﻿1
00:00:08,299 --> 00:00:10,760
... خیلی ممنونم

2
00:00:10,760 --> 00:00:12,262
چرا کمک نخواستی ؟

3
00:00:13,471 --> 00:00:14,264
... اینجا

4
00:00:14,597 --> 00:00:15,432
... اینجا هم

5
00:00:15,849 --> 00:00:17,017
همه جات خونی شده ‏!‏

6
00:00:21,062 --> 00:00:23,690
این موجود چیه ؟

7
00:00:26,067 --> 00:00:27,569
... میخوام

8
00:00:29,320 --> 00:00:30,655
باهاش چیکار کنم ؟

9
00:01:50,193 --> 00:01:55,281
ذخیره کردن × و × عمل کردن

10
00:01:57,951 --> 00:02:01,204
. یک روز تا گزینش باقی مونده

11
00:02:01,204 --> 00:02:04,916
. پایتخت ، پیجینگ ، صبح ساکتی داره

12
00:02:14,676 --> 00:02:15,802
. صبح بخیر

13
00:02:16,553 --> 00:02:18,596
. شما دو تا ، خیلی زود بیدار شدید

14
00:02:20,557 --> 00:02:23,309
. نوزده ساعت تا نیمه شبِ روز گزینش وقت داریم

15
00:02:23,810 --> 00:02:25,353
. امشب ما  بالاخره حرکتمونُ شروع میکنیم

16
00:02:25,895 --> 00:02:28,314
. خب ، بیا چک نهائی رو بکنیم

17
00:02:29,274 --> 00:02:30,525
... وقتی داخل شدیم ، من و گون

18
00:02:30,525 --> 00:02:34,237
، مراقب پلکان مرکزی که
. به سمت اتاق سلطنتی میره ، هستیم

19
00:02:34,904 --> 00:02:35,655
. آره

20
00:02:36,072 --> 00:02:37,073
ایکالگو با استفاده

21
00:02:37,073 --> 00:02:40,827
از آسانسور شمال شرقی ، میره
. زیرزمین و دنبال پالم میگرده

22
00:02:42,287 --> 00:02:45,540
. اگه پیداش کردی ، بدون ما فرار میکنی

23
00:02:45,540 --> 00:02:46,332
. درسته

24
00:02:47,000 --> 00:02:50,545
اگه در اون زمان ، پادشاه و سه محافظ سلطنتی ، درون
، اتاق سلطنتی باشن

25
00:02:50,545 --> 00:02:52,338
. طبق نقشه ، ادامه میدیم

26
00:02:52,964 --> 00:02:55,717
مشکل اصلی اینه که اگه اونجا نباشن چی ؟

27
00:02:56,467 --> 00:02:58,720
... تو خیلی سر این موضوع سخت میگیری

28
00:02:59,387 --> 00:03:02,599
چه نوع شانسی ممکنه اتفاق بیوفته ؟

29
00:03:02,599 --> 00:03:05,101
. خب ، شدیداً غیرمحتملِ

30
00:03:05,435 --> 00:03:07,645
. اما اگه باشه ، خیلی بد میشه

31
00:03:07,645 --> 00:03:09,731
تناقض نداری ؟

32
00:03:10,982 --> 00:03:15,528
ما تصمیم گرفتیم ، الگوی حرکتیِ دشمنُ
. یک روز قبل از حمله ، بررسی کنیم

33
00:03:16,070 --> 00:03:19,616
، وقتی انتظار داری شخصی توی زمان خاص ، توی مکان خاصی باشه

34
00:03:20,116 --> 00:03:23,995
. اتفاقای غیرمنتظره ی خاص خودش میوفته

35
00:03:24,746 --> 00:03:26,706
. تو کار قبلیم ، از اینجور چیزا همیشه پیش میومد

36
00:03:27,123 --> 00:03:30,668
. همیشه اتفاقای غیرمعمولی پیش میاد ، که مجبوری انتخاب کنی

37
00:03:32,086 --> 00:03:35,256
، توی کار قبلیم ، خودمُ متقاعد میکردم

38
00:03:35,256 --> 00:03:37,759
. که فرصت دیگه ای پیش میاد

39
00:03:38,801 --> 00:03:40,303
. اما ایندفعه فرق میکنه

40
00:03:41,137 --> 00:03:42,597
. نمیتونیم صبر کنیم

41
00:03:42,597 --> 00:03:44,515
. وقتی حرکت کردیم ، برگشتی در کار نیست

42
00:03:45,016 --> 00:03:47,936
. یه ثانیه تأمل ، ممکنه به مرگ ختم بشه

43
00:03:49,020 --> 00:03:51,272
، بخاطر همین الان باید تصمیم بگیریم

44
00:03:51,272 --> 00:03:53,650
. که در اوضاع مختلف ، چیکار کنیم

45
00:03:54,859 --> 00:03:59,280
، حتی اگه تو اتاق سلطنتی نباشن
، درون کاخ باشن ، مشکلی نیست

46
00:03:59,864 --> 00:04:04,994
اِن " پیتو ، حیاط کاخ و محیط اطرافشُ "
. تحت پوشش داره

47
00:04:06,454 --> 00:04:12,293
، پس اگه داخل بشیم و هاله ی مورمور کنندشُ حس کنیم

48
00:04:12,293 --> 00:04:14,587
. یعنی که اونا ، اونجان

49
00:04:15,672 --> 00:04:19,717
و وقتی به سمت جایی که هاله متراکم
، میشه ، حرکت کنیم

50
00:04:19,717 --> 00:04:21,678
. اون تو مرکزش خواهد بود

51
00:04:23,346 --> 00:04:26,891
. حالا سوال پیش میاد ، اگه هاله ی پیتو رو حس نکردیم

52
00:04:27,267 --> 00:04:30,561
. به عبارتی ، اگه اونا درون کاخ نباشن

53
00:04:30,561 --> 00:04:34,649
. یا اینکه توی کاخ هستن ، ولی از " اِن " استفاده نمیکنن

54
00:04:34,983 --> 00:04:36,651
، میشه درون کاخ باشن

55
00:04:36,651 --> 00:04:39,320
و از " اِن " برای محافظت از پادشاه استفاده نکنن ؟

56
00:04:39,612 --> 00:04:43,700
. وقتی نوو سان به کاخ نفوذ کرده بود ، این اتفاق افتاده بود

57
00:04:43,700 --> 00:04:44,701
هه ؟

58
00:04:45,201 --> 00:04:47,578
. آره ، این چیزی هست که منم نمیتونم دقیق بفهممش

59
00:04:48,538 --> 00:04:52,083
. بر طبق گفته های کولت ، نوو هاله ی پوف رو حس کرده

60
00:04:53,459 --> 00:04:56,296
. محافظین سلطنتی ، هرگز از کنار پادشاه جُم نمیخورن

61
00:04:56,296 --> 00:05:00,758
پس اگه پوف اونجا بوده ، دو تای
. دیگه هم پیش پادشاه بودن

62
00:05:01,884 --> 00:05:05,430
پس چرا پیتو ، آدمکاش و " اِن "ـشُ از کار انداخت

63
00:05:05,430 --> 00:05:07,265
، و نگهبانی رو سپرد به پوف

64
00:05:07,265 --> 00:05:09,851
و اجازه داد که نوو به کاخ وارد بشه ؟

65
00:05:10,768 --> 00:05:13,813
... فکر کنم باید توی استفاده از تواناییش باشه

66
00:05:15,106 --> 00:05:17,817
. پس بیا از کولت بپرسیم

67
00:05:18,151 --> 00:05:18,943
. آره

68
00:05:21,321 --> 00:05:24,699
، فکر میکنم توی اون مدت
. پیتو داشت کسیُ شفا میداده

69
00:05:25,033 --> 00:05:25,992
شفا ؟

70
00:05:26,576 --> 00:05:30,246
بهتون گفته بودم اون کسی که
کایت رو ترمیم کرد ، پیتو بوده ؟

71
00:05:31,289 --> 00:05:35,251
حالا که دقت میکنم ، اون توی اون زمان
. اصلاً از " اِن " استفاده نکرد

72
00:05:36,377 --> 00:05:39,339
. به احتمال زیاد ، شفا دادن ، احتیاج به تمرکز زیادی داره

73
00:05:40,006 --> 00:05:42,508
، به عبارتی وقتی داره کسیُ شفا میده

74
00:05:43,092 --> 00:05:45,762
. پیتو نمیتونه از " اِن " یا آدمکاش استفاده کنه

75
00:05:47,138 --> 00:05:48,514
. حالا معنی میده

76
00:05:49,307 --> 00:05:51,059
، به عبارت دیگه ای

77
00:05:51,059 --> 00:05:54,520
به احتمال زیاد پادشاه یا یکی از
، محافظین سلطنتی آسیب دیده

78
00:05:54,520 --> 00:05:57,398
و پیتو برای شفا دادنش ، مجبور
. به کنار گذاشتن " اِن " و آدمکاش شده

79
00:05:57,398 --> 00:05:58,900
... اما

80
00:05:59,525 --> 00:06:03,905
کی تونسته به اون هیولا ها
آسیب برسونه ؟

81
00:06:04,322 --> 00:06:05,323
... درسته

82
00:06:05,656 --> 00:06:07,158
یه دعوا ؟

83
00:06:07,158 --> 00:06:10,078
شاید پادشاه یکی از محافظینُ زخمی کرده ؟

84
00:06:10,078 --> 00:06:12,413
. نه ، این غیرممکنه

85
00:06:12,872 --> 00:06:16,084
غیرممکنه که
، پیتو بخاطر یکی از محافظین

86
00:06:16,084 --> 00:06:19,796
. از " اِن " خودش استفاده نکنه

87
00:06:20,546 --> 00:06:22,006
. اینُ تضمین میکنم

88
00:06:22,465 --> 00:06:24,509
... پس یعنی کسی که زخمی شده بود

89
00:06:25,051 --> 00:06:26,344
! خوده پادشاه بوده ...

90
00:06:28,179 --> 00:06:31,182
. که اینطور ... این چیزی که میگی ، جور در میاد

91
00:06:31,641 --> 00:06:35,686
. با این وجود ، سوال بزرگتری پیش میاد ، کی پادشاهُ مجروح کرده

92
00:06:36,396 --> 00:06:38,523
. کار محافظین سلطنتی که نمیتونه باشه

93
00:06:38,523 --> 00:06:42,944
. و بعدشم ، بقیه سربازا هم نمیتونن روش خراشم بندازن

94
00:06:43,319 --> 00:06:46,447
... آره ، بخاطر همین ما فکر میکنیم

95
00:06:47,865 --> 00:06:49,450
!پادشاه خودش اینکارُ کرده ؟

96
00:06:49,992 --> 00:06:52,537
یعنی چه اتفاقی افتاده ؟

97
00:06:52,537 --> 00:06:55,957
. ما هم نمیدونیم ، اما این تنها توضیح عاقلانست

98
00:06:59,752 --> 00:07:04,757
خب ، وقتی اتفاق افتاده بود
... زیاد روش فکر نکرده بودم

99
00:07:05,174 --> 00:07:09,804
. اما اون یه شانس غیر عادی بوده

100
00:07:11,097 --> 00:07:13,808
اونجا چه خبرایی ممکنه باشه ؟

101
00:07:15,101 --> 00:07:16,477
... اصلاً خوب نیست

102
00:07:16,853 --> 00:07:19,981
. حس میکنم درون کاخ داره اتفاقای میوفته

103
00:07:23,860 --> 00:07:26,362
. ما حرکتُ به سمت کاخ ، شروع میکنیم

104
00:07:27,447 --> 00:07:32,118
A-1 شهروندان محله ی
. فوراً در میدان دیگو ، گرد هم بیایید

105
00:07:34,787 --> 00:07:38,833
. بقیه ی شهروندان ، آماده برای تغییر مکان باشن

106
00:07:44,589 --> 00:07:47,175
. اوه ، دیگه داره شروع میشه

107
00:07:47,550 --> 00:07:49,844
... بالاخره راهپیمایی رو شروع کردن

108
00:07:50,428 --> 00:07:54,056
. تا نیمه شب هیجان انگیز ، فقط 10 ساعت مونده

109
00:07:55,641 --> 00:07:59,103
، درست تو 25 ساعت دیگه ، فردا بعد ظهر در ساعت 3

110
00:07:59,687 --> 00:08:03,274
. پنج میلیون انسان ، زمین های کاخُ پر میکنن

111
00:08:04,901 --> 00:08:06,736
وضعیت پیجینگ تغییری نکرده ؟

112
00:08:07,028 --> 00:08:11,199
، فکر میکردم فقط یه دشمن ماهر باشه
. اما حالا یه دسته شدن

113
00:08:11,699 --> 00:08:14,410
. پس خودشونُ تقویت کردن

114
00:08:15,203 --> 00:08:19,874
. ممکنه بخوان از برگزاری جشن استفاده کنن و به ما نزدیک بشن

115
00:08:19,874 --> 00:08:23,002
. پس بزرگترین خطر در طول گزینش ممکنه باشه

116
00:08:23,419 --> 00:08:27,840
. آره ، توی گزینش ، پادشاهم حضور داره

117
00:08:29,509 --> 00:08:32,220
... بیشترین چیز خطرناک برای ما

118
00:08:32,220 --> 00:08:36,015
. اینه که پادشاه از جلوی چشمامون ، دور بشه

119
00:08:37,225 --> 00:08:41,854
با فرض اینکه ، یکی از اونا
، " با استفاده از " نِن

120
00:08:42,396 --> 00:08:48,110
توانایی جابه جایی داشته باشه و
... و پادشاهُ به یه جای دیگه انتقال بده

121
00:08:49,570 --> 00:08:53,282
تو موقع گزینش ، حتماً باید حداقل

122
00:08:53,282 --> 00:08:55,910
. یکی از ما ، کنار پادشاه باشه

123
00:08:56,244 --> 00:08:57,912
. پادشاه اجازه نمیده

124
00:08:58,371 --> 00:09:02,708
. تازگیا هم که خودت میدونی ، نارحت میشه از اینکه بهش نزدیک میشیم

125
00:09:03,167 --> 00:09:05,920
. پس باید بدون اینکه پادشاه متوجه بشه ، پیشش باشیم

126
00:09:06,879 --> 00:09:10,967
ما احتیاج داریم یک نفر حواسش به پیرامون پادشاه باشه

127
00:09:10,967 --> 00:09:14,345
... و همچنین وظایف خودشُ توی گزینش انجام بده

128
00:09:16,097 --> 00:09:18,849
، بخاطر بزرگیِ بدن ، زیادی تو چشمِ

129
00:09:19,809 --> 00:09:23,187
... علاقه ای به کارهای کسالت آور نداره

130
00:09:24,146 --> 00:09:27,984
. خیلی خب ، من بهترین انتخابم

131
00:09:28,609 --> 00:09:31,946
... فرایند حذف کردن ، صد البته که من بدبختم

132
00:09:35,408 --> 00:09:36,534
چی شده ؟

133
00:09:37,034 --> 00:09:40,705
. حضور اونا ، به طور کامل محو شده

134
00:09:42,039 --> 00:09:45,585
. نمیتونم ازشون هاله ای حس کنم

135
00:09:46,127 --> 00:09:50,256
، احتمالاً دارن از " زتسو " استفاده میکنن
. و میون انسان ها راهپیمایی ، مخفی شدن

136
00:09:56,304 --> 00:09:57,430
. نخسته

137
00:09:59,015 --> 00:10:00,766
... خیلی آدم اون بیرونن

138
00:10:01,309 --> 00:10:03,686
. حدود 100ساختمونن نفرن

139
00:10:04,270 --> 00:10:06,105
. اون داخل جا میشن

140
00:10:06,772 --> 00:10:09,692
، حالا که ما حضورمونُ مخفی کردیم

141
00:10:09,692 --> 00:10:12,695
. اونا فرض میکنن که ما در میون اون شهروندا هستیم

142
00:10:13,154 --> 00:10:16,407
شاید اینطوری بیخیال راهپیمایی بشن ؟

143
00:10:16,866 --> 00:10:17,908
. غیرممکنه

144
00:10:18,492 --> 00:10:22,163
. راهپیمایی رو باطل و به تعویق بندازن

145
00:10:22,580 --> 00:10:26,417
. کدوم پادشاهُ دیدی که شکستُ بپذیره و مصالحه کنه

146
00:10:26,792 --> 00:10:29,670
. محافظین سلطنتی اجازه ی اینکارُ نمیدن

147
00:10:30,588 --> 00:10:33,549
، به هر قیمتی که شده
. جشن باید طبق برنامه ریزی انجام بشه

148
00:10:33,883 --> 00:10:35,885
! فردا ، در ساعت 3 بعدظهر

149
00:10:35,885 --> 00:10:38,721
. این بی برو برگرده

150
00:10:41,432 --> 00:10:43,267
، حالا که راهپیمایی شروع شده

151
00:10:43,267 --> 00:10:46,604
... آدمک های من نمیتونن بفهمن که کی به کیه

152
00:10:47,730 --> 00:10:50,316
اونا رو فوراً فرا بخونم ؟

153
00:10:50,316 --> 00:10:54,487
. نه ، آزاد گذاشتن دشمن ، کار خطرناکی هست

154
00:10:55,154 --> 00:11:01,786
آدمک ها رو به سربازا ملحق کن
. و به عنوان یه مانع ، مردمُ به اینجا هدایت کن

155
00:11:18,094 --> 00:11:19,261
اوس ؟

156
00:11:19,720 --> 00:11:24,016
. همونطوری که انتظار میرفت ، آدمک ها دنبال مردم راه افتادن

157
00:11:24,475 --> 00:11:28,729
. تا چند ساعت دیگه ، پشه هم پر نمیزنه

158
00:11:32,108 --> 00:11:36,362
. شش ورودی اتاق هست که به کاخ منتهی میشه

159
00:11:37,488 --> 00:11:41,283
از ورودی جلوی کاخ اجتناب میکنیم ، چون
، امنیت سختی اونجاست

160
00:11:41,909 --> 00:11:45,538
و به وسیله ی ورودی های
. وارد میشم C ، B ، A

161
00:11:46,706 --> 00:11:49,709
، وقتی به اتاق ها داخل شدیم

162
00:11:49,709 --> 00:11:53,671
. تنها راه خروجمون ، وارد شدن به داخل کاخ هست

163
00:11:53,963 --> 00:11:56,048
چته ؟ ترسیدی ؟

164
00:11:56,048 --> 00:11:57,258
. چرت نگو

165
00:11:57,258 --> 00:11:59,301
. میخوام مطئن بشم که آماده ایم

166
00:11:59,885 --> 00:12:03,723
منتظر موندن جلویِ درِ ورودی خیلی خطرناکه ‏.‏

167
00:12:04,390 --> 00:12:09,562
اما اگه خیلی زود واردِ اتاق ها بشیم ‏،‏
تا نیمه شب نمیتونم بریم بیرون ‏.‏

168
00:12:10,312 --> 00:12:11,480
درسته‏.‏‏.‏‏.‏

169
00:12:11,480 --> 00:12:14,066
اگه هرگونه اطلاعاتِ مفیدی بدست آوردیم ‏،‏

170
00:12:14,066 --> 00:12:17,319
لازمه که بتونیم آزادانه درموردش اقدام کنیم‏ .‏‏.‏‏.‏

171
00:12:17,653 --> 00:12:20,656
نمیتونیم کنارِ کاخ از موبایل استفاده کنیم ‏،‏

172
00:12:20,656 --> 00:12:23,451
برای اینکه مورچه ها سیگنالِ ـشُ دریافت میکنن ‏.‏

173
00:12:23,909 --> 00:12:28,038
بنظرم خطرناکه ساعت ها بدونِ اینکه بدونیم اتفاقی افتاده

174
00:12:28,539 --> 00:12:31,959
یا شرایط عوض شده یا نه تویِ اتاق ها منتظر بمونیم ‏.‏

175
00:12:32,418 --> 00:12:36,464
اما تو بودی که گفتی بیرونِ قصر منتظر موندنمون خطرناکه ‏.‏

176
00:12:36,464 --> 00:12:37,339
آره‏ .‏‏.‏‏.‏

177
00:12:37,673 --> 00:12:41,552
شما نباید شبکۀ امنیتیِ اونا رو دستِ کم بگیرید ‏.‏

178
00:12:41,552 --> 00:12:42,887
اونُ بزارید به عهدۀ من ‏.‏

179
00:12:45,055 --> 00:12:50,102
من تنها کسیم که میتونم آزادانه به اون اتاق ها وارد یا خارج بشم ‏.‏

180
00:12:50,728 --> 00:12:52,646
اگه اتفاقی افتاد بهتون خبر میدم ‏.‏

181
00:12:54,106 --> 00:12:56,776
فعلاً بهتره شما ها اینجا استراحت کنید ‏.‏

182
00:12:57,151 --> 00:12:58,486
مشکلی برات پیش نمیاد ؟

183
00:12:59,069 --> 00:13:02,490
من مشکلی برایِ بررسی منطقه ندارم‏ .‏‏.‏‏.‏

184
00:13:02,948 --> 00:13:07,620
حتی اگه کنارِ کاخ هم باشم ‏،‏ تا وقتی که
خارج از محدودۀ ‏"‏ اِن ‏"‏ پیتو باشم ‏.‏‏.‏‏.‏

185
00:13:10,956 --> 00:13:13,417
اما باید مواظب باشی ‏.‏

186
00:13:14,752 --> 00:13:17,296
پیتو از شکلِ مُدَور و استانداردِ ‏"‏ اِن ‏"‏ استفاده نمیکنه ‏.‏

187
00:13:17,546 --> 00:13:21,217
‏"‏ مترجم ‏:‏ آمیب ‏،‏ جانوری تک سلولی میباشد ‏.‏ ‏"‏
اون تغییرِ شکلِ آمیب وارِش دامنۀ فعالیتشُ بیشتر میکنه ‏.‏

188
00:13:23,093 --> 00:13:25,012
اینطوری بود که کایت گیرِ اون افتاد ‏.‏

189
00:13:25,721 --> 00:13:28,057
احتمالاً عمدی بوده‏ .‏‏.‏‏.‏

190
00:13:28,432 --> 00:13:32,937
این غریزۀ یه مبارزِ که بخواد بفهمه حریفش چقدر قویه ‏.‏

191
00:13:33,354 --> 00:13:39,068
و غریزه ـَش اون رو هدایت میکنه تا دربارۀ قدرت هاشون قضاوت کنه ‏.‏

192
00:13:40,820 --> 00:13:43,447
تو بعضی مناطق هم ‏،‏ اون ‏"‏ اِن ‏"‏ میتونه
تا دو کیلو متر امتداد پیدا کنه ‏.‏

193
00:13:44,114 --> 00:13:45,825
حواست باشه خارج از اون محدوده بمونی ‏.‏

194
00:13:46,826 --> 00:13:48,077
نگران نباش ‏.‏

195
00:13:48,828 --> 00:13:53,123
تو این اتاق من اون کسی هستم که از اونا میترسه ‏.‏

196
00:13:53,624 --> 00:13:55,543
کارِ احمقانه ای نمیکنم ‏.‏

197
00:13:56,919 --> 00:13:58,337
بهت قول میدم ‏.‏

198
00:14:03,092 --> 00:14:05,594
حالا به سمتِ کاخ حرکت میکنیم ‏.‏

199
00:14:05,594 --> 00:14:09,139
هر کی از خط خارج بشه فوراً بهش شلیک میشه ‏.‏

200
00:14:09,723 --> 00:14:11,642
حرکت کنید ‏!‏

201
00:14:23,571 --> 00:14:24,613
پیتو ‏.‏‏.‏‏.‏

202
00:14:25,531 --> 00:14:29,493
میدونی به کوموگی حمله شده ؟

203
00:14:29,743 --> 00:14:32,705
بله ‏،‏ با ‏"‏ اِن ‏"‏ اطرافُ تحتِ نظر دارم ‏.‏

204
00:14:33,038 --> 00:14:33,747
هر چند ‏،‏

205
00:14:34,039 --> 00:14:37,793
، مطمئن بودم که اونا خطری برای شما ندارند عالیجناب
برای همینم بهشون توجهی نکردم ‏.‏

206
00:14:38,669 --> 00:14:41,630
از حالا به بعد ‏،‏ اطرافِ کوموگی رو هم تحتِ نظر داشته باش ‏،‏

207
00:14:41,630 --> 00:14:43,966
و سریع با هرگونه تهدید مقابله میکنی ‏.‏

208
00:14:45,259 --> 00:14:47,386
بله ‏،‏ هر جور شما دستور بفرمایید ‏.‏

209
00:15:05,154 --> 00:15:07,907
ده ها هزار نفر از مردم دارن تو یه خط

210
00:15:07,907 --> 00:15:10,576
به سمتِ پادشاه میرن ‏.‏

211
00:15:11,285 --> 00:15:14,580
مثلِ مورچه ها‏ .‏‏.‏‏.‏ نه ‏،‏ مثلِ موش هایِ صحرایی ‏.‏

212
00:15:14,580 --> 00:15:16,123
حرکت به سمتِ مرگ ‏.‏

213
00:15:17,291 --> 00:15:20,419
بزودی هوا تاریک میشه ‏.‏

214
00:15:20,878 --> 00:15:23,380
میتونم به مورِل و بقیه بگم که بیان بیرون ‏.‏‏.‏‏.‏

215
00:15:28,385 --> 00:15:29,762
اون ‏.‏‏.‏‏.‏

216
00:15:30,804 --> 00:15:32,222
‏.‏‏.‏‏.‏ چی بود ؟

217
00:15:37,227 --> 00:15:38,437
فَلس های بال ؟

218
00:15:39,438 --> 00:15:44,818
باد فلس های بال هاشُ به سمتِ مردم میبره‏ .‏‏.‏‏.‏

219
00:15:45,319 --> 00:15:46,362
پس یعنی‏ .‏‏.‏‏.‏

220
00:15:51,492 --> 00:15:52,493
فکرشُ میکردم‏ .‏‏.‏‏.‏

221
00:15:53,702 --> 00:15:57,998
بنظر همشون کاملاً گیج و بی حال هستن ‏.‏

222
00:15:58,874 --> 00:16:01,835
اون فلس ها اثرِ هیپنوتیزم داره ‏.‏

223
00:16:04,546 --> 00:16:06,882
همینطور که دارین میرین جلو تو یه خط بمونید ‏!‏

224
00:16:07,466 --> 00:16:08,926
تویِ خط بمونید ‏!‏

225
00:16:09,677 --> 00:16:12,012
وقتی به موقعیت ـتون رسیدین ‏،‏ منتظرِ دستورات بمونید ‏.‏

226
00:16:12,012 --> 00:16:13,597
حرکت نکنید ‏!‏

227
00:16:14,473 --> 00:16:19,561
دستوراتِ ساده بارها تکرار میشن ‏،‏
در حالی که تانک ها پُشتِ سرشون حرکت میکنن

228
00:16:19,979 --> 00:16:24,233
میشه به ذهنی که بخاطرِ ساعت ها راه رفتن خسته شده نفوذ کرد‏ .‏‏.‏‏.‏

229
00:16:25,401 --> 00:16:28,570
این بهترین موقعیت برای استفاده از هیپنوتیزمِ ‏!‏

230
00:16:29,863 --> 00:16:34,368
به محضِ اینکه گزینش شروع بشه و همه جا رو خون بگیره ‏،‏

231
00:16:34,368 --> 00:16:37,663
اونا همینطوری بی سر و صدا سرِ جاشون میمونن ‏.‏

232
00:16:38,288 --> 00:16:39,915
تا وقتی که نوبتشون بشه ‏.‏

233
00:16:44,003 --> 00:16:46,422
هیپنوتیزم ؟ که اینطور ‏.‏‏.‏‏.‏

234
00:16:47,214 --> 00:16:50,384
اگه اونا شستشویِ مغزی شده باشن ‏،‏ پس فرار نمیکنن ‏.‏

235
00:16:50,801 --> 00:16:53,303
اینطوری به نفعِ ماست ‏.‏

236
00:16:53,303 --> 00:16:54,263
هـا ؟

237
00:16:54,680 --> 00:16:56,557
اگه خیلی سر و صدا کنیم ‏،‏

238
00:16:56,557 --> 00:16:59,810
دیگه لازم نیست نگرانِ ترسیدنِ مردم باشیم ‏.‏

239
00:16:59,810 --> 00:17:00,811
آها ‏!‏

240
00:17:01,478 --> 00:17:06,025
اینطوری مردم برای فرار کردن زیرِ دست و پا له نمیشن ‏.‏

241
00:17:06,525 --> 00:17:08,068
این مزیتِ خیلی خوبیه ‏.‏

242
00:17:08,360 --> 00:17:15,576
با توجه به اینکه تا نیمه شب بیشتر از نیمی از مردم به محل میرسن ‏،‏

243
00:17:15,576 --> 00:17:20,998
ما انتظارشُ داشتیم که ده ها هزار نفر از مردم
بخاطرِ ترس و فرار کردنشون بمیرن ‏.‏

244
00:17:21,248 --> 00:17:23,709
بزرگترین نگرانیمون حل شد ‏.‏

245
00:17:24,418 --> 00:17:26,462
دیگه میتونیم بزنیم سیمِ آخر ‏.‏

246
00:17:27,129 --> 00:17:29,089
شِش ساعت تا حرکت مونده ‏.‏

247
00:17:33,010 --> 00:17:34,636
همه اینجان ‏.‏

248
00:17:35,220 --> 00:17:37,056
خبری از پالم ندارید ؟

249
00:17:37,514 --> 00:17:38,348
نـه ‏.‏

250
00:17:41,101 --> 00:17:42,144
که اینطور ‏.‏‏.‏‏.‏

251
00:17:42,686 --> 00:17:45,105
تا نیم ساعت قبل از حرکت صبر میکنیم ‏.‏

252
00:17:45,481 --> 00:17:49,151
، اگه تا قبل از ورود به اونجا بدونیم داخل چه خبره
اینطوری همه چی تغییر میکنه‏ .‏‏.‏‏.‏

253
00:17:49,401 --> 00:17:50,277
آره ‏.‏

254
00:17:51,612 --> 00:17:54,198
بنظر هر دو تاشون خونسردن ‏.‏

255
00:17:54,990 --> 00:17:56,992
مخصوصاً کیلوا ‏،‏

256
00:17:56,992 --> 00:18:00,412
هیچ گونه ضعفِ ذهنی رو که قبلا تو مبارزه باهام
نشون داده بود رو الان نداره ‏.‏

257
00:18:00,662 --> 00:18:03,540
میشه گفت سرشار از اعتماد به نفسِ ‏.‏

258
00:18:03,916 --> 00:18:06,043
اما به دلایلی ‏،‏

259
00:18:06,752 --> 00:18:10,672
بنظر در آستانۀ محو شدنِ ‏.‏

260
00:18:12,257 --> 00:18:15,969
نه ‏،‏ وقت ندارم که نگرانِ دیگران باشم ‏.‏

261
00:18:16,678 --> 00:18:21,058
من کسیم که داره از شدتِ اضطراب قبضِ روح میشه ‏.‏

262
00:18:21,934 --> 00:18:23,977
سرنوشتِ بشریت به من بستگی داره‏ .‏‏.‏‏.‏

263
00:18:26,605 --> 00:18:28,607
کولت آدمِ خوبیه‏ .‏‏.‏‏.‏

264
00:18:29,399 --> 00:18:33,070
مِلِورون و ایکالگو قلب های مهربونی دارن ‏.‏

265
00:18:33,946 --> 00:18:38,617
مهم نیست انسان باشن یا مورچه ‏،‏ همه قلب دارن ‏.‏

266
00:18:38,617 --> 00:18:40,119
این چیزیِ که بهش باور دارم ‏.‏

267
00:18:41,078 --> 00:18:43,080
امیدوارم ‏،‏ پادشاه هم داشته باشه ‏.‏

268
00:18:44,414 --> 00:18:48,710
اما بعضی از اونا باید کشته بشن‏ .‏‏.‏‏.‏

269
00:18:50,170 --> 00:18:51,964
اگه ما اونا رو نکشیم ‏،‏ خودمون کشته میشیم ‏!‏

270
00:18:53,090 --> 00:18:55,676
کایت ‏،‏ دیگه وقتشِ ‏.‏

271
00:18:56,135 --> 00:18:59,721
قول میدم هر طور شده برت گردونم ‏.‏‏.‏‏.‏

272
00:19:01,557 --> 00:19:03,517
با شکست دادنِ اون ‏.‏

273
00:19:05,686 --> 00:19:07,312
حسابی هیجان زده شده‏ ..‏‏.‏

274
00:19:07,729 --> 00:19:09,231
منم روی حمایت کردنت تمرکز میکنم ‏.‏

275
00:19:09,690 --> 00:19:12,484
اینطوری کسی نمیتونه تو مبارزه ـت دخالت کنه‏ .‏‏.‏‏.‏

276
00:19:13,777 --> 00:19:16,697
با تکنیکِ کانمورویِ جدیدم ‏.‏

277
00:19:18,198 --> 00:19:19,700
بدنم احساسِ سنگینی میکنه ‏.‏

278
00:19:20,200 --> 00:19:22,911
حتماً بخاطرِ اینکه چند روزِ استراحت نکردم‏ .‏‏.‏‏.‏

279
00:19:23,328 --> 00:19:26,373
از درجۀ 1 تا 100 شرایطِ الانم باید 40 باشه‏ .‏‏.‏‏.‏

280
00:19:26,373 --> 00:19:29,084
نه ‏،‏ 35‏ .‏‏.‏‏.‏

281
00:19:29,835 --> 00:19:32,546
اما الان نمیتونم ناله کنم ‏.‏

282
00:19:33,130 --> 00:19:35,674
با خارج شدنِ نوو ‏،‏ من تنها کسی هستم که باقی مونده ‏،‏

283
00:19:36,675 --> 00:19:39,178
امیدوار بودم بتونم با تمامِ قدرتم مبارزه کنم ‏.‏

284
00:19:39,178 --> 00:19:43,015
اما اینطوری راحت تره که سرنوشتمُ قبول کنم ‏.‏

285
00:19:43,682 --> 00:19:48,937
رویِ نقشم به عنوانِ طعمه تمرکز میکنم و
هدفم رو از پادشاه دور میکنم ‏.‏

286
00:19:51,857 --> 00:19:54,610
مورِل ‏،‏ بچه ها ‏،‏ معذرت میخوام ‏.‏‏.‏‏.‏

287
00:19:56,403 --> 00:19:58,947
اما نمیتونم باهاتون بیام ‏.‏

288
00:20:00,908 --> 00:20:03,076
یه نگاهی به بیرون میندازم ‏.‏

289
00:20:10,375 --> 00:20:14,254
پس فقط دو دقیقه میتونم نفسم رو نگه دارم‏ .‏‏.‏‏.‏

290
00:20:14,546 --> 00:20:19,426
با توجه به احساسم محدودیتم احتمالاً به بیشتر از نصف کم میشه ‏.‏

291
00:20:20,219 --> 00:20:21,470
مشکلی نیست‏ .‏‏.‏‏.‏

292
00:20:21,470 --> 00:20:23,180
یک دقیقه هم کافیه ‏!‏

293
00:20:25,766 --> 00:20:29,519
فردا نیمه شب ‏،‏ من دوباره متولد میشم ‏.‏

294
00:20:30,479 --> 00:20:33,941
چند روزِ پیش حتی نمیتونستم رویایِ همچین روزی رو هم داشته باشم ‏.‏

295
00:20:34,775 --> 00:20:36,944
ممنونم ‏،‏ کیلوا ‏.‏

296
00:20:38,070 --> 00:20:41,698
قول میدم مأموریتم رو به خاطرِ تو با موفقیت انجام بدم ‏!‏

297
00:20:43,408 --> 00:20:46,495
فردا روزِ تولدمه ‏!‏

298
00:21:04,263 --> 00:21:06,473
من پادشاه هستم ‏.‏

299
00:21:08,850 --> 00:21:11,561
اما من کی هستم ؟

300
00:21:14,106 --> 00:21:18,026
برای چی به این دنیا اومدم ؟

301
00:21:23,532 --> 00:21:25,617
وقت تمومه‏ .‏‏.‏‏.‏ حرکت میکنیم ‏!‏

302
00:21:42,426 --> 00:21:43,427
پالم‏ .‏‏.‏‏.‏

303
00:21:55,063 --> 00:21:58,066
ده دقیقه تا ورودِ اونا به قصر باقی مونده ‏.‏

304
00:23:23,068 --> 00:23:25,362
قسمتِ بعدی ‏:‏ پریشانی × و × انتظار

305
00:23:25,362 --> 00:23:27,406
خیلی سرده ‏،‏ گون‏ .‏‏.‏‏.‏

306
00:23:27,406 --> 00:23:30,158
میگن فرمانده زمستون داره میاد ‏!‏

307
00:23:30,158 --> 00:23:32,452
فکر کنم منظورت ژنرال زمستونِ ‏.‏
