﻿1
00:00:02,794 --> 00:00:05,714
... اون زندانِ دودیِ مورلِ

2
00:00:07,132 --> 00:00:10,677
توانایی که ازش برای جدا کردنِ
پوف از پادشاه استفاده میکنه ‏.‏

3
00:00:12,137 --> 00:00:15,140
اگه طبقه ی سوم برج رو
دود احاطه کرده باشه ‏،‏

4
00:00:15,890 --> 00:00:18,059
پس یعنی پادشاه و پیتو اونجا نیستن ‏.‏

5
00:00:18,518 --> 00:00:19,394
اونا کجان ؟

6
00:02:24,144 --> 00:02:25,979
، در محل های خاص

7
00:02:26,479 --> 00:02:29,482
. نبرد هایی در حال شروع شدن هستن

8
00:03:27,248 --> 00:03:28,124
... گون

9
00:03:49,020 --> 00:03:49,938
! پدربزرگ

10
00:03:51,814 --> 00:03:53,691
... که یعنی اون

11
00:04:00,073 --> 00:04:00,990
! پادشاهِ

12
00:04:03,326 --> 00:04:04,452
. پیش برید

13
00:04:05,870 --> 00:04:10,333
خیلی خوب آگاهم که شما ها
، میخواید تلفات انسانی رو

14
00:04:10,333 --> 00:04:14,462
.تا حد ممکن کاهش بدید

15
00:04:15,838 --> 00:04:19,008
شما ها از این هرجُ مرج استفاده کردید

16
00:04:19,008 --> 00:04:21,469
. تا محافظین سلطنتی رو ازم دور کنید

17
00:04:24,264 --> 00:04:25,348
. فرقی نمیکنه

18
00:04:27,600 --> 00:04:28,476
. پیش برید

19
00:04:46,286 --> 00:04:48,121
! سر اژدها

20
00:04:49,706 --> 00:04:51,708
... آدم ترسناکیِ

21
00:04:52,166 --> 00:04:56,254
تکنیک اون ، آسیبی به پادشاه
. وارد نمیکند

22
00:04:57,088 --> 00:05:00,675
هر دوی آنها فهمیده بودن که

23
00:05:00,675 --> 00:05:02,427
. پادشاه اینُ درک کرده

24
00:05:04,178 --> 00:05:08,641
زنو اطمینان پیدا کرد که " نِن " اون
. کاملاً بیطرف باشه

25
00:05:09,142 --> 00:05:12,145
... برای احترام بوده ؟ یا اینکه

26
00:05:49,932 --> 00:05:50,933
... کیلوا

27
00:05:52,518 --> 00:05:54,312
. پیتو اونجاست

28
00:05:58,524 --> 00:05:59,317
! بریم

29
00:06:08,826 --> 00:06:09,869
... بریم

30
00:06:15,041 --> 00:06:16,793
یعنی چی ؟

31
00:06:20,880 --> 00:06:25,676
کیلوا از پرسیدن این سوال
. خودداری کرد

32
00:06:27,887 --> 00:06:29,263
، اگه اینُ بپرسم

33
00:06:30,640 --> 00:06:32,308
... بیشتر از این نمیتونم متوقفش کنم

34
00:06:33,893 --> 00:06:35,186
. نمیتونم برگردم

35
00:06:39,816 --> 00:06:44,195
. اگه کلیوا میپرسید ، اون جوابشُ میداد

36
00:06:45,613 --> 00:06:50,159
هر کسی که تجربه ی کافی رو داشته باشه ، میتونه
. پله ی بعدی رو حدس بزنه

37
00:06:50,868 --> 00:06:54,205
اما ترس از دست دادن یه شخص با ارزش

38
00:06:54,789 --> 00:06:59,460
. باعث شده بود کیلوا برای رفتن به پله ی بعدی تردید کنه

39
00:07:08,136 --> 00:07:10,430
، چند لحظه قبل از پرواز اژدها

40
00:07:11,180 --> 00:07:14,016
جلوی ایکالگو ، چیتو و براودا

41
00:07:14,308 --> 00:07:16,686
. نمایان شدن

42
00:07:17,186 --> 00:07:18,771
. هی ، فلاتر خودمونِ که

43
00:07:37,206 --> 00:07:38,666
این سرُ صدا برای چیه ؟

44
00:07:39,083 --> 00:07:42,003
. دوباره " اِن " پیتو دونو ناپدید شده

45
00:07:42,462 --> 00:07:45,214
... منم تازه برگشتم

46
00:07:45,214 --> 00:07:47,508
. اما انگاری دشمن حمله کرده

47
00:07:47,967 --> 00:07:48,885
جدی ؟

48
00:07:49,469 --> 00:07:52,680
. خب ، دور از تصورم نبودش

49
00:07:55,475 --> 00:07:57,226
چه بلایی سر بال هات اومده ؟

50
00:07:57,226 --> 00:07:58,769
... اوه ، خب

51
00:07:58,769 --> 00:08:01,230
. توی حمله ، از دستشون دادم

52
00:08:02,315 --> 00:08:03,274
داری میری زیرزمین ؟

53
00:08:03,774 --> 00:08:07,487
. آره ، دستور هاگیا ساما بوده

54
00:08:08,488 --> 00:08:09,947
ما چیکار کنیم ؟

55
00:08:11,699 --> 00:08:15,745
... خب ، کسی بهمون نگفته که از اینجا محافظت کنیم

56
00:08:16,037 --> 00:08:18,748
، اما دلم میخوام امتحانش کنم

57
00:08:19,665 --> 00:08:20,917
. تکنیک جدیدمُ

58
00:08:24,754 --> 00:08:25,379
... چه عظیمِ

59
00:08:40,895 --> 00:08:42,271
! باحال به نظر میاد

60
00:08:42,730 --> 00:08:44,065
! میرم یه دیدی بزنم

61
00:08:44,941 --> 00:08:45,775
! مراقب باش

62
00:08:46,692 --> 00:08:48,945
! من میمونم ببینم چه خبره

63
00:08:49,403 --> 00:08:51,489
. پس منم دیگه میرم

64
00:08:51,489 --> 00:08:52,281
. باشه

65
00:09:06,045 --> 00:09:08,297
هاگیا ساما گفتش ؟

66
00:09:21,227 --> 00:09:25,064
، در همین اثناء ، در اتاق تخت سلطنتی
... در برج مرکزی

67
00:09:36,826 --> 00:09:39,203
داری سعی میکنی منُ در

68
00:09:39,829 --> 00:09:42,832
این مکان حبس کنی ؟

69
00:09:44,792 --> 00:09:46,961
چرا نمیفهمی ؟

70
00:09:50,673 --> 00:09:51,966
... فلس های بال

71
00:09:53,175 --> 00:09:56,971
. نوو گفتش که میتونه آدما رو هیپنوتیزم کنه

72
00:09:58,014 --> 00:10:00,683
... نباید استنشاقش کنم

73
00:10:02,602 --> 00:10:04,604
. انگاری صحبت کردنت تموم شده

74
00:10:05,521 --> 00:10:08,149
، از کسی که قدرتی داره
. همین انتظارم میره

75
00:10:08,733 --> 00:10:09,483
... با این وجود

76
00:10:19,327 --> 00:10:21,704
، احتیاط ، اراده

77
00:10:22,705 --> 00:10:27,251
. و اعتماد به نفس ، به نسبت 5:3:2 هستن

78
00:10:29,378 --> 00:10:33,424
احتیاطش بخاطر اعتماد به نفسش
. اونقدرا قوی نیست

79
00:10:33,924 --> 00:10:36,010
. اون شخصیت قوی ای داره

80
00:10:37,386 --> 00:10:40,473
، پیامِ روحانیِ پوف

81
00:10:40,473 --> 00:10:46,395
، به وسیله ی فلس های بال ، میتونه حریفُ در بربگیره
، و از طریق جریان هاله

82
00:10:47,063 --> 00:10:50,441
. اطلاعاتی از حس ذهنیتش حریفش بدست بیاره

83
00:10:53,903 --> 00:10:56,155
. تصورم میکنم که باید خودمُ معرفی کنم

84
00:10:58,824 --> 00:11:03,120
. یکی از محافظین سلطنتی پادشاه ، شایا پوف هستم

85
00:11:09,710 --> 00:11:13,547
. احتیاطش کمی افزایش پیدا کرده

86
00:11:16,801 --> 00:11:19,428
اسم خودتُ بهم نمیگی ؟

87
00:11:20,388 --> 00:11:22,598
اگه باور داری که میخوام بهت کلک بزنم

88
00:11:22,598 --> 00:11:31,065
، تا فلس های بالم که در هوا هستُ ، استنشاق کنی
. باید بگم که اشتباه فکر کردی

89
00:11:31,065 --> 00:11:34,068
. نه راستشُ بخوای ، کمی شکه شدم

90
00:11:39,699 --> 00:11:42,118
. بعد از یه تولد تازه ، همه چی فراموش میشه

91
00:11:59,301 --> 00:12:01,095
چند لحظه صبر کن ‏.‏

92
00:12:11,981 --> 00:12:15,317
اگه میخواد وقت کُشی کنه ‏،‏ من مشکلی ندارم ‏.‏

93
00:12:16,861 --> 00:12:20,656
مهم نیست چه جور هیولایی بیرون بیاد ‏.‏‏.‏‏.‏

94
00:12:53,397 --> 00:12:57,026
شوت بدونِ توجه به زندگیش ‏،‏
با بی احتیاطی مبارزه میکرد ‏،‏

95
00:12:57,401 --> 00:13:00,613
به خاطرِ همینِ که هنوز زنده ـست ‏.‏

96
00:13:03,491 --> 00:13:05,242
هُتِل رافلِزیا ‏.‏‏.‏‏.‏

97
00:13:07,119 --> 00:13:11,332
به سختی حملاتِ متعدد و کشنده رو دفع میکرد ‏،‏

98
00:13:11,332 --> 00:13:16,545
شوت فقط تونسته بود یکی از
چشم هایِ رویِ شونۀ یوپی رو از بین ببره ‏.‏

99
00:13:17,379 --> 00:13:20,466
که درواقع آسیبی بهش نزده بود ‏.‏

100
00:13:21,383 --> 00:13:22,426
با این حال ‏.‏‏.‏‏.‏

101
00:13:29,433 --> 00:13:31,936
یوپی نتونسته بود کارِ حریفشُ یک سره کنه ‏.‏

102
00:13:32,520 --> 00:13:37,983
احساسِ عجیبی که حرکاتش
به جای متوقف شدن دزدیده میشدن ‏،‏

103
00:13:37,983 --> 00:13:41,403
تحتِ تأثیرِ وضعیتِ روانیِ بسیار زیادِ یوپی قرار گرفته بود ‏.‏

104
00:13:42,488 --> 00:13:46,158
بخاطرِ ضرباتِ مداومی که بهش وارد میشد ‏،‏ متوجه نشده بود که ‏،‏

105
00:13:46,158 --> 00:13:47,910
یوپی داشت به سمتِ عقب میرفت ‏.‏

106
00:13:49,078 --> 00:13:52,915
نمیتونم بزارم این یارو نزدیکِ پادشاه بشه‏.‏

107
00:13:55,543 --> 00:14:00,297
هر ثانیه ای که اونو از پادشاه دور کنم مهمه ‏.‏

108
00:14:02,174 --> 00:14:05,427
یوپی و شوت یک هدفِ مشترک داشتند ‏.‏

109
00:14:06,220 --> 00:14:09,431
هر چند که شرایطِ موردِ انتظار ‏،‏ تبدیل به

110
00:14:09,849 --> 00:14:13,185
لحظاتی سخت برای ناکِل شده بود ‏.‏‏.‏‏.‏

111
00:14:16,522 --> 00:14:17,857
تحمل کن ‏.‏‏.‏‏.‏

112
00:14:17,857 --> 00:14:19,441
الان نمیتونم حمله کنم ‏!‏

113
00:14:21,527 --> 00:14:25,406
اگه الان حمله کنم اون متوجه میشه که

114
00:14:25,406 --> 00:14:30,703
باید نگرانِ یه دشمنِ دیگه هم باشه ‏!‏

115
00:14:35,082 --> 00:14:36,208
تحمل کن ‏!‏

116
00:14:39,503 --> 00:14:42,298
شوت حسابی خونی مالی شده بود ‏،‏

117
00:14:42,298 --> 00:14:44,717
اما همچنان دربرابرِ ضرباتِ یوپی مقاومت میکرد ‏.‏

118
00:14:45,801 --> 00:14:49,388
ناکِل مجبور بود خارج از میدانِ مبارزه پنهان باقی بمونه ‏،‏

119
00:14:49,972 --> 00:14:52,266
و مبارزه رو تماشا کنه ‏.‏

120
00:14:52,892 --> 00:14:55,728
مهم نبود چطوری به خودش بگه که اونجا بمونه ‏.‏‏.‏‏.‏

121
00:15:02,985 --> 00:15:05,946
صبر کن ‏.‏‏.‏‏.‏ خواهش میکنم تحمل کن ‏!‏

122
00:15:07,656 --> 00:15:11,994
ناکل نمیتونست جلوی اشک های خودش رو بگیره ‏.‏

123
00:15:13,996 --> 00:15:15,247
تو میتونی این کارُ بکنی ‏.‏

124
00:15:19,293 --> 00:15:20,461
زمانش رسیده ‏.‏

125
00:15:20,461 --> 00:15:21,962
اضافه کردن به علاقه مندی ها ‏.‏

126
00:15:28,135 --> 00:15:30,262
فقط ده ثانیه گذشته ؟

127
00:15:30,679 --> 00:15:31,889
باورم نمیشه ‏!‏

128
00:15:34,058 --> 00:15:39,939
چقدر دیگه باید این انتظار کشنده رو تحمل کنم

129
00:15:39,939 --> 00:15:42,900
باعث میشه دلم بخواد فرار کنم ؟

130
00:15:44,777 --> 00:15:46,153
خیلی مسخره ـست ‏.‏‏.‏‏.‏

131
00:15:46,570 --> 00:15:48,364
اصلاً جالب نیست ‏!‏

132
00:15:56,914 --> 00:15:58,916
دیگه نمیتونم بیشتر از این تحمل کنم ‏!‏

133
00:16:05,130 --> 00:16:07,466
حملۀ ناکِل

134
00:16:12,054 --> 00:16:14,807
با اولین ضربۀ ملِئورون متوقف شد ‏.‏

135
00:16:16,141 --> 00:16:19,228
جداً ‏!‏؟این که فقط ده ثانیه شده ‏.‏

136
00:16:20,771 --> 00:16:23,565
. اما شاید میخواسته نجاتم بده

137
00:16:25,526 --> 00:16:29,655
ملئِورِن سعی نداشت به ناکِل کمک کنه ‏.‏

138
00:16:30,656 --> 00:16:33,033
اون هم به آخرین حدِ خودش رسیده بود ‏.‏

139
00:16:38,539 --> 00:16:39,540
لعنتی ‏!‏

140
00:16:42,334 --> 00:16:43,544
آه‏-‏ اوه ‏.‏

141
00:16:43,919 --> 00:16:48,048
خیلی کم بهم صدمه زد اما آسیبش

142
00:16:48,048 --> 00:16:52,761
برای جبرانِ منافع و همۀ قدرتِ ضربه اَم کافی بود ‏.‏

143
00:16:54,013 --> 00:16:57,307
شوت اونجا زندگیشُ به خطر انداخته ‏،‏

144
00:16:58,308 --> 00:17:02,021
اون وقت من اینجا ایستادمُ
تصمیمات احمقانه میگیرم ‏!‏

145
00:17:03,647 --> 00:17:06,734
یوپی احساس نکرد که به چیزی ضربه زده ‏،‏

146
00:17:06,734 --> 00:17:11,613
اضافه شده ‏.‏ APR  حتی متوجه نشد که اعلامِ

147
00:17:11,947 --> 00:17:14,616
لعنتی ‏!‏

148
00:17:15,492 --> 00:17:17,703
اون حتی نمیتونست صدای فریادِ ناکل رو بشنوه ‏.‏

149
00:17:19,163 --> 00:17:20,998
آروم باش ‏،‏ احمق‏.‏‏.‏‏.‏

150
00:17:20,998 --> 00:17:23,125
میخوای همه چی رو خراب کنی ؟

151
00:17:26,170 --> 00:17:28,630
این هم فاصله ای که میخواستیم ‏.‏‏.‏‏.‏

152
00:17:28,630 --> 00:17:32,885
نه اونقدر نزدیک که ما رو پیدا کنه ‏،‏
اما اونقدر نزدیک که بتونیم سریع اقدام کنیم ‏.‏

153
00:17:33,385 --> 00:17:37,139
رو احساس کنه ‏،‏ APR برای چند لحظه تونست
اما مشکلی نیست ‏.‏

154
00:17:39,308 --> 00:17:41,143
شوت داره تمامِ تلاششُ میکنه ‏،‏

155
00:17:42,394 --> 00:17:45,397
پس یه نفسِ عمیق بکش ملِئورِن ‏.‏

156
00:17:48,609 --> 00:17:50,319
شریکِ جرمِ خدا ‏.‏‏.‏‏.‏

157
00:17:50,319 --> 00:17:51,320
غیرِ فعال شو ‏.‏

158
00:17:59,328 --> 00:18:00,954
این دیگه چیه ؟

159
00:18:01,330 --> 00:18:02,539
کی ظاهر شد ؟

160
00:18:02,539 --> 00:18:05,375
نه ‏،‏ غیرِ ممکنه که متوجهش نشده باشم ‏.‏

161
00:18:05,751 --> 00:18:08,045
اون یهویی ظاهر شده ‏.‏

162
00:18:08,796 --> 00:18:10,464
یعنی ضربه خوردم ؟

163
00:18:11,006 --> 00:18:13,050
نه ‏،‏ ضربه نخوردم ‏.‏

164
00:18:13,050 --> 00:18:14,635
یه تأثیرِ با تأخیر ؟

165
00:18:15,135 --> 00:18:16,678
پس حتماً همون موقع بوده ‏!‏

166
00:18:23,060 --> 00:18:27,481
یعنی این شرایط طیِ مبارزه به وجود اومده ؟

167
00:18:28,941 --> 00:18:31,026
این اعداد دیگه چیه ؟

168
00:18:31,026 --> 00:18:33,403
شمارشِ معکوسِ ؟ یه بُمبِ ؟

169
00:18:33,946 --> 00:18:37,324
نه ‏،‏ اعدادش بالا یا پایین نمیرن ‏.‏

170
00:18:38,951 --> 00:18:40,410
خیلی اعصاب خورد کنه ‏!‏

171
00:18:46,750 --> 00:18:49,419
فقط باید منبعش ُ نابود کنم ‏!‏

172
00:18:50,379 --> 00:18:51,672
یه اتفاقی داره میوفته ‏.‏

173
00:18:52,881 --> 00:18:55,425
با وجودِ قدرتِ زیادش ‏،‏

174
00:18:55,801 --> 00:18:58,345
دلیلِ اینکه یوپی نمیتونه شوت رو شکست بده

175
00:18:58,762 --> 00:19:02,766
بخاطرِ تفاوتِ آشکارشون در
در سطحِ مهارتشونِ ‏.‏

176
00:19:07,896 --> 00:19:10,399
خیلی سریعِ ‏.‏‏.‏‏.‏ نمیتونم فرار کنم ‏!‏

177
00:19:10,983 --> 00:19:14,236
یه تیکه گوشت داره میاد بالا ‏!‏

178
00:19:23,495 --> 00:19:26,248
اون برای سرعت گرفتن به خودش ضربه زد ‏.‏

179
00:19:27,082 --> 00:19:28,292
خیلی خُب ‏.‏‏.‏‏.‏

180
00:19:30,586 --> 00:19:31,962
نزدیک بودا ‏.‏

181
00:19:32,921 --> 00:19:36,508
عکس العملش نسبت به حمله ، به یوپی فهموند
که میتونه در هر لحظه ای برنده بشه ‏.‏

182
00:19:36,967 --> 00:19:40,637
یوپی از اون مبارزینی نیست که به استراتژی پایبند باشه ‏.‏

183
00:19:40,637 --> 00:19:42,097
پس این باعثِ تحریکش شد ‏.‏

184
00:19:43,140 --> 00:19:45,767
تجزیه و تحلیلِ یوپی بر اساسِ توجه کردن به هدفِ ‏.‏

185
00:19:46,310 --> 00:19:51,190
این احتمالش زیاده که یوپی مبارزه رو برنده بشه ‏.‏

186
00:19:52,399 --> 00:19:57,362
متوجه نیست که اگه اشتباهی بکنه

187
00:19:57,362 --> 00:20:00,324
این به نفعِ شوت تموم میشه ‏.‏

188
00:20:26,934 --> 00:20:28,560
میتونم ادامه بدم ‏.‏‏.‏‏.‏

189
00:20:33,815 --> 00:20:35,108
من ‏.‏‏.‏‏.‏

190
00:20:37,069 --> 00:20:39,738
هنوز میتونم پرواز کنم ‏.‏

191
00:20:43,075 --> 00:20:44,159
هنوز کارم تموم نشده ‏.‏

192
00:20:46,328 --> 00:20:50,457
با این حال ‏،‏ مطمئناً ‏.‏‏.‏‏.‏

193
00:20:50,457 --> 00:20:53,168
شوت به آخرین حدِ خودش رسیده بود ‏.‏

194
00:21:04,263 --> 00:21:07,849
هـی‏،‏ یوپی ‏!‏

195
00:21:12,062 --> 00:21:14,481
بیا اینجا احمق ‏!‏

196
00:21:19,695 --> 00:21:20,862
ناکِل ‏!‏

197
00:21:27,703 --> 00:21:32,666
بهش میگم باید نگرانِ یه دشمنِ دیگه هم باشه ‏.‏

198
00:21:33,959 --> 00:21:35,127
اشکالی نداره ‏.‏

199
00:21:36,169 --> 00:21:39,381
اینطوری باعث میشه یوپی حواسش پرت بشه ‏،‏

200
00:21:39,756 --> 00:21:42,259
و شوت نجات پیدا کنه ‏.‏

201
00:21:45,012 --> 00:21:46,930
بیا ‏!‏

202
00:21:50,267 --> 00:21:54,730
بعد از آروم شدن و بدست آوردن آرامشش ‏،‏

203
00:21:55,272 --> 00:21:57,566
ناکِل تصمیم گرفت که خودشو نشون بده ‏.‏

204
00:23:24,319 --> 00:23:26,321
قسمتِ بعدی ‏:‏ وظیفه × و × سئوال

205
00:23:26,321 --> 00:23:28,198
هـا؟ کجا داری میری ‏،‏ گون ؟

206
00:23:28,740 --> 00:23:29,616
اینجا ‏.‏

207
00:23:29,616 --> 00:23:31,576
گون ‏،‏ صبر کن ‏،‏ باز دوباره غیبت زد ‏!‏

208
00:23:31,576 --> 00:23:33,537
نقشۀ عالی‏.‏‏.‏‏.‏غیرِ فعال شو ‏!‏

209
00:23:33,537 --> 00:23:35,330
من همیشه کنارتم ‏.‏
