﻿1
00:00:01,251 --> 00:00:02,252
‫صبر کن...

2
00:00:04,170 --> 00:00:05,839
‫با...

3
00:00:05,839 --> 00:00:07,048
‫حرف زدن؟

4
00:00:11,177 --> 00:00:12,262
‫پادشاه...

5
00:00:14,597 --> 00:00:17,559
‫می‌خوای اسمت رو بدونی؟

6
00:00:20,395 --> 00:00:23,773
‫تو از کجا اسم من رو می‌دونی؟

7
00:00:29,529 --> 00:00:33,950
‫هنگام مرگ مادرت
‫فرمانبردارهای من اونجا بودن.

8
00:00:36,786 --> 00:00:40,165
‫با نفس‌های آخرش اسم تو رو صدا زد.

9
00:00:41,499 --> 00:00:46,504
‫و احتمالاً زیردست‌های من تا الان
‫به‌دست نیروهای سلطنتیت مُردن.

10
00:00:53,261 --> 00:00:55,555
‫حالا به مبارزه با من علاقه‌مند شدی؟

11
00:00:59,100 --> 00:01:02,896
‫اگه بتونی مجبورم کنی اعتراف کنم شکست خوردم

12
00:01:02,896 --> 00:01:05,398
‫اسمت رو بهت میگم.

13
00:01:08,276 --> 00:01:12,489
‫بدونِ کُشتنت مجبورت کنم
‫اعتراف کنی شکست خوردی؟

14
00:01:17,368 --> 00:01:20,246
‫شبیه به فیل و رُخ توی آخر بازی شطرنج...

15
00:01:42,852 --> 00:01:43,937
‫مهم نیست.

16
00:01:43,937 --> 00:01:46,189
‫خیلی زود کیش و ماتت می‌کنم.

17
00:03:25,330 --> 00:03:30,335
‫هزارپا x و x حافظه

18
00:03:36,216 --> 00:03:42,388
‫همینطور که نِترو و پادشاه برای
‫مبارزه‌ی نهایی آماده می‌شدن...

19
00:04:09,707 --> 00:04:14,379
‫در زیر قصر، ایکالگو داشت گریه می‌کرد

20
00:04:14,837 --> 00:04:19,342
‫گریه می‌کرد چون نمی‌تونست
‫بروودای بی‌هوش رو بکُشه.

21
00:05:07,890 --> 00:05:10,393
‫شلیک بهترین گزینه‌ست!

22
00:05:11,561 --> 00:05:14,564
‫هیچکس دیگه‌ای نیست که بهم کمک کنه!

23
00:05:15,940 --> 00:05:16,941
‫من باید...

24
00:05:19,193 --> 00:05:20,194
‫بکُشمش!

25
00:05:27,285 --> 00:05:28,953
‫وقتِ گریه کردن نیست!

26
00:05:29,454 --> 00:05:31,039
‫باید پالم رو پیدا کنم!

27
00:05:31,497 --> 00:05:32,165
‫چی؟

28
00:05:33,333 --> 00:05:35,752
‫درِ محوطه‌ی انبار بازه.

29
00:05:37,003 --> 00:05:38,921
‫همینطور هم درِ سمت گاراژ!

30
00:05:39,547 --> 00:05:40,506
‫چرا؟

31
00:05:40,965 --> 00:05:41,883
‫تکون نخور!

32
00:05:46,429 --> 00:05:48,181
‫اگه حرکت کنی حمله می‌کنم.

33
00:05:52,852 --> 00:05:53,936
‫ولفین...

34
00:05:54,645 --> 00:05:58,191
‫کلی سؤال دارم که ازت بپرسم.

35
00:05:58,191 --> 00:06:00,193
‫اگه بخوای مسخره‌بازی در بیاری

36
00:06:00,818 --> 00:06:01,819
‫می‌کُشمت!

37
00:06:03,613 --> 00:06:05,823
‫خیلی ضایع‌ست که چی می‌خواد از من

38
00:06:06,532 --> 00:06:07,408
‫بپرسه!

39
00:06:08,534 --> 00:06:09,827
‫تعدادِ متحدام

40
00:06:10,286 --> 00:06:11,329
‫قانون‌هاشون

41
00:06:12,038 --> 00:06:13,456
‫و توانایی‌هاشون.

42
00:06:14,248 --> 00:06:17,710
‫و قصدش اینه که با هر روشی به جواب‌هاش برسه.

43
00:06:18,920 --> 00:06:22,840
‫اگه چیزی بگم مردم زیادی ممکنه بمیرن.

44
00:06:24,133 --> 00:06:25,718
‫اگه اون حُقه‌باز باشه

45
00:06:26,344 --> 00:06:29,138
‫ممکنه بر خلاف اراده‌ام
‫جواب‌ها رو از زیر زبونم بکشه.

46
00:06:32,266 --> 00:06:32,934
‫چی؟

47
00:06:33,309 --> 00:06:34,602
‫تکون نخور!

48
00:06:34,602 --> 00:06:35,853
‫جدی می‌زنم می‌کُشمت!

49
00:06:36,020 --> 00:06:37,772
‫پس یالا...منو بکُش.

50
00:06:37,772 --> 00:06:38,606
‫برام مهم نیست!

51
00:06:39,107 --> 00:06:40,108
‫سر جات وایسا!

52
00:06:40,108 --> 00:06:42,110
اگه هیچ چاره‌ی دیگه‌ای نمونده

53
00:06:42,693 --> 00:06:43,569
پس ‫تو رو هم با خودم می‌کُشم!

54
00:06:46,531 --> 00:06:48,241
‫عوضی
‫کار خودت رو کردی!

55
00:06:49,242 --> 00:06:50,243
‫لعنتی!

56
00:06:50,576 --> 00:06:51,744
‫می‌کُشمت!

57
00:06:52,036 --> 00:06:53,121
‫میسیل‌من!

58
00:07:01,129 --> 00:07:02,880
‫من...نمُردم...

59
00:07:04,006 --> 00:07:05,299
‫هیچ آسیبی ندیدم!

60
00:07:06,008 --> 00:07:08,302
‫این چه حمله‌ای بود؟

61
00:07:08,594 --> 00:07:11,556
‫لعنتی، درد داره...

62
00:07:12,056 --> 00:07:13,808
‫کوتوله‌ی احمق...

63
00:07:13,808 --> 00:07:16,310
‫لعنتی...

64
00:07:16,936 --> 00:07:22,567
‫اون آشغال...چطور همچین
‫بی‌عرضه‌ای ضعف من رو فهمید؟

65
00:07:23,067 --> 00:07:25,987
‫برای درست کار کردن میسیل‌من
‫نیاز به پرسش و پاسخ هست.

66
00:07:25,987 --> 00:07:30,241
‫اگه دشمنی قبل از پرسش من حمله کنه
‫بی‌اثر میشه!

67
00:07:31,075 --> 00:07:32,493
‫زخمم عمیق نیست...

68
00:07:35,455 --> 00:07:37,915
‫انقدر بهش حمله می‌کنم تا داغون بشه.

69
00:07:44,505 --> 00:07:45,214
‫چی؟

70
00:07:55,850 --> 00:07:59,103
‫اون یه‌چیزی رو داخل من وارد کرد؟

71
00:08:01,230 --> 00:08:05,193
‫اونا توسط «نِن» من درست شدن.

72
00:08:05,693 --> 00:08:06,986
‫اونا هزارپاهای سیاه هستن.

73
00:08:07,904 --> 00:08:09,989
‫هزارپای سیاه

74
00:08:10,907 --> 00:08:14,494
‫اونا از مقاومتت تغذیه می‌کنن و رشد می‌کنن.

75
00:08:21,542 --> 00:08:26,839
‫اگه از حرف‌هام طفره بری
‫یا سعی کنی بهم آسیب بزنی

76
00:08:27,423 --> 00:08:30,259
‫درد شدیدی رو تجربه می‌کنی

77
00:08:30,676 --> 00:08:33,930
‫و بعدش هم اونا بدنت رو تیکه تیکه می‌کنن و تو می‌میری!

78
00:08:43,022 --> 00:08:45,316
‫چیکار می‌کنی احمق؟

79
00:08:45,316 --> 00:08:47,276
‫مگه نشنیدی چی گفتم؟

80
00:08:47,652 --> 00:08:50,613
‫اگه می‌خوای همین‌کار رو بکنی...

81
00:08:59,372 --> 00:09:01,165
‫من که مشکلی ندارم.

82
00:09:02,375 --> 00:09:04,460
‫اگه به قیمت جونم تموم میشه
‫پس جونم رو میدم!

83
00:09:09,423 --> 00:09:10,925
‫بس کن!

84
00:09:18,683 --> 00:09:20,184
‫نه، صبر کن...

85
00:09:21,018 --> 00:09:25,231
‫اگه بخواد من رو بکُشه
‫اون دیگه نهایتِ مقاومته.

86
00:09:26,065 --> 00:09:31,237
‫برای هزارپاهای سیاه بزرگ
‫شدن و کُشتنش اصلاً زمان‌بر نیست!

87
00:09:38,202 --> 00:09:39,620
‫نگران نباش.

88
00:09:40,162 --> 00:09:41,622
‫نمی‌خوام بکُشمت...

89
00:09:42,707 --> 00:09:45,876
‫فقط می‌خوام مطمئن بشم که از اینجا نمیری.

90
00:09:48,713 --> 00:09:49,839
‫هنوز...

91
00:09:50,423 --> 00:09:51,465
‫کلی گلوله دارم.

92
00:09:55,303 --> 00:09:57,221
‫آشغال با من در نیوفت!

93
00:09:57,638 --> 00:09:58,973
‫می‌کُشمت!

94
00:09:58,973 --> 00:10:01,392
‫دیگه کارِت تمومه!
‫می‌کُشمت!

95
00:10:26,334 --> 00:10:28,085
‫خیلی راحته.

96
00:10:34,133 --> 00:10:37,011
‫وقتی که حاضرم جون خودم رو بدم

97
00:10:37,720 --> 00:10:41,849
‫کشیدن ماشه هم خیلی راحته.

98
00:11:23,182 --> 00:11:24,350
‫فهمیدم...

99
00:11:24,350 --> 00:11:25,434
‫فهمیدم بابا.

100
00:11:25,434 --> 00:11:26,894
‫جایی نمیرم!

101
00:11:29,647 --> 00:11:30,648
‫تسلیمم.

102
00:11:30,648 --> 00:11:32,650
‫لطفاً....شلیک نکن!

103
00:11:36,904 --> 00:11:38,823
‫دردم داره کم میشه.

104
00:11:38,823 --> 00:11:40,950
‫موجوداتِ داخلم دارن درد می‌کشن؟

105
00:11:41,826 --> 00:11:44,161
‫لعنتی، من شکست خوردم...

106
00:11:45,329 --> 00:11:47,665
‫دیگه نمی‌تونم تکون بخورم.

107
00:11:48,999 --> 00:11:52,294
‫یعنی به‌خاطر اینه که ولفین
‫قبول کرده شکست خورده؟

108
00:11:57,425 --> 00:12:00,136
. لعنت ، میدونستم

109
00:12:00,636 --> 00:12:03,139
. حس میکردم که بالاخره این اتفاق میوفته

110
00:12:05,057 --> 00:12:06,726
... ولی بازم

111
00:12:06,726 --> 00:12:10,104
! فکر نمیکردم که اینقدر ضعیف باشم

112
00:12:10,104 --> 00:12:13,858
به ذهنم هم نمیرسید که جنگیدن با کسی که
 ... هیچ توجهی به زندگی خودش نمیکنه

113
00:12:13,858 --> 00:12:16,318
! میتونه اینقدر ترسناک باشه

114
00:12:17,820 --> 00:12:18,696
. هوی

115
00:12:19,029 --> 00:12:19,989
چیه ؟

116
00:12:20,614 --> 00:12:25,202
دردم تموم شده ولی میشه از شَرِ این حشرات
راحتم کنی؟

117
00:12:26,454 --> 00:12:28,164
... اینقدر غر نزن

118
00:12:28,164 --> 00:12:31,333
! الان خودم اینقدر درد دارم که نمیتونم راجب یه همچین چیزی فکر کنم

119
00:12:38,257 --> 00:12:39,717
. زودباش

120
00:12:40,134 --> 00:12:42,219
! یه دقیقه بهم فرصت بده

121
00:12:43,179 --> 00:12:47,349
. هیچ راهی وجود نداره که بتونم میسل مَن رو  غیر فعال کنم

122
00:12:47,850 --> 00:12:51,437
... ولی اگه واقعیتو بهش بگم حسابی تو دردسر میوفتم

123
00:12:51,937 --> 00:12:54,482
لعنت ، چطور باید از این وضعیت خارج شم ؟

124
00:12:58,068 --> 00:12:59,862
... باید زمان بخرم

125
00:13:00,196 --> 00:13:02,656
. تا وقتی که بتونم یه فکر درست حسابی بکنم

126
00:13:06,160 --> 00:13:09,205
... درد باعث میشه

127
00:13:09,789 --> 00:13:12,208
- احساس ضعف کنم

128
00:13:33,395 --> 00:13:34,730
! باشه ! صبر کن

129
00:13:34,730 --> 00:13:36,857
! دروغ گفتم ! دیگه همچین کاری نمیکنم

130
00:13:36,857 --> 00:13:38,901
. پس از شرِ اینا خلاصم کن

131
00:13:39,193 --> 00:13:41,278
... آه ، خب

132
00:13:41,278 --> 00:13:43,781
... میدونی ، مسئله اینه که

133
00:13:50,329 --> 00:13:52,623
. بیخیال . فهمیدم موضوع چیه

134
00:13:53,123 --> 00:13:54,667
! صبر کن ! دست نگه دار

135
00:13:55,042 --> 00:13:57,253
! من نمیتونم برشون دارم

136
00:13:57,253 --> 00:13:58,921
! نه بعد از این که فعال شدن

137
00:14:02,383 --> 00:14:04,844
. واسه همین نمیخواستم حرفی بزنم

138
00:14:04,844 --> 00:14:07,388
! باور کن ! واقعیت همینه

139
00:14:07,388 --> 00:14:09,181
! نمیخوام گولت بزنم

140
00:14:11,350 --> 00:14:13,811
. حشرات دوباره دارن درد ایجاد میکنن

141
00:14:14,645 --> 00:14:16,730
یعنی ولفین واقعا داره حقیقت رو میگه ؟

142
00:14:17,565 --> 00:14:19,149
واقعا میتونی منو بخاطرش مقصر بدونی؟

143
00:14:19,942 --> 00:14:23,404
. فقط زمانی که بخوام یکی رو بکشم از این حمله استفاده میکنم

144
00:14:23,404 --> 00:14:25,197
. هیچوقت اهمیت ندادم بعدش چه اتفاقی میوفته

145
00:14:25,906 --> 00:14:30,703
. هیچوقت به این که چه اتفاقی واسه حریفم میوفته اهمیت ندادم

146
00:14:32,079 --> 00:14:35,040
. قدرت های نِن واقعاً عجیبن

147
00:14:35,499 --> 00:14:38,961
. قدرت من بازتابیه از شخصیت خودِ من

148
00:14:39,920 --> 00:14:44,133
شخصیتش ؟ قصد واقعیش ؟

149
00:14:45,634 --> 00:14:46,594
... ولفین

150
00:14:49,388 --> 00:14:50,931
چی ازش بپرسم ؟

151
00:14:51,682 --> 00:14:53,183
دلم میخواد چی رو بفهمم ؟

152
00:14:57,479 --> 00:14:59,857
. قبلا یه نفر رو درست مثل اون میشناختم

153
00:15:02,109 --> 00:15:05,446
هیچ خاطره ای از زمانی که انسان بودی داری ؟

154
00:15:05,946 --> 00:15:08,949
چـ-چرا یه همچین سوالی میپرسی ؟

155
00:15:09,491 --> 00:15:11,160
... چیزی یادم نمیاد

156
00:15:15,331 --> 00:15:16,498
. دروغ میگی

157
00:15:17,625 --> 00:15:18,834
چـ-چی ؟

158
00:15:18,834 --> 00:15:20,628
! صبر کن ! دست نگه دار

159
00:15:20,628 --> 00:15:21,378
! آروم باش

160
00:15:22,713 --> 00:15:26,091
. اگه واقعیتو نگی ، بهت شلیک میکنم

161
00:15:36,477 --> 00:15:38,812
، وقتی بیدار شدم

162
00:15:39,897 --> 00:15:41,899
... اولین افکارم

163
00:15:47,780 --> 00:15:49,281
... لعنتی

164
00:15:50,032 --> 00:15:52,952
. هنوزم میتونم بخاطر بیارم

165
00:16:02,628 --> 00:16:07,132
. کشتن NGL مطمئنم اون مورچه های هیولا منو تو

166
00:16:17,559 --> 00:16:23,148
به عنوان غذا به ملکه دادنم و به عنوان
. موجودی جدید دوباره متولد شدم

167
00:16:27,111 --> 00:16:28,195
... ولی هنوزم

168
00:16:29,279 --> 00:16:34,326
هنوزم مهمترین چیزی که همیشه میخواستم
. فراموش کنم رو یادم بود

169
00:16:39,289 --> 00:16:41,667
چهره پدری که میخواست خفه ـم کنه

170
00:16:43,043 --> 00:16:45,421
. و زنی که در پشت سرش نگاه میکرد

171
00:16:50,384 --> 00:16:53,887
، اولش فقط یه سری تصویر مبهم بودن

172
00:16:54,638 --> 00:16:57,725
. ولی با گذشت زمان تمام رشته حوادث به خاطرم اومد

173
00:17:02,479 --> 00:17:04,481
... من توسط برادر کوچیکم

174
00:17:05,566 --> 00:17:08,360
. که نسبت خونی ای هم باهام نداشت نجات پیدا کردم

175
00:17:12,197 --> 00:17:13,490
! حالا یادم اومد

176
00:17:14,450 --> 00:17:17,619
! اون دقیقا شبیه به جایرو بود

177
00:17:18,912 --> 00:17:19,913
جایرو ؟

178
00:17:20,581 --> 00:17:22,875
! می دونی . پادشاه

179
00:17:26,003 --> 00:17:29,965
 قبلا عادت داشتیم سرِ این که زندگی کدوممون
. فلاکتبارتره با هم کَل کَل میکردیم

180
00:17:31,508 --> 00:17:35,179
اون تنها کسی بود که در موقع نیاز میتونستم
... بهش تکیه کنم

181
00:17:35,179 --> 00:17:36,889
. با هم گریه هامون تبدیل به خنده میشد

182
00:17:38,307 --> 00:17:41,185
... ما هر دو آدم هایی تهی بودیم

183
00:17:42,227 --> 00:17:45,856
. پس چیزی واسه مخفی کردن نداشتیم

184
00:17:51,820 --> 00:17:55,115
... موندم که اون الان داره چیکار میکنه

185
00:18:05,084 --> 00:18:08,921
... میخوام واسه یه بار دیگه ببینمش

186
00:18:30,651 --> 00:18:33,946
. آره ، دلم میخواد جایرو رو ببینم

187
00:18:35,739 --> 00:18:38,617
... دیگه از سرو کله زدن با انسان ها و مورچه ها خسته شدم

188
00:18:39,451 --> 00:18:43,080
... هینطور از پول و ملت های مختلف

189
00:18:47,459 --> 00:18:48,585
. برو

190
00:18:49,294 --> 00:18:50,921
. حشرات رفتن

191
00:18:51,630 --> 00:18:53,966
. هنوز کارایی هست که باید انجام بدی

192
00:18:56,927 --> 00:18:59,972
چرا درها رو باز کردی ؟

193
00:19:01,598 --> 00:19:06,728
. آه ، گذاشتم اون موقع اون موجودات ضعیف به گنج برسن

194
00:19:10,607 --> 00:19:12,985
. اونا خیلی جنگجوهای قوی ای نبودن

195
00:19:14,194 --> 00:19:16,697
. من تو و برو رو از مانیتور نگاه میکردم

196
00:19:18,115 --> 00:19:21,243
. و وقتی تو راه برگشت بودی بهشون گفتم که برن

197
00:19:32,212 --> 00:19:34,006
! ای بزدل

198
00:19:36,258 --> 00:19:37,634
. به همین سادگی

199
00:19:40,429 --> 00:19:43,265
، وقتی دیدم که نتونستی کار برو رو تموم کنی

200
00:19:43,765 --> 00:19:46,310
. فکر کردم یه هدف آسونی

201
00:19:46,977 --> 00:19:49,271
. ولی بزرگترین اشتباه زندگیم بود

202
00:19:55,319 --> 00:19:56,528
. ادامه بده . برو

203
00:19:57,029 --> 00:19:58,614
... خسته تر از اونم که بتونم حرکت کنم

204
00:19:59,281 --> 00:20:00,782
. به آخرین سوالم جواب بده

205
00:20:02,409 --> 00:20:05,287
 یه زن توی قصر ندیدی ؟

206
00:20:05,746 --> 00:20:06,788
یه زن ؟

207
00:20:08,207 --> 00:20:10,709
... مطمئن نیستم همونی باشه که دنبالش میگردی

208
00:20:10,709 --> 00:20:15,214
ولی گارد سلطنتی یه زن رو دستگیر کرده و توی
. پیله قرارش داده

209
00:20:15,964 --> 00:20:17,299
اون کجاست ؟

210
00:20:18,383 --> 00:20:20,761
. با آسانسور برو بالا ، بعد بپیچ دست چپ

211
00:20:21,261 --> 00:20:22,804
.داخل اتاق انتهای راهروئه

212
00:20:23,972 --> 00:20:26,058
. اسمش شماره یکه

213
00:20:27,517 --> 00:20:28,477
! ممنونم

214
00:20:33,023 --> 00:20:34,316
چی اینقدر خنده داره ؟

215
00:20:39,279 --> 00:20:41,573
... گفتن حقیقت

216
00:20:42,532 --> 00:20:45,285
. واقعا حس خوبی داره

217
00:20:50,082 --> 00:20:55,379
ولفین تمام زندگیش رو بدون این که بتونه به دیگران
. یا حتی خودش اعتماد کنه صرف کرد

218
00:20:56,255 --> 00:21:01,176
گفتن مکان کسی که ایکالگو دنبالش میگشت

219
00:21:01,843 --> 00:21:06,306
اولین باری بود که اون درای قلبشو باز کرده بود
. و با صداقت صحبت میکرد

220
00:23:18,980 --> 00:23:21,191
. بیداری x و x قسمت بعدی : نابودی

221
00:23:22,609 --> 00:23:25,320
... من فقط ... فقط

222
00:23:25,320 --> 00:23:27,030
چی شده کیلوا ؟

223
00:23:27,030 --> 00:23:28,240
. من اینجام بخاطر تو
