﻿1
00:00:02,752 --> 00:00:07,340
!چــــرا ؟

2
00:00:30,071 --> 00:00:31,823
. کاملاً خونسردی

3
00:00:35,035 --> 00:00:37,078
... چون برات مهم نیست

4
00:00:46,838 --> 00:00:50,800
، فریاد گون
. مِلئورون رو به سمتشون هدایت کرد

5
00:02:12,006 --> 00:02:17,053
توهین × و × برگشت دادن

6
00:02:23,393 --> 00:02:25,854
. دلم میخواد ازش امتناع کنم

7
00:02:26,563 --> 00:02:28,439
. چون اصلاً حالشُ ندارم

8
00:02:28,439 --> 00:02:28,481
. ای بابا ، همچین چیزی نگو

9
00:02:29,190 --> 00:02:32,110
! نکنه فکر میکنی از شانس بدت ، پیدات کردم

10
00:02:32,610 --> 00:02:36,489
. بزار تکنیک جدیدمُ روت امتحان کنم

11
00:02:42,912 --> 00:02:44,581
... آسیب میزنه ها

12
00:02:44,581 --> 00:02:46,875
. چپ چپ بهم خیره نشو دیگه

13
00:02:46,875 --> 00:02:50,628
، کسی که واقعاً میخوام باهاش بجنگم
. یه کس دیگه ـست

14
00:02:51,296 --> 00:02:53,590
، یه شخص عینکی
. با یه پیپ بزرگ

15
00:02:53,590 --> 00:02:56,009
دوست توئه ، مگه نه ؟

16
00:02:57,051 --> 00:03:01,389
. خب ، پس برو دنبالش بگرد

17
00:03:02,182 --> 00:03:03,975
. میدونم کجاست

18
00:03:03,975 --> 00:03:05,435
. اما نمیتونم بهش نزدیک بشم

19
00:03:05,435 --> 00:03:08,897
دور اونُ دود فرا گرفته ، نمیشه
. وارد اون دیوار دودی شد

20
00:03:09,397 --> 00:03:12,400
. و منم بیخیالش شدم

21
00:03:13,026 --> 00:03:16,654
میخواستم ببینم وضع چطوره ، رفتم
... بالای سقفُ یه دیدی زدم

22
00:03:18,948 --> 00:03:21,409
. و شانسکی تو رو یافتم

23
00:03:23,953 --> 00:03:29,417
پس میخوای با من خودتُ برای
نبرد با اون ، گرم کنی ؟

24
00:03:30,084 --> 00:03:31,920
! گُل گفتی

25
00:03:36,549 --> 00:03:38,593
... امروز خیلی خسته ام

26
00:03:42,055 --> 00:03:44,474
خوب گوش میکنی تا یه چیزی بهت بگم ؟

27
00:03:44,849 --> 00:03:48,603
، از وقتی که کار خونوادگیمُ به عهده گرفتم

28
00:03:48,603 --> 00:03:52,398
شاید برای اولین بار بوده باشه شخصی
. که هدفم نبوده رو به اشتباه کشته باشم

29
00:03:52,398 --> 00:03:55,276
! هی ، تکنیک من حرف نداره

30
00:03:55,276 --> 00:03:58,571
. وقتی دیدیش ، سکته نزنی ها

31
00:03:58,571 --> 00:04:02,200
... خب ، سکته زدی ، کاریش نمیشه کرد

32
00:04:03,993 --> 00:04:06,704
. تو هم خیلی خود خواهی ها

33
00:04:07,622 --> 00:04:11,334
پس هر چقدر امتناع بکنم ، تو یکی
. بیخیال بشو نیستی

34
00:04:11,876 --> 00:04:13,836
! گُل گفتیُ گُل گفتی

35
00:04:17,006 --> 00:04:20,635
. بهتره مراقب پُشتت باشی

36
00:04:23,388 --> 00:04:24,681
! چه کلک قدیمی ای

37
00:04:24,681 --> 00:04:26,599
! با همچین چیزی گول نمیخورم

38
00:04:26,599 --> 00:04:30,603
، یکی از دوستای خودت بهم گفته
که چشم از حریف جلوت برــ

39
00:04:38,361 --> 00:04:42,907
، خب ، چه من باشم ، چه یکی دیگه
. تو نتیجه تاثیری نداشت

40
00:04:57,255 --> 00:04:59,465
میخواستی بیخیالش میشدم ؟

41
00:05:00,883 --> 00:05:02,343
. اصلاً

42
00:05:07,849 --> 00:05:09,225
کیلوا چیکار میکنه ؟

43
00:05:09,642 --> 00:05:12,478
. هوم ؟ بدک نبودش

44
00:05:13,438 --> 00:05:17,150
. فکر کنم تونسته سوزن ایلومی رو در بیاره

45
00:05:18,359 --> 00:05:19,485
. که اینطور

46
00:05:20,403 --> 00:05:22,613
... اوه ، اینجوریاست

47
00:05:22,613 --> 00:05:25,366
. امروز یه تجربۀ نادر داشتم

48
00:05:25,366 --> 00:05:28,494
! یدفعه ای زمان برام ثابت شده بود

49
00:05:29,037 --> 00:05:32,332
یادم میاد باید نصف حرفای تو رو
. نشنیده بگیرم

50
00:05:41,007 --> 00:05:43,843
. خب ، اینجا دیگه باید امن باشه

51
00:05:43,843 --> 00:05:45,178
. توضیح بده چه خبره

52
00:05:47,555 --> 00:05:49,682
! شریک جرم خدا ... کنسل

53
00:05:50,433 --> 00:05:54,937
، شوت از دور خارج شده
. و ناکِل داره تنهایی با یوپی میجنگه

54
00:05:55,313 --> 00:05:56,814
... به کمکت نیازه

55
00:05:57,106 --> 00:06:01,569
، ناکِل عوضی هی فقط داره در میره
. و سعی داره زمان بخره

56
00:06:01,569 --> 00:06:03,071
! اون دیوونه ـست

57
00:06:03,404 --> 00:06:07,825
باشه ، چقدر میتونی شریک جرم خدارو
فعال نگه داری ؟

58
00:06:08,034 --> 00:06:12,580
، اولین بار ، خیلی عصبی بودم ، بعد از یه ضربه
. توی 10 ثانیه ، از بین رفت

59
00:06:12,580 --> 00:06:14,457
. الان دیگه کاملاً خونسردم

60
00:06:14,457 --> 00:06:17,460
اگه حرکتی نکنم ، میتونم برای
! یک دقیقه فعال نگه ـِش دارم

61
00:06:17,460 --> 00:06:18,419
. کافیه

62
00:06:19,045 --> 00:06:21,506
. فقط به یه فرصت نیاز دارم

63
00:06:24,967 --> 00:06:29,514
تقریباً سه دقیقه قبل از اینکه
... کیلوا انگشتشُ بالا ببره

64
00:06:33,684 --> 00:06:35,770
. ناکِل توی هوا بود

65
00:06:39,232 --> 00:06:43,986
عقیدۀ ناکِل این بود که
. بهترین تواناییش در این وضع ، فرار کردنش هست

66
00:06:55,289 --> 00:06:57,125
، برای فراری دادن دوستاش

67
00:06:57,125 --> 00:06:59,043
، اون چندین پلیسُ ناکار کرد

68
00:06:59,043 --> 00:07:05,633
، و برای یک شبانه روز
. یه دوجین پلیسُ به دنبال خودش کشوند

69
00:07:06,008 --> 00:07:08,511
، روزی که اون فرار میکرد

70
00:07:09,470 --> 00:07:11,722
. روز فارغ التحصیلیِ ابتدائیش بوده

71
00:07:20,189 --> 00:07:24,152
، بُنیۀ و نگه داشتن سرعتش توی حداکثر

72
00:07:24,152 --> 00:07:26,946
. حتی از چیتا هم پیشی میگیره

73
00:07:28,406 --> 00:07:31,200
، برای نجات شوت ، خودشُ نمایان کرد

74
00:07:31,200 --> 00:07:36,038
و یه استراتژیِ بدون تبادل مشت ، بر ضد
. یوپی ، انتخاب کرد

75
00:07:36,038 --> 00:07:37,665
. به طور کلی ، انتخاب درستی بود

76
00:07:42,837 --> 00:07:44,088
دیگه دنبالم نمیاد ؟

77
00:07:45,590 --> 00:07:49,719
، چیز اشتباه در محاسباتش
. قصد و نیت حریفش بوده

78
00:07:51,179 --> 00:07:53,473
! شوت تو خطره ! لعنتی

79
00:07:56,684 --> 00:08:01,814
در نظر ناکِل ، شوت و خودش برای یوپی ، یک هدف
. اولویت دار به حساب میان

80
00:08:02,482 --> 00:08:05,735
. اما برای یوپی ، چنین چیزی نبوده

81
00:08:06,611 --> 00:08:10,031
به عنوان یه محافظ سلطنتی ، ماموریت اونا
... محافظت از پادشاه

82
00:08:10,031 --> 00:08:14,285
. و همچنین دور نگه داشتن دشمنا از پادشاه هست

83
00:08:15,703 --> 00:08:20,374
یوپی هنوز باور داشته که پادشاه ، توی
. اتاق تخت سلطنتی هست

84
00:08:20,374 --> 00:08:23,961
، وظیفۀ اون محافظت از پلکان بوده

85
00:08:24,378 --> 00:08:30,551
و اعتقاد داره که پیتو و پوف از
. پادشاه محافظت میکنن

86
00:08:31,135 --> 00:08:37,683
بنابر این ، اولویت اول اون ، دور نگه داشتن
. دشمنان از اتاق تخت سلطنتی هست

87
00:08:37,683 --> 00:08:40,478
، از اونجاییکه تعداد دشمنان براش نامعلوم بوده

88
00:08:40,853 --> 00:08:44,565
طبیعی هست که توانایی های
. حریفاش ، تقدم دوم براش پیدا کنه

89
00:08:45,274 --> 00:08:48,069
. دشمنی که فرار میکنه و دشمنی که در لبۀ مرگِ

90
00:08:48,402 --> 00:08:51,155
. براش اهمیت چندانی نداره

91
00:08:51,864 --> 00:08:54,116
! هوی پیتو

92
00:09:09,423 --> 00:09:10,758
! شوت

93
00:09:11,759 --> 00:09:13,636
. شوت هنوز زنده بود

94
00:09:17,932 --> 00:09:19,267
... شوت

95
00:09:25,356 --> 00:09:29,902
، بنابر موقعیت ، وقتی یوپی بر میگشت

96
00:09:30,236 --> 00:09:31,654
. باید شوتُ تشخیص میداد

97
00:09:39,495 --> 00:09:42,039
... برامون ارزشی قائل نیست

98
00:09:43,082 --> 00:09:45,126
که کارمونُ تموم کنه ؟

99
00:09:46,752 --> 00:09:51,257
. یوپی اهمیت نمیداد که شوت زنده باشه یا مرده

100
00:09:51,882 --> 00:09:55,928
، برای اون دو نفر که از جونشون مایه گذاشته بودن

101
00:09:55,928 --> 00:09:58,431
. تحقیری بدتر از این نبود

102
00:10:00,975 --> 00:10:02,852
... من

103
00:10:03,936 --> 00:10:05,563
... و شوت ...

104
00:10:06,355 --> 00:10:08,899
!پشه ای بیشتر نبودیم ؟

105
00:10:09,483 --> 00:10:11,235
! هر جور راحتی

106
00:10:11,235 --> 00:10:13,946
! کاری میکنم که پشیمون بشی

107
00:10:13,946 --> 00:10:19,952
، جوری میزنمت
. که توی آسمون به پرواز در بیای

108
00:10:22,038 --> 00:10:24,457
! پیتو ! پوف

109
00:10:25,333 --> 00:10:27,543
اینجا نیستید ؟ هوی ؟

110
00:10:29,420 --> 00:10:32,506
. رئیس توی زندان دودی ، توی اتاق تخت سلطنتیِ

111
00:10:33,174 --> 00:10:35,718
. پس به عبارتی با پوف ، تنها اون داخلِ

112
00:10:36,510 --> 00:10:38,846
! پادشاه توی اتاق تخت سلطنتی نیست

113
00:10:40,222 --> 00:10:43,726
یه چیزی بگید ! کَر هستید مگه ؟

114
00:10:43,726 --> 00:10:44,727
! هـــوی

115
00:10:46,979 --> 00:10:48,606
... ای احمق

116
00:10:48,606 --> 00:10:51,192
! از یه اتاق خالی دفاع بکن

117
00:10:52,818 --> 00:10:57,823
. شوتُ میبرم و از یه فاصله ی امن ، تماشات میکنم

118
00:11:01,827 --> 00:11:04,413
... لعـ ... ـنتی

119
00:11:10,836 --> 00:11:13,798
، وقتی ناکِل به اشتباه خودش پی برده بود

120
00:11:13,798 --> 00:11:17,009
. یه اشتباه دیگه به وجود اومد

121
00:11:20,054 --> 00:11:22,723
. شوت و یوپی باید همدیگه رو دیده باشن

122
00:11:24,141 --> 00:11:27,978
اون موقع شوت ، خودشُ آمادۀ
. مردن کرده بود

123
00:11:30,439 --> 00:11:33,359
. ما برای همچین نبردی اومده بودیم

124
00:11:34,694 --> 00:11:38,989
... اما اون عوضی ، شوتُ نادیده گرفت

125
00:11:41,450 --> 00:11:44,787
، وقتی نگاه خونخوارانۀ یوپی به شوت

126
00:11:44,787 --> 00:11:48,749
، در زمانی که به طبقۀ سوم میرفت
، براش مجسم شد

127
00:11:49,417 --> 00:11:53,754
. یه اشتباه جدیدی ، در وجود ناکِل به وجود اومد

128
00:11:55,881 --> 00:11:57,216
... لعنتی

129
00:11:58,718 --> 00:12:00,594
لعنتی ‏.‏‏.‏‏.‏

130
00:12:01,137 --> 00:12:05,433
یعنی باید این حقیقتُ که
دوستم تحقیر شده رو نادیده بگیرم ؟

131
00:12:06,016 --> 00:12:07,435
برایِ چی ؟

132
00:12:10,563 --> 00:12:12,064
برایِ دنیا ؟

133
00:12:12,898 --> 00:12:14,275
برای بشریت ؟

134
00:12:15,818 --> 00:12:20,823
اگه تو مأموریتمون موفق بشیم ‏،‏
فقط دستِ شوتُ میگیرم و بهش میگم ‏،‏

135
00:12:21,532 --> 00:12:22,992
‏"‏ ما موفق شدیم ‏"‏ ؟

136
00:12:24,160 --> 00:12:27,121
میزنیم رو شونه هایِ همدیگه و میخندیم ؟

137
00:12:27,580 --> 00:12:30,583
حتی با اینکه اون تحقیر شده ؟

138
00:12:31,167 --> 00:12:33,294
نمیتونم این کارُ بکنم ‏!‏

139
00:12:35,463 --> 00:12:37,173
این درست نیست ‏.‏‏.‏‏.‏

140
00:12:43,929 --> 00:12:48,851
بیـ ‏- ـ‏خیال ‏.‏‏.‏‏.‏

141
00:12:49,935 --> 00:12:51,145
اوه ‏،‏ معذرت میخوام ‏.‏

142
00:12:51,645 --> 00:12:56,609
متأسفم ‏،‏ یکم دیگه اینجا منتظر بمون ‏!‏

143
00:12:57,359 --> 00:13:02,615
باید یه مشت بزنم تو صورتِ اون یارو ‏.‏‏.‏‏.‏

144
00:13:03,991 --> 00:13:09,997
اونوقت یه مشت هم بخاطرِ تو بهش میزنم ‏!‏

145
00:13:14,502 --> 00:13:19,840
این وظیفۀ منه که آروم باشم و جلویِ ناکِل رو بگیرم ‏.‏‏.‏‏.‏

146
00:13:21,425 --> 00:13:22,927
" ‏"‏عقلتُ از دست دادی ؟

147
00:13:23,469 --> 00:13:24,637
نَرو ‏.‏

148
00:13:25,221 --> 00:13:28,390
‏" ‏فقط دهنتُ ببند و یکم وقت کشی کُن ‏.‏‏"‏

149
00:13:29,099 --> 00:13:31,769
من باید ‏.‏‏.‏‏.‏

150
00:13:35,981 --> 00:13:37,900
این کارُ بکن ‏،‏ ناکِل ‏!‏

151
00:13:39,318 --> 00:13:41,153
لعنتی ‏!‏

152
00:13:41,487 --> 00:13:42,738
اون عوضی ‏.‏‏.‏‏.‏

153
00:13:43,322 --> 00:13:44,406
اون ‏.‏‏.‏‏.‏

154
00:13:45,366 --> 00:13:46,408
اون ‏.‏‏.‏‏.‏

155
00:13:47,243 --> 00:13:49,745
جوری نگاهم میکرد که انگار یه تیکه آشغالم ‏!‏

156
00:13:50,913 --> 00:13:54,750
از طرفِ منم یه مشتِ دیگه بهش بزن ‏.‏‏.‏‏.‏

157
00:13:58,963 --> 00:14:01,215
باشه ‏،‏ فهمیدم ‏!‏

158
00:14:03,259 --> 00:14:05,761
معذرت میخوام ‏،‏ استاد ‏.‏‏.‏‏.‏

159
00:14:06,804 --> 00:14:08,681
ما هر دوتامون احمقیم ‏.‏

160
00:14:11,058 --> 00:14:14,144
الان ‏،‏ یه چیزی بیشتر از دنیا اهمیت داره ‏!‏

161
00:14:16,438 --> 00:14:18,023
اشتباهِ ناکِل

162
00:14:19,149 --> 00:14:21,527
دربارۀ اولویت هاش بود ‏.‏

163
00:14:36,542 --> 00:14:39,628
حمله هام هیچ تأثیری رویِ این دود نداره ‏.‏‏.‏‏.‏

164
00:14:40,838 --> 00:14:42,423
عالیجناب ‏!‏

165
00:14:43,299 --> 00:14:45,718
پیتو ‏!‏ پوف ‏!‏

166
00:14:46,302 --> 00:14:48,721
شما ها اونجایید ؟ هوـی ‏!‏

167
00:14:50,180 --> 00:14:51,849
اون یوپیِ ؟

168
00:14:53,058 --> 00:14:55,227
یعنی هر دوتاشون شکست خوردن ؟

169
00:14:56,854 --> 00:14:59,106
امیدوارم اون پیری اوضاعش رو به راه باشه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

170
00:15:01,525 --> 00:15:04,695
چرا پوف جواب نمیده ؟

171
00:15:06,322 --> 00:15:07,364
یه جایِ کار میلنگه ‏.‏

172
00:15:07,948 --> 00:15:12,161
چرا داخلِ پیله ـَش مونده ؟

173
00:15:12,953 --> 00:15:17,791
انتظار داشتم بیشتر از اینا برایِ رسیدن به پادشاه عجله داشته باشه ‏.‏

174
00:15:19,168 --> 00:15:22,463
یعنی ما دربارۀ ‏.‏‏.‏‏.‏

175
00:15:23,422 --> 00:15:25,883
محافظ های سلطنتی اشتباه میکردیم ؟

176
00:15:27,092 --> 00:15:31,722
عملیاتمون موفق میشه ؟

177
00:15:34,433 --> 00:15:35,267
بهش فکر نکن ‏!‏

178
00:15:36,060 --> 00:15:38,395
اینجام تا مأموریتمُ کامل کنم ‏!‏

179
00:15:41,357 --> 00:15:45,194
شَک ‏،‏ نگرانی ‏،‏ بی تابی ‏.‏‏.‏‏.‏

180
00:15:46,904 --> 00:15:51,492
احساساتِ منفی رشد میکنه ‏،‏
اما اراده ـَش مُتزلزل نشده ‏.‏

181
00:15:52,701 --> 00:15:55,120
کمتر از این هم از یه مبارزِ قوی انتظار نداشتم ‏.‏

182
00:15:55,704 --> 00:15:57,206
تحتِ تأثیر قرار گرفتم ‏.‏

183
00:15:58,666 --> 00:16:03,796
اما محدودیت و فشار باعثِ
تضعیفِ تصمیم گیریت میشه ‏.‏

184
00:16:06,757 --> 00:16:07,800
لعنتی ‏.‏‏.‏‏.‏

185
00:16:08,884 --> 00:16:11,679
چرا ‏"‏ اِنِ ‏"‏ پیتو ناپدید شده ؟

186
00:16:12,638 --> 00:16:17,059
یعنی پادشاه ‏،‏ پیتو و پوف ناپدید شدن ؟

187
00:16:17,059 --> 00:16:18,727
منُ تنها گذاشتن ؟

188
00:16:20,312 --> 00:16:22,064
چه اتفاقی افتاده ؟

189
00:16:22,690 --> 00:16:24,441
چه خبر شده ؟

190
00:16:24,817 --> 00:16:25,901
دیگه وقتشه ‏.‏

191
00:16:26,360 --> 00:16:27,861
. اضافه میشه

192
00:16:28,862 --> 00:16:29,822
خفه شو ‏!‏

193
00:16:32,324 --> 00:16:34,827
مهِ سیاهِ رو شونه ـَم از بین نمیره ‏.‏

194
00:16:35,369 --> 00:16:38,080
اعدادِ اینم هی داره زیاد میشه ‏.‏

195
00:16:38,497 --> 00:16:40,541
باید پادشاهُ پیدا کنم ‏!‏

196
00:16:41,500 --> 00:16:44,586
لعنتی ، باید اون حشره طبقه پایینی رو میکشتم ‏.‏

197
00:16:44,920 --> 00:16:47,464
شاید اینطوری از این مِه خلاص میشدم ‏.‏

198
00:16:48,632 --> 00:16:51,635
اما باید پادشاهُ پیدا کنم ‏!‏

199
00:16:52,302 --> 00:16:53,846
چی شده ‏!‏؟

200
00:16:54,263 --> 00:16:55,848
داره اعصابم خورد میشه ‏!‏

201
00:17:05,691 --> 00:17:06,900
یـو ‏.‏

202
00:17:17,828 --> 00:17:23,876
شماها همتون چه مرگتونه ‏!‏؟

203
00:17:28,756 --> 00:17:31,925
با اون فریاد ‏،‏ یوپی تغییرِ شکل داد ‏.‏

204
00:17:33,552 --> 00:17:37,306
فریادش به اندازه ای قوی بود که باعث شد ‏،‏
ناکِل بفهمه اون داره آماده میشه ‏،‏

205
00:17:37,306 --> 00:17:41,435
فوراً از حالتِ تهاجمی به حالتِ فرار تغییرِ موقعیت داد ‏.‏

206
00:17:42,227 --> 00:17:46,190
... این مظهرِ شَر

207
00:17:47,024 --> 00:17:50,235
فقط به فکر نابود کردن بود ‏.‏

208
00:18:26,897 --> 00:18:28,107
تحمل کن ‏!‏

209
00:18:28,941 --> 00:18:30,109
تو ‏.‏‏.‏‏.‏

210
00:18:30,567 --> 00:18:31,860
اونُ زدی ؟

211
00:18:32,152 --> 00:18:33,153
هـا ؟

212
00:18:33,904 --> 00:18:36,281
تو اونُ بخاطرِ من ‏.‏‏.‏‏.‏

213
00:18:36,907 --> 00:18:37,991
زَدی ؟

214
00:18:38,283 --> 00:18:40,077
نه هنوز ‏،‏ لعنتی ‏!‏

215
00:18:40,536 --> 00:18:42,746
حسابی میزنمش ‏،‏ پس تحمل کن ‏!‏

216
00:18:43,205 --> 00:18:46,708
اما اول باید فرار کنیم ‏،‏ پس نمیر ‏!‏

217
00:19:03,809 --> 00:19:06,645
یوپی برای اولین بار تویِ زندگیش ‏،‏

218
00:19:06,645 --> 00:19:09,565
استرسِ زیادی رو تحمل کرده بود ‏.‏

219
00:19:09,940 --> 00:19:13,110
این باعث شده بود که

220
00:19:13,110 --> 00:19:16,655
قدرتش به معنایِ محافظت از پادشاه نباشه ‏.‏

221
00:19:17,865 --> 00:19:20,159
در عوض ‏،‏ متوجه شده بود که میازنِ خشم و خشونتِش

222
00:19:20,534 --> 00:19:25,956
میتونه باعثِ افزایش حجمِ بدن و هاله ـَش بشه ‏.‏

223
00:19:27,791 --> 00:19:31,170
ویرانی برای او لذتِ زیادی به وجود آورد ‏،‏

224
00:19:31,170 --> 00:19:37,509
بعد از اینکه بدنش به سرعت منقبض شد ‏،‏
احساس کرد یه حسِ قوی رو از دست داده ‏.‏

225
00:19:40,554 --> 00:19:46,310
تجربۀ زیادِ ناکِل باعث میشد بفهمه که
چه اتفاقی برایِ یوپی افتاده ‏.‏

226
00:19:47,561 --> 00:19:48,812
ما میتونیم برنده بشیم ‏.‏

227
00:19:50,189 --> 00:19:52,065
اون انفجار خیلی قوی بود ‏.‏

228
00:19:53,525 --> 00:19:58,030
شک دارم بشه به راحتی تحریکش کرد
که این کار رو عمداً انجام بده ‏،‏

229
00:19:58,030 --> 00:20:00,449
و آسیب نبینه ‏.‏

230
00:20:01,241 --> 00:20:05,495
اما تکرارِ دوباره ـَش

231
00:20:05,495 --> 00:20:07,581
خیلی خطرناکِ ‏.‏

232
00:20:09,833 --> 00:20:11,835
عصبانیش کردم و اون منفجر شد ‏.‏

233
00:20:13,086 --> 00:20:15,672
بهترین زمان برایِ حمله بهش

234
00:20:15,672 --> 00:20:18,717
وقتیِ که داره قدرتشُ جمع میکنه ‏.‏

235
00:20:18,717 --> 00:20:21,345
هالۀ موردِ نیازش برایِ سوختِ انفجار

236
00:20:21,929 --> 00:20:25,015
باعث میشه زودتر ورشکسته بشه ‏.‏

237
00:20:27,184 --> 00:20:30,687
نقشۀ ناکِل این بود که

238
00:20:30,687 --> 00:20:35,609
بدونِ هیچ عیب و نقصی با یوپی مقابله کنه ‏.‏

239
00:20:36,193 --> 00:20:40,739
اما ‏،‏ ارزشِ واقعیِ یوپی فقط بعد از انفجار مشخص شد ‏.‏

240
00:20:42,199 --> 00:20:45,535
انتقالِ بینِ لذت و دلسردی یوپی ‏،‏

241
00:20:46,161 --> 00:20:49,915
این توانایی خودخواهانه ـَش رو میتوان باقی ماندۀ نَفسِش نامید

242
00:20:50,374 --> 00:20:53,919
تمامِ تمرکزش این بود که

243
00:20:54,628 --> 00:20:57,631
چگونه میتونه از این قدرت برای پادشاه استفاده کنه ‏.‏

244
00:20:59,508 --> 00:21:00,884
از خود گذشتگی ‏.‏‏.‏‏.‏

245
00:21:02,219 --> 00:21:05,681
غرایزِ مورچه بودن و ذهنیت جادویی هیولایی او

246
00:21:05,681 --> 00:21:10,978
حتی بعد از انفجارِ احساسِش به آرومی کار میکرد ‏.‏

247
00:21:12,646 --> 00:21:15,524
وظیفم نسبت به پادشاه اینِ که

248
00:21:15,524 --> 00:21:21,446
بدونِ اینکه اجازه بدم احساساتم بهم غلبه کنه
بخوبی بتونم این توانایی رو کنترل کنم ‏.‏

249
00:21:22,614 --> 00:21:23,949
به عبارتِ دیگه ‏،‏

250
00:21:25,075 --> 00:21:28,704
باید از این توانایی برای نابودیِ متجاوز استفاده بکنم ‏.‏

251
00:21:30,706 --> 00:21:34,960
حالا که یوپی یاد گرفته چطور
هم خشمگین باشه هم آروم

252
00:21:35,502 --> 00:21:39,047
خطرش برای ناکِل خیلی بیشتر شده ‏.‏

253
00:21:41,466 --> 00:21:44,761
تقریباً سه دقیقه از شروعِ مأموریت گذشته بود ‏.‏

254
00:21:51,476 --> 00:21:54,980
هدفِ همۀ کسایی که درگیر شده بودن
داشت در کنارِ همدیگه جمع میشد ‏.‏
