﻿1
00:00:04,212 --> 00:00:06,548
‫[آنچه گذشت]

2
00:00:06,840 --> 00:00:09,592
‫تو تنها کسی هستی که حقیقت
‫رو می‌دونـه، کوپر...

3
00:00:09,592 --> 00:00:11,428
‫و من حقیقت تو رو رد می‌کنم

4
00:00:11,428 --> 00:00:13,096
‫احتمالاً حقیقت خودم رو خلق کنم

5
00:00:13,096 --> 00:00:15,265
‫چندتا گزینه‌ واقعاً جذاب داره

6
00:00:15,265 --> 00:00:17,434
‫- نظر کوپر چیـه؟
‫- یک میلیون

7
00:00:17,434 --> 00:00:19,436
‫آره، یه پیشنهاد متقابل
‫برای غرامت دارن

8
00:00:19,436 --> 00:00:21,438
‫بهش بگو نگران نباش.
‫استعفا میدم.

9
00:00:23,064 --> 00:00:25,817
‫- ازت خوشم میاد
‫- همچنین

10
00:00:25,817 --> 00:00:27,819
‫از یه امتحان خوب خوشم میاد

11
00:00:27,819 --> 00:00:30,363
‫هی ببین، باید یه صحبتی با پسرت بکنـی

12
00:00:30,363 --> 00:00:31,197
‫کجایی، مانتی؟

13
00:00:31,197 --> 00:00:32,657
‫توی بیمارستان هستیم

14
00:00:32,657 --> 00:00:33,992
‫واسه همین باید بعداً بهت زنگ بزنـه

15
00:00:33,992 --> 00:00:35,660
‫آقای نوریس

16
00:00:35,660 --> 00:00:37,620
‫خب، قضیه چیه؟
‫دارید چیکار می‌کنید؟

17
00:00:37,620 --> 00:00:39,497
‫افنجار یه حادثه بود

18
00:00:39,497 --> 00:00:41,124
‫و توام می‌دونی

19
00:00:41,124 --> 00:00:44,044
‫اگه به پسرم گیر بدی،
‫سری بعدی تصادفی در کار نیست

20
00:00:44,044 --> 00:00:45,754
‫الان این تهدید بود؟

21
00:00:45,754 --> 00:00:47,505
‫شما فقط دنبال یک حضور
‫نظامی هستید تا به عنوان

22
00:00:47,505 --> 00:00:49,507
‫بازدارنده فعالیت‌های مواد مخدر این
‫اطراف عمل بکنـه، درسته؟

23
00:00:49,507 --> 00:00:50,842
‫قبولـه

24
00:00:50,842 --> 00:00:52,761
‫منطقه‌ی هدف در تیررس

25
00:01:35,470 --> 00:01:37,055
‫بله

26
00:01:37,055 --> 00:01:38,765
‫چند نفر اونجا بودن

27
00:01:38,765 --> 00:01:40,600
‫کجا بودن؟

28
00:01:40,600 --> 00:01:41,726
‫همون جایی که گفتی برای تمرین امنـه

29
00:01:41,726 --> 00:01:44,062
‫نه، گفتم که در بخش شمالی جاده

30
00:01:44,062 --> 00:01:45,605
‫هیچ تولید نفتی صورت نمی‌گیره

31
00:01:45,605 --> 00:01:47,565
‫نگفتم که هیچکس اونجا نیست

32
00:01:47,565 --> 00:01:49,734
‫و شما به دلیل همون آدم‌ها اونجا هستید

33
00:01:49,734 --> 00:01:51,111
‫که فراریـشون بدید

34
00:01:51,111 --> 00:01:51,903
‫یه حادثه رخ داد

35
00:01:51,903 --> 00:01:53,613
‫خب

36
00:01:53,613 --> 00:01:54,614
‫یه خمپاره به یه ماشین خورد

37
00:01:54,614 --> 00:01:56,324
‫راننده کشته شده

38
00:01:57,367 --> 00:01:58,618
‫ماشین رو توصیف کن

39
00:01:58,618 --> 00:02:00,120
‫ون باریِ سرمه‌ای

40
00:02:00,120 --> 00:02:01,579
‫افرادتون الان اونجان؟

41
00:02:01,579 --> 00:02:03,081
‫یه خلبان هلیکوپتر اونجاست

42
00:02:03,081 --> 00:02:05,500
‫خیلی خب. به خلبان هلیکوپترتون

43
00:02:05,500 --> 00:02:07,919
‫بگید برگرده توی هلیکوپترش
‫و از اونجا دور بشه

44
00:02:07,919 --> 00:02:11,840
‫قاچاقچی‌ها از ون‌های باری استفاده می‌کنن
‫تا مسیر رو از بقیه ماشین‌ها خالی کنن

45
00:02:11,840 --> 00:02:13,258
‫شک نکن که برمی‌گردن اونجا

46
00:02:13,258 --> 00:02:14,926
‫و گندشون رو پاک می‌کنن

47
00:02:14,926 --> 00:02:17,595
‫اصلاً می‌دونی با همچین کاری
‫چندتا جرم بزرگ اتفاق می‌افته؟

48
00:02:17,595 --> 00:02:19,264
‫داری شوخی می‌کنـی؟

49
00:02:19,264 --> 00:02:21,808
‫جرمی که خودت کردی چی؟

50
00:02:21,808 --> 00:02:23,643
‫قتل عمد داوطلبانه

51
00:02:23,643 --> 00:02:25,603
‫و می‌ندازنـش گردن تو، پسرجان

52
00:02:25,603 --> 00:02:27,272
‫چون تو دستور تمرین رو دادی

53
00:02:27,272 --> 00:02:28,940
‫آره، فکر نکنم از پسـش بر بیام

54
00:02:28,940 --> 00:02:30,942
‫خب، شاید باید بهش فکر کنی

55
00:02:30,942 --> 00:02:32,777
‫درمورد دادگاه نظامی فکر کن،
‫به حکم ایالت که با حکم

56
00:02:32,777 --> 00:02:35,613
‫دادگاه نظامی جمع میشه فکر کن.
‫به حرفه‌ات فکر کن.

57
00:02:35,613 --> 00:02:37,699
‫به زن کوفتیـت فکر کن

58
00:02:37,699 --> 00:02:40,660
‫به بچه‌هات و اون یارویی که وقتی بری
‫زندان می‌گیره دخلتو میاره فک کن

59
00:02:42,162 --> 00:02:44,289
‫یه زنگ می‌زنم.
‫این گند جمع میشه.

60
00:02:44,289 --> 00:02:45,290
‫خیلی خب

61
00:02:45,290 --> 00:02:46,457
‫باشه پس

62
00:02:58,428 --> 00:03:00,597
‫فکر کردی فقط خودت ارتش داری؟

63
00:03:00,597 --> 00:03:03,683
‫تازه اون یه چشمه کوچیک از کارایی بود
‫که از دستشون بر میاد

64
00:03:03,683 --> 00:03:05,852
‫نه، گند رو جمع می‌کنم

65
00:03:05,852 --> 00:03:07,478
‫بعد میام تو رو جمع می‌کنـم

66
00:03:08,479 --> 00:03:11,983
‫بعد می‌بینی دنبا بدون تو چقد
‫بهتر به کارش ادامه میده

67
00:03:11,983 --> 00:03:14,360
‫هرکس دیگه‌ای جای من بود، این تماس رو
‫نمی‌گرفت. می‌رفتن به کلانتر می‌گفتن

68
00:03:14,360 --> 00:03:15,987
‫و بعدش تو مجبور می‌شدی به رئیسـت

69
00:03:15,987 --> 00:03:17,488
‫بگی که یه بار دیگه رو هم از دست دادی

70
00:03:17,488 --> 00:03:20,533
‫اونجا پره از مامورهای اداره امنیت عمومی
‫و اداره مبارزه با مواد مخدره

71
00:03:20,533 --> 00:03:23,661
‫روزای توزیعـت دیگه تموم شده رفیق

72
00:03:23,661 --> 00:03:26,372
‫می‌دونی، قبلاً کاری به کار هم نداشتیم

73
00:03:26,372 --> 00:03:28,833
‫من کار خودم رو می‌کردم،
‫توام کار خودت رو می‌کردی

74
00:03:28,833 --> 00:03:31,002
‫باید یجوری برگردیم به همون روند

75
00:03:31,002 --> 00:03:32,795
‫این تنها راهیـه که می‌تونیم پول در بیاریم

76
00:03:32,795 --> 00:03:34,380
‫شاید

77
00:03:35,757 --> 00:03:37,508
‫چقد می‌مونن؟

78
00:03:37,508 --> 00:03:39,677
‫تا زمانی که دیگه بهونه برای موندن
‫به دست‌شون ندی

79
00:03:44,682 --> 00:03:45,850
‫باید همدیگه رو ببینیم

80
00:03:45,850 --> 00:03:47,685
‫آره، فکر کنم باید ببینیم

81
00:03:47,685 --> 00:03:49,854
‫پس باشه برای وقتی که
‫از فورت وورث برگشتی

82
00:03:49,854 --> 00:03:53,524
‫انگار رئیسـت دیگه زیاد قرار نیست
‫رئیس بمونـه

83
00:03:55,526 --> 00:03:58,529
‫همونطور که گفتم منم یه ارتش دارم

84
00:03:58,529 --> 00:04:00,573
‫چشم‌های من همه‌جا هستن

85
00:04:00,573 --> 00:04:02,408
‫وقتی برگشتی خونه زنگـم بزن، تامی

86
00:04:02,408 --> 00:04:07,205
‫یا شاید خودم اومدم پیدات کردم

87
00:05:44,635 --> 00:05:46,179
‫توی ریکاوریـه؟

88
00:05:46,179 --> 00:05:48,473
‫حدود یک ساعت پیش آوردنـش

89
00:05:49,390 --> 00:05:51,142
‫جری داخلـه

90
00:05:51,142 --> 00:05:54,228
‫حدس می‌زنـم داره یه سخنرانی
‫خوب براش می‌کنـه

91
00:05:54,228 --> 00:05:56,314
‫خب، احتمالاً همینطوره

92
00:05:56,314 --> 00:05:58,691
‫خیلی خب، میرم داخل یه سر می‌زنم

93
00:05:58,691 --> 00:06:00,234
‫بعدش برمی‌گردم و برات

94
00:06:00,234 --> 00:06:03,154
‫یه ناهار کاملاً معمولی از بوفه می‌گیرم، خب؟

95
00:06:12,163 --> 00:06:14,957
‫وقتی توی دهه 30 زندگیـم بودم،
‫دخترم رفت به

96
00:06:14,957 --> 00:06:17,001
‫استنفورد برای دانشگاه.
‫من تحملـش رو نداشتم.

97
00:06:17,001 --> 00:06:19,212
‫خیلی از آرکانزاس دور بود

98
00:06:20,171 --> 00:06:23,716
‫دنبال دلیل برای سفر به اونجا بودم

99
00:06:23,716 --> 00:06:26,010
یه کسب و کار کوچیک راه انداختم

100
00:06:26,010 --> 00:06:28,346
‫باهاش می‌رفتم اونجا...

101
00:06:28,346 --> 00:06:31,891
‫توی مرکز شهر پالو آلتو، یه دفتر قدیمی داشتیم، من...

102
00:06:31,891 --> 00:06:35,061
‫جین باهاش میرفت به کلاس

103
00:06:35,061 --> 00:06:38,064
‫یهو گفتم "می‌دونی، اگه قراره انقد اینجا باشم

104
00:06:38,064 --> 00:06:40,024
‫باید یه کاری راه بندازم"

105
00:06:40,024 --> 00:06:42,193
‫واسه همین رفتم به برنت‌وود

106
00:06:42,193 --> 00:06:45,363
‫که حدود 20 یا 30 مایلی سن فرانسیسکو هست

107
00:06:47,031 --> 00:06:49,075
‫و حدود 25تا زمین خریدم

108
00:06:49,075 --> 00:06:51,536
‫به این هدف که 25 تا خونه بسازم

109
00:06:53,329 --> 00:06:56,791
‫بجز اون چهار چاه نفت هم حفاری کردم

110
00:06:58,501 --> 00:07:02,213
‫و اون چهار چاه نفت توی 18 ماه

111
00:07:02,213 --> 00:07:04,549
‫آنچنان پولی بهم رسوندن

112
00:07:04,549 --> 00:07:07,385
‫که تونستم تیم دالاس کابویز رو بخرم

113
00:07:07,385 --> 00:07:10,721
‫توجه کردن به بچه‌هام

114
00:07:10,721 --> 00:07:12,890
‫درواقع من رو به سمت درگیر شدن

115
00:07:12,890 --> 00:07:15,393
‫با علاقه‌ی زندگیـم سوق داد

116
00:07:15,393 --> 00:07:17,228
‫و تنها کاری که می‌خواستم بکنم

117
00:07:17,228 --> 00:07:19,105
‫این بود که نزدیک دخترم باشم

118
00:07:19,105 --> 00:07:25,027
‫زندگی پر از اتفاقاتی هست که نقشه
‫یا استراتژی‌ای براشون نداشتی

119
00:07:26,946 --> 00:07:29,073
‫هی، تام

120
00:07:32,034 --> 00:07:33,578
‫خب، نمیگم هرکار که کردم

121
00:07:33,578 --> 00:07:36,080
‫درست بوده، اما خیلی وقت پیش

122
00:07:36,080 --> 00:07:38,499
‫تصمیم گرفتم که می‌خوام با بچه‌هام کار کنم

123
00:07:39,792 --> 00:07:41,586
‫و اونا توی همه‌چی دخیل هستن

124
00:07:41,586 --> 00:07:43,421
‫اونا توی زمینه‌ اجازه

125
00:07:43,421 --> 00:07:45,089
‫نفت و گاز و مستغلات دخیل هستن

126
00:07:45,089 --> 00:07:47,633
‫واسه همین وقتی کابویز رو گرفتم،
‫این کار رو کردم

127
00:07:47,633 --> 00:07:50,928
‫که بتونیم همه‌مون کنار هم کار کنیم

128
00:07:52,346 --> 00:07:54,599
‫فکر می‌کردم دارم برای اونا
‫این کار رو می‌کنم

129
00:07:54,599 --> 00:07:57,935
‫اما اونی که بیشتر از همه
‫سود کرد من بودم

130
00:08:00,438 --> 00:08:02,773
‫می‌دونم قرار نیست الان اینطوری بشه

131
00:08:02,773 --> 00:08:04,775
‫اما یه روزی توی آینده میشنی اینجا

132
00:08:04,775 --> 00:08:07,111
‫و در آینده اینجا در بستر مرگ می‌خوابی

133
00:08:08,321 --> 00:08:11,324
‫و این اتاق میشه پر از شرکای کاری

134
00:08:11,324 --> 00:08:13,326
‫و آدم‌هایی که تمام زندگی باهاشون کار کردی

135
00:08:13,326 --> 00:08:15,495
‫و به احتمال خیلی زیاد...

136
00:08:15,495 --> 00:08:17,371
‫بچه‌هات و خانواده اینجا خواهند بود

137
00:08:17,371 --> 00:08:20,082
‫فقط چون خانواده و بچه‌هات هستند

138
00:08:21,626 --> 00:08:23,336
‫اما می‌تونن اینجا باشن

139
00:08:23,336 --> 00:08:25,463
‫چون اونا آدم‌هایی بودن که
‫زندگیـت رو باهاشون صرف کردی

140
00:08:25,463 --> 00:08:27,465
‫باهاشون کار کردی،
‫باهاشون خوردی زمین،

141
00:08:27,465 --> 00:08:29,342
‫باهاشون پا شدی

142
00:08:31,511 --> 00:08:34,180
‫نه این که فقط روز شکرگذاری
‫و کریسمس پیش هم بودید

143
00:08:35,431 --> 00:08:37,433
‫و اونا کسایی هستن که می‌خوای
‫باهاشون باشی

144
00:08:38,601 --> 00:08:40,811
‫اینطوری وقتی که زمانـش فرا برسه

145
00:08:40,811 --> 00:08:44,482
‫حکم جشن زندگیـت رو داره

146
00:08:44,482 --> 00:08:47,151
‫و نمی‌شینی بگی ای کاش
‫بتونم بازم زمان داشته باشم

147
00:08:47,151 --> 00:08:49,570
‫که چند روز دیگه رو هم ببینم

148
00:08:52,490 --> 00:08:54,075
کلک کار اینـه

149
00:08:55,034 --> 00:08:56,994
کلک کار اینـه

150
00:08:56,994 --> 00:08:59,580
چون این میشه افتخارت

151
00:09:00,623 --> 00:09:02,500
‫من خیلی به کل تیم کابویز افتخار می‌کنم

152
00:09:02,500 --> 00:09:04,669
‫خیلی به...

153
00:09:04,669 --> 00:09:06,712
‫کارایی که کردیم افتخار می‌کنم و...

154
00:09:06,712 --> 00:09:08,548
‫به نفت و گاز

155
00:09:09,590 --> 00:09:12,510
‫و خیلی بیشتر از اینا به زندگی‌

156
00:09:12,510 --> 00:09:15,805
‫و کار کردن در کنار بچه‌هام افتخار می‌کنم

157
00:09:19,684 --> 00:09:21,686
‫الان این شانس رو داری
‫که همچین چیزی رو پدید بیاری

158
00:09:21,686 --> 00:09:23,604
‫امیدوارم یه کاری بکنی

159
00:09:23,604 --> 00:09:26,566
‫و مرد جوان، باید بگم که توام
‫دیگه اونقدا جوون نیستی

160
00:09:27,692 --> 00:09:29,735
‫و خودتم باید یکم به این
‫حرفا گوش بکنی

161
00:09:29,735 --> 00:09:31,571
‫بله آقا. آره، من...

162
00:09:31,571 --> 00:09:34,365
‫دیگه چیزی به پیری و کوری منم نمونده

163
00:09:34,365 --> 00:09:36,701
‫به جفت‌تون خیلی ارادت دارم

164
00:09:36,701 --> 00:09:38,202
‫ما هم همینطور

165
00:09:38,202 --> 00:09:39,370
‫- ممنون جری
‫- خیلی خب

166
00:09:39,370 --> 00:09:41,205
‫مجبورم نکن عمو دستکش دست کنه
بیاد معاینه‌ات کنه

167
00:09:41,205 --> 00:09:42,665
‫وای پسر

168
00:09:42,665 --> 00:09:43,874
‫به جنی سلام منو برسون

169
00:09:43,874 --> 00:09:45,710
‫از دیدنتون خوشحال شدم، آقای جونز

170
00:09:47,587 --> 00:09:49,380
‫پر بیراه نمیگه

171
00:09:49,380 --> 00:09:51,382
‫دیگه باید قرارداد های اجاره رو جمع و جور کنـی

172
00:09:51,382 --> 00:09:52,633
‫میشه...

173
00:09:52,633 --> 00:09:54,719
‫لعنت، بحث یک میلیارد دلاره، مانتی

174
00:09:54,719 --> 00:09:56,345
‫بیشتر از این حرفاست

175
00:10:00,725 --> 00:10:02,935
‫و بعدش چی؟

176
00:10:05,229 --> 00:10:07,523
‫لعنتی، پدرم توی 68 سالگی بازنشسته شد

177
00:10:09,942 --> 00:10:11,986
‫پنج ماه بعدش، مُرد

178
00:10:13,279 --> 00:10:15,573
‫از بیکاری دق کرد

179
00:10:16,490 --> 00:10:18,576
‫از بی هدفی

180
00:10:19,577 --> 00:10:22,413
‫خب، کمی رو بکن کارت
‫و دخترات رو بکن هدف

181
00:10:22,413 --> 00:10:23,748
‫ای خدا

182
00:10:23,748 --> 00:10:26,375
‫تام، این سومین بایپسـم هست

183
00:10:29,629 --> 00:10:30,963
‫بخاطر کار نیست که دارم می‌میرم

184
00:10:30,963 --> 00:10:34,967
‫این قلب کوفتی دیگه خراب شده
‫و گند زده

185
00:10:37,261 --> 00:10:39,764
‫با این حال، قصد دارم که یکم

186
00:10:40,931 --> 00:10:42,892
‫عقب بکشم

187
00:10:46,771 --> 00:10:49,774
‫تو رو می‌کنم معاون اجرایی شرکت

188
00:10:51,442 --> 00:10:53,319
‫الانـشم داری کارش رو انجام میدی

189
00:10:53,319 --> 00:10:55,446
‫همون بهتر که عنوانـش رو هم داشته باشی

190
00:10:55,446 --> 00:10:56,781
‫و افزایش حقوقـش رو

191
00:10:58,574 --> 00:10:59,867
‫ممنون

192
00:11:00,785 --> 00:11:03,245
‫نظرت درمورد ربکا چیـه؟

193
00:11:03,245 --> 00:11:06,165
‫دیگه بهش نیازی نداریم

194
00:11:06,165 --> 00:11:08,626
‫و طرز کارش زیان آوره

195
00:11:08,626 --> 00:11:09,960
‫می‌دونی، خنده داره

196
00:11:09,960 --> 00:11:11,921
‫اونـم دقیقاً همین چیزا رو
‫درمورد تو گفت

197
00:11:14,674 --> 00:11:17,009
‫می‌خوام یه شغل دائمی بهش
‫پیشنهاد بدم

198
00:11:17,009 --> 00:11:19,470
‫دیگه نیازی به مشاور حقوقی دائمی نداری

199
00:11:19,470 --> 00:11:22,640
‫دارم بهش پیشنهاد معاونت اجرایی بخش اکتشاف
‫رو میدم

200
00:11:22,640 --> 00:11:26,143
‫اون زیرک‌ترین مذاکره کننده‌ایـه که تاحالا دیدم

201
00:11:26,143 --> 00:11:28,354
‫و یه قاتل بالفطره‌ست

202
00:11:28,354 --> 00:11:29,647
‫مانتی، اون یه وکیلـه

203
00:11:29,647 --> 00:11:31,482
‫هیچی درمورد نفت نمی‌دونـه

204
00:11:31,482 --> 00:11:34,485
‫- زمین شناس نیست
‫- اون تو و دیل رو داره

205
00:11:34,485 --> 00:11:36,487
‫خب، فکر می‌کنم این اشتباهـه

206
00:11:36,487 --> 00:11:37,822
‫خب، چه باور بکنی چه نکنی

207
00:11:37,822 --> 00:11:39,365
‫اینو نگفتم که ازت کسب اجازه کنم

208
00:11:39,365 --> 00:11:41,659
‫یه راه پیدا کن که بتونی باهاش کار کنی

209
00:11:41,659 --> 00:11:42,910
‫خیلی خب

210
00:11:44,662 --> 00:11:46,247
‫دخترام اون بیرون هستن؟

211
00:11:53,671 --> 00:11:54,505
‫آره

212
00:11:54,505 --> 00:11:56,507
‫معلومه. چرا باید باشن؟

213
00:11:58,008 --> 00:11:59,593
‫خیلی خب، مانتی

214
00:12:00,928 --> 00:12:02,972
‫- بعداً می‌بینمت
‫- آره

215
00:12:22,783 --> 00:12:24,577
‫خب، تمامـاً در اختیار خودتـه

216
00:12:26,579 --> 00:12:28,539
‫سخنرانی جواب داد؟

217
00:12:29,498 --> 00:12:31,459
‫باید یه کار دیگه در حقـش بکنی

218
00:12:32,626 --> 00:12:34,462
‫از اون نوع "یا کارت رو ول کن یا خودت می‌دونی"

219
00:12:34,462 --> 00:12:37,465
‫وقتی دکتر گفت که می‌تونه سفر کنـه

220
00:12:37,465 --> 00:12:39,967
‫سوار هواپیماش کن و از اینجا دورش کن

221
00:12:41,469 --> 00:12:42,803
‫و...

222
00:12:42,803 --> 00:12:45,556
‫یه مدت مثل تازه عروس و دومادها رفتار کنید

223
00:12:45,556 --> 00:12:48,559
‫اگه اینطوری میشد که خوب بود

224
00:12:48,559 --> 00:12:49,894
‫قرار نیست ازش درخواست کنی که

225
00:12:49,894 --> 00:12:51,103
‫دستوری انجامـش بده

226
00:12:52,062 --> 00:12:54,148
‫گفتنـش راحتـه

227
00:12:56,108 --> 00:12:58,569
‫تو تنها کسی هستی که می‌تونی انجامـش بدی

228
00:13:00,988 --> 00:13:02,156
‫یکم دیگه برمی‌گردم

229
00:13:02,156 --> 00:13:03,991
‫و اون ناهاره که گفتم رو می‌گیریم، خب؟

230
00:13:35,523 --> 00:13:36,816
‫برگشتی؟

231
00:13:38,442 --> 00:13:39,318
‫دوستت دارم

232
00:13:39,318 --> 00:13:41,195
‫وقتی که مکالمه رو با
‫"دوستت دارم" شروع می‌کنـی

233
00:13:41,195 --> 00:13:42,530
‫یعنی یه گندی زدی

234
00:13:42,530 --> 00:13:45,324
‫فکر حس کردم به اندازه کافی
‫این مدت بهت نگفتمـش

235
00:13:46,742 --> 00:13:49,370
‫و خیلی خوش شانسـم که...

236
00:13:49,370 --> 00:13:51,539
‫برگشتیم به هم

237
00:13:56,377 --> 00:13:59,380
‫بهرحال، فقط بخاطر همین زنگ زدم، خب؟

238
00:13:59,380 --> 00:14:00,548
‫اوخی

239
00:14:00,548 --> 00:14:01,507
‫بیبی، منم دوستـت دارم

240
00:14:32,788 --> 00:14:34,915
‫مگه بهت نگفتم؟

241
00:14:34,915 --> 00:14:35,875
‫شرمنده

242
00:14:35,875 --> 00:14:37,835
‫برگرد داخل خونه

243
00:14:41,422 --> 00:14:43,507
‫الان نمی‌تونم انقد به رابطه‌مون اعتماد کنم

244
00:14:47,219 --> 00:14:49,221
‫شاید باید فعلاً فقط تمرکزت
‫رو بذاری روی زندگی خودت

245
00:14:49,221 --> 00:14:50,598
‫تا ببینیم چی میشه

246
00:14:58,939 --> 00:15:01,233
‫من نمیـ...

247
00:15:03,485 --> 00:15:05,446
‫من یه رویا دارم، اما...

248
00:15:06,447 --> 00:15:08,032
‫اما مطمئن نیستم جراتـش رو

249
00:15:08,032 --> 00:15:09,408
‫داشته باشم فقط بخاطر خودم برم دنبالـش

250
00:15:13,787 --> 00:15:15,706
‫خب، نقشه چیـه؟

251
00:15:15,706 --> 00:15:17,416
‫توی خونه‌ای که شوهرم خریده زندگی کنی

252
00:15:17,416 --> 00:15:19,877
‫و بچه‌اش رو بزرگ کنی و از خودگذشتگی‌هاش
‫رو به جون بخری

253
00:15:19,877 --> 00:15:21,420
‫بخاطر چی؟

254
00:15:22,713 --> 00:15:24,173
تو اومدی توی زندگیـم

255
00:15:24,173 --> 00:15:25,591
‫و من باید باورش کنم؟

256
00:15:26,967 --> 00:15:30,304
‫نقشه من اصلاً این نبود

257
00:15:30,304 --> 00:15:32,306
‫نقشه من این بود که همه‌ پست‌های

258
00:15:32,306 --> 00:15:34,099
‫اون گروه تعمیرات رو یاد بگیرم

259
00:15:34,099 --> 00:15:36,810
‫نقشه‌ام این نبود که کل گروه
‫توی روز دوم بمیرن

260
00:15:36,810 --> 00:15:38,771
‫یا بیوه یکی از اعضای گروه رو ببینم

261
00:15:38,771 --> 00:15:40,189
‫و عاشقـش بشم

262
00:15:41,273 --> 00:15:44,026
‫یا از کارم بخاطرش استعفا بدم

263
00:15:44,026 --> 00:15:45,945
‫یا روی زندگی کوفتیم بخاطرش ریسک کنم

264
00:15:47,196 --> 00:15:49,281
‫می‌خوای بهت اثبات بشه
‫که پا پس نمی‌کشم؟

265
00:15:53,285 --> 00:15:55,120
‫بدنـم اثبات منـه

266
00:15:56,288 --> 00:15:58,999
‫توی یک نگاه عاشقـت شدم

267
00:16:00,376 --> 00:16:01,961
‫و هر روز دارم بیشتر هم میشم

268
00:16:03,337 --> 00:16:05,130
‫اما نقشه‌ای ندارم

269
00:16:06,548 --> 00:16:08,092
‫تمام چیزی که دارم، یه خواسته‌ست

270
00:16:45,546 --> 00:16:47,548
‫محض رضای خدا

271
00:16:54,054 --> 00:16:55,848
‫حالش چطوره؟

272
00:16:55,848 --> 00:16:58,475
‫داغونه، نیت

273
00:16:59,727 --> 00:17:02,521
‫از رئیس جدیدم برام بگو

274
00:17:02,521 --> 00:17:03,856
‫نمی‌دونم چی بگم

275
00:17:03,856 --> 00:17:05,482
‫قراره چی کار کنه؟

276
00:17:05,482 --> 00:17:07,693
‫برای اجاره‌نامه‌ی زمین و قرارداد معدنی مذاکره کنه؟

277
00:17:07,693 --> 00:17:09,611
‫اون وکیل قرارداد نیست، تامی

278
00:17:09,611 --> 00:17:12,614
‫اون یه دادخواهه که از نفت و گاز چیزی نمی‌دونه

279
00:17:12,614 --> 00:17:14,575
‫می‌دونم، همین رو بهش گفتم

280
00:17:14,575 --> 00:17:16,160
‫مانتی تصمیمات غیرمنطقی نمی‌گیره،

281
00:17:16,160 --> 00:17:17,703
‫پس این دیگه چیه؟

282
00:17:17,703 --> 00:17:19,496
‫هدف کوفتی چیه دقیقاً؟

283
00:17:19,496 --> 00:17:21,206
‫و الان شغل من چیه؟

284
00:17:21,206 --> 00:17:23,250
‫فقط یه جنس نوئه که تازه به بازار اومده

285
00:17:23,250 --> 00:17:26,045
‫اگه مثل دادخواهی‌هاش
‫در مورد نفت مذاکره کنه،

286
00:17:26,045 --> 00:17:28,172
‫اجاره‌نامه‌ای برای کار نخواهیم داشت

287
00:17:28,172 --> 00:17:30,507
‫همه سر به بیابون می‌ذارن، تامی

288
00:17:30,507 --> 00:17:32,051
‫می‌دونم. منم به اندازه‌ی تو شوکه شدم

289
00:17:32,051 --> 00:17:33,677
‫تخم جن حتی می‌خواد من رو اخراج کنه

290
00:17:33,677 --> 00:17:36,180
‫شام حاضره

291
00:17:41,935 --> 00:17:44,646
‫پائیاست. از والنسیای اسپانیا

292
00:17:44,646 --> 00:17:46,315
‫- شبیه جامبالایاست
‫- توش

293
00:17:46,315 --> 00:17:47,858
‫- میگو و مرغ داره
‫- اون نخود سبزه؟

294
00:17:47,858 --> 00:17:49,693
‫- آره
‫- نمی‌دونستم توی اسپانیا

295
00:17:49,693 --> 00:17:50,694
‫جامبالایا می‌خورن. چون فرانسویه آخه

296
00:17:50,694 --> 00:17:51,695
‫خب، به خاطر کیجن‌ها،

297
00:17:51,695 --> 00:17:52,988
‫که فرانسوی کانادایی بودن

298
00:17:52,988 --> 00:17:54,490
‫نمی‌دونم چطوری از اینجا به اسپانیا رسیده

299
00:17:54,490 --> 00:17:55,991
‫خب نرسیده، چون جامبالایا نیست

300
00:17:55,991 --> 00:17:57,826
‫خب، اگه مثل اردک راه بره،

301
00:17:57,826 --> 00:17:59,787
‫- مثل اردک حرف بزنه، پس دیگه...
‫- یه بار دیگه بگو جامبالایاست

302
00:17:59,787 --> 00:18:01,038
‫و ببین چی به سمتت پرتاب می‌کنم

303
00:18:01,038 --> 00:18:02,790
‫بله خانم

304
00:18:02,790 --> 00:18:04,166
‫- می‌خواد بهش چی بگیم؟
‫- پائیا

305
00:18:04,166 --> 00:18:06,168
‫پس پائیاست. می‌شه بخوریمش؟

306
00:18:06,168 --> 00:18:07,252
‫بعد از اینکه بهش برکت دادیم

307
00:18:13,425 --> 00:18:14,885
‫خدای عزیز،

308
00:18:14,885 --> 00:18:17,096
‫ممنون که اجازه دادی جمع بشیم

309
00:18:17,096 --> 00:18:18,931
‫و برای این روزیِ شگفت‌انگیز جامبالایا

310
00:18:18,931 --> 00:18:20,182
‫آخ

311
00:18:20,182 --> 00:18:22,017
‫اسمش پائیاست، عزیزم

312
00:18:23,268 --> 00:18:25,145
‫شرمنده خدا. پائیاست

313
00:18:25,145 --> 00:18:27,106
‫ممنون بابت تمام نعمت‌هایی که بهم دادی...

314
00:18:27,106 --> 00:18:30,067
‫قدم، قدرتم، سرعت پام

315
00:18:30,067 --> 00:18:33,112
‫ببخشید به خاطر کاری که
‫با این پیری‌ها می‌کنم

316
00:18:33,112 --> 00:18:35,030
‫بعداً جزئیات بیشتری رو براش باز می‌کنیم

317
00:18:35,030 --> 00:18:37,950
‫و برای اینکه با اینزلی و خانواده‌ی دوست‌داشتنیش آشنام کردی

318
00:18:37,950 --> 00:18:39,034
‫- محض رضای حق آمین، رفیق

319
00:18:39,034 --> 00:18:40,744
‫- آمین
‫- آمین

320
00:18:40,744 --> 00:18:42,079
‫آمین. آمین. آمین

321
00:18:42,079 --> 00:18:43,705
‫- قشنگ بود
‫- ممنون

322
00:18:43,705 --> 00:18:46,959
‫پس هر بار یه قاشقش رو بخوام، باید بایستم؟

323
00:18:46,959 --> 00:18:48,752
‫سنتش اینه

324
00:18:48,752 --> 00:18:50,963
‫توی اسپانیا سنتشه، عزیزم

325
00:18:50,963 --> 00:18:52,422
‫برای خوردن نمی‌ایستی،

326
00:18:52,422 --> 00:18:53,590
‫برای بر داشتن می‌ایستی

327
00:18:53,590 --> 00:18:56,426
‫نمی‌خوام اصلاً بایستم. باشه؟

328
00:18:56,426 --> 00:18:58,720
‫یه بشقاب کوفتی می‌خوام
‫و می‌خوام چندتا قاشق کوفت روش بریزم

329
00:18:58,720 --> 00:19:00,848
‫و مثل یه انسان معمولی بخورمش

330
00:19:00,848 --> 00:19:03,767
‫مثل ورزش موقع غذا خوردنه، رفیق

331
00:19:03,767 --> 00:19:06,061
‫سعی می‌کنم یکم فرهنگ وارد خانواده‌مون کنم،

332
00:19:06,061 --> 00:19:07,521
‫و این می‌شه مزد زحماتم

333
00:19:07,521 --> 00:19:08,730
‫- کلی دونه داره
‫- خیلی خارجکیه

334
00:19:08,730 --> 00:19:09,773
‫خوشمزه است

335
00:19:11,859 --> 00:19:13,193
‫هوم

336
00:19:13,193 --> 00:19:14,570
‫عاشق لیمواَم

337
00:19:24,371 --> 00:19:26,039
‫مرخ سوخاری چطوره؟

338
00:19:26,039 --> 00:19:28,041
‫و یکم پوره‌ی سیب‌زمینی و آبگوشت؟

339
00:19:28,041 --> 00:19:30,586
‫خسته شدم از بس چیزهای ژله‌ای رو
‫با چاپستیک خوردم

340
00:19:30,586 --> 00:19:32,296
‫هنوز حتی امتحانش هم نکردی

341
00:19:37,050 --> 00:19:38,969
‫مامان شام رو خیلی جدی می‌گیره

342
00:19:39,011 --> 00:19:42,389
‫می‌تونید کنسرو چیلی و سوسیس وین بخورید،

343
00:19:42,389 --> 00:19:45,142
‫و دعا کنید خدا به روده‌تون رحم کنه

344
00:19:45,142 --> 00:19:47,644
‫من فقط از سرِ خوبی انجامش میدم

345
00:19:47,644 --> 00:19:48,854
‫حقیقت نداره

346
00:19:48,854 --> 00:19:50,314
غلط کردی

347
00:19:50,314 --> 00:19:52,858
‫فقط می‌خوام...

348
00:19:52,858 --> 00:19:55,277
‫غذا بخورم و نوشیدنی قلابیم رو سَر بکشم،

349
00:19:55,277 --> 00:19:56,445
‫بعدش امشب کنارت بشینم

350
00:19:56,445 --> 00:19:58,655
‫و فراموش کنم این روز کلاً اتفاق افتاده

351
00:20:00,532 --> 00:20:02,576
‫ولی ببین،

352
00:20:02,576 --> 00:20:05,037
‫تمام روزهای من اینجوریه

353
00:20:05,037 --> 00:20:07,956
‫و فردا هم همین رو می‌خوام

354
00:20:10,083 --> 00:20:12,711
‫خب، می‌خواستم یه شب برنامه‌ی نوشیدنی بریزم،

355
00:20:12,711 --> 00:20:14,338
‫- که لباس شیک بپوشیم...
‫- محض رضای خدا، نه

356
00:20:14,338 --> 00:20:16,173
‫شدنی نیست. عزیزم...

357
00:20:16,173 --> 00:20:18,675
‫خدا بهت برکت بده. خیلی عاشقتم،

358
00:20:18,675 --> 00:20:20,761
‫ولی اونجوری نمی‌شه

359
00:20:20,761 --> 00:20:21,803
‫تو می‌تونی لباس شیک بپوشی

360
00:20:21,803 --> 00:20:23,513
‫اگه بخوای می‌تونی فستیوال لواو راه بندازی،

361
00:20:23,513 --> 00:20:25,349
‫برام فرقی نداره

362
00:20:25,349 --> 00:20:27,434
‫ولی خودت قراره دامن علفی و نارگیل رو بپوشی

363
00:20:27,434 --> 00:20:29,228
‫و یوکللی بزنی،

364
00:20:29,228 --> 00:20:30,812
‫و بقیه‌مون قراره بشینیم،

365
00:20:30,812 --> 00:20:32,231
‫غذا بخوریم و تماشا کنیم

366
00:20:33,232 --> 00:20:35,359
‫لطفاً...

367
00:20:35,359 --> 00:20:38,195
‫فقط دیگه خبری از شرکت کردن نباشه، خب؟

368
00:20:38,195 --> 00:20:39,404
‫قبوله؟

369
00:20:40,822 --> 00:20:42,324
‫تو فکر یه فستیوال لواو بودم

370
00:20:43,533 --> 00:20:46,203
‫می‌دونی، این خیلی ماجرا رو تغییر میده

371
00:20:46,203 --> 00:20:48,413
‫تغییر چیز بدی نیست، عزیزم

372
00:20:53,418 --> 00:20:55,837
‫هی، هی، هی

373
00:20:55,837 --> 00:20:57,506
‫- نیا از سمت من بردار
‫- برنداشتم

374
00:20:57,506 --> 00:20:59,841
‫مرز اینه، اینجاست، جناب وکیل

375
00:20:59,841 --> 00:21:01,635
‫اونور می‌تونی هر کاری بکنی. این مال منه

376
00:21:01,635 --> 00:21:03,720
‫خب، میگو سمت توئه

377
00:21:03,720 --> 00:21:04,680
‫چون تمام میگوهای اون طرف رو خوردی

378
00:21:04,680 --> 00:21:06,098
‫چیه؟

379
00:21:06,098 --> 00:21:08,684
‫آماده‌ی مذاکره هستم

380
00:21:15,857 --> 00:21:19,444
‫خب ببین، شما دوتا اینقدر از نقشه‌ی پدر و مادری
‫دور شدین،

381
00:21:19,444 --> 00:21:21,655
‫که نمی‌دونم چطوری به جای خوبی هدایت‌تون کنم

382
00:21:21,655 --> 00:21:23,031
‫کسی یادش میاد که چطوری

383
00:21:23,031 --> 00:21:24,700
‫سیستم صوتی این خونه رو راه بندازه؟

384
00:21:24,700 --> 00:21:27,494
‫- می‌خوای... آهنگ پخش کنیم؟
‫- آره

385
00:21:27,494 --> 00:21:30,414
‫فقط بلد نیستم چطوری راهش بندازم

386
00:21:30,414 --> 00:21:31,665
‫می‌خوای چی گوش کنی؟

387
00:21:31,665 --> 00:21:33,083
‫راستش برام مهم نیست

388
00:21:33,083 --> 00:21:34,751
‫فقط یه چیزی که صداش اونقدر زیاد باشه
‫که صدای اون‌ها رو محو کنه

389
00:21:36,169 --> 00:21:38,672
‫اینجا «ولفکمپ شیل» هستش

390
00:21:38,672 --> 00:21:40,841
‫غنی‌ترین میدان نفتی دنیا

391
00:21:40,841 --> 00:21:44,636
‫اینجا حوزه‌ی میدلنده،
‫حوزه‌ی دلاور به سمت غربش

392
00:21:44,636 --> 00:21:47,514
‫ولی واقعاً پلمه‌سنگه، پس سنگ محکمه

393
00:21:47,514 --> 00:21:49,641
‫و تمام نفت توی چاله‌هاست

394
00:21:49,641 --> 00:21:52,185
‫یا باید افقی حفاری کنی
‫یا فِرَکِش کنی

395
00:21:52,185 --> 00:21:55,105
‫و حفر عمیق می‌خواد، تا سه هزار متر

396
00:21:55,105 --> 00:21:57,649
‫هر دو کار خیلی خیلی گرون در میاد

397
00:21:57,649 --> 00:21:59,318
‫شرکت‌های زیادی نیستن

398
00:21:59,318 --> 00:22:00,485
‫که بتونن سرمایه‌گذاری ده میلیون دلاری رو انجام بدن

399
00:22:00,485 --> 00:22:02,779
‫و به چاله‌ی خشک بخورن، پس...

400
00:22:04,072 --> 00:22:06,450
‫خاکستری‌ها اجاره‌نامه‌ها و حقوق معدنی آزادن

401
00:22:06,450 --> 00:22:08,452
‫در سرتاسر حوزه چیده شدن

402
00:22:08,452 --> 00:22:10,912
‫به تنهایی، ارزش هزینه یا ریسکش رو نداره،

403
00:22:10,912 --> 00:22:14,541
‫ولی می‌شه همه رو به همدیگه وصل کرد و فروخت‌شون

404
00:22:14,541 --> 00:22:15,709
‫می‌خوام این کار رو بکنم

405
00:22:15,709 --> 00:22:18,420
‫اون پول رو بردارم رو برم اینجا

406
00:22:18,420 --> 00:22:19,588
‫اینجا زمین «کلیر فورکه»

407
00:22:19,588 --> 00:22:21,173
‫کلی حفاری قدیمی داره

408
00:22:21,173 --> 00:22:23,884
‫تمام چاه‌ها عمودی و کم‌عمق هستن

409
00:22:23,884 --> 00:22:26,219
‫کلی شرکت‌های کوچیک توشن
‫که وارد و خارج می‌شن

410
00:22:26,219 --> 00:22:28,764
‫سعی می‌کنم از چاه‌های موجود
‫اجاره‌نامه بگیرم

411
00:22:28,764 --> 00:22:30,766
‫یا واگذار کنم،

412
00:22:30,766 --> 00:22:32,893
‫چاه‌های قدیمی رو تعمیر کنم،
‫تولیدشون رو افزایش بدم،

413
00:22:32,893 --> 00:22:35,896
‫تا پول کافی داشته باشم که در ولفکمپ حفاری کنم

414
00:22:36,855 --> 00:22:38,482
‫بعدش چی؟

415
00:22:38,482 --> 00:22:41,234
‫بعدش میریم فورت ورث،

416
00:22:41,234 --> 00:22:42,861
‫خونه‌ی آرزوهات رو پیدا می‌کنیم

417
00:22:42,861 --> 00:22:44,112
‫بقیه‌ی آرزوهات رو بهم میگی،

418
00:22:44,112 --> 00:22:44,946
‫منم واقعی‌شون می‌کنم

419
00:22:44,946 --> 00:22:48,492
‫بابام خیلی وقت پیش بهم گفت،
‫دوتا راه داری

420
00:22:48,492 --> 00:22:51,078
‫یا توی مخارجت صرفه‌جویی رو یاد بگیری

421
00:22:51,078 --> 00:22:53,955
‫یا اونقدری پول در بیاری که لازم نباشه

422
00:22:53,955 --> 00:22:55,248
‫راهش اینه

423
00:22:55,248 --> 00:22:57,292
‫نکته‌ی جالب اینجا اینه،

424
00:22:57,292 --> 00:23:00,420
‫تنها راه خروج از میدان نفتی، خودشه

425
00:23:01,922 --> 00:23:04,132
‫نکته‌ی ریزش اینه که وقتی خارج شدی، خارج بمونی

426
00:23:04,132 --> 00:23:07,511
‫چون وقتی پول بیاد، سریع میاد،

427
00:23:07,511 --> 00:23:09,012
‫مثل قماربازی که پشت میز بلک‌جَک نشسته

428
00:23:09,012 --> 00:23:12,307
‫هر چقدر توی سود باشه، نمی‌تونه بذاره بره

429
00:23:12,307 --> 00:23:14,893
‫به هیجان معتاد می‌شه و...

430
00:23:14,893 --> 00:23:16,603
‫اونجوری همه‌اش رو می‌بازی

431
00:24:53,283 --> 00:24:54,868
‫صبحت بخیر، نیتن

432
00:24:54,868 --> 00:24:56,286
‫صبح بخیر

433
00:24:59,289 --> 00:25:01,833
‫چی داری، رفیق؟

434
00:25:01,833 --> 00:25:04,503
‫بهت میگم چی ندارم

435
00:25:04,503 --> 00:25:06,379
‫غلات صبحانه‌ام رو ندارم

436
00:25:06,379 --> 00:25:08,256
‫چون زنت دور ریختتش

437
00:25:08,256 --> 00:25:10,675
‫خب، مردهای بالغ به هرحال نباید

438
00:25:10,675 --> 00:25:12,177
‫چیزهایی بخورن که روشون شخصیت کارتونی داره

439
00:25:12,177 --> 00:25:14,346
‫- صبح بخیر پسرها
‫- صبح بخیر

440
00:25:20,060 --> 00:25:21,520
‫پاپ‌تارتم کو؟

441
00:25:21,520 --> 00:25:23,063
‫توی سطل زباله

442
00:25:25,273 --> 00:25:26,650
‫چرا توی سطل زباله است؟

443
00:25:26,650 --> 00:25:29,402
‫آنجلا میگه رژیم غذایی‌مون

444
00:25:29,402 --> 00:25:31,947
‫- زیادی شکر تصفیه‌شده داره
‫- اشتباه هم نمیگه

445
00:25:33,073 --> 00:25:35,617
‫گفت فکرش رو می‌کرد که این رو بگی،

446
00:25:35,617 --> 00:25:37,786
‫پس وقتی دور ریخت‌شون، روشون آب ریخت

447
00:25:40,455 --> 00:25:43,291
‫آره. اوهوم

448
00:25:43,291 --> 00:25:45,585
‫خدای من

449
00:25:50,590 --> 00:25:52,551
‫این خیلی اشتباهه

450
00:25:52,551 --> 00:25:53,718
‫واقعاً اشتباهه!

451
00:25:53,718 --> 00:25:56,221
‫توی یخچال کاسه‌ی میوه هست

452
00:25:56,221 --> 00:25:57,430
‫عالی شد

453
00:25:57,430 --> 00:25:59,099
‫عالیه، دقیقاً همین رو می‌خواستم

454
00:25:59,099 --> 00:26:00,892
‫عالیه. ممنون جناب وکیل

455
00:26:00,892 --> 00:26:03,436
‫کاسه‌ی میوه‌ی کوفتی. عالیه

456
00:26:06,398 --> 00:26:09,526
‫آخه کی صبحونه میوه می‌خوره؟

457
00:26:09,526 --> 00:26:11,361
‫انگار تو می‌خوری

458
00:26:18,034 --> 00:26:20,245
‫خدای مهربون

459
00:26:20,245 --> 00:26:22,872
‫شما پسرها از پارفه‌هاتون لذت ببرید

460
00:26:51,776 --> 00:26:53,403
‫سلام کَمی

461
00:26:57,866 --> 00:26:59,618
‫باشه

462
00:26:59,618 --> 00:27:01,411
‫خب، از شنیدنش متأسفم

463
00:27:03,204 --> 00:27:06,082
‫چه کاری ازم بر میاد؟
‫کمکی از من ساخته هست؟

464
00:28:10,480 --> 00:28:12,899
‫آقای هاردین؟

465
00:28:12,899 --> 00:28:14,651
‫آقای هاردین

466
00:28:15,944 --> 00:28:18,113
‫اسم من کوپر نوریس‌ـه

467
00:28:18,113 --> 00:28:20,740
‫اگه دنبال کار می‌گردی، کار ندارم

468
00:28:20,740 --> 00:28:22,200
‫اگه می‌خوای چیزی بهم بفروشی،

469
00:28:22,200 --> 00:28:23,535
‫پول ندارم که بخرم

470
00:28:23,535 --> 00:28:25,453
‫می‌خوام برای شما پول در بیارم

471
00:28:25,453 --> 00:28:27,247
‫جدی؟

472
00:28:27,247 --> 00:28:28,873
‫چطوری؟

473
00:28:28,873 --> 00:28:31,751
‫اجاره‌نامه‌ی نفتی‌تون سال ۹۷ منقضی شده

474
00:28:31,751 --> 00:28:33,586
‫من حقوق معادنم رو نمی‌فروشم

475
00:28:33,586 --> 00:28:35,505
‫اگه می‌فروختین هم پولش رو نداشتم

476
00:28:35,505 --> 00:28:36,881
‫اجاره‌نامه رو می‌خوام

477
00:28:36,881 --> 00:28:38,842
‫خشک شده

478
00:28:38,842 --> 00:28:41,386
‫باید چاهِ فِرَک بذاری

479
00:28:41,386 --> 00:28:43,847
‫کسی به خاطر یه قطعه‌ی ۳۰ هکتاری این کار رو نمی‌کنه

480
00:28:43,847 --> 00:28:46,349
‫نه قربان، ولی برای پنجاه‌تاشون چرا

481
00:28:46,349 --> 00:28:48,268
‫دارم جمع‌شون می‌کنم

482
00:28:48,268 --> 00:28:51,271
‫اون پمپ‌جک کوچولو
‫برای یه چاه ۳۰۰ متری ساخته شده

483
00:28:51,271 --> 00:28:53,690
‫نفت شما از یه شکاف در پلمه‌سنگ تراوش کرده

484
00:28:53,690 --> 00:28:56,693
‫منطقیه که ۲۱۰۰ متر حفاری کنی، افقی وارد بشی،

485
00:28:56,693 --> 00:28:58,069
‫تا بفهمن نفت شما از کجا تراوش شده

486
00:28:58,069 --> 00:29:00,655
‫حدس ‌می‌زنم حقوق معدنی رو...

487
00:29:00,655 --> 00:29:02,741
‫برای نوه‌هاتون نگه داشتید

488
00:29:02,741 --> 00:29:04,617
‫می‌تونم کمک‌تون کنم
‫تا ارزشمندشون کنید

489
00:29:06,369 --> 00:29:08,079
‫می‌دونی، بهت نمی‌خوره مسئول اراضی باشی

490
00:29:08,079 --> 00:29:09,831
‫اون چکمه‌ی کارگره

491
00:29:10,790 --> 00:29:12,667
‫بله قربان

492
00:29:13,626 --> 00:29:17,130
‫۲۰ درصد رویالتی می‌خوام

493
00:29:17,130 --> 00:29:19,841
‫نه قربان. شما ۲۵ درصد می‌خواید

494
00:29:22,302 --> 00:29:23,887
‫یه مرد صادق توی میدون نفتی

495
00:29:23,887 --> 00:29:26,765
‫تنها چیزی که روی این سیاره دارم حرفمه،

496
00:29:26,765 --> 00:29:28,057
‫و به خاطر پول خرابش نمی‌کنم

497
00:29:28,057 --> 00:29:29,642
‫آره، الان میگی

498
00:29:29,642 --> 00:29:31,728
‫صبر کن تا یکم پول در بیاری

499
00:29:32,687 --> 00:29:34,773
‫کارت ویزیت داری؟

500
00:29:34,773 --> 00:29:36,483
‫نه قربان. هنوز نه

501
00:29:36,483 --> 00:29:38,943
‫خب پس، بیا بریم خونه

502
00:29:38,943 --> 00:29:40,695
‫حرف‌های کاری رو باید با قهوه زد

503
00:29:40,695 --> 00:29:42,697
‫بله قربان

504
00:30:52,225 --> 00:30:55,228
‫عوضی های حیوون‌اهلی‌کُشِ به‌دردنخور

505
00:30:57,230 --> 00:30:59,023
‫همه‌ی حیوانات اهلی رو می‌خورن!
