﻿1
00:01:06,941 --> 00:01:12,322
‫- ای داد بی‌داد، گندت بزنن
‫- الوین؟
‫بخشکی شانس

2
00:01:22,832 --> 00:01:24,250
‫می‌خوای بگی چی‌ شده یا نه؟

3
00:01:25,835 --> 00:01:28,880
‫آم، راستش...
‫آقای شل گوردن فهمید که...

4
00:01:28,880 --> 00:01:31,299
‫...من همه‌ی پول‌ها رو ‫تحویل نمیدم و...

5
00:01:31,299 --> 00:01:33,259
‫خود قمار به اندازه‌ی کافی بد نیست؟

6
00:01:33,760 --> 00:01:35,595
‫که الان شدی دزد شرط‌بندی ملت؟

7
00:01:35,595 --> 00:01:37,680
‫مروا، پول خودم بود

8
00:01:37,680 --> 00:01:39,140
‫به من دروغ نگو

9
00:01:41,893 --> 00:01:42,977
‫پول خودم بود

10
00:01:43,520 --> 00:01:44,854
‫ترومپتت؟

11
00:01:44,854 --> 00:01:47,857
‫خدا شاهده، الوین، اگه دست از
‫کار کردن واسه این یارو برنداری و...

12
00:01:47,857 --> 00:01:50,985
‫ترومپتت رو ازش پس نگیری،
‫وسایلم رو جمع می‌کنم و با کلیو از اینجا میریم

13
00:01:50,985 --> 00:01:52,403
‫عزیزم؟

14
00:01:53,655 --> 00:01:55,448
‫عزیزم؟ مروا؟

15
00:01:56,366 --> 00:01:57,492
‫مروا، بیخیال دیگه بابا

16
00:02:21,558 --> 00:02:22,851
‫از کجا ده دلار آوردی؟

17
00:02:23,685 --> 00:02:26,062
‫پس‌انداز یک سالم واسه کمک به چارلیه

18
00:02:27,814 --> 00:02:28,982
‫وای، نه، نه، نه

19
00:02:28,982 --> 00:02:32,193
‫می‌دونی که ‫عمراً اگه بابایی
صدقه قبول کنه، درسته؟

20
00:02:32,193 --> 00:02:33,486
‫صدقه کجا بود؟

21
00:02:33,486 --> 00:02:34,904
‫باید به دستش بیاری

22
00:02:34,904 --> 00:02:36,072
‫جانم؟

23
00:02:37,782 --> 00:02:39,492
‫باید به دستش بیارم؟

24
00:02:39,492 --> 00:02:42,412
‫- بله، یالا
‫- خیلی‌خب، خانم شروود

25
00:02:43,830 --> 00:02:45,748
‫بسیارخب

26
00:02:50,587 --> 00:02:52,714
‫خانم‌ها و آقایون،

27
00:02:53,214 --> 00:02:58,011
‫باعث افتخارمه ستاره‌ی منحصر به فردمون
‫رو خدمت‌تون معرفی کنم،

28
00:02:58,011 --> 00:03:02,682
‫- کلیو شروود
‫- ممنونم، متشکرم

29
00:03:02,682 --> 00:03:05,768
‫به همراه نوازنده‌ی ترومپت محبوب‌مون،

30
00:03:05,768 --> 00:03:10,481
الوین شروود

31
00:03:11,316 --> 00:03:14,402
‫والس وایت هستم و
‫گزارش خبریِ فوری و مهمی در دست دارم

32
00:03:14,402 --> 00:03:16,571
‫دیشب، درست بعد از ساعت ۱۰:۳۰،

33
00:03:16,571 --> 00:03:19,699
‫سوءقصدی به جان یکی از اعضای شؤرای شهر،
‫مرتیل سامر صورت گرفت و...

34
00:03:21,618 --> 00:03:23,244
‫هو، هو، هو

35
00:03:23,745 --> 00:03:25,455
‫هو، هو

36
00:03:26,497 --> 00:03:29,334
‫- الو؟
‫- رجی... منم، کلیو

37
00:03:30,168 --> 00:03:31,669
‫چه خبر شده؟

38
00:03:31,669 --> 00:03:33,254
‫خودت خوب می‌دونی چه خبر شده

39
00:03:33,254 --> 00:03:34,714
‫مرتیل سامر رو زدن

40
00:03:35,632 --> 00:03:37,759
‫اخبار که گفت
‫فقط یکمی پاش زخمی شد

41
00:03:37,759 --> 00:03:40,595
‫من چیزی در این مورد نمی‌دونم،
‫خودت هم همینطور

42
00:03:40,595 --> 00:03:42,513
‫مجبورم کردن پشت فرمون بشینم

43
00:03:42,513 --> 00:03:43,598
‫متوجهی؟

44
00:03:44,891 --> 00:03:47,018
‫کسی خبر داره اونجا بودی؟

45
00:03:47,018 --> 00:03:49,020
‫بله، کرول کفتره

46
00:03:49,020 --> 00:03:51,356
‫با دو تا الدنگی که
‫با خودش آورده بود

47
00:03:52,148 --> 00:03:55,068
‫سیاه‌سوخته با
‫کروکی قرمز بُردمون، رجی

48
00:03:55,068 --> 00:03:56,903
‫- ببخشید
‫- چیکار کرد؟

49
00:03:56,903 --> 00:03:58,238
‫- ببخشید
‫- یه لحظه!

50
00:04:00,448 --> 00:04:02,075
‫من با شل صحبت می‌کنم

51
00:04:02,075 --> 00:04:03,826
‫اگه جات بودم این کار رو نمی‌کردم، کلیو

52
00:04:03,826 --> 00:04:06,871
‫حرف‌هام یادت بمونه.
‫خودت خواستی، یادت رفته؟

53
00:04:06,871 --> 00:04:09,249
‫خودت خواستی
‫اعتماد آقای گوردن رو جلب کنی

54
00:04:09,249 --> 00:04:11,501
‫حالا باید نشون بدی
‫که اشتباهی نکرده

55
00:04:11,501 --> 00:04:12,669
‫اشتباه کرده؟

56
00:04:17,298 --> 00:04:19,759
‫هیچ اشتباهی نکرده

57
00:04:19,759 --> 00:04:21,803
‫پای اون رو وسط نکش، کلیو

58
00:04:21,803 --> 00:04:24,347
‫جلب توجه نکن و به کارت برس
‫تا آب‌ها از آسیاب بیفته

59
00:04:24,347 --> 00:04:25,890
‫این هفته نیا سرکار

60
00:04:25,890 --> 00:04:27,350
‫- ببخشید
‫- خیلی‌خب!

61
00:04:28,726 --> 00:04:29,727
‫خدای من

62
00:04:29,811 --> 00:04:31,020
‫دست بجنبون، کلیو.
‫خیلی وقته منتظرتیم

63
00:04:31,020 --> 00:04:33,147
‫- ببخشید، خانم
‫- خدای من

64
00:04:34,107 --> 00:04:35,858
‫خیلی‌خب، بفرما

65
00:04:37,902 --> 00:04:40,405
‫- هی، این در و داف‌ها رو نگاه کن
‫- آره

66
00:04:41,114 --> 00:04:41,948
‫هی

67
00:06:06,157 --> 00:06:08,284
‫« بانوی درون دریاچه »
‫« قسمت سوم »

68
00:06:20,004 --> 00:06:21,464
‫هو، هو، هو

69
00:06:22,840 --> 00:06:24,217
‫آخ!

70
00:06:25,343 --> 00:06:27,553
‫انتظار نداشتم انقدر درد داشته باشه

71
00:06:28,137 --> 00:06:31,599
بابت خالکوبی زدن و
‫سوراخ کردن گوش هیچ قانونی ندارید؟

72
00:06:31,599 --> 00:06:33,810
‫چرا، نباید به بدن‌مون آسیب برسونیم

73
00:06:33,810 --> 00:06:36,104
‫تا به فطرت الهی‌مون ‫بی‌احترامی نشه

74
00:06:36,104 --> 00:06:39,649
‫خیال می‌کردم واسه اینه که
‫شیطان رو دور نگه داریم

75
00:06:39,649 --> 00:06:42,402
‫نه، شیطان سوراخ‌های دیگه‌ای
‫رو ترجیح میده

76
00:06:42,402 --> 00:06:45,696
‫رد نشد، واسه همین
‫خودم دستی انجامش میدم

77
00:06:45,696 --> 00:06:46,906
‫آخ!

78
00:06:49,575 --> 00:06:53,538
‫اما چه نیازی بود که
‫پای جسد منو به این ماجرا باز کنی؟

79
00:06:54,205 --> 00:06:57,333
‫من که تهِ دریاچه جا خوش کرده بودم

80
00:06:59,252 --> 00:07:00,837
‫صبح بخیر، خانم.
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

81
00:07:00,837 --> 00:07:02,964
‫صبح بخیر. من...

82
00:07:04,340 --> 00:07:06,175
‫برای دیدن باب بائر اومدم

83
00:07:06,175 --> 00:07:07,677
‫منتظرتونه؟

84
00:07:07,677 --> 00:07:09,137
‫از دیدنم خوشحال میشه

85
00:07:09,137 --> 00:07:10,596
‫اسم‌تون؟

86
00:07:10,596 --> 00:07:12,348
‫مدی شوارتز

87
00:07:13,057 --> 00:07:14,183
‫لطفاً اونجا منتظر بمونید

88
00:07:16,018 --> 00:07:19,147
‫آقای بائر، یه خانمی اومدن شما رو ببینن

89
00:07:19,147 --> 00:07:22,191
‫اسمش مدی شوارتزه و
‫گمون نکنم شخص خاصی باشه

90
00:07:28,072 --> 00:07:30,658
‫خانم شوارتز، آخرین میز سمت راست

91
00:07:47,633 --> 00:07:49,677
‫چه کاری از دستم ساخته‌ست، خانم شوارتز؟

92
00:07:50,553 --> 00:07:53,264
‫ظاهراً کمکم به دردت خورد

93
00:07:53,306 --> 00:07:55,349
‫« مظنونین قتل کودک »

94
00:07:55,475 --> 00:07:56,476
‫ممنونم

95
00:07:57,477 --> 00:07:58,895
حرف دیگه‌ای هم هست؟

96
00:07:58,895 --> 00:07:59,979
‫بله

97
00:08:01,022 --> 00:08:02,940
‫- توی روزنامه درمورد...
‫- راحت باش

98
00:08:02,940 --> 00:08:04,817
‫...آقای سیاه‌پوستی که
‫چشمش کبوده خوندم

99
00:08:04,817 --> 00:08:07,278
‫که توی ماهی‌فروشی داشته
‫با تسی دِرست صحبت می‌کرده

100
00:08:07,278 --> 00:08:10,823
‫بیخیال بابا،
‫حرفِ مادر استفن زوادسکیه

101
00:08:10,823 --> 00:08:13,075
‫خب، شاید بتونم به عنوان
‫یک مادر دو کلمه باهاش حرف بزنم و...

102
00:08:13,075 --> 00:08:14,952
‫ببینم دیگه چی‌ها می‌دونه

103
00:08:14,952 --> 00:08:16,579
‫جونم برات بگه که
‫اگه خیال می‌کردیم یه مادر به کارمون میاد،

104
00:08:16,579 --> 00:08:19,790
‫ادنا رو می‌فرستادیم دیگه،
‫کلاً مادر همه‌مون حساب میشه

105
00:08:19,790 --> 00:08:21,000
‫مگه نه؟

106
00:08:21,000 --> 00:08:24,170
‫یکی از بچه‌های خودت رو بفرست.
‫من سرم شلوغه

107
00:08:25,880 --> 00:08:27,715
‫ظاهراً هنوزم بهم نیاز داری

108
00:08:27,715 --> 00:08:30,718
‫بذار ببینم درست متوجه شدم یا نه،
‫خانم شوارتز...

109
00:08:30,718 --> 00:08:31,719
‫مدی هستم

110
00:08:35,223 --> 00:08:39,227
‫می‌خوای خیلی راحت
‫بپری وسط کاروبار جدیِ ما،

111
00:08:39,227 --> 00:08:41,521
‫جایی که افراد خبره و ماهر
‫رو استخدام می‌کنن و...

112
00:08:41,521 --> 00:08:42,939
‫روی خبرها کار کنی؟

113
00:08:42,939 --> 00:08:46,817
‫بعدشم تنها صلاحیتت هم
‫مادر بودنته؟

114
00:08:46,817 --> 00:08:48,569
‫اسمت توی اون روزنامه‌ چاپ شده

115
00:08:48,569 --> 00:08:51,781
‫چون من یه سرنخ درست‌وحسابی بهت دادم و
‫تونستی خبر دسته‌اول رو جور کنی

116
00:08:51,781 --> 00:08:54,242
‫نه، تو بیرونم کردی و...

117
00:08:54,242 --> 00:08:58,037
‫منم به‌قدری خِبره و کارکشته بودم که
‫از اون ناکامی به نفع خودم استفاده کردم

118
00:08:58,037 --> 00:09:01,374
‫از نظر من که این یعنی
‫مدیونمی، آقای بائر

119
00:09:01,374 --> 00:09:05,711
‫باب هستم. نخیرم، من کارم خبرنگاریه،
‫نه اینکه بشینم لطف اینو اون رو جبران کنم

120
00:09:05,711 --> 00:09:06,254
‫خواسته‌‌ات دقیقاً همینه

121
00:09:07,255 --> 00:09:08,798
‫من تجربه‌ی نویسندگی دارن

122
00:09:08,798 --> 00:09:11,551
‫عه، توی کافه نویسندگی‌ات
‫یا خبرگزاری مدرسه‌ات؟

123
00:09:11,551 --> 00:09:13,553
‫رزومه هم آوردی؟

124
00:09:20,643 --> 00:09:23,020
‫ببین دوست داشتم تا
‫بیرون همراهیت کنم، مدی

125
00:09:23,521 --> 00:09:25,523
‫اما باور کن، خیلی سرم شلوغه

126
00:09:26,691 --> 00:09:28,276
‫گلدیس، روی کی قطع کردم؟

127
00:09:29,402 --> 00:09:31,737
‫بازداشتگاه؟

128
00:09:34,198 --> 00:09:36,534
‫خیلی ممنونم که وقت گذاشتید

129
00:09:45,543 --> 00:09:46,794
‫استفان عزیز،

130
00:09:46,794 --> 00:09:50,047
می‌تونم تصور کنم ‫چه احساسی داری

131
00:09:50,548 --> 00:09:55,136
می‌خوام بدونی که الان
‫بعضی از ما با شرایطت هم‌دردی می‌کنیم

132
00:09:55,886 --> 00:09:59,890
‫من مدی هستم، همونی که
‫تسی رو توی دریاچه پیدا کرد

133
00:09:59,890 --> 00:10:01,601
‫ پخش زنده با خانم مرتیل سامر داریم

134
00:10:01,601 --> 00:10:04,812
اولین بیانیه‌شون‌ درمورد ‫سوءقصد به جون‌شون
بعد از ترخیص از بیمارستان رو بشنوید

135
00:10:06,772 --> 00:10:11,235
‫دیشب، دم درِ خونه‌ام
‫به جونم سوءقصد شد

136
00:10:11,235 --> 00:10:13,946
‫یه تیر زدن به پام

137
00:10:14,488 --> 00:10:16,824
‫اما امروز اینجا ایستادم

138
00:10:16,824 --> 00:10:20,077
‫تا مجدد تعهدم به این انتخابات رو تأیید کنم

139
00:10:22,121 --> 00:10:24,957
‫ستادم، حامیان من،

140
00:10:25,666 --> 00:10:29,086
‫مردم این شهر ساکت نمی‌مونن

141
00:10:29,754 --> 00:10:31,756
‫من اولین کسی بودم که جسدش رو دیدم

142
00:10:32,298 --> 00:10:35,551
‫میگن تو آخرین نفری بودی که ‫زنده دیدیش

143
00:10:36,594 --> 00:10:39,096
‫همین باعث میشه حس کنم
‫به طریقی به همدیگه متصلیم

144
00:10:40,514 --> 00:10:43,017
‫احساسی که بین‌مون مشترکه

145
00:10:43,017 --> 00:10:46,812
‫پلیس این نامردها رو پیدا می‌کنه

146
00:10:49,065 --> 00:10:51,150
‫اپراتور، ممکنه آدرس

147
00:10:51,150 --> 00:10:53,944
‫بیمارستان روانی
‫کلیفتون تی پرکینز رو بهم بدید؟

148
00:11:00,284 --> 00:11:02,328
‫می‌تونم یه پیشنهادی بهتون بدم؟

149
00:11:03,871 --> 00:11:05,039
‫بگو ببینم چیه

150
00:11:05,790 --> 00:11:07,792
‫شما پشت نوشیدنی ‌فروشی‌تون
‫تلفن دارید

151
00:11:08,292 --> 00:11:11,796
‫اگه بابت هر پیغام ۵ سنت بهتون بپردازم،
‫حاضرید از طرف من تماس بگیرید؟

152
00:11:11,796 --> 00:11:13,673
‫بکنیدش ۲۵تا، تا بهش فکر کنم

153
00:11:15,216 --> 00:11:18,010
‫میشه از این به بعد بدون اینکه بگید
‫«سیلور دلار» جواب بدید؟

154
00:11:18,010 --> 00:11:20,513
‫می‌خواید کروات هم بزنم، خانم؟

155
00:11:20,513 --> 00:11:23,224
‫فقط تا وقتیه که برای آپارتمانم تلفن بخرم

156
00:11:23,224 --> 00:11:24,600
‫اینجا زندگی می‌کنید؟

157
00:11:24,600 --> 00:11:26,602
‫توی این محله زمان‌بره

158
00:11:26,602 --> 00:11:28,229
‫راستش ساکن همین ساختمونم

159
00:11:28,229 --> 00:11:33,901
‫خب پس، بکنیدش ۳۰تا و
‫پیشنهادتون قبوله، همسایه

160
00:11:34,402 --> 00:11:36,696
‫پسر، هر صبح یه دقیقه لازم دارم
‫تا بتونم دست‌هام رو گرم کنم

161
00:11:36,696 --> 00:11:39,073
‫باید اینطوری محکم نگه‌ش داری

162
00:11:39,073 --> 00:11:40,741
‫می‌بینی؟ سعی می‌کنه
‫برگردونتت توی اصطبل

163
00:11:40,741 --> 00:11:41,701
‫بنابراین باید...

164
00:11:42,535 --> 00:11:43,661
‫همم

165
00:11:44,245 --> 00:11:46,330
اونجوری آزادش کن و
‫از بالا بگیرش

166
00:11:47,456 --> 00:11:48,457
‫بعد بِکش

167
00:11:49,500 --> 00:11:52,044
‫بعدش ببرش پشت
‫چون نباید کشیده بشه

168
00:11:52,670 --> 00:11:54,171
‫- این...
‫- سلام علیکم

169
00:11:54,755 --> 00:11:55,756
‫شب درازیه؟

170
00:11:55,756 --> 00:11:57,675
‫اینجا چیکار می‌کنی، مرتیکه؟

171
00:11:57,675 --> 00:11:59,677
‫خودتون که می‌دونید
‫اینجا خبر خاصی نیست

172
00:11:59,677 --> 00:12:01,470
‫حواست باشه چی از دهنت درمیاد، تیث

173
00:12:01,470 --> 00:12:04,682
‫اشکالی نداره.
‫بذار جلوی پسرش شاخ و شونه بکشه

174
00:12:05,516 --> 00:12:06,642
‫جون، اوضاع چطوره؟

175
00:12:07,810 --> 00:12:09,437
‫- خوبه
‫- گل هنوزم برات کارو درمیاره؟

176
00:12:09,437 --> 00:12:11,105
‫بیخیال، پسر.
‫چیکارِ ما دارید؟

177
00:12:11,105 --> 00:12:14,692
‫در جریانید که ای‌سی‌دی موافق
‫این شرایط زندگی برای اسب‌ها نیست، پسر

178
00:12:14,692 --> 00:12:15,776
‫بیخیال دیگه، برادر من

179
00:12:15,776 --> 00:12:17,862
‫الان شد برادر من؟

180
00:12:17,862 --> 00:12:19,238
‫این مسئله رو بسپُر به ما

181
00:12:19,238 --> 00:12:21,991
‫در مقابل تو هم به گوش
‫همه‌ی اصطبل‌های شهر برسون و

182
00:12:22,700 --> 00:12:25,870
‫از زیر زبون‌شون بکش بیرون
‫که دیشب کی قصد جون مرتیل سامر رو کرده

183
00:12:25,870 --> 00:12:28,038
‫می‌دونم شما میوه‌فروش‌ها
‫از کل ماجراها خبر دارید

184
00:12:28,038 --> 00:12:29,707
‫پسر، من هیچ ماجرایی رو نمی‌دونم

185
00:12:29,707 --> 00:12:30,833
‫معلومه که می‌دونی

186
00:12:30,833 --> 00:12:34,670
‫مثل همون ماجرایی که
‫یه بابایی بدون اینکه بره بیمارستان،

187
00:12:34,670 --> 00:12:36,088
‫از پشتش کُلی گلوله درآورد

188
00:12:36,088 --> 00:12:37,840
‫پسر، شاید یه چیزهایی شنیده باشم

189
00:12:37,840 --> 00:12:40,801
‫درمورد اینکه یه دامپزشکی ورداشته
‫گلوله از ماتحت یه الدنگ بیرون کشیده

190
00:12:44,346 --> 00:12:45,681
‫اسم این الدنگ چیه؟

191
00:12:52,521 --> 00:12:53,522
‫آقای گوردن؟

192
00:12:56,650 --> 00:13:00,070
‫اسلپی گفته شما ازش خواستید
‫امشب میزبان باشه. راسته؟

193
00:13:07,411 --> 00:13:08,412
‫آقای گوردن

194
00:13:10,206 --> 00:13:12,792
‫نیومدی اینجا که
‫از اسلپی جانسون بگی برام

195
00:13:15,336 --> 00:13:17,463
‫گند بالا آوردم
‫اون دلقک‌ها رو اجیر کردم

196
00:13:19,173 --> 00:13:22,009
‫هیچکسی دیگه حاضر نشد انجامش بده
‫مگر اینکه اسم‌تون رو می‌گفتم

197
00:13:23,469 --> 00:13:25,429
‫می‌دونی چرا ازت نخواستم
‫خودت انجامش بدی؟

198
00:13:26,055 --> 00:13:27,431
‫چون مثل پسرتون دوستم دارید

199
00:13:27,431 --> 00:13:28,516
‫مثل پسرم دوستت دارم

200
00:13:30,226 --> 00:13:31,227
‫درسته

201
00:13:31,852 --> 00:13:35,231
‫نمی‌خوام دستت آلوده بشه
‫یا توی دلت بمونه

202
00:13:35,231 --> 00:13:37,441
‫اما الان مرتیل قیافه‌هاشون رو دیده

203
00:13:37,441 --> 00:13:39,360
‫اون پسرهام صورتت رو دیدن
‫وقتی بهشون پول دادی

204
00:13:39,360 --> 00:13:40,611
‫اصلاً اهمیتی نداره

205
00:13:40,611 --> 00:13:44,615
‫خودم رو از روی پُل پرت می‌کنم پایین
‫اگه قرار باشه یه کلمه ضد شما به زبون بیارم

206
00:13:45,699 --> 00:13:46,826
‫می‌دونم

207
00:13:47,785 --> 00:13:49,787
‫اما نابود شدنت
‫قلبم رو به درد میاره

208
00:14:08,180 --> 00:14:09,306
‫اتوبوس رو نگه دار!

209
00:14:09,932 --> 00:14:11,308
‫اتوبوس رو نگه دار!

210
00:14:11,934 --> 00:14:15,437
‫اتوبوس رو نگه دار! نگه دار!
‫اتوبوس رو نگه دار، لطفاً!

211
00:14:15,437 --> 00:14:16,689
‫- ماشین رو نگه دار
‫- کمک! یکی کمک کنه!

212
00:14:16,689 --> 00:14:18,774
‫ماشین رو نگه دار! ماشین رو نگه دار!

213
00:14:20,693 --> 00:14:21,569
‫ماشین رو...

214
00:14:41,213 --> 00:14:42,214
‫لایونل

215
00:14:45,175 --> 00:14:47,261
‫عزیزم، ببینمت.
‫چشم‌هات رو ببینم؟

216
00:14:47,261 --> 00:14:48,345
‫چرا؟

217
00:14:51,515 --> 00:14:53,267
‫چشم‌هات رو باز کن، عزیزم.
‫بذار ببینم

218
00:14:55,936 --> 00:14:56,979
‫مامان؟

219
00:14:56,979 --> 00:14:59,106
‫می‌تونم بخوابم؟

220
00:14:59,106 --> 00:15:00,816
‫می‌دونم. می‌دونم

221
00:15:00,816 --> 00:15:02,067
‫بله، چیه؟

222
00:15:02,651 --> 00:15:03,777
‫چی شده؟

223
00:15:03,777 --> 00:15:05,195
‫چشم‌هاش

224
00:15:05,195 --> 00:15:06,447
‫بذار ببینم

225
00:15:08,532 --> 00:15:12,202
‫ببین می‌دونم خیلی با
‫نظرات من موافق نیستی

226
00:15:12,202 --> 00:15:15,497
‫دکترها هرکاری از دست‌شون
‫برمی‌اومده انجام دادن

227
00:15:16,081 --> 00:15:18,500
‫حالا وقتشه بذاری
‫زنگ بزنم کشیش، کلیو

228
00:15:21,211 --> 00:15:25,299
‫پروردگارا،
‫دست به دامن تو می‌شویم

229
00:15:27,134 --> 00:15:32,181
‫فرزندت، لایونل،
‫معصوم از خون خانواده‌ی خود است

230
00:15:33,682 --> 00:15:37,311
‫ای پروردگار،
‫بر این خانواده نظری کن

231
00:15:39,104 --> 00:15:43,943
‫بگذار این باری که بر دوش آنهاست
‫در این رودخانه‌ی خون جاری شود

232
00:15:44,944 --> 00:15:46,195
‫بعد از من تکرار کنید

233
00:15:46,904 --> 00:15:48,405
‫پدر ما...

234
00:15:48,405 --> 00:15:49,865
‫پدر ما...

235
00:15:49,865 --> 00:15:51,116
‫طبیب ما...

236
00:15:51,116 --> 00:15:52,534
‫طبیب ما...

237
00:15:52,534 --> 00:15:54,995
‫- پدر ما...
‫- پدر ما...

238
00:15:55,746 --> 00:15:57,373
‫ناجی ما...

239
00:15:57,873 --> 00:15:59,833
‫- ناجی ما...
‫- ناجی ما...

240
00:16:01,669 --> 00:16:03,087
‫آمین

241
00:16:03,087 --> 00:16:04,004
‫آمین

242
00:16:04,004 --> 00:16:05,923
‫آمین

243
00:16:07,925 --> 00:16:09,969
‫کاری که اونجا کردید،

244
00:16:10,469 --> 00:16:14,556
‫جدای از امیدواری،
‫کمک دیگه‌ای هم به پسرم می‌کنه؟

245
00:16:14,556 --> 00:16:18,102
‫کم‌خونی داسی‌شکل هیچ درمانی نداره، یونتا.
‫خودت که می‌دونی

246
00:16:18,602 --> 00:16:20,729
‫ولی هنوز هم قدرت نجاتش رو داری

247
00:16:20,729 --> 00:16:21,939
‫چیکار کنم؟

248
00:16:21,939 --> 00:16:24,858
‫ارادتت به پروردگار رو نشون بده

249
00:16:24,858 --> 00:16:25,985
‫عشریه بپرداز

250
00:16:25,985 --> 00:16:30,030
‫به کلیساش کمک مالی کن و بذری رو بکار
‫که معجزه ازش رشد ‌کنه

251
00:16:32,574 --> 00:16:34,159
‫پروردگار چقدر لازم داره؟

252
00:16:34,910 --> 00:16:36,620
‫پروردگار بی‌نیازه

253
00:16:36,620 --> 00:16:38,205
‫پروردگار کامله

254
00:16:39,415 --> 00:16:41,875
‫عشقش به پسرت هم بی‌حدوحصره

255
00:16:43,252 --> 00:16:47,923
‫سؤال اینجاست که
‫جون پسرت چقدر برات ارزش داره؟

256
00:16:49,174 --> 00:16:51,385
‫حاضری چه فداکاری‌هایی بکنی؟

257
00:17:04,148 --> 00:17:05,774
‫خودت رفع زحمت کن، کشیش

258
00:17:07,568 --> 00:17:08,318
‫برای آزادی به سیاستمدارها
‫متوسل شدم

259
00:17:10,738 --> 00:17:13,407
‫برای محافظت یه جماعت متوسل شدم

260
00:17:16,493 --> 00:17:19,496
‫برای رستگاری به واعظین
‫متوسل شدم

261
00:17:20,789 --> 00:17:24,501
‫اما در پایان، خودم بودم و خودم

262
00:17:26,045 --> 00:17:27,921
‫داشتم غرق می‌شدم، مدی

263
00:17:27,963 --> 00:17:29,089
‫« دفترچه‌ی رؤیا »

264
00:17:29,214 --> 00:17:32,760
‫تموم فکر و ذکرم هم این بود
‫که این غرق شدن حقمه

265
00:17:33,343 --> 00:17:34,678
‫امشب یه خوابی دیدم

266
00:17:34,678 --> 00:17:35,596
‫عه؟

267
00:17:36,180 --> 00:17:37,973
‫کل شهر خاکستر شده بود

268
00:17:38,640 --> 00:17:41,310
‫ماشین‌ها همه وسط خیابون وِلو شده بودن

269
00:17:43,020 --> 00:17:44,313
‫بعدش یه بره دیدم...

270
00:17:44,855 --> 00:17:48,358
‫«از دست دادن خوشبختیِ به همراه ثروت»

271
00:17:48,358 --> 00:17:50,194
‫«۲۲۱»

272
00:17:51,820 --> 00:17:54,239
‫اگه نظر منو بخوای،
‫عدد خیلی باحالیه

273
00:18:03,207 --> 00:18:07,086
‫خیلی‌خب، ده دلار روی ۲۲۱ شرط می‌زنم

274
00:18:08,045 --> 00:18:10,798
‫اگه برنده شدم،
‫ترومپتم رو پس می‌گیرم...

275
00:18:25,687 --> 00:18:27,564
‫همه توی خونواده‌ام تفنگ داشتن

276
00:18:27,564 --> 00:18:30,067
‫مامانم سه تا داشت.
‫ملت همین‌جوری تقدیمش می‌کردن

277
00:18:30,651 --> 00:18:33,070
‫درسته!
‫ملت بهش تفنگ می‌دادن

278
00:18:34,988 --> 00:18:36,323
‫داری چیکار می‌کنی؟

279
00:18:37,116 --> 00:18:38,951
‫گفتم امشب آفتابی نشو.
‫نباید کار کنی

280
00:18:38,951 --> 00:18:40,994
آخرین شبِ دورائـه، نه؟

281
00:18:40,994 --> 00:18:42,621
‫بذار دختره خوش بگذرونه

282
00:18:42,704 --> 00:18:45,749
‫فقرا هم تفنگ به ارث می‌برن
‫با ماهیتابه‌ی چُدن. من آشپزی نمی‌کنم

283
00:18:45,749 --> 00:18:50,295
‫میشه یه نوشیدنی با
‫زیتون برام آماده کنید؟

284
00:18:50,295 --> 00:18:51,380
‫زدی تو خط نوشیدنی خوردن؟

285
00:18:52,673 --> 00:18:55,008
‫«عجب ساعت قشنگیه»
‫بعد میگی: «از این ساعته خوشت اومده؟»

286
00:18:55,008 --> 00:18:56,844
‫«پدربزرگم که فوت کرد
‫این ساعت رو برام یادگاری گذاشت»

287
00:18:56,844 --> 00:18:57,803
‫بعد من تو فکر اینم که:
‫«لعنتی، بابابزرگ من چرا واسم تفنگ یادگاری گذاشته؟»

288
00:18:58,512 --> 00:19:00,264
‫«اون ساعتت رو رد کن بیاد!»

289
00:19:01,974 --> 00:19:03,767
‫آخرین هفته‌ایه که اینجا
‫توی فرعون اجرا داره

290
00:19:03,767 --> 00:19:06,812
‫چون دیگه قراره همه‌ی شما سیاه‌سوخته‌ها رو
‫ول کنه به امون خدا و بره پاریس

291
00:19:06,812 --> 00:19:06,895
‫یه کف مرتب به افتخارش بزنید.
‫به افتخار دورا کارتر!

292
00:19:15,988 --> 00:19:19,658
‫خودم می‌دونم،
‫مادرِ نمونه‌ی سالم

293
00:19:21,285 --> 00:19:22,911
‫آدامس می‌جویی؟

294
00:19:32,963 --> 00:19:34,089
‫شرمنده

295
00:19:35,465 --> 00:19:38,510
‫خواب موندم،
‫بعدش دیدم قالپاق ماشین رو دزدیدن

296
00:19:38,510 --> 00:19:40,053
‫توی همچین محله‌ی گل و بلبلی؟

297
00:19:40,262 --> 00:19:41,555
‫کی فکرش رو می‌کرد!

298
00:19:41,555 --> 00:19:44,349
‫باید یه‌بار بیای پیشم.
‫الان دیگه خیلی بهتر شده

299
00:19:44,766 --> 00:19:46,143
‫نه، ممنون

300
00:19:50,105 --> 00:19:51,648
‫خدایا، جای سوزن انداختن نیست

301
00:19:51,648 --> 00:19:54,318
‫آره. بعضی از مامان‌ها
‫نگران کالج رفتن پسرهاشون‌ان،

302
00:19:54,318 --> 00:19:56,195
‫که دولت اونا رو به ویتنام اعزام نکنه

303
00:19:56,195 --> 00:20:01,116
‫فکر نمی‌کنم تحصیلات راهکاری
‫واسه دوری از اعزام به خدمت باشه

304
00:20:01,116 --> 00:20:02,034
‫بفرمایید

305
00:20:02,034 --> 00:20:04,369
‫امیدوارم... می‌دونی،
‫اگه انقدر برات مهمه،

306
00:20:04,369 --> 00:20:06,705
‫باید توی خیابون‌ها مشغول اعتراض باشی

307
00:20:06,705 --> 00:20:08,040
‫یه فکری دارم

308
00:20:08,040 --> 00:20:10,167
‫چرا خودت نمیری
‫توی خیابون‌ها اعتراض کنی؟

309
00:20:10,584 --> 00:20:15,839
‫حرف من اینه که دوست دارم
‫به یه چیزی علاقمند باشی

310
00:20:15,839 --> 00:20:18,425
‫ببین، کنشگری روزگارمو سیاه کرده

311
00:20:18,425 --> 00:20:20,469
‫- ولی می‌دونی به چی علاقمندم؟
‫- به چی؟

312
00:20:20,469 --> 00:20:23,388
‫اینکه پنج دقیقه یه‌بند برام بالای منبر نری

313
00:20:30,938 --> 00:20:32,481
‫خروجی رو رد کردی

314
00:20:33,106 --> 00:20:34,650
‫خونه نمی‌ریم

315
00:20:56,421 --> 00:20:58,298
‫اگه می‌خوای توی ماشین بمونی، بمون

316
00:21:29,121 --> 00:21:30,872
‫به محض اینکه
‫اسب‌ها مسابقه رو شروع کردن

317
00:21:30,872 --> 00:21:32,165
‫پس حالا چیکار می‌کنیم؟

318
00:21:32,165 --> 00:21:34,167
‫باید قبل از مسابقه‌ی ساعت پنج
‫ ببندیم

319
00:21:34,167 --> 00:21:35,919
‫آفرین، پسر. خودشه

320
00:21:38,380 --> 00:21:40,257
‫به من دست نزن،

321
00:21:40,257 --> 00:21:42,009
‫اسم ایشون سرکار دیویسه، اسپانج

322
00:21:42,384 --> 00:21:44,386
‫- چه مرگته؟
‫- بذار چندتاشون رو برات دربیارم

323
00:21:44,386 --> 00:21:47,139
‫منم به سرکار دیویس میگم
‫اون مدرکی که داره رو...

324
00:21:47,139 --> 00:21:48,682
‫تا خود اداره ببره تحویل بده

325
00:21:48,682 --> 00:21:51,310
‫اون‌وقت می‌گیم ترور
‫سناتور سامر نقشه‌ی تو بوده

326
00:21:51,310 --> 00:21:53,645
‫- شیرفهم شدی، پسر؟
‫- من از چیزی خبر ندارم

327
00:21:53,645 --> 00:21:56,356
‫ما خودمون می‌دونیم
‫عقلت به این کارها نمی‌رسه، اسپانج

328
00:21:56,356 --> 00:22:00,360
‫- پس بنال کی تو رو اجیر کرده
‫- باشه، باشه، کار یه زنه بود

329
00:22:00,360 --> 00:22:06,199
‫- یه زن؟ کی بود؟
‫- بخدا نمی‌دونم، آخ...

330
00:22:06,199 --> 00:22:10,120
‫قسم می‌خورم، بخدا نمی‌دونم.
‫یه زن سیاه‌پوست بود

331
00:22:11,455 --> 00:22:14,041
‫- بیشتر از رنگ پوستش رو می‌خوام، سیاه‌سوخته
‫- خوش بَر و رو بود

332
00:22:14,082 --> 00:22:16,376
‫یه کت آبی روشن تنش بود

333
00:22:16,668 --> 00:22:18,628
‫به‌نظر گرون می‌اومد

334
00:22:20,130 --> 00:22:21,131
‫که اینطور

335
00:22:30,807 --> 00:22:32,351
‫چای می‌خوای؟

336
00:22:32,726 --> 00:22:34,061
‫نه، ممنون

337
00:22:35,687 --> 00:22:38,398
‫سرپا بده، بشین

338
00:22:42,152 --> 00:22:45,489
‫خیلی شیک و پیک نیست،
‫ولی الان دیگه اینجا زندگی می‌کنم

339
00:22:46,114 --> 00:22:49,951
‫یه تخت و آشپزخونه‌ی نقلی دارم

340
00:22:49,951 --> 00:22:51,912
‫خودم می‌بینم، مامان

341
00:23:01,546 --> 00:23:02,798
‫نپری!

342
00:23:03,131 --> 00:23:05,801
‫- نمی‌دونم جواب میلتون رو چی بدم
‫- منظورت بابائه؟

343
00:23:06,551 --> 00:23:09,137
‫- الان دیگه میلتون صداش می‌کنی؟
‫- خب، اسم خودشه دیگه

344
00:23:13,975 --> 00:23:16,478
‫انقدر اینجا افتضاحه؟

345
00:23:17,437 --> 00:23:18,647
‫بوی عجیبی میده

346
00:23:19,147 --> 00:23:20,482
‫بوی متفاوتی میده

347
00:23:21,316 --> 00:23:24,778
‫اگه بیشتر افتخار بدی
‫شاید بوی خودت رو بگیره

348
00:23:24,778 --> 00:23:29,157
‫بهش عادت می‌کنی،
‫شاید اون‌وقت بوی خونه‌مون رو بده

349
00:23:29,825 --> 00:23:32,661
‫هرگز مثل بوی خونه‌ی خودمون نمیشه،
‫چون بابا اینجا نیستش

350
00:23:33,328 --> 00:23:36,748
‫می‌خوای ادکلن فلوریسِ
‫شماره‌ی ۸۹ باباتو اسپری کنم؟

351
00:23:36,748 --> 00:23:39,209
‫می‌دونستی از وقتی چهار سالت بود
‫میلتون اون ادکلن رو میزد و...

352
00:23:39,209 --> 00:23:41,628
‫شنیده بود جیمز باند
‫هم همین ادکلن رو می‌زنه؟

353
00:23:43,171 --> 00:23:44,965
‫لازم نیست توام مثل اون یُبس باشی

354
00:23:44,965 --> 00:23:46,007
‫- بابا یُبس نیست
‫- تو می‌تونی...

355
00:23:46,007 --> 00:23:49,469
‫- اونی که یُبسه تویی
‫- می‌تونی رایحه‌های جدید رو امتحان کنی

356
00:23:49,469 --> 00:23:51,888
‫- تجربه‌های جدید کنی
‫- توی محله‌ی کاکاسیاه‌ها برم ماجراجویی؟

357
00:23:51,888 --> 00:23:54,015
‫باورم نمیشه واسه این ما رو ول کردی

358
00:23:54,057 --> 00:23:55,767
‫من تو رو ول نکردم

359
00:23:56,476 --> 00:23:57,519
‫دوستت دارم

360
00:23:58,103 --> 00:24:01,940
‫دلم می‌خواد باهات وقت بگذرونم،
‫ولی تو اصرار داری پیش میلتون باشی

361
00:24:01,940 --> 00:24:03,859
‫مامان، انقدر اینجوری صداش نکن

362
00:24:03,859 --> 00:24:05,402
‫تو خیلی خودخواهی

363
00:24:05,402 --> 00:24:07,821
‫خیلی خودخواهی

364
00:24:07,821 --> 00:24:10,907
‫- تو... من خودخواهم؟
‫- دیگه بچه نیستی

365
00:24:10,949 --> 00:24:12,409
‫من دارم این مشکلات رو پشت‌سر می‌ذارم

366
00:24:12,451 --> 00:24:14,578
‫اون‌وقت تو فقط به فکر
‫آسایش خودتی؟ عینهو میلتون

367
00:24:14,578 --> 00:24:17,456
‫شما دوتا لنگه‌ی هم‌اید، دلیلش رو نمی‌فهمم

368
00:24:18,457 --> 00:24:20,876
‫- چرا؟ چرا نمی‌فهمی؟
‫- نمی‌دونم

369
00:24:20,876 --> 00:24:23,211
‫- کجاش رو نمی‌فهمی؟
‫- هیچوقت نفهمیدم، هیچـ...

370
00:24:23,211 --> 00:24:24,629
‫- چرا نمی‌فهمی؟
‫- سَت، کافیه!

371
00:24:24,629 --> 00:24:25,714
‫- نه، فقط بهم بگو
‫- کافیه

372
00:24:25,714 --> 00:24:27,591
‫- کجای حرفم نامفهمومه؟
‫- بسه، اصلاً فراموش کن

373
00:24:27,591 --> 00:24:29,843
‫چرا؟ بگو بهم، کجاش برات نامفهمومه؟

374
00:24:29,843 --> 00:24:32,220
‫اون پدر تو نیست!

375
00:24:33,889 --> 00:24:36,600
‫ببخشید، ببخشید

376
00:24:37,142 --> 00:24:39,144
‫باورم نمیشه که این حرف رو زدم

377
00:24:40,937 --> 00:24:42,355
‫من...

378
00:24:43,190 --> 00:24:44,608
‫نمی‌خواستم...

379
00:24:47,110 --> 00:24:48,904
‫از کوره در رفتم

380
00:24:56,578 --> 00:24:59,331
‫فقط می‌خوام بدونی که چه پتانسیلی داری و...

381
00:24:59,331 --> 00:25:01,500
‫می‌تونی واسه خودت یه کسی بشی

382
00:25:02,167 --> 00:25:03,960
‫منو ببخش، من...

383
00:25:03,960 --> 00:25:05,712
‫یکی مثل همون یارویی که باهاش خوابیدی

384
00:25:05,712 --> 00:25:08,965
‫یکی که حتی به خودت زحمت ندادی
‫اسمش رو توی دفتر خاطراتت بنویسی؟

385
00:25:09,424 --> 00:25:10,425
‫هوم؟

386
00:25:12,427 --> 00:25:14,179
‫رفتی دفترچه‌ی خاطراتم رو خوندی؟

387
00:25:14,930 --> 00:25:17,098
‫توی کمدت گذاشته بودیش
‫بدون قفل و چیزی

388
00:25:17,098 --> 00:25:19,559
‫اگه نمی‌خواستی کسی بخونه، می‌تونستی...

389
00:25:19,559 --> 00:25:20,852
‫- یه جایی بذاری که نشه...
‫- کِی؟

390
00:25:22,479 --> 00:25:24,523
‫کِی؟ کِی خوندیش؟

391
00:25:24,523 --> 00:25:27,317
‫روزِ قبل از «بر میتصوا»
‫(جشن تکلیف یهودی‌ها)

392
00:25:33,782 --> 00:25:35,283
‫فکر کردم...

393
00:25:35,534 --> 00:25:37,827
‫فکر کردم خدا داره امتحانم می‌کنه

394
00:25:38,995 --> 00:25:42,499
‫می‌خواستم اون صفحه‌ها رو پاره کنم
‫که بابا پیداشون نکنه

395
00:25:42,499 --> 00:25:46,545
‫ولی اون‌وقت می‌فهمیدی خوندم‌شون
‫واسه همین... نمی‌تونستم اون کارو کنم

396
00:25:46,545 --> 00:25:50,382
‫واسه همین باهاش کنار اومدم که...

397
00:25:51,925 --> 00:25:55,178
‫به ترس از اینکه بابا بفهمه
‫و ما رو ول کنه عادت کرده بودم

398
00:25:55,178 --> 00:25:57,180
‫منو ببخش

399
00:25:57,806 --> 00:26:00,350
‫و بعدش... خودت ما رو ول کردی

400
00:26:02,727 --> 00:26:04,271
‫تو ما رو ول کردی

401
00:26:04,854 --> 00:26:07,107
‫بعد میگی من خودخواهم؟

402
00:26:07,107 --> 00:26:08,483
‫نمی‌خواستم...

403
00:26:10,277 --> 00:26:11,736
‫نمی‌دونم حتی کی‌ام

404
00:26:11,736 --> 00:26:15,156
‫نمی‌دونم بابای واقعیم کیه و...

405
00:26:16,324 --> 00:26:19,619
‫برام اهمیتی هم نداره،
‫چون یه بابا دارم

406
00:26:21,788 --> 00:26:22,831
‫البته

407
00:26:22,872 --> 00:26:25,792
‫هرچقدر بخوای می‌تونی
‫میلتون صداش کنی، ولی بابای خودمه

408
00:26:25,792 --> 00:26:28,003
‫- باشه
‫- تنها پدریه که بهش نیاز دارم

409
00:26:30,213 --> 00:26:32,048
‫منصفانه‌ست

410
00:26:32,757 --> 00:26:35,135
‫حالا میشه برم خونه؟

411
00:27:09,169 --> 00:27:10,920
‫خانم کلئوپاترا

412
00:27:11,004 --> 00:27:13,965
‫باید اعتراف کنم خوشحالم می‌بینم
‫پشتِ کافه نوشیدنی ‌فروشی قایم نشدید

413
00:27:13,965 --> 00:27:16,551
‫- چی می‌خواید، سرکار پلت؟
‫- خیلی‌خب...

414
00:27:16,551 --> 00:27:18,386
‫کلیو، اونجا همه‌چی ردیفه؟

415
00:27:18,386 --> 00:27:22,140
‫بله. زود تموم میشه.
‫یکی از دوستانم هستن، خانم جین

416
00:27:22,140 --> 00:27:23,350
‫سلام، خانم جین

417
00:27:24,768 --> 00:27:27,896
‫یکی از اون دلقک‌هایی که می‌خواست
‫خانم سامر رو بکشه رو گیر آوردم

418
00:27:28,772 --> 00:27:31,858
‫نمی‌دونست کی اجیرش کرده،
‫ولی می‌دونست کی پولش رو داده

419
00:27:32,901 --> 00:27:34,736
‫می‌گفت خودت هم پشت فرمون بودی، کلیو

420
00:27:35,612 --> 00:27:37,906
‫من نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی، سرکار پلت

421
00:27:37,947 --> 00:27:39,407
‫پس می‌تونیم توی فرعون همدیگه رو ببینیم

422
00:27:39,449 --> 00:27:42,410
‫می‌تونیم جلوی آقای گوردن
‫همین صحبت‌ها رو ادامه بدیم، قبوله؟

423
00:27:43,078 --> 00:27:46,623
‫یا می‌تونی کمکم کنی،
‫منم تا جایی که بتونم اسمی ازت نمی‌برم

424
00:27:47,540 --> 00:27:49,709
‫از تو به جایی نمی‌رسیم، خب؟
‫جفت‌مون اینو خوب می‌دونیم

425
00:27:50,627 --> 00:27:53,630
‫منم کاریش نمی‌تونم بکنم،
‫ولی می‌تونم برات زمان بخرم

426
00:27:54,130 --> 00:27:55,799
‫متوجهی؟

427
00:28:02,138 --> 00:28:03,723
‫بیوک اسکای‌لارک قرمز

428
00:28:03,723 --> 00:28:07,519
‫بی‌ام-۸۴۸۸

429
00:28:08,561 --> 00:28:11,356
‫بی‌ام-۸۴۸۸

430
00:28:12,190 --> 00:28:13,775
‫- ممنون، کلیو
‫- سرکار پلت؟

431
00:28:14,401 --> 00:28:16,903
‫وقتی زمانم تموم شه چی میشه؟

432
00:28:19,906 --> 00:28:22,450
‫جفت‌مون خوب می‌دونیم کی تو رو فرستاده، کلیو

433
00:28:23,076 --> 00:28:26,204
‫میای اعتراف می‌کنی

434
00:28:26,246 --> 00:28:28,248
‫ما هم خاطرجمع می‌شیم بلایی سرت نیاد

435
00:28:28,289 --> 00:28:29,958
‫- شما خاطرجمع می‌شید؟
‫- آره

436
00:28:29,958 --> 00:28:31,167
‫- پلیس؟
‫- آره

437
00:28:31,209 --> 00:28:35,046
‫همون پلیسی که همکارت رو می‌فرسته
‫هر هفته یه پاکت پُر پول بگیره؟

438
00:28:37,298 --> 00:28:39,759
‫نمی‌دونم راجع‌به چی حرف می‌زنی، کلیو

439
00:28:39,759 --> 00:28:41,720
‫ولی بابت اطلاعاتی که دادی ممنونم

440
00:28:42,303 --> 00:28:44,013
‫تا دیداری دوباره

441
00:28:47,142 --> 00:28:49,185
‫خدافظ، خانم جین. ممنون

442
00:29:09,038 --> 00:29:11,040
‫« مدی مورگنسترن »
‫« خیابان ۷۱۴ هوفمن »

443
00:29:11,040 --> 00:29:12,584
‫« یمارستان روانی کلیفتون تی پرکینز »

444
00:29:19,632 --> 00:29:21,301
‫اوه، خانم شوارتز

445
00:29:22,010 --> 00:29:24,846
‫دیگه چی شده؟ روز سختی داشتم

446
00:29:24,846 --> 00:29:27,515
‫من یه نامه واسه استفان زوادسکی نوشتم

447
00:29:28,183 --> 00:29:29,476
‫تبریک میگم

448
00:29:31,186 --> 00:29:32,854
‫جواب نامه‌م رو داد

449
00:29:33,813 --> 00:29:35,190
‫داستان خوبی واسه چاپه

450
00:29:36,065 --> 00:29:38,735
‫«خانم خانه‌داری که
‫یک رفیق مکاتبه‌ای پیدا می‌کند»

451
00:29:39,235 --> 00:29:40,820
‫- الان خبرش رو می‌نویسم
‫- خیلی‌خب

452
00:29:40,820 --> 00:29:42,572
‫می‌برم «بیکن» یا «سان» چاپ کنن

453
00:29:42,572 --> 00:29:44,783
‫احتمالاً تیتر بهتری هم براش بزنن

454
00:29:44,783 --> 00:29:45,992
‫وایسا، هی، هی، هی

455
00:29:45,992 --> 00:29:48,161
‫باشه، داستان خوبیه

456
00:29:48,161 --> 00:29:49,662
‫به اسم من ثبت میشه

457
00:29:49,662 --> 00:29:51,831
‫توی تحقیقات و نوشتن بهم کمک کن

458
00:29:51,831 --> 00:29:54,292
‫در ازاش اسمت
‫به عنوان مشارکت‌کننده ذکر میشه

459
00:29:54,292 --> 00:29:55,585
‫از این بیشتر نمی‌تونم

460
00:29:56,920 --> 00:29:58,379
‫بیعانه می‌خوام

461
00:29:59,047 --> 00:30:03,051
‫« جواهرفروشی واینستین »

462
00:30:05,178 --> 00:30:06,763
‫خیلی‌خب

463
00:30:08,515 --> 00:30:10,016
‫مدی

464
00:30:10,767 --> 00:30:14,312
‫سرکار باسکو رو که یادته

465
00:30:14,312 --> 00:30:18,066
‫- جانی صدام کن
‫- سرکار، همه‌چی روبه‌راهه؟

466
00:30:20,652 --> 00:30:22,362
‫مشکلِ این لباس همینه

467
00:30:22,362 --> 00:30:25,323
‫به محض اینکه مردم اینو می‌بینن،
‫فکر می‌کنن چیزی شده

468
00:30:25,698 --> 00:30:27,492
‫فقط اومدم یه گشتی بزنم

469
00:30:28,368 --> 00:30:29,744
‫حال شما چطوره، خانم شوارتز؟

470
00:30:29,744 --> 00:30:31,579
‫حالم از این بهتر نمی‌تونه باشه

471
00:30:31,579 --> 00:30:32,664
‫عه؟

472
00:30:33,832 --> 00:30:36,793
‫چون جودث می‌گفت چند هفته پیش...

473
00:30:36,793 --> 00:30:38,461
‫از آپارتمان‌تون دزدی شده

474
00:30:39,379 --> 00:30:43,383
‫اون قضیه حل و فصل شد.
‫دیگه جای نگرانی نیست

475
00:30:43,383 --> 00:30:46,052
‫مطمئنم که مشکلات بزرگ‌تری دارید

476
00:30:47,762 --> 00:30:49,347
‫خب، خوشحالم که می‌بینم حل شده

477
00:30:52,600 --> 00:30:56,813
‫خدایا، از دست این گوشواره‌ها

478
00:30:56,813 --> 00:30:59,941
‫- چیزی واسه ضدعفونی کردن نداری...
‫- چرا...

479
00:30:59,941 --> 00:31:04,112
‫اخیراً گوشم رو سوراخ کردم
‫و دائم اذیتم می‌کنه

480
00:31:04,112 --> 00:31:05,488
‫خدای من

481
00:31:09,200 --> 00:31:12,579
‫خب، خانم‌ها، شما رو با
‫سوزش گوش‌تون تنها می‌ذارم

482
00:31:12,579 --> 00:31:15,623
‫مطمئناً این مشکل خارج از اختیارات منه

483
00:31:18,877 --> 00:31:20,712
‫روز خوبی داشته باشید، سرکار

484
00:31:21,713 --> 00:31:23,006
‫شما هم همین‌طور، خانم شوارتز

485
00:31:24,340 --> 00:31:25,592
‫جودث

486
00:31:29,888 --> 00:31:32,599
‫اومده بود باهات قرار بذاره، مگه نه؟

487
00:31:32,599 --> 00:31:36,769
‫فکر کنم یکی از اون
‫نقشه‌های نزدیک شدن به تو بود

488
00:31:36,769 --> 00:31:38,521
‫نه، دست بردار

489
00:31:39,063 --> 00:31:41,482
‫گمونم فطرت الهیم آلوده شده

490
00:31:41,524 --> 00:31:42,984
‫هرچند...

491
00:31:43,902 --> 00:31:47,530
‫پول اجاره رو واسه‌مون جور کرده

492
00:31:47,530 --> 00:31:51,492
‫بالتیمور استار به نشونه‌ی ادب
‫یه چکِ بیعانه بهم داد

493
00:31:55,872 --> 00:31:57,206
‫مدی!

494
00:31:57,206 --> 00:31:59,667
‫اوه، خیلی‌خب

495
00:32:00,835 --> 00:32:04,881
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم، مدی

496
00:32:05,632 --> 00:32:07,967
‫حسودیم میشه، ولی افتخار می‌کنم

497
00:32:33,034 --> 00:32:36,454
‫یالا، خودت رو به اون راه نزن،
‫اگه بخوای می‌تونی بخندی

498
00:32:36,788 --> 00:32:39,123
‫از این ناراحتی که مامانت هنوز این کاره‌ست

499
00:32:43,586 --> 00:32:47,131
‫تعجب می‌کنم مشغول بازی نیستی

500
00:32:47,340 --> 00:32:49,592
‫شوخی می‌کنم، ببخشید

501
00:32:51,844 --> 00:32:55,390
‫تابحال کسی رو دیدی توی بازی 
‫پول گنده‌ای برنده شه؟

502
00:32:56,849 --> 00:32:58,810
‫- کی؟
‫- تو

503
00:33:00,186 --> 00:33:02,855
‫آره، گمونم چارلی همه‌چی رو بهت میگه، هان؟

504
00:33:05,024 --> 00:33:10,196
‫به بابام گفتم تمام پولم رو
‫پای رؤیام بزاره و...

505
00:33:10,238 --> 00:33:11,823
‫برنده شدم

506
00:33:14,158 --> 00:33:17,161
‫آره، ولی تمام پول‌ها رو برداشت و رفت

507
00:33:18,496 --> 00:33:19,706
‫درسته

508
00:33:21,124 --> 00:33:22,959
‫ولی هنوزم بابامو دوست دارم

509
00:33:26,170 --> 00:33:28,256
‫به کمکت نیاز دارم، تدی

510
00:33:28,381 --> 00:33:31,926
‫می‌خوام واسه آخرین بار بازی کنم 
‫ولی نباید چیزی به چارلی پیره بگی

511
00:33:44,355 --> 00:33:47,233
‫می‌خوام بهم راجع‌به چند نفر از
‫اونایی که باهات بازی می‌کنن بگی

512
00:33:51,946 --> 00:33:53,031
‫باشه

513
00:33:53,031 --> 00:33:54,032
‫باشه

514
00:33:55,408 --> 00:33:56,868
‫اون تابحال بازی رو از دست نداده

515
00:33:56,868 --> 00:33:59,704
‫همیشه به موقع میاد و...

516
00:33:59,787 --> 00:34:02,749
‫« گوردین »

517
00:34:10,339 --> 00:34:12,050
‫- کیه؟
‫- منم، کلیو

518
00:34:12,925 --> 00:34:14,635
کلیو

519
00:34:14,635 --> 00:34:15,803
‫دارم میام داخل

520
00:34:21,142 --> 00:34:22,310
‫این به‌نظرت زنیه که حالش خوبه؟

521
00:34:22,310 --> 00:34:23,811
‫ ، رجی

522
00:34:23,853 --> 00:34:26,689
‫اگه نمی‌خواستی اینجوری ببینیش
‫به رئیست می‌گفتی

523
00:34:26,689 --> 00:34:28,274
‫واسه خاطر توئه که
‫بهش مواد میده، مگه نه؟

524
00:34:28,274 --> 00:34:31,944
‫- حرف دهنت رو بفهم، کلیو
‫- اینجا گیر افتاده، نمی‌تونه بره

525
00:34:31,944 --> 00:34:34,489
‫مثل مترسک حاضره
‫هروقت بخوای برات چیکار کنه و...

526
00:34:34,489 --> 00:34:38,618
‫گفتم حرف دهنت رو بفهم، کلیو!

527
00:34:49,087 --> 00:34:52,757
‫شل خبر نداره، مگه نه؟

528
00:34:53,382 --> 00:34:54,675
‫چی رو؟

529
00:34:55,384 --> 00:34:58,930
‫که منو فرستادی پاکت پول رو تحویل بدم

530
00:34:59,639 --> 00:35:03,810
‫روحشم خبر نداشت وقتی گفتم
گندکاریش رو جمع می‌کنی، منظورم چیه

531
00:35:04,977 --> 00:35:06,395
‫مگه نه؟

532
00:35:07,355 --> 00:35:09,107
‫فکر نکنم

533
00:35:10,191 --> 00:35:13,069
‫- چرا آخه منو فرستادی، رجی؟
‫- چون...

534
00:35:14,070 --> 00:35:16,239
‫نمی‌خواستم دوباره روم حساس شن، کلیو

535
00:35:16,656 --> 00:35:18,658
‫- مجبور بودم
‫- خدایا

536
00:35:22,662 --> 00:35:25,790
‫اگه من گیر بیفتم، رجی...

537
00:35:27,416 --> 00:35:29,210
‫تو رو هم با خودم پایین می‌کشم

538
00:35:30,711 --> 00:35:32,338
‫فهمیدی؟

539
00:35:33,047 --> 00:35:38,344
‫یا به‌جاش می‌تونی جفت‌مون رو نجات بدی

540
00:35:47,520 --> 00:35:49,147
‫چی می‌خوای؟

541
00:35:50,815 --> 00:35:52,441
‫دفتر ثبت غیرقانونی رو دیدم

542
00:35:53,317 --> 00:35:56,362
‫می‌دونم شل توی پیملیکو گاوبندی می‌کنه

543
00:35:56,362 --> 00:35:59,073
‫تا خاطرجمع شه که مسابقه سر ۳۱۵ تموم شه

544
00:35:59,073 --> 00:36:00,449
‫درحالی که کلِ شهر...

545
00:36:00,491 --> 00:36:02,910
‫روی تاریخ تولد بابانوئل بستن
‫(۱۵ مارس یا همون ۳۱۵)

546
00:36:04,245 --> 00:36:06,164
‫امضای تو رو روی دفتر دیدم

547
00:36:07,290 --> 00:36:09,000
‫تو می‌دونی بهشون گفته
‫سر چه عددی ببندن

548
00:36:09,000 --> 00:36:13,129
‫اگه به منم بگی، من می‌بندم،
‫اینجوری سرش به هیچ کدوم‌مون نمی‌گیره

549
00:36:13,129 --> 00:36:15,715
‫بعدش منم فلنگو می‌بندم

550
00:36:16,465 --> 00:36:17,800
‫فلنگو می‌بندی؟

551
00:36:21,012 --> 00:36:23,806
‫پس... پس بچه‌هات چی؟
‫می‌خوای ول‌شون کنی؟

552
00:36:23,806 --> 00:36:25,933
‫الان نگران پسرهای منی، رجی؟

553
00:36:26,767 --> 00:36:31,397
‫از بین ۶۰۰ احتمالِ ممکن،
‫با ۵۰تا می‌تونم ۳۰هزار دلار برنده شم

554
00:36:31,397 --> 00:36:33,733
‫رجی، ۱۰ درصدش هم به تو میدم

555
00:36:34,025 --> 00:36:36,736
‫نه، خب؟ من اون پول رو نمی‌خوام

556
00:36:36,736 --> 00:36:39,822
‫- چون گوردن تو رو پسر خودش می‌دونه؟
‫- دست از سرم بردار، کلیو

557
00:36:39,864 --> 00:36:41,866
‫شما دوتا چه غلطی می‌کنید؟

558
00:36:43,242 --> 00:36:45,995
‫دورا، عزیزم. ببین...

559
00:36:45,995 --> 00:36:49,207
‫رجی رو نگاه، ببینش

560
00:36:49,999 --> 00:36:52,919
‫الان داره فکر می‌کنه
‫اگه از شر من خلاص شه...

561
00:36:52,919 --> 00:36:54,629
‫زندگیش راحت‌تر میشه

562
00:36:54,921 --> 00:36:56,923
‫- منظورت چیه که از شرت...
‫- دورا...

563
00:36:58,174 --> 00:37:00,009
‫شاید رجی بخواد منو بکشه

564
00:37:00,718 --> 00:37:04,722
‫پس اگه دیدی مُردم،
‫می‌خوام بدونی کار کی بوده

565
00:37:04,722 --> 00:37:06,641
‫نه. رجی، چرا...

566
00:37:06,641 --> 00:37:08,351
‫مگه اینکه بخوای جفت‌مون رو بکشی

567
00:37:08,851 --> 00:37:10,686
‫چه مرگشه...

568
00:37:11,354 --> 00:37:16,192
‫رجی، اون عدد رو بهم بگو

569
00:37:26,994 --> 00:37:27,995
‫بیا

570
00:37:29,413 --> 00:37:30,581
‫سلام، من اومدم

571
00:37:30,581 --> 00:37:31,832
‫بائر، بیا داخل

572
00:37:31,832 --> 00:37:34,794
‫دکتر کورنبلت، ایشون مارجری شوارتزه

573
00:37:34,794 --> 00:37:36,504
‫- مدلین!
‫- اوه، ببخشید، مدلین شوارتزه

574
00:37:36,504 --> 00:37:38,673
‫و فامیلی خودم رو ترجیح میدم، مورگنسترن

575
00:37:38,673 --> 00:37:42,009
‫خب، خودم هم الان فهمیدم.
‫ایشون مدلین مورگنسترنـه

576
00:37:42,009 --> 00:37:45,513
‫از آشنایی‌تون خوشوقتم، خانم مورنینگ‌استار.
‫می‌دونستی من آلمانی هم بلدم؟

577
00:37:45,513 --> 00:37:47,556
‫هرکاری ازت انتظار میره

578
00:37:47,556 --> 00:37:50,726
‫ایشون دکتر کورنبلته،
‫مأمور بررسی علت مرگ

579
00:37:50,726 --> 00:37:52,853
‫- دیوارم رو نشونش دادی؟
‫- اوه، متأسفم

580
00:37:52,895 --> 00:37:55,189
‫نه، یادم رفت. موقع خروج نشونش میدم

581
00:37:55,231 --> 00:37:56,857
‫این دکیِ ما اهل لس آنجلسه و...

582
00:37:56,857 --> 00:38:00,528
‫مسئول کالبدشکافی جرج ریوز،

583
00:38:00,528 --> 00:38:03,990
‫- تلما تاد، مریلین مونرو و... بوده
‫- واو

584
00:38:03,990 --> 00:38:07,660
‫خب، درونِ (ذات) همه یه‌شکله

585
00:38:07,660 --> 00:38:08,869
‫منم شنیده بودم

586
00:38:08,869 --> 00:38:11,080
‫دکتر کورنبلت، مورد غیرعادی‌ای یا...

587
00:38:11,080 --> 00:38:13,874
‫موردی توی کالبدشکافی
‫دخترِ خانواده‌ی دِرست نبود...

588
00:38:13,874 --> 00:38:16,043
‫پلیس‌ها از دست‌شون در رفته باشه یا...

589
00:38:16,085 --> 00:38:18,963
‫شنیدم اون سنگ‌ریزه‌هایی که بهشون دادم
‫باعث شد که قاتل رو دستگیر کنن

590
00:38:19,005 --> 00:38:20,631
‫چیز دیگه‌ای نبود؟

591
00:38:23,050 --> 00:38:24,260
‫یه دستی برسون، دکی

592
00:38:24,302 --> 00:38:28,472
‫واسه تو، بائر، فکر کنم یه چیزی دارم

593
00:38:30,516 --> 00:38:31,559
‫اوه

594
00:38:31,559 --> 00:38:32,977
‫چی داری؟

595
00:38:33,853 --> 00:38:37,273
‫سنگ‌ریزه تنها چیزی نبود
‫که زیر ناخن‌هاش پیدا شد

596
00:38:38,524 --> 00:38:40,568
‫یه‌سری سلول‌های پوستی هم پیدا کردم

597
00:38:41,736 --> 00:38:44,572
‫که یعنی هنگام اقدام به 
‫اون داشته تقلا می‌کرده

598
00:38:45,197 --> 00:38:46,907
‫اقدام به چی 

599
00:38:46,907 --> 00:38:50,036
‫بین پاهاش یه‌سری کبودی‌ها بود،

600
00:38:50,036 --> 00:38:51,996
‫ولی چیزی  آسیبی ندیده بود

601
00:38:52,038 --> 00:38:54,874
‫پلیس در جریانه، ولی خانواده‌ش
‫به اندازه‌ی کافی عذاب کشیدن

602
00:38:54,915 --> 00:38:56,667
‫تازه، علت مرگ هم این نبود

603
00:38:57,585 --> 00:39:00,963
‫زیر ناخن‌هاش پوست زوادسکی بود؟

604
00:39:00,963 --> 00:39:03,758
‫نمی‌شد تشخیص داد.
‫زوادسکی جای خراشی نداشت

605
00:39:03,799 --> 00:39:05,676
‫پس ممکنه کار یکی دیگه بوده باشه

606
00:39:05,718 --> 00:39:08,262
‫کار من کالبدشکافیه،
‫داستانش رو تو باید تعریف کنی

607
00:39:09,263 --> 00:39:11,098
‫ولی چرا که نه

608
00:39:13,392 --> 00:39:14,894
‫سلام، سدریک

609
00:39:15,895 --> 00:39:16,896
‫شب بخیر

610
00:39:16,896 --> 00:39:18,773
‫و مغازه تعطیله، خانم تیبری

611
00:39:18,773 --> 00:39:21,525
‫میشه حداقل نامه‌هام رو بدید؟

612
00:39:21,567 --> 00:39:22,860
‫چرا که نه

613
00:39:22,902 --> 00:39:24,862
‫یه نامه از طرف مادرتون اومده

614
00:39:24,862 --> 00:39:26,822
‫به‌نظر خانم دوست‌داشتنی‌ایه

615
00:39:26,947 --> 00:39:31,452
‫و یکی هم از طرف بیمارستان روانی

616
00:39:33,079 --> 00:39:35,164
‫سلام، از «سالتیمور استار» تماس می‌گیرم

617
00:39:35,164 --> 00:39:37,208
‫ظاهراً دکتر مکنزی با من کار داشتن

618
00:39:37,208 --> 00:39:38,793
‫منتظر باشید، وصل‌تون می‌کنم

619
00:39:40,419 --> 00:39:42,671
‫- خانم شواترز؟
‫- نه، اسمم مورگـ...

620
00:39:42,671 --> 00:39:44,340
‫بله، خودم هستم

621
00:39:44,340 --> 00:39:47,551
‫در رابطه با نامه‌ای که به
‫استفان زوادسکی نوشتید تماس گرفتم

622
00:39:48,260 --> 00:39:50,930
‫- گفتیم شاید مفید واقع شه اگه شما...
‫- بله؟

623
00:39:50,930 --> 00:39:52,973
‫ایشون می‌خواد شما رو ملاقات کنه

624
00:40:01,816 --> 00:40:02,900
‫زوادسکی

625
00:40:36,350 --> 00:40:37,810
‫استفان

626
00:40:38,602 --> 00:40:40,187
‫من مدلین‌ام
