﻿1
00:00:01,835 --> 00:00:03,753
این کارُ بکن ‏،‏ ناکِل ‏!‏

2
00:00:04,921 --> 00:00:07,048
لعنتی ‏!‏

3
00:00:07,048 --> 00:00:08,800
... اون عوضی

4
00:00:08,800 --> 00:00:09,801
... اون

5
00:00:10,969 --> 00:00:12,178
... اون

6
00:00:13,138 --> 00:00:15,515
جوری نگام میکرد که انگار یه تیکه آشغالم ‏!‏

7
00:00:16,516 --> 00:00:20,812
از طرفِ منم یه مشتِ دیگه بهش بزن ‏.‏‏.‏‏.‏

8
00:00:24,524 --> 00:00:26,776
باشه ‏،‏ فهمیدم ‏!‏

9
00:00:28,820 --> 00:00:31,364
معذرت میخوام ‏،‏ استاد ‏.‏‏.‏‏.‏

10
00:00:32,323 --> 00:00:34,284
ما هر دوتامون احمقیم ‏.‏

11
00:00:36,828 --> 00:00:39,831
الان ‏،‏ یه چیزی بیشتر از دنیا اهمیت داره ‏!‏

12
00:01:58,368 --> 00:02:03,414
یک × خشمِ × اشتباه

13
00:02:05,625 --> 00:02:07,752
بخاطر زندان دودیِ مورل ، طبقۀ

14
00:02:07,752 --> 00:02:13,424
، سوم متصل به پلکان مرکزی ، از ویران شدن نجات پیدا کرد

15
00:02:13,424 --> 00:02:17,137
، و فقط به طور جزئی به سمت چپ کج شده

16
00:02:17,137 --> 00:02:22,433
و به سختی ساختمون تونسته
. این تعادلُ حفظ بکنه

17
00:02:23,601 --> 00:02:27,480
، در نزدیک قسمت پایینیِ برج مرکزی

18
00:02:27,480 --> 00:02:32,152
... حفره ای شبیه به میدون نبرد گلادیاتور ها ایجاد شده

19
00:02:34,362 --> 00:02:36,990
، من یه خدمتکار ابله پادشاهم

20
00:02:37,490 --> 00:02:41,327
. که اجازه دادم خشمم ، منُ به سمت شکار روانه کنه

21
00:02:42,370 --> 00:02:44,080
. همین احساس ، معرکه ـست

22
00:02:44,539 --> 00:02:46,332
. باید از همین تاثیرش استفاده کنم

23
00:02:52,547 --> 00:02:55,758
کدوم گوری مخفی شدی ، موشای کثیف ؟

24
00:02:56,926 --> 00:03:00,680
! بیاین بیرون ، تا بزنم لهتون کنم

25
00:03:06,352 --> 00:03:09,355
... مطمئنم اون دوباره خودشُ نمایان میکنه

26
00:03:12,901 --> 00:03:15,945
. برای فضای آزادِ قبل از انفجار من

27
00:03:17,030 --> 00:03:18,281
. وقتشه

28
00:03:18,281 --> 00:03:19,032
اضافه ــ

29
00:03:19,032 --> 00:03:20,658
! خفه

30
00:03:22,827 --> 00:03:26,664
، زمانی که خشم اشتباهی یوپی رو در بر گرفته

31
00:03:26,664 --> 00:03:30,460
... و برای نمایان کردن ناکل ، در حال فریاد زدن بود

32
00:03:33,379 --> 00:03:37,675
، مهم نیست بیرون چه اتفاقی در حال رُخ دادنه
. هدف من نگه داشتن اون ، اینجاست

33
00:03:39,802 --> 00:03:42,138
! این کاریِ که من باید بکنم

34
00:03:43,097 --> 00:03:46,184
، تقریباً یکصد تریلیون میکرو اُرگانیسم

35
00:03:46,184 --> 00:03:50,939
، به اندازه ای ریز ، که بتونن از بین ذرات دود گذر کنن

36
00:03:51,648 --> 00:03:57,403
نقشه ای که مورل ، در این فاصله زمانی
، نمیتونست بهش پی ببره

37
00:03:58,529 --> 00:04:05,870
شاید به آرومی بوده باشه ، اما
. پوف داشت از زندان دودی فرار میکرد

38
00:04:10,250 --> 00:04:11,960
زیر بخش شمالیِ کاخ

39
00:04:11,960 --> 00:04:12,418
F مرز نگهبانیِ منطقۀ
کاخ
زیر بخش شمالیِ کاخ

40
00:04:12,418 --> 00:04:12,710
کاخ
F مرز نگهبانیِ منطقۀ

41
00:04:12,710 --> 00:04:14,712
یک فضای بزرگ با
. انبار هایی به شکل سنجاقک بوده
کاخ
F مرز نگهبانیِ منطقۀ

42
00:04:14,712 --> 00:04:17,674
یک فضای بزرگ با
. انبار هایی به شکل سنجاقک بوده

43
00:04:18,258 --> 00:04:21,052
، که در کنار یکی از بال ها قرار داره ، D منطقۀ

44
00:04:21,052 --> 00:04:23,346
... جایی بود که بیزف منطقۀ مخصوص خودشُ

45
00:04:23,346 --> 00:04:26,182
. برای آوردن زن ها درست کرده ، هست

46
00:04:27,016 --> 00:04:31,729
، بر طبق اطلاعاتی که مارکوس داده

47
00:04:31,729 --> 00:04:36,150
ایکالگو باید جاده ای در حدود 5 کیلومترُ

48
00:04:36,150 --> 00:04:37,694
. به وسیلۀ کامیون طی کنه

49
00:04:38,820 --> 00:04:42,490
زمانی که ایکالگو به چهار راهی

50
00:04:42,490 --> 00:04:45,785
، منتهی میشه ، میرسه B و A که به منطقۀ

51
00:04:47,620 --> 00:04:51,374
قبلترش ، سنجاقک های ماهواره ای
. به انبار رسیده بودن

52
00:04:53,751 --> 00:04:55,044
... در بازِ

53
00:04:55,378 --> 00:04:56,713
. این علامت خوبیِ

54
00:04:58,089 --> 00:05:01,092
پالم بیزفُ خوابونده
. و به سمت کاخ رفته باشه

55
00:05:02,051 --> 00:05:05,930
بیزف وقتی که بیدار شد ، به دنبالش رفت
. و یادش رفت درُ قفل کنه

56
00:05:06,848 --> 00:05:08,641
. احتمالش خیلی زیاده

57
00:05:14,272 --> 00:05:16,607
برووادا ، تو منطقۀ نگهبانیِ ؟

58
00:05:20,361 --> 00:05:22,613
این یعنی اینکه

59
00:05:24,365 --> 00:05:29,120
. ایکالگو چاره ای جز رو در رو شدن باهاش ، نداره

60
00:05:31,789 --> 00:05:34,208
. برووادا به من اعتماد نداره

61
00:05:35,043 --> 00:05:38,004
چرا ؟ نکنه اشتباهی ازم سر زده ؟

62
00:05:39,422 --> 00:05:40,882
... آروم باش

63
00:05:41,507 --> 00:05:45,511
آروم باشُ بفهم ، که اون چی
، میدونه و چی نمیدونه

64
00:05:47,889 --> 00:05:49,223
! برای زنده موندن

65
00:05:52,727 --> 00:05:56,773
تو اون مواجه ـمون چه چیزی
سوء ظنشُ بیدار کرده ؟

66
00:05:57,523 --> 00:06:00,526
چه چیزی درمورد تقلید من
از فلوتر ، غیر طبیعی بوده ؟

67
00:06:02,528 --> 00:06:08,743
حدس میزنم ، برای اونا دستور هاگیا برای
. اومدن به زیرزمین ، کمی عجیب بوده باشه

68
00:06:09,660 --> 00:06:14,165
، اما از اونجایی که اون بالا جلومُ نگرفتن

69
00:06:14,749 --> 00:06:16,876
. نباید اشتباه بزرگی بوده باشه

70
00:06:17,293 --> 00:06:21,964
یا ترجیحاً ، یه چیزی باعث ایجاد شکی در
. ذهن برووادا شده

71
00:06:23,883 --> 00:06:28,679
. و برووادا برای اثبات شکش ، اونجاست

72
00:06:31,057 --> 00:06:33,101
اشتباه کوچیکیِ که بشه ماست مالیش کرد ؟

73
00:06:33,601 --> 00:06:37,688
یا یه اشتباه بزرگِ که فقط میخواد
در موردش مطمئن بشه ؟

74
00:06:39,273 --> 00:06:40,608
. نباید در موردش خوش بین باشم

75
00:06:41,484 --> 00:06:43,194
. باید فرض کنم اشتباه بزرگی هست

76
00:06:44,112 --> 00:06:45,446
کسی اینجا نیست ؟

77
00:06:45,780 --> 00:06:48,074
! من یه پیام آور از طرف منشی هستم

78
00:06:49,075 --> 00:06:50,576
... متکی به جواب

79
00:06:50,576 --> 00:06:53,079
نه ، باید خودمُ آماده کنم

80
00:06:53,079 --> 00:06:55,331
... شاید بخواد حمله کنه

81
00:06:56,249 --> 00:06:57,291
! برای کشتن من

82
00:06:59,919 --> 00:07:02,171
! من یه پیام آور از طرف منشی هستم

83
00:07:02,171 --> 00:07:04,340
! به دستور منشی اومدم اینجا

84
00:07:05,341 --> 00:07:06,884
! تینکر بل

85
00:07:06,884 --> 00:07:10,346
! اگه اینجا هستی ، فوراً با من بیا

86
00:07:11,180 --> 00:07:15,935
. هرگز پیام آوری از طرف بیزف به این انبار فرستاده نشده

87
00:07:18,062 --> 00:07:22,525
این برای نشون دادن به پالم ، که
. اون یه خودیِ ، هست

88
00:07:24,652 --> 00:07:27,155
اگه اینجایی ، چرا جوابی نمیدی ؟

89
00:07:27,905 --> 00:07:29,323
بقیه کجان ؟

90
00:07:29,323 --> 00:07:33,369
... در مورد اتفاقایی که اون بیرون میوفته ، چیزی نمیدونم

91
00:07:34,120 --> 00:07:38,916
اجازه ندارم جز با منشی ، با کس
. دیگه ای صحبت کنم

92
00:07:40,168 --> 00:07:41,878
اون دختر فکر کرده که این

93
00:07:41,878 --> 00:07:46,007
. آزمایشی از طرف منشی ، برای وفاداریشون هست

94
00:07:46,924 --> 00:07:49,802
. زن های دیگه هم ، همین فکرُ میکردن

95
00:07:50,761 --> 00:07:54,640
، هر اتاق منحصراً تلفنی برای ارتباط با بیزف داشت

96
00:07:54,974 --> 00:07:59,270
بخاطر همین غیر منطقی هست که یه
. پیام آور ، بیاد

97
00:07:59,896 --> 00:08:03,816
اونا اعتقاد داشتن

98
00:08:03,816 --> 00:08:08,613
که این یک آزمایش وفاداری از
یک شخص غریبه هست ، که میتونن به دستورات

99
00:08:08,613 --> 00:08:10,656
، در اوضاع غیر معمول عمل کنن

100
00:08:10,656 --> 00:08:13,409
. بنابر این از صحبت کردن با ایکالگو امتناع میکردن

101
00:08:13,910 --> 00:08:17,413
. با این وجود ، این کار یه لطف به ایکالگو بودش

102
00:08:18,956 --> 00:08:19,999
اینجاست ؟

103
00:08:20,875 --> 00:08:26,797
زن ها شانس زنده موندن بالایی دارن
. اگه اینجا بمونن

104
00:08:27,465 --> 00:08:33,888
بخاطر همین ایکالگو ، نگران حفاظت اونا
. برای زنده موندن ، نبود

105
00:08:35,681 --> 00:08:37,517
. یافتم ، نوشتۀ " نِن " ـی

106
00:08:39,310 --> 00:08:45,816
، اون نوشته ها به وسیلۀ هاله هستن
. و توسط  " گیو " میشه دیدشون

107
00:08:46,943 --> 00:08:49,987
اینطوری ، رسیک پیدا شدن پیغام

108
00:08:49,987 --> 00:08:53,533
توسط بیزف یا دیگران ، به
. حداقل ممکن میرسه

109
00:08:54,158 --> 00:08:55,326
. به سمت کاخ میرم

110
00:08:56,202 --> 00:08:58,496
، اگه تا زمان ماموریت تماسی نگرفتم

111
00:08:59,497 --> 00:09:01,832
. فرض کنید که مرده ام

112
00:09:03,918 --> 00:09:05,836
. انتظار اینُ داشت

113
00:09:06,629 --> 00:09:12,468
اما ایکالگو دردیُ درست مثل از دست دادن قسمتی از
. بدنش ، درون قلبش احساس میکرد

114
00:09:15,513 --> 00:09:16,472
... پالم

115
00:09:18,975 --> 00:09:24,105
، اگه پالم مُرده ، یا بر فرض مُرده باشه

116
00:09:24,647 --> 00:09:28,901
با استفاده از سنجاقک های ماهواره ای و
. تلپاتی ، از بقیۀ تیم ، پشتیبانی کن

117
00:09:29,860 --> 00:09:30,861
. فهمیدم

118
00:09:31,529 --> 00:09:34,073
وانمود کن داری به فرماندۀ اسکادرانت
، گزارش میدی

119
00:09:34,407 --> 00:09:36,867
. وقتی که میخوای به مِلئورون چیزی بگی

120
00:09:37,201 --> 00:09:40,871
، پس میخوای به دشمن دروغ بگم
و از حرکت باز نگه ـشون دارم ؟

121
00:09:41,247 --> 00:09:45,376
. آره ، یه کارِ خطرناکه
. روت حساب میکنم

122
00:09:46,669 --> 00:09:49,672
و اینم زمانی ممکنه که

123
00:09:49,672 --> 00:09:52,300
، اونا از جای ملئورون خبر نداشته باشن
. یا نفهمیده باشن که من طرفمُ عوض کردم

124
00:09:53,342 --> 00:09:58,639
به عبارت دیگه ، این برووادا که بهم
، مظنون شده رو باید

125
00:09:58,639 --> 00:10:00,224
! حذف کنم

126
00:10:20,578 --> 00:10:23,664
یو ، ماموریتی که هاگیا بهت داده رو تموم کردی ؟

127
00:10:24,040 --> 00:10:26,167
. آره ... تقریباً

128
00:10:27,293 --> 00:10:29,170
هاگیا ، ها ؟

129
00:10:31,213 --> 00:10:33,799
اون عصبانی نمیشه ، وقتی اینجوری صداش کنیم ؟

130
00:11:05,289 --> 00:11:07,875
. خب ، کلک تقلبی کنده شد

131
00:11:13,506 --> 00:11:14,632
خالیه ؟

132
00:11:16,884 --> 00:11:20,262
. هر چی ، بعداً از هاگیا میپرسم

133
00:11:35,486 --> 00:11:37,780
! حالا مظنون دیگه مُرده

134
00:11:38,864 --> 00:11:42,326
، و وقتی که برووادا اینُ به بقیه گزارش بده

135
00:11:43,119 --> 00:11:44,787
. میتونم آزادانه حرکت کنم

136
00:11:46,080 --> 00:11:49,792
بعدشم ، هرگز نشنیدم که هاگیا
! اسمشُ تغییر داده باشه

137
00:11:50,793 --> 00:11:52,253
حالا اسم جدیدش چیه ؟

138
00:11:54,213 --> 00:11:57,425
درسته که از اسم
... جدیدش خبر نداشتم

139
00:11:58,926 --> 00:12:02,471
یعنی اونا به این آسونی باورش میکنن ؟

140
00:12:05,307 --> 00:12:10,104
اگه با یکی ـشون روبرو بشم
باید یه دلیلِ قانع کننده براشون بیارم ‏.‏

141
00:12:11,981 --> 00:12:13,816
نه ‏،‏ فایده نداره ‏!‏

142
00:12:15,067 --> 00:12:17,027
برووادا یهو شروع کرد به شلیک کردن ‏!‏

143
00:12:17,862 --> 00:12:22,575
این یعنی اونا فکر میکنن هر کسی که
اسمِ جدیدِ هیوگا رو نمیدونه دشمنه ‏.‏

144
00:12:23,868 --> 00:12:25,202
اگه پیدام کنن‏ ،‏ دردسر میشه ‏!‏

145
00:12:25,786 --> 00:12:27,913
همونطور که انتظار دارن باید برگردم بالا ‏!‏

146
00:12:29,707 --> 00:12:32,168
لطفاً رمزِ عبورِ خود را وارد کنید ‏.‏

147
00:12:37,840 --> 00:12:39,508
آسانسور بالا نمیره ‏!‏

148
00:12:40,801 --> 00:12:44,555
، یعنی بدونِ اینکه رمزِ عبور رو بدونه

149
00:12:44,555 --> 00:12:45,681
اومده پایین ‏.‏

150
00:12:47,892 --> 00:12:48,851
این فرصتِ خوبیه ‏!‏

151
00:12:49,477 --> 00:12:51,312
دو راه دارم که میتونم انتخاب کنم ‏!‏

152
00:12:55,858 --> 00:12:58,068
خودتُ نشون بده ‏!‏

153
00:13:00,988 --> 00:13:04,617
تقریباً پنج دقیقه شده که فصلِ 7 ورشکستگی فعال شده ‏.‏

154
00:13:05,785 --> 00:13:09,455
یعنی ‏"‏ نِن ‏"‏ ـی که بهش قرض دادم
حدودِ 7000 تا شده ‏.‏

155
00:13:10,039 --> 00:13:14,210
یعنی اونقدر کافی هست که نتونه با یه
ضربه تعادلشُ بدست بیاره ؟

156
00:13:15,211 --> 00:13:16,170
فقط باید ‏.‏‏.‏‏.‏

157
00:13:16,629 --> 00:13:18,339
فقط باید سعی کنم که ضربه ـَش بهم نخوره ‏.‏

158
00:13:20,049 --> 00:13:24,053
بدترین شرایط اینِ که

159
00:13:24,053 --> 00:13:28,182
با یه ضربه فصلِ 7 ورشکستگی از بین بره
و منم آسیب ببینم ‏.‏

160
00:13:28,849 --> 00:13:30,559
اگه این اتفاق بیوفته ‏،‏

161
00:13:30,559 --> 00:13:35,147
بهتره وقت کُشی کنم تا اون ورشکست بشه‏.‏

162
00:13:37,024 --> 00:13:41,529
اما حداقل باید

163
00:13:41,529 --> 00:13:43,906
ده دقیقه صبر کنم ‏.‏

164
00:13:44,573 --> 00:13:47,910
شوت ‏.‏‏.‏‏.‏ شوت نمیتونه تا اون موقع دووم بیاره ‏!‏

165
00:13:48,869 --> 00:13:52,331
باید کاری کنم که یهو منفجر بشه ‏.‏

166
00:13:52,790 --> 00:13:55,292
وگرنه وقتمون تموم میشه ‏!‏

167
00:13:56,126 --> 00:14:00,339
قبل از اینکه مبارزه تموم بشه ‏،‏ شوت میمیره ‏!‏

168
00:14:03,968 --> 00:14:05,928
بنظر خوشحالی ‏،‏ هیولا ‏!‏

169
00:14:08,597 --> 00:14:13,936
بخاطرِ عصبانیت الکیم تو تله ـَم افتاده ‏.‏

170
00:14:15,938 --> 00:14:18,607
سوسک کوچولو ‏،‏ داشتم دنبالت میگشتم ‏.‏

171
00:14:18,607 --> 00:14:19,942
این حشرۀ لعنتی رو که
هی داره دورِ من پرواز میکنه رو خفه کن ‏!‏

172
00:14:19,942 --> 00:14:21,944
حشرۀ لعنتی
این حشرۀ لعنتی رو که
هی داره دورِ من پرواز میکنه رو خفه کن ‏!‏

173
00:14:22,862 --> 00:14:27,908
هر وقت زِر میزنه ، یادِ قیافۀ لعنتیِ تو میوفتم ‏!‏

174
00:14:28,951 --> 00:14:32,872
هر وقت زمانش مناسب بود آمادۀ انفجارم ‏.‏

175
00:14:34,290 --> 00:14:37,459
اما دارم وانمود میکنم ‏.‏‏.‏‏.‏

176
00:14:38,085 --> 00:14:39,128
دیگه وقتشه ‏.‏

177
00:14:39,128 --> 00:14:40,588
اضافه میشه ‏.‏

178
00:14:40,588 --> 00:14:43,173
خفه شو ‏!‏

179
00:14:43,966 --> 00:14:46,969
قبل از انفجار یه لحظه مکث میکنم ‏.‏

180
00:14:47,595 --> 00:14:50,180
حتماً سعی میکنه اون موقع حمله کنه ‏.‏

181
00:14:50,806 --> 00:14:57,605
اگه وقتی کاملاً عصبانی میشم آرامشِ خودمُ حفظ کنم
میتونم قدرتمُ کنترل کنم ‏.‏

182
00:14:59,982 --> 00:15:03,235
زود باش اینُ ازم دور کن ‏.‏‏.‏‏.‏

183
00:15:03,903 --> 00:15:05,487
وگرنه میکشمت ‏!‏

184
00:15:06,280 --> 00:15:11,368
تا آخرین نفرِ شما تفاله ها رو تیکه تیکه میکنم ‏!‏

185
00:15:13,120 --> 00:15:17,958
وقتی سعی داره بهم حمله کنه گاردشُ رها میکنه ‏.‏

186
00:15:18,584 --> 00:15:19,960
منم از این فرصت استفاده میکنم ‏.‏

187
00:15:21,253 --> 00:15:23,380
همچین اتفاقی نمی افته ‏،‏ هیولایِ گنده بَک ‏.‏

188
00:15:24,006 --> 00:15:27,676
چون قراره همین جا بمیری ‏.‏

189
00:15:29,470 --> 00:15:30,512
صدایِ ‏.‏‏.‏‏.‏

190
00:15:32,139 --> 00:15:35,017
صدایِ افزایشِ بعدی دیگه وقتشِ ‏.‏

191
00:15:36,352 --> 00:15:40,689
بهت نشون میدم اینجا سوسک کیه ‏.‏

192
00:15:57,081 --> 00:15:58,332
دیگه وقتشه ‏.‏

193
00:15:59,249 --> 00:16:00,960
اضافه میشه ‏.‏

194
00:16:11,720 --> 00:16:12,680
عمل کرد ‏.‏

195
00:16:12,680 --> 00:16:16,308
وقت دارم یکی ‏.‏‏.‏‏.‏ یا ‏،‏ دو ضربۀ دیگه بهش بزنم ‏.‏

196
00:16:17,017 --> 00:16:22,731
وقت دارم قبل از انفجار ‏،‏ یه مُشت
تو صورتش بزنم و از سرِ راه برم کنار ‏!‏

197
00:16:24,525 --> 00:16:27,236
بگیر که اومد ‏،‏ هیولا ‏!‏

198
00:16:27,236 --> 00:16:29,321
این بخاطرِ شوتِ ‏!‏

199
00:16:30,823 --> 00:16:33,242
بعدی هم باز بخاطرِ شوتِ ‏!‏

200
00:16:35,661 --> 00:16:38,664
من چه مرگم شده ؟

201
00:16:38,998 --> 00:16:42,167
هیچ وقت بهش نزدیک نبودم ‏.‏‏.‏‏.‏

202
00:16:42,668 --> 00:16:46,630
راستش ‏،‏ زیاد ازش خوشم نمیومد ‏.‏

203
00:16:48,340 --> 00:16:52,344
اصلاً نمیدونم کی ‏"‏ دوست ‏"‏ شدیم ‏.‏‏.‏‏.‏

204
00:16:52,344 --> 00:16:56,932
چرا اینقدر تلاش میکنم تا انتقامشُ بگیرم ؟

205
00:16:58,308 --> 00:17:01,478
‏"‏ انتقام ‏"‏ ؟ اون که هنوز نمرده ‏.‏‏.‏‏.‏

206
00:17:02,062 --> 00:17:06,233
خُب ‏،‏ بارها با همدیگه با مرگ روبرو شدیم ‏.‏‏.‏‏.‏

207
00:17:06,233 --> 00:17:11,447
هرکسی با تو زندگیشُ بخطر بندازه دوستِ ‏.‏

208
00:17:12,114 --> 00:17:18,704
اما این عوضی به ارادۀ شوت توهین کرده ‏!‏

209
00:17:19,204 --> 00:17:24,084
اون کسی رو که برای مبارزه باهاش انتظارِ
مرگُ داشته نادیده گرفته ؟

210
00:17:24,877 --> 00:17:27,212
بعنوانِ یه مبارز دلش نمیسوزه ؟

211
00:17:27,212 --> 00:17:29,590
مورچۀ لعنتی ‏!‏

212
00:17:30,758 --> 00:17:34,636
هی بیشتر و بیشتر دارم عصبانی میشم ‏!‏

213
00:17:34,636 --> 00:17:38,098
سومین ضربه رو بخاطرِ خودم بهش میزنم ‏!‏

214
00:17:39,266 --> 00:17:41,977
واو ‏.‏‏.‏‏.‏ واقعاً کارم عالیه ‏!‏

215
00:17:41,977 --> 00:17:45,314
فکرشُ نمیکردم مغزم اینقدر سریع کار کنه ‏!‏

216
00:17:45,939 --> 00:17:48,108
درضمن هنوز مشتُ نزدم ؟

217
00:17:48,984 --> 00:17:50,402
صبر کن ‏.‏‏.‏‏.‏

218
00:17:51,111 --> 00:17:52,780
منظورشون این بوده ؟

219
00:17:53,822 --> 00:17:55,574
حتی زمان هم ثابتِ ‏.‏

220
00:17:56,408 --> 00:17:59,703
قبل از اینکه بمیری ‏.‏‏.‏‏.‏

221
00:18:01,580 --> 00:18:03,624
همه چی آهسته میشه ؟

222
00:18:14,551 --> 00:18:17,638
اون جلویِ انفجارُ گرفت ‏!‏

223
00:18:21,100 --> 00:18:22,684
رو دست خوردم ‏!‏

224
00:18:23,310 --> 00:18:26,146
اون آرامشِ خودشُ حفظ کرده ‏.‏‏.‏‏.‏

225
00:18:27,940 --> 00:18:30,526
نمیتونم صبر کنم ‏!‏

226
00:18:31,026 --> 00:18:33,028
معذرت میخوام شوت ‏.‏‏.‏‏.‏

227
00:18:33,028 --> 00:18:34,154
همه چی رو خراب کردم ‏!‏

228
00:18:37,366 --> 00:18:40,953
برای این پرداخت سودش کافی نیست ‏.‏

229
00:18:44,164 --> 00:18:46,041
همه چی تموم شد ‏.‏‏.‏‏.‏

230
00:18:51,380 --> 00:18:52,506
شوت ‏.‏‏.‏‏.‏

231
00:18:53,132 --> 00:18:54,091
رئیس ‏.‏‏.‏‏.‏

232
00:18:55,050 --> 00:18:56,218
بچه ها ‏.‏‏.‏‏.‏

233
00:18:57,052 --> 00:18:58,345
دیگه همه چی ‏.‏‏.‏‏.‏

234
00:18:59,429 --> 00:19:00,472
به شما ها بستگی داره ‏.‏

235
00:19:16,196 --> 00:19:17,197
صاعقه ‏!‏

236
00:19:29,042 --> 00:19:30,460
رعد و برق ؟

237
00:19:30,460 --> 00:19:32,337
اون کاملاً فلج شده ‏.‏‏.‏‏.‏

238
00:19:32,963 --> 00:19:34,089
حالا فرصتِ خوبیه ‏!‏

239
00:19:39,178 --> 00:19:44,892
اگه گنده نشی ‏،‏ راحت میتونم دخلتُ بیارم ‏!‏

240
00:20:01,867 --> 00:20:03,952
موفق شدم ‏!‏ موفق شدم ‏!‏ موفق شدم ‏!‏

241
00:20:03,952 --> 00:20:05,412
نمیتونم ‏!‏ دیگه بیشتر از این نمیتونم ‏!‏

242
00:20:05,412 --> 00:20:08,373
لعنتی ‏،‏ نزدیک بود دخلم بیادا ‏!‏

243
00:20:08,373 --> 00:20:10,751
میتونم دروازه ها رو ببینم ‏.‏‏.‏‏.‏

244
00:20:10,751 --> 00:20:13,921
اول باید شوتُ ببرم بیمارستان ‏.‏

245
00:20:16,256 --> 00:20:19,551
هشت بار بهش ضربه زدم ‏!‏

246
00:20:28,602 --> 00:20:30,896
چه اتفاقی افتاد ؟

247
00:20:32,064 --> 00:20:34,024
مطمئنم تو تله ـَم افتاده بود ‏.‏

248
00:20:35,067 --> 00:20:36,652
چه اتفاقی افتاد ؟

249
00:20:37,527 --> 00:20:38,904
معلومه دیگه ‏.‏

250
00:20:39,655 --> 00:20:43,784
متوجه نشدم که از یه سمتِ دیگه داره بهم حمله میشه ‏.‏‏.‏‏.‏

251
00:20:44,701 --> 00:20:46,161
غیره ممکنه ‏!‏

252
00:20:46,578 --> 00:20:52,084
تا وقتی که رعد و برق بهم نخورد

253
00:20:52,084 --> 00:20:54,169
متوجهِ ـش نشدم ‏!‏

254
00:20:54,795 --> 00:20:56,421
قبلاً هم همچین اتفاقی افتاده ‏.‏

255
00:20:56,755 --> 00:21:00,550
قبل از اینکه این حشرۀ بهم بچسبه ‏.‏

256
00:21:01,134 --> 00:21:03,136
اصلاً متوجه نشدم ‏.‏

257
00:21:20,821 --> 00:21:25,826
اون موقع تو راه پله دیدمش ‏.‏‏.‏‏.‏

258
00:21:28,328 --> 00:21:30,122
اون این کارُ کرده ؟

259
00:21:37,170 --> 00:21:40,799
شرمنده ‏،‏ اما اتفاقی که افتاد

260
00:21:41,258 --> 00:21:43,593
فقط برای گرم کردن بودش ‏.‏
