﻿1
00:00:06,464 --> 00:00:11,720
هانتر ها برای شکست دادنِ
. پادشاه مورچه های کیمرا ، وارد کاخ شدن

2
00:00:21,855 --> 00:00:24,274
حمله های من روش اثر ندارن ؟

3
00:00:24,899 --> 00:00:26,317
این دیگه چه کوفتیه ؟

4
00:00:29,612 --> 00:00:31,031
! فرار نکن

5
00:00:31,031 --> 00:00:32,073
! جوابمُ بده

6
00:00:32,657 --> 00:00:34,200
!این چیه ؟

7
00:00:38,872 --> 00:00:42,459
! کی بهت توضیح میده ، احمق خان

8
00:00:43,168 --> 00:00:45,587
! اگه میخوای بدونی ، اول منُ بگیر

9
00:00:48,423 --> 00:00:52,135
، برای نجات دادنِ شوتِ زخمی

10
00:00:52,135 --> 00:00:55,597
. ناکِل توجه یوپی رو به خودش جلب کرد

11
00:01:07,567 --> 00:01:10,904
... ناکِل عوضی ، میخواد تنهایی باهاش رو در رو بشه

12
00:01:12,030 --> 00:01:17,619
، توی این گردُ غبار و اون دستای مرگبار
. نمیتونم بهش نزدیک بشه

13
00:01:18,369 --> 00:01:19,370
... در این صورت

14
00:01:21,915 --> 00:01:26,127
... نباید هوشیاریمُ از دست بدم

15
00:01:27,128 --> 00:01:29,005
، اگه بیهوش بشم

16
00:01:30,006 --> 00:01:34,761
... اثر هتل رافلزیا از بین میره

17
00:01:36,554 --> 00:01:44,104
... هر قدر آسیب کمی هم باشه ، بیهوده نیست

18
00:01:49,692 --> 00:01:54,989
هنوز میتونم مبارزه کنم ‏.‏‏.‏‏.‏

19
00:01:56,074 --> 00:01:59,536
هنوز میتونم ‏.‏‏.‏‏.‏

20
00:02:04,249 --> 00:02:07,418
الان ‏،‏ کارِ من ‏.‏‏.‏‏.‏

21
00:02:09,921 --> 00:02:12,382
کمک کردن به شوت نیست ‏!‏

22
00:02:14,050 --> 00:02:17,011
باید از قدرتم استفاده کنم و به بقیه کمک کنم ‏،‏

23
00:02:17,011 --> 00:02:20,515
اینطوری اونا میتونن سریعتر مأمورتشونُ تموم کنن ‏!‏

24
00:02:21,891 --> 00:02:25,687
، با اینکه دردی قلب مِلئورونُ فرا گرفته
، ولی مجبور بود اون دو هانترُ ترک کنه

25
00:02:25,687 --> 00:02:29,482
، و برای موفقیت آمیز بودن این مأموریت
. به دنبال گون و کیلوا بره

26
00:02:29,482 --> 00:02:34,612
در همین اثناء هم ، ایکالگو به زیرزمین کاخ ، برای
. برای نجات پالم رسیده

27
00:02:40,160 --> 00:02:41,828
! سنجاقک هایِ ماهواره ای

28
00:02:50,587 --> 00:02:52,338
. هرجوری که شده نجاتش میدم

29
00:02:53,006 --> 00:02:54,841
. پالم دوستِ دوستِ منِ

30
00:02:55,842 --> 00:02:57,218
... به عبارتی دوستِ منِ

31
00:02:58,344 --> 00:02:59,804
! دوست منِ

32
00:03:01,598 --> 00:03:05,268
، و مورل ، که از همه زودتر به اتاق تخت سلطنتی رسیده

33
00:03:05,268 --> 00:03:09,772
در حال انتظار برای
، خروج پوف از پیله اَش هست

34
00:03:09,772 --> 00:03:13,234
، نِترو همراه با پادشاه ، کاخ رو ترک کردن

35
00:03:13,234 --> 00:03:18,364
، و گون و کیلوا برای انتقام کایتُ گرفتن

36
00:03:18,364 --> 00:03:21,034
. به طرف محل نِفِرپیتو ، حرکت کردن

37
00:04:43,032 --> 00:04:48,037
انتقام × و × درمان

38
00:05:53,061 --> 00:05:54,228
... منُ

39
00:05:55,730 --> 00:05:57,315
بیاد داری ؟

40
00:06:05,782 --> 00:06:07,825
! من گون فریکسم

41
00:06:08,701 --> 00:06:10,620
... برای برگردوندن کایت

42
00:06:11,412 --> 00:06:13,373
! اومدم پیشت

43
00:06:18,544 --> 00:06:22,382
. پیتو اصلاً حرفای گون رو نشنید

44
00:06:23,007 --> 00:06:26,177
، تنها چیزی که در ذهن پیتو بود
جون بدر بردن از دستور تهدید آمیز

45
00:06:26,177 --> 00:06:28,805
. اخیر پادشاه ، بوده

46
00:06:29,263 --> 00:06:33,226
. تمام سلول های بدن پیتو ، روی کارش متمرکز شده بودن

47
00:06:38,731 --> 00:06:40,650
... باید از کوموگی محافظت کنم

48
00:06:41,567 --> 00:06:42,985
! هر طوری که شده

49
00:06:47,573 --> 00:06:48,658
. یه چیزی درست نیست

50
00:06:49,200 --> 00:06:52,912
، در یک لحظه ی کوتاه کیلوا
. فهمید که یک چیزی عجیب هست

51
00:06:54,247 --> 00:06:59,127
، چرا وقتی دشمن جلوی چشماشِ
وارد حالتِ نبرد نمیشه ؟

52
00:07:00,378 --> 00:07:02,672
... هیچ هاله ای ازش حس نمیکنم

53
00:07:03,589 --> 00:07:07,677
... پیتو انگاری برهنه از هر هاله ای
. یجورایی کاملاً بی دفاعست

54
00:07:08,761 --> 00:07:12,682
فکر میکنه بدون هاله ، میتونه شکستمون بده ؟

55
00:07:13,433 --> 00:07:15,184
. نه ، چنین چیزی نیست

56
00:07:16,477 --> 00:07:19,814
، هاله ای که گونُ در بر گرفته
. قابل مقایسه با قبلش نیست

57
00:07:20,314 --> 00:07:24,444
. حتی پیتو هم نمیتونه بدون " نِن " جلوشُ بگیره

58
00:07:25,695 --> 00:07:27,321
شاید بخاطر جای ماست ؟

59
00:07:28,364 --> 00:07:31,742
، پیتو اعتماد به نفس داره که

60
00:07:31,742 --> 00:07:35,538
اگه از این فاصله بخوایم بهش حمله کنیم ، زمان
کافی برای فعال سازی " نِن " داره ؟

61
00:07:36,330 --> 00:07:37,707
. این ممکنه

62
00:07:39,000 --> 00:07:41,502
... اما ، چرا

63
00:07:41,961 --> 00:07:43,337
اینجوری به نظر نمیاد ؟

64
00:07:44,255 --> 00:07:45,548
... تقریباً شبیه به

65
00:07:46,048 --> 00:07:47,008
. درسته

66
00:07:48,676 --> 00:07:50,052
... اون درست مثلِ

67
00:07:52,889 --> 00:07:54,348
... یه مادرِ که

68
00:07:55,141 --> 00:07:58,644
میخواد از بدنش برای محافظت
. از یه چیز ضعیفتر استفاده کنه

69
00:08:00,188 --> 00:08:01,522
. این احمقانست

70
00:08:01,939 --> 00:08:04,400
! اون همچین شخصی نیست

71
00:08:05,151 --> 00:08:08,279
... با این وجود ، چرا پدربزرگ

72
00:08:09,655 --> 00:08:13,117
، تصمیم گیری در مورد اون داخلُ
. میسپرم به خودتون

73
00:08:16,913 --> 00:08:18,915
یه همچین چیزی گفت ؟ ...

74
00:08:21,375 --> 00:08:26,047
، مادامیکه کیلوا در حال مقابله با غرائز طبیعیش هست

75
00:08:26,047 --> 00:08:30,218
جلوی چشمای گون ، اون دختر ، تصوری از

76
00:08:30,218 --> 00:08:32,887
. کایت براش تدائی میکرد

77
00:08:47,360 --> 00:08:50,404
. از اون ... دور بشو

78
00:08:57,578 --> 00:09:02,416
دارم میگم با اون هیولا ، از کنار
. اون دور بشو

79
00:09:05,753 --> 00:09:08,297
! و بعدش با من بجنگ

80
00:09:09,048 --> 00:09:11,217
با من بجنگ و کایتُ ــ

81
00:09:28,192 --> 00:09:33,698
، گذاشتن دو دست ، پُشت رو به روی زمین
... که نشون دهندۀ هیچگونه مقابله ای هست

82
00:09:34,490 --> 00:09:37,201
. اینُ کیلوا به خوبی میشناخت

83
00:10:05,271 --> 00:10:06,105
خواهشاً

84
00:10:07,481 --> 00:10:08,357
. صبر کن

85
00:10:17,241 --> 00:10:18,951
! چرت نگو

86
00:10:19,660 --> 00:10:21,912
برای چی باید منتظر بمونم ؟

87
00:10:26,167 --> 00:10:28,628
! پاشو ! باید بریم بیرون

88
00:10:30,296 --> 00:10:32,632
... مقاومت نکردن پیتو

89
00:10:33,174 --> 00:10:36,969
. باعث فوارن خشم گون شد

90
00:10:37,970 --> 00:10:42,141
در همین حال ، کیلوا داشت
. به وضعیت کنونی ، واقف میشد

91
00:10:42,141 --> 00:10:42,892
... و اونم

92
00:10:45,811 --> 00:10:48,689
. دیگه بقیۀ مأموریت به من ربطی نداره

93
00:10:50,191 --> 00:10:54,236
این نشون میده که یه
! چیز غیرمنتظره رُخ داده

94
00:10:55,237 --> 00:10:58,282
، یه چیزی که پدربزرگ نمیدونست
. وقتی اژدهای رو به شیرجه در می آورد

95
00:10:59,283 --> 00:11:02,161
احتمالاً مأموریت پدربزرگ

96
00:11:02,161 --> 00:11:07,500
استفاده از شیرجه ی اژدها و سر اژدها ، برای جدا کردن
. پادشاه از محافظین سلطنتی بوده

97
00:11:08,626 --> 00:11:11,337
. اما نمیدونست که اون دختر اینجاست

98
00:11:13,130 --> 00:11:16,133
، نه وایسا ، از حضور اون شخص سوم

99
00:11:17,385 --> 00:11:21,347
! هیچ کسی خبر نداشت

100
00:11:25,267 --> 00:11:28,396
و به احتمال قوی ، اون

101
00:11:28,396 --> 00:11:31,107
. دلیل آسیب رسوندن پادشاه به خودش بوده

102
00:11:31,649 --> 00:11:34,360
برای چی پادشاه ، چنین کاریُ انجام داده ؟

103
00:11:36,904 --> 00:11:41,617
برای اینکه اون شخص
. برای پادشاه ، یه شخص خاصیِ

104
00:11:42,535 --> 00:11:45,246
. پیتو خودش اینکارُ نمیکنه

105
00:11:46,288 --> 00:11:48,791
! به دستور پادشاه داره ، درمانش میکنه

106
00:11:50,084 --> 00:11:53,754
این توانایی پیتو ، فقط جلوی
. استفاده " اِن " رو نمیگیره

107
00:11:54,338 --> 00:11:57,883
، بلکه باید همۀ هاله ـشم روش متمرکز کنه
. تا این توانایی فعال بشه

108
00:12:00,094 --> 00:12:05,474
با این وجود ، کیلوا میدونست که
، این اطلاعات روی گون

109
00:12:05,474 --> 00:12:07,560
. فقط اثر منفی میزاره

110
00:12:10,563 --> 00:12:12,064
چیکار باید بکنم ؟

111
00:12:12,732 --> 00:12:13,858
چی باید بهش بگم ؟

112
00:12:19,780 --> 00:12:20,281
گوــ

113
00:12:20,281 --> 00:12:21,115
! هر کاری بخوای میکنم

114
00:12:22,825 --> 00:12:25,244
! هر کاری که تو بگی میکنم

115
00:12:26,412 --> 00:12:27,747
. پس خواهشاً صبر کن

116
00:12:28,581 --> 00:12:29,123
... من

117
00:12:30,332 --> 00:12:33,377
! هر جوری شده باید اونُ نجات بدم

118
00:12:44,388 --> 00:12:45,473
نجات ؟

119
00:12:47,308 --> 00:12:49,894
نجات " چی ؟ "

120
00:12:50,811 --> 00:12:51,896
هر چی ؟

121
00:12:52,563 --> 00:12:54,148
... اون " هر چی " ای که  گفتی

122
00:12:54,148 --> 00:12:54,899
... کیلوا

123
00:12:56,150 --> 00:12:57,902
. من دارم ازش سوأل میپرسم

124
00:13:03,824 --> 00:13:07,244
باید نجاتش بدی " چی ؟ "

125
00:13:19,507 --> 00:13:24,678
، در میون این فشاری که قرار گرفته بود
... جوابی که پیتو انتخاب کرده

126
00:13:26,305 --> 00:13:29,433
... این شخص برای

127
00:13:30,434 --> 00:13:34,814
، شخصی که برام مهمِ
! شخص مهمیِ

128
00:13:35,689 --> 00:13:37,858
. حقیقت بوده ...

129
00:13:39,693 --> 00:13:43,030
. دلیل اینکه پادشاه پادشاهِ ، اونِ

130
00:13:44,406 --> 00:13:48,661
. اگه اون بمیره ، پادشاه ، دیگه پادشاه نیست

131
00:13:49,328 --> 00:13:50,371
. اون اینقدر مهمِ

132
00:13:51,288 --> 00:13:52,206
... پس

133
00:13:53,249 --> 00:13:56,877
! فقط نیازه که اونُ نجات بدم

134
00:13:58,003 --> 00:14:02,883
، بعد از اینکه اون درمان شده
. هر چی میخوایدُ ، انجام میدم

135
00:14:03,717 --> 00:14:05,135
! پس خواهشاً صبر کن

136
00:14:10,307 --> 00:14:13,018
پس میخوای نجاتش بدی ؟

137
00:14:15,062 --> 00:14:17,022
باید نجاتش بدی ؟

138
00:14:18,482 --> 00:14:20,276
یعنی نجاتش بدی ؟

139
00:14:40,421 --> 00:14:44,383
... چطور جرأت میکنی اینُ بگی

140
00:14:46,260 --> 00:14:47,761
!چطور جرأت میکنی ؟

141
00:14:53,142 --> 00:14:54,435
! لعنتی

142
00:14:55,477 --> 00:14:56,604
... کی

143
00:14:57,897 --> 00:15:02,776
!کی آخه به حرفای تو گوش میده ؟

144
00:15:08,073 --> 00:15:09,658
! گون صبر کن

145
00:15:12,202 --> 00:15:16,165
. احتمالاً ما بودیم که به اون دختر آسیب رسوندیم

146
00:15:17,291 --> 00:15:19,126
. با شیرجه ی اژدهای پدربزرگ

147
00:15:20,252 --> 00:15:21,170
خب ؟

148
00:15:21,629 --> 00:15:27,301
و شاید راست باشه که پیتو داره اونُ
. درمان میکنه

149
00:15:28,010 --> 00:15:28,928
خب که چی ؟

150
00:15:29,637 --> 00:15:32,306
. تا کارش تموم بشه ، صبر کن

151
00:15:36,477 --> 00:15:37,519
احتمالاً " ؟ "

152
00:15:38,354 --> 00:15:39,188
شاید " ؟ "

153
00:15:40,981 --> 00:15:43,567
میخوای به دلیل
احتمالاً " و " شاید " صبر کنم ؟ "

154
00:15:44,318 --> 00:15:48,948
و صبر کردیم ، بعدش " شاید " اون بخواد

155
00:15:48,948 --> 00:15:50,908
کاری که میخوامُ برام بکنه ؟

156
00:15:53,369 --> 00:15:55,788
احتمالاً ؟ شاید ؟

157
00:15:56,121 --> 00:15:56,956
!واقعاً ؟

158
00:15:57,831 --> 00:15:58,958
! چرت نگو

159
00:15:59,625 --> 00:16:01,418
! چرتُ پرت نباف

160
00:16:03,045 --> 00:16:05,714
!حالت خوشِ تو ؟

161
00:16:06,090 --> 00:16:11,720
!تو ... تو چیزایی که این میگه رو ، باور میکنی ؟

162
00:16:11,720 --> 00:16:13,973
! من نمیتونم باور کنم

163
00:16:28,112 --> 00:16:31,407
... اگه بخوای ، دست راستمم

164
00:16:32,700 --> 00:16:34,743
، اگه باز کافی نبودش

165
00:16:37,246 --> 00:16:39,248
... میتونم هر دو پامَم

166
00:16:47,339 --> 00:16:53,470
، اگه نگرانید بعد از درمانش
، زیر حرفم بزنم

167
00:16:54,096 --> 00:16:59,768
میتونید هر بخشی از بدنمُ
. که توی درمان اون مداخله نمیکنه رو ، بشکنید

168
00:17:00,644 --> 00:17:04,398
! التماست میکنم بزار اون دخترُ نجات بدم

169
00:17:38,557 --> 00:17:39,808
... نامردیِ

170
00:17:40,559 --> 00:17:42,561
! نامردیِ ، لعنتی

171
00:17:43,312 --> 00:17:45,564
، چرا فقط باید به اون کمک کنی

172
00:17:45,939 --> 00:17:50,360
!و بعدش یه همچین بلایی سر کایت بیاری ؟

173
00:17:50,360 --> 00:17:51,320
! گون

174
00:17:51,320 --> 00:17:52,863
!چرا ؟

175
00:17:55,074 --> 00:17:58,327
!چرا ؟

176
00:18:34,863 --> 00:18:36,615
. مسخره بازی دیگه بسته

177
00:18:44,456 --> 00:18:46,625
... اول از همه

178
00:18:46,625 --> 00:18:48,627
، گون ، اگه اونُ بکشی

179
00:18:49,294 --> 00:18:51,171
. دیگه کایت به حالت قبلش برنمیگرده

180
00:19:12,651 --> 00:19:14,486
. تو خیالتم نیست ، کیلوا

181
00:19:16,280 --> 00:19:18,157
. کاملاً خونسردی

182
00:19:20,951 --> 00:19:23,412
... چون برات مهم نیست

183
00:19:37,426 --> 00:19:40,429
، چون تو کنترلتُ از دست دادی
. دارم اینُ میگم

184
00:19:41,722 --> 00:19:44,391
، اولین چیزی که وقتی اومده بودیم اینجا
گفتی بودیُ ، فراموش کردی ؟

185
00:19:45,851 --> 00:19:47,561
! اومدیم کایتُ برگردونیم

186
00:19:48,145 --> 00:19:50,063
! به خودت بیا عوضی

187
00:20:02,826 --> 00:20:03,827
. آره

188
00:20:05,579 --> 00:20:07,164
. دیگه مشکلی نیست

189
00:20:26,183 --> 00:20:27,267
چقدر زمان میبره ؟

190
00:20:27,935 --> 00:20:29,353
چقدر باید صبر کنم ؟

191
00:20:32,064 --> 00:20:34,358
برای اینکه کاملاً درمان بشه

192
00:20:34,900 --> 00:20:37,110
. یه سه-چهار ساعتی زمان میبره

193
00:20:37,611 --> 00:20:39,363
. نمیشه ، نمیتونم اینقدر صبر کنم

194
00:20:44,868 --> 00:20:47,120
، اگه یک ساعت وقت داشته باشم

195
00:20:47,955 --> 00:20:51,083
. میتونم صدمات جدیشُ خوب کنم

196
00:20:52,542 --> 00:20:55,254
. التماس میکنم ، خواهشاً

197
00:21:01,677 --> 00:21:07,391
، یک ساعت بعدش ، تو با من میای پیجینگ
. و کایتُ به حالت اولش برمیگردونی

198
00:21:08,350 --> 00:21:09,893
میتونی بهم قول بدی ؟

199
00:21:11,311 --> 00:21:13,897
! قسم میخورم به قولم وفا کنم

200
00:21:23,198 --> 00:21:25,993
. برای یک ساعت ، همینجا منتظر میشم
