00:04:09,457
‫اعتمادی به حرف‌هاش هست؟

29
00:04:09,540 --> 00:04:10,792
‫به جون خودم راست می‌گم

30
00:04:11,709 --> 00:04:13,962
‫با چشم‌های خودم دیدمش

31
00:04:14,045 --> 00:04:16,422
‫دستی که عسل دهنت گذاشته رو گاز گرفتی!

32
00:04:16,506 --> 00:04:19,217
‫چطور حاضر شدی همچین کاری با ارباب جانگ بکنی نمک به حروم؟

33
00:04:19,300 --> 00:04:21,427
‫خودم از قبل سرزنشش کردم

34
00:04:21,511 --> 00:04:23,763
‫وقتی که داشتی از گرسنگی سقط می‌شدی،

35
00:04:23,846 --> 00:04:26,391
‫کی زیر بال و پرت رو گرفت
‫و آدمت کرد بچه؟

36
00:04:26,474 --> 00:04:28,142
‫این حرف‌ها رم زدم

37
00:04:28,226 --> 00:04:30,895
‫بهم گفتن اگه خبرها
‫رو برای اون خانمه ببرم،

38
00:04:30,979 --> 00:04:33,648
‫هیچ اتفاقی برای ارباب جانگ نمی‌افته

39
00:04:33,731 --> 00:04:37,151
‫خانم مائدا خودشون گفتن
‫که همۀ این کارها به صلاح ارباب جانگه

40
00:04:38,278 --> 00:04:42,699
‫خدایا، از دستِ تو احمقِ نادون
‫واقعاً حرف‌هاشون رو باور کردی؟

41
00:04:54,335 --> 00:04:57,213
‫کجا؟ یون چئوک رو کجا بردن؟

42
00:05:04,929 --> 00:05:06,097
‫طعمه آماده‌ست؟

43
00:05:06,180 --> 00:05:08,683
‫خانم مائدا یه خانم چوسانی رو واسه‌مون فرستاده

44
00:05:58,566 --> 00:05:59,692
‫داری چیکار می‌کنی؟

45
00:05:59,776 --> 00:06:01,110
‫پیشت امانت بمونه

46
00:06:02,195 --> 00:06:03,529
‫اگه برنگشتم...

47
00:06:03,613 --> 00:06:04,739
‫ارباب جانگ

48
00:06:07,533 --> 00:06:08,868
‫...این مغازه رو بفروش

49
00:06:11,871 --> 00:06:13,039
‫خواهش می‌کنم خانم ناول

50
00:06:16,959 --> 00:06:19,087
‫فیتیله‌های کوچک
‫پنج دقیقه زمان لازم دارن تا منفجر بشن،

51
00:06:19,962 --> 00:06:22,090
‫ولی فیتیله بزرگ‌ها هشت دقیقه‌ای منفجر می‌شن

52
00:06:22,882 --> 00:06:26,803
‫شعاع هر انفجارم حدوداً پنج شش متری می‌شه

53
00:06:26,886 --> 00:06:30,765
‫احتمالاً کل ساختمون رو خراب نکنه،
‫ولی انفجار بزرگی ایجاد می‌کنه

54
00:06:38,189 --> 00:06:39,357
‫ببین ارباب جانگ

55
00:06:39,440 --> 00:06:40,525
‫ارباب؟

56
00:06:43,027 --> 00:06:45,279
‫موفق باشی

57
00:06:45,863 --> 00:06:47,365
‫صحیح و سالم برگرد

58
00:06:57,125 --> 00:06:58,668
‫تنهایی مشکلی واست پیش نمیاد؟

59
00:06:59,252 --> 00:07:02,338
‫قبلاً هم یه بار داخلش رفته بودم،
‫بخاطر همین فضاش رو می‌شناسم

60
00:07:02,422 --> 00:07:06,050
‫تنهایی راحت‌تر و سریع‌تر کارم پیش می‌ره،
‫و احتمال گیر افتادنمم خیلی کمتره

61
00:07:07,718 --> 00:07:08,553
‫تائه‌سانگ...

62
00:07:08,636 --> 00:07:09,804
‫مراقب خودت باش

63
00:07:11,139 --> 00:07:15,810
‫وقتی همه‌چیز ختم به خیر شد،
‫بریم بار مونلایت یه نوشیدنی بزنیم

64
00:07:18,729 --> 00:07:19,564
‫فکر خوبیه

65
00:07:23,109 --> 00:07:24,026
‫بریم

66
00:07:40,126 --> 00:07:43,963
انگاری خانم مائدا رو دست کم گرفته بودم

67
00:07:44,046 --> 00:07:48,176
‫انتظار نداشتم انقدر سریع بیارتت اینجا

68
00:07:50,803 --> 00:07:51,804
‫یکم دیگه،

69
00:07:53,556 --> 00:07:55,808
‫پدرت رو هم میارن اینجا

70
00:07:56,809 --> 00:07:58,895
‫آزمایش جالبی از آب درمیاد

71
00:08:00,313 --> 00:08:01,189
‫واسم سواله

72
00:08:02,565 --> 00:08:04,275
‫بین تو و پدرت،

73
00:08:05,401 --> 00:08:10,406
‫مادرت اول کَلۀ کدومتون رو دولُپی می‌بلعه؟

74
00:08:40,394 --> 00:08:41,229
‫هی!

75
00:08:41,312 --> 00:08:42,522
‫ایست!

76
00:09:08,172 --> 00:09:09,131
‫چجوری...

77
00:09:09,757 --> 00:09:10,925
‫چجوریه که...

78
00:09:13,177 --> 00:09:14,845
‫شما هیچوقت ترس به جونتون نمی‌افته؟

79
00:09:16,180 --> 00:09:18,182
‫می‌دونی که هیچ برگ برنده‌ای نداری

80
00:09:19,183 --> 00:09:23,354
‫پس چطور می‌تونی با اون چشم‌هات
‫اونطوری نگاهـم کنی؟

81
00:09:24,355 --> 00:09:26,190
‫منم یه سوالی ازت دارم

82
00:09:29,235 --> 00:09:31,904
‫چجوریه که انقدر بی‌شرمانه به خودت می‌نازی؟

83
00:09:34,532 --> 00:09:36,784
‫به مادرم دست‌درازی کردی

84
00:09:39,245 --> 00:09:41,831
‫شور و نشاط خونواده‌ام رو زیر پا گذاشتی

85
00:09:44,000 --> 00:09:47,420
‫با اینکه جونِ کلی آدم بی‌گناه رو گرفتی...

86
00:09:50,840 --> 00:09:53,926
‫چطور می‌تونی انقدر وقیح باشی؟

87
00:10:00,641 --> 00:10:03,394
‫نتایج دستاوردهای باشکوهِ من

88
00:10:04,562 --> 00:10:08,983
‫انقدری بزرگ هستن که
‫امثال تو نتونن درموردش اظهار نظر کنن چوسانی بدبخت

89
00:10:16,115 --> 00:10:17,533
‫دستاورد؟

90
00:10:21,162 --> 00:10:22,079
‫نه بابا؟

91
00:10:24,040 --> 00:10:26,834
‫فکر کردی توجیه کردن و
‫بزرگ جلوه دادنِ کارهایی که می‌کنی...

92
00:10:29,462 --> 00:10:32,298
‫واقعاً جنایت‌هات رو لاپوشونی می‌کنه؟

93
00:10:34,091 --> 00:10:36,093
‫تا دلت می‌خواد تظاهر کن،

94
00:10:36,177 --> 00:10:41,223
‫ولی فکر کردی می‌تونی
‫عقدۀ حقارت مردمت رو پنهون کنی؟

95
00:10:53,944 --> 00:10:55,071
‫سرهنگ کاتو؟

96
00:10:59,784 --> 00:11:00,701
‫سرهنگ کاتو!

97
00:11:01,661 --> 00:11:02,495
‫چیه؟!

98
00:11:48,958 --> 00:11:49,875
‫مادر...

99
00:12:10,354 --> 00:12:11,188
‫بله

100
00:12:12,815 --> 00:12:13,733
‫جُم نخور!

101
00:12:14,316 --> 00:12:17,778
‫وگرنه دخترت آسیب می‌بینه سیشین

102
00:12:31,041 --> 00:12:32,084
‫شلیک کنید

103
00:12:32,585 --> 00:12:33,919
‫شلیک کنید!

104
00:12:37,715 --> 00:12:39,467
‫نه، صبر کنید!

105
00:12:39,550 --> 00:12:40,718
‫نه!

106
00:13:03,407 --> 00:13:06,744
‫« موجود گیونگ‌سئونگ »
‫« میان پایان و آغازی دگر »

107
00:13:06,827 --> 00:13:09,413
‫« قسمت دهم - اشک »

108
00:13:14,043 --> 00:13:16,086
‫ماه بعدی برمی‌گردی توکیو؟

109
00:13:19,048 --> 00:13:20,466
‫خیلی حسودیم می‌شه

110
00:13:21,801 --> 00:13:25,054
‫پس یعنی کتاب آناتومیت
‫توی توکیو منتشر می‌شه؟

111
00:13:26,972 --> 00:13:28,057
‫احتمالاً

112
00:13:29,433 --> 00:13:30,935
‫پس قراره مشهور بشی؟

113
00:13:35,981 --> 00:13:37,399
‫خوشگله

114
00:13:37,483 --> 00:13:40,402
‫کیه؟ معشوقۀ چوسانیت؟

115
00:13:40,945 --> 00:13:43,781
‫سیشین‌ـه، یادت نمیاد؟

116
00:13:44,824 --> 00:13:46,992
‫صبر کن ببینم، همون سیشین؟

117
00:13:49,537 --> 00:13:51,622
‫عجب خوشگلی بوده

118
00:13:51,705 --> 00:13:54,041
‫تعجبی نداره که شوهرش نمی‌تونست ازش بگذره

119
00:13:56,877 --> 00:13:57,878
‫شوهرش؟

120
00:13:57,962 --> 00:14:00,714
‫آره، نشنیدی مگه؟

121
00:14:01,674 --> 00:14:05,219
‫ظاهراً شوهرش اومده دنبالش

122
00:14:05,302 --> 00:14:07,012
‫درخواست داده که همسرش رو ملاقات کنه

123
00:14:34,373 --> 00:14:37,793
‫«برای استفادۀ نظامی»
‫«سوخت»

124
00:15:03,652 --> 00:15:04,486
‫ارباب جانگ!

125
00:15:05,404 --> 00:15:06,238
‫آقای یون؟

126
00:15:12,578 --> 00:15:15,664
‫هرچی نیتروژن هست رو بیارید!
‫همش رو آزاد کنید

127
00:15:15,748 --> 00:15:18,000
‫اجازه ندید به بخش بعدی برسه!

128
00:15:18,083 --> 00:15:19,126
‫چشم قربان!

129
00:15:22,838 --> 00:15:23,672
‫صبر کنید!

130
00:15:31,847 --> 00:15:33,682
‫اینجاست. جلوش رو بگیرید!

131
00:15:34,725 --> 00:15:35,893
‫شما پنج نفر!

132
00:15:37,353 --> 00:15:38,979
‫بگیریدش و دنبالم بیاید

133
00:15:45,611 --> 00:15:47,279
‫یعنی دخترم

134
00:15:49,073 --> 00:15:51,450
‫رو اسیر کردن و برگردوندن اینجا؟

135
00:15:59,875 --> 00:16:00,834
‫متاسفم

136
00:16:01,877 --> 00:16:03,754
‫باید بهتر ازش مراقبت می‌کردم

137
00:16:12,388 --> 00:16:13,430
‫بیا

138
00:16:15,808 --> 00:16:18,936
‫یه کشتی صبح از اینچئون
‫به سمت شانگهای حرکت می‌کنه

139
00:16:19,770 --> 00:16:22,982
‫فعلاً چئوک بخاطر شلیک
‫به مدیر ایکیرو تحت تعقیبـه

140
00:16:23,065 --> 00:16:25,693
‫باید فوراً بعد از اینکه فرار کردی،
‫سوار اون کشتی بشی

141
00:16:27,778 --> 00:16:28,696
‫ارباب جانگ...

142
00:16:28,779 --> 00:16:31,782
‫باقیش رو بسپُر به من
‫و چئوک رو با خودت ببر

143
00:16:32,366 --> 00:16:34,660
‫فقط اینطوری راضی می‌شه
‫که سوار کشتی بشه

144
00:17:11,363 --> 00:17:12,197
‫نه!

145
00:17:12,948 --> 00:17:14,491
‫فوراً در رو ببندید!

146
00:17:14,575 --> 00:17:15,701
‫بجنبید! یالا!

147
00:17:15,784 --> 00:17:16,785
‫مادر!

148
00:17:30,799 --> 00:17:31,717
‫عجله کنید!

149
00:17:39,683 --> 00:17:43,145
‫در حال حاضر موجود
‫توی بخش دوم طبقۀ 2 حبس شده

150
00:17:43,729 --> 00:17:44,646
‫سرهنگ کاتو چی؟

151
00:17:44,730 --> 00:17:47,691
‫همراه با گروگان چوسانی
‫داره به سمتِ خروجی اضطراری شرقی می‌ره

152
00:17:47,775 --> 00:17:49,985
‫به هر قیمتی که شده
‫جلوی اون موجود رو توی طبقۀ دوم بگیرید

153
00:17:50,611 --> 00:17:53,280
‫تحت هیچ شرایطی نباید جلوتر بیاد، مفهومه؟

154
00:17:53,363 --> 00:17:54,198
‫بله قربان!

155
00:17:55,741 --> 00:17:56,909
‫گندش بزنن

156
00:18:04,708 --> 00:18:06,794
‫شنیدی؟ منظورشون چئوک بود

157
00:18:07,294 --> 00:18:09,797
‫خروجی اضطراری شرقی
‫نزدیکِ آسانسور مرکزیه

158
00:18:09,880 --> 00:18:12,633
‫خیلی از اینجا فاصله نداره
‫بیاید اول بریم اونجا

159
00:18:15,177 --> 00:18:16,512
‫داری چیکار می‌کنی؟

160
00:18:18,097 --> 00:18:19,556
‫باقیش با من

161
00:18:20,808 --> 00:18:23,435
‫لطفاً چئوک رو با خودت ببر

162
00:18:24,645 --> 00:18:26,146
‫نه، وظیفۀ منه

163
00:18:27,439 --> 00:18:28,774
‫- ارباب جانگ
‫- گوش بدید

164
00:18:29,358 --> 00:18:32,361
‫هرگز تا حالا مسئولیت‌هام
‫رو به گردنِ کس دیگه‌ای ننداختم

165
00:18:32,444 --> 00:18:36,115
‫بعلاوه، این مسئله اصلاً چیزی نیست
‫که بتونم به یکی دیگه بسپرمش

166
00:18:36,198 --> 00:18:38,700
‫به جون چئوک، اصلاً نمی‌شه
‫چرا متوجه نیستید؟

167
00:18:38,784 --> 00:18:40,285
‫به جون خود چئوک باور کن،

168
00:18:42,037 --> 00:18:44,289
‫که درستش اینه که تو بری دنبالش

169
00:18:45,582 --> 00:18:46,458
‫متوجه نیستی؟

170
00:18:50,671 --> 00:18:51,630
‫ارباب جانگ

171
00:18:53,924 --> 00:18:56,093
‫من توی گذشته گیر افتادم

172
00:18:57,761 --> 00:19:02,057
‫ولی شما و چئوک،
‫با هم آینده‌ای دارید

173
00:19:04,143 --> 00:19:07,146
‫بعدشم همسر منه که الان اون پایینه

174
00:19:09,940 --> 00:19:11,525
‫چطور می‌تونم حاضر بشم

175
00:19:12,734 --> 00:19:15,112
‫عشقم رو توی آخرین لحظات زندگیش،
‫به دست یکی دیگه بسپرم؟

176
00:19:24,079 --> 00:19:25,414
‫لطفاً خوب...

177
00:19:28,500 --> 00:19:30,002
‫از چئوک مراقبت کن

178
00:19:35,424 --> 00:19:36,675
‫لطفاً مواظب خودتون باشید

179
00:19:43,932 --> 00:19:44,892
‫سرهنگ کاتو!

180
00:19:45,934 --> 00:19:46,852
‫شرایط چطوره؟

181
00:19:46,935 --> 00:19:49,479
‫ما داریم یه خط دفاعی می‌سازیم
‫تا از پیشرویش جلوگیری کنیم،

182
00:19:49,563 --> 00:19:52,983
‫ولی محض احتیاط هم که شده،
‫بهتره آزمایشگاه زیرزمینی رو ببندیم

183
00:19:55,235 --> 00:19:57,571
‫باید از توی دفترم چند تا چیز بردارم

184
00:19:57,654 --> 00:19:58,655
‫تا ده دقیقۀ دیگه،

185
00:20:00,073 --> 00:20:01,742
‫کلاً اینجا رو می‌بندیم

186
00:20:04,286 --> 00:20:06,246
‫- دختره رو با خودتون ببرید بالا
‫- بله قربان

187
00:20:11,376 --> 00:20:12,502
‫گندت بزنن!

188
00:20:14,463 --> 00:20:15,964
‫«برای استفادۀ نظامی»
‫«سوخت»

189
00:20:54,127 --> 00:20:55,212
‫تکون نخور،

190
00:20:55,295 --> 00:20:56,964
‫وگرنه بهت شلیک می‌کنم!

191
00:22:07,409 --> 00:22:09,077
‫نه!

192
00:22:21,089 --> 00:22:22,174
‫کمکم کنید...

193
00:22:24,092 --> 00:22:25,177
‫شکمم

194
00:22:26,428 --> 00:22:28,263
‫خیلی درد می‌کنه

195
00:22:30,057 --> 00:22:31,808
‫لطفاً کمکم کنید

196
00:22:34,061 --> 00:22:35,270
‫شکمم،

197
00:22:36,646 --> 00:22:38,482
‫خیلی درد می‌کنه...

198
00:22:39,733 --> 00:22:41,860
‫نجاتم بدید...

199
00:22:43,278 --> 00:22:44,821
‫کمکم کنید...

200
00:22:47,115 --> 00:22:50,285
‫شکمم خیلی درد می‌کنه...

201
00:23:24,361 --> 00:23:29,032
‫نشنیدم خبری هرگز

202
00:23:29,116 --> 00:23:32,202
‫از کوچ آن قایق

203
00:23:33,453 --> 00:23:38,125
‫در روز چوسوک

204
00:23:41,545 --> 00:23:44,214
‫در آن‌سوی دریا

205
00:23:46,550 --> 00:23:49,177
‫بازگشت آن قایق را می‌نگرم

206
00:23:53,640 --> 00:24:00,313
‫و آوازِ ملوانان

207
00:24:02,065 --> 00:24:06,736
‫نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود

208
00:24:10,824 --> 00:24:14,661
‫اما تو ای دلبرکم

209
00:24:14,744 --> 00:24:18,957
‫از زمانی که ترکم گفتی

210
00:24:19,666 --> 00:24:24,546
‫دگر خبری از تو به گوشم نرسید

211
00:25:03,960 --> 00:25:04,794
‫دلبرکم

212
00:25:07,797 --> 00:25:09,007
‫سئونگ‌سیم!

213
00:25:18,475 --> 00:25:19,601
‫وقتش رسیده...

214
00:25:21,937 --> 00:25:24,064
‫که با همدیگه راهی بشیم

215
00:26:35,802 --> 00:26:36,720
‫بدو بریم

216
00:26:42,350 --> 00:26:44,561
‫راه خروج این طرفه، نه اون وری

217
00:26:45,145 --> 00:26:47,689
‫مادر و پدرم اون پایینن

218
00:26:53,028 --> 00:26:54,446
‫آخرین خواسته‌اش همین بود!

219
00:26:57,407 --> 00:26:59,951
‫بهش قول دادم که
‫صحیح و سالم از اینجا ببرمت بیرون

220
00:27:02,329 --> 00:27:05,915
‫به پدرت قول دادم

221
00:27:09,336 --> 00:27:11,504
‫پدرم رو دیدی؟

222
00:27:12,922 --> 00:27:13,923
‫گفت

223
00:27:15,800 --> 00:27:17,469
‫که می‌خواد کنار مادرت باشه

224
00:28:41,928 --> 00:28:45,598
‫چندی پیش انفجار بزرگی
‫در بیمارستانِ اونگ‌سونگ رخ داد

225
00:28:51,938 --> 00:28:55,024
‫هی! شنیدم بیمارستان اونگ‌سونگ منفجر شده

226
00:28:55,608 --> 00:28:57,360
‫انقدر بزرگ بوده
‫که ساختمون‌ها لرزیدن!

227
00:28:57,444 --> 00:29:00,613
‫خیلی سروصدا به پا کرده
‫آتش‌نشانی تو راهه!

228
00:29:00,697 --> 00:29:01,614
‫بیاید بریم!

229
00:29:32,395 --> 00:29:34,230
‫- آتش رو خاموش کنید!
‫- یالا!

230
00:29:35,523 --> 00:29:36,399
‫آتش رو خاموش کنید!

231
00:29:37,066 --> 00:29:38,485
‫تا همه‌جا پخش نشده!

232
00:29:38,985 --> 00:29:41,154
‫آب! بازم آب بیارید!

233
00:29:41,738 --> 00:29:43,656
‫- بیشتر!
‫- خاموشش کنید!

234
00:29:50,872 --> 00:29:53,166
‫اثری از سوژه نیست قربان

235
00:29:53,249 --> 00:29:55,293
‫حتی توی بخش یک هم نبوده

236
00:29:55,835 --> 00:29:59,130
‫احتمال داره تو آتش سوخته باشه
‫یا اینکه زیر آوار نابود شده باشه؟

237
00:29:59,214 --> 00:30:02,050
‫ولی در هر صورت باید یه چیزی ازش مونده باشه دیگه،
‫ولی خبری از چیزی نیست

238
00:30:02,133 --> 00:30:04,469
‫چی؟ کجا می‌خواست بره خب؟

239
00:31:01,985 --> 00:31:04,904
‫به لطف آتش‌نشان‌ها،
‫ورودیِ حیاط بازه

240
00:31:05,697 --> 00:31:09,367
‫می‌تونید وسط شلوغ پلوغی در برید

241
00:31:12,078 --> 00:31:14,497
‫از اینجا به بعد تنها می‌ریم

242
00:31:15,707 --> 00:31:16,541
‫ولی...

243
00:31:16,624 --> 00:31:20,003
‫کمکـمون کردی از زندان فرار کنیم
‫و واقعاً از صمیم قلب ازت ممنونیم

244
00:31:21,546 --> 00:31:23,464
‫ولی نمی‌تونم اجازه بدم
‫زندگیت رو به خطر بندازی

245
00:31:30,096 --> 00:31:32,223
‫از تهِ قلبم متاسفم

246
00:31:34,976 --> 00:31:40,398
‫بخاطر بلایی که به سر شما
‫و مادرتون اومد...

247
00:31:43,109 --> 00:31:44,360
‫می‌خوام که ازتون عذرخواهی کنم

248
00:31:45,653 --> 00:31:48,656
‫بخاطر اینکه همیشه بهونه‌تراشی کردم
‫و خودم رو با این مسئله که

249
00:31:49,574 --> 00:31:52,160
‫توی این دوره از زندگیم چارۀ دیگه‌ای ندارم،
‫قانع می‌کردم

250
00:31:53,328 --> 00:31:54,287
‫ولی در حقیقت...

251
00:31:56,289 --> 00:31:57,248
‫من صرفاً...

252
00:32:00,168 --> 00:32:01,669
‫حکم یه تماشاچی رو داشتم

253
00:32:04,172 --> 00:32:05,089
‫خواهش می‌کنم...

254
00:32:07,967 --> 00:32:10,470
‫مراقب خودتون باشید آقای ساچی‌موتو

255
00:35:04,352 --> 00:35:05,186
‫نامه‌هاتون

256
00:35:05,269 --> 00:35:06,771
‫آقای وانگ من رو فرستاد

257
00:35:07,605 --> 00:35:09,107
‫یه نامه از طرفِ ارباب جانگه

258
00:35:44,267 --> 00:35:47,645
‫برو آقای پارک رو بیار بیم‌او

259
00:35:47,728 --> 00:35:49,188
‫بگو به کالسکه‌اش نیاز داریم

260
00:35:49,272 --> 00:35:52,441
‫بسپریدش به من خانم ناول
‫ماشین از کالسکه سریع‌تره

261
00:35:52,525 --> 00:35:54,569
‫که کل نیروهای پلیس رو خبردار بشن؟

262
00:35:54,652 --> 00:35:56,529
‫نمی‌شن، مراقبم!

263
00:35:56,612 --> 00:35:59,157
‫فراموشش کن، ایمنی مهم‌تره

264
00:36:00,199 --> 00:36:02,743
‫پس من می‌برمش

265
00:36:03,870 --> 00:36:06,330
‫خب دوچرخه از کالسکه سریع‌تره

266
00:36:07,081 --> 00:36:09,417
‫و پلیس هم که کاری به کارم نداره

267
00:36:13,713 --> 00:36:14,839
‫خواهش می‌کنم...

268
00:36:16,841 --> 00:36:19,260
‫یه فرصت دیگه بدید تا اشتباهاتم رو جبران کنم

269
00:36:20,011 --> 00:36:20,845
‫خواهشاً؟

270
00:36:42,617 --> 00:36:43,451
‫تعقیبش کنید

271
00:36:50,583 --> 00:36:51,417
‫ممنون

272
00:36:51,500 --> 00:36:54,503
‫صبح برو سراغ خانم ناول تا بدهیت رو بده

273
00:36:54,587 --> 00:36:57,089
‫مراقب خودت باش ارباب جانگ

274
00:37:08,184 --> 00:37:10,978
‫«قاتل شنیع»

275
00:37:30,498 --> 00:37:33,501
‫ترتیب رفتنـمون به اینچئون رو دادم
‫بیا بریم

276
00:37:44,887 --> 00:37:45,846
‫خانم یون

277
00:37:49,225 --> 00:37:50,851
‫بیا تمومش کنیم

278
00:37:56,649 --> 00:37:58,484
‫از اینجا به بعد تنها می‌رم

279
00:37:59,735 --> 00:38:00,987
‫منظورت چیه؟

280
00:38:01,070 --> 00:38:03,572
‫من کسی بودم که مدیر ایکیرو رو کشت

281
00:38:05,032 --> 00:38:06,951
‫من کسی‌ام که تحت تعقیبه

282
00:38:07,535 --> 00:38:10,621
‫احتمال داره تا آخر عمرم
‫بدون اینکه بدونم کِی قراره بگیرنم

283
00:38:10,705 --> 00:38:13,916
‫و سربه‌نیستم کنن،
‫باید دربه‌در فرار کنم

284
00:38:14,417 --> 00:38:16,669
‫بخاطر همین هم هست
‫که ازت می‌خوام با همدیگه بریم

285
00:38:16,752 --> 00:38:18,921
‫دلم نمی‌خواد بدبختی‌هام...

286
00:38:22,091 --> 00:38:24,385
‫رو روی دوش تو هم بذارم

287
00:38:36,605 --> 00:38:37,690
‫مگه...

288
00:38:42,862 --> 00:38:43,779
‫از من خوشت نمیاد؟

289
00:38:46,240 --> 00:38:47,867
‫خودت می‌دونی که حرفم این نیست

290
00:38:49,910 --> 00:38:51,454
‫پس دیگه حرفی نمی‌مونه

291
00:38:53,998 --> 00:38:55,583
‫منم باهات میام

292
00:38:55,666 --> 00:38:56,834
‫ارباب جانگ؟

293
00:38:57,585 --> 00:38:58,419
‫من...

294
00:39:01,630 --> 00:39:04,300
‫یه بار تا پای مرگ رفتم

295
00:39:06,761 --> 00:39:08,637
‫تنها دلیلی که الان سرپا نگه‌م می‌داره

296
00:39:09,847 --> 00:39:12,183
‫اینه که پدرت بهم یه زندگیِ

297
00:39:13,768 --> 00:39:15,436
‫دوباره بخشیده که اگه بذاری...

298
00:39:17,730 --> 00:39:19,315
‫ازت مراقبت کنم

299
00:39:21,317 --> 00:39:22,818
‫و کنارت بمونم

300
00:39:25,112 --> 00:39:27,490
‫بیخیالِ من نمی‌شن

301
00:39:27,573 --> 00:39:29,617
‫و منم هیچوقت بیخیالت نمی‌شم

302
00:39:33,954 --> 00:39:35,706
‫بدون تو می‌میرم

303
00:39:37,249 --> 00:39:38,584
‫خودتم می‌دونی

304
00:40:20,418 --> 00:40:21,419
‫بیخیال

305
00:42:11,904 --> 00:42:15,741
‫بیشتر از این نمی‌شه معطل شد
‫بیا بریم که از کشتی جا نمونیم

306
00:42:24,542 --> 00:42:25,459
‫وایسا

307
00:42:35,302 --> 00:42:37,263
‫- بالاخره اومدی بیوم‌او
‫- آره

308
00:42:38,097 --> 00:42:41,517
‫یکم دیر کردم بخاطر اینکه
‫مجبور شدم یه کاری کنم ردّم و نزنن

309
00:43:37,656 --> 00:43:40,159
‫باریکلا شیرو

310
00:43:42,077 --> 00:43:42,953
‫نه

311
00:43:43,454 --> 00:43:46,415
‫اونطوری که به نظر میاد نیست ارباب
‫به خدا، واقعاً اینطوری نیست!

312
00:43:46,498 --> 00:43:47,916
‫خواهش می‌کنم حرفم رو باور کنید!

313
00:43:52,838 --> 00:43:55,507
‫باشه، برو اونجا مخفی شو

314
00:44:03,474 --> 00:44:04,475
‫به هر حال،

315
00:44:05,726 --> 00:44:07,728
‫من تحسینتون می‎‌کنم آقای جانگ

316
00:44:09,188 --> 00:44:13,108
‫هروقت یه چیزی چشمتون رو گرفته،
‫به هر قیمتی که شده به دستش آوردید

317
00:44:14,652 --> 00:44:19,239
‫ولی منفجر کردنِ بیمارستان
‫دیگه یکم زیاده‌روی بود

318
00:44:20,199 --> 00:44:23,786
‫در مقایسه با جنایاتی که
‫شما داخلش مرتکب می‌شدید، چیزی نبوده

319
00:44:24,453 --> 00:44:27,039
‫خب حالا برنامه‌ات چیه؟

320
00:44:28,957 --> 00:44:33,879
‫واقعاً حاضری بخاطر یه عفریتۀ
‫چوسانی بیخیال همه‌چیز بشی؟

321
00:44:34,463 --> 00:44:36,173
‫یه بار جوابتون رو دادم

322
00:44:49,269 --> 00:44:54,650
‫قبلاً فکر می‌کردم دوستِ منی

323
00:44:55,901 --> 00:44:58,654
‫گمونم امروز قراره یکی از دوستانم رو از دست بدم

324
00:45:02,616 --> 00:45:05,703
‫حالا که حرفش شد،
‫قبلاً هم دقیقاً همین طوری

325
00:45:06,328 --> 00:45:08,997
‫یکی دیگه از دوستانم رو از دست دادم

326
00:45:11,500 --> 00:45:13,460
‫اون موقع...

327
00:45:16,213 --> 00:45:18,132
‫بخاطر مادر این دخترک بوده

328
00:45:31,061 --> 00:45:31,895
‫حالا،

329
00:45:33,063 --> 00:45:36,817
‫ازتون می‌خوام که همینجا بمیرید

330
00:45:41,405 --> 00:45:42,239
‫خدانگهدار

331
00:46:21,779 --> 00:46:22,654
‫بکشیدشون!

332
00:49:55,158 --> 00:49:56,076
‫بیا بریم

333
00:50:54,342 --> 00:50:55,177
‫صبر کن

334
00:51:00,140 --> 00:51:01,016
‫پاشو

335
00:51:11,318 --> 00:51:12,486
‫پاشو

336
00:51:37,594 --> 00:51:38,845
‫ای مادر...

337
00:51:43,809 --> 00:51:45,560
‫تمومش کن دیگه

338
00:51:51,399 --> 00:51:54,444
‫می‌دونم که تو هم درد داری

339
00:52:06,540 --> 00:52:07,749
‫این مرد...

340
00:52:12,963 --> 00:52:16,133
‫این مرد عشق زندگیمه

341
00:52:19,719 --> 00:52:20,804
‫پس...

342
00:52:23,431 --> 00:52:24,266
‫بیا...

343
00:52:26,309 --> 00:52:28,979
‫این قائله رو ختم کنیم

344
00:52:37,028 --> 00:52:38,864
‫بیا همینجا تمومش کنیم

345
00:52:49,249 --> 00:52:50,250
‫خانم یون

346
00:52:51,877 --> 00:52:52,711
‫خانم یون

347
00:52:57,299 --> 00:52:58,133
‫خانم یون!

348
00:52:59,384 --> 00:53:02,345
‫چیزیت نمی‌شه، دووم بیار!

349
00:53:05,807 --> 00:53:07,184
‫به همدیگه قول دادیم که با هم بمونیم

350
00:53:09,603 --> 00:53:12,022
‫سعی کن بلند شی

351
00:53:12,105 --> 00:53:14,816
‫خواهش می‌کنم پاشو خانم یون

352
00:53:23,366 --> 00:53:25,202
‫شکوفه‌های گیلاس...

353
00:53:29,789 --> 00:53:31,374
همه ‫ریختن

354
00:54:05,075 --> 00:54:06,159
‫با من بمون

355
00:54:06,952 --> 00:54:07,702
‫نه...

356
00:54:10,497 --> 00:54:11,456
‫نه!

357
00:54:12,290 --> 00:54:13,458
‫نه!

358
00:54:18,338 --> 00:54:19,589
‫نه!

359
00:54:25,512 --> 00:54:26,388
‫نه...

360
00:54:35,438 --> 00:54:36,314
‫نه...

361
00:54:46,241 --> 00:54:48,910
‫خواهش می‌کنم، نه...

362
00:55:47,218 --> 00:55:48,136
‫سرهنگ کاتو!

363
00:55:48,803 --> 00:55:49,721
‫قربان!

364
00:56:08,740 --> 00:56:09,824
‫سرهنگ!

365
00:56:25,256 --> 00:56:26,424
‫سرهنگ

366
00:56:31,513 --> 00:56:32,514
‫صدات رو بیار پایین

367
00:57:00,500 --> 00:57:01,418
‫چقدر شگفت‌انگیزه!

368
00:57:33,450 --> 00:57:36,536
‫دوستم ازم خواست
‫که اینو بدم بهتون خانم

369
00:57:40,123 --> 00:57:41,124
‫دوستت؟

370
00:57:42,417 --> 00:57:45,336
‫جانگ تائه‌سانگ از خانه گنجینۀ طلایی

371
00:58:14,699 --> 00:58:17,202
‫«بدرود»

372
00:58:49,943 --> 00:58:52,529
‫«از طرف جانگ تائه‌سانگ از خانه گنجینۀ طلایی»

373
00:58:54,072 --> 00:58:57,242
‫«از طرف آکیکو منشی آژانس ماه بهار»

374
00:58:57,242 --> 00:58:59,744
‫«از طرف سرباز وظیفه چوی یئونگ‌گان یگان مبارزه با بیماری»

375
00:59:02,121 --> 00:59:03,456
‫«از طرف یون جونگ‌وان اسلوث»

376
00:59:03,540 --> 00:59:06,543
‫«از طرف یون چئوک اسلوث»

377
00:59:10,171 --> 00:59:12,674
‫«از طرف چوی سئونگ‌سیم»

378
00:59:31,067 --> 00:59:34,028
‫«بدرود»

379
00:59:56,467 --> 00:59:59,053
‫حقیقت پشت ابر نمی‌مونه
‫هرچی بکاری همون درو می‌کنی

380
01:00:00,221 --> 01:00:01,681
‫می‌دونی که، زندگی همینه

381
01:00:08,896 --> 01:00:10,398
‫واقعاً کمک بزرگی بهم کردی

382
01:00:11,816 --> 01:00:14,652
‫اگه اون روز نمی‌اومدی و
‫هم‌رزم لی این‌هیوک رو متقاعد نمی‌کردی،

383
01:00:15,153 --> 01:00:16,904
‫این شورش هم راه نمی‌افتاد

384
01:00:18,197 --> 01:00:20,867
‫در نهایت،
‫میهن‌پرست واقعی شمایی

385
01:00:39,344 --> 01:00:40,470
‫بابت نوشیدنی ممنون

386
01:00:41,262 --> 01:00:42,388
‫بعداً می‌بینمتون

387
01:00:44,223 --> 01:00:45,391
‫هم‌رزم جانگ!

388
01:00:50,063 --> 01:00:51,314
‫عجب دستاورد بزرگی

389
01:00:51,814 --> 01:00:56,903
‫الحق که قهرمان و جنگجوی حقیقیِ
‫این مرز و بومی، درست می‌گم؟

390
01:00:56,986 --> 01:00:58,696
‫- بله، بله
‫- درسته

391
01:01:03,618 --> 01:01:05,995
‫به پول نیازی دارید؟

392
01:01:06,913 --> 01:01:07,747
‫جانم؟

393
01:01:08,331 --> 01:01:11,084
‫اگه خبر به درد بخوری داشتی، برام بیار

394
01:01:11,584 --> 01:01:13,169
‫از خجالتت درمیام

395
01:01:17,548 --> 01:01:19,467
‫در ضمن،
‫من هم‌رزم جانگ نیستم

396
01:01:19,967 --> 01:01:22,804
‫من ارباب حانگ تائه‌سانگ
‫از خانه گنجینۀ طلایی‌ام

397
01:01:23,346 --> 01:01:24,180
‫خدانگهدار

398
01:01:35,400 --> 01:01:36,859
‫حقیقت اینه تائه‌سانگ

399
01:01:37,360 --> 01:01:39,529
‫زمانی که توی آزمایشگاه زیرزمینی زندانی بودم،

400
01:01:41,447 --> 01:01:42,699
‫اسمتون رو بهشون گفتم

401
01:01:44,492 --> 01:01:47,829
‫من به دوست و هم‌رزم‌هام نارو زدم

402
01:01:49,706 --> 01:01:51,332
‫و بخاطر جونم التماس کردم

403
01:01:57,255 --> 01:02:01,676
‫وقتی که این قضایا ختم به خیر شد،
‫بیا بریم بار مونلایت یه نوشیدنی بزنیم

404
01:02:14,605 --> 01:02:16,691
‫ابریشم! یه نگاهی به ابریشم بنداز!

405
01:02:28,578 --> 01:02:29,704
‫ابریشمه‌ها!

406
01:02:34,834 --> 01:02:36,753
‫بهشون بگو پیاز سبز بیارن

407
01:02:37,670 --> 01:02:39,714
‫بله، لطفاً یکمی از این گوشت بهم بدید

408
01:02:41,048 --> 01:02:43,050
‫ببخشید، یه کاسه گاکباپ برام می‌ریزید؟

409
01:02:57,148 --> 01:02:59,442
‫عجب شب سردیه، بریم داخل

410
01:03:39,607 --> 01:03:43,277
‫اون سال، بهار به طرز عجیبی
‫خیلی زود به سَر رسید

411
01:04:48,926 --> 01:04:50,511
‫و ماه اوت همون سال،

412
01:04:52,430 --> 01:04:56,851
‫بالاخره چیزهایی که ازمون گرفته شد
‫رو پس گرفتیم

413
01:05:03,608 --> 01:05:04,942
‫همونطوری که قبلا گفته بود

414
01:05:06,611 --> 01:05:07,695
‫ریزش شکوفه‌های گیلاس

415
01:05:09,196 --> 01:05:10,740
‫شروع شده بود

416
01:05:35,139 --> 01:05:37,475
‫زنده باد استقلال کره!

417
01:05:37,975 --> 01:05:40,811
‫زنده باد استقلال کره!

418
01:05:41,479 --> 01:05:43,898
‫زنده باد استقلال کره!

419
01:05:43,981 --> 01:05:46,484
‫زنده باد استقلال کره!

420
01:05:59,747 --> 01:06:00,873
‫بانو مائدا

421
01:06:07,672 --> 01:06:10,841
‫از امروز،
‫بیمارستان اونگ‌سئونگ تعطیله

422
01:06:15,638 --> 01:06:20,643
‫اکثر دکترها و پرستارها به ژاپن برمی‌گردن

423
01:06:24,355 --> 01:06:25,940
‫شما هم باید...

424
01:06:29,735 --> 01:06:31,946
‫سریعاً تصمیمتون رو بگیرید

425
01:06:32,863 --> 01:06:34,281
‫برمی‌گردی کیوتو

426
01:06:34,782 --> 01:06:35,616
‫یا

427
01:06:37,410 --> 01:06:40,913
‫می‌خوای فرصت‌های جدید
‫رو کند و کاو کنی؟

428
01:07:38,929 --> 01:07:39,930
‫در رابطه با خودم،

429
01:07:40,931 --> 01:07:43,934
‫من همچنان منتظر
‫تحقق یافتن رویاهای زندگیم هستم

430
01:08:15,549 --> 01:08:16,467
‫چئوک

431
01:09:57,902 --> 01:10:04,491
‫«یه یاد همکارهای عزیزمان، کیم هیون‌جانگ و سئو جی‌هان»

432
01:10:10,247 --> 01:10:11,707
‫«روز 25اُم ژوئن، ساعت 4:25 صبح»

433
01:10:15,794 --> 01:10:16,754
‫«راهپیمایی خاموش»

434
01:10:22,343 --> 01:10:23,552
‫«رویاها تحقق پیدا می‌کنن»

435
01:10:55,960 --> 01:10:58,337
‫ما حاضریم هوجائه، بریم!
