﻿1
00:00:05,920 --> 00:00:08,320
‫- منتظر دستورم
‫- گروگان‌گیر در تیررس‌ـه

2
00:00:08,400 --> 00:00:11,160
‫- چه غلطی داری می‌کنی تو؟
‫- اون‌طرف کلی تک‌تیرانداز وایساده!

3
00:00:11,320 --> 00:00:13,000
‫- زانو بزنین.
‫- دارن هدف‌گیری می‌کنن

4
00:00:13,680 --> 00:00:15,680
‫- بهم اجازۀ شلیک بدین
‫- میخوان بُکُشنشون

5
00:00:15,760 --> 00:00:17,680
‫- می‌خوان شلیک کنن
‫- بهم اجازه بدین شلیک کنم

6
00:00:17,760 --> 00:00:18,600
‫تفنگو بذار زمین!

7
00:00:19,560 --> 00:00:20,720
‫اونا می‌خوان بُکُشن‌ـشون

8
00:00:21,240 --> 00:00:22,080
‫اجازۀ شلیک رو بدین.

9
00:00:22,840 --> 00:00:25,080
‫- "کرکس 3"، می‌تونی شلیک کنی.
‫- پشت سرت!

10
00:00:47,000 --> 00:00:49,680
‫شنبه
‫ساعت 6 عصر

11
00:01:47,560 --> 00:01:50,280
‫خوبه! خوبه، آقای "تورِس". خوبه. خیلی خوبه!

12
00:01:50,680 --> 00:01:52,640
‫ولی حالا بیا سریال‌ها رو عوض کنیم، باشه؟

13
00:01:52,920 --> 00:01:54,880
‫بیا حرف رو عوض کنیم، خب؟

14
00:01:55,040 --> 00:01:57,040
‫یه کشور دیگه، خب
‫غُر نزن. بدو برو!

15
00:02:02,440 --> 00:02:04,760
‫"هلسینکی"! بیا پایین، زود باش!

16
00:02:04,840 --> 00:02:07,400
‫- ببین پایین چی داریم؟
‫- بدجور تیر خورده. زود باش!

17
00:02:07,720 --> 00:02:10,560
‫شماها کُشتینش، !

18
00:02:53,760 --> 00:02:54,600
‫زود باشین

19
00:03:06,840 --> 00:03:08,680
‫آب می‌خوام، آب بدین، لطفاً.

20
00:03:14,520 --> 00:03:16,440
‫آب، لطفاً. آب

21
00:03:19,160 --> 00:03:21,200
‫ممنون. "آرتورو"، تحمل کن. "ریو"، "ریو".

22
00:03:21,400 --> 00:03:22,640
‫الکل، الکل.

23
00:03:22,960 --> 00:03:24,640
‫ازت می‌خوام که دستت رو برداری...

24
00:03:26,680 --> 00:03:27,520
‫- "راکِل"

25
00:03:27,600 --> 00:03:29,720
‫کارمندان سابق ضراب‌خونۀ ملی پول

26
00:03:29,800 --> 00:03:33,080
‫تونستن هویت شخصی که توسط پلیس
‫مورد اصابت گلوله قرار گرفت رو شناسایی کنن

27
00:03:33,240 --> 00:03:36,080
‫اون شخص "آرتورو رومَن" بوده،
‫که مدیریت کل ضراب‌خونه رو به عهده داشته.

28
00:03:36,160 --> 00:03:39,440
‫اون در حالی که همراه با بقیۀ سارق‌ها
‫روی سقف بود،

29
00:03:39,520 --> 00:03:42,320
‫ توسط نیروهای پلیس
‫مورد اصابت گلوله قرار گرفت.

30
00:03:42,880 --> 00:03:46,560
‫این اتفاقات بعد از 32 ساعت از شروع
‫گروگان‌گیری رخ دادند.

31
00:03:47,480 --> 00:03:50,160
‫32 ساعت پس از شروع سرقت

32
00:03:52,160 --> 00:03:54,160
‫خواهش می‌کنم، باید با زنم حرف بزنم.

33
00:03:54,600 --> 00:03:56,440
‫باید با همسرم صحبت کنم.

34
00:03:56,720 --> 00:04:00,240
‫میگن که وقتی دَمِ مرگ هستیم،

35
00:04:00,680 --> 00:04:03,240
‫بالاخره می‌تونیم کل زندگی‌ـمون رو
‫در لحظه‌ای به وضوح ببینیم

36
00:04:03,840 --> 00:04:06,960
‫و "آرتورو رومَن"، وقتی داشت
‫روی اون میز خون از دست می‌داد

37
00:04:07,200 --> 00:04:11,040
‫منتظر یه چنین چیزی بود:
‫"بصیرت مرگ"

38
00:04:11,120 --> 00:04:14,480
‫اینکه یه بار واسه همیشه بفهمه
‫بالاخره عشق زندگی‌ـش کی بوده؟

39
00:04:16,640 --> 00:04:19,280
‫"لورا"، زنی که باهاش 14 سال
‫از زندگی‌ـش رو سپری کرده

40
00:04:19,360 --> 00:04:21,400
‫متأسفانه تنها اطمینانی که "آرتورو"
‫در اون لحظه داشت،

41
00:04:21,480 --> 00:04:23,520
‫این بود که اگه اونا نتونن گلوله رو
‫از بدنش خارج کنن،

42
00:04:23,960 --> 00:04:26,280
‫تا بیاد این معما رو برای خودش
‫حل کنه، مُرده.

43
00:04:27,200 --> 00:04:31,560
‫و صادقانه بگم، اون تمریناتی که ما واسۀ کمک‌های اولیه داشتیم،
‫اطمینانی واسه زنده نگه داشتن یه نفر نبودن

44
00:04:32,600 --> 00:04:33,840
‫سیاهرگ پایینی

45
00:04:35,000 --> 00:04:36,240
‫کلیۀ راست

46
00:04:37,240 --> 00:04:38,080
‫چپ

47
00:04:38,800 --> 00:04:39,920
‫روده‌بند

48
00:04:40,600 --> 00:04:42,200
‫ریۀ سمت راست

49
00:04:42,720 --> 00:04:43,560
‫چپ

50
00:04:44,040 --> 00:04:45,240
‫این قلب‌ـه

51
00:04:45,520 --> 00:04:46,360
‫سیاهرگ

52
00:04:46,920 --> 00:04:50,840
‫زیر ترقوه، راست و چپ

53
00:04:51,720 --> 00:04:52,600
‫بازو

54
00:04:53,920 --> 00:04:54,840
‫استخوان بازو

55
00:04:56,880 --> 00:04:58,440
‫وداج (ژوگولار) داخلی

56
00:04:59,080 --> 00:05:00,440
‫ژوگولار (وداج) خارجی

57
00:05:01,600 --> 00:05:03,120
‫و این قرمزها هم سرخرگ‌های اصلی هستن

58
00:05:03,440 --> 00:05:05,000
‫هی، وایسا، صبر کن

59
00:05:05,520 --> 00:05:06,440
‫بذار ببینم

60
00:05:07,080 --> 00:05:09,800
‫تو می‌خوای ما اینطوری پزشکی یاد بگیریم؟
‫با دو تا ماژیک؟

61
00:05:10,000 --> 00:05:12,240
‫اگه یکی تیر بخوره،
‫نمی‌تونه که بره بیمارستان.

62
00:05:12,600 --> 00:05:14,200
‫خودتون باید اون داخل قضیه رو
‫مدیریت کنید

63
00:05:14,400 --> 00:05:16,440
‫- عملاً مثه خوکشی کردن میمونه دیگه.
‫- خفه پسرم.

64
00:05:16,520 --> 00:05:18,800
‫اینکه خودمون رو توی اون لونۀ موش
‫حبس کنیم، یه مسأله‌ـس

65
00:05:18,840 --> 00:05:20,600
‫- اینکه بمیریمم یه مسألۀ دیگه‌ـس.
‫- "دِنوِر"

66
00:05:21,160 --> 00:05:23,680
‫ما می‌خوایم یاد بگیریم که
‫چطوری یه گلوله رو از بدن خارج کنیم

67
00:05:24,280 --> 00:05:26,120
‫قرار نیس که موشک هوا کنیم

68
00:05:26,200 --> 00:05:27,400
‫اونقدرا هم کار سختی نیست.

69
00:05:27,480 --> 00:05:30,360
‫انبردستی رو برمی‌داری، بدون اینکه
‫گندی بالا بیاری، گلوله رو می‌کِشی بیرون

70
00:05:30,440 --> 00:05:32,480
‫- تموم شد رفت
‫- گلوله‌هه گند رو بالا آورده دیگه

71
00:05:32,560 --> 00:05:34,360
‫اگه تیر خوردم، منو ببرین بیمارستان

72
00:05:34,440 --> 00:05:35,600
‫پاسخ منفی‌ـه

73
00:05:35,640 --> 00:05:37,520
‫خب، من یکی که ترجیح میدم
‫چلاق باشم و آزاد باشم

74
00:05:37,600 --> 00:05:39,800
‫ولی حالم خوب باشه و
‫توی سلول یه زندان بپوسم

75
00:05:39,960 --> 00:05:40,920
‫هیشکی از اونجا خارج نمیشه

76
00:05:42,000 --> 00:05:44,160
‫هر کدوم‌ـتون سرنخی هستین
‫که میشه ازتون استفاده کرد

77
00:05:44,240 --> 00:05:46,040
‫اگه کسی میخواد از کار کنار بکشه،
‫الان وقتشه

78
00:05:46,800 --> 00:05:49,000
‫حین دزدی همین‌جا میمونه و
‫بعدشم میره پِیِ زندگی‌ـش

79
00:05:52,240 --> 00:05:53,640
‫این درس‌ـمون قراره تا کِی طول بکشه؟

80
00:05:54,320 --> 00:05:56,440
‫"هلسینکی" هِی داره
‫کوچیک و کوچیک‌تر میشه

81
00:05:56,520 --> 00:05:58,520
‫هِی! در مورد من چی گفتی تو؟

82
00:06:00,680 --> 00:06:03,400
‫- بسه بابا. کافی‌ـه.
‫- می‌خوای ببینی؟

83
00:06:03,480 --> 00:06:04,520
‫خواهش می‌کنم

84
00:06:05,360 --> 00:06:08,000
‫بلند شو لباساتو بپوش.
‫یکی دیگه بیاد اینجا بخوابه، لطفاً.

85
00:06:08,080 --> 00:06:09,240
‫- قضیب جان نوبت توئه
‫- زود باش

86
00:06:09,320 --> 00:06:10,240
‫برو دیگه

87
00:06:10,320 --> 00:06:13,000
‫- نه؟ نمیری، هیشکی نمیره...
‫- خب، خودم میرم

88
00:07:26,280 --> 00:07:27,520
‫"راکل"، وزیر پشت خطه

89
00:07:27,600 --> 00:07:29,600
‫چی بهش بگم؟
‫"راکل"؟ چی بگم؟

90
00:07:29,680 --> 00:07:31,800
‫- "راکل"! چی بهش بگم؟
‫- چی؟

91
00:07:32,000 --> 00:07:35,000
‫- میگن دستور رو کی صادر کرده؟
‫- من دستورو دادم

92
00:07:36,800 --> 00:07:39,080
‫بهشون بگو... مرد زخمی شده
‫یه گروگان بوده

93
00:07:39,160 --> 00:07:42,040
‫- بعدشم تلفن لامصب رو قطع کن!
‫- طرف شبیه سارق‌ها بود دیگه

94
00:07:42,200 --> 00:07:44,200
‫من درخواست کردم که اجازۀ شلیک بدین
‫اصرار از من بود

95
00:07:44,200 --> 00:07:46,720
‫بازرس، مسؤولیت این قضیه
‫رو من به همراه‌ـتون به عهده می‌گیرم

96
00:07:47,720 --> 00:07:49,440
‫"بازرس"، آمبولانس آماده‌ـست

97
00:07:50,160 --> 00:07:51,680
‫بیاین با گروگان‌گیر صحبت کنیم

98
00:07:53,120 --> 00:07:55,600
‫داریم ارتباط رو باهاشون برقرار می‌کنیم

99
00:07:58,120 --> 00:08:00,280
‫باید یه تصمیمی می‌گرفتیم.
‫اونا داشتن...

100
00:08:00,360 --> 00:08:03,400
‫یه جوری بود که انگار داشتن می‌کُشتنشون،
‫باید تصمیم می‌گرفتیم، وقت نداشتیم

101
00:08:03,480 --> 00:08:04,760
‫ساکت باشین لطفاً!

102
00:08:32,480 --> 00:08:33,320
‫"پروفسور"؟

103
00:08:33,960 --> 00:08:35,680
‫به سمت گروگان‌ها شلیک کردین

104
00:08:35,920 --> 00:08:39,040
‫یکی‌ـشون بین مرگ و زندگی‌ـه.
‫فکر کنم واسه همین زنگ زدین

105
00:08:39,120 --> 00:08:40,920
‫یه آمبولانس می‌فرستم که
‫مجروح رو خارج کنه

106
00:08:41,360 --> 00:08:42,520
‫هیشکی از اینجا خارج نمیشه.

107
00:08:43,280 --> 00:08:46,520
‫- اون مرد داره خون‌ریزی می‌کنه
‫- به خاطر شلیکی که شما کردید

108
00:08:47,160 --> 00:08:48,440
‫یعنی می‌خوای بذاری بمیره؟

109
00:08:51,000 --> 00:08:52,840
‫بذار یه تیم پزشکی بفرستم اونجا

110
00:08:57,360 --> 00:08:59,320
‫پروفسور، گوش کن

111
00:09:00,280 --> 00:09:01,600
‫می‌دونم اشتباهِ من بوده

112
00:09:03,120 --> 00:09:07,040
‫ولی اگه یه گروگان بمیره، همونقدر که
‫واسه من بد میشه، واسه تو هم بد میشه

113
00:09:07,360 --> 00:09:08,800
‫باور کن، توی کمتر از

114
00:09:08,960 --> 00:09:11,720
‫پنج دقیقه افکار عمومی متوجه میشن

115
00:09:11,880 --> 00:09:12,960
‫که اون مرد به خاطر اینکه

116
00:09:13,040 --> 00:09:15,640
‫شما بهمون اجازه ندادین
‫وارد بشیم و نجاتش بدیم، مُرده

117
00:09:28,080 --> 00:09:30,760
‫دو تا جراح و یه دونه پرستار
‫با تجهیزات جراحی

118
00:09:31,040 --> 00:09:33,200
‫- وقتی رسیدن بهم اطلاع بدین
‫- ممنون

119
00:09:33,600 --> 00:09:35,400
‫یه درخواستی هم ازتون داشتم

120
00:09:36,760 --> 00:09:38,560
‫شخصی که مجروح شده می‌خواد
‫با همسرش صحبت کنه

121
00:09:39,040 --> 00:09:39,880
‫البته

122
00:09:41,280 --> 00:09:42,200
‫یا خدا

123
00:09:43,120 --> 00:09:44,800
‫همسر آقای "رومن" رو پیدا کنین

124
00:09:45,400 --> 00:09:47,680
‫تیم پزشکی کِی می‌تونن خودشونو
‫برسونن اینجا؟

125
00:09:47,760 --> 00:09:50,320
‫اگه از "لاپاز" با هلیکوپتر بیان،
‫10 تا 15 دقیقه طول می‌کشه

126
00:09:50,600 --> 00:09:52,520
‫- همین الان بیارشون اینجا!
‫- باشه

127
00:10:26,040 --> 00:10:27,680
‫همه توی موقعیتتون قرار بگیرین، زود باشین

128
00:10:30,840 --> 00:10:33,200
‫لطفاً توی موقعیتتون قرار بگیرید

129
00:10:56,560 --> 00:10:57,400
‫ببخشید

130
00:10:58,240 --> 00:10:59,360
‫می‌تونی رانندگی کنی؟

131
00:11:00,040 --> 00:11:00,880
‫بله، بله

132
00:11:00,960 --> 00:11:02,840
‫باید از اینجا برم بیرون، بریم یه دوری بزنیم

133
00:11:02,920 --> 00:11:04,240
‫- باشه
‫- ممنون

134
00:11:09,440 --> 00:11:10,440
‫هی، "راکل"

135
00:11:11,880 --> 00:11:12,880
‫چی شده؟

136
00:11:13,400 --> 00:11:14,640
‫باید فکر کنم

137
00:11:26,760 --> 00:11:27,640
‫برو

138
00:11:37,200 --> 00:11:39,400
‫اینطوری بهم نگاه نکن
‫تنهات که نمیذارم

139
00:12:00,920 --> 00:12:02,240
‫کدوم گوری رفته پس؟

140
00:12:03,720 --> 00:12:05,040
‫عوضی فرار کرده!

141
00:12:13,640 --> 00:12:14,800
‫بذار ببینم...

142
00:12:17,800 --> 00:12:18,800
‫یه لحظه

143
00:12:19,760 --> 00:12:21,160
‫اینم از این

144
00:12:26,000 --> 00:12:26,840
‫بگو دخترم

145
00:12:27,040 --> 00:12:28,920
‫امشب رو میتونی بیای خونه؟

146
00:12:29,000 --> 00:12:32,080
‫- نمی‌دونم، مامان
‫- چرا؟ چی شده مگه؟

147
00:12:34,440 --> 00:12:35,840
‫مامان، من...

148
00:12:36,960 --> 00:12:37,840
‫من...

149
00:12:39,000 --> 00:12:39,880
‫من با یه مشکل

150
00:12:39,960 --> 00:12:41,480
‫خیلی بزرگی سر کار مواجه شدم

151
00:12:41,560 --> 00:12:44,400
‫دخترم، کارِت سخته دیگه

152
00:12:45,240 --> 00:12:47,320
‫زود باش، بهم بگو، خودتو خالی کن

153
00:12:47,480 --> 00:12:50,080
‫هر مشکلی رو اگه به زبون بیاری،
‫آروم‌تر میشی

154
00:12:51,280 --> 00:12:54,280
‫یه کمی نوشیدنی خورده بودم با...

155
00:12:54,360 --> 00:12:55,960
‫ایول. با کی؟

156
00:12:56,400 --> 00:12:57,240
‫می‌شناسمش؟

157
00:12:57,400 --> 00:13:00,200
‫نه، مامان. خودمم نمی‌شناسمش.

158
00:13:01,040 --> 00:13:04,120
‫مسأله اینه که...
‫وقتی برگشتم توی چادر،

159
00:13:04,200 --> 00:13:05,800
‫یه موقعیت خیلی جدی‌ای پیش اومد،

160
00:13:06,680 --> 00:13:09,840
‫یه موقعیت خطرناک
‫روی سقف ضراب‌خونه و...

161
00:13:10,400 --> 00:13:12,440
‫منم فکر کردم یکی از گروگان‌ها
‫توی خطره،

162
00:13:12,520 --> 00:13:13,880
‫واسه همین...

163
00:13:14,280 --> 00:13:15,680
‫دستور شلیک دادم و...

164
00:13:16,800 --> 00:13:18,880
‫یه مرد بی‌گناه تیر خورد.

165
00:13:19,040 --> 00:13:22,920
‫- آره. توی تلویزیون دیدم، دخترم.
‫- الانم نمی‌دونم چه کار کنم.

166
00:13:23,880 --> 00:13:26,440
‫نمی‌دونم به زنش زنگ بزنم،

167
00:13:26,800 --> 00:13:31,000
‫کنفرانس خبری برگزار کنم، استعفا بدم...
‫نمی‌دونم چه کار کنم، مامان.

168
00:13:31,320 --> 00:13:34,560
‫خب، اولاً، آروم باش
‫و خودتم سرزنش نکن

169
00:13:35,040 --> 00:13:38,240
‫اونا اونجا با ماسک و اسلحه وایسادن،

170
00:13:38,560 --> 00:13:40,360
‫حبس شدن و همه چی رو
‫دارن به هم می‌ریزن.

171
00:13:41,000 --> 00:13:43,920
‫تو فقط می‌خواستی که از گروگان‌ها
‫محافظت کنی، غیر از اینه؟

172
00:13:44,880 --> 00:13:47,400
‫عزیزم... اگه جون یه نفر رو نجات
‫داده بودی چی؟

173
00:13:47,600 --> 00:13:51,080
‫هان؟ دیگه به من که زنگ نمی‌زدی، مگه نه؟

174
00:13:51,280 --> 00:13:52,160
‫خب...،

175
00:13:52,680 --> 00:13:54,280
‫و حالا هم من...

176
00:13:54,560 --> 00:13:57,240
‫نمی‌تونستم بفهمم که جدیداً
‫داری با غریبه‌ها می‌پری و...

177
00:13:57,720 --> 00:13:59,040
‫باهاشون نوشیدنی می‌زنی

178
00:13:59,920 --> 00:14:02,960
‫یا خدا! من... من که با غریبه‌ها نمی‌پرم!

179
00:14:04,080 --> 00:14:06,960
‫دخترم، دنیا دو روزه...

180
00:14:08,360 --> 00:14:10,680
‫باشه، مامان،
‫ولی الان مسأله این نیس که،

181
00:14:10,760 --> 00:14:13,360
‫مسأله اینه که من توی یه وضعیت
‫بحرانی سر کار هستم

182
00:14:13,520 --> 00:14:15,680
‫عزیزم، گور بابای اون شغلت

183
00:14:15,840 --> 00:14:18,840
‫چرا به جاش ازشون نمی‌خوای که بذارنت
‫توی یه سِمَتی که پاسپورت‌ها رو مُهر کنی؟

184
00:14:18,920 --> 00:14:20,880
‫اینطوری شاید یه کمی بتونی وقت واسه
‫خوشگذرونی هم داشته باشی!

185
00:14:20,960 --> 00:14:23,960
‫فکر می‌کنی وقتی بعدها رفتی خونۀ سالمندان،
‫گروگان‌گیرها میان دستتو میگیرن

186
00:14:24,040 --> 00:14:26,200
‫و میان بهت سر میزنن؟
‫نخیر، دخترم

187
00:14:26,280 --> 00:14:29,240
‫ولی شاید اون غریبه‌هه...

188
00:14:31,120 --> 00:14:35,120
‫نخند، می‌دونم چی دارم بهت میگم. من خودم...

189
00:14:35,280 --> 00:14:36,760
‫20 سال بیوه بودم و ...

190
00:14:39,720 --> 00:14:41,400
‫زمان رو نمیشه متوقف کرد، دخترم

191
00:14:42,440 --> 00:14:44,280
‫به عقب هم نمیشه برگردوندش، می‌فهمی؟

192
00:14:44,720 --> 00:14:47,880
‫- داریم وارد منقطه میشیم
‫- در موردش فکر می‌کنم، مامان.

193
00:14:48,440 --> 00:14:50,800
‫اگه دیدی دیروقت شد و نیومدم،
‫برو بخواب، باشه؟

194
00:14:50,960 --> 00:14:51,840
‫باشه

195
00:14:52,400 --> 00:14:53,640
‫گوش کن، تو هم با یه نفر دیگه

196
00:14:53,800 --> 00:14:55,000
‫برو توی تختت بخواب.

197
00:15:03,440 --> 00:15:06,640
‫"راکل" از یه غربیه خوشش میاد

198
00:15:31,800 --> 00:15:32,760
‫یا خدا...

199
00:15:35,160 --> 00:15:36,720
‫"مونیکا". هی... هی

200
00:15:38,640 --> 00:15:41,800
‫- اینجا چه کار می‌کنی تو؟ دیوونه شدی؟
‫- حالم خیلی خوب نبود

201
00:15:43,840 --> 00:15:46,080
‫فکر کنم به خاطر داروها بوده، حالمو بد کرده

202
00:15:46,920 --> 00:15:48,040
‫داروها

203
00:15:48,840 --> 00:15:51,320
‫به خاطر همونه، داروها
‫آره، بچه‌ـس. واسه اونه

204
00:15:55,600 --> 00:15:58,480
‫عجب، داری از تَب می‌سوزی که!

205
00:15:58,560 --> 00:16:00,480
‫باید از اینجا بره بیرون

206
00:16:00,800 --> 00:16:02,520
‫- بذار کمکت کنم
‫- صبر کن، وایسا

207
00:16:03,520 --> 00:16:04,720
‫می‌تونی چند لحظه

208
00:16:04,880 --> 00:16:05,720
‫- تنهام بذاری؟
‫- باشه

209
00:16:06,200 --> 00:16:07,080
‫خواهش می‌کنم

210
00:16:20,440 --> 00:16:21,520
‫چی فکر می‌کنی؟

211
00:16:25,840 --> 00:16:28,400
‫حالش که خیلی خوب نیس.
‫حالش خیلی بده.

212
00:16:29,800 --> 00:16:33,120
‫اگه اون گلوله رو خارج نکنیم،
‫کارش تمومه.

213
00:16:33,320 --> 00:16:34,920
‫بابا، آروم باش، باشه؟

214
00:16:35,360 --> 00:16:36,400
‫حالش خوب میشه

215
00:16:38,680 --> 00:16:40,280
‫واسه چی اصن بهش شلیک کردی؟

216
00:16:44,000 --> 00:16:47,480
‫چون "برلین" می‌خواست بُکُشتش
‫راه دیگه‌ای نداشتم

217
00:16:52,600 --> 00:16:55,320
‫اگه میخواد کسی رو بکشه،
‫خودش باید ماشه رو بچکونه، نه تو.

218
00:16:56,680 --> 00:16:58,080
‫ما واسه دزدی اومدیم

219
00:16:58,320 --> 00:17:00,680
‫نه اینکه ملت رو بُکُشیم.
‫یا کسی رو نجات بدیم

220
00:17:00,800 --> 00:17:02,360
‫عجب بدبختایی هستیم ما

221
00:17:02,440 --> 00:17:04,920
‫- بین همۀ این آدما...
‫- بابا، آروم باش

222
00:17:05,040 --> 00:17:06,120
‫آروم باش

223
00:17:13,000 --> 00:17:15,120
‫"مونیکا"، کارت هنوز تموم نشده؟

224
00:17:15,800 --> 00:17:16,640
‫تموم شد

225
00:17:24,280 --> 00:17:26,560
‫- بیا بریم
‫- "راکل"، یه لحظه صبر کن

226
00:17:28,480 --> 00:17:29,720
‫یه صحبتی باهات دارم

227
00:17:30,120 --> 00:17:31,680
‫می‌خوام وارد تیم پزشکی بشم

228
00:17:32,560 --> 00:17:34,800
‫نه. یه نفر وارد میشه، ولی تو
‫اون یه نفر نیستی

229
00:17:35,360 --> 00:17:38,480
‫حتماً! همیشه یه نفر بهتر از من
‫واسه هر کاری وجود داره

230
00:17:46,920 --> 00:17:49,080
‫"راکل"، من اسلحه‌ها رو خیلی خوب
‫می‌شناسم

231
00:17:49,600 --> 00:17:52,600
‫می‌تونم وارد اونجا بشم، و توی یه نگاه،
‫بفهمم چند تا اسحله دارن

232
00:17:52,680 --> 00:17:54,280
‫اسلحه‌ـشون از چه نوعی‌ـه؛ قلابی‌ـه یا نه؟

233
00:17:55,920 --> 00:17:57,840
‫شاید بتونم بفهمم دزدا کی هستن

234
00:18:00,800 --> 00:18:01,640
‫درست میگی

235
00:18:03,080 --> 00:18:05,120
‫باهاشون برو و مراقب تیم پزشکی هم باش

236
00:18:06,000 --> 00:18:07,760
‫حالا بهت میگم که چه کار قراره انجام بدیم

237
00:18:08,600 --> 00:18:10,880
‫می‌خوام این کارو وقتی انجام بدم که
‫تیم پزشکی رو می‌فرستیم داخل

238
00:18:10,960 --> 00:18:13,840
‫از اینکه این تصمیمات رو حین سوار شدن
‫آمبولانس می‌گیری، تحسین‌ـت می‌کنم

239
00:18:14,640 --> 00:18:17,800
‫ولی حضور من اینجا فقط به خاطر
‫دولت هست که میخواد

240
00:18:17,960 --> 00:18:19,440
‫هیچ خروجی خشونت‌باری رخ نده

241
00:18:19,760 --> 00:18:20,600
‫عجب!

242
00:18:21,280 --> 00:18:23,800
‫افسر سرویس اطلاعاتی‌ـمون یهویی
‫صلح‌طلب شده!

243
00:18:24,160 --> 00:18:26,640
‫مگه تو نبودی که می‌خواستی
‫با تانک وارد اونجا بشی؟

244
00:18:26,800 --> 00:18:29,720
‫من می‌خواستم غافل‌گیرشون کنم و بگیرم‌ـشون
‫این قضیه رو هم زودتر تموم‌ـش کنم

245
00:18:29,840 --> 00:18:31,920
‫ولی الان اولویت اینه که هیچ
‫قربانی‌ای در کار نباشه

246
00:18:32,000 --> 00:18:34,840
‫بنابراین پیشنهاد می‌کنم صرفاً مذاکره کنید
‫و صبر کنید

247
00:18:36,160 --> 00:18:38,520
‫چقدر بده که کل روز رو اینجا باشی

248
00:18:38,600 --> 00:18:41,400
‫فکر کنی بهترینی، در عین حال
‫مجبورم نباشی هیچ تصمیمی بگیری، نه؟

249
00:18:42,560 --> 00:18:45,000
‫مثه این میمونه که توی نمایش تلویزیونی
‫بحران گروگان‌گیری هستیم!

250
00:18:45,080 --> 00:18:46,800
‫بازرس، نمی‌خوام نیش و کنایه بزنم

251
00:18:46,840 --> 00:18:51,160
‫چون توی یه مقطع سنی خاص هورمون‌ها
‫دیگه کنترل کل بدن رو می‌گیرن

252
00:18:51,960 --> 00:18:54,880
‫- مامانمم همین شکلی بود
‫- کجا داری میری؟

253
00:18:55,480 --> 00:18:58,200
‫همونطوری که می‌دونی،
‫باید همۀ این قضایا رو اطلاع بدم

254
00:18:58,680 --> 00:18:59,520
‫البته

255
00:19:03,760 --> 00:19:06,960
‫تا الان گروگان‌ها همیشه چند قدم
‫از ما جلوتر بودن

256
00:19:07,120 --> 00:19:09,680
‫همه‌چیزشون برنامه‌ریزی شده بود
‫غیر از این تیراندازی

257
00:19:10,120 --> 00:19:11,920
‫اولین چیزی‌ـه که مطابق
‫برنامه پیش نرفته

258
00:19:12,000 --> 00:19:13,400
‫ما هم باید از این قضیه استفاده کنیم

259
00:19:15,200 --> 00:19:17,920
‫تنها راهی که بتونیم وارد بشیم
‫بدون اینکه دوربین‌هاشون متوجه‌ـمون بشن

260
00:19:18,080 --> 00:19:20,520
‫اینه که از طریق این لوله‌ها که زیر خاک
‫هستن پیش بریم

261
00:19:20,600 --> 00:19:22,720
‫اینطوری مستقیم وارد زیرزمین میشیم

262
00:19:22,880 --> 00:19:24,440
‫اینجا هم دریچۀ تهویه هست

263
00:19:24,560 --> 00:19:27,400
‫هفت ماه پیش اینو گذاشتنش که
‫بتونن گرمای چاپ‌خونه رو از اینجا خارج کنن

264
00:19:27,480 --> 00:19:28,480
‫ولی هنوز کامل نشده

265
00:19:28,520 --> 00:19:33,320
‫- احتمالاً اصلاً از وجودش با خبر نیستن
‫- ازت می‌خوام دو تا نیروهات رو از اینجا بفرستی داخل

266
00:19:33,440 --> 00:19:36,400
‫من خودم با افسر "گارسیا لوبو" که اینجائه
‫میتونیم بریم

267
00:19:36,560 --> 00:19:38,520
‫باشه. معاون بازرس "روبیو" هم

268
00:19:38,680 --> 00:19:41,560
‫همراهِ دو تا جراح میره و به عنوان
‫پرستار وارد میشه

269
00:19:41,880 --> 00:19:44,360
‫الان ساعت 6:09 عصره،
‫ساعت‌ها رو تنظیم کنید

270
00:19:44,440 --> 00:19:47,040
‫رأس 6:15 عصر، تیم پزشکی وارد میشن.

271
00:19:47,200 --> 00:19:48,880
‫با توجه به گفته‌های رئیس داخلی تیم پزشکی،

272
00:19:49,000 --> 00:19:51,080
‫جراحی حداکثر 30 دقیقه زمان می‌بره.

273
00:19:51,720 --> 00:19:54,720
‫ولی می‌تونن تا ساعت 7 عصر طولش بدن.

274
00:19:55,280 --> 00:19:56,560
‫وقتی دکترها خارج میشن،

275
00:19:56,640 --> 00:19:59,360
‫اکثر گروگان‌گیرها مجبورن که
‫حواسشون بهشون باشه،

276
00:19:59,440 --> 00:20:02,680
‫اینجاست که "سوارز" و "لوبو" از
‫زیر خاک رد شدن و وارد میشن

277
00:20:04,040 --> 00:20:07,400
‫اونا با لباس قرمز و ماسک "دالی"
‫وارد کانال تهویه میشن

278
00:20:07,560 --> 00:20:09,160
‫بین گروگان‌ها نفوذ پیدا می‌کنن

279
00:20:09,560 --> 00:20:12,560
‫این نقشه زمانی جواب میده که
‫مطابق زمان برنامه‌ریزی شده پیش بریم

280
00:20:12,880 --> 00:20:14,040
‫بازرس!

281
00:20:14,320 --> 00:20:17,320
‫- همسر "آرتورو رومَن" اینجاست
‫- یه لحظه صبر کنید لطفاً

282
00:20:18,080 --> 00:20:19,360
‫"سوارز"، زود باش کارو شروع کن

283
00:20:20,840 --> 00:20:22,800
‫حواست به دکترها باشه
‫مراقب خودتم باش

284
00:20:23,080 --> 00:20:24,560
‫عملیات رو شروع کنین

285
00:20:25,680 --> 00:20:27,760
‫چی شده؟ شوهرم حالش خوبه؟

286
00:20:28,400 --> 00:20:30,040
‫شوهرت به هوش‌ـه و حالشم خوبه

287
00:20:30,320 --> 00:20:31,600
‫اشتباهاً سمتش شلیک شده

288
00:20:31,960 --> 00:20:35,240
‫- شلیک شده؟ منظورتون چیه؟
‫- زخمی شده، ولی زنده‌ـس.

289
00:20:35,960 --> 00:20:37,720
‫آروم باش. آروم باش

290
00:20:38,480 --> 00:20:41,120
‫گروگان‌گیرها بهمون اجازه دادن که
‫یه تیم جراحی رو وارد اونجا کنیم

291
00:20:41,200 --> 00:20:42,840
‫اونم سریعاً قراره جراحی بشه

292
00:20:44,080 --> 00:20:47,440
‫ببخشید، ولی...
‫نفهمیدم چی گفتین، ببخشین.

293
00:20:47,640 --> 00:20:48,480
‫آروم باش

294
00:20:49,160 --> 00:20:50,560
‫همه‌چیز قراره درست بشه

295
00:20:51,240 --> 00:20:52,880
‫- بگیر بشین، لطفاً
‫- ممنون

296
00:20:53,360 --> 00:20:55,200
‫- می‌تونی الان باهاش حرف بزنی؟
‫- بله

297
00:20:55,960 --> 00:20:57,080
‫اینو بگیر

298
00:20:58,520 --> 00:20:59,520
‫"آلمانسا"، ضبطش کن.

299
00:21:00,520 --> 00:21:02,560
‫همین الان باید یه جوری اون
‫گلوله رو خارجش کنیم

300
00:21:07,080 --> 00:21:08,160
‫تو انجامش بده، بابا

301
00:21:09,040 --> 00:21:10,520
‫تو خون‌سردتر می‌تونی انجامش بدی

302
00:21:14,640 --> 00:21:16,960
‫کیت جراحی که پروفسور بهمون داد کجاست؟

303
00:21:17,040 --> 00:21:18,960
‫- یه چاقوی جراحی کوچیک داخلش‌ـه
‫- دست "برلین"‌ـه

304
00:21:19,600 --> 00:21:20,440
‫عجبا!

305
00:21:20,520 --> 00:21:22,880
‫فکر نکنم ایدۀ خوبی باشه که
‫ازش کیت جراحی رو بخوایم

306
00:21:23,680 --> 00:21:26,320
‫جراح‌ها!
‫برو ابزارشون رو بدزد. زود باش!

307
00:21:26,480 --> 00:21:28,440
‫- باشه
‫- وایسا! صبر کن!

308
00:21:29,160 --> 00:21:30,440
‫لطفاً این یادداشت رو بهش بده!

309
00:21:39,480 --> 00:21:41,160
‫الان زخمت رو تمیز می‌کنم، باشه؟

310
00:21:42,040 --> 00:21:43,840
‫آروم باش. حالت خوب میشه.

311
00:21:48,280 --> 00:21:51,200
‫- الو؟
‫- پروفسور، همسر "آرتورو رومَن" اینجاست

312
00:21:52,240 --> 00:21:53,080
‫باشه

313
00:22:02,960 --> 00:22:03,880
‫"آرتورو"

314
00:22:05,320 --> 00:22:06,160
‫"آرتورو!"

315
00:22:08,720 --> 00:22:10,200
‫اسم زنت چیه؟

316
00:22:12,040 --> 00:22:12,880
‫"لورا"

317
00:22:13,920 --> 00:22:16,040
‫چه اسم قشنگی.
‫خب، الان می‌تونی با "لورا" صحبت کنی

318
00:22:17,360 --> 00:22:19,360
‫همسر واسه یه همچین لحظاتی خوبه دیگه

319
00:22:20,840 --> 00:22:22,000
‫آرام‌بخش‌ـن یه جورایی

320
00:22:22,600 --> 00:22:25,840
‫هیشکی وقتی توی دیسکو هست و
‫مثه چی توی فضاس

321
00:22:25,920 --> 00:22:28,760
‫یاد زنش نمی‌افته که، ولی...

322
00:22:29,440 --> 00:22:34,400
‫اگه به یه مشکلی بر بخوری، یه تصادفی یا...
‫مثه سگ می‌ترسی

323
00:22:35,160 --> 00:22:36,280
‫که همه‌چی عوض بشه

324
00:22:41,280 --> 00:22:43,600
‫الان داری به منشی‌ـت فکر می‌کنی؟

325
00:22:44,560 --> 00:22:45,760
‫ها؟ آره؟

326
00:22:47,880 --> 00:22:48,720
‫نه

327
00:22:49,400 --> 00:22:51,520
‫ولی کی میاد به منشیش فکر کنه

328
00:22:52,000 --> 00:22:54,520
‫اونم با بچه‌هایی که میشد سقط‌ـشون کرد...

329
00:22:55,040 --> 00:22:57,280
‫- یا اصن فکر نکنه؟
‫- میشه بی‌خیال سخنرانی بشی لطفاً؟

330
00:22:57,360 --> 00:22:58,200
‫گوش کن ببین چی میگم

331
00:22:59,400 --> 00:23:00,440
‫اگه چیز عجیبی بگی،

332
00:23:00,600 --> 00:23:01,960
‫یه جوری می‌کُشمت که

333
00:23:02,040 --> 00:23:04,080
‫زن‌ـت اون طرف خط به صورت زنده
‫قضیه رو بشنوه. فهمیدی؟

334
00:23:15,040 --> 00:23:15,960
‫بازرس!

335
00:23:16,480 --> 00:23:17,920
‫دارن یه تلفن رو روشن می‌کنن

336
00:23:18,880 --> 00:23:20,400
‫باید اون گوشی رو هک کنیم

337
00:23:20,640 --> 00:23:22,600
‫می‌خوام دوربین سلفی و دوربین اصلی‌ـش
‫رو ببینم

338
00:23:24,160 --> 00:23:25,640
‫بیا عزیزم، بیا.

339
00:23:26,000 --> 00:23:27,320
‫سلام عشقم

340
00:23:28,920 --> 00:23:30,560
‫"آرتورو"، عزیزم، حالت چطوره؟

341
00:23:30,840 --> 00:23:32,240
‫خوبم، خوب. حالم خوبه

342
00:23:32,560 --> 00:23:34,320
‫- گلوله به جای حیاتی نخورده
‫- تصویری نیس

343
00:23:34,560 --> 00:23:37,320
‫نه از دوربین اصلی و نه از دوربین سلفی.
‫روی دوربین‌هارو پوشوندن.

344
00:23:37,760 --> 00:23:39,720
‫اجازه دادن که چندتا جراح وارد بشه

345
00:23:41,720 --> 00:23:42,640
‫می‌دونم

346
00:23:43,520 --> 00:23:44,560
‫ببین، من...

347
00:23:45,320 --> 00:23:47,960
‫داشتم بهت فکر می‌کردم و...

348
00:23:48,480 --> 00:23:49,960
‫به تموم اشتباهاتی که کرده بودیم...

349
00:23:50,120 --> 00:23:52,000
‫بهش فکر نکن، عزیزم. الان وقتش نیس.

350
00:23:52,400 --> 00:23:53,360
‫الان وقتش نیس.

351
00:23:53,800 --> 00:23:55,400
‫بعدشم، همه‌ـش تقصیرِ من‌ـه.

352
00:23:57,360 --> 00:24:00,560
‫می‌دونم که وضعیت‌ـمون خوب نیس.
‫چند وقتی میشه که وضع مناسبی نداریم

353
00:24:00,840 --> 00:24:04,240
‫نسبت به تو و بچه‌هامون غفلت کردم
‫آدم خودخواهی بودم

354
00:24:05,880 --> 00:24:08,160
‫بهت قول میدم که همۀ این مسائل
‫عوض میشن، می‌فهمی چی میگم؟

355
00:24:08,600 --> 00:24:10,200
‫قول میدم همه چی عوض بشه.

356
00:24:11,240 --> 00:24:13,360
‫10 سالی میشه که بهم گفته بودی میخوای

357
00:24:13,480 --> 00:24:14,800
‫خواهرت رو توی استرالیا ببینی.

358
00:24:16,120 --> 00:24:18,520
‫از موقعیت هم استفاده کنی که
‫بچه‌ها هم انگلیسی یاد بگیرن

359
00:24:19,240 --> 00:24:21,000
‫و کانگوروها رو هم ببینن

360
00:24:22,240 --> 00:24:24,680
‫وقتی از اینجا بیام بیرون، اولین کاری
‫که انجام میدم همین‌ـه.

361
00:24:25,520 --> 00:24:26,560
‫اینو مدیون‌ـم بهت

362
00:24:28,160 --> 00:24:29,400
‫واست انجامش میدم.

363
00:24:29,880 --> 00:24:31,280
‫چون خیلی زیاد دوسِت دارم

364
00:24:31,520 --> 00:24:34,800
‫همۀ این سال‌ها به هدر رفتن، دنبال...

365
00:24:36,320 --> 00:24:39,360
‫فکر می‌کردم پول و منصب‌
‫از هر چیزی بیشتر اهمیت دارن

366
00:24:39,880 --> 00:24:41,720
‫ولی این تو بودی که از همه‌ـشون
‫برام مهم‌تر بودی

367
00:24:42,840 --> 00:24:44,240
‫همیشه هم خودت بودی

368
00:24:46,000 --> 00:24:47,640
‫از همون روزی که واسه اولین بار دیدمت

369
00:24:50,480 --> 00:24:52,080
‫قسم می‌خورم وقتایی بوده که...

370
00:24:52,600 --> 00:24:54,360
‫اون روز رو به یاد بیارم و...

371
00:24:55,360 --> 00:24:57,960
‫به خودم بگم تو چی تویِ من دیدی، "مونیکا"؟

372
00:25:04,120 --> 00:25:04,960
‫"لورا"

373
00:25:11,560 --> 00:25:13,200
‫تو فقط به فکر این باش
‫که از اونجا خارج بشی

374
00:25:16,880 --> 00:25:18,200
‫فقط به همین فکر کن

375
00:25:19,040 --> 00:25:19,960
‫دوستت دارم

376
00:25:20,800 --> 00:25:21,920
‫دوستت دارم، عزیزم.

377
00:25:29,960 --> 00:25:30,800
‫تو خوبی؟

378
00:25:31,840 --> 00:25:32,760
‫آروم باش.

379
00:25:34,960 --> 00:25:36,800
‫چقدر حرفه‌ای هستی تو، "آرتورو".

380
00:25:38,200 --> 00:25:41,400
‫منشی‌ـت... با اون شکمش...

381
00:25:42,600 --> 00:25:46,320
‫"لوریتا" هم که توی یه اتاق 4 در 4
‫با بچه‌ها منتظرته

382
00:25:46,600 --> 00:25:49,640
‫تو هم که دور تا دورت رو پول گرفته،
‫عملاً افسانه‌ای!

383
00:25:51,680 --> 00:25:52,520
‫"برلین"!

384
00:25:52,960 --> 00:25:54,320
‫دکترها بیرونن!

385
00:25:57,040 --> 00:25:58,720
‫باید منو ببخشی

386
00:26:04,640 --> 00:26:08,240
‫- همه می‌دونن که باید چه کار کنن دیگه؟
‫- می‌دونن! البته که می‌دونن!

387
00:26:08,400 --> 00:26:09,680
‫آماده‌این؟

388
00:26:11,040 --> 00:26:11,960
‫می‌بینی که، آماده‌ـن!

389
00:26:12,280 --> 00:26:13,120
‫"مرسدس"!

390
00:26:15,200 --> 00:26:16,080
‫آماده‌ای؟

391
00:26:17,280 --> 00:26:19,240
‫- بله، قربان
‫- اینو می‌خوام از اینجا ببری‌ـش بیرون.

392
00:26:19,520 --> 00:26:21,800
‫"ریو"، اینو ببرش توی یه دفتر.

393
00:26:25,040 --> 00:26:26,040
‫"نایروبی"

394
00:26:26,920 --> 00:26:29,760
‫ماسک‌هاتون رو بذارید!

395
00:26:31,560 --> 00:26:33,920
‫همه با من! به پیش!

396
00:26:48,160 --> 00:26:49,000
‫بیاین داخل

397
00:26:59,080 --> 00:27:00,600
‫همه چی رو بذارین روی زمین

398
00:27:02,040 --> 00:27:02,880
‫در رو ببندین

399
00:27:13,800 --> 00:27:14,920
‫بیاین جلو

400
00:27:22,960 --> 00:27:25,120
‫دست‌هاتون رو بذارید روی سرتون و
‫پاهاتون رو باز کنید

401
00:27:25,840 --> 00:27:27,080
‫می‌خوایم تفتیش‌ـتون کنیم

402
00:27:36,480 --> 00:27:38,160
‫لطفاً اینو از اینجا ببرش بیرون

403
00:27:55,120 --> 00:27:56,200
‫گوش کن ببین چی میگم

404
00:27:57,160 --> 00:27:59,280
‫یکی از پرستارها یه پلیس مخفی‌ـه

405
00:27:59,440 --> 00:28:01,440
‫- کدومشون؟
‫- اونی که عینک داره

406
00:28:01,880 --> 00:28:03,280
‫می‌دونی که باید چه کار کنی دیگه.

407
00:28:03,360 --> 00:28:05,400
‫- تمام و کمال. میریم سراغش.
‫- "برلین"!

408
00:28:06,560 --> 00:28:09,040
‫این کار باید با دقت فوق‌العاده بالایی
‫انجام بشه‌ها!

409
00:28:09,520 --> 00:28:10,520
‫می‌دونم

410
00:28:13,000 --> 00:28:13,840
‫رفقا!

411
00:28:14,240 --> 00:28:15,960
‫اونی که عینک داره، پلیس‌ـه!

412
00:28:17,880 --> 00:28:18,760
‫اونا وارد میشن

413
00:28:20,080 --> 00:28:23,080
‫شاید حین یه حمله باشه،
‫یا یه مسأله اورژانسی پیش بیاد

414
00:28:23,160 --> 00:28:25,560
‫ممکنه یکی از هلال احمر بیاد یا
‫یه نفر بیاد که بهتون پیتزا بده

415
00:28:25,720 --> 00:28:30,240
‫ولی مشخصه که سعی می‌کنن
‫یه نفر رو یه جوری وارد کنن

416
00:28:31,400 --> 00:28:35,520
‫و اینطوری واسه‌ـمون موقعیتی پیش میاد
‫که بتونیم بهشون یه اسب تروجان بدیم

417
00:28:36,000 --> 00:28:37,200
‫می‌دونین اسب تروجان چیه؟

418
00:28:37,360 --> 00:28:39,880
‫- نمی‌دونم چیه، ولی باهاش میشه قافیه رفت!
‫- نه!

419
00:28:41,120 --> 00:28:43,160
‫- اسب تروجان...
‫- می‌دهد جولان!

420
00:28:43,720 --> 00:28:46,000
‫خفه‌شو و حواستو جمع کن، بی‌شعور!

421
00:28:46,280 --> 00:28:47,120
‫ببخشید

422
00:28:49,520 --> 00:28:50,360
‫معذرت میخوام

423
00:28:53,040 --> 00:28:55,200
‫یونانی‌ها با "تروجان‌"ـی‌ها توی جنگ بودن

424
00:28:56,960 --> 00:29:00,040
‫یه روز "تروجان"ـی‌ها جلوی شهرشون

425
00:29:00,200 --> 00:29:02,720
‫یه اسب چوبی پیدا کردن،
‫یه اسب چوبی خیلی بزرگ

426
00:29:04,120 --> 00:29:05,200
‫و از سَرِ نفهمی و غرورشون،

427
00:29:05,280 --> 00:29:08,440
‫فکر کردن یونانی‌ها کادوی تسلیم شدن‌ـشون
‫رو اینطوری فرستادن

428
00:29:08,520 --> 00:29:10,000
‫واسه همین دروازه‌های شهرو باز کردن...

429
00:29:10,680 --> 00:29:11,960
‫و اسب رو بردن داخل.

430
00:29:12,840 --> 00:29:15,080
‫ولی نمی‌دونستن که اون اسب توخالی نیست و

431
00:29:16,160 --> 00:29:18,320
‫کلی جنگجوی یونانی داخل‌ـشه!

432
00:29:21,400 --> 00:29:23,440
‫اون شب "تروجان"ـی‌ها جنگ رو باختن

433
00:29:27,440 --> 00:29:30,040
‫و اینم دقیقاً همون کاری‌ـه
‫که ما قراره انجام بدیم

434
00:29:35,880 --> 00:29:37,320
‫وقتی میخوان وارد بشن

435
00:29:38,760 --> 00:29:40,880
‫در حالی که دارن فکر می‌کنن
‫که قراره برندۀ مبارزه بشن

436
00:29:58,560 --> 00:30:01,120
‫تموم اشیای فلزی‌ـتون رو بذارید
‫توی اون سینی.

437
00:30:02,240 --> 00:30:03,320
‫عینک‌هاتون

438
00:30:03,760 --> 00:30:04,600
‫ساعت‌هاتون

439
00:30:05,000 --> 00:30:06,280
‫اگه اسلحه‌ای دارید،

440
00:30:06,680 --> 00:30:09,160
‫میکروفونی دارید... پیشنهاد می‌کنم اونا رو
‫هم بذارید داخل سینی.

441
00:30:09,320 --> 00:30:11,720
‫رَدِ هرجور ارتباط رادیویی رو می‌گیریم

442
00:30:12,880 --> 00:30:15,200
‫کفش‌هاتون رو هم در بیارین لطفاً.

443
00:30:18,760 --> 00:30:20,040
‫حالا بخوابید

444
00:30:20,720 --> 00:30:21,560
‫روی زمین

445
00:30:25,840 --> 00:30:26,720
‫خیلی خب

446
00:30:26,960 --> 00:30:27,960
‫مثل سوسک‌ها.

447
00:30:58,160 --> 00:30:59,040
‫بلند شین

448
00:31:02,240 --> 00:31:03,440
‫کفش‌هاتون رو بپوشید

449
00:31:09,120 --> 00:31:10,120
‫فقط عینک‌ـت رو بردار

450
00:31:10,720 --> 00:31:11,720
‫بهشون نیاز پیدا می‌کنی

451
00:31:13,240 --> 00:31:17,560
‫و حالا... خوش اومدین.
‫وسایل‌ـتون رو بردارید و دنبالم بیاین.

452
00:31:17,760 --> 00:31:18,720
‫ممنونم
