﻿1
00:00:06,047 --> 00:00:07,090
... غیرممکنه

2
00:00:07,966 --> 00:00:10,760
با اون بدن ، کدوم گوری رفته ؟

3
00:00:11,886 --> 00:00:13,096
... شوت

4
00:01:31,382 --> 00:01:36,387
تقلبی × و × واقعی

5
00:01:47,982 --> 00:01:49,692
قصد مبارزه داری ؟

6
00:01:50,485 --> 00:01:54,906
، نقشۀ اصلیتُ رها میکنی
و فرضیۀ بی اساسِ ـتُ اجرا میکنی ؟

7
00:01:58,952 --> 00:02:00,453
... واقعاً اعتقاد داری

8
00:02:16,177 --> 00:02:18,471
! زندان دودی ، کنسل

9
00:02:20,557 --> 00:02:22,767
. میبینم که تصمیم درستیُ گرفتی

10
00:02:23,309 --> 00:02:25,895
، وقتی در موردش فکر کردم
. خیلی راحت بهش پِی بردم

11
00:02:25,895 --> 00:02:28,439
. تو از پیله ـت استفاده کردی و منم از کارت برندم

12
00:02:29,149 --> 00:02:32,068
وقتی فهمیدی که میخوام
، تورو اینجا نگه دارم

13
00:02:32,068 --> 00:02:34,028
، و اون تواناییِ تو

14
00:02:34,320 --> 00:02:35,864
. یه تله بودش

15
00:02:37,115 --> 00:02:41,911
فقدان عکس العمل تو باعث شد
. که من تصمیممُ بگیرم

16
00:02:43,037 --> 00:02:47,917
غیرممکنه که عکس العملی
. چیزی از خودت نشون نمیدادی

17
00:02:56,676 --> 00:02:58,219
. پانزده دقیقه

18
00:03:00,805 --> 00:03:04,309
همونطوری که انتظار داشتم تا تو تصمیم بگیری

19
00:03:04,309 --> 00:03:07,604
. که زندان دودی رو از بین ببری

20
00:03:08,938 --> 00:03:14,903
در طی اون مدت ، قصد داشتم از
. دود خارج بشم و آزادانه حرکت کنم

21
00:03:16,112 --> 00:03:20,658
تو منُ بخاطر جدا کردن از
پادشاه به دام انداختی ، مگه نه ؟

22
00:03:21,159 --> 00:03:23,870
به این معنی که ، وقتی دوستای تو
، اون زندان دودیُ ببینن

23
00:03:23,870 --> 00:03:28,958
نتیجه میگیرن که من هنوز
. داخلش هستم

24
00:03:30,376 --> 00:03:32,337
... از این نتیجه گیریِ اشتباه

25
00:03:32,337 --> 00:03:35,673
میخواستم استفاده کنم و یکی یکی
. دوستاتُ حذف کنم

26
00:03:36,382 --> 00:03:41,429
میدونستم به اندازۀ کافی تأمل میکنی
. تا من کار خودمُ بکنم

27
00:03:42,472 --> 00:03:45,850
فکر کردی ، پانزده دقیقه جلوی
پیلۀ خالیت صبر میکنم ؟

28
00:03:45,850 --> 00:03:48,186
. منُ خیلی دستِ پایین گرفتی

29
00:03:48,561 --> 00:03:51,981
... نه بر عکس ، خیلی زیاد در موردت

30
00:03:55,985 --> 00:03:57,153
! تخمین زده بودم

31
00:04:02,200 --> 00:04:04,285
اون خودشُ فوراً به ذرات ریزی تبدیل کرد ؟

32
00:04:06,746 --> 00:04:12,460
، بخاطر همین بود که بدون دیدنش
! از میان زندان دودی عبور کرد

33
00:04:23,054 --> 00:04:25,431
... باید بیشتر منتظر میموندی

34
00:04:25,765 --> 00:04:28,685
. بخاطر اینکه این استراتژیم ، چارۀ آخره

35
00:04:29,686 --> 00:04:35,566
راستشُ بخوای ، از اینکه افتاده بودم تویِ
. دام ، خیلی ناراحت بودم

36
00:04:35,858 --> 00:04:37,485
. چه استراتژیِ انحرافیِ خوبی

37
00:04:37,485 --> 00:04:38,945
. فقط حرفت با عملت تناقض داره

38
00:04:39,696 --> 00:04:42,156
! تو که تونستی از دود عبور کنی

39
00:04:43,074 --> 00:04:48,121
. فقط همون بودش ، توی اون موقعیت

40
00:04:49,330 --> 00:04:53,584
گمان میکردم که تو یه سرباز
... تواناتر از اون بوده باشی

41
00:04:54,002 --> 00:04:56,838
به برنامه ـش وفادار باشه و
. مأموریتشُ درست انجام بده

42
00:04:57,297 --> 00:05:01,342
با این وجود ، با یه حدس ساده ، مانع رو
. از بین بردی

43
00:05:02,051 --> 00:05:04,345
. واقعاً ازت ممنونم

44
00:05:04,345 --> 00:05:04,679
. ممنون

45
00:05:04,679 --> 00:05:05,305
. ممنون . ممنون
. ممنون

46
00:05:05,305 --> 00:05:06,806
. ممنون . ممنون

47
00:05:06,806 --> 00:05:08,016
. ممنون
. ممنون . ممنون

48
00:05:08,016 --> 00:05:08,516
. ممنون

49
00:05:08,516 --> 00:05:10,351
. ممنون . ممنون

50
00:05:19,777 --> 00:05:21,195
! ارغوانیِ تُند

51
00:05:23,197 --> 00:05:24,949
! الفرار

52
00:05:37,962 --> 00:05:39,964
نمیتونم نابودشون کنم ؟

53
00:05:39,964 --> 00:05:42,175
فقط متلاشی و دوباره اصلاح میشن ؟

54
00:05:43,092 --> 00:05:44,177
شکست ناپذیره ؟

55
00:05:46,346 --> 00:05:49,182
! ممنون ! بای بای

56
00:05:49,891 --> 00:05:51,392
... نزار گولت بزنه

57
00:05:51,392 --> 00:05:53,311
! این بازیِ ذهنیِ اونِ

58
00:05:53,728 --> 00:05:56,939
تصمیم من در مورد حمله
. به پیله ، بهترین تصمیم بودش

59
00:05:57,523 --> 00:06:01,861
، نه ، همون لحظه ای که حدس دومُ زدم
. افتادم توی بازیش

60
00:06:02,570 --> 00:06:03,946
... کاری که باید بکنم اینِ که

61
00:06:04,364 --> 00:06:07,283
... هدفشُ پیش بینی و متوقفش کنم

62
00:06:08,534 --> 00:06:10,787
، ملحق شدن به بقیۀ محافظین سلطنتی

63
00:06:11,162 --> 00:06:13,706
، پیدا و حذف کردن دوستام

64
00:06:13,956 --> 00:06:15,958
! و رفتن پیش پادشاه

65
00:06:16,167 --> 00:06:17,210
... شکی درش نیست

66
00:06:18,086 --> 00:06:20,129
. علائق اون مطابق با منِ

67
00:06:20,630 --> 00:06:21,714
! مشکلی نیست

68
00:06:32,975 --> 00:06:34,977
! اینُ میبرم

69
00:06:37,438 --> 00:06:38,523
! سریعه

70
00:06:38,856 --> 00:06:41,234
! اینُ یه جای امن میندازم

71
00:06:44,654 --> 00:06:46,197
... بهم کلک زد

72
00:06:46,197 --> 00:06:48,366
. دیگه نمیتونم از تواناییم استفاده کنم

73
00:06:48,366 --> 00:06:51,077
، اگه ارغوانیِ تُندم از بین بره
. کاملاً درمونده میشم

74
00:06:51,577 --> 00:06:54,580
، مجبورم دنبال راهی بگردم که
. فقط با ارغوانیِ تُند ، کارمُ پیش ببرم

75
00:06:59,252 --> 00:07:01,504
... یو ، تو

76
00:07:02,296 --> 00:07:03,631
همون دارندۀ توانایی هستی ؟

77
00:07:13,057 --> 00:07:16,644
با شوت چیکار کردی ، عوضی ؟

78
00:07:17,353 --> 00:07:18,146
هان ؟

79
00:07:20,648 --> 00:07:22,900
... هشتادُ نه آدمک ارغوانیِ تُند

80
00:07:23,067 --> 00:07:25,278
! این بیشترین حدی بود که تونستم تولید کنم

81
00:07:25,278 --> 00:07:28,656
. از اینا استفاده میکنم تا از ناکِل پشتیبانی کنم

82
00:07:35,913 --> 00:07:37,665
... هدفتونُ فهمیدم

83
00:07:38,040 --> 00:07:39,876
. اجازه میدم یک بار منُ بزنی

84
00:07:40,251 --> 00:07:41,419
... اما در عوضش

85
00:07:46,549 --> 00:07:48,426
! زندگیتُ میگیرم

86
00:07:56,350 --> 00:07:58,644
. خوبه ، کسی اینجا نیستش

87
00:07:59,270 --> 00:08:01,022
. الان میتونم فلنگُ ببندم

88
00:08:01,022 --> 00:08:01,939
. بریم ، بریم

89
00:08:02,940 --> 00:08:06,652
. ای بابا ، گفته بودن اینجا یه جای امنِ

90
00:08:06,652 --> 00:08:09,697
. اصلاً نمیتونم با لئول ساما حرف بزنم

91
00:08:10,406 --> 00:08:15,453
از اونجایی که شکمم هم آب رفته ، پس احتمالاً
... چیتو ساما هم مُرده

92
00:08:15,453 --> 00:08:18,956
و این فلوتر هم که ازش خبری نیست ، لعنت به همه ـشون

93
00:08:19,373 --> 00:08:22,460
! منم میرم که ملکه بشم

94
00:08:22,877 --> 00:08:25,463
. اون موقع تو معاونم میشی

95
00:08:25,463 --> 00:08:26,756
خوبه ؟

96
00:08:27,798 --> 00:08:29,467
... کمک

97
00:08:31,594 --> 00:08:33,012
... التماس میکنم

98
00:08:33,012 --> 00:08:34,597
... منُ از زیر آوار در بیارید

99
00:08:35,556 --> 00:08:36,599
! کمکم کنید

100
00:08:37,475 --> 00:08:39,519
... اوه ، منشی بیزف

101
00:08:39,519 --> 00:08:40,478
. بد به نظر میاد

102
00:08:40,478 --> 00:08:42,647
... پاهامُ نمیتونم حرکت بدم

103
00:08:48,027 --> 00:08:49,362
. هر چی ، بیا بریم

104
00:08:49,362 --> 00:08:50,571
. اینجا خطرناکِ

105
00:08:50,571 --> 00:08:52,698
! چی ؟ وایسا تورو خدا

106
00:08:53,115 --> 00:08:54,867
! اینجوری میمیرم

107
00:08:55,201 --> 00:08:58,746
. غیرممکنه ... نمیتونم اونُ حرکت بدم

108
00:08:58,746 --> 00:09:01,290
پس ، میشه کسیُ برای کمک خبر کنی ؟

109
00:09:02,041 --> 00:09:04,377
... دارم میگم که

110
00:09:04,377 --> 00:09:07,338
. عجله دارم که فوراً از اینجا فرار کنم

111
00:09:07,588 --> 00:09:10,925
، رئیسمُ از دست دادم
، پادشاهم غیبش زده

112
00:09:10,925 --> 00:09:12,176
. کاخم به این وضع افتاده

113
00:09:12,718 --> 00:09:15,846
! دلیلی ندارم که اینجا وایسم

114
00:09:15,846 --> 00:09:17,306
! هر پاداشی بخوای بهت میدم

115
00:09:17,557 --> 00:09:20,059
! توی زیرزمین یه کوه گنج هستش

116
00:09:21,769 --> 00:09:25,064
. اگه کمکم کنی ، هر چی بخوای بهت میدم

117
00:09:25,064 --> 00:09:27,692
! پس خواهش میکنم منُ از زیر آوار در بیار

118
00:09:28,150 --> 00:09:29,735
کجای زیرزمین ؟

119
00:09:29,735 --> 00:09:33,656
. یکمی جلوتر از پناهگاه رهبر

120
00:09:33,656 --> 00:09:36,242
. گنجُ اونجا گذاشتم

121
00:09:36,659 --> 00:09:39,245
... فقط من به اون منطقه دسترسی دارم

122
00:09:40,329 --> 00:09:42,832
هر چیزی که بخوام بهم میدی دیگه ؟

123
00:09:53,884 --> 00:09:55,928
. بهتره سر قولت بمونی

124
00:09:55,928 --> 00:09:58,139
! یا خودم میکشمت

125
00:09:58,639 --> 00:09:59,974
! گنج ! گنج

126
00:09:59,974 --> 00:10:03,185
! گنج ! گنج ! گنج

127
00:10:03,519 --> 00:10:04,770
... تموم شد

128
00:10:05,271 --> 00:10:06,856
. کار این کشور تمومه

129
00:10:07,315 --> 00:10:09,734
اون حملۀ هوایی

130
00:10:10,735 --> 00:10:14,614
. هم مدرکشه که کار این کشور تمومه

131
00:10:15,615 --> 00:10:20,620
اون مورچه ها هم احتمالاً سلاح های بیولوژیکی هستن
... که به عنوان یه بهونه دارن استفاده میکنن

132
00:10:21,203 --> 00:10:24,040
، اگه به وسیلۀ هم پیمانانشون گیر بیوفتم

133
00:10:24,040 --> 00:10:29,003
مجبورم میکنن که اعتراف کنم و تا
، ابد میوفتم زندان

134
00:10:29,003 --> 00:10:30,880
. یا بخاطر اینکه حرف نزنم ، کلکمُ میکنن

135
00:10:33,924 --> 00:10:35,593
... اجازه نمیدم که منُ دستگیر کنن

136
00:10:35,593 --> 00:10:37,261
! هر جور  شده فرار میکنم

137
00:10:44,560 --> 00:10:47,313
. اینجوری دیگه نمیتونه از دود استفاده کنه

138
00:10:48,230 --> 00:10:50,066
، حالا باید برگردم به کاخ

139
00:10:50,066 --> 00:10:52,902
، وضعیت اخیرُ ارزیابی کنم
. و برگردم پیش پادشاه

140
00:10:53,694 --> 00:10:58,699
، با این وجود ، برم دنبال پادشاه
. پادشاه اعصابش خراب میشه

141
00:11:00,117 --> 00:11:00,242
! بلزِبوب

142
00:11:00,242 --> 00:11:01,327
پروردگار مگس ها
بلزِبوب
! بلزِبوب

143
00:11:01,327 --> 00:11:03,663
پروردگار مگس ها
بلزِبوب

144
00:11:07,750 --> 00:11:10,378
... خب ، کپی های من

145
00:11:10,378 --> 00:11:13,422
، محل اشخاص
. و وضعیت کاخُ بفهمید

146
00:11:16,050 --> 00:11:19,303
بلزباب پوف بهش این اجازه رو میده که

147
00:11:19,303 --> 00:11:23,182
بدن خودشُ به میلیون ها سایز کوچیک
. تبدیل بکنه

148
00:11:23,683 --> 00:11:28,521
اون میتونه روی اندازۀ کپی هاش و تعدادشون
، کنترل داشته باشه

149
00:11:28,521 --> 00:11:32,191
، هر چه اندازۀ کپی ها کوچیکتر بشه
. تعدادشون میتونه بیشتر بشه

150
00:11:32,983 --> 00:11:35,695
، با این وجود ، بدن واقعیش

151
00:11:35,695 --> 00:11:39,573
به عنوان یه مرکز کنترل باقی میمونه
. و فقط اندازش کوچیکتر میشه

152
00:11:40,366 --> 00:11:44,829
، یارو دودی ، اگه تو مانع رو از بین نمیبردی

153
00:11:44,829 --> 00:11:47,456
. بدن واقعیم نمیتونست فرار کنه

154
00:11:47,915 --> 00:11:51,293
. اینجوری ظرفیت نبردم ، به نصف کاهش پیدا میکرد

155
00:11:52,962 --> 00:11:55,923
مطمئنم تویی که خوب بلدی از آدمک های کلونی

156
00:11:55,923 --> 00:12:01,679
استفاده کنی ، این موضوع رو
. در مورد تفاوت قدرتیِ آدمک ها با خودت میدونی

157
00:12:03,472 --> 00:12:06,726
حالا که بدنِ اصلیم آزاد شده ‏،‏
هیچ نقطه ضعفی ندارم ‏.‏

158
00:12:06,726 --> 00:12:08,561
تو شکست خوردی ‏.‏

159
00:12:08,936 --> 00:12:12,314
باید بیشتر مواظب میبودی ‏.‏

160
00:12:12,815 --> 00:12:14,525
اون موقع که فهمیدی

161
00:12:14,525 --> 00:12:17,236
پیله خالیه باید از خودت میپرسیدی ‏،‏

162
00:12:17,236 --> 00:12:21,782
داخلش چی بوده که تونسته از تو حفاظ فرار کنه ؟

163
00:12:23,159 --> 00:12:26,829
اگه بیرون از حفاظ باهات حرف میزدم ‏،‏

164
00:12:26,829 --> 00:12:29,915
اون موقع شک میکردی آیا اون
خودِ واقعیمِ یا نه ؟

165
00:12:30,958 --> 00:12:36,756
نقشه ای که اجرا کردم از سرِ استیصال بود ‏.‏

166
00:12:37,173 --> 00:12:42,553
میتونستم سعی کنم دوستاتُ گیج کنم ‏،‏
اما کلون های من فقط یه پوسته هستن ‏.‏

167
00:12:43,220 --> 00:12:46,724
با فرضِ اینکه دوستات هم به اندازۀ خودت قوی باشن ‏،‏

168
00:12:46,724 --> 00:12:50,060
حتی اگه یکم صدمه ببینن ‏،‏
اونا متوجه میشدن

169
00:12:50,603 --> 00:12:52,313
که کلون هام الکی هستن ‏!‏

170
00:12:54,732 --> 00:12:59,403
اگه حقیقتُ میفهمیدی و ‏،‏
متوجه میشدی که بدنِ اصلیم

171
00:12:59,403 --> 00:13:02,573
هنوز داخلِ حفاظِ ‏،‏

172
00:13:03,240 --> 00:13:09,330
تواناییمُ میفهمیدی و دنبالم میگشتی ‏.‏

173
00:13:10,873 --> 00:13:12,208
اگه این کارُ میکردی ‏،‏

174
00:13:12,208 --> 00:13:17,213
تو اون وضعیت نمیتونستم باهات مبارزه کنم ‏.‏‏.‏‏.‏

175
00:13:19,256 --> 00:13:24,011
به عبارتِ دیگه ‏،‏ اگه حفاظُ
بعنوانِ هدفِ اصلیت نگه میداشتی ‏،‏

176
00:13:24,011 --> 00:13:26,514
ممکن بود دوستات یکم زجر بکشن ‏،‏

177
00:13:26,514 --> 00:13:29,058
اما میتونستی منو شکست بدی ‏.‏

178
00:13:29,683 --> 00:13:33,896
ده درصد مصمم بودم اون سرنوشتُ بپذیرم ‏.‏

179
00:13:35,231 --> 00:13:38,442
احساساتت کاملاً نشون میداد که اون کارُ میکنی ‏.‏

180
00:13:38,943 --> 00:13:42,071
فکر کنم اون انفجار درکِ درستِ شرایطُ درونت خنثی کرده ‏.‏

181
00:13:42,071 --> 00:13:43,656
برات متأسفم ‏.‏‏.‏‏.‏

182
00:13:45,449 --> 00:13:48,244
هر چند که ‏،‏ به لطفِ تو الان آزاد شدم ‏.‏

183
00:13:49,036 --> 00:13:52,206
حالا باید شرایطِ کاخ رو ارزیابی کنم ‏!‏

184
00:13:53,624 --> 00:14:01,048
از آغازِ مأموریت وضعیتِ مورِل کمتر از حدِ مطلوب بود ‏.‏

185
00:14:02,049 --> 00:14:07,888
خستگی و بی حوصلگی
همراه با تنشِ زیادِ شرایط ‏،‏

186
00:14:07,888 --> 00:14:13,102
به وضوح باعث شد مورِل تصمیمی عجولانه
در مبارزه با پوف بگیره ‏.‏

187
00:14:13,894 --> 00:14:18,732
با این حال ‏،‏ اون به موقع
برایِ حمایتِ ناکِل رسید ‏،‏

188
00:14:18,732 --> 00:14:21,026
تا جلویِ اونُ برایِ تنهایی مبارزه کردن با یوپی ‏،‏ بگیره ‏.‏

189
00:14:21,694 --> 00:14:26,574
درنتیجه ‏،‏ میشه گفت اون تصمیمِ درستی گرفت

190
00:14:26,574 --> 00:14:29,034
که در اون لحظه زندانِ دودی رو برداشت ‏.‏

191
00:14:29,827 --> 00:14:33,914
و این چیزی فراتر از یک تصادفِ ساده بود ‏.‏

192
00:14:34,331 --> 00:14:39,420
میتوان با اطمینان گفت تجربۀ زیادِ مورِل
نقشِ مهمی در نجاتِ ناکِل داشته ‏.‏

193
00:14:40,963 --> 00:14:43,632
بعد از ورود به کاخ ‏،‏

194
00:14:43,632 --> 00:14:46,510
مورِل قدرتِ دشمنانِ ـشونُ

195
00:14:46,510 --> 00:14:49,013
در مقابلِ دوستانش سنجیده بود ‏.‏

196
00:14:49,388 --> 00:14:54,059
ناخود آگاه ‏،‏ متوجه شده بود که
اونا دشمنُ دستِ کم گرفته بودن ‏.‏

197
00:14:54,685 --> 00:15:01,066
وقتی متوجه شد مدت زمانی که دوستاش میتونن
مقاومت کنن کمتر از اون چیزی بوده که انتظار داشتن ‏،‏

198
00:15:01,525 --> 00:15:08,824
مجبور شد بدونِ توجه به جوانبِ
مثبت و منفیِ مبارزه به پیله حمله بکنه

199
00:15:08,824 --> 00:15:12,661
و زندانِ دودی رو برای کمک به اونا برداره ‏.‏

200
00:15:13,203 --> 00:15:19,084
زیرکی مورِل ‏،‏ بخاطرِ تجربیاتش طیِ مبارزات ‏،‏
دوستانش رو نجات داد ‏.‏

201
00:15:22,880 --> 00:15:27,051
اصلِ کاریه بینِ تقلبی ها مخفی شده
و سعی داره بهم حمله بکنه ؟

202
00:15:27,635 --> 00:15:30,679
این دفعه دیگه من میشمارم ‏!‏

203
00:15:37,770 --> 00:15:39,313
پنج تاش از بین رفت ‏.‏‏.‏‏.‏

204
00:15:39,313 --> 00:15:40,856
هشتاد و چهار تایِ دیگه باقی مونده ‏!‏

205
00:15:45,444 --> 00:15:47,988
این دودی ها تقلبیَن ‏.‏

206
00:15:47,988 --> 00:15:49,156
احساسِ ـشون کاملاً متفاوته ‏.‏

207
00:15:49,907 --> 00:15:53,535
وقتی اصلیِ حمله بکنه ‏،‏ متوجه میشم ‏.‏

208
00:15:54,495 --> 00:15:56,914
اون وقتِ که دیگه کارت تمومه ‏!‏

209
00:15:59,291 --> 00:16:00,668
هفتاد و پنج تایِ دیگه باقی مونده ‏!‏

210
00:16:01,085 --> 00:16:02,002
هفتاد و دو ‏.‏‏.‏‏.‏

211
00:16:02,836 --> 00:16:04,046
هفتاد ‏.‏‏.‏‏.‏

212
00:16:12,179 --> 00:16:15,307
پیتو و اون دختره طبقۀ دومِ برجِ غربی هستن ‏.‏

213
00:16:15,766 --> 00:16:17,643
بنظر میاد پیتو داره دختره رو درمان میکنه ‏.‏

214
00:16:18,060 --> 00:16:20,646
یه پسر که بنظر دشمنِ نزدیکش نشسته ‏.‏

215
00:16:22,231 --> 00:16:24,817
سه نفر نزدیکِ درِ ورودی به
پناهگاهِ زیر زمینی هستن ‏.‏‏.‏‏.‏

216
00:16:25,359 --> 00:16:28,153
هینا ‏،‏ یه مورچۀ سرباز ‏،‏ و بیزِف ‏!‏

217
00:16:28,529 --> 00:16:29,905
احتمالاً دارن به زیرزمین میرن ‏.‏

218
00:16:30,489 --> 00:16:32,116
وِلفین پشتِ سرشونِ ‏.‏

219
00:16:32,491 --> 00:16:34,702
انگار داره تعقیبشون میکنه ‏.‏

220
00:16:35,744 --> 00:16:39,331
دختره با نیزۀ اژدها زخمی شده ‏.‏

221
00:16:40,249 --> 00:16:43,669
اما چرا دشمن به پیتو حمله نمیکنه ؟

222
00:16:44,586 --> 00:16:46,380
یعنی دختره رو میشناسه ؟

223
00:16:47,256 --> 00:16:49,842
تو یکی از استراحت گاه های سرباز ها در برجِ شرقی ‏.‏‏.‏‏.‏

224
00:16:50,384 --> 00:16:52,469
انسانیِ که چند روزِ پیش دستگیر شده بود ‏.‏

225
00:16:53,846 --> 00:16:55,556
به زودی به دنیا میاد ‏.‏

226
00:16:56,515 --> 00:16:58,559
اوه اینجا خیلی باحالِ ‏.‏‏.‏‏.‏

227
00:16:58,559 --> 00:16:59,977
تعدادِ دشمن خیلی زیاده ‏.‏

228
00:17:00,644 --> 00:17:02,479
یک ‏،‏ دو ‏،‏ سه ‏.‏‏.‏‏.‏

229
00:17:03,689 --> 00:17:05,691
اما یوپی سریع داره همشونُ از بین میبره ‏.‏

230
00:17:06,817 --> 00:17:09,987
یوپی و حدودِ پنجاه تا از دشمن ها
تو قسمتِ شمالِ کاخ هستن ‏!‏

231
00:17:10,988 --> 00:17:13,574
اون یارو دودیِ و یه عالمه اراذل و اوباش اونجان ‏.‏

232
00:17:14,658 --> 00:17:16,869
درضمن یه چاقالو که یه  میخ رو سرشِ هم اونجاست ‏!‏

233
00:17:17,286 --> 00:17:18,662
نمیتونم تشخیص بدم اون دوستِ یا دشمن ‏.‏

234
00:17:20,164 --> 00:17:22,833
یعنی اون کله میخیِ قدرتِ واقعیِ یوپیِ ؟

235
00:17:23,333 --> 00:17:27,755
فقط یکی از اونا واقعیه بقیشون از دود ساخته شدن ‏.‏

236
00:17:28,380 --> 00:17:30,591
تعدادِ عروسک ها زیاد نمیشه

237
00:17:30,591 --> 00:17:33,343
برای اینکه بخواد بیشتر از اونا درست کنه به پیپ احتیاج داره ‏.‏

238
00:17:34,011 --> 00:17:37,765
به یوپی کمتر از یک دقیقه وقت میدوم تا اصلیِ رو پیدا کنه ‏.‏

239
00:17:39,975 --> 00:17:42,519
پادشاه نیست ‏!‏ یعنی کجا رفته ؟

240
00:17:43,520 --> 00:17:46,148
همگی ‏،‏ برگردید ‏!‏

241
00:17:58,243 --> 00:17:59,453
چی شده ؟

242
00:17:59,453 --> 00:18:01,580
چیه کلون هات تموم شده ‏.‏

243
00:18:01,872 --> 00:18:07,044
حرکاتم سریعتر از اونیِ که بخوای نزدیک بشی ‏.‏

244
00:18:08,545 --> 00:18:14,551
چطوره یه فضایِ باز بهش بدم تا حمله بکنه ؟

245
00:18:15,260 --> 00:18:16,553
با دقت ‏.‏‏.‏‏.‏

246
00:18:17,679 --> 00:18:19,098
طبیعی رفتار کن ‏.‏

247
00:18:20,390 --> 00:18:22,267
خُب ‏،‏ حالا اینجا ‏.‏‏.‏‏.‏

248
00:18:23,310 --> 00:18:24,061
بیا ‏!‏

249
00:18:44,456 --> 00:18:45,582
تقلبی بود ؟

250
00:18:48,544 --> 00:18:50,045
صبر کن ‏.‏‏.‏‏.‏

251
00:18:50,879 --> 00:18:53,841
بالاخره فهمیدی ‏،‏ احمق جون ؟

252
00:18:54,883 --> 00:18:57,970
از اول هم اصلِ کاریی در کار نبود ‏.‏

253
00:19:03,725 --> 00:19:05,352
میکشمت ‏!‏

254
00:19:10,649 --> 00:19:13,110
اون اصلیِ اینجاست ‏!‏

255
00:19:13,861 --> 00:19:16,155
البته که اینجام ‏!‏

256
00:19:24,580 --> 00:19:26,039
انفجارِ هاله ؟

257
00:19:26,456 --> 00:19:27,332
از طرفِ یوپیِ ؟

258
00:19:27,916 --> 00:19:30,169
یعنی واقعاً لازم بود از همچین توانایی استفاده کنه ؟

259
00:19:38,343 --> 00:19:40,137
نگرانم ‏.‏‏.‏‏.‏

260
00:19:40,804 --> 00:19:44,474
اما شناساییِ موقعیت پادشاه از همه مهمتره ‏!‏

261
00:19:46,101 --> 00:19:47,853
نجاتم دادی ‏،‏ رئیس ‏!‏

262
00:19:48,187 --> 00:19:50,147
اگه اون محدودیتُ نزاشته بودی ‏،‏

263
00:19:50,147 --> 00:19:52,566
حتماً عجولانه بهش حمله میکردم ‏!‏

264
00:19:55,152 --> 00:19:56,069
خوب گوش بده ‏.‏‏.‏‏.‏

265
00:19:56,695 --> 00:20:00,240
فقطِ کلونِ عصبانی ازت میسازم

266
00:20:00,240 --> 00:20:04,244
وقتی حسابی عصبانی شدی و نتونستی خودتُ کنترل کنی ‏،‏

267
00:20:04,870 --> 00:20:08,916
اون وقت به کلون ها ملحق شو ‏،‏

268
00:20:08,916 --> 00:20:11,960
و خوب فکر کن که باید چیکار کنی ‏.‏

269
00:20:12,711 --> 00:20:14,213
باشه ‏،‏ باشه ‏،‏ باشه ‏.‏

270
00:20:14,213 --> 00:20:15,714
متوجه شدم ‏.‏

271
00:20:17,049 --> 00:20:19,927
بعد از آروم شدن و فکر کردن درموردش ‏،‏

272
00:20:19,927 --> 00:20:23,180
متوجه شدم اون شوتُ با خودش نبرده ‏.‏

273
00:20:23,847 --> 00:20:28,143
اما اگه شوت نمیتونسته حرکت کنه ‏،‏
پس کی اونُ با خودش برده ؟

274
00:20:29,186 --> 00:20:31,104
لعنتی ‏.‏‏.‏‏.‏ بهش فکر نکن ‏!‏

275
00:20:31,647 --> 00:20:34,691
باید رویِ حریفِ روبروم تمرکز کنم ‏!‏

276
00:20:41,198 --> 00:20:42,449
من ‏.‏‏.‏‏.‏

277
00:20:44,493 --> 00:20:45,619
کجام ؟

278
00:20:51,208 --> 00:20:52,167
اون ‏.‏‏.‏‏.‏

279
00:21:03,887 --> 00:21:06,473
وایییییی‏!‏

280
00:21:06,890 --> 00:21:08,517
عجله کن ‏!‏

281
00:21:08,517 --> 00:21:10,352
قبل از اینکه ورودی بسته بشه برو داخل ‏!‏

282
00:21:11,311 --> 00:21:14,106
لعنتی ‏،‏ بیزف طعمۀ خودمه ‏!‏

283
00:21:14,856 --> 00:21:18,610
اگه میدونستم چه قدرتی دارن ‏،‏
میتونستم یه کاری بکنم ‏.‏

284
00:21:34,251 --> 00:21:38,130
دیگه نزدیکتر نیا ‏.‏‏.‏

285
00:21:40,590 --> 00:21:41,383
پوف ‏!‏
