﻿1
00:00:06,881 --> 00:00:08,633
چیکار کنیم ، زایکاهال؟

2
00:01:32,258 --> 00:01:37,305
شیطانی × و × وحشتناک

3
00:01:42,644 --> 00:01:44,521
.اسم اون جایروئه

4
00:01:44,521 --> 00:01:47,315
.اون در سایه ی اِن.جی.اِل هست

5
00:01:50,902 --> 00:01:54,447
...جایرو تا دوازده سالگی

6
00:01:54,447 --> 00:01:56,574
.در یه کمپ زندگی میکرد...

7
00:01:57,492 --> 00:01:59,244
، قبل از یاد گرفتن کلمات

8
00:01:59,244 --> 00:02:04,082
.اون بنایی و حمالی کردنو یاد گرفت

9
00:02:04,749 --> 00:02:09,295
...تا زمانی که پدرشو بکشه و

10
00:02:09,295 --> 00:02:11,714
.فرار کنه ، مجبور به بردگی بوده

11
00:02:15,260 --> 00:02:19,597
پدرِ جایرو
.یه مرد کاملاً تنها بود

12
00:02:21,724 --> 00:02:24,310
، وقتی بر میگشت از سر کار

13
00:02:24,310 --> 00:02:26,855
. مشروب میخورد و بعدش به خواب میرفت

14
00:02:27,355 --> 00:02:33,027
، با جایرو که درست بالای تختش میخوابید
.به نُدرت صحبت میکرد

15
00:02:34,487 --> 00:02:36,614
، بخاطر همین بود که

16
00:02:36,614 --> 00:02:40,451
.جایرو نمیتونست تا 7 سالگی صحبت کنه

17
00:02:42,662 --> 00:02:45,582
، وقتی که جایرو از کار بر میگشت

18
00:02:45,582 --> 00:02:48,084
، حق نداشت تختشو ترک بکنه

19
00:02:48,084 --> 00:02:51,004
.جز برای دستشویی رفتن

20
00:02:51,921 --> 00:02:57,093
اون دو بار در روز و
.یک بار بعد از ساعت 9 شب ، میتونست بره دستشویی

21
00:02:58,344 --> 00:03:03,725
چوب تختش بخاطر قدیمی بودن
.موقع خواب سر و صدا میکرد

22
00:03:04,184 --> 00:03:06,686
.پدرش از این صدا متنفر بود

23
00:03:09,647 --> 00:03:14,819
پدرش یک بار بخاطر همین
، صدا ، شدیداً کتکش زد

24
00:03:15,403 --> 00:03:19,365
.اون موقع جایرو یاد گرفت که بدون حرکت بخوابه

25
00:03:20,867 --> 00:03:25,997
، همچنین یاد گرفت که خودشو کنترل کنه

26
00:03:25,997 --> 00:03:30,376
و اگه نتونست تحمل کنه
.کار خودشو توی یه بطری خالی ، بکنه

27
00:03:32,212 --> 00:03:35,089
".برای بقیه مزاحمت درست نکن"

28
00:03:35,924 --> 00:03:41,888
.این درسی بود که پدر ساکتش بهش یاد داده بود

29
00:03:43,139 --> 00:03:47,727
، توی اون دوران ، جایرو بعد از یاد گرفتن اشتباهاتش

30
00:03:47,727 --> 00:03:50,521
.سعی میکرد اونا رو بهتر انجام بده

31
00:03:51,689 --> 00:03:55,318
، هرگز پدرش برای اون اسباب بازی ای نخریده بود

32
00:03:55,944 --> 00:04:00,406
.این درسو یه هدیه منحصر به فرد از طرف پدرش به حساب می آورد

33
00:04:01,658 --> 00:04:07,038
، برای دنیای کوچیک اون
.پدرش براش مثل یه خدا بود

34
00:04:07,664 --> 00:04:11,459
، هر چقدر پدرش باهاش بی رحم میبود

35
00:04:12,001 --> 00:04:14,712
، جایرو به پرستش ادامه میداد

36
00:04:14,712 --> 00:04:18,591
.و بهش باور داشت

37
00:04:19,217 --> 00:04:21,427
...این عقیده ناشی از دو چیز بود

38
00:04:22,512 --> 00:04:24,931
، وقتی که جایرو پنج سالش بود

39
00:04:24,931 --> 00:04:27,517
.یه تب کشنده داشت

40
00:04:28,184 --> 00:04:32,897
، پدرش تمام شبو بیدار بود
.و حوله های روی سرشو عوض میکرد

41
00:04:35,358 --> 00:04:36,943
...و دلیل دیگه

42
00:04:37,944 --> 00:04:43,574
اینکه پدرش هرگز بهش نگفته بود
.که" گُم شو " ، برو

43
00:04:44,826 --> 00:04:48,788
.این دو تا غرورش بود

44
00:04:49,998 --> 00:04:51,833
...خنگ خدا "

45
00:04:51,833 --> 00:04:56,212
تا حالا بهت نگفته گُم شو
" ! اونم بخاطر پول در آوردنت بوده

46
00:04:57,422 --> 00:05:02,010
با وجود اینکه این امکانو
، توی عمق ذهنش داشت

47
00:05:02,635 --> 00:05:08,057
.جایرو به راهش توی این کوره راه ادامه میداد

48
00:05:08,808 --> 00:05:14,856
، تاسف بر ملا شدن این راز آشکار
.و همچنین عصبانیت از خودش

49
00:05:15,523 --> 00:05:21,070
، غرورش زخمی شد و دیوانگی اونو فرا گرفت
. و به اون جوان حمله کرد

50
00:05:22,488 --> 00:05:26,117
، اون جوان ، با دیدن مقاومت پسره که همش تقلید میکرد

51
00:05:26,117 --> 00:05:29,787
.از این عملش عصبانی میشه

52
00:05:29,787 --> 00:05:34,542
.حتی به زدن سادشم اکتفا نمیکنه

53
00:05:35,626 --> 00:05:38,546
، وقتی صورت پسرو کاملاً داغون کرد

54
00:05:38,880 --> 00:05:42,550
: و با کلماتش ، تیر خلاصو بهش زد

55
00:05:42,925 --> 00:05:47,805
!وقتی مریض بودی ، یکی از همسایه ها مراقبت بود "

56
00:05:48,222 --> 00:05:52,685
.پدرت مثل همیشه داشت زهرماری کوفت میکرد

57
00:05:54,604 --> 00:05:57,648
.تو شاید حالت بد بودو نمیدونستی

58
00:05:58,399 --> 00:06:02,236
.اما اون شب ، پدرت و همسایتون یک بارم درگیر شدن

59
00:06:02,862 --> 00:06:06,282
.از بابات پرسید اگه بچه ـت بمیره ، چی میشه

60
00:06:06,949 --> 00:06:11,120
میخوای بهت بگم پدرت اون موقع چی گفته؟

61
00:06:12,163 --> 00:06:13,581
.مهم نیست

62
00:06:13,581 --> 00:06:16,084
.بمیره هم برام مهم نیست

63
00:06:16,501 --> 00:06:17,752
" داری میشنوی؟

64
00:06:19,587 --> 00:06:21,964
، وقتی حرف اون جوانو گوش داد

65
00:06:22,590 --> 00:06:25,093
.جایرو یه چیز غیرباورو دید

66
00:06:34,685 --> 00:06:38,189
، پدرش باهاش چشم تو چشم شده بود

67
00:06:38,189 --> 00:06:42,652
.ولی بهش توجه ای نکرد و به راهش ادامه داد

68
00:06:44,112 --> 00:06:47,448
.اون موقع بود که جایرو همه چیزو درک کرد

69
00:06:50,243 --> 00:06:53,704
.جهان با من بدیی نداره

70
00:06:54,956 --> 00:07:00,128
.برای پدرم مهم نیست که من زنده باشم یا بمیرم

71
00:07:00,128 --> 00:07:03,131
.به عبارتی ، براش مهم نیست

72
00:07:05,133 --> 00:07:07,677
.اگه زنده بمونم ، پول گیرش میاد

73
00:07:07,677 --> 00:07:12,140
.اگه بمیرمم ، یکمی جا باز میشه ، فقط همین

74
00:07:12,723 --> 00:07:19,147
.پدرش بهش گفته بود که برای بقیه مزاحمت ایجاد نکن

75
00:07:19,147 --> 00:07:23,192
.برای این بود که خودش میخواست دردسری براش پیش نیاد

76
00:07:23,651 --> 00:07:27,363
.این کلمات برای پسرش نبود

77
00:07:27,363 --> 00:07:30,366
.بلکه برای سود خودش بود

78
00:07:31,576 --> 00:07:34,787
.توی این درس ، " بقیه " منظورش خودش بوده

79
00:07:34,787 --> 00:07:35,705
...نه

80
00:07:36,789 --> 00:07:39,584
." یعنی " انسان ها

81
00:07:44,172 --> 00:07:46,674
.برای انسان ها مزاحمتی درست نکن

82
00:07:48,843 --> 00:07:51,679
...من انسان نیستم

83
00:07:54,307 --> 00:07:57,101
، پسر از جای خودش بلند شد

84
00:07:57,101 --> 00:08:00,354
.و یه چکش از نزدیکش برداشت

85
00:08:08,571 --> 00:08:12,325
.پس از 9 سال ، جایرو ، اِن.جی.اِل رو پایه گذاری میکنه

86
00:08:12,783 --> 00:08:17,955
و 9 سال بعد از آن ، اِن.جی.اِل
.یک ملت شد و او یک پادشاه

87
00:08:20,124 --> 00:08:24,295
.جایرو میخواست کل دنیا رو نابود کنه

88
00:08:25,046 --> 00:08:31,302
. فقط قدم اولش بوده D² مواد

89
00:08:44,148 --> 00:08:45,233
!یونجو

90
00:08:45,900 --> 00:08:49,487
.خیلی راحت اون انسان ها رو تحویل کولت دادی

91
00:08:50,905 --> 00:08:52,573
.حال دعوا کردن با اونو ندارم

92
00:08:53,157 --> 00:08:55,743
.بلاخره ، اونا غذای ملکه ان

93
00:08:56,494 --> 00:08:58,829
.فقط میخوام از شکار لذت ببرم

94
00:09:01,749 --> 00:09:02,833
...جایرو ، ها

95
00:09:03,668 --> 00:09:06,921
!لعنتی ، فقط باید میخوردمش

96
00:09:08,339 --> 00:09:09,507
!گوش کنید

97
00:09:09,507 --> 00:09:11,175
!این کارخونه رو من به عهده میگیرم

98
00:09:27,149 --> 00:09:29,485
!اینا حرف ندارن

99
00:09:46,127 --> 00:09:47,295
.خیلی بده

100
00:09:47,295 --> 00:09:49,964
.اون جونورا خیلی خطرناکن

101
00:09:50,256 --> 00:09:51,007
!ببین

102
00:10:00,558 --> 00:10:01,809
...چه

103
00:10:05,313 --> 00:10:09,400
چه اتفاقی داره اینجا می افته؟

104
00:10:22,622 --> 00:10:25,333
چی؟سربازای مرده ی بیشتری؟

105
00:10:25,750 --> 00:10:29,086
.آره ، سه تا که مال زازان بود

106
00:10:29,670 --> 00:10:32,590
...به علاوه ، یکی مال تیم من

107
00:10:32,590 --> 00:10:35,635
.غیبش زده و تا حالا هم پیداش نشده

108
00:10:36,427 --> 00:10:39,847
تیم یونجو به انسان های
.اسلحه دار رسیدیگی میکنه

109
00:10:39,847 --> 00:10:44,268
پس این میشه که انسان های دیگه ای هم هستن
که دارن جلومون مقاومت میکنن ، ها؟

110
00:10:44,602 --> 00:10:46,812
...آره انگاری

111
00:10:47,271 --> 00:10:52,109
اما سربازا با چیزی کشته شدن
.که اسلحه نبوده

112
00:10:52,485 --> 00:10:53,444
یه چیزی؟

113
00:10:53,944 --> 00:10:55,613
منظورت از چیز دیگه چیه؟

114
00:10:56,113 --> 00:10:57,823
چه میدونم؟

115
00:10:57,823 --> 00:11:00,618
.احتمالا یه اسلحه ی جدید که ما تا حالا ندیدیم

116
00:11:03,663 --> 00:11:05,414
اجساد کجان؟

117
00:11:05,414 --> 00:11:07,625
.پگی اون بالا داره دیدشون میزنه

118
00:11:08,167 --> 00:11:10,628
.این با اسلحه کشته شده

119
00:11:10,628 --> 00:11:14,382
.مطمئنم  ، اونم بخاطر گلوله های داخل بدنش

120
00:11:14,882 --> 00:11:17,134
.اما این یکیو نمیدونم

121
00:11:18,302 --> 00:11:20,680
.جمجمه ـش سوراخ شده

122
00:11:20,680 --> 00:11:23,140
.آره ، اما با اسلحه نبوده

123
00:11:23,432 --> 00:11:25,893
با توجه به گفته های بقیه

124
00:11:25,893 --> 00:11:28,187
...نمیشه چیز زیادی فهمید

125
00:11:28,646 --> 00:11:32,650
. بعضی از حس کننده ها فقط اصل مطلبو گفتن

126
00:11:33,192 --> 00:11:37,780
،  که یه انسان یه اسلحه ی پرتابی رو ظاهر کرده

127
00:11:37,780 --> 00:11:41,158
.و بعد جمجمه ی اونا سوراخ شده و مُردن

128
00:11:41,534 --> 00:11:46,038
سربازایی هم هستن که حس کنن بجای دیدن؟

129
00:11:46,038 --> 00:11:47,623
.درسته

130
00:11:47,623 --> 00:11:52,420
اون سربازا گفتن که یه چیز
.پرتاب شده رو حس کردن

131
00:11:54,964 --> 00:11:57,883
...پس میشه گفت اونا توانایی دارن که ما نداریم

132
00:11:58,426 --> 00:12:01,303
.از اونی که فکر میردم این انسان ها ، حریف سر سختی هستن

133
00:12:02,304 --> 00:12:07,059
اگه قدرت انسان هاست ، اگه یکبار به ارثشون ببریم
.ما هم میتونیم ازشون استفاده کنیم

134
00:12:07,435 --> 00:12:08,769
.فقط فقدان خصیصه هست

135
00:12:10,062 --> 00:12:12,064
...نمی فهمیا

136
00:12:12,064 --> 00:12:15,568
قدرت انسان ها
.در توانایی آموختنشونه

137
00:12:15,985 --> 00:12:19,071
، اگه بفهمن که نقطه ضعف ما ملکست

138
00:12:19,071 --> 00:12:22,992
.هر کاری میکنن که اونو بکشن

139
00:12:23,409 --> 00:12:24,076
هوم؟

140
00:12:24,785 --> 00:12:26,829
!اونی که نفهمیده تویی

141
00:12:27,371 --> 00:12:32,334
اینجوری ما فقط باید از
.ملکه محافظت کنیم

142
00:12:32,877 --> 00:12:34,086
اشتباه میگم؟

143
00:12:36,547 --> 00:12:39,091
...نه ، درست میگی

144
00:12:41,719 --> 00:12:42,845
.درسته

145
00:12:43,471 --> 00:12:44,972
...ازش محافظت میکنم

146
00:12:46,182 --> 00:12:47,850
!من از رِینا محافظت میکنم

147
00:12:48,267 --> 00:12:49,101
رِینا؟

148
00:12:51,479 --> 00:12:53,063
کیه رِینا؟

149
00:12:53,063 --> 00:12:55,775
!هه ، خودت الان اسمشو گفتی

150
00:12:55,775 --> 00:12:56,650
من؟

151
00:12:57,067 --> 00:12:59,028
.من هیچی نگفتم

152
00:12:59,028 --> 00:13:00,654
.گوشات مشکل داره

153
00:13:01,655 --> 00:13:03,365
، به هر حال

154
00:13:03,365 --> 00:13:07,203
مسئله اینه که انسان هایی که انواع اسلحه دارنو

155
00:13:07,203 --> 00:13:09,413
.جزو هدف اصلیمون قرار بدیم

156
00:13:11,290 --> 00:13:12,374
میخوای چیکار کنی؟

157
00:13:13,083 --> 00:13:14,627
.از اسلحه ـشون علیه خودشون استفاده میکنیم

158
00:13:15,461 --> 00:13:19,381
.بهشون طعم داروی خودشونو یاد میدیم

159
00:13:19,882 --> 00:13:23,385
.فقط اونایی که کلاس ما هستن ، میتونن با دستشون اسلحه های پیچیده رو نگه دارن

160
00:13:24,011 --> 00:13:27,223
.اما انسان ها اینو نمیدونن

161
00:13:27,681 --> 00:13:29,850
.اونا باید خیلی  بترسن

162
00:13:30,309 --> 00:13:31,393
...فهمیدم

163
00:13:33,854 --> 00:13:37,900
.تو که از من توی استراتژی های جنگی بهتری

164
00:13:43,113 --> 00:13:44,323
رِینا؟

165
00:13:51,330 --> 00:13:52,373
...فایده نداره

166
00:13:52,748 --> 00:13:54,875
.هیچ کس پیامو دریافت نکرده

167
00:13:55,459 --> 00:13:59,129
این یعنی اینکه تمام هانتر هایی که باهاشون
.در تماس بودیم ، نابود شدن

168
00:13:59,630 --> 00:14:00,923
...که اینطور

169
00:14:01,966 --> 00:14:03,133
.باید برگردیم

170
00:14:04,510 --> 00:14:07,638
.اونا جونورایی نیستن که بتونیم از پسشون بربیایم

171
00:14:08,055 --> 00:14:11,892
فعلا باید از اِن.جی.اِل بریم
...و به مردم دنیا بگیم اینجا چه خبره

172
00:14:12,601 --> 00:14:14,478
.بعدش باید یه تیم نابودی تشیکل بدیم

173
00:14:14,478 --> 00:14:17,439
!هر چی...فعلا باید از اینجا فرار کنیم

174
00:14:18,566 --> 00:14:19,650
یا اینکه همه ـمون ـــ

175
00:14:36,000 --> 00:14:38,544
!این جاست

176
00:14:47,511 --> 00:14:48,470
!فرار کنید

177
00:14:48,470 --> 00:14:50,180
!ممکنه دوستاشم بیان

178
00:14:50,180 --> 00:14:51,473
...صبر کن بینم

179
00:14:52,266 --> 00:14:56,020
.بهت گفتم که انسان ها رو زنده دستگیر کن

180
00:14:56,520 --> 00:14:59,732
.باید صحیح و سالم تحویل ملکه بدیمشون

181
00:15:00,065 --> 00:15:01,734
...صورت انسانی

182
00:15:01,734 --> 00:15:03,235
اون دیگه چه کوفتیه؟

183
00:15:03,569 --> 00:15:04,403
...بزنش

184
00:15:04,403 --> 00:15:05,988
!بزنش دیگه

185
00:15:06,822 --> 00:15:08,991
پیکان نارنجی

186
00:15:13,537 --> 00:15:15,247
، اون پیکان نارنجیمو

187
00:15:15,247 --> 00:15:18,083
.سریعترین پیکان رنگین کمانیمو ، به آسونی گرفت

188
00:15:20,044 --> 00:15:23,505
.ها؟ میشه راحت دیدش که

189
00:15:23,505 --> 00:15:27,593
اونا نمیتونستن ، اینو ببینن؟

190
00:15:28,177 --> 00:15:30,638
پس اون انرژی زندگیه

191
00:15:30,638 --> 00:15:35,851
که بدنتو احاطه کرده
و این اسلحه رو شکل میده؟

192
00:15:36,393 --> 00:15:41,357
...تو میتونی یه وعده ی غذای عالی برای ملکه باشی

193
00:15:52,534 --> 00:15:54,912
! بالدا

194
00:16:05,089 --> 00:16:08,592
! اوه ، گندش بزنه

195
00:16:08,592 --> 00:16:12,221
...بدون فکر کردن یه گازی ازش زدم

196
00:16:13,347 --> 00:16:17,101
!دوباره زازان ساما عصبانی میشه

197
00:16:23,524 --> 00:16:25,651
...وایسا

198
00:16:25,651 --> 00:16:27,820
.دستام پُرن

199
00:16:32,783 --> 00:16:34,493
!اینو نوشه جون کن

200
00:16:38,455 --> 00:16:39,498
!اوه

201
00:16:39,498 --> 00:16:40,791
.راس میگی

202
00:16:41,125 --> 00:16:42,459
.بیا برمیگردیم

203
00:16:42,459 --> 00:16:43,085
هوم؟

204
00:16:43,544 --> 00:16:46,588
.بخاطر اینکه یه غذای عالی پیدا کردیم

205
00:16:47,381 --> 00:16:52,344
احتمالاً ارزش غذایی اون
.اندازه ی 1000 انسان عادیه

206
00:16:53,721 --> 00:16:55,723
.خوب انجامش دادی ، پایک

207
00:17:01,395 --> 00:17:02,479
!زازان ساما

208
00:17:02,479 --> 00:17:04,648
...ممنون بابت تعریفتون

209
00:17:04,648 --> 00:17:07,109
!خیلی مفتخرم کردید

210
00:17:07,109 --> 00:17:08,527
.غذا فراموشت نشه

211
00:17:09,403 --> 00:17:10,654
...اوه ، آره

212
00:17:15,284 --> 00:17:17,036
...خودم نمیتونم نجاتش بدم

213
00:17:17,036 --> 00:17:18,370
!باید برم کمک بیارم

214
00:17:22,875 --> 00:17:25,002
!هنوز...هنوز زمان دارم

215
00:17:25,002 --> 00:17:28,547
...حتی اگه ببرنش ، زود نمیخورنش

216
00:17:39,933 --> 00:17:40,809
...خواهش میکنم

217
00:17:41,393 --> 00:17:44,688
!برید پیش یه هانتر با هاله ی قوی

218
00:17:51,361 --> 00:17:53,572
!هر چه سریعتر باید برگردم به پُشت مرز

219
00:17:54,281 --> 00:17:55,699
حتما باید بازم اونجا ــ

220
00:18:24,103 --> 00:18:25,729
...با حاله

221
00:18:34,613 --> 00:18:37,199
!شکار خوشمزه ایه

222
00:18:41,370 --> 00:18:43,372
!! کمک

223
00:18:43,372 --> 00:18:45,415
!!کمک
لونه ی مورچه های کیمرا

224
00:18:45,415 --> 00:18:47,376
منطقه ی ناهمواری
!!کمک
لونه ی مورچه های کیمرا

225
00:18:47,376 --> 00:18:49,378
!به انجمن هانتر ها اطلاع بدید
منطقه ی ناهمواری
!!کمک
لونه ی مورچه های کیمرا

226
00:19:02,850 --> 00:19:04,351
.خیلی خطرناکه

227
00:19:06,520 --> 00:19:08,147
اما منو همراهی میکنید؟

228
00:19:08,147 --> 00:19:09,273
.البته

229
00:19:09,731 --> 00:19:11,275
.خیر سرمون حرفه ای هستیما

230
00:19:14,862 --> 00:19:15,779
...خانوم مترجم

231
00:19:16,196 --> 00:19:18,323
...شرمنده ، ولی ما عجله داریم

232
00:19:18,949 --> 00:19:20,033
.باشه

233
00:19:20,033 --> 00:19:23,495
.فکر میکنم اگه سرعتو زیادم کنیم ، اسب ها از پسشون بر بیان

234
00:19:24,246 --> 00:19:26,165
.این زیاد سریع نیست

235
00:19:27,332 --> 00:19:31,295
، میخوام شما برگردید به مرز و بقیه رو پیدا کنید

236
00:19:31,295 --> 00:19:33,297
. و با انجمن تماس بگیرید

237
00:19:33,297 --> 00:19:35,257
.این جونورا خیلی خطرناکن

238
00:19:35,257 --> 00:19:36,383
.فهمیدم

239
00:19:36,383 --> 00:19:38,302
.مراقب باش ، کایت

240
00:19:38,635 --> 00:19:39,428
.باشه

241
00:19:40,846 --> 00:19:42,806
.اگه نمیتونید بیاید ، بدون شما میرم

242
00:19:43,223 --> 00:19:45,100
.اینو ما باید بگیم

243
00:19:45,100 --> 00:19:46,810
!آماده ایم

244
00:19:55,360 --> 00:19:56,361
.بریم

245
00:20:28,268 --> 00:20:30,729
.این پوکه ی گلوله هست

246
00:20:31,355 --> 00:20:34,524
اینجا نباید از اینجور چیزا باشه ، درسته؟

247
00:20:35,567 --> 00:20:38,403
...پس آدمای زیرزمینی هم مواد و هم

248
00:20:38,946 --> 00:20:41,907
.اسلحه تولید میکنن...

249
00:20:42,491 --> 00:20:45,452
...اما با توجه به این وضع

250
00:20:45,452 --> 00:20:46,995
.کار یه انسان نیست

251
00:20:48,914 --> 00:20:51,458
.به احتمال زیاد ، کار یه مورچه ی کیمراست

252
00:20:53,835 --> 00:20:58,257
...اگه اون مورچه های کیمرا از اسلحه استفاده میکنن

253
00:21:00,759 --> 00:21:02,427
، که امیدوارم اشتباه کنم

254
00:21:02,928 --> 00:21:05,138
...ممکنه اون آدمای زیرزمینی اِن.جی.اِل

255
00:21:05,138 --> 00:21:07,808
...قبلاً غذای ملکه شده باشن

256
00:21:09,977 --> 00:21:14,690
چه اتفاقی می افته
وقتی مورچه های کیمرایی با ژن اونا به وجود بیاد؟

257
00:21:17,651 --> 00:21:20,153
...اِن.جی.اِل و مورچه های کیمرا

258
00:21:20,529 --> 00:21:23,573
.بدترین ترکیب تصور کردنیه

259
00:21:24,950 --> 00:21:27,828
.یه خطر زیستی ممکنه به وجود بیاد

260
00:21:31,123 --> 00:21:36,503
وضعیت از بدترین هم
.پیشی گرفته

261
00:21:51,435 --> 00:22:00,527
آرزوها و تمام احساسات بي جوابتُ بسپر به آسمان

262
00:22:00,527 --> 00:22:01,695
آرزوها و تمام احساسات بي جوابتُ بسپر به آسمان
آرزوها و تمام احساسات بي جوابتُ بسپر به آسمان

263
00:22:01,695 --> 00:22:03,071
آرزوها و تمام احساسات بي جوابتُ بسپر به آسمان

264
00:22:03,405 --> 00:22:11,038
تنهايی، به آسمان ، آنسوی ابر ها خیره شو

265
00:22:11,038 --> 00:22:11,538
باور داشته باش که یک روزی قلبهامون یکی خواهد شد

266
00:22:11,538 --> 00:22:18,045
باور داشته باش که یک روزی قلبهامون یکی خواهد شد

267
00:22:18,295 --> 00:22:26,219
شهاب میدرخشه ، و من در رویاهائم تورا میبینم

268
00:22:26,219 --> 00:22:34,061
به عنوان یه راهنمای برای فردای متفاوت

269
00:22:34,227 --> 00:22:41,985
تمام اون احساستُ به لحظه ای درخشان تبديل کن

270
00:22:42,110 --> 00:22:49,534
سعي ميکنم يه کاري برات انجام بدم

271
00:22:49,785 --> 00:22:53,580
فراتر از آسمان

272
00:22:53,705 --> 00:22:58,418
بیا با هم به سفر بریم

273
00:23:05,425 --> 00:23:07,886
.در قسمت بعدی: شروع × ِ × نبرد

274
00:23:07,886 --> 00:23:09,262
...آماده

275
00:23:09,262 --> 00:23:10,138
...شید...

276
00:23:10,138 --> 00:23:11,181
!گون
