﻿1
00:00:28,695 --> 00:00:31,448
‫کارتر!

2
00:00:52,010 --> 00:00:54,429
‫کارتر.
‫کارتر، نه.

3
00:00:54,429 --> 00:00:56,181
‫کارتر.

4
00:00:56,181 --> 00:00:57,766
‫یادمه یکی بهم گفته بود...

5
00:00:57,766 --> 00:01:01,478
‫که آدم‌ها به خاطر یه دلیل، یه مدت کوتاه
‫یا یه عُمر وارد زندگی‌مون می‌شن.

6
00:01:02,395 --> 00:01:03,646
‫این حرف همیشه تو ذهنمه.

7
00:01:04,689 --> 00:01:07,484
‫چون اگه نتونیم در مورد مدت زمانی که
‫بقیه تو زندگی‌مون می‌مونن تصمیم بگیریم چی؟

8
00:01:09,194 --> 00:01:11,613
‫چی می‌شه اگه آدمایی که
‫فکر می‌کنیم تا آخر عمرمون پیشمون هستن...

9
00:01:12,906 --> 00:01:14,282
‫چی می‌شه اگه مجبور بشه برن؟

10
00:01:15,283 --> 00:01:17,452
‫از کجا بدونیم تا کِی با همدیگه هستیم؟

11
00:02:01,329 --> 00:02:04,582
‫اگه قراره مدت زمان طولانی‌ای پیش هم باشیم،
‫نشونه‌ای واسه فهمیدنش وجود داره؟

12
00:02:09,629 --> 00:02:12,549
‫و اگه نشونه‌هایی وجود داشته باشه،
‫چطوری می‌تونیم متوجه‌ی اونا بشیم؟

13
00:02:15,802 --> 00:02:18,138
‫اون هم وقتی که هنوز روی هویت
‫خودمون شناختی نداریم؟

14
00:02:19,848 --> 00:02:21,015
‫من که مطمئناً هیچ شناختی نداشتم،

15
00:02:24,394 --> 00:02:27,188
‫- داری تموم بدنت رو تکون میدی.
‫- عاشقتم.

16
00:02:27,188 --> 00:02:29,649
‫یه روزی این رو می‌فرستم واسه آمریکن آیدول.

17
00:02:29,649 --> 00:02:31,818
‫داری تموم بدنت رو تکون میدی.

18
00:02:33,319 --> 00:02:35,738
‫گمونم تنها کاری که می‌تونیم
‫انجام بدیم اینه که از قلب‌مون پیروی کنیم،

19
00:02:35,738 --> 00:02:37,991
‫و امیدوار باشیم ما رو از خطر دور نگه‌داره.

20
00:02:40,451 --> 00:02:41,619
‫چون دیگه چیکار می‌شه کرد؟

21
00:02:49,085 --> 00:02:50,587
‫- خودشه؟
‫- آره.

22
00:02:51,671 --> 00:02:53,131
‫اوون، گوش کن.

23
00:02:53,131 --> 00:02:56,509
‫میری اون بیرون و به اون قلدر نشون میدی
‫که واقعاً کی هستی.

24
00:02:57,010 --> 00:02:57,844
‫تو این خانواده...

25
00:02:57,844 --> 00:03:00,680
‫اگه بیش از حد به حرف بقیه گوش کنیم
‫و حرفای خودمون رو نادیده بگیریم...

26
00:03:02,307 --> 00:03:04,392
‫این سوال پیش میاد که ما چه کسی هستیم؟

27
00:03:05,685 --> 00:03:07,187
‫و به کجا تعلق داریم.

28
00:03:17,614 --> 00:03:18,615
‫بن.

29
00:03:20,533 --> 00:03:22,535
‫[فعالیت قایقرانی در شرایط طوفانی نورداستر]

30
00:03:49,395 --> 00:03:50,730
‫آره!

31
00:03:55,235 --> 00:03:56,527
‫چی انقدر خنده‌داره؟

32
00:03:58,112 --> 00:03:59,989
‫- خیلی‌خب، صبر کن، وایسا.
‫- آره!

33
00:03:59,989 --> 00:04:01,824
‫و اینجا رو ببین.

34
00:04:03,159 --> 00:04:05,161
‫- حتماً درد داشته.
‫- وحشتناک بود.

35
00:04:05,161 --> 00:04:08,957
‫عجب، شما دو تا رو ببین.
‫حسابی با هم جفت شدید.

36
00:04:08,957 --> 00:04:10,625
‫آره، مثل یه جفت گلابی نارس.

37
00:04:11,459 --> 00:04:13,211
‫بابا با جوکاش وارد می‌شه.

38
00:04:13,211 --> 00:04:14,671
‫عجب بابا.
‫آفرین.

39
00:04:15,797 --> 00:04:18,424
‫به مامان قول دادم تو کتابفروشی و
‫بار جدیدش بهش کمک کنم.

40
00:04:18,424 --> 00:04:20,260
‫آره، بن ما هم باید راه بیفتیم.

41
00:04:20,260 --> 00:04:21,719
‫لیست کارامون چیه؟

42
00:04:21,719 --> 00:04:24,222
‫- گیم‌زون، کلبه‌ی قند...
‫- آره.

43
00:04:24,222 --> 00:04:25,431
‫و یه هودی جدید برای بن بخری.

44
00:04:25,431 --> 00:04:28,351
‫مکس، اسم اون مغازه‌ای که دوستش داری چیه؟
‫اسنیکرهون.

45
00:04:29,185 --> 00:04:31,562
‫فکر کردم فقط قراره دوربینت رو تحویل بگیری.

46
00:04:32,188 --> 00:04:33,314
‫تو هم می‌تونی بیای.

47
00:04:34,190 --> 00:04:35,984
‫نه، من راحتم.

48
00:04:35,984 --> 00:04:37,068
‫مطمئنی؟

49
00:04:45,827 --> 00:04:47,787
‫اون دیگه چی؟

50
00:04:48,454 --> 00:04:49,831
‫آره، چطوره تو بهم بگی چیه؟

51
00:04:59,007 --> 00:05:02,010
‫اون پسره تو مغازه‌ی دوربین فروشی
‫خیلی کارش درست بود، نه؟

52
00:05:02,010 --> 00:05:04,345
‫مثلاً اون فیلتر دریای آبی تیره چی بود؟

53
00:05:04,345 --> 00:05:05,513
‫- فیلتر قرمز تیره...
‫- آره.

54
00:05:05,513 --> 00:05:06,514
‫هشتاد و یک اِی.

55
00:05:06,514 --> 00:05:08,850
‫و واقعاً عکسای سیاه و سفید
‫خوبی رو می‌گیرن، پس ممنون.

56
00:05:08,850 --> 00:05:09,892
‫هی، اینجایی.

57
00:05:09,892 --> 00:05:12,061
‫تو صف با یه زن دوست‌داشتنی
‫منتظر بودم...

58
00:05:12,061 --> 00:05:13,938
‫که فهمیدم پسرش هم مدرسه‌ای توئه.

59
00:05:13,938 --> 00:05:16,733
‫پسره واسه‌شون جا گرفته و مادرش
‫بهمون گفت می‌تونیم بریم پیششون بشینیم.

60
00:05:19,319 --> 00:05:20,361
‫بی‌خیال بابا.

61
00:05:23,948 --> 00:05:27,535
‫شصت ساعت طول کشید
‫تا نشان شهروندی جهانیم رو بگیرم،

62
00:05:27,535 --> 00:05:29,370
‫ولی عاشق انجام کار داوطلبانه
‫تو بیمارستان کهنه‌سربازان بودم.

63
00:05:29,370 --> 00:05:31,164
‫حالا بن، تو هم علاقمند به پیشاهنگی هستی؟

64
00:05:33,416 --> 00:05:34,417
‫- خب...
‫- بن...

65
00:05:34,417 --> 00:05:37,295
‫- ببخشید، من...
‫- به خدا که دستمال کاغذی برداشته بودم.

66
00:05:37,295 --> 00:05:38,463
‫می‌دونید چیه؟
‫مشکلی نیست.

67
00:05:39,172 --> 00:05:40,173
‫من میرم کمکش کنم.

68
00:05:41,549 --> 00:05:42,550
‫خیلی پسر مهربونیه.

69
00:05:45,845 --> 00:05:49,307
‫حالا که مامانت رو می‌بینم، نمی‌تونم متوجه بشم
‫از کی این ژن بازنده بودن رو به ارث بردی.

70
00:05:50,016 --> 00:05:52,602
‫- شاید از بابات؟
‫- مشکلت با من چیه؟

71
00:05:52,602 --> 00:05:55,021
‫مامان من احمق نیست.
‫می‌فهمه داری نقش بازی می‌کنی.

72
00:05:55,021 --> 00:05:58,066
‫- مطمئنی؟ والدین عاشق من هستن.
‫- باشه.

73
00:06:01,527 --> 00:06:02,528
‫بن.

74
00:06:02,862 --> 00:06:05,823
‫- فکر می‌کنی به اندازه برداشتی، رفیق؟
‫- زیادی مراقب بودن که ضرری نداره، نه؟

75
00:06:05,823 --> 00:06:07,784
‫آره، می‌دونی، دلیل اینجا بودنمون
‫دقیقاً همینه.

76
00:06:07,784 --> 00:06:09,619
‫داشتیم دوربین بن رو تعمیر می‌کردیم.

77
00:06:09,619 --> 00:06:11,871
‫متاسفانه تو مدرسه از دستش افتاده.

78
00:06:12,497 --> 00:06:13,331
‫افتاده، آره؟

79
00:06:13,331 --> 00:06:16,000
‫آره، یکی زد رو دستم و افتاد زمین.

80
00:06:16,000 --> 00:06:17,293
‫خیلی بده.

81
00:06:23,383 --> 00:06:26,260
‫بن، جیسون با گوشیش بازی نمی‌کنه، مگه نه؟

82
00:06:26,260 --> 00:06:27,595
‫موقع غذا خوردن گوشیم رو خاموش می‌کنم.

83
00:06:27,595 --> 00:06:29,389
‫این قانون رو تو خونه‌مون گذاشتیم.

84
00:06:29,389 --> 00:06:30,723
‫یه مورد اساسی تو آداب معاشرته، می‌دونی؟

85
00:06:30,723 --> 00:06:32,558
‫مامانم همیشه بهم میگه که چقدر مهمه...

86
00:06:32,558 --> 00:06:34,435
‫آدم یه برداشت اولیه‌ی خوب
‫تو طرف مقابلش ایجاد کنه.

87
00:06:34,435 --> 00:06:36,062
‫می‌دونید چیه؟
‫خیلی خوشحالم اومدیم پیش هم.

88
00:06:36,062 --> 00:06:38,689
‫جیسون از نوبت متخصص ارتودنسیش که
‫فرداست خیلی می‌ترسید،

89
00:06:38,689 --> 00:06:40,650
‫ولی حالا انگار همه چی رو
‫راجع بهش یادش رفته.

90
00:06:41,234 --> 00:06:43,736
‫اون محشره.
‫پسر خیلی دوست داشتنی‌ای بزرگ کردی.

91
00:06:44,862 --> 00:06:45,863
‫واقعاً میگم.

92
00:06:48,199 --> 00:06:50,159
‫پسر دوست‌داشتنی؟

93
00:06:50,159 --> 00:06:51,327
‫جیسون؟

94
00:06:51,327 --> 00:06:52,954
‫خیلی دوست‌داشتنی.

95
00:06:52,954 --> 00:06:54,705
‫چرا حرفی نزدی؟

96
00:06:54,705 --> 00:06:56,207
‫هر حرفی می زدم فرقی نمی‌کرد.

97
00:06:56,207 --> 00:06:59,335
‫می‌تونستم بگم اون یه دانش‌آموز کلاس ششمی رو
‫خرد کرده و ریخته داخل یه اسموتی...

98
00:06:59,335 --> 00:07:01,587
‫ولی باز هم مامانم اون رو واسه
‫شب فیلم دیدن دعوتش می‌کرد.

99
00:07:01,587 --> 00:07:03,464
‫من از شب فیلم دیدن متنفرم.

100
00:07:03,464 --> 00:07:05,675
‫من از این متنفرم که والدین‌مون
‫فکر می‌کنن یه قلدر مثل جیسون...

101
00:07:05,675 --> 00:07:07,593
‫پسر خیلی دوست‌داشتنی‌ایه.

102
00:07:07,593 --> 00:07:08,928
‫کاملاً گولشون زده.

103
00:07:09,554 --> 00:07:11,764
‫کاش می‌تونستن کارایی که
‫اون تو مدرسه می‌کنه رو ببینن.

104
00:07:15,476 --> 00:07:18,271
‫شاید بتونیم لوش بدیم.

105
00:07:19,689 --> 00:07:21,190
‫بدون اینکه دوباره تنبیه بشی.

106
00:07:22,275 --> 00:07:24,569
‫- عکس واضحی داری؟
‫- تقریباً.

107
00:07:24,569 --> 00:07:26,988
‫زود باش، باید قبل از اینکه
‫بره ارتودنسی انجامش بدیم.

108
00:07:26,988 --> 00:07:29,615
‫- می‌دونم.
‫- خیلی‌خب، طعمه داره میاد.

109
00:07:31,742 --> 00:07:34,412
‫- رفیق، سوپ رو برندار.
‫- آره، واسش درس عبرت نمی‌شه.

110
00:07:39,709 --> 00:07:40,793
‫یه پیام واسش اومد، فکر کنم.

111
00:07:41,919 --> 00:07:42,920
‫باید برم.

112
00:07:48,801 --> 00:07:49,927
‫چی دارم بلغور می‌کنم؟

113
00:07:49,927 --> 00:07:51,429
‫زود باش.
‫گوشیت رو بردار.

114
00:07:54,223 --> 00:07:55,600
‫بدترین شانس عالم رو دارم.

115
00:07:59,020 --> 00:08:00,146
‫حالا شاید نه بدترینش.

116
00:08:05,318 --> 00:08:06,319
‫اوون؟

117
00:08:07,528 --> 00:08:09,864
‫هی!
‫بس کن، به خودت صدمه میزنی.

118
00:08:09,864 --> 00:08:10,990
‫هی!
‫جدی میگم.

119
00:08:17,788 --> 00:08:18,789
‫خدایا.

120
00:08:19,415 --> 00:08:21,334
‫"باید از خودت دفاع کنی پسر"

121
00:08:21,334 --> 00:08:23,127
‫بابام روحش هم خبر نداره اون چطوریه.

122
00:08:24,295 --> 00:08:26,839
‫بدترین قسمتش رو می‌دونی چیه؟
‫اونا خبر ندارن که خبر ندارن.

123
00:08:26,839 --> 00:08:29,467
‫اینجا رو گوش کن.
‫مامانم متقاعد شده که جیسون پسر خوبیه.

124
00:08:29,467 --> 00:08:31,344
‫- نه بابا.
‫- آره بابا.

125
00:08:34,722 --> 00:08:37,934
‫آخه حتی وقتی که بخوام
‫توضیح بدم هم بابام خیلی کندذهن بازی درمیاره.

126
00:08:37,934 --> 00:08:40,645
‫یه وقتایی فقط می‌خوام
‫از اتاق بزنم بیرون و جیغ بکشم.

127
00:08:40,645 --> 00:08:42,522
‫دقیقاً!
‫من باید برم.

128
00:08:48,361 --> 00:08:50,071
‫داری شوخی می‌کنی؟
‫چرا تو فقط...

129
00:08:50,071 --> 00:08:52,490
‫مکس، منم.
‫بن.

130
00:08:53,366 --> 00:08:54,367
‫جدی میگم.

131
00:08:55,785 --> 00:08:58,037
‫خفه شو.

132
00:08:58,037 --> 00:09:00,540
‫اگه تو بنی و تبدیل شدی به جیسون،

133
00:09:01,040 --> 00:09:03,042
‫یعنی واقعاً یه نوع ارتباطی رو
‫با اون حس کردی؟

134
00:09:03,042 --> 00:09:04,669
‫حس نکردم، قسم می‌خورم.

135
00:09:05,378 --> 00:09:08,172
‫- پس چی شد؟
‫- واقعاً نمی‌دونم.

136
00:09:08,172 --> 00:09:10,049
‫اولین باریه که با یکی حرف زدم و...

137
00:09:10,049 --> 00:09:13,261
‫یهویی تبدیل شدم به یه نفر دیگه.

138
00:09:13,261 --> 00:09:14,887
‫حتی لباس‌های اون تنته.

139
00:09:14,887 --> 00:09:17,848
‫شاید لازم نیست واسه تبدیل شدن
‫به یکی باهاش همدلی کنم.

140
00:09:17,848 --> 00:09:21,185
‫شاید فقط باید یه چیزی رو حس کنم؟

141
00:09:21,185 --> 00:09:23,813
‫باشه، آره. هر چی.
‫می‌شه بری یه جای دیگه بشینی؟

142
00:09:23,813 --> 00:09:27,525
‫نمی‌خوام بقیه فکر کنن که من دارم
‫با اون حرف می‌زنم.

143
00:09:31,821 --> 00:09:33,739
‫- برو دیگه.
‫- صبر کن، فکر محشری کردی.

144
00:09:33,739 --> 00:09:35,366
‫می‌تونم برم اون طرف و
‫مثل جیسون رفتار کنم.

145
00:09:35,366 --> 00:09:36,659
‫واسه همین اینکار رو کردی؟

146
00:09:36,659 --> 00:09:38,494
‫واسه آخرین بار میگم که
‫نمی‌خواستم اینکار رو بکنم.

147
00:09:38,494 --> 00:09:41,163
‫- ولی حالا که اینکار رو کردم...
‫- می‌خوای بری بچه‌ها رو اذیت کنی؟

148
00:09:41,163 --> 00:09:43,958
‫تو قالب جیسون و تو هم می‌تونی
‫از همه‌ی کارام فیلم بگیری.

149
00:09:43,958 --> 00:09:46,127
‫- هوشمندانه‌ست، نه؟
‫- نه، هوشمندانه نیست.

150
00:09:46,127 --> 00:09:48,504
‫درضمن، کارتر در مورد اینجور چیزا
‫مگه بهت هشدار نداده بود؟

151
00:09:48,504 --> 00:09:49,589
‫بی‌خیال دیگه.

152
00:09:49,589 --> 00:09:51,382
‫مشخصه که جیسون آدم بده‌ی داستانه.

153
00:09:51,382 --> 00:09:52,925
‫به نظرت ملت نباید بفهمن؟

154
00:09:52,925 --> 00:09:57,013
‫آره، ولی من باهات راه نمیفتم بیام که
‫واسه بچه‌های بی‌گناه قلدری کنی.

155
00:09:57,013 --> 00:09:58,931
‫بدترین استفاده‌ی ممکن از قدرت‌ همینه.

156
00:09:58,931 --> 00:10:00,641
‫آخرین باری که بررسی کردم،
‫قدرت‌های خودمن.

157
00:10:16,657 --> 00:10:19,118
‫سلام، حال و احوال؟

158
00:10:20,536 --> 00:10:22,997
‫کنار اون دختره چیکار می‌کردی؟

159
00:10:24,290 --> 00:10:26,167
‫نمی‌دونم.
‫خودت با این قیافه‌ت چیکار می‌کنی؟

160
00:10:28,836 --> 00:10:30,713
‫یالا دیگه.
‫بیاید بریم یه کم خوش بگذرونیم.

161
00:10:33,215 --> 00:10:35,092
‫لئونارد؟
‫بریم تو کارش.

162
00:10:43,601 --> 00:10:46,103
‫لئونارد رو می‌خوای؟
‫باید از روی جنازه‌ی من رد بشی.

163
00:10:50,941 --> 00:10:51,942
‫یالا، رفقا.

164
00:10:52,401 --> 00:10:53,402
‫اونا ارزشش رو ندارن.

165
00:10:57,406 --> 00:10:59,575
‫مکس؟
‫ممنون بابتش.

166
00:11:00,201 --> 00:11:01,661
‫خواهش می‌کنم.
‫قابلی نداشت.

167
00:11:11,295 --> 00:11:13,297
‫- چه خبر رفیق پیر خودم؟
‫- سلام.

168
00:11:13,881 --> 00:11:15,800
‫یکی با ریشای خاکستری بهم میگه پیر، آره؟

169
00:11:15,800 --> 00:11:19,387
‫خب، نه. این که خاکستری نیست.
‫ما بهش میگیم ترکیبی.

170
00:11:19,387 --> 00:11:20,721
‫- پس اسمش اینه؟
‫- آره.

171
00:11:20,721 --> 00:11:22,765
‫باشه، خب منم همین صداش می‌کنم.
‫خب، چه خبر، رفیق؟

172
00:11:22,765 --> 00:11:25,017
‫- الیزابت و بچه‌ها چطورن؟
‫- خوبن. خوبن.

173
00:11:25,017 --> 00:11:26,811
‫- واقعاً؟
‫- آره. راستش عالین.

174
00:11:27,436 --> 00:11:28,396
‫کارتر چطوره؟

175
00:11:28,396 --> 00:11:29,980
‫- مدرسه واسش خوب پیش میره؟
‫- آره.

176
00:11:29,980 --> 00:11:32,900
‫آره...آره، کارتر عالیه.

177
00:11:32,900 --> 00:11:33,984
‫کارتر عالیه.

178
00:11:35,236 --> 00:11:37,279
‫خب، حالا می‌خوای بهم بگی
‫که اینجا چیکار می‌کنی؟

179
00:11:38,114 --> 00:11:39,490
‫گوش کن، من...

180
00:11:39,490 --> 00:11:45,246
‫امروز صبح واسه دویدن رفته بودم بیرون و
‫دیدم این به درخت چسبیده.

181
00:11:52,503 --> 00:11:57,174
‫می‌دونی، یه چند سال پیش
‫وقتی که حال و روزت خیلی بد بود،

182
00:11:58,426 --> 00:12:00,594
‫هر بار که میومدم خونه‌ت که
‫حالت رو بپرسم...

183
00:12:00,594 --> 00:12:04,724
‫این تیکه کاغذای کوچیک و بی‌ربط رو
‫با اون علامت روش پیدا می‌کردم.

184
00:12:05,307 --> 00:12:08,018
‫آره، خب، این دفعه مثل قبل نیست.

185
00:12:08,602 --> 00:12:10,187
‫باشه؟
‫من حالم خوبه.

186
00:12:11,272 --> 00:12:12,648
‫مطمئنی؟

187
00:12:12,648 --> 00:12:15,985
‫چون با توجه به اینا به نظر نمی‌رسه
‫که واقعاً حالت خوب باشه.

188
00:12:18,779 --> 00:12:20,865
‫بی‌خیال دی، فقط دوباره نمی‌خوام
‫ببینم که داری از هم می‌پاشی.

189
00:12:20,865 --> 00:12:22,700
‫نه، من از هم نمی‌پاشم.

190
00:12:22,700 --> 00:12:23,784
‫اصلاً و ابداً.

191
00:12:24,910 --> 00:12:26,162
‫جدی میگم.
‫من فقط...

192
00:12:28,038 --> 00:12:29,874
‫سرم رو انداختم پایین و
‫دارم کارم رو انجام میدم.

193
00:12:30,458 --> 00:12:31,459
‫که یه بابای خوب بودنه.

194
00:12:33,753 --> 00:12:35,171
‫حتی اگه کارتر اینجا نباشه.

195
00:12:52,062 --> 00:12:53,856
‫- سلام.
‫- باید دست برداری.

196
00:12:54,690 --> 00:12:57,026
‫قدرت داشتن چه فایده‌ای داره
‫وقتی نتونم ازش استفاده کنم؟

197
00:12:57,610 --> 00:12:59,278
‫الان خودت حالیته چی داری میگی؟

198
00:12:59,278 --> 00:13:01,864
‫واقعاً نمی‌تونم باورت کنم.

199
00:13:01,864 --> 00:13:03,866
‫تصمیم گرفتی همه‌ی اینکارا رو
‫تنهایی انجام بدی...

200
00:13:03,866 --> 00:13:05,618
‫- و کاملاً نادیده گرفتی...
‫- چی رو؟

201
00:13:06,535 --> 00:13:07,953
‫من رو.

202
00:13:08,746 --> 00:13:10,873
‫مکس، من واقعاً...

203
00:13:12,583 --> 00:13:14,877
‫- می‌خوام از خودم دفاع کنم.
‫- اوون، نه!

204
00:13:16,837 --> 00:13:18,297
‫صدام رو می‌شنوی؟

205
00:13:18,798 --> 00:13:20,341
‫می‌تونی چشمات رو باز کنی؟

206
00:13:21,592 --> 00:13:22,843
‫همینه.

207
00:13:24,595 --> 00:13:26,096
‫بیا یه نگاهی بندازیم.

208
00:13:27,890 --> 00:13:28,891
‫مامان؟

209
00:13:34,063 --> 00:13:35,689
‫ببخشید. من...

210
00:13:36,649 --> 00:13:38,692
‫- من فقط خیلی...
‫- یه کم حالت‌تهوع داری؟

211
00:13:40,611 --> 00:13:42,905
‫سردرد داری؟
‫نور رو دنبال کن.

212
00:13:45,741 --> 00:13:48,661
‫یه چیزی در مورد یه دعوا شنیدم؟

213
00:13:50,663 --> 00:13:51,664
‫می‌خوای راجع بهش بهم بگی؟

214
00:13:53,332 --> 00:13:55,918
‫من...یه پسره بهم مشت زد.

215
00:13:56,418 --> 00:13:58,295
‫یهویی؟
‫این رو دنبال کن.

216
00:13:59,547 --> 00:14:01,340
‫خوبه.
‫همینه.

217
00:14:02,341 --> 00:14:03,425
‫وحشتناکه.

218
00:14:03,425 --> 00:14:04,510
‫تو هیچ کاری نکرده بودی...

219
00:14:04,510 --> 00:14:07,137
‫- و یهویی این پسره کتکت زد؟
‫- آره.

220
00:14:07,137 --> 00:14:09,390
‫چرا یکی باید پیداش بشه
‫و کتکت بزنه؟

221
00:14:10,474 --> 00:14:12,101
‫اصلاً با عقل جور درنمیاد، مگه نه؟

222
00:14:15,771 --> 00:14:19,608
‫بچه‌های خوبی مثل تو،
‫سرشون تو کار خودشونه.

223
00:14:23,904 --> 00:14:25,531
‫واقعاً ازم انتظار داری حرفت رو باور کنم؟

224
00:14:27,449 --> 00:14:29,201
‫من که یه روزه نیستم.

225
00:14:30,703 --> 00:14:33,747
‫اون نقش فرشته کوچولویی که
‫سر ناهار بازی می‌کردی رو باور نکردم،

226
00:14:33,747 --> 00:14:36,876
‫و شرط می‌بندم یه ربطی
‫به دوربین پسرم داشتی.

227
00:14:38,586 --> 00:14:40,963
‫پس واقعاً داره با این داستان
‫بهم سخت می‌گذره،

228
00:14:40,963 --> 00:14:43,966
‫همین داستان " من هیچ‌کاری نکردم و
‫اون پسره کتکم زد"

229
00:14:45,175 --> 00:14:46,176
‫جدی میگی؟

230
00:14:46,677 --> 00:14:49,972
‫جیسون، نمی‌تونی هیچ‌کس رو گول بزنی.

231
00:14:56,312 --> 00:14:59,356
‫باید برم دستشویی!
‫همین‌الان باید برم.

232
00:15:11,076 --> 00:15:12,369
‫آره!

233
00:15:23,505 --> 00:15:24,882
‫الان میام.

234
00:15:51,533 --> 00:15:53,202
‫سلام، بن.
‫روزت چطور بود؟

235
00:15:54,203 --> 00:15:55,663
‫خوب بود.

236
00:15:55,663 --> 00:15:58,248
‫- با این عجله داری کجا میری؟
‫- هیچ‌ کجا.

237
00:15:58,248 --> 00:15:59,833
‫باشه، خوبه.
‫چون یه موضوعی هست که...

238
00:15:59,833 --> 00:16:01,126
‫می‌خوام باهات راجع بهش حرف بزنم.

239
00:16:01,126 --> 00:16:02,503
‫یه چیزی مثل...

240
00:16:02,503 --> 00:16:05,506
‫به نظرم باحال می‌شه اگه بتونیم
‫اتاق زیرشیروونی رو تبدیل به اتاق تاریک بکنیم.

241
00:16:06,090 --> 00:16:07,883
‫واسه همین هفته‌ی پیش
‫یه مشت وسیله سفارش دادم.

242
00:16:09,134 --> 00:16:11,762
‫ولی می‌دونی؟
‫فقط در صورتی که خودت هم پایه باشی.

243
00:16:11,762 --> 00:16:12,846
‫لعنتی

244
00:16:14,181 --> 00:16:16,642
‫- خیلی باحاله. ممنون.
‫- آره.

245
00:16:17,935 --> 00:16:19,353
‫- سلام.
‫- سلام.

246
00:16:19,353 --> 00:16:20,521
‫- سلام، مامان.
‫- کار چطور بود؟

247
00:16:20,521 --> 00:16:22,815
‫باورت نمیشه اگه بهت بگم
‫امروز کی اومده بود اورژانس.

248
00:16:23,399 --> 00:16:25,734
‫بن، می‌خوام تو هم بشنوی.

249
00:16:26,485 --> 00:16:27,486
‫جیسون اومده بود.

250
00:16:28,112 --> 00:16:29,446
‫واقعاً؟

251
00:16:30,197 --> 00:16:32,574
‫- چرا؟ چی شده بود؟
‫- یه پسره بهش مشت زده بود.

252
00:16:32,574 --> 00:16:33,993
‫- واقعاً؟
‫- واقعاً.

253
00:16:33,993 --> 00:16:35,452
‫بن، تو هم از این قضیه خبر داری؟

254
00:16:36,120 --> 00:16:38,414
‫چیزی نیست.
‫حالش خوب می‌شه.

255
00:16:39,123 --> 00:16:41,166
‫- بده به من. بذار ازت بگیرمش.
‫- ممنون.

256
00:16:41,834 --> 00:16:42,835
‫بن.

257
00:16:46,714 --> 00:16:49,591
‫می‌دونم آخرین چیزی که می‌خوای اینه که
‫مادرت سرک بکشه تو زندگی اجتماعیت،

258
00:16:49,591 --> 00:16:52,928
‫ولی یه لطفی به خودت بکن و
‫حواست به پسرایی مثل جیسون باشه.

259
00:16:53,512 --> 00:16:55,305
‫باشه؟
‫حالا دیگه می‌تونی بری.

260
00:16:59,852 --> 00:17:00,978
‫عجب بابا.

261
00:17:01,979 --> 00:17:03,856
‫چیکار کردم که این حقمه؟

262
00:17:05,649 --> 00:17:07,276
‫- مکس؟
‫- سلام.

263
00:17:08,068 --> 00:17:08,902
‫سلام.

264
00:17:08,902 --> 00:17:10,070
‫به من توجه نکنید.

265
00:17:10,070 --> 00:17:11,739
‫من که اینجا زندگی نمی‌کنم.

266
00:17:11,739 --> 00:17:13,532
‫فکر می‌کردم امشب رو
‫خونه‌ی مامانت می‌مونی.

267
00:17:13,532 --> 00:17:14,658
‫آره.

268
00:17:14,658 --> 00:17:17,536
‫باشه، خب پس چرا داریم جوری رفتار می‌کنیم
‫که قراره این مسئله تبدیل به یه دردسر بشه؟

269
00:17:17,536 --> 00:17:19,246
‫من که اینجوری رفتار نمی‌کنم.
‫فقط باید با بن حرف بزنم.

270
00:17:19,246 --> 00:17:20,914
‫- یالا. برو بالا.
‫- باشه. خدایا.

271
00:17:22,583 --> 00:17:24,877
‫- باورت نمی‌شه چی پیدا کردم.
‫- چی؟

272
00:17:24,877 --> 00:17:26,837
‫صبر کن. اول تو نباید یه چیزی بهم بگی؟

273
00:17:26,837 --> 00:17:27,921
‫چی؟

274
00:17:28,756 --> 00:17:32,885
‫راست میگی. ببخشید، مکس.به خاطر اینکه
‫ تو جلد جیسون می‌خواستم واسه بچه ها قلدری کنم.

275
00:17:32,885 --> 00:17:34,053
‫نقشه‌ی احمقانه‌ای بود.

276
00:17:34,053 --> 00:17:36,346
‫راستش نه، نقشه‌ی هوشمندانه‌ای بود.

277
00:17:36,346 --> 00:17:38,140
‫فقط خیلی به تو نمیومد.

278
00:17:38,140 --> 00:17:39,975
‫پس باید واسه چی معذرت‌خواهی کنم، مکس؟

279
00:17:39,975 --> 00:17:43,103
‫فکر می‌کردم من و تو...می‌دونی
‫مثل همونی هستیم که مامانت گفت.

280
00:17:43,103 --> 00:17:45,147
‫کاملاً با هم جفتیم؟
‫ولی نیستیم.

281
00:17:45,147 --> 00:17:46,607
‫- نیستیم؟
‫- نه.

282
00:17:47,274 --> 00:17:50,194
‫- ما یه جفت گلابی نارسیم.
‫- خیلی خنگولی.

283
00:17:50,194 --> 00:17:51,487
‫می‌دونم.

284
00:17:51,487 --> 00:17:52,863
‫وای خدای من.
‫خیلی‌خب، اینجا رو ببین.

285
00:17:53,739 --> 00:17:55,991
‫- داشتی دنبال یه چیزی می گشتی، نه؟
‫- آره.

286
00:17:55,991 --> 00:17:59,203
‫خیلی‌خب، حالا نظرت راجع به این چیه؟

287
00:18:15,886 --> 00:18:18,055
‫می‌دونم گفته بودم باید
‫به حرف قلب‌مون گوش بدیم،

288
00:18:18,055 --> 00:18:19,598
‫و امیدوار باشیم که ما رو راهنمایی کنه،

289
00:18:21,183 --> 00:18:22,392
‫ولی همیشه جواب نیست.

290
00:18:24,520 --> 00:18:26,855
‫ولی شاید به خاطر همینه که
‫بقیه رو تو زندگی‌مون داریم.

291
00:18:28,315 --> 00:18:29,775
‫آدمایی که ما رو می‌شناسن.

292
00:18:34,071 --> 00:18:35,405
‫آدمایی که ما رو درک می‌کنن.

293
00:18:39,159 --> 00:18:41,078
‫چون بعضی‌وقتا نشونه‌ها رو نمی‌بینیم.

294
00:18:45,415 --> 00:18:48,502
‫بعضی‌وقتا داریم دست و پا می‌زنیم که
‫بفهمیم وارد شدن آدما به زندگی‌مون...

295
00:18:48,502 --> 00:18:49,586
‫واسه یه دلیله،

296
00:18:54,550 --> 00:18:55,551
‫یا واسه یه مدت کوتاهه،

297
00:18:59,847 --> 00:19:00,973
‫یا واسه یه عُمره.
