﻿1
00:00:03,253 --> 00:00:06,631
تقریباً سی دقیقه بعد از
ورودِ هانتر ها به کاخ ‏.‏‏.‏‏.‏

2
00:00:08,174 --> 00:00:11,803
همانطور که جنگِ شدیدی درونِ کاخ در جریان بود ‏،‏

3
00:00:12,595 --> 00:00:17,225
همۀ مردمی که بوسیلۀ
فلسِ بال های پوف هیپنوتیزم شده بودند

4
00:00:17,726 --> 00:00:23,773
هنوز در انتظارِ فرایندِ انتخاب ‏،‏
برای تبدیل شدن به سرباز های مورچه بودند ‏.‏

5
00:00:26,943 --> 00:00:32,699
در همین زمان ‏،‏ موجودی که فرم آن به زودی کامل میشد
شروع به تکان خوردن کرده بود ‏.‏

6
00:01:01,770 --> 00:01:04,731
اشک های جاریتُ

7
00:01:04,731 --> 00:01:07,734
به شجاعت تبدیل کن

8
00:01:07,734 --> 00:01:11,029
بال های فرشته مانندتُ باز کن

9
00:01:11,029 --> 00:01:13,907
! ‏ و به بالاها پرواز کن

10
00:01:20,705 --> 00:01:26,586
تا آخرش تسلیم نمیشیم

11
00:01:26,586 --> 00:01:31,841
! ‏‏ برای پُرفشاری ‏،‏ حتماً دلیل خوبی وجود داره

12
00:01:31,841 --> 00:01:35,553
. میتونی دوباره سعی کنی

13
00:01:35,553 --> 00:01:37,931
. از تاریکی فرار کن

14
00:01:37,931 --> 00:01:41,935
. تو فقط باید بری

15
00:01:41,935 --> 00:01:46,981
. آینده همیشه منتظرِ ماست

16
00:01:46,981 --> 00:01:49,567
. ماوراء آسمان برو

17
00:01:49,567 --> 00:01:50,860
. اقیانوس ها رو طی کن

18
00:01:51,194 --> 00:01:54,697
( ! ‏‏‏‏‏‏ ‏ بگیر ‏!‏ ‏( تو میتونی تلاش کنی

19
00:01:54,697 --> 00:02:00,495
! ‏‏ بیا با هم بریم به یک ماجراجویی که هیچ وقت تمام نمیشه

20
00:02:00,495 --> 00:02:06,751
! ‏‏برای همیشه و هر جایی

21
00:02:11,339 --> 00:02:16,386
نابودی × و × بیداری

22
00:02:34,612 --> 00:02:36,906
خُب ‏،‏ شارژ کامل شد ‏.‏

23
00:03:08,354 --> 00:03:09,397
یکی منو زیرِ نظر داره ‏.‏

24
00:03:10,732 --> 00:03:11,608
در ضمن ‏.‏‏.‏‏.‏

25
00:03:13,693 --> 00:03:16,279
احتمالاً کسیِ که میشناسمش ‏.‏

26
00:03:56,194 --> 00:03:57,362
کسی اونجا نیست ؟

27
00:04:37,110 --> 00:04:39,237
با اینکه ظاهرش کاملاً تغییر نکرده بود ‏،‏

28
00:04:39,487 --> 00:04:42,740
اما دیگه اون پالمِ سابق نبود ‏.‏

29
00:04:43,491 --> 00:04:46,911
و همینم کیلوا رو خیلی آشفته کرده بود ‏.‏

30
00:04:51,332 --> 00:04:52,959
گاردِ سلطنتی

31
00:04:54,210 --> 00:04:55,753
اونو دستگیر کرده بودن ‏.‏‏.‏‏.‏

32
00:04:56,879 --> 00:04:58,756
و اون تبدیل شده ‏!‏

33
00:04:59,966 --> 00:05:03,428
اگه گون ببینه چه اتفاقی برای پالم افتاده ‏،‏

34
00:05:04,053 --> 00:05:05,430
نمیتونه تحمل کنه ‏.‏‏.‏‏.‏

35
00:05:06,931 --> 00:05:12,270
دیگه جایی تو قلبش باقی نمونده ‏.‏

36
00:05:13,104 --> 00:05:17,775
اگه تغییرات به قلبِ پالم رسیده باشه ‏.‏‏.‏‏.‏

37
00:05:22,030 --> 00:05:24,198
گون کاملاً درهم میشکنه ‏!‏

38
00:05:28,745 --> 00:05:32,123
باید جوابشُ بفهمم ‏.‏

39
00:05:33,624 --> 00:05:35,960
حتماً قبل از اینکه متوجه بشم منو زیر نظر داره

40
00:05:35,960 --> 00:05:39,380
با اون قدرتی که قبلاً بهمون گفته بود ‏.‏‏.‏‏.‏

41
00:05:40,840 --> 00:05:43,426
متوجه من شده بوده ‏.‏

42
00:05:45,636 --> 00:05:49,474
وقتی از قدرتم استفاده کنم ‏،‏ خیلی آسون میشه ‏.‏

43
00:05:51,267 --> 00:05:55,188
فکر میکردم از پیش گویی برای مشخص کردن جای دیگران استفاده میکنه ‏.‏

44
00:05:55,855 --> 00:05:58,274
اما انگار به روشن بینی نزدیکتره ‏.‏

45
00:05:59,942 --> 00:06:04,364
پالم از جایی که بود ‏،‏ نمی تونست منو ببینه ‏.‏‏.‏‏.‏

46
00:06:05,573 --> 00:06:09,660
تنها نتیجه ای که میشه گرفت اینِ که
با وسایل دیگه منو زیرِ نظر داشته ‏.‏

47
00:06:11,788 --> 00:06:15,666
اگه پالم دشمن بود ‏،‏
باید عقب نشینی میکرد ‏.‏‏.‏‏.‏

48
00:06:17,126 --> 00:06:20,296
فاصله رویِ روشن بینی تأثیر میزاره ‏.‏

49
00:06:20,755 --> 00:06:23,966
اگه دشمن بود دیگه نباید منو یادش میومد ‏.‏

50
00:06:24,467 --> 00:06:26,177
اما چون داره بهم نزدیک میشه ‏،‏

51
00:06:28,388 --> 00:06:29,680
پس حتماً منو یادش میاد ‏.‏‏.‏‏.‏

52
00:06:31,349 --> 00:06:32,892
ما رو یادش میاد ‏!‏

53
00:06:36,437 --> 00:06:38,731
کیلوا خودتی ‏،‏ درسته ؟

54
00:06:42,193 --> 00:06:43,486
حدس میزدم ‏.‏‏.‏‏.‏

55
00:06:45,696 --> 00:06:46,906
خاطراتشُ به یاد میاره ‏!‏

56
00:06:49,158 --> 00:06:51,953
گون از رویِ ظاهرِ دیگران قضاوت نمیکنه ‏.‏

57
00:06:52,537 --> 00:06:56,416
فرض میکنی الان ازت متنفر نیست ؟

58
00:06:57,583 --> 00:07:01,295
مثلِ همیشه خیلی کینه توزی ‏.‏‏.‏‏.‏

59
00:07:02,964 --> 00:07:04,674
خُب ‏،‏ مهم نیست ‏.‏

60
00:07:05,258 --> 00:07:10,346
تمایل ندارم که ترحمِ تو رو بدست بیارم ‏.‏

61
00:07:11,848 --> 00:07:13,349
گون کجاست ؟

62
00:07:14,642 --> 00:07:16,644
گون پیشِ پیتوئه ‏.‏

63
00:07:17,061 --> 00:07:18,020
اون ــ

64
00:07:22,608 --> 00:07:24,068
برای چی میتونه منو ببینه ‏،‏

65
00:07:25,778 --> 00:07:27,864
اما نمیتونه گون رو ببینه ؟

66
00:07:31,117 --> 00:07:33,578
اتفاقی منو پیدا کردی ؟

67
00:07:34,328 --> 00:07:36,789
هـا ؟ چی داری میگی ؟

68
00:07:37,248 --> 00:07:40,334
تو بودی که از اون گوشه بیرون اومدی ‏.‏

69
00:07:40,877 --> 00:07:44,505
اشتباهه ‏!‏ احساس کردم که منو زیرِ نظر داری ‏.‏

70
00:07:45,006 --> 00:07:46,799
برای همینم از این طرف اومدم ‏!‏

71
00:07:48,384 --> 00:07:50,595
تو اول متوجه من شدی ‏.‏

72
00:07:52,638 --> 00:07:54,098
برای چی داری دروغ میگی ؟

73
00:07:58,102 --> 00:08:00,104
بچۀ دردسر ساز ‏.‏‏.‏‏.‏

74
00:08:01,022 --> 00:08:02,732
گون کجاست ؟

75
00:08:02,732 --> 00:08:04,734
اول جوابِ سئوالمُ بده ‏.‏

76
00:08:07,820 --> 00:08:12,617
یعنی وقتی متوجه شدم پالم منو زیرِ نظر داره
که خودش منو دید ؟

77
00:08:13,701 --> 00:08:17,663
پس یعنی پالم به محضِ اینکه منو میبینه
سریعاً برمیگرده ؟

78
00:08:18,206 --> 00:08:21,751
بعدش با استفاده از روشن بینی دید که دارم به این سمت میام ‏،‏

79
00:08:21,751 --> 00:08:25,004
و طوری برگشت که انگار داره میاد طرفِ من ؟

80
00:08:29,467 --> 00:08:30,801
برای آخرین بار میپرسم ‏.‏‏.‏‏.‏

81
00:08:33,596 --> 00:08:35,181
گون کجاست ؟

82
00:08:40,061 --> 00:08:41,479
بهت نمیگم ‏.‏

83
00:08:42,438 --> 00:08:44,440
تو دشمنی ‏،‏ مگه نه ؟

84
00:08:57,787 --> 00:09:01,207
اشتباه کردم ‏.‏‏.‏‏.‏

85
00:09:02,542 --> 00:09:05,086
که از قدرتم به درستی استفاده نکردم ‏.‏

86
00:09:05,795 --> 00:09:08,965
وقتی خشم وجودمُ فرا گرفت ‏،‏

87
00:09:11,008 --> 00:09:14,595
باید احساساتمُ نابود میکردم ‏!‏

88
00:09:20,142 --> 00:09:22,603
بیوۀ سیاه
الهۀ شیطانیِ سیاه

89
00:09:23,938 --> 00:09:26,607
او ــ اون خطرناکه ‏!‏

90
00:09:27,817 --> 00:09:31,362
بهتره بجای اینکه همه چی رو درونم نگه دارم بیرون بریزم ‏.‏

91
00:09:33,531 --> 00:09:37,660
که شاملِ لذت کشتنِ تو هم میشه ‏!‏

92
00:09:59,265 --> 00:10:01,642
خُب ؟ حالا چی ؟

93
00:10:04,270 --> 00:10:05,896
میخوای بدونِ اینکه حرفی بزنی بمیری ؟

94
00:10:06,647 --> 00:10:08,482
بعد از مردنت حرف میزنی ؟

95
00:10:25,166 --> 00:10:28,669
یا فقط میمیری ؟

96
00:10:46,354 --> 00:10:50,816
توانایی پالم ‏،‏ بیوۀ سیاه ‏،‏ در مجهز کردنِ خودش
با پوشاندنِ بدنش با موهاش است ‏،‏

97
00:10:50,816 --> 00:10:53,819
تغییر در ظاهرش بر اساس
وضعیت احساسی اون میباشد ‏.‏

98
00:10:54,070 --> 00:10:57,531
اما وظیفۀ اصلی اون دفاع بود ‏.‏

99
00:10:59,992 --> 00:11:01,827
چیزی که باعث ترسناکی بیوۀ سیاه میشد

100
00:11:02,953 --> 00:11:08,000
این حقیقت بود که اون میتونست
از زره موهاش برای محافظت از خودش استفاده کنه ‏.‏

101
00:11:08,459 --> 00:11:11,587
و بهش این امکان رو میده که از تمام انرژی ـش برای حمله استفاده بکنه ‏.‏

102
00:11:27,019 --> 00:11:29,355
. پا-پالم-سان . "هاتسو" ـت رو غیر فعال کن

103
00:11:31,482 --> 00:11:33,567
. قدرت پالم خیلی ترقی پیدا کرده

104
00:11:34,151 --> 00:11:37,863
وقتی از تمام پتانسیلت استفاده کنی ، ممکنه
بتونی اینقدر قویتر شی ؟

105
00:11:39,156 --> 00:11:41,951
. کاملا حملاتشو دفاع میکنم ولی بازم آسیب میبینم

106
00:11:43,452 --> 00:11:46,997
. اگه مبارزه همینطور ادامه پیدا کنه ، تو وضعیت بدی میوفتم

107
00:11:47,748 --> 00:11:50,543
. ولی نمیتونم عقب بکشم

108
00:11:51,752 --> 00:11:55,005
! ذهنِ گون همین الانش هم دیگه کِشِش نداره

109
00:11:55,423 --> 00:11:59,009
. بزور تونسته خودشو نگه داره و منتظر پیتو شه

110
00:12:07,309 --> 00:12:09,019
. نمیتونم بذارم اونو ببینه

111
00:12:10,062 --> 00:12:13,107
... حتی اگه هنوز ذره ای از قلب پالم درونش مونده باشه

112
00:12:17,069 --> 00:12:18,529
! در حال حاضر تاثیر منفی ای روش میذاره

113
00:12:35,629 --> 00:12:36,589
! پالم

114
00:12:38,257 --> 00:12:40,426
چرا دنبال گون میگردی ؟

115
00:12:40,426 --> 00:12:43,554
. بسته به جوابت ، ممکنه جای اونو بهت بگم

116
00:12:44,346 --> 00:12:47,308
هان ؟ چی شد که حالا داری میپرسی ؟

117
00:12:47,683 --> 00:12:49,560
... دلیل خاصی نداره

118
00:12:49,560 --> 00:12:50,895
. فقط میخوام ببینمش

119
00:12:51,687 --> 00:12:53,814
. احتمالا همین نزدیکیاست

120
00:12:53,814 --> 00:12:55,649
. خودم پیداش میکنم

121
00:12:56,358 --> 00:12:58,652
! البته قبلش تو رو میکشم

122
00:13:06,660 --> 00:13:07,328
! معذرت

123
00:13:10,456 --> 00:13:13,834
... ترسیدمُ دشمن خطابت کردم

124
00:13:13,834 --> 00:13:16,712
ولی حتی اگه ظاهرت هم عوض شده باشه
تو هنوز پالمی ، مگه نه ؟

125
00:13:19,256 --> 00:13:20,925
. گون داره رنج میکشه

126
00:13:21,217 --> 00:13:23,886
کسی که اون عمیقاً بهش احترام میذاشت
. تغییر داده شده

127
00:13:24,470 --> 00:13:27,389
. روح اون شخص ازش گرفته شده

128
00:13:27,932 --> 00:13:31,227
! در حال حاضر گون با مقصر این اتفاق روبرو شده

129
00:13:32,061 --> 00:13:35,981
... اگه با ظاهر فعلیت جلوی گون ظاهر شی

130
00:13:41,487 --> 00:13:42,947
... گون

131
00:13:44,657 --> 00:13:46,492
. کاملا درهم میشکنه

132
00:13:53,499 --> 00:13:55,167
... پس تو اول باید

133
00:13:56,460 --> 00:14:00,172
. اونو با اسم خودش صدا بزنی

134
00:14:02,633 --> 00:14:04,301
. "باید بگی ، " گون

135
00:14:10,057 --> 00:14:13,102
. شرطِ من اینه

136
00:14:16,272 --> 00:14:17,731
. بگو که حالت خوبه

137
00:14:25,030 --> 00:14:27,616
، قبل از این که وارد کاخ بشیم

138
00:14:28,868 --> 00:14:31,036
. گون خیلی نگرانت بود

139
00:14:36,292 --> 00:14:39,920
... یکم بهش آرامش خاطر بده

140
00:14:44,174 --> 00:14:45,551
. اون فقط داشت زمان میخرید

141
00:14:46,093 --> 00:14:48,262
. کوچکترین قصدی از این که بذاره اونا همو ببینن نداشت

142
00:14:48,679 --> 00:14:50,264
... این فکری بود که اول داشت

143
00:14:56,937 --> 00:14:57,980
... کمکش کن

144
00:14:59,398 --> 00:15:03,527
... اگه میتونی ، کاری کن که یکم احساس بهتری پیدا کنه

145
00:15:04,695 --> 00:15:09,450
! الان فقط تو میتونی این کارُ بکنی

146
00:15:14,747 --> 00:15:17,625
... از کسِ دیگه ای

147
00:15:19,501 --> 00:15:20,836
. ساخته نیست

148
00:15:26,133 --> 00:15:27,259
... من نمیتونم

149
00:15:29,970 --> 00:15:32,932
! هیچ کاری بکنم

150
00:15:42,816 --> 00:15:44,401
، وقتی کیلوا این کلمات رو به زبون آورد

151
00:15:45,527 --> 00:15:49,406
. بغضی که همۀ این مدت درونش داشت ترکید

152
00:16:04,672 --> 00:16:05,756
. اون الان کاملا بی دفاعه

153
00:16:06,465 --> 00:16:07,925
... تغییر نقشه

154
00:16:07,925 --> 00:16:10,052
. 1 همین الان بکشش ، شماره

155
00:16:17,309 --> 00:16:21,397
، وقتی پالم به قصر نفوذ کرد

156
00:16:21,397 --> 00:16:25,693
به خروجی ای که نُوو کنار راه پله
، بوجود اورده بود رسید

157
00:16:26,110 --> 00:16:28,112
‏"‏ اِنِ ‏"‏ پیتو برگشته بود ‏.‏

158
00:16:29,154 --> 00:16:36,286
با هاله ای اونقدَر شیطانی محاصره شد که
. فکر کرد الان لِه میشه

159
00:16:36,870 --> 00:16:39,832
. پایانش به همون پایانی که برای نُوو رقم خورده بود ختم شد

160
00:16:41,458 --> 00:16:48,048
همونطور که شاهد بود پوف به آرامی و در سکوت
. از پله ها پایین میاد ، تصمیمِ خودش رو گرفت

161
00:16:49,091 --> 00:16:50,884
، نقشه کشید تا زندگی خودشو بگیره

162
00:16:50,884 --> 00:16:52,845
تا بنظر بیاد اون یه دختر ناامیده که نتونسته بیشتر از این
. مورد اهانت واقع شدن از طرف بیزف رو تحمل کنه

163
00:16:53,971 --> 00:16:57,057
. هرچند پیتو مانع از به وقوع پیوستنش شد

164
00:16:58,183 --> 00:17:03,230
، همونطور که یه نفر نمیتونه جلوی لرزیدنشو در سرما بگیره

165
00:17:04,106 --> 00:17:06,483
... گارد سلطنتی به هالۀ اون علاقه مند شد

166
00:17:06,483 --> 00:17:09,278
، و بعد از گرفتن اجازه از پادشاه روزه دار

167
00:17:09,695 --> 00:17:15,325
. پیتو و پوف سربازِ آزمایشی شماره 1 خودشونو ساختن

168
00:17:16,744 --> 00:17:19,163
... تجربه ثابت کرده اونهایی که تونستن گذشته خودشونو بیاد بیارن

169
00:17:19,163 --> 00:17:21,832
. مقاومت ذهنیِ بیشتری داشتن

170
00:17:23,042 --> 00:17:29,173
این ویژگی در مورچه هایی که تونستن توانایی استفاده
. از "نِن" رو پیدا کنن بارزتر بوده

171
00:17:29,548 --> 00:17:35,012
. خاطرات گذشته هم می تونه کمک و هم مانعی در رشد سربازان باشه

172
00:17:35,971 --> 00:17:38,891
... مانع زمانی بوجود میاد که خاطرات

173
00:17:38,891 --> 00:17:42,227
. باعث بوجود اومدن واکنشهای احساسی میشن

174
00:17:43,020 --> 00:17:48,442
بنابراین ، اون دو گارد سلطنتی به این نتیجه رسیدن که باید از
... دکتر بلایثِ" پیتو استفاده کنن تا"

175
00:17:48,442 --> 00:17:52,654
. ارتباط بین احساسات و خاطرات پالم رو از هم جدا کنن

176
00:17:53,947 --> 00:17:58,452
آزمایشی که روی دوباره سازی لئول و چیتو صورت گرفت
... تایید کرد که

177
00:17:58,452 --> 00:18:02,956
اونهایی که خاطرات بیشتری رو به یاد آوردن از
. پیله هاشون زودتر خارج شدن

178
00:18:04,374 --> 00:18:08,754
، برای تصرف بی صدا و سریع نوع بشر

179
00:18:08,754 --> 00:18:13,008
نگه داشتن سربازها با خاطراتشون وقتی اونها رو کاملا تحت
. کنترل دارن بهترین کاره

180
00:18:14,343 --> 00:18:17,638
. پالم یه نمونۀ آزمایشی عالی بود

181
00:18:20,557 --> 00:18:24,978
. موفقیت این آزمایش مهر تاییدی بود بر نابودی نسل انسان

182
00:18:25,896 --> 00:18:27,815
... حالا ، برو شماره 1

183
00:18:28,398 --> 00:18:31,235
! بچه ای که جلوته رو تا حد مرگ بزن

184
00:18:31,235 --> 00:18:32,319
.خفه خون بگیر

185
00:18:37,908 --> 00:18:39,284
... من

186
00:18:40,369 --> 00:18:42,204
. پالم سیبریام

187
00:18:46,750 --> 00:18:48,544
! نه شماره 1

188
00:18:56,969 --> 00:19:01,807
... من هیچوقت وسیله دست شما مورچه ها نخواهم شد

189
00:19:03,642 --> 00:19:05,644
! حتی اگه به قیمت زندگیم تموم شه

190
00:19:21,493 --> 00:19:22,619
... کیلوا

191
00:19:24,079 --> 00:19:25,664
. ازت ممنونم

192
00:19:28,167 --> 00:19:30,794
. یه سَد توی سرم بود

193
00:19:31,670 --> 00:19:34,298
. احساساتم از بدنم جدا شده بود

194
00:19:35,007 --> 00:19:36,758
. نمیتونستم کاریش کنم

195
00:19:38,010 --> 00:19:40,554
. از وقتی به هوش اومدم اینطوری شده  بودم

196
00:19:42,139 --> 00:19:44,725
. تو اون سدُ برداشتی

197
00:19:46,018 --> 00:19:48,604
. نگو هیچ کاری ازت ساخته نیست

198
00:19:52,649 --> 00:19:57,362
اگه کاری برای کمک به گون از دستم
. بربیاد ، خوشحال میشم انجامش بدم

199
00:19:59,323 --> 00:20:00,908
... ولی نباید فراموش کنی

200
00:20:03,035 --> 00:20:07,331
. کسی که اون بیشتر از همه بهش نیاز داره توئی

201
00:20:19,009 --> 00:20:20,135
چی شده ؟

202
00:20:20,844 --> 00:20:22,095
. یه شکست

203
00:20:22,638 --> 00:20:24,264
. فقط همین

204
00:20:26,558 --> 00:20:28,393
. پس آروم و باثبات پیش میریم

205
00:20:29,019 --> 00:20:33,148
... سربازها نیازی به احساسات یا خاطرات ندارن

206
00:20:34,524 --> 00:20:38,445
. که یعنی من دیگه نیازی به قدرت پیتو ندارم

207
00:20:39,446 --> 00:20:43,909
! خودم به تنهایی میتونم سرباز بوجود بیارم

208
00:20:46,078 --> 00:20:50,958
... اینجوری ساختن یه امپراتوری

209
00:20:52,376 --> 00:20:55,420
. برای پادشاه و من ساده تر میشه

210
00:20:57,005 --> 00:21:03,387
. خوش گذرونی در صبح و تمامِ شب رو بیرون موندن ، این طبیعتِ ماست

211
00:21:03,387 --> 00:21:09,434
این احساسِ اشتیاق سیاهِ یا سفیده ؟

212
00:21:09,726 --> 00:21:16,316
. حرکتی دایره وار که گذشته رو تدائی میکنه

213
00:21:16,316 --> 00:21:22,155
. با صدای ترق و تروقی ما رو به آینده ای که آرزوشُ داریم پیوند میدهد

214
00:21:22,281 --> 00:21:28,829
. چشم هاتُ ببند و از مسیرِ مارپیچ عبور کن

215
00:21:28,829 --> 00:21:36,795
. در پایانِ این رویایِ مرموز ، زیبایی رو پیدا میکنی

216
00:21:37,796 --> 00:21:43,927
. قطعاً ، سکۀ پرتاب شده همیشه در آسمان می رقصد

217
00:21:43,927 --> 00:21:49,766
آرزویِ چه پایانی رو داشته باشم ؟

218
00:21:49,891 --> 00:21:55,689
. قطعاً ، نور درخشده ای به سایه ها نقش میدهد

219
00:21:55,689 --> 00:22:01,445
، پس به این سمت بیا

220
00:22:01,611 --> 00:22:06,950
. بزار آیندمون یکی بشه

221
00:22:20,422 --> 00:22:23,300
قسمت بعدی : قدرت زیاد × و × قدرت نهایی

222
00:22:23,300 --> 00:22:26,261
آه ، ناکل ... این مانگا رو بهم قرض میدی ؟

223
00:22:26,261 --> 00:22:28,680
. صبر کن . این که مال خودمه

224
00:22:28,680 --> 00:22:30,265
. آه ، خیلی خب
