﻿1
00:00:01,167 --> 00:00:03,044
... صدمه زدنِ پادشاه به خودش ‏.‏‏.‏‏.‏

2
00:00:03,044 --> 00:00:04,546
... شخص سوم

3
00:00:05,338 --> 00:00:08,883
ما هنوز نتیجه گیری درستی نکردیم که چه اتفاقی افتاده ‏.‏

4
00:00:09,926 --> 00:00:11,052
احساس میکنم ‏.‏‏.‏‏.‏

5
00:00:12,053 --> 00:00:17,892
اون حقیقت تمام نقشه هامونُ خراب میکنه ‏!‏

6
00:00:18,184 --> 00:00:19,269
! وقتشه

7
00:00:20,437 --> 00:00:21,938
. یک دقیقه تا حرکتمون مونده

8
00:00:22,397 --> 00:00:23,398
. جمع بشین

9
00:00:23,982 --> 00:00:25,859
... لعنتی ! وقت از دستمون رفت

10
00:01:46,147 --> 00:01:51,027
حمله × و × تهاجم

11
00:02:51,004 --> 00:02:53,923
... دو دقیقه پیش از اجازه ی حمله ی مورل

12
00:03:02,807 --> 00:03:07,270
، دو مود از روی یک پرنده ی تنومند

13
00:03:08,730 --> 00:03:10,857
. روی جمهوریِ گورتئو شرقی پریدن

14
00:03:46,476 --> 00:03:49,020
. پیتو اولین نفری بود که فهمید

15
00:03:51,397 --> 00:03:54,651
تنها دلیلی که پیتو اینُ فهمیده

16
00:03:55,318 --> 00:03:57,862
. همینطوری " بودش "

17
00:03:58,821 --> 00:04:01,115
. فقط حدس زد بود

18
00:04:01,908 --> 00:04:03,284
. یه چیزی داره میاد

19
00:04:03,952 --> 00:04:07,830
، با این وجود ، چند ثانیه بعد
. حدسش به یقین تبدیل شد

20
00:04:10,541 --> 00:04:11,417
. دشمنه

21
00:04:11,668 --> 00:04:15,630
. با این وجود ، هنوز دشمن خیلی بالا بوده

22
00:04:16,381 --> 00:04:23,930
. عُمق حدس زدن پیتو ، حتی اینم محقق کرده بود

23
00:04:25,473 --> 00:04:29,227
، تصمیم پیتو برای آماده شدن ، برای نبرد

24
00:04:29,727 --> 00:04:32,939
. فقط مبنی بر غریزه ی اولیه ـش بوده

25
00:04:41,864 --> 00:04:43,408
... اِن " پیتو "

26
00:04:44,826 --> 00:04:46,202
. ناپدید شد

27
00:04:58,923 --> 00:05:05,179
دو نفر از محافظین سلطنتی ، یه اتفاق
. قریب الوقوع رو تشخیص دادن

28
00:05:11,686 --> 00:05:12,729
! یه اژدها

29
00:05:12,979 --> 00:05:15,982
در همان اثناء

30
00:05:17,400 --> 00:05:19,235
. 10ثانیه مونده به حرکت

31
00:05:20,611 --> 00:05:21,487
! 9

32
00:05:23,614 --> 00:05:24,657
! 8

33
00:05:26,534 --> 00:05:27,493
. 7

34
00:05:28,202 --> 00:05:30,330
، همراه با شمارش معکوس مورل

35
00:05:30,747 --> 00:05:34,709
کیلوا فقط فهمید که چشمای گون

36
00:05:34,709 --> 00:05:39,756
. توی تاریکی و سردی غرق شده

37
00:05:41,966 --> 00:05:42,967
... 6

38
00:05:48,639 --> 00:05:49,557
. 5

39
00:05:55,146 --> 00:05:55,980
. 4

40
00:06:00,526 --> 00:06:01,611
. 3

41
00:06:04,614 --> 00:06:05,531
. 2

42
00:06:10,453 --> 00:06:13,206
، در این لحظه ، پیتو از استفاده ، از " اِن " دست کشید

43
00:06:14,165 --> 00:06:17,043
. فقط برای وارد شدن به مُد نبرد

44
00:06:19,003 --> 00:06:19,879
... با این وجود

45
00:06:25,051 --> 00:06:25,927
. 1

46
00:06:28,471 --> 00:06:33,059
! حــــرکــــــــت

47
00:06:45,613 --> 00:06:48,616
! اعلیحضرت

48
00:06:49,700 --> 00:06:49,784
رگبار شهاب اژدها
شیرجه ی اژدها

49
00:06:49,784 --> 00:06:51,452
. شیرجه ی اژدها
رگبار شهاب اژدها
شیرجه ی اژدها

50
00:06:51,452 --> 00:06:52,120
رگبار شهاب اژدها
شیرجه ی اژدها

51
00:06:55,498 --> 00:06:57,750
در حال تماشای دشمن

52
00:06:57,750 --> 00:07:01,379
، و برای نبرد از  " اِن " دست کشیدن
. براش گرون تموم شد

53
00:07:03,631 --> 00:07:04,632
اونا کجان ؟

54
00:07:10,721 --> 00:07:13,141
، با یک تهدید جدی برای پادشاه مواجه شد

55
00:07:13,141 --> 00:07:16,185
، حس ششم پیتو تیز و هوشیار شد

56
00:07:16,894 --> 00:07:20,898
. و تمرکز خودشُ برای رسوندن به مهاجما گذاشت

57
00:07:23,276 --> 00:07:27,488
، بین این بارش بی شمار اژدهائی
، تنها چیزی که خطرناکه

58
00:07:28,990 --> 00:07:30,616
. اون انسان روی آسمون هست

59
00:07:37,915 --> 00:07:37,957
! تِرپسیچورا

60
00:07:37,957 --> 00:07:39,417
ارباب اصلی عروسک
تِرپسیچورا
! تِرپسیچورا

61
00:07:39,667 --> 00:07:44,422
این  " نِن " پیتو هست ، وقتی میخواد
. باقدرت کامل نبرد کنه

62
00:07:45,298 --> 00:07:50,178
کمتر از یک دهم ثانیه برای
. فعال سازی حمله ، وقت میبرد

63
00:07:53,890 --> 00:07:57,435
، با این وجود ، توی کسری از ثانیه
. تونست اون کلماتُ بشنوه

64
00:07:58,478 --> 00:08:02,440
. برای هر نوع جوابی آماده شده بودم

65
00:08:04,984 --> 00:08:09,447
. اما این یه حرکت نسنجیده بوده ، مورچه کوچولو

66
00:08:11,699 --> 00:08:13,784
حرکت نسنجیده

67
00:08:17,788 --> 00:08:19,415
. واقعاً هست

68
00:08:20,416 --> 00:08:22,043
. غیر ممکنه

69
00:08:22,502 --> 00:08:23,836
. اما هست

70
00:08:25,588 --> 00:08:27,882
. درست مثل زمانی که زندگی جلوی چشما برق میزنه

71
00:08:27,882 --> 00:08:34,847
وقتی حس میکنی در صدد مردن هستی ، زمان برات
. آهسته میشه و تمام زندگیت از جلوی چشمات عبور میکنن

72
00:08:35,431 --> 00:08:37,350
. درست مثل همون

73
00:08:38,309 --> 00:08:42,188
. در واقع ، من این پدیده رو حتی معتبرتر هم در نظر میگیرم

74
00:08:42,188 --> 00:08:47,610
چون میتونی بشنوی که شخص
. دیگه ای داره چه فکری میکنه

75
00:08:49,737 --> 00:08:54,659
. حتی میتونی از شخص دیگه ای اطلاعات هم بدست بیاری

76
00:08:54,659 --> 00:08:56,786
. این خودش یه مدرکه

77
00:08:58,037 --> 00:09:02,416
. توی هنر های رزمی ، بهش " شنیدن با روح " میگن

78
00:09:03,668 --> 00:09:04,627
شنیدن با روح

79
00:09:04,627 --> 00:09:11,217
این فقط نقطه ادارک زمانی هست ، وقتی که
. مبارزان ماهر با هم برخورد میکنن

80
00:09:14,720 --> 00:09:17,348
راز قدرت اون پیری ؟

81
00:09:17,974 --> 00:09:20,601
. یه چند تا چیز هست که میشه بهش فکر کرد

82
00:09:21,143 --> 00:09:24,272
. اول از همه ، " نِن " اون خیلی ساکته

83
00:09:24,772 --> 00:09:29,860
هیچ کس نمیتونه
. حمله ـشُ از طریق هاله ـش تشخیص بده

84
00:09:31,195 --> 00:09:34,156
. بخاطر همینه که مدت زیادی زنده مونده

85
00:09:34,156 --> 00:09:37,159
. ذهنش به سخته ی یک گیاهِ

86
00:09:39,453 --> 00:09:45,126
. آخه اون پیری ، وقتی من نوزاد
. بودم هم ، پیری بودش

87
00:09:45,793 --> 00:09:50,256
. اون تنها مردی است که با پدربزرگم جنگیده و زنده مونده

88
00:09:50,923 --> 00:09:52,717
. یجوری آشنا هم هست

89
00:09:53,175 --> 00:09:55,595
. ما درست مثل ایین و یانگ میمونیم

90
00:09:56,721 --> 00:09:59,265
. خنگول ، اینقدرام متعادل نیستیم

91
00:09:59,265 --> 00:10:01,892
. اون همیشه یه سرُ گردن بالاتره

92
00:10:04,020 --> 00:10:05,021
چی ؟

93
00:10:05,563 --> 00:10:07,690
راز قدرتش ؟

94
00:10:08,357 --> 00:10:11,527
... حدس میزنم ... آره

95
00:10:11,527 --> 00:10:13,529
، وقتی نوبت به نبرد برسه

96
00:10:14,363 --> 00:10:16,407
.اون یه " الهه ی رحمت " 100 دست میشه

97
00:10:17,658 --> 00:10:20,911
. خیلی خطری هستش

98
00:10:34,550 --> 00:10:43,976
حرکات متوالی نِتِرو خیلی سیال
. و تدریجی برای پیتو ، به نظر میرسید

99
00:10:45,394 --> 00:10:45,561
نه

100
00:10:45,561 --> 00:10:46,562
... نه
نه

101
00:10:47,438 --> 00:10:51,984
بدون شک حرکت های نِتِرو در بین لحظه ای

102
00:10:51,984 --> 00:10:55,446
. بود که پیتو در حال فعال سازیِ حمله ی خودش بوده

103
00:10:58,741 --> 00:11:03,829
، فشردگی ادراک زمانی

104
00:11:03,829 --> 00:11:07,917
، باعث شده بود که زمان برای پیتو متوقف بشه

105
00:11:08,334 --> 00:11:13,255
. برای اینکه بتونه روی اعمال نِتِرو متمرکز بشه

106
00:11:15,591 --> 00:11:17,259
... به عبارت دیگه ، نتیجش این بود

107
00:11:27,770 --> 00:11:30,731
. که نمیتونه از حمله فرار کنه

108
00:11:57,758 --> 00:12:02,763
، نِترو ، 46 ساله
. در زمستان

109
00:12:04,014 --> 00:12:07,226
دیگه نمیتونه بیشتر از این از تکنیک ها و بدنش استفاده بکنه ‏،‏

110
00:12:07,727 --> 00:12:09,937
قبل از اینکه به جواب برسه ‏،‏

111
00:12:10,980 --> 00:12:13,315
خیلی در موردش فکر میکنه ‏.‏

112
00:12:13,816 --> 00:12:15,067
سپاسگزاری

113
00:12:15,067 --> 00:12:15,693
جوابش سپاسگزاری بود ‏.‏
سپاسگزاری

114
00:12:15,693 --> 00:12:17,069
جوابش سپاسگزاری بود ‏.‏

115
00:12:33,335 --> 00:12:34,378
آمین ‏.‏‏.‏‏.‏

116
00:13:02,156 --> 00:13:07,453
اون مدیونِ هنر های رزمیِ که بهش کمک کرد تا به کمال برسه ‏.‏

117
00:13:08,913 --> 00:13:12,875
روش هایی رو که برای جبرانِ دینش استفاده کرد
بهترین کاری بود که میتونست بکنه ‏.‏‏.‏‏.‏

118
00:13:17,046 --> 00:13:21,008
بعنوانِ قدردانی روزی 10,000 تا مُشت میزد ‏.‏

119
00:13:23,636 --> 00:13:24,970
آرامش خودشُ حفظ میکرد ‏،‏

120
00:13:26,013 --> 00:13:26,847
پرستش میکرد ‏،‏

121
00:13:29,266 --> 00:13:30,142
دعا میکرد ‏،‏

122
00:13:30,935 --> 00:13:32,102
خودشُ آماده میکرد ‏،‏

123
00:13:33,020 --> 00:13:34,313
بعدش مشت میزد ‏.‏

124
00:13:46,909 --> 00:13:51,664
اوایل ‏،‏ کامل کردن هر مرحله پنج یا شِش ثانیه طول میکشید ‏.‏

125
00:13:53,541 --> 00:13:59,964
روز اول 18 ساعت طول کشید تا 10,000 تا مُشت رو کامل کرد ‏.‏

126
00:14:01,382 --> 00:14:04,301
بلافاصله بعد از تموم شدنِ این کار خوابش میبرد ‏.‏

127
00:14:06,428 --> 00:14:09,473
بعد از بیدار شدن ‏،‏ دوباره شروع میکرد و روز ها پشتِ سرِ هم مشت میزد ‏.‏

128
00:15:30,346 --> 00:15:34,391
بعد از دو سال متوجه یه تغییری شد ‏.‏

129
00:15:41,273 --> 00:15:45,152
بعد از اینکه 10,000 مشت رو تموم کرد خورشید هنوز غروب نکرده بود ‏.‏

130
00:15:52,034 --> 00:15:55,829
تو سنِ 50 سالگی یه شکلِ کامل ایجاد کرد ‏.‏

131
00:15:58,165 --> 00:16:01,168
اون تونست 10,000 مشتِ شکر گزاری رو ‏،‏

132
00:16:03,379 --> 00:16:05,339
تو یک ساعت کامل کنه ‏.‏

133
00:16:13,973 --> 00:16:17,267
اینطوری وقتِ بیشتری رو برای دعا کردن داشت ‏.‏

134
00:17:03,856 --> 00:17:08,027
وقتی نِتِرو از کوهستان پایین اومد
سرعتِ مشت هاش

135
00:17:09,862 --> 00:17:12,156
سریعتر از صدا شده بود ‏.‏

136
00:17:20,080 --> 00:17:21,665
یعنی خیال کردم ؟

137
00:17:22,124 --> 00:17:24,418
برای یه لحظه بنظر اومد که ناپدید شده ‏.‏‏.‏‏.‏

138
00:17:24,626 --> 00:17:26,920
تا بعد از اون من چیزی نشنیدم ‏.‏‏.‏‏.‏

139
00:17:28,380 --> 00:17:29,590
استاد ؟

140
00:17:30,215 --> 00:17:30,966
الهه ـــ

141
00:17:33,260 --> 00:17:35,137
الهه رحمت ‏.‏‏.‏‏.‏
‏"‏مترجم ‏:‏ الهه کوان بین ‏،‏ الهۀ رحمت ‏،‏ او نمادی از شفقت و یکی از محبوب ترین خدایان در آسیا میباشد ‏.‏
به او ‏"‏کسی که گریۀ جهان را میشنود ‏"‏ نیز میگویند ‏.‏

142
00:17:39,433 --> 00:17:40,642
پس ‏.‏‏.‏‏.‏

143
00:17:44,354 --> 00:17:46,690
میخوای از مدرسه ـت دفاع کنی ؟

144
00:17:47,941 --> 00:17:51,653
مدرسه اَم رو بهتون پیشکش میکنم ‏.‏

145
00:17:53,572 --> 00:17:58,285
خواهش میکنم منُ بعنوانِ شاگردِ خودتون بپذیرید ‏!‏

146
00:17:59,870 --> 00:18:02,748
هیولا متولد شد ‏.‏

147
00:18:03,999 --> 00:18:07,419
البته ‏،‏ اگه چیزی برای خوردن بهم بدی ‏.‏

148
00:18:08,462 --> 00:18:12,925
این 60 سالِ پیش اتفاق افتاد ‏.‏

149
00:18:59,888 --> 00:19:03,851
با توجه به جایی که دستش متوقف شد ‏،‏ نباید حمله ای از اون قسمت اتفاق بیوفته ‏.‏‏.‏‏.‏

150
00:19:04,518 --> 00:19:05,686
چطوری ‏!‏؟

151
00:19:07,729 --> 00:19:11,692
امیدوارم دیگه برنگردی ‏.‏

152
00:19:14,236 --> 00:19:17,197
اینطوری فاصله اَم خیلی زیاد میشه ‏!‏

153
00:19:17,197 --> 00:19:19,449
اعلیحضرت ‏!‏

154
00:19:19,867 --> 00:19:20,826
پوف ‏!‏

155
00:19:21,535 --> 00:19:24,955
نمیتونه صدامُ بشنوه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏
زیادی دربارۀ اعلیحضرت نگرانه ‏.‏

156
00:19:26,623 --> 00:19:28,083
دکتور بلایت ‏!‏

157
00:19:28,625 --> 00:19:34,006
بخاطر ماهیتش ‏،‏ از این توانایی فقط میشه برای درمانگری استفاده کرد ‏.‏

158
00:19:34,798 --> 00:19:39,178
دکتور بلایت نمیتونه از محلِ احضار اولیه خودش زیاد دور بشه ‏.‏

159
00:19:39,595 --> 00:19:43,974
برای اینکه آدمک به دُمِ پیتو متصلِ ‏،‏

160
00:19:43,974 --> 00:19:47,102
پیتو باید در فاصلۀ بیست متری اون بمونه ‏.‏

161
00:19:54,109 --> 00:19:55,652
اون محدودیت ‏،‏

162
00:19:57,905 --> 00:20:00,365
پیتو رو توی مبارزه نگه میداره ‏.‏

163
00:20:01,283 --> 00:20:02,618
متوقف شدم ؟

164
00:20:07,748 --> 00:20:08,665
زود باش ‏.‏‏.‏‏.‏

165
00:20:12,419 --> 00:20:13,128
زود باش ‏!‏

166
00:20:38,237 --> 00:20:40,155
نیمه شب

167
00:21:49,599 --> 00:21:56,815
اونا با کسی رو برو شدن که انتظارشُ نداشتن اونجا باهاش روبرو بشن ‏.‏

168
00:21:56,815 --> 00:21:58,692
اون یوپی بود ‏.‏

169
00:23:23,944 --> 00:23:26,279
قسمتِ بعدی ‏:‏ غریبه × و × هیولا

170
00:23:26,279 --> 00:23:28,240
یوهااااا ‏!‏ میخوام بخورمت ‏!‏

171
00:23:28,240 --> 00:23:30,158
اگه میتونی منُ بخور ‏!‏

172
00:23:30,158 --> 00:23:30,826
خوردمت ‏.‏

173
00:23:30,826 --> 00:23:32,202
آخ ‏!‏ برگشت زمان ‏!‏
