﻿1
00:00:24,149 --> 00:00:27,318
‫میگن «تا شیر لب به سخن باز نکنه،

2
00:00:27,986 --> 00:00:30,989
‫شکارچی‌ها همیشه
‫قهرمان داستان می‌مونن»

3
00:00:37,996 --> 00:00:40,874
‫در زمان حیات، کلیو جانسون بودم

4
00:00:42,792 --> 00:00:46,713
‫اما بعد از مرگم،
‫ملقب به بانوی درون دریاچه شدم

5
00:00:52,093 --> 00:00:55,096
‫گفتی خبر داری کی دستم رو
‫از زندگی کوتاه کرد، مدی مورگنسترن

6
00:00:55,096 --> 00:00:58,892
‫گفتی کسی براش اهمیتی نداشت
‫تا که تو از راه رسیدی

7
00:01:00,560 --> 00:01:01,895
‫حقیقتاً...

8
00:01:03,521 --> 00:01:05,815
‫سروکله‌ی تو پایان داستان من پیدا شد و...

9
00:01:06,649 --> 00:01:08,818
‫داستان من رو سرآغاز خودت کردی

10
00:02:12,382 --> 00:02:15,051
‫« بانوی درون دریاچه »
‫« قسمت اول: می‌دونستید اسب‌های دریایی ماهی محسوب میشن؟ »

11
00:02:20,807 --> 00:02:22,600
‫نظرت درمورد راهپیمایی‌مون چیه، والس؟

12
00:02:22,600 --> 00:02:22,725
‫خب، اوقات خوشی رو داریم
‫توی خیابون مریلند می‌گذرونیم

13
00:02:22,725 --> 00:02:24,102
‫خب، اوقات خوشی رو داریم
‫توی خیابون مریلند می‌گذرونیم

14
00:02:24,102 --> 00:02:26,312
‫اونم با این بادکنک‌های غول‌پیکر!

15
00:02:26,813 --> 00:02:28,356
‫دلقک‌ها رو نگاه کنید!

16
00:02:28,356 --> 00:02:31,442
‫اون شعبده‌بازه رو!
‫انگار برگشتم به دوران کودکیم!

17
00:02:32,944 --> 00:02:35,446
‫امروز همه‌چی حول محور شادی و
‫بچگی کردن می‌چرخه

18
00:02:35,446 --> 00:02:37,532
‫اما نگران نباش، بابا.
‫برای شما هم برنامه داریم

19
00:02:37,532 --> 00:02:39,075
‫نگاه کنید، تیم بسکتبال اوریولز بالتیمور

20
00:02:39,075 --> 00:02:41,327
‫عازم مجموعه تورهای جهانی‌شونن

21
00:02:43,913 --> 00:02:45,832
‫اوه، اینم از صندوق‌های پستیِ رقاص

22
00:02:45,832 --> 00:02:48,501
‫خب، اگه تجربه‌ی رفتن به راهپیمایی
‫روز شکرگزاری رو داشته باشید،

23
00:02:48,501 --> 00:02:52,297
‫پس حتماً می‌دونید هر بچه‌ای
‫چشم انتظار یک لحظه‌ست

24
00:02:52,297 --> 00:02:53,673
‫واسه بابانوئل نامه داری، عزیزم؟

25
00:02:53,673 --> 00:02:56,843
‫اون لحظه هم همین حالا رقم می‌خوره

26
00:02:57,635 --> 00:03:00,388
‫ورود پرشکوه مردی با اسامی
‫نیکلاوس قدیس، کریس کرینگل و آقا قرمزپوشه

27
00:03:00,388 --> 00:03:04,058
‫یا به قول مایی که توی
‫بالتیمور زندگی می‌کنیم: «بابانوئل»

28
00:03:04,058 --> 00:03:06,227
‫عجب شادی و سرور خیره‌کننده‌ای

29
00:03:06,227 --> 00:03:10,356
‫با ورود آقای کلاوس توی
‫خیابون مریلند اتفاق میفته،

30
00:03:10,356 --> 00:03:12,483
‫این همه راه رو از قطب شمال کوبیده اومده

31
00:03:13,067 --> 00:03:16,196
‫ کلی هدیه و خوراکی هم برای
‫شما کوچولوها آوردن

32
00:03:16,196 --> 00:03:18,531
‫برای دیدن‌شون سر از پا نمی‌شناسن

33
00:03:18,531 --> 00:03:20,825
‫- تسی
‫- ببخشید. تسی، بیا. بابا اومده

34
00:03:20,825 --> 00:03:21,951
‫بیا بریم

35
00:03:21,951 --> 00:03:23,870
‫حتماً خیابون برکستون بازه.
‫سوئیچ ماشین دست توئـه؟

36
00:03:23,870 --> 00:03:25,330
‫توی جیب پالتوته

37
00:03:26,122 --> 00:03:27,749
‫- مامان، بابانوئل از کجا می‌دونه ما یهودی‌ایم؟
‫- بله؟

38
00:03:27,749 --> 00:03:30,752
‫چون دم درمون «مزوزا» آویزون می‌کنیم

39
00:03:30,752 --> 00:03:32,670
‫خب، اگه خونه‌ی مری بخوابم چی؟

40
00:03:32,670 --> 00:03:33,796
‫در هر صورت متوجه میشه

41
00:03:34,339 --> 00:03:35,673
‫مری چغولیم رو نمی‌کنه

42
00:03:35,673 --> 00:03:38,301
‫تسی، بابانوئل واقعی نیست. خب؟

43
00:03:38,301 --> 00:03:40,386
‫بابای چاقالوی مری
‫مثل بابانوئل لباس می‌پوشه

44
00:03:40,386 --> 00:03:42,805
‫به مری نگی مامانت همچین حرفی زده

45
00:03:42,805 --> 00:03:44,432
‫مری می‌دونه باباش چاقه

46
00:03:44,432 --> 00:03:46,559
‫بابایی منظورش اینه که
‫به مری نگو بابانوئل واقعی نیست

47
00:03:46,559 --> 00:03:48,895
‫خسته شدم از بس عینهو غیریهودی‌ها دروغ تو گوشت خوندم.
‫دیگه خانم شدی واسه خودت، خب؟

48
00:03:48,895 --> 00:03:52,482
‫چهار هفته‌ی دیگه حانوکاست و
‫بابایی هرچی بخوای برات می‌گیره

49
00:03:52,482 --> 00:03:54,442
‫- می‌دونم چی می‌خوام. یه اسب دریایی
‫- باشه؟

50
00:03:55,318 --> 00:03:56,444
‫خیلی‌خب، فعلاً بیا...

51
00:03:56,444 --> 00:03:59,113
‫- از این راهپیمایی باشکوه لذت ببریم
‫- یه راه‌بندونِ باشکوه

52
00:03:59,113 --> 00:04:01,658
‫از این طرف هم راه بسته‌ست.
‫باید برگردیم همون خیابون کلیسای جامع

53
00:04:01,658 --> 00:04:05,119
‫خیلی‌خب. دیوید رو بده من.
‫بیا بغلم، عزیزم. چه گل‌پسری

54
00:04:05,119 --> 00:04:08,164
‫نمی‌فهمم چرا مثل پارسال
‫دم موزه پارک نکردی

55
00:04:08,164 --> 00:04:10,375
‫مثل پارسال دم موزه پارک نکردم
‫چون خودت گفتی

56
00:04:10,375 --> 00:04:12,168
‫- دیگه نمی‌تونیم اونجا پارک کنیم چون...
‫- نه، عزیزم

57
00:04:54,544 --> 00:04:55,962
‫موجود کمیابیه

58
00:04:57,171 --> 00:04:58,840
‫یه ماهی تیلاپیای چشم‌خواره

59
00:05:12,729 --> 00:05:14,397
‫دنبال چیزی می‌گردی؟

60
00:05:16,399 --> 00:05:17,775
‫فقط دارم به ماهیه نگاه می‌کنم

61
00:05:19,027 --> 00:05:21,195
‫باید با مامان و بابات بیای

62
00:05:22,655 --> 00:05:24,949
‫اینجان؟

63
00:05:26,284 --> 00:05:28,369
‫می‌دونستی اسب‌های دریایی
‫ماهی محسوب میشن؟

64
00:05:28,953 --> 00:05:30,288
‫توی مدرسه یاد گرفتی؟

65
00:05:30,288 --> 00:05:33,333
‫من «بیس یاکوف» میرم.
‫چیزی درمورد ماهی بهمون یاد نمیدن

66
00:05:33,333 --> 00:05:35,209
‫فقط اینکه خدا توی روز پنجم آفریدتشون

67
00:05:36,294 --> 00:05:37,962
‫پرنده‌هارم همون روز آفریده

68
00:05:38,588 --> 00:05:39,589
‫آره

69
00:05:40,923 --> 00:05:42,300
‫اینجا اسب دریایی دارید؟

70
00:05:50,016 --> 00:05:51,642
‫« بازار لومبارد »

71
00:05:58,274 --> 00:05:59,609
‫آدامس انگور، لطفاً

72
00:06:02,945 --> 00:06:05,073
‫- سلام
‫- خانم شوارتز. سرسینه بدم یا گوشت گردن؟

73
00:06:05,073 --> 00:06:06,657
‫سه تا سرسینه

74
00:06:06,657 --> 00:06:08,368
‫اصلاً بکنیدش پنج‌تا

75
00:06:08,368 --> 00:06:11,120
‫میلتون همیشه دقیقه‌ی نودی
‫یه زوجی رو پیدا می‌کنه با خودش بیاره

76
00:06:11,120 --> 00:06:12,914
‫بخاطر اینکه یک پارچه آقاست

77
00:06:12,914 --> 00:06:14,457
‫بخاطر سرشناس بودنشه

78
00:06:14,457 --> 00:06:16,793
‫یه آدم سرشناس می‌فهمه
‫هرچیزی با پول خریدنی نیست

79
00:06:16,793 --> 00:06:20,338
‫مثل زن شجاع و زیبایی که واسه خریدن
‫گوشت حلال به این در و اون در می‌زنه

80
00:06:21,589 --> 00:06:23,174
‫شش ماهه بود

81
00:06:23,758 --> 00:06:25,510
‫چه بچه

82
00:06:25,510 --> 00:06:29,013
‫نگران نباشید، خانم شوارتز.
‫کسی دلتنگش نمی‌شه

83
00:06:46,614 --> 00:06:48,074
‫کسی دلتنگش نمی‌شه

84
00:07:18,229 --> 00:07:21,023
‫یه خانمی اومده می‌خواد
‫پالتو زرده‌ی تن مدل رو پرو کنه

85
00:07:21,524 --> 00:07:22,525
‫مشکلی نداره؟

86
00:07:22,525 --> 00:07:24,861
‫اتل داره می‌بردش سمت اتاق پرو

87
00:07:27,572 --> 00:07:28,781
‫صبر کن... همراهم بیا!

88
00:07:33,202 --> 00:07:34,787
‫- کلیو
‫- لباسه رو می‌خوایم!

89
00:07:35,580 --> 00:07:37,790
‫- الان، خانم؟
‫- بله عجله کن

90
00:07:44,130 --> 00:07:45,506
‫« اتاق پرو »

91
00:07:45,590 --> 00:07:46,799
‫همینجا بمون

92
00:07:53,556 --> 00:07:55,558
‫گیره‌ی پیراهنه قلق داره

93
00:07:56,058 --> 00:07:57,101
‫مشکل از زیپه

94
00:08:00,146 --> 00:08:02,690
‫- داره میاد
‫- نمی‌تونم بازش کنم

95
00:08:03,441 --> 00:08:05,776
‫من می... خودم می‌تونم، خانم شرلی.
‫اشکالی نداره امتحان کنم؟

96
00:08:08,154 --> 00:08:09,238
‫دست بجنبون

97
00:08:14,577 --> 00:08:16,537
‫وای، نه. من خودم پایکسویل زندگی می‌کنم

98
00:08:17,163 --> 00:08:18,998
‫واقعاً؟
‫اصلاً بهتون نمیاد

99
00:08:18,998 --> 00:08:20,666
‫اصلاً بهتون نمیاد یهودی باشید

100
00:08:20,666 --> 00:08:22,627
‫خب، مطمئنم به‌زودی سروکله‌اش پیدا می‌شه

101
00:08:22,627 --> 00:08:24,795
‫هرچی نباشه بالتیموره اینجا،
‫نیویورک که نیست

102
00:08:25,713 --> 00:08:28,424
‫وای، خیلی ممنونم.
‫پالتو رو هم برمی‌دارم. تشکر

103
00:08:29,759 --> 00:08:29,800
‫حالا بیا یه لباس دیگه تنت کنیم

104
00:08:29,800 --> 00:08:31,928
‫شاید یه طرح مری کوانت

105
00:08:32,428 --> 00:08:33,804
‫ببخشید

106
00:08:33,804 --> 00:08:37,016
‫ظهر شده و تأیید کردن
‫من امروز زودتر برم

107
00:08:38,476 --> 00:08:39,977
‫کسی به من چیزی نگفت

108
00:08:39,977 --> 00:08:42,688
‫هفته‌ی پیش با آقای گلدبرگ درمیون گذاشتم

109
00:08:43,314 --> 00:08:44,398
‫عه

110
00:08:45,942 --> 00:08:47,443
‫مجبورم از حقوقت کسر کنم

111
00:08:50,821 --> 00:08:53,866
‫خانم شرلی،
‫میشه لباس‌هام رو بیارن لطفاً؟

112
00:09:31,445 --> 00:09:32,863
‫وایسید، وایسید، وایسید، وایسید، وایسید

113
00:10:35,217 --> 00:10:37,303
‫- خانم شوارتز
‫- ممنونم، ارون

114
00:10:43,559 --> 00:10:45,061
‫کفشت چش شده؟

115
00:10:45,645 --> 00:10:47,146
‫کلاه مسخره‌ات چی میگه؟

116
00:10:47,146 --> 00:10:49,649
‫شوخیت گرفته؟
‫امروز می‌خوام سخنرانی کنم ها

117
00:10:49,649 --> 00:10:50,983
‫درمورد کلاه؟

118
00:10:52,068 --> 00:10:56,072
‫اون کلاه رو گذاشتی سرت
‫تا میرتل بتونه سفیدپوستای مرفه رو

119
00:10:56,072 --> 00:10:57,907
‫قانع کنه که تو رو از منجلاب فقر بیرون کشید

120
00:10:57,907 --> 00:11:01,577
‫شاید اگه سخنرانیم خوب پیش بره،
‫بذاره براش کار کنم

121
00:11:01,577 --> 00:11:03,204
‫عزیزم، همین الان هم داری براش کار می‌کنی

122
00:11:03,204 --> 00:11:04,121
‫- همون حمالی خودمون
‫- حس می‌کنم به اندازه‌ی کافی تلاش نمی‌کنی

123
00:11:04,121 --> 00:11:04,747
‫انگار رئیس‌مون چند تا از نوچه‌هاش رو آورده

124
00:11:05,748 --> 00:11:07,333
‫میشه درست رفتار کنی، لطفاً؟

125
00:11:07,333 --> 00:11:08,376
‫دارم سعیم رو می‌کنم

126
00:11:08,376 --> 00:11:11,796
‫اتحادیه‌ی سیاه‌پوست‌ها و یهودی‌ها
‫بخاطر شعارهای امت اسلامی درمورد

127
00:11:11,796 --> 00:11:15,216
‫قدرت سیاه‌پوستان روز به روز در حال تضعیفه

128
00:11:15,216 --> 00:11:17,593
‫بی‌بروبرگرد یهودستیزی پابرجاست

129
00:11:17,593 --> 00:11:19,553
‫مامان، خیلی ترافیک بود

130
00:11:19,553 --> 00:11:20,846
‫سلام

131
00:11:24,266 --> 00:11:24,684
‫سلام

132
00:11:24,684 --> 00:11:27,061
‫این سته؟
‫رشدش از بدهی‌های من بیشتره

133
00:11:27,061 --> 00:11:28,938
‫- سلام، آقای واینستین
‫- مدی

134
00:11:29,522 --> 00:11:31,524
‫- میلتون، یه لطفی بهم بکن...
‫- باشه بعداً، ست

135
00:11:31,524 --> 00:11:35,778
‫در جریان باش که ساختمون استودیوی
‫توی ساندتاون رو دوباره برای اجاره‌ گذاشتم

136
00:11:35,778 --> 00:11:37,863
‫- همونی که پایین شهره؟
‫- خیلی‌خب، باشه

137
00:11:37,863 --> 00:11:39,573
‫پارسال یکی از آدم‌‌هات واسم مستأجر جور کرد

138
00:11:39,573 --> 00:11:41,492
‫- من میرم توی فروشگاه...
‫- ناسلامتی روز شکرگزاریه، آقای واینستین

139
00:11:41,492 --> 00:11:43,536
‫- ممنونم، عزیزم
‫- مگه جشن می‌گیریدش؟

140
00:11:43,536 --> 00:11:44,704
‫- بله
‫- من نه

141
00:11:44,704 --> 00:11:45,955
‫ما آمریکایی هستیم

142
00:11:45,955 --> 00:11:47,832
‫شرمنده دیر رسیدم

143
00:11:47,832 --> 00:11:51,961
‫بخاطر گم شدن یه دختربچه‌ای،
‫همه‌ی مسیرها بسته بودن

144
00:11:52,962 --> 00:11:55,715
‫ایشون دوست بنده، خانم دورا کارتر هستن

145
00:11:55,715 --> 00:11:59,427
‫بله، ما خانم کارتر رو می‌شناسیم

146
00:11:59,427 --> 00:12:02,304
‫امروز برای خانم سامر آواز می‌خونی؟

147
00:12:02,304 --> 00:12:03,806
‫پول میده؟

148
00:12:04,557 --> 00:12:06,559
‫کلیو، لیندا رو می‌شناسی؟

149
00:12:06,559 --> 00:12:09,228
‫ناظم دبیرستان داگلاسه

150
00:12:09,228 --> 00:12:11,647
‫توی مراسم اهداییه‌ی
‫مدرسه‌ی چارم همدیگه رو دیدیم

151
00:12:11,647 --> 00:12:12,982
‫همون کلاه رو اهدا کرده بودم

152
00:12:12,982 --> 00:12:16,902
‫امیدوار بودم بتونم پسرم، تدی
‫رو توی مدرسه‌تون ثبت‌نام کنم

153
00:12:16,902 --> 00:12:19,321
‫- نمره‌ی ریاضیش بالاترین...
‫- لطفاً با تشویق‌هاتون

154
00:12:19,321 --> 00:12:22,992
‫به اولین بانوی سیاه‌پوست عضو مجلس
‫ایالتی آمریکا، خانم میرتل سامر خوش‌آمد بگید

155
00:12:26,495 --> 00:12:30,624
‫حالا برای اهدای جوایز،
‫از حامی زیبای برنامه

156
00:12:30,624 --> 00:12:33,335
‫خانم میلتون شوارتز
‫دعوت به عمل می‌آوریم

157
00:12:35,254 --> 00:12:36,756
‫ممنون از همه

158
00:12:41,677 --> 00:12:45,514
‫مایلم از همه من‌جمله همسرم میلتون تشکر کنم

159
00:12:46,307 --> 00:12:49,518
‫که اجازه داده امروز اینجا
‫از طرف خونواده‌مون صحبت کنم

160
00:12:49,518 --> 00:12:51,896
‫آخه تا میشه تو رو نگاه کرد
‫کی به من نیاز داره؟

161
00:12:51,896 --> 00:12:55,733
‫می‌خوام از داوطلبین بی‌نظیرم،
‫این خانم‌های شجاع تشکر کنم

162
00:12:55,733 --> 00:12:58,277
‫بعضی‌هاشون از توی رحم مادرشون...

163
00:12:58,277 --> 00:12:59,945
‫از زمان تدریسم در کنارم هستن

164
00:12:59,945 --> 00:13:05,034
‫همونطور که می‌دونید، یک مرد یهودی
‫با سه دعای «شه‌لوآسانی» هر روز...

165
00:13:05,034 --> 00:13:08,120
‫شکر خدا رو به جای میاره

166
00:13:08,120 --> 00:13:10,039
‫چرا که غیریهودی آفریده نشد

167
00:13:10,039 --> 00:13:12,249
‫نیازهای جامعه‌مون رو می‌شناسم

168
00:13:12,249 --> 00:13:13,793
‫بخاطر این که برده آفریده نشد

169
00:13:13,793 --> 00:13:15,085
‫در مسیر رسیدن به رفاه

170
00:13:15,085 --> 00:13:17,838
‫و برای اینکه یک زن خلق نشده

171
00:13:19,173 --> 00:13:22,301
‫شنیدم میگن بخاطر سختی‌هاییه که
‫ما خانم‌ها به دوش می‌کشیم

172
00:13:22,301 --> 00:13:24,929
‫بچه‌هاشون رو به مدارس نامجهز می‌فرستن و
‫توی مکانی ناامن زندگی می‌کنن...

173
00:13:24,929 --> 00:13:26,680
‫مدارس‌مون هیچ مشکلی نداشتن...

174
00:13:26,680 --> 00:13:30,100
‫تا اینکه بهترین دانش‌آموزان‌مون رو
‫به مدارس سفیدپوست‌ها فرستادیم

175
00:13:30,100 --> 00:13:32,311
‫بی‌راه نمی‌گه

176
00:13:32,311 --> 00:13:36,649
‫به نظر من شل گوردن از قصد چندتا از
‫نوچه‌هاش رو فرستاده تا مُخل این رویداد باشن

177
00:13:36,649 --> 00:13:38,067
‫خب، منو کسی نفرستاده

178
00:13:38,692 --> 00:13:41,070
‫من و بقیه کارفرماهایی مثل آقای گوردن
‫از جانب خودمون صحبت می‌کنیم

179
00:13:41,070 --> 00:13:42,863
‫- که بیشتر از تک‌تک شما...
‫- کارفرما؟

180
00:13:42,863 --> 00:13:43,864
‫ به این جامعه اهمیت میدیم

181
00:13:43,864 --> 00:13:48,911
‫آقای گوردن یه مجرمه که ۲۰ ساله
‫قمار غیرقانونی برپا می‌کنه

182
00:13:48,911 --> 00:13:51,121
‫و حالا هم موادمخدر رو
‫به کارنامه‌ی اعمالش اضافه کرده

183
00:13:51,121 --> 00:13:53,958
‫هزینه‌ی اولین ستاد شما رو
‫آقای گوردن پرداخت کرده

184
00:13:54,542 --> 00:13:56,502
‫نمیشه جای ما صحبت کنی

185
00:14:00,089 --> 00:14:01,674
‫از طرف من صحبت می‌کنه

186
00:14:03,384 --> 00:14:04,677
‫ادامه بده، کلیو

187
00:14:08,973 --> 00:14:12,434
‫واقعاً مسئله آقای گوردن نیست

188
00:14:13,185 --> 00:14:14,353
‫جدی میگم

189
00:14:14,353 --> 00:14:18,691
‫اکثریت ما در تکاپوییم راهی پیدا کنیم
‫تا بچه‌هامون بدون دعوا و درگیری یک سوم

190
00:14:18,691 --> 00:14:23,904
‫داشته‌های سفیدپوست‌ها رو داشته باشن و
‫تحصیلات مناسب شامل حالشون بشه

191
00:14:24,488 --> 00:14:27,741
‫درست مثل حرف خودتونه،
‫هیچوقت نمی‌تونن شرافت‌مون رو ازمون بگیرن

192
00:14:27,741 --> 00:14:29,159
‫بلکه خودمون تسلیم می‌شیم

193
00:14:35,374 --> 00:14:39,837
‫مفتخرم این سه جایزه رو
‫به سه خانمی که

194
00:14:40,421 --> 00:14:46,552
‫الگویی از عزم و رهبری
‫در جامعه‌ی ما هستن، تقدیم کنم

195
00:14:46,552 --> 00:14:48,137
‫تبریک میگم، خانم‌ها

196
00:14:48,137 --> 00:14:50,931
‫ممنونم، خانم شوارتز.
‫خبرهای مهمی به دستم رسیده

197
00:14:51,515 --> 00:14:55,644
‫همین الان بهمون خبر دادن که
‫پلیس شعاع جست‌وجوی

198
00:14:55,644 --> 00:15:00,274
‫جدیدی اضافه کرده و
‫هر گروه جست‌وجو هر ۴۵ دقیقه

199
00:15:00,274 --> 00:15:01,984
‫از کنیسه‌ی دروید هیل عازم میشه

200
00:15:02,651 --> 00:15:03,694
‫لطفاً همکاری کنید و...

201
00:15:03,694 --> 00:15:07,489
‫برای تسی دِرست و خانواده‌اش دعا کنید

202
00:15:08,324 --> 00:15:09,366
‫خدا قوت

203
00:15:21,670 --> 00:15:22,755
‫ خدای من، مامان

204
00:15:22,755 --> 00:15:25,382
‫پلیس چندین خط برای
‫این موقعیت اورژانسی در نظر گرفته

205
00:15:25,883 --> 00:15:28,302
‫- تسی دِرست آخرین بار...
‫- باید با بابا می‌رفتم

206
00:15:28,302 --> 00:15:30,679
‫- توی راهپیمایی روز شکرگزاری...
‫- تسی دِرست؟

207
00:15:31,305 --> 00:15:32,431
‫آره، دختر آلن دِرست

208
00:15:32,431 --> 00:15:34,391
‫بله، می‌دونم تسی دِرست کیه

209
00:15:34,391 --> 00:15:36,185
‫- پس چرا سؤال پرسیدی؟
‫- من چیزی نپرسیدم

210
00:15:36,185 --> 00:15:38,687
‫فقط... تو کتم نمیره

211
00:15:41,941 --> 00:15:43,108
‫نمی‌تونم آشپزی کنم

212
00:15:43,943 --> 00:15:45,736
‫باید بریم بیرون دنبالش بگردیم

213
00:15:46,987 --> 00:15:48,530
‫تو تسی دِرست رو کشتی؟

214
00:15:48,530 --> 00:15:51,283
‫خون گوشت بره‌ست، ست

215
00:15:52,368 --> 00:15:54,703
‫واسه همین دیر کردم.
‫باید لباس جدید می‌گرفتم

216
00:15:55,704 --> 00:15:57,498
‫راستی مجبوری آشپزی کنی چون...

217
00:15:57,498 --> 00:16:01,710
‫بابا اونی که باهاش هم‌مدرسه‌ای بودی
‫رو دعوت کرده، والس وایت

218
00:16:01,710 --> 00:16:04,004
‫معلومه که بابات بهم نمیگه
‫طرف داره برای شام میاد

219
00:16:04,004 --> 00:16:05,381
‫- دقیقه‌ی نودی شد
‫- عادت همیشگیشه

220
00:16:05,381 --> 00:16:08,550
‫بله، مطمئنم واسه تسی دِرست
‫هم یه اتفاق دقیقه نودی بوده

221
00:16:11,220 --> 00:16:13,347
‫یه دخترکوچولوی یهودی گم شده

222
00:16:14,682 --> 00:16:17,685
‫- نمی‌خوای کمک کنی؟
‫- نه، نه، من گشنمه

223
00:16:17,685 --> 00:16:20,896
‫اگه خودت گم می‌شدی، دلت نمی‌خواست
‫آلن برای پیدا کردنت کمکم کنه؟

224
00:16:20,896 --> 00:16:23,190
‫آها، پس می‌خوای دنبال تسی بگردی

225
00:16:23,190 --> 00:16:25,651
‫صرفاً برای اینکه اگه من گم شدم
‫بتونی روی دِرست حساب کنی؟

226
00:16:25,651 --> 00:16:28,112
‫چرا همیشه‌ی خدا انقدر از من داد داری؟

227
00:16:31,907 --> 00:16:35,077
‫گوشت کل روز توی ماشین بوده.
‫مطمئنم فاسد شده

228
00:16:35,077 --> 00:16:36,203
‫گوشت چیزیش نشده

229
00:16:44,294 --> 00:16:46,922
‫ملت می‌خوان با قماربازی کار کنن
‫که می‌تونه براشون بُرد بیاره

230
00:16:46,922 --> 00:16:48,841
‫- می‌خوای اینکار رو بکنی؟ باید...
‫- تدی؟

231
00:16:50,884 --> 00:16:52,094
‫مگه اینکه دستم بهت نرسه

232
00:16:53,137 --> 00:16:55,764
‫- بس نیست، چارلی؟
‫- بعدازظهر بخیر، کلیوپاترا

233
00:17:00,144 --> 00:17:01,520
‫چارلی، تو بهم قول دادی

234
00:17:01,520 --> 00:17:03,439
‫هی، این پسر استعداد آلوین
‫توی شرط‌بندی رو داره

235
00:17:03,439 --> 00:17:06,316
‫اون موقع که پدرم این کاره بود،
‫شل اصلاً نمی‌دونست چی به چیه

236
00:17:06,817 --> 00:17:09,111
‫عمراً اگه بذارم واسه اون کار کنه.
‫شنیدی؟

237
00:17:20,247 --> 00:17:22,249
‫کلیو، اوضاع چطوره؟

238
00:17:22,833 --> 00:17:24,543
‫خوبه، جانی.
‫از دیدنت خوشحالم

239
00:17:25,127 --> 00:17:27,629
‫- مامان، دارم جوک می‌گم
‫- نه بابا؟

240
00:17:28,589 --> 00:17:31,717
دوست دارم دوست‌هام
‫مثل نیمرو باشن

241
00:17:31,717 --> 00:17:32,926
‫عسلی

242
00:17:34,762 --> 00:17:36,555
‫از دیدنت خوشحال شدم، کلویی

243
00:17:36,555 --> 00:17:39,141
‫اگی وودز با جانی رو از
‫سالن رد فاکس یادت میاد؟

244
00:17:39,141 --> 00:17:40,225
‫آره

245
00:17:40,934 --> 00:17:43,103
‫روز شکرگزاری همگی مبارک.
‫بجنب، نذار جلوت رو بگیرم

246
00:17:43,228 --> 00:17:44,605
‫جذاب و سیاه

247
00:17:45,064 --> 00:17:45,773
‫من یکی بگم. من یکی بگم

248
00:17:45,773 --> 00:17:48,025
‫- اون جوکه چی بود؟
‫- کدوم یکی؟

249
00:17:48,025 --> 00:17:51,320
‫بیخیال، اسلپ. حتماً می‌دونی

250
00:17:52,488 --> 00:17:56,909
‫همونی که من می‌رسم خونه و خیال می‌کنم
‫بچه‌ها رو برای شکرگزاری آماده کردی

251
00:17:59,495 --> 00:18:01,288
‫ای وای، از این جوک خوشتون نیومد؟

252
00:18:02,247 --> 00:18:03,248
‫منم همینطور

253
00:18:05,459 --> 00:18:06,752
‫بیا، عزیزم. بیا بریم

254
00:18:08,128 --> 00:18:10,255
‫بعداً به حساب تو هم می‌رسم

255
00:18:12,174 --> 00:18:14,676
‫بیخیال، لئو. اگی و جانی تازه رسیدن شهر

256
00:18:14,676 --> 00:18:16,845
‫- وقت رفتنه
‫- هشت‏ سالی میشه که ندیدم‌شون

257
00:18:17,346 --> 00:18:20,182
‫کتت رو بپوش، عزیز

258
00:18:20,182 --> 00:18:24,353
‫- هدیه‌ی کریسمسم رو انتحاب کردم
‫- می‌تونی واسه بابانوئل نامه بنویسی

259
00:18:24,353 --> 00:18:26,105
‫نه، خوندن بلد نیست

260
00:18:26,105 --> 00:18:27,272
‫کی گفته؟

261
00:18:27,272 --> 00:18:29,733
‫تدی. ولی دستم که بهتر شد
‫براش یه نقاشی می‌کشم

262
00:18:29,733 --> 00:18:31,568
‫چرا بهم نگفتی داره میاد بالا؟

263
00:18:31,568 --> 00:18:33,237
‫آخی، دستت درد می‌کنه؟

264
00:18:33,862 --> 00:18:35,948
‫بشین، چیزی نیست

265
00:18:36,448 --> 00:18:38,617
‫خدمتت عرض کنم قبل‌تر که
‫داشت می‌خندید و تو هنوز

266
00:18:39,493 --> 00:18:41,328
‫سراسیمه از راه نرسیده بودی،
‫دستش درد نمی‌کرد

267
00:18:41,328 --> 00:18:43,705
‫سراسیمه؟ من سراسیمه اومدم؟

268
00:18:43,705 --> 00:18:45,874
‫حتی ازت برنمیاد
‫تدی رو از توی خیابون جمع کنی

269
00:18:46,625 --> 00:18:48,043
‫تدی توی خیابون نیست

270
00:18:48,043 --> 00:18:50,087
‫این پسر هرروز میره
‫حساب کتاب ‌ها رو می‌کنه

271
00:18:50,087 --> 00:18:52,506
‫نیازی نبود هرروز بره واسه حساب و کتاب
‫اگه نمایش کثیفت

272
00:18:52,506 --> 00:18:54,925
‫باعث نمی‌شد از همه‌ی
‫کافه‌های محله اخراج بشی

273
00:18:54,925 --> 00:18:57,052
‫من کثیف نیستم. دنیا کثیفه

274
00:18:58,262 --> 00:19:01,473
‫میرم خونه‌ی مادرم تا
‫تصمیم بگیری برگشتنت سرکار

275
00:19:01,473 --> 00:19:04,685
‫به اندازه‌ی نظرت مهمه یا نه

276
00:19:05,185 --> 00:19:06,436
‫بجنب، تدی. پاشو بریم

277
00:19:07,187 --> 00:19:09,314
‫من می‌دونم کی هستم و می‌خوام چیکاره بشم

278
00:19:09,898 --> 00:19:11,441
‫حداقل اون ورشکسته نیست

279
00:19:12,317 --> 00:19:14,361
‫محض اطلاعتون باید بگم که
‫ورشکسته‌ها هم می‌تونن شاد باشن

280
00:19:14,361 --> 00:19:16,572
‫همه‌چی رو به مسخره گرفتی؟

281
00:19:17,156 --> 00:19:18,615
‫پسرها عاشق جوک‌هامن

282
00:19:19,575 --> 00:19:21,285
‫- تق تق
‫- کیه؟

283
00:19:21,285 --> 00:19:22,286
هزارپا

284
00:19:22,286 --> 00:19:23,620
کدوم هزارپا؟

285
00:19:23,620 --> 00:19:25,789
‫همونی که با بابانوئل
‫روی درخت کریسمس شاشید

286
00:19:25,789 --> 00:19:27,916
‫مامانت دوست داره
‫از این جوک‌ها بگم

287
00:19:28,458 --> 00:19:30,586
‫برام مهم نیست چجور جوکی میگی

288
00:19:31,336 --> 00:19:33,589
‫فقط مردم پول بدن
‫بیان بهت گوش بدن کافیه، اسلپ

289
00:19:34,173 --> 00:19:35,716
‫میشه کیفم رو بگیری، لطفاً؟

290
00:19:37,676 --> 00:19:38,719
‫صبر کن ببینم، پس واقعاً داری
‫روز شکرگزاری

291
00:19:38,719 --> 00:19:40,262
‫- ترکم می‌کنی؟
‫- بریم

292
00:19:41,054 --> 00:19:42,723
‫حداقل بذار یکی از پسرها پیشم بمونن

293
00:19:43,599 --> 00:19:44,892
‫ترجیحم تدیه

294
00:19:45,392 --> 00:19:47,561
‫به شل بگو دیرتر یه سر میام!

295
00:19:48,270 --> 00:19:50,397
‫باورت نمیشه توی کتابفروشی
‫مرکز شهر چی دیدم

296
00:19:50,397 --> 00:19:51,773
‫توی هایلندتاون؟

297
00:19:51,773 --> 00:19:53,233
‫آره

298
00:19:53,233 --> 00:19:55,569
‫دو تا پسر جوونی که تأسیسش کردن،

299
00:19:56,778 --> 00:19:59,740
‫شعبه‌ای از حزب حقوق ایالات ملی
‫راه انداختن

300
00:20:00,824 --> 00:20:02,201
‫اگه جنبشی رو وسط بالتیمور راه بندازن
‫دیگه اسمش بازی نیست

301
00:20:02,201 --> 00:20:04,203
‫دلم به حال یهودی‌هایی که
‫خیال می‌کنن این کار امنیت داره، می‌سوزه

302
00:20:04,203 --> 00:20:08,081
‫من دلم به حال ستاره‌های تلویزیونی‌ای می‌سوزه
‫که حتی تو تعطیلات هم نمی‌تونن با کسی برن سرقرار

303
00:20:08,081 --> 00:20:10,500
‫فکر کردی خانم‌ها کشته مُرده‌ی
‫مجری‌های محلی‌ان؟

304
00:20:10,500 --> 00:20:12,127
‫شکست نفسی نکن، والس.
‫کاری از پیش نمی‌بری

305
00:20:12,127 --> 00:20:13,712
‫لطفاً دستمال بگیر

306
00:20:13,712 --> 00:20:16,298
‫مدی، می‌تونی منو با چندتا از
‫دوستانت آشنا کنی؟

307
00:20:17,591 --> 00:20:19,301
‫شرمنده، والس.
‫مدی هیچ دوستی نداره

308
00:20:19,301 --> 00:20:20,969
‫باورم نمیشه

309
00:20:22,596 --> 00:20:25,057
‫- نخیر، همیشه یکی تو صف وایستاده که...
‫- می‌اندازیش روی زمین؟

310
00:20:25,057 --> 00:20:26,725
‫...بخواد با مدی مورگنسترن دوست بشه

311
00:20:27,434 --> 00:20:29,269
‫شرمنده، شوارتز

312
00:20:30,687 --> 00:20:31,730
‫به سلامتی زندگی

313
00:20:33,482 --> 00:20:35,651
‫من بردمش جشن فارغ‌التحصیلی؟

314
00:20:35,776 --> 00:20:37,402
‫آره، توی اتاق خبر مدرسه هق‌هق کنان
‫پیداش کردیم و من از فرصت استفاده کردم...

315
00:20:37,402 --> 00:20:41,323
‫وای، والی. عجب داستان قشنگیه
‫که همیشه سر زبونته

316
00:20:41,323 --> 00:20:43,659
‫هق‌هق نبود، داشتم گریه می‌کردم

317
00:20:44,409 --> 00:20:46,662
‫مطمئن باش اصلاً سر یه
‫جشن فارغ‌التحصیلی مسخره نبود

318
00:20:47,663 --> 00:20:49,748
‫فکر کن دِرست نمی‌پیچوندت

319
00:20:50,249 --> 00:20:51,917
‫یهودی افراطی‌ای شده

320
00:20:51,917 --> 00:20:54,253
‫خیلی‌خب، یکم مؤدب باش

321
00:20:54,253 --> 00:20:57,381
‫دختر این آقا گم شده.
‫واسش جوک نساز

322
00:20:57,381 --> 00:20:58,382
‫به هر دلیلی تا حالا درمورد این
‫عشق دبیرستانی بزرگ با آلن دِرست چیزی نشنیدم

323
00:20:58,382 --> 00:20:59,549
‫چون اصلاً خبری از عشق بزرگ دبیرستانی نبود

324
00:20:59,549 --> 00:21:01,969
‫سال آخرم توی اتاق خبر مدرسه‌ام خاک شد

325
00:21:01,969 --> 00:21:03,011
‫الان کی داره شکست نفسی می‌کنه؟

326
00:21:03,011 --> 00:21:05,097
‫همه واسه‌ش سرودست می‌شکوندن

327
00:21:06,723 --> 00:21:11,687
‫اما فقط میلتون تونست دلشو ببره

328
00:21:11,687 --> 00:21:13,855
‫خیلی‌خب، دیگه جلوی ست ادامه ندید

329
00:21:15,399 --> 00:21:15,440
‫بالاخره ستاره‌ی اتاق خبر مدرسه

330
00:21:15,440 --> 00:21:18,151
‫قصد سر زدن به سرسینه‌ی بره‌ها کرده؟

331
00:21:18,151 --> 00:21:20,529
‫باریکلا، بچه‌جون

332
00:21:20,529 --> 00:21:23,073
‫- آره، خیلی خوبه
‫- به‌درد کار توی تلویزیون می‌خوره

333
00:21:23,073 --> 00:21:25,450
‫والا بخدا.
‫منم همیشه بهش میگم

334
00:21:25,450 --> 00:21:28,245
‫برسیم خونه

335
00:21:28,245 --> 00:21:31,248
‫روی دستت کمپرس سرد می‌ذاریم.
‫باشه، عزیزم؟

336
00:21:32,499 --> 00:21:35,335
‫اینجوری ورمش می‌خوابه و
‫حالت بهتر میشه

337
00:21:39,464 --> 00:21:42,342
‫ببخشید. شرمنده.
‫اون کیف رو بذار اونجا

338
00:21:42,342 --> 00:21:45,554
‫می‌دونم، عزیزم. آره، می‌دونم

339
00:21:48,682 --> 00:21:50,809
‫می‌فهمم، بذار اینو دربیارم

340
00:21:54,896 --> 00:21:57,190
‫می‌دونم. سلام، مامان

341
00:22:00,694 --> 00:22:01,903
‫بیا، پیش خودم بشین

342
00:22:01,903 --> 00:22:03,238
‫اسلپی کجاست؟

343
00:22:03,947 --> 00:22:05,240
‫کار داشت

344
00:22:06,950 --> 00:22:08,618
‫پس بهتره یه شوهر دیگه بگیری

345
00:22:08,618 --> 00:22:09,786
‫روز شکرگزاری مبارک

346
00:22:09,786 --> 00:22:10,454
‫اگه جای اینکه پشت بارِ مشروب‌فروشی باشی...

347
00:22:10,454 --> 00:22:11,580
‫پیش خانواده‌ت بودی، خوشحال‌تر می‌شد

348
00:22:11,580 --> 00:22:14,916
‫وقتی خانم سامر منو تمام‌وقت استخدام کنه،
‫دیگه نیازی نیست شب‌ها کار کنم

349
00:22:14,916 --> 00:22:17,794
‫فقط تا اون موقع یکی باید
‫کمکم کنه پسرها رو نگه دارم

350
00:22:17,794 --> 00:22:19,546
‫اونم فقط روزهای تعطیل

351
00:22:19,546 --> 00:22:23,091
‫اگه قول بدید توی اتاق خودتون بمونید

352
00:22:23,842 --> 00:22:25,594
‫پسر کوچولوی من چطوره؟

353
00:22:25,802 --> 00:22:27,512
‫بیا اینجا ببینمت

354
00:22:28,764 --> 00:22:30,891
‫- بازم چشم‌هاش زرد شدن، یونتا
‫- می‌دونم، مامان

355
00:22:30,891 --> 00:22:32,768
‫فردا یه‌سر دکتر می‌برمش.
‫آبمیوه می‌خوای؟

356
00:22:32,768 --> 00:22:34,227
‫هرچی دکتر بردی بسه

357
00:22:34,227 --> 00:22:36,563
‫اونا فقط بلدن بگن:
‫«کم‌خونی داسی شکل درمانی نداره»

358
00:22:36,563 --> 00:22:37,773
‫- مامان
‫- باید به فرستاده‌ی خدا بگیم

359
00:22:37,773 --> 00:22:39,107
‫بیاد یه نگاهی بهش بندازه

360
00:22:39,107 --> 00:22:41,360
‫- فرستاده‌ی خدا بیاد بره تو کونم
‫- هی، هی! حرف دهنت رو بفهم

361
00:22:41,360 --> 00:22:42,861
‫شنیدی چی گفتم.
‫نمی‌خوام دستش به پسرم بخوره

362
00:22:42,861 --> 00:22:44,488
‫وقتی راجع‌به پدر روحانی حرف می‌زنی
‫حواست به حرف زدنت باشه

363
00:22:44,488 --> 00:22:45,822
‫خودت حواست به حرف زدنت باشه، آیزیا

364
00:22:45,822 --> 00:22:47,491
‫مثل اینکه یادت رفته خونه‌ی کی هستی

365
00:22:47,532 --> 00:22:48,950
‫خونه‌ی کی‌ام؟ بابام؟

366
00:22:48,950 --> 00:22:51,203
‫الان خیلی وقته که خونه‌ی منه

367
00:22:51,203 --> 00:22:52,996
‫روی صندلیش راحتی؟

368
00:22:52,996 --> 00:22:55,624
‫وقتی با آیزیا حرف می‌زنی
‫یکم بهش احترام بذار

369
00:22:55,665 --> 00:22:59,586
‫- احترام یه جاده‌ی دوطرفه‌ست، مامان.
‫- خدا از دلت بشنوه!

370
00:23:00,003 --> 00:23:01,213
‫باید برم سر کار

371
00:23:01,213 --> 00:23:04,299
‫روی دست و صورتش یه کمپرس گرم بذار

372
00:23:07,594 --> 00:23:10,347
‫رئیس استسلی از پاسگاه بالتیمور

373
00:23:10,347 --> 00:23:14,184
‫به ما خبر داده که چندین واحد رو واسه
‫جست‌وجوی دختر گمشده اعزام کرده

374
00:23:14,184 --> 00:23:18,355
‫و به تمام خودروهای گشتی هشدار داده
‫حواس‌شون به هر فرد مظنونی باشه

375
00:23:18,355 --> 00:23:22,984
‫مفقود شدن تسی مردم شهری رو
‫باهم متحد کرده که اکثراً از هم دورن

376
00:23:23,485 --> 00:23:25,487
‫اسقف کارول و کشیش...

377
00:23:27,531 --> 00:23:28,740
‫آلن دِرست

378
00:23:31,451 --> 00:23:33,203
‫کی اهمیت میده؟

379
00:23:33,995 --> 00:23:36,915
‫اگه اطلاعاتی دارید
‫که ممکنه به ما کمک کنه...

380
00:23:36,915 --> 00:23:38,875
‫حرفی تو دلت نمونده؟

381
00:23:39,876 --> 00:23:40,877
‫چرا

382
00:23:41,753 --> 00:23:43,380
‫تسی دِرست گم شده

383
00:23:44,131 --> 00:23:47,676
‫الان اصلاً حس خوبی ندارم که توی آشپزخونه‌ام

384
00:23:47,676 --> 00:23:49,803
‫فکر می‌کردم از آشپزخونه‌ی جدید خوشت میاد

385
00:23:51,555 --> 00:23:56,893
‫ببین، مدی، میشه فقط یه
‫شام شکرگزاری خوب داشته باشیم و...

386
00:23:56,893 --> 00:24:00,021
‫واسه چند ساعت هم شده
‫حرفی از تسی دِرست نزنیم؟

387
00:24:00,856 --> 00:24:04,234
‫آقای دِرست، دوست دارید
‫چند کلمه‌ای با شنوندگان حرف بزنید؟

388
00:24:04,901 --> 00:24:09,531
‫لطفاً واسه دختر کوچولومون
‫دعا کنید و دنبالش بگردید

389
00:24:10,031 --> 00:24:13,910
‫ما امیدواریم، و منتظریم تا
‫به خونه برگردونیمش. ممنون

390
00:24:16,371 --> 00:24:19,166
‫- مدی...
‫- باید بریم بهشون کمک کنیم

391
00:24:20,208 --> 00:24:24,796
‫خوراک سرسینه رو توی ظر‌ف‌های پاستا ریختی

392
00:24:24,796 --> 00:24:26,381
‫چرا همچین کاری کردی؟

393
00:24:30,469 --> 00:24:33,889
‫از همه‌تون متأسفم،
‫ولی باید تمام این سرسینه رو دور بریزم

394
00:24:33,889 --> 00:24:35,891
‫- متأسفم، والس. نه
‫- مشکلی نیست

395
00:24:35,891 --> 00:24:37,684
‫- از والی عذرخواهی می‌کنی؟
‫- متأسفم، آره

396
00:24:37,684 --> 00:24:40,770
‫مگه والی تا خیابون لامبارد رفت
‫برات گوشت حلال بیاره؟

397
00:24:40,770 --> 00:24:43,690
‫والس مهمون ماست،
‫و الان هیچی واسه پذیرایی ازش نداریم

398
00:24:43,690 --> 00:24:47,486
‫نکنه واسه خوردن یه لقمه غذا
‫باید منتظر شیم تسی درست پیداش شه؟

399
00:24:47,652 --> 00:24:49,863
‫باشه، بیا روزه بگیریم

400
00:24:49,905 --> 00:24:52,866
‫منو بگو فکر می‌کردم عید شکرگزاریه
‫نگو روز آمرزشه

401
00:24:55,619 --> 00:24:56,620
‫چیکار می‌کنی...

402
00:24:56,620 --> 00:24:58,997
‫بده من. چیکار می‌کنی؟

403
00:25:00,415 --> 00:25:01,958
‫بده‌ش من!

404
00:25:08,465 --> 00:25:09,466
‫نه!

405
00:25:12,969 --> 00:25:13,970
‫ببخشید

406
00:25:27,275 --> 00:25:28,944
‫چیـ...

407
00:26:10,026 --> 00:26:11,278
‫مدی، والس رفت

408
00:26:11,278 --> 00:26:13,863
‫میشه بیای این جنون رو تمومش کنی؟

409
00:26:14,155 --> 00:26:15,740
‫همه‌چی رو تمیز کردم

410
00:26:19,160 --> 00:26:20,704
‫بیا بیرون، بذار دستت رو ببینم

411
00:26:33,633 --> 00:26:36,219
‫چی شده؟ چت شد؟

412
00:26:36,219 --> 00:26:40,223
‫چرا همه جوری رفتار می‌کنن انگار
‫چون اهمیت میدم یه مَرضی دارم؟

413
00:26:44,561 --> 00:26:46,354
‫راجع‌به تسی درست؟

414
00:26:47,397 --> 00:26:48,481
‫نمی‌دونم، مدی

415
00:26:48,481 --> 00:26:51,943
‫کل بالتیمور بسیج شدن دنبالش می‌گردن،
‫اون‌وقت من مغزم تاب برداشته؟

416
00:26:51,943 --> 00:26:54,821
‫من کسی رو ندیدم که همچین واکنشی نشون بده

417
00:26:54,821 --> 00:26:57,365
‫و هرگز نگفتم مغزت تاب برداشته

418
00:26:58,158 --> 00:26:59,451
‫هرگز این حرف رو نزدم

419
00:26:59,451 --> 00:27:03,038
‫فقط ناراحت بودم که چیزی واسه پذیرایی نداریم

420
00:27:03,038 --> 00:27:08,043
‫خدا اون روز رو نیاره
‫که من یه‌بار برات غذا آماده نکنم

421
00:27:10,003 --> 00:27:11,004
‫غذا آماده نکنی؟

422
00:27:11,004 --> 00:27:12,088
‫آره، میلتون

423
00:27:13,131 --> 00:27:16,384
‫آره، میلتون.
‫الان ۲۰ ساله که دارم همین کارو می‌کنم

424
00:27:16,926 --> 00:27:20,472
‫و تو فکر می‌کنی من فقط
‫به درد خونه‌داری می‌خورم

425
00:27:21,556 --> 00:27:22,557
‫نه، اینطور نیست

426
00:27:22,557 --> 00:27:24,893
‫- هست
‫- نه، نیست. نه

427
00:27:28,605 --> 00:27:29,606
‫پس چیه؟

428
00:27:30,398 --> 00:27:31,524
‫مدی...

429
00:27:32,150 --> 00:27:34,069
‫به‌نظرت توی چه کاری خوبم؟

430
00:27:39,491 --> 00:27:41,076
‫تو هیچ‌وقت نخواستی کار دیگه‌ای کنی

431
00:27:41,076 --> 00:27:44,287
‫هیچ‌وقت نشد کار دیگه‌ای کنم!

432
00:27:44,287 --> 00:27:46,498
‫تابحال پرسیدی چرا؟

433
00:27:59,052 --> 00:28:03,848
‫بچه‌ای که گم میشه اگه توی
‫‏۲۴ الی ۴۸ ساعت اول پیداش نشه

434
00:28:03,848 --> 00:28:06,393
‫احتمالاً فوت کرده. اینو می‌دونستی؟

435
00:28:06,393 --> 00:28:09,479
‫مدی، این چه کاریه؟

436
00:28:11,314 --> 00:28:12,982
‫چه‌خبره اینجا؟

437
00:28:15,193 --> 00:28:18,071
‫- فقط بذار گم و گور شه
‫- هی، حرف دهنت رو بفهم

438
00:28:18,071 --> 00:28:20,990
‫نیازی نیست بابات اجازه بده که برم

439
00:28:22,951 --> 00:28:26,204
‫جواب بده، مدی. کجا میری؟

440
00:28:28,790 --> 00:28:30,125
‫چه‌خبر شده؟

441
00:28:31,584 --> 00:28:33,795
‫مدی، ازت انتظار این کارو نداشتم

442
00:28:34,003 --> 00:28:36,131
‫اصلاً انتظارش رو نداشتم!

443
00:28:54,399 --> 00:28:55,942
‫یه زمانی بود که باورم نمی‌شد
‫همسرت رو گذاشتی و رفتی

444
00:28:56,943 --> 00:29:00,905
‫اون خونه‌ی زیبات رو،
‫اون زندگی‌ای که باهم داشتید

445
00:29:02,407 --> 00:29:05,577
‫ولی همون‌جوری که مرگ
‫طرز نگاه مردم به من رو عوض کرد

446
00:29:06,453 --> 00:29:08,538
‫طرز نگاه من به تو هم عوض کرد

447
00:29:08,538 --> 00:29:08,705
‫یه‌بار دیدمت، مدی شوارتز

448
00:29:10,707 --> 00:29:13,376
‫قبل از شروع تمام این ماجراها دیدمت

449
00:29:13,668 --> 00:29:16,004
‫می‌دیدم که خیره به نگاه کردنِ منی

450
00:29:16,296 --> 00:29:18,757
‫مثل اون جمله‌ایه که
‫وقتی بچه‌ای سریع تکرارش می‌کنی

451
00:29:19,674 --> 00:29:22,385
‫دارم تصویر خودم رو می‌کشم
‫که داره تصویر خودم رو می‌کشه

452
00:29:22,385 --> 00:29:24,220
‫که اونم تصویر خودم رو می‌کشه

453
00:29:26,681 --> 00:29:30,059
‫نقاشی همین‌جوری ادامه داره
‫تا وقتی انقدر کوچیک شه

454
00:29:31,269 --> 00:29:34,063
‫که دیگه چیزی رو نتونی توش ببینی

455
00:29:40,737 --> 00:29:42,363
‫شب خوش، خانم جانسون

456
00:29:42,363 --> 00:29:43,573
‫دورا چطوره؟

457
00:29:44,324 --> 00:29:46,367
‫دمنوش فلفل سیاه شاید کمکش کنه

458
00:29:47,202 --> 00:29:49,078
‫وقتی کارم پایین تموم شد یه سر بهش می‌زنم

459
00:29:49,078 --> 00:29:50,789
‫- میشه اینو آویزون کنی؟
‫- حتماً

460
00:29:51,289 --> 00:29:52,540
‫ممنون، کلرنس

461
00:30:25,782 --> 00:30:28,201
‫اون دختر مفقودیِ یهودی یه‌کاری کرد
‫همه امروز زود تعطیل کردن

462
00:30:28,201 --> 00:30:31,704
‫پس می‌خوای به آقای گوردن بگم
‫وقتی کل شهر روی ۴۶۶ شرط بستن

463
00:30:31,704 --> 00:30:33,331
‫ما هیچ تضمینی نداریم؟

464
00:30:33,331 --> 00:30:35,416
‫لئو، روز شکرگزاری مبارک

465
00:30:35,416 --> 00:30:38,419
‫- روز شکرگزاری مبارک، ورنون
‫- مرسی

466
00:30:48,513 --> 00:30:51,766
‫« کلیو جانسون »

467
00:31:00,233 --> 00:31:01,317
‫اومدم

468
00:31:05,154 --> 00:31:06,155
‫مدی

469
00:31:09,075 --> 00:31:12,328
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟ بیا داخل
‫- سید، واقعاً عذر می‌خوام مزاحمت شدم

470
00:31:12,328 --> 00:31:13,496
‫بیا داخل

471
00:31:13,496 --> 00:31:14,998
‫نه، چه زحمتی

472
00:31:16,082 --> 00:31:19,836
‫اون آپارتمانی که گفتی،
‫همونی که توی پایین شهره

473
00:31:21,504 --> 00:31:24,048
‫می‌خوام یه مدتی ازت اجاره‌ش کنم

474
00:31:24,048 --> 00:31:25,967
‫چی میگی؟

475
00:31:26,551 --> 00:31:29,596
‫میلتون کجاست؟ اوه... تعطیله!

476
00:31:29,596 --> 00:31:31,681
‫- ولی واسه این...
‫- بیاریدش اینجا

477
00:31:35,143 --> 00:31:36,394
‫ممنون، پسرها

478
00:31:39,314 --> 00:31:40,982
‫تسی بیچاره

479
00:31:41,274 --> 00:31:42,442
‫ببخشید

480
00:31:42,442 --> 00:31:43,902
‫ کلیو

481
00:31:43,902 --> 00:31:45,403
‫امشب ساعت ۱۰ اجرا داری

482
00:31:45,403 --> 00:31:46,529
‫۱۱

483
00:31:46,529 --> 00:31:47,822
‫گفتم ۱۰

484
00:31:47,822 --> 00:31:49,657
‫برات دمنوش فلفلت رو آوردم

485
00:31:49,657 --> 00:31:51,701
‫هنوز اون کلاه مسخره سرته؟

486
00:31:51,701 --> 00:31:54,704
دورا

487
00:31:56,831 --> 00:31:58,750
‫مدی، چه بلایی سر دستت اومد؟

488
00:32:02,629 --> 00:32:05,548
‫- می‌خوای انقدر سؤال نپرسم؟
‫- اگه نپرسی ممنون میشم

489
00:32:08,509 --> 00:32:10,845
‫می‌تونم بگم جودث نشونت بده

490
00:32:10,845 --> 00:32:13,056
‫- دخترم رو که یادته؟ جودث
‫- البته

491
00:32:13,723 --> 00:32:15,183
‫جودث!

492
00:32:15,183 --> 00:32:16,601
‫بله؟

493
00:32:18,811 --> 00:32:21,773
‫می‌خوام بری آپارتمان رو
‫به خانم شوارتز نشون بدی

494
00:32:21,940 --> 00:32:25,109
‫- همونی که پایین شهره؟
‫- مگه چندتا آپارتمان داریم؟

495
00:32:26,569 --> 00:32:28,613
‫حواست رو جمع کن

496
00:32:29,781 --> 00:32:31,574
‫مدی، عجله‌ای نیست

497
00:32:31,616 --> 00:32:34,786
‫دوباره ازت می‌گیرم‌شون.
‫فقط می‌خوام یکی دو ماهی پیشت گرو باشن

498
00:32:39,749 --> 00:32:42,418
‫- خب، اینجا نخریدیش
‫- میلتون پیش استاینر خرید

499
00:32:44,170 --> 00:32:45,713
‫استاینر!

500
00:32:45,713 --> 00:32:48,091
‫چه جای باکلاسی، الانم که تعطیلن

501
00:32:48,091 --> 00:32:49,342
‫من همیشه چی میگم، عزیزم؟

502
00:32:49,342 --> 00:32:52,762
‫«واسه اینکه الماس بفروشی
‫نیازی به لوستر نداری»

503
00:32:52,762 --> 00:32:54,097
‫دقیقاً

504
00:32:54,681 --> 00:32:56,808
‫فقط می‌تونم ۵۰۰تا بابتش بدم

505
00:33:00,269 --> 00:33:03,898
‫ولی میلتون داده بود
‫دو هزار دلار بیمه‌ش کنن

506
00:33:03,898 --> 00:33:06,985
‫خب، بذار بهت بگم.
‫نمی‌خوام پام به این ماجرا باز شه،

507
00:33:06,985 --> 00:33:11,030
‫ولی اگه کسی بیاد و این مدل رو بخواد،
‫می‌تونیم یه‌کاریش بکنیم

508
00:33:11,030 --> 00:33:13,574
‫- کلیدها رو پیدا کردی، عزیزم؟
‫- میرم یه نگاه به پشت بندازم

509
00:33:14,826 --> 00:33:16,035
‫بیا

510
00:33:18,663 --> 00:33:20,373
‫« گمشده »

511
00:33:22,917 --> 00:33:24,836
‫توی ماشین منتظر می‌مونم

512
00:33:25,378 --> 00:33:26,963
‫و مدی...

513
00:33:28,506 --> 00:33:30,299
‫روز شکرگزاریت مبارک

514
00:33:31,050 --> 00:33:33,511
‫« جواهرفروشی واینستین »

515
00:34:26,898 --> 00:34:27,899
‫سلام

516
00:34:31,903 --> 00:34:33,905
‫« ویژه‌ی اعضا »

517
00:34:34,072 --> 00:34:36,574
‫- چه‌خبر کرتیس؟
‫- یه شبِ معمولی دیگه توی فرعون

518
00:34:36,574 --> 00:34:38,993
‫- پُره؟
‫- آره، اوضاع چطوره؟

519
00:34:39,619 --> 00:34:42,413
‫خبری نیست.
‫گفتم شاید بتونم داخل بیام

520
00:34:46,667 --> 00:34:47,877
‫اوه، پسر

521
00:34:48,211 --> 00:34:50,379
‫اینجا مخصوص اعضاست، اسلپ.
‫خودت که می‌دونی

522
00:34:50,421 --> 00:34:52,340
‫باید دعوا رو کنار بذاری
‫به‌جاش «جنگ بالش» بری

523
00:34:52,340 --> 00:34:54,050
‫گفتم اینجا مخصوص اعضاست، اسلپ.
‫خودت اینو می‌دونی

524
00:34:54,050 --> 00:34:56,177
‫- واسه اجراکننده‌ها هم هست
‫- تو دیگه اینجا اجرایی نداری

525
00:34:56,177 --> 00:34:57,720
‫شِل اینو گفته؟

526
00:34:57,720 --> 00:34:59,889
‫من و آقای گوردن نداریم

527
00:35:00,223 --> 00:35:02,350
‫ببین، من از کلیو خواستم به شل بگه...

528
00:35:02,350 --> 00:35:04,602
‫که همسرش قراره بیاد، خب؟

529
00:35:04,602 --> 00:35:06,938
‫واقعاً؟ اگه می‌خوای همین‌جا بمون

530
00:35:17,490 --> 00:35:19,659
‫- کسی شل رو این‌طرف‌ها ندیده؟
‫- آقای گوردن روی صحنه‌ست

531
00:35:26,999 --> 00:35:29,919
‫رئیس، اسلپی بیرونه.
‫میگه می‌خواد اجرا کنه

532
00:35:29,919 --> 00:35:31,587
‫- واقعاً؟
‫- آره

533
00:35:31,587 --> 00:35:34,465
‫خب، نمی‌دونم بهت چی بگم.
‫به کلیو بگو

534
00:35:34,465 --> 00:35:35,675
‫حتماً. باشه، رئیس

535
00:35:43,683 --> 00:35:45,101
‫دنبال خلاف که نمیری؟
‫دور دردسر رو خط کشیدی؟

536
00:35:45,101 --> 00:35:46,227
‫« گمشده »

537
00:35:47,436 --> 00:35:48,896
‫هرروز هفته

538
00:35:49,188 --> 00:35:51,315
‫انگاری یکی زیر چشمت بادمجون کاشته

539
00:35:52,817 --> 00:35:54,610
‫دفعه‌ی بعد حسابش رو می‌رسم

540
00:35:55,069 --> 00:35:56,946
‫اسلپی میگه می‌خواد داخل بیاد

541
00:35:58,197 --> 00:35:59,532
‫نه

542
00:36:00,324 --> 00:36:02,118
‫به چی زل زدی، سرکار؟

543
00:36:02,493 --> 00:36:04,954
‫مگه نباید الان دنبال اون دختربچه‌ی
‫سفیدپوستی باشی که گمشده؟

544
00:36:04,996 --> 00:36:06,956
‫قبل از اینکه بریزن اینجا برادرهامون رو بزنن

545
00:36:06,956 --> 00:36:08,583
‫یه ساعت دیگه شیفتم شروع میشه

546
00:36:08,583 --> 00:36:12,753
‫اگه قرار باشه خودم پیداش کنم
‫تا ساعت ۱۰ همچنان گمشده می‌مونه

547
00:36:12,753 --> 00:36:14,380
‫مگه نه، رجی؟

548
00:37:11,270 --> 00:37:12,521
کافیه

549
00:37:12,521 --> 00:37:13,773
‫کافی نیست

550
00:37:13,773 --> 00:37:16,484
‫نمی‌دونستم اینجا اومدنم باعث دردسره

551
00:37:16,484 --> 00:37:19,445
‫اگه وسط شیفتت نباشی که به حساب نمیاد

552
00:37:20,154 --> 00:37:23,324
‫عالی‌جناب، الان دارم با خساستم
‫بی‌گناهیم رو ثابت می‌کنم،

553
00:37:23,324 --> 00:37:25,493
‫یا می‌خواید بگید که رشوه می‌گیرم؟
‫منو از سردرگمی بیرون بیارید

554
00:37:25,493 --> 00:37:28,663
‫فقط برام سؤاله که
‫این وقت شب اینجا چیکار می‌کنی

555
00:37:28,663 --> 00:37:30,498
‫همون کاری که بقیه می‌کنن.
‫موزیک گوش میدم

556
00:37:31,832 --> 00:37:33,334
‫به قشنگی‌هاش نگاه می‌کنم

557
00:37:34,502 --> 00:37:35,962
‫- قشنگی‌هاش؟
‫- آره

558
00:37:37,421 --> 00:37:41,676
‫ولی نگران من نباش.
‫من سراغ کسی نمیرم

559
00:37:41,676 --> 00:37:44,303
‫من اصلاً نمی‌دونستم به
‫ایجوری هستی

560
00:37:44,303 --> 00:37:45,805
‫چرا اون‌وقت؟

561
00:37:45,805 --> 00:37:48,391
‫چون زن سفیدپوست کم گیر میاد

562
00:37:56,899 --> 00:37:57,400
‫دورا!

563
00:37:59,193 --> 00:38:01,821
‫گل برات کار رو درمیاره

564
00:38:03,447 --> 00:38:05,157
‫فروش آخرشبی!

565
00:38:05,157 --> 00:38:07,410
‫تا دیر نشده بیا بخر

566
00:38:08,744 --> 00:38:12,957
‫گل‌های توت‌فرنگی از
‫مارتین لوتر کینگ هم انقلابی‌ترن

567
00:38:13,624 --> 00:38:15,960
‫گل برات کار رو درمیاره

568
00:38:16,460 --> 00:38:17,962
‫تا دیر نشده بیا بخر

569
00:38:20,298 --> 00:38:21,924
‫فروش آخرشبی!

570
00:38:22,883 --> 00:38:24,552
‫بذار کمکت کنم

571
00:38:24,552 --> 00:38:25,886
‫مرسی

572
00:38:25,886 --> 00:38:28,472
‫آره، جای خوبیه

573
00:38:28,472 --> 00:38:30,182
‫اگه یه تخت تاشو بخرم چی؟

574
00:38:32,852 --> 00:38:35,855
‫تنها حالتی که مامانم می‌ذارم
‫بدون یه مرد بالاسرم از خونه برم

575
00:38:35,855 --> 00:38:38,941
‫اینه که با یه خانم موجه
‫از شمالِ غرب بالتیمور هم‌خونه شم

576
00:38:38,941 --> 00:38:40,568
‫یه خانم موجه مُسن

577
00:38:40,985 --> 00:38:43,487
‫هنوز به مامان خودم نگفتم که رفتم

578
00:38:43,988 --> 00:38:46,240
‫از دوران ۲۰ سالگیم آسون‌تر نیست

579
00:38:48,034 --> 00:38:49,535
‫تو که مُسن نیستی

580
00:38:49,744 --> 00:38:52,830
‫تازه‌شم، اگه بذاری باهات هم‌خونه شم،
‫دیگه نیازی نیست حلقه‌ت رو گرو بذاری

581
00:38:52,830 --> 00:38:54,248
‫نزدیکیم؟

582
00:38:54,373 --> 00:38:55,791
‫آره. از این‌طرف

583
00:38:59,462 --> 00:39:00,629
‫بیا

584
00:39:05,760 --> 00:39:08,262
‫بیرون چیکار می‌کنی، دلبر؟

585
00:39:09,347 --> 00:39:10,890
‫درش فقط یکم گیر داره

586
00:39:16,645 --> 00:39:18,606
‫ظاهراً خرابه

587
00:39:21,776 --> 00:39:25,321
‫این از حموم و دستشویی

588
00:39:25,863 --> 00:39:28,532
‫وانش راستش خیلی بزرگه،
‫که البته نکته‌ی مثبتیه

589
00:39:28,532 --> 00:39:31,869
‫فقط یکم کثیفه چون حواسم نبود
‫پنجره رو باز گذاشته بودم

590
00:39:31,869 --> 00:39:34,246
‫بابا یه‌جورایی ازم عصبانی شد

591
00:39:34,830 --> 00:39:36,957
‫ولی الان یه شیش ماهی میشه
‫که کسی اینجا زندگی نکرده

592
00:39:36,957 --> 00:39:40,336
‫داشتم فکر می‌کردم خودم بیام،
‫ولی، می‌دونی، اشتباه خودم بود

593
00:39:40,378 --> 00:39:43,798
‫اگه بخوای می‌تونم با
‫اسفنج و تِی بیام تمیزش کنم

594
00:39:43,839 --> 00:39:45,508
‫و یه بالش هم بیارم

595
00:39:46,008 --> 00:39:47,927
‫آره، من خیلی این آپارتمان رو دوست دارم

596
00:39:47,927 --> 00:39:50,221
‫همیشه دلم می‌خواست اینجا زندگی کنم،
‫ولی بابا اجازه نمی‌داد

597
00:39:50,221 --> 00:39:51,972
‫خیلی نگران من میشه

598
00:39:54,350 --> 00:39:56,185
‫نمی‌دونم چه حسی راجع‌به هم‌اتاقی داری،

599
00:39:56,185 --> 00:39:58,687
‫ولی با خوابیدن روی زمین مشکلی ندارم

600
00:39:58,687 --> 00:39:59,855
‫همین‌جا می‌مونم

601
00:40:00,398 --> 00:40:03,067
‫پس... چمدونت رو میارم

602
00:40:03,067 --> 00:40:05,736
‫نه. ممنون.
‫باید لباسم رو عوض کنم،

603
00:40:05,736 --> 00:40:10,408
‫و بعدش برم کنیسه (مسجد یهودی‌ها)
‫و به گروه جست‌وجو ملحق شم

604
00:40:10,408 --> 00:40:12,326
‫اجازه نمیدن خانم‌ها بیان

605
00:40:12,993 --> 00:40:14,328
‫پس خودم تنهایی میرم

606
00:40:16,122 --> 00:40:18,999
‫اگه تنها بری دیگه اسمش گروه جست‌وجو نیست

607
00:40:19,708 --> 00:40:21,877
‫من دنبال هم‌اتاقی نیستم، جودث

608
00:40:23,671 --> 00:40:25,506
‫دنبال یه دوست چی؟

609
00:40:26,841 --> 00:40:28,217
‫دوست چی هست؟

610
00:40:30,094 --> 00:40:31,887
‫- بجنب، بیا
‫- نه

611
00:40:31,887 --> 00:40:32,972
‫دورا

612
00:40:33,597 --> 00:40:34,098
‫دورا

613
00:40:34,098 --> 00:40:35,057
‫بیا

614
00:40:43,274 --> 00:40:45,526
‫لفتی، پنج دقیقه‌ی دیگه دورا اجرا داره

615
00:40:45,526 --> 00:40:47,820
‫آهنگ «عشق ما کجا رفت»
‫رو این بین اجرا کن

616
00:40:47,945 --> 00:40:49,280
‫کلیو

617
00:40:50,531 --> 00:40:51,782
‫شل

618
00:40:51,866 --> 00:40:53,284
‫نوشیدنی می‌خوای؟

619
00:40:54,535 --> 00:40:55,744
‫نه، ممنون

620
00:40:56,245 --> 00:40:59,290
‫حساب کتابم از زمان نوجوونیِ کلیو دست خودش بود

621
00:40:59,290 --> 00:41:02,334
‫کارش حرف نداشت.
‫دارم تلاش می‌کنم بیشتر کمکم کنه،

622
00:41:02,376 --> 00:41:04,628
‫ولی سرش انقدر شلوغه که
‫وقت واسه سخنرانی نداره

623
00:41:05,254 --> 00:41:06,464
‫مگه نه، کلیو؟

624
00:41:11,093 --> 00:41:12,845
‫تو خیلی بی‌رحمی

625
00:41:12,845 --> 00:41:15,514
‫مثل یه کلاهِ قدیمی اسلپی رو بیرون نگه داشتی

626
00:41:15,931 --> 00:41:17,975
‫خب، روز سختی داشتیم

627
00:41:17,975 --> 00:41:21,103
‫منم نمی‌خواستم بیارمش پیش خودم

628
00:41:21,103 --> 00:41:23,814
‫نمی‌خوام سقوط یه سیاه‌پوست دیگه رو ببینم

629
00:41:23,856 --> 00:41:26,150
‫بذار اون هم بیاد اجرا کنه

630
00:41:27,818 --> 00:41:29,069
‫ممنون، آقای گوردن

631
00:41:29,069 --> 00:41:30,946
‫پس حالا دیگه واسه خانم سامر کار می‌کنی؟

632
00:41:30,946 --> 00:41:34,241
‫نه، خودم داوطلب شدم...

633
00:41:34,241 --> 00:41:37,495
‫- واسه خانم سامر که...
‫- پس مجانی براش کار می‌کنی؟

634
00:41:38,287 --> 00:41:40,498
‫اون‌وقت من بهت پول میدم که برام کار کنی؟

635
00:41:41,290 --> 00:41:42,958
‫حتماً یه جایی رو اشتباه کردم

636
00:41:42,958 --> 00:41:44,251
‫حتماً همین‌طوره

637
00:41:46,462 --> 00:41:47,755
‫نظرت چیه بری اونجا...

638
00:41:47,755 --> 00:41:49,131
‫به این عاشقان موسیقی بگی چطور دورا
‫قراره با اجراش اونا رو تحت‌تأثیر قرار بده

639
00:41:51,550 --> 00:41:54,220
‫جای من روی صحنه نیست، آقای گوردن

640
00:41:54,220 --> 00:41:55,679
‫پس دفعه‌ی بعد که خانم سامر...

641
00:41:55,679 --> 00:41:59,892
‫ازت خواست صحبت کنی،
‫بهتره این موضوع یادت باشه

642
00:41:59,892 --> 00:42:01,894
‫ولی فرق بین من و اون توی همینه

643
00:42:01,894 --> 00:42:06,190
‫چون من دارم بهت پول میدم
‫ازت خواهش نمی‌کنم

644
00:42:08,192 --> 00:42:11,320
‫بله، قربان. ببخشید

645
00:42:13,656 --> 00:42:14,823
‫دختر خوب

646
00:42:23,123 --> 00:42:24,124
‫تسی

647
00:42:24,124 --> 00:42:25,876
‫تسی

648
00:42:26,752 --> 00:42:28,504
‫می‌دونم کجا دارم میرم

649
00:42:28,504 --> 00:42:31,006
‫یه مسیری هست که به رودخونه منتهی میشه

650
00:42:31,006 --> 00:42:33,759
‫نکنه از اون جاهاییه که می‌اومدی
‫با پسر برنامه می‌کردی؟

651
00:42:33,759 --> 00:42:34,885
‫نه!

652
00:42:34,885 --> 00:42:37,096
‫پس چرا یه جوری رفتار می‌کنی؟

653
00:42:37,096 --> 00:42:38,180
‫نخیرم

654
00:42:38,681 --> 00:42:39,265
‫باشه

655
00:42:46,605 --> 00:42:47,648
‫وایسا

656
00:42:48,482 --> 00:42:49,733
‫بهش دست نزن!

657
00:42:52,319 --> 00:42:54,405
‫فقط می‌خوام بغلش کنم

658
00:42:55,823 --> 00:42:57,658
‫- فقط...
‫- منو بغل کن

659
00:42:57,658 --> 00:43:01,287
‫جاش منو بغل کن، بغلم کن

660
00:43:11,463 --> 00:43:14,883
‫جودث، برو یکی رو خبر کن

661
00:43:15,926 --> 00:43:20,222
‫قول میدم بهش دست نمی‌زنم،
‫ولی باید کنارش بمونم

662
00:43:23,017 --> 00:43:25,227
‫اگه مادر بودی می‌فهمیدی

663
00:43:47,625 --> 00:43:50,085
‫وقتی بمیری، دیگه نه یه دختری...

664
00:43:50,878 --> 00:43:53,130
‫نه یه زن و نه یه همسر

665
00:43:53,964 --> 00:43:56,300
‫دیگه مادر یا دخترِ کسی نیستی

666
00:43:59,178 --> 00:44:01,889
‫و هیچکس نمی‌تونه بهت بگه چطور زندگی کنی

667
00:44:04,767 --> 00:44:08,646
‫می‌خواستی مرگ تسی
‫این آزادی رو بهت بده، مگه نه؟

668
00:44:10,731 --> 00:44:13,025
‫ولی فقط در رو نشونت داد

669
00:44:14,234 --> 00:44:17,404
‫باز کردن اون در به قیمت جونم تموم شد
