﻿1
00:00:06,208 --> 00:00:07,541
‫اونو کشت و حالا از من کار میکشه..

2
00:00:07,625 --> 00:00:08,750
‫-به عنوان خدمتکارش
‫-وحیده!

3
00:00:09,500 --> 00:00:10,791
‫داری از حدت میگذری..

4
00:00:11,541 --> 00:00:12,791
‫آپا فقط اینا رو امضا کن!

5
00:00:14,583 --> 00:00:15,791
‫چی میشه اگه امضا نکنه!؟

6
00:00:16,458 --> 00:00:18,625
‫من شاهد قتل ریحانه بودم..

7
00:00:19,333 --> 00:00:22,291
‫هم تو و هم ملیکا جانت گرفتار طناب دار خواهید شد

8
00:00:27,958 --> 00:00:29,208
‫ما رو تهدید میکنی؟

9
00:00:29,250 --> 00:00:31,541
‫تهدید نیست فقط یه بیانیه اس!

10
00:00:32,208 --> 00:00:33,041
‫برای پلیس

11
00:00:34,208 --> 00:00:35,958
‫اینجا رو امضا کن

12
00:00:40,708 --> 00:00:42,458
‫چطور جرعت میکنی منو بزنی؟

13
00:00:43,000 --> 00:00:43,833
‫ذوالفقار

14
00:00:50,583 --> 00:00:52,208
‫امروز فقط یه جای زخم بهت دادم

15
00:00:53,958 --> 00:00:57,083
‫اگر بازم درباره قتل ریحانه حرف بزنی ، میکشمت

16
00:01:10,583 --> 00:01:14,583
‫"هیرامندی:بازار الماس"

17
00:01:37,583 --> 00:01:40,333
‫اقبال ! این وحیده کجاست ؟

18
00:01:42,041 --> 00:01:45,458
‫دعاهات جواب نداد ، من زندم آپا

19
00:01:45,541 --> 00:01:47,958
‫به خواست خدا !
‫زود باش بیا داخل

20
00:01:48,000 --> 00:01:50,041
‫میخوام بهت یه چیزی بگم ، قبل از اینکه بیام داخل

21
00:01:50,125 --> 00:01:53,458
‫عجله کن ، ما برای قدم زدن نمیریم میخوایم بریم دادگاه !

22
00:01:53,500 --> 00:01:56,541
‫این آخرین باریه که بخاطر تو میرم دادگاه

23
00:01:57,458 --> 00:02:02,041
‫بهم قول بده آپا !
‫بعد از اعلام نتیجه دادگاه خوابگاه رو به من میدی

24
00:02:02,125 --> 00:02:06,291
‫اگه همین الان با من نیای ، نه خوابگاه مال تو میشه...

25
00:02:06,375 --> 00:02:09,041
‫نه بیوه نواب سامی نه پسرش !

26
00:02:10,458 --> 00:02:13,750
‫وارث واقعی خوابگاه برگشته

27
00:02:15,125 --> 00:02:17,541
‫-فریدان ؟
‫-آره پس کی ؟ بیا

28
00:02:21,583 --> 00:02:24,375
‫-اقبال!
‫-بله؟

29
00:02:29,458 --> 00:02:30,333
‫برو

30
00:02:33,458 --> 00:02:36,000
‫جناب این خانم همونقدر که نجیب به نظر میرسه ...

31
00:02:36,083 --> 00:02:38,625
‫همونقدر بد خلق و عوضیه

32
00:02:39,250 --> 00:02:40,875
‫ایشون تحت پوشش شاهی محل ...

33
00:02:40,958 --> 00:02:43,708
‫مشغول تجارت خرید و فروش زنان است..

34
00:02:43,750 --> 00:02:48,041
‫از طریق این زنان ، او مردان نجیب و با عزت رو به دام میندازه

35
00:02:48,125 --> 00:02:50,833
‫که با اونا ارتباط برقرار میکنند

36
00:02:50,958 --> 00:02:54,208
‫و وقتش که برسه ، اموالشون رو صاحب میشه

37
00:02:54,291 --> 00:02:57,083
‫-اعتراض دارم آقای قاضی
‫-بزار ادامه بده آقای صدیقی

38
00:02:57,208 --> 00:02:58,750
‫بزارید ادعا های غلطش رو مطرح کنه..

39
00:02:59,375 --> 00:03:02,458
‫خدا می داند که من بی گناهم

40
00:03:03,208 --> 00:03:05,000
‫من زنی نجیب هستم

41
00:03:05,583 --> 00:03:07,708
‫آقای قاضی من حالم خوب نیست

42
00:03:07,791 --> 00:03:12,291
‫در خواست من اینه که اگر میتونید تاریخ این پرونده رو تمدید...

43
00:03:12,375 --> 00:03:13,333
‫نه قربان

44
00:03:14,208 --> 00:03:18,000
‫این زن با این کاراش باعث تعویق این پرونده طی ۱۵ سال شده..

45
00:03:18,083 --> 00:03:19,875
‫پرونده باید همین امروز حل بشه..

46
00:03:19,958 --> 00:03:23,458
‫قربان ، من هم نمیخوام این پرونده اندازه یه عمر طول بکشه

47
00:03:23,541 --> 00:03:26,958
‫به هیچ وجه ، حداقل یه صندلی به من بدین تا بشینم
‫نفسم گرفت

48
00:03:28,583 --> 00:03:31,333
‫-بهش یه صندلی بدین
‫-ممنونم

49
00:03:38,458 --> 00:03:41,625
‫بله برادر قریشی..
‫داشتی چی میگفتی؟

50
00:03:42,708 --> 00:03:46,125
‫داشتم میگفتم قربان ، این زن وحشتناکه و با فریب...

51
00:03:46,208 --> 00:03:48,791
‫عمارت نواب سمی...

52
00:03:48,875 --> 00:03:50,958
‫پدر موکلم عمر خان رو تصاحب کرد ..

53
00:03:51,041 --> 00:03:52,250
‫اعتراض دارم ، آقای قاضی..

54
00:03:52,333 --> 00:03:55,833
‫جناب صدیقی لطفا بشینید ، من همینجام جایگاه شاهد

55
00:03:56,708 --> 00:03:59,791
‫من اعتراضی ندارم قربان ، ادامه بده

56
00:03:59,875 --> 00:04:04,458
‫شما نه تنها طوائف خوبی هستید ، بهتر از اون بازیگریتونه

57
00:04:04,541 --> 00:04:06,708
‫چند وقت توی هیرامندی بودین؟

58
00:04:06,750 --> 00:04:10,375
‫قربان من خیلی راحت نیستم !

59
00:04:10,458 --> 00:04:14,000
‫اگه اجازه بدید از داروم استفاده کنم

60
00:04:15,583 --> 00:04:18,000
‫بله ، وحیده ...

61
00:04:26,750 --> 00:04:27,583
‫ادامه بده..

62
00:04:27,708 --> 00:04:29,250
‫او از صف طولانی طوائف اومده ..

63
00:04:29,333 --> 00:04:31,250
‫واسه همینه که اینجوری نوشیدنی میخوره..

64
00:04:31,333 --> 00:04:35,458
‫قربان ، من الان یه مشکلی با دارو هام دارم

65
00:04:35,500 --> 00:04:37,708
‫اگه باور نمیکنی بیا یه جرعه بنوش

66
00:04:37,750 --> 00:04:39,958
‫چکش کن ببین نوشیدنیه یا دارو

67
00:04:40,041 --> 00:04:45,541
‫و زمانی که سما ما رو طوائف خطاب میکنید ، ما از صف طولانی هنرمندان اومدیم

68
00:04:46,333 --> 00:04:50,958
‫ما به جشن ها زن ها زندگی میدیم ولی فقط به عنوان یه مجری دیده میشیم

69
00:04:51,708 --> 00:04:57,000
‫ما به حامیانمان اجازه می دهیم که قلب ما را بدزدند
‫ با این حال ما را دزد می نامند

70
00:04:57,083 --> 00:04:58,500
‫و به حق

71
00:04:58,583 --> 00:05:01,250
‫اینطوره عالیجناب ، او خوابگاه رو دزدیده

72
00:05:01,333 --> 00:05:04,500
‫جناب صدیقی به این مورد اعتراض میکنید یا من اینکارو انجام بدم؟

73
00:05:04,583 --> 00:05:06,041
‫اعتراض دارم ، عالیجناب

74
00:05:07,041 --> 00:05:08,958
‫اون دزدی نبود ، اون یه هدیه بود

75
00:05:09,958 --> 00:05:15,250
‫هدیه ای از طرف جناب نواب صمی برای خانم ریحانه
‫اون یه هنرمند عالی بود عالیجناب!

76
00:05:16,000 --> 00:05:18,958
‫اون (خوابگاه رو) این هدیه رو به عنوان قدردانی به ایشون داد

77
00:05:19,000 --> 00:05:22,333
‫ایشون با ریحانه آپا توی رابطه عاشقانه بودن..
‫از بیوه اش بپرسید

78
00:05:27,375 --> 00:05:31,333
‫و بعد از ریحانه آپا ایشون وارث بودن

79
00:05:32,750 --> 00:05:37,458
‫من و خواهر کوچکم وحیده
‫ خوابگاه را به ارث برده اند..

80
00:05:37,500 --> 00:05:40,083
‫واو ، عمارت رو بین خودتون تقسیم میکنید؟

81
00:05:40,208 --> 00:05:44,708
‫همه میدونیم در هیرامندی چه چیز هایی تحت عنوان هنر اتفاق می افتد..

82
00:05:44,750 --> 00:05:46,125
‫آداب معاشرت آموزش داده می شود

83
00:05:46,208 --> 00:05:47,541
‫وعده های دروغین عشق داده می شود

84
00:05:47,625 --> 00:05:50,375
‫احترام به زنان آموزش داده میشود

85
00:05:50,458 --> 00:05:52,833
‫- فحشا اتفاق می افتد
‫- وحیده

86
00:05:55,875 --> 00:05:57,958
‫حجابت رو بردار و صورتت رو بهشون نشون بده

87
00:06:07,000 --> 00:06:08,208
‫می‌بینید عالیجناب ؟

88
00:06:08,750 --> 00:06:12,458
‫امروز میخوام چهره هیرامندی رو بهتون نشون بدم

89
00:06:13,541 --> 00:06:14,541
‫زخمی

90
00:06:15,208 --> 00:06:18,708
‫با دیدنش چشمام پر اشک میشه

91
00:06:20,458 --> 00:06:21,500
‫مال منم همینطور

92
00:06:23,250 --> 00:06:27,708
‫بشین وحیده
‫من دردت رو درک میکنم

93
00:06:29,583 --> 00:06:33,375
‫این زخم هم هدیه نواب بود

94
00:06:33,458 --> 00:06:35,291
‫شما اونو پس نمیخواید

95
00:06:36,458 --> 00:06:38,583
‫اما هنوز خواهان خوابگاه هستین

96
00:06:39,208 --> 00:06:42,708
‫عالیجناب ایشون با این مزخرفات فقط دارن وقت تلف میکنن

97
00:06:43,250 --> 00:06:45,958
‫لطفا یک جواب مستقیم به من بدهید

98
00:06:46,000 --> 00:06:49,458
‫سوالات پیچیده جواب پیچیده دارن

99
00:06:50,041 --> 00:06:54,208
‫آقا من کلید عمارت رو دارم

100
00:06:54,250 --> 00:06:57,333
‫اگر مدرکی برای اثبات دارن،
‫ باید به دادگاه نشون بدن

101
00:06:57,458 --> 00:07:03,833
‫همچنین به اصطلاح "وارث" اونها
‫ باید مدرکی بر مشروعیت خود ارائه بدن

102
00:07:03,958 --> 00:07:04,958
‫- اوه خدای من

103
00:07:05,708 --> 00:07:06,750
‫آقای قریشی

104
00:07:10,208 --> 00:07:12,708
‫- ولش کن ، ولش کن
‫-نظم دادگاه ! نظم!

105
00:07:12,791 --> 00:07:15,625
‫- چیکار داری میکنی؟
‫-آقای قریشی جلوی موکلت رو بگیر

106
00:07:15,708 --> 00:07:17,500
‫-سکوت ! ..
‫-بریم . بریم

107
00:07:17,583 --> 00:07:18,791
‫-این یه توهین محسوب میشه
‫-ولش کن

108
00:07:18,875 --> 00:07:20,625
‫سکوت ! سکوت!

109
00:07:38,250 --> 00:07:39,083
‫انقدر زیاد؟

110
00:07:39,875 --> 00:07:42,375
‫دعاهای من بالاخره جواب داد
‫ بعد از این همه سال بالاخره..

111
00:07:42,458 --> 00:07:44,083
‫من خوابگاه رو پس گرفتم

112
00:07:45,541 --> 00:07:48,333
‫بقیه رو تو پخش کن من باید بسته بندی کنم

113
00:07:48,458 --> 00:07:51,000
‫به فکر رفتن به خوابگاه بودم امروز

114
00:07:55,625 --> 00:07:56,708
‫وحیده

115
00:08:01,375 --> 00:08:03,250
‫اون اینجا چیکار می‌کنه آپا ؟

116
00:08:03,333 --> 00:08:05,708
‫پسرش خیلی تو رو تحقیر کرد

117
00:08:05,791 --> 00:08:08,958
‫بخاطر رفتار نا درستش ما پرونده رو بردیم

118
00:08:14,458 --> 00:08:16,208
‫از این به بعد خوابگاه مال شماست

119
00:08:17,125 --> 00:08:18,541
‫چیکار میکنی آپا؟

120
00:08:19,750 --> 00:08:23,083
‫-تو خوابگاه رو از من گرفتی
‫-و منم پا قولم موندم

121
00:08:24,208 --> 00:08:26,875
‫تو دوستی بودی برای خوابگاه اونم یک روز کامل.

122
00:08:27,625 --> 00:08:28,833
‫برای یه روز؟

123
00:08:30,958 --> 00:08:32,750
‫طاقت دیدن دردشو نداشتم

124
00:08:33,958 --> 00:08:35,958
‫خب پس من چیزی که مال اونه رو برمیگردونم

125
00:08:36,000 --> 00:08:38,708
‫اما بدون هیچ پولی

126
00:08:44,041 --> 00:08:46,625
‫-چطور ازت تشکر کنم؟
‫- همین

127
00:08:47,208 --> 00:08:50,750
‫قبل از اینکه نظرم عوض بشه زود تر برو

128
00:08:50,833 --> 00:08:52,083
‫اره همین بهتره.

129
00:08:53,708 --> 00:08:55,041
‫ممنون بی بی

130
00:08:55,166 --> 00:08:56,583
‫گریه نکن وحیده

131
00:09:00,083 --> 00:09:03,375
‫از نظر قانونی فریدن صاحب اصلی خوابگاه هست

132
00:09:03,500 --> 00:09:07,000
‫اگر از ما شکایت کنه،
‫ ما نمی تونیم برنده شیم.

133
00:09:07,750 --> 00:09:09,833
‫و من طاقت از دست دادن ندارم

134
00:09:09,916 --> 00:09:11,833
‫مهم نیست ، قراره چیکار کنید؟

135
00:09:13,000 --> 00:09:15,500
‫چرا من همیشه بازنده م؟

136
00:09:16,291 --> 00:09:19,000
‫چون مثل شطرنج پیاده ها همیشه بازنده ان

137
00:09:22,333 --> 00:09:27,875
‫شما نه تنها ریحانه آپا رو کشتید رویاهای من هم از بین بردید

138
00:09:45,750 --> 00:09:50,750
‫چی کسی عالمزب رو ناراحت کرده!
‫ تا اینقدر غمگین بخونه

139
00:09:50,791 --> 00:09:52,291
‫داره قشنگ میخونه

140
00:09:52,916 --> 00:09:56,375
‫خانم، این عالمزب نیست،
‫ این آواز سایما ماست

141
00:09:58,250 --> 00:09:59,500
‫ماشا الله

142
00:10:00,750 --> 00:10:04,166
‫الان برده ها پیشرفت کردن..

143
00:10:04,250 --> 00:10:07,500
‫- شیرینی بخور
‫- شیرینی ؟ مناسبتش چیه ؟

144
00:10:07,541 --> 00:10:09,333
‫همسایه جدیدمون

145
00:10:09,416 --> 00:10:10,500
‫آپا

146
00:10:10,541 --> 00:10:11,375
‫همسایه جدید؟

147
00:10:12,166 --> 00:10:14,250
‫داره شیرینی میده به کل محل

148
00:10:17,875 --> 00:10:22,041
‫خانم خونه ی جدید رو به تو دادن..
‫حالا دنبال یه شوهر باش برای خودت..

149
00:10:25,000 --> 00:10:26,750
‫خانوم ، درود

150
00:10:26,833 --> 00:10:30,916
‫پیرمرد داره بهتون سلام میکنه خانوم
‫حداقل سری تکون بدین 

151
00:10:32,500 --> 00:10:36,083
‫باید همینطور که هست بپذیری
‫برکت برای کار خوبه

152
00:10:53,416 --> 00:10:56,375
‫بفرمایید
‫تبریک میگم عمارت جدیدتون رو

153
00:10:57,041 --> 00:10:58,500
‫خیلی ممنونم

154
00:11:08,083 --> 00:11:11,375
‫فراموش کردم اسم همسایه جدیدمون رو بهتون بگم

155
00:11:15,541 --> 00:11:16,541
‫فریدن

156
00:11:27,291 --> 00:11:29,916
‫بی بی یکی اینجاست که میخواد شما رو ببینه

157
00:11:30,750 --> 00:11:33,708
‫ماشاالله
‫چشم بد بهتون نیوفته

158
00:11:34,791 --> 00:11:36,041
‫خب بگو چی نیاز داری؟

159
00:11:36,166 --> 00:11:39,750
‫فوفیجان گفت: «استاد فریدن عزیز
‫ بعد از سالها اومدن»

160
00:11:39,833 --> 00:11:42,166
‫اوکی پس تو استاد هستی

161
00:11:42,250 --> 00:11:43,208
‫بله

162
00:11:43,291 --> 00:11:45,250
‫آوازت رو توی روزنامه هیرامندی شنیدم

163
00:11:46,250 --> 00:11:49,458
‫حالا که من رو با روزنامه به یاد میارید..
‫بزارید سر فصل ها رو براتون بگم

164
00:11:50,083 --> 00:11:52,791
‫نیکی و پرسش ؟ بگو

165
00:11:53,583 --> 00:11:57,458
‫آخرین خبر اینه که شما آرامش خاطر مالیکا جان رو دزدیدید

166
00:11:57,541 --> 00:12:00,458
‫غلطه اون همون کسیه که دزدیدتش

167
00:12:01,333 --> 00:12:03,958
‫- من دارم فقط پس میگیرم
‫-البـتـه

168
00:12:04,041 --> 00:12:08,208
‫شما خوابگاه رو گرفتین
‫من شنیدم که جناب چودری براتون گرفتن اینجا رو

169
00:12:08,291 --> 00:12:11,791
‫اومدی از اونجا خبر بدی
‫ یا از اینجا خبر بگیری؟

170
00:12:11,916 --> 00:12:13,166
‫اومدم از اونجا خبر بدم..

171
00:12:13,833 --> 00:12:18,708
‫ملیکا جان می خواد دخترش عالمزب را خانم کند

172
00:12:18,791 --> 00:12:22,500
‫اما دختر نمیخواد جز طوائف باشه چه برسه بخواد خانم بشه

173
00:12:24,166 --> 00:12:26,250
‫این عالمزب به کارتون میاد در آینده

174
00:12:27,333 --> 00:12:31,291
‫از دوستاش بسه .
‫از دشمناش بگو دشمنی داره؟

175
00:12:31,416 --> 00:12:36,416
‫هست ، اون خوشتیپه انگلیسی

176
00:12:37,666 --> 00:12:38,666
‫کارتر رایت

177
00:12:39,208 --> 00:12:43,041
‫اون تازه اومده به شهر شما همین‌طور

178
00:12:44,250 --> 00:12:48,291
‫اون هم مثل شما میخواد ملیکا رو نابود کنه

179
00:12:50,791 --> 00:12:54,916
‫ممنون از توصیه هات

180
00:13:40,500 --> 00:13:42,208
‫آقای چودری شما اینجا؟

181
00:13:42,791 --> 00:13:45,416
‫فک کردم با دوستاتون رفتین بیرون!

182
00:13:47,750 --> 00:13:50,166
‫به اندازه کافی منو خراب کردی

183
00:13:50,250 --> 00:13:51,291
‫منظورت چیه؟

184
00:13:51,416 --> 00:13:56,833
‫من همه ثروتم رو خرج تو کردم

185
00:13:57,916 --> 00:13:59,541
‫و فقط نشستم اینجا

186
00:13:59,666 --> 00:14:02,958
‫الان حتی نواب ها هم به من میخندن

187
00:14:04,083 --> 00:14:08,833
‫بیخیال ،  تو بی دلیل
‫از مردم ناراحت میشی

188
00:14:13,166 --> 00:14:15,750
‫سر راهت درم ببند

189
00:14:20,791 --> 00:14:22,416
‫کتاب فروشی لاهور - ۱۸۹۰

190
00:14:22,458 --> 00:14:25,666
‫هی آقا ، چرا توی این ساعت دارین مغازه رو میبندین؟

191
00:14:25,708 --> 00:14:30,041
‫این مغازه منه و خواسته خودم !
‫کار مهمی دارم فردا بیا

192
00:14:30,166 --> 00:14:32,666
‫تو داری میری ، اونوقت کارگراتون باید اینجا باشن؟

193
00:14:32,750 --> 00:14:35,666
‫-هی خانم تو؟
‫-بله

194
00:14:35,708 --> 00:14:38,583
‫احتمالا برای دیدن یکی از کارمندانم اومدین

195
00:14:38,666 --> 00:14:43,416
‫آره اونی که سه روپیه داد
‫ 12 آنا برای آخرین بار کتاب های ما،

196
00:14:43,500 --> 00:14:45,208
‫من اینجام تا پسش بدم

197
00:14:46,250 --> 00:14:48,541
‫اون باهات شوخی میکرد اون روز

198
00:14:48,666 --> 00:14:50,583
‫اون اومده بود کتاب بخره

199
00:14:50,666 --> 00:14:54,916
‫اون کارمند نیست ، او فرزند لوس یک نواب بزرگ است

200
00:14:57,000 --> 00:14:58,916
‫خب دیرم شده ، من باید برم

201
00:14:59,000 --> 00:15:01,541
‫راستی ، کجا میتونیم این نواب رو پیدا کنیم؟

202
00:15:01,666 --> 00:15:07,166
‫نواب ها کجا پیدا میشن؟
‫توی مهمونی ها ، کلاب ها و محفل ها ...

203
00:15:10,500 --> 00:15:14,500
‫اوه خدا ! حالا این نواب سحاب رو چجوری پیدا کنیم ؟

204
00:15:15,208 --> 00:15:17,291
‫من مطمئنم که پیداش میکنیم !

205
00:15:17,958 --> 00:15:22,000
‫ما هندی ها پادشاهیمونو بخاطر مهمان نوازی هدیه دادیم

206
00:15:22,916 --> 00:15:24,583
‫اما نمیتونیم این اشتباه رو تکرار کنیم

207
00:15:25,458 --> 00:15:28,458
‫دارید بیدار میشید،
‫ کشور داره بیدار میشه

208
00:15:29,166 --> 00:15:33,333
‫اونا درک می کنند
‫ که این جنگ جهانی مال ما نبود

209
00:15:34,000 --> 00:15:36,833
‫کی داره توی جنگ کشته میشه
‫کس دیگه ای؟

210
00:15:36,916 --> 00:15:37,916
‫ما

211
00:15:38,916 --> 00:15:41,250
‫چه کسی در قحطی بنگال میمیرد؟

212
00:15:42,208 --> 00:15:43,500
‫ما

213
00:15:43,583 --> 00:15:47,666
‫این صاحبخانه ها کی هستند؟
‫نواب ها غلاتشون رو به ...

214
00:15:48,416 --> 00:15:49,916
‫دولت بریتانیا میدن.

215
00:15:51,250 --> 00:15:53,166
‫و چه کسی با ظلم تحت فشاره؟

216
00:15:53,250 --> 00:15:54,083
‫ما

217
00:15:56,208 --> 00:15:57,333
‫نه بیشتر از این .

218
00:15:59,250 --> 00:16:03,916
‫ما شبیه شن دیده میشیم اما باروت هستیم

219
00:16:05,791 --> 00:16:09,291
‫الان زمان جرقه ای توی باروته..

220
00:16:10,166 --> 00:16:16,666
‫اگر براتون اینا دردناکه برای کشتن یا کشته شدن ، میتونین برین

221
00:16:24,166 --> 00:16:26,416
‫میدونستم ازتون نا امید نمیشم

222
00:16:27,208 --> 00:16:28,958
‫این روحیه رو دست نخورده نگهدارید

223
00:16:29,583 --> 00:16:32,291
‫از مراحل بعدی مطلع خواهید شد

224
00:16:33,416 --> 00:16:36,041
‫خداحافظ.. خداحافظ

225
00:16:36,166 --> 00:16:38,916
‫این رهبر ماست حمید محسن علی

226
00:16:39,000 --> 00:16:41,500
‫- بیا معرفیت میکنم
‫- ما ملاقات کردیم قبلا

227
00:16:42,916 --> 00:16:44,541
‫اون بود که جون منو نجات داد

228
00:16:45,416 --> 00:16:46,500
‫بالراج

229
00:16:55,333 --> 00:16:58,416
‫فریدن بی‌بی
‫بی‌بی فریدن

230
00:16:58,500 --> 00:17:00,916
‫من یه لشکر از رقاص ها براتون آوردم

231
00:17:01,000 --> 00:17:04,208
‫من بهترین ها رو برای شما انتخاب کردم

232
00:17:04,291 --> 00:17:06,000
‫اونا هم میخونن هم میرقصن

233
00:17:06,083 --> 00:17:08,750
‫حتی نمیزاری استراحت کنم

234
00:17:11,833 --> 00:17:13,791
‫این دو نفر در آشپزخونه کار میکنند

235
00:17:14,958 --> 00:17:18,916
‫و این سه تخت رو گرم می کنند
‫برای پذیرایی از مهمانان ویژه ما

236
00:17:18,958 --> 00:17:20,541
‫چیز دیگه ای هست؟

237
00:17:22,041 --> 00:17:24,708
‫خداحافظ استاد

238
00:17:24,791 --> 00:17:27,708
‫خدا حفظت کنه بی بی

239
00:17:27,791 --> 00:17:31,458
‫توی هیرامندی رقاصه پرورش می دید؟
‫ همه اینا اینجا جواب نمیدن

240
00:17:31,541 --> 00:17:33,583
‫فریدن الان اینجاست

241
00:17:35,833 --> 00:17:37,041
‫همه چی خوب میشه

242
00:17:37,833 --> 00:17:40,416
‫الان بزار بخوابم جناب استاد

243
00:17:40,500 --> 00:17:43,458
‫سحر ، دخترا رو بیار داخل

244
00:17:44,166 --> 00:17:46,666
‫زود باشید خانوما ، زود باشید بریم

245
00:17:48,166 --> 00:17:51,583
‫برای اولین اجرای بی بی حضور داشته باشید

246
00:17:51,666 --> 00:17:56,833
‫من یه نفرو سراغ دارم که باعث میشه خواب و نفستون عمیق بشه

247
00:17:56,916 --> 00:18:02,083
‫تاجدار بلوچ
‫تنها وارث اشفق بلوچ

248
00:18:02,833 --> 00:18:04,583
‫ملیکا جان هم اونو زیر نظر داره

249
00:18:05,208 --> 00:18:07,250
‫برای شروع عالمزب..

250
00:18:07,333 --> 00:18:08,916
‫حالا باید به من جایزه بدی

251
00:18:09,000 --> 00:18:11,916
‫بزارید عالمزب داشته باشتش

252
00:18:11,958 --> 00:18:18,541
‫بی بی، برای چنین حامی طوائفی باید یک چاقو روی دست هر دو بزنیم

253
00:18:18,666 --> 00:18:20,416
‫خنجر به خنجر میزنم

254
00:18:21,708 --> 00:18:23,458
‫به سینه خاله جان

255
00:18:24,916 --> 00:18:27,500
‫-تو فقط نگاه کن
‫-چطور؟

256
00:18:29,000 --> 00:18:31,916
‫وقتی عالمزب و تاجدار ملاقات میکنند عاشق هم خواهند شد

257
00:18:32,833 --> 00:18:35,583
‫و جایی ک عشق هست ، احتمال تخریب هم هست

258
00:18:36,250 --> 00:18:38,500
‫چند تیکه اش میکنید؟

259
00:18:39,250 --> 00:18:40,958
‫به همون اندازه که زخم خوردم

260
00:18:42,000 --> 00:18:43,916
‫بعد اینا چه کسی رو به عنوان حامی انتخاب میکنید؟

261
00:18:46,708 --> 00:18:48,333
‫ولی محمد

262
00:18:48,958 --> 00:18:52,666
‫- اما اون حامی بیبوئه
‫- دقیقا به همین دلیله

263
00:18:53,416 --> 00:18:56,250
‫شما در حال برنامه ریزی برای تحریک طوفان در شاه محل هستید ؟

264
00:18:59,541 --> 00:19:01,250
‫اونجا رو خراب میکنم...

265
00:19:03,916 --> 00:19:04,916
‫رو سرتون..

266
00:19:07,041 --> 00:19:09,541
‫آپا میخوام درباره یه چیزی باهاتون حرف بزنم

267
00:19:10,291 --> 00:19:13,666
‫اما اگه مشغول هستین میتونم بعدا بیام

268
00:19:13,750 --> 00:19:15,416
‫بگو علم ، چی شده؟

269
00:19:16,125 --> 00:19:18,333
‫جشن بزرگی توی عمارت جناب ولی برگزاره

270
00:19:19,000 --> 00:19:20,541
‫شنیدم همه لاهور میان

271
00:19:20,625 --> 00:19:23,125
‫هرسال ، وقتی همسرش میره به دیدن پدر و مادرش

272
00:19:23,250 --> 00:19:26,375
‫اون یه مهمانی بزرگ با حضور بیبو جان برگزار می‌کنه

273
00:19:27,083 --> 00:19:28,750
‫اینبار منم میتونم با شما بیام؟

274
00:19:28,791 --> 00:19:31,083
‫از کی تا حالا شروع به دوست داشتن چنین مهمونی هایی کردی؟

275
00:19:31,833 --> 00:19:36,416
‫به این فکر میکردم که بتونم با آدمای جدید آشنا بشم
‫دوستان جدید

276
00:19:36,500 --> 00:19:39,375
‫و نواب ها هم توی چنین مهمونی هایی پیدا میشن نه؟

277
00:19:40,041 --> 00:19:41,000
‫کدوم نواب؟

278
00:19:41,041 --> 00:19:44,625
‫اره بگو ، ما باید درباره نواب ها بدونیم

279
00:19:44,750 --> 00:19:45,666
‫نه هیچ کدوم

280
00:19:45,750 --> 00:19:50,500
‫بیبو جان ، تبریک میگم
‫جوانی اعلم در حال شکوفایی است..

281
00:19:51,333 --> 00:19:52,250
‫اعلم

282
00:19:52,333 --> 00:19:55,083
‫عجب جوونی

283
00:19:55,166 --> 00:19:58,500
‫برو ولم کن
‫اگه اینجوری اذیتم کنی من به مهمونی نمیرم

284
00:19:58,541 --> 00:20:00,583
‫شما دو تا هم اعلم رو اذیت نکنید

285
00:20:01,500 --> 00:20:03,083
‫میبرمت مهمونی

286
00:20:03,916 --> 00:20:06,291
‫ممکنه که بتونید نوابی هاتون رو پیدا کنید

287
00:20:07,000 --> 00:20:08,000
‫نه؟

288
00:20:31,125 --> 00:20:33,333
‫آقا ولی چیکار میکنید؟

289
00:20:33,416 --> 00:20:35,833
‫آدمای زیادی اینجان و تو فقط به من زل زدی

290
00:20:37,041 --> 00:20:40,041
‫نمیتونم چشمامو ازت بردارم چیکار کنم؟

291
00:20:40,125 --> 00:20:42,500
‫ولی سحابی درود میفرستم

292
00:20:42,541 --> 00:20:46,000
‫ببین کی رو آوردم
‫فریدن جهان

293
00:20:46,083 --> 00:20:47,875
‫به طور معمول بدون دعوت جایی نمیره

294
00:20:48,000 --> 00:20:50,541
‫اما من گفتم روابط توی مهمونی ها ایجاد میشه

295
00:20:50,625 --> 00:20:51,875
‫و ایشون اومدن

296
00:20:52,000 --> 00:20:54,041
‫اومدن فریدن رابطه ای ایجاد نمیکنه

297
00:20:54,125 --> 00:20:55,125
‫این داستان درست میکنه

298
00:20:56,083 --> 00:20:57,750
‫شاید باورت نشه ولی سحاب...

299
00:20:57,791 --> 00:21:00,250
‫من این همه راه از بناروس اومدم  برای دیدن شما

300
00:21:01,375 --> 00:21:04,541
‫تو خوشتیپ تر از چیزی هستی که شنیدم

301
00:21:06,500 --> 00:21:10,666
‫قلبم تند میزنه ، چی؟
‫باور نمیکنی؟

302
00:21:12,000 --> 00:21:13,583
‫خودت ببین

303
00:21:16,083 --> 00:21:17,333
‫اوه خدا

304
00:21:17,416 --> 00:21:21,000
‫قلب اون میتپه و قلب شما وایمیسته

305
00:21:22,250 --> 00:21:24,250
‫اون دختر عمومه

306
00:21:25,000 --> 00:21:29,000
‫حتی توی کودکی داستان مینوشت
‫بعد من پاکشون میکردم یادته؟

307
00:21:31,375 --> 00:21:33,875
‫توی بچگیش با اسباب بازی ها بازی میکرد

308
00:21:35,375 --> 00:21:38,750
‫بعد اونا رو میدزدیدم یادته؟

309
00:21:39,750 --> 00:21:43,166
‫پس میخواید امشب سحاب رو از من بدزدید نه؟

310
00:21:44,041 --> 00:21:48,000
‫این دزدی نیست عشقم
‫یه فریبه

311
00:21:49,416 --> 00:21:51,000
‫اگه میتونی جلومو بگیر

312
00:21:52,750 --> 00:21:56,625
‫حالا اگر کارتون تموم شد میتونم جناب سحاب رو قرض بگیرم؟

313
00:21:56,708 --> 00:21:59,625
‫مهمان ها منتظرن

314
00:22:05,541 --> 00:22:07,791
‫زدی تو خال عزیزم

315
00:22:08,416 --> 00:22:09,375
‫دستم هم همینطور

316
00:22:14,625 --> 00:22:16,875
‫تو گفتی نمیتونی چشمتو ازم برداری..

317
00:22:17,666 --> 00:22:19,708
فریدن باعث شد که نگاهت رو برگردونی

318
00:22:19,791 --> 00:22:21,625
‫بیخیال بیبو جان

319
00:22:21,708 --> 00:22:24,000
‫این خیلی نا امید کننده ست استاد

320
00:22:24,125 --> 00:22:26,875
‫بعد از چنین وعده های بزرگی شما فقط یه نواب بهم معرفی کردین

321
00:22:26,916 --> 00:22:29,166
‫حداقل قیمتشو بگیر..

322
00:22:29,250 --> 00:22:32,041
‫حتما اما فعلا اونجا رو نگاه کنید

323
00:22:32,125 --> 00:22:35,708
‫عالمزب دختر کوچک ملیکا

324
00:22:36,458 --> 00:22:38,625
‫هدف بعدیت

325
00:22:45,375 --> 00:22:46,708
‫زود باش بدش به من

326
00:22:52,166 --> 00:22:54,166
‫تو عالمزب هستی درسته؟

327
00:22:54,250 --> 00:22:55,750
‫تو منو نمیشناسی؟

328
00:22:56,375 --> 00:22:58,375
‫من فریدن شما هستم آپا

329
00:22:59,541 --> 00:23:00,958
‫ماشاالله

330
00:23:01,041 --> 00:23:03,125
‫چشمای قشنگی داری

331
00:23:04,375 --> 00:23:06,791
‫راستی این چشم ها دنبال چه کسی هستن؟

332
00:23:06,875 --> 00:23:09,541
‫ببخشید؟ هیچکس

333
00:23:09,625 --> 00:23:12,875
‫دنبال اون هستین؟

334
00:23:17,166 --> 00:23:20,291
‫-چطور فهمیدی
‫-فریدن همه چیو میدونه

335
00:23:21,500 --> 00:23:24,250
‫منم میدونم اونو دوست داری

336
00:23:25,875 --> 00:23:29,416
‫- بیا معرفیت کنم
‫- ما قبلا همدیگرو دیدیم

337
00:23:29,500 --> 00:23:32,958
‫- پس دوباره ببینش
‫- دوبار همدیگه رو دیدیم

338
00:23:33,875 --> 00:23:38,041
‫یک بار در جلسه شعر خوانی و یک بار کتابفروشی

339
00:23:38,708 --> 00:23:41,125
‫و تو بعد از دو بار دیدن قلبتو بهش دادی؟

340
00:23:41,750 --> 00:23:44,958
‫اره و یک دستمال

341
00:23:47,416 --> 00:23:50,500
‫میدونی چیه
‫فردا برو درگاهی بگرد

342
00:23:50,625 --> 00:23:53,208
‫و با تمام وجودت دعا کن که بدستش بیاری

343
00:23:53,291 --> 00:23:56,375
‫وقتی چشمات رو باز میکنی ، اون جلوی چشمات خواهد بود

344
00:23:57,000 --> 00:24:00,375
‫-و اگه اون نیاد ؟
‫- پس اسممو عوض کن

345
00:24:00,416 --> 00:24:01,750
‫فریدن بی بی

346
00:24:03,458 --> 00:24:06,125
‫-ببینش ، نواب علی بخش
‫- سلام

347
00:24:06,166 --> 00:24:09,041
‫او مالک نیمی از راولپندی است..

348
00:24:11,666 --> 00:24:12,666
‫با درود

349
00:24:12,750 --> 00:24:14,416
‫میتونم یه چیزی بگم جناب علی بخشی؟

350
00:24:14,500 --> 00:24:17,041
‫من این همه راه از بناروس برای دیدن شما اومدم

351
00:24:17,708 --> 00:24:19,666
‫قلبم داره تند تند میزنه

352
00:24:30,000 --> 00:24:32,541
‫به نظر می رسه که خدا به شما اجازه میده
‫ تمام آرزوهای امروز من...

353
00:24:38,291 --> 00:24:40,541
‫توی روز شورش کجا غیبت زد؟

354
00:24:41,750 --> 00:24:43,625
‫قلبم غرق شد

355
00:24:43,750 --> 00:24:46,833
‫اینقدر احساسات عمیقی داریم
‫  برای هر غریبه ای که ملاقات می کنید؟

356
00:24:46,916 --> 00:24:47,791
‫بله

357
00:24:47,875 --> 00:24:50,791
‫اون روز جون یخ غریبه رو نجات دادی

358
00:24:51,750 --> 00:24:53,333
‫او شجاع ساکتی هستی

359
00:24:54,291 --> 00:24:56,375
‫امیدوارم زیاد اذیت نشده باشید

360
00:24:57,125 --> 00:25:01,041
‫من بودم.  اما قلبم بیشتر از همه درد گرفت.

361
00:25:03,750 --> 00:25:06,375
‫خانم، این سومین ملاقات ماست

362
00:25:07,875 --> 00:25:10,625
‫و ما هنوز اسم همدیگرو نمیدونیم

363
00:25:13,416 --> 00:25:15,041
‫من اسمتو میدونم

364
00:25:15,750 --> 00:25:17,500
‫خب پس بگو اسم من چیه؟

365
00:25:22,625 --> 00:25:23,500
‫تاج

366
00:25:26,750 --> 00:25:29,166
‫اسم منو روی دستت نوشتی به جای قلبت

367
00:25:29,250 --> 00:25:33,833
‫نوشتن اسم شخص روی دست اونو تبدیل به سرنوشت میکنه

368
00:25:35,250 --> 00:25:38,833
‫پس اسمتو بگو
‫روی جفت دستام مینویسمش

369
00:25:38,916 --> 00:25:41,500
‫روی پیشانی و سینه م

370
00:25:41,625 --> 00:25:44,625
‫ببخشید خانم ، آپا تماس گرفتن

371
00:25:44,750 --> 00:25:48,000
‫-بله ببخشید لطفا
‫- میبخشمت اما..

372
00:25:50,041 --> 00:25:51,750
‫اول اسمتو بهم بگو

373
00:25:52,541 --> 00:25:55,500
‫بعضی چیزا رو باید بزاریم برای دفعه بعد

374
00:25:55,583 --> 00:25:57,166
‫و کی خواهد بود ؟

375
00:25:57,250 --> 00:26:00,333
‫اونو بسپر به خدا

376
00:26:02,333 --> 00:26:03,500
‫خداحافظ

377
00:26:05,916 --> 00:26:07,166
‫خداحافظ

378
00:26:14,375 --> 00:26:19,250
‫زیبایی عشق اول ، آتش بازی ، جادو

379
00:26:20,750 --> 00:26:22,416
‫یه چیز دیگه ست نه؟

380
00:26:24,041 --> 00:26:26,833
‫-و تو کی هستی؟
‫-فریدن

381
00:26:28,166 --> 00:26:29,916
‫من چند روزه که از بنارس اومدم اینجا

382
00:26:30,500 --> 00:26:33,250
‫من یک پیشگو هستم و میتونم آینده رو با نگاه کردن به صورتتون پیش بینی کنم

383
00:26:36,333 --> 00:26:38,500
‫جالبه ، عذر میخوام

384
00:26:38,583 --> 00:26:39,833
‫یه دستمال..

385
00:26:41,291 --> 00:26:43,000
‫من به شعر هم علاقه دارم

386
00:26:44,250 --> 00:26:45,750
‫چند کتاب در حال سقوط

387
00:26:46,375 --> 00:26:47,750
‫ملاقات ناتمام

388
00:26:52,291 --> 00:26:54,625
‫پس بهم بگو دفعه بعد کی میتونه باشه؟

389
00:26:54,750 --> 00:26:59,500
‫در درگاه هیرامندی ، بعد از نماز مغرب

390
00:26:59,583 --> 00:27:02,083
‫چرا او به محله طوائف برود؟

391
00:27:03,250 --> 00:27:05,833
‫در چشم خدا طوائف و نواب ها برابرند

392
00:27:06,666 --> 00:27:10,250
‫در درگاه هیرامندی
‫همه دعا ها مستجاب میشود

393
00:27:10,333 --> 00:27:11,916
‫امتحان کن

394
00:27:13,583 --> 00:27:16,000
‫این عادتت بده ، ترکش کن

395
00:27:24,000 --> 00:27:28,958
‫عالمزب تا کی باید صبر کنیم؟
‫تاجدار شما هنوز نیومده ؟

396
00:27:29,583 --> 00:27:31,583
‫- چرا باید اینطور کنه؟
‫- خفه شو بدبخت

397
00:27:33,458 --> 00:27:35,750
‫نمیدونم اون فریدن چه ادمیه مغزتو شست و شو داده

398
00:27:35,833 --> 00:27:37,500
‫و داری به حرف دشمن گوش میدی

399
00:27:37,583 --> 00:27:40,708
‫من به حرف دشمن گوش نمیدم
‫به قلبم گوش میدم

400
00:27:40,750 --> 00:27:42,791
‫و قلبم میگه که اون حتما میاد

401
00:27:42,875 --> 00:27:45,208
‫بیچاره خیلی وقته منتظره!

402
00:27:46,958 --> 00:27:49,083
‫طعمه معرکه ای گذاشتم

403
00:27:50,208 --> 00:27:52,791
‫نمیدونم چرا هنوز نیومده

404
00:27:52,875 --> 00:27:57,000
‫اعلم بریم خونه ، تو قبلا دو بار توی درگاه پیشنهاد دادی

405
00:27:57,083 --> 00:28:00,041
‫من فکر میکنم برای سومین بار هم باید بهش بگم
‫نظرت چیه؟

406
00:28:00,125 --> 00:28:04,583
‫-هرکاری میخوای انجام بده
‫-تو برو خونه

407
00:28:04,708 --> 00:28:05,791
‫من برمیگردم

408
00:28:21,375 --> 00:28:23,250
‫- منو روبروی درگاه ببین
‫- خیلی خب

409
00:28:27,458 --> 00:28:31,708
‫افسار مغز همیشه دست قلبه

410
00:28:31,750 --> 00:28:33,625
‫هی چیکار داری میکنی؟

411
00:29:59,375 --> 00:30:03,500
‫فریدن اون نیومد..
‫چرا دروغ گفتی؟

412
00:30:04,625 --> 00:30:06,750
‫نه سرنوشت دروغ میگه نه فریدن

413
00:30:08,250 --> 00:30:10,958
‫و من هیچوقت توی مسائل قلبی اشتباه نمیکنم

414
00:30:12,208 --> 00:30:15,750
‫حمیرا ، دوربین دو چشمی من کجاست
‫بدش به من

415
00:30:26,583 --> 00:30:27,583
‫بیا اینجا

416
00:30:29,833 --> 00:30:30,791
‫بگیر نگاه کن

417
00:30:37,625 --> 00:30:40,583
‫دیدی؟ بهت گفتم که میاد

418
00:30:42,458 --> 00:30:44,375
‫هی داری کجا میری؟

419
00:30:44,458 --> 00:30:47,208
‫- میرم ببینمش
‫- حالا هفته بعد ببینش

420
00:30:47,250 --> 00:30:49,125
‫من حتما امروز میبینمش

421
00:30:49,833 --> 00:30:53,458
‫برو میتونی سعیتو بکنی

422
00:31:20,708 --> 00:31:22,333
‫فریدن بی بی

423
00:31:23,208 --> 00:31:26,250
‫فریدن بی بی آماده ای؟

424
00:31:26,875 --> 00:31:29,208
‫زود باش ، میخوای بری یا نه؟

425
00:31:29,291 --> 00:31:31,708
‫چی شده استاد عزیز ؟
‫چرا سر و صدا میکنی؟

426
00:31:32,333 --> 00:31:35,500
‫من میرم با افسر انگلیسی ملاقت کنم نه پادشاه بریتانیا

427
00:31:35,583 --> 00:31:39,208
‫البته سرو صدا داره دیدار شما و کارترایت

428
00:31:39,250 --> 00:31:41,625
‫هر دو دشمن قسم خورده ملیکا جان هستن

429
00:31:41,708 --> 00:31:44,208
‫با هم برنامه نابودی اون رو دارن..

430
00:31:44,291 --> 00:31:48,625
‫اما بی بی منتظر گذاشتنشون خوب نیست کارتر منتظره..

431
00:31:48,708 --> 00:31:50,458
‫اون مرد دیوانه ست

432
00:31:52,083 --> 00:31:53,625
‫حدس بزنید چی توی دستمه؟

433
00:31:55,083 --> 00:31:56,000
‫از کجا بدونم؟

434
00:31:57,458 --> 00:32:01,250
‫الان خالیه اما وقتی برگردم کارتر رایت رو خواهم داشت

435
00:32:03,250 --> 00:32:05,208
‫من مطمئنم...

436
00:32:19,000 --> 00:32:21,583
‫او ارزشمند ترین دارایی هیرامندی ه

437
00:32:21,708 --> 00:32:23,583
‫-جان شاه...
‫-فریدن

438
00:32:24,291 --> 00:32:27,333
‫بگید چطور میتونم بهتون خدمت کنم؟

439
00:32:27,458 --> 00:32:30,541
‫سرویس ؟ اینجا جلوی همه؟

440
00:32:31,625 --> 00:32:33,208
‫- استاد
‫-بله؟

441
00:32:33,291 --> 00:32:36,208
‫سیگارام توی کالسکه افتاده ،
‫ می تونی بری بیاریش؟

442
00:32:37,500 --> 00:32:38,708
‫بله

443
00:32:43,041 --> 00:32:45,000
‫من اینجام تا شکایت کنم

444
00:32:45,833 --> 00:32:48,000
‫شکایت به کی؟
‫ملیکا جان

445
00:32:48,750 --> 00:32:52,708
‫بیست و پنج سال پیش توی چنین روزی ، او امی جان منو به قتل رسوند

446
00:32:52,791 --> 00:32:56,541
‫اگر مجازاتی نباشه چی میشه؟

447
00:32:56,625 --> 00:32:58,458
‫من با امید زیادی اومدم

448
00:32:59,125 --> 00:33:02,125
‫لطفا پرونده ی امی جان رو دوباره باز کنید

449
00:33:03,333 --> 00:33:04,208
‫متاسفم

450
00:33:04,791 --> 00:33:06,208
‫ولی این این اتفاق نمیوفته

451
00:33:12,875 --> 00:33:16,291
‫وقتی این زن منو فروخت ، اینقدر بودم

452
00:33:18,083 --> 00:33:21,458
‫ملیکا جان زندگی منو تباه کرد و تو داری میگی...

453
00:33:31,458 --> 00:33:32,541
‫لطفا گریه نکن..

454
00:33:41,083 --> 00:33:43,791
‫دارم فایل رو پیدا میکنم ...

455
00:33:44,458 --> 00:33:47,041
‫من هنوز حرف برای گفتن دارم

456
00:33:48,250 --> 00:33:52,625
‫اگر بتونی یه شب بیای خونه ، من همه اونا رو برای شما میگم

457
00:33:56,791 --> 00:33:58,000
‫چی میتونم بگم خانوم ؟

458
00:33:58,083 --> 00:33:59,625
‫شایعاتی وجود دارن..

459
00:33:59,708 --> 00:34:04,000
‫اون راضیه از پیلی کوئی با دوستش رابطه داشت

460
00:34:04,541 --> 00:34:07,500
‫و اون دوست با اقبال ما معاشره میکرد..

461
00:34:07,583 --> 00:34:08,708
‫خانم

462
00:34:08,750 --> 00:34:11,125
‫جناب ذوالفقار اینجاست تا شما رو ببینه

463
00:34:11,208 --> 00:34:13,458
‫- در این زمان ؟
‫- اره باید بیارمش؟

464
00:34:13,500 --> 00:34:15,458
‫- اره
‫-قطعا

465
00:34:16,208 --> 00:34:20,375
‫میبینید این مردا تسلیم نمیشن
‫تعقیب و گریز حتی وسط روز...

466
00:34:21,000 --> 00:34:22,458
‫حرف درستی زدین خانوم

467
00:34:22,500 --> 00:34:24,458
‫خدا رحمت کنه

468
00:34:25,958 --> 00:34:29,541
‫-بیاین بیاین جناب نواب
‫-سلام  ملیکا

469
00:34:29,625 --> 00:34:33,375
‫سلام
‫چی باعث شده این وقت روز به اینجا بیاید؟

470
00:34:34,083 --> 00:34:35,250
‫بفرمایید بشینید

471
00:34:37,625 --> 00:34:38,625
‫همه چیز خوبه؟

472
00:34:42,250 --> 00:34:43,958
‫هیچی روبراه نیست

473
00:34:46,458 --> 00:34:49,458
‫من شنیدم فریدن و کارتر رایت...

474
00:34:50,250 --> 00:34:54,750
‫در تلاشن پرونده قتل ریحانه رو باز کنن

475
00:34:54,833 --> 00:34:57,750
‫امیدوارم اون زن توی جهنم بپوسه

476
00:34:59,375 --> 00:35:02,875
‫نگران نباش ، اون کاری نمیتونه بکنه

477
00:35:02,958 --> 00:35:04,375
‫این یه امیده

478
00:35:05,708 --> 00:35:06,833
‫اون فایل کجاست؟

479
00:35:07,583 --> 00:35:08,541
‫فایل...

480
00:35:08,625 --> 00:35:13,541
‫فایلی که ۲۵ سال پیش به شما دادم و خواستم سالم نگه داریدش

481
00:35:14,333 --> 00:35:19,375
‫فایلی که همه اسرا قتل ریحانه رو داره

482
00:35:20,208 --> 00:35:25,958
‫اگر اون پرونده به دست کارترایت برسه ، من و تو رسوا خواهیم شد

483
00:35:28,541 --> 00:35:31,125
‫یادت اومد ؟ اون فایل

484
00:35:31,208 --> 00:35:33,458
‫من اون فایل رو یه جای امن نگهداشتم پیداش میکنم

485
00:35:37,041 --> 00:35:40,125
‫اگر اون فایل رو پیدا نکردم ..
‫اولش

486
00:35:41,375 --> 00:35:46,875
‫بدنتون بی جون شناور توی این فواره پیدا خواهد شد

487
00:35:48,291 --> 00:35:50,208
‫شوخی میکنید..

488
00:35:51,791 --> 00:35:53,083
‫بهت هشدار میدم

489
00:35:54,333 --> 00:35:57,041
‫صحابا به من مشکوک هستین؟

490
00:35:59,875 --> 00:36:00,875
‫من بهت مشکوکم

491
00:36:03,083 --> 00:36:04,500
‫الان من هم ایمان دارم

492
00:36:12,708 --> 00:36:16,083
‫-آپا به من زنگ زدین؟
‫-بله

493
00:36:16,791 --> 00:36:18,583
‫اما چرا اینجا توی زیر زمین؟

494
00:36:18,708 --> 00:36:22,083
‫۲۵ سال پیش یه چیزی بهت دادم
‫الان دارم دنبالش میگردم

495
00:36:23,875 --> 00:36:26,250
‫ملیکا هرگز چیزی رو فراموش نمیکنه

496
00:36:26,333 --> 00:36:28,458
‫خانم این فایله؟

497
00:36:29,708 --> 00:36:33,875
‫این رو هزار بار گفتم ، فایر قرمز با قاب قهوه ای

498
00:36:35,208 --> 00:36:36,791
‫با قاب قهوه ای؟

499
00:36:38,208 --> 00:36:41,750
‫آپا سوزوندمش به درخواست شما در همون زمان و مکان

500
00:36:43,625 --> 00:36:44,708
‫سوخت؟

501
00:36:47,458 --> 00:36:53,500
‫و اینجا بهتون مشکوک شدم که از ذوالفقار عصبی شدند و پرونده رو پنهان کردن

502
00:36:54,958 --> 00:36:57,500
‫خدا رو شکر

503
00:36:58,458 --> 00:37:01,500
‫نه به جای زخم بهم داده شده توسط ذوالفقار تا کم رنگش کنه

504
00:37:05,541 --> 00:37:07,208
‫طول کورتا ۳۰

505
00:37:07,916 --> 00:37:12,958
‫من چنین خبر شگفت انگیزی رو اوردم بی بی
‫مطمئنم یه پاداشی در انتظارمه

506
00:37:13,041 --> 00:37:15,541
‫در شاهی محل یه وحشتی هست

507
00:37:16,541 --> 00:37:21,208
‫اونا دنبال یه فایل هستن و ملیکا جان میترسد

508
00:37:22,791 --> 00:37:25,291
‫-تو خوشحال نیستی؟
‫-هستم

509
00:37:26,083 --> 00:37:30,375
‫ولی اول بگو کدوم رنگ برای من مناسبه؟

510
00:37:30,458 --> 00:37:32,583
‫همه رنگ ها به شما میان

511
00:37:32,666 --> 00:37:36,041
‫بله اما اگر از این فاصله بخوایم حساب کنیم

512
00:37:36,083 --> 00:37:38,458
‫لباس ممکنه تنگ بشه

513
00:37:38,541 --> 00:37:43,125
‫هیچ مردی تا بحال به من دست نزده
‫فک میکنی اجازه میدم این خیاط منو لمس کنه؟

514
00:37:43,208 --> 00:37:46,791
‫واقعا جناب چودری همه چیز رو به شما هدیه داده؟

515
00:37:46,833 --> 00:37:48,291
‫بدون اینکه بهت دست بزنه؟

516
00:37:49,041 --> 00:37:50,375
‫خداحافظ بی بی

517
00:37:50,458 --> 00:37:52,166
‫و خوابگاه رو هم داد

518
00:37:52,291 --> 00:37:55,125
‫تنها چیزی چیزی که من به جناب چودری دادم امید بود

519
00:37:56,708 --> 00:38:01,041
‫تا زمانی که شما اجازه ندید مردی شما را لمس کند برده میماند

520
00:38:01,083 --> 00:38:02,416
‫اوه بی بی

521
00:38:04,791 --> 00:38:06,208
‫خب گوش کن

522
00:38:06,291 --> 00:38:09,541
‫خبر شب اول من باید به همه نواب ها برسه

523
00:38:09,583 --> 00:38:12,625
‫و بزرگوار در کنذر ولی محمد

524
00:38:13,875 --> 00:38:15,375
‫اول از همه ...

525
00:38:15,458 --> 00:38:20,041
‫خاله جان مطلع خواهد شد

526
00:38:25,208 --> 00:38:26,208
‫بی بی؟

527
00:38:42,041 --> 00:38:43,041
‫خوشحالی؟

528
00:39:06,041 --> 00:39:10,041
‫هفته گذشته همه مشکلات رو حل کردم

529
00:39:11,583 --> 00:39:14,458
‫چه اتفاقی میتونست یک شبه اتفاق بیوفته!

530
00:39:14,541 --> 00:39:19,041
‫اتفاقی که افتاده اینه که فریدن میخواد خودش بازیو سازماندهی کنه

531
00:39:19,125 --> 00:39:22,375
‫اون یه دختره
‫اون پس از سالها برگشته

532
00:39:23,375 --> 00:39:24,666
‫بزارید یه کم جشن بگیره

533
00:39:25,708 --> 00:39:26,958
‫اجازه بدید اولین بار رو اون انجام بده

534
00:39:27,041 --> 00:39:30,875
‫فوفی از طوائف هیرامندی چند اصل داره

535
00:39:31,416 --> 00:39:34,291
‫فقط مجردها اولین حضورشون رو دارند

536
00:39:34,333 --> 00:39:35,708
‫و من و خودم

537
00:39:36,708 --> 00:39:38,625
‫اون رو به جای شیطان مایا فرستاد

538
00:39:38,708 --> 00:39:39,791
‫تو منو نفرستادی

539
00:39:40,833 --> 00:39:41,833
‫تو منو فروختی

540
00:39:42,666 --> 00:39:45,125
‫دختر نه ساله رو فروختی

541
00:39:45,208 --> 00:39:46,875
‫باشه من تورو فروختم

542
00:39:46,958 --> 00:39:48,416
‫پس چطور هنوز مجرد هستی؟

543
00:39:49,291 --> 00:39:53,416
‫وقتی شمشیری گردن رو لمس کنه مطمئنا قطع میکنه
‫اینطور نیست؟

544
00:39:53,541 --> 00:39:54,833
‫درسته

545
00:39:54,916 --> 00:39:58,083
‫شمشیر هم باید یه لبه داشته باشه

546
00:39:58,666 --> 00:40:02,416
‫و بیچاره شیطان میان
‫هرکدمم از بچه هاش شخصیت متفاوتی داشتن

547
00:40:04,041 --> 00:40:05,791
‫اگر اون نبوده حتما کس دیگه ای بوده

548
00:40:06,541 --> 00:40:09,166
‫مطمئنم ازت دور شده

549
00:40:09,291 --> 00:40:12,208
‫خیلی از مردها باید رفته باشند

550
00:40:12,291 --> 00:40:14,583
‫چرا یه نگاه نکنیم؟

551
00:40:15,666 --> 00:40:18,958
‫زورا اونو ببر داخل و بررسی کن

552
00:40:19,666 --> 00:40:21,125
‫بعد تصمیم گرفته میشه

553
00:40:22,000 --> 00:40:24,500
‫به روایت هیرامندی..

554
00:40:24,541 --> 00:40:26,250
‫شما نمیتونی اولین بازی خود را انجام دهید

555
00:40:26,333 --> 00:40:28,041
‫من این سنت رو میشکنم

556
00:40:28,666 --> 00:40:31,125
‫جلوی چشمت میشکنم

557
00:40:32,541 --> 00:40:35,916
‫اولین اجرای من روبروی شاهی محل اتفاق خواهد افتاد

558
00:40:36,625 --> 00:40:40,500
‫بهش بگو اگر تونست جلوی منو بگیره..

559
00:40:40,541 --> 00:40:43,375
‫واو تاثیر گذار بود

560
00:40:43,500 --> 00:40:47,166
‫تماشای جنگ بهتر از جنگیدن با همدیگه س

561
00:40:47,250 --> 00:40:50,583
‫لذت واقعی وقتیه که دو تا طوایف با هم درگیر بشن

562
00:40:51,250 --> 00:40:54,000
‫تمام هیرامندی جشن میگیرند

563
00:41:01,291 --> 00:41:02,541
‫ماشا الله

564
00:41:03,250 --> 00:41:05,250
‫این خیلی به شما میاد

565
00:41:06,541 --> 00:41:08,500
‫این رو برای آخرین اجرای خود بپوشید

566
00:41:11,875 --> 00:41:12,916
‫چرا آخرین آمی؟

567
00:41:14,125 --> 00:41:15,916
‫مردم مشتاق شنیدن صدای من هستن

568
00:41:16,666 --> 00:41:20,083
‫اونا میخوان ضبطش کنند اما تو داری ازم میدزدیش

569
00:41:20,791 --> 00:41:23,791
‫فریدن اولین اجرای خودش رو انجام میده

570
00:41:23,875 --> 00:41:25,500
‫اون توی هیرامندی جدیده

571
00:41:27,250 --> 00:41:32,625
‫و نواب ها نوشیدنی های کهنه و طوائف جدید رو ترجیح میدن

572
00:41:32,750 --> 00:41:35,125
‫من تصمیم گرفتم

573
00:41:35,250 --> 00:41:37,916
‫اون شب آخرین اجرای شما باشه

574
00:41:38,000 --> 00:41:42,500
‫همه نواب ها به شاهی محل میان تا آخرین ادای احترامشون رو به شما ادا کنند

575
00:41:42,583 --> 00:41:44,750
‫و این شکست فریدن خواهد بود

576
00:41:44,833 --> 00:41:46,291
‫و سحاب من چطور؟

577
00:41:48,916 --> 00:41:50,333
‫جناب ولی ناراحت میشن

578
00:41:50,416 --> 00:41:53,416
‫- و
‫- و آخرین اجراتون باید اینجوری باشه

579
00:41:54,166 --> 00:41:57,416
‫که قبلا اتفاق نیوفتاده توی هیرامندی

580
00:42:07,541 --> 00:42:10,041
‫امروز توی هیرامندی هیجان زیادی هست

581
00:42:10,125 --> 00:42:12,833
‫هر دو طرف آماده جنگ ان

582
00:42:12,916 --> 00:42:15,875
‫بیبو جان اینجا اجرا میکنه و فریدن بای اونجا

583
00:42:16,000 --> 00:42:18,541
‫اجرا ها هرروز عصر اینجا برگزار میشن

584
00:42:18,625 --> 00:42:21,833
‫اما فریدن عزیزم اولین حضورش رو امروز عصر خواهد داشت

585
00:42:21,916 --> 00:42:24,416
‫ممکنه اما خودتون میدونید

586
00:42:25,166 --> 00:42:29,625
‫که آخرین اجرای طوائف خاص تر از اولین اجرای اونهاست

587
00:42:29,750 --> 00:42:31,750
‫آخرین اجرا؟ چه کسی؟

588
00:42:32,416 --> 00:42:33,541
‫بیبو جان

589
00:42:40,083 --> 00:42:43,750
‫جناب نواب
‫هی هی سلام سلام

590
00:42:43,791 --> 00:42:46,500
‫خانه بی بی فریدن اینجوریه

591
00:42:46,541 --> 00:42:52,000
‫به فریدن بای بگو آخرین احترامم رو به بیبو جان میدم و میام

592
00:42:52,083 --> 00:42:53,000
‫خداحافظ

593
00:42:57,750 --> 00:43:00,000
‫جناب حسین امیدوارم یادت باشه

594
00:43:00,041 --> 00:43:02,333
‫که فریدن امشب اولین بازی خودش رو انجام میده

595
00:43:02,416 --> 00:43:05,875
‫یادم هست استاد جان
‫اما سنت رو فراموش نمیکنم

596
00:43:06,000 --> 00:43:10,291
‫عذر میخوام ولی این عصر اجرای بیبو جان هم هست

597
00:43:15,000 --> 00:43:16,250
‫سلام و درود

598
00:43:20,541 --> 00:43:21,541
‫سلام

599
00:43:22,166 --> 00:43:23,000
‫درود

600
00:43:23,583 --> 00:43:25,250
‫-سلام
‫-سلام

601
00:43:43,500 --> 00:43:45,791
‫چه حرکتی ملیکا جان

602
00:43:45,875 --> 00:43:51,000
‫قرار دادن اولین حریف خود
‫ با اعلام اجرای خداحافظی توی اجرای اول

603
00:43:52,625 --> 00:43:53,875
‫فریدن

604
00:43:55,875 --> 00:43:59,625
‫شما این شاهزاده فقیر رو نمیخواید اما امروز کسی حاضر نمیشه

605
00:44:00,250 --> 00:44:02,916
‫-و چرا این کارو نمیکنن؟
‫- این یه رسمه فریدن

606
00:44:03,000 --> 00:44:07,000
‫همه نواب ها و طوائف شرکت میکنن
‫اجرای نهایی برای خداحافظی با او

607
00:44:07,583 --> 00:44:11,291
‫و امشب بیبو جان اجرای نهایی رو خواهد داشت

608
00:44:15,291 --> 00:44:17,041
‫به خاطر تنهاییت تبریک میگم

609
00:45:15,375 --> 00:45:16,375
‫-عالی
‫-شگفت انگیز

610
00:45:21,458 --> 00:45:24,125
‫فریدن چرا خونه ت خالیه؟

611
00:45:24,208 --> 00:45:27,125
‫اولین اجرای شما بود کسی نیومد؟

612
00:45:28,375 --> 00:45:30,083
‫این خیلی شرم آوره

613
00:45:32,375 --> 00:45:36,125
‫شما میخواید طواف بشید اما من اصن نمیدونم

614
00:45:36,208 --> 00:45:41,000
‫نباید قبل از رسیدن مخاطب روی صندلی نشست

615
00:45:41,083 --> 00:45:43,208
‫حالا هرچی ناراحت نباش

616
00:45:44,083 --> 00:45:47,875
‫اگر مخاطب نیستم اینجا هستم
‫شما اجرا میکنید

617
00:45:48,791 --> 00:45:50,708
‫تو امروز برنده شدی

618
00:45:51,791 --> 00:45:53,708
‫فردا من میشم

619
00:45:55,083 --> 00:45:59,333
‫جایی که امروز هستی فردا اونجا خواهم بود

620
00:45:59,458 --> 00:46:01,083
‫غیر ممکنه عشقم

621
00:46:02,291 --> 00:46:06,125
‫فاصله زیادی وجود داره بین شکست و پیروزی

622
00:46:07,583 --> 00:46:09,291
‫تو حتی نمیتونی راه بری

623
00:46:45,541 --> 00:46:50,375
‫تو برای بیبو جان آخرین اجرا رو اعلام کردی فقط برای پیروزی جلوی من

624
00:46:51,708 --> 00:46:54,458
‫این یعنی خیلی از من میترسی

625
00:46:54,541 --> 00:46:56,333
‫من حتی از خدا هم نمیترسم

626
00:46:59,875 --> 00:47:02,333
‫من حتی از خدا هم نمیترسم

627
00:47:05,250 --> 00:47:11,083
‫حالا لکه هایی از خون من روی سجاف توئه

628
00:47:11,208 --> 00:47:14,208
‫و الان به طور اتفاقی مال من هم هست

629
00:47:15,833 --> 00:47:18,375
‫این سجاف ملیکا جان هست

630
00:47:19,958 --> 00:47:23,333
‫اینقدر خون تشنگی رو سیراب نمیکنه

631
00:47:26,250 --> 00:47:32,000
‫اولین اجرای شما بود اومدم ادای احترام کنم

632
00:47:37,083 --> 00:47:38,250
‫خدا به همراهت
